Fadak.IR راهکارهای فدک
English Русский العربية فارسی
مقالات مدیریت مطالعات زبان


/ هنر و رسانه / دین و رسانه

رسانه‌شناسی - رسانه‌های الکترونیک


      ارتباطات (Communications)
       انواع ارتباط
      انواع ارتباطات
      هرم دانش
      رسانه
      عناصر(مدل‌های ارتباطی)
      مهمترین ویژگی‌های ارتباطات جمعی نسبت به ارتباطات سنتی
      وسایل ارتباط جمعی
      نقش رسانه‌های ارتباط جمعی
         نقش رسانه‌های ارتباط جمعی
      هنر مکالمه با جهان
         دیدگاه‌ها در خصوص ماهیت و چیستی رسانه
      کارکرد رسانه‌ها
         نقش و کارکرد رسانه درجنگ بین کشورها
         کارکردهای مثبت رسانه‌ها
      انواع رسانه‌ها
      مقایسه ابعاد گوناگون رسانه‌ها 
      ارکان ارتباط یا نمودار ارتباطات
      طبقه بندی رسانه‌ها
         رسانه‌های جدید الکترونیک
         انواع تکنولوژی رسانه‌های جدید
      رادیو
      تلویزیون
      ماهواره
      تاسیس خبر گزاری‌های بین المللی
      رابطه هنر و صنعت
         صنعتی شدن فرهنگ و هنرـ مکتب انتقادی
      تاکتیک‌های جنگ رسانه ای
      رسانه‌های الکترونیکی
       نقش رسانه‌ها در جامعه
      منابع دیگر
      منابع دیجیتالی بیشتر
      الکترونیک، ‌دیجیتال، سایبر یا آنلاین ؟

ارتباطات (Communications)

- واژه ارتباطات (communications) از ریشه لاتین (communis) به معنای اشتراک، پیوند و ربط دادن است. با عنوان پیوستگی و رابطه هم کاربرد دارد.
- واژه ارتباطات با ارتباط تفاوت دارد. علم ارتباطات به معنی مطالعه پیرامون ابزار و لوازم این پدیده است.  
- ارتباطات : فرایندی است که در آن پیام از پیام دهنده به پیام گیرند منتقل می‌شود.
- دایره المعارف میشر : ارتباط در مفهوم گسترده آن برای هر نوع انتقال اطلاعات به کار می‌رود.
ادوین امری می‌گوید: ارتباط عبارت از فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر است در واقع مفهوم ارتباط به معنی هماهنگ شدن فرستنده و گیرنده در رابطه با یک پیام ویژه است.

- پرسش‌های ارتباطی :
1. چه کسی می‌گوید؟ 
2. چه چیزی می‌گوید؟ 
3. به چه کسی می‌گوید؟ 
4. کجا می‌گوید؟ 
5. با چه ابزاری می‌گوید؟ 
6. برای چه می‌گوید؟ 
7. با چه تاثیری می‌گوید؟ 

- ویژگی‌های ارتباط جمعی (عمومی):
1. پیام گیران نا آشنا و پراکنده
2. بازگشت پیام با تاخیر 
3. سرعت عمل زیاد
4. تکثیر پیام
5. ارتباط سطحی و ناپایدار 

- ویژگی‌های ارتباط جمعی(بیانی دیگر)
1- وجود افراد حرفه‌ای
2- وسیله ارتباطی قدرتمند
3- پخش پیام وسیع و گسترده
4- پخش سریع
5- فعالیت پیوسته
6- مخاطبان انبوه و ناهمگون و پراکنده
7- مخاطبان به صورت گزینشی به برنامه‌ها توجه می‌کنند

 انواع ارتباط

فرایند‌های ارتباطی را می‌توان برحسب معیارهای مختلف ازجمله تعداد افراد شرکت کننده در آن فرایند و یا رسانه‌های به کارگرفته شده در آن به انواع زیر تقسیم کرد:

1: انواع ارتباط از لحاظ تعداد افراد درگیر
الف) ارتباط درون فردی یا درون شخصی (ارتباط با خود): در ارتباط درون فردی فرد با خود ارتباط برقرار می‌کند مثلا َ درانجام کاری سخت خود را تشویق می‌کند و یا این که عملی ناپسند روی داده وخود را شماتت می‌کند.
ب) ارتباط میان فردی یا چهره به چهره در ارتباط میان فردی: فرآیند تبادل پیام بین دو نفر شکل می‌گیرد.
ج) ارتباط گروهی: درارتباط گروهی افرادی تقریبا َ قابل شمارش شرکت دارند. در سمینارها و میزگردها وکلاس‌های درس چنین ارتباطی وجود دارد.
د) ارتباط جمعی: نوعی ارتباط است که در آن افراد زیادی ناآشنا غیرمشخص ونامتنادی که به راحتی قابل شمارش نیستند مشارکت دارند.

2 : انواع ارتباط از لحاظ رسانه‌های مورد استفاده:
ازنظر رسانه‌های مورد استفاده نیز به طور کلی دو نوع ارتباط را می‌توان جدا کرد.
الف) ارتباط کلامی : نوعی ارتباط است که در آن پیامها در غالب رمزهایی کلامی (اصوات، کلمه‌ها، جمله‌ها، عبارات)که به صورت شفاهی و به شکل نوشتاری منتقل می‌شوند.
مجموعه مختلف رمزهای کلامی با صداها، لفظ‌ها، معانی و قواعد دستوری خاص خود زبان‌های متفاوتی نظیر فارسی، عربی، فرانسه و.... می‌سازند. دراتباط کلامی انسان‌ها از طریق گفتگو و یا نوشتن یا زبان مشترک تبادل پیام می‌کنند.
الف 1) ارتباط کلامی گفتاری : نظیر سخنرانی و بحث وگفتگو بین افراد که می‌توانند سریع و بدون نیاز به مقدمات وامکانات زیاد برقرار شود و دستیابی به بازخورد در آن‌ها نسبتا َ آسان است.
الف 2) ارتباط کلامی نوشتاری : نظیر کتاب، جزوه، اطلاعیه‌ها ونشریات که در مقایسه با ارتباط‌های گفتاری رسانه روشن تر ومنطقی تر هستند اما نسبت به آن‌ها وقت گیر تر وبیشتر یکطرفه وفاقد بازخورد می‌باشند.
ب ) ارتباط غیر کلامی : در ارتباط غیر کلامی ازرمزهای غیرکلامی استفاده می‌شود. ارتباط غیرکلامی قبل از شکل گیری وتکامل زبان در جوامع بشری نقش مهمی داشته وهنوز نیز در مواردی به عنوان تکمیل کننده ارتباط کلامی ویا حتی به عنوان راه ارتباطی مستقل مورد استفاده قرار می‌گیرد. با استفاده از علائمی نظیر روشن کردن آتش برفراز کوه‌ها در گذشته که پیامها را به مکان‌های بسیار دورمنتقل می‌کردند. زبان تصویری (مانند طراحی، نقاشی، عکس، فیلم)موسیقی ونیز زبان بدن شکل‌های متفاوتی از ارتباط غیر کلامی هستند. زبان بدن یا استفاده از حرکات وحالات دستها وپاها، تنه و چهره که در خالص‌ترین شکل آن به صورت هنر پانتومیم در می‌آید از رایج‌ترین شکل‌های ارتباطی است. حتی ارتباط کلامی نیز اغلب حاوی عناصری از ارتباط غیر کلامی نظیر تن صدا وتاکید بر کلمات خاص است.
پیام به خودى خود داراى هیچ‌گونه هدفى نیست. هدف پیام بستگى مستقیمى به شرایط فرستنده و گیرندهٔ پیام دارد. هر یک از ما در طول شبانه‌روز، در هزاران جریان ارتباطى وارد مى‌شویم، فقط براى اینکه در مخاطبان خود تأثیر بگذاریم و در فکر و عقیده و رفتارشان نفوذ کنیم. در واقع، هدف اساسى افراد یا هر فرستندهٔ پیام این است که خود را بصورت عامل مؤثرى در آورد تا بتواند در دیگران، در محیط و حتى در سرنوشت خویش تأثیر بگذارد و از همه مهم‌تر، به تمایلات و خواسته‌هاى خود جامهٔ عمل بپوشاند. بنابراین، فرستنده و گیرندهٔ پیام هستند که در شرایطى خاص، هدف ویژەاى را در یک فرایند ارتباطى در نظر مى‌گیرند و روش مناسب با آن را انتخاب مى‌کنند.

پیچیدگى و تداخل روش‌هاى ارتباطى (شفاهی، کتبی، مستقیم، غیر مستقیم و غیره) باعث تداخل هدف‌هاى ارتباطى نیز شده است؛ در نتیجه، ممکن است در یک فرایند ارتباطی، چندین هدف نهفته باشد.
۱- ارتباط ارادى و غیرارادى: اگر ارتباطى با طرح و برنامه‌ریزى قبلى و حساب شده باشد، آن را ارتباط ارادى مى‌گویند و اگر بدون طرح و برنامه‌ریزى قبلى صورت گرفته باشد، آن را ارتباط غیرارادى مى‌نامند؛ مثلاً معلمى که قبل از رفتن به کلاس براى انتقال مفاهیم علمى خود، دانش پایه و علاقه شاگردان را در نظر مى‌گیرد و براى تدریس خود طرح درس تهیه مى‌کند، روش ارتباط ارادى را اتخاذ کرده است. در تمام موارد لازم نیست که برقرارى ارتباط با اراده و تصمیم قبلى گیرنده و فرستندهٔ پیام همراه باشد. ممکن است فرستندهٔ پیامى به مناسبتى، اعلام کند و این مطلب یا پیام در فرد دیگرى که مورد نظر فرستنده نیست تأثیر بگذارد و عمل یا احساس مشخصى را بوجود آورد. تعامل احساسى‌اى را که در کلاس صورت مى‌گیرد، شاید بتوان از نوع ارتباط‌هاى غیرارادى در هنگام تدریس دانست.
۲- ارتباط رسمى و غیر رسمى: منظور از ارتباط رسمى آن دسته از انواع روش‌هاى ارتباطى است که در سطحى وسیع و در محیط‌هایى رسمى صورت مى‌گیرد. ارتباط جمعى و ارتباطى که در سازمان‌ها و نظام‌هاى ادارى و آموزشى جهت ابلاغ آیین‌نامه‌‌ها و مقررات با زیردستان برقرار مى‌گردد، ارتباط رسمی نامیده مى‌شود. ارتباط غیر رسمی به آن نوع ارتباطى گفته مى‌شود که بین دو نفر یا دو گروه بطور عادى و غیر رسمى اتفاق مى‌افتد. این‌گونه ارتباط معمولاً صمیمانه‌تر و عمیق‌تر از ارتباط رسمى است و بیشتر خاص گروه‌هایى است که با هم ارتباط نزدیک و چهره به چهره دارند.
۳- ارتباط کلامى و غیر کلامى: وقتى در جریان یک ارتباط، پیام‌ها به صورت رمز‌هاى کلامى انتقال یابند، آن ارتباط را کلامی گویند؛ مانند بحث و گفتگوى فرد با فرد یا گروهى دیگر و یا تعریف و توضیح شفاهى یک مطلب در کلاس درس؛ اما هرگاه پیام به صورت علایم یا رمزهاى غیرکلامى (حرکات دست، چشم، رنگ، صدا و غیره) انتقال یابد، ارتباط آن غیرکلامی گویند؛ مانند برقرارى ارتباط راننده با علایم راهنمایى و رانندگى یا برقرارى ارتباط با آژیر آمبولانس و زنگ مدرسه. ارتباط غیرکلامى در روند آموزش از اهمیت خاصى برخوردار است و مى‌تواند مکمل ارتباط کلامى باشد؛ مثلاً حرکات سر، دست و ابرو، نگاه معلم یا بطور کلی، حالات چهرهٔ او مى‌تواند مفاهیمى را به فراگیر منتقل کند یا او را در فهم مطالب یارى دهد. بدین دلیل، شاخه‌اى از دانش امروز بشر با عنوان حرکت‌شناسی، فعالیت اصلى خود را به ارتباط‌هاى غیرکلامى اختصاص داده است.
۴- ارتباط فردى و جمعى: ارتباط فردى یا خصوصى ارتباطى است که معمولاً بین دو یا چند نفر به وقوع مى‌پیوندد و بیشتر حالت مستقیم و شخصى دارد. ارتباط جمعى ارتباطى است که بین یک نفر با یک گروه یا گروهى با گروه کثیرى برقرار مى‌شود که ممکن است مستقیم یا غیرمستقیم باشد؛ مانند سخنرانى در سالن‌هاى پرجمعیت یا ارتباطى که از طریق مطبوعات و سایر وسایل ارتباط جمعی، مانند رادیو و تلویزیون، با گروه‌هاى وسیع انسانى ایجاد مى‌شود. این دو نوع ارتباط از نظر کمیت و کیفیت کار و نحوهٔ اثر با یکدیگر متفاوتند.
۵- ارتباط یک طرفه و دوطرفه: وقتى انتقال پیام از فرستنده شروع و به گیرنده ختم شود و گیرنده نسبت به مفاهیم پیام واکنشى به فرستنده نشان ندهد، ارتباط را یکطرفه یا یک‌جانبه گویند؛ مانند ارتباط از طریق تلویزیون و روزنامه. ارتباط دوطرفه یا دوجانبه ارتباطى است که پیوسته نقش فرستنده و گیرنده در جریان ارتباط عوض مى‌شود و فعالیت‌هاى ارتباطى بعدى بر اساس واکنش گیرنده و فرستندهٔ پیام تعیین مى‌شود؛ مانند ارتباط مستقیم معلم و شاگرد در کلاس درس. ارتباط دوطرفه معمولاً مؤثرتر از ارتباط یکطرفه است.
۶- ارتباط مستقیم و غیر مستقیم: ارتباط مستقیم ارتباطى است که بدون واسطه بین شخص فرستنده و گیرندهٔ پیام ایجاد مى‌شود. چون در این‌گونه ارتباط پیام مستقیماً بین دو فرد مبادله مى‌شود، معمولاً فرستنده و گیرندهٔ پیام مى‌توانند نقش خود را به نوبت تغییر دهند؛ اما ارتباط غیرمستقیم یا باواسطه – برخلاف ارتباط مستقیم – چهره به چهره نیست و جنبهٔ شخصى ندارد؛ زیرا معمولاً در چنین ارتباطی، فرستنده و گیرندهٔ پیام یکدیگر را نمى‌شناسند؛ مانند مؤلف و خوانندگان یک کتاب. بین انواع ارتباط، ارتباط مستقیم صمیمانه‌ترین و کامل‌ترین نوع ارتباط است، ولى از نظر تعداد افراد زیر پوشش و همچنین از لحاظ وسعت زمانى و مکانى محدود است.
7. ارتباط کلامی و غیر کلامی: پیام و اطلاعات از طریق زبان و گفتار منتقل می‌شود تلفن در حالی که در ارتباط غیر کلامی، پیام واطلاعات از طریق تصویر و یا اشاره و... منتقل می‌شود 
8. ارتباط نوشتاری و ارتباط غیر نوشتاری: اطلاعات از طریق قلم بر کاغذ نقش می‌بندد مثل کتاب – روزنامه – نامه در حالی که در ارتباط غیر نوشتاری، ارتباطی است که افکار از طریق امواج مثل رادیو- تلویزیون منتقل می‌شود.
9. ارتباط ملی و ارتباط فراملی: ارتباطی است که پیام‌ها و اطلاعات و مفاهیم از طریق وسایل ارتباط جمعی در چار چوب جغرافیایی یک کشور منتشر می‌شود. در حالی که در ارتباط فراملی، پیام‌ها و اطلاعاتی است که از طریق ماهواره‌ها مرز‌های جغرافیایی را در می‌نوردد و موجبات نزدیکی انسانها‌ی کره زمین را فراهم می‌کنند.  
10. ارتباط سازمانی: ارتباط ارگانیک و نهادی را گویند که درون سیستمی و برون سیستمی است.

منابع برای مطالعه بیشتر 
مهارت‌های برقراری ارتباط موثر در خانواده، جامعه و محیط کار. نویسنده: دیل کینگ. مترجم: محسن کاظمی
ارتباط موثر. نویسنده: ساندرا هیبلز، ریچارد ال ویور. مترجم: عباس بهزادی مقدم، عفت یحیایی، رقیه ارجی
سبک‌ها و مهارت‌های ارتباطی. نویسنده: نیما قربانی

انواع ارتباطات

1. ارتباط خصوصی و بدون واسطه، ارتباطی است فوری و رودررو که طی آن، پیام مستقیماً میان پیام‌دهنده و پیام‌گیرنده (یا دو گروه کوچک) رد و بدل می‌شود. ویژگی‌های این نوع ارتباط عبارتند از:
الف- فرصت جابه‌جایی پیام‌گیرنده و پیام‌دهنده
ب- فرصت تصحیح یکدیگر
ج- ارتباط چهره به چهره و عمیق
د- قابل رویت بودن آثار پیام

2. ارتباط جمعی یا عمومی، تعبیر تازه‌ای است که جامعه‌شناسان آمریکایی برای مفهوم Mass Media بکار برده‌اند. این واژه که از ریشه لاتینی Media (وسایل) و اصطلاح انگلیسی Mass یا توده تشکیل شده است، از نظر لغوی به معنای ابزارهایی است که از طریق آنها می‌توان با افرادی نه به طور جداگانه یا با گروه‌های خاص و همگون، بلکه با جماعت کثیر یا توده‌ای از مردم به طور یکسان دسترسی پیدا کرد. امروزه این نوع وسایل عبارتند از: روزنامه، رادیو، تلویزیون، سینما، اعلان‌ها درباره گزینش مفهوم Mass Media میان دانشمندان اختلاف نظر فراوانی وجود دارد. از این رو برخی آن را «وسایل ارتباط جمعی» می‌نامند. در مجموع این مفاهیم علی‌رغم برخی تفاوت‌های ظاهری، از نظر معنایی با یکدیگر شدیداً قرابت و نزدیکی دارند.
بدیهی است در میان ابزارهای پخش پیام، روزنامه، رادیو و تلویزیون دارای نکات مشترک فراوانی هستند: پیام‌های آنها به طور متناوب پخش می‌شود؛ مطلب آنها را خبرنگاران تهیه می‌کنند و جاهای خاصی برای مطالب خبری و تحلیل آنها وجود دارد.
بنابراین، در تعریف ارتباط جمعی می‌توان گفت، ارتباط جمعی یا عمومی، انتقال اطلاعات با وسایلی (نظیر روزنامه، کتاب، امواج رادیو، تلویزیونی و غیره) برای گروه غیر محدودی از مردم با سرعتی زیاد انجام می‌گیرد. ویژگی‌های این نوع ارتباط عبارتند از:
الف- پیام‌گیران ناآشنا، پراکنده
ب- بازگشت پیام یا بازخورد با تاخیر
ج- سرعت عمل زیاد
د- تکثیر پیام
هـ- ارتباط سطحی و ناپایدار

3. ارتباط نوشتاری، ارتباطی است که در آن، اطلاعات از طریق قلم بر کاغذ نقش می‌بندد
(مانند نامه، روزنامه، کتاب و غیره).
4. ارتباط غیر نوشتاری، ارتباطی است که اطلاعات و افکار از طریق امواج (مانند رادیو، تلویزیون، تلفن و تلگراف و غیره) میان افراد مبادله می‌شود.
5. ارتباط ملی، ارتباطی است که پیام‌ها، اطلاعات و مفاهیم، از طریق وسایل ارتباط جمعی
(نظیر رادیو، تلویزیون و مطبوعات) در چارچوب جغرافیایی یک کشور منتشر می‌شود.
6. ارتباط فرا ملی، پیام‌ها و اطلاعاتی که از طریق ماهواره‌ها مرزهای جغرافیایی را در می‌نوردد و موجبات نزدیکی میان انسان‌ها بر روی کره زمین می‌شود. (مانند تلویزیون آسیایی و اروپایی و تلویزیون‌های بدون مرز و غیره).
7. ارتباط کلامی، در این نوع ارتباط، اطلاعات و افکار از طریق زبان و گفتار منتقل می‌شود
(نظیر تلفن، تلگراف و غیره).
8. ارتباط غیر کلامی، ارتباطی است که مفاهیم و معانی از طریق غیر زبانی و گفتاری میان انسان‌ها منتقل می‌شود (نظیر عکس، تصویر، فیلم و غیره). «تصاویر در مجموع، به عنوان یک وسیله ارتباطی می‌تواند بخشی از اطلاعاتی را که ریختن آنها در قالب کلمات دشوار است، منتقل کنند. تصاویر را می‌توان در یک موقعیت و در یک زمان تهیه کرد و در موقعیتی کاملاً متفاوت و در زمانی دورتر آنها را دید. امروزه که تلویزیون و ماهواره در دسترس بشر است، تصاویر را می‌توان به طور همزمان، درست همان‌گونه که کلمات ما توسط رادیو مخابره می‌شود، به سراسر جهان مخابره کرد».
9. ارتباط انسانی، اطلاعات و مفاهیمی که میان دو انسان ردوبدل می‌شود (مانند نامه، تلفن و غیره)
10. ارتباط ابزاری یا ماشینی که درست برعکس ارتباط انسانی است. در این نوع ارتباط، گردش اطلاعات میان دو ابزار یا ماشین رد و بدل می‌شود (نظیر انتقال اطلاعات مخزن به بلندگو یا صفحه تلویزیون).
11. ارتباط زمانی، ارتباطی است که انتقال اطلاعات باید در زمان معین انجام گیرد. در غیر این صورت، ارزش چندانی ندارد (مانند گزارش‌های خبری).
12. ارتباط غیر زمانی که درست برعکس ارتباط زمانی، محدود به زمان خاصی نیست و اطلاعات آن می‌تواند پیوسته معتبر باشد (مانند کتابخانه).
13. ارتباط سازمانی، در این نوع ارتباط، انتقال اطلاعات و دریافت پیام، به امکانات گسترده فنی و برنامه‌ریزی و سازماندهی و نیز بودجه و پرسنل و... نیاز دارد.
14. ارتباط غیر سازمانی، ارتباطی است که به امکانات فنی و بودجه و سازماندهی و مقررات نیاز ندارد (مانند نامه‌ها و گفت و شنودهای حضوری و... )
15. ارتباط نمادین، ارتباطی است که طی آن، پیام‌ها در قالب علائم و نشانه‌ها از طریق حواس فرد دریافت می‌شود (مانند حالات چهره پیام‌دهنده، حرکات و ژست‌های او، لحن و طنین و اوج و حضیض صدایش) این عوامل و بسیاری عوامل دیگر، بخشی از پیام هستند که پیام‌گیرنده، آنها را نشانه‌خوانی می‌کند. این حالات و حرکات می‌تواند از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت باشد.
دکتر محسنیان راد نیز در کتاب «ارتباط شناسی» خود پس از یک‌سری تقسیم‌بندی در نهایت مدلی را برای ارتباطات انسانی ارائه می‌کند(محسنیان راد، 1380، ص371).
ضابطه را نه ماهیت فرستنده، نه مجرای ارتباطی و نه خصوصیات حواس مورد توجه است، بلکه به تعداد افرادی که گیرنده پیام هستند توجه می‌شود. از طرف دیگر عملاً با توجه به این خصوصیت یعنی جماعت مخاطب است که اصطلاح وسایل ارتباطی جمعی را می‌توان توجیه کرد. این اصطلاح آن نوع ارتباطی را مشخص می‌کند که هدف آن تماس با یک مخاطب معین یا یک گروه کوچک نیست، بلکه با جمع سرو کار دارد.

- کاستیهای رسانه‌های نوین در مقایسه با رسانه‌های سنتی
-- سختی مطالعه روی صفحه‌ی نمایش
-- وابستگی به فناوری روز
-- حذف درآمد تکفروشی
-- هزینه‌ی بالای نیروی متخصص وتجهیزات نوین
-- امکانات و دانش انفورماتیک محدود مخاطبان
-- کیفیت پایین وگرانی ارتباطات اینترنتی
-- غیر تخصصی شدن روزنامه نگاری به واسطه‌ی حضورروزنامه نگاران کم تجربه، اما متخصص در امور رایانه ومخابرات
-- منابع ناموثق خبر؛ چرا که هرکس می‌تواند منبع خبر باشد. در حالی که انعکاس اخبار موثق برای حفظ مخاطب یکی از مهمترین دستورکارهای رسانه‌های چاپی است.
-- زمان ماندگاری پیام در رسانه‌های الکترونیکی کمتر از روزنامه‌های چاپی است.
-- مشکلات و محدودیت‌های فنی
-- محدودیتهای اصول اخلاقی حرفه‌ای (فصلنامه رسانه، صفحه165)

 ارتباطات انسانی و تحولات آن
1- توسعه و تکمیل صحبت و زبان بین 90000 تا 35000 سال قبل از میلاد
2- اختراع خط، شروع 2500 سال قبل از میلاد
3- اختراع چاپ، سال 1465 میلادی
4- شروع چاپ انبوه روزنامه اوائل دهه 1830
5- تلگراف الکتریکی سال 1844
6- پیدایش صنعت سینما حدود سال 1900
7- شروع پخش برنامه‌های رادیویی دهه 1920 و تلویزیونی اواخر دهه 1940
8- رسانه‌های نوین در دهه هفتاد آغاز می‌شود. منظور از تکنولوژی‌های جدید، تکنولوژی‌هایی هستند که پس از دهه 1970 میلادی ایجاد شده اند. تکنولوژی اطلاعاتی شامل شبکه‌های اطلاعاتی کامپیوتری کمیت و کیفیت اطلاعات قابل دسترس را به شیوه‌ای انقلابی و بی سابقه دگرگون ساخته است. همچنین تکنولوژی ماهواره، موجب ظهور رسانه‌های الکترونیکی درسطح جهان شده است. تاثیرات انقلابی فیبر نوری و فن آوری ماهواره‌ای برتحرک انواع اطلاعات و تصاویر، نیل به ابر شاهراه‌های اطلاعاتی چند رسانه‌ای جهانگیر را امکان پذیر می‌سازد. افزایش قدرت رایانه، نرم افزارهای رایانه ای، تحولات در فن آوری ارتباطی به گونه‌های مختلف، به فشرده شدن جهان کمک کرده اند.

 

هرم دانش

Data, Information, Knowledge, Wisdom (DIKW) Pyramid

اطلاعات : یکی از مهمترین مقوله‌ها در ارتباطات است اطلاعات مجموعه‌ای نظام‌مند و پردازش شده از داده‌هاست در واقع مجموعه‌ای از اطلاع منجر به اطلاعات می‌شود.
هر چه اطلاعات عمومی‌تر و اجتماعی‌تر باشد اهمیت آن هم بیشتر می‌شود و هر آنچه ارتباط از سطح فردی به سطح جمعی ارتقاء پیدا کند جریان اطلاعات پیچیده تر می‌شود اگر ارتباط جمعی در تولید و انتشار اطلاعات دچار اشتباه و خطا شود یک جامعه را به انحراف می‌کشاند.

معیار‌های سنجش اطلاعات:
1)اهمیت
2) درستی
3)معما
4)جالب ( جذاب )
5)سودمندی
6) دربرگیری
7) کیفیت
8) تازگی

ارتباط خصوصی و عمومی:
1)ارتباط خصوصی و بدون واسطه:
ارتباط فوری و چهره به چهره که طی آن به صورت مستقیم میان پیام دهنده و پیام گیرنده یا گروه کوچک ردوبدل می‌شود.
مزیت :
1. فرصت تصحیح یکدیگر-
2. ارتباط عمیق چهره به چهره
3. قابل روئیت بودن اثر پیام
4. فرصت جابجایی پیام گیرنده و پیام دهنده.
2)ارتباط جمعی(عمومی):
این واژه از ریشه لاتینی media (وسایل و اصطلاح mass (توده) تشکیل شده است. و به لحاظ لغوی ابزاری است که از طریق آن می‌توان با افراد، گروه‌هانه به طور جداگانه بلکه با جماعتی کثیر یا توده‌ای از مردم دسترسی پیدا کرد این نوع وسایل عبارتند از رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات.
وسایل ارتباط جمعی: Mass media
تعریف : ارتباط جمعی یا عمومی انتقال اطلاعات با وسایلی نظیر روزنامه – کتاب، تلویزیون، رادیو برای گروه غیر محدود از مردم با سرعتی زیاد.

رسانه

رسانه‌های جمعی یا عمومی و به تعبیر دیگر وسایل ارتباط است که جمع «Medium» جمعی اصطلاح فارسی شده واژه لاتین است و منظور از آن دسته‌ای از وسایل هستند »Media« آن که مورد توجه تعداد کثیری می‌باشند و از تمدن‌های جدید بوجود آمده اند. [6] البته رسانه در این تعریف به طور کامل معرفی نشده است زیرا وسایلی که مورد توجه تعداد کثیری باشد و در تمدن جدید بوجود آمده باشد محدود و منحصر به وسایل ارتباط جمعی نیست از این رو بایستی به تعریفی دقیق تر پرداخت. رسانه به معنی هر وسیله‏ای است که انتقال دهنده فرهنگ‌ها و افکار عده‌ای باشد. و اکنون آن چه مصداق این تعریف است وسایلی همانند: روزنامه‌ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، ‌ها، ویدئو و... می‌باشند.

تعریف رسانه: رسانه وسیله‌ای برای نقل وانتقال اطلاعات، ایده‌ها و افکار افراد و جامعه. شکل ابتدایی آن، نمادین – (دود) و شکل مدرن آن روزنامه‌ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت و..
رسانه واسطه‌ای عینی و عملی در فرایند برقراری ارتباط است و دارای دو کارکرد است.
1)کارکرد: آشکار: محل برخورد پیام و گیرنده پیام است.
2)پنهان : برقرار کننده جریان ارتباط و پیام رسانی.
رسانه‌ها از نظر مفهومی: منطقی(شامل تبلیغات و روابط عمومی)
 رسانه جمعی: مجموعه ابزار‌ها و روش‌ها برای ایجاد ارتباط با مخاطبان انبوه است.
رسانه‌ها همچنین سه نوع است : انسانی –سازمانی – تکنولوژی

مقدمه :
رسانه امروزه تعریف گسترده‌ای پیدا کرده است؛ و مانند گذشته فقط به تلویزیون و رادیو و روزنامه و مجله و کتاب منحصر نیست. امروزه رسانه‌های گروهی به سبب فراوان بودنشان به رسانه‏های فردی تبدیل شده‏‌اند و از طرفی به صورت یک جبهه عظیم فرهنگی درآمده اند.
جبهه فرهنگی، به گستردگی همه کشورها، شهرها، کوچه‌ها و خیابانهاست. همه مغزها و اندیشه‌ها جبهه فرهنگی شده‌اند و علمدار جبهه فرهنگی، رسانه‌ها هستند. رسانه‌ها بیشترین فعالیت را در تربیت فرزندان دارند و رسالت اصلیشان در تربیت، در بعد تربیت اجتماعی یعنی اخلاق و رفتار اجتماعی و سیاسی است. رسانه‏ها می‌توانند اخلاق و رفتار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و حتی اشتهای تحصیلی ایجاد کنند و در بسیاری از مواقع بر پدرها، مادرها، معلم، مدرسه، کتاب و دفتر، در تربیت جوانان پیشی می‏گیرند، مطابق آمار اینترنت حدود 10 درصد از پایگاه‌های اینترنت متعلق به پایگاه‌های فساد اخلاقی است و 90 درصد از آنها مربوط به پایگاه‌های اطلاعاتی علمی است. اما متأسفانه 90 درصد از جوانان گرفتار پایگاه‌های فساد اخلاقی موجود در اینترنت می‌باشند. اعتیاد به اینترنت در بسیاری از مواقع از اعتیاد به مواد مخدر خطرناکتر است. بیش از 50 درصد از تختهای بیمارستانهای کانادا و امریکا مختص به بیماران روانی است و بیشتر بیماران روانی، افراد افسرده و معتادان به اینترنت هستند.
برای مصونیت فرهنگی، به مصونیت عاطفی نیاز است؛ در حالی که امروزه امکان آسیب پذیری به اوج خود رسیده است. رسانه‌ها می‏توانند سیاست خارجی را جابه جا کنند و آموزش و پرورش را متحول نمایند و برای ارایه دانش و اطلاعات به مخاطب و استفاده کنندگان از آنان، اطلاعات و برنامه‌های خود را با احساس متناسب با ظرفیت و سن اشخاص در می‌آمیزند تا به مذاق افراد سازگار بوده، سبب ایجاد باورهای نو و جدید بشوند.

 

رسانه در لغت به معنای ابزاری جهت تغییر ماهیت پیام به علامت است که مناسب برای ارسال از یک راه یا کانال ارتباطی باشد.
رسانه در اصطلاح به معنی ابزاری برای برقراری ارتباط و ارسال پیام از فرستنده به گیرنده است.
در تعریف عامه، رسانه وسیله‌ای است که به عموم مردم اطلاع‌رسانی می‌کند.
با این تعاریف هر چیزی که توانایی انتقال پیام از یک سو به سمت مخاطب موردنظر را داشته باشد، می‌تواند به عنوان رسانه نام برده شود.
 رسانه‏‌های جمعی(وسایل ارتباط جمعی)، رسانه‌هایی که در یک زمان مشخص یک پیام مشخص را برای تعداد زیادی از مخاطبین ارسال می‌کنند.

ویژگی‌های این نوع ارتباط رسانه‌های جمعی عبارتند از:
الف ) پیام گیران، ناآشنا و پراکنده
ب ) بازگشت پیام یا بازخورد با تاخیر
ج ) سرعت عمل زیاد
د ) تکثیر پیام
ه ) ارتباط سطحی و نا پیام

رسانه‌های سریع در برابر رسانه‌های کند:
در متون علوم سیاسی و روابط بین الملل درمورد دیپلماسی حقوقی مفهوم رسانه‌های سریع و رسانه‌های کند را مطرح می‌کنند. براساس این دیدگاه رادیو، تلوزیون، روزنامه‌ها ومجلات رسانه‌های سریعند و در مقابل رسانه‌های کند عبارتند از فیلم، آزمایشگاه، آموزش زبان و مبادلات دانشگاهی و هنری. دردیپلماسی عمومی رسانه‌های سریع مورد توجه مکتب تندروهاست که معتقدند هدف از دیپلماسی عمومی نفوذ درنگرش مخاطبان بیگانه ازطریق اغناء و تبلیغات است. در این جا اطلاعات سیاسی صرف مهم تر از برنامه‌های فرهنگی قلمداد می‌شود. تصدیق بی چون و چرای دیپلماسی عمومی از لحاظ اهداف سیاسی درکوتاه مدت کاملاَ به نفع کشوراست. اما بالعکس رسانه‌های کند مورد پسند مکتب میانه روست که مدعی اطلاع دهی و برنامه‌های فرهنگی باید از اهداف سیاسی مقطعی در گذرند و توجه خود را به بلندترین اهداف بلند مدت ملی معطوف نمایند.
واقعیت وصداقت، نه فنون اقناعی (قانع کردن)، از امور ذاتی وضروری است.

 

 

رسانه یا Media در لغت به معنی رساندن است و به آن دسته از وسایلی گفته می‌شود که انتقال‌دهنده فرهنگ‌ها و افکار عده‌ای باشد، رسانه از تمدن‌های جدید بوجود آمده‌ و مورد توجه است. اکنون آنچه که مصداق این تعریف است وسایلی همانند: روزنامه‌ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت، CDها، ویدئو و... می‌باشد.
رسانه در نوع آموزشی آن ﺑﻪ ﻛﻠﯿــﻪ اﻣﻜﺎﻧﺎﺗﯽ گفته ﻣﯽ‌ﺷــﻮد ﻛﻪ ﻣﯽ‌ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺷﺮاﯾﻄﯽ را در ﻣﺤﯿﻂ آﻣﻮزﺷﯽ ﺑﻮﺟﻮد آورﻧﺪ ﻛﻪ ﺗﺤﺖ آن ﺷﺮاﯾﻂ، ﻓﺮاﮔﯿﺮان، اﻃﻼﻋﺎت، رﻓﺘﺎر و مهارت‌های ﺟﺪﯾﺪی را ﺑﺎ درک ﻛﺎﻣﻞ ﺑﺪﺳﺖ آورند.
تاریخچه رسانه‌های عمومی
در حدود ۱۶۰ سال قبل با منتشر شدن کاغذ اخبار به مدیریت میرزای شیرازی، ایران وارد جهان رسانه‌ای شد و این در حالی است که در غرب این تاریخ به ۴۰۰ سال پیش برمی‌گردد.
ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت ﯾﮏ رﺳﺎﻧﻪ:
رسانه‌ها بستر و مجاری طبیعی تهیه و توزیع اطلاعات در جامعه برای شهروندان هستند و موجب می‌شوند که نیروهای اجتماعی ضمن وقوف و آگاهی به حقوق خویش، سهم خود را از قدرت طلب نمایند.
نگاهی اجمالی به تلاش‌های در حال انجام در حوزه رسانه‌های منطقه‌ای و جهانی، این واقعیت تلخ را آشکار می‌سازد که تقریباً تمامی رسانه‌های مسلط جهان اعم از مکتوب، صوتی و تصویری عملاً به ابزاری برای استکبار جهانی تبدیل گردیده اند؛ در جهت ترسیم سیاست‌های بین‌المللی و منطقه‌ای و ترویج فرهنگ غربی و لیبرالیسم سکولاریسم و نفی تنوع فرهنگی و تشویق به تمرد از اصول و ارزش‌های اسلامی و ملی.
پیدایش انواع رسانه‌های نوین، شیوه اطلاع رسانی را دگرگون کرده است. به طوری که رسانه در میان رویداد و مردم، مسیری مجازی ایجاد کرده و در مدل‌های رسمی، نیمه رسمی یا غیر رسمی که بر خبرگزاری‌ها و سایت‌های رسمی، وبلاگ‌ها و سایت‌های نسبتا معتبر دلالت دارد، ساز و کار خاصی برای امر اطلاع رسانی و اطلاع‌یابی تعریف کرده است. پیدایش و توسعه رسانه‌های غیر رسمی یا نیمه رسمی جهانی با عنوان وبلاگ نیز که روزانه بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود، تاثیر بسزایی بر امر اطلاع رسانی در مدل‌های جدید با محوریت کاربر دارد. این مسئله حجم محتوای تولید شده را در جهان تا حد زیادی افزایش می‌دهد، از سویی دیگر میزان مشارکت اجتماعی کاربران را بیشتر کرده و به موازات آن آگاهی روزآمد کاربران را نیز ارتقاء می‌بخشد. در نتیجه ورود به عصر جامعه اطلاعاتی و تولد و گسترش رسانه‌های الکترونیکی و اینترنتی، مرز میان رویداد و مردم را باریک‌تر از قبل معرفی کرده است.
اﻫﻤﯿﺖ ﮐﺎرﺑﺮد رﺳﺎﻧﻪ‌ﻫﺎ:
١- ﺷﻜﻞ‌دﻫﯽ ﺗﺠﺎرب ﯾﺎدﮔﯿﺮی دﺳﺖ اول و ﯾﺎ ﻧﺰدﯾک ﺑﻪ آن
٢- اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه ﯾﺎدﮔﯿﺮی و ﻛﻤک ﺑﻪ ﺗﺪاوم آن
٣- ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ در زﻣﺎن آﻣﻮزش
۴- ارﺗﺒﺎط آﺳﺎن‌ﺗﺮ و ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺑﻬﺘﺮ
۵- ﺷﻜﻞ‌دﻫﯽ ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺳﺮﯾﻊ‌ﺗﺮ، ﻋﻤﯿﻖ‌ﺗﺮ و ﭘﺎﯾﺪارﺗﺮ
۶- ﺷﻜﻞ‌دﻫﯽ ﺗﺠﺎرب ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ
ﺗﻮان آﻣﻮزﺷﯽ رﺳﺎﻧﻪ‌ﻫﺎ: ﻣﺮدم ﺑﻪ ﺻﻮرت ارادی ﯾﺎ ﺑﺪون ﻗﺼﺪ، از ﻫﺮ رﺳﺎﻧﻪای ﻓﺮاﮔﯿﺮی دارﻧﺪ؛ ﻣﺸﺮوط ﺑﺮ آﻧﻜﻪ ﻣﺤﺘﻮای آﻧﻬﺎ ﺗﻮﺟﻪ اﯾﺸﺎن را ﺟﻠﺐ ﻛﻨﺪ. ﺗﻮان آﻣﻮزﺷﯽ ﻫﺮ رﺳﺎﻧﻪ ﺗﺎ ﺣﺪی ﺑﻪ ﻛﺎﻧﺎل ارﺗﺒﺎﻃ آن و ﺗﺎ ﺣﺪی ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع، ﺷﻜﻞ و اﻫﺪاف آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد.
انگیزه‌های مردم برای گذراندن وقت با ابزارهای رسانه چیست؟
۱-سرگرمی و تفریح
۲-آگاهی و دانستن از جهان هستی
۳-ارتباط اجتماعی
۴-هویت شخصی و تعریف خود
برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند که تلویزیون گسترده‌ترین و کم تخصصی‌ترین رسانه است، که می‌تواند این نیازهای چهارگانه را ارضا کند. رادیو نیز دارای همین کارکرد است. در مقابل کتاب به عنوان امری که در اصل به نیازهای هویت شخصی پاسخ می‌دهد، روزنامه‌ها به عنوان وسیله ارضای نیازهای اطلاعاتی، و سینما به عنوان وسیله‌ای برای ارضای نیاز سرگرمی عمل می‌کنند.
مهمترین رسانه‌ها: مهمترین رسانه‌ها در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و در راستای فرهنگ‌سازی و هدایت افکار عمومی و جهت‌دهی رویکرد سایر رسانه‌ها عبارتند از:
۱- رسانه‌های شنیداری: رادیو، نوار شنیداری(حلقه‌ای، کاست، ‌سی‌دی)، ‌ صفحه، ‌ رادیو، ‌ تلفن و کارت شنیداری. امروزه کمتر کسی است که به نقش رادیو در شکل‌دهی به افکار عمومی و تقابل رسانه‌ای میان کشورها و جمعیت‌های سیاسی واقف نباشد برخی صاحب نظران تا آنجا پیش رفته‌اند که یکی از دلایل فروپاشی بلوک شرق و شوروی سابق را فعالیت رادیو آزادی دانسته‌اند.
رادیو: رادیو را می‌توان برحسب پخش و قدرت، طبقه‌بندی کرد. رادیو رسانه‌ای است صوتی که با استفاده از امواج به انتقال مطالب می‌پردازد. رادیو با تمام فایده‌هایش، که از جمله آن‌ها دسترسی همیشگی(حتی بدون برق) است، دارای نقایصی است، رادیو از نعمت تصویر بی‌بهره است و مسؤولان و مجریان رادیو باید تمام توان و نیروی هنری خود را صرف صدا کنند تا از این طریق فضا سازی مناسبی در ذهن شنونده ایجاد شود. شنونده اگر از موسیقی برنامه خوشش نیاید دیگر رادیو کارآیی خود را از دست می‌دهد. اما همین مسأله اگر در مورد تلویزیون به‌وجود آید با قطع صدا همه چیز را از دست نمی‌دهد، بلکه می‌توان کماکان از تصویر استفاده کرد و لذت برد.
۲- رسانه‌های دیداری: تلویزیون و ماهواره، انواع تصاویر، کتاب‌ها، مجله‌ها، راهنماهای مطالعه، نمودارها، نقشه‌ها، پوسترها، کاریکاتورها، روزنامه‌ها، سینما و فیلم، اینترنت، منبر.
اﻫﻤﯿﺖ رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ‌ی دﯾﺪاری
منظور از رسانه‌های دیداری فرآیند انتقال صدا و تصویر است که شامل رادیو و تلویزیون می‌باشد. مهم‌ترین تفاوت این نوع رسانه با رسانه چاپی در آن است که چاپ، یک رسانه فضایی است که به خواننده اجازه می‌دهد تا اطلاعات و تصاویر را با سرعت مختص به خود هضم کند درحالی که پخش یک رسانه زمانی است که بر احساسات بیننده برای چند ثانیه تأثیر می‌گذارد و سپس از بین می‌رود. ﺑﯿﻨﺎﯾﯽ در ﺑﺮﮔﯿﺮﻧﺪه ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ارﺗﺒﺎﻃﯽ ﺑﺮای ﻫﺮ ﻓﺮد اﺳﺖ، ﺑﺨﺼﻮص ﺑﺮای اﻓﺮاد ﻛﻢﺳﻮاد. ﻧﻘﺶ ﺑﯿﻨﺎﯾﯽ در رﺳﺎﻧﻪ‌ﻫﺎی دﯾﺪاری ﺑﺴﯿﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮ اﺳﺖ. رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎی دﯾﺪاری ﺣﺪود ۴٣ % ﺑﯿﺸﺘﺮ از رﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎی ﻏﯿﺮدﯾﺪاری ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺮﻏﯿﺐ ﻣﺨﺎﻃﺒﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ. بخصوص ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﭘﯿﭽﯿﺪه ﻣﯽ‌ﺗﻮاﻧﻨﺪ از ﻃﺮﯾﻖ اراﺋﻪ ﺑﺼﺮی، آﺳﺎنﺗﺮ ﻓﻬﻤﯿﺪه ﺷﻮﻧﺪ. همچنین اﺣﺴﺎﺳﺎت و ﻫﯿﺠﺎﻧﺎت ﻣﺎ ﺑﺮاﺣﺘﯽ از ﻃﺮﯾﻖ ﺣﺲ ﺑﯿﻨﺎﯾﯽ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.
روزنامه: روزنامه رسانه‌ای است که به صورت روزانه جدیدترین اخبار و اطلاعات را در حوزه‌های مختلف فرهنگی، هنری، ورزشی، سیاسی و اقتصادی به اقشار مختلف جامعه ارائه می‌دهد. روزنامه‌ها زمانی رسانه منتخب بودند اما با ورود به دنیای دیجیتال با رقیبی جدی مواجه شدند و در مقابل سعی نمودند تا با متصل شدن به نظام‌های گردش اطلاعات، کتابخانه‌های الکترونیکی، انتشار پایگاه داده‌ها و تازه تر از همه، رایانه‌ای شدن مکاتبات از عرصه رقابت دور نمانند.
اینترنت: در اواخر دهه۱۹۶۰ پدیده‌ای به نام اینترنت جهان را متحول کرد. تأسیس شبکه آرپانت در سال۱۹۶۹ به عنوان منشأ پیدایش اینترنت شناخته شد[۱] در حقیقت اینترنت مجموعه‌ای از میلیون‌ها کامپیوتری است که از طریق شبکه‌های مخابراتی به یکدیگر متصلند. به عبارتی دیگر مجموعه‌ای از هزاران شبکه ماهواره‌ای - رایانه‌ای است که تعداد زیادی از رایانه‌ها را در یک شبکه پیچیده بزرگ و قابل اطمینان به یکدیگر وصل می‌کند. اینترنت، هیچ سازمان مدیریتی یا سرپرست حقوقی ندارد و به خودی خود واقعیتی مستقل ندارد و تنها از تألیف تشکیلات مستقل دیگر حیات یافته است. از طریق این فناوری جدید می‌توان پست الکترونیکی(E-mail) ایجاد کرد و بدون صرف وقت و هزینه‌های پستی زیاد می‌توان عکس‌ها و نامه‌های متنی خود را برای یک یا چندین نفر به طور هم‌زمان ارسال کرد، هم‌چنین می‌توان سایت(site)‌های مختلفی ساخت و از این طریق به شبکه جهانی وب(Web) پیوست و از قابلیت‌های تصویری، صوتی و حتی فیلم در آن استفاده کرد.
فناوری چت(Chat) یا گفتگو یکی دیگر از راه‌های ارتباطی جدید در اینترنت است که در آن می‌توان علاوه بر مکالمه با چندین نفر به طور هم‌زمان تصاویر یکدیگر را نیز چک کرد. شبکه‌های خبری و موتورهای جستجو نیز از دیگر قابلیت‌های موجود در اینترنت است.
مجلات: به اعتقاد برخی از صاحب‌نظران رسانه، امروزه عصر تورق مجلات است. عصری که ۸۰ درصدخوانندگان، اطلاعات خود را از عناوین آن بدست می‌آورند.
مجله نشریه‌ای است با عنوان مشخص که به صورت شماره‌ها یا جزوه‌های پیاپی با فاصله زمانی منظم برای مدت نا محدود منتشر میشود. مقاله‌های علمی موجود در آن‌ها می‌تواند منابع علمی خوبی برای مطالعه‌های اضافی یادگیرندگان باشد.
این رسانه مکتوب، دارای صفحاتی بیشتر از روزنامه، با اهداف خاص و از پیش تعیین شده است. از جمله مجلات می‌توانیم به نشریات زرد اشاره کنیم. مجلات زرد آن دسته از نشریات هستند که با جنجال و هیاهو سعی در جذب مخاطب دارند. هدف در این مجله‌ها جذب مخاطب (به هر وسیله‌ای) و به دنبال آن سود اقتصادی است. این نشریات در ارائه مسایل و مشکلات اقتصادی جامعه چند راه پیش می‌گیرند؛ ۱. بزرگ‌نمایی، اغراق و زیاده روی در بیان مشکلات اقتصادی و... تا این که افکار عمومی مشوش شده و راه تفهیم و تفاهم منطقی و عاقلانه بسته شود. ۲. سطحی سازی و نادیده گرفتن مسایل عمقی و اخذ نتایج سریع و غیر منطقی[۲] ۳. رواج مصرف گرایی مثل تبلیغات زیبایی اندام، کالاها و لوازم آرایشی ۴. مطالب وحشتناک و حوادث تلخ همراه با تیترهای دلهره آور که باعث رواج و شکستن قبح و زشتی این اعمال می‌شود.
تلویزیون: تلویزیون تعریف پیچیده‌ای یافته و حضور برنامه‌های ماهواره‌ای و پیدایش عصر تلویزیون جهانی نیز بر این پیچیدگی افزوده است تا جایی که تلویزیون را همراهی ناگزیر و عضوی از خانواده‌های جامعه مدرن می‌نامند. پرمخاطب‌ترین رسانه در جهان، تلویزیون است این تنوع و کثرت مخاطب به دلیل وجود صدا و تصویر به طور هم‌زمان است و در سال‌های اخیر پخش مستقیم و زنده نیز بر این جذابیت افزوده است. تلویزیون به علت قابلیت استفاده از تصویر در تمام حیطه‌ها جذابیت مخصوص به خود دارد. تلویزیون قابلیت تغییر فرهنگ جامعه را داراست همواره نقد و نظر درباره این رسانه بیشتر و پرجنجال تر از بقیه رسانه‌ها بوده است و حتی رسانه‌هایی چون روزنامه‌ها و مجلات برای جذب مخاطبان خود به تلویزیون و جذابیت‌های آن متوسل می‌شوند.
رایانه: رایانه‌ها ماشین‌هایی هستند که می‌توانند اطلاعات را ذخیره کنند، آنها را بپردازند و هر وقت از آنها خواسته شد اطلاعات مورد نیاز را بازیابی کنند. این رسانه مخصوصاً برای آموزش مهارتهای ذهنی مفید است چون علاوه بر دادن بازخورد به یادگیرنده در مورد صحیح یا غلط بودن پاسخ او می‌توان موقعیتهایی جهت تمرین و تکرار مطالب فراهم آورد.
سینما: سینما پس از مطبوعات و رادیو و تلویزیون یکی از وسایل ارتباط جمعی و از رسانه‌های همگانی نسبتاً جدید است که فرهنگ خاص خود را دارد. بشر پس از دو دوره فرهنگ گفتاری و نوشتاری اکنون به دروازه فرهنگ تصویری با گستردگی فراوانش وارد می‌شود. سینما یکی از پیشرفته‌ترین رسانه‌های همگانی است که انواع هنرها را با پیچیده‌ترین تاکتیک‌ها جمع آوری نموده است[۳].
ماهواره: اولین ماهواره‌ها در سال۱۹۸۰ با ۱۲ هزار مدار تلفنی و تنها ۲ کانال تلویزیونی در مدار قرار گرفتند و نسل ششم آن‌ها با ۳ برابر ظرفیت نسل پنجم و با سیستم‌های دیجیتالی پیچیده و در سال۱۹۸۶ ساخته و بکار گرفته شد. ماهواره‌های تلویزیونی (DBS) ماهواره‌هایی هستند که در واقع به عنوان یک فرستنده پرقدرت تلویزیونی در فضا عمل می‌کنند. مهم‌ترین برتری یک ماهواره تلویزیونی آن است که می‌تواند تمامی نقاط کور یک کشور را که فرستنده‌های زمینی قادر به پوشش آن‌ها نیستند تحت پوشش در آورد[۴]امروزه شبکه‌های ماهواره‌ای فراوانی بوجود آمده اند؛ از شبکه‌های علمی و تحقیقاتی و ورزشی گرفته تا شبکه‌های مبتذل که رقص و پایکوبی در آن یافت می‌شود.
از دهه ۱۹۹۰ میلادی به بعد با گسترش ماهواره‌ها و خدمات دهی صوتی و تصویری، تحول شگرفی در رشد تلویزیون‌های ماهواره‌ای ایجاد شده است. هم اکنون در دنیا حدود ۲۱۵ ماهواره مخابراتی وجود دارد که بر روی ۸۰ ماهواره حدود ۱۵۰۰۰ شبکه تلویزیونی و رادیویی قرار دارد.
خبرگزاری‌ها: اهمیت خبرگزاری‌ها زمانی آشکار می‌شود که بدانیم اکثر مطبوعات خبرگزاری‌های ملی و منطقه‌ای و شبکه‌های رادیو و تلویزیونی، اخبار و اطلاعات عمده خود را از این آژانس‌های خبری دریافت می‌کنند. که جایگاه و نقش ویژه و برجسته‌ای در جنگ رسانه‌ای در سطح دنیا دارند.
خبرگزاری‌ها و امپراطوری‌های خبری که از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی‌کند عبارتند از:
خبرگزاری آسوشیتد پرس، خبرگزاری یونایتد پرس، خبرگزاری رویترز، خبرگزاری فرانس پرس، خبرگزاری شین هوا، خبرگزاری آلمان، خبرگزاری ایتارتاس.
طبق آخرین آمار تا اکتبر سال ۲۰۰۸ بیش از ۶۸۰۰۰ شبکه رادیویی و تلویزیونی در قالب مؤسسات بزرگ و برخی به عنوان شبکه در جهان به ثبت رسیده است.
مؤسسات رسانه‌ای (صرفاً شبکه‌های تلویزیونی) را می‌توان در پنج محور محوریت آمریکایی، محوریت اروپایی، محوریت عربی و شبکه‌های اسلامی خلاصه نمود.
بحث پیرامون کاربرد رسانه‌ها را با بررسی عینی‌ترین استفاده ابزاری از رسانه به پایان می‌بریم.
سیطره صهیونیسم بر رسانه‌های جهان: صهیونیست‌ها پیوسته برای دستیابی به اهداف مورد نظر خود، که تسلط مادی و معنوی بر ملتها و دولتهای جهان است، تلاش می‌کنند. آنها با نفوذ در رسانه‌های جهان، شاه‌راه اطلاع رسانی بین المللی را در اختیار خویش گرفته‌اند و با تسلط بر رسانه‌های خبری، خبرگزاریها، مطبوعات جهان و سیطره بر صنعت سینما و تلویزیون جهانی، صنعت چاپ و نشر و تولیدات تبلیغات تجاری در سطح دنیا تلاش می‌کنند تا دقت و حساسیت جوانان و نیروهای فعال و کارآمد جوامع مختلف به‌ویژه مسلمانان را نسبت به مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی جامعه خویش از بین ببرند و آنان را به افرادی بی تفاوت و سطحی نگر مبدل سازند.
در سال ۱۸۶۹ میلادی خاخام یهودی« راشورون» در سخنرانی خود که در شهر پراگ و در اهتمام یهود به تبلیغات ایراد کرد چنین گفت:
«اگر طلا نخستین ابزار ما در سیطره و حکومت بر جهان است بی تردید مطبوعات و روزنامه نگاری (موثرترین رسانه آن عصر) دومین ابزار کار ما خواهد بود. »

 

عناصر(مدل‌های ارتباطی)

1 : فرستنده یا منبع:
فرستنده یا منبع کسی است که به قصد دستیابی به اهدافی خاص با ارسال پیام یک فرآیند ارتباطی را آغاز می‌کند. هر چه دانش واطلاعات فرستنده در مورد پیام وتوانایی وی در برقراری جریان ارتباطی بیشتر باشد احتمال به نتیجه رسیدن این فرآیند بیشتر خواهد بود.
2 – گیرنده : گیرنده کسی است که مخاطب فرستنده میباشد. جریان ارتباطی بسوی اوشکل میگیرد و اوست که باید تحت تأثیر پیام قرار گیرد. در جریانهای ارتباطی درون فردی ‘ فرستنده وگیرنده پیام یکنفر است ‘ در محیط‌های آموزشی استاد محور ‘ شاگردان گیرنده تلقی میشوند ‘ امّا در محیط‌های تعاملی جای فرستنده و گیرنده میتواند دائماً تغییر کند.
3 – پیام : معنا‘ منظور و محتوای ذهنی است که از سوی فرستنده بطرف گیرنده ازسال میشود ‘ پیامها متشکل از دانشها ‘ نگرشها ‘ مهارتها و یا ترکیبی از آنها هستند ‘ برای اینکه معنا ‘ منظور و محتوای ذهنی و یا بطور خلاصه پیام ‘ حالت عینی بخود گرفته و قابل انتقال شوند ‘ در قالب نمادها ‘ رمزها و نشانه‌های قرار دادی ‘ مانند زبان گفتاری و یا نوشتاری قرار داده میشود. هرچه پیام روشن تر و قابل فهم تر ارائه شود و با نیازها ‘ علایق و توانائیهای گیرنده همخوان تر باشد ‘ جریان ارتباطی موفق تر خواهد بود.
4 – هدف : هدف ‘ قصد و منظوریست که فرستنده برای آن یک جریان ارتباطی را آغاز میکند. برقراری فرآیندهای ارتباطی بدون مشخص کردن اهداف مورد نظر اغلب نمیتواند به نتیجه مطلوب منجر شود ‘ در اینحال اغلب ‘ گیرنده نیز در جریان ارتباط ‘ اهدافی را دنبال میکند. اگر بین اهداف فرستنده وگیرنده توافق وجود داشته باشد ارتباط موفق تر خواهد بود.
5 – رسانه : رسانه وسیله ایست که فرستنده به کمک آن معنا و مفهوم مورد نظر خود ( پیام ) را به گیرنده منتقل میکند. بعبارت دیگر رسانه وسیله حامل پیام از فرستنده به گیرنده است ‘ فیلم ‘ عکس ‘ نوار صوتی یا ویدئویی ‘ رادیو ‘ تلویزیون ‘ روزنامه و غیره نمونه‌هایی از رسانه‌ها هستند.
6 – شرایط : موقعیت زمانی ‘مکانی ‘ روانی و غیره که جریان ارتباطی در آن شکل میگیرد وتداوم مییابد را شرایط میگوییم. انتخاب شرایط ‘ مثلاً زمان ‘ و یا محل مناسب و یا توجه به حالات روحی و روانی مخاطب میتواند ‘ احتمال موفقیت جریان ارتباطی و رسیدن به اهداف مورد نظر را افزایش دهد و برعکس بی توجهی به آنها سبب اتلاف پوششها و عدم موفقیت کامل میشود.
7 - مانع : مانع یا پارازیت عاملیست که بر جریان ارتباطی تأثیر میگذارد و از کار آیی آن میکاهد. شرایط فیزیکی نامناسب مانند : گرما ‘ سرما و یا سر و صدای اضافی و یا همچنین شرایط شخصی ‘ مانند بی حوصلگی ‘ میتواند در شکل گیری یک فرآیند ارتباطی دلخواه مانع ایجاد نماید.
8 – بازخورد : واکنش و عکس العمل گیرنده پیام در مقابل فرستنده را باز خورد میگویند‘ نقش بازخورد در چگونگی تداوم جریان ارتباطی اهمیت بسیاری دارد ‘ زیرا فرستنده میتواند بر اساس بازخوردهایی که از گیرنده میگیرد در صدد رفع اشکالهای جریان ارتباطی و اصلاح آن برآید و بر احتمال موفقیت این فرآیند بیافزاید. واکنشها نسبت به یک فرد نظیر حالات و چهره ‘ سئوالهایی که می‌پرسند و یا پاسخهایی که میدهند ‘ باز خورد‌هایی هستند که میتوانند مورد استفاده طرف مقابل قرارگیرد.
9 - تأثیر : تأثیر ‘ میزان دستیابی به اهداف مورد نظر فرستنده در طول و یا در پایان فرآیند ار تباط است. تشخیص میزان تأثیر از طریق فعالیتهایی چون : نظر سنجی ‘ ارزشیابی و غیره صورت میگیرد.
رسانه‌ها، به ویژه رسانه‌های جمعی، دسته مهمی از کانال‌های ارتباطی‌اند که به فراوانی برای انتقال پیام استفاده می‌شوند.

