- دین و رسانه - رسانه دینی، دین رسانه‌ای
: 20221201 : 2640

رسانه دینی، دین رسانه‌ای


  1. هنرهای هشتگانه
  2. مبانی تبلیغ دین در رسانه‌های نوین
    1. مبانی کلامی
    2. مبانی فقهی
    3. مبانی اخلاقی
  3. معرفی سایت‌های دین و رسانه
  4. درآمدی بر ساختار روایت دینی
  5. موضوعات تحقیقاتی در حوزه دین و رسانه‌های نوین
  6. کنفرانس بین المللی «ظرفیت شناسی و تأثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزش‌های دینی»
  7. رسانه و کثرت گرایی دینی
  8. چند کتاب در حوزه دین و رسانه
  9. دین رسانه‌ای
  10. رسانه
  11. تأثیر متقابل رسانه و دین
  12. مقاله سوم
  13. نظریه هنجاری رسانه
  14. روایت دینی
  15. دین و رسانه
    1. رسانه و مذهب
  16. دین، جهان مجازی و عالم خیال
  17. رویکردی اسلامی به سرگرمی رسانه ای
  18. تبلیغ ادیان غیرتوحیدی(آئین‌های تائو، بودا و کنفسیوس) در قالب انیمیشن
  19.  مبانی پژوهش
  20. ادیان مردم چین
    1. کنفسیوس
    2. فیلم‌های سیاسی
  21. تعامل دین و رسانه
  22. سینما و دین
    1. سیاست‌های تبلیغی ادیان خاور دور ( ژاپن وچین)
  23. شیوه تعامل دین و رسانه
  24. هنرهای هفت گانه
  25. دین و نمادها
  26. سینما و مستند دینی
  27. رمان دینی
  28. نقش رسانه‌ها در توسعه فرهنگ دینی
    1. ۱. دین، رسانه و هویت
    2. ۲. دین، رسانه و آموزه‌های دینی
    3. ۳. دین، رسانه و جامعه
      1. الف) همگرایی و واگرایی:
      2. ب) خشونت
    4. ۴. دین، رسانه و خانواده
    5. ۵. دین، رسانه و کودکان
      1. الف) اجتماعی شدن
      2. ب) آموزش
    6. ۶. دین، رسانه و انسان مسلمان
      1. الف) تفکر
      2. ب) مصرف گرایی
      3. ج) از خود بیگانگی
  29. فهرست منابع
  30. منوگرافی فضای سایبر شیعی
    1. پیشینیه فضای سایبر شیعی در ایران
    2. موج‌های تحول فضای سایبر شیعی در ایران
    3. نتیجه گیری و پیشنهاد
  31. کتابشناسی
  32. پایگاه و فصنامه‌ها
  33. راهنمای مطالعاتی دین، رسانه و هنر
    1. راهنمای مطالعاتی دین و رسانه
    2. گروه آموزشی فرهنگ و ارتباطات
    3. گروه آموزشی هنرهای رسانه‌ای
  34. جزوه کامل
  35. موسیقی دینی
    1. موسیقی  و شریعت
  36. موسیقی مقدس در ویکی
  37. موشن کمیک (Motion Comic)

هنرهای هشتگانه

هنر اول) هنر موسیقی نظیر؛ نوازندگی، آهنگسازی و… هنر دوم) هنر حرکات نمایشی نظیر؛ رقص، سیرک و… هنر سوم) هنرهای ترسیمی نظیر؛ طراحی، نقاشی، عکاس، خطاطی و… هنر چهارم) هنرهای تجسمی نظیر؛ معماری و دکوراسیون، مجسمه‌سازی، خیاطی و طراحی لباس، شیشه گری و… هنر پنجم) هنر ادبیات نظیر؛ نویسندگی، شعر، داستان، فیلمنامه و… هنر ششم) هنرهای نمایشی نظیر؛ تئاتر، اجرای نمایشنامه و شعرخوانی و… هنر هفتم) هنر سینما نظیر؛ بازیگری، کارگردانی و… هنر هشتم) هنر بازی‌سازی؛ طراحی و ساخت بازی‌های ویدیویی و رایانه‌ای و…

) هنر موسیقی
۲) هنر نقاشی
۳) هنر نویسندگی
۴) هنر شاعری
۵) هنر پیکر تراشی
۶) هنر تئاتر
۷) هنر سینما
۸) بازی‌های رایانه‌ای

مبانی تبلیغ دین در رسانه‌های نوین

مبانی کلامی

خاتمیت اسلام به معنای دین «جاودانه»، «جهانی» و «جامع» است پس همه انسان‌های روی زمین را خطاب قرار دهد و وظیفه مومنان رساندن این پیام بشریت است، در این راستا، تناسب تبلیغی پیام و موقعیت زمانی و مکانی آن مورد توجه اعصار مختلف بوده است. اصلی که حتی گوناگونی معجزات انبیاء الهی نیز از آن نشئت می‌گیرد. پیشوایان معصوم(ع)نیز برای تبلیغ دین به تناسب هر زمان از أشکال مختلف ارتباط «فردی» و «گروهی» به بهترین وجه بهره گرفته اند. رسانه‌های نوین و فراملی شدن پیام رسانی، باعث سهولت دسترسی مخاطبان به برنامههای مختلف و بالارفتن قدرت انتخاب آنان شده و بخش عمدهای از فرصت آنان را به بهره گیری از برنامه‌های رسانهها اختصاص داده است.
اگر بخواهیم بین هنر شعر در صدر اسلام و هنر هفتم، یعنی سینما و تلویزیون ـ که از ظرفیت تمامی هنرها برای تولید پیامهای جذاب و مؤثر بهره میبرندـ مقایسه کنیم، با اندک تأملی پی می‌بریم که هنر شعر در عصر جاهلیت و در صدر اسلام، دقیقاً کارکرد امروزی رسانه‌ها را داشته است. زیرا شعر تمامی عناصر جذابیت اعم از جذابیت‌های کلامی، آهنگی، تصویری و صنایع ادبی، را در خود جای داده است و با ترکیب آنها انرژی و توانمندی فوق العاده‌ای در پیام ایجاد می‌کند و با شکستن تمامی مرزهای جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی سِحرگونه پیام را در دل مخاطب می‌نشاند.

مبانی فقهی

دین جهانی، جاودانه و جامع چنان ظرفیتی دارد که با حفظ اصول و پویایی زمانه جهت رفع نیازهای بشر قدم بر دارد. از این رو دین خاتم بر اجتهاد قاعده مند استوار است تا هدایت و نظارت بر تغییرات زمانی و مکانی را رقم زند. بنابراین ملاک‌هایی همچون: بیشتر بودن منافع آن از ضررهای آن برای فرد و جامعه، سازگاری آن با اصول اعتقادی و ارزش‌های دینی، آگاهی کامل از کج کارکردهای آن، بهره گیری از آن در راستای تعالی روحی انسان و ارتقاء جامعه اسلامی و جبران خلأهایی که تکنولوژی رسانه در روابط فردی و اجتماعی ایجاد میکند ملتزم باشیم.
پس برای اینکه در همه زمان‌ها، مکان‌ها و عرصه‌ها عزت جامعه اسلامی و مسلمانان حفظ شود و استمرار یابد، همه لوازم و مقدماتی که این هدف را تأمین می‌کند بر مسلمانان واجب می‌شود. زیرا قرآن کریم عزت را از آنِ خدا و مؤمنان می‌داند. امروزه رسانهها، هم از جهت سختافزاری و هم نرمافزاری مظهر عزت و اقتدارند. ازاین رو مسلمانان باید آنها را در خدمت تبلیغات دینی و توزیع و توسعه معارف و ارزش‌های الهی و توانمندسازی جامعه اسلامی و حفظ و استمرار برتری اسلام در دنیای امروز به کار گیرند.
با توجه به ویژگی‌های دین مبین اسلام، امروز قدرت پیامرسانی از اساسیترین عوامل اقتدار اجتماعی است و تولید قدرت برای مسلمانان از راه‌های مشروع، یک ضرورت است و از آنجا که امروزه رسانه‌ها علاوه بر اینکه خود از مظاهر قدرت به شمار می‌روند، ابزارهای کارآمدی برای تولید قدرت در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی،اقتصادی، علمی و حتی نظامیاند، باید مورد توجه و استفاده مسلمانان قرار گیرند.
جوامع اسلامی همچون دیگر جوامع به سمت پیشرفت‌های علمی و تکنولوژی در حرکت هستند، امروزه رسانه‌ها مهم‌ترین ابزار و روش برای تقابل با نظام سلطه به شمار می‌روند که می‌توان از نگاه فقهی به ابوابی همچون امر به معروف و نهی از منکر، جهاد فرهنگی و رسانه ای، قاعده نفی سبیل و اصل مقابله به مثل را نام برد.

مبانی اخلاقی

اخلاق و منش و روش هر انسانی، در هر عرصه‌ای که به فعالیت بپردازد، جلوه‌های مبانی عقیدتی و گرایش‌های قلبی و درونی او است. بدین ترتیب شعار جدایی رسانه و عرصۀ هنر و تخیل از اخلاق و عقل و دین، جز حربه‌ای برای سکولاریزاسیون نمودن نهاد رسانه نبوده و نیست. طبق آموزه‌های اسلامی یک مسلمان متعهد در همه جا و در هر حال خود را در محضر ربوبی دیده و همۀ همّ و غمّ خود را مصروف جلب رضای إلهی و کسب توشه برای آخرت خود با تبلیغ و دفاع از حریم دین و انسانیّت می‌نماید. حال چه در فضای رسانه ایفای نقش بنماید یا هر عرصۀ دیگر فردی، خانوادگی یا اجتماعی. «رسانه» به معنی پیامی است که از طریق وسائل ارتباط جمعی به جهت اطلاع رسانی و القاء فرهنگ و معارف و اخلاق، در قالب‌های خبری، فیلم و سریال سینمایی یا مستند، مسابقات و موسیقی و مانند اینها، با محتواهای متنوع و آمیخته با نوعی زیبایی و هنر و جذّابیّت، به مخاطبان در گسترۀ جهانی، ارائه میگردد. لکن به جهت تغلیب استعمال امروزه به خود وسائل ارتباطی و پیام رسانی اعمّ از الکترونیکی مثل: سینما، رادیو و تلویزیون، ماهواره؛ یا مطبوعاتی مثل: روزنامه‌ها، مجلّات، گاهنامه‌ها اطلاق میگردد. نقش رسانه‌ها در تبلیغات، الگوسازی رفتاری، سبک زندگی، اخلاقیّات، فرهنگی و حتّی تأثیرات سیاسی در عرصۀ داخلی و بین المللی بسی برجسته شده است. سرمایه داران سودجوی غربی عمدۀ رسانه‌های غربی را تحت سیطره داشته و صهیونیزم بین الملل در پی جهانی سازی، بلکه آمریکایی سازی دنیا، یعنی سیطرۀ فرهنگ لیبرال محافظه کار آمریکایی بر سراسر جهان از طریق همین رسانه‌ها می‌باشند. از این سو جهانی شدن، یعنی بهره وری از صنایع و فنون جدید دنیا و در تعامل قرار گرفتن بین المللی، برای جهانیان یک ضرورت شده است. رسانه‌های فعّال در ایران اسلامی، به جهت نبود متون و کارگاه‌های آموزشی متناسب با فرهنگ اسلامی، در اغلب موارد با آموزه‌های غربی دم ساز شده، نظریّه‌های ارتباطی آنان را أخذ و عملکرد رسانهای غرب را الگوی خود قرار داده؛ با همان سبک به آموزش مخاطبین می‌پردازند. ثمرۀ این روند، تعارض و تضادّ داده‌ها و عملکرد رسانه‌ها با آموزه‌ها و داده‌های شیعی و فرهنگ ملّی ایرانی در بسیاری از موارد است. استفادۀ مدام و بی رویّه و الگوگیری شدید مخاطبان از رسانه‌ها، سبب خودباختگی یا دوگانگی هویّت در مخاطبان و بخصوص نسل نو، چه در حیطۀ بینش‌ها و گرایش‌ها و چه در حیطۀ عملکردها و رفتارها و حالات شده است. بدین جهت، از آنجا که فرهنگ حاکم بر نوع رسانه‌های جهان، حتّی ایران اسلامی، لیبرالیزم غربی می‌باشد، در این رساله بطور فشرده به بررسی مبانی و اصول اخلاق از منظر لیبرالیزم پرداخته شده تا با شناسایی دشمن، شاخصه‌های آن اخلاق منحطّ مثل: فردگرایی، آزادی حیوانی، اقتدار و خشونت گرایی، نژادپرستی و طبقه گرایی، انسان محوری، تجمّل گرایی و مصرف زدگی و بالاخره سکولاریزم از عرصۀ رسانۀ اسلامی زدوده شوند. سپس با شناسایی مبانی اسلامی اخلاق رسانه مانند خدامحوری، آخرت گرایی، اصالت روح و معنویّت، تمسّک به آموزه‌های وحیانی و الگوهای برین انسانیّت برای وصول به قلّۀ رفیع خلافت إلهی؛ نیز با بکارگیری اصول و قواعد اخلاق اسلامی، مثل: زهد و قناعت، رعایت حریم خصوصی افراد و مصالح امّت اسلامی و جامعۀ ایرانی، رعایت امانت و صداقت و مانند این‌ها، اخلاق کریمانه جایگزین اخلاق غربی گردد. کلید واژه‌ها: اخلاق، اسلام، رسانه، مبانی اخلاق، اصول اخلاق، اخلاق رسانه و لیبرالیزم .

معرفی سایت‌های دین و رسانه

 خانه رسانه طلاب

 کتاب‌های مرتبط دین و رسانه - مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما

کتاب‌های مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما

مرکز پژوهش‌های صدا و سیما

خانه طلاب جوان

مدرسه اسلامی هنر

درآمدی بر ساختار روایت دینی

نویسنده: غلام رضا یوسف زاده
چکیده
پرسش اصلی در این پژوهش آن است که روایت دینی چگونه روایتی است؟ برای پاسخ گویی به این پرسش، دو بخش در این مقاله در نظر گرفته شده است. در بخش نخست، سیر بحث روایت مرور شده است. در ابتدا، ساختاری نقل می‌شود که ولادیمیر پراپ از قصه‌های روسی در قالب کارکردها و نقش‌ها استخراج کرده است. سپس ساختار «سفر قهرمان» که جوزف کمپل، اسطوره شناس آمریکایی است، ادعا می‌کند یگانه ساختار اسطوره‌های جهان است. آن گاه به تصحیحی می‌پردازیم که کریستوفر وگلر از آن به دست داده است تا ساختاری منطبق بر بسیاری از فیلم‌های سینمایی باشد. در بخش دوم، با توجه به روش پراپ و کمپل و با تأکید بر مراحل و نقش‌ها، ساختاری که از بررسی قصه‌های اسلامی استخراج شده، با نام «سفر سالک الی الله» بیان شده است. این نوشتار با تعریفی در باب روایتی دینی به پایان می‌رسد.
کلیدواژگان: روایت، الگوی روایی، روایت دینی، قصه دینی و سینمای دینی.
مقدمه
بحث «سینمای دینی پس از انقلاب»، یکی از دغدغه‌های اصلی و بحثی چالش برانگیز بود که متأسفانه به نتیجه مشخصی نرسید و در حد اظهارنظرهای کلی باقی ماند. مسئولان امر هم کم کم آن را کنار گذاشتند و اصطلاحات دیگری رامطرح کردند. این در حالی است که بنیاد انقلاب اسلامی ایران بر دین استوار است و انتظار می‌رود دیدگاه اسلام و انقلاب در عرصه هنر و سینما به روشی بیان شود تا راهکاری برای حرکت سینمای ایرانی و جریان هنری باشد. این مشکل نه فقط برای فیلم داستانی به طور عام (سینمایی و سریال‌های تلویزیونی)، بلکه در زمینه تئاتر و داستان‌های مکتوب نیز مطرح است، ولی به دلیل گستردگی دامنه تأثیر سینما و تلویزیون، این پرسش در عرصه این رسانه‌ها شکل گرفته است.
بنابراین، بهتر است این سؤال را کلی مطرح کنیم که روایت دینی چگونه روایتی است؟
پاسخ به این پرسش می‌تواند پاسخ گوی سؤال در حوزه رسانه‌هایی مانند سینما، تلویزیون، تئاتر و رسانه‌های مکتوب باشد که با روایت داستانی سرو کار دارند. البته این تنها دلیل تغییر پرسش در این گفتار نیست، بلکه به این دلیل هم مطرح می‌شود که پاسخ به این پرسش بر کاوش در بحث روایت استوار است.
روایت و ساختار داستان
روایت، بحثی گسترده، پردامنه و دارای جنبه‌های گوناگون است، ولی در اینجا تنها بحث‌های مورد نیاز ارائه می‌شود.
تعریف روایت و اجزای آن
بوردول (1947م.) در کتاب هنر سینما، روایت را «زنجیره‌ای از رویدادهای علّی واقع در زمان و فضا» تعریف می‌کند.(1) این تعریف شامل انواعی چون فیلم داستانی، تئاتر، رمان، حکایت‌های شفاهی، اسطوره‌ها، لطیفه‌ها و حتی تاریخ و رؤیاها می‌شود؛ زیرا تعریف یادشده در تمام این موارد، صادق است.
هر روایت از سه عنصر مؤلف، متن و مخاطب تشکیل شده است و در هر متن، سه عنصر داستان، طرح و سبک را می‌توان تشخیص داد.
ساختار داستان
از میان بحث‌های گوناگون روایت، آنچه بیان آن در این مقاله، ضروری است، شناسایی ساختار داستان است. از این رو، نظریه چند پژوهشگر را در این باره بیان می‌کنیم.
الف) پراپ و ریخت شناسی قصه‌های پریان
یکی از پربارترین تلاش‌ها در حوزه روایت شناسی، نظیریه ولادیمیر پراپ روسی (1895-1970) است. وی در کتاب ماندگار خود به نام ریخت شناسی قصه‌های پریان، به شناخت ساختار قصه‌های پریان پرداخته و تمام مراحل و روند این گونه داستانها را در 31 کارکرد و هفت نقش خلاصه کرده است. رمز کار پراپ، استفاده از دو مفهوم ثبات و تغییر است. در شناخت هر ساختار، نخستین مسئله، تشخیص واحد بنیادین آن ساختار و سپس شیوه چینش این واحدهاست. بدون این تشخیص مهم نمی‌توان به شناخت ساختاری دست یافت. این واحدهای بنیادین مانند آجرهای ساختار قصه اند. پراپ برای به دست آوردن این واحدهای بنیادین، به مفهوم ثبات و تغییر توجه کرد و با دقت در رخدادهایی که در تمام داستان‌های پریان مشترک بود، دریافت بسیاری از این رخدادها شبیه یکدیگرند. به تعبیر دیگر، رخدادها در داستان‌های گوناگون، متفاوت می‌نمایند، ولی در واقع، همه، مرحله خاصی از داستان را بیان می‌کنند و کارکردهای یکسانی دارند. به همین دلیل، او می‌نویسد:
کارکردهای اشخاص قصه، عناصر ثابت قصه‌اند و مستقل از فاعل و چگونگی انجام آن می‌آیند. اینها سازه‌های بنیادین قصه اند.(2)
31 کارکردی که پراپ بیان کرده، به این قرار است:

کارکرد شرح
وضعیت اولیه اعضای خانواده معرفی می‌شوند. قهرمان معرفی می‌شود.
غیبت یکی از اعضای خانواده ناپدید می‌شود.
ممنوعیت ممنوعیت به قهرمان اعلام می‌شود.
نقض ممنوعیت نقض می‌شود.
شناسایی ضدقهرمان می‌کوشد اطلاعاتی به دست آورد.
تحویل ضدقهرمان اطلاعاتی درباره قهرمان به دست می‌آورد.
حیله گری ضدقهرمان می‌کوشد قربانی را فریب دهد.
شراکت در جرم قربانی فریب می‌خورد.
شرارت/فقدان ضدقهرمان به یک عضو خانواده آسیب می‌رساند یا عضوی از خانواده فاقد چیزی است.
وساطت فاجعه آشکار می‌گردد و قهرمان راهی می‌شود.
 مقابله قهرمان، مقابله را می‌پذیرد.
عزیمت قهرمان، خانه را ترک می‌کند.
اعطاکننده اول قهرمان آزمایش می‌شود و عامل جادویی را می‌گیرد.
واکنش قهرمان قهرمان واکنشی نشان می‌دهد.
دریافت عامل قهرمان کاربرد عامل جادویی را یاد می‌گیرد.
تغییر مکانی قهرمان به سوی شیء گم شده رهنمون می‌شود.
مبارزه نبرد قهرمان و ضد قهرمان.
داغ بدنامی به قهرمان برچسب می‌زنند.
پیروزی قهرمان پیروز می‌شود.
حل و فصل بداقبالی یا فقدان اولیه برطرف می‌شود.
بازگشت قهرمان باز می‌گردد.
تعقیب قهرمان تعقیب می‌شود.
نجات قهرمان نجات می‌یابد.
ورود به طور ناشناس قهرمان به طور ناشناس باز می‌گردد.
ادعاهای بی اساس قهرمان دروغین، ادعاهای بی اساس مطرح می‌کند.
تکلیف دشوار امری مهم و خطرناک به قهرمان پیشنهاد می‌شود.
راه حل امر خطیر حل می‌شود.
تشخیص قهرمان شناخته می‌شود.
افشاگری قهرمان دروغین یا ضد قهرمان مشخص می‌شود.
تغییر شکل به قهرمان ظاهر تازه‌ای داده می‌شود.
مجازات ضدقهرمان به سزای عمل خود می‌رسد.
عروسی قهرمان ازدواج می‌کند و بر تخت شاهی می‌نشیند.

کشف مهم دیگر پراپ آن بود که با وجود تنوع شخصیت‌ها در این قصه‌ها، بر اساس کنشی که به آنها نسبت داده می‌شود، می‌توان آنها را در هفت نقش خلاصه کرد. هفت نقشی که او برمی شمرد، عبارتند از:
1. قهرمان
2. شرور
3. قهرمان دروغین
4. یاور
5. گسیل کننده
6. بخشنده
7. شاهزاده خانم و پدرش
ب) جوزف کمپبل و ساختار یگانه اسطوره
مدتی پس از تلاش سترگ ویلیام پراپ روسی، جوزف کمپبل (1904-1987) در امریکا، کتاب ماندگار خود را به نام قهرمان هزارچهره (1949م.) در تحلیل اسطوره‌ها نگاشت و تمام اسطوره‌ها را به ساختاری یگانه نسبت داد. او مدعی شد «تمام اسطوره‌ها، حکایت‌های عامیانه و حتی رؤیاهای برگرفته از فرهنگ‌های گوناگون، الگوی واحدی را نشان می‌دهند که وی آن را اسطوره یگانه خواند و جهان شمول دانست».(3)
پ) کریستوفر وگلر و ساختار اسطوره‌ای در فیلم نامه
از جمله کسانی که با اثرپذیری از کمپبل، تلاش کرد دستاورد او را به حوزه نمایش بکشاند، کریستوفر وگلر (1949م.) است. وی که کارشناس و تحلیلگر فیلم نامه در‌هالیوود بود، ابتدا در جزوه‌ای مختصر به عنوان راهنمای به کارگیری قهرمان هزارچهره و سپس در کتاب ساختار اسطوره‌ای در فیلم نامه، کوشید با اصلاح ساختاری که کمپبل گفته بود، این ساختار را بر فیلم‌های‌هالیوودی تطبیق دهد و از آن برای راهنمایی در نگارش و نقد فیلم نامه، بهره گیرد. او ایده سفر قهرمان کمپبل را چنین توضیح می‌دهد:
داستان قهرمان با وجود تنوع بی پایان، در اصل، همیشه یک سفر به حساب می‌آید. قهرمان از راحتی و آسایش محیط عادی دست می‌شوید و با وجود خطرهای دنیایی ناآشنا پا به آن می‌گذارد. گاهی این سفر، بیرونی و به مکانی واقعی است و گاهی درونی، ذهنی و قلبی.(4)
ارزش کار وگلر، در همین گسترش ایده اسطوره یگانه و سفر قهرمان است، به گونه‌ای که بتوان هر روایتی را با آن ساخت یا نقد کرد. وی با عام تر کردن مراحل سفر قهرمان، این مراحل را چنین بیان می‌کند:
1. قهرمان در دنیای عادی معرفی می‌شود.
2. دعوت به ماجرا را دریافت می‌کند.
3. ابتدا بی میل است یا دعوت را رد می‌کند.
4. مرشدی، او را تشویق می‌کند.
5. تشویق به عبور از آستانه اول و قدم گذاشتن به دنیایی خاص.
6. با آزمون‌ها و پشتیبان‌ها و دشمنان روبه رو می‌شود.
7. قهرمان با روی آوردن به درونی‌ترین غار، از آستانه دوم عبور می‌کند.
8. آزمون سخت را از سر می‌گذراند.
9. جایزه خود را می‌گیرد.
10. در مسیر بازگشت به دنیای عادی، تعقیب می‌شود.
11. از آستانه سوم می‌گذرد و تحت تأثیر تجدید حیات دگرگون می‌شود.
12. با اکسیر بازمی گردد که نعمت یا گنجی برای خدمت به دنیای عادی است.(5)
درآمدی بر ساختار روایت دینی
اَبَرروایت‌ها
با نگاهی به مباحث گذشته و ساختارهای به دست آمده مانند آنچه پراپ، کمپبل، وگلر، سام اسمایلی و تودوروف بیان کرده اند، روشن می‌شود همه این ساختارها با استقرا، کشف و روایت‌های بسیاری را شامل می‌شوند. این ساختارها را می‌توان اَبَر روایت نام نهاد. واژه «اَبَر» به فراگیری این ساختارها اشاره دارد، ولی این فراگیری همیشه یکسان نیست. از این رو، چند نوع اَبَر روایت را می‌توان تشخیص داد:
1. ابرروایت‌هایی که هر روایتی را در بر می‌گیرند، مانند آنچه تودوروف و سام اسمایلی بیان کرده اند. در این میان، وگلر کوشیده است با اصلاح سفر قهرمان کمپبل، آن را به ساختاری برای هر روایت نزدیک کند.
2. ابرروایت‌هایی که ژانری خاص را دربرمی گیرد، مانند ساختاری که پراپ و کمپبل ارائه کرده اند.
3. ابرروایت‌هایی که به مکتب فکری خاصی وابسته اند.
در ادامه مقاله، این نوع ابَرروایت توضیح داده خواهد شد.
ساختار روایت اسلامی
پس از بیان چگونگی به دست آمدن اَبَرروایت‌های مختلف، این بحث پیش می‌آید که آیا می‌توان به روش پراپ و با استقرا و با توجه به ایده سفر قهرمان، به ابرروایتی برای روایت‌های دینی دست یافت؟ نخستین چالش در این زمینه، مواد خام لازم است. پراپ، قصه‌های پریان و کمپبل، اسطوره‌ها را بررسی کرده است. ما باید سراغ کدام مواد برویم؟
بی شک، از قصه‌های قرآن، حکایت‌های نقل شده از امامان معصوم علیهم السلام و تاریخ اسلام می‌توان به عنوان منابعی برای استخراج ساختار داستان و روایت دینی استفاده کرد. در کنار این منابع، ناگزیریم به حکایت‌هایی مراجعه کنیم که نخبگان مسلمان با الهام از آموزه‌های دینی ساخته‌اند و مسلمانان آنها را دینی فرض کرده و پذیرفته اند. چون این حکایت‌ها بخشی از میراث فرهنگی دینی است. افزون بر این، کشف ساختار داستانی و آشکارشدن ابعاد و گستره آن، تنها در پرتو خلاقیّت مکرر صورت می‌گیرد و آموزه‌های کلی دینی، در قالب داستانی شکل و فرم می‌یابند. در واقع، هنرمندان مسلمان آگاه به آموزه‌های دینی، این آموزه‌ها را در قالب داستانی شکل و فرم داده‌اند و بدون رجوع به این منابع، کشف ساختار داستان دینی بسیار مشکل خواهد بود.
الگوی سفر
به باور وگلر، داستان قهرمان با وجود تنوع بی پایان، در اصل، همیشه یک سفر به حساب می‌آید. وی می‌نویسد:
قهرمان از آسایش محیط عادی دست می‌شوید و با پذیرش خطر چالش برانگیز دنیایی ناشناخته، پا به آن می‌گذارد. این سفر، گاه بیرونی و به مکانی واقعی و گاه درونی و ذهنی و روحانی است. شخصیت محوری هر داستان، قهرمانی مسافر است، حتی اگر مسیر این سفر در ذهن وی باشد.(6)
الگوی سفر قهرمان که وگلر می‌گوید، جدا از جزئیات و مراحل آن، الگویی جهانی است و به بیان دیگر، ساختاری کلی ناظر به اصل روایت است. البته این الگوی واحد در هر ژانر و هر گروه از روایت‌ها، به گونه‌ای خاص ظاهر می‌شود. ساختار داستان‌های دینی هم از قواعد عام روایت جدا نیست. از این رو، بر اساس الگوی سفر، می‌توان الگوی ساختار داستان‌های دینی را مشاهده کرد.
الف) مراحل سفر سالک الی الله
مراحل سفر را به طور خلاصه در این نمودار می‌توان دید:
برای درک مراحل این سیر، آن را با توجه به دو داستان قرآنی هبوط حضرت آدم علیه السلام از بهشت و سجده فرشتگان بر آدم علیه السلام بیان می‌کنیم:
درآمدی بر ساختار روایت دینی
1. جهان عادی:
سالک الی الله در جهان عادی و روزمره خود به سر می‌برد که با قرارگرفتن در آزمون، به سلوک الی الله دعوت می‌شود. در قصه هبوط حضرت آدم علیه السلام آدم و حوا در بهشت زندگی می‌کنند و در داستان ابلیس، وی در میان فرشتگان به عبادت مشغول است.
2. آزمون:
آزمون، اساسی‌ترین مرحله سلوک است؛ چون دنیا محل آزمایش سالک الی الله یا مسافر به سوی جهان آخرت است. در این دو داستان، مواجهه با درخت ممنوعه و فرمان سجده، از مراحل آزمون است.
3. فریب شیطان و کمک راهنما:
در هنگامه آزمون: سالک با فریب شیطان یا کمک راهنما روبه رو می‌شود. در داستان هبوط آدم علیه السلام، خداوند متعال به آدم و حوا هشدار می‌دهد فریب شیطان را نخورند که او برای آنها دشمنی آشکار است (کمک راهنما)، ولی شیطان آن دو را فریب می‌دهد (فریب شیطان).
4. شکست یا پیروزی:
سالک در رویارویی با آزمون الهی، اگر بتواند با وسوسه‌های شیطانی مبارزه کند و راه اطاعت در پیش گیرد، پیروز میدان است و اگر به گناه و نافرمانی آلوده شود، شکست خورده است. آدم علیه السلام با خوردن میوه ممنوعه و ابلیس با سجده نکردن، در آزمون الهی شکست می‌خورند.
5. هبوط:
سالک در صورت شکست در آزمون و انجام دادن گناه، از مقام قرب الهی رانده می‌شود و این معنای هبوط است. آدم علیه السلام از بهشت و ابلیس از مقامی که داشت، هبوط کردند.
6. توبه یا عصیان:
سالک پس از شکست و رانده شدن از مقام قرب، می‌تواند با توبه و بازگشت به اطاعت الهی، از خداوند درخواست بخشش کند، ولی ممکن است نه تنها توبه نکند، بلکه بر سرکشی خود نیز بیفزاید. حضرت آدم علیه السلام پس از هبوط، با گریه و زاری توبه کرد، ولی ابلیس بر سرکشی خود افزود و راه سرکشی در پیش گرفت.
7. پاداش یا مکافات:
سالک در صورت پیروزی در آزمون یا شکست و توبه واقعی، به آمرزش و پاداش و رحمت الهی می‌رسد، ولی شکست در آزمون و خودداری از توبه، مکافات و قهر الهی را در پی دارد. آدم علیه السلام پس از توبه، از آمرزش و رحمت الهی بهره مند می‌شود، ولی ابلیس به دلیل سرکشی، با وعده جاودانگی در جهنم روبه رو می‌شود.
8. رفتن به سیر دوم به عنوان راهنما، منجی، شیطان، طاغوت:
بیشتر سالکان پس از رسیدن به پاداش یا مکافات عمل خود، سیر خویش را تمام می‌کنند، ولی تعدادی اندک در نقش‌هایی چون راهنما و منجی یا شیطان و طاغوت به سیر دوم می‌روند. آدم علیه السلام پس از پذیرفته شدن توبه اش، در مقام نبی به راهنمایی فرزندان خود می‌پردازد و ابلیس در مقام شیطان، بر سر راه فرزندان آدم می‌نشیند. در داستان حضرت موسی علیه السلام، موسی در نقش منجی و فرعون در نقش طاغوت ظاهر شده است.
نقش‌ها
با توجه به مراحلی که بیان شد، شش نقش را می‌توان برشمرد:
1. سالک:
همان قهرمان داستان است که در راه سلوک الی الله قرار گرفته است. این عنوان از آیه کریمه «یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاَقِیهِ‌؛‌ای انسان! تو با رنج و مشقت به سوی پروردگارت می‌روی و او را ملاقات می‌کنی» گرفته شده است. به جای سالک می‌توان مسافر هم به کار برد.
2. شیطان:
هر شخصیتی را در داستان که سالک را به گناه و نافرمانی وسوسه کند، می‌توان شیطان نامید. از این رو، شیطان، نقش است و هر جن و انسی را شامل می‌شود. در داستان حضرت آدم علیه السلام، ابلیس نقش شیطان را دارد و در داستان یوسف و زلیخا، زلیخا در نقش شیطان ظاهر می‌شود.
3. راهنما:
راهنما، هر شخصیتی است که سالک و قهرمان داستان را در رسیدن به مقام قرب الی الله یاری کند و درباره‌ی وسوسه‌های شیطان به او هشدار دهد. در داستان حضرت آدم علیه السلام، خداوند متعال، راهنمای آدم است و او را از وسوسه‌های ابلیس دور می‌سازد. در جامعه بشری، پیامبران الهی، عارفان و عالمان دینی نقش راهنما را دارند.
4. منجی:
همان راهنماست، زمانی که در مقام نجات برمی آید. موسی علیه السلام، نجات دهنده قوم بنی اسرائیل از دست فرعون است. منجی ممکن است برای نجات یک قوم یا یک فرد قیام کند.
5. طاغوت:
شخصیتی است که به مقابله و جنگ با خدا یا ولیّ الهی برخاسته است، مانند فرعون و نمرود.
6. گسیل دارنده:
خداوند متعال در چرخه دوم، در نقش گسیل دارنده ظاهر می‌شود. که پیامبران الهی را برای هدایت و نجات امت‌ها می‌فرستد، به علاوه خداوند متعال در نقش‌هایی چون راهنما و منجی ظاهر می‌شود. ولی در هر حال شیوه حضور خداوند متعال در چرخه و در نقش‌ها، جای تأمل و تحقیق بسیار دارد.
بیان این نکته نیز لازم است که نقش منجی، طاغوت و گسیل دارنده در چرخه دوم می‌آیند.
کلان روایت
روایت افزون بر آنکه انتقال دهنده تفکر مؤلف است، دربردارنده باورهای او درباره‌ی جهان هستی و انسان نیز هست؛ زیرا هر روایت، شرح سفری انسانی است که از دالان هستی می‌گذرد و با کل هستی در تعامل است. انسان بدون داشتن دیدگاه کلی درباره‌ی انسان و هستی نمی‌تواند روایتی داشته باشد. همان طور که انسان چون عالمی صغیر آینه و بازتابی از عالم کبیر؛ یعنی کل هستی است، روایت نیز چون عالمی صغیر، می‌تواند بازتاب دهنده باورهای انسان به عنوان عالمی کبیر باشد. بنابراین، روایت مؤلف، بازتاب دهنده دیدگاه او از هستی و انسان است. از این رو، دیدگاه بشر اسطوره ساز، یکتاپرست، مدرن و پست مدرن را آشکارا در روایت‌هایی آنها می‌توان دید. اگر انسان برای هستی، مبدأ و معادی نشناسد و انسان را موجودی سرگشته بپندارد، به طور طبیعی، در روایت او، خداوندی مشاهده نمی‌شود و اول و آخر این دفتر افتاده دیده می‌شود. در صورت جدایی وی از سنت‌ها و پشت کردن به جزم اندیشی دوران مدرن و نپذیرفتن هیچ دیدگاه محکمی، طبیعی است که این سرگشتی و نسبی گرایی در روایت او هم به چشم می‌خورد.
این دیدگاه کلی از هستی و انسان را که روایت بر آن استوار است، کلان روایتی درباره‌ی هستی و انسان می‌توان نامید. البته این کاربرد از واژه روایت با آنچه تاکنون به کار برده ایم، متفاوت است.
از آنجا که مکتب‌های فکری متفاوت، دیدگاه‌های متفاوتی درباره‌ی هستی و انسان دارند، کلان روایت متفاوتی چون کلان روایت‌های سکولار، مسیحی، یهودی، اسلامی و بودایی خواهیم داشت. در خود کلان روایتی چون کلان روایت سکولار نیز کلان روایت فرویدی و یونگی از انسان نیز دیده می‌شود. پس حتی یک مکتب هم به تعداد گرایش‌های اصلی خود، می‌تواند کلان روایت‌هایی درباره‌ی هستی و انسان داشته باشد.
درآمدی بر ساختار روایت دینی
نتیجه گیری
در بخش دوم از بررسی داستان‌ها و حکایت‌های دینی، به ساختار «سفر سالک» رسیدیم و در بخش سوم گفتیم که هیچ روایتی بدون تکیه به نوع نگاه به هستی و انسان، نمی‌تواند شکل بگیرد. این دیدگاه کلی را کلان روایتی از هستی انسان نام نهادیم. روایت هر مکتب از هستی و انسان، با روایت دیگر مکتب‌ها متفاوت است.
اکنون در پاسخ به پرسش آغازین که روایت دینی (اسلامی) چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ می‌توان گفت: روایت اسلامی، روایتی است که بازتاب دهنده کلان روایت اسلام از هستی و انسان باشد و از عناصر پایه‌ای در «سفر سالک»( چون حضور خداوند و نوع نگاه به انسان به عنوان سالک) نیز تهی نباشد.
با این نتیجه گیری، به این پرسش می‌توان پاسخ داد که آیا سینمای دینی داریم یا نه؟ زیرا اساس سینما، روایت است و به همان معنا که روایت دینی داریم، سینمای دینی هم داریم. تنها این مسئله می‌ماند که آیا از جهت رسانه ای، مشکل خاصی نیست؟
ممکن است کسانی بر این عقیده باشند که رسانه سینما از نظر رسانه‌ای بودن، با روایت دینی مشکل دارد. البته نظر درست و میانه آن است که گرچه اقتضای سینما، دنیاگرایی و فساد است و هویت تاریخی آن نیز همین را نشان می‌دهد، ولی این اقتضا، به مثابه ذات این رسانه نیست و با کوشش می‌توان از این ویژگی فاصله گرفت. همین بحث درباره‌ی رسانه تئاتر و رمان نیز می‌تواند مطرح باشد.
پی‌نوشت‌ها:
1. دیوید بوردول، هنر سینما، ص 73.
2. ولادیمیر پراپ، ریخت شناسی قصه‌های پریان، ترجمه: فریدون بدره ای، 1386، صص 52 و 53.
3. نک: والاس مارتین، نظریه‌های روایت، ترجمه: محمد شهبا، ص 62.
4. کریستوفر وگلر، ساختار اسطوره‌ای در فیلم نامه، ترجمه: عباس اکبری، ص 18.
5. نک: همان، ص 24.
6. ساختار اسطوره‌ای فیلم نامه، ص 18.
فهرست منابع :
*قرآن کریم
1. بوردول، دیوید، هنر سینما، تهران، نشر مرکز، 1377.
2. پراپ، ولادیمیر، ریخت شناسی قصه‌های پریان، ترجمه: فریدون بدره ای، انتشارات توس، 1386.
3. مارتین والاس، نظریه‌های روایت، ترجمه: محمد شهبا، تهران، هرمس، 1382.
4. وگلر، کریستوفر، ساختار اسطوره‌ای در فیلم نامه، ترجمه: عباس اکبری، تهران، نیلوفر، 1386.
منبع مقاله :
جمعی از نویسندگان؛ (1390)، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی «دین و رسانه» «رسانه دینی، دین رسانه ای»، قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، چاپ اول
https://rasekhoon.net/article/show/880477دین و رسانه

با توجه به مبانی هستی شناختی و انسان شناختی، الزامات دینی رسانه را بازکاویم و با طرح چشم‌آندازهایی علمی در نظریه‌های رسانه از منظر دین و نسبت سنجی کارکردهای رسانه در حیات دینی، و حضور دین در گستره رسانه‌های جهانی مطالعات فرهنگی جدی را برگشاییم. از سوی دیگر مسئله مجازی شدن دین در رسانه و طرح معارف دینی اصیل و بروز امر قدسی در آیینه رسانه را مورد توجه قرار دادیم.