 انتخاب کانال‌های ارتباطی به عوامل زیر بستگی دارد:
الف) نوع پیام
‌ ب) هدف مورد نظر فرستنده پیام
‌ج) مخاطبان یا گیرندگان پیام
د)موقعیت انتقال پیام
ه) منابعی که در اختیار طراحان برنامه ارتباطی قراردارد. (انجمن‌های افکار عمومی، 1382، 45)

 مدل خطی ساده از ارتباطات انسانی
-تصمیم گیری در مورد پیام
-رمزگذاری پیام در نظر گرفته شده
-انتقال پیام
-دریافت پیام
-رمزگشایی و تفسیر

 مدل شانون - ویور
1. ایجاد و خلق یک فکر یا ایده
2. رمزگذاری یک فکر یا ایده در یک پیام
3. انتقال پیام
4. رمزگشایی از پیام به وسیله دریافت کننده
5. درونی کردن آن پیام به وسیله گیرنده »قابل فهم شدن« 

 طبیعت خطی ارتباطات جمعی
مرحله اول: تصمیم گیری در مورد اینکه کدام فرستنده با کدام گیرنده مرتبط شود.
مرحله دوم: رمزگذاری پیام‌های رسانه‌های ارتباط جمعی
مرحله سوم: ارسال پیام‌های وسایل ارتباط جمعی
مرحله چهارم: ادراک پیام‌های رسانه‌ای
مرحله پنجم: رمزگشایی و تفسیر پیام‌های رسانه‌های ارتباط جمعی
مرحله ششم: نفوذ بر مخاطبان وسایل ارتباط جمعی

 ارتباطات رودررو و ارتباطات جمعی
1)ارتباط خصوصی و بدون واسطه:
ارتباط فوری و چهره به چهره که طی آن به صورت مستقیم میان پیام دهنده و پیام گیرنده یا گروه کوچک ردوبدل می‌شود.  
مزیت‌ها :
1. فرصت تصحیح یکدیگر 
2. ارتباط عمیق چهره به چهره
3. قابل روئیت بودن اثر پیام
4. فرصت جابجایی پیام گیرنده و پیام دهنده
5. دقت در ارائه پیام 
 ارتباط جمعی(عمومی)
این واژه از ریشه لاتینی media (وسایل و اصطلاح mass (توده) تشکیل شده است. و به لحاظ لغوی ابزاری است که از طریق آن می‌توان با افراد، گروه‌هانه به طور جداگانه بلکه با جماعتی کثیر یا توده‌ای از مردم دسترسی پیدا کرد این نوع وسایل عبارتند از رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات.  
 تعریف ارتباطات جمعی
ارتباطات جمعی در واقع روندی است که طی آن دست اندرکاران حرفه‌ای ارتباطات، وسیله ارتباطی را طراحی کرده و از آن برای پخش پیام به صورتی وسیع، گسترده، سریع و پیوسته برای رسیدن به اهدافی خاص و رساندن معانی معین و مشخص و اعمال نفوذ در مخاطبانی انبوه و ناهمگون که به صورتی گزینشی به برنامه‌ها توجه می‌کنند، استفاده می‌نمایند. (ملوین دفلور، شناخت ارتباطات جمعی، ص52)

مهمترین ویژگی‌های ارتباطات جمعی نسبت به ارتباطات سنتی

1- غیر شخصی است و یکنواخت بودن پیام‌های ارتباطات جمعی
نخستین ویژگی ارتباطات جمعی در برابر ارتباطات سنتی، غیر شخصی بودن پیام‌هایی است که از مجرای وسایل ارتباطی نوین در اختیار انسان‌ها گذاشته می‌شوند. به عبارت دیگر انتقال جمعی پیام‌ها از طریق وسایل فنی جدید، با هرگونه ارتباط مستقیم و هر گونه انتقالی که مستلزم تماس چهره به چهره پیام‌دهنده و پیام‌گیرنده باشد، مغایر است. ارتباطات سنتی – چنان که قبلاً نیز اشاره شد – ارتباطاتی هستند که به طور مستقیم بین انسان‌ها برقرار می‌گردند و چون برای اشاعه آنها از تکنیک‌های تکثیر کننده و توسعه دهنده نظیر رادیو، سینما و تلویزیون و مطبوعات پرتیراژ استفاده نمی‌شود، این نوع ارتباطات معمولاً بین افراد یک گروه نسبتاً کوچک، محدود می‌ماند. ارتباطات جمعی برخلاف ارتباطات سنتی، تماس مستقیم پیام‌دهنده و پیام‌گیرنده را از میان می‌برند. به همین جهت جلسات سخنرانی نمایش تاتر و کنسرت که همه در حضور افراد برگزار می‌شوند، از قلمرو ارتباطات جمعی خارج می‌گردند.
بنابراین مهمترین ویژگی ارتباطات جمعی نسبت به ارتباطات سنتی آن است که به پیام‌دهندگان اجازه می‌دهند، پیام‌ها و اطلاعات مختلف را بدون تماس مستقیم با پیام‌گیرندگان به آنها منتقل سازند، در حالی که تماس رودررو اساس تمام ارتباطات در جوامع بدون وسایل ارتباطی است.
2- نهادی بودن ارتباطات جمعی
دومین ویژگی ارتباطات جمعی نسبت به ارتباطات سنتی، نهادی بودن آنهاست. ارتباطات سنتی که رودررو و مخصوص یک گروه نسبتاً محدود هستند، اصولاً به طور خود به خود صورت می‌گیرند و اغلب از برخوردهای تصادفی افراد با یکدیگر ناشی می‌شوند. در چنین وضعی به علت نبودن تکنیک‌های ارتباطی، افراد در موقعیت‌های مختلف نظیر مبادلات اقتصادی و تجمعات مذهبی، اطلاعات خود را از طریق دهان و گوش به یکدیگر منتقل می‌کنند. به همین سبب انتقال اطلاعات فقط هنگام برخوردهای اجتماعی، که مستقیماً برای این منظور ترتیب داده نشده‌اند و جنبه تصادفی دارند، پدید می‌آیند.
برخلاف ارتباطات سنتی، تکنیک‌های ارتباط جمعی به طور ارادی و عمدی در چارچوب نهادهای خاص اجتماعی کار خود را دنبال می‌کنند. موسسات مطبوعاتی فرستنده‌های رادیویی و تلویزیونی و استودیوهای سینمایی از این نهادها به شمار می‌روند. موسسات ارتباط جمعی به تمام معنی «نهادهای اجتماعی‌» هستند. زیرا همه آنها به موجب اصول معینی – که با توجه به زمان و مکان و نظام‌های سیاسی می‌باشند و در اداره آنها افراد متخصص گوناگونی با یکدیگر همکاری می‌کنند.
3- وابستگی ارتباطات جمعی به سایر عناصر زندگی اجتماعی
سومین ویژگی ارتباطات جمعی وابستگی آنها به عناصر دیگر زندگی اجتماعی است. چنانکه یادآوری شد توسعه مطبوعات با پیشرفت سوادآموزی و تحصیلات مدرسه‌ای رابطه نزدیک دارد. گسترش رادیو و تلویزیون نیز به سطح زندگی جامعه وابسته است. تا جایی که می‌توان گفت بین توسعه ارتباطات جمعی و سطح زندگی یک نوع تقارن خاص وجود دارد. ارتباطات جمعی با نهادهای مخصوص خود، در عین حال معلول و علت توسعه یافتگی است:
اولاً: ارتباطات جمعی معلول توسعه یافتگی هستند. زیرا گسترش این نوع ارتباط به چگونگی آموزش بستگی دارد. آموزش، انسان را به مطالعه تشویق می‌کند و کانون‌های توجه و علاقه عمومی را افزایش می‌دهد و مردم را به روزنامه خوانی و استفاده از رادیو و تلویزیون و سینما وا می‌دارد. توسعه ارتباطات جمعی، بدون توسعه اقتصادی نیز امکان‌پذیر نیست. چون تنها در شرایط توسعه یافتگی اقتصادی است که جوامع می‌توانند صنایع و مخصوص تولید دستگاه‌های فرستنده و گیرنده رادیویی و تلویزیونی ایجاد کنند و وسایل ارتباطی نوین را در اختیار گروه‌های وسیع اجتماعی بگذراند.
ثانیاً: ارتباطات جمعی از علل توسعه یافتگی نیز به شمار می‌روند. چون اگر وسایل ارتباط جمعی را برای کشورهای توسعه یافته و همچنین کشورهای توسعه نیافته، نتوان از ابزار ممتاز توسعه انگیزی تلقی کرد، لااقل می‌توان آنها را از عوامل توسعه یافتگی و صنعتی شدن شناخت.
به طور خلاصه می‌توان گفت که گسترش ناگهانی و شدید ارتباطات جمعی در طول نیم قرن اخیر در زمینه آگاهی‌ها و فرهنگ انسانی در خصلت مشخص پدید آورده است:
1- ظهور تکنیک‌های جدید ارتباط از زمان اختراع صنعت چاپ تا ایجاد دستگاه‌های نوین ضبط و پخش برنامه‌های تلویزیونی در سال‌های اخیر، سبب شده است که انتقال اطلاعات و معلومات و اندیشه‌ها که مظهر ارتباط جمعی است، به یک نهاد نسبتاً خودمختار تبدیل گردد. نهادی که دارای تشکیلات و تجهیزات خاص، نیروی انسانی متخصص، اصول حرفه‌ای و مقررات قانونی مخصوص می‌باشد. سایر ارتباطات اجتماعی همچنان مانند گذشته بر مبنای روابط مستقیم و بدون واسطه افراد استوارند. بنابراین مطالعه چگونگی همزیستی این دو نوع ارتباط اجتماعی – ارتباط جمعی و ارتباط فردی – در هر جامعه و هر دوره خاص، دارای اهمیت فراوان است.
2- با وجود آنکه ارتباط جمعی به یک نهاد خاص تبدیل شده است و وسایل مادی و نیروی انسانی مخصوص به خود در اختیار دارد و در گسترش آگاهی و فرهنگ جوامع نقش حساسی به دست آورده است، در عین حال فقط از یک خودمختاری نسبی برخوردار می‌باشد. زیرا ارتباط جمعی جزئی از یک مجموعه است که در آن عناصر مختلفی نظیر نظام آموزشی، سطح و شکل توسعه اقتصادی و اوضاع و احوال فرهنگی، هر یک به دیگری وابستگی دارند به همین جهت توسعه و پیشرفت آن نیز به عوامل خاصی چون آموزش عمومی، آزادی سیاسی، گسترش صنعتی و ثروت اقتصادی وابسته است. محتوای پیام‌های ارتباطات جمعی نیز به همان نسبت که به ایجاد شرایط خاص محیط فرهنگی کمک می‌کند، خود منعکس کننده این شرایط به شمار می‌رود
(معتمدنژاد، 1379، صص 119-115).

وسایل ارتباط جمعی

دانسی Danesi رسانه‌ها را به سه دسته یا مقوله‌ی اساسی تقسیم کرد:
× رسانه‌ی طبیعی: رسانه‌ای که از طریق آن ایده‌ها به شیوه‌ای زیست‌شناختی (از طریق صدا، حالات چهر، اشارات دست و غیره) انتقال می‌یابند.
× رسانه‌ی ساخته شده: رسانه‌ای که از طریق آن ایده‌ها به وسیله‌ی برخی وسایل ساخته شده (کتاب، نقاشی، مجسمه، نامه، و غیره) بازنمایی و منتقل می‌شوند.
× رسانه‌ی مکانیکی: رسانه‌ای که از طریق آن ایده‌ها به وسیله‌ی اختراعات مکانیکی مانند تلفن، رادیو، تلویزیون، رایانه و غیره انتقال می‌یابند([1]دانسی، 1387، ص 26).
بدون شک، بین رسانه‌های ساخته شده و مکانیکی وجوه مشترک زیادی وجود دارد. اولی، دومی را هم شامل می‌شود. زیرا رسانه‌های مکانیکی در واقع انواع خاصی از رسانه‌های ساخته شده هستند. رسانه‌های «غیر زیست‌شناختی» را می‌توان به سه دسته‌ی گسترده تقسیم کرد: چاپی، الکترونیک و دیجیتال. اساساً این رسانه‌ها از نظر آن چیزی که شیوه‌ی بیان خوانده می‌شود، با هم تفاوت دارند. یعنی رسانه‌های چاپی از نظر شیوه‌ی رمز گذاری پیام‌هایشان، این امکان را برای افراد فراهم می‌آورند که پیام‌های کلامی خود را بر سنگ، دیواره‌ها، پاپیروس، کاغذ و سایر سطوح یا مواد نگهدارنده‌ی خط
«بیان کنند». رسانه‌های الکترونیک به افراد اجازه می‌دهند که پیام‌های خود را از طریق کانال الکترونیک با استفاده از وسایلی چون ضبط، رادیو و تلویزیون بیان کنند. ضبط چیزی است که صدا را ضبط می‌کند مانند نوار و سی‌دی. رادیو سیستمی شنیداری است که امکان ارسال و دریافت سیگنال‌های رادیویی (امواج الکترومغناطیس) را در وسایلی به نام رادیو فراهم می‌کند. تلویزیون سیستمی است که ارسال تصاویر دیداری را همراه با صدا به صورت امواج الکترو مغناطیس که از طریق وسایل گیرنده‌ای به نام دستگاه تلویزیون به شکل اولیه بازگردانده می‌شوند، ممکن می‌سازد. رسانه‌های دیجیتال بر سیستم‌های رایانه‌ای مانند اینترنت، ماتریسی از شبکه‌ها که رایانه‌های سرتاسر دنیا را به هم وصل می‌کند، و وب جهان گستر – خدمات دهنده‌ای اطلاعاتی در اینترنت که از سایت‌ها و فایل‌های به هم مرتبط تشکیل شده و با برنامه‌ای به نام مرورگر قابل دسترسی است – متکی هستند. (دانسی، 1387، ص 26).

نقش رسانه‌های ارتباط جمعی

امروزه عمده‌ترین نقشی که وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های جمعی برعهده دارند عبارت است از: فرهنگ سازی آموزش، اطلاع رسانی و ایجاد مشارکت اجتماعی، چارلز پرست ویچ اسکات اولین سردبیر روزنامه گاردین در این باره می‌گوید : “امورمقدس‌اند و تفاسیر آزاد” او برای مطبوعات به عنوان یکی از وسایل ارتباط جمعی دو نقش و کارکرد قایل است:
)1 نقش و کارکرد اطلاع رسانی 2( نقش و کارکرد بیان عقاید
“لاسول” در مقاله‌ای به عنوان ” ساخت و کارکرد ارتباطات در جامعه” از وظایف دیگری برای وسایل ارتباط جمعی نام می‌برد :
)1 حراست از محیط 2( همبستگی میان اجزای جامعه 3( انتقال میراث‌های فرهنگی از نسلی به نسل دیگر

"الول" در مقاله‌ای به عنوان " ساخت و کارکرد ارتباطات در جامعه" از وظایف دیگری برای وسایل ارتباط جمعی نام می‌برد : 1 )حراست از محیط 2 )همبستگی میان اجزای جامعه 3 )انتقال میراث‌های فرهنگی از نسلی به نسل دیگر.

 نقش رسانه‌های ارتباط جمعی

نقش آموزش: تعریفی که سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد)یونسکو( از آموزش آورده است عبارت است از: " تمام کنش‌ها و واکنش‌ها، اثرات و روش‌هایی که برای رشد و تکامل توانایی‌های مغزی و معرفتی و مهارت‌ها، نگرش‌ها و رفتار انسان به کار می‌روند، به طریقی که شخصیت انسان تا ممکن‌ترین حد آن تعالی بخشند، آموزش و پرورش " یونسکو چهار ویژگی عمده برای برنامه‌های آموزشی رادیو و تلویزیون قایل شده است عبارت انداز:
1-برنامه‌ها به صورت مجموعه متوالی است تا به یادگیری کمک کند.
2 -طراحی و برنامه ریزی آن‌ها به طور مشخص با کمک مشاوران آموزشی صورت می‌گیرد.
3-این برنامه‌ها به طور معمول با دیگر مواد آموزشی، هم چون متون درسی و راهنمای مطالعاتی همراه است.
4-استفاده از این برنامه‌ها معموالً توسط معلم و شاگرد به نوعی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بدین ترتیب رادیو و تلویزیون می‌تواند در کنار برنامه‌های درسی، برنامه‌هایی نیز برای ارتقای سطح دانستنی‌های و معلومات عموم و اعتالی سطح دانش فنی و مهارت قشرهای معینی از جامعه و تشویق ذوق هنری آن‌ها تهیه و پخش کند که همان نقش و رسالت فرهنگ این دو رسانه است. مارشال مک لوهان در مورد تلویزیون آموزشی چنین می‌گوید: " اهمیت نقش آموزشی تلویزیون هنگامی آشکار می‌شود که می‌بینیم کودکی سه ساله می‌تواند در کنار پدر و مادربزرگش کنفرانس را به آسانی تماشا کند.
. " نقش خبری رسانه‌های جمعی: مهم‌ترین نقش و کارکرد رسانه‌های جمعی، پی جویی و گردآوری اطالعات درمورد حوادث و رویدادهای ملی و فراملی و انتقال آن‌ها به عموم مردم بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب گروهی است. اما دانستن اینکه چه خبری خبر محسوب می‌شود، از دیدگاه دانشمندان علوم ارتباطات جمعی متفاوت است. برخی خبر را از گزارشی فشرده و بازتابی دقیق از یک رویداد می‌دانند و شماری دیگر، خبر را از گزارشی مناسب که برای بخش عمده‌ای از مردم جالب توجه است تلقی می‌کنند. "والترلیپمن" مفسر و خبرنگار معروف آمریکایی در این مورد چنین می‌گوید: "اخبار، انعکاس موقعیت‌های اجتماعی نیستند، بلکه گزارشی خبره‌ای مطرح شده در جامعه اند. " اخبار به مسائلی می‌پردازند که فوری و تازه و الزاماً پیچیده و مبهم باشند. او معتقد است که خبر و حقیقت یکی نیستند. وظیفه خبر این است که حادثه‌ای را مطرح کرده، بر سر زبان‌ها بیاندازد، حال آن که وظیفه حقیقت این است واقعیت‌های نهفته و نامعلوم روشن کرده، آن‌ها را به هم ربط داده و تصویری از واقعیت به دست دهد که بشر براساس آن عمل کند از میان رسانه‌های جمعی رادیو و تلویزیون مهم‌ترین وسیله خبر یا اطلاع در عصر ما محسوب می‌شود. این دو وسیله، کوچک شدن کره زمین و ایجاد همبستگی و نزدیکی میان ساکنان آن را فراهم آورده اند. تلویزیون از آن جا که با اکثر حواس آدمی سر و کار دارد، بیش‌ترین تأثیر احساسی، عاطفی و از همه مهم تر اطالعاتی را بر انسان می‌گذارد. تلویزیون در مدتی کوتاه، اطالعات مورد نیاز و خبر رویدادهای گوناگون را در دور افتاده‌ترین نقطه دنیا به طور دائم و مستقیم در اختیار گیرنده قرار می‌دهد. تلویزیون در نمایشی کردن و ارزش دادن به وقایع مهارت خاصی دارد. در هر حال انسان جدید نیازمند مطلع شدن است و دموکراسی نیز بدین معنی است. آلفرد سووی می‌گوید: " افرادی که خوب مطلع شده باشند، همشهری‌ها و اتباع کشورند و افرادی که بد مطلع شوند هویتی نخواهند داشت. " نتیجه آن که: وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های جمعی نقش پخش خبر و اطالع رسانی را بر عهده دارند. رسالت آن‌ها : انتقال سریع، بی طرفانه و آگاهی بخش اخبار و وقایع دنیای ماست. هیچ حادثه‌ای در عصر ارتباطات جمعی فقط به یک منطقه جغرافیایی محدود نیست و آن چه تعلق محلی خبر، خاص بودن خبر یا حاشیه برای یک محل یا منطقه خوانده می‌شود، فقط به گذشته ا‌ی تاریخی اختصاص دارد. تعدد وسایل ارتباط جمعی و رقابت هدایت شده و درست آنان نه تنها می‌تواند به پخش سریع خبر در جهان بینجامد، بلکه از برخورد اخبار آنان برق حقیقت جهیدن گیرد و نور واقعیت را پرتوی جهانی افکند.
نقش تفریحی رسانه‌های جمعی : برای پاسخ گویی به نیازهای تفریحی افراد انسانی، رسانه‌های معاصر وظایف گوناگونی برعهده دارند. در دنیای کنونی به سبب فشار کار روزانه و شرایط دشوار زندگی ماشینی، انسان‌ها بیش از هر زمان به استراحت نیاز دارند و اگر برنامه‌های مناسبی وجود نداشته باشند که اوقات فراغت آن‌ها را پر کند و خستگی‌ها و اضطراب‌ها و دلهره‌های آن‌ها را تسکین دهد، خیلی زودتر از حد معمول فرسوده و از کار افتاده خواهند شد. توجه فراوان به تأمین اوقات فراغت بیش تر و استفاده کامل از این اوقات سبب شده است که به تدریج انسان 11 به سوی یک نوع )تمدن فراغت( گام بردارد و با کاهش ساعات کار و ایجاد وسایل سرگرمی از زندگی خود بیش تر لذت ببرد. در زمان حاضر روزنامه‌ها و مجله‌ها، رادیو و تلویزیون‌ها و سینماها با انتشار و پخش مناسب برنامه‌های گوناگون خود، از بهترین وسایل سرگرمی افراد به شمار می‌روند. بدون شک رسانه‌های جمعی، اولین نهادها و نمایش‌هایی نیستند که در طول تاریخ برای این نقش به وجود آمده اند. نخستین بار ارسطو، فیلسوف یونانی بود که دریافت علت و انگیزه اصلی استقبال مردم از تراژدی‌های یونان باستان، فرافکنی است
نقش همگن سازی: وسایل ارتباط جمعی، نزدیکی سلیقه‌ها، خواست‌ها و انتظارات تمامی ساکنان یک جامعه را موجب می‌شوند و خروج جوامع از عصر محدوده‌های جدا یا تک افتاده را موجب می‌شوند. همین روند است که "ژان کازنو " و بسیاری دیگر از آن به عنوان توده سازی یاد می‌کنند. این اصطالح که بعدی مستهجن دارد و روندی نامطلوب از آن بر می‌آید، بدین معناست که با ورود رسانه‌های ارتباط جمعی تشابه می‌پذیرند و در سبک زندگی، عالئق، خواست‌ها از الگوهای مشابهی که وسائل ارتباط جمعی به آنان می‌دهند، برخوردار می‌شوند. کازنو این روند را توده شدن تمامی مردم در یک محدوده جغرافیایی با مرزهای ملی می‌داند. "کاردینر و لینتن" به عنوان شخصیت اساسی موجبات اندازه گیری همین روند را فراهم می‌سازند. به زغم آنان شخصیت اساسی عبارت است از: ویژگی‌های مشترک تمامی مردمی که در یک مرز و بوم حیات می‌گذرانند. تکثر وسائل ارتباط جمعی) رادیو، سینما، تلویزیون، کتاب و.... ( و تنوع درونی هریک از آن‌ها )روزنامه‌ها و رادیوها... ( از طرفی موجب کوچک شدن و قابل حمل شدن این وسایل شده و از طرفی دیگر موجبات تشعب تازه‌ای بین مردم را فراهم می‌سازند.
احساس تعلق اجتماعی : وسایل ارتباط جمعی به خصوص در جوامع جدید که در آن با از بین بردن نسبی مسلک‌ها و جماعت‌ها مواجه هستیم، با افرادی روبه رو می‌شوند که در انبوه وسیع شهر و با کاستی و روابط سنتی، در تنهایی بی سابقه‌ای به سر می‌برند. حال صدای رادیو و تصویر تلویزیون و یا نوشته روزنامه ابزاری است در راه احساس تعلق اجتماعی، با خواندن روزنامه، حس می‌کنیم، پس احساس اشتراک، تعلق و پیوند متقابل خواهیم داشت. با مطالعه روزنامه یا شنیدن رایدیو، از حوادث محیط پیرامون خود با خبر می‌شوید. مطالعات نشان داده است که هر چه میزان مطالعه روزنامه، شنیدن رادیو و.... کاهش می‌یابد و به همان نسبت مشارکت اجتماعی به عنوان شاخصی از احساس تعلق به جامعه کاستی می‌یابند از دیدگاه لرنر : هر چه مردم با وسایل ارتباط جمعی پیوند محکم تری می‌یابند به همان نسبت مشارکت اجتماعی آنان و قابلیت زندگی آن‌ها در جمع به درک دیگران افزایش می‌یابد و جهان سوم که در مراحل 11 نخستین برخورد تاریخی خود با وسایل الکترونیک جدید است. با پیدایی شخصیت‌های انتقالی) آنان که با شرایط جدید محیط پیرامون، انطباق بیش تری یافته اند( عاملی مهم در راه حرکت به سوی دنیای جدید می‌یابد
[1] Danssi
[2] Guglielmo Marconi
[3] crisell

نقش رسانه‌های ارتباط جمعی

)1 نقش آموزش:
تعریفی که سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد)یونسکو( از آموزش آورده است عبارت است از: ” تمام کنش‌ها و واکنش‌ها، اثرات و روش‌هایی که برای رشد و تکامل توانایی‌های مغزی و معرفتی و مهارت‌ها، نگرش‌ها و رفتار انسان به کار می‌روند، به طریقی که شخصیت انسان تا ممکن‌ترین حد آن تعالی بخشند، آموزش و پرورش ” یونسکو چهار ویژگی عمده برای برنامه‌های آموزشی رادیو و تلویزیون قایل شده است عبارت انداز:
-1 برنامه‌ها به صورت مجموعه متوالی است تا به یادگیری کمک کند.
-2 طراحی و برنامه ریزی آن‌ها به طور مشخص با کمک مشاوران آموزشی صورت می‌گیرد.
-3 این برنامه‌ها به طور معمول با دیگر موادآموزشی، هم چون متون درسی و راهنمای مطالعاتی همراه است.
-4 استفاده از این برنامه‌ها معمولاً توسط معلم و شاگرد به نوعی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.
بدین ترتیب رادیو و تلویزیون می‌تواند در کنار برنامه‌های درسی، برنامه‌هایی نیز برای ارتقای سطح دانستنی‌های و معلومات عموم و اعتلای سطح دانش فنی و مهارت قشرهای معینی از جامعه و تشویق ذوق هنری
آن‌ها تهیه و پخش کند که همان نقش و رسالت فرهنگ این دو رسانه است. مارشال مک لوهان در مورد تلویزیون آموزشی چنین می‌گوید: ” اهمیت نقش آموزشی تلویزیون هنگامی آشکار می‌شود که می‌بینیم کودکی سه ساله می‌تواند در کنار پدر و مادربزرگش کنفرانس را به آسانی تماشا کند. ”
)2 نقش خبری رسانه‌های جمعی: مهم‌ترین نقش و کارکرد رسانه‌های جمعی، پی جویی و گردآوری اطلاعات درمورد حوادث و رویدادهای ملی و فراملی و انتقال آن‌ها به عموم مردم بدون در نظر گرفتن سلسله مراتب گروهی است. اما دانستن اینکه جه خبری خبر محسوب می‌شود، از دیدگاه دانشمندان علوم ارتباطات جمعی متفاوت است. برخی خبر را از گزارشی فشرده و بازتابی دقیق از یک رویداد می‌دانند و شماری دیگر، خبر را از گزارشی مناسب که برای بخش عمده‌ای از مردم جالب توجه است تلقی می‌کنند.
“والترلیپمن” مفسر و خبرنگار معروف آمریکایی در این مورد چنین می‌گوید: “اخبار، انعکاس موقعیت‌های اجتماعی نیستند، بلکه گزارشی خبره‌ای مطرح شده در جامعه اند. ”
اخبار به مسائلی می‌پردازند که فوری و تازه و الزاماً پیچیده و مبهم باشند. او معتقد است که خبر و حقیقت یکی نیستند. وظیفه خبر این است که حادثه‌ای را مطرح کرده، بر سر زبان‌ها بیاندازد، حال آن که وظیفه حقیقت این است واقعیت‌های نهفته و نامعلوم روشن کرده، آن‌ها را به هم ربط داده و تصویری از واقعیت به دست دهد که بشر براساس آن عمل کند. از میان رسانه‌های جمعی رادیو و تلویزیون مهم‌ترین وسیله خبر یا اطلاع در عصر ما محسوب می‌شود.
این دو وسیله، کوچک شدن کره زمین و ایجاد همبستگی و نزدیکی میان ساکنان آن را فراهم آورده اند. تلویزیون از آن جا که با اکثر حواس آدمی سر و کار دارد، بیش‌ترین تأثیر احساسی، عاطفی و از همه مهم تر اطلاعاتی را بر انسان می‌گذارد.
تلویزیون در مدتی کوتاه، اطلاعات مورد نیاز و خبر رویدادهای گوناگون را در دور افتاده‌ترین نقطه دنیا به طور دائم و مستقیم در اختیار گیرنده قرار می‌دهد. تلویزیون در نمایشی کردن و ارزش دادن به وقایع مهارت خاصی دارد. در هر حال انسان جدید نیازمند مطلع شدن است و دموکراسی نیز بدین معنی است. آلفرد سووی می‌گوید: ” افرادی که خوب مطلع شده باشند، همشهری‌ها و اتباع کشورند و افرادی که بد مطلع شوند هویتی نخواهند داشت. ”
نتیجه آن که: وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های جمعی نقش پخش خبر و اطلاع رسانی را بر عهده دارند.
رسالت آن‌ها : انتقال سریع، بی طرفانه و آگاهی بخش اخبار و وقایع دنیای ماست. هیچ حادثه‌ای در عصر ارتباطات جمعی فقط به یک منطقه جغرافیایی محدود نیست و آن چه تعلق محلی خبر، خاص بودن خبر یا حاشیه برای یک محل یا منطقه خوانده می‌شود، فقط به گذشته ا‌ی تاریخی اختصاص دارد. تعدد وسایل ارتباط جمعی و رقابت هدایت شده و درست آنان نه تنها می‌تواند به پخش سریع خبر در جهان بینجامد، بلکه از برخورد اخبار آنان برق حقیقت جهیدن گیرد و نور واقعیت را پرتوی جهانی افکند.
3(نقش تفریحی رسانه‌های جمعی: برای پاسخ گویی به نیازهای تفریحی افراد انسانی، رسانه‌های معاصر وظایف گوناگونی برعهده دارند. در دنیای کنونی به سبب فشار کار روزانه و شرایط دشوار زندگی ماشینی، انسان‌ها بیش از هر زمان به استراحت نیاز دارند و اگر برنامه‌های مناسبی وجود نداشته باشند که اوقات فراغت آن‌ها را پر کند و خستگی‌ها و اضطراب‌ها و دلهره‌های آن‌ها را تسکین دهد، خیلی زودتر از حد معمول فرسوده و از کار افتاده خواهند شد.
توجه فراوان به تأمین اوقات فراغت بیش تر و استفاده کامل از این اوقات سبب شده است که به تدریج انسان به سوی یک نوع )تمدن فراغت( گام بردارد و با کاهش ساعات کار و ایجاد وسایل سرگرمی از زندگی خود بیش تر لذت ببرد. در زمان حاضر روزنامه‌ها و مجله‌ها، رادیو و تلویزیون‌ها و سینماها با انتشار و پخش مناسب برنامه‌های گوناگون خود، از بهترین وسایل سرگرمی افراد به شمار می‌روند. بدون شک رسانه‌های جمعی، اولین نهادها و نمایش‌هایی نیستند که در طول تاریخ برای این نقش به وجود آمده اند. نخستین بار ارسطو، فیلسوف یونانی بود که دریافت علت و انگیزه اصلی استقبال مردم از تراژدی‌های یونان باستان، فرافکنی است.
)4 نقش همگن سازی: وسایل ارتباط جمعی، نزدیکی سلیقه‌ها، خواست‌ها و انتظارات تمامی ساکنان یک جامعه را موجب می‌شوند و خروج جوامع از عصر محدوده‌های جدا یا تک افتاده را موجب می‌شوند.
همین روند است که “ژان کازنو ” و بسیاری دیگر از آن به عنوان توده سازی یاد می‌کنند. این اصطلاح که بعدی مستهجن دارد و روندی نامطلوب از آن بر می‌آید، بدین معناست که با ورود رسانه‌های ارتباط جمعی تشابه می‌پذیرند و در سبک زندگی، علائق، خواست‌ها از الگوهای مشابهی که وسائل ارتباط جمعی به آنان می‌دهند، برخوردار می‌شوند. کازنو این روند را توده شدن تمامی مردم در یک محدوده جغرافیایی با مرزهای ملی می‌داند. “کاردینر و لینتن” به عنوان شخصیت اساسی موجبات اندازه گیری همین روند را فراهم می‌سازند. به زغم آنان شخصیت اساسی عبارت است از: ویژگی‌های مشترک تمامی مردمی که در یک مرز و بوم حیات می‌گذرانند.
تکثر وسائل ارتباط جمعی) رادیو، سینما، تلویزیون، کتاب و …. ( و تنوع درونی هریک از آن‌ها )روزنامه‌ها و رادیوها …( از طرفی موجب کوچک شدن و قابل حمل شدن این وسایل شده و از طرفی دیگر موجبات تشعب تازه‌ای بین مردم را فراهم می‌سازند.
)5 احساس تعلق اجتماعی : وسایل ارتباط جمعی به خصوص در جوامع جدید که در آن با از بین بردن نسبی مسلک‌ها و جماعت‌ها مواجه هستیم، با افرادی روبه رو می‌شوند که در انبوه وسیع شهر و با کاستی و روابط سنتی، در تنهایی بی سابقه‌ای به سر می‌برند. حال صدای رادیو و تصویر تلویزیون و یا نوشته روزنامه ابزاری است در راه احساس تعلق اجتماعی، با خواندن روزنامه، حس می‌کنیم، پس احساس اشتراک، تعلق و پیوند متقابل خواهیم داشت. با مطالعه روزنامه یا شنیدن رایدیو، از حوادث محیط پیرامون خود با خبر می‌شوید.
مطالعات نشان داده است که هر چه میزان مطالعه روزنامه، شنیدن رادیو و …. کاهش می‌یابد و به همان نسبت مشارکت اجتماعی به عنوان شاخصی از احساس تعلق به جامعه کاستی می‌یابند از دیدگاه لرنر : هر چه مردم با وسایل ارتباط جمعی پیوند محکم تری می‌یابند به همان نسبت مشارکت اجتماعی آنان و قابلیت زندگی آن‌ها در جمع به درک دیگران افزایش می‌یابد و جهان سوم که در مراحل نخستین برخورد تاریخی خود با وسایل الکترونیک جدید است. با پیدایی شخصیت‌های انتقالی ) آنان که با شرایط جدید محیط پیرامون، انطباق بیش تری یافته اند( عاملی مهم در راه حرکت به سوی دنیای جدید می‌یابد.
)6 نقش تبلیغی: یکی از نقش‌های رسانه‌های جمعی، تبلیغات است. بی تردید هرگاه وسایل ارتباطی، نقش تبلیغاتی را با توجه به درخواست‌ها و نیازهای عمومی انجام دهند و در زمینه‌های سیاسی، به ارشاد مردم و پیش بینی و تأمین وسایل آزادی و آسایش آن‌ها همت گمارند و در زمینه‌های اقتصادی به راهنمایی افراد برای خرید کالاها و انجام خدمات اکتفا کنند، این وظیفه نیز در کنار وظایف خبری و آموزشی و اجتماعی دیگر، مناسب و مطلوب خواهد بود.
اما اکنون در اغلب ممالک، وسایل ارتباطی عملاً چنین راهی را دنبال نمی‌کنند و وسایل ارتباطی به جای آن که در جهت رهبری سیاسی جامعه یا به آزادی و بهزیستی مردم توجه کنند، هدف‌ها و برنامه‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی ثمربخش را به مردم معرفی کنند و در راه ساختن زندگی بهتر و مرفه تر با همکاری و همبستگی افراد را جلب کنند، به اقناع سیاسی و تحمیل قدرت می‌پردازند و بدین صورت نقش ابزار و سلاح مسلکی و حکومتی را بر عهده می‌گیرند.
وسایل ارتباطی از جهت اقتصادی نیز بیش تر در راه منافع صاحبان سرمایه‌ها خدمت می‌کنند و به فرض آن که پیشرفت‌های صنعتی و تولید کالاهای مصرفی را به سوی خدمت به مردم و رفع نیازهای واقعی افراد بکشانند، در جهت عکس آن، به طور دائم مردم از خرید و مصرف هرچه بیش تر کالاهای غیر ضروری تشویق و ترغیب می‌کنند. بدین طریق، افراد در جوامع صنعتی کنونی که به جوامع مصرف موسوم شده اند، ناچار می‌شوند تحت تأثیر تبلیغات تجاری که در تمام لحظات شبانه روز به وسیله روزنامه‌ها، مجله‌ها، رادیو، تلویزیون، سینماها و آگهی‌های گوناگون دیواری آن‌ها را تعقیب می‌کنند، کالاهای بیش تری خریداری کنند و از خدمات فراوان تری استفاده کنند.
بدیهی است که افراد برای تأمین این همه نیازهای مصنوعی و تفننی باید درآمد بیش تری نیز به دست می‌آورند تا بتوانند قدرت خرید و فروش را بالا ببرند که ساعت‌های زیادتری کارکنند، و احتمالاً به جای یک شغل اصلی، یک یا چند شغل فرعی نیز به دست آورند. بدون تردید، افراد با کار بیش تر، چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی، خسته و فرسوده تر می‌شوند. شور و نشاط زندگی را از دست می‌دهند، از فراغت و آسایش واقعی محروم می‌شوند، نسبت به وضع اجتماعی خود و اطرافیان خویش، بی اعتنا و بی توجه می‌شوند و در نتیجه نمی‌توانند از حقوق سیاسی خود بهره برداری کنند، مسئولیت‌های اجتماعی خویش را ایفاء کنند و با همکاری دیگران آینده بهتری بسازند. در چنین شرایطی تبلیغات بازرگانی به طور غیرمستقیم، هدف‌های تبلیغات سیاسی را تأمین می‌کنند.

هنر مکالمه با جهان

موجود ناطق از آن رو آدمیزاد است که شعر می‌گوید؛ وگرنه گفت وگوهای معمول که اغلب سوءتفاهمی بیش نیست. مفهوم پیوند در زبان از راه شعر میسر می‌شود. موجود ابزارساز از آن رو آدمیزاد است که میان ابزار و جادو پیوند می‌بیند. عالی‌ترین مفهوم استفاده از ابزار در هنر اتفاق می‌افتد. در آنجاست که هوش آدمیزاد یکسره در دستانش تجلی می‌یابد. درک تقارن، میزان، تناسب، ظرافت و زیبایی، همه بنیادهای ابزارورزی آدمیزاد است. آفرینش هنر سوال آدمیزاد است از هستی (تمام زمین و تمام آسمان‌ها و هرچه در او هست) سوالی که پاسخ می‌گیرد. پاسخی ناگزیر. هنر تسلای عقل است، هنر ما را به اندیشه فرو می‌برد، به عمق، عمقی که عالی‌ترین خلوت خود را در آن می‌یابیم.
آدمیزاد در این وسعت بیکران، تنها از راه هنر است که جایگاه خویش را در تعلیق بزرگ، سرگردانی عظیم می‌یابد، یا سعی می‌کند که بیابد. دنیای ما در غیاب آثار هنری، برهوتی تحمیل ناپذیر خواهد بود.
هنر تفنن نیست؛ هنر تیشه بر کوه کوبیدن است در جست وجوی چهره معشوق، قدرت، بی مرگی و تسلی. هنر ما را در خود شریک می‌کند، به دورن می‌کشد. به طرزی شگفت انگیز ما را وادار می‌کند که تسلیمش شویم، نوازشش کنیم، احترامش بگذاریم، مالکش شویم و تمجیدش کنیم و گاه تا مرز پرستیدنش. هنر بازیچه نیست، بازار نیست، هنر ریشه در تاریخ دارد؛ تاریخ دراز آدمیزاد بودن، از غار تا امروز. هنر در سلیقه یک فرهنگ معنا می‌شود و از این پایه به تمام فرهنگ‌ها راه می‌جوید و راه می‌یابد. هنر از آنجا که اینجایی است جهانی می‌شود. هنر فاخر با همه آدمیان کار دارد. از فرهیخته تا عوام، هرکدام در لایه‌ای از لایه‌های بی پایانش چیزی می‌یابد. تأمل می‌کند. هنرمندان در لحظه خلق اثر احساس رهایی می‌کنند و آدمیان در برخورد با اثر هنری. هنر تجربه‌ای کاملا شخصی است که همه گیر می‌شود.
اصالت اثر هنری از دو راه شناخته می‌شود. یکی ریشه در خاطره‌ای قومی داشته باشد، هم به معنا هم به صورت و یکی طراوت خلق اثری نو که در فردیت هنرمند ریشه دارد. هنر از زیر بته به عمل نمی‌آید. طبیعت نقطه عزیمت هنر است و نمی‌تواند نباشد، اما طبیعت هدف هنرمند نیست.
هنر مد نیست، هنر هیجانی مطبوعاتی نیست، هنر پاسخی به روزمر گی هنر تزئین نیست. هنر زندگی ما را تزئین نمی‌کند، هنر زندگی ما را زیبا می‌کند. هنر یک مفهوم نهادی است، نه پوسته ای؛ پوسته‌ایبخش اول : مفهوم فرهنگ بر چیزی نیست، بنیاد آن چیز است. مکاشفه‌ای بی پایان که هربار پنجره‌ای تازه به روی جهان می‌گشاید. هنر به نهانی‌ترین مفهوم آدم بودن ما انگشت می‌گذارد؛ انگشتی به اشاره خلقت.

مهمترین خبرگزاریهای دنیا (رویترز، فرانس پرس، اسوشیتد پرس) توسط افراد یهودی راه اندازی شده و در حال حاضر توسط یهودیان اداره می‌شود.

دیدگاه‌ها در خصوص ماهیت و چیستی رسانه

 سه نظریه نسبتا شناخته شده در خصوص ماهیت و چیستی رسانه:
نظریه ابزاری یا ابزارانگاری: تلقّی ابزاری از فناوری به طور عام، میراثی ارسطویی است. از این منظر، فناوری نه هدف، بلکه وسیله‏ای در خدمت اهداف انسان است و نسبت به وجود آدمی و ماهیت جامعه امری عارضی و ارزش آن تابع اهداف غیر فناورانه است. فناوری فی نفسه خنثی و فاقد معناست. ارزش تولیدات فنی تابع میزان خدمتی است که به مقاصد و اهداف انسان می‌کند. محصولات و مصنوعات فنی با توجه به کاربردی که در زندگی انسان دارند، مقبولیت و مشروعیت می‌یابند. به بیان دیگر، از دید نظریه ابزاری، تکنولوژی ظرفی است که بدون هیچ گونه تعیّنی، مظروف خویش را منعکس سازد. از دید ارسطو، دین، به عنوان جهان نمادین ارزش‏های غایی، بیش از هر چیز دیگری برای هدایت فناوری پیچیده در جهت نیل به اهداف مطلوب ضروری است. [2]
بیشتر اندیشمندان، تلقّی ابزاری از تکنولوژی به ویژه تکنولوژی نوین را از نوعی سطحی نگری و عدم توجه به آثار و پیامدهای اجتناب ناپذیر تکنولوژی ناشی می‌دانند. این تلقّی در چند دهه اخیر به ویژه در خصوص برخی اقلام تکنولوژیک در کشور غلبه محسوس یافته و حساسیت عموم در جذب و پذیرش تکنولوژی‌های وارداتی را تقریبا به صفر رسانده است. اهل نظر نیز اینک، کمتر از مقدمات، مقارنات و ملحقات فرهنگی و اجتماعی تکنولوژی سخن می‌گویند. بر طبق این نظر، رسانه به عنوان یک ظرف قابلیت تام و تمامی برای انعکاس پیام دین در هر سطح ممکن را دارد.
نظریه ذات گرایانه:
نظریه هستی شناسانه یا ذات گرایانه تکنولوژی، نظریه منسوب به‌هایدگر فیلسوف معاصر آلمانی است. ‌هایدگر ضمن نقد جدّی نظریه ابزارانگاری، به طرح نظریه خویش و تأکید بر ماهیت هستی شناختی تکنولوژی پرداخته است. از نظر وی، فناوری نخستین عطیه فرهنگ معاصر و قلمرو اصلی مواجهه خردمندانه با هستی انسان بوده است. رابطه فناوری با انسان نه رابطه‌ای بیرونی که با ساختار وجودی او عجین شده است. ویژگی فناوری تنها از طریق توافق و انطباق آن با نوع بشر قابل درک است. مبانی نوآوری‌های فنی، ریشه در زندگی انسان دارد و معنای فناوری از طری اثری که بر انسانیت ما می‌گذارد و نیز ویژگی‌هایی که از چنین پایه و پیشینه‌ای کسب می‌کند، قابل فهم است.
فناوری و انسان همانند معجونی خوراکی درهم آمیخته و با هم ترکیب شده اند. فناوری صرفا کاربرد علم نیست، شیوه هنرمندانه ساخت اجتماعی نیز هست. فن به آشکار ساختن یا تجلّی بخشیدن امر ممکن می‌پردازد و متعلق به نیروی زایش و قوّه آفرینش است. هنر و فن، امری شاعرانه است. [3]
از این رو، فناوری به مثابه واقعیتی عینی به بخش انفکاک ناپذیری از دنیای واقعی ما تبدیل شده است. فناوری از این دید، شکل و صورت خاصی از مجموعه امکاناتی است که زمینه ایجاد فنون امروزی را فراهم آورده است. فناوری تجلّی داده‌ها و دستاوردهای تمدنی بشر است و تحت تأثیر پیشرفت علمی و تجاری، عقلانیت و عرفی شدن به ظهور رسیده است. فناوری از این منظر، منبعی آماده برای کشف طبیعت تلقّی می‏شود. فرایند فن و پیشرفت در عرصه فناوری به شکلی بی رحمانه و مهیب، طبیعت و هستی انسان را تحت سیطره خود قرار داده است.
هایدگر این فرض که آزادی و اختیار آدمی از تأثیر جبر فناوری برکنار و مصون است، را مردود می‌شمارد. از نظر وی، انقلاب تکنولوژیک، ما را به پذیرش و به عنوان تنها نوع » تفکر حسابگرانه « عمل کردن بر اساس تفکر، مسحور و مقهور کرده و در نتیجه انسانیت اصیل و اصالت انسانی ما زایل شده است. به اعتقاد‌هایدگر، از آنجا که قرار گرفتن وجود انسان در محیط و شرایط فناورانه با آزادی وی تعارض عمیق دارد، هیچ حوزه‌ای نمی‌توان یافت که در آن خلّاقیت اخلاقی ما بتواند بدون تعارض شکوفا شود. حداکثر کاری که از عهده ما برمی آید، مبارزه و مجاهدت پیگیر و مستمر است، بدون آنکه تضمینی برای موفقیت وجود داشته باشد. البته امکان موفقیت جزیی و ناپایدار وجود دارد. [4]
بر طبق این نظریه، از آنجا که ماهیت فناوری و از جمله رسانه‌ها با تسخیر طبیعت و فرهنگ، به جهان بینی انسان شکل می‌دهد و این تسخیر و اقتدار به دلیل ماهیت مستقل، با هیچ واقعیت دیگری قابل جهت دهی و جهت یابی نیست، تلاش برای دینی ساختن رسانه، بی فایده یا بی معنا خواهد بود.
به بیان دیگر، فناوری به دلیل ماهیت متصلب و جهت یافته اش، رابطه مشخصی با دین ندارد و دین نیز نمی‌تواند در پرتو ارتباط، آن را همسو با خود جهت دهد. دین « که » رسانه دینی « از این رو، بر طبق این نظریه ما نه رسانه همان « خواهیم داشت. جمله کلیدی مک لوهان » رسانه‌ای بیان گویا و خلاصه‌ای از نظریه فوق است که به » پیام است نقش تعیّن بخش رسانه به پیام اشاره دارد.
نظریه اقتضا یا اقتضاگرایانه: بر طبق این نظریه، رسانه نیز همانند هر مصنوع تکنولوژیک دیگر، اقتضائات، ظرفیت‌ها، امکانات و محدودیت‌های خاصی دارد که می‌توان با بررسی و شناخت دقیق آنها و مدیریت و مهندسی متناسب از حداکثر قابلیت رسانه در انتقال پیام دین بهره گیری نمود.
تردیدی نیست که بخشی از این اقتضا، از ویژگی‌های طبیعی و محدودیت‌های ذاتی رسانه ناشی شده و قاعدتا تغییرناپذیر و تعیّن بخش خواهد بود و بخشی نیز، محصول درجه رشد و سطح تکامل رسانه و به بیانی ظرفیت‌های شناخته شده آن است که به دلیل ماهیت پویا و امکان خلق و کشف قابلیت‌های جدید همواره امکان تغییر و توسعه آن وجود دارد.
علاوه اینکه، قابلیت‌ها و اقتضائات موجود رسانه به تبع اوضاع و شرایط متغیر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، مذهبی و... جامعه استفاده کننده، همواره امکان قبض و بسط داشته و همه جوامع به یک اندازه از ظرفیت شناخته شده و بالفعل نیز استفاده نمی‌کنند. لازم به ذکر است که تصرف در اقتضائات یک رسانه، دادن محتوای جدید، به کارگیری آن در عرصه مختلف و... مستلزم شناخت توأمان قابلیت‌ها و ظرفیت‌های تکنولوژیکی و ساختاری رسانه و ماهیت پیام براساس این دیدگاه، «. منتخب برای انعکاس در رسانه است مهم‌ترین قابلیت‌ها و محدودیت‌های رسانه در مورد اثرگذاری بر فرهنگ عمومی را می‌توان در پارامترهای ذیل مورد توجه قرار داد: تمرکز و فراگیری، جذابیت و سرگرم کنندگی، استفاده از مجاز و تمثیل، چرخه تکرار، پیام‌های پنهان و غیرمستقیم، مدیریت نظام مند پیام‌ها، منفعل سازی مخاطبان، اعتبار، برجسته سازی یا کوچک نمایی. [5] این نظریه در مقایسه با دو نظریه مزبور از واقع نمایی و مقبولیت بیشتری برخوردار بود و در تحلیل رابطه میان دین و رسانه نیزمبنای مناسب وتأییدشده‌ای به نظر می‌رسد.

کارکرد رسانه‌ها

 

رسانه جمعی رسانه‌ای است در زمان واحد، پیام‌های یکسان برای جمع گیری از افـراد ارسـال مـی شـود. مهمتـرین ویژگی رسانه‌های جمعی (نهادی بودن) آن است به این معناکه یک پیامد درونی نظام منسجم ارتبـاطی و بـا هـدف اثرگزاری برآگاهی‌های مخاطب تهیه و ارسال می‌شود.
ازنظر‌هارولدلاسول (Harold laswell) سه کارکرد عمده رسانه به قرار زیر است.
1ـ نظارت بر محیط
رسانه‌ها با جمع آوری و توزیع اطلاعات در مورد رویداد‌های اطراف اعم از داخلی و خارجی یک جامعه، هدایت و اداره امور نظارتی را به عهده می‌گیرند.
 2ـ همبستگی بخشی از جامعه در واکنش به محیط
افراد جامعه نسبت به رویداد خبری دارای تفسیر و تحلیل هستند که با این تجزیه و تحلیل نسبت به محیط و توصیه در مورد نحوه رفتار با آن پدیده و رویداد اثر گذار می‌شوند و رسانه بخش از جامع را نسبت بـه یـک رویـداد دارای نگـاه  مشترک و همبسته می‌کند.
3ـ انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر
رسانه‌ها در انتقال فرهنگ با منتقل کردن اطلاعات، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه به نسل دیگر نقش مهمی دارنـد و می‌توان گفت عنصر، آموزشی، رسانه‌ها پر رنگ است که در این زمینه سواد رسانه‌ای معنا و مفهوم پیدا می‌کند. رایت به این 3 محور، تفریح و سر گرمی را نیز افزوده است.

 

 

 

ویژگی اصلی رسانه‌‏ها همه جا بودن آن‌هاست. رسانه‏ها امری فراگیرند و می‌توانند یک کلاس بی دیوار با میلیاردها مستمع تشکیل دهند. آنها وظیفه حراست از محیط را به عهده دارند و باید همبستگی کلی را بین اجزاء جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی ایجاد کنند. رسانه‏ها وظیفه انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر را به عهده دارند. [13]« استوارت‌هال» جامعه را به صورت مدار بسته‌ای تعریف می‌کند که رسانه‌های جمعی به عنوان شاهراه در فرآیند هویت بخشی در جامعه نقش پیدا می‌کنند. [14]
رسانه‌ها حرکت، پویائی و سر زندگی را تقویت می‌کنند. رسانه‏ها احساس‏ محبت و صداقت را برمی انگیزند و احساس زشتی، دشمنی، بی اعتمادی، دروغ و خشونت را زنده می‏کنند. این کارکرد موجب پیدایش تضاد درونی- رفتاری در مقیاس فردی و اجتماعی می‌شود. [15]
وظایف خبری و آموزشی نیز یکی دیگر از کارکرد رسانه‌هاست. مثلاً با دیدن فیلم‌های مربوط به زندگی جوانان امروز عقیده شخصی فرد نسبت به اخلاق و شرایط زندگی جوانان دگرگون می‌شود و حتی ممکن است در خود گرایش به زندگی آشفته جوانان امروز را احساس کند. [16] برای رسانه‌ها کاکرد‌های متفاوت و گوناگونی بیان شده است که به اختصار به بعض آن‌ها اشاره می‏کنیم.
کارکرد نظارتی: یکی از مهمترین کارکردهای رسانه خبری، نظارت بر محیط است. کارکرد نظارت و حراست از محیط، شامل رساندن اخبار توسط رسانه‌ها می‌شود؛ که برای اقتصاد و جامعه ضروری است. مانند گزارش اوضاع سهام، ترافیک و شرایط آب و هوایی. [17]
کارکرد آموزشی یا انتقال فرهنگ: آموزش براساس تعریفی که سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) بیان داشته، عبارت است از: «تمام کنش‌ها و اثرات، راه‌ها و روش‌هایی که برای رشد و تکامل توانایی مغزی و معرفتی و هم‌چنین مهارت‌ها، نگرش‌ها و رفتار انسان به‌کار می‌روند. البته به‌طریقی که شخصیت انسان را تا ممکن‌ترین حد آن، تعالی بخشند. »[18]. در این میان رسانه‏های ارتباطی خواه برای این کار برنامه ریزی شده باشند و خواه نشده باشند، آموزش دهنده‌اند. رسانه‌ها فراهم‌‌آورنده دانش و شکل دهنده ارزش‌ها هستند و مردم همواره از آن‌ها تأثیر می‌پذیرند و می‌آموزند. اهمیت وظیفه آموزشی وسایل ارتباطی در جوامع معاصر، به‌حدی است که بعضی از جامعه شناسان برای مطبوعات و رادیو و تلویزیون و سینما نقش "آموزش موازی" یا "آموزش دائمی" قائل هستند. جامعه شناسان معتقدند که وسایل ارتباطی با پخش اطلاعات و معلومات جدید، به موازات کوشش معلمان و اساتید، وظیفه آموزشی انجام داده و دانستنی‌های عملی، فرهنگی و اجتماعی دانش‌آموزان و دانشجویان را تکمیل می‌کنند. [19]
کارکرد سرگرمی: وسایل ارتباط جمعی به‌عنوان مهمترین ابزار تفریحی و سرگرمی افراد به‌شمار می‌رونند؛ که با پخش و انتشار برنامه‌های سرگرم‌کننده بر الگوی رفتار اوقات فراغت انسانی اثراتی تعیین‌کننده دارند و از این طریق است که فرد از تنهایی و زندگی سخت‌ روز‌مره‌اش رهایی می‌یابد و با محیط بیرونی تماس برقرار می‌کند[20].
کارکرد همگن سازی: وسایل ارتباط جمعی، موجب نزدیکی سلیقه‌ها، خواست‌ها و انتظارات تمامی ساکنان یک جامعه شده و جوامع را از عصر محدوده‌های جدا خارج می‌گردانند. ورود وسایل ارتباط جمعی به جامعه، خرده فرهنگ‌ها و فرهنگ‌های خاص و مجزا را ناپدید کرده و به‌نوعی تشابه میان تمامی ساکنان یک جامعه به وجود می‌آورد و مردم آن جامعه، از سبک زندگی و علایق و خواسته‌هایی که رسانه‌های جمعی ارائه می‌دهند، پیروی می‌کنند. [21] براساس جامعه شناسی ارتباطات، مخاطبان، توده‌های عظیمی از انسان‌های پراکنده با ویژگی‌های ناشناخته هستند؛ که هیچ گونه پیوندی باهم نداشته و وجه مشترک آن‌ها همان اثری است که از رسانه‌ می‌گیرند. در واقع این رسانه‌ها هستند که عامل پیوند‌دهنده انسان‌ها با یکدیگر بوده و به آن‌ها هویت جمعی می‌بخشند. بر این مبنا، کارکرد اصلی وسایل ارتباط جمعی، همان مخاطب قراردادن توده‌ها و نه گروه‌های خاص است. به‌بیان "ژان کازنو"، رسانه‌ها به توده‌سازی می‌پردازند. [22]
کارکرد راهنمایی و رهبری: نقش رهبری کننده وسایل ارتباطی و اثر آن‌ها در بیداری و ارشاد افکار عمومی، امری واضح بوده و روز به‌روز بر اهمیت آن افزوده می‌شود. در نظام‌های دموکراسی، وسایل ارتباط جمعی می‌توانند در راه گسترش ارتباط میان رهبری کنندگان و رهبری شوندگان، خدمات مهمی را انجام داده و به‌عنوان آیینه تمام نمای افکار عمومی در جلب همکاری مردم و شرکت دادن آن‌ها در امور اجتماعی، تأثیر فراوانی به‌جای بگذارند. البته رسانه‌های گروهی با انگیزه‌ سازی در مخاطب، می‌توانند ایجاد مشارکت اجتماعی که از عمده‌ترین نقش‌های رسانه‌هاست، را به دنبال داشته باشند. این مهم، یعنی انگیزه سازی برای مشارکت، نیازمند شناخت درست از نیازهای مخاطبان است. توجه به فرهنگ‌های محلّی مناطق گوناگون یک کشور نیز در انگیزه‌سازی حائز اهمیت است. [23]
کارکرد بحران زدایی: رسانه‌های گروهی می‌توانند در عرصه مقابله با بحران‌های اجتماعی، به ایفای نقش بپردازند و در کاهش بحران‌های مختلفی مانند بحران‌ هویت یا حوادث تهدیدکننده ثبات اجتماعی، کارکرد مؤثری داشته باشند. [24]
کارکرد آگاه سازی: هرچند این وظیفه با مقوله آموزش از طرفی و مقوله خبررسانی جمعی از طرف دیگر، تداخل دارد، اما رسانه‌ها باید علاوه بر انتقال اخبار و اطلاعات، به تحلیل درست اخبار و تشریح آنان نیز بپردازند. تحلیل عِلّی پدیده‌های خبری و آگاه سازی انسان‌ها از این علل، موجب تغییر در جهان بینی انسان‌ها می‌شود. به همین سیاق وسایل ارتباط جمعی بایستی موجبات آگاهی انسان‌ها از کالاهای مورد نیاز را فراهم سازند. این وظیفه، یعنی آگاه سازی، از آن‌رو از تبلیغ متمایز است که در آن، هیچ کوششی برای خرید کالایی خاص وجود ندارد، همان‌گونه که هیچ کوششی نیز برای ایجاد گرایش به‌سوی دیدگاه خاص وجود ندارد.

 


کارکرد‌های رسانه‌ها: در دوره گذار از جامعه سنتی به جامعه جدید، آنچه بیش از همه حائز اهمیت است چگونگی رشد رسانه‌ها است.
ویژگی اصلی رسانه‌ها، همه جا بودن آن‌هاست. رسانه‌ها امری فراگیرند؛ آنها می‌توانند یک کلاس بی‌دیوار با میلیاردها مستمع تشکیل دهند. رسانه‌ها وظیفه حراست از محیط را به عهده دارند؛ آنها باید همبستگی کلی را بین اجزاء جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی ایجاد کنند و مسئولیت انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر را به عهده دارند.
« استوارت‌هال» جامعه را به صورت مدار بسته‌ای تعریف می‌کند که رسانه‌های جمعی به عنوان شاهراه در فرآیند هویت بخشی در جامعه نقش پیدا می‌کنند. رسانه‌ها، هم حرکت و پویائی و سر زندگی را تقویت و تولید می‌کنند و هم رخوت و تنبلی و سستی را. ۲ از یک سو احساس‌های عاطفی، محبت و صداقت را برمی‌انگیزند و از سوی دیگر احساس زشتی، دشمنی، بی‌اعتمادی، دروغ و خشونت را زنده می‌کنند. ۳ این کارکرد به طور طبیعی موجب پیدایش تضاد درونی-رفتاری در مقیاس فردی و اجتماعی می‌شود.
وظایف خبری و آموزشی نیز یکی دیگر از کارکردهای رسانه‌هاست. مثلاً با دیدن فیلم‌های مربوط به زندگی جوانان امروز عقیده شخصی فرد نسبت به اخلاق و شرایط زندگی جوانان دگرگون می‌شود و حتی ممکن است در خود، گرایش به زندگی آشفته آنها را احساس کند.
رسانه‌ها در شرایط کنونی یکی از مهم‌ترین دستاوردهای پیشرفت بشری و یکی از با ارزشترین وسیله آگاهی رسانی همگانی هستند که پیوسته و با سرعت سر سام‌آوری به دلیل جایگاه و اهمیت کلیدی و طبق نیازمندی متقاضیان در حال گسترش و فراگیری‌اند. در اهمیت رسانه‌ها این نکته کفایت می‌کند که در پرتو آگاهی‌دهی آنها، موانع جغرافیایی و تا حدودی سیاسی و فرهنگی از میان برداشته شده و زمین با وسعت زیاد و میلیاردها نفر به وسیله رسانه‌ها با هم مرتبط شده‌اند و بسیار ساده می‌توانند از مناطقی دور دست معلومات و اطلاعات مورد نیاز خود را دست بیاورند.

کارکرد رسانه ارتباط جمعی

کارکرد رسانه از نظر‌هارولد لاسول و چارلز رایت:
- نقش خبری (کارکرد نظارتی)
- نقش ارشادی یا راهنمایی (ایجاد همبستگی اجتماعی در واکنش به محیط)
- نقش آموزشی (انتقال میراث فرهنگی)
- نقش تفریحی (سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت)
وظیفه و سیاست کاری هر رسانه‏ با سایر رسانه‌ها متفاوت است بنابراین اصلی‌ترین کارکرد رسانه‏ ارتباط جمعی مطابق با ماموریت موجود رسانه تعریف ‏خواهد شد.
البته این موضوع به این مفهوم نیست که کارکرد رسانه‌های جمعی کاملا متفاوت باهم باشد.
می‌توان گفت وظیفه رسانه‌ها در یک جامعه را می‌توان طبق تعریف و خط مشی‌های اطلاقی به آن رسانه مشخص کرد.
این موضوع ارتباط مستقیم با انتخاب راهبردهای مناسب برای رسیدن به اهداف موردنظر و مشخص شدن کارکردهای آن رسانه دارد.
علاوه بر تشریح 4 مورد اصلی مطرح شده به بیان چند مورد دیگر از کارکرد رسانه ارتباط جمعی خواهیم پرداخت:
کارکرد نظارتی رسانه ارتباط جمعی: نظارت بر محیط، از اصلی‌ترین کارکرد رسانه‌های جمعی است.
از ضروری‌ترین موارد برای جامعه و اقتصاد نظارت و حراست از محیط است.
این نظارت در قالب رساندن اخبار اجرا می‌شود؛ مانند گزارشات مربوط به بورس، هواشناسی و ترافیک.
البته در مقابل کارکرد نظارتی و مراقبتی، کژکارکرد هم وجود دارد.
این کژکارکردها بر اثر تاکید بیش ازحد بر خطرات و تهدیدهای موجود باعث وحشت در مخاطب می‌شود.
“لازارسفلد و مرتون” از یک نوع کژکارکردی به نام کژکارکردی تخدیری نام برده‌اند.
در این نوع کژکارکردی افراد با دریافت بیش از حد اطلاعات نسبت به مسائل بی‌اعتنا می‌شوند.
سپس آنان در برخورد با مسائل مهم خیلی عکس‌العمل نشان نمی‌دهند.
هم‌چنین احتمال دارد با پخش زیاد اخبار فوق‌العاده، مخاطب با وقایع معمول و روزمره ارتباط کمتری برقرار کند.
کارکرد راهنمایی و رهبری: اهمیت نقش رهبری‌کنندگی وسایل ارتباطی و تاثیر آن‌ در پرورش افکار عمومی، به وضوح مشخص بوده و رفته‌رفته بیشتر می‌شود.
ایجاد مشارکت اجتماعی که از اصلی‌ترین نقش‌های رسانه‌های جمعی است با استفاده از انگیزه‌‌سازی در مخاطب امکان‌پذیر می‌شود.
این امر مهم یعنی انگیزه‌سازی برای مشارکت، مستلزم شناخت صحیح نیازهای مخاطبان می‌باشد.
توجه به سطح فرهنگ‌ و تعصبات در مناطق مختلف یک کشور نیز در انگیزه‌سازی اهمیت فراوانی دارد.
کارکرد آموزشی یا انتقال فرهنگ: آموزش طبق تعریف اعلامی از سوی سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، عبارت است از:
«تمام کنش‌ها و اثرات، راه‌ها و روش‌هایی که برای رشد و تکامل توانایی مغزی و معرفتی و هم‌چنین مهارت‌ها، نگرش‌ها و رفتار انسان به‌کار می‌روند.
البته به‌طریقی که شخصیت انسان را تا ممکن‌ترین حد آن، تعالی بخشند. »
این کنش‌ها از بدو تولد تا آخرین لحظه از حیات همراه انسان می‌باشد.
بنابراین آموزش، فرآیندی مداوم در تمام طول عمر انسان است که زمان و مکان مشخصی ندارد.
از این رو، رسانه‌های ارتباط جمعی هر لحظه آموزش‌دهنده حساب خواهند شد؛ چه اهداف آموزشی داشته باشند چه نداشته باشند.
بعبارتی رسانه‌ها در تولید دانش و معرفی ارزش‌ها نقش بسزایی داشته و مردم مدام در حال یادگیری و تاثیرپذیری هستند.
اهمیت بحث آموزشی رسانه‌های جمعی در دنیای معاصر آنقدر جدی می‌باشد که محققان نقش “آموزش موازی” یا “آموزش دائمی” برای اکثر رسانه‌ها و مطبوعات از جمله رادیو، تلویزیون و سینما قائل هستند.
جامعه‌شناسان بر این امر باور دارند رسانه‌های ارتباطی با ارائه اطلاعات روزانه هم‌راستا با معلمین و اساتید در بحث آموزشی مشارکت داشته‌اند.
آنان دانش و تخصص علمی و فرهنگی مخاطبان که در این موضوع دانش‌آموزان و دانشجویان را شامل می‌شود؛ افزایش می‌دهند.
وسایل ارتباطی با پخش اطلاعات جدید، به موازات کوشش معلمان و اساتید، وظیفه آموزشی انجام می‌دهند.
سپس این وسایل ارتباطی دانستنی‌های عملی، فرهنگی و اجتماعی دانش‌آموزان و دانشجویان را تکمیل می‌کنند.
در کنار مزایای آموزشی برخی معتقدند حضور رسانه‌های جمعی در حیطه آموزش باعث کاهش خرده ‌فرهنگ‌ها و افزایش درصد جامعه توده‌وار می‌شوند.
جامعه‌توده‌دار به این معنی است که افراد در معرض رسانه‌های جمعی تمایل بیشتری به اینکه شبیه هم صحبت کنند، طرز فکرهای مشابه هم داشته باشند و امثال این‌ها پیدا می‌کنند.
علاوه بر یکسان‌سازی گرایش‌ها، مانع رشد فرهنگی شدن رسانه‌ها نیز جای بحث و تحقیق دارد.
کارکرد سرگرم‌سازی و پرکردن اوقات فراغت
 از جمله کارکرد رسانه ارتباط جمعی می‌توان به ابزار تفریح و سرگرمی بودن رسانه‌های جمعی اشاره کرد که با پخش برنامه‌های مهیج و سرگرم‌کننده تاثیرات تعیین‌کننده‌ای بر الگوی رفتاری و طرز فکر افراد گذاشته و مخاطب را به رهایی از روزمرگی و ارتباط با محیط تشویق می‌کند.
برطبق اظهار نظر عده‌ای از جامعه‌شناسان، پرشدن اوقات فراغت و سرگرم شدن با برنامه‌های پرمحتوای رسانه‌ای سلیقه هنری افراد را افزایش داده و ذهن آن‌ها را پرورش می‌دهد.
عده‌ای مخالف با این نظر بوده و ادعا دارند که این برنامه‌ها باعث تنزل سلیقه عمومی شده و انسان‌ها را به سستی و غفلت ترغیب می‌کند که بنظر می‌آید محتواها باید دقیق‌تر بررسی شوند تا تاثیر واقعی آشکار گردد.
کارکرد نوگرایی و توسعه
بدون وجود نظام جامع ارتباطی، رابطه پایداری بین فرآیند توسعه و تعامل و مشارکت میان افراد و اقشار اجتماعی صورت نمی‌گیرد.
این رابطه پایدار تاثیر بسزایی در تعدیل و رفع تضادها و اختلاف‌های موجود در رفتار و ارزش‌های افراد جامعه دارد.
هم‌چنین این رابطه پایدار می‌تواند بستری مناسب برای افزایش توسعه ملی بوجود بیارود.
دانیل لرنر (Daniel Lerner)، پژوهشگر آمریکایی در سال 1958 از اولین افرادی است که موضوع رسانه‌های جمعی را در مبحث توسعه نورد پژوهش قرار داده است.
وی نقش آن‌ها را در چرخه تغییر و نوگرایی در تحقیقی با عنوان “گذر از جامعه سنتی: نوسازی خاورمیانه” مورد توجه قرار داده است.
فرضیه نوگرای “لرنر” یکی از الگوهایی قدیمی در حوزه ارتباطات و توسعه تلقی شده و در مورد چهار مولفه بحث می‌شود که عبارت است: شهرنشینی، سوادآموزی، استفاده از رسانه‌ها و مشارکت.
او در ارائه الگوی خود از رابطه خطی کمک گرفت تا نشان دهد که یادگیری و کسب سواد با افزایش شهرنشینی بیشتر شده و بین سواد و رسانه‌ها، رابطه مستقیمی وجود داشته است.
هم‌چنین در شهرهایی که افراد به سمت کسب مهارت‌ها و منابع علمی رفته‌اند، نوعی اقتصاد صنعتی جدید در حال شکل گرفتن است و با رشد جمعیّت، تعداد باسوادان هر شهر نیز افزایش پیدا می‌کند.
بنابرین افزایش سطح سواد ارتباط مستقیمی با درصد استفاده از رسانه‌ها دارد که نهایتا به افزایش سطح دانش و اطلاعات افراد منجر می‌شود. درنتیجه این فرایند، حس مشارکت (اقتصادی و سیاسی) افراد جامعه افزایش می‌یابد.
بعد از مدتی، لرنر در مورد مدل کاملاً خطی خود تجدیدنظر کرده و به‌ سمت یک نوع مدل ترکیبی رفت که در آن ارتباط بین رسانه‌ها و سوادآموزی، وضعیت متقابل به خود دارند.

رسانه‏‌های جمعی
کارکرد همگن‌سازی رسانه ارتباط جمعی
 همان‌طور که گفته شد وسایل ارتباط جمعی، باعث افزایش نزدیکی سلیقه‌ها و تمایلات افراد یک جامعه در معرض رسانه یکسان شده و افراد در جوامع مختلف را از شکل توده‌های جدا خارج می‌کند.
افزایش درصد حضور رسانه‌های جمعی در جامعه، خرده‌فرهنگ‌ها و فرهنگ‌های اقلیتی و ناهمگون را حذف کرده و گونه‌ای از تشابه را در بین اکثریت ساکنان یک جامعه ایجاد می‌کند و افراد جامعه، از روش و الگوی ارائه شده توسط رسانه‌ها در زندگی و سبک فکریشون استفاده کرده و از آن تبعیت می‌کنند.
بر طبق اصول جامعه‌شناسی ارتباطات، جامعه تشکیل شده از یک سری توده‌های ناهمگون و غیر یکسان هستند. این توده‌ها هیچ پیوندی ندارند و وجه تشابه آنها همان کنش و واکنشی است که از رسانه‌ها می‌گیرند.
بعبارتی دیگر رسانه‌ها المان اصلی در برقراری ارتباط انسان‌ها با یکدیگر بوده و به آن‌ها هویت تجمعی در جامعه می‌بخشد.
بر این مبناست که می‌گویند، مخاطب اصلی رسانه‌های جمعی همان توده‌ها بوده نه اقلیت یا گروه‌های خاص در جامعه. به ‌بیان “ژان کازنو”، رسانه‌ها به توده‌سازی می‌پردازند.
کارکرد بحران‌زدایی رسانه ارتباط جمعی
از کارکرد رسانه ارتباط جمعی می‌توان به ایفای نقش در مورد مقابله ‌با بحران‌های اجتماعی و هم‌چنین تاثیرات غیرقابل انکاری در کاهش بحران‌ها از جمله بحران‌ هویت یا موارد تهدیدکننده ثبات اجتماعی دارند؛ اشاره کرد.
کارکرد آگاه‌سازی رسانه ارتباط جمعی
 در خصوص کارکرد آگاه سازی رسانه‌های جمعی باید گفت که این کارکرد با کارکردهای آموزشی و خبررسانی تداخل دارند.
اما همان‌طورکه واضح است رسانه‌های جمعی می‌بایست علاوه ‌بر مقوله انتقال و انتشار اخبار و اطلاعات، در عرصه تحلیل صحیح اخبار و تشریح آنان نیز فعال باشند.
تحلیل عِلّی موضوع‌های خبری و آگاهی‌بخشی به انسان‌ها از این علل، باعث تغییر در نگرش و جهان‌بینی افراد می‌شود. به‌همین دلیل از جمله کارکرد رسانه‌های جمعی باید شفاف‌سازی و افزایش آگاهی افراد جامعه هدف از کالاهای مورد نیاز باشد.
این امر مهم یا همان آگاه‌سازی، تفاوت اساسی با تبلیغات دارد.
این تمایز در عدم تلاش برای فروختن یا عرضه اقلام به مشتری است.
همان‌گونه که در آگاه‌سازی هیچ فعالیتی مبنی بر تغییر نگرش و دیدگاه و یا تلاشی برای گرایش به سوی دیدگاه مشخص وجود ندارد.

کارکرد رسانه‌ها(Mass Media Functions)

رسانه جمعی رسانه‌ای است در زمان واحد، پیام‌های یکسان برای جمع گیری از افراد ارسال می‌شود. مهمترین ویژگی رسانه‌های جمعی (نهادی بودن ) آن است به این معنا که یک پیام در درون یک نظام منسجم ارتباطی و با هدف اثر گزاری بر آگاهی‌های مخاطب تهیه و ارسال می‌شود.
 از نظر‌هارولد لاسول (Harold laswell) سه کارکرد عمده رسانه به قرار زیر است.
1)نظارت بر محیط: رسانه‌ها با جمع آوری و توزیع اطلاعات در مورد رویداد‌های اطراف اعم از داخلی و خارجی یک جامعه، هدایت و اداره امور نظارتی را به عهده می‌گیرند.
2)همبستگی بخشی از جامعه در واکنش به محیط: افراد جامعه نسبت به رویداد خبری دارای تفسیر و تحلیل هستند که با این تجزیه و تحلیل نسبت به محیط و توصیه در مورد نحوه رفتار با آن پدیده و رویداد اثر گذار می‌شوند و رسانه بخش از جامع را نسبت به یک رویداد دارای نگاه مشترک و همبسته می‌کند.
3)انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر: رسانه‌ها در انتقال فرهنگ با منتقل کردن اطلاعات، ارزش‌ها و هنجارهای جامعه به نسل دیگر نقش مهمی دارند و می‌توان گفت عنصر، آموزشی، رسانه‌ها پر رنگ است که در این زمینه سواد رسانه‌ای معنا و مفهوم پیدا می‌کند. رایت به این 3 محور، تفریح و سر گرمی را نیز افزوده است.
روند تکوینی و سیر ارتباط جمعی در جهان و ایران
· ارتباط غیر شفاهی (حرکات چهره و دست و لمس کردن)
· ارتباط شفاهی (کهکشان شفاهی) تا 700 سال قبل ازم. (میلاد)
گذر از ارتباط شفاهی به ارتباط نوشتاری و اختراع الفبا در یونان
الفبا به مشابه پلی میان گفتار و نوشتار بود. الفبا نقطه عطفی درست سه هزار ساله شفاهی است و موجب اختراع خط توسط سومریان شد. اختراع چاپ توسط گوتنبرگ (عصرکتابت) 1453 م.
مطبوعات 150 سال پس از اختراع صنعت چاپ متولد شدند.
پس از عصر کوتبرگ 1453 شاهد اختراع تلگراف در سال 1832 یعنی پس از 380 سال توسط ساموئل مدرس انگلیسی هستیم برای اولین بار اطلاعات با سرعت بالا و از طریق رمزهای ساده به مسافت‌های طولانی انتقال یافت.
1876 اختراع تلفن توسط الکساند گراهام بل و توماس ادیسون اختراع بزرگی بودانتقال صدای انسان از صدها کیلومتر مسافت.
4 کهکشان ارتباطی از نگاه دکتر محسنیان راد با الهام از نظریه مک لوهان
1-کهکشان شفاهی
2-کهکشان دارمانی
3-کهکشان گوتبرگ
4-کهکشان مارکنی
1-کهکشان دارمانی: داریوشی + مانی= عصر دارمانی
کتاب
جامعه ابتدایی جامعه صنعتی جامعه اطلاعاتی
مطبوعات
1453 چاپ - اوایل قرن 17 نخستین دوره مطبوعات تا قرن 18
1832 تلگراف استقلال آمریکا – انقلاب فراسه
1876 تلفن - انقلاب‌های دموکراتیک ظهور مطبوعات سیاسی و
1895 رادیو مذهبی آزادی و حقوق مردم
1920 تلویزیون - نیمه اول قرن 19 – مطبوعات آگهی – تجارت و
1957 ماهواره سرمایه داری
1970 رایانه‌ها (انقلاب اطلاعاتی)
1990 اینترنت (اوج انقلاب اطلاعاتی)
1920 م رادیو
1950 م تلویزیون
1980 م رایانه
1990 م اینترنت
قوی‌ترین رسانه کدام است
جهان 5/6 میلیارد جمعیت دارد.
700 میلیون نفر هر کدام یک کامپیوتر دارند.
2/2 میلیارد نفر هر کدام یک تلفن همراه دارند.
5/3 میلیارد نفر هر کدام یک دستگاه تلویزیون دارد.
5/4 میلیارد نفر از این جهت هر کدام یک رادیو دارند.
سیر ارتباطات
1)ارتباطات غیر کلامی : طبل، دود، برج‌های آتش، مناره و مسجد
2) ارتباطات کلامی : خواندن، نوشتن، گفتن و شنیدن
رسانه‌های سنتی یا ارتباطات سنتی
چنانچه رسانه‌های سنتی را در معنایی غیر از معنای تکنولوژیک و به مفهوم هر نوع واسطه ارتباطی در نظر بگیریم، عبارتند از :
1)سنگ نوشته‌ها
2)الواح گلی
3)نقاشی دیوار‌ها
4)پوست آهو
5) منبر
6)تعزیه خوانی
7) مسجد
8) نمایش
رسانه‌های سنتی همچنان وجود دارند اما رسانه‌های نوین جایگاه ویژه‌ای یافته اند.
رسانه‌های نوین در امتداد رسانه‌های سنتی هستند و نه برای رقابت بلکه برای تکامل ارتباطات و تسهیل و صرف جویی در زمان و مکان ظهور پیدا کرده اتند گذر از جامع سنتی به مدرن را نباید ستیز با سنت تلقی کرد.
مسجد و بازار یک نوع نظام ارتباطات تا رسانه ارتباطی و منبر رسانه عمومی در اسلام به حساب آمده است.
تعریف منبر: به محل مرتفعی می‌گویند که واعظ یا خطیب بر بالای آن قرار گرفته و برای مخاطبان سخن می‌گوید. منبر واژه‌ای عربی است که ریشه آن به صدر اسلام و دوران پیام اکرم (ص) باز می‌گردد. از طریق منبر ابلاغ پیام دینی و اعلان جهاد و امور حکومتی و اجتماعی مردم توسط پیامبر، امامان و دیگر حاکمان صورت می‌گرفت.
منبر جزء جدا نشدنی مسجد است و در واقع به صورت جایگاه وعاظ و سخنران شناخته می‌شود.
ویژگی‌های منبر:
-خطیب و اعتبار منبع سخن در انتقال پیام بسیار مهم است.
-در عصر مشروطیب مطبوعات به عنوان رقیب جدی منبر شناخته شد. برخی عالمان معتقد بودند که مطبوعات و رادیو نیز باید کارکرد منبر را داشته باشد. نگاه منبر به رسانه‌های نوین با رقابت شروع شد.
ویژگی‌ها:
-پیام منبر برای مخاطب محدود و خاص است.
-مخاطب منبر ارتباط را خیلی کم قطع می‌کند.
-نبود اختیار انتخاب در مخاطب منبر است.
-بازخورد به صورت دائمی کنترل می‌شود.
-پارازیت در این نوع ارتباط کم است.
در زمان پیامبر نتایج جنگ‌ها، اعلان‌ها، فرامین و احکام مالیاتی از طریق منبر و در مساجد اطلاع رسانی می‌شود.
همچنین احکام عزل و نصب صاحب منصبان نیز از بالای منبر خوانده می‌شد. منبر در نظام ارتباطات سنتی جایگاه ویژه‌ای در طول تاریخ داشته و آگاهی و بیداری مسلمانان توسط عالمان بر فراز این وسیله بوده و نوعی ارتباط چهره به چهره را برقرار نموده است ارتباطی ساده گرمی و حتی دو سویه که مخاطبان نیز به راحتی امکان بر قرار ارتباط و باز خورد مطالب را نیز می‌توانستند در این نظام ارتباطی شکل دهند.
آسیب شناسی منبر: به دلیل تغییر شرایط و سطح دانش افراد و ابلاغ شیوه‌های نوین ارتباطی و انتقال پیام و همچنین ابزار‌های جدید تکنولوژیک منبر کارایی قبل خود را در جامعه ندارد.

کارکردهای دیگر رسانه

 جامعه پذیر کردن: در گذشته فرایند جامعه پذیر کردن افراد از طریق خانواده، مدرسه، گروه همساالن و محیط‌های مرجع صورت می‌گرفت. امروزه رسانه‌های جمعی نیز عامل اجتماعی کردن افراد هستند. بدین معنا که به طور تدریجی و مستمر از بدو تولد تا بزرگسالی، ارزش‌ها و هنجارهای نظام فرهنگی را به اعضای جامعه منتقل می‌سازند و بدین ترتیب موجب هم نوائی فرد با جامعه‌‌اش می‌شوند

سرگرمی: رسانه‌های جمعی وسایلی ارزان، قابل دسترسی برای همگان و سهل الوصول هستند که می‌توانند بهترین وسیله سرگرمی افراد باشند. همه انسان‌ها نیازمندند ساعاتی از روز، دشواری‌های زندگی و کار را فراموش کنند و به طور موقت از واقعیت جدا شوند تا بتوانند با آمادگی بیش تر به کار و فعالیت بپردازند

نظارت: این کارکرد به نقش خبری و اطالع رسانی رسانه‌های جمعی اشاره دارد. بر این اساس امکان نظارت بر محیط برای انسان بیش تر می‌شود. رسانه‌های اطالعاتی را از سراسر جهان برای جهان برای ما گردآوری می‌کنند که ما نمی‌توانیم به آن‌ها دسترسی داشته باشیم

تفسیر: در این مرحله رسانه‌ها صرفاً به انتقال اطالعات نمی‌پردازند، بلکه ما را از معانی و اهمیت نهایی امور آگاهی می‌سازند

پیوند: رسانه‌های جمعی می‌توانند افرادی را که هرگز یکدیگر را ندیده‌اند و ارتباط مستقیمی باهم نداشته‌اند و از نظر جغرافیایی از یکدیگر فاصله دارند، اما دارای منافع مشترکی هستند را به یکدیگر مرتبط سازند. از سوی دیگر این رسانه‌ها نقش مؤثری در تکوین هویت‌های فراملی و فروملی مانند هویت‌های مذهبی، قومی، ناحیه‌ای ایفا کرده و در شکل دهی به باورها و افکار جامعه به ویژه در ارتباط با ساختار و قدرت سیاسی حاکم کارکرد بی دلیلی دارند.
در مورد تأثیرات رسانه‌های جمعی بر افراد 2 دیدگاه وجود دارد :

دیدگاه منفی : برخی از روان شناسان و جامعه شناسان معتقدند که امروزه رسانه‌های جمعی جو عمومی جامعه را پرخاشگر کرده است، به طوریکه اکثر کارگردانان تلویزیون می‌دانند که اگر در فیلمهایشان صحنه‌های خشن و تجاوزات جنسی وجود نداشته باشد، دیگر خریداری نخواهد داشت. خشونت به حدی رسیده است که در فیلم‌ها قطعه قطعه شدن بدن انسان مستقیماً نشان داده می‌شود و ما نه تنها از آن رو گردان نیستیم، بلکه با هیجانات شدید آن را نگاه می‌کنیم. متأسفانه امروزه پرطرفدارترین تصنیف در امریکا تراژدی‌ای است که در آن پدری به دختر 11 ساله‌‌اش تجاور می‌کند و دختر گلوله‌ای را در مغز پدر خالی می‌کند. 1 )برخی از جامعه شناسان معتقدند که امروزه رسانه‌های جمعی، جامعه را توده وار کرده است. جامعه‌ای که در آن انسانها با یکدیگر ارتباط متقابل ندارند و فقط با رسانه‌های جمعی ارتباط برقرار می‌کنند، پس تعاملات و گفتگوها بین اعضای خانواده به شدت کاهش یافته است. امروزه بسیاری از عقاید و سلیقه‌هایمان از ذهنیات مان تراوش نمی‌کند، بلکه این رسانه‌ها هستند که با تبلیغات خود ما را به سمت خرید کاالهایی سوق می‌دهند که شاید اصالً بدان نیازی نداشته باشیم امروزه رسانه‌ها نقش مُسَکّن را بازی می‌کنند و با پخش برنامه‌های سرگرم کننده مردم را از تفکر در مورد مسائل اساسی زندگی شان باز می‌دارند

دیدگاه مثبت: این دیدگاه معتقد است که رسانه‌ها زندگی ما را پربارتر ساخته و باعث رشد آگاهی مردم می‌شود با پخش برنامه‌های سرگرم کننده معموالً مردم خستگی ناشی از کار روزانه را فراموش می‌کنند، باعث سرگرمی کودکان می‌شود حس زیبایی شناختی را در انسانها رشد می‌دهد. ما را از اوضاع و احوال سیاسی و سیاستمداران و چگونگی اداره کشور آگاه می‌سازد.
نظریه وابستگی : بعد از انقلاب صنعتی و فروپاشی حکومتهای فئودالیته، روستاها خالی از سکنه شدند و شهرها به شدت گسترش یافتند. در ابتدا شهرنشینی واژه‌ای پَست به حساب می‌آمد، زیرا اکثر شهرنشینان در اروپا رعیتی بودند که فاقد آب و زمین بوده و سابقه اشرافی گری هم نداشتند، اما امروز تبدیل به متخصصانی شده بودند که اشرافیت قرون وسطی را به تسلط خود درآورده بودند. اما آنچه در اینجا برای ما مهم است این است که چرا امروزه در شهرها مردم به شدت به رسانه‌های جمعی وابسته اند، در صورتیکه در روستاها اینگونه نیست. در این جاست که نظریه وابستگی خودنمایی می‌کند. بر اساس این نظریه مردمانی که در روستا زندگی می‌کنند دارای تقسیم کار مکانیکی بوده، یعنی هم از لحاظ مهارتهای اقتصادی و هم ذهنیات و عقاید و تفکر و حتی احساسات هم کامالً به هم شبیه‌اند و در روستاها هیچ تفاوتی از لحاظ زبان و نژاد و تحصیلات و اقتصاد و فرهنگ و مذهب وجود ندارد. بین فقیر و غنی در روستا از لحاظ تغذیه و سبک زندگی هیچ تفاوتی را مشاهده نمی‌نماییم. در نتیجه می‌بینیم که در روستاها ارتباطات رودررو، چهره به چهره و صمیمی است و بسیاری از تجربیات و فرهنگ گذشتگان در هنگام کار دسته جمعی و شب نشینی‌ها منتقل می‌شود. پس نیازی به مراجعه به رسانه‌های جمعی دیده نمی‌شود. اما در شهرها به دلیل اینکه افراد از طبقات اقتصادی مختلف نژادها، زبان‌ها، فرهنگ‌ها، مذاهب و تفکرات سیاسی مختلفند، هر چند که در شهرها تراکم جمعیت نسبت به روستاها بیشتر است، اما به همان نسبت فاصله اجتماعی بین شهرنشینان نیز زیاد است. پس می‌بینیم که در شهرها ارتباطات خونی و خانوادگی به شدت تضعیف شده و اگر ارتباطی است بیشتر در بین افراد هم شأن اقتصادی و فرهنگی است که اینگونه ارتباطات نیز نسبت به روستاها بسیار کم است. امروزه شهروند شهری کامالً منفعت گرا شده است، یعنی منافع شخصی را بر منافع جمعی ترجیح می‌دهد. بخصوص در دوران بحرانهای اقتصادی دیگر کسی برای وجدان جمعی جامعه کار نمی‌کند و همه چیز را برای خود می‌خواهد. سرمایه زندگی شهری امروزه ستیزه جویی و رقابت است و به یکدیگر به عنوان رقیب نگاه می‌کنند تا رفیق. پس ارتباطات شب نشینی بسیار کاهش یافته و افراد مجبورند اطلاعات مورد نیاز خود را از رسانه‌ها بگیرند و اگر شب نشینی نیز وجود دارد؛ معموالً در این شب نشینی‌ها باز هم به تفسیر اطالعات می‌پردازند که ازرسانه‌ها دریافت کرده اند.

 

 

نقش و کارکرد رسانه درجنگ بین کشورها

دنیای امروز عرصه جنگ بین رسانه‌هاست. رسانه کارکردی دوسویه دارد ولی عملا رسانه هـای امـروزی در خـدمت نظام سلطه است. رسانه در حوزه‌های مختلف، کارکرد متفاوت دارد با استفاده از رسانه‌ها می‌توان در جامعه انگیزه و حرکت ایجاد کرد و یا فرهنگ عمومی را پایه ریزی و گسترش داد و همینطور افکار عمـومی را در رابطـه بـا موضـوع خاصی تبیین کرد. رسانه می‌تواند ارتباط دوسویه را بین افراد یک جامعه و حتی جامعه جهانی برقرار کند گرچه قـدرت‌های استکباری از رسانه برای گسترش نفوذ خود در جامعه جهانی استفاده می‌کنند.
آمریکا قبل از حمله به عراق با استفاده از رسانه‌هایی که در اختیار دارد افکار عمومی را نسبت به لشکر کشی به عراق اقناع کرد و برای جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی ایران به انرژی صلح آمیز از رسانه هـای غربـی بـرای ایجـاد ترس کاذب از خطر کاذب ایران در افکار عمومی جهانی استفاده کرد.
رژیم صهیونیستی با اینکه به گواه تاریخ کشور فلسطین را با توسل به خشونت و اعمـال تروریسـتی تصـاحب کـرده و مردم آن دیار را آوره کشورهای همسایه کرده است با استفاده از رسانه‌های نظام سلطه برای خودش مشروعیت ایجاد کرده است تا جائیکه مردم کشورهای غربی اسرائیل را در کشتار مردم فلسطین محق می‌دانند.
اینها نمونه‌هایی از قدرت رسانه‌هاست که متاسفانه امروز اکثر رسانه‌های مطرح و قدرتمند دنیا در اختیار نظام سلطه و در راستای اهداف غیرانسانی آنان قرار دارد ولی رسانه همانند شمشیر دولبه است و کشورهای هدف هم مـی تواننـد از آن برای مقابله با توطئه‌های نظام سلطه بهره ببرند گرچه رسانه‌های نظام سلطه به پیشـرفته تـرین ابـزار روز جهـان مجهز هستند ولی در دهه‌های اخیر کشورها و ملتهای دیگر هم توانستند با استفاده از رسانه‌های خود در برابر رسـانه‌های نظام سلطه عرض اندام کنند.
ظهور برخی رسانه‌های منطقه‌ای پس از جنگ اول امریکا در یک دهه اخیـر در خلـیج فـارس (1991) هماننـد شـبکه الجزیره، العربیه، المنار، العالم و... بعد از سال 1996) در این راستا قابل بررسی است. افزون بر بهرهگیری که نظام سلطه از رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری پیشین، اکنون نیز با توجه به تحولی عظـیم در بهـره گیـری از مـاهواره هـا، اینترنت، فرستنده‌های پرتابل، مینیاتوری، ریزپردازه‌ها، فیبر نوری و ده‌ها فناوری برتر رسانهای با تجهیزات و ابزارها که در دست سردمداران نظام سلطه است، در جهت تحمیل اراده خود بر ملتها مـورد اسـتفاده قـرار مـی دهـد. قـدرت هـا بیشترین استفاده از رسانه‌ها را در جنگ میبرند. با نگاهی به عملکرد امریکا در جنگ ویتنام، بالکان، کارائیب، افغانستان و دو جنگ خلیج فارس و همچنین اقدامات روانی و رسانهایاش علیه انقلاب اسلامی، میتوان به اهداف آن پی برد.
استفاده از رسانه‌ها برای تضعیف کشور هدف و بهرهگیری از توان و ظرفیت رسـانه هـا اعـم از رسـانه هـای نوشـتاری، دیداری شنیداری با استفاده از شیوه‌های جنگ روانی، به منظور کسب منافع را جنگ رسانهای می‌گویند. آنچه مسـلم است جنگ رسانهای از برجستهترین مولفه‌های جنگ نرم و جنگهای مدرن در جهان کنونی محسوب میشود. جنـگ نرم به مثابه راهبرد و استراتژی انتخابی نظام سلطه برای تسلط بر افکار و اراده ملتها تدوین و طراحی شده است. امـا بیشترین کاربرد جنگ رسانه‌ها در هنگامه نبردهای نظامیشدت یافته و مییابد، البته این به آن معنـا نیسـت کـه ایـن کاربرد از اهمیت رسانه‌ها در دیگر زمانها میکاهد، بلکه میتوان گفت آن جنگی است که در شرایط صلح و نه صلح و جنگ نیز بین قدرتها و دولتها به صورت غیررسمی مورد استفاده قرار میگیرد. آنجا که قـدرت هـا تـوان بـه میـدان آوردن نیروی نظامی را ندارند و یا جامعه آنان قادر به تحمل تلفات انسانی نیست، به جنگ رسانهای روی میآوردند و از این ابزار بهرهبرداری میکنند. جنگ رسانهای از جمله جنگهای بدون خونریزی و جنگ آرام محسوب مـی شـود. بـا توجه به اینکه در جنگ رسانه‌ای خشونتی اعمال نمی‌شود وقوع آن بـرای مـردم نامحسـوس اسـت از طرفـی بسـیج عمومی هم در آن کاربرد ندارد و به اصطلاح جنگ رسانه جنگ بین نخبگان است فلذا میزان تخریـب زیـاد اسـت تـا حدی که شهروندان عادی کشور هدف، متوجه حجم سنگین این جنگ بر فضای روحی و روانی خود و اطرفیـان شـان نمیشوند. قدرت نفوذ سردمداران این جنگ و قدرت تاثیرگذاری و نفوذ آن به گونهای است که در سطوح جامعه اعم ازشهر و روستا گسترش مییابد. در این جنگ، ملتها و مردم با خواست و اراده خود و قبول هزینه در معرض حمله قرار میگیرند. در این جنگ طرف متخاصم کنترل افکار عمومی را در اختیار می‌گیرد.
در جنگ رسانه‌ای از روشها و تاکتیک‌های مختلفی متناسب با شرایط و جغرافیای عمومی (جغرافیـای جنـگ روانـی ) استفاده می‌شود. بعضاً با بمباران اطلاعات و یا ارائه اطلاعات نادرست و یا مشابه سازی و... گروه هدف را مجبور مـی کنند تا منافع مهاجم را بر منافع ملی ترجیح دهند. همه تاکتیکهای جنگ رسانه‌ای بر پایـه ایجـاد تـرس در مخاطـب 
استوار است. تا مخاطب نترسد نمی‌توان در رفتارش تغییری ایجاد کرد.
رسانه در یک دید کلی از ابزارهای جنگ روانی است و همان اهداف جنگ روانی را هم دنبال مـی کنـد یعنـی هـدف جنگ رسانه‌ای تغییر رفتار در دولتها و ملتهاست تا بدینوسیله کشور مهاجم اراده خود را بر گروه هدف تحمیـل کنـد و اولین هدف ملتها هستند چرا که ملتها در خط مقدم مبارزه با هر مهاجمی قرار دارند و از طرفی دولتها هـم بـه اتکـای ملتشان می‌توانند در برابر بیگانگان ایستادگی کنند.
این جنگ به دو شیوه کلی اعمال می‌شود. در شیوه اول دولت مردان با استفاده از رسانه‌ها تحت فشار قرار می‌گیرند تا در آنان ترس ایجاد شده و مجبور شوند در برابر متخاصم عقب نشینی کنند و در نهایت به آنان باج دهند و در شـیوه دوم ملت‌ها را برعلیه دولتشان می‌شورانند و دولت در اثر فشار افکار عمومی تغییر رفتار داده و غیـر مسـتقیم خواسـته‌های بیگانگان را برآورده می‌کنند.
پیچیدگی‌های جوامع عصر حاضر و نقش غیرقابل انکار رسانه‌ها در شکل دهی افکار عمومی باعث شده تا از این ابزار در زمینه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی بیشتر از گذشته استفاده شود. کارکرد رسانه‌ها در تصمیمگیریهای روزمره زندگی برای مردم هم سودمند و هم زیانآور است زیرا رسانههـای گروهـی همچـون تیـغ دو دم هسـتند کـه میتوانند پیوستگی و همگنی پدید آورند، قادر به وسعت بخشیدن و ژرفتر ساختن شکافهای اجتماعی هستند و هم میتوانند بشارتدهنده توسعه باشند و هم بذر ایدئولوژی ضدتوسعه را در فضای جامعه بپراکنند. آنها حس امنیت کاذبی را القاء مینمایند، ذهنها را از مسائل عینی دور میسازد ضمن اینکه میتوانند به ایجاد شور و شوق، حیات و بالنـدگی در یکایک اعضای جامعه که یکی از کارکردهای مثبت رسانه‌های جمعی است با انتقال و بیان واقعیـت هـای جامعـه و روشنگری در عرصه تهدیدات منافع ملی و نه گروهی و شخصی تحقق بخشند.

 

کارکردهای مثبت رسانه‌ها

1. غنی سازی ادبیات و فرهنگ گفتگو در جامعه
2. نهادینه کردن فرهنگ پرسش گری و پاسخگویی
3. اطلاع رسانی شفاف، مستند و بیطرفانه
4. جهت دهی به احساسات و هیجانات
5. مشارکت در تصمیم گیری‌های ملی
6. ارتقا سطح آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی جامعه
7. تعمیق قانون مداری و احترام به قانون در جامعه
8. مشارکت در تولید فکر و اندیشه
9. ایجاد ارتباط منطقی بین مردم و مسئولین
10. انتقال مشکلات مردم به مسئولین با رعایت بی طرفی
11. حمایت از عملکرد منطقی دولت و تشویق مردم به همراهی با برنامه‌های دولت
12. آرام سازی مردم و تعمیق بهداشت روانی مردم
13. تعمیق آزادی‌های فردی و اجتماعی
14. و...
 کارکردهای منفی رسانه‌ها
1. ایجاد هیجانات کاذب در جامعه و هدایت آن برخلاف مصالح جامعه.
2. ایجاد نیازهای کاذب و تحمیل هزینه‌های مادی و معنوی به جامعه.
3. القاء خواستهای جناحی بعنوان خواست ملی (کارکرد گروهی).
4. دامن زدن به اختلافات گروه‌های سیاسی و تحمیل هزینه آن به جامعه.
5. مشغول کردن مردم به دعواهای گروهی و جلوگیری از رشد آگاهی‌های سیاسی عمومی.
6. ایجاد تنش بین دولت و مردم.
7. سوء استفاده از آزادی که منجر به محدود شدن آزادی از طرف حکومت می‌شود.
8. همراهی با بیگانگان و ترجیح دادن منافع آنان به منافع ملی.
9. خدشه دار کردن امنیت روانی جامعه.
10. ایجاد جو مسموم در جامعه با ترویج تهمت، افترا و انگ زدن
11. و...

انواع رسانه‌ها

با توجه به گسترش روزافزون فناوری در دنیا، تعدد رسانه‌ها دائما رو به گسترش است که در دسته بندی و گروه‌های گوناگونی قرار می‌گیرند. رسانه‏های نوشتاری مانند مطبوعات، کتاب و مجلات. رسانه‏های شنیداری مانند مانند رادیو. رسانه‏های دیداری مانند تلویزیون، سینما، اینترنت. رسانه‏های ابزاری مانند مانند اعلامیه، بروشور، تابلوی اعلانات، کاتالوگ، پوستر، تراکت، پلاکارد، آرم، لوگو، فیلم ‌های تبلیغی، فیلم‌ کوتاه و بلند، سخنرانی، همایش و تئاتر. رسانه‏های نهادی یا گروهی همچون روابط عمومی‌ها، شرکت‌های انتشاراتی، بنیادهای سینمایی. رسانه‏های فرانهادی همچون خبرگزاری‌ها، دفاتر روابط بین الملل، کارتل‌ها، بنگاه‌های سخن پراکنی و تراست‌های خبری، شرکت‌های چند ملیتی سازه، فیلم‌های سینمایی، شبکه‌های ماهواره‌ای. رسانه‏ها یا وسایل ارتباط جمعی اصطلاح فارسی شده واژه لاتین«Medium» است که جمع آن«Media» می‌باشد و منظور از آن دسته‏ای از وسایل هستند که مورد توجه تعداد کثیری می‏باشند و از تمدن‏های جدید بوجود آمده اند. [7]
تاریخچه رسانه‏‌ها: در حدود 160 سال قبل با منتشر شدن کاغذ اخبار به مدیریت میرزای شیرازی، ایران وارد جهان رسانه‌ای شد و این در حالی است که در غرب این تاریخ به 400 سال پیش برمی گردد. [8] و این مسأله از قدمت بحث رسانه‌ها در کشورهای غربی حکایت می‌کند و به نسبت همین قدمت، کار رسانه‌ای بیشتری انجام شده است و طبعاً پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای صورت گرفته است.
روزنامه‌ها: روزنامه رسانه‏ای است که به صورت روزانه جدیدترین اخبار و اطلاعات را در حوزه‌های مختلف فرهنگی، هنری، ورزشی، سیاسی و اقتصادی به اقشار مختلف جامعه ارائه می‏دهد. همواره روزنامه‏ها به صورت مکتوب منتشر می‏شوند و این مکتوب بودن آثار مثبت و منفی فراوانی به دنبال دارد که مسئولین دست اندرکاران روزنامه‌ها به هدف دستیابی به آثار مثبت آن تلاش می‌کنند. امروزه در کشور ما بیش از 35 عنوان روزنامه‌ها با تیراژ نسبتاً بالایی به چاپ می‌رسد و این در حالی است که پرتیراژترین آن‌ها روزنامه جام جم است که در مقایسه با جمعیت حدود 75 میلیونی ایران عددی ناچیز محسوب می‏شود. و این در حالی است که تعداد قابل توجهی از این روزنامه‌ها صرفاً اقتصادی یا سیاسی بوده و مورد توجه و استفاده گروه و قشر خاصی از مردم قرار می‌گیرد.
مجلات: مجله رسانه‏ای است مکتوب، دارای صفحاتی بیشتر از روزنامه، با اهداف خاص و از پیش تعیین شده. متوسط یک مجله از 20 صفحه تا 300 صفحه نیز وجود دارد که البته تعداد صفحات بالا، بیشتر اختصاص به مجلات و نشریات تبلیغی دارد.
در ایران به طور متوسط حدود 500 عنوان مجله با تیراژهای بسیار بالا به چاپ می‌رسد که در بازه‌های زمانی: هفته نامه، گاهنامه، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه، سالنامه و انواع و اقسام مختلف دیگر به دست خوانندگان می‏رسد. در تقسیم بندی مجلات معمولا آنها را به نشریات زرد و غیر آن تقسیم می‏کنند. مجلات زرد آن دسته از نشریات هستند که با جنجال و هیاهو سعی در جذب مخاطب دارند. هدف در این مجله‌ها جذب مخاطب به هر وسیله‌ای و به دنبال آن سود اقتصادی است. این نشریات در ارائه مسایل و مشکلات اقتصادی جامعه چند راه پیش می‏گیرند: الف: بزرگنمایی، اغراق و زیاده روی در بیان مشکلات اقتصادی و... تا این که افکار عمومی مشوش شده و راه تفهیم و تفاهم منطقی و عاقلانه بسته شود. ب: نادیده گرفتن مسایل عمقی و اخذ نتایج سریع. ج: رواج مصرف گرایی مثل تبلیغات زیبایی اندام، کالاها و لوازم آرایشی و.. د: مطالب وحشتناک و حوادث تلخ همراه با تیترهای دلهره آور که باعث رواج و شکستن قبح و زشتی این اعمال می‌شود.
رادیو: رادیو رسانه‌ای است صوتی که با استفاده از امواج به انتقال مطالب می‌پردازد. رادیو با تمام فوائدش که از جمله آن، دسترسی همیشگی به آن است دارای نواقصی است، رادیو از نعمت تصویر بی‏بهره است و مسئولان و مجریان رادیو باید تمام توان و نیروی هنری خود را صرف صدا کنند تا از این طریق فضا سازی مناسبی در ذهن شنونده ایجاد کند. شنونده اگر از موسیقی برنامه خوشش نیاید دیگر رادیو کارآیی خود را از دست می‌دهد اما همین مسأله اگر در مورد تلویزیون بوجود آید با قطع صدا همه چیز را از دست نمی‏دهد بلکه می‏توان کماکان از تصویر استفاده کرد و لذت برد.
سینما: سینما پس از مطبوعات و رادیو و تلویزیون یکی از وسایل ارتباط جمعی و از رسانه‌های همگانی نسبتاً جدید است که فرهنگ خاص خود را نیز اقتضا می‌کند. بشر پس از دو دوره فرهنگ گفتاری و نوشتاری اکنون به دروازه فرهنگ تصویری با گستردگی فراوانش وارد می‌شود. سینما یکی از پیشرفته‌ترین رسانه‌های همگانی است که انواع هنرها را با پیچیده‌ترین تاکتیک‌ها جمع آوری نموده است. [9]
تلویزیون: پرمخاطب‌ترین رسانه در جهان، تلویزیون است و این آمار در ایران به مراتب بیشتر است و این تنوع و کثرت مخاطب به دلیل وجود صدا و تصویر به طور هم زمان است. تلویزیون به علت قابلیت استفاده از تصویر در تمام حیطه‌ها جذابیت مخصوص به خود دارد. تلویزیون قابلیت تغییر فرهنگ جامعه را داراست حتی رسانه‌هایی چون روزنامه‌ها و مجلات برای جذب مخاطبان خود به تلویزیون و جذابیت‌های آن متوسل می‌شوند. امروزه شبکه‌های ماهواره‌ای فراوانی بوجود آمده اند؛ از شبکه‌های علمی و تحقیقاتی و ورزشی گرفته تا شبکه‌های مبتذل رقص و پایکوبی در آن یافت می‌شود و شبکه‌های فارسی زبان نیز به خیل وسیع آن‌ها پیوسته‌اند این پایگاه‌ها که اکثراً متعلق به گروه‌های ایرانی خارج از کشور و ضد انقلابی هستند برای جذب مخاطب بیشتر از انواع و اقسام حربه‌ها استفاده می‌کنند. [10]
ماهواره: اولین ماهواره‌ها در سال1980 با 12 هزار مدار تلفنی و تنها 2 کانال تلویزیونی در مدار قرار گرفتند و نسل ششم آن‌ها با 3 برابر ظرفیت نسل پنجم و با سیستم‌های دیجیتالی پیچیده و در سال1986 ساخته و بکار گرفته شد. ماهواره‌های تلویزیونی (DBS) ماهواره‌هایی هستند که در واقع به عنوان یک فرستنده پرقدرت تلویزیونی در فضا عمل می‌کنند. مهم‌ترین برتری یک ماهواره تلویزیونی آن است که می‌تواند تمامی نقاط کور یک کشور را که فرستنده‌های زمینی قادر به پوشش آن‌ها نیستند تحت پوشش در آورد. [11]
اینترنت: در اواخر دهه1960 پدیده‌ای به نام اینترنت جهان را متحول کرد. تأسیس شبکه آرپانت در سال1969 به عنوان منشأ پیدایش اینترنت شناخته شد. [12] در حقیقت اینترنت مجموعه‌ای از میلیون‌ها کامپیوتری است که از طریق شبکه‌های مخابراتی به یکدیگر متصلند. به عبارتی دیگر مجموعه‌ای از هزاران شبکه ماهواره ای- رایانه‌ای است که تعداد زیادی از رایانه‌ها را در یک شبکه پیچیده بزرگ و قابل اطمینان به یکدیگر وصل می‌کند. اینترنت هیچ سازمان مدیریتی یا سرپرست حقوقی ندارد و به خودی خود واقعیتی مستقل ندارد و تنها از تألیف تشکیلات مستقل دیگر حیات یافته است. از طریق این فناوری جدید می‌توان پست ایجاد کرد و بدون صرف وقت و هزینه (E- mail (الکترونیکی‏های پستی زیاد می‌توان عکس‌ها و نامه‌های متنی خود را برای یک یا چندین نفر به طور هم زمان ارسال کرد، هم‌های مختلفی ساخت و از این طریق site) چنین می‌توان سایت پیوست و از قابلیت‏های تصویری، (Web به شبکه جهانی وب یا Chat) صوتی و حتی فیلم در آن استفاده کرد؛ فناوری چت گفتگو یکی دیگر از راه‌های ارتباطی جدید در اینترنت است که در آن می‌توان علاوه بر مکالمه با چندین نفر به طور هم زمان تصاویر یکدیگر را نیز چک کرد. شبکه‌های خبری، ‌ها نیز از دیگر قابلیت‌های موجود FTP موتورهای جستجو و در اینترنت است.

مهم‌ترین انواع رسانه‌

برای بررسی کارکرد رسانه ارتباط جمعی ابتدا باید به انواع رسانه‌ها بپردازیم.
از جمله مهم‌ترین رسانه‌ها در زمینه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و در جهت ترویج فرهنگ و الگودهی افکار عمومی و بررسی تاثیر سایر رسانه‌ها عبارتند از:
رسانه‌های شنیداری
این نوع رسانه‌ها شامل‌ رادیو، ‌ تلفن و پادکست‌های صوتی است.
امروزه به نظر می‌رسد نقش رادیو در جهت‌دهی به افکار عمومی و تقابل رسانه‌ای بین افراد در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی کمرنگ باشد.
این در حالی است که پادکست‌های صوتی از همه جهت مورد استقبال قرار گرفته اند.
این پادکست‌ها نقش بسزایی در تغییر نگرش، آموزش و یادگیری افراد دارند.
رسانه‌های دیداری
دیگر نوع رسانه‌ شامل رسانه‌هایی است که علاوه بر صوت شامل تصاویر یا فقط متشکل از تصاویر است.
از جمله آن‌ها
- اینترنت
- تلویزیون و ماهواره
- سینما و فیلم
- بروشورهای مصور
- کتاب‌ و مجلات
- نمودارها و نقشه‌ها
- پوسترها
- کاریکاتورها
- روزنامه‌ها 
را می‌توان نام برد.
اﻫﻤﯿﺖ ﮐﺎرﺑﺮد رﺳﺎﻧﻪ‌ﻫﺎ
در این بخش به اهمیت رسانه‌ها در زندگی اجتماعی خواهیم پرداخت.
- ﺷﻜﻞ‌دﻫﯽﺗﺠﺎرب ﯾﺎدﮔﯿﺮی دﺳﺖ اول و ﯾﺎ ﻧﺰدﯾک ﺑﻪ آن
- اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه ﯾﺎدﮔﯿﺮی و ﻛﻤک ﺑﻪ ﺗﺪاوم آن
- ﺻﺮﻓﻪ‌ﺟﻮﯾﯽ در زﻣﺎن آﻣﻮزش
- ارﺗﺒﺎط آﺳﺎن‌ﺗﺮ و ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺑﻬﺘﺮ
- ﺷﻜﻞ‌دﻫﯽ ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﺳﺮﯾﻊ‌ﺗﺮ، ﻋﻤﯿﻖ‌ﺗﺮ و ﭘﺎﯾﺪارﺗﺮ
- ﺷﻜﻞ‌دﻫﯽ ﺗﺠﺎرب ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﻧﺎﻣﻤﻜﻦ


انواع رسانه :
1)رسانه‌های چاپی Print media ( روزنامه- مجله – کتاب)
2)رسانه‌های الکترونیک electronic media (رسانه‌های دیداری و شنیداری مانند تلویزیون و رادیو)
3) رسانه‌های دیجیتال (digital media) مانند سی دی(CD)، دی وی دی(DVD)، ‌‌هارد دیسک(HDD)، فلاپی دیسک و فلش دیسک.
4)رسانه‌های آنلاین(خبرگزاری‌ها – سامانه‌های اینترنتی) نخستین روزنامه آنلاین در سال 92 (شیکاگو تریبون)
5) رسانه‌های سایبری (cyber media) یا رسانه‌های آنلاین یا رسانه‌های وب همه اینها هستند. امروزه بیشتر ارتباطات از طریق. اینترنت و شبکه جهانی وب از طریق وب سایت‌های مختلف. این شکل از ارتباط را رسانه‌های سایبری یا رسانه‌های آنلاین می‌نامند.
6) وبلاگ‌ها (نو ظهور‌ها)
7)رسانه‌های نصبی( اعلامیه، بروشور، تابلو‌های شهری و جاده‌ای و اعلانات، کاتولوگ، پوستر، آرم، پلاکارد، لوگو، همایشی)
8)رسانه‌های نهادی ( روابط عمومی) یا گروهی همچون روابط عمومی‏‌ها، شرکت‏های انتشاراتی، بنیادهای سینمایی.
9) رسانه‌های فرانهادی همچون خبرگزاری‌ها، دفاتر روابط بین الملل، کارتل‌ها، بنگاه‌های سخن‌پراکنی و تراست‌های خبری، شرکت‌های چند ملیتی سازه، فیلم‌های سینمایی، شبکه‌های ماهواره‌ای

 

· رسانه‌‏های ابزاری مانند مانند اعلامیه، بروشور، تابلوی اعلانات، کاتالوگ، پوستر، تراکت، پلاکارد، آرم، لوگو، فیلم‌های تبلیغی، فیلم کوتاه و بلند، سخنرانی، همایش و تئاتر.
مراحل تهیه و ارائه اخبار:
1. جمع آوری اخبار (news gathering) : در این مرحله، یک خبرنگار از میان تعداد زیادی از رویدادهایی که در جهان واقعی (real world) روی می‌دهند یک یا چند رویداد را بر اساس ارزشهای خبری بر می‌گزیند و درباره آنها اطلاعات جمع آوری می‌کند. در این صورت، خبر از جهان واقعی وارد جهان رسانه‌ها (media world) می‌شود.
2. پردازش اخبار (news processing) : در این مرحله، دبیران خبر و سردبیران از میان خبرهای رسیده، خبرهایی را که به نظر آنها از ارزش خبری بیشتری برخوردار هستند انتخاب می‌کنند و بنا به تشخیص خود بر روی آنها تغییراتی انجام می‌دهند.
3. انتشار اخبار (news distribution) : در این مرحله، رسانه محتوای انتخاب و تنظیم شده را منتقل می‌کند. این انتقال محتوا توسط عناصری صورت می‌گیرد که ناقل محتوا (content carrier) نامیده می‌شوند. در رسانه‌های چاپی، مرکب یا جوهر، در رسانه‌های الکترونیک، سیگنالها و در رسانه‌های دیجیتال، صفر و یک ناقل محتوا هستند.
تقسیم بندی رسانه‌ها به گروه‌های مختلف به دلیل این نیست که بتوان کاربری، با قدرت جایگزینی یک رسانه توسط رسانه‌ی دیگر را مورد بررسی قرار داد، بلکه به دلیل آن است که بتوان هر گروه را به طور مستقل مورد مطالعه و تحلیل قرار داد. گاه علاقه‌ی زیاد نسبت به فناوری‌های جدید موجب می‌شود تصور کنیم که هر فناوری جدید به زودی جایگزین فناوری پیشین خواهد شد. ولی تجربه‌های گوناگون به دفعات ثابت کرده که این تصورات پایه واساسی ندارد.
برای مثال، در حدود سال‌های ۱۹۲۰ میلادی پیش بینی می‌شد که رادیو جایگزین چاپ شود؛
در حدود سال‌های ۱۹۵۰ پیش بینی می‌شد که تلویزیون جایگزین چاپ شود؛
در حدود سال‌های ۱۹۸۰ پیش بینی می‌شد که کامپیوتر جایگزین چاپ شود.
در حدول سال‌های ۱۹۹۰ پیش بینی می‌شد که شبکه‌ی جهانی کامپیوتری (اینترنت) جایگزین چاپ شود.
ولی همان طور که امروز می‌دانیم همه‌ی آن پیش بینی‌ها نه تنها غلط و بی پایه بودند، بلکه برعکس رسانه‌هایی مانند رادیو وتلویزیون و حتی شبکه‌ی جهانی اینترنت باعث شدند میزان استفاده از رسانه‌های دیگر مانند رسانه‌های چاپ افزایش هم پیدا بکند.
امروز انواع مختلف رسانه‌ها را به دو گروه اصلی چاپی و الکترونیکی تقسیم می‌کنند.
رسانه‌های چاپی :
آمار و ارقام تهیه شده از سراسر جهان نشان می‌دهد که استفاده از رسانه‌های چاپی جهت اطلاع رسانی، به عموم در حال رشد و افزایش است. در پایان هزاره‌ی دوم، مجله‌ی تایمز یوهانس گوتنبرگ، مخترع آلمانی را، به خاطر اختراع دستگاه چاپ و تاثیر مستقیمی که اختراع او در پرورش افکار عمومی و بروز تحولات اجتماعی، از طریق در دسترس ساختن کتاب برای عموم، به جا نهاد، به عنوان یکی از چهره‌های برتر این هزاره انتخاب کرد واختراع او را به عنوان مهم‌ترین اختراع هزاره‌ی دوم معرفی نمود.
کارهای چاپی امروزه بسیار متنوع و زیاد شده است. اگر به اطراف خود نگاه کنیم موارد مختلفی از کارهای چاپی مانند کتاب، مجله، بروشور و… را خواهیم دید.
باید دانست که تقسیم بندی تولیدات چاپی این امکان را فراهم می‌سازد که مراکز ارائه کننده‌ی خدمات چاپی بتوانند به صورت تخصصی نسبت به فعالیت‌های خود، از نظر تجهیزات، امکانات مورد نیاز، بازاریابی، حجم کاری و حتی برنامه‌های توسعه تصمیم گیری و برنامه ریزی کنند.
مفهوم روزنامه نگاری :
روزنامه نگاری الکترونیک (electronic journalism) : منظور از الکترونیک در دانش ارتباطات، رادیو و تلویزیون است.
روزنامه نگاری دیجیتال (digital journalism) : منظور ذخیره کردن محتویات خبری اعم از متن، عکس، صدا و تصویر به صورت صفر و یک بر روی حافظه‌های دیجیتال از قبیل سی دی، دی وی دی، ‌هارد دیسک، فلاپی دیسک یا فلش دیسک است.
روزنامه نگاری آنلاین (online journalism) : منظور ارائه محتویات خبری اعم از متن، عکس، صدا و تصویر بر روی وب است.
روزنامه نگاری سایبر (cyber journalism) : شکل پیشرفته روزنامه نگاری آنلاین است که تعامل کاربر با دستگاه در آن به حداکثر رسیده است. در روزنامه نگاری سایبر تلاش کاربر به حداقل می‌رسد در عوض نقش بیشتری بر عهده دستگاه می‌باشد
تاریخچهَ پیدایش رسانه‌های الکترونیک:
در 17 ماه مه 1991، یک مؤسسه‌ی پژوهشی در ژنو، معیارها یا استانداردهای شبکه‌ی جهانی تارنماها را منتشرکرد. در ماه مه1992، یک سال بعد، روزنامه ی"شیکاگو تریبیون"در ایالات متحده امریکا، نخستین نسخه‌ی روزنامه‌ی الکترونیکی را با نام"شیکاگو آنلاین"را بر روی مانیتور کامپیوترها فرستاد.
تا ماه اوریل 2001، بیش از 12هزاررسانه‌ی خبری الکترونیکی در ایالت متحده امریکا موجود بوده است. در دهه‌ی اول روزنامه‌های الکترونیکی، نه تنها هزاران رسانه‌ی خبری تارنماهای خود را راه اندازی کردند، بلکه میلیون‌ها نفرکاربروگروه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی ونظایر ان نیزتارنماهای خود را وارد شبکه‌ی جهانی تارنماها کردند.
تعاریف:
رسانه‌های سنتی: رسانه‌های چاپی ( کتاب و مطبوعات )، رادیو و تلویزیون را گویند که مخاطبان را به واسطه یک "روایت خطی" هدایت می‌کنند.
 رسانه‌های الکترونیک: رسانه‌های الکترونیک به معنی انتشار اطلاعات در دوره‌های زمانی مشخص در قالب صفحات وب بر روی یک شبکه‌ی اطلاع رسانی یا روی اینترنت است.
محتویات چنین رسانه‌ای به جای چاپ شدن بر روی کاغذ، به صورت فایلهای کامپیوتری در حافظه‌ی یک کامپیوتر قرار دارد. این فایلها که در قالب خاصی به نام صفحات وب بهتر می‌شوند، در دوره‌های زمانی معینی در یک شبکه‌ی اطلاع رسانی متصل به اینترنت قرار می‌گیرند و مخاطبان چنین نشریاتی یعنی افرادی که با کامپیوتر شخصی خود به ان شبکه متصل شود، می‌توانند صفحات روزنامه را روی صفحه‌ی نمایش کامپیوترخود ببینند ویا ان را روی کاغذ جاپ وسپس مطالعه کنند. اتصال به شبکه‌ی اطلاع رسانی موردنظر ممکن است از طریق اینترنت یا در یک شبکه‌ی داخلی(اینترانت) صورت پذیرد.
مختصات رسانه‌های الکترونیک و سایبر:
- استفاده از فناوری چندرسانه ای
- فضای نا محدود
- به هنگام سازی و به روز رسانی مداوم
- آرشیو الکترونیکی
- ارایه در شبکه‌ی داخلی و اینترنت
- ارتباط دو سویه
- محتوای قابل دریافت و پردازش
- کاهش کنترل قدرتهای حاکم بر رسانه و تقویت آزادی بیان
- تجهیزات مورد استفاده
- شمار خوانندگان زیاد
- روزنامه نگاران اینترنتی
- خبرخوانهای اینترنتی
- روشهای نو و مداوم برای آگهی تبلیغ
- روشهای پیاده سازی
ولی باید دید این فرزندان شیکاگو آنلاین را چه باید خواند و این رشد شگفت انگیز را چگونه باید معنا کرد. روزنامه‌های الکترونیک، روزنامه‌های آنلاین، روزنامه‌های دیجیتال، نسخه‌های دیجیتال و روزنامه‌های سایبر صرفاً چند نمونه از نام‌هایی هستند که به این نوع ازروزنامه‌ها اطلاق می‌شود.
اما آنچه که موجب رشد شگفت انگیز روزنامه‌های دیجیتال شده است، ویژگی‌های منحصربه فرد و مزایایی است که این روزنامه‌ها دارند. این ویژگی‌ها عبارتند از:
1)آزادی از زمان ومکان: همان طورکه می‌دانید ما دردنیای مجازی با هیچگونه محدودیت زمانی و مکانی روبرو نیستیم. زمان درفضای مجازی تابع ابدیت نسبی است؛ بدین معنا که ازحیات دائمی برخورداراست و به چای مفهوم زندگی – مرگ که دردنیای فیزیکی با آن روبرو هستیم، با مفهوم زندگی – زندگی برخورد می‌کنیم. درمورد مکان نیز باید به این نکته اشاره کرد که دنیای مجازی وابسته به یک جغرافیا و یا منطقهَ خاصی نیست، بلکه درفضا بدون هیچگونه مرکزیت و یا وابستگی معلق است. مکان دراین فضا قابلیت شکسته شدن دارد و می‌توان ازهرنقطه‌ای وارد فضاهای دیگرشد. ( دکترعاملی – جزوهَ کلاسی، نیم سال تحصیلی 1386-87)
درروزنامه نگاری سایبر نیز زمان و مکان هردو از بین رفته اند. شما به محض تماس با منبع خبری درجهان سایبر درموقعیت بی زمانی و بی مکانی قرارمی گیرید. اختلاف ساعت با کشورها برای دسترسی به اطلاعات و همچنین فاصلهَ مکانی با این کشورها هیچ مفهومی در رسانه‌های سایبر ندارد. رسانه‌های سایبر همیشه و لحظه به لحظه درمعرض دید مخاطب قراردارند و به عبارت بهترساعت انتشار برای آنها – که معمولاً برای رسانه‌های نوشتاری پس ازچاپ می‌باشد- هیچ مفهومی ندارد و این یعنی دسترسی سریع و مستقیم به اطلاعات.
در این رسانه‌های نوین، مفهوم شهروند جای خود را به مفهوم تازه‌ای به عنوان شبکه وند داده و این امربدین معناست که جغرافیا، درقلمرو روزنامه نگاری سایبر جان سپرده است. جغرافیای مخاطب درروزنامه نگاری سایبر یک جغرافیای جهانی و درروزنامه نگاری سنتی یک جغرافیای محلی است. (شکرخواه، 1384: 107)
2) پارادایم دوسویه گی یا تعاملی بودن: یکی ازهیجان انگیزترین ویژگی‌های روزنامه نگاری سایبر، پارادایم دوسویه گی یا دوسویه بودن رسانه‌های سایبرو تعاملی بودن آنهاست. همان طورکه مسیراطلاعات ازسوی روزنامه امتداد می‌یابد، مسیردیگری هم برای مخاطب هست تا اطلاعات خود را برای رسانه ارسال کند. کری هیتر(1989) شش ویژگی تعاملی بودن رسانه‌های سایبر را اینگونه شناسایی می‌کند:
1. انتخاب‌های متنوع و پیچیده و دردسترس
2. تلاش بیشترکاربران
3. میزان پاسخ دهندگی
4. تسهیل ارتباطات بین فردی
5. سهولت درافزایش اطلاعات
6. امکان نظارت برکاربرسیستم
مورد پنجم خاص رسانه‌های سایبراست که درآن مخاطب درنقش سردبیر( خبرنگار و یا گزارشگر) وارد عمل می‌شود و به اطلاعات رسانهَ سایبری که درحال مطالعهَ آن است می‌افزاید. این امرازطریق‌هایپرلینک کردن نیز امکان پذیراست. دراین صورت مخاطب نه تنها منفعل نیست بلکه کاملاً فعال است.
افزایش اطلاعات درجهان مجازی و ازآن جمله روزنامه‌های سایبر، به دلیل دیجیتالی بودن این فضاست. منظور ازدیجیتالی بودن همان عددی بودن است. تمامی اطلاعات و داده‌ها درفضای مجازی به عدد تبدیل می‌شوند که اصطلاحاً به آن منطق صفر و یکی گفته می‌شود. این اعداد براساس برنامه‌ای که به آنها داده می‌شود، به شکل‌های گوناگون درآمده و کالاهای متفاوتی را تولید می‌کنند. بنابراین منطق حاکم برفضای مجازی یک منطق دیجیتالی است ؛ درحالیکه دردنیای واقعی منطق آنالوگی حاکم است. درمنطق آنالوگی همچنان فکرو اندیشهَ انسان به کارگرفته می‌شود تا داده‌ها و اطلاعات تغییر یابند. سیستم‌های آنالوگ نیازمند آن است که انسان درکنارش باشد. دراین سیستم اگراشتباهی رخ دهد، بسیاردشوارمی توان آن را تصحیح کرد و دربعضی ازموارد هم اصلاً اکان تصحیح وجود ندارد. مثلاً درروزنامه‌های سنتی اگراشتباهی رخ دهد باید تا 24 ساعت آینده و شمارهَ بعدی صبرکرد تا بتوان آن را تصحیح کرد؛ درحالیکه در روزنامه‌های سایبرهرلحظه که افراد اراده کنند امکان برطرف کردن اشتباهات وجود دارد. ویا زمانیکه روزنامه‌های سنتی به زیرچاپ می‌روند، دیگرامکان افزودن خبرجدید وجود ندارد ولی در روزنامه‌های آنلاین لحظه به لحظه امکان به روزکردن اخبار و اطلاعات میسر است.
3 )نزدیک بودن وبی واسطگی:
یکی ازمزایای دیگر روزنامه نگاری سایبر این است که بین تولیدکننده و مصرف کننده واسطه وجود ندارد و چیزی شبیه به ارتباط چهره به چهره است. به عبارت بهتر، هردوطرف همیشه به هم دسترسی دارند و امکان بازخورد به طور لحظه به لحظه برای طرفین موجود است. درچنین حالتی کاربران رسانه‌های سایبربه راحتی آنچه خوانده‌اند نظرمی دهند. این عامل موجب می‌گردد تا مخاطب فعال باشد نه صرفاً یک گیرندهَ منفعل، درنتیجه موجب جذب بیشترمخاطب می‌گردد. به همین خاطراست که اغلب جوانان ترجیح می‌دهند ازروزنامه‌های سایبر استفاده کنند؛ چراکه روزنامه‌های سنتی یک مسیریک سویه است و همچون خیابانی یکطرفه که تنها روزنامه نگاران به فعالیت می‌پردازند. (شکرخواه، 1384: 113)
( 4فرامتن وادبیات جهانی واژه‌ها:
فرامتن ازدیگر مزایای روزنامه نگاری سایبراست. استفاده ازاین امکان، به معنی دستیابی مخاطب به ادبیات جهانی یک واژه است. به دیگرسخن هرواژه‌ای که به صورت فرامتنی عرضه می‌شود، امکان دستیابی شما را به تمام اسناد مربوط به آن واژه دراینترنت فراهم می‌سازد. فرامتن ازجذاب‌ترین وجوه رسانه‌های سایبراست. مفهوم فرامتن این است که متون درجهان رسانه‌های سایبر به یکدیگر گره خورده‌اند و زمان ومکان دراین گره خوردگی نابود شده است. استفاده ازفرامتن به روزنامه نگاران سایبرازجنبهَ سندیت بخشیدن و معتبرتر ساختن آنچه گزارش می‌شود کمک بی سابقه‌ای می‌کند. (شکرخواه، 1384: 113)
 استفاده ازویژگی فرامتنی ازطریق‌هایپرلینک کردن امکان پذیراست. بنابراین می‌توان گفت که منطق کارمجازی مبتنی برتولید فراگیر، توزیع فراگیرو مصرف فراگیراست. بدین معنا که یک کاربرای بی نهایت تولید، یک کاربرای بی نهایت خدمات و یک کاربرای بی نهایت مصرف صورت می‌گیرد. درحالیکه منطق کارفیزیکی مبتنی بریک کاربرای یک تولید، یک کاربرای یک خدمت و یک کاربرای یک مصرف است.
یک کاربرمی تواند هنگام مطالعهَ اخباربرروی صفحهَ وب، به طورهمزمان پنجره‌های دیگری را نیزگشوده و ازاخبارو اطلاعات دیگرسایت‌ها هم استفاده کند و به مقایسه بپردازد. همچنین می‌تواند درکنارمتن موجود ازانواع گرافیک‌های ثابت و متحرک، تصاویرتغییریابنده و صدا وموزیک استفاده کند تا تأثیرگذاری مطلب به اوج خود برسد. اما دررسانه‌های چاپی هیچکدام ازاین امکانات وجود ندارد و تنها تصویراست که البته آن هم بدون تغییرمی ماند و برای یک شماره هم ثابت است.
ازدیگر مزایای روزنامه‌های سایبرمی توان به موارد زیراشاره کرد که به دلیل وجود محدودیت دراین مقاله تنها به برشمردن آنها اکتفا می‌کنم.
- پایائی و جنبهَ تکمیلی متن
- گرافیک متحرک، صدا و تصویر
- پیکربندی محتوا
- شخصی شدن
- نسل‌ها و کارکردها
- توزیع افقی وبدون سلسله مراتب
- گردآوری و توزیع ویژه
 کاستیهای رسانه‌های نوین در مقایسه با رسانه‌های سنتی:
- سختی مطالعه روی صفحه‌ی نمایش
- وابستگی به فناوری روز
- حذف درآمد تکفروشی
- هزینه‌ی بالای نیروی متخصص وتجهیزات نوین
- امکانات ودانش انفورماتیک محدود مخاطبان
- کیفیت پایین وگرانی ارتباطات اینترنتی
- غیر تخصصی شدن روزنامه نگاری به واسطه‌ی حضورروزنامه نگاران کم تجربه، اما متخصص در امور رایانه ومخابرات
- منابع ناموثق خبر؛چرا که هرکس می‌تواند منبع خبر باشد. در حالی که انعکاس اخبار موثق برای حفظ مخاطب یکی از مهمترین دستورکارهای رسانه‌های چاپی است.
- زمان ماندگاری پیام در رسانه‌های الکترونیکی کمتر از روزنامه‌های چاپی است.
- مشکلات و محدودیت‌های فنی
- محدودیتهای اصول اخلاقی حرفه‌ای (فصلنامهَ رسانه، صفحهَ165)
رسانه و مدرنیته
تعامل رسانه ای
بیشترین اشکال تعامل اجتماعی در تاریخ بشر به صورت رودر رو بوده است. افراد از طریق گرد همائی و تبادل اشکال نمادین در محدوده یک مکان فیزیکی مشترک، با هم تعامل داشته اند. سنت‌ها پیش از هر چیز خصلتی شفاهی داشته و بقایشان به فراگرد مداوم نوسازی از طریق داستانگوئی و فعالیت‌ها‌ی مربوط به آن، در بافت‌های تعاملی رودررو وابسته بوده و دستیابی جغرافیائی نیز به نسبت محدود بوده است.
تحول رسانه‌های ارتباطی، اشکال جدید عمل و تعامل و نیز انواع جدید روابط اجتماعی را به وجود می‌آورد. با تحول رسانه‌های ارتباطی، تعامل اجتماعی از مکان فیزیکی جدا شده، آنچنانکه افراد با وجود آنکه در یک محیط مشترک زمانی- مکانی سهیم نیستند، می‌توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند.
سه نوع تعامل
برای کاوش در انواع وضعیت تعاملی تشخیص سه نوع تعامل رودر رو، رسانه‌ای و شبه تعامل رسانه‌ای مفید خواهد بود.
• تعامل رودر رو: در یک بافت هم حضور به وقوع می‌پیوندد، شرکت کنندگان نسبت به هم حضور بی واسطه دارند و در یک سیستم مرجع زمانی- مکانی مشترک سهیم‌اند و از اصطلاحات و اسم‌های اشاره استفاده کرده تا ابهام مورد بحث را برطرف کنند. این تعامل در سرشت خود ویژگی گفت و شنودی (دیالوژیک) دارد.
• تعامل رسانه ای: شامل استفاده از یک رسانه فنی است که اطلاعات یا محتوای نمادین را قابل انتقال و ارسال به افرادی میکند که در دوردست از نظر زمان, مکان یا هر دو قرار دارند. تعامل رسانه‌ای در طول زمان و مکان گسترده است و اشکالی همچون نامه نویسی, گفت و گوی تلفنی و از این قبیل است به همین جهت, تعامل رسانه‌ای منش بازتری نسبت به تعامل رودررو دارد.
• شبه تعامل رسانه ای: در سرشت خود حالت مونولوژیک دارد. بدین لحاظ که جریان ارتباط به طور عمده یک طرفه است. به عنوان مثال، خواننده یک کتاب، بیش از هر چیز گیرنده شکلی نمادین است که سازنده آن طالب پاسخ مستقیم و آنی نیست. شبه تعامل رسانه‌ای موقعیتی منتظم وسازمان یافته است که در آن بعضی از افراد عمدتا در ساخت اشکال نمادین برای دیگرانی که حضور فیزیکی ندارد، درگیرند، در حالی که افراد دیگر عمدتا در دریافت اشکال نمادین که به وسیله گروه نخست ساخته شده و در برابر آنها پاسخ یا واکنشی نمی‌توانند داشته باشند، ولی می‌توانند علقه‌های دوستی، محبت یا وفاداری با ایشان برقرار سازند، شرکت دارند.
شبه تعامل رسانه‌ای با تعامل رو در رو وتعامل رسانه‌ای تفاوت دارد. جهت گیری شرکت کنندگان در تعامل رو در رو وتعامل رسانه‌ای به سمت دیگران خاصی است وشرکت کنندگان، برای این دیگران کردار، گفتار وچیزهایی از این قبیل می‌سازند، اما در مورد شبه تعامل رسانه ای، اشکال نمادین برای گستره نامعینی از گیرندگان بالقوه ساخته می‌شود.