موضوعات تحقیقاتی در حوزه دین و رسانه‌های نوین

  • آسیب‌های نهاد خانواده با تأکید بر چالش‌های آینده(خانواده و آسیب‌های نوپدید) و راهکارهای رسانه‌ای آن
  • فرا تحلیل پژوهش‌های مرتبط با رسانه و خانواده
  • رسانه،‌ فرهنگ و سبک زندگی: راهکارهای رسانه‌ای مقابله با خشونت در خانواده
  • راه‌های تعامل خانواده با فناوری‌های نوین اسمارت فون، واتس آپ و چت روم‌های چند رسانه ای
  • بررسی پدیده‌های غیر متعارف ازدواج و نقش رسانه در آگاهی بخشی به خانواده‌ها

کنفرانس بین المللی «ظرفیت شناسی و تأثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزش‌های دینی»

ظرفیت‌های آموزشی موجود در فضای مجازی
ظرفیت‌های فضای مجازی در گفتگوهای ادیانی و تقریب مذاهب  
نقش فن آوری‌های نوین در توسعه آموزش‌های دینی مجازی
نقش متقابل آموزش حضوری و مجازی در ارتقای سطح آموزش‌های دینی
آخرین دستاوردها در آموزش‌های دینی در فضای مجازی
مدل‌های آموزش پژوهش محور تربیت مدار در فضای مجازی
ارزیابی میزان تاثیر ابزارها در آموزش مجازی به ویژه نقش بانک‌های اطلاعاتی، کتابخانه دیجیتال و ...
مزیت‌های محتوای دینی در ارتقای سطح آموزش دینی در فضای مجازی
فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی آموزش معارف دینی با استفاده از فناوری‌های جدید ارتباطی
متدهای ارزیابی سطح ارتقای دینی در آموزش‌های مجازی
راهبردهای توسعه‌ای و سازمانی آموزش دینی مجازی
نقش سازمان‌ها و مؤسسات غیر دولتی(NGO) در ارتقای سطح دانش و بینش دینی در فضای مجازی
نقش حکومت‌ها و نهادهای دینی در آموزش مجازی
توصیف و تحلیل وضعیت موجود آموزش دینی در فضای مجازی
ظرفیت‌های فضای مجازی در توسعه و تقویت زیست مسالمت آمیز بین الادیانی
تأثیرات فرهنگی آموزش مجازی در رفتار دانش‌پژوهان عرصه دین
مطالعات آینده نگر در آموزش دینی در فضای مجازی

رسانه و کثرت گرایی دینی

دکتر عبدالله غلامرضا کاشی

رسانه‌ها در عصر ارتباطات تنها ابزار سرعت بخشیدن به انتقال پیام نیستند، بلکه با تحت تاثیر قرار دادن سرشت حیات فردی و اجتماعی انسان، نگرش او را نسبت به خود و جهان پیرامونش متحول می‌سازند. تغییر و تحولات ناشی از تعامل دایمی و دوسویه انسان و رسانه تمامی نهادهای موجود در جوامع بشری، از جمله دین را دربرگرفته است. انسان عصر جدید با تاثیر پذیری فوق العاده‌ای که از رسانه‌ها دارد به گونه‌ای کاملاً متفاوت از پیشینیان خود با دین آشنا می‌شود، ادراک دینی پیدا کرده و ایمان و عبودیتی متمایز را تجربه می‌کند. رسانه‌ها در عصر کنونی، به دنبال مجموعه تحولات حادث شده در جهان مدرن، و با از میان برداشتن موانع آشنایی اقوام گوناگون با یکدیگر، وضعیتی متفاوت را فرا روی متدینان به ادیان مختلف قرار داده اند. به طوری که کمتر می‌توان متون و مضامین متعلق به دین یا مذهب خاصی را از نگاه‌های کنجکاو دیگران پنهان داشت و با مسکوت گذاشتن، ذهن مخاطب را از آگاهی نسبت به پنداشته‌های سایر ادیان جهانی خالی نگاه داشت. ظهور رویکردهایی از قبیل کثرت گرایی دینی در میان اندیشمندان معاصر، محصول پیداش و گسترش رسانه‌ها و فراهم آمدن لوازم تعامل و آشنایی گسترده آنان با تعالیم دینی یکدیگر می‌باشد. این مقاله بر آن است تا نسبت میان رسانه و کثرت ادیان را مورد بررسی قرار دهد.
رویکردهای مختلف در خصوص ادیان ـ نهاد دین از دیرباز در جوامع گوناگون ذیل عناوین متعددی مثل یهود، مسیحیت، اسلام، آیین هندو، آیین بودا و امثال آنها حضوری جدی و فعال داشته است. در قرن بیستم، مجموعه عواملی از قبیل مبادلات اقتصادی وسیع، مهاجرت و جهانگردی، همزیستی پیروان ادیان با یکدیگر، گسترش مطالعات درباره ادیان و حضور روزافزون رسانه‌های ارتباطی سبب طرح دیدگاه‌هایی در خصوص تنوع ادیان شد. جان هیک متفکر انگلیسی تبار و از پیشگامان ورود به این بحث آراء خود را در سه بخش کثرت گرایی1، شمول گرایی2 و حصرگرایی3 ارائه نمود. در همین راستا سنت گرایان پیرو رنه گنون از نظریه وحدت متعالی ادیان و مهاتما گاندی از برابری ادیان سخن گفتند.
کثرت گرایی دینی ـ صرف نظر از بحث تفاوت میان کثرت ادیان و کثرت گرایی دینی، مدعای اصلی کثرت گرایی دینی آن است که ادیان مختلف در شرایط زمانی و مکانی مختلف ظهور کرده‌اند و با تأثر از ویژگی‌های فرهنگی گوناگون در قالب ادیان متعدد و متنوع شناخته شده اند. بنا بر این «ادیان هر یک محصول تجربه اصیل رویارویی انسان با خداوند و تفاوت‌های آنها از جنبه‌های اعتقادی و عملی ناشی از شرایط و قالب‌های فرهنگی است که بدان تجربه‌ها تشخص و تبلور بخشیده اند». پیروان تمامی ادیان خواهان و جویای حقیقت برتر و بی نهایتی هستند و قریب به اتفاق آنان دل در گرو خداوند مطلق و ناپیدایی دارند.
دین و رسانه ـ با توجه به اینکه دین از جمله نهادهای فعال و تاثیرگذار در کلیه جوامع است و اقشار گوناگون مردم نسبت به آن حساسیت ویژه‌ای دارند، رسانه‌های کشورهای مختلف نمی‌توانند از کنار این نهاد قدرتمند همواره به صورت منفعل عبور کنند. نکته انکارناپذیر آن است که، عمل بر اساس هر یک از دو رویکرد کثرت گرایی و یا انحصارگرایی درون و برون دینی از سوی رسانه‌ها، مستلزم تاثیرات و بازخوردهای خاص به خود می‌باشد. از سوی دیگر، موفقیت هر رسانه نیز ارتباط تنگاتنگی با جذب و حفظ مخاطبان بیشتر دارد. انتقال مفاهیم دینی در میان تنوع علایق و سلایق، بدون برانگیختن حساسیت‌های منفی، نیازمند هوشمندی و توانایی خاص رسانه‌های علاقه مند به ترویج ارزش‌های دینی به ویژه رسانه‌هایی مانند رسانه ملی در ایران که خود را متعهد نسبت به تعالیم دینی و ترویج آموزه‌های آن می‌داند، است. البته تأمل در خصوص این نکته نیز خالی از لطف نمی‌باشد که برخی معتقدند که رسانه به خودی خود کثرت گراست. به طوری که مک لوهان می‌گوید: «رادیو نه تنها قدرتی است که بیدارکننده خاطرات گذشته است، بلکه نیرویی کثرت گرا و خواهان عدم تمرکز نیز به شمار می‌رود که البته این ویژگی‌ها در تمامی رسانه‌های الکترونیک به چشم می‌خورد».
رسانه و وحدت ملی ـ در هر جامعه‌ای عملکرد رسانه‌ها و به ویژه رسانه‌های ملی ارتباط وثیقی با حفظ و تقویت وحدت ملی در آن جامعه دارد، به طوری که آنها می‌توانند به صورت مستقیم و غیرمستقیم همبستگی ملی را هم در درون جامعه و هم در مواجه با سایر ملت‌ها تحکیم و یا تضعیف کنند. اگر وحدت ملی به معنای «حفظ یکپارچگی و یگانگی چندین قوم با دولت ملی واحد، بر اساس احساس و عواطف و خصلت‌های روانی و فرهنگی مشترک بین آنها، با هدف برآورده ساختن خواسته‌ها و نیازهای هر یک از آنان، بدون توجه به قومیت آنها» باشد، و با عنایت به اینکه دین و مذهب نیز از عناصر عمده و تاریخی هویت و وحدت ملی هر سرزمینی می‌باشد، رسانه‌ها لاجرم باید ضمن حفظ حرمت آموزه‌های همه ادیان و مذاهب، زمینه‌های حضور آنان را به فراخور شرایط فراهم آورند.
رسانه و تأمین خواست مخاطبان ـ از آنجا که، رادیو و تلویزیون در هر جامعه‌ای همانند پلیس و یا قوای مقننه، مجریه و قضائیه از محل ثروت‌های عمومی و یا مالیات ارتزاق می‌کنند به همه افراد جامعه تعلق دارند و باید نیازها و خواسته‌های تمامی مخاطبان خود را علی رغم تفاوت‌های دینی، فرقه ای، زبانی و قومی آنان شناخته و تأمین کنند، حق هر شهروندی است که شاهد انعکاس علایق و باورهایش در رسانه‌های ملی و یا محلی باشد. بنابراین، آیا ایفای چنین نقشی در حوزه دین، دست اندرکاران رسانه‌ها را ضمن احترام به باورهای اعتقادی متعدد و متنوع مخاطبان خود، ملزم به رعایت سهم همگان در برنامه‌ها و فعالیت‌های دینی خود نمی‌کند؟
قضاوت‌های پیشینی ـ در جهان پیشامدرن بسیاری از کسانی که مدافع نظریه انحصارگرایی دینی بودند، در دفاع از رای خویش صرفا بر ادله درون دینی تکیه می‌کردند و بدون آگاهی از محتوای سایر ادیان حکم بر باطل بودن آنها صادر می‌نمودند. پیش از عصر ارتباطات بخش قابل توجهی از اطلاعات از طریق چهره به چهره انتقال پیدا می‌کرد و دانسته‌های مردم به آنچه که در محدوده زمانی و مکانی خاص آنان وجود داشت، منحصر می‌شد. گیرندگان پیام‌ها نقشی کاملاً منفعل داشتند و از مقایسه و گزینش میان نظریات رقیب، عاجز بودند. در حالی که در عصر حاکمیت رسانه‌ها و خلق دهکده جهانی چنین رفتاری شدنی نیست. اگر رسانه‌ها همچون گذشته صرفا در مقام حمایت از یک باور دینی خاص باشند، در انتقال پیام خود با مشکل مواجه خواهند شد. دفاع از حقانیت مطلق خویش و گمراهی بی چون و چرای دیگران از طریق رسانه ساده اندیشی است. اساساً مقتضیات رادیو، تلویزیون و یا اینترنت با خطابه و تعامل فرد با فرد متفاوت است و شرایط اقناع مخاطب در رسانه از سازوکار دیگری تبعیت می‌کند.
چالش‌های دنیای مدرن ـ رسانه به عنوان یکی از شاخص‌ترین رهآوردهای جهان جدید همواره در خدمت آرمان‌های مدرنیته بوده است. مدرنیته با محوریت عقلانیت ابزاری مروج دنیاگرایی، طلسم زدایی از عالم، ماده گرایی و نفی ارزش‌های اخلاقی و دینی بود، و رسانه‌ها نیز با تمام قدرت وظیفه توزیع خواست‌های مدرنیته در سراسر جهان را به عهده داشته اند. با ورود مدرنیته به هر جامعه‌ای و فعال شدن رسانه‌ها در آن، ارزش‌های دینی و فرهنگی آن جامعه به چالش کشیده شده اند. به تعبیر دیگر، ذات دین و سنت‌های آسمانی فارغ از هر نام و نشان در معرض آماج این حملات قرار گرفته اند. در جهان جدید سخن از حذف یک دین و جایگزینی دین و مرام دیگری در میان نیست، بلکه اساساً دین زدایی و یا به حاشیه راندن ذات دین مورد نظر است.
اعتقاد به خداوند و روز بازپسین، ایمان به غیب، پای بندی به فضایل اخلاقی و دوری گزیدن از رذایل و پلیدی‌ها از جمله مواردی هستند که همه ادیان به آنها پای بندند و در جهان امروز به مثابه اساسی‌ترین نیاز بشر مطرح اند. در نتیجه، پرداختن به چنین اموری که در واقع از جمله علل پیدایش تئوری کثرت ادیان و از خواسته‌ای اصلی کثرت گرایان دینی است، رسالت فوری و حداقل متناسب با شرایط کنونی دنیا برای رسانه می‌باشد.
در جهان مدرن که تنوع و تکثر ذاتی آن است، انتظار وجود باورها و سلایق یکسان غیرواقعی می‌نماید. در فضایی که دائماً دیدگاه‌های متنوع مطرح می‌شود و جاذبه‌های گوناگون به طرق مختلف به سمع و نظر مردم می‌رسد، قبول و یا رد عقاید مختلف لزوماً مبتنی بر معیارهای منطقی نیست. لذا، همان گونه که نوخواهی و متفاوت خواهی در عرصه‌های مختلف فردی اجتماعی خود را به دنیای امروز تحمیل کرده و جوامع بشری ناگزیر از تحمل آنهاست، وقوع چنین واقعیتی درباره باورهای دینی نیز اجتناب ناپذیر می‌باشد.
اسلام ستیزی- حرکت‌های اسلام خواهی در دهه‌های اخیر، به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در خاورمیانه و بعضی از نقاط جهان اوج گرفته و توده‌های مردم در کشورهای مسلمان نشین فعال شده اند. در این رابطه تعدادی از رسانه‌ها در منطقه خاورمیانه همگام با بعضی از رسانه‌های وابسته به قدرت‌های بیرون از منطقه در مقام واکنش نشان دادن به این حرکت‌ها برآمده و حجم کثیری برنامه در جهت به چالش کشیدن آموزه‌های اسلامی و حتی توهین و تمسخر پیشوایان بزرگ اسلام تدارک دیده شد. فراست رسانه‌های آگاه در ایران و دیگر کشورهای اسلامی اقتضای آن را دارد که از دست یازیدن به عکس العمل‌های نسنجیده اجتناب ورزند و هوشمندانه ضمن معرفی معارف اسلامی و به دور از اهانت به سایر ادیان و فرق دیگر مسلمان از باورهای دینی شیعیان دفاع کرده و در راستای همدلی و وحدت همه مسلمانان گام بردارند.
غایات دینی ـ در شرایط حاضر، به نظر می‌رسد رسانه ملی ایران و سایر رسانه‌های متعهد به تعالیم الهی در هر نقطه‌ای از جهان امروز که خواهان پرداختن به آموزه‌های دینی می‌باشند باید اولویت‌های خاصی را مورد توجه قرار دهند. این اولویت همانا تأکید بر اهداف و غایات دینی است. دعوت به ایمان به خدا، روز واپسین، حقانیت فرستادگان آسمانی و نشر مکارم اخلاقی در زمره اهداف اصلی و مشترک تمام ادیان ابراهیمی و بعضی از ادیان دیگر می‌باشد. بنا بر این در قیاس با آموزه‌های انحصاری ادیان، توجه به اصول مشترک و تعالیم بنیادین دینی از اولویت‌های کار آن دسته از رسانه‌هایی است که خواهان تقویت و بقاء دین در زندگی مردم می‌باشند.
سخن فرجامین ـ رسانه و عصر ارتباطات وضعیتی کاملاً متفاوت را بر جهان حاکم نموده و در نحوه مواجه با دین و بسیاری از نهادهای دیگر فردی و اجتماعی تفاوت‌های اساسی ایجاد کرده اند. شکل نوین همزیستی ملل، دهکده‌ای شدن جهان و دسترسی سریع و همه جانبه به علوم و معارف مربوط به همه اقوام و ملل، الزامات بسیاری را پیش روی دست اندرکاران رسانه‌هایی قرار می‌دهد که یا خود را ملزم به دفاع از تعالیم دینی می‌دانند و یا حداقل اصراری بر عناد ورزیدن نسبت به باورهای دینی مخاطبان خود ندارند. لزوم ارج نهادن به اعتقادات دینی پیروان همه ادیان و فرق موجود در جامعه و تأمین توقعات دینی آنان، آگاهی اقشار مخالف مردم نسبت به آموزه‌های سایر ادیان و سرانجام دفاع از کیان دین و ارزش‌های اخلاقی و الهی در برابر امواج بنیاد برافکن الحادی و سکولاریستی ملاحظاتی را برمی تابند که کنش رسانه‌ها را با کثرت گرایی دینی سازگارتر می‌سازد.
1. pluralism.
2. inclusivism.
3. exclusivism.   

چند کتاب در حوزه دین و رسانه

دین در عصر رسانه
برگزیده دانش‌نامه دین، ارتباطات و رسانه
کتاب‌شناسی توصیفی دین و رسانه (فارسی ـ انگلیسی)
کلید واژگانی در باب دین، رسانه و فرهنگ
خلاصه مقالات دومین همایش بین‌المللی دین و رسانه
مجموعه مقالات دومین همایش بین‌المللی دین و رسانه

دین رسانه‌ای

دکتر یونس نوربخش
اسماعیل شیر علی
تحولات رسانه‌ای از کتاب به مونیتور می‌تواند به عنوان انتقال از معنا به معانی توصیف شود. با توسعه صنعت رسانه و تنوع آن و افزایش کارکرد‌های آن, قدرت آن نیز در ابعاد مختلف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به شدت افزایش یافته است. ارتباطات رسانه‌ای جهان دیگری به نام جهان ارتباطات را در پیش روی ما قرار داده است. این جهان مجازی ویژگی‌های خاص خود را دارد که نیاز به بررسی عمیق تری دارد. رسانه در عرصه دین و معنویت نیز موجب تحولات بنیادی شده است. مفاهیمی همچون «دین رسانه ای»، «ارتباطات دینی»، «تربیت رسانه ای» و «گفتمان عمومی و دین» به عنوان موضوعات علوم بین رشته‌ای جدیدی مطرح شده اند. این علوم در دپارتمان‌های مختلف به صورت بین رشته‌ای بین رشته‌های ارتباطات، خبرنگاری، الهیات و دین و رشته‌های دیگر تاسیس شده اند. در کنار آن این موضوع ارتباط و همکاری بین دانشگاه‌ها و انستیتو‌ها را در یک ارتباط فرا فرهنگی و بین مذهبی الزامی کرده است. از آنجایی که رسانه‌ها تحولات هر کدام از ادیان را تقویت می‌کند و همین طور تحولات درون مذهبی و موقعیت دین در افکار عمومی را تغییر می‌دهد لذا به این نکته توجه می‌شود که در آموزش‌های تکمیلی باید به نیاز‌های جدید و صلاحیت‌های روزنامه نگاری و کار ارتباطات توجه نمود. در دنیای امروز مسائل با انگیزه‌های دینی به دلیل سیاست جهانی و علاقه عمومی و همین طور نزاع‌های بین گروه‌های مذهبی و چالش‌های منطقه خاورمیانه شدت یافته است. از طرف دیگر روزنامه نگاری و کار رسانه‌ای به شکل قرن بیستم با تحولات جدید به پایان رسیده است. این تحولات در حوزه گفتمان‌های عمومی دینی نیز آشکار شده است و علم ارتباطات باید به این تحولات عکس العمل نشان دهد. فهم یک فرهنگ فراتر از سیستم فکری آن جامعه از طریق رسانه‌ها و گفتمان عمومی سریع تر تحقق می‌یابد و این شانس ایجاد شده است که فهم بین فرهنگی و بین دینی از طریق سیستم رسانه‌ای تقویت شود. رسانه‌ها شکل جدیدی از دینداری را تولید می‌کنند و سرعت می‌بخشند. آنها همین طور رابطه جدیدی بین دین و سیاست و زندگی و حتی اقتصاد برقرار می‌کنند. رسانه‌ها می‌توانند جهان فرهنگ دینی را به یک سمت و به سوی یک گرایش سوق دهند و حتی مورد بهره برداری سیاسی و یا بازار اقتصادی قرار دهند. دین رسانه‌ای گفتمان جدیدی است که طی آن منش ارتباطات دینی و حتی موضوع و کارکرد گفتمان دینی تغییر می‌یابد.
از دهه‌های گذشته رسانه‌ها به دلیل گسترش حرکت‌های سیاسی مذهبی، اسلام گرایی، وقوع جنگ‌های مختلف در خاورمیانه و به طور کلی به دلیل افزایش اهمیت و نقش دین در تحولات اجتماعی و سیاسی و اذعان متفکران به نوعی بازگشت مجدد دین به عرصه اجتماعی و سیاسی، به مباحث دینی علاقه نشان داده به اشکال مختلف به انعکاس اخبار و پیام‌های دینی پرداخته اند. امروزه نه تنها ده‌ها کانال رادیویی و تلویزیونی به طور خاص به مسائل دینی می‌پردازند بلکه اخبار سیاسی و اجتماعی دینی بخش قابل توجهی از برنامه‌های رسانه‌های جمعی را تشکیل می‌دهد. بنا بر این هم رسانه‌ها به دین توجه کرده‌اند و هم ادیان به استفاده حداکثری از این رسانه‌ها روی آورده اند. این پدیده آثار اجتماعی و رسانه‌ای و سیاسی خاصی را به دنبال داشته است.
در ارتباط بین نهاد معرفتی رسانه و دین متناسب با سه فرهنگ شفاهی، چاپ و الکترونیکی سه نوع رابطه وجود دارد: نخست مرحله سلطه دین بر رسانه‌ها که در آن دین به عنوان نهاد فراگیر عمل می‌کند، قدرت فرهنگی در دست نهاد دین است و پایان آن زمانی است که گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع کرد و مرحله دوم را که چالش بین دین و رسانه است پدید آورد. ظهور رسانه چاپی در آن زمان به معنی پیدا شدن رقیبی برای نهاد دین و شکسته شدن انحصار فرهنگی گردید . صنعت چاپ به کار خود تا آنجا ادامه داد که موجب رواج خواندن و نوشتن شد و انتشار زبان‌های ملی تحت عناوین مختلف ادبیات و دانش باعث شتاب بخشیدن به مبادله اطلاعات در میان اقشار گوناگون جامعه و کشورهای اروپایی گردید و با توسعه رسانه‌ها و ارتباطات، مرحله سوم یعنی؛ عصر اطلاعات و جهانی شدن، پا به عرصه وجود نهاد. از ویژگی‌های این مرحله می‌توان به روش انتشار اطلاعات (فن آوری و سخت افزار)،گسترش جغرافیایی و اجتماعی انتشار اطلاعات، و کمیت و محتوای اطلاعاتی که منتشر می‌شود اشاره کرد. این ویژگی‌ها تفاوت‌های کمی و کیفی این دوره با دورهای قبلی را نشان می‌دهد. بسط و توسعه رسانه‌ها و فناوری‌های نوین با تحول در ساختار و روابط اجتماعی تأثیر بسزایی بر تغییرات اجتماعی معاصر ما دارند و به طور اجتناب ناپذیر بر پدیده‌های دینی نیز تأثیر گذارند. مشخصه بارز عصر اطلاعات از بین رفتن مرزهای جغرافیایی و اجتماعی و خروج اطلاعات و دانش از انحصار یک عده خاص است لذا با ایجاد پدیده‌هایی نظیر گروه‌های اجتماعی جهانی یا سازمان‌های چند ملیتی مفاهیم قبلی طبقه، گروه اجتماعی و سازمان دچار تغییر می‌شود. روند مبادله اطلاعات دارای ماهیتی متفاوت از گذشته است وشبکه‌های اجتماعی جدیدی متمایز از شبکه‌های اجتماعی سنتی ایجاد می‌شود.به عنوان مثال اگر قبلاً دین در دست طبقه‌ای خاص بود با توسعه اینترنت افرادی و طبقاتی پیدا می‌شوند که از طریق اینترنت به دانش دینی حتی بیشتر از یک کشیش یا یک روحانی معمولی دست خواهند یافت یا متخصصان جدیدی ظهور می‌یابند که تخصص حرفه‌ای پیشرفته تری از متخصصان حرفه‌ای سنتی در آن رشته دارند.
انتقال و گسترش مفاهیم دینی از شکل محدود و سنتی آن به مقیاسی وسیع و مدرن،خود تحولاتی گسترده در قشرهای مختلف جامعه ایجاد کرده است به نوعی که مخاطبین از قشری خاص در ساختار سنتی به مخاطبین چندقشری و چندجنسیتی در تحولات رسانه‌ای مدرن تبدیل شده و تغییرات مهم و متفاوتی را در جوامع به وجود آورده است.این توسعه مخاطب در دنیای رسانه‌ای دین منجر به تأثیرات گسترده‌ای در فهم و برداشت قشرهای مختلف جامعه از دین شده است. با وجود دین رسانه‌ای در واقع نوعی ساختارشکنی از فضای سنتی آموزش و تبلیغ دین که محدود به زمان و مکان و نیز محدود به جمعی خاص (نظیر مساجد) بوده است، صورت گرفته و تحولات مدرن رسانه‌ای ضمن در هم شکستن ساختار تک بعدی سنتی، تأثیرات را بر مخاطبان متنوع خود (بزرگ وکوچک، پیر و جوان، زن و مرد، تحصیل کرده و بی سواد، عوام ونخبه) چند بعدی ساخته است.
با ظهور مدرنیته دین به منزله یک نظام فرهنگی فراگیر جامعه در بسیاری از جوامع افول کرده است. جوامع جدید آن چنان به نهادهای مستقل تفکیک شده‌اند که به آسانی یک نظام معنایی فراگیر را که مدعی اقتدار در همه عرصه‌ها باشد نمی‌پذیرد. به نظر برگر با دنیوی شدن به عوامل رقیبی که موجد نظام‌های معنایی‌اند اجازه تکثر داده می‌شود لذا ویژگی انحصاری دین از آن سلب شده است.1 رسانه‌ها به عنوان رقبای دین در نظام اجتماعی جدید، خود در ایجاد نظام معنایی نقش ایفا می‌کنند. نیل پستمن معتقد است که فن آوری خود تبدیل به یک کیش شده که می‌کوشد همه چیز را تحت سلطه و انقیاد خود درآورد.
گفتمان دینی از محیط سازمان‌های دینی به سوی افکار عمومی و رسانه خارج شده است. رسانه‌ها به دین قدرت سیاسی می‌بخشند چنان که ورود چاپ و استفاده پروتستانتیزم از آن موجب تضعیف قدرت رم و نشر دیدگاه‌های لوتر شد. از طریق چاپ (تنها رسانه سنتی در آن زمان) او توانست با گسترش دیدگاه‌های خود در برابر اقتدار رم بایستد و مکتب خود را گسترش دهد.در دنیای امروز نیز با گسترش ارتباطات و رسانه دین با تلویزیون وارد خانه‌ها می‌شود. در جامعه سکولار دین از خانه‌ها دور شده بود اما رسانه‌ها امروزه با پرداختن به دین آن را وارد زندگی خصوصی کردند. در حقیقت یک موضوع خصوصی در یک رسانه عمومی مطرح شده است. در واقع با ورود رسانه، جهشی در توسعه مخاطب به وقوع پیوسته است که ابعادی گسترده و گوناگون به خود گرفته و قشر‌های مختلف سنی و جنسی اعم از توده و نخبه را در خود جای داده است. به تعبیر دیگر تغییر گفتمان درون دینی با ورود رسانه به گفتمان برو ن دینی تبدیل شده است به نحوی که دین به عنوان یک موضوع شخصی و محدود در اماکن مذهبی به سوی مسئله‌ای عمومی و اجتماعی در سطح افکار عمومی گسترده شده است. دیگر آن ابزار دینی برای فهم و درک دینی کافی نیستند و گفتمان داخل دین و راجع به دین به شکل سنتی دچار بحران شده است.
موضوع دین رسانه‌ای در حقیقت تبیین کننده تحولاتی است که در حوزه دین و دینداری با ورود رسانه‌ها به موضوع دین ایجاد می‌شود. با زوال نهادهای دینی، رسانه‌ها مهم‌ترین بازیگران حوزه عمومی شدند به نحوی که تعیین کننده دسترسی به آن حوزه‌اند و این موقعیت نهادهای دینی را همانند سایر نهادها تحت تاثیر قرار می‌دهد. زوال ساختار دینی با روند دیگری نیز مرتبط بوده است و آن روند روزافزون فردگرایی است. به همین دلیل هم اکنون در جهان غرب تعدادی سازمان «فراکلیسایی» ایجاد شده و حوزه گسترده‌ای از فعالیت‌ها، پیوند‌ها، خدمات و فراورده‌ها ایحاد شده که دلالت‌های مذهبی دارد. این مشابهت در ارزش‌ها و نمادها به زعم هوور و لاندبای یکی از کارکردهای رسانه‌ها در کالایی کردن فرهنگی است.
در این مقاله سعی شده است مفهوم « دین رسانه ای» بیشتر شکافته شود و ارتباط بین دین و رسانه در قالب مفهوم دین رسانه‌ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
1. برگر، 1967: 457.   

رسانه

تمامی رسانه‌های موجود در یک جامعه اسلامی، رسانه دینی نیستند. رسانه دینی علاوه بر رعایت هنجارهای حاکم بر جامعه اسلامی و عمل به کارکردهای تعریف شده برای تمامی رسانه‌ها، خود را در مقابل خداوند مسوول و رساندن پیامهای او را وظیفه اصلی خود می‌داند.


باید میان رسانه دینی و رسانه‌ای که در جامعه اسلامی حضور دارد، تفکیک قائل شد. رسانه‌ای که هنجارها، قوانین و مناسبت‌های یک جامعه اسلامی را رعایت می‌کند، رسانه‌ای مجاز برای این جامعه شناخته می‌شود هرچند اسلامی و دینی نباشد. ضمن این که هیچ دلیلی وجود ندارد که تمام رسانه‌های یک جامعه اسلامی، رسانه‌های دینی و اسلامی نیز باشند.

به طور مثال، یک نشریه طراحی دکوراسیون داخلی را نمی‌توان نشریه دینی خواند، هرچند این نشریه موظف است به دلیل انتشار در جامعه اسلامی فرهنگ دینی را نیز رعایت کند یا یک نشریه آشپزی را نمی‌توان دینی به حساب آورد، هرچند این نشریه نیز، به دلیل انتشار در یک جامعه اسلامی نباید گوشت خوک را تبلیغ کند.

رسانه‌های اسلامی، علاوه بر کارکردهای عمومی که تمامی رسانه‌ها دارند، از کارکردهای ویژه‌ای نیز برخوردارند. در جامعه اسلامی، رسانه می‌تواند بهترین ابزار برای امر به معروف و نهی از منکر باشد. با استفاده از قابلیت‌های خود می‌تواند معروف را بسازد، به تصویر بکشد، معروف کند و حتی امر به آن را نیز انجام دهد. یعنی هر دو نقش ساخته شدن و مشهور شدن و همچنین نقش اعمال کنترل غیررسمی را در کنار هم ایفا کند.

با این نگاه، فعالیت در رسانه جامعه اسلامی واجب کفایی محسوب می‌شود.

رسانه دینی رسانه‌ای که به طور مشخص و تخصصی به مسائل دینی می‌پردازد خودش را در مقابل خداوند مسوول می‌داند، نه در مقابل آگهی دهندگان، مشتریان یا دولت.چنین رسانه‌ای حتی برای جذب مخاطب هم در جهت رضایت خداوند عمل می‌کند، بنابراین مهمترین ویژگی یک رسانه دینی این است که گردانندگان این رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسوول می‌بینند و رساندن پیامهای او را به عنوان یک پیامبر و پیام آور وظیفه خود می‌دانند. رسانه دینی بر مبنای اقتصاد بازار آزاد یا رسانه تجاری عمل نمی‌کند.

رسانه اسلامی در آگاهی بخشی و علم آموزی باید تمامی ضوابط دینی و اخلاقی بین معلم و متعلم را رعایت کند. به این ترتیب، در چنین رسانه‌ای باید علاوه بر برخورداری از آموزش برخی مسائل، به مواردی که در جامعه اسلامی به آموزش آنها تاکید شده است، مانند دانستن احکام شرعی مورد نیاز نیز بیش از پیش پرداخته شود.

با توجه به مباحث ارائه شده، می‌توان گفت رسانه‌های اسلامی در مقایسه با دیگر رسانه‌ها، کارکردهای مشابه با مبنایی متفاوت دارند. به این معنا که در رسانه‌های اسلامی مبنای تمامی کارکردها دینی است.

اگر دین را به معنای راه و رسم زندگی بدانیم، هیچ امری خارج از دین معنا ندارد، در این معنای اعم، اگر علوم اسلامی را به معنای تمامی علوم موردنیاز جامعه اسلامی بدانیم، آن گاه نشریه طراحی داخلی، استخوان شناسی، گل و گیاه و غیره را نیز می‌توانیم در معنای عام علوم دینی جای دهیم و بگوییم که در یک کشور اسلامی، تمام اهداف و برنامه‌ها باید حول محور دین، به معنای عام آن، شکل بگیرد. از طرفی، دین معنای خاصی نیز دارد. مانند مناسک، احکام، معارف و اخلاق دینی، در این بخش هم رسانه می‌تواند با تحقیقات، اولویت بندی‌ها و سیاست گذاری‌های مناسب، پاسخگوی نیازها و سلایق مختلف مخاطبان خود باشد. مثلا اگر در جامعه‌ای تقاضای آشنایی عمیق تر با معارف دینی وجود داشته باشد، رسانه هم باید به آن بپردازد، چه در قالب یک شبکه اختصاصی دینی، چه در قالب برنامه‌های متفاوت در شبکه‌های عمومی.

تفاوت اصلی رسانه دینی با دیگر رسانه‌ها، در این است که رسانه دینی در اساس، با هدفگذاری و هنجاری‌های حاکم بر رسانه تعریف می‌شود. رسانه دینی رسانه‌ای که به طور مشخص و تخصصی به مسائل دینی می‌پردازد خودش را در مقابل خداوند مسوول می‌داند، نه در مقابل آگهی دهندگان، مشتریان یا دولت.

چنین رسانه‌ای حتی برای جذب مخاطب هم در جهت رضایت خداوند عمل می‌کند، بنابراین مهمترین ویژگی یک رسانه دینی این است که گردانندگان این رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسوول می‌بینند و رساندن پیامهای او را به عنوان یک پیامبر و پیام آور وظیفه خود می‌دانند. رسانه دینی بر مبنای اقتصاد بازار آزاد یا رسانه تجاری عمل نمی‌کند. در فرهنگ دینی همان طور که کار تجاری در مسجد معنا ندارد، رسانه را هم نمی‌توان به حوزه رقابت‌های تجاری وارد کرد. رسانه دینی باید با وقف و حمایت‌های مالی مومنان اداره شود.شکل دادن به روابط میان مومنان وظیفه اصلی رسانه دینی است و مطمئنا عمده مخاطبان یک رسانه دینی، مومنان به آن دین هستند و کارکردهای این رسانه هم باید در راستای نیازهای این افراد شکل بگیرد.

وظیفه رسانه دینی، دیندار کردن افراد بی دین نیست ؛ بلکه وظیفه اصلی‌‌اش تامین برنامه‌های آموزشی، تفریحی، اطلاع رسانی و بسیج اجتماعی برای مومنان است.

رسانه دینی وظیفه ترویج دین و استحکام و تثبیت عقیده مومنان را به عهده دارد و مطالعات نشان داده رسانه‌هایی که برای تبلیغ به میدان رسانه‌ای وارد شده اند، ضریب موفقیت پایینی داشته‌اند زیرا مخاطبان معمولا آن چیزی را انتخاب می‌کنند که دوست دارند. دعوت و تبلیغی که به تغییر دین بینجامد کار مبلغان رودررویی است که وارد زندگی افراد می‌شود نه رسانه‌ها.توانایی مدیریت، شناخت رسانه و اقتضاهای آن و همچنین شناخت کافی از دین، سه عنصر لازم برای مدیریت درست و موفق یک رسانه دینی است.

رسانه‌های دینی مانند رادیو معارف، نشریات مختلف مذهبی و غیره درکشور وجود دارد. هر چند در این میان شبکه قرآن سیما نتوانسته است به دلایل مختلف به شبکه‌ای مطلوب، در حوزه رسانه‌های تصویری تبدیل شود اما به طور کلی می‌توان گفت رادیو و تلویزیون کشور ما به دلیل التزام به اصول شرعی و هدفگذاری‌های مبتنی بر عقاید دینی پاکترین، دینی‌ترین و سالمترین رسانه‌های عمومی جهان است ؛ هر چند تا رسیدن به شبکه‌های دینی مطلوب فاصله قابل توجهی دارد.

تأثیر متقابل رسانه و دین

«رسانه دینی» یا «دین رسانه‌ای»
دنیای امروز به شدت سنگینی سایه رسانه‌های جهانی را در خود احساس می‌کند. نظام سلطه با در اختیار داشتن قدرت و ثروت جهانی و انحصار جهانی رسانه‌ها، یک نوع امپریالیسم فرهنگی و خبری را در جهان حاکم کرده است.

تأثیر متقابل رسانه و دین در جامعه دینی انکارناپذیر است. هم رسانه‌ها توانسته‌اند تأثیری عمیق و گسترده بر دین بگذارند و هم از سویی دیگر، مجبورند در کارکردهای ذاتی خویش آموزه‌ها و خطوط قرمز دینی را مراعات کنند. در حوزه‌ی رسانه، سال‌هاست اندیشمندان مرتبط با رسانه، فرهنگ و دین، با علایق و انگیزه‌های متفاوت، به مسائل مشترکی رو آورده‌اند و به تأمل در باب ماهیت رسانه، فرهنگ دینی و هم‌نشینی و تضادهای احتمالی این دو پرداخته‌اند.

در این راستا مفهوم رسانه دینی یکی از نسبت‌هایی است که بایستی دقیقاً تعریف شود تا بتوان به موضوع ویژگی‌های رسانه دینی بپردازیم. نکته مهم این است که آگاهی و ناآگاهی به ماهیت رسانه و ماهیت دین، ممکن است دین را رسانه‌ای یا رسانه را دینی کند و منتج به «رسانه‌ی دینی» یا «دین رسانه‌ای» شود. در ادامه به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.

غلبه‌ الزامات رسانه مدرن و پیدایی «دین رسانه‌ای»
با بررسی‌های تاریخی و تاریخچه ظهور رسانه‌‌ها و کارکردهای مذهبی آن‌ها، می‌توان به دو رویکرد اساسی در این رابطه دست یافت. یک دیدگاه که با توجه به ماهیت رسانه، نگران غلبه الزامات رسانه مدرن و به اصطلاح، پیدایی «دین رسانه‌ای» است، نگاه منفی به مسئله دارد؛ معتقد به تباین، تضاد و تقابل بین دین و رسانه است و معتقد است دین یک نهاد سنتی است که به توزیع معرفت می‌پردازد و باید به آن مثل سایر نهاد‌های سنتی نگریسته شود.