مقایسه ابعاد گوناگون رسانه‌ها 

1- راست نمایی: در ارائه گستره‌های یک رویداد بکر، گستره‌هایی همچون: الف- نمادهای کلامی، ب- نمادهای تصویری 
ج- رنگ‌ها، د- صدا، ه- حرکت 2- سرعت ارسال پیام
3- قابل حمل بودن
4- قابلیت بازبینی رسانه، سهولتی که پیام گیرنده با استفاده از آن بتواند برای رفع نیاز خود پیام را به تکرار دریافت کند.
5- گستردگی پوشش رسانه از اطلاعات محیط پیرامونی
6- قابلیت دسترسی رسانه به بازخوردها
 ویژگی‌های انواع رسانه‌هاالف: رسانه‌های چاپی 1- وسعت اخبار
2- دوام اخبار
3- تنوع اخبار
 ب: رسانه‌های الکترونیکی
1- نزدیکی و بی واسطگی
2- تعامل و واکنش دوسویه
3- ابرمتن (HTML) برای پیوند خوانندگان با سایر اطلاعات همان متن
4- وجود امکانات و ابزارهای متفاوت، وقتی گرافیک‌های متحرک، نوآهنگ‌ها، نما آهنگ‌ها به عکس‌ها اضافه می‌شود، روزنامه الکترونیک به رسانه‌ای جاندار تبدیل می‌شود.
5- دلخواه کردن، عمل کردن به طرز دلخواه مخاطب از طریق پخش شبکه‌ای و فن آوری، تا افراد مثلاً روزنامه خاص خود را دائر کنند.
6- شخصی شدن،
7- نسل‌ها و کادرها،، در غرب روزنامه‌های الکترونیک کادرها و حتی محتوای روزنامه‌های چاپی را غارت کرده تاند.
8- توزیع افقی بدون سلسله مراتب، در رسانه‌های الکترونیک و سایبر گی رنده یک مشارکت گر فعال است که مثل فرستنده در توزیع اطلاعات شرکت دارد.
 ویژگی رسانه‌های نوین
1- دیجیتال شدن در تمام عرصه‌ها
2- همگرایی رسانه‌های گوناگون
3- جداشدن اینتر نت از ارتباطات جمعی
4- به کارگیری نقشهای انتشاراتی
5- درون گرایی بیشتر نقش مخاطب
6- هم پاشیدگی "نهاد رسانه"
7- کاهش کنترل اجتماعی
 تفاوت رادیو و تلویزیون تلویزیون:
6. مغایرت با انجام دیگر امور
7. پوشش کمتر نسبت به رادیو
8. نیازنسبی به داشتن سواد
9. نقش بالا در خارج از منطقه بحران
10. دو حسی (دیداری و شنیداری)
1. بزرگ و حمل مشکلتر
2. گران تر بودن تجهیزات و ساخت برنامه تلویزیونی
3. گران تر بودن گیرنده تلویزیون
4. سرعت انتشار کمتر
5. اثرگذاری بیشتر
 و یژگی‌های رادیو:
6. عدم مغایرت با انجام امور دیگر
7. پوشش وسیعتر رادیو
8. عدم نیاز به داشتن سواد
9. نقش بالا در داخل منطقه بحران
10. یک حسی (شنیداری) 
1. کوچک و قابل حمل است
2. ارزان بودن تجهیزات و ساخت برنامه رادیویی
3. ارزان بودن گیرنده‌های رادیو
4. سرعت انتشار فوق العاده
5. اثرگذاری کمتر
رسانه‌ها به لحاظ اعتبار، سرعت، میزان پوشش و دسترسی و… با هم متفاوتند. از نظر اعتبار و عمق کتاب و مطبوعات، از نظر سرعت رادیو و تلویزیون، از نظر پوشش و فراگیری رادیو در رده‌های بالا هستند.
 بازی‌های رایانه ای، رسانه بسیار اثربخش
بازی‌های ویدئویی- رایانه‌ای ((VCGs به صنعتی عظیم و بسیار تأثیرگذار تبدیل شده است. با شکل گیری بازی‌های برخط(آنلاین) که همزمان میلون‌ها نفر را وارد بازی می‌کند، اجتماعات برخط زیادی را شکل می‌دهد. اهمیت این رسانه و جذابیت آن در تعاملی بودن و آزادی کاربران یا بازیگران در ترسیم کاراکتران و تغییر طرح داستان است.
برای مثال اجتماعات زیادی گرد بازی‌های معروف "سیمز" و " سرقت بزرگ اتومبیل" گرد آمده اند. از دیگر سو، بازی‌های آموزشی تفریحی راهی نو در آموزش گشوده اند.
امروزه رسانه "بازی‌های رایانه ای" یکی از سرگرمی‌های اصلی کودکان و نوجوانان شده و روز به روز حضور بیشتری در خانه‌ها و مراکز تفریحی پیدا می‌کند و دارای سهم و نقش بیشتری بر مراحل فرهنگ پذیری آن‌ها شده است.
مسائلی چون ورود روزافزون، قیمت ارزان، سهولت استفاده، تمایل به اشکال درون خانه اوقات فراغت، به رشد روز افزون استفاده از بازی‌ها منجر شده است. چندان دور از انتظار نیست که بازی‌ها به اشکال غالب گذران فراغت در جوامع معاصر تبدیل شوند.

 رسانه سرد و گرم:

ارکان ارتباط یا نمودار ارتباطات

ارتباطات چگونه شکل می‌گیرد (ارکان ارتباط یا نمودار ارتباطات)
فرستنده پیام متن پیام پارازیت گیرنده پیام نتیجه
بـازخـورد
فرستنده پیام: شخص یا اشخاصی است که با هدف ارتباط و ارسال پیام برای رسیدن به منظور و خواسته‌های خود از طریق زبان، بدن، چهره، نمایش، قصه آنرا ارسال می‌نماید.
فرستنده پیام شامل دو دسته می‌شود:
ارادی: آگاهانه و از روی اراده شخص می‌باشد.
غیر ارادی: بعضا بر حسب غریزه، عواطف و گاهی از ضمیر ناخودآگاه می‌باشد.
متن پیام: اصل و بُن مایه مفهومی است که فرستنده پیام با تمام ادارک خود برای گیرنده پیام مشروط به دریافت آن توسط گیرنده پیام می‌فرستد.
خصوصیات متن پیام: واضح و شفاف، دارای درک و مفهوم، دارای اشتراکات بین گیرنده یا فرستنده، زمان پیام، هدف پیام.
پارازیت: پارازیت یا مانع عاملی است که بر جریان ارتباط تاثیر می‌گذارد و از کارایی آن می‌کاهد مانند شرایط فیزیکی نامناسب، گرما، سرما، سروصدای اضافی، بی حوصلگی، ذهن مشوش که تمام این‌ها می‌تواند در شکل گیری یک فرآیند ارتباطی حتی دلخواه مانع ایجاد نماید.
گیرنده پیام: شخص یا اشخاصی که مورد نظر فرستنده می‌باشد که با توجه به پیش شرط ارادی یا غیر ارادی بودن آن پیام به او واصل می‌گردد. گیرنده پیام می‌بایست در محیط تعریف شده‌ای با فرستنده پیام ارتباط داشته باشد در غیر این صورت مفهوم ارتباط شکل نمی‌گیرد.
نتیجه و بازخورد: ارتباطات دارای نتیجه و حاصل تجزیه و تحلیل پیام‌ها از فرستنده به گیرنده می‌باشد زیرا که این پیام می‌بایست منشاء اثر و فایده‌ای برای طرفین داشته باشد در غیر این پیام ارزش نازلی خواهد داشت.
سطوح فرایند ارتباطات:
1. در سطح جامعه و ارتباط جمعی
2. در سطح نهاد سازمانی
3. در سطح بین گروه‌ها
4. در سطح درون گروه
5. در سطح بین افراد
6. در سطح درون فردی
در سطح نهاد سازمانی: بصورت دستوری از سازمان(بالا) و گزارشی(پایین)است، شرح وظایف یا قوانین و مقررات می‌باشد.
در سطح درون فردی: بین دو نفر که سلیس‌ترین و ساده‌ترین راه انتقال ارتباط بین فردی است که فاصله آن و زمان آن به حداقل رسیده و از هدر رفتن متن پیام جلوگیری می‌گردد.
 در سطح درون فردی: عالی‌ترین بحث ارتباطات سطح درون فردی است که هر کسی با مشاهده اطراف خود، خواندن کتاب و آثار دیگران و با تجربه فردی یک سری پیام‌هایی را دریافت می‌نماید که خود او در مرحله اول به عنوان فرستنده پیام و در مرحله بعد به عنوان گیرنده پیام می‌شود و پردازش این پیام‌ها و اطلاعات توسط خودش صورت می‌گیرد بستگی دارد که قوت ادارک و فهم او به چه میزان باشد تا بتواند آنرا به درستی درک نماید.
ارتباط چیست: تبادل نظر دوطرفه بین چند نفر برای انتقال افکار، احساسات و اعتقادات از ذهنی به ذهن دیگر می‌باشد.
اهمیت ارتباطات (ارتباط جمعی): ارتباط سرچشمه فرهنگ و موجب تکامل آن است تا زمانی که انسانها پراکنده بودند به درستی هیچ یک از عناصر ارتقا فرهنگی را کسب نکرده بودند. انسان دور از جامعه انسانی فاقد ابزار اساسی ارتباط یعنی زبان است از این رو آموخته‌هایش قابل انتقال نیست و امکان استفاده از تجربیات دیگران را ندارد.
نقش فرهنگ در رسانه: با توجه به تعریف کلی از فرهنگ که اساس آن باورها، اعتقادات، آیین و رسوم و... می‌باشد می‌توان در اشاعه و دموکراتیزه کردن فرهنگ برای جوامع هم سطح و پذیرنده سرعت داشته باشد که این اولین و خوش بینانه‌ترین ارتباط فرهنگی توسط رسانه است.
بطور کلی فرآیند ارتباطات به دو دسته بین فردی و اجتماعی تقسیم می‌شود.
نوشتن: نگارش اسم مصدر از نگاشتن به معنی نوشتن یعنی بیان کتبی خواسته‌ها، داشته‌ها، عواطف و نگارنده به معنای کسی که بدان کار می‌پردازد یعنی نویسنده.
نویسنده دو معنی دارد:
1. معنی عام: هر که هر آن چیزی را که می‌نویسد مانند نامه به دوست خود یا بستگان و گزارش ساده از اینکه چه اتفاقی و چه حادثه‌ای رخ داده.
2. معنی خاص: کسی که به هنر نوشتن آراسته است و قدرت پروردن مطالب گوناگون و معانی باریک و دقیق را بیان زیبا، شیوا و رسا دارد. نوشتن در این معنی در ردیف دیگر هنرمندان است چون نقاشی، شاعر، پیکر تراش و....
چگونه بنویسم: یکی از بهترین و موثرترین وسایل کسب مهارت در نوشتن خواندن است ما وقتی نوشته‌ای را می‌خوانیم علاوه بر آنکه از محتوا و مفهوم آن بهره مند می‌شویم ناخودآگاه یا آگاهانه نکاتی از حیث نگارش از آن می‌آموزیم وبدین ترتیب با خواندن نوشته‌های مختلف انشای ما روان تر و نامه‌های ما تواناتر می‌شود و درست نوشتن و خوب نوشتن برای ما عادت و ملکه ذهن می‌شود و همچنین مهارت و توانایی در نگارش و نویسندگی پیش از همه از ما نوشتن می‌طلبد همانطور که گفته‌اند کار نیکو کردن از پُر کردن است. نویسندگی مانند بسیاری از هنرها و صنعت‌ها می‌باشد هیچ نوازنده یا نقاش یا مکانیکی با خواندن کتابهایی که در قلمروی این فنون نگارنش یافته نوازنده، نقاش و مکانیک نشدند.
نگارش برای خود و دیگران دارای چند ویژگی می‌باشد:
منفی نگر نباشد، از موضوع چیزی بداند، مخاطب را بشناسد، مطالب آن امیدوارانه باشد(امید به آینده را ترسیم نماید).
خبر: خبر مواد اولیه اطلاعات است که از بسیاری از داده‌ها که گاه از وجوه مختلف مورد نیاز و یا زائد بر نیاز به ما میرسد، اولین مرحله آماده سازی خبر شناخت خود خبر از نظر شکل و ماهیت می‌باشد.
شناخت اخبار:
مفاهیم خبر
منابع خبر
خبر رسان
رُژکلوس: نقل ساده و خالص وقایع جاری را خبر می‌نامد.
فرناند تورو: خبر عبارت است از انتشار منظم جریان وقایع و آگاهی‌ها و دانش‌های انسانی و نقل عقاید و افکار عمومی.
عناصر خبر چیست: که، کجا، کی، چه وقت، چه چیز، چرا، چگونه.
در تنظیم خبر رکن اصلی عناصر تشکیل دهنده و شناخت آنهاست. عناصر خبر کمک می‌کند که فرستنده پیام خبری واضح، شفاف، گویا و دارای توانایی حمل پیام تنظیم کند. با این آگاهی می‌توان تشخیص داد که کدام یک از اطلاعات و آگاهی‌ها دارای اهمیت بیشتر و کدامیک از اهمیت کمتری برخوردار بوده و مناسب‌ترین زاویه دید برای نوشتن خبر کدام است.
کـه: فرستنده پیام(خبرنگار)باید بداند که چه فردی یا چیزی در پیدایش رویداد دخالت داشته یا خواهند داشت یعنی باید به مشخصات کامل فرد، افراد یا چیزی که در پیدایش رخداد موثر بوده یا خواهد بود آگاهی و اشراف داشته باشد.
کـجـا: هر رویداد اتفاق و عملی که رخ می‌دهد در یک مکان جغرافیایی خواهد بود محل وقوع عنصر کجاست که عمل رویداد را معرفی می‌نماید. محل رویداد یا اتفاق یا حادثه دارای اهمیت است و از لحاظ ارزش خبر در کنار جغرافیا و آمایش آن و جایگاه معنوی در آن دارای اهمیت است عنصر مکان از جلوه‌های مهم نمایشگری خبر می‌باشد. خبرنگار آگاه بر مبنای این زاویه دید می‌تواند آغاز خوب و مطلوبی از خبرنویسی ارائه دهد.
چـه وقـت: زمان وقوع حادثه یا رخداد یا دیدار یا هر موضوع یا چیزی که به عنوان خبر مطرح است از عناصر مهم در ارائه خبر محسوب می‌شود. تازگی خبر از ارزش‌های خبریست اشاره به خبر زمان خبر تعیین کننده وجه ارزشی خبر از دیدگاه تازگیست(نُو بودن خبری). اگر تازگی رویداد دارای اهمیت است خبرنگار باید آن را در همان ابتدای خبر بیاورد.
چـه چـیـز: این عنصر عمدتا به ماهیت رویدادی که قرار است به خبر تبدیل شود متمرکز است این عنصر و عنصر قبلی چه وقت معمولا از مهمترین عناصر خبری هستند. روزنامه نگاران در مواردی که عنصر چه چیزی از ویژگی‌های فراوانی و دربرگیری برخوردار است از آن به عنوان عنصر چرای خبر استفاده می‌کنند و آن را در سطر اول خبر ارائه می‌دهند.
چـرا و چـگـونـه: علت یا انگیزه بوجود آوردن چرا را بیان می‌کند و عنصر چگونه نحوه چگونگی و طریقه رویداد را. در بسیاری از مواقع فرستنده خبر چگونه به وجود آمدن یک رویداد خبر را کسب می‌کند اما از علت و انگیزه‌ای که در پشت آن است بی خبر است یا علت و انگیزه را میداند اما از نحوه وقوع رویداد اطلاعاتی ندارد.
ارزش‌های خبری: ارزش خبر گذشته از عناصر دارای ارزش‌هایی است که مورد توجه دیگران واقع می‌شود. توجه طلبان رسانه‌ها به اخبار و گزارش‌های خبری آنها بر آمده از توجه و اهمیت ارزش‌های خبری است.
ارزش‌های خبری عبارتند از:
دربرگیری - شهرت – برخورد، اختلاف یا درگیری - استثتا و شگفتی - بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار - مجاورت - زمان یا تازگی رویداد.
دربرگیری: دامنه متاثران در خبر را دربرگیری می‌گویند. یک خبر جهانی مخاطب جهانی دارد و یک خبر صنفی مخاطب صنفی رویداد این خبر است که در بخش زیادی از جامعه تاثیرگذار باشد نوع این تاثیر ملاک نیست بلکه صرف میزان تاثیر مدنظر است.
شهرت: اشخاص حقیقی، حقوقی و اشیا را شامل می‌شود. شهرت می‌تواند بار معنای مثبت و منفی را به همراه داشته باشد افراد و شخصیت‌های سیاسی، اجتماعی، نظامی، فرهنگی، هنری، مذهبی همچنین ممکن است اشیا بی روح شهرت داشته باشند البته یکسان نیستند در شهرت.
اختلاف، درگیری: درگیری‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، عقیدتی، هنری، علمی ونظامی را شامل می‌شود. برخورد ممکن است فیزیکی، فکری و یا اندیشه‌ای باشد. برخورد می‌تواند شامل حوزه‌های مختلف انسانی، حیوانی و حتی اجسام باشد بطور مثال برخورد حیوان با انسان، حیوان با حیوان، انسان با حیوان، سرقت، تصادف، قتل، سیل، زلزله، جنگ و... همچنین برخورد ممکن است مثبت یا منفی باشد مثل مسابقه‌های ورزشی در تضارب آراء و عقاید منفی هم مثل جنگها و خونریزی‌های دولت‌های متجاوز.
شگفتی و استثنا: هر اتفاق یا چیزی که موجب تعجب افراد شود می‌گویند. اصولا اینگونه اخبار به "تـریـن‌ها" معروف‌اند مثل قدیمی ترین‌ها، بزرگترین‌ها.
بزرگی و فراوانی: وسعت زیاد، بالا بودن تعداد و مقدار حجم بالا همه این عبارات پایه این ارزش به اعداد و ارقام است حال به هرچه که مرتبط باشد مهم نیست مهم بالا بودن اعداد و ارقام است.
مجاورت: مجاورت بر دو بخش است جغرافیایی و معنوی
مجاورت جغرافیایی مثل اینکه مخاطبان رسانه‌ها ابتدا خبر محله، شهرستان، استان و کشور خود سپس کشورهای همجوار دیگر را دنبال می‌کنند.
مجاورت معنوی مثل مشابهت‌های فرهنگی، عقیدتی، قومی، اجتماعی و سیاسی بطوری که بر باورها و اندیشه‌های سازگار، همسان و همساز باشد.
زمان، تازگی رویداد: درشرایط رقابت خبری داشتن زمان رویداد دارای اهمیت برجسته‌ای است به هنگامی خبر موجب حیات بیشتر روزنامه‌ها و اقبال بیشتر مخاطبان به آن خواهد شد ارائه به موقع خبر ضمن تامین نیاز خبری مخاطب از رفتن او به سمت رسانه‌های دیگر نیز جلوگیری می‌کند. تازگی خبر نسان از جنب و جوش تلاش بیشتر آن رسانه دارد و این بدین معنی است که در این رسانه به نیاز مخاطب توجه بیشتری می‌شود و مخاطب همواره برای رفع نیازهای خبری به آن رجوع خواهد کرد درمعرفی و جایگاه عناصر و ارزش‌ها کفایت می‌کند اما ارزش‌های خبری و عناصر آن خطوط و رنگ‌هایی هستند که یک نقاش به وسیله آنها پیام خود را منتقل می‌کند خواه این پیام جحم یک شئ یا زیبایی یک گل باشد.
رسانه جمعی: انتقال اطلاعات با وسایلی نظیر روزنامه، کتاب، رادیو، تلوزیون، ماهواره و... برای گروه غیر محدودی از مردم با سرعتی زیاد انجام می‌گیرد را رسانه جمعی با وسایل ارتباط جمعی می‌نامند.
ماهواره و بررسی آن به عنوان یکی از وسایل ارتباط جمعی: امکانی است که به وسیله فناوری و تکنولوژی پیشرفته فضایی حاصل شده که امواج رادیویی با فرکانس بسیار بالا با فرستنده قوی و واسط بسیار قوی تر در فضا آنرا به نقاط مختلف کره زمین مخابره می‌کند. این تکنولوژی از چند دیدگاه مورد بررسی است اول نگاه قانونی، دوم نگاه اجتماعی، سوم نگاه فرهنگی، چهارم نگاه تکنولوژی.
تلوزیون: تلوزیون یکی از وسایل ارتباط جمعی است که به عنوان یکی از وسایل روزمره زندگی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مخترع تلوزیون جان لاگی لویی جی بِرد در سال 1923 با استفاده از جعبه مخصوص که شامل کلاه، عدسی محدب و سوزن توسط یک تلوزیون سی خطی نمایش داده شده. مخترع تلوزیون‌های سیستم‌های جدید سینتون که با همکاری کمپانی مارگونی ابداع و را اندازی شد. سیستم‌های مدرن تلوزیون عبارت‌اند از NTS، CE. COM، PALC که هر یک به ترتیب متعلق به کشورهای آمریکا، فرانسه و آلمان بود.
استفاده از تلوزیون به عنوان رسانه ارتباط جمعی بسیار موثر در ارتباط و سرعت در انتشار و اشاعه اخبار دارد از این وسیله ارتباط جمعی برای خبر رسانی، برای اشاعه فرهنگ، برای منافع اقتصادی، برای سیطره منطقه جغرافیایی استفاده می‌شود.
رسانه‌های تله ماتیک: رسانه‌های جدید الکترونیک که اصطلاحاً به آنها رسانه‌های تله ماتیک نیز گفته می‌شود که ترکیبی از ارتباط راه دور و نظام اطلاع رسانی کامپیوتری است. رسانه‌های تله ماتیک در انقلاب ارتباطات در زمان ما عنصر کلیدی در نظر گرفته شده است و بسیاری معتقداند که سیستم جدید بزودی جایگزین سیستم پخش تلوزیون خواهد شد. بطور کلی تله ماتیک به مجموعه‌ای از پیشرفت‌های اخیر در حوزه تکنولوژی ارتباطات گفته می‌شود که دارای یک صفحه بصری می‌باشد مانند صفحه تلوزیون و از جانب دیگر با یک شبکه کامپیوتری متصل‌اند به عبارت دیگر دیگر رسانه‌های جدید مجموعه‌ای از تکنولوژی الکترونیک هستند که دارای کاربردهای متفاوت هستند لذا زود است که به آنها به عنوان رسانه‌های همگاهی اتلاق شود و یا یک تعریف روشن و مشخص از کارکرد آنها ارائه داد.
عناصر تشکیل دهنده رسانه تله ماتیک:
وسایل انتقال دهنده مانند کابل یا ماهواره، وسایل ضبط و ذخیره بازیافت، وسایل نمایشی، وسایل کنترل کننده.
مقایسه مشخصات اساسی رسانه‌های تله ماتیک و رسانه‌های همگانی:
1. عدم تمرکز: در رسانه‌های جدید عوامل عرضه و انتخاب چون گذشته کاملا در کنترل برقرار کننده ارتباط نیست.
2. ظرفیت بالا: در رسانه‌های جدید عرضه تولیدات توسط کابل یا ماهواره موانع و محدودیت را در زمینه‌های هزینه فاصله و ظرفیت تقریبا به صفر می‌رساند.
3. انعطاف پذیری: انعطاف پذیری در شکل، محتوا و نحوه استفاده می‌باشد.
رسانه‌های دیداری: به رسانه‌هایی گفته می‌شود که عمدتا بر حس بینایی اتکا داشته و از طریق دیداری پیامهای خود را به مخاطبان منتقل می‌کند، در رسانه‌های دیداری به دو طبقه تقسیم می‌شود.
رسانه‌های نوشتاری: این رسانه‌ها از طریق نوشته‌ها و متون چاپی پیام مورد نظر خود را به گیرندگان پیام منتقل می‌کند. اعضای مهم رسانه‌های نوشتاری عبارت‌اند از کتاب، مجله، اسناد و... می‌باشد.
زمان شکل گیری این رسانه‌ها حداقل به پنج هزار سال قبل همزمان با ابداع خط و نگارش توسط اقوام سومری بر می‌گردد. آثار نوشتاری حاکی از قدمت این رسانه‌هاست این پیامها بعدها روی پوست حیوانات و یا بعضی از گیاهان نوشته شده است. ابداع کاغذ توسط چینی‌ها و گسترش تولید آن که از سایر نقاط جهان و سپس اختراع دستگاه چاپ توسط گوتنبُرگ در آلمان سهم زیادی در بسط رسانه‌های نوشتاری داشت. با وجود قدمت رسانه‌های نوشتاری ابداع انواع رسانه‌های جدید در سده‌ها و ده‌های اخیر این رسانه هنوز اهمیت خود را حفظ کرده علت این امر ویژگی و توانمندی‌های جالب این رسانه‌هاست بطور مثال:
1)کتاب: شامل کتابهای درسی، اطلاعات عمومی، رمان، داستان، فیلمنامه، دایره المعارف، واژه نامه و...
2)روزنامه و مجله‌ها: بصورت روزنامه، عصرنامه، هفته نامه، ماهنامه، فصلنامه، سالنامه، گاهنامه، چاپ می‌شوند و معمولا اطلاعات جدیدی را در زمینه‌های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... در اختیار خوانندگان و مخاطبان قرار می‌دهند.
پدیده اجتماعی: رویداد، حادثه و اتفاقی است یا تغییری در نگرش و رفتار می‌باشد که در جامعه (یک جامعه معمولی) پدید می‌آید و پس از آن نهاد اجتماعی (نهادهای اجتماعی مثل خانواده، قوه مجریه، مقننه، قضایه) به بررسی و روش واکنش نسبت به آن پدیده‌ها را انجام می‌دهند.
امر اجتماعی: قانون و مقررات است برای رفع تزاحم و تضاد.
3)اسناد: اصل یا کپی نوشته‌های مختلف قدیمی یا جدید مانند فرمانهای پادشاهان، منشور اخلاقی کوروش، قباله‌های ازدواج، اسناد خرید و فروش، قراردادهای سیاسی و... هستند که منابع اطلاعاتی جالبی را در زمینه‌های تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و علمی در اختیار دیگران قرار می‌دهد.
4)مواد یا موارد تکثیر شده: بطور کلی به تمام مطالب نوشتاری اتلاق می‌شود که توسط یک نفر نگاشته و یا از روی منابعی دیگر تهیه می‌شود و پس از تکثیر به طریق فتوکپی بین طالبان آن مطالب قرار می‌گیرد.
غیر نوشتاری: شامل اعلامیه‌ها، تابلوها، نقشه‌ها و امثال هُم میشود. رسانه‌های غیر نوشتاری دومین گروه از رسانه‌های دیداری هستند که در این رسانه‌ها همانند گروه اول پیام‌های مورد نظر با تکیه به حس بینایی و از طریق دیداری به اطلاع مخاطبان می‌رسد. اگرچه در رسانه‌های این گروه نیز از رمزهای کلامی نوشتاری استفاده می‌شود اما ترکیب عهده بر بهره گیری از شکل‌ها، طرح‌ها و تصویرهاست مانند انواع اعلانات و تابلوهای الکترونیکی، طراحی و نقاشی بر دیوارها.
رسانه‌های شنیداری: با تکیه بر حس شنوایی تهیه شده و از طریق شنیدن مورد استفاده قرار می‌گیرد اعضای این طبقه از رسانه‌ها عبارتند از رادیو، تلفن، ضبط صوت، نوار شنیداری.
رسانه‌های دیداری و شنیداری: در طبقه بندی این رسانه‌ها از دو حس بینایی و شنوایی برای انتقال پیام‌ها استفاده می‌شود مثل برنامه‌های تلوزیون، ویدیو، نمایش DVD و CD و پروژکتور.
ارتباط سنتی: به نوعی از ارتباطات اتلاق می‌شود که بر پایه باورها، تاریخ و فرهنگ و عقاید عمومی جامعه شکل گرفته و در عین حال آنها را ترویج و تقویت می‌کند غالبا میان فردی و چهره به چهره است.
نکته: ساخت و محتوای عوام گرا و نخبه گریز دارد. در این نوع ارتباطات(سنتی)دریافت بازخورد و عکس العمل مخاطب سریع و آنی است. ارتباط دو سویه و متقابل نیز سریع و براحتی تحریر می‌شود. بنابرین شبکه ارتباط سنتی اغلب به برنامه‌های واقعی ارتباط دو سویه عمل می‌کند و نه رسانه‌ای و یک سویه.
سطوح و ساختارهای ارتباطات سنتی: برای اینکه مطالعه و بررسی در مورد ارتباطات سنتی ساده تر و روشن تر شود می‌توان بر اساس طبقه بندی زیر عمل نمود
1. مرکز و نهادهای ارتباطات سنتی
2. پیام‌ها و محتوای ارتباطات
3. ارتباط گران سنتی
4. شیوه‌های عملکرد و ارتباط سنتی
5. عاملان ارتباط سنتی
مراکز و نهادهای ارتباطات سنتی: مراکز و نهادهای ارتباط سنتی متعدد و متنوع‌اند به ویژه تا قبل از پیدایش وسایل ارتباط عمومی مانند رادیو و تلوزیون.
عمده‌ترین مراکز ارتباط سنتی: از قبیل مساجد، تکایا، مجالس روضه، قهوه خانه‌ها، زورخانه‌ها، مراکز زیارتی، حمام‌های عمومی، بازارچه‌های محلی، کاروانسراها، شب نشینی‌هاو... هرکدام از این مراکز در طول تاریخ کارکردهای خاص خود را داشته و در عین حال بسیاری از منابع به ویژه در مقاطع حساس تاریخی بصورت یک شبکه ارتباطی مشترک عمل می‌کردند.
آسیب‌های رسانه:
1)تقلید و جعل کردن: اینکه تشخیص دهیم که چه چیزی جعلی است مشکل می‌باشد نمایش موهوم و ساختگی از موضوعات به عنوان یک اصل در سالهای اخیر شایع و برجسته شده است، در سال 1998 اسمیت استون کلاب کاراکترها و شخصیت‌هایی را خلق کرد و ادعاهایی را جعل نمود و آنرا در روزنامه منتشر کرد.
2)دزدی ادبی: استفاده از تجربه‌ها، تالیف‌ها یا اختراعات دیگران بدون وجه اخلاقی است. دزدی ادبی به معنای استفاده از ایده‌ها یا کارهای اشخاص دیگر بدون داشتن شایستگی و اعتبار عمومی است بطور مثال ستون نویس روزنامه بُستون گلاب مایک بارنیکل بعد از هک‌هایی که از روی پرفروش‌ترین کتاب سال متعلق به برایان دراپ نینگِر استفاده کرد و در سال 1998 استعفا کرد او نوشته بود بعضی روزها دوست دارم تا پاپ را در حالی که روی بالکن آمده و امتیازات بیس بال را اعلام می‌کند ببینم در صورتی که در کتاب کارلی نوشته شده بود برخی روزها آرزو دارم که پاپ را روی بالکن‌‌اش و در حالی که خبر امتیازات فوتبال را می‌دهد ببینم. بطور کلی جابه جایی ادبی بصورتی که فعل و فاعل و مفعول، توصیف و صفت و هدف نویسنده به نفع شخص خودمان تغییر پیدا کند بدون آنکه زحمتی بابت بدست آوردن آن پیدا کرده باشیم به عنوان یک پدیده زشت اجتماعی نام می‌گیرد.
3)تضاد اجتماعی: نمایندگان رسانه‌ها برای تضاد میان منافع و مصلحت‌ها یک مسئولیت دارند مثلا منافع مخفی و محرمانه آنها ممکن است با قابلیت و توانایی آنها برای انجام وظایفشان تضاد داشته باشد این تضادها ممکن است روابط تجاری، هدایا، پول، عمل گرایی سیاسی یا مالکیت سرمایه باشد. همانطور که می‌دانید پذیرفتن هدایا یک عمل شایع بین نمایندگان رسانه‌ها بود اما اشخاص مسئولیت پذیر بزودی پی بردند که این عمل با بسیاری از مسائل دیگر همراه است چرا که اختلاف و تضاد فاحشی را بین منافع و مسالح را بوجود می‌آورد.
4)اعمال غیرقانونی: فعالیت‌های غیر قانونی پایه اخلاقی ندارند برای مثال در تحقیقات سین سیناتی گزارشگری بنام مایکل گلادز بطور آشکارا از سیستم رای پستی شعبه‌های چیکیت‌های بین المللی در طول یک تحقیق درباره کمپانی بهره برد روزنامه برخورد تندی با گزارشگر کرد و بیشتر از ده میلیون دلار به کمپانی داد بنابراین پلیس تحقیق برای اینکه کار گزارشگر را انجام دهد نیاز به یک سری از مجوزها از دادگاه پیدا کرد پس می‌توان نتیجه گرفت که برای حقانیت یک موضوع و یک مسئله می‌بایست در چارچوب قانون و مقررات عمل کرد حتی در حالیکه آن امر و خبر برای جامعه مفید باشد و یا مضرر.
خلوت: حق افراد برای داشتن حریم و خلوت مکررا با وظیفه روزنامه نگاران درباره گزارش دادن تلاقی پیدا می‌کند این موارد در اکثر اوقات سوالات سخت اخلاقی را برای سازمان‌های رسانه‌ای به همراه دارد.
اخلاق در رسانه‌های صوتی و تصویری: در قلمرو ضبط صدا رادیو، فیلم و تلوزیون تصمیمات اخلاقی روی موضوعاتی شبیه به موضوعات رسانه‌های چاپی تمرکز می‌یابد بطور مثال شعر موزیکال ممکن است به موضوعاتی مثل سکس، خشونت یا دیگر رفتارهای ضد اجتماعی مربوط شود یا همان شعر ممکن است به دارو، رفتار جنسی و خشونت که معمولا از سوی قانون حمایت می‌شوند تشویق کند در این صورت اگر بخواهیم استانداردهای اخلاقی را در آن جستجو کنیم با شکست مواجه می‌شویم.
خصوصیات رادیو و تلوزیون در سرعت انتشار: سریع و آنی بودن ارتباطات جمعی در زمان حال از مهمترین خصلت‌های مهم آن بشمار می‌آید. در زمان‌های قدیم هفته‌ها و حتی ماه‌ها طول می‌کشید تا واقعه‌ای از راه دور به اطلاع افراد برسد اما همکنون در ظرف چند دقیقه حتی چند لحظه اخبار و و رویدادهای مهم محیط اطرافمان و شاید اقصا نقاط دنیا با کمترین زمان به وسیله روزنامه و رادیو تلوزیون در اختیار مردم گذاشته شود. بدون تردید روزنامه‌ها با توجه به دقت معین انتشار دوره‌ای خود و ضرورت‌های فنی و تولیدی موجود هنوز نمی‌توانند وقایع را بطور سریع و آنی پخش کنند زیرا روزنامه‌ها معمولا هر روز فقط مدتی وقت لازم دارند تا خبرهایی را که از خبرنگاران تخصصی خود دریافت می‌کنند با کمک اعضای هیئت تحریره انتخاب و تنظیم نمایند و در چاپخانه‌ها بصورت حروف سُربی درآورند و بعد از صفحه بندی و قالب گیری به چاپ برسانند البته با کوشش‌های فراوان سالهای اخیر بعضی از کشورهای پیشرفته صنعتی خصوصا ژاپن برای پخش سریع روزنامه‌ها از طریق گیرنده‌های خاص تلوزیونی صورت گرفته است لذا باید انتظار داشت که در آینده نزدیک دشواری کنونی موسسات مطبوعاتی در مورد ارسال روزنامه‌ها برای خوانندگان از میان برود بدین طریق روزنامه‌ها خواهند توانست در انتشار اخبار رویدادها و تجزیه و تحلیل و تفسیر آنها سرعت عمل بیشتری پیدا کنند و برترین‌های رادیو تلوزیون را در این زمینه کاهش دهیم باید توجه داشت سرعت پخش پیام‌های ارتباطی از طریق رادیو تلوزیون اکنون به حدی پیشرفت کرده است که این وسایل می‌توانند چگونگی وقایع را در همان لحظات وقوع پخش کنند و استفاده کنندگان بی شمار خود را از فواصل دور به طور غیرمستقیم در صحنه وقایع شرکت دهند.
سیر ارتباطات در ایران:
1. کلامی: گفتن، خواندن، نوشتن، شنیدن
2. غیرکلامی: در ایران از طریق طبل دود برج‌های آتش و مناره‌های مسجد بود
نخستین چاپخانه تاسیس شده در ایران به قرن 17 میلادی در اصفهان به دست یک مُبلغ مسیحی که به واسطه آن نخستین کتاب اِنجیل در ایران به چاپ رسید که به زبان ارامنه بود. ورود چاپخانه به ایران در زمان عباس میرزا که در تبریز به نشر کتاب پرداخت همچنین اولین روزنامه فارسی زبان داخل کشور با نام کاغذ اخبار توسط میرزا صالح شیرازی در زمان محمدشاه قاجار به سال 838 هجری شمسی به چاپ رسید.
رادیو و تلوزیون در ایران: در سال 1330 هجری شمسی اولین بار طرح ملی سازمان رادیو و تلوزیون ایران مطرح و تاسیس شد البته راه اندازی آن در سال 1337 در طرحی توسط مجلس با عنوان تلوزیون زیر نظر پُست و تلگراف ایجاد و رسما آغاز بکار کرد.
اینترنت چیست: واژه اینترنت به معنای بین شبکه‌ای یا میان شبکه‌ای است و اینترنت مجموعه‌ای از شبکه‌ها است، اصطلاح شبکه به اتصال دو یا چند رایانه به یکدیگر شاره دارد. در دنیا مجموعه وسیعی از شبکه‌های رایانه‌ای کوچک و بزرگ وجود دارد که با استفاده از یک رشته پروتکل‌های ارتباطی عملکرد متقابلی را میان یکدیگر فراهم می‌آورند. اینترنت مانند یک بزرگراه ارتباطی است که اطلاعات متنی و نوشتاری، دیداری و شنیداری و دیگر خدمات گوناگون را برای کاربران سهل و آسان می‌گرداند بنابراین اینترنت یک بانک اطلاعاتی جهانی است.
تاریخچه اینترنت: پیداش اینترنت به دهه 1960 میلادی باز می‌گردد، زمانی که دولت آمریکا بر اساس طرحی موسوم بهARPAمخفف آزانس تحقیق پروژه‌های پیشرفته که در آن زمان بر کارکردهای دفاعی بوجود آمده بوداین طرح را عملیاتی کرد، سرانجام در سال 1961 تعداد چهار کامپیوتر در دو ایالت مختلف با موفقیت ارتباط برقرار کردند و با اضافه شدن واژه "نت" به طرح اولیه نام آرپانت برای آن منظور شد. درسال 1970 میلادی با تعریف پروتکل‌های جدید از جملهTCPکه تا امروز رواج دارد نیز مشارکت کامپیوترهای میزبان با نامHostبیشتر باARPANETوحتی گسترده شدن آن به برخی نواحی فراتر از مرزهای آمریکا، آپارنت شدت بیشتری یافت و ایده اینترنت همراه با جزئیات بیشتر شکل گرفت. بعدها در سال 1993 نام Internet روی شبکه جهانی گذاشته شد. Webیا همانwwwکه مخففWorld Wide Web یعنی تار جهان گستر می‌باشد توسط آزمایشگاه اروپایی فیزیک ذراتCernرا بخاطر دسترسی مرتب تر و تسهیل آن به اطلاعات موجود روی اینترنت ابداع کرد.
اینترنت در ایران: در سال 1371 در دانشگاه‌های صنعتی شریف، دانشگاه گیلان و مرکز تحقیقات نظری فیزیک از طریق پروتکلUUCPبه اینترنت وصل شدند تا با دنیای خارج ایمیل رد و بدل کنند.
کارکردها و ویژگی‌های اینترنت:
1. تولید اطلاعات
2. سازماندهی اطلاعات
3. اطلاع رسانی منحصر به فرد
4. به روز بودن اطلاعات
5. رایگان و آسان یاب بودن اطلاعات
6. ظرفیت بالای نگهداری و انتقال متن، عکس، تصویر و صوت
7. قابلیت استفاده گسترده از آرشیوهای بزرگ و غنی رسانه متنی، صوتی و تصویری
8. تعامل دو سویه
9. چند رسانه‌ای بودن
10. تمرکز زدایی
11. جمع زدایی
12. ناهمزمانی کارکرد یا عدم نیاز به زمان خاص
عوامل جذابیت اینترنت:
1. تعامل: یعنی طبیعت کامپیوتر مانند ابزاری شادی آور است
2. شبه مرزی: همان فضای مجازی و مشترکاتی است که شما می‌توانید با آن سوی دنیا داشته باشید
3. گمنامی رسانه‌ها: می‌توان با اسم‌های مستعار و متن‌های تایپ شده مانند حجاب برخود عمل کنید.
بازدید از وب به چهار صورت است:
1. داشتن آدرس و مراجعه مستقیم
2. استفاده از لینک‌های موجود در سایت‌های دیگر
3. مراجعه از طریق فهرست‌ها
4. جستجو از طریق موتورهای مانند گوگل و یاهو

طبقه بندی رسانه‌ها

الف ) رسانه‌های دیداری ۱: نوشتاری : کتاب ‘ روزنامه ‘ مجلّه ‘ اسناد ‘ موارد تکثیر سند و امثالهم ۲: غیر نوشتاری : اعلامیه‌ها ‘ تابلوها ‘ نقشه‌ها و امثالهم
ب ) رسانه‌های شنیداری
ج ) رسانه‌های دیداری – شنیداری
رسانه‌های دیداری : به رسانه‌هایی گفته میشود که عمدتاً بر حس بینایی اتکاء داشته و از طریق دیداری پیامهای خود را به مخاطبان منتقل میکند. رسانه‌های این طبقه به دو گروه تقسیم میشوند.
الف ) رسانه‌های نوشتاری : این رسانه‌ها از طریق نوشته‌ها و متون چاپی یعنی ‘ رمزهای کلامی کتبی ‘ پیام مورد نظر را به گیرنگان پیام منتقل میکند.
 اعضای مهم رسانه‌های نوشتاری عبارتند از: کتاب ‘ روزنامه ‘ مجلّه ‘ اسناد ‘ موارد تکثیر سند و امثالهم. زمان شکل گیری این رسانه‌ها را میتوان حد اقل به 5000 سال قبل و همزمان با ابداع خط و نگارش توسط اقوام سومری دانست. آثار نوشتاری ‘ حاکی از قدمت این رسانه‌هاست. این پیامها بعد‌ها روی پوست حیوانات و یا بعضی از گیا‌هان نگاشته شده است.
ابداع کاغذ توسط چینیها وگسترش تولید آن که از سایر نقاط جهان و سپس اختراع دستگاه چاپ توسط گوتنبرگ درآلمان ‘ سهم زیادی در بسط رسانه‌های نوشتاری داشت. با وجود قدمت رسانه‌های نوشتاری و ابداع انواع رسانه‌های جدید در سده‌ها و دهه‌های اخیر این رسانه هنوز اهمیّّت خود را حفظ کرده‌اند. علّت این امر ویژگیها و توانمندی‌های جالب این رسانه‌هاست که ذیلاً به تعدادی از آنها اشاره میگردد.
الف ) کتاب : شامل کتابهای درسی ‘ غیر درسی ‘ اطلاعات عمومی ‘ واژه نامه‌ها و غیره
ب ) روزنامه و مجلّه‌ها : روزنامه‌ها و مجلّه‌ها بصورت : روزنامه ‘ عصرنامه ‘ هفته نامه ‘ ماهنامه ‘ فصل نامه سالنامه و گاه نامه چاپ میشوند و معمولاً اطلاعات جدیدی را در زمینه‌های مختلف عِلمی ‘ فرهنگی اجتماعی ‘ سیاسی ‘ اقتصادی و غیره در اختیار خوانندگان میگذارند.
ج ) اسناد : اصل یا کُپی نوشته‌های مختلف قدیمی و یا جدید ‘ مانند فرمانهای پادشا‌هان و حُکّام ‘ قواله‌های ازدواج ‘ اسناد خرید و فروش ‘ قرادادهای سیاسی و غیره هستند که منابع اطلاعاتی جالبی را در زمینه‌های تاریخی ‘ جغرافیایی ‘ فرهنگی و عِلمی در اختیار دیگران قرار میدهند.
د) مواد یا موارد تکثیر شده : مواد تکثیر شده بطور کُلّی به تمام مطالب نوشتاری اطلاق میشود که توسط یک فرد نگاشته و یا از روی منابعی دیگر تهیه میشود وپس از تکثیر بطریق پلوکپی و یا فتوکپی بین طالبان آن مطالب قرار میگیرد.
2- 1 ) رسانه‌های غیر نوشتاری : رسانه‌های غیر نوشتاری دوّمین گروه از رسانه‌های دیداری هستند در این رسانه‌ها همانند گروه اوّل ‘ پیامهای مورد نظر با تکیه بر حس بینایی و از طریق دیداری به اطلاع مخاطبان میرسد ‘ اگر چه در رسانه‌های این گروه نیز از رمزهای کلامی نوشتاری استفاده میشود ‘ امّا تأکید عمده بر بهره گیری از شکلها ‘ طرحها وتصویر‌هاست ‘ مانند انواع اعلانات و تابلوهای الکترونیکی ‘ ماژیکی طراحی نقاشی پوستر و غیره و یا اسلاید وپرژوکتور.
2 ) رسانه‌های شنیداری : رسانه شنیداری با تکیه بر حس شنوایی تهیه شده و از طریق شنیدن مورد استفاده قرار میگیرد. اعضای این طبقه از رسانه‌ها عبارتند از : بیان ‘ رادیو ‘ صفحه‌های شنیداری معمولی و لیزری ‘ تلفن ‘ نوار شنیداری و ضبط صوت.
3 ) رسانه‌های دیداری – شنیداری : در طبقه بندی این رسانه‌ها از نوع حس بینایی و شنوایی برای انتقال پیامها استفاده میشود. فیلم متحرک ‘ وپروژکتور فیلم ‘ برنامه‌های تلویزیونی ‘ تلویزیون ‘ ویدئو و ویدئو پروژکتور و نهایتاً رایانه
ارتباطات سنتی : بنوعی از ارتباطات اطلاق میشود که بر پایه باورها ‘ تاریخ ‘ فرهنگ و عقاید عمومی جامعه شکل گرفته و در عین حال آنها را ترویج و تقویت میکند ‘ غالباً میان فردی و چهره به چهره است و ساخت و محتوای عوام گرا و نخبه گریز دارد.
 در این نوع ارتباطات دریافت باز خورد و عکس العمل مخاطب سریع و آنی است و ارتباط دو سویه و متقابل نیز براحتی برقرار میشود ‘ بنا بر این شبکه ارتباطات سنتی اغلب ‘ بمعنای واقعی ارتباطی ( دو سویه ) عمل میکند و نه رسانه‌ای ( یک سویه )
سطوح و ساختار‌های ارتباطات سنتی : برای آنکه مطالعه ویررسی در مورد ارتباطات سنتی ساده تر و روشنتر شود میتوان بر اساس تقسیم بندی زیر عمل نمود و آنرا در 4 زمینه یا سطح مورد ملاحظه قرار داد.
1 - مراکز و نهادهای ارتباطات سنتی
2 – پیامها و محتوای ارتباطات سنتی
3 - ارتباط گران سنتی
4 - شیوه‌های عملکرد و ارتباط سنتی

1 - مراکز و نهادهای ارتباطات سنتی : مراکز و نهادهای ارتباطات سنتی متعدد و متنوعند و بویژه تا قبل از پیدایش وسایل ارتباط نوین و خصوصاً پس از روی کار آمدن رادیو وتلویزیون پُرتعداد تر و در برخی زمینه‌ها نا کار آمد تر بودند.
عمده‌ترین مراکز ارتیاطات سنتی عبارتند از : مساجد ‘ تکایا ‘ حسینیه‌ها ‘ مجالس روزه خوانی و وَعظ و خِطابه ‘ حوزه‌های علمیه ‘ بازارها ‘ قهوه خانه‌ها ‘ زور خانه‌ها ‘ عَتَبات عالیات ‘ حمامهای عمومی میدان گاه‌ها ‘ بازارچه‌های محلی ‘ کاروانسراها و نیز شب نشینیها و دید و بازدیدهای دوره‌ای میان افراد دوستان و اهالی محل یا منطقه.
هرکدام از این مراکز در طول تاریخ کارکردهای خاص خود را داشتند و در عین حال بسیاری منابع ‘ بویژه در مقاطع حساس تاریخی ‘ بصورت یک شبکه ارتباطی مشترک عمل کرده اند.

رسانه‌های جدید الکترونیک

چارلز وایت ‘ جامعه شناسِ ارتباطات ‘ سه خصوصیت برای رسانه‌هایِ همگانیِ زمانِ خویش برشمرد که عبارت بودند از :
1 - رسانه‌های همگانی تمایل به مخاطبین نسبتاً گستردهِ ناشناخته و ناهمگون دارند.
2 – هدف پیام رسانه‌های همگانی ‘ عُموم مردم هستند و اِرسال پیا م از نظر زمانی چُنان تنظیم میشود که حد اکثرِ مُخاطبین را ‘ در همان فاصله پوشش دهد.
3 – فرستندگان پیام تمایل دارند که عمل پیام رسانی خود را از طریق سازمانهای گسترده و پیچیده که هزینه فراوانی را در بردارد ‘ انجام دهند.
تعریف وایت خلاصه تمام آن چیزهایی است که ما از رسانه‌های همگانی زمان او یعنی : روزنامه ‘ مجله ‘ رادیو تلویزیون ‘ فیلم سینمایی ‘ صفحه گرامافون و کتاب اِستِنباط میکنیم از زمان او تاکنون تکنولوژی ارتباطات جهان با سرعت حرکت کرده و متحوّل شده است بنحویکه بعضی صاحبنظران از انقلاب ارتباطات سخن بمیان آورده اند.

* رسانه‌های تِلِه ماتیک : ( Telematic )

رسانه‌های جدید الکترونیک که اصطلاحاً به آنها رسانه‌های تِلِه ماتیک نیز گفته میشود ‘ تر کیبی از ارتباط راه دور و نظام اطلاع رسانی کامپیوتری میباشند. رسانه‌های تِلِه ماتیک در انقلاب ارتبا طات زمان ما عُنصر کلیدی در نظر گرفته شده‌اند و بسیاری معتقدند که سیستم جدید بزودی جایگزین سیتم پخش تلویزیونی خواهد شد.
بطور کلی تِلِه ماتیک به مجموعه‌ای از پیشرفتهای اخیر در حوزه تکنولوژی ارتباطات گفته میشود که دارای یک صفحه بَصَری میباشند. ( مانند صفحه تلویزیون ) و از جانب دیگر با یک شبکه کامپیوتری مُتّصِلند. بعبارت دیگر رسانه‌های جدید ‘ مجموعه‌ای از تکنولو ژیهای الکترونیک هستند که دارای کاربُرد‌های متفاوت می‌باشند ‘ لذا زود است که به آنها عنوان رسانه‌های همگانی اتلاق شود ویا یک تعریف روشن و مشخصی از کارکردهای آن ارائه داد.
* عناصر تشکیل دهنده در تکنولوژی رسانه‌های تِلِه ماتیک :
در رسانه‌های تله ماتیک معمولاً از لوازم و عناصر تکنیکی متفاوتی استفاده میشود که عبارتند از :
1 – وسایل انتقال دهنده مانند کابل یا ماهواره
2 – وسایل ضبط و ذخیره بازیافت
3 - وسایل نمایشی ‘ استفاده از ترکیبهای متفاوت بطور انعطاف نا پذیر از متنها و گرافیکها
4 - وسایل کنترل کننده ‘ استفاده از کامپیوتر
* مقایسه مشخصات اساسی رسانه‌های تله ماتیک ورسانه‌های همگانی :
در مقایسه با رسانه‌های همگانی ‘ رسانه‌های جدید تِلِه ماتیک دارای مُشخصات زیر میباشند.
1 - عدم تمرکز : در رسانه‌های جدید عوامل عرضه و انتخاب چون گذشته ‘ کاملاً در کُنترل برقرار کنندهِ ارتباط نیست.
2 - ظرفیت بالا : در رسانه‌های جدید ‘ عرضه تولیدات توسط کابل یا ماهواره موانع و محدودیت را در زمینه‌های هزینه ‘ فاصله و ظرفیت تقریباً به صفر میرساند.
3 – تعامل : در رسانه‌ای تِلِه ماتیک ‘ گیرنده پیام قادر به انتخاب ‘ پاسخگویی و مُبادله پیام است و میتواند مستقیماً خود را با گیرنده‌ها مُتصِل سازد.
4 – انعطاف پذیری : در شکل ‘مُحتوا و نحوه استفاده.
* طُرُق دسترسی همگانی به رسانه‌های تِلِه ماتیک :
رسانه‌های تِلِه ماتیک علاوه بر امکاناتی که در توزیع برنامه‌های رادیو وتلویزیونی فراهم میسازند به دو طریق برنامه‌ها را دردسترس عموم قرار میدهند : یکی بصورت تِلُه تِکست و دیگری بصورت ویدئو تِکست.
تِلِه تِکست ‘ اطلاعات اضافی مربوط با متن‌ها را برای تکمیل برنامه‌های عادی تلویزیون و از طریق ماهواره در اختیار گیرنده‌ها قرار میدهد. البته دریافت اینگونه اطلاعات اضافی با تقاضای مخاطب ( بیننده ) ارسال میشود.
 ولی ویدئو تکست یک سیستِم بازیافت خانگی است که از طریق شبکه‌های تلفنی عمل میکند و قادر است حجم زیاد و متنوعی از اطلاعات کامپیوتری را به تقاضا کنندگان عرضه نماید. استفاده کنندگان از ویدئو تکست حتّی میتوانند ارتباط دوسویه برقرار سازند.
لازم به یاد آوریست که شبکه تلفنی مُتصِل به یک ترمینال کامپیوتری ویک پرده تلویزیونی است. در واقع ویدئو تکست یک رسانه دور گراست که خصوصیات سینما وتلویزیون را ‘ چه از نظر محتوایی وچه از نظر شکلی دارا میباشد.

انواع تکنولوژی رسانه‌های جدید

1 - تلویزیون کابلی : تلویزیون کابلی جانشینی در برابر شبکه‌های تلویزیونی تجاریوشبکه‌های تلویزیونی عمومی است. هر فردی می‌تواند با پرداخت حق عضویت به چنین شبکه‌هایی بپیوندد. استفاده کنندگان از تلویزیون کابلی برنامه‌های اختصاصی را که قبلاً برنامه ریزی شده است تماشا میکنند.
شبکه‌های تلویزیونی کابلی دارای کانالهای اختصاصی متنوعی میباشند. مانند کانال‌هایی که عموماً به پخش اخبار می‌پردازند ( شبکه تلویزیون کابلی خبری ) یا کانالهایی که به پخش موسیقی و یا پخش فیلم سینمایی اختصاص یافته‌اند. بعضی کانالها به مخاطبین سیاه پوست اختصاص دارند.
بینندگان تلویزیون که در دهه هفتاد میتوانستند از میان 4 شبکه تلویزیونی یکی را انتخاب کنند ‘ همینک میتوانند بیش از 50 شبکه تلویزیونی را بطور همزمان در دسترس داشته باشند. بعضی از شبکه‌های تلویزیونی کابلی به اعضای خود ‘ اجازه میدهند که برنامه‌های تلویزیونی خودرا برنامه ریزی کنند.
2 - کامپیوتر خانگی : کامپیوترهای الکترونیکی خانگی براحتی میتوانند دردسترسِ همه شهروندان مُتوسط الحال قرار گیرند.
 این کامپیوترها دارای کارکردهای مختلف هستند مانند نگارش صحیح و جمله سازی ‘ آموزش ‘ تجزیه وتحلیل وضع بازار وتجارت ‘ قلم ‘ مداد ‘ طراحی ؤابزار آلات موسیقی انجام میدادند.
کامپیوتر خانگی همچنین از طریق اتصال به مخازن اطلاعاتی ترمینال‌های کامپیوتری مادر ‘ میتوانند با استفاده از ویدئو تکست‌ها ‘ از بسیاری خدماتِ بانک‌های اطلاعاتی ‘ خدمات آماری و بولتن‌هایی که با مسائل گوناگون مربوط میشوند ‘ استفاده کنند.
3 – ویدئو کاست رِکوردِرز: ( Video Caccette Recorders )
این برنامه ‘ ضبط و پخش مُجدّد برنامه‌های تصویری تلویزیونی را پس از دریافت آنها مُیسّر می‌سازد.
 بعبارت دیگر این نوع تکنولوژی ارتباطی میتواند برنامه‌ها ویا فیلمهای سینمایی را پس ازپخش از تلویزیون ضبط کرده تا در مواقع دیگر از آنها استفاده شود.
 ویدئو کاستها در حال حاضر یکی از رایج‌ترین رسانه‌ها بشمار میروند.
4 – انتقال ماهواره‌ای :
از اِنتقال سیگنالهای الکترونیک ماهواره‌ای به طُرُق گوناگون استفاده میشود. شبکه‌های تلویزیونی کابلی از ماهواره‌ها ‘ در انتقال سیگنالهای خود برای توزیع برنامه‌های خویش به شُعَبات مُختلف سیستم کابلی استفاده میکنند.
 ازسال 1992 به بعد ‘ افرادی میتوانستند با پرداخت 1500 دلار ‘ آنتن ماهواره‌ای تهیه کنند و با عضویت در شُعَباتِ مُختلف سیستم تلویزیونی کابلی ‘ از پخش برنامه‌های ماهواره‌ای ‘ ازآن بهره مند شوند.
همچنین در حال حاضر بسیاری از روزنامه‌های محلّی در ایالات متحده امریکا ‘ مانند وال استریت ژور نال ‘ امریکای اِمروز و نیو یورک تایمز مُحتوای روز نامه‌های خود را روزانه با استفاده از سیگنالهای الکترونیک ماهواره‌ای به شُعَبات چاپخانه ‘ در سراسرِ کشور منتقل میکنند.
 روزنامه هِرالد تریبون بین المللی نیز ‘ نخستین روز نامه‌ای بود که با استفاده از روش مشابه ‘ روزنامه خود را در سراسر جهان مُنتَشِر کرد.
5 – الکترونیک دِلیوری آو نیوز ( Electronic Deliveri Of News )
الکترونیک دلیوری آو نیوز‘ سیستِمی است که فرد زمانی که درمنزل است ‘ میتواند خبرهای مورد نظر خود را انتخاب کند و سپس شاهدِ پخش آن از صفحهِ تلویزیون و یا صفحهِ کامپیوتر خانگی خود باشد.
 مثلاً ویدئو تکست ‘ نوعی وسیله ارائه الکترونیکی خبر است که فرد میتواند با استفاده از کامپیوتر خانگی یا ترمینال کامپیوتری خاص ‘ که بدان وابسته است ‘ از طریق تِلِفُن با کامپیوتر مرکزی تماس بگیرد.
 فرد سپس تقاضا میکند که وقایع و رخدادهای خبری و یا آگهی‌های بازر گانی و یا اطلاعات دیگری را که از طریق تلفن دریافت کرده است ‘ بر روی صفحه تلویزیون یا بر روی صفحه کامپیوتر خانگی او به نمایش گذاشته شود.
تِلِه تِکست نیز دارای سیستم شابهی است که از تلویزیون و کابل استفاده میکند. در سیستم تِلِه تِکست فرد نمیتواند با سیستمِ اطلاعات ‘ ارتباط دو سویه برقرار کند ‘ ولی میتواند از میان حجم زیادی ازصفحات دست به انتخاب اطلاعاتی زده ‘ و آنها را بر روی صفحه تلویزیون خود تماشا کند.
6 –‌هایپِر مِدیا ( Hyper Media )
این دسته از تکنولوژیهای جدید ارتباطی قادرند بطور همزمان ‘ دسترسی متقاضی را به ترکیبی از رسانه‌های انتشاراتی ‘ دیداری ‘ شنیداری و کامپیوتری از طریق یک ترمینالِ کامپیوتر امکان پذیر سازد.
این تکنولوژی همزمان با بسیاری از مراکز اطلاعاتی مُتّصِل بوده و با نقاط مُتعددی مربوط هستند. لذا استفاده کننده از این تکنولوژی به آسانی میتواند با تعداد زیادی رسانه‌ها در یک محیطِ اطلاعاتی مربوط شود.
هایپِرمِدیا ‘ به استفاده کننده از چنین وسیله‌ای ‘ این اِمکان را میدهد که مثلاً همزمان بدنبال موزارت آهنگساز بِگَردد و در باره جُزئیات زندگی وآثار او به کاوش بپردازد و در همان حال میتواند ‘ چُنانچه تمایل داشته باشد یکی از سمفونیهای موزارت را انتخاب کرده و به آن گوش دهد ویا میتواند مقالات گوناگونی را که در باره موزارت نوشته شده است را ‘ روی صفحات تلویزیون یا کامپیوتر خود مُنتقِل کرده و مطالعه نماید.
7 – سی دی رام ( C D ROM )
سی دی رام برای ذخیره کردن حجم وسیعی از اطلاعات فِشرده در کامپیوتر دیسک است. این وسیله شباهت زیادی به دیسکهای ضبط موسیقی دارد.
این تکنولوژی جدید که اطلاعات را بصورت تصویری ذخیره میکند وسیله‌ای بسیار دقیق است که میتواند دایره المعارف بسیار قطوری را بطرز فشرده‌ای در یک دیسک پیاده کند. همچنین سی دی رام قادر به انبار کردن انواع مختلف اطلاعات چون ثبت مُتون ‘ ثبت صداهای صمعی و اَشکال بَصَری مُتِحرک که شباهت زیادی به فیلم‌های سینمایی دارند ‘ میباشد. این دستگاه را براحتی میتوان با‌هایپر مدیا ترکیب نمود.
8 –‌تلویزیون با کیفیت بالا ( High Defnithon Television ( HD TV ))
های دِفنیشن تِلِویژن یک سیستمِ جدیدِ تلویزیونی است که پرده عریض بَصَری آن قدرت بیشتری در نشان دادن جزئیات دارد. در واقع روشنی و شفافیت تصویر آن به روشنی و شفافیت یک اسلاید 35میلیمتری بالاست.
میدانیم که تلویزیونهای فعلی در نمایشِ جزئیات تصاویر بر روی صفحه با محدودیت‌های چندی مواجه است.
این محدودیتها بدونِ تردید روی چگونگی مُحتوا نیز اثر میگذارد. برای نمونه تلویزیونهای استاندارد فِعلی شما میتوانند ‘ در هر لحظه چند نفر را دریک فریم نشان دهد ‘ در حالیکه در سیستمِ دفنیشن تلویژن در برنا مه ریزیهای تلویزیونی قادر به نمایش ( پانورامیک ) اُفُقها و مناظر وسیعتری خواهد بود. میتوان پیش بینی کرد که ‘ درآینده‌ای نزدیک تلویزیونی که ما معمولاً می‌شناسیم دُچار تغییرات اساسی شود.
 همچنین دِفنیش تلویژن قادر به نمایش تصاویر مضاعف یا پنجره‌ای بر روی صفحه تلویزیون است.
این بدان معنیست که بیننده تلویزیون میتواند درآنِ واحد ‘ عملاً 6 برنامه را تماشا کند. مثلاً در حالیکه مشغول تماشای یک فیلم سینمایی است در همان حال میتواند با باز کردن پنجره‌ای در قسمت راست پرده تلویزیون یک مسابقه ورذزسی را نیز مانیتور کند. براین اساس گفته میشود که درآینده نزدیک برنامه ریزی تلویزیونی احتمالاً دچار تغییر وتحوّل اساسی میشود.

رادیو

جهان معاصر، جهان جنگ رسانه‌هایی‌ست که به مددِ فن‌آوری‌های افسانه‌ای و موقعیت ویژه‌ی خود بیشتر از هر عامل دیگری در هدایت توده‌های مردمی نقش ایفا می‌کنند.
رسانه‌های دیداری و شنیداری از چنان قابلیتی برخوردارند که می‌توانند در کوتاه مدت با برنامه‌سازی‌ها، فضاسازی‌ها، تبلیغات و راهکارهای ویژه‌ی خود معادلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را متحول کنند.
عصر امروز را عصر سلطه ارتباطات می‌نامند، چرا که رسالت اطلا ع‏رسانی در مورد همه مسائل جهان، بر دوش رسانه ‏های جمعی است. امروزه رسانه‌ها با گسترش مرزهای جغرافیایی، فرهنگی و سیاسی، هویت انسان معاصر را نیز تحت‌تاثیر قرار داده‌اند، به طوری که می‌توان هویت انسان مدرن را هویت رسانه‌ای شده نام گذاشت.
افزایش نقش وسایل نوین ارتباط جمعی دربخش‌های مختلف زندگی بشری سبب شده است ازتوان بالای ‏رسانه در تحولات گوناگون استفاده شود ونقش رسانه‌ها درآگاهی، هموار‌سازی وگسترش بحران‌ها برجسته ‏گردد. به بیان دیگر، رسانه‌ها همان گونه که در تضعیف پایه‌های امنیتی مؤثرند، می‌توانند در ایجاد وتحکیم ‏آن نیز سهم فراوانی داشته باشند. همچنین نباید از یاد برد که تلاش‌های مربوط به استفاده از تکنولوژی ‏ارتباطی در فرایند توسعه ابتدا با استفاده از رادیو آغاز شد. هنوز این رسانه ارزان و با انعطاف بیشتر از سایر ‏رسانه‌ها در پروژه‌های توسعه مورد استفاده قرار می‌گیرد.
ویژگی­های رادیو
رادیو‌ها دیربازی است که به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای اطلاع‌رسانی در جوامع مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد. در دهه‌های اخیر پیش‌بینی می‌شد که با ایجاد تکنولوژی‌های نو ارتباطی همچون شبکه‌های تار‌گستر، ماهواره‌ها و سیستم‌های اطلاع‌رسانی سیار نقش این رسانه ارتباطی کم‌رنگ‌تر گردد. اما رادیوها ضمن نگه­داشتن هواداران قدیمی خود، با سازگار کردن تکنولوژی‌های نوین تولید و پخش بر تعداد شنوندگان خود افزوده‌است.
 اولین سیستم بدون سیم (از طریق امواج الکترومغناطیسی) برای ارسال سیگنال‌های الکتریکی از طریق هوا در ابتدا «بی‌سیم» و اندکی بعد «رادیو تلگراف» نامیده شد(که «رادیو» مخفف آن است). اصول علمی زیربنایی برای توسعه‌ی رادیو به وسیله‌ی فیزیکدان بریتانیایی، جیمز کلارک مکسول توضیح داده شد. اما گوگلیلمو مارکنی[2] مهندس برق ایتالیایی الاصل آمریکایی این اصول را برای اختراع اولین دستگاه رادیوی بی‌سیم واقعی جهان در سال 1895 به کار برد. سیستم رادیویی او می‌توانست سیگنالی تا فاصله نزدیک به 3 کیلومتر ارسال و دریافت کند.
در سال 1901 مارکنی یک وسیله تولید جریان متناوب ساخت که می‌توانست سیگنال‌ها را بسیار دورتر و با پارازیت کمتر بفرستد. حدود دو دهه‌ی بعد، این مولد به یک فن‌آوری تجاری تبدیل شد که رادیو را به عنوان اولین رسانه‌ی جمعی الکترونیک به دنیا معرفی کرد. در ایالات متحده، اولین پخش رادیویی عمومی برنامه‌ریزی شده‌ی منظم از ایستگاه کی‌دی‌کی‌آی در پتسبورگ [ایالت] پنسیلوانیا در سال 1920 صورت گرفت. پس از آن به فاصله‌ی کوتاهی، ایستگاه‌های دیگری در سراسر آمریکا سر برآوردند و شرکت‌هایی چون شرکت رادیوی آمریکا (آرسی‌آی) و وستینگ‌هاوس، شبکه‌های رادیویی برای تولید و مشارکت در تولید برنامه راه‌اندازی کردند. در اواسط دهه 1920، رادیو در کنار فیلم، به یک رسانه‌ی جمعی پرطرفدار تبدیل شد و در رادیو در زمینه موسیقی، نمایشنامه، تبلیغات و کلاً ارتباطات کلامی جریان سازی می‌گردد. رادیو در مقایسه با چاپ به افراد بیشتری می‌رسید. نه تنها به این دلیل که بلافاصله فواصل بیشتری را تحت پوشش قرار می‌داد، بلکه به این خاطر که مخاطبان آن الزاماً مجبور به داشتن سواد چاپی نبودند. بنابراین، برنامه‌ریزی‌های آن براساس خواست توده‌ها انجام می‌گرفت. در نتیجه، رادیو فرهنگ پاپ­– فرهنگی که برای همه بود نه فقط «ادیبان» و «صاحب‌نظران» - را به وجود آورد. بنابراین، رادیو کهکشان الکترونیک را ایجاد کرد. کهکشانی که در آن به طور فزاینده شکل استانداردی از حواس‌پرتی، برای استفاده‌ی تقریباً هر کسی به وجود آمد. زیرا گیرنده‌های رادیو ارزان‌تر و تهیه‌ی آنها برای توده‌ها امکان‌پذیرتر شد.
پیشرفت رادیو تاثیر چشمگیری در افزایش اطلاعات و آگاهی­های مردم بالاخص روستائیان در سراسر جهان برجا گذاشته است. اطلاعات سریع، به موقع و دقیق یک عنصر ضروری برای مبارزه با شایعات یا کاهش امکان بروز خشونت است. رادیو بعلت حجم کم، داشتن نیروی اقناع و نفوذ فراوان، نیروی مزیتی و غافلگیر کننده، دامنه انتشار وسیع و قابل استفاده بودن آسان در فرایند توسعه می‌تواند نقش ارزنده‌ای داشته باشد اگر چه معایبی نیز دارد.
به کار گیری رادیو در ایران با افتتاح نخستین فرستنده‌های بی‌سیم موج بلند تهران با قدرت ۲۰ کیلو وات و طول دکل ۱۲۰ متر، در ساعت ۳ بعدازظهر روز ششم اردیبهشت ماه سال ۱۳۰۵ در تهران آغاز شد. پیش از این، مدرسه بیسیم قشون کل در وزارت جنگ، به تعلیم نیروی متخصص جهت کار با این گونه ایستگاه‌ها روی آورده بود و با ایجاد فرستنده‌های طول موج کوتاه، گروهی از کارکنان این مدرسه به فرانسه اعزام شدند تا دوره‌های تخصصیتر را ببینند. به دنبال تصویب اساسنامه سازمان پرورش افکار در پانزدهم دی ماه ۱۳۱۷ شمسی، کمیسیون رادیو ساخت دو دستگاه فرستنده موج کوتاه به قدرت ۲ و ۲۰ کیلو وات را به شرکت استاندارد انگلستان سفارش داد. کار نصب و راه‌اندازی فرستنده در اواخر سال ۱۳۱۸ صورت گرفت. پس از نصب دستگاه فرستنده و آماده سازی یک استودیوی موقت در عمارت بی‌سیم، سرانجام رادیو تهران در چهارم اردیبهشت ماه ۱۳۱۹ افتتاح شد(محسنیان راد، 1387).

به طور کلی سه دوره مختلف را برای رادیو می‌توان مشخص کرد:
 دوره اول، رادیو در اختیار افراد معدود که توان خرید دستگاه گیرنده را داشتند و نیز مکانهای مشخصی همچون کافه‌ها و قهوه خانه‌ها بود همچنین استفاده و گوش دادن به رادیو معمولاً دسته جمعی بود در این دوره تبلیغات سیاسی بیشتر بر رادیو حکمفرما بود.
در دوره دوم، تعداد دستگاه‌های رادیو به واسطه اختراع ترانزیستور افزایش یافت و حجم آن بسیار کوچک شد به گونه‌ای که قابلیت حمل و نقل در مکانهای مختلف را داشت و قیمت آن بسیار ارزان شد. در این دوره استفاده از رادیو همه‌گیر و خصوصی شد و تبلیغات تجاری به رادیو راه یافت.
در دوره سوم، دیجیتالی شدن رادیو (افزایش بیشمار فرستنده‌های پخش رادیو)و همگرایی و تطابق آن با سایر رسانه‌ها از جمله (گوش دادن به رادیو از طریق گوشی همراه، کامپیوتر شخصی و تلویزیون دیجیتالی امکان پذیر است) رادیوهای اینترنتی است. بطور کلی در این دوره امکان انتخاب و گزینش برنامه‌های رادیو به واسطه تعاملی بودن آن زیاد شده است و امکانات چندگانه پخش صدای آن فرصت‌های زیادی را پیش روی شنوندگان و آگهی‌دهندگان گذاشته است. رادیوهای دوره سوم رسانه‌ای چندبعدی هستند.
کرایسل در کتاب «درک رادیو» می‌نویسد: رادیو رسانه‌ای کور است که پیام‌هایش از صدا و سکوت استفاده می‌کند... پیام رادیویی باید به درجات مختلف، محتوای مورد نظر را خلق کند و تصویر شخصی فرستنده پیام را بسازد.. در رادیو باید بیشترین مساعی در جهت فایق آمدن بر محدودیت‌های رسانه و به وجود آوردن متون مختلفی باشد که به طور کلی بتوانیم آنها را در ذهن خود ببینیم(کرایسل، 1381، صص 1-4)[3].
بسیاری از اندیشمندان ارتباطات «قدرت تخیل» را یکی از مزیت‌های رادیو ذکر کرده‌اند به قول کرایسلر تخیل اساساً با بازسازی جهان فیزیکی مادی سروکار دارد، زمانی که قابلیت‌های حسی خود را برای درک و تفسیر جهان به کار می‌بریم ظاهراً ابزار اولیه به حس بینایی مربوط می‌شود. بنابراین، اولین محرک تخیل، تصویری کردن باشد این امر حتی در مورد صدا و بو هم صادق است، اما وقتی تصویری مجازی یا واقعی از چیزی داشته باشیم که به منبع یا محل آن صداها نزدیک باشد، تصورات ما می‌توانند در سلسله مراتب حسی حرکت کنند و مقام‌های بعدی اثرات صدا، بو، مزه و غیره را مرور کنند. در نتیجه تمایزپذیری رادیو از سایر رسانه‌ها به این علت است که تخیلات را تا گستره‌ای متفاوت به کار می‌گیرد.
در حالی که رادیو وسیله‌ای برای ارتباط از راه دور است، رسانه‌ای درونی و شخصی است و تا آنجا که به رمزگشایی عملی تمامی پیام‌های آن(چه واقعی و چه تخیلی) مربوط باشد، کل تصویرسازی کامل انجام می‌شود رادیو رسانه‌ای انعطاف‌پذیر است. در حال حاظر رادیو فرد را خطاب قرار می‌دهد و شیوه پخش برنامه، غیررسمی‌تر و صمیمانه‌تر شده است. برای شنونده رادیو، آنچه در همسایگی اتفاق می‌افتد به مراتب مهم‌تر است و با آگاهی از این واقعیت است که بزرگ‌ترین موفقیت نصیب رادیوی محلی شده است(کرایسل، 1381، ص 18).
خبررسانی در رادیو سریع‌تر از تلویزیون انجام می‌گیرد بنابراین در مواقع بحرانی رادیو زودتر می‌توانند اخبار و اطلاعات لازم را در اختیار مخاطبان قرار دهد همچنین وسعت حوزه خش رادیو بسیار بیشتر از تلویزیون است و امواج رادیو به راحتی از پستی و بلندی‌های زمین عبور می‌کند. رادیو مانند تلویزیون چندان وابسته به مکان خاصی مثلاً اتاق نشیمن نیست بلکه در مکان‌های مختلف و در موقعیت‌های مختلف می‌توان از رادیو استفاده کرد.
تعریف و تاریخچه مخاطب
در هر ارتباطی حداقل سه جزء اصلی 1)­ فرستنده، 2) ­پیام و­ 3) ­مخاطب وجود دارد.
 واژه مخاطب می‌تواند شنونده، بیننده، خواننده و یا ترکیبی از این‌ها باشد در کل هر فرد یا گروهی که رسانه‌ها را مورد استفاده قرار می‌دهند به نوعی مخاطب رسانه‌ها به حساب می‌آیند. ریشه‌های اولیه مخاطب رسانه‌ای امروز «در اجراهای تئاتری و موسیقیایی عمومی و نیز در مسابقات و نمایش‌های دوران باستان نهفته است» و مهم‌ترین ویژگی‌شان این بود که در بند زمان و مکان و قابل رؤیت بودند اما مخاطب جدید در بند زمان و مکان نیست و بسیار بزرگ‌تر،
 پراکنده‌تر، فردی‌تر و خصوصی‌تر شده است ( مک کوایل، 1380، صص6-5).
شناسایی و تعریف دقیق مخاطبان رسانه‌های جمعی کار دشواری است چرا که اصطلاح مخاطب ماهیتی انتزاعی دارد و به طور مستمر درحال دگرگونی است و معمولا جز به صورت پراکنده و غیر‌مستقیم قابل مشاهده نیست در نتیجه مخاطبان را به شیوه‌های متفاوت و متداخلی مثلاً بر اساس مکان، مردم، نوع خاص رسانه، با استفاده از نوع محتوا، بر اساس زمان، موقعیت‌های زیستی اجتماعی افراد، و بر اساس گرایش‌ها و عقاید تعریف کرده‌اند (مارتینز، 1354؛کازنو، 1377؛ مک کوایل، 1380). همچنین در تعریف مخاطب توجه به دو دیالکتیک مرتبط مهم است: اول، تنش بین مخاطب به عنوان توده مردم و مخاطب به عنوان تجمع و جامعه‌ای کوچک است. دوم، تنش بین عقیده مخاطب فعال و مخاطب منفعل است (لیتل جان، 1384ص740) و بسیاری از پژو‌هشگران رسانه‌ها معتقدند که مخاطب در شرایط مختلف ترکیبی از هر چهار موضوع را در بر‌می‌گیرد اما در تعریف مخاطب آنچه بیش از همه اهمیت دارد این است که مخاطبان، هم محصول زمینه‌های اجتماعی هستند... و هم واکنشی به الگوی خاص شرایط رسانه‌ای است(مک کوایل، 1380ص4).

تقسیم‌بندی شبکه‌های رادیویی از لحاظ برنامه‌سازی

شبکه‌های رادیویی را از لحاظ برنامه‌سازی و پخش برنامه به سه نوع می‌توان تقسیم‌بندی کرد:
الف) رادیوهای عمومی
ب) رادیوهای اختصاصی
ج) رادیوهای تخصصی

الف) رادیوهای عمومی
به شبکه‌های رادیویی اطلاق می‌شود که در تمام موضوعات اصلی و برای کلیه‌ی سطوح مخاطبان، با شیوه‌های برنامه‌سازی مختلف و متعدد برنامه‌سازی می‌کنند. موضوعات برنامه‌سازی در رادیو عموما چنین می‌باشد:
مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، تاریخی، سیاسی، خبری، ادبی، هنری، ورزشی، سرگرمی، اطلاعات عمومی، نظامی و علمی. البته در برخی شبکه‌های رادیویی موضوعات دیگری نیز لحاظ می‌شود که می‌توان آنها را در داخل همین موضوعات طبقه‌بندی کرد.
مخاطبان رادیوها از مناظر مختلف به موارد زیر قابل تقسیم است:
سن، جنس، نژاد، اقلیت یا اکثریت، تحصیلات، طبقات اجتماعی، مکان زندگی و کار، زمان‌های تقسیم‌بندی زندگی روزانه و فردی و اجتماعی، مستمر یا دائمی یا گذری، موضوع مورد علاقه.
از منظر روانشناسی سنی مخاطبان به گروه‌های سنی آورده شده تقسیم بندی می‌شوند:
نوزادی(2-0)، خردسالی(5-3)، کودکی(11-6)، نوجوانی(15-12)، جوانی(24-16)، بزرگسالی(40-25)، میانسالی(60-41)، کهنسالی(65سال به بعد).
ب) رادیوهای اختصاصی
رادیو‌های اختصاصی رادیو‌هایی هستند که برای مخاطبی خاص یا گروه‌های مخاطب خاص راه‌اندازی شده است. اما، از لحاظ موضوعی و محتوایی در تمام یا اغلب موضوعات موجود برنامه‌سازی، برنامه تولید کرده و با سبک خاص و شیوه‌های برنامه‌سازی متناسب با مخاطبان گروه سنی یا ملزومات روانشناسی و اجتماعی مخاطبان خاص شبکه و با اقتضائات زمانی و تغییرات محیطی و ذائقه‌های خاص مخاطبان خود اقدام به برنامه‌سازی می‌کند. مثال بارز این نوع شبکه‌ی رادیویی در کشورمان شبکه‌ی رادیویی جوان می‌باشد.
ج) رادیوهای تخصصی
 رادیوهای تخصصی، رادیوهایی هستند که برگرد موضوعی خاص شکل یافته‌اند و خارج از آن موضوع نیز برنامه‌سازی نمی‌کنند. طبیعتاً این نوع شبکه‌ها دارای مخاطبان خاص و ویژه‌ای بوده و از لحاظ: حرفه یا شغل، ترکیب سنی، تحصیلات و یا علاقه‌مندی و شرایط ویژه‌ی پرداخت موضوعاتی مثل موسیقی، هنر یا سایر موضوعات دارای مخاطبان هدف و خاص خود می‌باشند. رادیو سلامت نمونه‌ای از شبکه‌های تخصصی داخل کشور می‌باشد. بسیاری از رادیوها می‌توانند در تقسیم‌بندی رادیو‌ها، هم رادیوی اختصاصی محسوب شده و هم رادیوی تخصصی باشند. نمونه این نوع رادیو‌ها رادیو معارف می‌تواند باشد.
در یک برنامه‌ریزی جامع برای یک رادیو- چه عمومی، اختصاصی و تخصصی- فصل‌های مشترکی وجود دارد. رادیوهای تخصصی ضمن تبعیت از یک ساختار نظامند و فصول مشترک در امر برنامه­سازی، در اداره و برنامه‌ریزی، دارای یک ساختار ویژه نیز می‌باشند.
مزایای رسانه رادیو
یکی از مهمترین وسایل ارتباط جمعی رادیو است که در این‌جا به چند مورد از مزایای رادیو اشاره می‌شود:
1- پوشش وسیع و گستردگی حوزه‌ی انتشاراتی آن بی‌نظیر است.
2- سرعت در مداومت آن تا حدی است که خبر را به‌ موقع داده و خبر را به‌ خود واقعه پیوند می‌دهد.
3- استفاده از آن مانع بسیاری از فعالیت‌های دیگر انسان نمی‌شود.
4- قابلیت تحرک فرستنده‌های رادیویی بسیار بالاست.
5- رادیو متنوع‌ترین رسانه جمعی است.
6- رادیو نیاز فوری مخاطبین را تأمین می‌کند.
7- تولید یک برنامه رادیویی به مراتب سریع‌تر و آسان‌تر از تولید یک برنامه تلویزیونی و یک روزنامه می‌باشد و قدرت انتقال آن به مخاطبین سریع‌تر می‌باشد.
8- رادیو در بحران‌های داخلی نقش فزاینده‌ای دارد. رادیو رسانه‌ی شرایط بحران‌های مختلف است.
9- رادیو می‌تواند سرچشمه‌ی نوآوری‌ها یا اعتراضاتی باشد که آسان‌تر از وسایل دیگر، در دسترس غیر حرفه‌ای‌ها قرار گیرد.
10- رادیو تخیل‌آفرین و تفسیر‌پذیر است.
11- رادیو به عنوان یک وسیله صوتی، بهترین راه برای فراگیری گوش‌دادن و شکست بی‌سوادی شنیداری است.
12- رادیو ارتباطات را هر چند ناکامل ولی بهتر از سایر رسانه‌ها برقرار می‌کند.
13- اصالت خاص رادیو در توانایی برقراری رابطه مستقیم با شنوندگان است.
14- رادیو اولین وسیله تبلیغاتی است که صنعت و تکنولوژی قرن بیستم به جهانیان اهداء کرده است.
معایب رادیو
رادیو هر چند رسانه قدرتمندی است اما دارای معایب و محدودیت‌هایی نیز می‌باشد:
1- پیام رادیویی فرار است.
2- در رادیو مجال تفسیر نیست، تفسیر مخاطب از آن‌چه پخش می‌شود بر مبنای پیام‌های پخش شده تحمیل می‌شود.
3- بهره‌گیری از حس شنوایی نیاز به تمرکز دارد فلذا کوچک‌ترین صدا آن را بر هم می‌زند.

برنامه ساز رادیو

برنامه ساز در رادیو‌های داخلی کشور تلفیقی از مفهوم سردبیر و تهیه‌کننده است.
سردبیر در گروه‌های برنامه‌سازی کار می‌کند و مسئول اجرایی برنامه است و تعیین‌کننده خطوط اصلی و محتوایی برنامه می‌باشد که تمام مواد(به طور اخص آیتم‌های) مورد نیاز تهیه برنامه را آماده می‌کند. هماهنگی‌های لازم در سیر تهیه برنامه به عهده سردبیر می‌باشد.
تهیه‌کننده فردی است که مسئولیت ضبط(در برنامه‌های تولیدی) و یا هدایت کننده ساختاری و نظم‌دهنده‌ی هنری در برنامه‌های زنده رادیویی را بر عهده دارد. در واقع مواد برنامه را از سردبیر دریافت کرده و به کمک گوینده، موسیقی، افکت و سایر مواد برنامه‌ای با نظارت محتوایی سردبیر در غلط‌خوانی‌های احتمالی و یا برطرف کردن ایرادات محتوایی احتمالی‌، اقدام به ضبط و پخش زنده‌ی یک برنامه می‌کند.
در برنامه‌های تولیدی پس از ضبط مراحل دیگری همچون ادیت برنامه وجود دارد که توسط تهیه­کننده انجام شده و تهیه آرم(نشانه‌ی آغاز برنامه) و جلوه‌های صوتی برنامه نیز بر عهده تهیه‌کننده می‌باشد. در واقع تهیه‌کننده کارگردان هنری برنامه است.
در شبکه‌های رادیویی مراکز استان‌ها تفکیکی بین وظایف سردبیری و تهیه‌کنندگی وجود ندارد و هر دو وظیفه را تهیه‌کننده‌ی برنامه برعهده دارد. و در تشکیلات رادیوی استان‌ها شغل سردبیری وجود ندارد.
بعضی از تهیه‌کنندگان رادیو، سردبیر هم هستند یعنی برنامه‌هایی را که سردبیر آن هستند تهیه هم می‌کنند به این افراد سردبیر تهیه کننده می‌گویند.

رادیو: رادیو رسانه‌ای است متفاوت از سایر رسانه‌ها زیرا تنها عناصر شنیداری را در اختیار دارد و با کلام، موسیقی و صدا تلاش می‌کند پیام‌های خود را با کمترین اختلال و ابهام به مخاطب انتقال دهد.

تلویزیون

تلویزیون یکی از رسانه‏‌های همگانی است که در جنگ ایدئولوژیک و در دنیای امروز میان نیروهای مختلف کاربرد دارد هم به مثابه عرصه کارزار است و هم به مثابه جنگ افزار. این وسیله هم زمان، دو حس بینایی و شنوایی را متأثر می‌‏کند و همین ویژگی، آن را در جایگاهی برتر از رادیو و مطبوعات قرار می‌دهد.

تلویزیون یکی‌ از پرقدرت‌ترین، جهان شمول‌ترین، ارزان‌ترین و فراگیرترینِ رسانه‌های‌ امروز جهان است که، ضمن اذعان بر جنبه‌های‌ مثبت آن هم چون اطلاع‌رسانی‌ و...،

ویژگی‌های‌ تلویزیون عبارت است از:
1ـ تلویزیون نماد از خودبیگانگی‌ است. تماشاگر در جلوی‌ آن در عالم خویش‌ فرو رفته، با فرد کنارِ خود هیچ‌ ارتباطی‌ ندارد. جمع‌ خانواده در مقابل این صفحه‌ی‌ نورانی‌ در ظاهر کنار یکدیگرند، اما هر کدام جدا از هم رابطه‌ای‌ فردی‌ میان خود و تلویزیون برقرار کرده اند.
2ـ ذات تلویزیون هم چون ذات مدرنیته و تمدن جدید در نوآوری‌ است و چون بر این اساس‌ حرکت می‌کند، هنگامی‌ که به ارزش‌های‌ ماندگار نیز می‌پردازد، با همین نگاه به دنبال تفسیری‌ جدید از آن‌ها است. در پناه همین تفاسیر جدید است که اصل این ارزش‌ها رفته رفته رنگ می‌بازند و استحاله می‌شوند.
3- تلویزیون بیننده را در هر سنی‌ که باشد منفعل می‌کند، به جای‌ او می‌اندیشد، نتیجه گیری‌ می‌کند و نوعی‌ فرهنگ توده‌ای‌ را می‌سازد و ترویج‌ می‌کند. در واقع‌، تماشاگر در قراردادی‌ پنهان با تلویزیون خود را به آن تسلیم کرده است.
4ـ رابطه ی‌ تلویزیون با مخاطبان خود، نوعی‌ رابطه‌ی‌ تسخیری‌ است که از طریق ایجاد جاذبه در تماشاگر برقرار می‌شود؛ کششی‌ سحرآمیز و غیرقابل مقاومت. مارشال مک لوهان این تأثیر و کشش‌ را با اثری‌ که موسیقی‌ بر روان باقی‌ می‌گذارد، مقایسه می‌کند. چون موسیقی‌ بر قلمرو احساس‌ آدمی‌ تأثیر می‌گذارد نه بر عقل و فهم او، بنابراین هم چنان که انسان از عهده ی‌ تجزیه وتحلیل عقلانی‌ تأثیرات موسیقی‌ بر روان خویش‌ بر نمی‌آید، امکان تجزیه وتحلیل داده‌های‌ اطلاعاتی‌، تصویری‌ و مفهومی‌ تلویزیون را نیز نمی‌یابد. ضمن این که به همان گونه که اثرات موسیقی‌ بی‌واسطه ی‌ عقل در قلمرو احساس‌ روان ظاهر می‌گردد، تأثیرات داده‌های‌ رسانه‌ای‌ـ تلویزیون نیز در شکل انبوهش‌ با استفاده از زمینه‌های‌ ناخودآگاه القا می‌شود.
5 ـ در درون اغلب انسان‌ها، تمایلی‌ درونی‌ به غفلت طلبی‌، گریز از تفکر جدی‌، کسب لذت و تفنن و بازی‌ و شوخی‌ وجود دارد که در سنین پایین شدیدتر است. تلویزیون این تمایلات را که اغلب در زیر نقاب‌هایی‌ از شخصیت‌های‌ کاذب پنهان شده اند، تقویت می‌کند و مثلاً تام و جری‌ با تقویت حس‌ شیطینت و قانون گریزی‌، یکی‌ از نمونه‌های‌ آن است. باید اضافه کرد که در مجموع‌، تلویزیون برای‌ گفت وگوهای‌ سطحی‌ مناسب تر است و «سرگرمی‌» ایدئولوژی‌ برتر همه ی‌ گفتمان‌های‌ آن است.
6ـ ذات تلویزیون برخلاف ظاهر متنوعش‌ بر نوعی‌ تکرار استوار است و با تکرار تصاویر، هر گونه مقاومتی‌ را از سوی‌ تماشاگر در هم می‌شکند. در فرآیند دیدن هر تصویری‌، تماشاگر ممکن است نفرت، خشم، بی‌تفاوتی‌ و یا تمایل و کشش‌ را تجربه کند. بنابراین، تلویزیون ذائقه ی‌ تماشاگر را تغییر می‌دهد؛ ذائقه ی‌ تصویری‌ و حتی‌ خوراکی‌!
7ـ تلویزیون چهارچوب زبان ارتباط‌ اجتماعی‌ را تعیین می‌کند. با فراهم آوردن صحنه برای‌ فرایندهایی‌ هم چون سیاست، تجارت، ورزش‌ و هنر که قرار است در جامعه مطرح‌ شوند، در جوامع‌ مختلف، به خصوص‌ در جامعه‌های‌ پیشرفته، خط‌ مشی‌های‌ سیاسی‌ و سیاستمدارانی‌ که در تلویزیون حضور ندارند، هیچ‌ بختی‌ برای‌ کسب حمایت مردم ندارند. زیرا ذهنیت مردم به شکلی‌ بنیادین توسط‌ رسانه‌ها شکل می‌گیرد که تلویزیون پیشتاز آن‌ها است.
8- تغییر هنجارها یا بهنجارکردن پیام‌هایی‌ که تصاویر خشن و بی‌رحمانه ی‌ جنگ واقعی‌ را هم چون بخشی‌ از فیلم‌های‌ حادثه‌ای‌ جذاب جلوه می‌دهد، از دیگر جایگزینی‌هایی‌ است که تلویزیون انجام می‌دهد. زیرا اصولاً رسانه‌ها مانند تجربه‌های‌ واقعی‌ بر رؤیاهای‌ مخاطبان خود نیز تأثیر می‌گذارند و مواد خامی‌ را فراهم می‌کنند که ذهن آن‌ها با استفاده از این مواد خام کار می‌کند. در این میان، بازی‌ها برای‌ تماشاگران به گونه‌ای‌ طراحی‌ و ارائه می‌شوند که رفته رفته تشخیص‌ بین پیام‌های‌ آن‌ها و فیلم‌های‌ حادثه‌ای‌ و جنگ‌های‌ واقعی‌ دشوارتر می‌شود.
9ـ بر اساس‌ مطالعات انجام گرفته، تنها تعداد کمی‌ از تماشاگران تلویزیون برنامه ی‌ مورد علاقه خود را از قبل انتخاب می‌کنند! اغلب مردم ابتدا تصمیم می‌گیرند که تلویزیون نگاه کنند و بعد با عوض‌کردن سریع‌ کانال‌ها، جذاب‌ترین برنامه و یا به تعبیر درست تر، برنامه‌ای‌ را که کم تر کسالت آور است، انتخاب می‌کنند.
10ـ تلویزیون هم چون جهان چندرسانه‌ای‌، کاربران منفعل دارد، در حالی‌ که تماشاگران این رسانه تصور می‌کنند که به طور فعال و مختار از آن بهره می‌گیرند. آن‌ها فقط‌ به تعداد محدودی‌ برنامه ی‌ ازپیش‌آماده شده دسترسی‌ دارند.
11ـ رسانه‌ها از جمله تلویزیون مخاطبان پراکنده و متمایزی‌ را تعیین می‌کنند که با وجود این که از نظر تعداد پرشمارند، از نظر هم زمانی‌ و یک دستی‌ پیام‌هایی‌ که دریافت می‌کنند، دیگر جزء مخاطبان انبوه به شمار نمی‌آیند. بر این اساس‌، مخاطبان مورد نظر تلویزیون «ظاهراً» می‌توانند برنامه‌های‌ خود را انتخاب کنند، اما این امر در واقع‌ «دسته بندی‌» آن‌ها را راحت تر کرده، بر رابطه ی‌ فردی‌ میان فرستنده و گیرنده می‌افزاید.
12ـ به کارگیری‌ ضمیر ناخودآگاه از دیگر ویژگی‌های‌ تلویزیون است. مارشال مک لوهان معتقد است که «رسانه همان پیام است ». او در مورد تلویزیون می‌گوید فرستنده ی‌ تلویزیون در هر ثانیه حدود سه میلیون نقطه را به گیرنده می‌فرستد که از میان آن‌ها، چشم بیننده در هر لحظه تنها مقدار محدودی‌ را می‌پذیرد و به تصویر بدل می‌کند. اگر تلویزیون در هر دقیقه 3600 فریم (تصویر) نشان می‌دهد، ذهن تماشاگر در میان محرک‌های‌ تصویری‌ تنها به تعداد اندکی‌ محرک حسی‌ واکنش‌ «آگاهانه » نشان می‌دهد، اما نسبت به هزاران تصویر دیگر واکنش‌های‌ حسی‌ «ناخودآگاه » دارد. بنابراین، ذهن بیننده باید ناخودآگاه فواصل میان تصاویر را خودش‌ پُر کند و به همین لحاظ‌ از نظر حسی‌ بیش‌تر جذب تماشا می‌شود. فراموش‌ نکنیم که در سراسر جهان هر روزه بر تعداد افرادی‌ که «تنها» زندگی‌ می‌کنند افزوده می‌شود و در مقابل رقم استفاده کنندگان از تلویزیون نیز افزایش‌ می‌یابد.
در ابتدای‌ دهه ی‌ 1980 تعداد ایستگاه‌های‌ تلویزیونی‌ آمریکا 62 مورد بود، در صورتی‌ که در پایان هر دهه به 330 مورد افزایش‌ یافت. ایستگاه‌های‌ ماهواره‌ای‌ نیز از 1980 تا اواسط‌ دهه ی‌ 1990 از صفر به 300 ایستگاه رسید. هم چنین بیش‌ از 1 میلیارد دستگاه تلویزیون در جهان در حال استفاده است.
در حالی‌ که هگل در سال 1806 پس‌ از نبرد «ینا» که به پیروزی‌ ناپلئون بر پروس‌ انجامید نوشت «مطالعه ی‌ روزنامه‌ها نماز صبح‌ انسان متجدد به شمار می‌رود». با پیشرفت فن آوری‌ و به خصوص‌ نظریه ی‌ مک لوهان که دهه‌های‌ پایانی‌ قرن بیستم را پایان دوره ی‌ فرهنگ مکتوب و آغاز دوره ی‌ فرهنگ و تمدن شفاهی‌ اعلام کرد، تلویزیون هم چون قلب تپنده ی‌ اطلاعات، فرهنگ و آمال و آرزوها، به لحاظ‌ روانی‌، مطمئن‌ترین راه برای‌ کسب خبر محسوب شد. این در حالی‌ است که کاربران و استفاده کنندگان تلویزیون اغلب اعتقادی‌ به این مسئله ندارند و حتی‌ بسیاری‌ از آن‌ها این تأثیر و این اطمینان را رد می‌کنند و لحنی‌ انتقادی‌ نسبت به این رسانه دارند. اما واقعیت آن است که آن‌ها به هر تقدیر ـ و در عمل ـ این سیطره را باور دارند.
در این میان، پر فروش‌ترین کتاب‌ها به عناوینِ شخصیت‌ها و مضامین تلویزیونی‌ متمایل شد. شاید نظریه‌ «راسل نیومن » نیز مزید بر این علت باشد. او در مورد علل گرایش‌ شدید مردم به تلویزیون معتقد است که مردم برای‌ کسب خبر (عام، فرهنگی‌، هنری‌، تجاری‌، سیاسی‌) به آسان‌ترین راه گرایش‌ دارند. ضمن این که اصولاً تلویزیون با همین «آسان یابی‌»، در واقع‌ تجلی‌ ماهیت یادگیری‌ نامحسوس‌ در زمینه ی‌ سیاست و فرهنگ است. بر این موارد باید شرایط‌ زندگی‌ در خانه پس‌ از ساعت‌های‌ طولانی‌ کارِ طاقت فرسا و نبودن راه دیگری‌ برای‌ مشارکت فردی‌ـ اجتماعی‌ را افزود. در واقع‌، بهره گیری‌ از رسانه ـ خصوصاً تلویزیون ـ بعد از کار، بزرگ‌ترین فعالیت فکری‌ محسوب شده و مسلماً بزرگ‌ترین گروه فعالیت در خانه است. به تعبیر دیگر می‌توان گفت که این فعالیت در پس‌ زمینه ی‌ زندگی‌ و هنگام صرف غذا با خانواده و امور دیگر صورت می‌گیرد.
رسانه‌ها، به ویژه تلویزیون محیطی‌ دیداری‌ و شنیداری‌ هستند که مردم به گونه‌ای‌ «خودکار» با آن‌ها ارتباط‌ متقابل برقرار می‌کنند و غالباً حضور تلویزیون بیش‌ از هر چیز دیگر در خانه احساس‌ می‌شود؛ ضمن این که اصولاً تلویزیون مخاطبان خود را هر چه بیش‌تر به سوی‌ تنهاشدن سوق می‌دهد و از نظر روان شناسی‌، انسانِ تنهامانده تأثیرپذیری‌ بیش‌تری‌ دارد. گرایش‌ به سمت کوچک ترشدن خانواده در همه ی‌ جوامع‌ نیز وجود دارد. بنابراین تلویزیون با فراهم آوردن حضور گسترده و قدرتمندِ پیام‌های‌ صوتی‌ و تصویری‌ که به گونه‌ای‌ ناخودآگاه مخاطبان خود را برمی‌انگیزانند تأثیرات شگرفی‌ بر رفتارهای‌ اجتماعی‌، نگرش‌ها، ذوق و سلیقه و تمناهای‌ مختلف آن‌ها دارد؛ هرچند برخی‌ از محققان هم چون راسل نیومن و دریپر می‌کوشند که این تأثیرات را ضعیف نشان دهند.
تلویزیون می‌تواند همواره «مجاز» را «واقعی‌» جلوه دهد. از آن جایی‌ که همه ی‌ واقعیت‌ها از طریق نمادها بیان می‌شوند و در ارتباط‌ تعاملی‌، بدون در نظر گرفتن رسانه ی‌ ارتباط‌، همه ی‌ نمادها در رابطه با معانی‌ واژگانی‌ که به آن‌ها استناد می‌شود به نوعی‌ دچار تغییر می‌گردند، بنابراین به تعبیری‌ می‌توان گفت که کل واقعیت، به گونه‌ای‌ مجازی‌ ادراک می‌شود. در چنین سیستمی‌، خودِ واقعیت، یعنی‌ وجود مادی نمادین مردم و مخاطبان، در متنی‌ از تصاویر مجازی‌ و در جهانی «واقع‌نما» غرق شده است. در نتیجه، در این حالت، تصاویری‌ که بر روی‌ صفحه ی‌ تلویزیون ظاهر می‌گردند تنها تصاویری‌ نیستند که تجربه از طریق آن‌ها منتقل می‌شود، بلکه آن‌ها خود به «تجربه » تبدیل می‌گردند.
اکنون باید بر مکاتب، آثار و هنرمندانی‌ که توسط‌ این رسانه‌ها و ابزار و عوامل آن‌ها معرفی‌ و یا حتی‌ نقد می‌شوند، با تأمل بیش‌تری‌ نگریسته شود؛ زیرا زمینه‌های‌ گوناگون جامعه شناختی‌، اقتصادی‌، روانشناختی‌ فردی‌ و اجتماعی‌ که رسانه‌ها در آن‌ها نقش‌ بسیار مهم و تعیین کننده‌ای‌ دارند، هنر و هنر مدرن را معنایی‌ دیگر و متفاوت از گذشته می‌بخشند. اصولاً بحث پیرامون هنر مدرن بدون توجه به زمینه‌های‌ گفته شده بی‌نتیجه است.
به عنوان نمونه، یکی‌ از محورهای‌ مدرنیته ـ و شاید بتوان گفت که شاخص‌ترین آن‌ها ـ آزادی‌ است که بسیار جذاب و فریبنده است. امّا در حقیقت با توجه به مسائل مختلف ـ که بخشی‌ از آن‌ها در قالب رسانه‌های‌ تلویزیون بیان شد ـ هنرمند در جامعه ی‌ معاصر تا چه اندازه واقعاً آزاد است که بتواند تجلیات مدرنیته را در آثار خود آشکار کند؟
اکنون بسیاری‌ معتقدند که امروزه امتیازهای‌ انحصاری‌ طبقاتی‌ و مرزهای‌ بسته ی‌ طبقه‌های‌ اجتماعی‌ از میان رفته‌اند و جوامع‌ پیشرفته ی‌ کنونی‌ یا اصولاً طبقاتی‌ نیستند و یا کم تر طبقاتی‌ هستند. در حالی‌ که نه تنها فرهنگ، ایدئولوژی‌، مذهب، اخلاق، هنر، ادبیات و جناح‌های‌ اجتماعی‌ و فکری‌ به صورت معین تری‌ طبقاتی‌ شده‌اند بلکه علی‌رغم تلطیف ظاهری‌ رابطه ی‌ میان دو قطب استثمارکننده و استثمارشونده، عمق و اندازه ی‌ این رابطه بیش‌تر نیز شده است.
از سویی‌، به خصوص‌ در دوره ی‌ معاصر و مدرن، پدیده‌های‌ مختلف اجتماعی‌ـ تاریخی‌ و به ویژه فرهنگی‌ـ هنری‌ ریشه‌های‌ واضحی‌ در عمق واقعیات اجتماعی‌ و بنیادهای‌ طبقاتی‌ و قوانین علمی جامعه شناختی‌ دارند. بنابراین برای‌ هنرمند، محقق، منتقد و هر کسی‌ که به نوعی‌ با هنر مأنوس‌ است ـ اگر کمی‌ واقع‌اندیش‌ باشد ـ به روشنی‌ قابل درک است که اصالت اقتصاد، غلبه ی‌ فردگرایی‌ به صورت پنهان و خزنده و سلطه ی‌ عقل حسابگر، تحقیر ارزش‌های‌ اخلاقی‌ و معنویت گرایی‌ و عاطفه و در یک جمله، گرایش‌ عالَم به سوی‌ زندگی‌ مادی‌ نه تنها در فضایی‌ که هنرمند در آن نفس‌ می‌کشد، مستقیماً تأثیرگذار است، بلکه در سمت و سوی‌ اثری‌ هم که خلق می‌کند کاملاً نافذ است.
هم چنین نباید از نظر دور داشت که مدرنیته که تجلی‌ سرمایه داری‌ جهانی‌ است ـ با همه ی‌ تنوع‌ خود ـ هم چنان که مظاهر مختلف خویش‌ را در عرصه‌های‌ گوناگون دیکته می‌کند، می‌کوشد فرهنگ، شیوه ی‌ تفکر و حتی‌ ذائقه ی‌ دوست داشتن را آن چنان که خود ساخته است، «مطلق » جلوه دهد و جهانی‌ به قیمت نفی‌ همه ی‌ ماهیت و هویت فرهنگی‌ ملل و انکار ارزش‌هایشان بر آنان تحمیل کند و آن‌ها را به مسخ‌شدگانی‌ بی‌مقاومت، بی‌چهره و مقلد مبدل سازد.
بنابراین، قلمرو اجتماعی‌ـ فرهنگی مسلط‌ جهانی‌ با نگاهی‌ ارباب سالارانه و به مدد ابزار و روش‌های‌ مختلف رسانه‌ای‌ خود، که هنر نیز زیرمجموعه ی‌ آن محسوب می‌شود ـ هنر را بخش‌ کوچکی‌ از پیکره ی‌ کاملاً اقتصادی‌ خود می‌داند. در چنین اتمسفری‌، خودِ هنر و اثر هنری‌ در زیر انبوهی‌ از اطلاع‌ رسانی‌های‌ متنوع‌ و ظاهراً در قالب تحلیل، تفسیر و نقد، جلوه و ابعاد واقعی‌ و حقیقی‌ خود را از دست می‌دهد. جدل‌های‌ نظری‌ پیرامون هنر در واقع‌ طرح‌ مباحث مختلف و ایجاد چالش‌های‌ فکری‌ در قالبی‌ روشنفکرانه و ظاهراً کاملاً علمی‌ است که با محدودشمردن ارزش‌های‌ ماندگار، بی‌انگیزه کردنِ هنر شناسان و متفکرین واقعی‌ و ترویج‌ نسبی‌گرایی‌ انجام می‌گیرد. هر نوع‌ ارتقاء درجه و موفقیت آتی‌ در گرو تأمین انتظاراتی‌ است که این نوع‌ تحلیل‌ها ـ و ظاهراً ـ جدل‌های‌ نظری‌ از قبل بر آن‌ها تأکید کرده اند.

ماهواره

ماهواره : ماهواره ارتباط یک نقطه رله رادیویی در مدار بالای زمین است که سیگنال‌های آنالوگ و دیجیتال موجود روی یک فرکانس رادیویی را دریافت کرده، قدرت آن را افزایش می‌دهد و سپس به سوی زمین روانه می‌کند. این وسیله امروزه یکی از عناصر مهم ارتباطی بستر انتقال اطلاعات می‏باشد که می‏تواند به صورت امواج زمینی و یا هوایی باشد و در غالب تصاویر و صداهای مختلف ارائه گردد. در این میان ماهواره به عنوان یکی از بسترهای پیچیده ارتباطی نقش مهمی را ایفا می‏کند. جهانی سازان با استفاده از قدرت نرم اینترنت، ماهواره، سینما و... در صددند اندیشه و فکر خود را جهانی سازی نمایند.
وقتی در سال 1939م محققان و دانشمندان علوم انسانی آلمان به منظور شکست کشور خود در جنگ جهانی اول، اعلام کردند که از جمله مهم‌ترین علل شکست، غفلت آلمان از سلاح تبلیغات و استفاده مؤثر رقیبان از آن سلاح بوده است، در واقع خبر از ورود و حضور گسترده ابزار تأثیرگذار در عرصه‏های مختلف می‏دادند. وقوع تحولاتی مانند تشکیل وزارت تبلیغات در آلمان و سازمانهای جنگ روانی در دیگر کشورها، تصدیق عملی این ادعا بود. [57]

تاسیس خبر گزاری‌های بین المللی

تحول دوم قرن 19 تاسیس نمایندگی‌های خبری بین المللی است. خبر گزاری‌ها با جمع آوری و انتشار خبر و دیگر اطلاعات در گستره‌های بسیار پهناور سر وکار داشتند. آنها پس از یک دوره رقابت در این کار سر انجام در تقسیم جهان به حوزه‌های عملیاتی اختصاصی به توافق رسیدند.
چنانکه یک نظام چند جانبه شبکه‌های ارتباطی به وجود آوردند که از نظر وسعت به گونه موثری جهانی بود. خبر گزاری‌ها از نزدیک با مطبوعات کار کرده و اطلاعاتی که قابل چاپ وانتشار برای مخاطبان بیشمار بود، فراهم می‌آوردند. بدین ترتیب خبرگزاری‌ها به شبکه‌های ارتباطی که از طریق چاپ (و بعدا رادیو وتلویزیون) به بخش مهم و در حال رشدی از جمعیت می‌رسیدند، متصل بودند.
به لطف معاهده " هم پیمانی خبرگزاری‌ها " در سال 1869 رویتر مناطق امپراتوری بریتانیا و خاور دور؛ آواس امپراتوری فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و پرتغال و ولف درمناطق آلمان، اتریش، اسکاندیناوی و روسیه را بدست آورد.
کارتل خبر گزاری‌های سه گانه تا آغاز جنگ جهانی اول برجمع آوری و انتشار بین المللی خبر مسلط بود.
به واسطه توسعه دو خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس و یونایتد پرس از زمان جنگ دوم جهانی تاکنون، چهار خبرگزاری عمده رویترز، آسوشیتدپرس، یونایتد پرس( آسوسیشن) اینتر نشنال و آژانس فرانس پرس موقعیت مسلط خود را در نظام بین المللی جمع آوری و انتشار اخبار واطلاعات دیگر حفظ کرده و به صورت بازیگران اصلی نظم جهانی اطلاعات باقی مانده اند.
به همت یونسکو تقاضای همه جانبه برای سازماندهی مجدد نظم جهانی اطلاعات و ارتباطات شکل گرفته است که با مقاومت شدید گروه‌های ذی نفع غربی مواجه شد و به دنبال آن ایالات متحده و بریتانیا از عضویت یونسکو بیرون آمدند.

 

 

رابطه هنر و صنعت

هنر و صنعت هر دو آفرینش‌هایی هستند که انسان با استفاده از مواد و مصالحی که از طبیعت بر می‌گیرد،
و صورت نویی که به آن می‌دهد به وجود می‌آیند. در بسیاری موارد تجربه هنری از لطیف و ظریف شدن و
اراده جلوه‌ای زیباشناختی دادن به تولید صنعتی پدید آمده است. در موارد بسیاری تجزیه هنـر از صـنعت 
بسیار دشوار است. معماری از چنین مواردی است. به گونه‌ای که هر دو بعد صنعتی و هنـری بـودن را در
حد اعلای مراتب دارا ست. بسیاری ابنیه تاریخی که امروزه به عنوان آثار هنری شـمرده مـی شـوند اولا در
زمان خود به نیت تولید هنری ایجاد نشده اند، بلکه هنر در بخش زیبا سازی آن و در تلفیق با صنعت به کار
آمده است.
هنر و صنعت در طول تاریخ خود با یکدیگر رشد یافته‌اند. معمولا چنـان بـوده اسـت کـه افـزایش قابلیـت 
صنعتی، موجب ارتقاء سطح هنری می‌شده است. صنعت با توانا ساختن هنرمند در تسلط برطبیعت او را در
عینیت بخشیدن به تخیل هنری خویش توانا می‌ساخته است. همچنین شیوه صنعتی و تولیدی جامعه نیز
بر نحوه اجتماعی تولید هنری تاثیرگذار بوده است.
هر یک از شیوه‌های تولید و توزیع مادی، با طرز کاری تطبیق می‌کند که تولید معنوی از آن نشـأت مـی 
گیرد. فئودالیسم با کارگاه جمعی و دسترسی همگانی به هنر مشخص می‌شود. سـرمایه داری بـا آفـرینش 
فردی در اتاقهای کار خصوصی مشخص می‌شود که فرآورده‌های آن در یک بازار آزاد به فروش می‌رسد و
بر این بازار منافع مالی و آزمندی نسبت به شور و هیجان‌های تازه حکم فرما ست. به نظر رافائـل سـرمایه 
داری با تجارت اشیای هنری که اکنون به صورت داراییهای شخصی درآمده اند، و نیز با نظام موزه‌ها یعنی
با جداسازی دقیق مرده خانه‌هایی مشخص م یشود که به طور شخصی یا عمومی به تملک درآمده‌اند و آثار
هنری در آن مومیایی شده اند، نیز پیوندی آشفته و مبهم میان اید هآلیسم و کسب و کار و تجـارت وجـود 
دارد(رافائل، 1379 :163)

صنعتی شدن فرهنگ و هنرـ مکتب انتقادی

مطالعات فرهنگی آدورنو نشان مى دهد که منطق مشابه اى در صنعت تلویزیون فیلم و رادیو جریـان دارد. او این موضوع را در فصلى در کتاب دیالکتیک روشنگرى با عنوان صنعت فرهنگ شرح مـى دهـد. مفهـوم صنعت فرهنگ بیانگر تولید انبوه آثار هنرى در سطح توده‌ها به شکل کالاست. استدلال محورى آدورنو این است که صنعت فرهنگ بنابر ماهیت خویش آثار هنرى و به طور کلى آثار فرهنگى را در قالبى عامه پسند و نازل و بازارى عرضه مى کند همچون کالا. ولى در عین حال در ظاهر آن را مستقل و خود سالار مى نمایاند در صورتى که آثارى که بدین شکل تولید مى شوند و عمومیت مى یابند خود مبتنى بر مناسبات اقتصادى و اجتماعى هستند و مایه رهایى نخواهند بود. حتى ممکن است به نظر برسد که این آثار، مخاطبان خود را از لحاظ فکرى و اخلاقى ارتقا مى بخشند و آنان را به اندیشیدن وا مى دارند اما واقعیـت خـلاف ایـن اسـت و توهمى بیش نیست. محصولات صنعت فرهنگ چه را پر کنند اما تعالى بخش و تفکر برانگیز نیستند. در «اوقات فراغت » بسا مایه لذت و سرگرمى شوند و همین زمینه شاید بتوان افـزود کـه محصـولات صـنعت فرهنگ ممکن است جلوه اى از هنر اصیل به خود بگیرند و وانمود کنند که خاستگاهى یکسـره فرهنگـى و هنرى دارند اما دیرى نمى گذرد که حقیقت آنها بر ملا مى شود و این برملا شدن گاه چنان است که عناصر و انگیزه‌ها و محرک‌هاى اقتصادى به شکلى فاحش قابل تشخیص اند.
خصلت مستقل و غیر ابزارىMarketability) ) صنعت فرهنگ با تأکید بر بازار و قابلیت عرضه هنر را به کلى نادیده مى گیرد. همین که بازار و قابلیت عرضه، نقشى اساسى پیدا مـى کنـد سـاختار اقتصـادى آثـار فرهنگى نیز دچار تغییر مى شود. بدین ترتیب تولیدات صنعت فرهنگ به جاى آنکه موجب آزادى شوند و کاربردى اصیل و حقیقى براى مردم داشته باشند کاربردى منفى پیدا مى کنند و هر چیزى فقـط » ارزش مادى و قابل معاوضه جاى ارزش‌هاى فرهنگى آنها را مى گیرد. در این وضعیت از آن حیث و تا آنجا ارزش دارد که بتوان آن را مورد معاوضه و داد و ستد قرار داد نه آنکه فى نفسه صـنعت فرهنـگ ویژگـى اصـیل و خاصى را که آثار هنرى روزگارى واجدش”. ارزش و اهمیتى داشـته باشـد بودنـد از بـین مـى بـرد. برخـى  منتقدان متمایل به قبول و توجیه فرهنگ توده اى یا عامه با این آرا مخالفت کردند بدون آنکـه بـه نگـرش انتقادى او چندان توجه کرده باشند. نکته اصلى مورد نظر آدورنو در اینجا آن است که نشاندن ارزش مبادله اى یا مالى به جاى ارزش کاربردى فرهنگى توسط صنعت فرهنگ آشکارا بیانگر تغییرى سرنوشـت سـاز در جامعه غربى است.
- تأثیرات صنعتی شدن بر هنر
• یکسان سازی مخاطبان
صنعتی شدن به دلیل آنکه به تولید کالاهای یکسان و در نتیجه به تولید کالایی فرهنگ و هنر تمایل دارد،
با تولید یکسان آثار هنری، سلایق و ذائقه‌های هنری را به یکدیگر نزدیک می‌سـازد و بـدین سـان تفـاوت 
های بین فردی و فرهنگ‌های مختلف را به سوی یک فرهنگ که همـان فرهنـگ کـارایی و صـنعت باشـد 
نزدیک می‌سازد.
• انبوه سازی هنر
دو عامل به عنوان پیش شرط‌های ضروری تولید انبوه صنعتی شـناخته شـده اسـت. اول سـاخت قطعـات 
استاندارد شده و قابل تعویض. دوم سوار کردن این قطعات با نیروی نسبتا کم. همـین روش بـا هنـر بـرای 
مصرف : مختصر تغییراتی در تولید انبوه هنر نیز به کار گرفته می‌شود(هاوزر، 1382 :605) 
عموم نیاز به ساده سازی دارد و تولید انبوه آن نیز نیاز به دستیابی به فرمول ساده شده‌ای برای ساخت اثر
دارد.
در تولید هنر توده‌ای پاره‌ای خطوط مشخص و معروف وجود دارد که محبوبیت شان در گذشته به اثبـات 
رسیده است و استفاده آنها در هر داستان بلند، رقص و آواز حتمی به نظر می‌رسـد. رسـانه هـای همگـانی 
برای راضی نگه داشتن توده ناهمگن مخاطبانشان همواره در پی همین فرمول‌های ثابت ساخت اثر هستند
که میتواند همه را راضی نگه دارد. از این رو رسانه‌ها در جهت همسان سازی ساخت اثر و آثار کلیشه‌ای به
دنبال ذوق بین المللی و زیباشناسانه مشترک مخاطبان می‌گردند. از سویی ساختار جامعه صنعتی جدید ونظم ماشینی زندگی شهری، انطباق اجتناب ناپذیر اما عمدتا غیرارادی و ناآگاهانه فرد با شکل‌های مشترک
رفتار را ایجاب می‌کند(همان: 409) توده ناهمگن اجتماع شهری در پی سازماندهی درونی خود و ایجاد نظم
پویا به دنبال تعلقات مشترک و در نتیجه زیبا شناسی مشترک و همسان هستند و مطبوعات، رادیو، سینما،
پوسترها و انواع آگه‌های بازرگانی این تعلقات مشترک را تشدید می‌کنند. جریـان جهـانی شـدن زنـدگی 
اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که همسانی مصرف کالاها و تفکرات بدون مـرز را تـرویج مـی کننـد نیـز در
دوران معاصر موجب همسانی ذوق زیباشناسانه و تفاهم قراردادی گردیده است.
• گمنامی هنرمند صنعتی
هنرمند صنعتی ضرورتا بخشی از تیمی است که با دیگر اعضای تیم روابط درونی دارد و برای تولید محصول
نهایی همکاری می‌کند. هنرمند هرگز در انزوا کار نمی‌کند. او خلاقیت خود را با خلاقیت دیگر اعضای تیم
می آمیزد و در خدمت تولید نهایی قرار م یدهد. نام او بر محصول به چشم نمی‌خورد.
او بی چهره و بی نام است و در واقع یک کارگر یدی مطلع و حساس است با علاقه‌ای به ماشین‌ها و تمامی
گونه‌های مواد، همچنین علاقه‌ای به جامعه شناسی و سیاستگذاری معاصر. هنرمند صـنعتی فـرد خلاقـی 
است فراتر از فردی که در رشته خاصی نظیر رنگ روغن یا گرافیک به تبحر رسیده است. او یک یکپارچـه 
کننده است. به این معنا که پس از تجزیه و تحلیل عناصر توسط تیم، قادر به نزدیک کردن اشیا به یکدیگر
است.
• سرگرمی شدن هنر: هنر همواره برای مردم سرگرم کننده بوده است. مثلا هنر قومی چیزی بـیش از نمـایش و آرایـش و هنـر فولکلور مجموعه‌ای از شوخی‌های زننده، هجو و هزل است. هنر در : نیست(هاوزر، 1382 :340)
زمینه همگانی نیز نوعی سرگرمی و وقت گذرانی در اوقات فراغت است.‌هاوزر معتقـد اسـت : هنـر مردمـی امروز به معنای دوگانه هنر توده‌ای است:
اول سرگرمی واحدی را در اختیار قشر‌های عامه می‌گذارد.
دوم محصولاتی هم شکل به مقیاس کلان تولید می‌کند(همان:400)
اوقات فراغت مفهـوم جدیـدی اسـت کـه سابقه آن به پیدایش و گسترش جوامع صنعتی میرسد. با از بـین رفـتن رابطـه مسـتقیم تولیـد کننـده بـا محصول تولیدی خود در جریان ماشینی شدن نظام کار، به تعبیر مارکس فرد از محصـول خـود بیگانـه میگردد و دیگر کار کردن بخشی از عواطف، روحیات و تعبیر می‌شود. به این ترتیب “انسان زدایـی از کـار ” استعدادهای او را در بر نمی‌گیرد. از این جریان به فرد به فعالیت‌هایی می‌پردازد که عواطف و روحیات او را در برگیرند. این فعالیت‌ها در قالب برنامه‌های تفریحی، ورزشی و هنری انجام می‌شود که اوقات فراغت نامیده می‌شوند.
در تقسیم کار منظم و ساعتی کارخانه‌ها و سازمان‌ها، فرد می‌تواند به طور برنامه ریـزی شـده بـه تفـریح بپردازد. بنابراین فعالیت هنری تبدیل به بخشی از برنامه روزانه عامه مردم می‌گردد و آثار هنری به عنوان کالای روزانه به مصرف عمومی می‌رسند. خوانندگان مجله‌ها و کتاب‌های عشقی، ترسـناک و کارآگـاهی،  بینندگان تلویزیون، علاقمندان نمایشگاه‌ها و گالری‌های نقاشی، شـنوندگان موسـیقی از رادیـو و... همـه نمونه‌های استفاده عمومی از هنر به عنوان سرگرمی می‌باشد. صنعت سرگرم سازی بیش از هر چیز تأکیـد بر اوقات فراغت بودن آن دارد.
• همگانی شدن هنر:‌ تحولات صنعتی و گسترش شهرنشینی، مهاجرت روستاییان به شهرها و پیدایش توده شهری زمینه همگانی شدن فرهنگ و هنر را فراهم نمود. فراگیر شدن شیوه زندگى شهرى به عنوان شیوه غالب به واسطه تولیـد انبوه کالاها و مصرف همگانى آن ممکن شد و لازمه این جریان، انبوه شدگى جمعیـت در شـهرها و مراکـز صنعتى بوده است.
تخصصی شدن تولید از یک سو و توده‌ای شدن مخاطبان هنر از سویی دیگر، منجر به تجاری شدن هر چه بیشتر هنر گردید و اثر هنری همچون کالا به بازار اقتصادی و عرصه معاملات وارد گردید. ماشینی شدن کار هنر، رابطه یگانه هنرمند با اثر هنری را از بین می‌برد و منجر به عاری شدن اثر از روح، معنویـت و حتـی هویت مستقل می‌گردد. هنر در این شیوه به مقیاس وسیع همچون کالا در بازار اقتصـادی هنرتولیـد مـی گردد.