اما رسانه‌ مفهومی مدرن است که دارای کارکردهای کاملاً جدید است و با دین تباین دارد. از این منظر، رسانه نیز همانند دین و البته در عرض آن، به توزیع معرفت می‌پردازد و به رابطه‌ی انسان با محیط پیرامون خود شکل می‌بخشد. در این رویکرد، رسانه در دنیای جدید رقیب دین است و می‌کوشد جای دین را بگیرد.

ضرورت رسانه دینی و امکان دینی شدن رسانه
دیدگاه دوم که از ضرورت رسانه دینی و امکان دینی شدن رسانه سخن می‌گوید، معتقد است نه تنها بین رسانه و دین ارتباط تنگاتنگی برقرار است، بلکه تحقیقات نشان داده است رسانه‌‌‌ها مقوم دین‌داری در دوره‌های مختلف بوده‌اند؛ به طوری که پیوند این دو به زمان‌های بسیار دور، یعنی نخستین روایت‌ها از اسطوره‌ها و دیوارنوشته‌ها و سنگ‌نبشته‌ها نیز برمی‌گردد.

موقعیت مذهب در عصر رسانه‌ها نشان می‌دهد که دین با نفوذ در تمامی زوایای اندیشه و عقل آدمی، بیشترین ارزش‌های ضروری را گردآوری می‌کند تا با جذب شیوه‌های ارتباطی و فناوری‌های نوین میان انسان‌های پیرو آن، ارتباط برقرار کرده و به نوعی خود را با شرایط جدید سازگار سازد

نگارش و قرائت‌های هنرمندانه‌ متون دینی به عنوان نماد هزاران سال پیوند میان دین و ارتباطات تلقی می‌شود. حضور دین و آثار دینی در هنر، موسیقی، نسخ خطی و نقاشی، به سال‌های بسیار دور در تمدن‌های دینی و اسلام برمی‌گردد. از این دیدگاه، موقعیت مذهب در عصر رسانه‌ها نشان می‌دهد که دین با نفوذ در تمامی زوایای اندیشه و عقل آدمی، بیشترین ارزش‌های ضروری را گردآوری می‌کند تا با جذب شیوه‌های ارتباطی و فناوری‌های نوین میان انسان‌های پیرو آن، ارتباط برقرار کرده و به نوعی خود را با شرایط جدید سازگار سازد.

به نظر می‌رسد که دیدگاه دوم، نظر موجهی است و در عین حال، تقدیر تاریخی ادیان در نسبت با رسانه‌های جدید نیز هست. از این رو، می‌توان رسانه‌ی دینی و دین رسانه‌ای را این گونه تعریف کرد؛ دین رسانه‌ای عبارت از همان مضامین و آموزه‌های انحصاری دینی است که از رسانه صرفاً به منزله‌ی ابزار انتقال این معانی بهره می‌گیرد. رسانه‌ی دینی عبارت از بهره‌گیری از رسانه‌ها در جهت تحقق اهداف و غایات و آرمان‌های دینی است.

اصول حاکم بر رسانه دینی
تأثیر توحید در فعالیت‌های رسانه‌ای سبب می‌شود عدالت، احسان، دوری از گناه و تجاوز به حقوق مخاطبان، در رسانه‌ی دینی در نظر گرفته شود و دستورها و هنجارهای مورد نظر خدا و رسولان او، در فعالیت‌ها اولویت یابد. در این صورت، نظام‌سازی ارتباطی در جامعه‌ی توحیدی، بر اساس اصل توحید و مبانی و مقاصد آن شکل می‌گیرد. توجه به مبانی و مقاصد و شرایط نظام رسانه‌ی دینی، شکل و روش مخصوص خود را به صورت‌های متفاوت ارائه می‌دهد و احکام حکومتی را در نظام رسانه‌ای به میدان می‌آورد. در این صورت، تنها به وعظ، دستور و حکم منتهی نخواهد شد؛ زیرا احکام اخلاقی در این نظام، غیر از نظام اخلاقی و هنجاری غربی است.

نقش توحید در سه سطح ارتباطی رسانه‌ها، جامعه و حاکمان، کاملاً مشهود است. توحید در میان متولیان رسانه‌ها عامل مبارزه با نفس است که در انعکاس رویدادها و اخبار و اطلاعات مورد نیاز جامعه، گرایش‌های نفسانی در آن‌ها تأثیر نمی‌گذارند و در عرصه ارتباطات رسانه‌ای بیرونی، با استقامت و پایداری در جهاد رسانه‌ای، با رسانه‌های طاغوتی مبارزه می‌کنند. در سطح جامعه، نوع ارتباطات و اطلاع‌رسانی بر اساس ارزش‌های الهی به ‌وجود می‌آید؛ توحید، در اعمال و رفتار اصحاب رسانه تجلی می‌یابد و محوریت کارهای رسانه‌ای، بر اساس نام خدا و یاد او شکل می‌گیرد.

در سطح جامعه، نوع ارتباطات و اطلاع‌رسانی بر اساس ارزش‌های الهی به ‌وجود می‌آید؛ توحید، در اعمال و رفتار اصحاب رسانه تجلی می‌یابد و محوریت کارهای رسانه‌ای، بر اساس نام خدا و یاد او شکل می‌گیرد.

توحید در سطح جامعه، سامان‌دهنده نظام اخلاقی و فرهنگی‌ای است که حاکمیت را تنها از آن خداوند می‌داند؛ مگر اینکه خداوند آن را برای کسی قرار دهد. از این‌ روی، اطاعت از رسول و جانشینان او، به منزله‌ی اطاعت از خداوند است و شأنی از شئون ربوبی به شمار می‌آید و حاکمیت ولی فقیه بر نظام رسانه‌ای نیز از این اصل نشئت می‌گیرد.

در نظام ارتباطی اسلامی، بعد از توحید، اصل تقوا ملاک اصلی روابط انسانی است. این اصل بیانگر یک نظام هنجاری ارتباطی است. تقوا در فرهنگ قرآنی، همان توانایی فردی، معنوی، اخلاقی و روانی برای رسیدن به آن سطح عالی است که شخص را از تمایلات مادی دنیا تقریباً مصون می‌سازد؛ یعنی فرد مواظب است هر عملی که انجام می‌دهد، منطبق بر مصلحت و معیاری باشد که خدای متعال برای او در نظر گرفته است.

تقوا انسان را از گرفتاری و لغزش در فعالیت‌های رسانه‌ای حفظ می‌کند؛ زیرا تنها در سایه‌ی تقواست که همه‌ گونه خیر، از طریق رسانه‌ها در جامعه منتشر می‌شود و می‌توان از کارهای حرام دوری جست و به خداوند نزدیک شد. تقوا در امر رسانه، به مثابه‌ی توشه برای آخرت اهل رسانه است و رسانه را از آلودگی‌های مختلف نجات می‌دهد؛ آلودگی‌هایی که بیشتر رسانه‌های رقیب بدان‌ها مبتلا شده‌اند.

با توجه به اینکه مدیران رسانه‌ها در نظام اسلامی، مسئولیت افکار عمومی را بر عهده دارند، به سطح بالایی از تقوا نیازمندند تا بتوانند از عهده مسئولیت اجتماعی و الهی خود برآیند. فعالیت رسانه‌ای در اسلا‌م، که با انگیزه تقوا و اطاعت از حق و عمل به هنجارها انجام می‌گیرد، در پیشگاه شارع مقدس، جایگاه ویژه‌ای دارد.

کار رسانه‌ای، به عنوان حرفه‌ای که بی‌تردید، خواه‌ناخواه با اجتماع و حقوق شهروندان ارتباط دارد، نیازمند ترسیم حدود و قواعدی است که مراعات آن‌ها از سویی تضمین‌کننده حقوق جامعه و از سوی دیگر، موجب فراغت خیال و آزادی عمل آن حرفه در مرزهای تعیین‌شده می‌گردد.

در نظام اسلامی، نباید هیچ محدودیتی برای طرح افکار در رسانه‌ها وجود داشته باشد؛ بلکه همه باید آزاد باشند و حاصل اندیشه‌ها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند؛ چنان که در بند دوم از اصل سوم قانون اساسی، بر بالا بردن سطح آگاهی‌های عمومی در همه‌ی زمینه‌ها، با استفاده‌‌ی صحیح از مطبوعات و رسانه‌های گروهی، تأکید شده است. کار رسانه‌ای، به عنوان حرفه‌ای که بی‌تردید، خواه‌ناخواه با اجتماع و حقوق شهروندان ارتباط دارد، نیازمند ترسیم حدود و قواعدی است که مراعات آن‌ها از سویی تضمین‌کننده حقوق جامعه و از سوی دیگر، موجب فراغت خیال و آزادی عمل آن حرفه در مرزهای تعیین‌شده می‌گردد.

نکته‌ی مهم این است که آزادی عقیده، غیر از آزادی توطئه و ریاکاری است؛ زیرا توطئه، اغفال و اغواکاری توأم با دروغ که با تبلیغات نادرست صورت می‌گیرد و از حق آزادی عقیده سوء‌استفاده می‌‌شود ممنوع است؛ اما عرضه‌ی اندیشه‌ها و عقاید اصیل آزاد است. بنابراین اغفال کردن نمی‌تواند و نباید آزاد باشد. اینکه در اسلام خرید و فروش کتاب‌های ضلال حرام است و اجازه‌ی فروش این کتب به مسلمانان داده نمی‌شود، به دلیل همین ضرر اجتماعی است.

در آموزه‌های اسلامی، اصل عدالت و مساوات در ایجاد و تأمین فرصت و امکانات برابر برای همه‌ی افراد جامعه، یکی از اصول بنیادی به شمار می‌رود و معیار و مقیاسی اصلی و کارآمد در نظام سیاسی اسلام است. فقیهی همچون مرحوم نائینی، مساوات و برابری تمام افراد ملت، حتی حاکم را در برابر جمیع حقوق و احکام، از اصول اساسی سیاست اسلامی در فقه شیعه می‌داند و آن را مبنا و اساس عدالت و روح تمام قوانین اسلامی معرفی می‌کند. از منظر او، این اصل ناظر به برابری و تساوی همه‌ی افراد در مقام اجرای احکام است.

عدالت اجتماعی در نظام اسلامی اقتضا می‌کند آحاد شهروندان در قالب نهادهای اجتماعی و سیاسی، مثل احزاب و تشکل‌ها و گروه‌ها، به نهاد اطلاع‌رسانی دسترسی داشته باشند و بتوانند در جهت عرضه‌ی آگاهی‌های مورد نظر خویش، از امکانات آن بهره بگیرند.

بی‌گمان از اساسی‌ترین کارهایی که در استمرار جریان عادی زندگی اجتماعی و برقراری ارکان مختلف آن نقش دارد، بهره‌گیری مساوی گروه‌ها از امکانات رسانه‌ای در نظام اسلامی است. پشتوانه نظری این ضرورت این است که رسانه‌های خبری، اعم از تجهیزات و تأسیسات فنی و ظرفیت سخت‌افزاری آن و نیز توان و قدرت نرم‌افزاری این نهادها، جزء بیت‌المال محسوب می‌شود و قاعده مساوات در بهره‌مندی امکانات مادی عمومی (بیت‌المال) بر مواد این موضوع نیز منطبق است.

از سوی دیگر، معنای استفاده همگانی این نیست که هر کس بتواند شخصاً اخبار و اطلاعات مورد نظر خویش را از طریق رسانه‌های خبری منتشر سازد که این امر نه عملی است و نه مطلوب، بلکه مقصود این است که آحاد شهروندان که در قالب نهادهای اجتماعی و سیاسی، مثل احزاب و تشکل‌ها و سندیکاهای صنفی و گروه‌ها و جمعیت‌های مختلف که بر مبنای دل‌بستگی‌ها و وابستگی‌های پیوند‌دهنده تشکل یافته‌اند، به نهاد رسانه دسترسی داشته باشند و بتوانند در جهت ارائه‌ی اخبار مورد نظر خویش از امکانات آن بهره ببرند. بدیهی است که اگر این امر مستلزم توسعه‌ی کمّی امکانات باشد، تأمین آن بر عهده‌ی دولت است. در غیر این صورت، امکانات موجود باید به صورت متناسب در اختیار قرار گیرد. عدالت اطلاعاتی در این بُعد، یکی از مصادیق بارز عدالت اجتماعی خواهد بود (2).

معنای استفاده‌ی همگانی این نیست که هر کس بتواند شخصاً اخبار و اطلاعات مورد نظر خویش را از طریق رسانه‌های خبری منتشر سازد که این امر نه عملی است و نه مطلوب

پنجمین اصل هدایت‌کننده‌ی فعالیت‌های رسانه‌ای در نظام ارتباطی اسلام، اصل عقیدتی امر به معروف و نهی از منکر است. این اصل به صورت یک دکترین و منشور مسئولیت فردی و اجتماعی مطرح است.

در فرهنگ اسلامی، مسلمانان مسئول هدایت کردن یکدیگرند. ضمن اینکه افراد مسئول و صاحبان قدرت، مسئولیت ویژه‌ای دارند. اصل امر به معروف و نهی از منکر یک نوع هم‌گرایی با نظریه‌ی مسئولیت اجتماعی در نظریه‌های هنجاری دارد، اما با یک تفاوت اساسی؛ زیرا نوع مسئولیت در اسلام ریشه‌ی الهی و شرعی دارد و فرد را در برابر خداوند و هم‌نوع خود و جامعه مسئول می‌داند، در حالی که نوع مسئولیت در نظریه‌ی مسئولیت اجتماعی تنها تکیه بر نگرش مادی و قرارداد اجتماعی است (2).

پی‌نوشت:
1. فخارطوسی، جواد (1385)، پژوهشی فقهی در خبر و خبرگزاری، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
2. مولانا، حمید (1382)، «رسانه‌های ارتباطی در جهان اسلام»، فصلنامه‌ی پژوهش و سنجش، سال دهم، شماره‌ی 35.

منابع:
- عنوان «روحانیت، رسانه و حکومت دینی»(1) گروه فرهنگی‌اجتماعی اندیشکده برهان/ عبدالله جلالی
- عنوان «روحانیت، رسانه و حکومت دینی»(2) گروه فرهنگی‌اجتماعی اندیشکده برهان/ عبدالله جلالی

مقاله سوم

نگاه دینی به رسانه یا نگاه رسانه‌ای به دین؟

"رسانه دینی"، رسانه‌ای است که دارای کارکرد دینی می‌باشد . یعنی حوزه‌های دینی در آن انعکاس یافته و جامعه را به سوی دینی شدن حرکت می‌دهد . به عبارتی رسانه‌ی دینی، رسانه‌ای است که از خاستگاه نظری و مبانی تا برنامه سازی و تکنولوژی و تأثیربخشی اجتماع بر مبنای آموزه‌های دینی استوار باشد .

رسانه و دین

از آغاز به کار اولین رسانه‌ها در غرب تا به امروز، موضوعی به نام "رسانه‌ی دینی" به صورت جدی و تخصصی وجود نداشته و ما تنها با یک مفهوم کلی مواجه بوده ایم و آن "رسانه" بوده است . خاستگاه رسانه اساساً در مغرب زمین می‌باشد و رسانه از جمله ابزارهای ساخته دنیای به اصطلاح مدرن تلقی می‌گردد . دنیای مدرن همزمان با فرآیند سکولار شدن غرب متولد شد و از این رو ابزارها و تکنیک‌های این دنیای مدرن نیز ماهیت و طبیعتی و عرفی دارند . "دین زدایی" ماهیت اصلی دنیای مدرن بود که باعث شد تا افراد فارغ از نگاه دینی و ارزشی و معنویت، به جهان اطراف بنگرند و صرفاً برداشتی مادی از رخدادها داشته باشند . رسانه‌ها نیز در این بین کارگزاران این نگاه عرفی به جهان بودند و با داعیه‌ی نقش آینه وار بودن، این گونه القا می‌کردند که واقعیت تنها همین چیزی است که توسط رسانه‌ها بازنمایی می‌شوند و هیچ بُعد معنوی و روحانی در کار نیست. (رسانه‌ی دینی علاوه بر رعایت هنجارهای حاکم بر جامعه‌ اسلامی‌ و عمل به کارکردهای تعریف ‌شده برای تمامی ‌رسانه ‌ها، خود را در مقابل خداوند مسئول دانسته و رساندن پیام‌های او را وظیفه‌ اصلی خود می‌‌داند.)

در این میان انقلاب اسلامی، بنا به تبع دینی و معنوی خود از ماهیت و طبیعت مدرنیته عبور نمود و نشان داد که فرهنگ سکولار که مدعی افسون زدایی از همه امور است خود افسونی بیش نیست در قرنی که انتظار می‌رفت تا لیبرال سرمایه داری، سکولاریسم و لائیسیته به عنوان فاتحین فرهنگی و ارزشی معرفی شوند، انقلاب اسلامی طرحی دیگر در انداخت و مسیری دیگر را پیمود و نشان داد که دین همچنان یک نیروی مقاوم و قدرتمند است و توانایی تنظیم و اداره امور انسانی را دارد . متعاقب استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی، فرهنگ دینی در گستره جامعه شکل گرفت و اشاعه یافت . در سایه سار این فرهنگ دینی، ما شاهد تعریف مجددی از رسانه‌ها بودیم و متعاقب این باز تعریف، رسانه‌ی دینی تکوین یافت . رسانه‌ها امروز نقش اساسی در شکل گیری معرفت و نگرش انسان به زندگی و جهان و هستی دارند.

هر رسانه‌ای اساسا به دنبال جذب مخاطب و ارتباط با افراد است. امروزه با فزایندگی و تکثیر سرسام آور وسایل ارتباط جمعی و همزمان سوء استفاده غرب برای جذب مخاطبان در آموزه‌ها و فرهنگ سکولار خود، ما در وضعیتی "رقابتی" به سر می‌بریم

"رسانه دینی"، رسانه‌ای است که دارای کارکرد دینی می‌باشد . یعنی حوزه‌های دینی در آن انعکاس یافته و جامعه را به سوی دینی شدن حرکت می‌دهد . به عبارتی رسانه‌ی دینی، رسانه‌ای است که از خاستگاه نظری و مبانی تا برنامه سازی و تکنولوژی و تأثیربخشی اجتماع بر مبنای آموزه‌های دینی استوار باشد . رسانه‌ها در یک جامعه دینی باید عاملی در جهت اعتلای ارزش‌های دینی و انسانی باشند و نه صرفاً ابزاری برای گذران اوقات فراغت. اگر ماهیت دین به سلول‌ها و بنیادهای رسانه وارد نشود، رسانه‌ی ما رسانه‌ی دینی نخواهد بود و اگر رسانه دینی نباشد، جامعه‌ای دینی نخواهیم داشت . رسانه دینی با توجه به توانایی به تصویر کشیدن وقایع، محاسن ویژه‌ای دارد و می‌تواند بیشترین حد اِعمال نفوذ را بر مخاطب داشته باشد، مخاطبان را ترغیب به معروف و یا نهی از منکر نماید، آنها را از کژراهه به راه راست هدایت کند.
رسانه و دین

رسانه‌ی دینی، در فرایند اطلاع رسانی راستگوست و تصویر درستی از اندیشه‌ها و رویدادها ارائه می‌کند، برخی از نشانه‌های دور از واقعیت را برای دستکاری تصویر بر آن نمی‌افزاید و برخی از خطوط را آن نمی‌کاهد، چون که این مسائل ذهن مخاطب را آلوده می‌سازد. ارزش راستگویی در کار اطلاع رسانی از آن روست که اطمینان را در جان‌های مردم می‌کارد و گونه‌ای از ارتباط و همبستگی را میان اسلام، به مثابه‌ی سمت و سوی حرکت اطلاع رسانی، و مردم که از حرکت آگاه می‌شوند و آن را امانتدار مصالح در زندگی حال و آینده خود می‌یابند، ایجاد می‌کند زیرا هدفی جز بیان حقیقت ندارد.

توسعه، ترویج و تعمیق فرهنگ دینی با رویکردی جدید از تبلیغ، یعنی تلفیقی از روش‌های سنتی موثر با روش‌های نوین و تکنولوژی روز در امر اطلاع رسانی میسر است. درست است که رسانه‌هایی چون تلویزیون، روزنامه یا سینما در غرب خلق شدند ولی نباید از این نکته عافل شویم که دین اسلام همواره ارتباطی خاص با رسانه‌ها داشته و از این ابزار ارتباطی برای انتقال مفاهیم خود سود می‌جسته است. مسجد، منبر، قرآن کریم، عالمان دین و... از جمله این رسانه‌ها هستند. از این رو ما که امروزه با شیوع رسانه‌های دیجیتال مواجه هستیم، می‌توانیم با قلب ماهیت غربی آنها، ماهیتی دینی به آنها ببخشیم و از آنها در جهت مقاصد دینی خود سود بجوییم . آگاهی بخشی نسبت به مسائل از منظری الهی و ربانی یکی از اهداف رسانه‌های دینی است. آگاهی دقیق از مسائل دینی و رخدادهای جهان دینی، مبانی دینی و اعتقادات، مسائلی که در این حوزه چه در داخل و چه در خارج رخ می‌دهد، می‌تواند جامعه را در رسیدن به اهداف بلند و پیش بینی شده کمک کرده و روند رسیدن به این اهداف را تسریع کند، اگر جامعه‌ای بر مبنا و ملاک دین پیش رود، ضریب اطمینان بیشتر است، زیرا ما برخلاف افرادی که دین را عامل محدودکننده می‌دانند، دین را عامل پیشرفت و ترقی، رشد و بالندگی، شکوفایی استعدادها و توانمندی‌های نهفته در انسان قلمداد می‌کنیم.

توسعه، ترویج و تعمیق فرهنگ دینی با رویکردی جدید از تبلیغ، یعنی تلفیقی از روش‌های سنتی موثر با روش‌های نوین و تکنولوژی روز در امر اطلاع رسانی میسر است

هر رسانه‌ای اساسا به دنبال جذب مخاطب و ارتباط با افراد است. امروزه با فزایندگی و تکثیر سرسام آور وسایل ارتباط جمعی و همزمان سوء استفاده غرب برای جذب مخاطبان در آموزه‌ها و فرهنگ سکولار خود، ما در وضعیتی "رقابتی" به سر می‌بریم . عقب نشینی در این عرصه و غفلت از تأثیر رسانه‌ها در دنیای جدید به معنای واگذاشتن آینده به دست امپریالیسم رسانه‌ای غربی است . در نتیجه با توجه به اینکه دین حنیف اسلام، دینی جهان شمول است باید تمام همت خود را برای رساندن پیام خود به جهانیان به کار ببندیم، و لازمه این کار در وهله نخست خلق رسانه‌ای دینی است که از آلودگی‌ها و هرزه گی‌های رسانه‌های مدل غربی مبرا باشد تا بتوان از طریق آن سخن حق را به گوش مردمان رساند. از این رو نیاز است ما و مسئولین فرهنگی و رسانه‌ای کشور مصرانه در عرصه تبلیغ و تولید برنامه‌هایی با ماهیتی دینی بکوشیم . لازمه این کار نیز فعالیتی جهادی می‌باشد، تنها با تلاشی جهادگرانه می‌توان در برابر شگردها و توطئه‌های دشمنان مقاومت کرد.

فرآوری : آزاده مرنی

بخش ارتباطات تبیان

فصلنامه دین و رسانه، شماره 106

نظریه هنجاری رسانه

نظریه هنجارى رسانه به دو قسم سکولار و دینى تقسیم می‌شود و هر یک از آن دو به نظام‌هاى بسته و آزاد تقسیم می‌گردد.
نظام سکولار بسته ‏، به نظامهای اقتدار گرا و کمونیستی و سکولار آزاد به نظامهای لیبرالی، توسعه گرا، نظریه مسئولیت اجتماعی و مشارکت دموکراتیک تقسیم می‌شود اما نظریه هنجاری دینی بسته، به نظامهای مسیحی قرون وسطی و اسلامی سلفی تقسیم می‌شود.
اما آنچه مورد نظر است نظریه هنجاری دینی آزاد می‌باشد که به اسلامی شیعی، اسلامی سنی اعتزالی و مسیحی جدید تقسیم می‌شود. عقلانیت دینی در اطلاع رسانی جمهوری اسلامی ایران، با محوریت حق می‌باشد . تدریس و تعلیم، متقاعد کردن، ترغیب و مذاکره برای اجماع با محوریت انتقال باور به دیگران صورت می‌گیرد همه این موارد، به قصد تعالی بخشیدن به انسان در جهت حق، پاسداری از ارزشهای حق، دفع و محو حداکثری باطل، دعوت به حق و ترغیب عمل به آن، تثبیت حق صورت می‌گیرد لذا می‌توان کارکردهای اصلی رسانه‌ها برای یک جامعه دینی شیعی را به بخشهای زیر تقسیم کرد :
1. اطلاع رسانی : این کارکرد برای تامین اطلاعات درباره رویدادها و شرایط موجود در جامعه صورت می‌گیرد و به منظور تسهیل نوآوری سازگاری و پیشرفته است .
2 . همبستگی : در همبستگی، تبیین، تفسیر و اظهار نظر درباره رویدادها و اطلاعات صورت می‌گیرد برای جلب حمایت برای قدرت و هنجارهای موجود و جاافتاده . اجتماعی کردن، هماهنگ کردن فعالیتهای پراکنده، ایجاد وفاق جمعی و تنظیم اولویت و اشاره به منزلت نسبی مردم از دیگر زیر شاخه‌های این کارکرد می‌باشد .
3 . پیوستگی و تداوم : بین فرهنگ مسلط و به رسمیت خورده فرهنگها و تحولات جدید و همچنین تحکیم و حفظ ارزشهای مشترک به کار می‌رود .
4 . تفریح و سرگرمی : تامین سرگرمی، انحراف توجه از واقعیت و آرامش و همچنین کاستن از تنشهای اجتماعی از دیگر شاخصه‌های این کارکرد است .
5 . بسیج : که برای تبلیغ و ترویج اهداف جامعه در زمینه سیاست، جنگ، توسعه، کار و مذهب می‌باشد . همانطور که در بالا اشاره شد رسانه در جامعه اسلامی با محوریت عدالت می‌باشد مصادیق عدل عبارتند از کمال، تحقق نفس، لذّت، معرفت، قدرت و …. می‌باشند که همگی به حق برمیگردد پس در واقع رسانه می‌بایست با محوریت حق باشد در تعریف عدالت گفته‌اند : وضع الشی فی موضعه یا اعطاء کل ذی حق حقّه که اگر چیزی را در جایگاه سزاوارش یعنی در جایگاهی که حق آن است بگذاری به عدالت رفتار کردی یا اگر حق صاحب حقی را به او بدهی عدالت است .

روایت دینی

1. روایت در معنای ساده خود نقل یک داستان به هر طریقی و در هر رسانه‌ای. روایت طریقی برای انتقال فرهنگ عقاید و دیدگاه‌های انسان‌هاست. برای انتقال فرهنگ اسلامی نیز از روایت گری و روایت دینی(اسلامی)،  مؤلفه‌هایی آن بحث است.
2. گرچه قصه گویی به قدمت خود بشر است ولی روایت شناسی علم نسبتاً جوانی است که از عمر آن، بیش از چند دهه نمی‌گذرد. یکی از تأثیرگذارترین پژوهش‌ها در این زمینه در سال 1928م. توسط ولادیمیر پراپ انجام گرفت. وی در کتاب ریخت شناسی قصه‌های پریان، یکصد داستان روسی را تحلیل کرد. اساس کار او در تحلیل این قصه‌ها این عقیده بود که، همان طور که «اسم» و «فعل» دو عنصر اساسی در یک جمله است، در یک داستان «شخصیت» و «کنش» دو عنصر اساسی می‌باشد.
او با مقایسه این تحلیل‌ها دریافت علی رغم تنوع شخصیت‌ها آنها را می‌توان به چند نقش ثابت و کنش‌ها را به عناوینی عام و مشترک تقلیل داد و در پایان نتیجه گرفت قصه‌های مورد تحلیل او همگی به 31 کارکرد و 5 نقش برمی گردند.
در امریکا جوزف کمپبل (1904 ـ 1987م.) که پژوهش‌های گسترده‌ای را درباره اسطوره سامان داده بود در کتاب ماندگار خود به نام قهرمان هزارچهره (1945م.) اسطوره‌ها را با همان دو عنصر یادشده به ساختاری یگانه برگرداند. ولی نکته قابل توجه در کار کمپبل آن بود که کارکردهای پراپ را به صورت مراحل سفری برای قهرمان خود توضیح داد. کمی بعد کریستوفر وگلر (1949) کارشناس فیلم نامه در‌هالیوود ساختار به دست آمده توسط کمپل را با تغییراتی، بر بسیاری از فیلم‌های سینمایی‌هالیوودی تطبیق داد.
3. در این پژوهش با توجه به پژوهش‌های یادشده، سعی شد تا با همان روش، قصص قرآن و حکایات دینی تحلیل شده و ساختاری استنباط شود. به این سبب پس از جمع آوری، تحلیل تک تک قصه‌ها، دسته بندی و بازخوانی‌های مکرر، ساختاری به نام سفر «سالک الی الله» به دست آمد، که این ساختار بر دو پایه مراحل سفر و نقش‌ها استوار است. ساختار به دست آمده در این شکل قابل مشاهده است.
در این شکل مراحل سفر قهرمان داستان دینی به صورت سفر، ترسیم شده است. قهرمان داستان دینی که از این پس او را «سالک الی الله» می‌خوانیم مراحل زیر را طی می‌کند:
1. جهان عادی: سالک الی الله در جهان عادی و روزمره خود به سر میبرد که با قرار گرفتن در آزمون، به سلوک الی الله دعوت میشود.
2. آزمون: آزمون، اساسیترین مرحله سلوک است؛ زیرا دنیا محل آزمایش سالک الی الله یا مسافر به سوی جهان آخرت است.
3. فریب شیطان و کمک راهنما: در هنگامه آزمون، سالک با فریب شیطان یا کمک راهنما روبهرو میشود.
4. شکست یا پیروزی: سالک در رویارویی با آزمون الهی، اگر بتواند با وسوسههای شیطانی مبارزه کند و راه اطاعت در پیش گیرد، پیروز میدان است و اگر به گناه و نافرمانی آلوده شود، شکست خورده است.
5. هبوط (در صورت شکست): سالک در صورت شکست در آزمون و ارتکاب گناه، از مقام قرب الهی رانده میشود و این معنای هبوط است.
6. توبه یا عصیان (در صورت هبوط): سالک پس از شکست و رانده شدن از مقام قرب، میتواند با توبه و بازگشت به اطاعت الهی، از خداوند درخواست بخشش کند، ولی ممکن است نه تنها توبه نکند، بلکه بر سرکشی خود نیز بیفزاید.
7. پاداش یا مکافات: سالک در صورت پیروزی در آزمون یا شکست و توبه واقعی، به آمرزش و پاداش و رحمت الهی میرسد، ولی شکست در آزمون و خودداری از توبه، مکافات و قهر الهی را در پی دارد.
8. رفتن به سیر دوم به عنوان راهنما، منجی، شیطان، طاغوت: بیشتر سالکان پس از رسیدن به پاداش یا مکافات عمل خود، سیر خویش را تمام میکنند، ولی تعدادی اندک در نقشهایی چون راهنما و منجی یا شیطان و طاغوت به سیر دوم میروند.
در این سفر «نقش‌ها» به قرار زیر است:
1. سالک: همان قهرمان داستان است که در راه سلوک الی الله قرار گرفته است. این عنوان از آیه کریمه «یا أَیّهَا اْلإِنْسانُ إِنّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلاقیهِ؛‌ای انسان! تو با رنج و مشقت به سوی پروردگارت میروی و او را ملاقات میکنی» گرفته شده است. به جای سالک میتوان مسافر هم به کار برد.
2. شیطان: هر شخصیتی را در داستان که سالک را به گناه و نافرمانی وسوسه کند، میتوان شیطان نامید. ازاین رو، شیطان، نقش است و هر جن و انسی را شامل میشود.
3. راهنما: راهنما هر شخصیتی است که سالک و قهرمان داستان را در رسیدن به مقام قرب الی الله یاری کند و درباره وسوسههای شیطان به او هشدار دهد.
4. منجی: همان راهنماست، زمانی که در مقام نجات برمیآید. موسی(ع)، نجاتدهنده قوم بنیاسرائیل از دست فرعون است. منجی ممکن است برای نجات یک قوم یا یک فرد قیام کند.
5. طاغوت: شخصیتی است که به مقابله و جنگ با خدا یا ولیّ الهی برخاسته است، مانند فرعون و نمرود.
6و 7و 8: فرستنده، پاداشدهنده و عقابکننده: در بیشتر قصص انبیا در قرآن کریم، خداوند متعال، رسول را برای هدایت قوم میفرستد (فرستنده). در صورت عصیان قوم نیز بر آنها عذاب نازل میکند (عقابدهنده). خداوند به آن دسته از مردم که از پیامبران پیروی میکنند، وعده بهشت میدهد (پاداشدهنده).
برای درک بهتر ساختار ذکر شده داستان قرآنی «هبوط حضرت آدم(ع) از بهشت» را با توجه به مراحل و نقش‌های ذکر شده مرور می‌کنیم.
قصه هبوط از اینجا شروع می‌شود که: آدم و حوا در بهشت زندگی می‌کنند: (جهان عادی). خداوند متعال به آنها هشدار می‌دهد که به درخت ممنوعه نزدیک نشوند: (آزمون). ابلیس به آن دو می‌گوید که از خوردن آن درخت نهی نشده‌اند تا مگر دو ملک یا جاودان نشوند: (فریب شیطان). خداوند به آن دو هشدار می‌دهد که ابلیس دشمن آنهاست: (کمک راهنما). از درخت ممنوعه می‌خورند: (شکست در آزمون). خداوند دستور می‌فرماید که به زمین هبوط کنند: (هبوط). آدم(ع) توبه می‌کند: (توبه). خداوند توبه را می‌پذیرد: (پاداش).
آدم به عنوان پیامبر مأمور است تا خانواده خود را راهنمایی کند: (رفتن به سیر دوم به عنوان راهنما).
در این داستان، آدم(ع) «سالک»، ابلیس «شیطان» و خداوند متعال «راهنما» و «پاداش دهنده» است.
در پایان در یک جمع بندی کلی در پاسخ به این پرسش که روایت دینی (اسلامی) چیست؟ می‌توان گفت روایت اسلامی روایتی است که بازتاب دهنده دیدگاه اسلام، از هستی و انسان باشد (و در صورتی که ساختار سفر سالک را ساختار یگانه روایت اسلامی بدانیم) با این ساختار قابل تفسیر باشد.

دین و رسانه

رسانه و مذهب

رسانه و مذهب

ظهور رسانه‌های جمعی در اواخر قرن نوزدهم نقش مهمی در زندگی اجتماعی و فرهنگی ایفا کردند. قبل از آن زمان، حتی رسانههایی که از طریق آن دانش اجتماعی و فرهنگی به اشتراک گذاشته و چاپ میشدند حیاتی بود؛ آنها برای پروسههایی که فعال شده بودند، مات و مبهم بودند. امروزه رسانه‌ها در طیف وسیعی از زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی پیشرو هستند و حتی تعیین کننده هستند.

رسانه‌های جمعی ناشی از تحولات تکنولوژیکی و اجتماعی بودند. چاپ مکانیکی که با انقلاب صنعتی ایجاد شد و در دهه 1870 به بازار ارتباطات در بریتانیا رسید و تغییرات مهمی در تولید، پذیرش و اقتصاد سیاسی رسانه‌ها ایجاد کرد. تولید انبوه رسانه‌ها به صورت مالی از طریق تبلیغات به جای فروش مستقیم روزنامه‌ها یا مجلات حمایت می‌شد. نتیجه منطق اقتصادی، خوانندگان را به عنوان مخاطبان مشاهده کرد و به دنبال افزایش تعداد آنها بود. این همزمان با افزایش تمرکز جمعیت در مناطق شهری، از حمایت اجتماعی و فرهنگی روستا و شهر حذف شد. این مخاطبان به عنوان مخاطب «توده ای» در نظر گرفته شدند و محتوای رسانه‌ها منعکس کننده انواع طعم‌های طبقه بندی عمومی بود.

از آن زمان تا کنون بحث بر سر نحوه ارتباط بین مخاطبین جرم و رسانه‌های جمعی دیده شده است. به بعضی از ناظران، رسانه‌ها به لحاظ ایدئولوژیک مخاطبان را غالب می‌کنند. به دیگران، رسانه‌ها به عنوان نوعی بوم فرهنگی عمل می‌کنند که در آن موضوعات، ایده‌ها و گفتمان‌های فرهنگی و اجتماعی بیشتر یا کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. به دیگران، رسانه‌ها به عنوان پالیسی‌ها مهم هستند، و جایگزین ارتباطات از دست رفته از زندگی روستایی پیش از صنعتی است. برای اکثر اوقات، جهت گیری رسانه‌های جمعی و به معنای آن است که حداقل زمینه ارتباطات ترجیحی برای کسب و کار معتبر، فرهنگ نیستند.

این واقعیت‌های ساختاری و مفروضات اجتماعی به شرایطی بستگی دارد که رسانه‌ها در رابطه با فرهنگ و عملکردی دینی دارند. آنها صنعتی و فنی هستند و به این ترتیب به عنوان مصنوعی دیده می‌شوند و توانایی‌های آنها در فرهنگ و اجتماع، نمادها و ارزش‌ها مشکوک است. آنها تجاری هستند و بنابراین لزوما ترافیکی در فرهنگ کالا و تجربه فرهنگی دارند. در عین حال، آنها به طور ذاتی به روش مدرنیته در روش‌های در حال توسعه عمیق تر تعریف می‌شوند. بنابراین، در حالی که ساختارها و نهادهای اجتماعی و فرهنگی ممکن است بخواهند خارج از محدوده فرهنگ رسانه‌ای قرار گیرند، این امر به طور فزاینده‌ای برای آنها سخت است. این واقعیت‌ها نقش رسانه‌ای که در تکامل نهادها و شیوه‌های مدرن و مدرن دینی مدرن نقش دارد، تعریف می‌کنند.

نقش رسانه‌ها نه تنها اجتماعی و ساختاری است، بلکه جغرافیایی و معنوی/زیبا شناختی است. و همانطور که مطالعه علمی تعامل بین دین و رسانه در سال‌های اخیر توسعه یافته است، مشخص شده است که این جنبه رسانه سازی در شیوه‌های جالبی در شکل گیری چشم انداز دینی رسانه‌ها متجلی می‌شوند. یک پدیده شناسی رسانه و دین در قرن بیست و یکم رسانه‌ها و دین را در تعدادی از روابط متفاوت می‌بیند.

استفاده دین از رسانه

البته یک تاریخ طولانی و عمیق میانجیگری دین و رسانه وجود دارد. در واقع ادیان مختلف به وسیله ارتباط آنها با رسانه‌های مختلف شناخته می‌شوند. به طور معمول، توسعه ادیان غربی مدرن به گونه‌ای است که از طریق روش‌های متحرکی منتشر شده است. در قرن بیستم، تعدادی از ادیان ارتباطات خاصی با رسانه‌های جمعی ایجاد کردند. در اغلب موارد، این روابط با فرض نوعی دوگانگی تعریف شده است، جدا کردن حوزه "مقدس" تاریخ مذهبی معتبر، ادعاهایی، ایمان و عمل، از یک حوزه "غیر اخلاقی" که توسط رسانه‌ها نمایان می‌شود. به عنوان مثال، اسلام به طور گسترده‌ای در نظر گرفته شده است که از واسطه گری توده‌ای و به ویژه تصویربرداری بصری میانجیگری اجتناب می‌کند. به نظر می‌رسد طغیان بودیسم نیز آن را از یک حوزه رسانه‌ای تحت سلطه نگرانی‌های مادی جدا می‌کند. یهود نیز بر اهمیت «کتاب» تأکید داشته است، اما تمایل داشت که دیگر شیوه‌های ارتباط کمتر ارزش داشته باشد.

در عین حال که اندیشه مسیحیت به دوگانگی مقدس و عرفانی برمی‌خورد، مسیحیت در مدرنیته غربی به نمایش گذاشتن طیف وسیعی از پاسخ‌ها و روابط به رسانه‌های جمعی رسیده است و رابطه‌ی که تنها راه‌ و دلیل قطعی است. واقعیت است که رسانه‌های غربی مسیحی مسلط بر رسانه‌ها در سرتاسر جهان (وضعیتی که به شیوه‌های کوچک تغییر کرده است) در آمده‌اند. گروه‌های مسیحی یکی از اولین ناشران در اروپا و آمریکای شمالی بودند. انگیزه انجیلی در مسیحیت، به نظر می‌رسد، در طول زمان، علاقه خاص فرهنگی به انتشار آن داده است. تمام گروه‌های مسیحی (و اغلب گروه‌های غیر مسیحی و سایر جنبش‌های مذهبی در اروپا و آمریکای شمالی) از لحاظ تاریخی مواد چاپی مانند مصور، جزوه، خبرنامه، مجله، مواد آموزشی روز یکشنبه و کتاب را تولید کرده اند. برنامه‌های مأموریت، از جمله جوامع کتاب مقدس، نیز ناشران فراوانی بوده اند.

با این حال، رسانه‌های غیر چاپی برای اغلب ادیان، زمینه راحت‌تری برای آنها شده‌اند. در قرن بیستم، به عنوان ادیان ایجاد اتحادیه اروپا و آمریکای شمالی در مواجهه با ظهور رسانه‌های جمعی، این گروه‌ها برای مبارزه برای تعریف و ارتقاء فرهنگی که همچنان ادامه دارد، آغاز شد. فرض دوگانه آن، سوء ظن رسانه‌ها از حوزه «غیر اخلاقی» است. در حالی که رسانه‌های چاپی به دقت ادیان را درک کرده‌اند تا زمینه مناسب برای انتقال ایده‌ها و ارزش‌های مذهبی فراهم آورند، موج‌های بعدی رسانه‌های غیررسمی جدید متفاوت به نظر می‌رسد. احتمالا در نتیجه ارتباط آنها با سرگرمی‌های سکولار و در نتیجه ارزش‌های سکولار، فیلم، پخش، تلویزیون و رسانه‌های دیجیتال به نوبه خود با سوء ظن در مورد مذهب و مقامات مذهبی مواجه شده است.
مهمترین استثناء این مورد پروتستانتیسم انجیلی است. با شروع اولین روزهای رادیویی، بنیادگرایان و افراد و گروه‌های انجیلی بعد از این فناوری‌های جدید، وعده‌های زیادی دیده اند. حتی می‌توان گفت که از طریق استفاده دقیق از فیلم، رادیو و تلویزیون، آنچه که در حال حاضر به عنوان «نئو اوانجلیسم» شناخته می‌شود، جای خود را در چشم انداز مذهبی پیدا کرده است. به عنوان مثال، بیلی گراهام، که یکی از مهمترین رهبران انجیلی قرن بیستم بود، تولید کننده فعالانه انواع رسانه‌ها بود، و به طور گسترده‌ای به عنوان یک رسانه‌ای شناخته شده است. این بیشتر نشان می‌دهد نقش مرکزی رسانه‌های جمعی در تکامل مذهب، به عنوان میانجی گراهام و جنبش انجیلی به طور کلی در ایجاد مشروعیت خود نقش مهمی ایفا کرد. پدیده تلونگیز، که در دهه 1970 در آمریکای شمالی ظهور کرد و سپس به عنوان یک شکل، به بسیاری از جهان گسترش یافت، بیشتر به تعریف مناظر دینی و سیاسی کمک کرد. با این وجود استفاده از رسانه‌ها از طریق مذهب بدون خطرات آن نیست. همانطور که تعدادی از محققان اشاره کرده‌اند، دین مجبور به سازش شده است تا با شرایط و محدودیت‌های ساختاری و دیگر محدودیت‌های رسانه‌ها سازگار باشد.

استفاده رسانه از دین

به طور سنتی، رسانه‌ها در ارائه دین از طریق روزنامه نگاری بیشتر درگیر شده اند. دوران رسانه‌های جمعی با توسعه یک مطبوعات توده‌ای آغاز شد و علاوه بر ایجاد مخاطبان جدید و اقتصادهای جدید، محتوای جدیدی نیز ایجاد کرد. قبل از مطبوعات توده ای، اکثر مطبوعات در اروپا و آمریکای شمالی در یک جهت یا به نوعی حزبی بودند، و به نظم سیاسی، روحانی و حتی مسئولیت‌های شرکتی نیز توجه می‌شد. اقتصاد جدید انتشارات تودهای به این معناست که مطبوعات میتوانند از حمایت از آزادی آزاد شوند و خوانندگان و مخاطبان جدید به طیف وسیعی از مواد از مطبوعات میرسند تا از گذشته. در نتیجه، مفهوم روزنامه‌ها و مجلات به عنوان پرونده‌های عمومی، احتمالا از موضع گیری خارج از دیدگاه‌های باریک منافع خاص است. این نوع از روزنامه نگاری برای پیدا کردن صدای خود، و مدل‌های جدید روزنامه نگاری و نقش‌های جدید برای روزنامه نگاری در زندگی عمومی و سیاسی ظاهر شد.

در مورد آمریکای شمالی، دین لزوما جزئی از این ترکیب نیست. برای اکثر قرن بیستم، دین توسط روزنامه نگاری دیده می‌شود که داستان نهادهای مذهبی و شیوه‌ها و اختیارات آنهاست. در عین حال، این نهادها با هماهنگی رفتار می‌کردند، در حالی که همه آنها مورد درمان قرار گرفتند. شواهد فراوانی وجود داشت که نهادهای مذهبی حداقل از قرن پیش به اهمیت محو شدند، و روزنامه نگاری به طور کلی فرض بر این بود که سکولاریزمینی در حال پیشرفت است. تا اواخر قرن، دین به عنوان "اخبار سخت" شناخته شد، عمدتا به عنوان نتیجه رویدادهای خبری مانند انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، افزایش جنبش‌های مذهبی سنتی در سراسر جهان و ظهور انجیلیسم به عنوان یک نیروی سیاسی در آمریکای شمالی. حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 در نیویورک، واشنگتن، دی.سی. و پنسیلوانیا، مذهب را به طور دقیق تر بر روی "دستور کار خبری" قرار داد و با توجه به گسترش روحیه‌ی روزنامه نگاری اروپایی و آمریکای شمالی، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.

ادغام رسانه و دین

رسانه‌های سرگرمی ارتباط مستقل با دین و محتوای مذهبی داشته اند. تمایل به این رسانه‌ها برای دیدن رابطه در شرایط دوگانه وجود دارد، که نشان دهنده‌ی مواردی مانند فهرست‌های فروشندگان جداگانه‌ای است که برای عناوین کتاب مذهبی و غیر مذهبی نگهداری می‌شوند. بازار "مذهبی" برای فیلم‌های تجاری، مجلات و کتاب‌های تجاری در حال حاضر یک صنعت چند میلیون دلاری در سراسر جهان است، اما همچنان به عنوان یک میدان جداگانه از بازار غالب و بزرگ و "سکولار" فکر می‌کند.

در این بازار سکولار، در اکثر رسانه‌های اصلی و در بیشتر قرن‌ها، نمونه‌های مهمی وجود دارد. در اوایل قرن، به اصطلاح "حماسه‌های کتاب مقدس" مانند ده فرمان و رب فیلم بزرگ موفقیت آمیز شد، جذب تعداد زیادی از مسیحیان محافظه کار و یهودیان برای تئاتر برای اولین بار. در اواخر قرن، انفجار انتشار کتاب و مجله اختصاص یافته به معنویت، درمان و کمک به خود را تبدیل به یکی از روند عمده در آن صنعت شد.
در تلویزیون‌های سرگرمی، طیف وسیعی از برنامه‌ها و مجموعه‌های جدید در دهه 1990 ظاهر شد، که مفهوم آن به صراحت و به طور ضمنی مذهبی بود. برنامه‌های ایالات متحده در سطح جهانی، مانند لمس شده توسط یک فرشته، X-Files، Buffy: قاتل خون آشام، سیمپسون‌ها و نوردهی شمالی، طیف وسیعی از احساسات مذهبی را از سنتی، روحانی، عصر نو، به Pagan و Wiccan یکپارچه کرده است. این وضعیت حتی در رسانه‌های دیجیتال اینترنت نیز متفاوت بود.
این روند ناشی از تغییرات در دین و رسانه بود. برای رسانه‌ها، تغییر سریع ساختار و تنظیم رسانه‌های الکترونیکی و دیجیتال منجر به افزایش چشمگیر در همه جا و تعدادی از کانال‌هایی که به خانه‌ها در سراسر جهان خورده می‌شود. افزایش همزمان تمایز رسانه‌های چاپی به بازار‌های کوچکتر و کوچکتر، به این معنی است که رسانه‌ها هر دو انگیزه‌ای برای جستجوی محتوا و مخاطبان جدید بوده و به طور فزاینده‌ای قادر به ارائه سلیقه‌های متداول متناسب با مواد هستند. در عین حال، مذهب نیز تحت تاثیر تغییرات بزرگ قرار گرفت، در مورد آمریکای شمالی به عنوان یک "بازسازی" که بر نهادهای مذهبی سنتی تأکید داشت، توضیح داده شد. در عین حال، دین به طور فزاینده‌ای در فعالیت‌های مذهبی و به معنی مأموریت افراد متمرکز شده است.
این فردگرایی مذهبی جدید و مستقل تر، به نام "جستجو" یا "تلاش" توسط جامعه شناسان، به طور طبیعی با فرهنگ میانجی که می‌تواند و به طور فزاینده‌ای منابع مربوط به این پروژه را فراهم می‌کند، بیان می‌کند. بنابراین، یک بازار برای نمادهای مذهبی کالا، آیین‌های مذهبی و سایر منابع بوجود می‌آید، که با نگرش‌های نوظهور به مسائل مذهبی و معنوی و سیستم رسانه‌ای که می‌تواند به سلیقه‌های متداول متخصص و متمرکز ارائه دهد، امکان پذیر است. نتیجه فرسایش تدریجی هر خط روشن ممکن است یکبار بین دنیای "مقدس" رسانه‌های مذهبی مشروع و یک دنیای "سکولار" رسانه‌های سکولار وجود داشته باشد. در آغاز قرن بیست و یکم، این تقسیم کمتر و کمتر آشکار است. برای همه اهداف عملی، یک فرهنگ رسانه‌ای تبدیل شده است.
پیشینه‌های مهم این همگرایی دین و رسانه‌ها وجود دارد. در مورد آمریکای شمالی که عمدتا این تحولات را به دنبال داشت، پروتستانتیسم مدتهاست تحرک، حتی کالاهای مذهبی، بازارهای مذهبی و عینک‌های مذهبی را تحسین کرده است. بنابراین مسیحیت آمریکایی تا به حال دارای یک فرهنگ نوپا از کالاهای مذهبی میانجی است و در سنین مختلف، سلیقه‌ها و منافع در چنین روش‌هایی برای ایمان و معنویت رشد کرده است.

تعامل دین و رسانه‌ها

رابطه بین دین و رسانه را تعاملی دانسته، نه اثر یا نفوذ که ممکن است یکی بر دیگری داشته باشد. دانشمندان دین و رسانه‌ها به طور چشم گیر این تعامل در پذیرش و تجربیات افراد و گروه‌ها را با فرهنگ رسانه‌ای روبه رو می‌کنند و به زندگی دینی در ارتباط با آن می‌پردازند. این را می‌توان در سطوح رادیکال محلی و رادیکال جهانی مشاهده کرد. در سطح محلی، در طیف وسیعی از زمینه‌ها، تعامل میان فرهنگ رسانه‌ای و فرهنگ دینی در روش‌هایی است که افراد و گروه‌ها از منابع فرهنگی مختلف و در دسترس برای ایجاد معنی در زندگی خود استفاده می‌کنند. در سطح جهانی، رسانه‌ها و ادیان در حوادثی مانند تجربیات ملی و بین المللی از حملات 11 سپتامبر و پیامدهای آنها در تعامل هستند. تجربه مستقیم این حملات میانجی بود، و این واقعیت که حملات در نیویورک در مرکز رسانه‌ای پیشرو در جهان صورت گرفت، تصاویر را در دسترس و قابل دسترس، زنده و در زمان واقعی ساخته بودند. هر فرآیند ملی و بین المللی از انعکاس وجودی و عزاداری آیینی، این فرآیندها به طور وسیعی نیز متاثر شدند. رسانه‌ها نیز در تصور گسترده‌ای از فاصله و سوء تفاهم که مورد حمله قرار گرفتند، دخیل بودند. رسانه‌ها باید ابزار اصلی باشند که غرب توسعه یافته از شرق اسلامی می‌داند و بالعکس. این که شرق اسلامی به وضوح به واسطه هویت دینی خود تعریف شده است، رسانه‌ها را در مرکز هر گونه سوء تفاهم ممکن می‌سازد و یا باعث تشدید حملات می‌شود. علاوه بر این، اندازه گیری انتقاد اسلامی از فرهنگ غربی، به یک واکنش اخلاقی فریبکارانه و غفلت در فرهنگ عموم مردم آمریکا که در حال گسترش سیل است، ریشه دارد. به این ترتیب، رسانه‌ها برای نشان دادن فرهنگ دینی مورد استفاده قرار می‌گیرند. در نهایت، رسانه‌ها، زمینه و اهداف اصلی مراسم ملی و جهانی مراسم یادبود و عزاداری در اطراف این رویداد را تشکیل می‌دهند و در نتیجه نقش را بر خلاف «دین مدنی» در این زمینه در نظر می‌گیرند.

هویت، بازاندیشی و جهانی شدن

فراتر از تکامل رسانه‌ها و مذهب مورد بحث قرار گرفته است، همگرایی و تعامل میان دین و رسانه در اواخر مدرنیته به تعدادی از رویکردهای اجتماعی و فرهنگی واکنش نشان می‌دهد. سه ایستادگی کردن اول، همگرایی و تعامل در واژگان خود و هویت دینی به شدت احساس می‌شود. همانطور که نظریهپردازان اجتماعی اجتماعی دیرین مدرن پیشنهاد کردهاند، پروژهی خود، شاید نگرانی غالب سن است. به عنوان زندگی اجتماعی تبدیل شده است پیچیده تر و منطقی تر، ابزار حمایت در دسترس در حوزه‌های اجتماعی از بین برده است، افراد را به طور فزاینده‌ای به دستگاه خود را ترک. این افراد را به سوی درون خود هدایت کرده است، تا تلاش خود را انجام دهد. با این وجود، این تلاش به نظر می‌رسد که به دنبال منابع مناسب و مناسب برای کار خود باشد و کالاهای رسانه‌ها از جمله منابع آشکار و قابل دسترس هستند. تا آنجا که پروژه‌ی خود یک پروژه مذهبی است، این نقش مهم برای رسانه‌ها در شکل گیری و شکل دادن به هویت دینی است.
دومین این روند، بازاندیشی است. نظریهپردازان برجسته مدرنیته اواخر، نقش میانجیگری را در تشویق حالت بازخوردی از آگاهی به رسمیت میشناسند. بازتابی از نتایج دسترسی به منابع و زمینه‌های دانش است که به مردم خودخواهی می‌کند که از لحاظ تاریخی بی سابقه است. با استفاده از این دانش بازتابی، احساس خودمختاری در حوزه فعالیت‌های هنجاری، از جمله خود و هویت، به دست می‌آید. در اواخر مدرنیته، میانجیگری نقش مهمی در شناخت ما از محل و مکان دارد، و به این ترتیب در شیوه‌های مهم تفکر بازتابی که امروزه بسیاری از تلاش‌های مذهبی برای خود و هویت را تعریف می‌کند، متاثر می‌شود.
در نهایت، جهانی شدن و آنچه که در حال آمدن است به عنوان "glocalization" نامیده می‌شود، ترکیب یک مفهوم جهانی به یک برنامه محلی، روند قطعی است. البته رسانه‌ها مهمترین صنایع جهانی و جهانی هستند، اما پیامدهای آنها فراتر از روابط ساختاری و اقتصادی آنها است. تا آنجا که جهانی شدن یک واقعیت است، به اندازه‌ای وسیع از توانایی‌های رسانه‌ها برای ایجاد همبستگی جهانی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی حاصل می‌شود. رسانه‌ها پس از همه، "صنایع آگاهی" هستند و در میان توانایی‌های آنها انتقال نمادهای فرهنگی، اشکال و متون مربوط به عمیق‌ترین خواسته‌های انسانی برای ارتباط و تعلق است. آنها می‌توانند فضا و زمان را فراتر گذاشته و اغلب برای انواع "جوامع تصور"، ارتباطی در فضا و زمان فراهم می‌کنند که در عمق و سرعت بی سابقه‌ای است.

به طور فزاینده، رسانه‌ها می‌توانند در چارچوب‌های مذاکره‌ای که درخشان نیز هستند نیز فعال باشند. همانطور که اشاره شد، رسانه‌ها دیگر به عنوان تعیین کننده یا غالب شناخته نمی‌شوند. در عوض، آنها به افراد و جوامع انعکاس دهنده، روابط ساختاری زندگی در سطح محلی، ملی و جهانی و منابع سمبلیک و دیگر مربوط به حس کردن آن زندگی را ارائه می‌دهند. این شامل مذاکره سازنده‌ای از این آگاهی، آن زمینه‌ها و منابع است. نتایجی که از آن به دست می‌آید، جهانی شدن و محلی است، آگاهی بازتابی از مکان در آن چارچوب‌ها، و حس‌های خود و هویت گروهی مربوط به این آگاهی است. دین یک تلاش اساسی است و همچنین یک بعد مهم این روابط است. بنابراین مذهب و واسطه گری در راه‌های بنیادین در توسعه مستمر آگاهی جهانی و عالم گرا متوسل می‌شوند.

اما جهان جهانی نه تنها جایگاه هماهنگی است، بلکه جایی برای درگیری و مبارزه است. در میان روابط اجتماعی و فرهنگی که امروزه به طور فزاینده‌ای در دسترس می‌باشند، کسانی هستند که بین دیدگاه‌های متضاد درگیرند. در مورد مذهب، رسانه‌ها می‌توانند اطلاعات زیادی در مورد مذهب "دیگر" ارائه دهند، اما لزوما منجر به افزایش درک نمی‌شود. برای مثال، کلیسای آنجلیکان، در طول مبارزات خود در مورد هماهنگی همجنسگرایان در اوایل قرن بیست و یکم، یاد می‌گیرد که یک رسانه رسانه‌ای جهانی، این بحث‌ها را در سراسر جهان در دسترس قرار می‌دهد و تنش درون جمعی را افزایش می‌دهد، زیرا Anglicans‌های آفریقایی می‌توانند زمان واقعی داشته باشند دسترسی به بحثهایی که در میان آنگلیکاناهای آمریکای شمالی برگزار می‌شود. همانطور که جهانی شدن و شکوفایی پیش می‌رود، رسانه‌های بین المللی قبل از اینکه مذهب به خود درک و درک بین مذاهب به چالش کشیده شود، ادامه خواهد یافت.

تاثیر رسانه بر دین

راه‌های تاثیر رسانه‌ها بر دین:

  1. رسانه‌ به طور فزاینده­ای زمینه‌ را برای دین و معنویت مشخص می‌کند و به تعریف شرایط در زندگی معاصر کمک می‌کند. به عنوان مثال، فیلم «مصائب مسیح» ساخت ۲۰۰۴ منجر به توجه به ایمان و دین در دنیای معاصر و همچنین ورود تصاویر و نماد­ها از طریق این روایت به جامعه غربی شد.
  2. رسانه زمینه ساز ارائه کالاهای فرهنگی است. حوزه رسانه­ای نقش مهمی در این روند ایفا می‌کند که تاریخچه طولانی و عمیق آن در برخی سنت­ها وجود دارد. مثلا فروشگاه‌های محصولات مذهبی همچون صلیب و .. که اغلب توسط راهبه‌ها اداره می‌شود.
  3. رسانه باعث پذیرش نمادها و گفتمان‌های مذهبی است. مثل همخوانی در فیلم محمد رسول الله و یا موسیقی کاتولیک
  4. ادیان توانایی نظارت بر داستان­های خود را ندارد چون از طریق رسانه در عرصه عمومی و در گفتمان عمومی حضور تبلور پیدا نموده است. شرایط مرجع، زبان، نمادهای بصری و زبانی و شرایطی حاکم بر دین عمومی می‌شوند، پس همه این موارد توسط عمل رسانه‌ای تعیین می‌شود. ممکن است نهادهای دینی و افراد مذهبی به هر دلیلی خود را از این روند جدا نمایند اما به هر صورت این امر توسط عموم ظهور پیدا خواهد نمود.
  5. عدم امکان حفظ حد و مرز برای ادیان. وقتی که نهادها و جنبش­های دینی با حوزه­های تجارتی و دولتی همکاری می‌کنند، شروع به پذیرش ویژگی­های عمومی می‌کنند مثلا در مورد بحران‌های رسوایی و اخلاقی کلیسای آنگلیکان و پروتستان­ها) و مواجه آنها با مسائل حقوق همجنسگرایان، به این برداشت می‌رسیم که مخاطب فقط یک شخص در محیط خصوصی نیست.
  6. رسانه‌ دین و معنویت دیگری را به ارمغان می‌آورد. در چارچوب جهانی شدن / جلال زدایی، این در تبادل بین اطلاعات و نشانه‌ها، تصاویر و ایده‌هایی که از طریق روزنامه نگاری، از طریق فرهنگ مردمی و رسانه‌های شخصی عصر دیجیتال گسترش می‌یابد، احساس می‌شود. در زمینه رو به افزایش جریان بین‌المللی افراد، هم از طریق سفر و هم از طریق مهاجرت، رسانه‌ها در ارائه اطلاعات در مورد "دیگران" که در حال حاضر در کنار یا در شهر بعدی وارد می‌شوند فعال شده­اند. در عین حال، آنها می‌توانند اطلاعاتی در مورد بعضی از سنت‌هایی که سنت‌های دیگر گمراه کننده هستند را فراهم کند.
  7. اثر هفتم رسانه‌ها را می‌توان ماخذ اصلی منابع دینی برای جستجوی مباحث دینی بر شمرد که این روند به طور روزافزونی دین در حال افزایش است.
  8. اثر هشتم مربوط به پیش بینی‌ها در این حوزه است که رسانه‌ها توانایی حمایت از توسعه ادیان «جدید» یا «جایگزین» را دارند. بعضی از این‌ها بعنوان یک پتانسیل خاص از رسانه‌های دیجیتال جدید شناخته شده اند.
  9. رسانه فرصت برای روابط تعاملی بین شبکه‌های متمرکز از افراد همفکر. به این ترتیب رسانه ممکن است زمینه‌ای برای این شبکه‌ها فراهم آورد که به جنبش‌های مذهبی خود بپردازند.
  10. رسانه فرصتی برای مدیریت تعامل دینی بجای تقابل شبکه‌های متمرکز از افراد همفکر را فراهم می‌کند.
  11. رسانه‌ها در حال تبدیل شدن به زمینه معتبر برای تماس و گفت و گو بین مذهبی هستند.
  12. نقش رسانه بر دین مرکزی است و در واقع امروزه رسانه‌ها در آیین‌های ملی و جهانی نقش دارند.

رابطه میان رسانه‌ها و مذاهب، عمیق، پیچیده و ظریف است. در حالی که رسانه‌ها در طول قرن‌های گذشته اهمیت فرهنگی را به نمایش گذاشته‌اند از این رو نهادهای مذهبی و جنبش‌ها در نظر داشتند که چگونه با روش‌های خود، با این واقعیت جدید منطبق گردند بنابراین روابطی توسعه یافته را تجربه نموده‌اند که در حال حاضر با اهداف و چشم اندازها، اولویت‌هایی را در قرن بیست و یکم تعیین نموده‌اند.

دین، جهان مجازی و عالم خیال

از آنجا که دین، حول محور قدسی شکل می‌گیرد، دینداری نیز با حقیقت قدسی پیوند می‌یابد و ویژگی‌های امر قدسی در دینداری تجلی پیدا میکند. مهم‌ترین ویژگی امر قدسی، تعالی است که از آن دو صفت بارز تجلی می‌یابد: جمال و جلال. مجموعه معارف قدسی، راهنمای به سوی امر متعالی اند. دین، تجلیگاه صفات جمال و جلال خدا یا زیبایی و عظمت اوست. دین داری نیز حرکت به سمت امر متعالی است. دینداری، واکنشی انسانی به تجلی الهی است. از آنجا که دینداری حقیقی رو به سوی امر متعالی دارد, می‌توان آن را تعالیجویی دانست؛ یعنی به دنبال امر متعالی بودن و تلاش برای فراروی از فردیت و خودیت و مادیت و محدودیت زمان و مکان.
این بیان از دین و دین داری چیزی است که در مقاله «جهان مجازی تلویزیون» در همایش اول رسانه تلویزیون و سکولاریسم عرضه شد.1 بر این اساس، دین داری در تلویزیون همراه تعالی جویی و سوگیری به امر قدسی است. اینک باید دید این کار با چه سازوکاری صورت تحقق به خود می‌پذیرد.
عالم خیال عالمی میانه عالم حس و شهادت و عالم غیب است. این عالم از اجتماع آن دو عالم پدید می‌آید؛ یعنی با ظهور معانی در قوالب حسی.
از آنجا که تلویزیون با قوه خیال سروکار دارد، می‌تواند با اتکا به قواعد عالم خیال نقش واسطه را برای انتقال از عالم حس به عالم غیب ایفا کند؛ زیرا خیال قنطره معناست، چنان که مجاز قنطره حقیقت است.
باید از خیال مقید آغاز کرد تا از طریق آن به اصل، یعنی خیال مطلق پی برد؛ زیرا خیال مقید برای هر کسی حاصل است.
یکی از قواعد عالم خیال مقید آگاهی از علم تعبیر است. با علم تعبیر می‌توان صور مناسب حسی برای معانی عقلی پیدا کرد.
یک راه دیگر در عالم خیال استفاده از تشبیه و تمثیل است و این در واقع همان کار اصلی خیال مقید است.
عالم غب چنان که می‌تواند رحمانی باشد، می‌تواند شیطانی نیز باشد. بسته به این است که ولایت کدام پذیرفته شود. عالم خیال تجلی گاه اراده خداست. خدا میدانی برای دو فاعلیت درست کرده است: فاعلیت انبیا و اولیا و فاعلیت ابلیس و یارانش و در این میدان هر دو گروه را امداد می‌کند تا صور مطلوب خود را بیافرینند.
بنا بر این، در خیال مقید احتمال خطا هست؛ زیرا اراده انسان می‌تواند تابع ولایت ابلیس باشد، چنان که می‌تواند تابع ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله باشد.
برای درستی خیال معیارها و ضوابطی وجود دارد، چنان که برای درستی تصویر تلویزیونی نیز معیارهایی لازم است. در آنجا از صحت جسم و جان گفت و گو می‌شود و در اینجا از صحت قالب و محتوا.
قوه مصوره انسان تابع میزان نورانیت روح اوست. به هر اندازه به عالم حس نزدیک باشد، احتمال خطایش بیشتر است.
تلویزیون در نقش قوه مصوره جمعی است. بنا بر این در میزان نورانیت تابع میزان نزدیکی به عالم عقل یا عالم طبیعت است و هر اندازه که بتواند از عالم طبیعت فاصله بگیرد و خود را نزدیک به عالم عقل کند، احتمال خطایش کمتر می‌شود.
تلویزیون‌ها در دینی شدن مراتبی دارند: از دینی شدن یک برنامه تا دینی شدن برآیند برنامه‌ها و بالاتر از آن دینی شدن کل آن.
در هر برنامه‌ای که ظهور معنی (خدا) و تجلی اسم یا صفتی از آن بیشتر باشد، دینی تر است. قالب‌های مختلف نمایشی، مستند، گزارش، میزگرد و حتی خبر می‌توانند در این ظهور و تجلی سهیم باشند.
جهان مجازی تلویزیون می‌تواند بر سازنده جهان خیال صاعد باشد، چنان که می‌تواند سازنده جهان خیال نازل گردد. اگر خیال صاعد بسازد شریک در سلوک بشر در قوس صعود او خواهد گردید.
ملاک خیال صاعد ذکر است و ملاک خیال نازل غفلت. در خیال صاعد سمت و سوی حرکت قوه مصوره عالم قدس است و در خیال نازل سمت و سوی آن عالم رجم شدگان و پرتاب یافتگان در هپروت مادون ناسوت است.
ذکر یا غفلت در همه قالب‌های تلویزیونی و در همه برنامه‌ها می‌تواند تحقق یابد. شدت و ضعف آن متفاوت می‌شود.
اگر سرگرمی به عنوان یک کارکرد اصیل در تلویزیون به حساب آید، آن تلویزیون جهان خیالی نازل را می‌سازد و سمت و سوی هپروتی می‌یابد. اما اگر سرگرمی به عنوان کارکردی واسطه برای اشاره به عوالم قدس به کار گرفته شود، در این صورت جهان خیالی صاعد ساخته می‌شود.
سایر کارکردهای تلویزیون نیز مشمول همین حکم اند.
صرف حضور دین در تلویزیون، نمیتواند امری دینی باشد. ممکن است نام یا نمادهای دینی به وفور در تلویزیون به کار بروند، ولی در خدمت اهداف دنیوی یا شیطانی باشند.
بدیهی است که رعایت شریعت برای برساختن خیال صاعد ضروری است و بدون آن تنها تخیل خیال صاعد می‌شود و در حقیقت پوسته‌ای از خیال صاعد برای خیال نازل درست می‌شود.
1‌.‌هادی صادقی، "جهان مجازی تلویزیون" در مجموعه مقالات همایش سراسری رسانه تلویزیون و سکولاریسم، قم: دفتر عقل، 1386، ص 47   

رویکردی اسلامی به سرگرمی رسانه ای

تمدن صنعتی مدرن، به دلیل ویژگی‌ها و اقتضائات منحصر به فرد، تحولات متنوع، گسترده و عمیقی را در ساحت‌های مختلف زندگی بشر موجب گشت. از جمله پی آمدهای ناشی از این تحولات زیرساختی، ایجاد و بسط روزافزون «اوقات فراغت» با دو وصف بالقوه و متضاد فرصت و تهدید است. برخی جامعه شناسان نظر به محوریت این مقوله در تمدن جدید آن را تمدن اوقات فراغت نام نهاده اند. از سوی دیگر، جامعه معاصر به دلیل کثرت جمعیت، زندگی شهری، فاصله گزینی از طبیعت و قابلیت‌های متنوع آن، فشردگی جمعیت، تقسیم کار شدید، ماشینی شدن بیشتر فعالیت‌ها، غلبه عقلانیت ابزاری، تکاپوی روانی زیاد، آهنگ نسبتاً متوازن زندگی، تک ساحتی شدن، زندگی در قفس آهنین بوروکراسی، در معرض هیجانات و شوک‌های مستمربودن، تلاش خستگی ناپذیر برای تبدیل وضعیت موجود به وضع مطلوب، کاهش معنویت، آلودگی محیط به انواع آسیب‌ها و انحرافات، کاهش ارتباطات اولیه، آپارتمان نشینی، و صدها عامل ریز و درشت دیگر؛ به رغم وفور امکانات زیستی و قدرت فوق العاده در مهار و کنترل عوامل ناهمسو، به شدت در معرض ملالت، فرسودگی و بحران‌های ذهنی روانی قرار دارد. ترکیب این دو پی آمد تمدنی، تفریح و سرگرمی را به یکی از کانونی‌ترین نیازها و ضرورت‌های فردی و اجتماعی بشر معاصر تبدیل کرده است.
نیاز به تفریح و سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت، اگر چه یک نیاز دیرپا است و عمری به درازای عمر بشر دارد، اما همواره در ضمن و به صورتی در آمیخته با روند معمول زندگی بدون نیاز به تمهیدات و چاره اندیشی‌های ویژه متناسب با ظرفیت‌ها و امکانات عصری، پاسخ یافته است. موقعیت راهبردی این نیاز در جهان معاصر، آن را به یکی از جدی‌ترین دغدغه‌های اندیشمندان، برنامه ریزان و کارگزاران اجتماعی تبدیل کرده است. همگانی بودن (به خلاف جوامع گذشته که این نیاز بیشتر از سوی طبقات ممتاز یا بچه‌ها مطرح می‌شد)، جدایی و ارتباط پیوستاری با فعالیت‌ها و اشتغالات جدی (به خلاف جوامع گذشته که تفریحات آن در ضمن کارهای جدی تعبیه شده بود)، وابستگی به برنامه ریزی‌ها و سیاست گذاری‌های فرهنگی اجتماعی، هزینه بر بودن، تنوع بی حد و حصر، غلبه گونه‌های فردی بر اشکال جمعی، هویت بخشی از جمله ویژگی‌هایی است که تفریح و سرگرمی در جامعه معاصر را از قرینه‌های سنتی آن متمایز ساخته است.
یکی از زمینه‌هایی که در تولید، توسعه و جهت گیری کارکردی رسانه‌های جمعی مدرن به ویژه تلویزیون نقش تعیین کننده داشته و تا حدی فلسفه وجودی این رسانه‌ها را توجیه و تبیین می‌کند، پاسخ دهی به این نیاز اساسی و محوری است.
ازاین رو، یکی از کارکردهای چندگانه رسانه‌های مدرن ازجمله تلویزیون، ایجاد سرگرمی از طریق تولید و پخش برنامه‌های متنوع و مفرح با هدف پرکردن اوقات فراغت افراد، شکوفایی استعدادها، ارضا حس لذت جویی، تأمین نشاط و شادابی، رهانیدن موقت از فعالیت‌ها و دغدغه‌های فرساینده روزمره، مهارت افزایی، انتقال فرهنگ، و... است. از ابتدای ظهور رسانه‌های تصویری همواره کارکرد سرگرمی در جهت تأمین اهداف منظور، جزو برجسته ترین، مهم ترین، موثرترین و پر رونق‌ترین کارکردهای این رسانه‌ها به شمار آمده و حتی برخی اندیشمندان از موضعی افراطی، فلسفه وجودی این رسانه‌ها را به تأمین همین کارکرد محدود و منحصرکرده اند.
از سوی دیگر، فعالیت‌ها و برنامه‌های دارای کارکرد سرگرمی در هر شکل و قالب اعم از رسانه‌ای و غیررسانه ای، همواره به دلیل غفلت زایی و انصراف توجه از امور مهم و احیاناً آثار تخریبی خاص مورد نکوهش تعالیم دینی بوده و اسلام نیز مومنان را از اشتغال به دست کم برخی از گونه‌های آن تحت عنوان لهو و لعب برحذر داشته است .
حال اگر کارکرد سرگرمی را کارکرد ضروری و اجتناب ناپذیر رسانه‌های جمعی به اقتضای ماهیت، نیاز، ضرورت‌های کارکردی و مطالبات جمعی بدانیم؛ یک رسانه دینی [یا منسوب به دین یا فعال در جامعه دینی بر حسب تلقی‌های مختلفی که از رسانه دینی وجود دارد] همچون تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، چگونه می‌تواند ضمن تبعیت از ارزش‌ها و هنجارهای دینی و ضرورت اقدام در جهت اشاعه، تقویت و تعمیق فرهنگ دینی و همچنین همسویی همه فعالیت‌های رسانه‌ای با معیارهای دینی؛ در فرایند تولید و عرضه برنامه‌های سرگرم کننده متعارف نیز که به اقتضایشان رسانه‌ای و انتظارات نهادی شده بدان ناگزیر است؛ درگیر شود؟ با محوریت این کارکرد، ظاهراً تعابیری همچون «تلویزیون دینی» ترکیباتی متناقض به نظر می‌رسند. بی شک، این مشکل بیش از خود رسانه به زمینه‌های ساختاری، استراتژی‌ها و سیاست‌های فرهنگی و نظام هنجاری هدایت گر آن مربوط می‌شود.
این نوشتار درصدد است تا اولاً مقوله سرگرمی و از جمله سرگرمی رسانه‌ای را از منظرهای مختلف علمی با هدف شناخت حوزه مفهومی، تنوع مصداقی، جایگاه وموقعیت فرهنگی ـ اجتماعی، علل و زمینه‌های رونق یابی و آثار و کارکردهای متنوع آن را به اجمال، مورد بررسی و تحلیل قرار داده و در ادامه نیز با تامل در آموزه‌های کلان و راهبردهای فرهنگی ـ تربیتی اسلام، گونه‌های مجاز و ممنوع این پدیده را با ذکر شاخص‌هایی تعیین کند و مواضع مختلف آن در مواجهه با مقوله سرگرمی و اشکال و مظاهر آن را تحلیل کند.

تبلیغ ادیان غیرتوحیدی(آئین‌های تائو، بودا و کنفسیوس) در قالب انیمیشن

 با مهندسی معکوس روایت و بررسی روساخت که شامل سبک، داستان، طرح، احساسی که به مخاطب منتقل می‌شود و مفاهیم مطرح شده، به ژرف‌ساخت انیمیشن‌ها که تهیه کننده بر مبنای آن اثرش را تولید نموده است، انیمیشن‌های: «مولان 1و2»، «ماجراهای تن تن و میلو» (قسمت تن تن در تبت)، مجموعه «ایکیوسان»، مجموعه «دوقلو‌های افسانه ای» و  «پاندای کونگ‌فوکار 1» فیلم‌هایی هستند که بر اساس روایتی که خود ارائه می‌نمایند در این پژوهش ما را به این نتیجه می‌رسانند که با بهره‌گیری از ظرفیت‌های انیمیشن در صدد تبلیغ آئین‌های فوق الذکر می‌باشند.