- تأثیرات هنر بر صنعت
• زیباسازی صنعت
آشکارا در خدمت صنعت قرار گرفته است. هنر صنعتی امروزه بخشی از هنر تحت عنوان محصول صنعتی از
آنجا که به دنبال فروش مناسب م یگردد باید بتواند هر چه بیشتر مشتریان را به خود جلـب کنـد. یکـی از
شیوه‌های جلب مشتری به استخدام گرفتن هنر در صنعت و زیباسازی محصول صنعتی است. لذا هنرمنـد 
یکی از اعضای ثابت در تولید محصول صنعتی است که شاکله محصول را از نظـر زیباشـناختی تعیـین مـی 
کند.
• توجه به سلیقه و ذائقه
از آنجا که تولید کننده صنعتی در رقابت با دیگر تولید کنندگان قـرار دارد نیـاز بـه اطـلاع یـابی دقیـق از
گرایش‌ها و سلایق مخاطبان و مشتریان دارد. لذا یکی از تاثیرگذارترین سلایق مشـتریان، سـلیقه زیبـایی 
شناختی آنان است که امروزه تولید کنندگان سعی م یکنند به سوی آن هدف گیری نمایند. و از آنجا که هر
گروه و ملیتی از مشتریان ذائقه و سلیقه خاصی را داراست، صنعتگر به سـوی درک زیباشـناختی و هنـری 
مخاطبان به تفکیک گروه، طبقه و یا ملیت آنان گام بر می‌دارد.
 سینمای‌هالیوود
سینما در چهارگوشه عالم، در درجه اول به مثابه یک صنعت سازمان یافته تلقی مـی شـود کـه دربردارنـده 
مجموعه‌ی گسترده‌ای از انواع حرفه‌هاست. این حرفه‌ها جملگی از طریق تولیدات سینمایی، پخش فیلم،
و ارائه فیل مها به تماشاگران در سال نهای سینما، در تلویزیون، ویدئو و غیره به دنبـال درآمـدزایی و سـود 
آفرینی هستند.
بررسی صنعت فیلم فی نفسه پیچیده است، اما از طریق یک نمونه تاریخی کلیدی می‌توان تا حـدودی بـر 
این پیچیدگی غلبه کرد. از دهه 1920، صنعت فیلمی که در آمریکا بنا نهاده شد و نام‌هالیوود را بـه خـود 
گرفت، بر بازارهای سینمایی جهان غالب و مسلط بوده است. بدین ترتیب نقطه شروع بررسی‌های تـاریخی صنعت فیلم، احتمالا با شکل گیری‌هالیوود آغاز می‌شود؛ آن هم نه بـه دلیـل آنکـه صـنعت فـیلم آمریکـا 
بهترین فیلم‌ها را به واسطه برخی ملاک‌ها تولید کرده است؛ بلکه به دلیل آنکـه ایـن صـنعت فـیلم دیگـر 
سینماهای ملی را واداشته تا با قدرت‌هالیوود به مثابه یک صنعت سروکار داشته باشند. هـالیوود در درجـه 
نخست یک صنعت است. مجموعه‌ای از شرکت‌ها به شمار مـی رود کـه هـدف اصـلی شـان دسـتیابی بـه 
حداکثر سود است و از مقر اصلی استودیو‌ها در آمریکا دستور می‌گیرند.
بنابراین‌هالیوود شبیه همه صنعت‌های فیلم، از سه بخش بنیادین تشکیل شده است: تولید، پخش، نمایش
فیلم‌های بلند.
1. تولید: فیلمها باید ساخته شوند. این کار از اوایل دهه 1910 در استودیو‌های حاشیه لوس معروف شـده،
انجام گرفته است با این حال مساله تولید فیلم ”‌هالیوود ” آنجلس در محدوده یی که به‌ها به بخش وسیع
تری از لوس آنجلس مربوط می‌شود. به طوریکه برای مثال، استودیو‌ها‌ی یونیورسال در خارج از محـدوده 
سنتی‌هالیوود “ بربنک “ و استودیوهای برادران وارنر در “ یونیورسال سیتی “ در واقع شده اند.
2. پخش: کمپانی‌های‌هالیوودی پس از آنکه فیلم‌ها را تولید کردند، آنهـا را در دورتـرین نقـاط جهـان بـه 
فروش می‌رسانند. پخش گسترده و جهانی فیلمها، برای سالیان متمادی اساس قـدرت هـالیوود را تشـکیل 
داده است، به طوریکه هیچ صنعت فیلم دیگری هرگز مشابه چنین قدرتی نداشته است.
3. نمایش(عرضه:) عاقبت، فیلمها در سالنهای سینما و بر روی صفحه تلویزیون در داخل منـازل بـه نمـایش 
گذاشته می‌شود. تا دوره ظهور تلویزیون، فیلمها عمدتا در سالن‌های بزرگ سینما کـه بعضـا دارای 6000
صندلی بودند به نمایش در می‌آمدند، اما از 1960 به بعد اغلب مردم فیلم‌ها را در داخـل خانـه و بـر روی
صفحه تلویزیون تماشا می‌کنند.
در بررسی تاریخ‌هالیوود به عنوان یک صنعت چهار دوران کلیدی وجود دارد:
o آغاز ظهور‌هالیوود، از اواخر قرن نوزدهم میلادی تا آمدن صدا
o دوران استودیویی دهه 1930 و دهه1940
o دوران پخش تلویزیونی که با ظهور تلویزیون در دهه 1950 آغاز می‌شود.
o دورانی که باظهور ”بلاک باستر“ سینمایی( فیلم‌های بزرگ پر هزینه) از اواسط 1970آغاز شده است.
 ارتباط خصوصی و عمومی
1ـ ارتباط خصوصی و بدون واسطه
ارتباط فوری و چهره به چهره که طی آن به صورت مستقیم میان پیام دهنده و پیام گیرنده یا گروه کوچک ردوبدل می
شود.
مزیت
1. فرصت تصحیح یکدیگر
2. ارتباط عمیق چهره به چهره
3. قابل روئیت بودن اثر پیام
4. فرصت جابجایی پیام گیرنده و پیام دهنده.
2ـ ارتباط جمعی(عمومی)
این واژه از ریشه لاتینیmedia (وسایل و اصطلاحmass (توده) تشکیل شده است. و به لحاظ لغوی ابزاری اسـت 
که از طریق آن می‌توان با افراد، گروه‌هانه به طور جداگانه بلکه با جماعتی کثیر یا توده‌ای از مردم دسترسی پیدا کرد
این نوع وسایل عبارتند از رادیو، تلویزیون، سینما، مطبوعات.
 وسایل ارتباط جمعی(Mass media)
تعریف: ارتباط جمعی یا عمومی انتقال اطلاعات با وسایلی نظیر روزنامه کتاب، تلویزیون، رادیو برای گـروه غیرمحـدود 
ازمردم باسرعتی زیاد.
 روند تکوینی و سیر ارتباط جمعی در جهان و ایران
ـ ارتباط غیرشفاهی (حرکات چهره و دست ولمس کردن)
ـ ارتباط شفاهی (کهکشان شفاهی) تا 700 سال قبل ازم. (میلاد)
ـ گذر از ارتباط شفاهی به ارتباط نوشتاری و اختراع الفبا در یونان
الفبا به مشابه پلی میان گفتار و نوشتار بود. الفبا نقطه عطفی درست سه هزار ساله شفاهی است و موجب اختـراع خـط 
توسط سومریان شد. اختراع چاپ توسط گوتنبرگ (عصرکتابت) 1453 م.
مطبوعات 150 سال پس از اختراع صنعت چاپ متولد شدند.
پس از عصر گوتنبرگ 1453 شاهد اختراع تلگراف در سال 1832 یعنـی پـس از 380 سـال توسـط سـاموئل مـدرس 
انگلیسی هستیم برای اولین بار اطلاعات با سرعت بالا و از طریق رمزهای ساده به مسافت‌های طولانی انتقال یافت.
1876 اختراع تلفن توسط الکساند گراهام بل و توماس ادیسون اختراع بزرگی بود انتقال صدای انسان از صدها کیلومتر
مسافت.
 رسانه
تعریف رسانه: رسانه وسیله‌ای برای نقل وانتقال اطلاعات، ایده‌ها و افکار افراد و جامعه.
رسانه واسطه‌ای عینی و عملی در فرایند برقراری ارتباط است و دارای دو کارکرد است.
ـ آشکار: محل برخورد پیام و گیرنده پیام است.
ـ پنهان: برقرار کننده جریان ارتباط و پیام رسانی.
بنابراین رسانه عاملی است که پیام به مخاطب منتقل می‌شود.
شکل ابتدایی: نمادین مانند: دود آتش
شکل مدرن:نهادمند مانند: روزنامه
رسانه جمعی: مجموعه ابزارها و روش‌ها برای ایجاد ارتباط بامخاطبان انبوه است.
 انواع رسانه
1. رسانه‌های چاپیPrint Media ( روزنامه ـ مجله ـ کتاب)
2. رسانه‌های الکترونیکElectronic Media (رسانه‌های دیداری و شنیداری مانند تلویزیون و رادیو)
3. رسانه‌های دیجیتال (Digital Media) دیسک ـ فلش ـDVD ـCD 
4. رسانه‌های آنلاین(خبرگزاری‌ها ـ سامانه‌های اینترنتی) نخستین روزنامه آنلاین درسال 92 (شیکاگوتریبون)
5. رسانه‌های سایبرCyber Medias 
6. وبلاگ‌ها (نو ظهور‌ها)
7. رسانه‌های نصبی(اعلامیه، بروشور، تابلو‌های شـهری، جـاده‌ای و اعلانـات، کـاتولوگ، پوسـتر، آرم، پلاکـارد، لوگـو، همایشی)
8. رسانه‌های نهادی (روابط عمومی)
9. رسانه‌های فرانهادی همچون خبرگزاریها، دفاتر روابط بین الملل، کارتلها، بنگاه‌های سـخن پراکنـی و تراسـت هـای خبری، شرکتهای چند ملیتی سازه، فیلمهای سینمایی، شبکه‌های ماهوارهای

تاکتیک‌های جنگ رسانه ای

1. تاکتیک حذف: بخشی از اطلاعات حذف شده و اطلاعات ناقص به مخاطب ارائه می‌شود.
2. بزرگ نمایی(کلی بافی): جزئیات اطلاعات حذف شده و به کلیات اهمیت داده شده بزرگنمایی می‌شود.
3. کوچک نمایی: موفقیت‌ها و توانمندیهای طرف مقابل (گروه هدف) کوچک و کم اهمیت شمرده می‌شود.
4. زمانبندی: اطلاعات و اخبار با تاخیر به مخاطب ارائه می‌شود.
5. تاکتیک قطره چکانی: برای آنکه مخاطب به اطلاعات صحیح و کامل دسترسی نداشته باشد اطلاعات بصورت پراکنده ارائه می‌شود.
6. تاکتیک تبخیر: پخش شایعه برای سردرگم کردن مخاطب زمانیکه مخاطب نسبت به موضوعی اطلاعـاتی نـدارد و یـا اطلاعاتش کم است.
7. تاکتیک دروغ بزرگ: ارائه اطلاعات غیرواقعی خیلی بزرگ برای سرپوش گذاشتن بر ضعف خودی.
8. تاکتیک موجی: ارائه اطلاعات مداوم اما با افت و خیز
9. تاکتیک وارونه: اطلاعات واقعی وارونه جلوه داده می‌شود.
10. تاکتیک خرد کردن: در این شیوه مخاطبین دسته بندی شده و انسجام جامعه هدف از هم می‌پاشد.
11. تاکتیک ترور: در این شیوه با تهمت و چهره مسئولین در میان مردم تخریب می‌شود.
12. تاکتیک انگاره سازی: اتفاقی که در محلی با شرایط متفاوت به وقوع پیوسته در محیط دیگر انگـاره سـازی مـی شـود (احتمال وقوع آن القاء می‌شود)
13. آگاهی کاذب: توزیع اطلاعات بدون مشخص بودن زمان و مکان وقایع.
14. تاکتیک محرومیت: گروه هدف از دسترسی به اطلاعات محروم می‌شود.
 چهار کهکشان ارتباطی از نگاه دکتر محسنیان راد
1. کهکشان شفاهی: کهکشان شفاهی بود که از دور دست تاریخ آغاز و تا سال 717 شمسی (1436 م) ادامه داشت.
2. کهکشان دارمانی: با در نظر گرفتن سهم داریوش در بهکارگیری برجهای انتقال پیام نوری و سهم مانی در تکثیر پیام، نام کهکشان جدید را داریوش+ مانی یا کوتاه شده آن "دارمانی" انتخاب کرده است.
در این کهکشان، با توصیف عصر بعثت پیامبر اسلام (ص) آغاز شده و نویسنده نشان میدهد که چگونه یکی از کم نظیرترین اقناعهای عمیق و وسیع به وقـوع پیوسـتهاسـت. او در ادامـه، از دورانـی صـحبت مـی کنـد کـه نـوعی مردمسالاری دینی در ایران بهوجود آمده که یکی از شاخصه‌های آن، مصرف بالای کاغذ در جامعه بوده است. و به یکی از پر راز و رمزترین ارتباطات میان فردی توجه میشود که در سال 1244 میلادی، در بخشی از ایران که هنوز مغولان به آنجا نرسیده بودند، میان مولوی و شمس تبریزی برقرار میشود. حاصل این مـراودات، کتـاب هـای  مولوی و شمس تبریزی است که نهتنها میراث فرهنگی ایرانیان، بلکه اثری ماندگار برای همه جهانیان است.
در انتهای این کهکشان که با عنوان "واقعیت مجازی" است به توضیح جزییات یکـی از عظـیم تـرین پـروژه هـای پروپاگاندا در طول تاریخ پرداخته شده است؛ پروژهای است که هدف آن ایجاد اختلاف میان جوامـع مسـلمان بـوده است.
3. کهکشان گوتنبرگ اروپا، در سال 1436م به همت گوتنبرگ وارد کهکشان جدید شد. در فاصلهاى کوتاه چاپخانـه هـا در اکثـر کشـورهاى اروپائى به کار افتادند و علوم به سرعت همهگیر شد. اما ایرانىها خیلى دیر تصمیم به چنین مهـاجرتى گرفتنـد. قـومى کوچک از ایرانیان و ارامنه ٔ ◌اصفهان، صد و نود سال بعد یعنى در فاصلهاى که سه نسل در اروپا کتـاب هـاى در تیـراژ بالا و ارزان را در دسترس داشتند و در سرزمین آنان روزنامه منتشر مىشد و اولین مراحـل نبـرد میـان حکومـت هـا و روزنامه‌ها را تجربه مىکردند، به این کهکشان رفتند. کتابى که ارامنه ٔ ◌اصفهان سال 1640م با ماشین چاپ کـوچکى که از روسیه آورده بودند چاپ کردند کتابى بود مذهبى و به زبان ارمنی. اما در آن موقع ایرانیان فارسى زبـان هنـوز در کهکشان شفاهى بودند. در حقیقت ایرانیان فارسى زبان 381 سال بعد از اروپا، یعنـى حـدود هفـت نسـل بعـد حرکـت بهسوى کهکشان گوتنبرگ را آغاز کردند. سال 1233 هجرى قمرى (1817م) نخستین چاپخانه که کتاب فارسى چاپ مىکرد در تبریز بهکار افتاد. در همان اوایل پنج کتاب چاپ کردند که یکى از آنها رساله ٔ ◌آبلهکوبى بود. قـدمى بـراى حل مشکلات بهداشتى به همت گوتنبرگ.
فاصله زمانی در ایران در غرب دوره کهکشان گوتنبرگی
381 1817م 1436م چاپ اولین کتاب
215 1837م 1622م انتشارنخستین روزنامه
361 123 484 اقامت در این دوره
دوره زمانی کهکشان گوتنبرگ
4. کهکشان مارکنی: در سال1920 نخستین فرستنده رادیویی جهان در لندن به کار افتاد و انگلیسی‌ها وارد کهکشان مارکنی شدند، در حالی که سیصد سال در کهکشان گوتنبرگ مانده بودند. در سـال 1940 م اولـین فرسـتنده رادیـویی ایران تنها 20سال پس از انگلستان، بکار افتاد. ایرانی‌ها با شتاب وارد این کهکشان شدند. (طباطبائی، 1375 :15)شاید براثـر  همین شتاب است که علاقۀ ایرانیان به پیام‌های مکتوب بسیار اندک است.
نخستین فرستنده تلویزیونی جهان در سال1936م در انگلستان به کار افتاد و اولـین فرسـتنده تلویزیـونی مـا در سـال 1958م تأسیس شد. (همان:503) به همان فاصلۀ کوتاه از تأسـیس نخسـتین فرسـتنده رادیـویی در جهـان، مـا دارای فرستنده تلویزیونی شدیم.

رسانه‌های الکترونیکی

رسانه‌های الکترونیک به معنی انتشار اطلاعات در دوره‌های زمانی مشخص در قالب صفحات وب بر روی یک شبکه‌ی اطلاع رسانی یا روی اینترنت است.
محتویات چنین رسانه‌ای به جای چاپ شدن بر روی کاغذ، بـه صـورت فایـل هـای کـامپیوتری در حافظـه‌ی یـک کامپیوتر قرار دارد. این فایل‌ها که در قالب خاصی به نام صفحات وب بهتر می‌شوند، در دوره هـای زمـانی معینـی در یک شبکه‌ی اطلاع رسانی متصل به اینترنت قرار می‌گیرند و مخاطبان چنین نشریاتی یعنی افرادی که بـا کـامپیوتر شخصی خود به ان شبکه متصل شود، می‌توانند صفحات روزنامه را روی صفحه‌ی نمایش کامپیوترخود ببینند ویا ان
را روی کاغذ چاپ و سپس مطالعه کنند. اتصال به شبکه‌ی اطلاع رسانی موردنظر ممکن است از طریق اینترنت یا در یک شبکه‌ی داخلی(اینترانت) صورت پذیرد.
تاریخچه پیدایش رسانه‌های الکترونیک
در 17 ماه مه 1991، یک مؤسسه‌ی پژوهشی در ژنو، معیارها یا استانداردهای شبکه‌ی جهانی تار نماها را منتشـرکرد.  
درماه مه1992، یک سال بعد، روزنامه ی"شیکاگوتریبیون"درایالات متحـده امریکـا، نخسـتین نسـخه‌ی روزنامـه‌ی الکترونیکی را با نام"شیکاگو آنلاین"را بر روی مانیتور کامپیوترها فرستاد.
تا ماه اوریل 2001، بیش از 12هزار رسانه‌ی خبری الکترونیکی در ایالت متحده امریکا موجود بـوده اسـت. در دهـه‌ی اول روزنامه‌های الکترونیکی، نه تنها هزاران رسانه‌ی خبری تارنماهای خود را راه انـدازی کردنـد، بلکـه میلیـون‌هـا نفرکاربر و گروه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظایر آن نیز تارنماهـای خـود را وارد شـبکه‌ی جهـانی تارنماها کردند. 
- کاستی‌های رسانه‌های نوین در مقایسه با رسانه‌های سنتیـ سختی مطالعه روی صفحه‌ی نمایشـ وابستگی به فناوری روزـ حذف درآمد تکفروشی
. هزینه‌ی بالای نیروی متخصص وتجهیزات نوینـ امکانات و دانش انفورماتیک محدود مخاطبانـ کیفیت پایین وگرانی ارتباطات اینترنتی
ـ غیرتخصصی شدن روزنامه نگاری به واسطه‌ی حضور روزنامه نگاران کم تجربـه، امـا متخصـص در امـور رایانـه ومخابرات
ـ منابع ناموثق خبر؛ چراکه هرکس می‌تواند منبع خبر باشد. درحالی که انعکاس اخبار موثق برای حفظ مخاطب یکی ازمهمترین دستورکارهای رسانه‌های چاپی است.
ـ زمان ماندگاری پیام در رسانه‌های الکترونیکی کمتر از روزنامه‌های چاپی است.
ـ مشکلات و محدودیت‌های فنی (فصلنامه رسانه، صفحه165)  رسانه‌ها در جامعه امروز (بارویکرد تلویزیون) رسانه گاهی اوقات کانال نیز نامیده می‌شود. " یک رسانه (Medium) عبارت است از هـر ابـزاری بـرای برقـراری ارتباطات. رسانه حامل یا واسط پیام است. بدین ترتیب واسط هم رسانه معنی می‌دهد و هم واسط. "( اینگلیس، 1377: ( 37
رسانه‌ها، توانایی درک مسیر حرکت جامعه را به افراد و آحاد جامعه می‌دهند. رسانه‌ها با کـاهش پیچیـدگی ارتبـاطی میان مردم و مسئولین و مردم با مردم به ایجاد وفاق اجتماعی کمک می‌نمایند. چنانچه لومان می‌گوید، ایجاد وفـاق اجتماعی مستلزم تحدید تنوع و کاهش پیچیدگی‌هاست. ( لازار، 137) 
رسانه‌ها در عصر حاضر، حکم تیغ دو لبه‌ای را دارند که نوع کاربرد آن بر افکار عمومی بسیار مؤثر است. هم می‌توانند مخرب جامعه در ابتذال فرهنگی و اشاعه فرهنگ اباحی گری باشند و هم می‌توانند نقش اساسی در توسعۀ همه جانبۀ کشور در راستای چشم انداز توسعه داشته باشند.  
دانیل لرنر، رسانه‌ها را تکثیر کنندگان " شخصیت متحرک " و قالب ذهنی متناسب با آن می‌داند و معتقد اسـت کـه رسانه‌ها محتوای مناسب را برای افزایش مصرف اقتصادی و مشارکت سیاسی به مردم انتقال می‌دهند. ( آنابل سر 1370:  ( 10
رسانه‌های جمعی به طور فزاینده‌ای اهمیت خویش را بعنوان انرژی دهنده نماد یـک اجتماعـات فرهنگـی کوچـک و بطور فضایی، اجتماعات فرهنگی پراکنده را کسب کرده اند، رسانه‌ها از دیدگاه گیدنز (1991) منبع هویـت و امنیـت هستی شناسانه هستند. ( اینترنت) 
از دیدگاه دروین، رسانه‌ها راه را هموار می‌سازند تا مردم با استفاده از آنها درباره جهان پیرامـون خـود آگـاهی یابنـد.  (دروین، 1374: 76) 
تکنولوژی رسانه‌ای حاصل پیشرفت بشر در عرصه دانش است. از دیدگاه آگ برن، هر تکنولوژی جدید فاصـله‌ای در جامعه ایجاد خواهد کرد. این نوآوری‌های تکنولوژیک سبب خواهند شد تا همیشه عـده‌ای از دیگـران عقـب بماننـد، آگبرن این عقب افتادگی را با اصطلاح تاخر فرهنگی (Cultural Lag) مطرح کرده است.
تمامی تکنولوژی رسانه‌ها از توان ایجاد دگرگونی در مفاهیم سنتی زمان و مکان برخوردارند. بدین ترتیب باید اذعـان کرد که دگرگونی مهمترین عامل در ایجاد راه و رسم تازه از طریق تکنولوژی رسانه‌ها محسوب میشود.
در عصری که نه فقط عصر کامپیوتر و ارتباطات راه دور، بلکه عصر واقعیت مجازی و مهندسی تصـویر سـازی اسـت. تکنولوژی‌ها نمایانگر پیوند حیرت آوری از تصویر و صدا هستند که تشخیص واقعیت از توهم، اغلب برای ما دشوار میشود. این تکنولوژی‌ها با ترفندهایی مرده را با زنده، واقعیت را با افسانه، به چنان شـیوه‌ای در هـم مـی آمیزنـد کـه حقیقت واقعی اغلب با حقیقت نمایشی اشتباه گرفته می‌شود. ( کانسیداین، 1379، 2-1) 
 تلویزیون؛ رسانه پرسیطره
تلویزیون، رسانه پرسیطره‌ای است که اثرات سـرریزکننده آن بـر کسـی پوشـیده نیسـت و بـه صـورت معیـار نهـایی (Ultimate Standard) در آمده است که بینندگان و غیـر بیننـدگان هـر دو بـا بخـش زیـادی از محتـوای آن آشنایند.
پیدایش تلویزیون رویداد بسیار جالبی بوده است و شاید این وسیله بهتر از هریک از رسانه‌های جمعی دیگـر پیشـرفت‌هایی را که در امر ارتباط پدید آمد، در خود خلاصه می‌کند.
علت محبوبیت تلویزیون این است که سرگرمی و مشغله زیادی را برای بیننده با هزینه‌ای بسـیار پـایین و بـا زحمتـی ناچیز فراهم می‌کند. به طوری که تقریباً به اندازه گوش کردن به رادیو راحت و کم هزینه است. ( ارنبرگ و باروایز، 1378:  ( 27
تلویزیون توانسته است زندگی احساسی و روند ذهنی ما را دگرگون کند به طوری که حتی سلیقه‌های بشر به دنبـال آن با تغییرات زیادی روبرو شده اند. این تاثیرات را نه تنها در زبان و نحوه آموزش آن مشاهده می‌کنـیم، بلکـه خـط تولید اتومبیلها نیز بی اثر از آن نیست. پس از پدیداری تلویزیون دیگر کسی صرفاً به یادگیری کتابی اکتفا نمی‌کنـد و همه بر این عقیده هستند که باید زبان را شنید و حرف زد و به دنبال بروز همین فکر برنامه‌های مختلف آموزشـی بـا 
روش‌های تازه سریعاً پای به عرصه وجود نهادند. ( مک لوهان، 1377: 391) 
تلویزیون اکنون واژه‌ای ضروری و با اهمیت در زندگی ما می‌باشد. اختراعی که در سال 1930 در قرن بیسـتم پـا بـه عرصه وجود گذاشت و کمتر از یک قرن توانسته است جای همه رسانه‌های دیگر را در نظر سنجی‌های انجـام شـده بگیرد و خلوت خالی خانه ما را پر نماید.
"یک تصویر تلویزیونی به نحوی ارائه می‌شود که با فیلم وعکس تفاوت دارد به عبارت دیگر حالت یک گشتالت غیر
بیانی و ارائه کننده موقعیت اشکال را داراست. طی یک برنامه تلویزیونی، بیننده حکم یک هدف را پیدا می‌کند که به طور مداوم توسط نقاط روشنی که از تلویزیون ساطع می‌شود، مورد بمباران قرار می‌گیرد. در یک تصـویر تلویزیـونی انسان ناچار است که هر لحظه آنچه را که می‌بیند در ذهن خود تکمیل کند و باصطلاح نقاط خالی آن را پر کنـد و در این راه از تمامی حواس بالقوه خود حتی لامسه بهره می‌گیرد زیرا این حس بیش از آنکه رابطه‌ای ساده میان پوسـت 
بدن و یک شی ء باشد ارتباطی میان فعل و انفعالات سایر حواس انسان است. ( مک لوهان، 371-1377: 369) 
تلویزیون با تمامی امکاناتش (صوتی و تصویری) آمیزه‌ای از واقعیت و خیال پدید می‌آورد که شرایط زندگی انسـان را با تمام وجود و اشکالش به نمایش می‌گذارد. ( کازنو، 2536: 68) 
از دیدگاه دالگرن، تلویزیون از واقعیت تقلید می‌کند و این موضوع کلید درک لذتی است که در تماشای تلویزیون نهفته است. لذت ناشی از تجربه کردن تلویزیون را می‌توان بر اساس فرایندهای تعاملی تلویزیون با مخاطبانش ـ یعنی کار ذهنی که بینندگان روی برنامه‌ها انجام می‌دهند ـ درک کرد. ( 1380: 62) 
گروهی از محققان معتقدند که " تلویزیون آن قدر هیجان عرضه می‌کند که بقیه جوانب زندگی بـه نظـر کودکـان و نوجوانان کسل کننده می‌آید. به قول شرام و همکارانش، کودکان و نوجوانان رسانه را پلی می‌دانند که بر خلاء موجود بین آنچه باید انجام شود و آنچه او می‌خواهد انجام دهد یا جایگزینی برای رفتارهایی کـه نیـاز بـه فعالیـت، ابتکـار و کوشش دارد. به اعتقاد آنها، نباید در دام داوری‌های ارزشی در مورد نحوه استفاده کودکان و نوجوانان از تلویزیون افتاد.  
دامی که استفاده از تلویزیون برای کسب اطلاع را خوب و برای سرگرمی را بد می‌داند. (نیکوودیگران، 1381: 127) 
قدرت تلویزیون در ارائه تصاویر زنده و مهیج بی همتاست. قدرت تلویزیون در مهیج کردن رویدادها موضوعی است در خور توجه و تعمق تا استدلالهای مجاب کننده و گاه زنده جای خود را به داستان‌های صرفا زنده و تکان دهنده ندهند. ( پراتکانیس و دیگران، 1378: 155) 
پروفسور مولانا، استاد علوم ارتباطات در پیرامون جریان بین المللی تلویزیون به مسئله نقش و هنرهای آن بر بینندگان اطراف و اکناف جهان اشاره می‌کند و ذکر می‌نماید که در همین حوزه است کـه مسـئله ارزش هـا و اولویـت هـا در پژوهش‌ها غالباً مد نظر قرار داده می‌شود. ( 1985: 89) 
ویلسون (1993) که از مفهوم اثر اصیل (Veridical Effect) در بحث خود استفاد ه می‌کند موضوع افـق هـای توقع مخاطبان از تلویزیون را به میان می‌کشد. این افق‌ها همان طبایع و سلایق متنوع مخاطبان است که از تجربـه فرهنگی مزمن آنان در تماس با تلویزیون ناشی می‌شود.
اثر اصیل یعنی داشتن این احساس که تلویزیون دسترسی شفاف به جهان پیرامون ما را ممکن می‌سازد. این احساس از یکسو محصول مفروضاتی است که چارچوبهای بینشی مخاطبان مبتنی اسـت و از سـوی دیگـر حاصـل همـاهنگی برنامه‌های تلویزیونی با آن مفروضات است. ( دالگرن، 1380: 62) 
تلویزیون یکی از رسانه‌های همگانی است. این وسیله در جنگ ایدئولوژیک که در دنیای امروز میان نیروهای مختلف در جریان است، هم به منزله عرصه کارزار است و هم به مثابه جنگ. (بیریکوف، 1372: 11) 
تلویزیون دارای خصوصیاتی است که آن را از سایر رسانه‌ها و روش‌های اطلاعاتی متمایز می‌کند:
اول آنکه تلویزیون همزمان دو حس بینایی و شنوایی را متاثر می‌کند. و همین ویژگی آن را در جایگاهی برتر از رادیو و مطبوعات قرار می‌دهد.
دوم اینکه تلویزیون قادر است اخبار داغ را با سرعت بالا به اطلاع بینندگانش برساند. از این نظر تنها رادیو می‌تواند با این رسانه به رقابت برخیزد.
سوم، یک برنامه تلویزیونی برای رسیدن به نظر مخاطب خود نیازی به واسطه نـدارد. مطبوعـات احتیـاج بـه خـدمات  پستی دارند، فیلم مستلزم به سالن نمایش است، اما تلویزیون و رادیو برنامه‌هایش را بدون واسطه به خانـه مخـاطبین خود می‌برد.
چهارم تلویزیون قادر است همزمان تعداد کثیری بیننده را زیر پوشش قرار دهد.
پنجم، تلویزیون به علت ارتباط مستقیم و فوری با بیننده و نشان دادن رویدادها به هنگام وقوع رسـانه‌ای اسـت غیـر قابل. همه این برتری‌ها نمایانگر این نکته است که تلویزیون نه تنها یک وسیله خبری و اطلاعاتی است بلکـه رسـانه‌ای است که تمامی ویژگیهای سایر رسانه‌ها را گرد آورده و آنها را دگرگون و تلفیق کرده است. (همان، 14-13) 
تلویزیون بخشی از واقعیت زندگی روزمره ملت و عالم صغیر دنیای اجتماعی ما را در نوردیده است. تلویزیون در تنظیم و سازمان دهی این جهان نیز دخالت می‌کنند: در برنامه ریزی امور روزمره و تعامل اعضای خانواده تاثیر می‌گـذارد و چارچوبهایی را برای ادراک جمعی (Collective Perception) عرصه می‌سازد. جرج گربنر در جایی تلویزیـون  را بازوی فرهنگی نظم صنعتی خوانده بود. ( دالگرن، 1380: 70) 
تلویزیون را به طرق مختلف تعریف کرده اند. مثلا برخی از گفتمان‌ها، تلویزیون را یک رسانه خبری خوانده اند. برخی آن را وسیله سرگرمی عمومی معرفی کرده اند. بعضی آن را ابزاری برای اتلاف وقت قلمداد کرده اند. (دالگرن، 1380: 45) 
هیث (Heath) معتقد است که تلویزیون پدیده‌ای دشواریاب، بی ثبات و فراگیر است و الگویی برای استهزای انسان هم که شده از هر نوع تحلیل مفهومی می‌گریزد.
تلویزیون پدیده‌ای است با ابعاد و ویژگی‌های فراوان. بنابراین می‌توان از مواضع و دیدگاه‌های متنـوعی دربـاره‌‌اش نظریه پردازی کرد. سیلورستون، تلویزیون را یک فن آوری دوربرد تلقی می‌کرد. فن آوری خاص تلویزیـون در نحـوه بهره برداری و مصرف کنندگان خانگی از برنامه‌های پخش شده و محیطی مرکب و متشکل از رسـانه هـایی بـا فـن‌آوری مشابه یا حتی تلفیق شده با یکدیگر ایجاد می‌کند.  
دالگرن، تلویزیون را بر اساس سه دیدگاه مورد بررسی قرار می‌دهد. تلویزیون بـه عنـوان یـک صـفت یـا بـه عنـوان  مجموعه‌ای از متون دیداری ـ شنیداری (Audio-Visual) و نیز یک تجربه اجتماعی ـ فرهنگی.
از دیدگاه ایشان، تلویزیون را نمی‌توان به هیچ یک یا دو بعد از ابعاد متشکله‌‌اش تقلیـل داد. زیـرا تلویزیـون همـواره پدیده‌ای پیچیده و مرکب خواهد بود. ( همان، 47 -45) 
کلیت تلویزیون درون شبکه پیچیده‌ای از عوامل وابسته به هم جای دارد که این پدیده را هم محدود و هم فعال مـی کند. چند لایگی ساختاری تلویزیون گسترش تلاقی‌های این رسانه را بـا سـایر فـن آوری هـای ارتباطـاتی، شـرایط مالکیت و مدیریت آن و تحول عمومی بازارهای فراملی رسانه ای، همگی بر تلویزیون تاثیر گذار بوده اند. (همان، 55-52) 
تلویزیون آنچنان فراگیر است که عملاً با زندگی روزمره انسان ممزوج می‌شود همه تلویزیون تماشا می‌کنند، پس این عمل نفسا اشکالی ندارد. همه حایز یک نوع زندگی روزمره هستند پس این نوع زندگی هم نباید اشکالی داشته باشد. به این ترتیب تلویزیون و زندگی روزمره به مناطق امن تبدیل میشوند. ( دالگرن، 1380: 71) 