 مبانی پژوهش

تحلیل روایت: روایتگری، زنجیره‌ای از رخداد‌های داستانی است. (1) بیان کنش و واکنش‌هایی که در قالب پیام، رمزگذاری شده، با نشانه‌هایی جهت رمزگشایی برای مخاطب ارسال می‌گردد. آن‌چه در این پژوهش مبنا قرار گرفته، عبارت از این است که روایت از دو سطح روساخت شامل 5 بخش: سبک، طرح، داستان، احساس و معانی منتقله و سطح دوم، ژرف ساخت که شامل مبانی‌ای است که بر مبنای آن سازنده فیلم و انیمیشن و یا روایت گر، داستان خود را بنا می‌کند، می‌باشد.
بخش اول سبک کار است. این‌که کار از کدام‌ یک از گونه‌های تولید برخوردار می‌باشد: اگر پویانمایی است دوبعدی است یا سه‌بعدی.
بخش دوم طرح داستان است که چگونه روابط علی و معلولی و با چه توالی برای مخاطب نمایش داده می‌شود. این طرح همان چینشی است که قصه گو یا کارگردان در این اثر برای انتقال مفاهیم استفاده می‌کند. (اولین بار شکل گرایان روسی بین طرح و داستان تفاوت قائل شدند. آنها داستان را شرح ساده رویداد‌های اصلی و طرح را چگونگی ارائه بوسیله راوی می‌دانند.(2) یعنی چینشی که قصه‌گو یا راوی بر می‌گزیند).(3)
در مرتبه بعد احساسی است که به مخاطب منتقل می‌گردد. و همین‌طور در مورد معانی منتقله که بخش پنجم روکار را تشکیل می‌دهد. (البته احساس و معانی که به مخاطب از درون متن منتقل می‌گردد، رابطه تنگاتنگی دارد با ذهنیت مخاطب، چه اینکه بسیار پیش آمده است به خاطر ذهنیت افراطی و یا اشتباه، مخاطب از المان‌هایی که چارچوب و معنای مشخصی دارند معانی دیگری برداشت کرده است).
روایتگر اساس کار خود را از مبانی در ژرف‌ساخت شروع می‌کند و برای بعث معانی و احساس در ذهن مخاطب بواسطه داستان، در مرحله بعد طرح و در انتها سبک روایتی یا نمایشی خود اقدام می‌کند. حال آنکه ما برای پی بردن به مقصود راوی که در انیمیشن‌های مورد بحث آمده، با مهندسی معکوس از سبک داستان شروع کرده تا به مبانی که سازنده در صدد القای آن است برسیم.
انیمیشن(4)  (پویا نمایی):
واژه انیمیشن مشتق شده است از واژه لاتین «انیما» (anima) یعنی «نفس زندگی».
هنر حرکت بخشیدن به اشیای بیجان را انیمیشن گویند. انیمیشن را در اصطلاح "The Illusion of Life" به معنی « توهم زندگی» نیز می‌نامند. امروزه انیمیشن با پیشرفت علوم مختلف، بخصوص رایانه (کامپیوتر) دچار دگرگونی‌های شگرفی شده است و در وجوه مختلف زندگی انسان راه یافته است.
انیمیشن دیگر محدود به کارتون‌های کودکانه نمی‌باشد و در بسیاری از فیلم‌های فاخر سینمایی از این ابزار برای هرچه جذاب‌تر نمودن محصول، ایجاد جلوه‌های ویژه و بهره‌گیری از شخصیت‌های انیمیشنی به جای عروسک‌ها و گریم استفاده شده است.
انیمیشن‌ها امروزه به دو بعدی و سه بعدی تقسیم شده اند. اقسام تکنیک‌های پویا نمایی در پانوشت (5) آمده است. البته انیمیشنی که ما در این پژوهش از آنها می‌گوئیم دو یا سه بعدی آن مد نظر نیست بلکه آنچه برای ما مهم است این است که تهیه کنندگان در قالب برنامه‌های جذابی که ظرفیت‌های ویژه‌ای دارند به شخصیت‌ها بگونه‌ای مجازی جان بخشیده‌اند که در صدد بیان مرام و یا تبلیغ درست یا اشتباه شیوه‌های زندگی خود هستند. ضمن اینکه در برخی موارد با مقاصد شیطانی شیوه زندگی درست را باطل نشان می‌دهند تا مقصودشان را  بیشتر و نزدیکتر به حق نشان دهند.

ادیان مردم چین

مردم چین بیشتر پیرو مرام چینی هستند تا دینی خاص، آنها بیشتر از اینکه دیندار باشند، اخلاق مدارند و و دلبستگی به حیات و ادامه زندگی، هدف نهایی در معتقدات ایشان می‌باشد. اما در حوزه دین در مقایسه با ممالک دیگر کمتر علاقه مندی نشان می‌دهند. چینی‌ها مردمانی نیستند که اندیشه‌ها و فعالیت‌های دینی، بخش مهمی از زندگی ایشان را تشکیل دهد .(6) با این حال چند اصل در ادیان اهالی چین مشترک است که برای تقریب ذهن اینگونه می‌توان گفت که به عنوان مثال راست گویی و عبادت خدا و نماز خواندن، مرام مشترکی بین دین اسلام و مسیحیت است، حال مردم چین نیز اینگونه اند.
عناصری چون:
1. طبیعت محوری: معتقدند عالی‌ترین پیشرفت از لحاظ فرهیختگی روحی، یکی شدن با طبیعت است. برکات زندگی خود را از طبیعت می‌دانند و برایش احترام قائلند.
2. یانگ و یین: در هر شئ دو عامل محرک به هم آمیخته و ممزوج شده است. یکی را یانگ و دیگری را یین می‌نامند. دقیق سخن آنکه، یانگ نیروی فاعلیت، مذکر و مثبت دارد و بر عکس یین نیروی انفعال و جنبه منفی و مؤنث دارد. البته باید اشاره کرد که تباین اشیاء ذاتی نیست و بسته به عرض آنهاست. یعنی یانگ و یین عینا و هم زمان موجودند اما بسته به عرض، متجلی می‌شوند (7) و این نشانه ایست برای حفظ تعادل در زندگی بشر.
نماد یانگ و یین
 3. نظریه تائو: قانون چگونگی تناسب و نظم موجودات عالم را تائو گویند. حسن تناسب "شکل گیری و جایگاه موجودات خلقت" و کمال انتظام "رابطه علی و معلولی حاکم بر جهان" که از آسمان و زمین نمودار است نتیجه قوه کیهانی تائو است.
4. نظریه باستانی تاریخ چین: به باور مردمان چین پادشاه مانند پیامبران در اعتقادات ما مسلمانان، از سوی خدا یا ماوراء آمده اند. از سوی خدا برای حکم رانی. البته به شکل گیری این باور کمک کرده‌اند پادشاهانی که از خود افسانه‌ها ساخته اند.
5. پرستش زمین،آسمان، اجداد و ارواح نیز از اعتقادات مشترک ادیان مردم چین است.
تائو :
تائوئیسم (Taoism)(Dao Jiao 道教)یا فلسفه تائو، روش فکری منسوب به لائوتسه (Laozi 老子) فیلسوف چینی، که مبتنی است بر اداره مملکت، بدون وجود دولت و بدون اعمال فرم‌ها و اشکال خاص حکومت.
اما مکتب تائو اولین دینی است که در تاریخ برای چینیان ذکر شده است. درباره منشأ و زمان پیدایش این مکتب دو نظر وجود دارد. نخست آنکه به وجود آورنده این مکتب، فردی است به نام «لائو- تزو » متولد سال 604 ق.م. وی در دربار متصدی امور بایگانی بود و بعد به خاطر ظلم دربار و اینکه آن گونه شغل‌ها را مغایر با پاکی روح خود می‌دانست آن رها کرد. بعد‌ها بخاطر آوازه مذهبی که پیدا می‌کند مشتاقان وی از سراسر چین برای زیارتش گسیل می‌شوند.(8) وی از ملاقات‌ها خسته شده و راه سفر در پیش می‌گیرد. در راه، مرزدار که یکی از شاگردانش بود از او درخواست کرد تا رساله‌ای برایش بنگارد تا در غیاب استاد راهنمایش باشد. این رساله در حال حاضر با نام «تائو ته چینگ»، کوچکترین کتاب مذهبی جهان است. او بعد از رفتن از منطقه لو ناپدید شد و خبری از آن پس از وی در دسترس نیست.
برخی گفته‌اند که وی در سال 517 ق.م در گذشت . نظر دوم این است که اساسا وجود " لائو تزو " در پرده‌ای از ابهام قرار دارد. کسانی که نظریه دوم را قبول دارند تولد آیین تائو را قدیمی تر از سال 604 می‌دانند و کتاب را به حکیمان باستانی منسوب می‌کنند.
به طور کلی تائوئیزم را دو معنا کرده اند[ منظور تائو خاص به معنای مکتب است] اول: دستگاه مرکزی فکر که مبادی تائو را مرکز کلیه افکار خود قرار داده. دوم: آمیزه‌ای از عقاید و اوهام دینی به انضمام سحر و جادو .
تائو

کنفسیوس

این نام برگرفته از نام شخصی است که پس از مرگش هواداران او نامش را بر روی مرامی که از او بر جای مانده بود، نهادند. از کتاب آنالوکت و روایاتی که بعدها درباره او وضع شد این چنین بر می‌آید: کنفسیوس در خانواده‌ای تهیدست ولی محترم در ولایت قدیمی لو در شبه جزیره " شان تونگ" بدنیا آمد. اجدادش از اشراف قدیم بودند که با انقلاب در ایالت سونگ از آن دیار فرار کرده و به لو مهاجرت نموده بودند.
کنفسیوس در 551 ق.م به دنیا آمد. سه سال بعد پدر او درگذشت و با مادرش به سختی روزگار گذراند. بر اثر دلسوزی و فداکاری مادر، در طلب تحصیل شعر، تاریخ و موسیقی چین، تعلیمی شایسته که در خور مردمانی شریف بود را کسب کرد. همچنین وقتی بسیار در فرا گرفتن موسیقی اصیل چین صرف کرد.
 کنفسیوس
کنفسیوس از عبارت لاتین شده‌ی کونگ-فو- تسو  گرفته شده که به معنای استاد کونگ می‌باشد. او در سن بیست سالگی شغل دیوانی را برگزید. در همان زمان ازدواج کرد و دارای فرزندی شد. پس از اندکی، مادرش از دنیا رفت و او 27 ماه (سه سال چینی) به سوگ نشست که همین کار بعدها جزء آداب کنفسیوسی شد و همزمان مطالعات فراوانی داشت. بعد از آن سه سال، آموزگاری را پیشه‌ی خود ساخت. وی تا سن 34 سالگی شهرت آموزگار «لی» به معنای آموزگار مراسم را کسب کرد. بطور کلی مکتب کنفسیوس مکتبی است که ناشی از نحوه زندگی و روش اخلاقی وی در طول حیاتش می‌باشد که بعدها به آئین و مکتب بدل شد.
بودا:
آیین بودا، دین و فلسفه‌های مبتنی بر آموزه‌های سیدارتا گوتاما یا همان شخص بودا است که در حدود ۵۶۶ (پیش از میلاد) تا ۴۸۶ (پیش از میلاد) می‌زیسته است. آیین بودا تاریخی دو هزار و پانصد ساله دارد. این آیین در هند متولد شد و در بسیاری از مناطق قاره آسیا انتشار یافت. همچنین شعبه‌هایی از بودا امروزه در مناطقی از آمریکا و اروپا نیز رواج یافته است. نکته جالب توجهی که در آیین بودا به چشم می‌خورد، تأثیر گذاری آن بر فرهنگ‌های گوناگون در طول سالیان متمادی است.
مجسمه بودا در نپال، نزدیکی تبت
آیین بودا در کشور هند توسط یکی از شاهزادگان که متعلق به صنف کشتریه‌ها بود در اعتراض به نظام طبقاتی " کاست " ترویج گردید. اساس آن اعتراص به عقاید هندوها و برهمنان بود. مهم‌ترین عقیده آنان عدم ارتقاء درجه در یک حیات بود. آنها معتقد بودند انسانها از 5 طبقه کلی تشکیل شد‌اند که در یک زندگی و حیات ممکن نیست که از طبقه‌ای به طبقه دیگر روند.
بالا‌ترین آن رسیدن به نیروانا بود و پست‌ترین آن رسیدن به حیوانیت. هندوها معتقد به تناسخ بودند و می‌گفتند انسان در تناسخ است که ارتقا یا تنزیل درجه می‌یابد، در مقابل بودا معتقد بود که در یک حیات هم، چنین امکانی نهفته است و یک انسان از پست‌ترین درجه می‌تواند حتی به مقام ارهت نیز دست یابد و محض در فنا گردد. بودیسم دارای 3 شاخه است که معروف‌ترین و پر طرفدار‌ترین آن لامائیسم است در ادامه بیشتر به این شاخه می‌پردازیم. / ادامه دارد.....................
 تبلیغ ادیان غیرتوحیدی در قالب انیمیشن (2) +تصاویر
مبلغی که در مکتب انیمیشن نه تنها صدای رسای تائو و کنفسیوس بوده بلکه با به تصویر کشیدن زیبایی‌ها و نهان کردن نقصان‌ها در تدلیس این آیین نزد افکار عمومی تلاش بسیار نموده است. مولان یکی از انیمیشن‌هائی است که هم در داستان اصلی و هم در خرده روایات به اصول مردمان چین نه تنها پایبند است بلکه مبلغی کوشا است.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران،پس از تبیین اساس و مبانی پژوهش، اکنون نوبت به بررسی انیمیشن‌هایی می‌رسد که به ظرافت در صدد تبلیغ سبک زندگی و نوع جهان بینی خود هستند.

حال برای آشنائی هرچه بیشتر، روند حضور ادیان و مرام‌های چینی را در انیمیشن‌هایی که تلاش دارند آنها را معرفی و تبلیغ نمایند بررسی کرده و ذیل هر عنوان انیمیشن به بحث می‌پردازیم.

1. مولان (1)
انیمیشن مولان (2) در دو قسمت تولید شده است. قسمت اول آن ۹۰ دقیقه‌ و به کارگردانی "تونی بنکرافت و باری کوک "، (3) تولید شرکت والت دیزنی پیکچرز (4) در سال 1998 با بودجه‌ای بیش از 90 میلیون دلار می‌باشد.
قسمت دوم این انیمه که داستان آن در چین باستان می‌گذرد در سال 2004، در همان کمپانی و به کارگردانی "دارل رونی و لین استرالد " (5) ساخته شد. لازم به ذکر است در امتیاز دهی سایت " آ ام دی " این انیمه از 10 امتیاز، حائز 7.5 امتیاز شده است که با توجه به سال تولید و نحوه استقبال مخاطب از آن، امتیاز بالایی بشمار می‌آید.
این انیمه را باید جزء انیمه‌هایی برشمرد که به دنبال راهیابی انیمه‌های شرقی به آمریکا و اروپا بود. انیمیشنی که با رواج طرز تفکر تائویی خود سعی در برطرف کردن عطش جامعه غرب به معنویت داشت. معنویتی که در مولان 2، کاملا مطابق میل و طرز تفکر غرب ترسیم شده است و در ادامه آن را واکاوی می‌نمائیم.
مولان شخصیت اول این پویانمایی دو قسمت، تک فرزند خانواده است. او که علاقه زیادی به خصلت‌های زنانگی از جمله زیبایی - در ابتدای انیمه شاهدیم در مراسم انتخاب زیباترین دختر چین شرکت کرده است- دارد مجبور می‌شود تا با مخفی نگه داشتن جنسیتش مانع از پاشیدگی در خانواده‌‌اش گردد.
در ابتدای این پویانمایی متوجه می‌شویم که مغول‌ها در صدد حمله به چین هستند و هر خانواده باید یک نفر را به ارتش چین ملحق کند. مولان بعلت کهولت سن و بیماری پدرش بجای او به ارتش ملحق می‌شود.
پس از اینکه خانواده مولان و همچنین ارواح گذشتگان خاندان او متوجه این قضیه می‌شوند، ارواح جلسه می‌گیرند و روح بزرگ خاندان، محافظی برای او می‌فرستند. مولان قبل از گرفتن این تصمیم مهم، ساعت‌ها به صحبت با ارواح خیر و همچنین ارواح گذشتگان که معبدی کنار خانه شان دارند، می‌پردازد. او با مدد گرفتن از ارواح و روح اجداد در جنگ موفق می‌شود و ارتش چین در نبرد پیروز می‌گردد.
در قسمت دوم پس از پیروزی، مولان و ژنرال ارتش تصمیم به ازدواج می‌گیرند. از طرفی پدر مولان هنگام ازدواج گردنبند " یانگ " خود و " یین " همسرش را به مولان می‌دهد و او را راهنمائی می‌کند تا در مسیر طبیعت گام بردارد. او هنگام هدیه دادن این دو گردنبند به مولان و همسرش، اشاره به زایندگی دو جنس مخالف با همه تفاوتهایشان می‌کند و مولان در جواب پدر می‌گوید: " من درس یانگ و یین رو خوب یاد گرفتم ".
در این انیمه شمایل امپراطور بسیار شبیه به تائو در تصاویر چینی‌هاست و از سوی دیگر نحوه اداره دربار، گذشته از تعالیم تائویی در مناسبت‌های خود، نظم کنفسیوسی را نیز دارد.
در این بین، سبک کارگردان در انتقال مفاهیم بواسطه نماها و نواها با تاکید بر دیالوگ‌ها تنظیم شده است. چرا که بسیاری از احساس منتقله، ریشه در ترانه‌هایی دارد که جای جای انیمیشن مولان را پر کرده است، ترانه‌هایی که بر مبنای اعتقادات چینی استوار شده است. طرحی که بواسطه آن در مولان، داستان روایت شده طرحی خطی (6) است که با تدوین موازی، پیش برنده روایت است. در زیر برخی از معانی‌ای که از این راه به مخاطب انتقال داده می‌شوند را مرور می‌کنیم:
• تبدیل شدن دختری با تمام عواطف دخترانه‌‌اش به مبارزی سخت کوش، درام‌ترین موضوع در مولان است. ناممکنی که بواسطه داستان برای مخاطب روایت می‌شود. و این نشات گرفته است از نوع کارگردانی که توانسته است غیر محسوسات را در قالب انیمیشن محسوس کرده و برای مخاطب باور پذیر نماید. موضوعی که از روابط علی و معلولی نظام فکری تائو و انتظام درونی کنفسیوس حاصل شده است. تبدیل شدن دختری احساساتی و دوستدار زیبایی به جنگ جویی افسانه‌ای و تنها مدد کار مولان در این مسیر دراماتیک، اعتقادات اوست که به نیروی جادویی تائو و انتظام درونی کنفسیوس متکی است.
• به تصویر کشیدن اصالت اعتقاد به " یانگ و یین "، تاکید پدر مولان هنگام ازدواج دخترش و هدیه دادن گردنبند " یانگ و یین " که در بالا اشاره شد، روایت اصالت و کاربرد این اعتقاد در انیمیشن مولان است. در این مورد گویا سازنده در صدد است که به مخاطب گوشزد نماید تا برای پیشرفت در زندگی باید به فکر تکامل بخشیدن به قوای خود با استمداد از نیروی مخالف باشند.
• مردمان چین برای اجداد خویش احترام زیادی قائل بودند و در کار‌های مهم از آنان کمک می‌طلبیدند. این امر بطور محسوس در انیمیشن مولان به چشم می‌خورد، مولان و شخصیت‌های انیمه مولان برای خانواده، درگذشتگان خاندان و اجداد احترامی خاص و قدرتی ما فوق تصور قائل بودند. در هر خانه ضریحی به یاد نیاکان بنا می‌کردند. در نقش و نگار‌هایی نام اجداد را حک می‌کردند، حتی در زمان ازدواج که سکانس پایانی مولان 2 می‌باشد آنها پیوندشان را در کنار ضریح اجداد رسمیت می‌بخشند. چنان که گویی در مولان بند بند کتاب تاریخ جامع ادیان، بخش دین چینیان تصویر شده است، جان بایر ناس در این کتاب، صفحه 335 آورده است: « در هر خانه و خاندان رسم آن است که ضریحی به یادگار نیاکان و رفته گان قائم میسازند و بر فراز آن صفایح چوبی با نقش و نگار‌ها می‌نگارند و نام گذشتگان را بر آن می‌نویسند، در پیشگاه آنها اشربه لذیذ و مشروبات گوارا هدیه میکنند و همچنین در برابر آن ضریح‌ها مراسم عقد و زناشویی و نامزدی انجام میگیرد.»
ژرف ساخت
مولان مبلغی است که در مکتب انیمیشن نه تنها صدای رسای تائو و کنفسیوس بوده بلکه با به تصویر کشیدن زیبایی‌ها و نهان کردن نقصان‌ها در تدلیس این آیین نزد افکار عمومی برآمده است. مولان یکی از انیمیشن‌هائی است که هم در داستان اصلی و هم در خرده روایات، نه تنها به اصول مردمان چین پایبند است بلکه مبلغی کوشا است.
مردمان شرق آسیا و به خصوص اهالی کشور چین که در انیمه مورد بحث، مولان نماینده خاص آن است برای کانون خانواده احترام زیادی قائل بودند. و اگر کسی احترام به خانواده را رعایت نمی‌کرد او را طرد می‌کردند. همان‌طورکه گفتیم برای خانواده، درگذشتگان خاندان و اجداد، احترامی خاص و قدرتی ما فوق تصور قایل بودند و در هر خانه ضریحی به یاد نیاکان بنا می‌کردند.

به‌هرحال در ابتدای این پویانمایی پدر خانواده در معبد و محراب اجداد - که برای هر جد سنگی با نشانه‌ای بنا کردند و اژدهایی کوچک بر سقف آن آویختند - خارج از خانه مشغول عبادت و دعا است. همچنین زمانی که پدر متوجه می‌شود مولان جهت اعزام به نبرد با مغول‌ها خود را به ارتش معرفی نموده بلافاصله به معبد نیاکان می‌رود و دعا می‌کند. ارواح اجداد جلسه می‌گیرند و اژدها (موشو) را مأمور می‌کنند تا از مولان [دختر خانواده] محافظت کند.
در مذهب کنفسیوس، نفسی که به زینت کمال آراسته شود پسر فرزندی است که محبت والدین را همواره در دل دارد، ماموری است که نسبت به فرمانده خود وفادار و امین است. انسان کامل در مکتب کنفسیوس 5 خصلت مهم دارد. عزت نفس، علو حکمت، خلوص نیت، شوق عمل و نیکی در سلوک (7). معیارهائی که در وجود مولان ترسیم شده، تا او را از لحاظ حسن تناسب به استاندارد کهن مکاتب چین نزدیک کرده و با پیروی از قوه " یانگ و ئین " به کمال، انتظام دست یابد. دو اصلی که شکیل دهنده نظریه تائو و مقوم نظریه کنفسیوس اند.
از بین بردن مشکلات و کمک به کشور در مقابل تهدید خطر سقوط، حفظ و نگهداری از خانواده و حسن خلق، پازل‌هایی است که شخصیت قهرمان داستان را قوام می‌بخشد. داستانی که سالها پیش از میلاد مسیح در چین اتفاق افتاده است و راوی، آن را با طرحی که برگزیده، برای مخاطب روایت می‌کند.
روایت در مولان پیرامون شخصیت دراماتیک مولان است. شخصیتی که در تکوین آن اجداد نیاکان، ارواح، اله گان و همسو شدن با یانگ و یین و تلاش برای یاد گیری کنگ فو که همانا به معنای نظم بخشیدن به روان و جسم است نقش بسزائی داشتند.
آنچه در انتها به نظر می‌رسد، مخاطبی که از هر دینی خالی الذهن باشد، المان‌های موفقیت مولان که عموما المان‌های اخلاقی، مذهبی هستند را دوست داشته و به آنها علاقه مند می‌شود و در راستای حس هم‌ذات پنداری، از خودش قرائتی چون مولان قهرمان ارائه می‌کند. قرائتی که در آن برجسته‌ترین نشانه‌ها، نشانه‌ها و مرام‌های ادیان مردم کشور چین است./ ادامه دارد.
پی نوشت‌ها:
1. تعریف ریمون کنان. درآمدی بر روایت دینی، نوشته غلامرضا یوسف زاده، صفحه 11
2. دیوید بورد ول، هنر سینما، ترجمه فتاح محمدی، صفحه 78
3. غلامرضا یوسف زاده، درآمدی بر روایت دینی در سینما و داستان، صفحه 16
4. Animation: واژه انیمیشن در زبان فارسی تاکنون به واژگان "جان بخشی" - "متحرک سازی" - "پویانمایی" و "زنده نگاری" ترجمه شده‌ است.
5. پویانمایی محض: به روشی از تولید پویانمایی سنتی با کیفیت بالا گفته می‌شود، که طرح‌های پرجزئیات و حرکات پذیرفتنی دارد، که شامل سبک واقعی مانند کارهای دیزنی و سبک کارتونی مانند آثار استودیو وارنر بروز می‌نماید.
 روتوسکوپی: تکنیکی است که در آن طرح هر فریم از روی حرکات عکس‌های واقعی ترسیم می‌شود. (مانند ارباب حلقه‌ها ۱۹۷۸). اساس بسیاری از حرکات حیوانات در اکثر کارهای دیزنی نیز همین روش است.
 استاپ موشن: در این روش هر فریم، عکسی از اجسام واقعی است، پویانما، اجسام و یا شخصیت‌های درون صحنه را فریم به فریم به صورت ناچیزی حرکت می‌دهد، و عکس می‌گیرد. هنگامی که فریم‌های فیلم به صورت متوالی نمایش داده شوند توهم حرکت اجسام ایجاد می‌شود. مانند عروس مرده به کاگردانی تیم برتون.
 زنده نگاری خمیری: پیکره شخصیت‌ها و اجسام متحرک از ماده‌ای نرم ساخته می‌شود که ممکن است اسکلت هم داشته باشند تا فیگور آنها را ثابت نگه دارد. روش فیلمبرداری هم مانند استاپ موشن است.
 کات اوت: نوعی از زنده نگاری استاپ موشن است که بوسیله قطعات مسطحی مانند کاغذ ساخته می‌شود. پویانما هر فریم، قطعات را کمی جا به جا می‌کند.
  زنده نگاری سیلوئت: نوعی زنده نگاری کات اوت بدون رنگ که کاراکترها به صورت سیلوئت سیاه نمایان می‌شوند. (شبیه به عکس‌های ضد نور)
موشن گرافیک: از تصاویر مسطح گرافیکی، عکس، قطعات روزنامه یا مجله و غیره همراه با تایپ (نوشته) ساخته می‌شود که سابقا با حرکت دادن فریم به فریم انیمیت می‌شد.
زنده نگاری عروسکی: به پویانمایی استاپ موشنی گفته می‌شود که شامل پیکره‌های عروسکی است که در تعامل با فضاهای شبیه واقعیت انیمیت می‌شوند. عروسکها درونشان اسکلت دارد که به ایستایی آنها کمک می‌کند و همچنین مفصل‌هایی که در محورهای خاصی می‌چرخند. مانند کابوس قبل از کریسمس، ساخته تیم برتون.
6. فانگ یو-لان، تاریخ فلسفه چین، ترجمه فرید جواهر کلام، صفحه6و7
7. نینیان اسمارت، تجربه دینی بشر، مترجم: مرتضی گودرزی، جلد اول، صفحه 326
8. آمده است که کنفسیوس هم با او ملاقات داشته و بعد از ملاقات برای شاگردانش از لائو تزو تعریف می‌نماید و درباره شمایل ظاهری او می‌گوید: مرد کهن سالی دیدم که سری تاس و ریشی دراز دارد. جالب آنجاست که اکثر استادان ورزش‌های رزمی در آثار سینمای چین شکلی مشابه با " لائو تزو " دارند.
پی نوشت:
1. Mulan

2. صفحه مربوط به این انیمیشن و امتیاز دهی به آن در سایت آی ام دی: http://www.imdb.com/title/tt0120762

3. Tony Bancroft, Barry Cook

4. شرکت والت‌دیزنی (The Walt Disney Company) یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های رسانه‌ای و سرگرمی جهان است. این شرکت در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۳ به وسیله دو برادر، «والت» (Walt) و «روی او.» (.Roy O) دیزنی، به عنوان یک استودیو کوچک انیمیشن‌سازی تأسیس شد و چندی بعد به یکی از بزرگ‌ترین استودیوهای‌هالیوود، صاحب یازده شهر بازی و چند شبکه تلویزیونی از جمله ای‌بی‌سی تبدیل شد. این شرکت در سال ۱۹۳۰ با کمک شرکت کلمبیا پیکچرز، موفق به عرضه مجموعه تلویزیونی کارتونی میکی ماوس شد.
دفتر مرکزی شرکت دیزنی و امکانات اصلی تولید آن در کالیفرنیا، در استودیوی والت دیزنی (بربنک) قرار دارند. این شرکت یکی از اعضای میانگین صنعتی داو جونز است و در سال ۲۰۰۶، مبلغ ۳۴٫۳ میلیارد دلار درآمد داشته‌است. تا سال ۱۹۵۵، شرکت دیزنی فقط روی فیلم‌های کارتون کار می‌کرد.
5. Darrell Rooney, Lynne Southerland
6. منظور از طرح خطی در روایت این است که زمان در روایت شکسته نمی‌شود و بطور طبیعی و بصورت خطی ممتد در حال گذر است. در مقابل طرح خطی، شکست زمان مطرح می‌شود.
7. تاریخ جامع ادیان، جان بایر ناس، مترجم: علی اصغر حمکت. صفحه 384و385
محمدسعید قشقایی/ دانشجوی کارشناسی ارشد تولید سیما - دانشکده صداوسیمای قم

فیلم‌های سیاسی

Camp X-Ray Official   (2014) - Kristen Stewart Movie HD
دین و ارتباطات: Religion and Communications - Majid Mohammadi مجید محمدی - Google Книги
Lucy (2014)
Unlawful Killing (film)
 
 