 نقش رسانه‌ها در جامعه

در جهان امروز وسایل ارتباط جمعی، روزنامه، رادیو، تلویزیون و سینما با انتقال اطلاعـات و معلومـات جدیـد و مبادلـه افکار و عقاید عمومی، در راه پیشرفت فرهنگ و تمدن بشری نقش بزرگی را بر عهده گرفته‌اند به طوری که بسـیاری از دانشمندان، عصر کنونی را "عصر ارتباطات" نامیده اند. فراوانی جمعیت، تمرکز گروه‌های وسیع انسانی در شهرهای بزرگ، شرایط خاص تمدن صنعتی و پیچیدگی وضع زندگی اجتماعی، وابسـتگی هـا و همبسـتگی هـای ملـی و بـین 
المللی، ناامنی و بحران‌ها، تحول نظام‌های سیاسی و اجتماعی، دگرگونی مبانی فرهنگی، ترک سنت هـای قـدیمی و مخصوصاً بیداری وجدان اجتماعی همه از جمله عواملی هستند که روز به روز نیاز انسان را به آگاهی از تمام حـوادث و وقایع جاری محیط زندگی بیشتر می‌کند تا جایی که پیشرفت وسایل ارتباط جمعی و توسـعه اقتصـادی و اجتمـاعی و تحکیم مبانی دموکراسی و تفاهم بین المللی لازم و ملزوم یکدیگر شده اند. در این جوامـع افـراد کوشـش مـی کننـد 
همیشه در جریان همه امور و مسائل اجتماعی قرار داشته باشند تا بتوانند به طور مستقیم یا غیرمسـتقیم نقـش خـاص خویش را در زندگی گروهی ایفا کنند. به همین جهت آگاهی اجتماعی از مهم‌ترین ویژگی‌های زمان معاصر به شمار می‌رود و همین آگاهی است که انسان را به زندگی فردی و جمعی علاقه مند می‌سازد و توجـه او را بـه آزادی هـا و مسوولیت‌های وی جلب می‌کند.
به این ترتیب در جامعه امروز یک فرد تنها موقعی می‌تواند بهترین و مطمئن‌ترین امکانات و وسایل زندگی را بـرای زندگی گروهی به دست آورد که دارای معلومات و اطلاعات کافی، خط مشی‌های صحیح و افکار و عقاید سالم باشد و این امر با استفاده از وسایل ارتباط جمعی، روزنامه‌ها، نشریات، کتب، سایت‌های اطلاعاتی و در یک کـلام اطلاعـات قابل دسترسی است. دستیابی به اطلاعات و ارسال به گروه‌های هدف، ایجاد ارتباط، همگرایی و همراه ساختن افکـار عمومی و تشریح مفاهیم مدنظر کاری بس مشکل و در ابتدای شروع به کار هر نشریه یی سخت و نـاهموار و نیازمنـد تلاشی طاقت فرساست. یکی از ابزارهایی که در جوامع امروزی رشد و گسترش یافته است رسـانه هـای گونـاگون بـا رویکردهای مختلف است. یک رسانه برای آغاز فعالیت راهی دشوار را باید بپیماید. شناخت مخاطب و اهـدافی کـه در نظر دارد باید کاملاً شفاف، روشن و مشخص شود یعنی استراتژی خود را قبلاً مشخص کند و حول محور این استراتژی به تعریف کارکردهای خود بپردازد، سپس آغاز به فعالیت کند. پس از آغاز نیز باید سـختی هـا و مشـکلات فراوانـی را تجربه کند. نقش‌هایی که برای یک رسانه می‌توان برشمرد عبارتند از:
1) رسانه و اعتمادسازی؛ اعتماد سازی در زمینه سیاست‌های کلی یک جامعه و نظام یکی از وظـایف و نقـش هـای مهم رسانه است. رسانه از این طریق می‌تواند در ترسیم اهداف، اولویـت هـا و تبیـین برنامـه هـا و همچنـین بسـیج نیروهای جامعه نقشی بسزا داشته باشد. با این امر اجرای برنامه‌ها با آگاهی کامل مردم و همراهی عمومی ایشـان بـا کمترین مشکل و درگیری‌ها قابل انجام خواهد بود.  
2) رسانه و انعکاس واقعیت‌ها؛ انعکاس واقعیت‌های اقتصادی و اجتماعی بدون تردید یکی از ملزومات فعالیت هـای رسانه یی است. در این امر رسانه باید به هیچ وجه جانب گروه‌ها و نهادهای خاص و مختلف را نگیرد و بـرای هـر دوسوی جریان یعنی مخالفان و موافقان فرصت کافی برای اظهار نظر و اعلام نظرات خود را در نظر بگیرد.  
3 )رسانه و نقد سازنده؛ نگاه واقع بینانه به مسائل جامعه و به خصوص مسائل اجتماعی اقتصادی خود یک نقد سازنده است. مطمئناً اگر رسانه یی بتواند نقش خود را در انعکاس بدون کم و کاست و واقعی یک اتفاق و مـاجرای اقتصـادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی رعایت کند خود گام مهمی در ایجاد و شکل دهی افکار عمومی برای نقد مسائل برداشته است.  
4)رسانه و پیش بینی بحران؛ یک رسانه زمانی موفق تر از بقیه رسانه‌های همطراز خود خواهد بود که بتواند قبـل از هر کس بحران‌های پیش روی حیطه‌های مد نظر خود را تشخیص دهد، تحلیل، پیش بینی و برای برخورد با آنـان و تغییر جریان آن ارائه راهکار و طرح‌های جدید ارائه کند.
5) رسانه و اعتبار؛ هر رسانه یی برای اعتبار بخشیدن به خود ناچار است اصول اولیه خبر که شامل شهرت، فراوانـی، مجاورت، درستی و صحت، تازگی و دربرگیری می‌شود را رعایت کنـد. هریـک از مفـاهیم ذکـر شـده دارای تعـاریف فراوانی در عرصه ارتباطات و رسانه بوده و از اهمیت بالایی برخوردارند. توجه به درستی و صحت اخبار و اهمیـت آنهـا همراه با تازگی و سرعتی که در انتشار آن باید در نظر گرفت، نقش مهمی را در ایجاد اعتبار برای رسانه ایفا می‌کند.
6) رسانه و تبلیغات؛ یکی از عناصری که برای ماندگاری و پویایی رسانه می‌تواند نقش موثری داشته باشد استفاده از عنصر تبلیغ و تبلیغات در این عرصه است. "تبلیغ یا پروپاگاندا در بهترین و اصولی‌ترین شکل آن، یک فعالیت آموزشی است که به منظور نشر دانش و آگاهی‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نشر ارزش‌ها و سجایای اخلاقـی صـورت می‌گیرد، در عین حال نباید از نظر دور داشت که در تبلیغات گذشته از انتقال پیام از پیام دهنده به پیام گیرنده کـه در حقیقت حرکتی آموزشی است مساله تعمیق پیام در جامعه پیام گیرندگان و در نتیجه بسیج افکـار عمـومی نیـز مطـرح است. "
7) رسانه و افکارسنجی؛ یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که یک رسانه می‌تواند با استفاده از آن عکس العمل طرف‌های مخاطب را درخصوص موضوعات گوناگون بسنجد، سنجش افکار عمومی از طـرق گونـاگون ماننـد تهیـه پرسشـنامه، مصاحبه، دریافت نظرات و انتقادات و... است. این راه رسانه را در رفع مشکلات و توجه بیشتر به نقاط قوت یـاری مـی کند.  
بنابراین یک رسانه باید مخاطب را به فکر وادارد؛ مبدا ایده‌های جدید در حیطه‌های گوناگون باشد؛ محلی برای نقد و اظهار نظرهای دلسوزانه و عملی باشد؛ با درج مطالب پژوهشی و آموزشی در بالابردن سطح علمی جامعه مـوثر باشـد؛ 
میزگردهای غنی رسانه یی درخصوص موضوعات هدف برگزار کند؛ به چالش‌ها و مشکلات و راهکارهای قابل انجـام بپردازد و بحران‌های پیش رو را پیش بینی کند؛ واقعیات را به دور از هرگونه جانبداری بیان کند؛ با انجام موارد فوق به عنوان یک بازوی توانمند سیستمی در جامعه و در کنار نظام ایفای نقش کند.  
نقش رسانه‌ها در انتقال ارزشها و پدیدهی شکاف هنجاری و ارزشی نسلها رسانه‌ها به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی کارکرد انتقال میراث فرهنگی و اجتماعی و ارزشهای جوامـع را برعهـده دارند. در عصر کنونی با توجه به نقش بارز آنها در جامعـه و اطـلاع رسـانی پیرامـون موضـوعات اجتمـاعی، سیاسـی، فرهنگی و... سعی میکنند الگوهای نوینی را به جوامع وارد کنند تا جایگزین فرهنگها و ارزشهـا و الگوهـای سـنتی شوند. در این رهگذر رسانه‌ها به عنوان عاملان تغییر و تحول در ارزشها و هنجارها مطرح هستند، بهطوریکه سنتها را به مبارزه میطلبند و به صورت یک عامل مؤثر در دگرگونی نگرشها و رفتارهای نسل جدید عمل میکنند. همـین امر می‌تواند منجر به شکاف نسلی و عدم انتقال تجربیات نسل گذشته به نسل فعلی شود. نسل فعلی، هر آنچه را کـه از رسانه میخواند، میشنود و می‌بیند، ملاک نگرش، عمل و رفتار خود قرار میدهد. در دوران کنونی نقش نهادهـای اجتماعی همانند خانواده، مدرسه و همسالان در اجتماعی کردن نسلها تضعیف و در مقابـل روز بـه روز بـر اهمیـت و نقش رسانه‌ها افزوده میشود. این مقاله با توجه به داده‌های نظری و نظر صاحب نظران به تبیین موضوع شکاف نسلی از طریق رسانه‌ها و نقش این دستگاه‌ها در انتقال ارزشها و معیارهای نو به جوامع میپردازد.
رسانه‌ها در دوران کنونی بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مردم شدهاند. مردم در طول شبانه روز از محتواهای اجتمـاعی، سیاسی، اقتصادی و آموزشی و سرگرمی رسانه‌ها استفاده میکنند. نسل کنونی جامعه از ابتدای حیاتش با رسانه‌ها بزرگ میشود و در دنیای اطلاعاتی و ارتباطی امروز، این نسل، بخش عظیم فرهنگ، ارزشها و هنجارهـای جامعـه خـود و دیگر جوامع را از رسانه‌ها دریافت میکند. به عبارتی در دوران معاصر کـه بـه عصـر اطلاعـات و جامعـه اطلاعـاتی و ارتباطی معروف است، بخش عظیمی از جامعه پذیری نسلها از طریق رسانه‌ها انجام می‌شود و نفوذ و تأثیر رسانه تـا جایی است که برخی از نظریه پردازان ارتباطی بر این باورند که رسانه‌ها اولویت ذهنـی و حتـی رفتـاری مـا را تعیـین میکنند و اگر چگونه فکر کردن را به ما یاد ندهند، اینکه به چه چیزی فکر کنیم را به ما میآموزند. بر همین اساس با توجه به نقش تأثیرگذار رسانه بر تمامی اعضای جامعه و به ویژه نسلهای کنونی، هدف اصـلی ایـن مقالـه بررسـی و تبیین نقش رسانه‌ها به عنوان یکی از دستگاه‌های فراگیر و گسترده و در دسترس همگان در انتقال محتوای فرهنگی و انتقال ارزشها و هنجارهای نسلی و تأثیر آنها در شکلگیری و یا عدم شکلگیری پدیدهی گسست نسلی است. 
تعریف مفاهیم رسانه‌ها، ارزشها، هنجارها و شکاف نسلی
رسانه‌ها: به وسایل انتقال پیام‌ها از فرستنده یا فرستندگان به مخاطب یا مخاطبان گفته میشود؛ کـه شـامل روزنامـه، کتاب، رادیو، تلویزیون، ماهواره، تکنولوژیهای نوین ارتباطـات و اطلاعـات و اینترنـت و... اسـت. ایـن وسـایل دارای ویژگیهایی مانند پیامگیران ناآشنا، سرعت عمل زیاد و تکثیر پیام هستند. (دادگران، 1384: 6)
هنجارها (Norms): قواعد و رهنمود‌های مشترکی هستند که رفتار مناسب را در یک وضعیت معین مقرر مـی دارنـد.  
هنجارها تعیین میکنند که مردم چگونه در شرایط معین در یک جامعه خـاص بایـد رفتـار کننـد. ماننـد نحـوه لبـاس پوشیدن، نحوه ازدواج کردن و...
ارزشها: هنجارهای یک جامعه در نهایت تجلی ارزشهای آن جامعه است. یعنی عقایـد مشـترک اجتمـاعی دربـاره‌ی آنچه که خوب، درست و مطلوب است. مانند احترام به بزرگتر. (رابرتسون، 1374: 60 و 64)
شکاف نسلی (Generation Gap): برای این واژه معادلهای دیگری همانند گسست نسلی، انقطـاع نسـلی تضـاد نسلی، انسداد نسلی نیز در مقالات و کتابهای فارسی به کار بردهاند. از نظر لغوی شکاف نسلی به معنی "بریده شدن و منفرد گشتن از دوست یا کسی است" (منصور نژاد، 1382: 191). گسست نسلی دور شدن تدریجی دو یا سه نسـل پیـاپی از یکدیگر از حیث جغرافیایی، عاطفی، فکری و ارزشی است( اسپاک، 1364: 259). مفهوم فاصله نسلی نیز بـا شـکاف نسـلی مترادف است. بهطوریکه فاصله نسلی به اختلافات مهم بین دو نسل در تجربه، ارزشها و هنجارها و به طور کلی بـه اختلاف و شکاف فرهنگی قابل توجه بین دو نسل گفته میشود. (پناهی، 1383: 4) فرایند اجتماعی کردن و کارکرد رسانه‌ها در انتقال هنجارها و ارزشها دانشمندان علوم اجتماعی "اجتماعی کردن" را فرایندی می‌دانند که طی آن فرد شیوه‌های رفتاری، باورها، ارزشهـا، الگوها و معیارهای فرهنگی خاص به جامعه را یاد میگیرد و آنها را جزء شخصیت خود میسازد. بنیـادی تـرین بخـش اجتماعی کردن در دوران کودکی روی میدهد اما این روند در سراسر عمر آدمی ادامه مییابد. اجتماعی کردن دارای دو
نقش اساسی است: 
اول- از نظر فردی، اجتماعی کردن استعدادهای بالقوه فرد را شکوفا میکند و امکانات رشد شخصیت و تبدیل فرد بـه شخصی اجتماعی را فراهم میآورد.
دوم- از نظر جامعه اجتماعی کردن فرآیندی است برای انتقال ویژگیهای فرهنگی یک جامعه از نسلی به نسل دیگر و فراهم آوردن امکان تعامل و استمرار فرهنگ و نیز تربیت افراد برای ایفای نقشها و احراز پایگاه‌های مختف اجتماعی.  (قنادان و همکاران، 1375: 94)
جامعهشناسان دو نوع عامل اجتماعی را از یکدیگر متمایز کردهاند. الف- اجتماعی کردن نخست که خانواده و گروه‌های همسالان را دربرمیگیرد. ب- اجتماعی کردن دوم که شامل مدرسه و رسانه‌ها است. (همان: 120 و 103 )
رسانه‌های همگانی به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم اجتماعی کردن مطرح هسـتند. روزنامـه هـا، نشـریات ادواری، مجلات و به ویژه تلویزیون و رسانه‌های نوین ماهوارهای و الکترونیکـی و دیجیتـالی، هـر روزه مـورد اسـتفاده وسـیع گروه‌های مختلف اجتماعی و از جمله نسل‌های کودکان، نوجوانان و جوانان قرار می‌گیرد و نگـرش و عقایـد آنهـا را تحت تأثیر قرار میدهد. تحقیقات فراوانی انجام شده است که تأثیر برنامه‌های رسانهیی را بر نگرشهـای کودکـان و بزرگسالان تحلیل کردهاند. اگر چه هنوز بیشتر این تحقیقات از نظر استنباط قطعی نیستند. اما نمیتوان انکار کـرد کـه رسانه‌های جمعی انواع گوناگونی از اطلاعات و محتوا (به ویژه هنجارها و ارزشها) را انتقال می‌دهند. (گیدنز، 1377: 88)
رسانه‌ها به عنوان فراهم کننده چارچوبهای تجربه برای مخاطبان، نگرشهای کلی فرهنگیای برای تفسیر اطلاعات توسط افراد جامعه در جوامع امروزی ایجاد میکنند. رسانه‌ها شیوه‌هایی را که افراد زنـدگی اجتمـاعی را تفسـیر کـرده، نسبت به آن واکنش نشان میدهند را با کمک نظم دادن به تجربه ما از زندگی اجتماعی، قالب ریزی می‌کنند (همـان : 479). بنابراین در جریان جامعه پذیری کودکان و نوجوانان و جوانان، رسانه‌ها نقشی اساسی ایفا میکنند، بدین معنی که ارزشها و هنجارهای خانوادگی و اجتماعی را به نسل جدید انتقال میدهند و آن را درونی می‌کنند.
رسانه‌ها، کارکردها و نقش هـای متعـددی در جامعـه برعهـده دارنـد. "دنـیس مـک کوئیـل "McQuail در کتـاب "مقدمهای بر نظریهی رسانه‌های جمعی"، ارتباط جمعی را فرآیندی جامعهگستر و رسانه‌ها را میانجی روابط اجتمـاعی میداند. وی معتقد است، همانطور که از واژهMedia " " یا رسانه برمیآید، رسانه‌های جمعی از چند لحـاظ میـانجی هستند: یکی اینکه غالباً میان ما به عنوان دریافت کننده و آن بخش از تجربه بالقوهای که خـارج از ادراک یـا تمـاس مستقیم ما است، قرار میگیرند؛ دوم ممکن است، میان ما و سایر نهادهایی که با آن سر و کار داریم (قـانون، صـنعت، دولت و غیره) قرار گیرند؛ سوم امکان دارد پیوندی میان این نهادهای گوناگون ایجاد کنند؛ چهارم رسانه‌ها، مجراهـایی هستند که توسط آنها دیگران با ما و ما با دیگران ارتباط برقرار می‌کنیم و پنجم اینکه غالباً رسانه‌ها بـا فـراهم آوردن اسباب و لوازم، به ادراک ما از سایر گروه‌ها، سازمانها و رویدادها شکل می‌دهند (مک کوئیل، 1382: 83). بـه نظـر مـک  کوئیل، "نهاد رسانه به کار تولید، بازتولید وتوزیع معرفت به معنای وسیع آن، یعنی نمادهایی یا مرجعهایی معنـی دار و قابل تجربه در جهان اجتماعی اشتغال دارد. این معرفت ما را توانا می‌سازد تا به تجربه خود معنا ببخشیم، بـه دریافـت‌های ما از این تجربه نظم و نسق می‌دهد و ما را یاری می‌کند تا معرفت‌های گذشته را محفوظ نگهداریم و به درک امروزین خود استمرار بخشیم" (همان: 81 و 82). رسانه‌ها وظیفه انتشار انواع معرفت را برعهده دارند، پس به جـای دیگـر نهادهای معرفتی (آموزش و پرورش و دانشگاه و... ) هم عمل می‌کنند. رسانه‌ها در یک فضای عمومی فعالیت می‌کنند، یعنی علی الاصول در دسترس همه اعضای جامعه به صورت باز، داوطلبانه و کم هزینه قرار دارند. رسانه‌ها در مقایسه با سایر نهادهای اجتماعی، بر تعداد بیشتری اثر میگذارد و زمان بیشتری را به خود اختصاص میدهد.
"هارولد لاسول"Lasswell و "چارلز رایت"Raite از جمله پژوهشگرانی هستند که بـه طـور جـدی بـه نقـش و کارکرد رسانه‌ها در جامعه توجه کردهاند. آنها معتقدند که رسانه‌ها دارای کارکردهای نظارت بر محیط، ایجاد همبستگی اجتماعی در واکنش به محیط و انتقال میراث فرهنگی و سرگرمی و پرکردن اوقات فراغـت اسـت (همـان : 108). ایـن دو نظریه پرداز ارتباطات بر این باورند که در کارکرد نخستین، وظیفه رسـانه هـا نظـارت، مراقبـت، تهیـه و رسـاندن خبـر درباره‌ی محیط پیرامونی است. دومین کارکرد رسانه، انتخاب و تفسیر اطلاعات در محیط اسـت. رسـانه اغلـب شـامل انتقادات و تجویزهایی برای چگونگی و منش افراد به حوادث است. دراین نقش رسانه‌ها به تقویت ارزشهای اجتماعی، اجماع و افشای انحرافات، رجوع به پایگاه رهبران افکار، ممانعت از تهدید ثبات اجتماعی و وحشـت عمـومی، مـدیریت افکار عمومی و نظارت بر حکومت و حفاظت میپردازند. یکی دیگر از کارکردهـای رسـانه، انتقـال فرهنـگ، افـزایش  انسجام اجتماعی و تعمیق تجربهی مشترک، کاستن از نابهنجاریهای اجتماعی و احساس از خـود بیگـانگی، اسـتمرار اجتماعی شدن پیش و پس از آموزش رسمی و کمک به یکدست سازی و انسجام است.
از نظر "هارولد لاسول"Lasswell جامعه شناس و نظریهپرداز ارتباطی امریکایی، رسانههـا در حکـم انتقـال دهنـده فرهنگ، برای انتقال اطلاعات، ارزشها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر و از افراد جامعه به تازه واردهـا، کـاربرد دارند. آنها از این راه با گسترش بنیان تجربهی مشترک، انسجام اجتماعی را افزایش مـی دهنـد. رسـانه هـا بـا اسـتمرار اجتماعی شدن پس از اتمام اموزش رسمی و نیز با شروع آن در طول سالیان پیش از مدرسه، به جذب افراد در جامعـه کمک میکنند. گفته شده است که رسانه‌ها با نمایش و عرضهی جامعهای که فرد خود را با آن هـم هویـت سـاخته و معرفی کرده است، میتوانند احساس از خود بیگانگی یا احساس بیریشه بودن او را کاهش دهند (سورین و تانکـارد، 1381: 452). از نظر مک کوئیل نیز، مخاطبان از رسانه‌ها برای کسـب تأییـد ارزشهـای شخصـی، جـذب الگوهـای رفتـاری، هم ذات پنداری با دیگران و پیدا کردن بینش راجع به خود استفاده میکنند (مک کونیل، 1382: 112).
"هانمن" (Hanneman) کارکردهای وسایل ارتباط جمعی را به سه بخش تقسیم کرده است: 
1ـ تولید: بدین معنا که وسایل ارتباط جمعی قادر هستند، کاری انجام دهند که این کار ممکن است، ساختن بر مبنای خطوط از پیش تعیین شده و یاد دادن یا روشهایی که مردم به اهدافشان برسند و... باشد.
2ـ ابداع: یعنی اینکه ایده‌های جدید را تشویق کند و تغییر به وجود آورد.
3ـ نگهداری: بدین نحو که قادر است، روابط موجود را حفظ و نگهداری کند (اعرابی، 1372: 31).
"هایبرت"Hybert معتقد است، وسایل ارتباط جمعی نقش بسیار مهمی در ارایه و شکلگیری عقاید و همچنین آشنا ساختن ما با دنیایی که امکان آن را به نوع دیگری نداریم، ایفا میکند. بسیاری دریافتهاند که رسانههـا آثـاری مهـم و فراگیرنده دارند. این آثار نه تنها مستقیم و فوری قابل مشاهده هستند، بلکه عمیقاً بر تاریخ بشریت نیز تأثیر گذاشتهاند. (همان: 22) 
"هایبرت" عقیده دارد، در پژوهشهایی که دربارهی آثار وسایل ارتباط جمعی بر جامعه انجام گرفته، سـه زمینـه کلـی وجود دارد: تأثیر رسانه‌ها بر شناخت ادراک، تأثیر رسانه‌ها بر تغییر عقیده و ارزش، تأثیر رسانههـا بـر تغییـر رفتـار. وی معتقد است که تغییر ارزشها به آگاه بودن و درک محتوای پیام بستگی دارد. اکثر مدارک و شواهد پژوهشی مبین این نظریه هستند که ایجاد عقاید جدید، آسانتر از تغییر دادن عقاید موجود است. (همان: 42)
- رسانه‌ها، تغییر ارزشهای سنتی و شکاف نسلی
مفهوم شکاف نسلی به چگونگی تداوم فرهنگی یک جامعه از نسلی به نسـل دیگـر مربـوط مـی شـود. اگـر در فرآینـد اجتماعی کردن کودکان، نوجوانان و جوانان، فرهنگ یک جامعه تا حد مطلوبی از نسلی به نسل دیگر منتقل شود و باز تولید فرهنگی به نحو احسن انجام پذیرد، میزان اشتراک فرهنگی دو نسل بالا میرود. اختلاف فاحشی بین دو نسل به وجود نمیآید، در این صورت تفاهم بین دو نسل جدید و قدیم برقرار میشود و بحرات هویتی نیز برای نسل جدید روی نمیدهد. در مقابل اگر فرآیند اجتماعی کردن به علل داخلی و خارجی دچار مشکل شود و به طور ناقص انجام گیـرد و فرهنگی جامعه در حد مطلوبی به نسل بعد منتقل نشود، تداوم فرهنگی جامعه دچار مشکل میشود و بین نسل جدید و قدیم شکاف می‌افتد (پناهی، 1383: 2). عوامل اجتماعی متعددی بر دور شدن نسلها از یکدیگر و بروز شکاف نسلی تأثیرگذار هستند. در این میان وسایل ارتباط جمعی نقش بارزی دارند. در ذیل به بررسی نقش رسانه‌ها در دگرگونی ارزشها و در نهایت ایجاد و توسعهی الگوهای نوین در جامعه و به چالش کشاندن ارزشهای سنتی و پدیده شکاف هنجاری و ارزشی نسلی اشاره می‌شود.
در همین ارتباط، یکی از نظریه پرادازان امریکایی به نام "دیوید رایزمن"Raizman در کتاب خود به نام "انبوه تنها" سیر تحول جوامع ودگرگونی‌های آنها را ناشی از تحول ارتباطات و وسایل ارتباطی میداند. وی سیر زندگی بشر را بـه سه دوره تقسیم بندی کردهاست. وی در این دوره‌ها، به نقش رسانه‌ها در تغییر سنتها و ایجـاد شـکاف نسـلی اشـاره کرده است: دوره اول، دوره سنت راهبر است. در این دوره سنتها فرهنگ را انتقال میدهند و هر نسل پیوند خـود بـا نسلهای پیشین از طریق اشتراک سنتها باز مییابد و همین باعث می‌شود که وحدت و هویت اقوام انسـانی (نسـل‌های انسانی) تأمین شود. سنتها به عنوان راه‌ها و شیوه‌های عمل و میراث نیاکان، بعدی تقدس آمیز دارند و همین امر هر گونه شک و تردیدی در مورد آنها را از بین می‌برد. در این دوره راه‌های آینده، همـان راههـایی اسـت کـه نیاکـان جامعه ما طی قرن‌ها پیمودهاند (رابرتسون، 1372: 131). به عبارتی در دوران سنت راهبر یک نوع ساخت اجتماعی مبتنی بر سنت، رفتار بشر را یکنواخت و قابل پیش بینی میکند و به او آرامش و ثبات میدهد. ارتباطات در این دوره چهـره بـه چهره است. (مهدی زاده، 1380: 24)
"رایزمن" بر این باور است که تربیت فردی در مرحلهی نخست، از طریق حماسه‌ها، افسانه هـا و اسـطوره هـا شـکل میگیرد که به صورت شفاهی به فرد منتقل میشود و نقش این نوع تربیت همزمان، هم سنتها را متذکر می‌شـود و هم نشان می‌دهند چطور قهرمانان بزرگ و استثنایی میتوانند، جاودانه شوند. (دادگران، 1384: 86)
دوره دوم، دوره درون راهبر است. این دوره با کاهش تدریجی اهمیت سنتها آغاز و باعث کاهش تشابهات در رفتارها و اعمال میشود. در این دوره همه افراد جامعه از الگـوی یکسـانی در حیـات اجتمـاعی تبعیـت نمـی کننـد. همچنـین فردگرایی گسترش مییابد و انسان بار مسئولیت و عمل خـود را بـه دوش مـی گیـرد. "رایـزمن " ایـن دوران را دوران التهاب، هراس و سرزنشهای بیپایان میداند. (رابرتسون، 1372: 131) در این مرحله، انتقـال میـراث فرهنگـی، از طریـق نوشتار به ویژه چاپ و مکتوبات که انگاره‌های فردی را رواج میدهند، انجـام مـی گیـرد. در حـالی کـه اسـطوره هـا و حماسه‌ها با حلقه زدن بر گرد اجاق قبیله بازگو میشد و سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل مـی شـد. نسـل از درون هدایت شده کتاب خود را در انزوا و در خلوت و یا در گوشه‌ای از اتاق خود می‌خواند. (دادگران، 1384: 86)
دوره سوم، دورهی دگر راهبر است که دوران ظهور وسایل ارتباط جمعی است و پدیدههـایی چـون هـدایت از راه دور، بتواره پرستی، شیء سروری و بحران هویت از ویژگیهای آن است. این دوره عدهای بـا اسـتفاده از قـدرت جـادویی وسایل ارتباط جمعی، توده‌ها را تحت تأثیر قرار میدهند و الگوهای خاص فکری و اجتماعی خود را القا میکنند. انسان در این دوره در پی امحـای روابـط سـنتی و پابرجـای خـانوادگی، خویشـاوندی، همسـایگی و وسـایل ارتبـاط جمعـی دوستی‌های قدیم است و در برابر رسانه‌ها و گردانندگان قدرتمند آن و همچنین وسوسه‌های ناشی از آن بسـیار آسـیب پذیر است. به زعم "رایزمن" این دوره در تاریخ انسـانبـا عنـوان دورهای ثبـت خواهـد شـد کـه در آن رسـانه هـا و گردانندگان آنها الگوهای حیات اجتماعی را میسازند (رابرتسون، 1383: 131). به عبارتی این دوران ناشی از تمـدن ارتبـاط جمعی و پیدایش ابزارسالاری است. در این دوره بتهای ذهنی جدیدی به وجود میآید که در انسـان موجـب از خـود بیگانگی می‌شود. در این مرحله فرهنگ بلعیده می‌شود(مهدی زاده، 1380: 24). رسانه‌ها افراد را می‌سازند، آنهـم نـه در میان جمع خانواده و یا در گوشهی عزلت، بلکه در میان گروه دوستان و همسالان. تأثیر آموزشی رسانه‌ها در تمام طول حیات انسان تداوم مییابد و رسانه‌هایی مانند تلویزیون، رادیو (و تکنولوژیهای نوین ارتباطات و اطلاعات) دائماً افـراد کلیشهای و متحدالشکل توده را هدایت میکنند و به رفتار آنها نظم میبخشند. (دادگران، 1384: 86 و 87)
در زمینهی نقش رسانه‌ها در دگرگونی ارزشهای فردی و اجتماعی جوامع، میتوان به یکی از پاردایمهـای مسـلط در حوزه ارتباطات و توسعه در دهه‌های 60 تا 70 میلادی اشاره کرد که به رسانه‌ها بـه عنـوان موتـور دگرگـونی و تغییـر ارزشهای جوامع سنتی و ورود به جامعه مدرن تأکید میشود. بر اساس این نظریه، رسانه به انتشار یـا اشـاعه‌ی نظـام ارزشی کمک میکند که خواهان نوآوری، تحرک، موفقیت و مصرف اسـت. "دانیـل لرنـر "Lerner جامعـه شـناس امریکایی و از پیروان این رویکرد به نقش رسانه‌ها در تغییر ارزشهای سنتی در جوامع و جـایگزین شـدن ارزشهـای مدرن اشاره کرده است. وی در کتاب "گذر از جامعه سنتی؛ نوسازی خاورمیانه"، معتقد است کـه رسـانه مـی توانـد بـه فروپاشی سنتگرایی، ـ که معضلی برای نوسازی محسوب میشود ـ کمک کند. ایـن کـار بـا بـالا رفـتن انتظـارات و توقعات، باز شدن افقها، توانا شدن مردم به تخیل ورزیدن و خواهان جایگزینی شرایط زندگی بهتر برای خود و خانواده عملی میشود. (مک کوئیل، 1382: 144)
"لرنر" بر این باور است که ورود به جامعهی مدرن و جدید مستلزم مساعدت ملی یکپارچه، ارتباط با بازارهـای ملـی و بینالمللی، ایجاد انگیزه برای تقاضای کالاها و خـدماتمـدرن، بحـران کسـب منـابع توسـعه و گسـترش روشهـا وارزشهای نوین در زمینه‌هایی چون تغذیه، تنظیم خانواده، بهداشت، تولید کشـاورزی و صـنعتی در زنـدگی شـهری و روستایی است. برای تحقق این هدف، تحرک روانی در سطح فردی و اجتماعی ضروری است و رسانه‌ها مناسبترین و مؤثرترین ابزار تغییر نگرش‌ها، ارزشها و رفتارها و به بیان دیگر ایجاد تحرک فردی و اجتماعی هستند. ( فرقـانی : 0138: (49
رسانه‌ها موجب ایجاد پدیدهای تحـت عنـوان " تحـرک روانـی" مـی گردنـد یـا موجـب ایجـاد پدیـده دیگـری تحـت عنوان"بیگانگی عاطفی" میشوند که "لرنر" آن را به مثابه امتیازی روانی در نوسازی مؤثر میداند. بیگانگی عـاطفی، در نظر وی به معنای قدرت تطابق با محیط پر از دگرگونی در وضعیت‌های مختلف و متغیـر اسـت. بنـابراین وسـایل ارتباط جمعی، اولاً باعث آموزش درک وضعیتهای مختلف شده، با برانگیختن تخیل، افـراد را بـه جـای کسـانی کـه کارگردان قضایا هستند، قرار می‌دهد. این وسایل موجب به وجود آوردن تجارب جدید مختلفی میشوند، که لرنر آنها را عوامل افزایش تحرک روانی میداند. (روشه، 1366: 232 و233)
"مسعود چلبی"، جامعه شناس ایرانی نیز، در کتاب خود"جامعه شناسی نظم؛ تشریح و تحلیل نظری نظم اجتماعی"، از آثار دوگانه و متناقض گسترش ارتباطات جمعی بر وحدت نمادی جامعه سخن میرانـد. از یـک سـو، گسـترش کتـب، مطبوعات، رادیو و تلویزیون، ویدئو، شبکه‌های اطلاع رسانی و غیره میتوانند باعث تحکیم وحدت نمـادی شـوند و از سوی دیگر، همین رسانه‌ها به همراه ماهواره‌هایی که پخش برنامه‌های تلویزیونی کشورهای مختلف را بر عهده دارند، میتوانند اسباب تضعیف وحدت نمادی جامعه را فراهم کنند. با گسترش ارتباطـات از راه دور و از بـین رفـتن فواصـل زمانی و مکانی، غلظت نمادی و اطلاعاتی محیطهای کنونی به طور غیر قابل وصفی افزایش یافته است. بهطوریکـه این غلظت به هیچ وجه قابل مقایسه با غلظت نمادی محیطهای نیم قرن گذشته جوامع نیست. بـه عبـارت سـاده تـر، شهروندان جوامع معاصر به ویژه جوامع پیرامون نه تنها در معرض مستقیم سمبولیسم شـناختی و سمبولیسـم اظهـاری بیگانه قرار گرفتهاند، بلکه در معرض بمباران نمادی آنها نیز هستند. (چلبی، 1375: 139)
"مارتین سگالین" در ئکتاب جامعهشناسی تاریخی خانواده تأکیـد مـی کنـد، کـه امـروزه در کنـار تفکیـک جغرافیـایی حوزه‌های کار و سکونت، ناپدید شدن پدیدهی همسایگی، وجود مادران شاغل و متخصصان مسئول مراقبت از اطفال و تأثیر تلویزیون، از جمله عواملی هستند که به ایجاد شکاف بین دنیای کودکان و بزرگسالان کمک مـی کننـد. (سـگالین، (83 :1373
"رونالد اینگهارت"، معتقد است که تغییر ارزشی، روندی است که از نسلی به نسل دیگر رخ می‌دهد، نه به طور مداوم از سالی به سال دیگر (یوسفی، 1383: 42). وی معتقد است که اشاعهی رسانه‌های جمعی منجر بـه تغییـر ارزشهـا شـده است؛ بهطوری که در عصر کنونی، جهانی شدن ارتباطات و رسانه‌ها بر شکاف ارزشهای نسلی تـأثیر گذاشـته اسـت.  
لباسهای متحدالشکل جوانان، موسیقی پاپ و... از نمودهای تأثیر رسانه بر تغییر رفتارها و ارزشهای نسـل کنـونی و عدم پایبندی به سنتهای فرهنگی خود است. (همان: 114) "یان رابرتسون"Rabertson جامعه شناس، معتقد است که از اوایل قرن بیستم رشد و گسترش تدریجی رسانه‌های جمعی و وسایل ارتباطی چنان بر زندگی بشر سایه افکند که اثرات مثبت و منفی فراوانی بر زندگی بشر گذاشته است. از همه مهمتر اینکه در عصر کنونی با ظهور اینترنت و تکنولوژیهای ارتباطات و اطلاعات و بـه ویـژه اینترنـت فضـای ارتباطات و تأثیر گذاری آنها، توسعه زیادی یافته است. به طوری که ما هم اکنون، تحت تأثیر ایـن رسـانه هـای نـوین "دهکده جهانی" به سر میبریم. به عبارتی مخاطبان جهانی رسانه‌ها و نسل‌های کنونی در معرض انتشـار و نمـایش پیام‌های متنوع رسانهای قرار دارند و پیامهایی را دریافت میکنند که میتواند سنتها و الگوهای فرهنگی و اجتماعی و نسلی جوامع و همچنین روابط نسلی آنها را دستخوش چالش و دگرگونی کند (بیات، 1382: 336 ).
برخی متفکران معتقدند که با تسریع در جریان اطلاعات در شاهراه‌ها و شریانهای اطلاعاتی دنیا، تحولات مهمـی در بسیاری از عرصه‌های اجتماعی در حال رخ دادن است. رسانه‌هایی مانند ماهواره، ویدئو، نوار کاست، عکـس و پوسـتر، مجلات و نشریات هم اکنون محتوایی دارند که مغایر بـا الگوهـای فرهنگـی و ارزشهـای سـنتی نسـل قبـل اسـت.  
محتواهای رسانه‌های فعلی پر از خشونت، مواد مخدر، رفتار تبهکارانه، سکس، کمدی، تخیل و علم است، به طوری که محتوای فرهنگی سنتی جوامع را دچار بحران و یا دگونی کرده است.
وسایل ارتباطی آنی و موقتی، وقایع و دگرگونی‌های اجتماعیای فراهم میسازد که دامنه آن اخبـار و عقایـد هـوی و هوس‌ها و مدها را دربرمیگیرد. این وسایل معرفی کنندهی الگوها، نقش‌ها، دیدگاه‌ها و چگونگی روی آوری به سبک‌های زندگی هستند که ممکن است مردم به طریق دیگر هرگز به آنها دسترسی پیدا نکنند. طبقهی جوان نیز از طریق تبلیغات رسانه‌های گروهی مطالبی را درباره نقش‌های آینده خود فرامیگیرد. تغییرات هنجارها و ارزشهای اجتماعی به سرعت در رسانه‌های گروهی منعکس میشود و ممکن است به آسانی مورد پذیرش مردم قرار گیـرد. گسـترش سـریع گرایشهای جدید در فرهنگ جوانان، عمدتاً به رسانه‌هایی مانند تلویزیون، رادیو، مجلات ویژه جوانان و سینما بستگی دارد (همان: 337).
در دنیای پرشتاب فنآوری امروز، رسانه‌های جمعی افراد را به صورت انفرادی به خود مشغول کرده، آنها را از تعامل بـا دیگران باز میدارند. البته این موضوع نافی منافع ابزارهای تکنولوژیکی نیست اما نوع بهـره بـرداری غیـر فرهنگـی از ابزارهای فنی موجب شده است که کارکرد آنها عمدتاً درجهت تقویت فردگرایی سوق پیدا کند. به عبارتی، اگر جریـان  فرهنگی شدن ابزارهای رسانهای تحقق بیابد، مضرات آنها به شدت کاهش مییابد و کارکرد اصلی خود را پیدا می‌کنند.  
گرچه برخی نظریه‌ها بیانگر این مطلب هستند که ذات ابزارهای الکترونیکی به دلیل استفاده از عنصر تغییر، نمیتوانـد موجد آرامش باشند، بلکه مخل آن میباشند. برخی دیگر این نظریه را افراطـی و یـک سـویه مـی داننـد. کارکردهـای رسانه‌های جمعی بهویژه رسانه‌های شنیداری و غیر متعامل به دلیل کارکرد متنوع خود و ایجـاد تغییـرات پیوسـته، بـه تدریج جای ارتباط بین فردی از نوع چهره به چهره را گرفته و موجب شدهاند فضای انفرادی، بهجای فضـای جمعـی و عاطفی در خانواده حاکم شود، بهطوریکه گسترش تکنیکی رسـانه هـای شـنیداری و رایانـه ای، ارتبـاط مسـتقیمی بـا فردگرایی و دوری از فضای روانی و عاطفی خانواده را نشان میدهد. به عبارت دیگر، این ابزارهـا، بـه تـدریج فضـای روانی و محیطی گفت وگو را در یک ارتباط بین فردی، خدشه دار میکنند و اعضای گروه را به جـای هـم گرایـی، بـه واگرایی سوق میدهند؛ تا جایی که هر عضو خانواده صرفاً در یک فضای فیزیکی مشترک زندگی کرده، اما هیچ تعاملی با هم نخواهند داشت. در ادامه، متأسفانه، اهداف آنها نیز به تدریج نسبت به هم، واگرا و منفک میشود. درایـن مسـیر، تعامل واقعی فرد بهجای آنکه با افراد دیگری در محیط انسانی سامان بیابد، با رسانه‌های الکترونیکی، شکل میگیـرد و به دلیل برتری تکنولوژیکی وتجهیزات خیره کننده رسانه ای، نوعی رعب فرهنگی و انفعال شخصـیتی در فـرد ایجـاد میشود. نتیجه این میشود که افراد خانواده به جای گفت وگوی صمیمی با یکدیگر که میتواند به تقویـت پیونـدهای عاطفی وانسجام اعضای خانواده منجر شود، با ابزارهای الکترونیکی ارتباط برقرار میکنند؛ ارتباطی که فاقد بار عاطفی، احساسی و هیجانی است. به تعبیر "فوکویاما" به دلیل محدودیت اخلاق و کیفیت زندگی امروزی به تدریج شاهد یک فروپاشی بزرگ خواهیم بود. این فروپاشی در زمینه‌های اخلاقی و در نهادها، بیشتر در زمینه خانواده اتفاق خواهد افتاد.
آسیب ارتباطی ناشی از حضور رسانه‌ها، بیشتر در دو نوع ارتباط، بروز میکند. یکی، ارتبـاط بـین فرزنـدان و والـدین و دیگری، ارتباط بین زن وشوهر است. تجربیات نشان میدهند که هراندازه ارتباط میان فرزنـدان و والـدین و همچنـین ارتباط میان همسران به دلیل تغییر مخاطب کاهش یابد، پیوند عاطفی و هیجان و همچنین همگـونی شـناختی میـان  اعضاء خانواده نیز کاهش می‌یابد که این موضوع، انسجام گروه را به مخاطره میاندازد. آمارهای رسمی نشان میدهند که میزان مشاهده تلویزیون توسط افراد ایرانی نزدیک به چهار ساعت و نیم در روز است. این میزان درکشورهای دیگر به شش ساعت می‌رسد. میزان استفاده از اینترنت و اتاقهای چت نیز در برخی کشورها بیشـتر از ایـن گـزارش شـده است. بهطوریکه ورود مردان و زنان در اتاقهای چت به عنوان "زنـدگی دوم" مطـرح اسـت کـه زنـدگی اول را بـه مخاطره انداخته است. طبیعی است که زندگی دوم (Second Life) میزان زیادی از انرژی و وقت گفتگو را به خـود اختصاص میدهد.
"مک گایر"، Guyer ورود ابزارهای رسانهای را به ورود بیگانه تعبیر کرده است و میگوید، به طور متوسط شش روز در هفته، بیگانهای درخانه شما حضور دارد. بیگانهای که آزادانه در همه جای خانه سرمیزنـد و تـأثیر مـی گـذارد. ایـن بیگانه وظیفه سادهای دارد و آن محدود کردن توانایی ما و بچه‌ها درتشخیص رویا از واقعیت میباشد. ما بـه او اجـازه میدهیم که در هر ساعتی وارد خانهمان شود. اگر ما درباره بیگانگان وغریبههـا بـه بچـه‌هایمـان هشـدار مـی دهـیم،
متأسفانه درباره این بیگانه هیچ هشداری به بچه‌ها نمیدهیم. این بیگانه یکسره حـرف مـی زنـد وهرچـه مـی خواهـد میگوید و دیگران هم سراپا گوش میشوند. "جان تیلـور گـاتر 1999Gutter () 'دربـاره‌ی وسـعت دنیـای مجـازی میگوید: " تلویزیون و رسانه‌ها با صرف وقت کودکان به دنیای مجازی، فرصت تجربه دنیای حقیقی و آشنا شدن بـا 
واقعیتهای جذاب، نشاط آور و حتی مخاطره آمیز را از آنان سلب میکند و این امر آنان را بیحوصـله، حسـود و... بـار میآورد. "گاتر" برای جبران این موضوع، اعتقاد دارد که کودک را با دنیای واقعی آشنا کنید، طبیعت، مـابقی کارهـا را انجام میدهد. در گزارش "ان وای تی"(NYT)، زنان د رامریکا بیشتر از اینکه به فکر مراقبت ازکودکان خـود باشـند، تلویزیون تماشا می‌کنند. دراین گزارش آمده است که این زنان در مرتبه اول تلویزیون تماشا میکنند و خریـد خانـه و صحبت با تلفن در رده‌های بعدی ارتباط قرار دارند. مراقبت از کودکان و صحبت کردن با آنها در مراتب پایینتر قـرار دارند. همانطور که ملاحظه میشود، صرف وقت زیاد برای رسانه، بهمنزلهی کاهش میزان ارتباطهای انسانی به‌ویژه باکودکان است. این روند، به افزایش فردگرایی و کاهش جمعگرایی منجر خواهد شد که عامل مهمی در آسـیب دیـدن انسجام خانواده و ایجاد پدیدهی شکاف نسلی قلمداد میشود (برگرفته از سایت رشد).
موضوع مهم دیگر سلطه اطلاعاتی و تکنولوژیکی غرب است که از طریق آن فرهنگ غربی روز به روز در فرهنگهای دیگر و به ویژه فرهنگ اسلامی رخنه کرده، سعی در تحمیل و درونی کردن ارزشهـا و هنجـار هـای خـود از طریـق فنآوری نوین و رسانه‌ها دارد، که به تبع آن نوعی شکاف و تضاد بین اولویتهای فرهنگی و شیوه‌های تفکر و نگرش و هنجارها و ارزشهای نسل جدید با نسل قبلی پدید میآید.
رسانه‌ها کارکردهای متفاوتی همانند انتقال ارزشها و میراث فرهنگی را برعهده دارند اما از نظر صـاحب نظـران ایـن ابزارها تنها بخشی ار میراث گرانبهای نسل پیش را منتقل میکند و بیشتر خواهان و مروج نوآوری هستند. و از آنجـا که رسانه در جامعه در دست عده‌ای خاص قرار دارند سعی میکنند ارزشها و هنجار مـورد پسـند آن قشـر خـاص را ترویج کنند که ممکن است با فرهنگ سنتی، نگرشها و باورهای عموم مردم در تضاد باشـد و نـوعی شـکاف نسـلی بهوجود آورد. در هر حال به نظر میرسد، رسانه‌ها موجد تغییر در الگوهای سنتی جوامع هستند و با تشویق ارزشهـا و هنجارهای جدید، الگوهای نسل پیش را به چالش میکشند.  
بر اثر مسأله فراملی شدن رسانه‌ها و دسترسی به فرهنگهای مختلف محلی و جهانی از طریق رسانه‌ها و بهویژه اطلاع از جدیدترین الگوها و شیوه‌های رفتاری و ظاهر و ترویج گستردهی نمادهای فرهنگی بیگانه، (به ویژه فرهنگ غربـی ) فرهنگ و ارزشهای سنتی جوامعی مانند ایران دچار دگرگونی‌های فراوانی شده است که نمود آن در جامعه و خانواده قابل مشاهده است. همین امر مسئلهی شکاف نسلی را دچار مشکل کرده است. رسانه‌ها با وابسته کردن نسل جدید از نظر اطلاعات و دانش و سرگرمی، سعی در دیکته کردن ارزشها و هنجارهای متضاد و مغایر با فرهنگ غالـب دارنـد؛ بهطوریکه به جرأت میتوان گفت که نسل فعلی بیشتر برداشت‌های فکری و ظاهری خود را از رسانههـا مـی گیـرد.  
البته نباید به رسانه‌ها با دید منفی نگاه کرد و نباید کارکردهای مثبت آنها را در عرصه آموزش و اطلاع رسانی و ترویج دانشهای نوین و نقش آنها را در توسعهی جوامع نادیده گرفت. باید با شناخت جایگاه رسانه‌ها در جامعهپذیری و ارائـه و انتقال محتواهای فرهنگی به جامعه، به تدوین و سیاستگذاری مناسب در جهت استفاده مناسب از آنها پرداخت؛ و در جهت تقویت فرهنگ و پالایش عناصر فرهنگی برای ارتقای فرهنگی جامعه و انتقال میراث فرهنگی بـه نسـل آینـده کوشش کرد، تا شکاف نسلی ـ که حاصل متغیرهای بسیاری از جمله نفوذ و رخنه رسانه‌ها در فرهنگ و جامعه است ــ کاهش پیدا کند و یا اصلاً بهوجود نیاید.
- رسانه و فرهنگ
رابطه متقابل فرهنگ و رسانه ریشه در تاریخ حیات بشر دارد و میتوان گفت پیدایش رسانه همزاد جامعه بوده اسـت. در طول تاریخ، انسان برای انتقال پیام خود، رسانه‌ها را به کار گرفته و فرهنگ خود را نیز با آن گسترش داده است. لذا بحث فرهنگ رسانه هم نوعی بحث تاریخی به شمار میرود. انقلاب ارتباطات در دنیای جدید، مولد انقلاب فرهنگـی هم بوده و رسانه به همراه خود، فرهنگ جدیدی را تولید نموده که متعلق است بـه جـوامعی کـه انقـلاب ارتباطـات را تجربه کردهاند. این فرهنگ؛ خاص، پویا، تداومی و کاملاً جدید بوده و باعث تولد همگرائی فرهنگی شده اسـت. در واقع فرهنگ رسانهای ناشی از انقلاب ارتباطات، نویدبخش فرهنگی جهانی است که تجمیع ملتها و اندیشههـا را در برخواهد داشت. به بیان مک لوهان در این دهکده جهانی، ملتها چنان به یکدیگر نزدیک میشوند که بـه فرهنگـی مشترک دست مییابند و زبان مشترک جهانی را شکل میدهند. منظور، پیدائی زبان نمادین جهـانی اسـت. نمادهـای منفرد، تکافتاده و ملی، در پرتو انقلاب ارتباطات، به حریم جهانی وارد مـی شـوند و مـورد فهـم و درک انسـانها قـرار میگیرند. جابجائی نمادها و ورود آنان به عرصه جهانی سطح تازهای در ارتباطـات انسـانی فـراهم مـی آورد. (سـاروخانی : جامعهشناسی ارتباطات)
در عصر ارتباطات، کشورهای بسیار دوردست همسایه نزدیک هم شدهاند و برای اولین بـار در تـاریخ بشـر، جامعـه‌ای فرازمان و فرامکان در حال شکوفائی است. انسان در دوران حیات خود، همـواره اسـیر زمـان و مکـان بـوده و دنیـای رسانهای او را از این بندرها کرده است، وی میتواند در کمترین زمان ممکن پیـام خـود را بـه دورتـرین نقـاط جهـان برساند. فرهنگ رسانهای، نویدبخش آزادی آنان از مکان و زمان است.
در درون فرهنگ رسانهای، مفاهیم اجتماعی نظیر فقر و غنا در کنار هم قرار میگیرند. فقرا که تا پیش از این از اغنیـا بیخبر بودند، هماکنون سینه به سینه آنان حرکت میکنند. این پدیده فقط مربـوط بـه مفـاهیم درون جوامـع نبـوده و گستره آن نیز به جامعه جهانی کشیده شده است. کشورهای در حال توسعه نیز با اطلاع کامـل و بـه واسـطۀ فرهنـگ نوین رسانه‌ها، دوشادوش کشورهای توسعه یافته قدم برمیدارند.  
رسانه‌ها ابزار و نهادهای موثر در فرهنگ هر جامعه به حساب میآیند و حوزه عمـل و فعالیـت آنهـا فرهنـگ اسـت.  
ازاینرو مستقیم و بیواسطه با فرهنگ پیوند و ارتباط دارند. نتیجه این ارتباط و پیوند برقـراری رابطـه‌ای متقابـل بـین رسانه و فرهنگ است. رسانه‌ها بر بستری فعالیت میکنند که از فرهنگ رایج در جامعه ایجاد شده اسـت. بنـابراین بـه شدت از فرهنگ رایج در جامعهای کـه در آن فعالیـتمـی کننـد تـأثیر مـی پذیرنـد؛ بـه گونـه‌ای کـه اساسـا خـارج از چارچوبهای فرهنگی جامعه نمیتوانند عمل نمایند. اما رسانه‌ها فقط تأثیر نمیپذیرند، بلکه بر فرهنگ جامعه تأثیر نیز میگذارند. با توجه به وظایفی که برای رسانه‌ها متصور است، آنها، به ویژه صدا و سیما، تـأثیرات قدرتمنـدی دارنـد و فرهنگ جامعه را تحت تأثیر خود قرار میدهند. با توجه به این واقعیت باید گفـت رابطـه و نسـبت رسـانه و فرهنـگ، متقابل و دوسویه است؛ یعنی این دو ضمن آنکه از یکدیگر تأثیر میپذیرند بر یکدیگر تأثیر نیز میگذارند و تأثیر متقابل بر یکدیگر دارند.
در عصر کنونی رسانه‌ها به علت فوق تخصصی شدن این توان را یافتهاند که از حالت واسطه بودن خـارج و خـود بـه عنوان منشا تاثیرات بر افکار عمومی و فرهنگ جوامع ظاهر شوند بدین ترتیب می‌توانند نقش عامل تسریع کننده را در روند توسعه بر عهده بگیرند و عملا در ترویج زیر ساخت‌های فکری ـ فرهنگی جامعه نقش بسیار مهمی داشته باشند. چنانچه مثلا در زمینه رشد فرهنگی، نقش رسانه‌ها پیوند زدن نوآوری‌ها به درخت کهنسال و بارور سنت‌هاست. به سختی میتوان جامعه‌ای را نام برد که به درجهای از موفقیت رسیده باشـد بـدون آنکـه دارای اهـداف، ارزشهـا و آرمانهایی باشد که عمیقاً در سطح جامعه پذیرفته شده باشند.
- رسانه و مدرنیته
بیشترین اشکال تعامل اجتماعی در تاریخ بشر به صورت رودر رو بوده است. افراد از طریق گرد همائی و تبادل اشـکال نمادین در محدوده یک مکان فیزیکی مشترک، با هم تعامل داشته اند. سنت‌ها پیش از هر چیز خصلتی شفاهی داشته و بقایشان به فراگرد مداوم نوسازی از طریق داستان گویی و فعالیت‌ها‌ی مربوط به آن، در بافت‌های تعـاملی رودررو وابسته بوده و دستیابی جغرافیائی نیز به نسبت محدود بوده است.
تحول رسانه‌های ارتباطی، اشکال جدید عمل و تعامل و نیز انواع جدید روابط اجتماعی را به وجود مـی آورد. بـاتحول رسانه‌های ارتباطی، تعامل اجتماعی از مکان فیزیکی جدا شده، آنچنانکه افراد با وجود آنکه در یـک محـیط مشـترک زمانی ـ مکانی سهیم نیستند، می‌توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند.
- سه نوع تعامل
برای کاوش در انواع وضعیت تعاملی تشخیص سه نوع تعامل رودر رو، رسانه‌ای و شبه تعامل رسانه‌ای مفیـد خواهـد بود.
• تعامل رودررو
در یک بافت هم حضور به وقوع می‌پیوندد، شرکت کنندگان نسبت به هم حضور بی واسطه دارنـد و در یـک سیسـتم مرجع زمانی ـ مکانی مشترک سهیم‌اند و از اصطلاحات و اسم‌های اشاره استفاده کرده تا ابهام مورد بحث را برطـرف کنند. این تعامل در سرشت خود ویژگی گفت و شنودی (دیالوژیک) دارد.
• تعامل رسانه ای
شامل استفاده از یک رسانه فنی است که اطلاعات یا محتوای نمادین را قابل انتقال و ارسال به افرادی میکنـد کـه در دوردست از نظر زمان, مکان یا هر دو قرار دارند. تعامل رسانه‌ای در طـول زمـان و مکـان گسـترده اسـت و اشـکالی همچون نامه نویسی, گفت و گوی تلفنی و از این قبیل است به همین جهت, تعامل رسانه‌ای منش بازتری نسبت بـه تعامل رودررو دارد.
• شبه تعامل رسانه ای
در سرشت خود حالت مونولوژیک دارد. بدین لحاظ که جریان ارتباط به طور عمده یک طرفه اسـت. بـه عنـوان مثـال، خواننده یک کتاب، بیش از هر چیز گیرنده شکلی نمادین است که سازنده آن طالب پاسخ مستقیم و آنی نیسـت. شـبه تعامل رسانه‌ای موقعیتی منتظم وسازمان یافته است که در آن بعضی از افراد عمدتا در ساخت اشـکال نمـادین بـرای دیگرانی که حضور فیزیکی ندارد، درگیرند، در حالی که افراد دیگر عمدتا در دریافت اشکال نمادین که به وسیله گـروه نخست ساخته شده و در برابر آنها پاسخ یا واکنشی نمی‌توانند داشته باشند، ولی می‌توانند علقه‌های دوستی، محبت یا وفاداری با ایشان برقرار سازند، شرکت دارند.
شبه تعامل رسانه‌ای با تعامل رو در رو وتعامل رسانه‌ای تفاوت دارد. جهت گیری شرکت کننـدگان در تعامـل رو در رو وتعامل رسانه‌ای به سمت دیگران خاصی است وشرکت کنندگان، برای این دیگران کردار، گفتـار و چیزهـایی از ایـن قبیل می‌سازند، اما در مورد شبه تعامل رسانه ای، اشکال نمادین برای گستره نامعینی ازگیرندگان بـالقوه سـاخته مـی شود.
- رسانه و عصر جهانی سازی
چهره جهان به سبب سرعت رشد فناوری وسایل ارتباطات جمعی، در حال دگرگونی و تغییر روزافزون است چنان که به نظر میرسد این پیشرفت سریع دوره جدیدی را در حیات انسانها پدید آورده است. وسایل ارتباط جمعی که از آنها بـه عنوان حاملان پیام و اطلاعات نام برده میشود، به کمک فناوری پیشـرفته خـود، تمـام سـطوح سیاسـی، اقتصـادی، فرهنگی و اجتماعی را در سراسر جهان تحت سیطره درآوردهاند. این گونه وسایل، هماننـد سلسـله اعصـاب بـدن کـه اندامهای مختلف را به یکدیگر متصل میکنند، میلیونها انسان را نه تنها در داخل یک کشور، بلکه در دهکده جهـانی مارشال مکلوهان به هم مرتبط میسازند. اما نکته قابل ملاحظه درمورد رابطه وسایل ارتباط جمعی و افراد جامعه این است که هر دو، مرتبط به یک نظام اجتماعیاند و برای ادامه حیات باید قدرت شناخت و رویارویی با مسـایل سیاسـی، اقتصادی، فرهنگی و غیره را داشته باشند. جوامعی که نتوانند مسایل و مشکلات خود را بشناسند و در صدد یـافتن راه حل برای آن برآیند، نمیتوانند به حیات خود ادامه دهند و در نتیجه فناپذیرند. تاریخ، گواه این امر است کـه در قـرون گذشته استفاده از وسایل ارتباط جمعی محدود به برگزیدگان و نخبگان جوامع بوده است اما امـروزه فنـاوری پیشـرفته اینگونه وسایل، این امکان را برای تمامی انسانها به وجود آورده که بدون واسطه با دیگران ارتبـاط برقـرار کننـد، از افکار و دیدگاه‌های یکدیگر آگاه شوند و بر یکدیگر تاثیر بگذارند. بنابراین، شاید به جرات بتوان گفت که امروزه وسایل ارتباط جمعی از جمله نیازهای اساسی و روزمره مردم سراسر جهان به شمار میروند. بر ایـن اسـاس، مـی تـوان گفـت همین قدرت جادویی وسایل ارتباطی است که آن را به یک سلاح مؤثر فرهنگی مبدل کرده است. برخی اندیشـمندان سده نوزدهم، به ویژه فلاسفه و جامعهشناسانی مانند کانت و مارکس بر این باور بودند که بـا گذشـت زمـان و تحـول جوامع بشری، نقش و تاثیر فرهنگهای مختلفی مانند قومیت و ملیت در زندگی اجتماعی کـم رنـگ تـر خواهـد شـد و جامعهای جهانی بدون تمایزات و شکافهـای اجتمـاعی و فرهنگـی شـکل خواهـد گرفـت. ایـن در حـالی اسـت کـه مارکسیستهای قرن بیستم نیز فرهنگ را تابعی از طبقه و روابط طبقاتی پرتنش میدانستند و به همین دلیل، تردیدی نداشتند که در جامعه و جهانی بیطبقه، نژاد، ملیـت و قومیـت، محلـی از اعـراب نخواهـد داشـت. حتـی لیبـرال هـا و نظریهپردازان نوسازی نیز اینگونه مصادیق فرهنگ را پدیده‌های تاریخی قلمداد میکردند که در پایان تاریخ و پس از تکمیل مراحل نوسازی و توسعه، کمکم ناپدید خواهند شد. به هر حال، اعضای جامعه آرمانی که این گونه اندیشمندان و نظریهپردازان، شکلگیری آن را گریزناپذیر میدانستند، انسانهایی بودند که در درجه نخست به واسطه انسان بودن وداشتن علایق و مسایل مشترک جهانی و نه بر پایه علایق و تعلقات فرهنگی، هویت مییافتنـد. در نهایـت مـی تـوان گفت که فرهنگ برای جامعه، همچون حافظه برای انسان است. برخی فرهنگهـا پیچیـده تـر از فرهنـگ هـای دیگـر هستند و برخی تجربه اجتماعی را حول افراد خود سازمان میدهند. برخی فرهنگ ذهنی خود را حول یک یا چند جمع همچون خانواده، قبیله، گروه مذهبی یا کشور سازماندهی میکنند و برخی هنجارها، قواعد و محدودیتهای بسیاری را بر رفتار اجتماعی تحمیل میکنند، حال آن که برخی دیگر، از تحمیل چنین رفتارهایی مبرا هستند.
امروز جهانی شدن، چالشهای زیادی را فراروی فرهنگهای گوناگون سراسر جهان قـرار داده اسـت و مسـاله هویـت فرهنگی و ملی در عصر جهانیسازی به یکی از پیچیدهترین مسـایل اجتمـاعی ــ سیاسـی تبـدیل شـده اسـت. رشـد فناوریهای رسانهای موجب شده است امواج رسانهای مرزهای متعارف جغرافیایی و فرهنگی را درنوردنـد و مخاطبـان سراسر جهان را همواره در معرض پیامهای فرهنگـی متعـارض قـرار دهنـد. ایـن مسـاله مباحـث بسـیاری را در بـین صاحبنظران و کارشناسان حوزهی فرهنگ و رسانه برانگیخته و به زمینهای برای پیریزی نظریه‌های مختلـف در ایـن حوزه تبدیل شده است. نظریه‌های موجود درباره فرهنگ و رسانه رشد روابط فرهنگی جوامع به سبب گسترش وسـایل ارتباط جمعی، اختلاف در روند سرعت توسعه میان کشورها را ژرف تر و آشکارتر کرد چنان که امروزه با مقولات رشـد پوششهای حفاظتی فرهنگی در جوامع در حال توسعه روبهرو شدهایم که به نظر میرسـد، چنـدان ثمـربخش نباشـد.  
"جریان ایجاد چنین مقاومتی در حقیقت موجب ایجاد یک سلول سـنتی قـدیمی در میـان جریـان پرجـوش تحـولات فرهنگی خواهد شد و آن را بیدفاعتر خواهد کرد.  
استوارت‌هال بر این عقیده است که "امروزه نهادهای ارتباطی و روابط بین آنها بر فرهنگ تاثیر شـگرفی مـی گذارنـد.  
آنها به شکلدهی و بقای جهان دومی که به گونه فزایندهای مبتنی بر تجربـه هـای پدیـد آمـده از جهـان اجتمـاعی و فرهنگی ماست، پرداختهاند. ‌هال معتقد است مطالعه نظام ارتباطی بدون توجه به زمینه‌های اجتماعی، فناورانه، اقتصادی و سیاسی آن مقدور نیست و بدون درک واقعی عملکردهای متقابل آنها، هیچ کس نمیتواند تصویر گویایی از ارتباطات جامعه ارایه دهد. وی همچنین به ارتباط بین هر یک از نهادهای فوق و ارتباطات در چهارچوب قدرت و دسترسی به آن و تاثیر متقابل قدرت بر هر یک از نهادها میپردازد، که این خود نقش حیاتی رسانه‌ها را در فرهنگ نشان میدهد. بـر همین اساس، وایت "نظریه مبتنی بر کنش متقابل میان تغییرات در ساختار اجتماعی و الگوهـای ارتبـاطی و تغییـر در فرهنگ را مطرح میکند که شامل دگرگونی و بازسازی رسانه‌های گروهی نیز میشود ارتباطات اجتماعی منشا فرهنگاست و رشد و تعالی فرهنگ، وابسته به آن است. ارتباطات اجتماعی همچون محور فرهنگ و حیات جمع، محـدوده‌ای بس گسترده و وسیع دارد که دربرگیرنده تمامی صور روابط انسانی است". بر این اساس میتوان ادوار تکـاملی زیـر را برای رشد فناوری اطلاعات در نظر گرفت:
1ـ دوره انجماد اطلاعاتی در آن اطلاعات در کالای ساخته شده تنها در محـدوده نیازهـای فیزیکـی اندوختـه شـده و بنابراین تکامل اساسی در کوانتومهای اطلاعاتی دیده نمیشود. در این دوره انسان مانند حیوان، دست به تولیـد انـواع نیازهای خود میزند و تکامل بسیار کند است (دوره اطلاعات متوالی و ثابت متاثر از نیازهای فیزیکی).
2- دوره دوم، دورهای است که بشر میان زندگی اجتماعی و راه‌های ارضای نیازهای فیزیکی خود رابط برقرار میکنـد.  عصر کشاورزی و شهرنشینی مربوط به این دوره است که در آن، میان قوانین حیات و نیازهای آدمی پلی برقرار میشود و همین حادثه، به افزایش نظم و نیز ایجاد اولین نظامهای طبقهبندی اطلاعاتی مـی انجامـد. در همـین ادوار بشـر بـه اهمیت انتقال اطلاعات پی میبرد، چرخ اختراع میشود، اسب رام میشود و امپراطوریهای بزرگ شکل میگیرد.
3ـ دوره سوم، عبارت است از تاثیر اطلاعات بر فرایند تولید. اگر در عصر کشاورزی ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار بودند تا بشر با شناخت قوانین صوری آنها، انقلاب کشاورزی خود را به پایان برساند، در دوره انقلاب فناورانه، بشـر  توانست به همه سازوکار اطلاعاتی در فرایند تولید خود دست یابد بدین ترتیب اولین سیستمهای سه وجهی بـه وجـود آمدند و انقلاب صنعتی آغاز شد.
4ـ دوره چهارم که در حقیقت دوره انقلاب انفورماتیک نامیده میشود، عبارت است از دورهای که فنـاوری ماننـد یـک سیستم سه وجهی قادر است یک آنتروپی معادل آنتروپی حیات ایجاد کند. در حقیقت فناوری در مجموعـه نظـام هـای خود قادر است یک سازوکار کامل بازیابی از منابع جرم و انرژی برقرار کند و بدین ترتیب مشـابه طبیعـت میـان منـابع مصارف خود ارتباط برقرار سازد. فرهنگهای مختلف به گونه‌های متفاوت بـا پدیـده‌ی دانـش فنـی در حـال تحـول،  رسانه‌های جدید و انقلاب اطلاعاتی برخورد میکنند". در این زمینه نظریه‌های متعددی وجود دارد. 
- تعلق جهانی اخبار و اطلاعات
در زمره اهم ویژگیهای فرهنگ ارتباطات، تعلق جهانی اخبار و اطلاعات است. از این رو میتـوان گفـت، در برخـورد جوامع جدید با رسانه‌ها، هر فضا، جهانی است. یک جمع ساده، در یک سالن کوچک و در یک روسـتای دوردسـت بـه جهان تعلق دارد و هر خبر یا اطلاع آن در عمق جهان انعکاس مییابد. بنابراین دیگر یک خبر یا یک حادثه متعلق بـه یک مکان یا یک گروه خاص نیست. در لحظهای که به وقوع میپیوندد، جامعه جهانی را تحتتأثیر قرار مـی دهـد. بـه عنوان مثال، در زمان جنگ ویتنام، مبلغان مذهبی برای ابلاغ پیام خود، در کنار خیابـان مـی ایسـتادند و در حـالی کـه نامهای حاوی پیام خود را در کناری میگذاشتند، برای جلب توجه رهگذران اقدام به خودسـوزی مـی کردنـد. در عصـر غیررسانهای که آنان تماسی با جهان نداشتند با این عمل میتوانستند فقط تعداد انـدکی از بیننـدگان حاضـر را مطلـع کنند، لیکن برخورد ویتنام با جامعه رسانهای جدید، باعث شد که این واقعه در آن واحد به سراسر جهان منعکس شده و جهانی را تحتتأثیر قرار دهد. اینک تمام ملتها میتوانستند چهره او را در حالی ببینند که با آتش گریبانگیر است. این تأثیر در جریان فکری جهانی، موجد واکنشهائی بود که قطعاً در راستای اهداف وی قرار داشت. این اوج تـوان فرهنگ رسانهای است. یا در آفریقای جنوبی و در دوره آپارتاید که ماندلا در زندان به سر میبرد، جامعه رسانهای چنان عمل کرد که حتی کودکان آمریکائی با ارسال هزاران نامه، خواهان آزادی قهرمان بودند. گویی زندان ژوهانسبورگ در همسایگی منزل آنهاست.
- انفجار زمان و مکان
از دیگر ویژگیهای عصر ارتباطات، انفجار زمان و مکان است. برای اولین بار، بشر این امکان را یافت که در چندهزارم ثانیه، پیام خود را به اقصی نقاط جهان بفرستد و یا از طریق شیوه‌های جدید نظیر کنفرانس از راه دور در جای جـای جهان و در یک لحظه از زمان حاضر باشد. بنابراین، بدرستی میتوان گفت، انفجار زمان و مکان، زاییده انقلاب بـزرگ ارتباطات در جهان رسانهای است. دیگر اخبار به نقطهای خاص تعلق نـدارد، بلکـه بـرای همـه جهانیـان اسـت. همـه میتوانند صدایشان را به همه برسانند.
در داخل این فرهنگ اخبار و داده‌های خبری در درون حوزه‌های فرهنگی فراهم مـی آینـد. نمـاد همـان فرهنـگ هستند و سپس روند همان فرهنگ را بسط میدهند، برای اولین بار در تاریخ بشری نه تنها بیشترین اطلاعـات تولیـد میشود، بلکه به نحو بسیار گستردهائی هم منتشر میگردد. فرهنگ رسانهای همه خانه‌ها را غـرق در اطلاعـات کـرده است و انسان برای اولین بار میتواند از بین هزاران کانال و یا وسیله ارتباطی دردسترس، هر لحظـه انتخـابی جداگانـه انجام دهد. این مهمترین دستآورد جهان رسانهای بود که بشر هیچ وقت آن را تجربـه نکـرده اسـت. در دنیـای جدیـد رسانهای، دیگر اطلاعات و فرهنگ در درون جامعه برجستگان و نخبگان مبادله نمیگردد. هم اکنون خانه‌ها نیز جایگاه فرهنگ شدهاند. اُُدگارمور و دیگران سخن از شهر اطلاعات میکنند. رسانه‌ها توان آن را یافتـه انـد کـه اطلاعـات را از محدوده خاص یک کلاس و یک گروه خاص بیرون آورند و جایجای جامعه را اطلاعاتی نمایند. ایـن عصـر را عصـر همهجائی یا حضور همه جائی میخوانند.
- صنعت فرهنگ
فرهنگ رسانهای از یک طرف با صنعت تولید فرهنگ نیز مواجه است. رسانه با قدرت نفوذپذیری خود، پوسته نهادهای اجتماعی خاصه خانواده را میشکافد و بدون اختیار اعضا، وارد زندگی آنها میگردد و اعمـاق آن نهادهـا را بـه تسـخیر  درمیآورد. این پیامها باعث تغییر در نگرش آنان میگردد و در صورتی که نتوان مدیریتی بر آن اعمال کرد، آن چنـان سطح انتظار انسان را تغییر میدهد که میزان رضایتمندی او را از زندگی، دستخوش تلاطم می‌کند.
تحت تأثیر بمباران اطلاعاتی از سوی رسانه‌ها، انسان راضی و سعادتمند دیروز به فردی ناراضی امروز تبدیل میشـود.  فرهنگ رسانهای حتی میتواند با نمایش تضاد عمیق بین جهان واقعی و جهانی که خود تولید کرده، انسان را در خلاء رها سازد. لذا فرهنگ رسانهای در کنار تمام مزیتهایی که دارد، میتواند در ایجاد تغییر در ارزشهای ذهنی مخاطبـان، مفهومی تحت عنوان "شی مداری" را بر ذهن گیرندگان خـود حـاکم نمایـد و بحـران هویـت آن را تشـدید نمایـد.  رسانه‌هایی که سعی دارند اطلاعات خود را با فشار بر ذهـن مخاطـب تحمیـل نماینـد، معمـولاً در همـان راسـتا قـدم برمی دارند.
انسان آزاد است، منتها اگر از طریق تبلیغات فراآگاهی، اطلاعات منتشر گردد. میتواند با حرکتی زیرپوستی وارد ذهن او شده و او را در مسیری خاص حرکت دهد، که از آن با نام حرکت از راه دور یاد میکنند. در این شرایط تغییـر رفتـار  وی ناخودآگاه و در همان جهتی خواهد رفت که رسانه مدنظر داشته است. به بیان دیگر انسان به رغم آزادی صوری و مشخص مجاب میشود، آنچه اصحاب رسانه میخواهند انجام دهد، یا آن طور که آنان میاندیشند، بیاندیشد. مفـاهیم دیگری چون ربوتسازی در همین معنا بکار میروند. در همین راستا، مک لوهان معتقد بود رسـانه هـای جدیـد باعـث تحمیق انسان میشود و بدین واسطه سواد الفبائی بشر از بین خواهد رفت، چرا که انسان میتوانست از طریـق دیـدن، خیلی سریعتر به شناخت جهان پیرامونی برسد ولی در عین حال نگران این موضوع هم بود. (نظریه تحمیق مک لوهان جای بحث بسیار دارد. سؤال این است که آیا در درون فرهنگ رسانهای، انسانها از الفبای دانسـتن دور مـی ماننـد؟ آیـا فرهنگ نوشتاری نابود خواهد شد؟ این سوالها، مباحث بسیاری برانگیخته است که در این مقاله نمیگنجد. ). اما پیدایش تکنولوژیهای جدید به نوعی باعث افزایش قدرت و گسترش حواس بشری نیز شـده اسـت. لـذا نمـی تـوان کـاملاً از تحمیق احتمالی رسانه‌ها ابراز نگرانی کرد و این در حالی است که هنر استفاده از فرهنگ رسانهای، کما فـی سـابق در اختیار بشر باقی بماند. توسعه دامنه فعالیت رسانه‌ها انقلاب عظیم آموزشی در پی داشته است. سرعت رشد دانـش را افزوده و در عمل نه تنها باعث تحمیق بشر نگردیده، بلکه تاکنون توانسته بر گستره حواس وی نیز بیافزاید.
انسان آفریدگار این تکنولوژی است و باید در کنار آن هنر استفاده صحیح از آن را بشناسد و با حفظ توان گزینش خود، غرق در فرهنگ رسانهای نشده و هم خود و هم رسانه را تحت کنترل قرار دهد. فرهنـگ رسـانه بـرای ایجـاد تعـادل ضروری در حیات بشری است نه تحمیق انسان.
- نقش رسانه‌ها در ترویج فرهنگ
امروزه رسانه‌ها در دنیا، فکر، فرهنگ، رفتار و درحقیقـت هویـت فرهنگـی انسـان هـا را القـا کـرده و تـاثیر قابـل ملاحظهای بر فرهنگ عمومی جوامع بر جای میگذارند. رسانه‌ها میتوانند در تغییر الگو و سبک زندگی انسانها مـوثر باشند و همچنین در ارتقای فرهنگ و معنویت در میان انسان‌ها نقش داشته و آنها را خوشبخت تر کننـد. بـه عبـارت دیگر رسانه‌ها بیش از همه بر افکـار عمومی، تغییر نگرش‌ها، باورها، سنت‌ها و ایده‌ها اثر می‌گذارند که با استفاده از رسانه‌های جمعی می‌توان عادات و نگرش‌های بعضا اشتباه ونادرست را در درون جامعه از میان برد و یا اثرات آن را کمرنگ کرد و این به خاطر اینست که توده مردم پیرو رسانه‌های جمعی هستند و تاثیر این رسانه‌ها بر افراد مشهود است.
رسانه‌ها نیروهای محرک در روند توسعه یک جامعه هستند که می‌توانند زیر ساخت‌های فکری ـ فرهنگی مناسب از قبیل ایجاد کارگروهی، فرهنگ تفکر، فرهنگ کار آفرینی، آینده نگری فرهنگ صادرات، فرهنگ نظم و حسـابگری و غیره را در جوامع رواج دهند.
در برخی جوامع بصورت آگاهانه از رسانه‌ها سود می‌جویند و روز به روز بر بهبود وضعیت فرهنگی و توسعه جامعه خود می‌افزایند و در برخی دیگر نا آگاهانه از رسانه‌های جمعی استفاده می‌شود که در این سیستم‌ها تاثیر رسـانه هـا بـر جامعه ممکن است منشا ایجاد فرهنگ نامناسب ازقبیل کار فردی به جای کار گروهی، واردات به جای صادرات و ورود نامناسب فرهنگ و هنجار‌های بیگانه و غیره شود که این عوامل سبب ضعف و عقب ماندگی جوامع می‌گردد.
در مجموع اگر رسانه‌های همگانی زیرساختهای فکری ـ فرهنگی مناسب را در کشور خود تبلیغ و ترویج نکنند به طور حتم فرهنگ، افکار و عقاید بیگانگان جایگزین آنها خواهد شد لذا ضروری است تـا رسـانه هـای همگـانی، فرهنـگ خودی را به خوبی شناسایی و عناصری را که از غنای فرهنگی لازم برخوردار هستند و باعث پیشرفت دررونـد توسـعه می‌شوند را ترویـج و تبلیـغ کنند تا نقش بسزای ارتباطات و رسانه بعنوان بازیگر اصلی عصر کنونی در تغییـر عـادات، نگرش‌ها و توسعه کشورها به خوبی نمایان شود.
اساساً هرچه جامعه اطلاعاتی و رسانه‌ای ضعیف باشد، به همان نسبت تعامل فرهنگ‌ها هم به کنـدی صـورت مـی گیرد. به عنوان نمونه در ادوار گذشته فردی برای تبلیغ دیدگاه‌های خود باید تلاش فراوانی می‌نمود تا بتوانـد حـداقل بخش کمی از مردم را تحت تأثیر اندیشه‌های خود قرار دهد. هرچه ابزارتبلیغ بیشتر و گسترده تر باشد امکـان اشـاعه یک تفکریا باورقوت بیشتری می‌گیرد؛ حال آنکه اگر آن اندیشه‌ها بتواند تأثیری ملموس بر دیگران بگذارد، باز برای رد و یا محو آن به همان پروسه اولیه یعنی رسانه قوی نیاز است تا مخالفـان دیـدگاه‌های اندیشـه‌ای بتواننـد آن را از ذهن مردم بزدایند. البته اگر موضوع و یا اندیشه‌ای بتواند چند نسل را طی کند، حذف آن باور سـخت و گـاه نـاممکن است.
اما در جهان امروز که آداب و رسوم و یا باورها و اعتقادات از مهمترین مؤلفه‌های سازنده فرهنگهای بشری اند، محو نابود سازی آنها ـ ظاهراً ـ براحتی میسر نیست، با خطر و چالش بزرگی بنام "رسانه " روبروست. تردیدی نیست کـه آداب و سنن؛ خصوصاً آن شاخه‌هایی که عامل پیوند و پیوستگی نسل‌ها و اقوام است پایه‌های قوی و چند هزار ساله در یک ملت دارند و حتی مردم در برخی از کشورها با پذیرش ادیان جدید کمتر نمادها، آداب و سنن خـود را فرامـوش می‌کنند، بلکه حداقل آن را در جامه تفکر جدید می‌آرایند و باصطلاح آن را به نوعی استحاله می‌کنند، نه آنکه کاملاً آن را از یاد ببرند، خصوصاً آدابی که گستره آن چند قوم و ملیت را به طور برابر در بر می‌گیرد دوام پذیری و استحکام آن بیشتر استو به همین علت زود از بین نمی‌روند و با گسترش آیین و باوری از خاطره‌ها زدوده نمی‌شود، البته ایـن امر تا زمانی به قوت خود باقی است کهملتی برای نگهداری، دیرپائی و به پائی باورهای پیشینیان همت به خرج داده و نگذارد که داشته‌های گذشتگان به راحتی فراموش شود، اما چیزی که در عصر حاضر همین ستون‌های محکم و قویو ملی را دچار تزلزل و خدشه می‌سازد هجوم بی رویه شیوه‌ها و آدابی از زندگی است که توسط رسانه هـاتی جمعـی خصوصاً تلویزیون و روزنامه‌ها تبلیغ می‌شود.
- نقش رسانه در شکل دهی فرهنگ اجتماعی
رسانه‌ها با تحولاتی که در جنبه‌های مختلف از بعد فن آوری تجهیزاتی و حجم و روش داشته‌اند بعنـوان حـاملان و منتقل کنندگان پیام می‌تواند در ساخت فرهنگ عمومی باورها و افکار عمومی مؤثر باشند. آنها بدون در نظـر گـرفتن مرزهای جغرافیائی عقیدتی و فرهنگی امکان حضور در همه نقاط جغرافیائی پیدا کرده اند. ایـن بحـث مـورد قبـول و پذیرش همه دست اندرکاران امر فرهنگ است فرهنگ عمومی یک پدیده پویا است و سکون در آن معنا نـدارد و هـر روز با اختراعات اکتشافات نظریه پردازی و رفتارهایی که در دنیا در ابعاد مختلـف شـکل مـی گیـرد فرهنـگ عمـومی پذیرای این رفتارها و پذیرای این تحولات و دگرگونی‌هاست.
بنابراین کسانی که اثر و تأثیر گذاری بالاتری در این فرهنگ داشته باشند می‌توانند در شکل دهی فرهنـگ عمـومی موفق تر باشند. تأثیر در فرهنگ اجتماعی با استفاده از ابزارهائی است که آن ابزارها امکان این تأثیرگذاری را معین می‌کند مطبوعات به عنوان یکی از این ابزارها و صدا و سیما به عنوان ابزاری دیگر در این راستا مطرح است. و چون نفوذ حضور نحوه بیان و شکل انتقال پیام در رسانه صدا و سیما به طرز ویژه‌ای است که مخاطب را مـی توانـد بـا انـواع و اقسام شگردها و روش‌هایی که در آن هست به خود جلب کند این رسانه می‌تواند در نحوه تغییر دگرگونی در فرهنگ عمومی پرنفوذ‌ترین و مؤثرترین عامل باشد. ما الآن در شرایطی واقع شده ایم که فرهنگ عمومی بدون در نظر گرفتن مرزهای جغرافیائی و عقیدتی دستخوش تغییر و دگرگونی است یعنی عرصه فرهنگ اجتماعی امروز یک عرصه کـاملاً رقابتی است و در شناخت این عرصه آنچه اثر را بیشتر می‌کند این است که از طرفی پیام نگرش و ارزشی به گونه‌ای به عنوان فرهنگ و آن هم فرهنگ عمومی به مخاطبین ارائه شود که منطبق با نیازهـای عمـوم جامعـه باشـد. یعنـی جامعه نسبت به آن پیام فرهنگ و ارزش احاس نیاز کند. از طرفی وقتی می‌توانیم موفق باشـیم کـه بتـوانیم ان پیـام ارزش را به نحو مطمئن و به نحوی که در مخاطب اثر بگذارد منتقل کنیم. برای این که همه این امور به نحو احسـن شکل بگیرد می‌بایست در عرصه ملی دارای اهداف مشخص و معین بوده و منطبق با آن اهداف که اهداف کلان نظام است پیام را انتخاب و بنحو احسن منتقل نمود.
- اثرات مثبت و منفی رسانه بر فرهنگ جامعه
در عرصه‌های فرهنگی نیز وسایل ارتباط جمعی می‌تواند نقش و کارکردهای مؤثری داشته باشند. از مسئولیت فرهنگ سازی گرفته تا ترویج، تقویت و نهادینه سازی آموزه‌ها، باورها و رفتارهای خاص و مطلوب در جامعه. مخصوصاً رادیو، تلویزیون و سینما در میان وسایل ارتباط جمعی، ظرفیت و توان فوق العاده‌ای در تولید و مصـرف الگوهـائی فرهنگـی دارد و آنها را به راحتی از طریق تولید و نشر برنامه‌های خاص می‌تواند در حرکت‌های فرهنگی جامعه جهـت دهـی نماید.
ترویج انواع مدل‌های لباس، چگونگی تعامل و رفتار متقابل شهروندان، طـرز حرکـات و حـرف زدن، شـیوه مصـرف و زندگی کردن، خودباوری‌های فردی و اجتماعی، تقویت روح همبستگی و اتحاد، ترغیب شهروندان به تطبیق و رعایت مقررات جامعه، تلاش جهت بارور ساختن فرهنگ بومی و خرده فرهنگ‌های موجود در جامعه و...
از سوی دیگر نیز بجای اینکه از این ابزار برای بهتر کردن فرهنگ عمومی خود استفاده کنند، بدلیل عدم تخصص و آشنا نبودن به اهمیت رسانه‌ها با تولید برنامه‌های بی محتوا سمت سویی را دنبال می‌کنند که بیشترین ضـربه را بـه فرهنگ عمومی وارد می‌کنند. فرهنگی همچون تملق، ریا، خرافه پرستی و....
- رسانه و نابودی فرهنگ
در جهان امروز سرعت انتقال یک اندیشه به مراتب هزاران بار بیشتر از یکی دو قرن گذشته است. هم ابزار تبلیغ تغییر کرده است و هم شیوه‌هایتبلیغ با گذشته تفاوت دارد. امروزه گاهی پیغامها سریع و صریح نیست، بلکـه پوشـیده و بـه نوعی مستتر در جامعه‌هایی است که نمی‌توان به راحتی از نیت و هدف پیام دهنده در بادی امر آگاه شد.
شاید گفتن این سخن کمی بدبینانه باشد، ولی نمی‌توان آنرا کتمان کرد: بی راه نیست اگر بگوئیم که در عصر حاضـر  تمامی آداب و سنن و یا باورهای بشری در معرض هجوم آداب و سننی هستند که نه ریشه‌های اخلاقـی دارنـد و نـه ریشه‌های انسانی.
به همان دلیل فوق این آداب از راه‌هایی رخ می‌نمایند که حتی گاهی قوی‌ترین باورمندان را هم به کژراهـه هـدایت می‌کند. بسیاری از اخلاقیات و رفتارهای برخی از جوامع بشری محصول تراستهای تبلیغاتی و انتشاراتی است. اندیشه‌هایی که آنها را خلق الساعه آفریدند فقط در فکر اندوختن سرمایه و یا قدرت اند، نه آنکه دغدغه اخلاق داشته باشند. اگر در گذشته یک آیین و سنت بعد از صدها سال قوام می‌گرفت و نسل به نسل آن را حفظ می‌کردنـد، امـا امـروزه همان آیین را چیزهای مشابهی تهدید می‌کند که چه بسا در چشم بهم زدنی نابود می‌شوند. اغلب رسانه‌ها در دنیای امروز به جای آنکه فرهنگی ایده آل و انسانی را ترویج کنند، خود دست به ایجاد و ساخت فرهنگ‌ها و آدابی می‌زنند که از قبلِ آن بتوانند سیطره خود را بر همه سطوح زندگی بشری تحمیل و کامل کنند.
- شیوه‌های جذب مخاطب
شیوه‌هایی که رسانه‌ها برای رشد فرهنگ جدید بر می‌گزینند متفاوت وگاه از لطافت خاصی برخوردار اسـت؛ همـین لطافت بیان و تبلیغ است که براحتی می‌تواند فکری را خام و مطیع سازد. فرهنگ سازان جهان امروز راحت‌ترین و در عین حال مقبول‌ترین راه را برای نهادینه کردن یک رهنگ بر می‌گزینند. آنان اول به سراغ کسانی مـی رونـد کـه از تحلیل و اندیشه مقاوم و محکمی برخوردار نباشند و بیشتر احساسات و عواطف آنها را احاطه کرده باشد ؛ مهمترین قشر هم در این میان جوانان و نوجوانان هستند.
جامعه شناسان معتقدند که گروه‌های سنی پایین براحتی اغوا می‌شوند و ابزار سلطه را راحت تر می‌پذیرند و زود هـم تحت تأثیر رفتارهایی قرار می‌گیرند که نیاز به تعقل و تفکر نباشد. اساساً برای فرهنگ سازان امروز چندان هم مهـم نیست که این قشر در کدام جامعه و کدام کشور زندگی می‌کنند، ضمن آنکه برای هر اقلیمی ابزار خـاص خـود را در دست دارند، مهم برای آنها تبلیغ و نشر باورها و فرهنگ هـای تهـی و بـی مایـه آنـان اسـت، البتـه گرچـه فشـار و حجم تبلیغات برروی کشورهای جهان سوم و یا باصطلاح توسعه نیافته زیاد است، ولی آنان به شکل کـلان، جهانی را می‌بینند که چون دهکده‌ای کوچک در دستشان باشد.
رسانه‌ها مهمترین ابزار تغییر و دگردیسی فرهنگ‌ها و حتی دولت‌ها هستند. آنها اسطوره‌ها و نمادهای جدیدی خلق می‌کنند، شخصیت‌هایی را پدید می‌آورند که خیل عظیمی از مردم بالاخص جوانان با فکر آنها می‌خوابند و به عشق آنها بیدار می‌شوند. اسطوره‌هایی که امروز رسانه‌ها خلق می‌کنند عموماً فاقد اخلاق و مـنش انسـانی هسـتند؛ ایـن اسطوره‌ها بیشتر هیجان آور، رویایی و بسیار غیر زمینی هستند، به گونه‌ای کـه آنهـا را مـی تـوان کـاملاً در مقابـل نمادهای اسطوره‌ای گذشتگان قرار داد که از بن مایه‌های انسانی برخودار بودند.
- گم گشتگی فرهنگی
شخصیت‌های رسانه‌ای گفتار، کردار و اخلاق جوامع بشری امروز را هم تحت تأثیر قرار می‌دهند. گاه تکیه کلامهـای آنها از چنان جایگاهی برخوردار می‌شود که گویی قرنهاست که مردم با آن ارتباط دارند. مردم خصوصاً جوانان مثل آنها فکر می‌کنند، فیگورها و تیپ و شخصیت آنهارا تقلید می‌کنند و حتی نام‌های آنان را بر می‌گزینند. وقتـی کـه ایـن گزینه‌ها جایگزین نمادهای گذشته می‌شوند خود بخود نوعی فراموشی و گم گشتگی فرهنگی در میـان نسـل جدیـد اتفاق می‌افتد.
نسل جدید هویت و خود واقعی‌‌اش را فراموش می‌کند و بدون هیچ مقاومتی در خدمت ایده آل‌های نمادهای فرهنگ جدید قرار می‌گیرد. پس وقتی که تفکر نسل جدید تغییر کند، خود بخود آن فکری کـه پشـت اشـکال نمـادین قـرار داشت، پیاده می‌شود و در حقیقت تأثیر خود را گذاشته است و باصطلاح فرهنگ جدیدی خلق کرد.
رسانه‌ها به این ترتیب نسل‌ها را دچار دگرگونی می‌سازند، به گونه‌ای این نسل حتی حافظه تاریخی خود را از دست می‌دهد. حافظه تاریخی نسل‌ها چیزی نیست که خیلی ساده و ارزان به دست آمده باشـد، بلکـه محصـول قـرن هـا تلاش و سعی گذشتگان است، که تا امروز ادامه پیدا کرده، ولی اینک در مسیر سیلی قرار گرفت که نمی‌تواند مقاومت کند. قتی که این محصول چنین مورد هجمه قرار گیرد، چیزی به عنوان هویـت و فرهنـگ بـاقی نمـی مانـد. هجـوم فرهنگ جدید زمانی از قدرت بیشتری برخوردار خواهد بود که فرهنگ قدیم و یا اصیل ملتی دچار انفعال شود، وقتی که این امر رخ دهد، فرهنگ جدید احساس قدرت بیشتری می‌کند. چون میدان را خالی می‌بیند به راحتی سیطره و سلطه خود را بر تمامی ارکان یک جامعه تحمیل می‌کند.
زمانی که ابزار رسانه در خدمت فرهنگ جدید قرار می‌گیرند یقیناً ساختارهایی را بر می‌گزیند که نفوذپـذیری در آنهـا راحت تر است. رسانه‌ها عموماً در تحمیل آرای خود خصوصاً رسانه‌هایی که قصد تحمیق افکار جمعی را داشته باشند دسته جمعی و گروهی عمل می‌کنند و همه در صفی قرار می‌گیرند که نیروی روبروی آنها عملاً از ساز وکـار و ابـزار  رسانه‌ای قوی برخوردار نیست.
- رسانه برای سود
رسانه‌ها اعم از تلویزیون، روزنامه و اینترنت در جهان امروز به فرهنگ به عنوان مقوله‌ی اقتصادی و سـود آور و یـا یان ده می‌نگرند. فرهنگ در قاموس اندیشه‌ای صاحبان رسانه‌های قدرتمند، دیگر آن کارکردهـای اخلاقـی را هـم ندارند و گویی انسان اید به موازات آن فرهنگی را بپذیرد که سود و زیان مشخص باشد.
این باورها عموماً در جهان غرب که خواستگاه رسانه‌های نوین است وجود دارد و به این علت آنها معمولاً جوامعی را نشانه می‌روند که امکان تخریب و ویران کردن فرهنگ آنها راحت تر باشد. اولین کاری که آنها مـی کننـد سـلایق و علایق روزآمد مردم را شکل می‌دهند، به این معنی که مردم را مجذوب نمادهایی می‌سازند که در جوامع آنها کمتر و جود داشته و یا اصلاً وجود نداشته است. این رسانه‌ها در حقیقت سربازان پیاده خود را از بین همین مردمـی کـه مـی خواهند مورد هجوم قرار بگیرند انتخاب می‌کنند؛ آنها اول چشم‌ها را خیره می‌سازند و سپس راه تسخیر عقـل و گـاه خرد جمعی را نشانه می‌گیرند.  
گاهی رسانه‌ها ابتدا در خدمت کالاهای اقتصادی‌اند تا کالاهای فرهنگی. چنان شیفته وار آنها را تبلیغ می‌کنند کـه گویی بدون داشتن هر کدام از این کالاها واقعاً زندگی میسر و ممکن نیست؛ که اتفاقاً گـاهی هـم چنـین اسـت. ایـن کالاها هم از راه رسانه‌های تصویری و هم رسانه‌های کاغذی با عالی‌ترین شیوه‌های تبلیغـاتی وارد خانـه هـا مـی شوند. چگونه تبلیغ کردن و کدام تصویر و واژه را برگزیدن؛ امروزه بیشتر برای تبلیغ اقتصادی است. وقتی که بـا تبلیـغ بتوان کلایی را ارد زندگی مردم ساخت به همان نسبت این کالا فرهنگ خاستگاه خود را به همراه خواهد داشت؛ و چه بسا خرده فرهنگ‌های نوین و به ظاهر نادیدنی عمیقاً کار تسخیر فرهنگ کلان را به عهده خواهد داشت.
با این وصف رسانه‌ها می‌توانند در عمل حافظ منافع و فرهنگ قدرتمندان اقتصادی باشند. وقتی که سـربازان رسـانه‌ها بدون هیچ خونریزی وارد کشوری می‌شوند، طبیعی است که براحتی بتوانند فرهنگ آن کشور را هـم بـدون خـون ریزی تسخیر کنند. در حقیقت رسانه‌ها با نماد سازی و سمبل آفرینی خود را در پس آنها پنهان مـی کننـد و در ایـن هنگام قدرت خود را در تخریب نمادها و اسطوره‌های ملی و بومی به رخ می‌کشند. در چنین شرایطی " رمبو" هـا و حتی " هری پاتر"‌ها بخشی از دغدغه‌های مردم می‌شوند و دیگر جایی برای "رستم " و "سهراب " و " زئوس" و " پرومته" باقی نمی‌ماند.
همین نقش تأثیرگذاری و تغییر سازی رسانه‌ها باعث می‌شود که برخی از کشور‌های صاحب تمدن مانند ایران، هند، و... باید راه‌هایی را برای جلوگیری فرهنگ مهاجم جدید در پیش گیرند تا بتوانند جلوی اضـمحلال فرهنـگ خـود را بگیرند.
امروزه کشورهای فراوانی به این واقعیت رسیدند که رسانه‌ها قدرتمندترین سلاح کشورهای قدرتمند برای تسخیر ملل دیگر است. دیگر زمان هجوم نیروهای نظامی برای تغییر فرهنگ و باور و آداب ملت‌ها گذشته است، زیـرا رسـانه هـا بدون هیچ زحمت و مشکلی بی آنکه در خانه کسی را به صدا درآورند فقط با اشاره‌ای صفحه رنگین را می‌گشـایند و آنگاه فضای خلوت و تنهایی مردم را پر می‌کنند.
این رسانه‌ها حتی با لطایف الحیل راز دار مردم می‌شوند و مردم هم به آنها اعتماد می‌کنند و همه داشته‌های خود را بر روی صفحه‌ای می‌ریزند، به این امیدکه هم از تنهایی نجات یابند و هم رفیقی و یاری جدید پیدا کنند.
- رسانه در مقابل رسانه
برای مقابله با قدرت رسانه‌هایی که قصد تخریب فرهنگ ملت‌ها را دارند، تنها ابزار اتفاقاً همین رسانه است. باید فقط ساز و کار مبارزه را شناخت تا مقهور توانمندی‌های آنان نشد. رسانه امروزه بجای کارکرد پیام دهی به کار کرد فرهنگ سازی تبدیل شده است، به نوعی ابزار نوین برای تغییرات شاکله جهان. مک لوهان می‌گویـد " رسـانه همـان پیـام  است".
باید دید که این پیام و ذات آن چیست. این پیام در جهان معاصر فقط ذاتی خبری و گزارشی نـدارد، بلکـه مـی توانـد همان فرهنگ باشد؛ در یک پروسه رسانه به فرهنگ تبدیل می‌شود.
مهمترین ابزار مبارزه با فرهنگ مهاجم، فرهنگ یا رسانه قوی است، فقط باید راه کار را شناخت و بکار بست. از جمله آنکه:
1. نقاط ضعف و انحراف فرهنگ مهاجم را شناخت و از تحمیل آن بر مـردم و یـا اشـاعه آن در بـین اقشـار خـاص جلوگیری کرد.
2. فرهنگ ملی و اصیل خود را تقویت کرده و به شکلی نیرومند و درست در مقابل فرهنگ مهاجم قرار داد.
3. نیازهای فرهنگی و اخلاقی مردم را سنجید و به آن هم در بهترین شرایط پاسخ داد.
4. به کمک کارشناسان و اندیشمندان دنیای رسانه، حیله‌ها و ترفندهای تبلیغی آنها را بر مـلا کـرد و خـود ترفنـدی جدید خلق کرد و روبروی فرهنگ مهاجم قرار داد.
5. وجوه فرهنگی مشترک اقوام و ملیت‌های درون سرزمینی را بازشناسی کرد و برروی آنهـا کـار تبلیغـی و فرهنگـی درست انجام داد؛ وجوهی مانند: دین، زبان، آداب، باورها و سنن نقش تعیین کننده‌ای در این زمینه دارند. در ایران می‌توان به دین و فرهنگ و حتی آیینی چون نوروز که عموماً بین همه اقوام در گستره ایران تاریخی مشترک است، اشاره کرد.
6. نقاط قوت فرهنگ خود را شناسائی و آن را به درستی به مردم بازشناساند.
مهمترین رقیب رسانه، رسانه است؛ پس با زبان رسانه می‌توان جلوی رسانه تخریب گر، فرهنگ جامعه مان را حفـظ نمود.
- مفهوم و انواع مخاطب
رسانه پژوهی اولیه متاثر از مدلی از ارتباطات بود که ارتباط را بـه عنـوان فرآینـدی خطـی از انتقـال "پیـام هـا " مـی نگریست. این مدل "محتوا" و"اثرات " پیام‌ها را مهم می‌دانست و قرار گرفتن مخاطبـان را در معـرض رسـانه هـا، همچون جمع ساده گزینش‌های مجزای افراد در نظر می‌گرفت.
مفهوم مخاطب در روزهای نخست گسترش پژوهش‌های ارتباطات جمعی، به جمعدریافت کنندگان همزمان در نقطـه پایان فرآیند خطی انتقال اطلاعات اطلاق می‌شد. اینمخاطبان معمولاً هدف تبلیغات و اثرگذاری رسـانه هـا یـا عامـه مردمی بودند که اخبار و برنامه‌های سرگرم کننده رسانه هـا را مـی خریدنـد. برداشـت فـوق از مخاطبـان بـه تـدریج جای خود را به نگرشی از دریافت کنندگان رسانه‌ها داد که کم و بیش فعال، مقاوم در برابر اثرات رسانه هـا و در پـی علایق و خواسته‌ای خویش ـ با توجه به زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی خود ـ بودند. فرآیند ارتباطی نیز بویژه بعنوان فرآیندی مشاوره ای، دوسویه و تعاملی، مجدداً مفهوم بندی شده است.
- رویکردهای مختلف در تقسیم بندی مخاطبان
این باور که مخاطبان هدفی ثابت و بی تحرک در برابر فریبکاری و اثرگذاری رسانه‌ها هستند امروز بی اعتبار است. از هر زاویه‌ای که به مساله گزینش و استفاده از رسانه‌ها بنگریم، و در اهمیتی که مخاطبان برای رسانه هـا قایـل مـی شوند، می‌توانیم تاثیر قوی و حتی تعیین کننده عوامل اجتماعی و موقعیتی را مشاهده نمائیم.
مخاطبان را در انواع و مقوله‌های مختلفی می‌توان تعریف نمود: هواخواهان رسانه ای، گروه‌های اجتماعی و سیاسی، گروه‌های قومی، اجتماعات محلی، مصرف کنندگان اطلاعات، گروه‌های دارای علایق خاص، خرده فرهنگ‌ها، شیوه‌های زندگی، فرهنگ‌های سلیقه، اجزای بازار و امثال آن.
پیچیدگی و تنوع شکل گیری مخاطبان از هرگونه بیان ساده یا تشریح واحد جلوگیری می‌کند. بطور قطـع مـی تـوان چنین نتیجه گیری کرد که مخاطبان به ندرت همان هستند که می‌نمایند. مخاطبان غالباً جمع‌های متغیری هستند که مرزهای مشخصی ندارند. انگیزه‌ها و جهت گیری‌های مخاطبان همیشه آشفته است و حتی در برخی مواقع هم هـیچ انگیزه‌ای برای استفاده رسانه‌ای خود ندارند. بعلاوه حتی اگر انگیزه‌های مخاطبان شفاف تر و دارای آشفتگی کمتری نیز می‌بود، باز هم نمی‌شد آنها را تنها از روی محتوای مصرف شده خواند.
شواهد موجود نشان می‌دهند که مخاطبان هنوز بین رسانه‌های مختلف تفاوت می‌گذارند و این کـار را بـا توجـه بـه کارکردها یا کاربردهای اجتماعی رسانه‌ها انجام می‌دهند یا براساس مزایا و مضرات منسوب به آنها.
اگر چه مخاطب بطور ساده به خوانندگان، بینندگان و شنوندگان یکی از کانال‌های رسانه‌ای یا هر محتـوا و نمـایش اشاره دارد، اما همین واژه ساده و یگانه، برای اشاره به واقعیتی بکار می‌رود که بطور روزافزون در حـال پیچیـده تـر و متنوع تر شدن است. واژه مخاطب نگهداشته شده است اما موضوع آن بطور مستمر و متنوع در حال دگرگونی است. پیشرفت‌های رسانه‌های جدید چهار تغییر عمده را در مخاطبان رسانه‌ای ایجاد کرده است:
1. وفور نسبی رسانه‌ها و محتوای صوتی و تصویری آنها و افزایش امکان انتخاب برای بسیاری از مخاطبان
2. گسترش سریع شیوه‌های جدید ضبط و نگهداری و بازیابی صدا و تصویر، افزایش دسترسی به محتوا و امکان انتخاب، (دستگاه‌های کنترل از راه دور، با تسهیل تغییر کانال‌ها، محدوده انتخاب مخاطبان را افزایش می‌دهند).
3. راملی شدن بیشتر جریان برنامه‌های تلویزیونی که در این شرایط مخاطبان محلی یا ملی بویژه در کشورهای کوچک، کمتر از گذشته در برابر اثرات فرهنگی جهانی حمایت می‌شوند.
4. مکان فراینده استفاده دوسویه از بسیاری رسانه‌ها، ناشی از بکارگیری سیستم‌های رایانه‌ای درآنها