تعامل دین و رسانه

نگاه متقابل و تاثیر دو سویه دین و رسانه نسبت به یکدیگر از جمله موضوعاتی است که از دیدگاه‌های گوناگون مورد توجه و بررسی قرارگرفته است.
از نظر دانشمندان علوم ارتباطات و دیگران پرسش اساسی این است که آیا اصولاٌ رسانه که از ابزار نوپیدا و موضوعات مستحدثه است در قلمرو احکام دین قرار می‌گیرد؟
مقدمه - طرح مساله و تقسیم بحث
به بیان دیگر آیا دین می‌تواند «بایدها و نبایدها» یی در خصوص کارکرد رسانه‌ها داشته باشد؟ از سوی دیگر آیا رسانه دربرابر دین و ارزشهای برخاسته از آن تعهدی دارد یا باید داشته باشد؟آیا پاسخ مثبت به این سوال، مستلزم نفی فلسفه پیدایش و حضور رسانه‌ها در عرضه زندگی اجتماعی بشر نیست ؟
از دیدگاه دانشمندان دین و متدینّان نیز پرسش این است که حکم دین در مواجهه با این پدیده نوظهور چیست؟ و باید با آن چگونه روبرو شد؟ آیا می‌توان (یا باید) برای تحقق مقاصد دین از این پدیده بهره گرفت؟ چگونه؟ آیا ریختن پیام معنوی و قدسی دین در ظرفی که محصول تمدن جدید است از معنویت و قدوسیت آن نمی‌کاهد و در نهایت منجر به دنیوی شدن دین (به معنای فرو نهادن شآن باطنی و الهی آن) نمی‌گردد؟ضوابط و دستورات دینی در رابطه با کارکردهای مختلف رسانه‌ها کدام است؟
به همین شکل ارتباط و تاثیر دو مقوله دین و رسانه از دیدگاه فرهنگی، جامعه شناختی و حتی سیاسی قابل بحث است و در نتیجه همه اینها، علم حقوق نیز ناچار به ورود در این قلمرو شده و ناگزیر است تا این تعامل‌ها را ضابطه مند کند. حقوق ناچار است تا با وضع قوانین و مقررات واقع گرا و کارآمد به تنظیم رابطه دین و رسانه و یا نهادهای دینی و نهادهای رسانه‌ای بپردازد و به همه گفتگوهای نظری در عمل اجتماعی پایان دهد؛ البته خواهیم گفت که تحقق کامل و مطلوب این هدف را تنها از حقوق نمی‌توان انتظار داشت. اخلاق معطوف به عملکرد حرفه‌ای با گرایشهای دینی نیز از ضرورتهای گریز ناپذیر است.
پرسش‌ها و مطالب یاد شده را می‌توان چنین خلاصه کرد که اولاً نگاه رسانه به دین چیست و آیا تعهدی در برابر آن دارد؟ ثانیاً نگاه دین به رسانه چگونه است و چه تاثیری بر عملکرد آن دارد؟ و ثالثاً ارتباط دین با حقوق و اخلاق، خصوصاً در این عرصه، چیست؟ توجه به ماهیت این پرسشها نشان می‌دهد که پاسخ به سوال نخست اساساً از نوع مباحث برون دینی است ؛ در حالی که پاسخ به سوال دوم را بیشتر باید در مباحث درون دینی جستجو کرد.
از سوی دیگر پاسخ به همه این پرسشها نیازمند تخصص‌های گوناگون، پژوهش‌های پردامنه و فرصتی فراخ است ؛ بویژه آنکه در باب «دین»، ماهیت آن، انتظار بشر از دین و یا دین از بشر اختلاف نظرها فراوان است؛ همانگونه که رسانه نیز در همین زمینه‌ها از پراکندگی و اختلاف آراء و انظار بی نصیب نمانده است.
از این رو ناچار هستیم با پذیرش و ارائه تعریفی به عنوان مفروضات این تحقیق، گامهای نخست را بر داریم.
تعریف «رسانه» دچار چندان مشکلی نیست. مقصود از رسانه در این مقاله وسایل ارتباط جمعی جدید است که به عنوان یکی از مظاهر تمدن نوین شناخته می‌شود. اما درباره دین نمی‌توان چنین ساده سخن گفت. به همین دلیل قبل از هر چیز، باید تعریف مورد نظر این مقاله از دین را به عنوان پایه مباحث بعدی مورد بررسی قرار دهیم. بنابراین مقاله حاضر در چهار بخش تنظیم شده است. در این بخش‌ها به ترتیب مباحث زیر مورد بررسی قرار خواهد گرفت : «تعریف دین و قلمرو آن»، «دین از نگاه رسانه»، «رسانه از نگاه دین» و سر انجام «پیوند دین، حقوق و اخلاق» در این عرصه.
بخش نخست: تعریف دین و قلمروآن
1-1-تفاوت دیدگاه‌ها درباره دین
درباره ماهیت دین، کارکردهای آن، قلمرو و انتظاری که از آن می‌رود، دیدگاه‌های متفاوت و فراوانی ابراز شده است. خلاصه کردن دین در پالایش درون، تهذیب نفس و پاسخ به نیازهای فردی و معنوی یک سوی این دیدگاه‌های متعدد است. در سوی دیگر، علاوه بر اینها، تنظیم روابط انسانها با یکدیگر، تحقق اهداف و آرمانهای والای اجتماعی نظیر عدالت، حاکمیت فضیلت و سرانجام حضور در همه عرصه‌های فردی و اجتماعی را رسالت دین دانسته‌اند. نظریه‌های دیگری نیز در میانه این دو سو اظهار شده است.
در این باره فراوان می‌توان سخن گفت و طبیعی است که پذیرش هر مبنا آثار و لوازم خاص خود را خواهد داشت.
ما بدون اینکه وارد گفتگوهای طولانی شویم، بر این باوریم که درست‌ترین روش برای یافتن این مبنا، رجوع به نصوص معتبر از هر دینی است که موضوع بحث قرار می‌گیرد. بنابراین برای تبیین ماهیت دین و قلمرو احکام آن از نظر « اسلام » باید به آموزه‌های مستند اسلامی مراجعه کرد؛ نه آنکه تبیین خواست و رسالت یک دین را از سایر مکتب‌ها انتظار داشت. این روش نادرستی است که بخواهیم ماهیت اسلام و حوزه نفوذ آن را نیز با اتکا به مباحث مبتنی بر فرهنگ دینی غرب (به معنای رایج وامروزی آن)، تحلیل و استنباج کنیم.
2-1- دین از نظر قرآن
مرحوم استاد علامه محمدحسین طباطبایی، درمقاله‌ای تحت عنوان «دین از نظر قرآن» ضمن انتقاد از کسانی که به نام روشنفکری، تعریف دین را هم از غربی‌ها مطالبه می‌کنند، نوشته‌اند :
« منطق اولیای امور و رهبران جامعه روشنفکران ما این است که می‌گویند امروز دیگر دنیای مترقی (اروپا) با تشریفات مذهبی موافق نیست، مقررات جاریه ما باید دنیا پسند(یعنی اروپا پسند) باشد. فلانی روشنفکر است (یعنی مانند اروپایی‌ها تفکر دینی نمی‌کند) ونظایر این سخنان زیاد است.
بالاخره کار ما به اینجا کشیده که تاریخ حوادث دینی و تفسیر حقایق اسلام و قضاوت درباره آنها را نیز باید از غربی‌ها پرسیده و یاد گیریم. باید از اروپایی پرسید معنی دین چیست؟ معنی اسلام چیست؟ اسلام به چه پایه‌ای متکی است؟ ارزش معارف و قوانین اسلامی چه بوده و تاثیرش در سعادت زندگی تا چه پایه است؟ »
ایشان در نهایت نتیجه می‌گیرند: « دین از نظر منطق قرآن یک روش زندگی اجتماعی است که انسان اجتماعی به منظور تامین سعادت زندگی اتخاذ نموده باشد. البته نظر به اینکه زندگی انسان محدود به این جهان پیش از مرگ نیست این روش باید هم مشتمل بر قوانین و مقرراتی بوده باشد که با اعمال و اجراء آنها سعادت و خوشبختی دنیوی انسان تامین شود و هم مشتمل بر یک سلسله عقاید و اخلاق و عبادات است که سعادت آخرت را تضمین می‌نماید و نظر به اینکه حیات انسان یک حیات متصل است هرگز این دو جنبه دنیوی و اخروی از همدیگر جدا نمی‌شوند. » 2و در جای دیگر می‌فرمایند: «حقیقت دین عبارتست از یک رشته اعتقادات راجع به آفرینش جهان وانسان و یک سلسله وظایف عملی که زندگی انسان را به آن اعتقادات تطبیق دهد. »؛ این تعریف مورد قبول و اتفاق بسیاری از دانشمندان علوم اسلامی است.
3-1- دین از نظر قانون اساسی
بنابراین برداشت از دین، که اتفاقاً در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم به رسمیت شناخته شده و مبنای این نوشتار است، دین (در اینجا اسلام) در همه صحنه‌های زندگی فردی و اجتماعی حضور داشته و از برابر هیچ واقعیتی نمی‌گریزد. دین مبنای تنظیم روابط اجتماعی است و دست کم با قواعد و موازین کلی راه مواجهه و تعامل با هر پدیده نوظهور، از جمله رسانه‌های مدرن، را نشان می‌دهد.
براساس این نظریه، ایمان به « خدای یکتا (لااله الا الله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امراو » از پایه‌های نظام سیاسی است، « وحی الهی و نقش بنیادین آن در بیان قوانین» به عنوان اصلی مسلم پذیرفته شده است و «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی » از جمله وظایفی است که حکومت باید باتمام توان برای انجام آن بکوشد.
انتظاری که طبق قانون اساسی از دین می‌رود ارائه طریق در همه زمینه‌های زندگی است و چون خود را در همه این زمینه‌ها ملزم به تبعیت از چنین دینی می‌داند, مقرر داشته است که: « کلیه قوانین و مقرارت مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی، وغیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد» و این چیزی است که قابل بازنگری نبوده5 و « الی الابد غیر قابل تغییر است »
این نگاه که پایه مباحث بعدی است, البته با نگاهی که غرب نسبت به دین تبلیغ می‌کند, متفاوت است. اما به هر حال همانگونه که گفتیم نگاهی است که از سوی متون دینی و بسیاری از اندیشمندان مسلمان تایید شده و درقانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم رسمیت یافته است.
بخش دوم : دین از نگاه رسانه
1-2- رسانه و رسالت دینی
کارکرد و نقش رسانه‌ها در دنیای امروز موضوع ناشناخته‌ای نیست. دانشمندان علوم ارتباطات وظایف رسانه‌ها در ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی را مورد بحث قرار داده و بر شمرده اند. امّا ((رسالت رسانه‌ها)) هنوز هم می‌تواند، و باید، به عنوان موضوعی جذاب مورد توجه قرار گیرد.
مقصود از رسالت در این عرصه، چیزی متفاوت از کارکرد و وظیفه است و به احساس تعهدی گفته می‌شود که رسانه‌ها و گردانندگان آنها نسبت به ارائه یا عدم ارائه اطلاعات و اخبار احساس می‌کنند. برای تشبیه می‌توان رسالت را روح حاکم بر فعالیت‌های حرفه‌ای و التزام درونی و عملی به دنبال کردن هدف یا اهداف خاصی در ضمن انجام وظایف ذاتی دانست. تعهد رسانه در برابر دین و یا دینی کردن رسانه‌ها نیز از همین مقوله شمرده می‌شود.
اهمیت و جذابیت این بحث را باید در این چالش بنیادین و نظری جستجو کرد که اصولاً آیا تعیین رسالت برای رسانه‌ها با فلسفه وجودی آنها سازگار است؟
این پرسش یکی از اساسی‌ترین پرسش‌ها در حوزه جامعه شناسی رسانه‌ها و کارکرد اجتماعی آنهاست. نوع و چگونگی تعامل رسانه و جامعه، موضوع حجم عظیمی از مطالعات و تحقیقاتی است که، بویژه در چند دهه اخیر، گسترش یافته است. این پژوهشها طیف وسیعی از نظریه پردازی‌هایِ ناهمساز را در بر می‌گیرد. این اختلاف نظرها از اینجا آغاز می‌شود که آیا اصولاً رسانه‌ها بر مخاطبان خود تأثیری دارند یا نه و دامنه این تأثیر تا کجاست.
در مورد تأثیر وسایل ارتباطی بر پیام و تمامی فرآیند ارتباط و همچنین جامعه و محیط پیرامونشان، عقاید بسیاری وجود دارد، برخی از خنثی بودن و صرفا ً حامل بودن این وسایل یاد می‌کنند و اینکه این وسایل تأثیر چندانی بر مخاطبین خود ندارند. برخی دیگر عقیده دارند که وسایل ارتباط جمعی دارای چنان قدرتی هستند که می‌توانند نسلی تازه را برای اولین بار در تاریخ انسان پدید آورند و جامعه جدید از این وسایل چنان تأثیر شگرف بر می‌گیرد که ماهیتش تابعی از آن می‌شود. این امر بیانگر نوعی فن سالاری است که بر اساس آن ابزار ساخته شده توسط انسان، تعیین کننده ارزشهای هستی اجتماعی است و یا این امر موجب پیدایش قشر جدیدی از انسانها می‌شود که با شناخت خاصی که از این وسایل دارند، به صورت قدرتهای تازه تجلی می‌کنند و تعادل موجود در هرم قدرت را بهم می‌زنند و نتیجه آن نوعی از خود بیگانگی و تهی شدن انسان است.
اما اینک بنظر می‌رسد که تأثیر رسانه‌ها بر مخاطبان (فارغ از شدت و ضعف یا سرعت و کندی ) امری پذیرفته شده و مقبول است و آنچه محور گفتگو‌ها قرار گرفته، تنها قواعد حاکم بر این تأثیر گذاری است. ((تئوری‌های هنجاری)) از جمله بارزترین نظریه پردازی‌های مرتبط با موضوع مورد بحث ماست که « با بررسی باید‌ها و نباید‌های موجود در هر جامعه در مورد رسانه‌ها - که بر اساس نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر آن جامعه تعیین می‌شود - به یک تئوری خاص جهت تبیین رابطه دولت، رسانه و جامعه می‌رسد. ))
مقصود از هنجار‌ها در اینجا همان ارزش‌هایی است. که باید در فعالیت رسانه‌ای رعایت شود و می‌تواند به گونه‌های زیر تقسیم گردد :
(( الف- هنجارهای قانونی یا قوانین موضوعه و مدون که از سوی قانونگذاران وضع می‌شود و رسماً اجرا می‌گردد و ضمانت اجرای آنها، معمولاً از خارج از فرد یعنی جامعه و نظامات مربوط به آن اعمال و نظارت می‌شود.
ب- هنجارهای اخلاقی که در طی زمان در جامعه نشو و نما و تکوین می‌یابند و الزام آنها در درون آدمی به عنوان عضو جامعه شکل و کارکرد دارند و اثر می‌نهند یا منشأ دینی و مذهبی دارند، که از سوی مراجع مذهبی پیگیری و نظارت می‌شوند و زمانی نیز در هنجارهای قانونی و قوانین موضوعه جای می‌گیرند.
ج_ حد میانی این دو، آداب و رسوم است که الزام واجبار در رعایت آنها، هم مربوط به خارج از فرد(جامعه) و هم متضمن پذیرش درونی ((خلق و خو و تربیتهای مربوط است. ))
با این مقدمات اکنون باید به پرسش آغازین بازگشت و اندیشید که آیا داشتن تعهد نسبت به هنجارها و ارزش‌های خاص با فلسفه وجودی رسانه‌ها سازگار است؟
پاسخ به این پرسش را دست کم در دو حوزه دانش اجتماعی می‌توان یافت ؛ یکی از نظر علوم ارتباطاتی و دیگری از نظر حقوق و الزامات قانونی.
نوشتار حاضر پس از اشاره به دیدگاه‌های موجود و استدلال آنان در این زمینه به تشریح وضعیت در حقوق ایران خواهد پرداخت.
2-2- از دیدگاه ارتباطات و حقوق بین الملل
الف- استدلال مخالفان
یکی از موضوعات مهم در مباحث نظری علوم ارتباطات آن است که آیا رسانه‌ها می‌توانند (یا باید) ارزش گرا بوده و برای خود تعهد اخلاقی و مذهبی قائل باشند یا داشتن چنین گرایشی عدول از معیارهای حرفه‌ای است و با چرایی پیدایش آنها منافات دارد.
برخی نظریه پردازان این حوزه معتقدند که رسانه‌ها، چنانکه از نام آنها پیداست، تنها ((وسیله)) ارتباط جمعی هستند و باید ابزاری در خدمت انتقال پیام میان آدمیان باشند. رسانه‌ها حامل و توزیع کننده هر پیامی هستند که در جامعه وجود دارد و ممکن است از طریق آنها ارسال شود و به همین جهت جانبداری آنان از نوع خاصی از پیام مغایر با هدف تاسیس آنهاست. به بیان دیگر ((وسیله)) و ((ابزار)) بودن رسانه‌ها فلسفه پیدایش و شأن ذاتی آنهاست ؛ در حالیکه متعهد بودن به هرچیز، حتی اگر از ارزش‌های مورد قبول باشد، به معنای تبدیل آنان از ((وسیله)) به ((هدف)) است و به همین دلیل ((ابزار)) نباید در کار ((نتیجه)) دخالت کند.
به منظور توجیه حقوقی این نظریه نیز ممکن است به اصل جریان آزاد اطلاعات و حق گزینش و انتخاب مخاطبان استناد گردد. این اصل که در اسناد شناخته شده بین المللی نیز مورد تاکید قرار گرفته است از گردش آزاد اطلاعات به عنوان یکی از حقوق اساسی بشریت یاد می‌کند. توجه به مفاد این اصل نشان می‌دهد که آزادی مخاطبان در دسترسی به همه گونه اطلاعات و نیز ارسال آزادانه آن از جلوه‌های بارز آزادی گردش اطلاعات است.
برای مثال اعلامیه جهانی حقوق بشر (مصوب 10 دسامبر1947 مجمع عمومی سازمان ملل متحد) در ماده 19 خود بر این اصل به عنوان حق مشترک بشر یاد می‌کند که بدون هیچ گونه تمایز از هر حیث، بویژه از نظر نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب و... باید به رسمیت شناخته شود.
طبق این ماده : ((هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد. )) چنانکه ملاحظه می‌شود آزادی گردش اطلاعات در این اعلامیه جهانی به صراحت مطرح گشته و بر آزادی همه انسانها ((در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن)) تاکید شده است. این اصل در بند 2 ماده 19 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (مصوب 16 دسامبر 1966 ) نیز اینگونه مورد توجه قرار گرفته است ؛ ((هر کس حق آزادی بیان دارد. این حق شامل آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه اطلاعات و افکار از هر قبیل بدون توجه به سرحدات، خواه شفاهاً یا به صورت نوشته یا چاپ یا به صورت هنری یا به هر وسیله دیگر به انتخاب خود می‌باشد. ))
اندک تأملی در عبارتهای فوق نشان می‌دهد که از نظر اسناد بنیادین و پذیرفته شده حقوق بشر، یکی از ابتدایی‌ترین نیازها و حق‌های بشری دسترسی او به همه گونه اطلاعات و اخبار است؛ به گونه‌ای که هیچ خدشه‌ای به حق جستجو، انتخاب و انتشار او وارد نگردد.
به عقیده برخی، رسالت مند بودن رسانه‌ها آنان را متعهد به انتشار اطلاعات و اخباری می‌کند که همسو با تمایلات و باورهای گردانندگان آنان است. از سوی دیگر طبیعی است که در این صورت رسانه‌ها از ارائه مطالبی که مغایر با اهداف خود تلقی می‌کنند، خودداری خواهند کرد و در نتیجه تنها طیف خاصی از پیام‌ها را در دسترس مخاطبان می‌نهند. آیا این امر ناقض حق دسترسی و انتخاب مخاطبان نخواهد بود ؟
ب -استدلال موافقان
نظریه مزبور، با همه تلاشی که برای تلقین آن به جهان سومی‌ها صورت گرفته است، نه در حوزه نظر و نه در حوزه عمل مورد قبول قرار نگرفته است.
پاسخ حقوقدانان این است که اصل آزادی اطلاعات منافاتی با ارزش گرا بودن رسانه‌ها ندارد. این اصل نه در اسناد و متون و نه در نظریه پردازی‌ها بدون حد و مرز نیست و می‌تواند تابع محدودیت‌هایی باشد که برای رسانه‌ها الزام آور است.
برای مثال اعلامیه جهانی حقوق بشر پس از بیان بنیادی‌ترین حقوق انسانی، در مواد پایانی خود به وجود محدودیت‌هایی برای ((رعایت مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی )) تصریح می‌کند.
میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز پس از آنکه در بند 2 ماده 19، چنانکه دیدیم، اصل آزادی اطلاعات را بنیان می‌نهد، بلافاصله در بند 3 یاد آوری می‌کند که :
((إعمال حقوق مذکور در بند 2 این ماده مستلزم حقوق و مسئولیت‌های خاصی است و لذا ممکن است تابع محدودیت‌های معینی شود که در قانون تصریح شده و برای امور ذیل ضرورت داشته باشد :
الف - احترام حقوق یا حیثیت دیگران
ب - حفظ امنیت ملی یا نظم عمومی یا سلامت یا اخلاق عمومی))
بنابراین نه تنها إعمال محدودیت‌های قانونی بر کار رسانه‌ها با مبانی حقوق ارتباطات بین الملل منافات ندارد، که رسانه‌ها نیز می‌توانند، یا باید، بنا به اعتقادات، گرایشات و آرمانهای خویش محدودیت‌هایی را برای خود در نظر بگیرند.
ضمناً ارزش گرا بودن رسانه‌ها را نمی‌توان تجاوز به حق گزینش گری مخاطبان تلقی کرد ؛زیرا صاحبان رسانه‌ها نیز، همانند مخاطبان، حق دارند برای اشاعه و انتشار افکار و اطلاعات مورد قبول خود تلاش نمایند. مخاطبان نیز از حق گزینش گری خود با گزینش رسانه‌های مورد علاقه و رضایت خویش استفاده می‌کنند و به این ترتیب هم مالکان رسانه‌ها و هم آنان از حقوق قانونی خویش بهره مند می‌شوند ؛ بدون آنکه به حق دیگری تجاوز کرده باشند.
در عمل نیز چنین است و نه تنها اصحاب رسانه‌ها برای جهت دهی خاص به افکار عمومی و هدایت آن در مسیر دلخواه تردیدی به خود راه نمی‌دهند، که مخاطبان نیز ایفای چنین نقشی را برای آنان پذیرفته‌اند.
سازمان علمی تربیتی و آموزشی سازمان ملل متحد (یونسکو) در گزارش معروف ((مک براید)) تایید می‌کند که :
((روزنامه نگاران به خاطر ماهیت کارشان در جهت شکل دادن به اندیشه‌ها و عقاید، در موضعی بویژه نیرومند قرار دارند (و ) از نظر بسیاری از مردم، روزنامه نگاری تنها یک حرفه نیست، بلکه یک رسالت است))
((اَدبورِن)) نیز از مطالعاتی که در خصوص تاثیرات متقابل ارتباطات و توسعه انجام داده است چنین نتیجه گیری می‌کند که : (( تقریباً شکی نیست که ارتباطات و استفاده از رسانه‌ها، شدیداً وابسته به ایدئولوژی‌ها، سیاستها و منافع بوده‌اند ؛ همچنانکه هنوز هم هستند. ))
پیرآلبر در عبارتی دقیق و گویاتر می‌نویسد :
(( یک فرمول قدیمی روزنامه نگاری آمریکایی می‌گوید : اگر سگی پای مردی را گاز بگیرد، یک خبر نیست. وقتی مردی پای سگی را گاز بگیرد خبر روزنامه‌ای درست شده است. البته منظور این نیست که روزنامه نگار باید بدون احساس هیچ گونه تعهد یا مسئولیتی صرفاً به نقل اخبار بپردازد. هر روزنامه خوب و با ارزشی باید در خلال خبرهای خود چیزی مفید و آموزنده هم به خوانندگان بدهد. اما هنر اصلی روزنامه نویس همین است که خبر‌ها را در چه لفافی بپوشاند و در چه شرایطی به خواننده عرضه کند که خواننده احساس نکند به جای کسب اطلاع و سرگرمی، مشغول خواندن یک درس اخلاق است. ))
بنابراین هدفمند بودن فعالیت‌های خبری و رسانه‌ای و تلاش آنها برای ایجاد نظام فکری و ارزشی خاص، موضوعی ناآشنا با علوم ارتباطات نیست. (( کازینو )) با اشاره به این نظریه معروف مک لوهان که وسایل ارتباط جمعی را (( وسیله گسترش انسان)) یا«امتداد حواس» او می‌داند، تاکید می‌کند : (( اما نباید از این نکته غافل شد که رسانه لاجرم حکم صافی یا فیلتر را دارد و دیدگاه خاصی را به فرد تحمیل می‌کند و از اینجاست که میتوان گفت وسایل پخش پیام، پنداری از واقعیت یا نوعی دریافت ذهنی از واقعیت را ارائه می‌دهند و به تعبیر دیگر، اجباراً به قلب حقایق دست می‌زنند. ))
بازتاب این واقعیت خارجی در شمارش کارکرد‌های حرفه‌ای رسانه‌ها نیز قابل ردیابی است امروزه کارکرد‌های اجتماعی وسایل ارتباط جمعی، علاوه بر جنبه‌های تفریحی و تبلیغی، شامل وظایف خبری و آموزشی می‌شود و (( اهمیت وظیفه آموزشی وسایل ارتباطی در جوامع معاصر به حّدی است که بعضی از جامعه شناسان برای مطبوعات و رادیو و تلویزیون و سینما نقش "آموزش موازی " یا " آموزش دائمی "قائل هستند. ))
سومین کارکرد اجتماعی این وسایل نیز (( راهنمایی و رهبری )) نامیده می‌شود که آشکارا بر ارزش گرا و رسالت مند بودن فعالیت رسانه‌ها دلالت می‌کند.
استادان علوم ارتباطات تایید می‌کنند که (( نقش رهبری کننده وسایل ارتباطی و تاثیر آنها در بیداری و ارشاد افکار عمومی، اکنون بر هیچکس پوشیده نیست و روزبروز نیز بر اهمیت آن افزوده می‌شود. چنانکه می‌دانیم مطبوعات در دو قرن گذشته در مبارزات آزادی خواهی ملل جهان تاثیر قاطع داشته‌اند و در میدان این مبارزات برای طرد استبداد و کسب دموکراسی از سلاح‌های برنده سیاسی بوده اند. ))
از همین جاست که ابداع نظریه بی طرفی ذاتی رسانه‌ها نسبت به اطلاعات و اخباری که منتشر می‌کنند و اصراری که برای ایجاد مقبولیت بظاهر علمی برای آن نشان داده می‌شود، مشکوک و دارای انگیزه‌های سیاسی به نظر میرسد.
در حالی که بدون تردید بزرگترین و موثرترین بنگاه‌های اطلاع رسانی دنیا در انحصار کانون‌های قدرت استعماری است و از هیچ فرصتی برای بهره برداری از آنها در راه انتشار و اشاعه فرهنگ و ارزش‌های مورد قبول خود چشم پوشی نمی‌کنند، چگونه می‌توان پافشاری آنان برای دور کردن رسانه‌های جهان سوم از آرمانها و ارزشهای حاکم برخود را صادقانه ارزیابی کرد؟
(( از بررسی‌های انجام شده بر روی سمت و سوی جریان بین المللی خبرها... نخستین نتیجه این است که اکثر خبر‌های بین المللی از مرکز یعنی شمال و یا غرب جریان می‌یابد. این کار به وسیله خبرگزاری‌های حاکم صورت می‌گیرد، یعنی در حقیقت جریان عمودی است و از کشورهای توسعه یافته به سوی کشورهای رو به توسعه در جریان است. )) و در همین حال اصرار دارند تا دیگران از ابزار رسانه‌ای برای بسط ارزش‌ها و تفکرات خود سود بجویند. یکی از محققان علوم ارتباطات این تناقض آشکار را چنین تحلیل می‌کند:
((رایج‌ترین فرضیه‌ای که در مباحث زیر بنایی فرایند جهانی سازی مطرح می‌شود آن است که رسانه‌های جمعی بر فرض بی طرف بودن ذاتی اطلاعات و اخبار بنا شده‌اند. این فرض را سازمان‌ها و کمپانی‌های ذی نفع در فرایند جهانی شدن به شدت بزرگ نمایی کرده‌اند و از این نکته مهم غفلت شده است که ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی در شکل دادن به اخبار و اطلاعات نقش بسیار مهمی بازی می‌کنند. انتخاب موضوع‌های روزمره‌ای که مقامات مسئول برای پوشش خبری بر می‌گزینند، به همان اندازه‌ای که انتخابی حرفه‌ای و اقتصادی است، انتخابی سیاسی نیز هست.
در کشورهائی مانند ایران جنبه سیاسی مطبوعات و رسانه‌ها بر جنبه‌های اقتصادی و تجاری آن اولویت دارد و همان طور که در سال‌های اخیر مشاهده شده است عاملان سیاسی داخلی و خارجی از این منابع جهت تغییر جوّ و محیط مملکتی استفاده‌های گوناگونی کرده‌اند. انتخابهای موضوعی صورت گرفته مسئولان رسانه‌ها و تولید کنندگان محصولات خبری و رسانه‌ای و خبرگزاری‌ها در سطح ملی و بین المللی همواره بازتابی از عقاید فردی و گروهی اند، اما آنچه مهمتر است اینکه این انتخاب‌ها منعکس کننده هویت و ارزش‌های فرهنگی، اجتماعی و ملی نیز هستند. مسئله مهمی که امروز مطرح است این است که خبرگزاری ملی یک نظام، مطبوعات وابسته به احزاب و جناح‌های سیاسی، روزنامه‌ها و مجله‌های منتشره از طرف موسسات دولتی مانند شهرداری‌ها غیره، و شبکه‌های رادیو - تلویزیون یک کشور تا چه حد در جهت تحکیم وحدت ملی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نظام خود فعالیت دارند و تا چه اندازه کاربرد آنها در جهت اهداف جریان امروزی جهانی سازی غرب در حرکت است.
رسانه‌های مسلط امروزی، به شکل فزاینده ای، بر این وعده تاکید می‌کنند که جهانی شدن با خود دوستی، صمیمیت، هماهنگی و همکاری بین المللی را به همراه خواهد آورد. اما همین رسانه‌ها عمدتاً از تاثیرات جانبی این فرایند غافل بوده‌اند. انقلاب اطلاع رسانی، تاثیرات جانبی غیر قابل پیش بینی دارد. معدودی از تئوریسین‌ها و نظر پردازان نخستین تجددگرائی، افزایش پدیده بیگانه ستیزی و فروپاشی زندگی اجتماعی و خانوادگی مبتلا به در جهان صنعتی را پیش بینی می‌کردند.
با وجود این، از رسانه‌ها اغلب با عنوان بازیگران ذی نقش در افزایش شفافیت حکومت و مشارکت مردمی ( دموکراتیک ) و به عبارتی "چشمان ناظر"و ابزار اعمال فشار بر سیاستمداران و دیگر رهبران به منظور پاسخگو ساختن آنان در مقابل شهروندان نام برده می‌شود. با همه این تفاصیل و با وجود ایمان و اعتقاد به تاثیر مثبت رسانه‌ها، بسیاری از مردم به شدت به تاثیر و نقش رسانه‌ها در جامعه بدبین و مردد هستند. بنابر این فرض غلطی است که ما تعدد روزنامه‌ها و مجلات به وسیله مطبوعات زنجیره‌ای یا شبکه‌های تلویزیونی را با تنوع بیشتر اطلاعات و اخبار در یافتی مساوی بپنداریم. در ایالت متحده آمریکا نیز مانند سایر کشورها، بسیاری از مردم از فقدان شگفت آور تنوع در مطالب تلویزیونی و رسانه‌های مکتوب شکایت دارند.
امروز در اقتصاد سیاسی، صنایع فرهنگی و رسانه‌ای نوعی " سانسور خاموش " وجود دارد و این خود یکی از مشخصات جالب جریان به اصطلاح جهانی سازی شده است. در این روند وجود تمرکز گرائی در سطح جهانی باعث محدود شدن عبور اطلاعات مفید و دانش و آگاهی از فیلترهای رسانه‌ای و اطلاعاتی و ارتباطی شده است. خطر اتکای محض به رسانه‌ها نیز در جریان جهانی شدن کاملاً مشهود است و این خود طرف دیگر این سکه جهانی سازی است. ))
3-2 - از دیدگاه حقوق ایران
گفته شد که به رغم برخی گفته‌ها، تعقیب رسالت ویژه در فعالیت‌های رسانه‌ای هم از نظر حقوق و علوم ارتباطات پذیرفته شده است و هم واقعیت‌های جهان خارج تردیدی در عمل به آن باقی نمی‌گذارد. در این بخش نگاهی به همین موضوع در نظام حقوقی ایران خواهیم داشت.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به خوبی حاکی از آن است که این نظام حقوقی به همه چالش‌های نظری در این باب پایان داده و به صراحت و با بیان‌های مختلف بر امکان، و بلکه وجوب حاکمیت ارزش‌ها بر فعالیت‌های وسایل ارتباط جمعی تاکید کرده است. طبق قانون اساسی، رسانه‌ها نه تنها می‌توانند، که باید، در انجام وظایف حرفه‌ای خویش به رسالت‌های دینی، اخلاقی و انقلابی خویش پای بند باشند.
در مقدمه قانون اساسی که در حقیقت عهده دار بیان پایه‌های فکری آن است تحت عنوان ((وسایل ارتباط جمعی )) آمده است که : (( وسائل ارتباط جمعی ( رادیو - تلویزیون ) بایستی در جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرد و در این زمینه از برخورد سالم اندیشه‌های متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلت‌های تخریبی و ضد اسلامی جدّاً پرهیز کند. ))
برای توجیه مبنای فکری پذیرش چنین تکلیفی برای رسانه‌ها، در ادامه همین قسمت از مقدمه قانون اساسی اینگونه استدلال شده است که :(( پیروی از اصول چنین قانونی که آزادی و کرامت ابنا‌ء بشر را سر لوحه اهداف خود دانسته و راه رشد و تکامل انسان را می‌گشاید، بر عهده همگان است... ))
ذکر (( رادیو - تلویزیون )) در پرانتز و پس از (( وسایل ارتباط جمعی )) را با توجه به مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهایی قانون اساسی در خصوص اصل 175، متن این اصل و اصلاحی که در بازنگری سال 1368صورت گرفت، باید به معنای تاکید بر اهمیت و کارآیی خاص صدا و سیما از نظر نویسندگان قانون اساسی دانست. به بیان دیگر سیاق مقدمه قانون اساسی ذکر خاص بعد از عام است و نه تخصیص و محدود کردن مقصود از وسایل ارتباط جمعی در(( رادیو - تلویزیون )).
به همین جهت در اصول مربوط قانون اساسی رسالت گرا بودن رسانه‌ها، هم از جنبه اثبات و هم از جنبه نفی، برای همه انواع وسایل ارتباط جمعی مطرح گردیده است و نه فقط صدا و سیما.
از نظر اثباتی، بند دوم اصل 3، (( بالا بردن سطح آگاهی‌های عمومی در همه زمینه‌ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه‌های گروهی و وسایل دیگر )) را از جمله وظایفی معرفی می‌کند که ((دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است... همه امکانات خود را )) برای نیل به آن به کار گیرد.
از نظر سلبی هم، به طورروشن تر، قانون اساسی در دو اصل جداگانه (( نشریات و مطبوعات )) و نیز (( صدا و سیما ))را مکلف به رعایت موازین اسلامی کرده و تاکید می‌کند که آزادی رسانه‌ها تا جایی پذیرفته می‌شود که در چارچوب قابل قبول شرعی باشد.
طبق اصل بیست و چهارم (( نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند. )) و بر اساس اصل یکصدو هفتادو پنجم نیز (( در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تامین گردد. ))
در اجرای همین اصول، قوانین رسانه‌ای به تشریح و تفصیل رسالت‌های عقیدتی و اخلاقی نیز همت گمارده‌اند. برای مثال در ماده 2 قانون مطبوعات مصوب سال 1364 برای اولین بار در تاریخ حقوق ایران، فصلی زیر عنوان (( رسالت مطبوعات )) گشوده شد و همه نشریات ملزم شدند حداقل در گسترش یکی از اهداف ارزشی مذکور در آن سهیم بوده و با اهداف دیگر نیز در تضاد نباشند.
بنابر ماده 2 قانون مطبوعات : (( رسالتی که مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی بر عهده دارد, عبارتست از:
الف- روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات و دانش مردم در یک یا چند زمینه مورد اشاره در ماده1.
ب- پیشبرد اهدافی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بیان شده است.
ج- تلاش برای نفی مرز بندی‌های کاذب و تفرقه انگیز و قرار ندادن اقشار مختلف جامعه در مقابل یکدیگر , مانند دسته بندی مردم بر اساس نژاد ,زبان ,رسوم, سنن محلی و...
د- مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری (اسراف ,تبذیر , لغو, تجمل پرستی , اشاعه فحشاء و... ) و ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی و گسترش فضایل اخلاقی.
هـ- حفظ و تحکیم سیاست نه شرقی ونه غربی.
تبصره- هر یک از مطبوعات باید حداقل در تحقق یکی از موارد فوق الذکر سهیم و با موارد دیگر به هیچوجه در تضاد نبوده و در مسیر جمهوری اسلامی باشد))
همچنین ماده9قانون((اساس نامه صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران)) مصوب27/7/ 1362 تاکید می‌کنـد :
((هدف اصلی سازمان به عنوان یک دانشگاه عمومی نشر فرهنگ اسلامی, ایجاد محیط مساعد برای تزکیه و تعلیم انسان و رشد فضائل اخلاقی و شتاب بخشیدن به حرکت تکاملی انقلاب اسلامی در سراسر جهان می‌باشد. این هدف‌ها در چارچوب برنامه‌های ارشادی , آموزشی, خبری وتفریحی تامین می‌گردد. مشروح هدف‌ها وبرنامه‌های سازمان در زمینه‌های گوناگون در قانون خط مشی و اصول برنامه‌های سازمان مصوب، مجلس شورای اسلامی، ذکر شده است. ))
ذیل ماده مذکور اشاره به قانونی با همین نام دارد که در تاریخ17/4/1361 طی 64 ماده بطور مفصل اهداف و معیارهای ارزشی را در برنامه‌های مختلف ذکر کرده است.
بررسی این قانون که نمونه تمام عیار حاکمیت نگاه ارزشی و تعقیب رسالت و آرمانها در قالب مواد قانونی است فرصت فراخ دیگری می‌طلبد ؛ بویژه مقدمه طولانی آن که بر خلاف شیوه رایج به تصویب قانونگذار رسیده است.
در بخشی ازمقدمه این قانون آمده است:((رادیوتلویزیون درنظام جمهوری اسلامی می‌تواند و می‌باید با طرد ارزشهای منحط و پوسیده طاغوتی و طرح ارزشهای متعالی اسلامی در جهت رهانیدن انسان از بندهای شیطانی همت گمارد و به گفته امام به دانشگاهی بزرگ تبدیل شود. در ایفای این نقش حساس مصوبه قانون اساسی چنین رهنمود می‌دهد.
"وسائل ارتباط جمعی (رادیو تلویزیون) باید در جهت روند تکاملی انقلاب اسلامی و در خدمت اشاعه فرهنگ اسلامی قرار گیرد و در این زمینه از برخورد سالم اندیشه‌های متفاوت بهره جوید و از اشاعه و ترویج خصلتهای تخریبی و ضد اسلامی جداً پرهیز کند"
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می‌باید از طریق دادن آگاهیهای مکتبی، سیاسی و اجتماعی و ایجاد احساس مسئولیت در مردم و افشای توطئه‌ها و نقشه‌های دشمنان داخلی و خارجی انقلاب در جهت حفظ و تداوم انقلاب تلاش نماید و زمینه را برای رشد و شکوفائی استعدادها و باروری خلاقیتهای انسان تا مرز خلیفه اللهی آماده نماید. رسالت ارشادی و پیامبر گونه این رسانه عمومی، حضور فعال در کلیه جریانات اجتماعی و ایجاد روحیه امید و اعتماد در جامعه است.
همچنانکه باید واقعیتهای تلخ و خطراتی که امت را تهدید می‌کند پیشگوئی کرده و به موقع هشدار دهد. مردم را بسوی خیر و کمال مطلق دعوت نموده و در تنگناها و مشکلات راهگشای روشنی بخش باشد. بدیهی است که صدا و سیما هرگز نباید خود را مرجع حل مشکلات قلمداد نماید، بلکه تنها با ایفای نقش ارشادی و آگاهی دهنده، زمینه ساز حرکتی شتابگیر و انقلابی در متن جامعه اسلامی باشد. در این راه باید کلیه رویدادها و وقایع را آنگونه که هست به اطلاع مردم برساند و با بهره گیری از خلاقیتهای هنری و اندیشه‌های پر بار به آموزش فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، علمی، فنی و هنری و بالا بردن سطح آگاهی و دانش جامعه بپردازد. همچنین با ارائه اندیشه و فرهنگ اسلامی در سطح جهانی صدور انقلاب را عینیت بخشد.
رسالت دیگر این رسانه پاسخگویی به نیازهای تفریحی جامعه و بارورساختن اوقات فراغت عمومی از طریق اجرای برنامه‌های سالم تفریحی است تا در سایه شادابی تن و روان، سلامت و آرامش فکری جامعه تأمین گردد. ))
بخش سوم - رسانه از نگاه دین
دین به رسانه از دو زاویه می‌نگرد؛ یکی آنکه ابزاری برای انتقال و گسترش پیام آن است و دیگر آنکه به عنوان واقعیتی از زندگی بشر چه بایدها و نبایدهایی را باید رعایت کند. به عبارت دیگر دین با احکام خود برکارکرد و محتوای رسانه‌ها نیز اثر گذار می‌شود.
اول- ابزاری برای انتقال پیام
1-3- دین از جنس پیام است
دین, با هر تعریفی که از آن داشته باشیم, از جنس پیام است. ریشه دین بینش‌ها است و نتیجه آن در گرایش‌ها و عملکردها آشکار می‌شود واز این رو گسترش طلبی خصیصه ذاتی آن است. دین می‌خواهد بگوید که انسانها چگونه بیندیشند و چگونه عمل کنند و این جز با یافتن مخاطب معنی ندارد. ماهیت و حیات فکر, اندیشه و اعتقاد با نشر و گسترش آن رابطه‌ای تنگاتنگ دارد. اندیشه‌ای که به دنبال یافتن مخاطب و گسترش پیام خویش نباشد, یا به « درستی » خویش بی اعتماد است و یا به «تداوم» خود بی علاقه.
به همین دلیل است که مفهوم دین (بطور کلی) با مفهوم پیامبری و تبلیغ گره خورده است. دین اسلام نیز خود را «پیام»‌ی می‌داند که بردلهای آماده مخاطبان مستعد «ارسال» می‌شود و آنان نیز به نوبه خود باید «نبی» و «پیامبر»‌ی برای همه آدمیان باشند و همه را دعوت به شنیدن این پیام, پذیرش و در نهایت بسط بیشتر آن کنند. بنابراین دین به رسانه به عنوان ابزاری برای ادامه حیات و گسترش پیام خویش نگاه می‌کند.
2-3- گسترش پیام دین از طریق رسانه
رسانه مانند بلندگویی است که صدای دین را به دیگران می‌رساند و از این باب است که دین برای آن احترام قائل است. اهتمام همه ادیان بشری و الهی به تشریع آیین‌ها و عبادت‌های جمعی, گفتن و شنیدن پندها و درسهای مورد نظر, ترویج ساخت, توسعه و آبادانی مکانهای مذهبی, تشویق به قرائت «کتاب مقدس» و آموزش آن, نمونه‌هایی از علاقه دین به بهره مندی از توانایی رسانه‌های سنتی است که می‌تواند در رسانه‌های جدید نیز مصداق یابد.
مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری, نه تنها استفاده از رسانه‌های جدید را ممکن, بلکه ضروری می‌داند و معتقد است « وسایل هدایت هر زمانی مخصوص خود آن زمان است»1بنابراین برای ایجاد ارتباط با نسل نو چاره‌ای جز بهره مندی از وسایل و شیوه‌های نو وجود ندارد. با همین تحلیل است که باید گفت « علت اختلاف معجزات پیغمبران این بوده که وسیله هدایت مردم در هر زمانی متفاوت است و... هر پیغمبری معجزه‌ای که به کار می‌برده متناسب بوده با عصر و زمان خودش »
امام خمینی نیز در خصوص حکم فقهی استفاده از رادیو, تلویزیون و دیگر وسایل ارتباط جمعی جدید, چنین نوشته اند:
« این وسایل نو پیدا, هم کارکرد حلال عقلایی و هم کارکرد حرام غیر مشروع دارند. هر کدام از این کارکردها حکم خاص خود را دارد. بنابراین انتفاعاتی نظیر اطلاع رسانی, ارشاد و مانند آن از رادیو و نشان دادن تصویرهای مجاز برای آموزش حرفه‌های حلال یا نمایش کالاهای حلال یا نشان دادن شگفتی‌های آفرینش در خشکی‌ها و دریاها,مانعی ندارد. اما انتفاعاتی نظیر شنیدن غنا و پخش آن یا چیزهای دیگری که مغایر شریعت مطهره است جایز نیست ؛ مثل آنکه احکام صادره از منابع بی صلاحیت که مغایر احکام دین است از آنها پخش شود یا چیزهای دیگری که مخالف دین و موجب فساد عقیده و اخلاق مردم گردد. »
بنابراین استفاده از رسانه به مثابه ابزاری برای انتقال پیام از سوی دین طبیعی است و از این جهت منع اصولی وجود ندارد؛ چرا که رسانه‌ها, در مادی گرایانه‌ترین تفسیر, خود را ابزار بی طرفی برای انتقال هر پیامی می‌دانند که دین هم از جمله آنهاست. البته در مقررات بین المللی موجود که عمدتاً ادعا می‌شود که بر مبنای بی طرفی ذاتی رسانه‌ها تنظیم و تدوین گشته‌اند برای انتقال پیام‌های دینی هم مانند سایر پیام‌ها ضوابط و محدودیت‌هایی پیش بینی شده است.
3-3- محدودیت‌ها در حقوق بین الملل
اعلامیه جهانی حقوق بشر که بنیادی‌ترین سند معتبر بین المللی در زمینه حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی است، در ماده 19 خود تصریح می‌کند که: «هر کس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد ودر کسب اطلاعات و افکار ودر اخذ وانتشار آن، به تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد. »
چنانکه پیدا است اصل آزادی بهره گیری از «تمام وسائل ممکن» برای انتشار عقاید دینی در این ماده بنیان نهاده شده است و البته چنانکه می‌دانیم اجرای این حق « تابع محدودیت‌هایی است که به وسیله قانون... وضع گردیده است. »1برای مثال طبق بند 2 ماده 20 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، «هر گونه دعوت به تنفر ملی یا نژادی یا مذهبی که محرک تبعیض یا مخاصمه یا اعمال زور باشد به موجب قانون ممنوع است. »
توهین به عقایدودین دیگران، برانگیختن تعصبات دینی و مذهبی، استفاده از احساسات و تحریک افراد، ادعاهای غیر قابل اثبات، جمع آوری مال و مواردی مانند اینها از جمله اموری است که در قوانین رسانه‌ای کشورها به عنوان محدودیت‌هایی یاد می‌شود که بایستی در تبلیغات دینی از آن اجتناب شود.
دوم - تاثیر برمحتوا و کارکردها
4-3- تاثیر پذیری رسانه از دین
دین، نه تنها از رسانه برای اشاعه ارزشهای موردتایید خود بهره می‌برد، بلکه بردیگر کارکردهای رسانه و شیوه رفتار آن هم تاثیر می‌گذارد. میزان این تاثیر به قلمرو نفوذ دین و حوزه‌ای بستگی دارد که دین برای مداخله و صدور حکم خود را صالح می‌داند. بنابراین دینی که خود را مسئول تنظیم همه بخشهای زندگی فردی و اجتماعی بشر می‌داند، به خود حق می‌دهد (یا برای خود وظیفه قائل است) که در همه عرصه‌های کار رسانه‌ای دارای قواعد ارشادی یا الزامی باشد.
برای نمونه، همانگونه که می‌دانیم، پر کردن اوقات فراغت، سرگرمی، ایجاد نشاط و ارائه برنامه‌های شاد و تفریحی از اصلی‌ترین وظیفه‌های رسانه‌های همگانی است. این وظیفه در مباحث ویژه علوم ارتباطات و حتی تدوین قوانین رسانه‌ای مورد تایید و تاکید قرار گرفته است. اما میزان و کیفیت ایفای این وظیفه یکسان نیست و از جهان بینی حاکم بر صاحبان و مدیران رسانه‌ها و نیز تولیدکنندگان برنامه‌ها تاثیر می‌پذیرد.
طبیعی است که اگر اینان به چیزی جز اصالت عیش و شادی باور نداشته باشند به گونه‌ای عمل می‌کنند که در صورت اعتقاد به اهداف برتر، حرمت انسان و قواعد اخلاقی عمل نخواهند کرد.
«قانون خط مشی کلی و اصول برنامه‌های سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» که در تاریخ 17 تیر ماه سال 1361 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است، مثال گویایی برای تبیین این تفاوت است. قانون مذکور پس از اشاره به رسالتی که برای رسانه‌ها در مقدمه قانون اساسی در نظر گرفته شده است، نتیجه می‌گیرد که: «صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران می‌باید... زمینه را برای رشد و شکوفایی استعدادها و باروری خلاقیت‌های انسان تا مرز خلیفه اللهی آماده نماید. »
اما همین قانون پس از بیان این اهداف بلند معنوی، تاکید می‌کند که «رسالت دیگر این رسانه پاسخگویی به نیازهای تفریحی جامعه و بارور ساختن اوقات فراغت عمومی از طریق اجرای برنامه‌های سالم و تفریحی است تا در سایه شادابی تن و روان، سلامت و آرامش فکری جامعه تامین گردد. » و به همین منظور اجرای برنامه‌های تفریحی سالم و شادی آفرین را از خط مشی‌های کلی و اصول برنامه‌های این سازمان قلمداد می‌کند.
نا گفته پیداست که دنبال کردن هدف‌های مذکور، موجب آن می‌شود که برنامه‌های طنز و سرگرمی به دو نوع «سالم»و«ناسالم» و یا به تعبیر علمای اخلاق «ممدوح»و «مذموم» تقسیم شود. این تقسیم بندی نتیجه آن بینش دینی است که می‌گوید انسان موجودی است هدفمند، همانگونه که جامعه نیز از نظر قرآن باید به سوی هدف خاصی حرکت نماید و همه چیز، و از جمله طنز، آنگاه مطلوب و شایسته است که در خدمت همین هدف به کار آید.
اگر خوش طبعی و بذله گویی بخواهد صرفاً برای گذران بیهوده عمر پر بها به کار آید و نتیجه‌ای جز غفلت و سبک مغزی، بدگویی، کینه انگیزی، آبروریزی و خواری نداشته باشد همان بهتر که نباشد. چنین لودگی‌هایی نه تنها سبب آرامش خاطر و آمادگی برای رسیدن به کرامت انسانی نیست، که بذر دشمنی‌ها و آغاز سقوط از مقام والای خردمندی است وهمین نوع از مزاح است که در تعدادی از روایات نکوهیده شده وممنوع گردیده است.
بنابراین طنز با رعایت ضوابط و حدود آن هنر است و اگر چنین هنری نداریم، به قول ملامحمدمهدی نراقی بهتر است که یک سر ترک آن گوییم. برای مثال روشن‌ترین معیار، «ارج نهادن به حیثیت انسانی افراد و پرهیز از هتک حرمت آنان طبق ضوابط اسلامی»و «پرهیز از ترویج ارزش‌ها و سرگرمی‌هایی که با معیارهای اسلامی مخالفت دارد. » می‌باشد و از این رو در قانون خط مشی کلی و اصول برنامه‌های سازمان صداوسیما نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
البته ضوابط و حدود مورد نظر، بیش از آنکه قانونی باشند اخلاقی‌اند وپیش از آنکه بر زور و اجبار استوار شوند، بروجدان وانصاف خواهی بنیان نهاده شده اند.
اما بهر حال آنچه گفته شد نمونه‌ای از تاثیر دین بریکی از کارکردهای اصلی رسانه‌هاست. به این ترتیب، تاثیر دین بر کارکردهای دیگر، نظیر اطلاع رسانی، ارشاد و آموزش، بی نیاز از توضیح بیشتر است.
5-3- دین تنها محدودیت نمی‌آفریند
نباید تاثیر آموزه‌های دینی بررسانه را صرفاً محدودیت زایی دانست ؛ این برداشت نادرستی است که عمداً یا از روی اشتباه، برای ترویج آن تلاش می‌کنند. نمی‌توان این واقعیت را انکار کرد که پای بندی به ارزش‌ها و احکام دینی بهر حال ضوابط ومحدودیت‌هایی را برتصمیم گیری‌ها، گفتارها و کردارها تحمیل می‌کند، اما این همه واقعیت نیست. بخش مهم و دیگر آن است که التزام به شمار فراوانی از آموزه‌های اخلاقی و دینی مسئولیت زا و موجب پیدایش تعهداتی است که به تحرک بیشتر رسانه‌ها می‌انجامد. برای مثال پای بندی به آموزه «عدالت طلبی»، «امر به معروف ونهی از منکر»، «دفاع از ستمدیدگان»، «نصیحت و خیر خواهی برای مومنان و ائمه مسلمین» و ده‌ها اصل دینی مانند آن، نه تنها به رسانه‌ها و خبرنگاران متعهد اجازه سکوت و مماشات نمی‌دهد، که جستجو، تبلیغ، فریاد و تشویق جامعه به اقدام را وظیفه حتمی آنان قرار می‌دهد.
خبرنگار یا رسانه‌ای که برترین عبادت را گفتن حق در برابر زورمداران می‌داند یا معتقد است که هر کس ندای ستمدیده‌ای را بشنود و ساکت بماند، دین ندارد، حتماً عملکرد متفاوتی از همکار مشابه خود خواهد داشت که به این اصول باور نداشته و معتقد است به سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند.
آیات و احادیث مربوط به «حرمت کتمان حق» نمونه گویایی در این زمینه است. اگر دین با حکم به وجوب کتمان اسرار شخصی و حریم خصوصی افراد نوعی محدودیت برای کار رسانه دینی ایجاد می‌کند، از سوی دیگر با تحریم کتمان حق فضای بی کرانی را به روی رسانه‌ها می‌گشاید. آیات زیر در این باره مثال زدنی است :
- «آنانکه پیام‌های روشن و هدایت گری را که ما برای مردم ارسال کردیم، پنهان کرده و بازگو نمی‌کنند مورد لعن پروردگار و تمام لعن کنندگان هستند؛ مگر آنکه توبه کرده، آثار این کتمان را اصلاح و حقیقت را برای دیگران تبیین کنند »
- «هرکس از واقعیتی خبر داشته ولی شهادت خویش را کتمان کند، قلبش گنهکار است»و «ستمکارتر از دیگران. »
- «هیچ پیام رسانی نباید خیانت کندواگر چنین کند روز قیامت به کیفر آن خواهدرسید»
- «خدا دوست ندارد که کسی به گفتار زشت صدا بلند کند مگرآنکه ستمی براو رفته باشد. »
- « عدالت را بپا بدارید و برای خدا حق را بگویید؛ حتی اگر به زیان شما یا والدین و نزدیکانتان باشد. »
6-3- تاثیر دین بر محتوا در حقوق ایران
تعامل دین و رسانه در نظام جمهوری اسلامی ایران، هم در قوانین اساسی و عادی و هم در نظریه پردازی‌های رهبران فکری و سیاسی، مورد توجه بوده است. با رسالت رسانه‌ها و نگاهی که وسائل ارتباط جمعی باید به دین داشته باشند، پیش از این آشنا شدیم، اکنون می‌افزاییم که درباره تاثیر دین بر کارکرد رسانه‌ها دو اصل مهم در قانون اساسی وجود دارد.
نخست اصل 24 است که از اخلال به «مبانی اسلام» به عنوان مرز آزادی‌های مطبوعاتی یاد می‌کند و دیگری اصل 175 است که «رعایت موازین اسلامی» را یکی از شرایط و حدود «آزادی بیان و نشر افکار» در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران قرار می‌دهد. البته «حقوق عمومی» و «مصالح کشور» دیگر موضوعی است که به ترتیب در اصول یاد شده به عنوان خط قرمز آزادی بیان ذکر شده است.
از مقایسه متن این دو اصل می‌توان با اندک تسامحی نتیجه گرفت که آنچه از مطبوعات و صداوسیما (وبه طورکلی رسانه‌ها) پخش می‌شود، نباید از نظر محتوا از چهارچوب مبانی اسلام و مصالح عمومی خارج شود. اما پرسش اصلی آن است که مقصود از «مبانی اسلام» چیست و «اخلال» در آن به چه معناست؟
در این باره گفتگوهای نظری فراوان است. اما همانگونه که ذیل اصل 24 قانون اساسی تصریح کرده است، مرجع رسمی و حقوقی در این زمینه قانون عادی است و «تفصیل آن را قانون معین می‌کند. »
ماده 6 قانون مطبوعات (مصوب اسفند 1364) دارای بندهای دوازده گانه‌ای به منظور ارائه این تفصیل است که از میان آنها، بندهای زیر بیشتر مربوط به اخلال در مبانی اسلام است:
«1- نشر مطالب الحادی و مخالف موازین اسلامی...
2- اشاعه فحشا و منکرات و انتشار عکسها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی
3- تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر...
4- اهانت به دین مبین اسلام و مقدسات آن... »
ماده 26 قانون مذکور نیز مقرر کرده است تا «هر کس بوسیله مطبوعات به دین مبین اسلام و مقدسات آن اهانت کند، در صورتی که به ارتداد منجر شود، حکم ارتداد در حق وی صادر و اجرا و اگر به ارتداد نینجامد، طبق نظر حاکم شرع بر اساس قانون تعزیرات با وی رفتار خواهد شد. »
طبیعی است که این اندازه از مقررات برای «تفصیل» آنچه در اصل 24 آمده است، کافی نیست و به همین دلیل شفاف سازی «مبانی اسلام»، «حقوق عمومی» و مصداق‌های «اخلال» به آن، همچنان به عنوان یک ضرورت احساس می‌شد. به دنبال جدی تر شدن این نیاز، شورای عالی انقلاب فرهنگی تلاش کرد تا با ارائه نوعی اصول راهنما این کاستی را جبران کند.
در مقدمه مصوبه مزبور آمده است: «مطبوعات در کشور ما به عنوان یکی از ابزارهای فرهنگی و مدافع و نشر دهنده ارزشهای فرهنگ اسلامی ایرانی محسوب می‌شوند. بی تردید ارتقای سطح آگاهی‌های عمومی با استفاده صحیح از مطبوعات امکان پذیر است. فعالیت آزاد مطبوعات در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران سازنده و جهت دهنده افکار عمومی می‌باشد و اصل آزادی مطبوعات وحدود و قیود آن در اصل 24 قانون اساسی انعکاس یافته است. به همین دلیل تحلیل مفاهیم به کار رفته در این اصل و تبیین دلالت‌های آن به منظور تعیین مبانی سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی در حوزه مطبوعات ضروری است. مطابق اصل 24 قانون اساسی «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام و یا حقوق عمومی باشند» بدین ترتیب در اصل 24 قانون اساسی، اصل بر «آزادی مطبوعات» است و محدودیت‌های آن به عنوان استثناهای این اصل می‌بایست مورد توجه قرار گیرند. بخش مهمی از قانون مطبوعات فعلی نیز به تبیین و ذکر حدود و مصادیق و تدقیق اصل 24 قانون اساسی اختصاص دارد... »
مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، در ادامه می‌افزاید:
«با عنایت به موارد فوق و با تکیه بر قانون مطبوعات، وظایف و مسئولیتهای دستگاه‌های ذیربط و سایر قوانین و مقررات فرهنگی و اصول سیاستهای فرهنگی جمهوری اسلامی در حوزه مطبوعات که مبیّن نوعی توافق رسمی و اتفاق نظر مسئولان و متصدیان امور در تشخیص و تعیین و تدوین مهمترین اصول و اولویت‌های فعالیتهای فرهنگی بوده و راهنما و دستورالعملی برای مدیران فرهنگی می‌باشد شامل عناصر و مؤلفه‌هایی به شرح ذیل می‌باشد:
1- در سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی در حوزه مطبوعات «مبانی اسلام» عبارت است از ضروری دین در اعتقادات و اخلاقیات و احکام و شعایر و مناسک دین.
2- «اخلال در مبانی اسلام» عمل یا بیان و یا اثری است که در اعتقاد یا التزام عملی جامعه به ضروریات اسلام ایجاد رخنه و تزلزل بنماید و یا موجب هتک حرمت اسلام و ضروریات دینی و شعایر و مقدسات آن شود. «اخلال در حقوق عمومی» نیز تعرق و زیر پا نهادن حقوق مردم (انفرادی یا گروهی) و شخصیتها و حکومت و تجاوز به حریم این حقوق است.
3- حقوق عمومی مورد نظر در سیاست فرهنگی رسانه و مطبوعات عبارت است از:
همه حقوق الزامی پذیرفته شده در اسلام و قانون اساسی برای فرد و جامعه و حکومت در روابط گوناگون فردی و اجتماعی که شامل حقوق خصوصی حاکم میان افراد و شخصیتها و نیز حقوق عمومی در قلمرو روابط میان مردم و حکومت می‌شود. کلیت نظام اسلامی و آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و نظم اجتماعی و امنیت و شئون اخلاقی و حیثیت اشخاص حقیقی و حقوقی نیز از مصادیق بارز حقوق عمومی به شمار می‌آید.
4- در سیاست فرهنگی مطبوعات، نقد علمی و بحث منطقی و طرح پرسش در مسایل دینی و نقد و بررسی عملکرد حکومت در صورتی که موجب تضعیف باورهای دینی و خلل در عمل به احکام اسلام و تعرض به حقوق عمومی نباشد از عنوان اخلال خارج است. اخلال عنوان قصدی نیست. در صورت اثبات عدم تحقق عنصر معنوی جرم یعنی قصد، این امر در تخفیف یا عفو موثر خواهد بود.
5- موارد ذیل نیز از عنوان اخلال خارج است:
1-5- اطلاع رسانی صحیح، به هنگام و صادقانه در جهت انعکاس نظرات و انتقادهای سازنده و پیشنهادها و توضیحات مردم و مسئولین و طرح اشکالات و بیان نارسایی‌ها به قصد ریشه یابی وشناخت دقیق تر مسایل و دستیابی به راه حل‌های مناسب و سازنده برای پیشرفت کشور با رعایت موازین اسلامی و مصالح جامعه و قانون اساسی.
2-5- نقل افکار و گفتار و مواضع فکری و عملی مخالفان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران به منظور نقد و بررسی محققانه و عالمانه آرا و رّد اندیشه‌های آنان به نحوی که موجب تضعیف نظام نشود.
3-5- ترویج فرهنگ نقد و انتقاد سازنده با پرهیز از توهین و تحقیر و تخریب اشخاص.
4-5- نقد و نفی آداب و سنن غلط انحرافی.
5-5- درج مقالات و مطالب علمی و تحقیقی و استدلالی و امثال آن در زمینه افکار و مکاتب الحادی در نشریات تخصصی که فاقد موضع گیری تبلیغی و ترویجی باشد.
6-5- درج مطلب و تصویر در زمینه‌های اخلاقی و هنری و ورزشی و علمی و تخصصی به دور از تحریک و ابتذال و به منظور ایجاد شناخت بیشتر و توسعه بینش مکاتب به گونه‌ای که بافت طبیعی مطلب مغایر با عفت عمومی نباشد.
7-5- انتشار و درج تصاویر و مطالب طنز و طرحها و کاریکاتورهایی که حاوی توهین و افتراء و هتک افراد حقیقی نبوده و به قصد انتقاد سازنده و اصلاح امور صورت گیرد. »
بخش چهارم: پیوند دین با حقوق و اخلاق
1-4- تفاوتها
آنچه در بخشهای پیشین درباره تاثیر دین بر رسانه گفته شد، ممکن است به شکل‌های گوناگون بروز کند. لزوم رعایت آموزه‌ها و خواست‌های دین، خصوصاً در کشور ما که نظام سیاسی بر پایه دین استوار است، گاهی به صورت قواعد حقوقی و گاهی نیز به صورت الزامهای اخلاقی، وجدانی و عرفی پدیدار می‌شود. قواعد حقوقی بایدها و نبایدهایی هستند که برای تنظیم روابط اجتماعی شهروندان وضع گردیده و تخلف از آنها موجب کیفر و مجازات دنیوی می‌گردد. اما قواعد اخلاقی علاوه بر روابط اجتماعی، حتی امور شخصی و درونی را نیز در بر می‌گیرند. همچنین قواعد اخلاقی ضمانت اجرای دنیوی ندارند.
2-4- دین در قالب حقوق
برخی از «احکام» دینی به دلیل اهمیت و ارتباط با احساسات و نظم عمومی به صورت قواعد و مقررات حقوقی تبیین و شفاف می‌شوند. این امر اخصاصی به ایران و دیگر کشورهای اسلامی ندارد و به همین دلیل مثلاً «اهانت به مقدسات» در همه کشورها از جرایم رسانه‌ای شمرده می‌شود؛ حتی در کشورهای مدافع نظریه جدایی دین از سیاست.
آنچه ویژه نظام حقوقی ما و دیگر نظام‌های حقوق مذهبی است، رابطه احکام دینی و مذهبی (به طور کلی) با حقوق است.
در حالی که گروهی بر این باورند که «در ادیان آسمانی، حقوق با مذهب یکی است1»، گروهی دیگر ضمن اعتقاد به جدایی این دو مقوله، تنها به این گفتار بسنده می‌کنند که «مذهب یکی از مهمترین منابع حقوق است. »
با وجود این باید دانست که نزاع نظری و علمی فوق در کشور ما چندان نتیجه عملی در بر ندارد زیرا: اولاً، بنابر اصل چهارم قانون اساسی «کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. »
ثانیاً، در جایی که قانون ناقص یا مجمل است، دادگاه می‌تواند به طور مستقیم به قواعد مذهبی استناد کند. اصل 167 قانون اساسی در این زمینه چنین می‌گوید: «قاضی موظف است کوشش کند حکم هر دعوی را در قوانین مدونه بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر نماید. »
ماده 214 قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب (در امور کیفری) مصوب 28/6/1378 نیز مقرر کرده است که: «رای دادگاه باید مستدل و موجّه بوده و مستند به مواد قانون و اصولی باشد که بر اساس آن صادر شده است. دادگاه مکلف است حکم هر قضیه را در قوانین مدوّن بیابد و اگر قانونی در خصوص مورد نباشد با استناد به منابع فقهی معتبر یا فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر نمایدو دادگاه‌ها نمی‌توانند به بهانه سکوت یا نقص یا اجمال یا تعارض یا ابهام قوانین از رسیدگی به شکایات و دعاوی و صدور حکم امتناع ورزند. »
بنابراین، هم تمام قوانین کشور باید بر اساس موازین دینی و احکام مذهبی تدوین شود و هم در مواردی که قانونی وجود نداشته و یا قانون موجود، مجمل و ناقص است باید مستقیماً به دستورها و قواعد دینی و مذهبی مراجعه و استناد کرد. به این ترتیب دین و مذهب نقشی بنیادین و همه جانبه در ترسیم شاخه‌های مختلف نظام حقوقی ما، و از جمله حقوق رسانه‌ها، ایفا می‌کند و آشنایی با آنها از ضروریات حتمی زندگی عادی و حرفه‌ای همگان است.
3-4- دین در قالب اخلاق حرفه ای
به تفاوت قواعد حقوقی با دستورهای اخلاقی اشاره شد. با این حال باید در نظر داشت که در مورد پیوند یا گسستگی بین «حقوق» و «اخلاق» از گذشته‌های دور گفت وگوهای فراوانی بوده است. از دیدگاه تفکر دینی، این دو مقوله ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند و نمی‌توان آنها را جدای از هم دانست اینها، دو بال توانمند برای پرواز جامعه به سوی نیکی‌ها و کمال و هر کدام مکمل دیگری هستند.
این پیوند آنچنان مستحکم است که گروهی از نویسندگان، آنها را یکی دیده و گفته اند: «در نظام‌های حقوقی مذهبی، مانند حقوق اسلام، هیچگونه جدایی میان حقوق و اخلاق یافت نمی‌شود. و هر هنجار حقوقی ضمناً یک هنجار اخلاقی است. در واقع، حقوق و اخلاق در بینش حقوقی این نظام، همانند دو رگی است که یک خون در آن جریان دارد. »و به عبارت دیگر «اخلاق کلاً در فقه اسلامی وارد شده است. »
گروه دیگری از نویسندگان نیز به رغم اعتراف به اینکه «در حقوق کنونی، ریشه بسیاری از مقررات اخلاق است. » 1معتقدند «با وجود این، حقوق و اخلاق از پاره‌ای جهات با هم تفاوت دارند و همین تفاوتهاست که لزوم وضع قوانین را در کنار قواعد اخلاقی مدلل می‌دارد. » تقسیم بندی دلنشین و لطیف فقه، به فقه اکبر و فقه اصغر از سوی کسانی چون امام محمد غزالی و صدرالمتالهین شیرازی نیز تعبیر دیگری از این تفاوت است.
بهرحال با چشم پوشی از این مباحث نظری و طولانی، کار رسانه‌ای به عنوان حرفه‌ای که‌ بدون هیچ تردید و خواه ناخواه با اجتماع و حقوق شهروندان ارتباط دارد، نیازمند ترسیم حدود و قواعدی است که مراعات آنها از سویی موجب تضمین حقوق جامعه و از سوی دیگر موجب فراغت خیال و آزادی عمل اهل آن حرفه در مرزهای تعیین شده گردد؛ ضرورتی که هیچ یک از حرفه‌ها و مشاغل اجتماعی از آن بی نیاز نیست.
همه عوامل انسانی مؤثر در اداره و کارکرد رسانه‌ها برای ایفای نقش حساس و مهم خود به ناچار باید از قواعد و ضوابط روشن و مدونی برخوردار باشند. تا دغدغه پایمال سازی ناخواسته حقوق و حیثیت دیگران و نیز هراس از تعرض بی دلیل و غیر قابل پیش بینی دیگر نهادهای سیاسی و اجتماعی را از او دور کند.
قانون تامین کننده بخشی از این نیاز است اما بسنده کردن به آن پندار خامی است که زمانی طولانی از آشکار شدن بد فرجامی و نادرستی آن گذشته است. با این که قانون و رعایت آن شرط حتمی دوام زندگی اجتماعی بشر است، همه می‌دانند که این داروی گرانبها نمی‌تواند به تنهایی شفابخش دردهای جوامع انسانی باشد. روابط انسانی چندان پیچیده و ناشناخته است که جای دادن همه آنها در قالب قواعد حقوقی بسی دشوار و بلکه ناممکن است. افزون بر این، طبیعت فزونی خواه فرزندان آدم کمتر به اسارت و پیروی از قوای حاکم بیرونی، که ضامن اجرای قانون هستند، تن داده و خواهد داد. نیروی بازدارنده خارجی آنگاه در دستیابی به هدف خود کامیاب است که مهار درونی هم برخواسته‌های بی انتهای آدمی خورده باشد.
به بیان قرآن، این کتاب فرخنده آسمانی، «تعلیم کتاب و حکمت» به تنهایی برای تحقق خواست فرستادگان و پیامبران الهی، یعنی اقامه قسط و عدالت اجتماعی و برپایی مدینه فاضله وآرمانی، کفایت نمی‌کند. آری، به «تزکیه» وپرورش استعدادهای درونی و تقویت انگیزه‌های معنوی ابنای بشر نیز در کنار آن و بلکه مقدم بر آن نیازمندیم. راز پیوند جاودانه «حقوق» و «اخلاق» نیز در همین نکته نهفته است، همانگونه که تفاوت خبرنگاری اخلاقی با سایرین هم از همین نقطه سرچشمه می‌گیرد. مثلاً اگر در دنیای کنونی، خبرنگار زبر دست و حرفه‌ای‌تر شناخته می‌شود که بیش از دیگران به آنچه در گفت و گوهای غیر رسمی و پنهانی رد و بدل می‌شود دست یابد و آنها را منتشر کند، اگر ایجاد هیجان از شگرد‌های این فن به شمار می‌رود، اگر افشاگری و بزرگ نمایی از مقتضیات این شغل محسوب می‌شود، ولی با این همه ندایی از درون، روزنامه نگار اخلاقی را به تأمل و درنگ تفکر آمیز برای داوری در زمینه درستی این واقعیتها دعوت می‌کند.
از همین جاست که ضرورت تدوین «نظام نامه اخلاقی» در کنار تصویب «قانون»، برای رسانه‌ها به نیکی روشن و آشکار می‌شود.
4-4- قواعد اخلاق حرفه‌ای در جهان
در این زمینه علاوه بر گامهای مثبتی که در کشورهای مختلف برداشته شده است، پیمانهای متعددی نیز در سطح منطقه‌ای تدوین گشته است. در سطح بین المللی نیز قطعنامه‌ای از سوی شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل تحت عنوان «پیش نویس قواعد اخلاق حرفه‌ای بین المللی» به تصویب رسیده که متن آن به شرح زیر است:
«مقدمه: آزادی اطلاعات و مطبوعات از حقوق اساسی انسان است، و معیاری برای همه آزادیهای مندرج در منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌باشد؛ و برای ترویج و حفظ صلح ضروری است.
این آزادی هنگامی بهتر تضمین می‌گردد که خدمه مطبوعات و سایر رسانه‌های جمعی به طور مستمر و داوطلبانه سعی کنند که بیشترین حس مسئولیت را داشته باشند، عمیقاً به تعهدات اخلاقی ناشی از لزوم راستگویی و جستجوی حقیقت در گزارشات خود و در توجیه و تفسیر حقایق پایبند باشند.
به همین جهت این قواعد اخلاق حرفه‌ای بین المللی، به عنوان معیار رفتار حرفه‌ای برای همه افراد دست اندرکار جمع آوری، ارسال، پخش و تفسیر اخبار و اطلاعات و تشریح وقایع معاصر توسط کلمات، مطالب شفاهی و کلیه طرق بیان، اعلام می‌گردد.
ماده یک: خدمه مطبوعات و همه رسانه‌های دیگر اطلاع رسانی بایستی هرکاری در توان آنهاست انجام بدهند جهت حصول اطمینان از اینکه اطلاعات واصله توسط عموم، واقعاً صحیح باشد. آنها بایستی همه اقلام اطلاعات را با حداکثر توان خود بازبینی نمایند. هیچ حقیقتی عمداً تحریف نشده و هیچگونه حقایق ضروری عمداً مخفی نگاه داشته نخواهد شد.
ماده دو: استاندارد بالایی از رفتار حرفه‌ای مستلزم اعتقاد قوی به حصول منافع عمومی است. پی جویی امتیازات شخصی و تشویق منافع خصوصی مغایر رفاه عامه، به هر دلیلی، ناقض رفتار حرفه است.
افترا، اهانت، بدنام کردن عمدی و اتهامات بی اساس تخلفات جدی حرفه‌ای هستند، همچنین سرقت ادبی.
حسن نیت نسبت به عموم، اساس روزنامه نگاری صحیح است. هرگونه اطلاعات منتشره که به طور مضری نادرست باشد بایستی فوراً و بلافاصله تکذیب شود. شایعات و اخبار تأیید نشده بایستی مشخص گردد و رفتاری مناسب با همین حالت با آنها شود.
ماده سه: فقط آن دسته از تکالیف که مطابق با کرامت و حیثیت حرفه روزنامه نگاری باشد بایستی بر عهده خدمه مطبوعات و سایر رسانه‌های اطلاع رسانی و نیز کسانی که در فعالیتهای اقتصادی و تجاری موسسات اطلاع رسانی شرکت دارند، گذاشته شده و از آنها پذیرفته شود.
کسانی که اطلاعات یا تفاسیری را به عموم عرضه می‌کنند بایستی مسئولیت کامل برای آنچه منتشر کرده‌اند بر عهده بگیرند مگر اینگونه مسئولیتها به طور آشکار در همان زمان انتشار رد شده باشد.
سابقه افراد باید محترم شمرده شود و اطلاعات و تفاسیر مربوط به زندگی‌های خصوصی که احتمال دارد به سابقه آنها لطمه بزند، نباید منتشر شود مگر به نفع عامه باشد و این امر را باید از کنجکاوی عامه تفکیک کرد. چنانچه اتهاماتی بر علیه سابقه یا ماهیت اخلاقی افراد مطرح شود، فرصتی برای پاسخگویی باید داده شود.
شرط احتیاط و دقت بایستی در مورد همه منابع رعایت شود. محرمانه بودن مطالبی که به طور محرمانه ابراز شده است بایستی رعایت شود و این امتیاز همواره باید مستند به حدود قانونی باشد.
ماده چهار: وظیفه کسانی که وقایع مربوط به کشور خارجی را شرح می‌دهند یا تفسیر می‌کنند این است که دانش لازمه را در باره آن کشور به نحوی که گزارش دهی و تفسیر به صورت دقیق ومنصفانه امکان پذیر باشد کسب کنند.
ماده پنج: قواعد حاضر متکی به این اصل است که مسئولیت تضمین رعایت واقعی اخلاق حرفه‌ای بر عهده کسانی است که دست اندرکار حرفه روزنامه نگاری هستند، نه دولت. هیچ یک از مفاد این قواعد به نحوی تفسیر نخواهد شد که باعث توجیه دخالت دولت به هر نحوی برای رعایت تعهدات اخلاقی مندرج در آن شود. »
5-4- قواعد اخلاق حرفه‌ای در ایران
جای تأسف است به رغم گام اولیه‌ای که برداشته شد، در کشور ما هنوز هم «نظام نامه اخلاق حرفه ای» برای مطبوعات و دیگر رسانه‌های ارتباط جمعی تدوین نشده است. این در حالی است که به دلایل گوناگون کشور ما می‌تواند، و باید، در این زمینه پیشگام باشد. رسانه‌ها با عملکردهای مختلف خود به افکار و اعمال عمومی جهت می‌دهند و در حقیقت راهنما و راهبر جامعه به شمار می‌روند. همین نقش است که توجه به اخلاق، قانون و دین را در عملکرد آنان ضروری می‌سازد و منبعی مناسب تر از معارف اسلامی برای چنین نگاهی وجود ندارد علاوه بر آیات و روایات متعدد، در نوشته‌های فقهی وخصوصاً مباحثی که علمای اخلاق ارائه داده اند، معارف و مطالب بلند و فاخری وجود دارد که می‌تواند مستند تدوین یک نظام نامه اخلاقی پویا و کارآمد قرار گیرد. دانشمندان علوم اسلامی نیز در این باره نظریه پردازیهایی دارند که راهگشاست.
برای نمونه امام خمینی (ره) به عنوان معمار نظام جمهوری اسلامی بارها بر نقش آموزشی رسانه‌ها و رسالت آنان تاکید کرده اند. به عقیده ایشان «رسانه‌های گروهی به ویژه صدا و سیما، این مراکز آموزش و پرورش عمومی، می‌توانند خدمتهای گرانمایه‌ای را به فرهنگ اسلام و ایران نمایند»1. رسانه باید «روشنگری... داشته باشد و مردم را هدایت کند. » برای مثال «صداوسیما یک دانشگاه عمومی است یعنی دانشگاهی است که در سطح کشور گسترده است و باید به اندازه‌ای که می‌شود از آن استفاده کرد. »از نظر امام «رادیو و تلویزیون یک دستگاه آموزشی است. »؛ همانگونه که «مطبوعات باید یک مدرسه سیار باشند تا مردم را از مسائل بخصوص مسائل روز آگاه نمایند و بصورتی شایسته از انحرافات جلوگیری کنند... به طور کلی مطبوعات باید یک بنگاه هدایت باشند. »، «نقش مطبوعات در کشورها منعکس کردن آرمانهای ملت است. مطبوعات باید مثل معلمینی باشند که مملکت را و جوان را تربیت می‌کنند. »
بنابراین از دیدگاه امام رسانه‌ها نه تنها نقش معلم را ایفا می‌کنند، بلکه باید «مربی» باشند و «تقوا را در جامعه منتشر کنند»، «تمام رسانه‌ها مربی یک کشور هستند» و هریک باید تلاش کنند تا نتیجه کار آنها مخاطبان را «ببرد طرف صراط مستقیم. »
ناگفته پیداست که در نظر گرفتن چنین نقشی برای رسانه‌ها، مسئولیت اجتماعی و الهی آنان را تا چه اندازه سنگین می‌کند. از این دیدگاه رسانه‌ها نه تنها باید از انتشار آنچه برای جامعه زیان آور است اجتناب کنند، بلکه باید از نشر و پخش آنچه مفید نیست هم خودداری کنند. «مطبوعات باید این توجه را داشته باشند که چیزهایی که برای ملت مفید نیست در روزنامه‌ها ننویسند، کاغذ صرف این نکنند، وقت صرف این نکنند. باید رادیو تلویزیون توجه به این معنا داشته باشد. »
حضرت امام به اصحاب رسانه‌ها هشدار می‌دادند که «در نوشته‌هایتان به خدا توجه داشته باشید. بدانید که این قلم که در دست شماست در محضر خداست و اگر هر کلمه‌ای نوشته شود، بعد سوال می‌شود که چرا این کلمه نوشته شده است. اگر به جای این کلمه بشود یک کلمه خوب تر نوشت، از شما سوال می‌کنند چرا این کلمه زشت را نوشته اید. »1«قبل از اینکه تیترها را بخواهید درشت بنویسید با خودتان خلوت کنید و ببینید که برای چه اینکار را می‌کنید؟ مقصد شما چه است. »