۰ نگاهی به رویکردهای مختلف در تقسیم بندی مخاطبان
1ـ مخاطب به مثابه یک بازار
رادیو و تلویزیون به سرعت بصورت یک بازار مصرف برای تولیدات سخت افزاری و نرم افزاری درآمدند. اصطلاح بازار با بزرگ ترشدن تجارت رسانه‌ای رواج بیشتری یافته است. بازار رسانه‌ای را مـی تـوان بـه عنـوان مجمـوع مصـرف کنندگان بالقوه یا بالفعل تولیدات و خدمات رسانه‌ای تعریف نمود که دارای تاریخچه اجتماعی، اقتصادی شناخته شـده‌ای هستند.
واژه بازار، فرستنده و گیرنده را در یک رابطه محاسبه گرانه و نه روابط هنجاری یا اجتماعی به هم می‌پیوندد. در تفکر مبتنی بر بازار، ارتباطات موثر و نیز کیفیت تجربه مخاطبان در درجه دوم اهمیت است. این نـوع نگـرش بـه مخاطـب مربوط به روبکرد صنایع رسانه‌ای است.
2ـ رویکرد " فرهنگ سلیقه
مخاطبانی که توسط رسانه‌ها، بر مبنای همگرایی علاقه‌هایشان و نه براساس پس زمینه اجتماعی یا مکـان مشـترک خلق می‌شوند. فرهنگ سلیقه بیش از آنکه راجع به جمعی از انسانها باشد، مجموعه‌ای از محصولات رسانه‌ای مشابه است یعنی شکل، سبک ارائه، ژانو برنامه‌هایی که برای هماهنگی با شیوه زندگی بخشی از مخاطبان تولید می‌شوند.
3ـ طبقه بندی براساس تجربیات اجتماعی
تجربیات اجتماعی نقش مهمی در برانگیختن خواسته‌های خاص از رسانه‌ها بعهده دارند مثال:
1. موقعیت‌های حاکی از بلاتکلیفی و بی تصمیمی فرد را به سمت جستجوی راهنما یا مدل‌های رفتاری خاص سوق می‌دهد.
2. انزوای اجتماعی برای نیل به همنشینی یا همنوایی با فرهنگ همسآلان سوق می‌دهد.
3. کنجکاوی در مورد جهان و محل زندگی افراد که فرد را به سمت توجه به اخبار و اطلاعات سوق می‌دهد.
 اندیشه‌ای که مخاطبان را در قالب یک نیاز اجتماعی یا روان شناختی خاص در نظـر مـی گیـرد یـک بخـش مهـم از گفتمان مخاطب رسانه‌ای است و در توصیف مخاطبان کاربرد فراوان دارد.
4ـ تقسیم بندی براساس موقعیت‌های مختلفـ با تکیه بر مکان (رسانه‌های محلی، ملی و... )
ـ براساس مردم(گروه سنی خاص، جنسیت، اعتقاد سیاسی و... )
ـ نوع خاص رسانه یا کانال ارتباطی(مخاطبان رادیو، مخاطبان تلویزیون، سینما روها و... )
ـ نوع محتوا (موضوعات، ژانرها و... )
ـ زمان (روز، سرشب، کوتاه مدت و.... )
معمولاً ما از مفهومی به نام "مخاطبان متداخل" استفاده می‌کنیم که دارای هم پوشانی از نظر کارکرد(محتوا)، مکان و زمان هستند. مردم همزمان به چند گروه از مخاطبان بالقوه تعلق دارند.
5ـ تفاوت در عرصه‌های استفاده از رسانه (عمومی و خصوصی)
برخی از اشکال استفاده از رسانه موجب تمایز در مخاطبان می‌شود. عرصه عمومی می‌تواند به نوع محتوا، محل واقعه و نیز به میزان مشترک و دسته جمعی بودن تجربه رسانه‌ای اشاره داشته باشد. رسانه‌های جمعی کـه اغلـب در خانـه استفاده می‌شوند در واقع پلی هستند بین دنیای خصوصی و خانگی و خانوادگی با فعالیت‌ها و مسایل جامعه پیرامونی"مخاطب بودن" در برخی شرایط به معنای اشتراک در زندگی جامعه پیرامونی(عمـومی ) و در شـرایطی دیگـر، صـرفاً تجربه‌ای است خودانگیخته که می‌تواند کلاً شخصی و خصوصی یا تنها به حلقه کوچکی از دوستان و اعضای خانواده مشترک باشد. نوع خصوصی استفاده از رسانه براساس خلق و خو و شرایط شخص شکل می‌گیرد و مستلزم جامعه یـا حتی دیگر افراد نیست. گسترش رسانه‌ها امکانات نسبتاً بیشتری را برای استفاده خصوصی فراهم کرده است.
6ـ رویکرد خرده فرهنگ‌ها
دریافت کردن پیام‌ها یا کانال‌های رسانه‌ای مشابه، هر چند می‌تواند تمامی گروه‌های اجتمـاعی را دربربگیـرد، امـا نمی‌تواند تفاوت‌های پیشین از نظر شرایط یا شیوه نگرش مردم را تضعیف کند و یا از بـین ببـرد. صـنایع رسـانه‌ای همواره بدنبال بازارهای جدید و ثابت مخاطبان بوده‌اند و حتی کوشیده‌اند تا براساس نوعی سـلیقه یـا شـیوه زنـدگی، گروه‌های فرعی اجتماعی و فرهنگی جدیدی خلق کنند که مشتری‌های بالقوه شان بتوانند با آنها احساس یکی بودن داشته باشند. استفاده از رسانه می‌تواند نقش مهمی در ابراز و تحکیم هویت انواع مختلف گروه‌های فرعی داشته باشد.
اما رابطه قوی بین خرده فرهنگ‌های جایگزین و انحرافی در جامعه نوین نکته خاص خـود را دارد. مقاومـت در برابـر نیروهای مسلط در جامعه غالباً بصورت اشکال مختلف موسیقی و رقص نمود می‌یابد.
این اشکال توسط خرده فرهنگ‌ها اقتباس و به نماد مقاومت تبدیل می‌شوند.
7ـ رویکرد "شیوه زندگی"
مفهوم شیوه زندگی غالباً برای توصیف و طبقه بندی الگوهای مختلف اسـتفاده از رسـانه، بعنـوان بخشـی از منظومـه رفتارها و گرایش‌های متفاوت، بکار برده شده است. مفهوم شیوه زندگی در پژوهش‌های بازاریابی تجاری برای طبقـه بندی مشتریان در قالب انواع مختلف کاربرد دارد و این کار هدف گیری و طراحی تبلیغات را تسهیل می‌کند. یکـی از مشکلات مربوط به مفهوم شیوه زندگی سطح تحلیل آن بود که سه سطح متفاوت را مشخص کـرده انـد، سـطح کـل جامعه (مقایسه بین المللی) سطح تفاوت‌های درون جوامع و فرهنگ و در نهایت سطح فردی.
مفهوم شیوه زندگی به فهمیدن راه‌های بسیار متفاوتی که از طریق آن‌ها رسانه هـا بـه نحـوی معنـی داربـا تجـارب اجتماعی و فرهنگی مرتبط می‌شوند، کمک می‌کند.
8ـ رویکرد "قومیت"
یکی از سرچشمه‌های تمایز اجتماعی که احتمالاً اهمیت افزون تری در شرایط زندگی مدرن شهری می‌یابـد، نـژاد و قومیت است. در برخی کشورها برنامه‌های خاصی برای اقلیت‌های قومی و زبانی ارائه می‌شود. در این موارد می‌توان استفاده از رسانه را ابزاری مناسب برای بیان و لذت بردن، بعنوان یک تجربه مشـترک و اختصاصـی و احسـاس یکـی بودن با نوع خاصی از فرهنگ دانست. افراد متعلق به اقلیت‌های قومی همانند دیگران به رسانه‌های غالب و سـلایق 
فرهنگی محوری جذب می‌شوند و در عین حال از امکان ابرازاشکال فرهنگی اقلیتی نیز برخوردارند.
9ـ رویکرد"جنسیت"
تفکیک استفاده ازرسانه براساس عامل جنسیت سابقه‌ای دیرینه دارد. برخی رسانه‌ها بطور اختصاصی برای مخاطبـان زن تولید می‌شوند و مخاطبان مرد نیز ژانرها یا انواع رسانه‌های خاص خود را دارند. پژوهش‌های انجام شده در مورد استفاده از رسانه مملو از یافته‌هایی هستند که نشان می‌دهند تفاوت مخاطبـان براسـاس جنسـیت بـا رجحـان هـا و رضایت‌های متفاوت آنها همبستگی دارند.
10ـ مخاطب" هواخواه"
وابستگی زیاد و حتی شیدایی به رسانه و درک و همدلی عمیق و تبعیت از الگوهای رفتاری عنصر دلخواه از خصوصیت هـای ایـن نـوع مخاطـب اسـت. مـثلاً بهـره گیـری از نـوع لبـاس و یـا سـبک حـرف زدن یـک سـتاره سـینمایی.
منتقدان، ظهورهواخواهی رسانه‌ای را سندی بروجود عوام فریبی و استثمار می‌دانند تـا سـود بیشـتری کسـب کننـد.
نظریه دیگر، هواخواهی را نشان دهنده قدرت خلاقه مخاطب می‌دانند براساس این نظر، هواخواهان عناصر رسانه ای، معنای جدیدی را از محتواهای ارائه شده می‌آفرینند و نیز به ایجاد روش‌های شناخت مسایل فرهنگی نمـایش هـای سبک مند و اجتماعاتی که گروه هواخواهان را از دام فریب رسانه‌ها برهاند، کمک می‌کنند.
11ـ تعریف مخاطب براساس کانال یا محتوا
صنعت رسانه‌ای بیش از هر چیز با این برداشت بسیار خاص از مخاطبان سروکار دارد. به همین دلیل محتواها یا کانال‌های خاص معمولاً مبنای تعریف مخاطبان قرار می‌گیرند. این تعریف برنگرش مخاطب به مثابه محصـول رسـانه هـا تکیه دارد و مطابق آن تولید مخاطب، کار نخست و مسلم هر رسانه است. مخاطب به معنای واقعـی کلمـه را هیچگـاه نمی‌توان در عمل اندازه گیری کرد، بلکه تنها پس از وقوع می‌توان به بازسازی و سنجش آن پرداخت.
12ـ سنت ساختارگرا در سنجش مخاطبان
این سنت بر نظام رسانه‌ای و نظام اجتماعی به عنوان عوامل تعیین کننده تاکید دارند. نظـام اجتمـاعی همـان حقـایق اجتماعی (نظیر تحصیلات، درآمد، جنسیت، محل اقامت، جایگاه در چرخه زندگی و غیره) است که تاثیری تعیین کننده و نیرومند برکردار و پندار عمومی افراد دارند. ساختار رسانه‌ای نیز به مجموعه نسبتاً پایداری از کانال‌ها، گزینـه هـا و محتواهای رسانه‌ای قابل دسترس در زمان و مکان خاص اشاره می‌کند.
رویکرد ساختارگرا به لحاظ نظری حائز اهمیت است چون می‌تواند رابطه بین نظام رسانه‌ای و استفاده افراد از رسانه را نشان دهد. همچنین رویکرد ساختارگرا می‌تواند برای مطالعه جریان مخاطبان بین کانال‌ها و انواع محتواهای متفاوت در طول زمان مفید باشد. همچنین در مسوولیت پذیر کردن رسانه‌ها هم نقش بسزایی دارد، چون بررسی‌های مخاطب شناختی می‌توانند میزان رضایت یا اعتماد نسبی مخاطبان به بخش‌های مختلف رسانه‌ها را تعیین کنند.
13ـ سنت رفتارگرا: اثرات رسانه‌ها و استفاده‌های آن‌ها
این رویکرد نیز نیازها، انگیزه‌ها و شرایط پیرامونی افراد را به عنوان نقطه شروع تحلیل خود برمی گزیند. انـواع اصـلی نیازهای افراد عبارتند از: نیاز به اطلاعات، آرامش، همراهی، تفریح یا فرار. رویکرد بهره وری و خرسندی از رسانه مـی توان یک مدل رفتارگرا (کارکردگرا) باشد هر چند که زمینه‌های خرسندی را باید در بسترهای فرهنگی و اجتماعی هم جستجو کرد. مخاطبان رسانه‌ها را می‌توان براساس این گونه‌های وسیع انگیزشی تقسیم بندی نمود، جامعه شناسـی کارکردگرایانه رسانه‌ها را برآورنده نیازهای گوناگون جامعه می‌دانست.
هرقدر نیازهای خود شناخته بیشتر و برجسته تر باشند، احتمال روی آوردن افراد به رسانه‌ها بیشتر خواهد بود.
14ـ سنت فرهنگی و تحلیل دریافت
سنت فوق براستفاده از رسانه به مثابه بازتابی از یک زمینه اجتماعی- فرهنگـی، و نیـز برفرآینـد معنـی آفرینـی بـرای تجربیات و محصولات فرهنگی تاکید می‌کند و مدل محرک ـ پاسخ مربوط به اثرات رسانه‌ها و هم باور به پیام‌ها یا متن‌های دارای قدرت تام و تمام را مردود می‌شمارد. اغلب پیام‌های رسانه‌ای ماهیتاً "چند معنایی" و پذیرای چندین تفسیر متفاوت می‌باشند. پژوهش‌های مربوط به دریافت رسانه‌ای نیـز بـه مطالعـه مخاطبـان بـه عنـوان "جماعـت تفسیرگر" تاکید دارند. این مفهوم به نگرش‌ها و شیوه‌های ادراک مشترک مخاطبان اشاره می‌کند که غالباً از تجارب اجتماعی مشترک آنها ناشی می‌شوند. تحلیل دریافت مخاطبان از رسانه‌ها بیشـتر بـازوی مـوثر مخاطـب پژوهـی در مطالعات فرهنگی مدرن است تا اینکه خود یک سنت پژوهشی مستقل باشـد. مشخصـات اصـلی سـنت فرهنـگ گـرا (دریافت رسانه ای) عبارتند از:
ـ متون رسانه‌ای باید توسط ادراکات مخاطبان خوانده شود.
ـ مساله اصلی تحقیق، فرآیند استفاده از رسانه و نحوه ظهـور آن در هـر زمینـه اجتمـاعی ـ فرهنگـی خـاص اسـت. ـ استفاده از رسانه‌ها نوعاً وابسته به موقعیت‌های خاص و معطوف به وظایف اجتماعی استفاده کنندگان است که خود از مشارکت افراد در جماعت‌های تفسیرگر نشات می‌گیرد.
ـ مخاطبان گونه‌های خاص رسانه‌ها غالباً متشکل از چندین جماعت تفسیرگرند و شکل هـای گفتمـانی و چـارچوب‌های مشترکی برای معناسازی از رسانه‌ها دارند.
ـ مخاطبان هیچگاه منفعل نیستند و افراد مختلف نیز به دلیل مجرب تر و فعال تر بودن برخی از آنها، هیچگاه یکسان نیستند.
ـ روش تحقیق باید کیفی و ژرف نگر ـ غالباً قوم نگارانه ـ باشد و محتـوای رسـانه ای، عمـل دریافـت و پـس زمینـه اجتماعی ـ فرهنگی مخاطبان را بطور توامان در نظر بگیرد.
رویکرد فرهنگ گرا اشتراک ناچیزی با هردو رویکرد ساختارگرا و رفتارگرا دارد.
15ـ سه مدل سیاست‌های ارتباطی
ـ مخاطب به مثابه قربانی (درمدل اثرات)
ـ مخاطب به مثابه مصرف کننده (درمدل بازار)
ـ مخاطب به مثابه پول رایج (در مدل کالایی)
مکتب جدیدی اخیراً برآن است تا از اینگونه نگرش به مخاطبان بپرهیزد و مخاطبان را به عنوان یک بخـش کامـل و لازم از چیزی بسیار حیاتی ترـ یعنی الگوهای مربوط به تجربیات و تعاملات اجتماعی روزمره ـ در نظر بگیرد.
اصطلاح عام "تحقیق دریافت" به این مکتب جدید اشاره دارد که براساس آن مخاطب بودن خود شکل آموخته شده و گوناگون از اعمال اجتماعی و فرهنگی است.
16ـ تقسیم بندی مخاطبان بر مبنای تمایزمتقابل بین گرایش و هدف
ـ مدل انتقالی: فرآیند ارتباط اساساً بعنوان ارسال پیام‌ها یا علائم در طول زمان و به منظور کنترل یا اثرگذاری درنظر
گرفته می‌شود. مخاطب بعنوان مقصد یا هدفی برای انتقال قصد مند معانی نگریسته می‌شود. در آمـوزش و مبـارزات تبلیغاتی عمومی این مدل کاربرد دارد. همچنین درمورد استفاده‌های ابزارگرایانه از سوی مخاطبان می‌توان این مدل را بکار گرفت.
ـ مدل بیانی یا آیینی: ارتباط در قالب مفاهیمی مانند شراکت و مشارکت تعریف می‌شود. این تعریف باعـث افـزایش وجوه اشتراک بین فرستنده و گیرنده می‌شود تا اینکه گیرندگان را براساس مقاصد " فرستنده" تبیین کند.
مقصود آن نه ارائه اطلاعات، بلکه بازنمایی باورهای مشترک است. ارتباط، ابزارگرایانه یا سودجویانه نیست و مخاطبان اساساً حکم شرکاء را در یک فرآیند ارتباطی دارند.
ـ مدل توجه: در این مدل منبع ارتباطی خواهان انتقال اطلاعات یا باورها نیست و تنها می‌خواهد توجـه مخاطبـان را جلب کند، بی آنکه اثرارتباطی را درنظرداشته باشد. توجه مخاطبان در مقام "نظاره گران رسانه‌ها" تنها درگیری موقت آنها را با رسانه‌ها نشان می‌دهد و نه عمق درگیری آنها را.
17ـ طبقه بندی مخاطبان براساس نوع روابط اجتماعیـ مخاطبان بی تعلق
ـ مخاطبان دیرجوش
ـ مخاطبان نامتعادل
18ـ طبقه بندی مخاطبان براساس درجه ویژگی‌های گروهی ـ اجتماعیـ گروه‌های هم بسته
ـ گروه‌های پیوسته
ـ گروه‌های پایدار
19ـ دو شکل اصلی تنوع مخاطبان براساس تمایز بین ناهمگنی و همگنی
ـ تنوع داخلی: اصطلاح تنوع داخلی زمانی بکارمی رود که یک رسانه بتواند مخاطبان اجتماعاً ناهمگن و غالباً فراوان را جذب کرده و محتواهای متنوع فراوانی را مطابق با سلایق، علایق وافکار متفاوت در دسترس مخاطبـان‌‌اش قراردهـد.  
کانال‌های تلویزیون ملی و روزنامه‌های شهری یا محلی در این مقوله جا دارند. این رسـانه هـا نوعـاً بـرای هرکسـی چیزی دارند و محتوای شان اطلاعات عینی و گسترده‌ای از عقاید متفاوت را شامل می‌شـود، بـدون آنکـه جانبـداری خاصی را نشان دهد.
ـ تنوع خارجی: کانال یا رسانه‌ای که تحریریه خاص خود را دارد و محتوای گزینش شده‌ای بـه مخاطبـان مشـخص ارائه می‌کند. در اینجا گزینش برنامه‌ها براساس سیاست، مذهب، شیوه زندگی، ترجیحـات فرهنگـی یـا دیگـر اصـول صورت می‌گیرد. مخاطبان جذب شده احتمالاً همگن هستند؛ هرچند که مخاطبان کل سیستم رسانه‌ای متنوع خواهند بود. نشریات و البته به احزاب سیاسی آشکارترین این نوع رسانه‌ها می‌باشند.
20ـ مخاطب سرسخت
این نوع مخاطب هرچند در بذل توجه خود چندان گزینشگرنیست، اما در دریافت رسانه‌ها گزینش می‌کند.
21ـ معانی و مفاهیم متفاوت فعالیت مخاطبان
1. گزینشگری: مخاطبی را فعال می‌دانیم که دست به انتخاب بزند- استفاده بیش ازحد از رسانه غیرگزینشگرانه و در نتیجه غیرفعالانه تلقی می‌شود. استفاده کنندگان فعال تر درصرف وقت خود سخت گیرترند.
2. نفع گرایی: مخاطب رسانه‌ای بنابراین تعبیرمصرف کننده خود- منفعت جو است. مصرف رسانه‌ای نشـان دهنـده ارضای برخی نیازهای کم و بیش آگاهانه است.
3. قصد مندی: مخاطب فعال فردی است که بطور فعالانه به پردازش اطلاعات و تجارب دریافت شده می‌پردازد.
4. مقاومت دربرابر تأثیر: براساس موازین مفهوم " مخاطب سرسخت" مفهوم فعالیت در اینجا بـر محـدودیت هـایی تاکید می‌کند که اعضای یک گروه از مخاطبان در برابر اثرات یا آموزش‌های ناخواسته ایجاد می‌کنند.
5. درگیری: هرقدرمخاطبان بیشتردرتجربه رسانه‌ای خود"درگیر" یا "غرق شده" باشند به همان نسبت می‌تـوان از درگیری آنها حرف زد. این مقوله را می‌توان "برانگیختگی عاطفی" نیز نامید. هرقدر برانگیختگی بیشتر باشد گـرایش به ادامه استفاده نیز قوی تر خواهد بود. درگیری را می‌توان بصورت گفتگو با تلویزیون یا با دیگـر تماشـاگران دربـاره برنامه مشاهده کرد.
تمامی این گونه‌های پنجگانه فعالیت مخاطب به همان لحظه‌ای که مخاطب در معرض رسانه قرارگرفته مربوط نمی‌شود. بلکه پیش، در حین استفاده یا بعد از استفاده از رسانه می‌تواند اتفاق بیفتد. بنا به نظری بـرای مخاطبـان تقریبـاً محال است که اصلاً فعال نباشد.
22ـ مخاطب رسالت مند
گاهی یک رسانه برای خود یک هدف یا رسالت سیاسی، فرهنگی و مذهبی قایل می‌شود. چنین رسانه‌ای تمایل مـی یابد تا رابطه خود با مخاطبان شان را در قالب رهبری و تبلیغ یک ایدئولوژی یا آرمان تعریف نمایند یا اینکـه تنهـا بـه انعکاس صدای گروه یا مردم مورد نظرشان می‌پردازد. در چنین شرایطی، مخاطبان نسـبت بـه رسـانه برگزیـده شـان نگرشی تحسین انگیز خواهند داشت. چنین رسانه‌هایی تمایل می‌یابند تا رابطه خـود بـا مخاطبـان شـان را در قالـب رهبری و تبلیغ یک ایدئولوژی مورد نظرشان یا آرمان تعریف نمایند یا اینکه تنها به انعکاس صدای گروه یا مردم مورد نظرشان می‌پردازند.
× سه رویکرد در ایجاد"صمیمیت از دور" برای مخاطبان
1. راهبردهای گفتمانی نظیر استفاده از سبک خودمانی و دیگر اشکال خطاب‌های دوستانه و صمیمانه.
2. خلق مخاطبان واقعی خیالی با استفاده از ابزارهایی نظیر جلوه‌های ویژه صـوتی ( خنـده، کف زدن) یـا تلفـن هـای مستقیم شنوندگان.
3. برقرار کردن تعاملات شخصی با شنوندگانی که خواهان مشارکت در مباحث هستند. البته بکارگیری این شیوه‌ها به رواج احساسات عدم صداقت و زمینه بی اعتمادی منجر شد و ایـن متفکـران منتقـد را برآن داشت تا رسانه‌های جمعی را متهم به فریبکاری ذاتی کنند.
× روابط مخاطب و رسانه
1. جهت گیری عاطفی مخاطبان
2. میزان درگیری یا وابستگی (تعامل فرااجتماعی: تعامل با شخصیت‌های رسانه ای): نقش مثبت یا منفی دو هویت مندی دارد
3. هواخواهی رسانه ای: ضعیف‌ترین نوع هواخواهی همان علاقمندی صرف به یک رسانه و قوی‌ترین نوع سـرمایه  گذاری عاطفی بالا و تمرکز فعالانه برحول یک شخصیت رسانه‌ای است.
4. مخاطب به مثابه مصرف کننده عقلانی: مخاطب رابطه‌‌اش با رسانه همانند مشتریان دیگر بازارهای مصرفی است.  
مخاطبان در بازارهای رسانه‌ای در پی تولیدات مناسب می‌گردند که ارزش پول صرف شـده را داشـته و از کیفیـت و قابلیت اعتماد برخوردار باشد. رابطه مخاطب با منابع رسـانه‌ای در مـدل هـای مصـرف عقلانـی اساسـاً غیرعـاطفی و محاسبه گرانه است.
5. وابستگی هنجاری به رسانه: چارچوب‌های هنجاری ناشی از اخلاقیات و عقاید هنوز هم نقـش برجسـته‌ای درشکل دادن به گرایش‌های مربوط به رسانه‌ها دارند. انتظارات هنجاری نه تنها به استفاده از رسانه‌ها بلکه به محتوای آن‌ها هم مربوط می‌شوند. مخاطبان انتظار دارند رسانه‌ها با هنجارهای مربوط به حسن سلیقه و اخلاق هماهنگ باشند، و نیز بعضاً با ارزش‌هایی نظیر اجتماع محلی، وطن پرستی و دموکراسی تطابق داشته باشند.
× دریافت مخاطبان و مبادله معنا
نظریه جدید مخاطبان برآن است که نه تنها اهمیت تجربه مخاطبان بلکه معنای اقتباس شده از محتوای رسانه‌ها نیـز تا حد زیادی به تصورات، تجارب و مکان اجتماعی یکایک مخاطبان بستگی دارند. مخاطبان معانی ارائه شده در متون رسانه‌ای را براساس نگرش و آرزوی خود " رمزگشایی" می‌کنند. هرچند ایـن کاردریـک چـارچوب تجربیـات نسـبتاً مشابه انجام می‌گیرد.
× استفاده اجتماعی از رسانه‌ها
1. رسانه غالباً تنهایی و اضطراب ناشی از انزوا را تقلیل می‌دهند و بعنوان جایگزینی برای تماس‌های اجتماعی واقعی، که مخصوصاً در شرایط زندگی مدرن شهری ممکن است به سادگی امکانپذیر نباشد، بکار می‌روند.
2. تماس‌های اجتماعی از طریق رسانه‌های جمعی می‌تواند تماس واقعی بین افراد را تکمیل و تقسـیم کنـد و تـوان بالقوه برای تعامل اجتماعی را افزایش یا کاهش دهد.
3. یادگیری اجتماعی و جامعه پذیری از طریق رسانه‌ها

منابع دیگر

 نظریه‌های ارتباطات، ورنر سورین، جیمز تانکارد، ترجمه علیرضا دهقان، تهران، انتشارات دانشگاه تهران ص 328 18 همان 19
[1] - قشقاوی، محمدسعید، تبلیغ ادیان غیرتوحیدی در قالب انیمیشن، جام نیوز، کد خبر395521، مشاهده در 31 شهریور 93
[2] - فعالی، محمدتقی،. آفتاب و سایه‌ها، انتشارات نجم الهدی، صفحه 335
[3] - قشقاوی، محمد سعید، تبلیغ ادیان غیر توحیدی در قالب انیمیشن، سایت جام نیوز، کد خبر۴۹۷۲۴۲۴، تاریخ مشاهده:17 شهریور 

- کتابهای الکترونیکی وزارت ارشاد
https://rasaneh. farhang. gov. ir/fa/publish/ebooks
- تبلیغ بین المللی اسلام
https://t. me/Allah4all
رسانه‌ها و ادیان مستقل
- شفیعی کدکنی، محمدرضا، ص 22.
هوشمندی و مهندسی فراگیر تبلیغی به دست مخاطبان سپرده می‌شود؛ اگر این گونه نشود فرصت پیامسازی مخاطبان همچنان به دست رسانه‌های اینجهانی و مادی خواهد ماند.
- الکه د یونگ)8330(، سرمایه اجتماعی، سهیل سمی، زهره حسین زادگان، قشنوس.
- انوری حسن)8388(، فرهنگ بزرگ سخن، تهران، نشر سخن، زمستان 8388، ج 3.
- پارسانیا حمید)8338(، جهانهای اجتماعی، کتاب فردا.
- پیتر دیکنز)8311(، جامعه شناسی شهری، ترجمه دکتر حسین بهروان، انتشارات آستان قدس.
- پیتر سوندرز)8331(، نظریه اجتماعی و پرسش شهری، ترجمه محمود شار پور.
- جان فیلد)8388(، سرمایه اجتماعی، ترجمه غفاری، غلامرضا؛ رمضانی، حسین؛ کویر.
- خوانساری)8341(، شرح غرر الحکم، ج 1.
- دیوید انگلیس، جان‌هاگسون)8335(، جامعه شناسی هنر، ترجمه جمال محمدی، نشر نی.
- سالاری فر محمدرضا)8381(، روان شناسی اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
- سبحانی نیا محمدتشی)8331(، رفتار اخلاقی انسان با خود، موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث.
- صفایی حا ری، علی)8338(، اندیشه من، لیله الشدر.
- عبدالله جوادی آملی)8388(، نسبت دین و دنیا، نشر اسراء.
- مریجی، شمس الله)8383(، جامعه شناسی در عرصه تبلیغ دینی، دانشگاه باقرالعلوم) (، بوستان کتاب.
- مانو ل کستلز)8380(، عصر اطلاعات؛ ظهور جامعه شبکه‌ای، ترجمه احد علیشلیان_افشین خاکباز.
- منوچهر محسنی)8333(، جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی.
- محمّدّی اصل، عباس) 8331 (، تکامل اجتماعی در نظریه ساختی - کارکردی تالکوت پارسونز، تهدران: نشدر جامعه شناسان، چاپ اول.
- ویلیام آوتویت و تام باتامور)8331(، فرهنگ علوم اجتماعی قرن بیستم، ترجمه حسن چاوشیان، نشر نی.
- آذر کفا پور و همکاران)8333(؛ نشش ارز برند مبتنی بر مشتری در تأثیر تبلیغات بر پاسخ مصرف کننده، دوفصلنامه علمی- پژوهشی کاو‌های مدیریت بازرگانی، سال ششم، شماره 81.
- شهره سیدحسینی و همکاران)8331(، اپیدمیولوژ اطلاعات: مفهدومی نوظهدور در حیطدهٔ تعامدل انسدان و اطلاعدات مبتن بر دیدگاه آیزنباخ، فصلنامه علمی پژوهشی پژوهش نامه پرداز و مدیریت اطلاعات، دوره 31 شماره 3.
- سید محمد طباطبایی نسب، فهیمه ماه آورپور )8335(، بررسی تعامل بین عوامل چهارگانه مؤثر بر شهرت برند و نشش آن بر تبلیغات توصیهای، مدیریت برند، سال چهارم، شماره 1.
- زهرا بزرگ زاده، سید نجم الدین امیرشاه کرمی )8331(، گستر فراگیدری تبلیدغ تعداملی و سداختار فرآیندد ارتباطی آن با مخاطب، نشریه هنرهای زیبا هنرهای تجسمی، دوره 11، شماره 4.
- مجموعه‌ی آماری و تحلیلی فرهنگی و هنری شاخص‌های فرهنگی، وضعیت مطبوعات در کشور، ۱۳۸۲
- محمدیان، محمود، ۱۳۸۶، مدیریت تبلیغات، تهران، انتشارات حروفیه، چاپ سوم.
- مودودی، ابوالقاسم، ۱۳۸۱، ‌ آسیب‌شناسی مبلغین دینی پس از انقلاب اسلامی، روزنامه‌ی همبستگی، ‌ شماره ۱۵.
- خندان، ‌محسن، ۱۳۷۴، تبلیغ اسلامی و دانش ارتباطات اجتماعی، تهران.
- محمدیان، ۱۳۸۲-کاتلرو آرمسترانگ، ۲۰۰۰..
- مطهری، مرتضی، ۱۳۶۴، حماسه‌ی حسینی، تهران، انتشارت، ‌صدرا، چاپ چهارم.
- عباسی مقدم، ۱۳۷۹.
- محمدیان، ۱۳۸۲-کاتلرو آرمسترانگ، ۲۰۰۰.
- صفر، ص۲۰-۴۶.
- فضل الله، ۱۴۰۶، ص۹۰ به بعد.
- حمزه، ص۱۳۴.
- لاوند، ص۲۲۴-۲۳۰
- خندان، ‌محسن، ۱۳۷۴، تبلیغ اسلامی و دانش ارتباطات اجتماعی، تهران، ص۱۸۱-۱۸۲.
- فرشیدفر، ‌ ابوالقاسم، ۱۳۷۲، روان‌شناسی تبلیغ، ‌ تهران، مؤلف..
- امام‌خمینی، روح الله، صحیفه نور، ج۱۵، ص۲۴۹..
- خندان، ‌محسن، ۱۳۷۴، تبلیغ اسلامی و دانش ارتباطات اجتماعی، تهران.
- کریم‌زاده، ‌ اسماعیل، ۱۳۷۳، اصول و مبانی تبلیغ، قم، معاونت پروهشی آموزش و پرورش منطقه یک قم.
- سعیدی، محمد حسن، ۱۳۸۲، تبلیغ دینی، تهران، اداره‌ی کل پژوهش‌های سیما.
- کریم‌زاده، ‌ اسماعیل، ۱۳۷۳، اصول و مبانی تبلیغ، قم، معاونت پروهشی آموزش و پرورش منطقه یک قم.
- محمدیان، ۱۳۸۲-کاتلرو آرمسترانگ، ۲۰۰۰.
- اردستانی، احمد صادقی، ‌ ۱۳۷۰، روش‌های تبلیغ و سخنرانی، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم.
- کریم‌زاده، ‌ اسماعیل، ۱۳۷۳، اصول و مبانی تبلیغ، قم، معاونت پروهشی آموزش و پرورش منطقه یک قم.
- محمدیان، ۱۳۸۲-کاتلرو آرمسترانگ، ۲۰۰۰.
- سلاحی، عزیز و تکیه، عباس، ۱۳۵۱، تبلیغات بازرگانی، انتشارات مدرسه‌ی عالی بازرگانی.
- حسینی پاکدهی، ‌ علی، ۱۳۸۱، مبانی اقناع و تبلیغ، ‌تهران، ‌انتشارات آن.
- فرشیدفر، ‌ ابوالقاسم، ۱۳۷۲، روان‌شناسی تبلیغ، ‌ تهران، مؤلف..
- چهار ویژگی از مقاله‌ی N. Birbaum در بخش دین از فرهنگ علوم اجتماعی، انتشارات مازیار، تهران، ۱۳۷۶ نقل شده است.
- چارچوب آمارهای فرهنگی یونسکو 2009
- خبرگزاری رسا، گفت و گو با حجت الاسلام غلام عباس‌هاشمی، استاد حوزه علمیه قم، سوم مرداد 38.
منابع بازی‌ها
- حاجهاشمی، محمداسماعیل) 7833(، «بازی رایانهای؛ ابزار آموزش»، در مسعود کوثری و 
عبدالله گیویان، «بازیهای رایانهای»، مجموعه مقالات، تهران: همشهری.  
- خلیلی، احمد) 7835(، آسیبشناسی بازیهای رایانهای، اتحادیه انجمنهای اسلامی 
دانشآموزان.  
- کوثری، مسعود و گیویان، عبدالله) 7833(، «مقدمه»، در مسعود کوثری و عبدالله گیویان،
بازیهای رایانهای، مجموعه مقالات، تهران: انتشارات همشهری. کوثری، مسعود) 7833(، «تعاملی بودن در بازی رایانهای؛ فراخوانی به خدمت»، فصلنامه 
تحقیقات فرهنگی، شماره 1. گانتر، بری )7831(، اثر بازیهای ویدیوئی و رایانهای بر کودکان، سیدحسن پورعابدینی، تهران: جوانه رشد.  
- میکولا، ماژا) 7831(، «جنسیت و بازیهای ویدئویی: ظرفیت سیاسی لارا کرافت»، مهروش 
- ذاکری، در مسعود کوثری، درآمدی بر بازیهای ویدئویی و رایانهای، تهران: سلمان.  
- یاراحمدی، لعیا) 7833(، «آرماگدونیسم در بازیهای رایانهای»، در مسعود کوثری و عبدالله 
گیویان، بازیهای رایانهای، مجموعه مقالات، تهران: انتشارات همشهری.
- Berthold Friedrich Brecht
Bryant, J. , & Davies, J. (2006), "Selective exposure to video games", In P. Vorderer, & J. Bryant, Playing Video Games: Motives, Responses, and Consequeces (pp. 191-194), New Jersey: lawrence erlbaum associates.  
Buckley, K. , & Anderson, C. (2006), "A Theoretical Model of the Effects and Consequences of Playing Video Games", In P. Vorderer, & J. Bryant, playing video games: motive, responses, and consequencces (pp. 363378), New Jersey: lawrence erlbaum associates publisher.  
Castronova, E. (2007), EXodus To The Virtual World, New York: Palgrave Macmillan.  
Gee, J. P. (2003), What video games have to teach us about learning and leteracy, New York: Palgrave Macmillan.  
Lee, K. M. (2008), "Interactivity in reception", In W. Donsbach, The international Encyclopedia of communication (pp. 2322-2326), Oxford: 
Blackwell Publishing.  
Lee, K. M. ; Park, N. ; Jin, S. (2006), "Narrative and Interactivity in Computer Games", In P. Vorderer, & J. Bryant, Playing Video Games: Motives, Responses, and Consequeces (pp. 259- 274), New Jersey: Lawrence Erlbaum Associates.  
Lee, K. M. , & Peng, W. (2006), "What Do We Know About Social and Psychollogical Effects of Computer Games? A comprehensive Review of the Current Literature", In P. Vorderer, & J. Bryant, Playing Video Games (pp. 327-345), New Jersey: Lawrence Erlbaum Associates.  
Liberman, D. A. (2006), What Can We Learn From Playing Interactive Games? In P. Vorderer, & J. Bryant, Playing Video Games: Motives, Responses, and Consequences (pp. 379-397), New Jersey: LEA.  
Newman, J. (2004), Video games, London: routledge.  
Novak, J. , & Levy, L. (2008), Play the game: the parent's guide to video games, Boston: Thomson.  
Plate, S. B. (2011), "Religion is Playing Games: Playing Video Gods, Playing to Play", Religious Studies and Theology, 215-230, Retrieved: 3 1, 2012 from ProQuest
Rafaeli, S. (1998), "Interactivity: form new media to communication", In Advancing communication science: Merging mass and interpersonal processes (pp. 111-134), Retrieved: 3 6, 2011 from: http://gsb. haifa. ac. il/~sheizaf/interactivity/ 
Ritterfeld, U. , & Weber, R. (2006), "Video Games for Entertainment and Education", In P. Vorderer, & J. Bryant, Playing Video Games; Motives, Responses, and Consequences (pp. 399-413), New Jersey: LEA.  
Shaffer, D. W. (2006), How computer Games help children learn. MIT.  
Vorderer, P. , & Chan, E. (2006), "Massively Multiplayer Online Games", In P. Vorderer, & J. Bryant, playing video games: motive, responses, and consequencces (pp. 77-89), New Jersey: lawrence erlbaum associates publisher.
• پایگاه‌های اینترنتی 
http://gsb. haifa. ac. il/~sheizaf/interactivity/ (7892/71/75) 
http://www. merriam-
webster. com/dictionary/computergame?show=0&t=1305012917 (7892/1/12) 
http://www. stripes. com/news/not-playing-around-army-to-invest-50m-incombat-training-games-1. 85595(7892/1/72) 
http://www. livescience. com/10022-military-video-games. html (7892/72/1) 
منابع رسانه‌های نوین
- مک‌کوایل، دنیس (1387). رسانه‌های نوین- نظریه نوین. ترجمه سعید شاه‌حسینی. بازیابی 10 آبان 1399 از
http://www. anthropology. ir/artide/1321
- بابایی، محمود و فهیمی‌فر، سپیده (1392). ویژگی‌های رسانه‌های نوین و الگوهای ارتباطی. فصلنامه مطالعات ملی کتابداری و سازمان‌دهی اطلاعات. 24(4). 174-193.
- Thompson, John B. (2005). The media and modernity: A social theory of the media. Stanford, CA: Stanford University Press
رمان
- رمان و دین، دیویس، رابرستون؛ ترجمه‌ی ناصر ایرانی، نشر دانش، بهمن ۱۳۶۷، سال ششم، شماره‌ی دوم، ص ۱۲.
- درباره‌ی ادبیات و هنر دینی، زواریان، زهرا؛ تهران، انتشارات سوره‌ی مهر، ۱۳۸۸، چاپ اول، ص۵۰.
- سلیمانی، مرضیه؛ ملاحظاتی در باب رمان دینی، اطلاعات و حکمت، فروردین ۱۳۸۹، شماره ۴۹، ص ۳۳.
- درباره‌ی ادبیات و هنر دینی، زواریان، زهرا؛ تهران، انتشارات سوره‌ی مهر، ۱۳۸۸، چاپ اول، ص۱۵۰.
۷- رویکردهای عمده‌ی ادبیات داستانی جنگ، سعیدی، مهدی؛ پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شماره‌ی هفتم، پاییز ۱۳۸۵، صص ۲۴ و ۲۵.
- تفنگ و ترازو (نقد و تحلیل رمان‌های جنگ)، سلیمانی، بلقیس؛ تهران، ۱۳۸۰، نشر روزگار، چاپ اول، ۱۳۸۰.
- باورهای معنوی در ادبیات فارسی، سالاری، محمد؛ (مقاله‌ی موجود در سایت جامع دفاع مقدس)، چهار شنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۸، صص ۱ و ۲.

رسانه شناسی دکتر حسنا کاظمی

پیشگفتار 8
فصل 1: تاریخچه ارتباطات و رسانه در ایران و جهان
مقدمه. 10
سیر ارتباط جمعی در جهان. 10
کهکشان شفاهی.. 11
کهکشان گوتنبرگ.. 13
کهکشان مارکنی.. 14
پیدایش ارتباطات راه دور 15
سیر ارتباط جمعی در ایران. 17
فصل 2: ارتباطات و رسانه
مقدمه. 22
ارتباطات.. 22
تعریف ارتباط.. 23
پیام. 24
انواع ارتباطات.. 28
رسانه. 32
ویژگی‌های‌ رسانه. 33
انواع رسانه. 34
فصل 3: نقش و کارکرد وسایل ارتباط جمعی
کارکردهای وسایل ارتباط جمعی.. 40
کارکرد اطلاع‌رسانی.. 40
کارکرد آموزشی.. 42
کارکرد همبستگی.. 43
کارکرد تبلیغاتی.. 45
کارکرد اوقات فراغت و سرگرمی.. 48
فصل 4: مدل‌های ارتباط جمعی
مدل. 52
مدل‌های ارتباط جمعی.. 52
مدل لاسول. 52
مدل شانون و ویور 54
نظریه یا مدل جریان دو مرحله‌ای ارتباطات.. 56
مدل دروازه‌بانی وایت.. 59
فصل 5: رسانه‌های چاپی و محیطی
رسانه‌های چاپی.. 62
کتاب.. 62
مطبوعات.. 65
رسانه‌های محیطی.. 68
انواع رسانه‌های محیطی.. 69
مزایا و معایب رسانه‌های محیطی.. 73
فصل 6: رسانه‌های صوتی و تصویری
مقدمه. 76
رادیو. 76
انواع فرستنده‌های رادیویی از لحاظ پخش برنامه. 77
ساختار خبر رادیو. 78
شنونده رادیو. 78
مزایا و معایب رادیو. 79
تئاتر. 81
تاریخچه تئاتر در جهان. 81
تاریخچه تئاتر در ایران. 81
شکل و محتوای نمایشنامه‌های ایرانی.. 82
کارکردهای تئاتر. 83
انواع سبک‌های تئاتر. 84
سینما 86
تاریخچه سینما 86
مکاتب سینمایی.. 88
کارکردهای سینما 91
ویژگی‌های سینما 93
تلویزیون. 97
تاریخچه تلویزیون. 97
ویژگی‌های تلویزیون. 98
ساختار خبری تلویزیون. 99
مزایا و معایب تلویزیون. 102
فصل 7: اینترنت و رسانه‌های دیگر
اینترنت.. 104
تاریخچه اینترنت در جهان. 105
اینترنت در ایران. 107
مزایای اینترنت.. 109
وب.. 109
وب 1. 110
وب 2. 110
وب 3. 111
وب 4. 112
وبلاگ.. 112
تاریخچه وبلاگ در ایران. 113
ویژگی وبلاگ.. 114
مزایا و معایب وبلاگ.. 114
شبکه‌های اجتماعی.. 115
مزایا و معایب شبکه‌های اجتماعی.. 118
تلفن همراه 119
تاریخچه تلفن همراه در جهان. 119
تاریخچه تلفن همراه در ایران. 120
نقش تلفن همراه در زندگی اجتماعی.. 121
مزایا و معایب تلفن همراه 122
فصل 8: خبرگزاری
خبرگزاری.. 126
تعریف خبر. 126
تعریف خبرگزاری.. 128
کارکرد خبرگزاری.. 128
شرایط لازم برای تأسیس یک خبرگزاری.. 129
تاریخچه خبرگزاری در جهان. 129
خبرگزاری‌های ایران. 132
فصل 9: تأثیرات رسانه
مقدمه. 136
رسانه و مدرنیته. 136
رسانه ‌و جنسیت.. 138
رسانه، تصویر و وانمایی.. 140
رویکردهای اخلاق رسانه‌ای.. 142
فصل 10: نظریه‌های رسانه
نظریه. 146
نظریه مک‌لوهان: رسانه پیام است.. 147
نظریه‌هابرماس: رسانه و حوزه عمومی.. 148
نظریه شکاف آگاهی.. 149
نظریه برجسته‌سازی.. 151
نظریه هنجاری رسانه. 152
نظریه رسانه‌های شوروی.. 154
نظریه رسانه‌های توسعه‌بخش... 154
نظریه رسانه‌های جدید (عصر دوم رسانه) 155
نتیجه‌گیری.. 158
کتابنامه.  

کتاب رسانه شناسی کاربردی( روابط عمومی و مدیریت امور فرهنگی)

نویسندگان: شفیع بهرامیان، شیرزاد بخشی
انتشارات سخنوران
این کتاب، می‌تواند منتقل کننده پیام در ساخت فرهنگ عمومی، باورها و افکار عمومی موثر باشد. اثر در فرهنگ عمومی با استفاده از ابزارهایی است که آن ابزارها ( رسانه‌ها) امکان این تاثیرگذاری را معین می‌کند. این کتاب می‌کوشد با گردآوری اطلاعات مرتبط با رسانه‌ها (خبری، اطلاع رسان، تبلیغاتی، انتشاراتی، دیداری، شنیداری و.... ) اصول و مبانی و ویژگیهای هر کدام را مورد بررسی قرار می‌دهد.
این کتاب شامل 20 فصل می‌باشد:
درباره رسانه
سیر تحول وسایل ارتباطیبشر از جامعه ابتدایی تا جامعه اطلاعاتی
منبر، نقش ارتباطات و عوامل اجتماعی موثر بر تبلیغ چهره به چهره
مطبوعات و خبرگزاریها
رادیو
تلویزیون
ماهواره / رایانه/ویدئـو
سینمـا
رسانه‌های مدرن دیجیتالی و مزیت آنها بر رسانه‌های معمولی
اینترنت چیست؟
نشـر الکترونیک؟
وبلاگ و پاکدست
فن آوریهای نوین الکترونیکی
تعریف رسانه‌ها/ انواع رسانه‌ها
تصویر/کتاب/مجله
نمودارها/نقشه/پوستر/کاریکاتور/ نواهرهای کاست و.........
صفحه/ صفحه لیزری/ کارتهای شنیداری / تلفن/ رادیو
فیلم استریپ/ اسلاید/طلق شفاف
رسانه‌های شنیداری- دیداری متحرک /فیلم/ سه بعدی‌ها/کامپیوتر
رسانه‌های نوشتاری

توضیحات بیشتر:

رسانه شناسی کاربردی: کتاب"رسانه شناسی کاربردی " ( Appleid Medialogy ) به همت دکتر شفیع بهرامیان و شیرزاد بخشی با توجه به لزوم آشنایی کارشناسان روابط عمومی و امور فرهگنی با ویژگیهای رسانه‌های کلاسیک و نوین و همچنین نیاز مراکز دانشگاهی و علمی- کاربردی به اینگونه منابع، چاپ و در اختیار دانشجویان و علاقمندان قرار گرفت. در این کتاب علاوه بر توجه به مبانی ارتباط جمعی، تعاریف رسانه و انواع رسانه‌های سنتی، کلاسیک، جمعی و نوین و دیجیتال، تکنولوژیهای جدید برای روابط عمومی‌ها نیز ارائه و تشریح شده است. همچنین در یک فصل وسایل سمعی- بصری مورد استفاده در روابط عمومی‌ها و مراکز آموزشی و فرهنگی نیز معرفی شده است.  

منابع دیجیتالی بیشتر

Media Literacy Going Digital - Centre for Media Pluralism and Freedom

Digital and Data Literacy: Two Essential Skills for Educators to Teach our Students in 2021 and Beyond – Navigating the Present and Future of Education

مخاطب شناسی (جلسه اول )

Digital Citizenship & Ethics | Let's Talk Science

جریان شناسی رسانه – ما دلواپسیم

جزوه کامل درس رسانه شناسی

 

گزارش سالانه Internet Trends به قلم ماری میکر (Mary Meeker) از جمله گزارش‌هایی است که در حوزه صنعت فناوری بسیار به آن توجه می‌شود. 

 

 

 

الکترونیک، ‌دیجیتال، سایبر یا آنلاین ؟

چند واژه هست که معمولا بین آنها خلط می‌شود و به کرات دیده ام که حتی روزنامه نگاران و اهل فن، تفاوت‎های آنها را نمی‎دانند .
این چهار واژه عبارتند از الکترونیک،دیجیتال، سایبر و آنلاین که بعضی وقت‎ها به دلیل برخی شباهت‎ها اشتباها" به جای هم به کار برده می‌شوند .
«الکترونیک» به محیط عرضه و فرمت آن بر می‌گردد . یعنی شما اطلاعاتی را به شکل الکترونیک عرضه می‌کنید که ممکن است ضرورتا دیجیتال (صفر و یک) نباشد . مثلا تلویزیون آنالوگ یا عرضه یک سند به شکل PDF . چنین پدیده‎هایی الکترونیک هستند ولی ضرورتا رقومی (دیجیتال) نیست زیرا امکان ارتباط با سایر داده‎ها را ندارند . اما اگر همین اطلاعات، به صورت «صفر و یک» عرضه شد علاوه برالکترونیک بودن دیجیتالی هم هست . فرقش مثل این می‌ماند که یک مقاله را به صورت PDF داشته باشید یا فایل همان مقاله را در محیطWORD داشته باشید. در صورت اخیر، قابلیت تغییر فونت، اصلاح متن، چینش الفبایی و بقیه امکانات را دارید چون به صورت دیجیتال عرضه شده، در حالی که وقتی فایل PDF آن مقاله را دارید هیچ انعطافی ندارد زیرا دیجیتال نیست و فقط الکترونیک است .
تفاوتی که رسانه کاغذی با رسانه دیجیتال دارد همین جا خودش را نشان می‌دهد. در رسانه کاغذی، ‌شما با محدودیت فضا مواجهید چون تابع تعداد صفحات مدیوم مکتوب هستید، ‌با محدودیت زمان هم مواجهید مثلا اگر روزنامه دارید فقط هر 24 ساعت یکبار می‌توانید اطلاعات عرضه شده را به روز کنید (‌یا با تدابیری مثل چاپ دوم و سوم یا فوق العاده چنین محدودیتی را فقط تا حدی جبران کنید ) علاوه بر این، ‌امکان بهره گیری از سیستم تداعی یا پس زمینه خبری با استفاده از ظرفیت ارتباط بینامتنی را ندارید . اما نسخه دیجیتال می‌تواند متن کامل یک گزارش یا مصاحبه و یا عکسهای متعدد از یک حادثه را بدون محدودیت مکانی منتشر کند،‌ می‌تواند آمار تلفات بلایای طبیعی یا حوادث تروریستی را در لحظه به روز کند،‌ حتی اشتباهات خود را که در نسخه چاپی،‌ گریزی ندارد، مرتفع کند (‌البته با قاعده خاص حرفه‎ای خودش)، می‌تواند گزیده خبرهای مرتبط را بگذارد و ...
اگر در محیط دیجیتال، دسترسی به فرامتن، امکان تعامل مخاطب و مقولاتی مثل hyperlink یا چانک یا چند رسانه‎ای اضافه شود به سایبر نزدیک می‌شوید . به عبارت بهتر درسایبر، رسانه انرژی بیشتری می‌گذارد تا مخاطب و کاربر، انرژی گذاری کمتری داشته باشد . در شکل پیشرفته تر، مخاطب حتی می‌تواند کنش گذار هم باشد و از حالت کنش پذیری صرف و انفعال بیرون بیاید . یعنی مثلا" می‌تواند کامنت بگذارد، رسانه روی کامنت‎های او واکنش نشان دهد، از مخاطب خط بگیرد، یعنی مخاطب می‌تواند تاثیر گذار باشد، در تولید مشارکت داشته باشد و مطلب و عکس بفرستد . به او حق انتخاب می‌دهید، حتی می‌تواند صفحه خود را به اصطلاح شخصی و کاستومایز کند . آن چیزی که اصطلاحا web2 گفته می‌شود، این قابلیت‎ها را دارد و حتی امکاناتی مثل شبکه سازی هم نشانه‎ای از این نسل وب است. به عبارت بهتر اگرشاخص‎هایی مثل intertextual (بینامتنی)، intractivity (تعامل)، decenteralized (عدم تمرکز)، decode (دسترسی آزاد) وcopy-left (معاف از کپی رایت) و ... را دیدید بدانید آن رسانه یا آن محیط از الکترونیک و دیجیتال، فاصله و ارتفاع گرفته و ارتقاء یافته و سایبر شده است .
«آنلاین» البته مقوله دیگری است. اگر یک رسانه به صورت 24 ساعته مطالب خود را به روز کند و نسبت به اتفاقات و رویدادها حساسیت نشان بدهد آن وقت آنلاین است . به عبارت بهتر، کارکردها یا صفاتی چون الکترونیک،‌دیجیتال، و سایبر سلسله مراتبی‎اند و هر یک، اگرچه واجد همه ویژگی‎های قبلی است اما در عین حال، شکل کاملتری نسبت به قبلی دارد . یعنی همان طور که گفته شد دیجیتال،‌ حتما الکترونیک هم هست بعلاوه ویژگی‎های دیگری (‌اما عکس آن صادق نیست، یعنی هر محیط الکترونیک لزوما دیجیتال نیست) یا سایبر حتما دیجیتال هست بعلاوه ویژگی‎های دیگری (اما عکس آن صادق نیست یعنی هر محیط دیجتال ضرورتا سایبر نیست) . در صورتی که آنلاین حالت سلسله مراتبی آنها را ندارد . به عبارت بهتر نوعی صفت یا کارکرد یا کار ویژه است که بر الکترونیک یا دیجیتال یا سایبر بار می‌شود و آن را قوی تر می‌کند .
همچنان که آنلاین بودن مستقل ازآن درجات سه گانه است، مستقل از خبری بودن یا نبودن هم هست، یعنی وقتی می‌گوییم آنلاین ضرورتا به معنای رسانه خبری نیست . رسانه خبری می‌تواند آنلاین هم نباشد، یعنی هر چند ساعت یکبار یا روزی یکبار، بسته خود را به روز کند (هرچند اگر آنلاین هم باشد، رفتار رسانه‎ای تری خواهد داشت ) در مقابل، یک سایت ممکن است خبری نباشد ولی در عین حال، آنلاین باشد چون آنلاین همچنان که گفته شد ضرورتا به معنای خبری نیست، زیرا مثلا بازی‎هایی که به کاربر به صورت همزمان واکنش نشان می‌دهند نیز به تعبیری آنلاین هستند در حالی که خبری نیستند .
خبرگزاری‎ها و سایت‎های خبری برای توفیق بیشتر باید به معنای واقعی کلمه، آنلاین شوند . حالا هر چقدر بتوانند از توانایی‎های web2 استفاده کنند به محیط سایبر نزدیکتر می‌شوند و آن وقت، هم سایبر و هم آنلاین هستند . هر چقدر به «روزنامه نگاری شهروندی» نزدیکتر شوند به اصطلاح سایبرتر می‌شوند زیرا از امکان تعامل و عدم تمرکز و امکان دسترسی آزاد استفاده می‌برند . یعنی اگر عکسهای خبری و فیلم‎های خبری از حوادث و اتفاقات را به جای این که فقط از عکاسان خود بگیرند از شهروندان هم بگیرند . در این صورت در پوشش یک کار حرفه‎ای و در واقع با هدایت حرفه‎ای‎ها، از آماتورها هم استفاده می‌کند . حتما می‌دانید فیلم‎های کوتاه خبری که درچند سال اخیر رکورد بیننده را شکسته همگی توسط آماتورها و مثلا با دوربین موبایل گرفته شده‎اند . اگر یک رسانه بتواند به شهروندان بگوید که شما هم خبرنگار من هستید به منبع عظیم خبری دست پیدا می‌کند و در عین حال از حالت سنتی خارج می‌شود . رسانه‎های سنتی به اصطلاح one to meny هستند . یک نویسنده یا یک مفسر تلویزیونی می‌نویسد یا می‌گوید و دیگران می‌خوانند یا گوش می‌کنند اما رسانه‎های مدرنmeny to meny هستند . همه گوینده و همه شنونده‎اند و در یک رابطه تعاملی فزاینده قرار دارند . روزنامه نگاری شهروندی از این جهت اهمیت پیدا می‌کند .
البته محیط کاملا آماتور، در عین نشاط و سرعت و سهولت، اشکالاتی هم دارد، از جمله این که مسئولیت پذیری کمتری دارد . رسانه‎های رسمی مسئولیت پذیرترند و خود را مقید به قوانین و حتی آیین نامه‎های اخلاقی حرفه‎ای خود می‌دانند و مساله حقوق شهروندی و مقولاتی مثل حریم خصوصی برای آنها اهمیت پیدا می‌کند . اما طبیعی است وقتی همگان توانایی بارگذاری روی محیط وب را داشته باشند و هیچ فیلتر قانونی (اعم از درونی و بیرونی) نباشد، انحراف و سوءاستفاده به وجود بیاید . لذا می‌بینیم که در دایره المعارف ویکی پدیا که به شاخص‎هایی مثل decode و copy - left متکی است، یک کاربر می‌تواند در یک سر فصل اطلاعات غلط و بعضا غیر اخلاقی درج کند و تا شما بخواهید آن را اصلاح کنید مدتها طول می‌کشد .
اگر نشاط و فراگیری محیط آماتور را با مسئولیت پذیری و حرفه‎ای گری رسانه‎های رسمی پیوند زنیم آن وقت سنتز خوبی در می‌آید . یعنی رسانه، سریعتر و همه گیر تر می‌شود، در عین حال فیلتر‎های قانونی، اخلاقی و حرفه‎ای خود را نیز اعمال می‌کند و به این طریق اطلاعات ارائه شده قابل اتکا خواهد بود . 


مقالات
سیاست
رسانه‎های دیجیتال
علوم انسانی
مدیریت
روش تحقیق‌وتحلیل
متفرقه
درباره فدک
مدیریت
مجله مدیریت معاصر
آیات مدیریتی
عکس نوشته‌ها
عکس نوشته
بانک پژوهشگران مدیریتی
عناوین مقالات مدیریتی
منابع درسی (حوزه و دانشگاه)
مطالعات
رصدخانه شخصیت‌ها
رصدخانه - فرهنگی
رصدخانه - دانشگاهی
رصدخانه - رسانه
رصدخانه- رویدادهای علمی
زبان
لغت نامه
تست زبان روسی
ضرب المثل روسی
ضرب المثل انگلیسی
جملات چهار زبانه
درباره ما | ارتباط با ما | سیاست حفظ حریم خصوصی | مقررات | خط مشی کوکی‌ها |
نسخه پیش آلفا 2000-2022 CMS Fadak. ||| Version : 5.2 ||| By: Fadak Solutions نسخه قدیم