 



سینما و دین

با گذار از سیستم سنتی تبلیغ به سیستم نور، باید اندیشه‌های دینی با رویکردی جدید به مخاطبان عرضه شود تا باعث بهتر نهادینه شدن آرمان‌های الهی و تعالیم اهل بیت(ع) در افکار آنها شود. امروزه نسل جوان بیش از آشنایی با ابزارها و شیوه‌های کهن تبلیغ، با شیوه‌های جدید برقراری ارتباط آشناست. از این رو باید با شناسایی علایق جوانان، غیرمستقیم و از طریق همین دانش ارتباطات و ظرفیت‌های هنر و رسانه، آنها را مجذوب دین کرد.
مباحثی چون جایگاه دین در رسانه‌های تصویری، درام در آموزه‌های دینی و دست‌یابی به ایده‌های دینی، بازنمایی دراماتیک سوژه‌های دینی، فیلم دینی در جهان و ایران، دین‌مداری یا دین‌گریزی در سینما، فیلم دینی از منظر نظریه‌پردازان غرب، پیشینه فیلم دینی در جهان و ایران، آسیب‌های ارائه مفاهیم دینی در قالب فیلم، رمز و نشانه در فیلم، موقعیت‌ها و زیرساخت‌های نمایشی و زیباشناختی در فیلم دینی و... می‌پردازد.
الهیات حرف‌زدن درباره خداست و فیلم می‌تواند رسانه مهمی برای شکل‌دادن و نقد کردن الهیات و آموزه‌های دینی باشد. البته مقصود از آموزه‌های دینی تنها عمل به احکام و چند شعار مذهبی نیست، بلکه رفتار درست و اخلاق انسانی است که اگر به‌صورت صحیح از طریق صداوسیما و سینما نشان داده شود، فرهنگ دینی را جامعه نهادینه می‌کند.
دین همواره راهنما و منبع الهام هنر است؛ حتی هنر مدرن و پست‌مدرن به‌نحوری به جهان‌بینی و دین و تفکر حاکم بر جهان مدرن اشاره می‌کند. هنر بهترین ابزار برای ارائه حقایق و معارف دینی است. نسبت دین و هنر مانند نسبت دین و زندگی است؛ دین، همان‌طور که برای زندگی ارزش قائل است، برای هنر نیز ارزش قائل است.
هنر هفتم واسطه‌ای برای کمال انسان است، و چون نردبانی مخاطب را قدم‌به‌قدم از این نردبان به آسمان حقیقت صعود می‌دهد و روح تشنه او را بر بال تصویر به پرواز درمی‌آورد.

سیاست‌های تبلیغی ادیان خاور دور ( ژاپن وچین)

- دین در ژاپن (شینتویی، بودایی و مسیحیت)
-ژاپنی‌ها دین را سنت ملی یا رسومات و میراث سنتی دانسته و به معنای معنوی دین توجهی ندارند.
- دین داری در چین: مکاتب فلسفی – اخلاقی یا فلسفی- عرفانی باستانی چینی نظیر تائوئیزم یا مکتب کنفوسیوس
- نبود سه ویژگی همچون رهبری واحد، مراسم منسجم و عدم شهرت خدای خاص
- در چین مرز مشخصی بین ادیان، به ویژه بودیسم، تائویسم و اعمال مذهبی محلی وجود ندارد.
بنابراین تبلیغ دینی با قالب و تعریفی که در ادیان مشهور نظیر اسلام و مسیحیت وجود دارد در رسانه‌ها و یا موسسات تبلیغی و ترویجی چین و ژاپن چندان مشهود نیست.
-- ایکی یوسان - انیمشن ۲۹۶ قسمتی: تبلیغ و موشکافی نظام بودایی «ذن» آنچه در سیمای ایران بسیاری از مناسک بودائی، آداب ادعیه خوانی و توسل به ارواح و مردگان از این مجموعه حذف شده بود.
-- انیمیشن مولان در دو قسمت ۹۰ دقیقه‌: مولان قبل از عزیمت به زیارت اموات خانواده که مقبره آنها طبق رسوم چینی در کنار خانه است میرود واز ارواح گذشتگان مدد می‌جوید. و روح بزرگ خاندان، محافظی برای او می‌فرستند.
احترام به خانواده، باور به تاثیر ارواح گذشتگان، احترام به اموات وزیارت ایشان، باور به دوگانگی نیروهای تاثیرگذار در طبیعت (یین ویانگ ) از جمله المان‌های تبلیغی فرهنگ وسنت مذهبی چینی و کنفوسیوس است.

هسته مرکزی تعالیم بودا دانستن «چهار حقیقت برجسته» است: ۱. در جهان، درد و رنج وجود دارد؛ ۲. ریشه همه رنج‌ها، تمایلات و خواسته‌های نفسانی و دلبستگی انسان به زندگی است؛ ۳. این تمایلات و خواسته‌های نفسانی را می‌توان از میان برد؛ ۴. با ریشه‌کن کردن این تمایلات، می‌توان به بیچارگی و رنج پایان بخشید.
راه‌رهایی برای رسیدن رسیدن به «روشن شدگی» از این مشکلات که به «راه‌های هشت‌گانه» شهرت دارد. این راه‌ها عبارتند از: فهم درست، بینش درست، سخن درست، رفتار درست، معاش درست، کوشش درست، تأمل درست، تمرکز درست. انسان با اجرای این اصول، به نیروانه دست یافته، از چرخه تولد دیگر بار رهایی می‌یابد.
از میان کشورهای خاور دور، دو کشور ژاپن وچین به لحاظ تاریخی بیش از سایر کشورهای آن منطقه در موضوع دین صاحب سبک هستند به گونه‌ای که در اغلب کتب دین شناسانه و یا تاریخ ادیان به مکاتب رایج در این دوکشور به صورت اختصاصی پرداخته اند. دین‏های رایج در ژاپن در درجه اول دین ملی آن کشور یعنی‏ «شینتویی» و بعد دین بودایی و در درجه سوم دین مسیحیت‏ است. دین بودایی از طریق چین و کره به ژاپن راه یافته و در آن‏ کشور گسترش یافته است. شاید بتوان گفت، ژاپنی‌ها دین را سنت ملی یا رسومات و میراث سنتی دانسته و به معنای معنوی دین توجهی ندارند.
در کشور چین هم وضع تقریبا به همین گونه است، به غیر از برخی از ادیان غیر چینی نظیر بودا واسلام ومسیحیت که در کشور چین طرفدارانی دارد، دین به معنای مشهور آن مصداقی ندارد. به این معنا که یک دین بزرگ همانند بودا یا اسلام با سابقه چینی نمی‌توان یافت بلکه در عوض می‌توان دین داری در چین را در دوقالب پیگیری نمود. قالب اول مکاتب فلسفی – اخلاقی یا فلسفی- عرفانی باستانی چینی نظیر تائوئیزم یا مکتب کنفوسیوس که از حدود 2 تا 3 هزار سال قبل در این کشور پهناور طرفدارانی داشته اند. این دو مکتب فکری، به عنوان دین ( در معنای مشهور آن ) شناخته نمی‌شوند زیرا برخلاف ادیان مشهور دنیا، از خدای مشخصی در آنها نام برده نشده است و رهبری واحد همانند پاپ یا دالایی لاما ندارند و مراسم واحد و متمرکز همانند حج در بین هوادارن این مکاتب مرسوم نیست و شاید به همین جهت باشد که در کتب شناخت ادیان، دین خاصی در منطقه چین نام برده نمی‌شود (همانگونه که در آفریقا چنین است) اما این سخنان به معنی نبود پرستش و یا سنت‌های مذهبی در این کشور نیست. مردم چین به شکل سنتی در میان خود سنت‌های بومی مذهبی داشته و دارند که بسیاری از مشخصات سنت‌های ادیان دیگر را دارد، معبد، مراسم، اذکار مذهبی، آداب و رسوم خاص، فلسفه وجهان بینی خاص و.... لکن به دلیل نبود سه ویژگی یاد شده ( رهبری واحد، مراسم منسجم و عدم شهرت خدای خاص ) شهرتی به دست نیاورده اند.
نکته دیگر آن که عقاید ومراسم مذهبی ادیان بومی چین، در طول هزاران سال جزو فرهنگ عامیانه مردم این سرزمین بزرگ قرار گرفته است و آن چنان با آداب ورسوم عامیانه اهل چین عجین شده است که نام گذاری آن به عنوان دین به گونه‌ای که متمایز از فرهنگ و سنت چینی باشد کار سختی است. به همین دلیل، معرفی روش‌های تبلیغی که در آن امور دینی خاصی تبلیغ شود بدون اینکه بتوان از آن تحت عنوان فرهنگ بومی چین یاد نمود کار بسیار سختی است. شاید بتوان گفت، در چین مرز مشخصی بین ادیان، به ویژه بودیسم، تائویسم و اعمال مذهبی محلی وجود ندارد. برخی از روشهای تبلیغی که در آن فرهنگ چین باستان تبلیغ می‌شود و امید می‌رود با توضیحات بالا، خواننده محترم آنها را خارج از موضوع و عنوان این درس (روش‌های تبلیغی ادیان ) محسوب نکند.
نامتعین بودن آمار ادیان عامیانه چینی دلایل مختلفی دارد که مهم‌ترین آن عدم تمایز ادیان مذکور از آداب ورسوم محلی مردم آن سامان است به گونه‌ای که نامگذاری برخی از سنت‌ها آن به عنوان یک دین ویا یک رفتار دینی برای محققان مشکل بوده ولذا در شمارش طرفداران آن سنت تحت عنوان هواداران یک دین دچار اختلاف شده و نتیجتا دلیل آمار متفاوتی در این خصوص ارائه شده است.
از جمله سنت‌های مذهبی چینی می‌توان به احترام به نیروهای طبیعت، خدایان اقوام، اجداد و اساطیر چینی اشاره داشت. بر اساس تعالیم ادیان چین باستان، هر خانه و خاندان، ضریحی به یادگار نیاکان و رفته گان می‌ساختند و بر فراز آن تابلوهای چوبی با نقش و نگار و نام گذشتگان نصب می‌کردند و حتی مراسم عقد و ازدواج نیز در این مکان‌ها انجام می‌گرفت.
بنابراین تبلیغ دینی با قالب و تعریفی که در ادیان مشهور نظیر اسلام و مسیحیت وجود دارد در رسانه‌ها و یا موسسات تبلیغی و ترویجی چین و ژاپن چندان مشهود نیست اما تبلیغ و تبیین آداب ورسوم و باورهای ملی و معرفی فرهنگ سنتی بسیار پررنگ توسط رسانه‌های این دو کشور تعقیب می‌شود و باتوجه به نزدیکی مفهوم دین با سنت‌های ملی و باستانی می‌توان این گونه فعالیت‌ها را به عنوان تبلیغات دینی در این متن مورد اشاره قرار داد.
برخی از تبلیغات رسانه‌ای که از سوی هوادران سنت‌های باستانی ملی این دوکشور در عرصه رسانه‌های صوتی تصویری انجام می‌شود عبارتند از :
* ایکی یوسان مجموعه انیمشن ۲۹۶ قسمتی، از محصولات Toei Animation است که از اکتبر ۱۹۷۵ تا ژوئن ۱۹۸۲ از کانال TV Asahi پخش شد. داستان این مجموعه الهام‌گرفته از زندگی راهب بودایی به همین نام است. وی پسر یکی از امپراتوران ژاپن بوده است که با به قدرت رسیدن شوگون‌ها حکومت را از دست می‌دهد، مادرش مجبور شده به همسری یک شوگون درآید و برای همین او را به معبد فرستاده است. این کودک مراتب رشد و ترقی در معبد را، خیلی زود طی می‌کند و با نشان دادن خلاقیت در کارها شخصیت ویژه‌ای از خود نشان میدهد به گونه‌ای که اغلب مشکلات محلی و حکومتی جامعه به او ارجاع می‌شود. ‌ای ایکیوسان هر زمان که تصمیم به تمرکز می‌گیرد دو انگشتش را روی سرش می‌چرخاند و بعد شروع به فکر کردن می‌کند. دقیقا همان شمایلی که مجسمه متفکر بودا در تمامی معابد بودایی‌ها دارد.
این مجموعه انیمیشنی، در هر قسمت داستانی جدید دارد، اما یک کلیت در همه آنها وجود دارد و آن تبلیغ و موشکافی نظام بودایی «ذن» است.
حضور نمادهایی چون دیر بودایی که در آن مجسمه‌های بودا در موقعیت‌های مختلف دیده می‌شود، وجود محل اجداد بزرگان در معبد، در مجاورت رودخانه و به دور از شهر بودن معبد، لباس یکدست سفید اعضای دیر و سر تراشیده آنها در دیر آنگوگوچی، حضور استاد بزرگ و تعالیم و تنبیه‌های او. اعتراف شاگردها نزد رودخانه، همه و همه روایتگر بودن ایکیو برای نشان دادن تعالیم بودا، شاخه ذن را نشان می‌دهد. البته، در نسخه فارسی که در سیمای ایران نمایش داده شد، بسیاری از مناسک بودائی، آداب ادعیه خوانی و توسل به ارواح و مردگان از این مجموعه حذف شده بود. بیتوته کردن در معبد، رعایت نظافت محل زندگی و پیروی از مناسکی است که روبروی مجسمه بودا با ایجاد تمرکز از دیگر المان‌هایی است که تبلیغ بودیسم در این مجموعه را رقم می‌زند.
در این مدرسه از آموزش‌های مرسوم و کلاس درس و نظایر آن خبری نیست. و جز انجام کارهای معمول معبد فعالیت دیگری مشاهده نمی‌شود. نکته داستان همین است که، اصلا چیزی برای تدریس وجود ندارد چرا که همه بودائی‌اند و در حال سلوک، و همانگونه که مشهور است راه وصول به اشراق بودایی همه در ضمیر انسانی متمرکز است نه در کتاب و درس‌های مرسوم در مدارس.
* انیمیشن مولان در دو قسمت ۹۰ دقیقه‌ و به کارگردانی "تونی بنکرافت و باری کوک "(کارگردان قسمت اول ) و دارل رونی و لین استرالد (کارگردان قسمت دوم )، توسط شرکت والت دیزنی پیکچرز در سالهای 1998 و2004، ساخته شد.
مولان شخصیت اول این پویانمایی، یگانه دختر خانواده است. او که علاقه زیادی به خصلت‌های زنانگی از جمله زیبایی دارد (شرکت در مراسم انتخاب زیباترین دختر چین). با حمله مغول‌ها به سرزمین چین واعلام بسیج عمومی، از هرخانواده باید یک نفر به جنگ اعزام شود و مولان که پدر بیمار خود را ناتوان از شرکت در جنگ می‌بیند خود تصمیم میگیرد به جای پدر در جنگ شرکت کند. این کار با تغییر قیافه او به شکل پسرها میسر می‌شود و وی بدون تحریک حساسیت دیگر سربازان در سپاه چین به عنوان سرباز مشغول به خدمت می‌شود.
مولان قبل از عزیمت به زیارت اموات خانواده که مقبره آنها طبق رسوم چینی در کنار خانه است میرود واز ارواح گذشتگان مدد می‌جوید. در پی درخواست او ارواح خانواده جلسه می‌گیرند و روح بزرگ خاندان، محافظی برای او می‌فرستند. محافظ مذکور که در شکل یک اژدهای کوچک است در همه امور کمکوراهنمای مولان و محافظ وی از خطرات است و نهایتا با امداد‌های ارواح مولان نقش مهمی در پیروزی لشکر چین بر سپاه مغول از خود نشان می‌دهد.
در قسمت دوم پس از پیروزی، مولان و ژنرال جوان که فرمانده وی بود و به صورت اتفاقی راز مولان را فهمیده است تصمیم به ازدواج میگیرند. از دواج در همان معبد (مقبره بزرگان خانواده) انجام می‌شود و پدر مولان هنگام ازدواج گردنبند " یانگ " خود و " یین " همسرش را به مولان می‌دهد و او را راهنمائی می‌کند تا در مسیر طبیعت گام بردارد. او هنگام هدیه دادن این دو گردنبند به مولان و همسرش، اشاره به زایندگی دو جنس مخالف با همه تفاوتهایشان می‌کند و مولان در جواب پدر می‌گوید: "من درس یانگ و یین رو خوب یاد گرفتم" این نکته گویای اصالت و کاربرد این اعتقاد در اندیشه طراحان این انیمیشن است. تا به مخاطب گوشزد شود که برای پیشرفت در زندگی باید به فکر تکامل بخشیدن به قوای خود با استمداد از نیروی مخالف باشند. نکته‌ی که در آئین باستانی تائو بسیار مورد تاکید است.
احترام به خانواده، باور به تاثیر ارواح گذشتگان، احترام به اموات وزیارت ایشان، باور به دوگانگی نیروهای تاثیرگذار در طبیعت (یین ویانگ ) از جمله المان‌های تبلیغی فرهنگ وسنت مذهبی چینی است که در این انیمیشن تبلیغ شده است.

شیوه تعامل دین و رسانه

هنر مقدس علاوه بر موضوعش که از حقیقتی دینی مایه می‌گیرد، شکل و زبان رمزی‌اش نیز باید نشان‌دهنده هستی‌شناسی و نگرش معنوی آن دین باشد. هنر قدسی علاوه بر محتوا و معنا باید در فرم و زبان صوری نیز از معنویت دینی بهره گرفته باشد، وگرنه هنر مقدس نیست و فقط به علت پرداختن به موضوع دینی و بیان آن با شیوه‌های مدرن و غیرسنتی، هنر دینی است.
در مقابل هنر سنتی و قدسی، هنر دنیوی و هنر مدرن، نگرش اومانیستی و سوبژکتیویستی(Subjectivism) دارد. «برای اینکه بتوان هنری را مقدس نامید، کافی نیست که موضوع هنر از حقیقت روحانی نشأت گرفته باشد؛ بلکه زبان صوری آن هنر نیز باید بر وجود همان منبع گواهی دهد. تنها هنری که قالب و صورتش نیز بینش روحانی مذهب مشخصی را منعکس سازد شایسته چنین صفتی است. » دو پاراگرافی که به ریشه‌های فلسفی موضوع ارائه هنر دینی پرداخته‌اند و دومی البته از زبان «بروکهارت» بیان شده است، مقدمه مناسبی برای ورود به بحث هستند. البته نویسنده در این کتاب که با عنوان فرعی «بررسی شیوه تبلیغ دین در سینما و تلویزیون» و با همت نشر احیا وارد بازار کتاب شده است صرفا مباحث نظری و فلسفی را بحث نکرده است بلکه با تعمیم مباحث به حوزه‌های عملی به منطق تولید و ساخت چنین آثاری برای تلویزیون و سینما پرداخته است. در این راستا نویسنده با توجه داشتن به رسانه‌های تصویری جدید و همچنین ویژگی‌های آنها نه تنها به ظرفیت‌های ارائه پیام دینی در این رسانه‌ها توجه داشته است، بلکه به معایب و محاسن تبلیغ دین در سینما و تلویزیون نیز پرداخته است.
میان رسانه‌های مکتوب، شنیداری، دیداری و دیجیتال، فیلم رسانه‌ای است دیداری و تصویری که به دلیل تنوع عناصر بصری بیشتر از اشکال دیگر رسانه‌ها توان درگیرکردن مخاطب را دارد. وی رسانه را عنصری بالذات ضددینی نمی‌داند اما معتقد است اگر استفاده درستی از آن نشود حتی در صورت ارائه اثر مثلا مذهبی، ممکن است عنصری ضد دین باشد. نویسنده در ادامه با اشاره به کتاب‌ها و مقاله‌هایی که در گذشته درباره ارتباط بین هنرهای تصویری و دین نوشته شده‌اند می‌نویسد: «درباره ارتباط بین هنرهای تصویری و دین، مقاله‌ها و کتاب‌های بسیاری نوشته شده است. در این میان پژوهش‌هایی نیز درباره ارتباط بین دین و سینما صورت گرفته است. چگونگی تبدیل مفاهیم دینی به نشانه‌های تصویری، سهم هنر در تبلیغ دین، ضرورت تبلیغ دین از طریق رسانه‌های جدید، بایدها و نبایدهای تبلیغ اسلام از دیدگاه فقهی، رسانه دینی یا دین رسانه‌ای، آفت‌های تبلیغ هنری، تبلیغ دین، دین و فرهنگ از طریق وسایل مدرن، رسانه‌های تبلیغ سنتی دین، رسانه‌های جدید و عناصر ارتباطی در مدارس علوم دینی و …نمونه‌هایی از این مقاله‌ها و کتاب‌ها هستند که به صورت موردی یا سطحی تنها اشاراتی کوتاه به شیوه‌های تبلیغ دین در رسانه کرده و بیشتر درباره بیان ظرفیت‌های رسانه در تبلیغ حوزه علمیه یا دین سخن گفته‌اند. با این حال درباره ارتباط منطقی برنامه‌سازی برای رادیو و تلویزیون با رویکرد دینی، کار درخور توجه دیگری انجام نشده است. لذا قصد این است که با اشاره به رسانه‌های تصویری و ویژگی‌های آنها در ارائه پیام دینی، به اجمال محاسن و معایب تبلیغ دین در تلویزیون و سینما بررسی و به آثار تولید شده در زمینه دین اشاره شود. »
تبلیغ با رویکرد سکولاریستی همان پروپاگاندا است، فیلم بهترین روش مدرن برای پرداختن به دین است؛ زیرا تماشای فیلم همواره برای مخاطب جذاب است و در برنامه‌های داستانی که غیرمستقیم دین را تبلیغ می‌کنند، مخاطب به دلیل تمایل به دیدن اشخاص و شنیدن داستان آنها، خواه‌ناخواه، در مقایسه با شیوه‌های غیرداستانی و مستقیم، بیشتر مجذوب می‌شود.
پیام‌دهنده یا مبلغ را از پیام و محتوا و گیرنده جدا دانست و همه را از ارکان یک پیام معرفی می‌کند. وی تعریف تبلیغ با رویکرد سکولاریستی را همان پروپاگاندا می‌داند. این اصطلاح تحریف سمبل‌ها به‌منزله وسیله‌ای برای نفوذ در بینش مردم یا وادار ساختن آنها برای خرید و مصرف محصولات صاحبان صنایع نظام سرمایه‌سالاری است. تبلیغ غربی به دنبال آن نیست که درست را از نادرست شناسایی کند؛ بلکه آنچه را مدنظرش است به مخاطب تحمیل می‌کند. اما تبلیغ با رویکرد دینی به معنای رساندن پیام وحی، حقایق و ارزش‌های دینی به انسان و تشویق و دعوت او به پیروی از حق و حقیقت و شناساندن بدی‌ها و پلیدی‌ها و ارائه شیوه مبارزه با آنها است. نقل قولی از حضرت امام خمینی(ره) نیز به عنوان هم اهمیت موضوع تبلیغ دینی در رادیو و تلویزیون و هم تکمله این بحث مطرح شده است. امام خمینی(ره) می‌فرماید: «رادیو تلویزیون از تمام رسانه‌هایی که هست حساس‌تر است. رادیو و تلویزیون می‌تواند یک مملکت را اصلاح کند و می‌تواند به فساد بکشد. تبلیغات رادیو تلویزیون می‌تواند از راه سمع، مردم را با تربیت کند یا منهدم کند. » او همچنین معتقد است برای ارائه زیرساخت‌های درست برای تبلیغ و بیان دین از طریق رسانه، باید هم با علوم اسلامی آشنا بود و هم با وسایل ارتباطی مدرن، تا بتوان برنامه دینی تولید کرد. از آنجا که فرهنگ اسلامی غیر تصویری است و معانی به راحتی دیده نمی‌شوند، تبدیل برخی معانی به تصویر، از عمق و ارزش معنای آنها می‌کاهد.
دین رسانه‌ای!
با بررسی شیوه‌های مستقیم دین در رسانه، مثل سخنرانی، میزگرد دینی و مسابقه دینی بیان غیرمستقیم دین را مؤثر می‌داند که می‌تواند تأثیرات عمیق‌تری در ضمیر ناخودآگاه مخاطب بگذارد. بصیری در ادامه به نمونه‌هایی از شیوه پخش برنامه‌های دینی در تلویزیون اشاره می‌کند و می‌نویسد: «پخش آیین مذهبی از تلویزیون نه تنها موجب از بین رفتن ضرورت حضور در مراکز مذهبی و شرکت مستقیم در مراسم آن می‌شود بلکه پخش تصاویر و برنامه غیرهنری و ضعیف با کمترین امکانات تصویربرداری در مکان‌هایی بدون جلوه‌های بصری و بهره‌گیری از عناصر زیبایی شناسی، اعتقاد بینندگان را سست می‌کند. همچنین ضبط دعا و نیایش مذهبی در فضای رسمی و بی‌روح استودیو سبب تصنعی‌شدن این مراسم می‌شود و به دلیل کمبود احساس اصیل مذهبی بر مخاطب تأثیر مطلوبی نخواهد گذاشت و این تنها دین رسانه‌ای است. در سال‌های گذشته در مناسبت‌های مذهبی، تلویزیون برنامه‌های نمایشی و مجموعه‌های در حال پخش را قطع می‌کرد و فقط به پخش سخنرانی و مراسم عزاداری و فیلم‌های مذهبی تکراری بسنده می‌کرد و خاطره‌ای کسل‌کننده از این مناسبت‌ها در یاد مخاطب می‌گذاشت. »

*ذهنیت‌گرایی یا ذهنی‌گرایی یا سوبژکتیویسم (به انگلیسی: Subjectivism) عبارت است از اعتقاد به این که تجربۀ ذهنی، اساس همۀ معیارها و قوانین است. هر شخص از ذهنیت خاص خویش برخوردار است و ذهنیت هر شخص بر اساس علایق و سلایق فردی متمایز از ذهنیت اشخاص دیگر است. در این تلقی، احکام و گزاره‌ها نهایتا به رهیافت‌ها، علایق و سلایق ذهنی فرد بازمی‌گردد. ذهنیت‌گرایی در مقابل عینیت‌گرایی (ابژکتیویسم) و واقع‌گرایی قرار می‌گیرد.


هنرهای هفت گانه

هنر اول، موسیقی: انسان‌ها در مناطق گرم و سرد و نی‌زار زندگی می‌کردند، هنگامیکه بادی می‌وزید از بالای نی‌ها صدای خوشایندی می‌شنیدند و بدین ترتیب متوجه استفاده از نی‌ها بدین منظور شدند. به همین صورت بشر در آن دوران برای نخستین بار از نی، آلت موسیقی ساخت.
طبق اسناد تاریخی سازهای موسیقی در تمدن‌های اولیه مشاهده شد. بنابراین میتوان این چنین گفت این هنر سابقه‌ای به قدمت تاریخ تمدن دارد.
موسیقی در واقع هنر ترکیب صدا و سکوت، زیر و بم، ریتم و کلام است که نشانی از احساسات درونی دارد.
نوازندگی، خوانندگی و آهنگسازی جزئی از این هنر والا هستند و هرکدام بخش‌های مختلفی را به خود اختصاص میدهد.
هنر دوم، هنرهای نمایشی: مجموعه‌ای از هنرهای دیداری متکی به بازیگر مورد استفاده قرار گرفت.
هنرهای نمایشی شامل انواع رقص، شعبده‌بازی و تردستی، آوازخوانی، نمایش‌های سیرک (بندبازی، معرکه گیری، کار با حیوانات و نمایش‌های پهلوانی) و سایر هنرهای مشابه است.
شروع این هنر را میتوان به قرن 6 قبل از میلاد نسبت داد، نمایش‌های تراژدی و شادی‌نامه که ریشه در آئین‌های مذهبی یونان باستان داشتند را میتوان شروع این هنر دانست و بعدها در روم باستان مبارزات گلادیاتورها در تئاترهای روم شکل دیگری به این هنر داد. اما امروز این هنر به شکل رقص، اپرا و سیرک درآمده است.
هنر سوم، هنرهای ترسیمی: هنرهای تجسمی که به آن گاهی هنرهای بصری یا دیداری نیز گفته می‌شود آن گروه از هنرهای مبتنی بر طرح است که مشخصا حس بینایی مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهند. هنرهایی هچون؛ نقاشی، خوشنویسی، مجسمه‌سازی، طراحی، عکاسی، گرافیک، طراحی صنعتی، معماری و طراحی داخلی و همچنین هنرهای مشتق از آن‌ها از این دسته اند.
در واقع این دسته از هنر را میتوان جز هنرهای دوبعدی دانست، به عبارت دیگر هنری است که بر روی یک صفحه دوبعدی همچون صفحه تابلو و یا دیوار خلق می‌شود.
هنر چهارم، هنرهای تجسمی: هنرهای تجسمی که با عنوان هنرهای بصری یاد می‌شوند، هنرهای مبتنی بر حس بینایی مانند نقاشی، مجسمه‌سازی، طراحی، طراحی محصول، چاپ دستی، عکاسی، گرافیک، طراحی صنعتی، سرامیک، صنایع دستی (نه هنرهای سنتی)، ویدئو، فیلمسازی، معماری و طراحی داخلی است. اما برخی از این دسته از فعالیت‌های هنری در دسته‌های دیگر جای میگرند بنابراین میتوان این چنین گفت هنر چهارم بسیار گسترده است. همچنین هنرهای تجسمی شامل گروه دیگری با عنوان هنرهای کاربردی مانند طراحی صنعتی، طراحی گرافیک، طراحی مد، طراحی داخلی و هنر تزئینی می‌شود.
هنر پنجم، ادبیات: دانش فرهنگی، معرف فرهنگ، آرمان‌ها و تفکرات یک جامعه دانست. به طور کلی ادبیات عبارت است از آن‌گونه سخنانی که از حد سخنان عادی، برتر و والاتر بوده ‌است و مردم، آن سخنان را در میان خود، ضبط و نقل کرده‌اند و از خواندن و شنیدن آن‌ها دگرگون گشته و احساس غم، شادی یا لذت کرده‌اند. هنرهایی همچون نویسندگی، شعر، داستان، سفرنامه، فیلمنامه و بسیاری از مشتقات دیگر در این زمینه از هنر را می‌توان جزئی از هنر ادبیاتی نامید.
هنر ششم، هنرهای نمایشی: هنرهای نمایشی شکلی از هنر است که برخلاف سایر هنرها، هنرمند در آن با استفاده از بدن و فیزیک خود در وهلهٔ نخست و سپس بهره‌گیری از امکانات دیگر به خلق هنر خود می‌پردازد. هنر دوم (رقص و حرکات نمایشی) و هنر ششم (تئاتر و هنرهای نمایشی) شباهت‌هایی به هم دارند و در عین حال با هم متفاوت هستند.
هنرهای نمایشی شامل: تئاتر اپرا، (اجرای زنده و عروسکی)، داستان‌گویی، تعزیه خوانی و سایر هنرهای مشابه است.
هنر هفتم، سینما: سینما در اصل واژه‌ای است یونانی به معنای حرکت، اما در اصطلاح، سینما، هنر و فنی است که به کمک یک سری تصاویر متحرک، پیامی را به مخاطب خود که همان تماشا گر است منتقل می‌کند. در واقع سینما تلفیق صنعت، فن و تکنیک است. امروزه این هنر وسیله‌ای برای دستیابی به اهداف کشورها استفاده میشود.
دسته بندی هنر را نمیتوان این چنین برداشت کرد که این هنرها از هم جدا و متفاوت هستندو تخیل، احساسات و افکار مولفه‌های مشترک خالق هنرمندان در دسته‌های مختلف هستند. وقتی هنرمند اثری را خلق می‌کند هرکس که در مقابل آن قرار می‌گیرد با توجه به تفکرات و احساسات خود می‌تواند برداشت متفاوتی از آثار هنری داشته باشد، بنابراین میتوان هنر را چند بعد دانست که به تعداد افراد جهان از آن برداشت‌های متفاوت داشت.

هنرهای نمایشی - تئاتر

- تئاتر رسانه نیست، تئاتر از دیدگاه رسانه در حوزه روابط عمومی در گروه رسانه‌های ارتباط جمعی قرار نمی‌گیرد چراکه:
1-مخاطب تئاتر مخاطب مستقیم، غیر گروهی و مخاطبی است که رو در رو با آن در ارتباط است.
2- تئاتر قابل تکثیر، چاپ و نشر نیست و با پایان هر اجرا پرونده آن بسته می‌شود.
3-تئاتر وابسته به ابزار رسانه نیست، یک پیام رسانه‌ای حتما باید با ابزار رسانه‌ای به مخاطب منتقل شود اگر با دوربین ضبط و پخش شود رسانه محسوب میشود.
- قدرت رسانه :
 قدرت رسانه را در جذب حداکثری مخاطب به لحاظ تعداد میدانند. هر چه یک رسانه بتواند مخاطب بیشتری را به خود جلب کند رسانه قدرتمندی محسوب میشود. یک رسانه هرچند هم تخصصی و حرفه‌ای بکار خود بپردازد اگر نتواند قشر زیادی را پوشش دهد رسانه موفقی نیست مثلا شبکه ورزش از نظر جذابیت خبر شاید برنامه موفقی باشد اما چون مخاطبش فقط ورزشکاران و ورزش دوستان است در مقایسه با دیگر رسانه‌ها قدرتمند به حساب نمی‌آید. به همین دلیل سازمانهای مختلف رسانه‌ای هرچه بیشتر رشد می‌کنند بیشتر به سمت اقشار مختلف جامعه رو می‌آورند.
تقسیم بندی هنر :
 1- هنرهای نمایشی(رقص و تئاتر)2 -هنرهای تجسمی(نقاشی، عکاسی و... )3- ادبیات(شعر و داستان)-- 4- موسیقی، سینما، معماری و در مواردی صنایع دستی/-- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- امروزه هنر به 2 دسته:هنرهای زیبا و هنرهای کاربردی(تجاری) تقسیم میشود. -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- هنرهای کاربردی هنرهایی هستند که مخاطب محورند و برپایه خواسته‌ها و نیازهای مخاطب، خلق، ساخته و پرداخته می‌شوند. -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- در هنرهای تجاری مخاطب و نیاز او است که به هنر جهت میدهد و سمت و سوی آنرا مشخص میکند. در واقع هنرهای تجاری نوعی از هنر است که دربست درخدمت و یا برای جلب نظر و اعتماد او طراحی میشود مانند طراحی پوستر، کاغذ دیواری، تصویر و....
- زبان تبلیغ :
 در زبان تبلیغ کالا یا خدمات، درکنار بهره جستن از جاذبه‌های سمعی و بصری، از روشهای تاثیر گذار در اقناع سازی برای رسیدن به هدف خود در تبلیغ استفاده میکند که زبان تبلیغ است. -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- انتخاب نوع زبان در تبلیغ برای اقشار مختلف اقدامی حساس و قابل اهمیت از سوی مبلغ محسوب می‌شود و باید متناسب با فرهنگ اجتماعی و توانائی ذهنی مخاطبان مانند مخاطب کودک یا بزرگسال تنظیم شود. در تبلیغ دو زبان وجود دارد :-- 
 1- زبان مستقیم و محاوره ای2- زبان موجز و منفصل. زبان تبلیغی معمولا غیر رسمی است جملات ساده و کوتاه است و مشتری مورد تشویق و ترغیب قرار میگیرد. تبلیغ باید عاری از پیچیدگی‌های ادبیاتی و سخت باشد و در کمترین زمان بیشترین پیام را انتقال دهد و او را ترغیب به طرفداری از پیام نماید.
 - اقناع چیست؟ 
 اقناع به معنی قانع کردن و راضی نمودن و خشنود ساختن است که هدف اصلی علم ارتباطات محسوب می‌شود. ارتباط اقناعی یک فرایند ارتباطی است/
از نظر شیدل اقناع فعالیتی است که در آن سخنگو و شنونده بهم پیوسته و سخنگو آگاهانه تلاش میکند تا با انتقال نمادهای قابل دیدن و شنیدن بر رفتار شنونده تاثیر بگذارد. براین اساس اقناع، برنامه ریزی هدفمند متقاعد کننده برای تاثیر گذاری بر مخاطب است.
 اقناع از نظر ارسطو بر سه شیوه عقل، شناخت و احساس می‌باشد.
1- عقلانیت:در عمل اقناع همواره باید از سند و مدرک در بحث عقلانی استفاده کرد و دلیل محکمه پسند داشته باشد، پیام بی اساس و بدون منطق نمی‌تواند مخاطب را تحت تاثیر قراردهد.
 2- شناخت مخاطب : باید بدانیم چه کسی را قانع کنیم و چه ویژگی‌هایی دارد.
3- استفاده از احساسات مخاطب و درگیر کردن او به لحاظ احساسی و سعی در فروش کالا.
 - عوامل موثر نگرش از نظر مخاطب می‌تواند بر اساس اهداف و وضعیت‌ها شکل بگیرد. نگرش، سازمان باورهاست و سه منبع دارد: 1-والدین 2-دیگران 3- خودشخص.
1 - والدین تاثیر مستقیم بر تربیت فرد در 5 تا 6 سال ابتدائی زندگی او دارند و پایه اصلی شخصیت او را می‌سازند. -- --
2- دیگران که در واقع شامل تاثیرات محیطی و اجتماعی بر مخاطب است و بر اساس معاشرت مخاطب بین افراد جامعه صورت میگیرد.
3 - خود شخص که تجربه‌های منحصر به فرد و شخصی مخاطب است تجاربی که با توجه به شخصیت از پیش ساخته و در جهت فکری امروز او موثر است.
 - مهارتهای ارتباطی :
1-مهارتهای انتقال:استفاده از شیوه‌هایی است برای انتقال پیام به مخاطب توسط رسانه و آنچه بیشتر اهمیت دارد ارائه خوب پیام است.
 2-مهارتهای دریافت: که ناشی از مطالعات و تجربیات شخصی اوست و به 3 دسته مخاطب منفعل، فعال و پیش فعال تقسیم میشود.
 مخاطب منفعل هر پیامی را براحتی میپذیردو هرچیز را که میخواند یا می‌بیندرا میپذیرد ولی مخاطب فعال و پیش فعال کار اقناع سازی را با مشکل مواجه میکند، بیش از حد در مسائل ریز میشوندو چیزی را بدون دلیل و مدرک قبول نمی‌کنند اما اگر اعتماد آنها را جلب کند برای همیشه او را خواهد داشت.
- منظور از ارائه :
 ارائه یعنی شیوه ایده‌ها و اطلاعات به یک گروه که برای اقناع سازی مخاطب همواره باید پیام را به بهترین شکل و منسجم‌ترین حالت آن ارائه دهیم. بخشهای مهم ارائه:
-پرداختن به نکات اصلی:ارائه دهنده پیام از قبل نکات اصلی موجود در پیامش را آماده کرده و با چینش درست مخاطب را بسمت نکاتی که مد نظر هست سوق میدهد.
-پیش گزارش:بخشی است که بیشتر در حوزه تبلیغات جای میگیرد. یکی از راه‌های اطمینان از سرمایه گزاری برای تولید یک کالا، اعتماد از فروش آن کالا پس از ارائه است. پیش از ارائه هر پیامی از طریق رسانه باید فضای ذهنی مخاطب را برای درک و پذیرش آن پیام آماده کرد.
-مقدمه: باید جالب باشد و اعتبار ایجاد کند، هر پیام با یک مقدمه چینی خوب، باید مخاطب را برای دریافت آن پیام متوجه خود سازد. مانند لید مناسب در گزارش می‌تواند باعث ترغیب مخاطب به کشف و مطالعه محتوای گزارش شود.
-پایان بندی: پیام باید یک پایان بندی منسجم داشته باشد پیامی که مقدمه و پایان نداشته باشد نمی‌تواند تاثیر گذار باشد و مخاطب را سردرگم کرده و از هدف دور میکند.  
 - سواد رسانه‌ای چیست؟
ازنظر دکتر شکرخواه؛سواد رسانه‌ای درک متکی بر مهارت است که بتوان انواع رسانه‌ها و تولیدات آنها را شناخت و از یکدیگر تفکیک کرد. سواد رسانه‌ای میتواند به مخاطبان بیاموزد از حالت انفعالی و مصرفی خارج شده و به معادله متقابل و فعالانه‌ای وارد شوند، در نهایت به نفع خود آنان باشد و از سفره رسانه‌ها به گونه‌ای هوشمندانه و مفید بهره مند شوند. یکی از راه‌های مهم شناخت پیام، اصالت منبع پیام یا رسانه است.
 - پوستر :
پوستر یا اعلان یعنی آگهی مکتوب و مصور با ابعاد حدود50*70cm که قابل چاپ و تکثیر و نصب است.
 انواع آن:1-پوسترافقی:برای کالاهائی با عمر طولانی تر 2 -پوستر عمودی برای کالاهائی که خیلی مهم نیست.
 ویژگی پوستر: 1-دارای هدف باشد 2-دارای موضوع باشد 3-روشن، ساده وصریح باشد4-پیام درحداقل زمان درک شود 5 - نوشته‌ها، طرحها، رنگها برای القای پیام بکاررود 6- خلاصه و موجز باشد.
 - قبل از طراحی و تهیه پوستر چه مطالعه‌ای میکنیم؟
-- دیدن کالا خیلی تاثیر دارد و جذابیت آن باعث ایده دادن میشود.
-- باید با گروه‌های مختلف راجع به رقبا صحبت کرده، اطلاعات را جمع آوری نموده و از هدف آکاهی داشته باشد.
-- رقبا چه کسانی هستند، مخاطب کیست و جنس مخاطب چیست--
-- نرم افزارهای جدید برای پوستر چیست
-- مسئله چاپ قبلا 3 رنگ بوده و حال 20. 000 رنگ شده چکار باید کرد و چگونه طراحی کرد.
-در برپایی نمایشگاه در خصوص کارهای چاپی چه کارهائی باید بکنیم؟-- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- -- 1-طراحی آرم2- طراحی و چاپ نشریه داخلی3-طراحی و چاپ پوستر 4- طراحی و چاپ بروشور5-طراحی و چاپ کاتالوگ6-طراحی و چاپ کارت ویزیت7- طراحی و چاپ کارتهای دعوت8- طراحی و چاپ کارت تبری9- بنرها، پارچه‌ها، چاپ تمبر10-تقویم و سررسید که در سازمانهای دولتی نداریم.
 -قالب برنامه تلویزیون :-- -- -- -- -- --  
1- هدف باید مشخص باشد2- موضوع باید مشخص باشد3-گروه برنامه ساز و تولید برنامه4- شبکه پخش کننده برنامه 5- مخاطب 6- مدت 7-تعداد8- فرم برنامه 9- فرم ضبط و پخش10-زمان پخش11- درجه بندی.
- تفاوت مجموعه و سریال:
 در سریال ما با یک قصه روبرو هستیم و در یک جای حساس قطع میشود و مخاطب را تا هفته بعد منتظر نگه میدارد ولی مجموعه هر بار با یک قصه طرف هستیم ولی فرم قصه یکی است.
- تفاوت تئاتر و تله تئاتر :
-- تئاتر در حضور تماشاچی انجام میشود ولی تله تئاتر در حضور تماشاچی نیست.
-- در تئاتر اگر بازیگر اشتباه کند امکان بازگشت ندارد ولی در تله تئاتر اشتباه برگشت پذیر نیست.
-- در تئاتر گریم بازیگرها غلیظ و تنداست ولی در تله تئاتراینگونه نیست.
-- تئاتر زنده است و تشویق تماشاچی بر حس بازیگر تاثیر میگذارد ولی در تله تئاتر اینگونه نیست.
-- در تئاتر کل صحنه دیده می‌شود ولی در تله تئاتر بسته بنظر کارگردان تصاویر متنوعی نمایش داده میشود.
-- در تئاتر ما مونتاژ نداریم ولی در تله تئاتر مونتاژ داریم.
-- در تله تئاتر هیجان برنامه بیشتر میشود و بازی ساده تر است دوربین جای چشم قرار گرفته در صورتی که در تئاتر دوربین آخر سالن است.  

هنرهای تجسمی - نقاشی

- تصویرسازی هنری با استفاده از الهامات و نقوش مذهبی
شام آخر - لئوناردو داوینچی.

- هنر مذهبی (ژانر هنرهای تجسمی) Religious art(Visual art genre) : هنر دینی تصویرسازی هنری با استفاده از الهامات و نقوش مذهبی است و اغلب برای ارتقای ذهن به سمت معنویت است. هنر مقدس شامل اعمال آیینی و مذهبی و جنبه‌های عملی و عملیاتی مسیر تحقق معنوی در سنت دینی هنرمند است.
مشاهیر هنر مذهبی:
- شام آخر - لئوناردو داوینچی.
- خلقت آدم – میکل آنژ بووناروتی.
- آخرین قضاوت - میکل آنژ بووناروتی.
- سیستین مدونا – رافائل.
- مسیح سنت جان صلیب - سالوادور دالی.
- بازگشت پسر ولگرد – رامبراند ون راین.
https://www. artst. org/famous-religious-paintings/

دین و نمادها

- نماد مذهبی صلیب مسیحی
- نماد مذهبی ستاره داوود
- نماد مذهبی هلال احمر مسلمان
- نماد مذهبی Taoist Taiji
- نماد مذهبی زرتشتیان فروهر

بر اساس آنچه که در قرآن مجید، تورات و انجیل آمده است، یکتاپرستی نخستین دین بوده است. همان طور که می‌دانید در تاریخ و جغرافیا هویت هر قوم و ملیت را مذهب و دین آن تشکیل می‌دهد. باید گفت که پیوند دین و آدمی پیوندی دیرین و پایدار است که به حیات خود در جوامع گوناگون بشری ادامه خواهد داد.
اگرچه تعداد کمی از افراد ارتباط بین لوگوی کوکاکولا و صلیب سرخ را می‌دانند. برای مثال از نمادهای مذهبی به عنوان لوگو در لوگوی شرکت‌ها استفاده می‌شود. آنها برای برقراری ارتباط با اطلاعات کلیدی از این روش استفاده می‌کنند و آن را به یک نماد معرفی می‌کنند.
شما احتمالا لوگوهای مذهبی را در جاهای مختلفی مشاهده کرده‌اید مثل مکان‌های عبادت، کتاب‌های دینی و مذهبی، حتی در مورد جواهرات و پوشاک نیز این امر صدق می‌کند.
در اینجا ۵ نماد بزرگ مذاهب و ادیان در جهان را معرفی می‌کنیم که شما تقریبا هر روز در اطراف خود می‌بینید، این آرم‌ها معانی و پیام‌های خاصی را ارسال می‌کنند.
- نماد مذهبی صلیب مسیحی
این شاید یکی از بهترین نمادهای مذهبی شناخته شده به خاطر سادگی آن در جهان باشد. صلیب مسیحی نشان می‌دهد که رهبر مذهب به مرگ محکوم شده است، این نماد قبل از مسیحیت بوده است. صلیب نشان دهنده وحدت دو خط مخالف است و در بعضی از ادیان اولیه به عنوان آتش نشان داده می‌شود زیرا می‌توان آن را به عنوان دو چوب در هم آمیخت.
اگرچه علامت طراحی گرافیکی صلیب سرخ در درجه اول با عیسی مسیح مرتبط است. همانطور که می‌بینید آن از اهمیتی فراتر از این معنی برخوردار است. مصریان نیز نماد مذهبی صلیب مسیحی را سمبل زندگی جاوید می‌دانستند. در آیین مهرپرستی یا میتراییسم، صلیب نماد خورشید بود. نمونه آن در “نقش رستم ” وجود دارد.
- نماد مذهبی ستاره داوود
آیا نماد ستاره‌ی داوود یا ستاره‌ی اسرائیل نقشی یهودی است؟ همانطور که از نام آن پیداست، افسانه‌ها این نماد مذهبی را به عنوان یکی از محافظان پادشاه یهودا معرفی می‌کنند.
با توجه به افسانه‌ها پادشاه جوان، فولاد کافی برای محافظ کامل نداشت و به جای آن چرم را روی دو قاب فلزی مثلثی کشید و شکل شش ضلعی که در حال حاضر به دین مربوط است، ایجاد می‌کند.
شش نقطه همراه با مرکز دارای اهمیت خاصی برای عالمان دینی است، اما نمادین جهانی به راحتی قابل تفسیر است. مثلث یک نماد قدرت است؛ زیرا قوی‌ترین شکل هندسه است. با در نظر گرفتن دو مثلث روی هم نماد ستاره حضرت داوود، تصور از قدرت و ارتباط است.
- نماد مذهبی هلال احمر مسلمان
آیا هلال احمر نمادی اسلامی است؟ طراحی نماد ستاره و هلال ماه به زمان عثمانی مربوط می‌شود که اولین امپراطوری مسلمان ایجاد شد. به همین ترتیب، آنها بیان قدرت این مذهب و فرهنگ هستند. در واقع مهمترین نماد دینی در پرچم‌های اسلامی هلال ماه و ستاره استفاده شده است.
در پرچم بسیاری از کشورهای اسلامی مانند موریتانی، الجزایر، پاکستان، مالزی، تونس و لیبی این نماد مذهبی را می‌توانید ببینید. که ماه اشاره به پیامبر اسلام دارد که به تعبیر آنها چون ماه بر جهان اسلام پرتو افکند، و ستاره نماد النجم است.
به طور کلی، نمادهای آسمانی مانند ستاره و ماه، آرزوهای بلند و همچنین حضور خدا را نشان می‌دهند، که هر دو در این و دیگر ادیان اهمیت دارند. این نماد هم از لحاظ فرهنگی معنی دار و هم به مراتب بالاتر است.
- نماد مذهبی Taoist Taiji
این نماد مذهبی به عنوان یین یانگ (yin yang) شناخته می‌شود. تائویسم ۲۵۰۰ سال پیش در چین باستان توسط فردی به نام لائو زو فیلسوف باستانی (Lao Tzu یا Laozi) به وجود آمد. کتاب Tao Te Ching از آثار اوست که بر ستون اصلی تائویسم یعنی مفهوم تائو تمرکز دارد. تائو همان مسیر نهایی، عصاره وجود هر وجودیت است چرا که تائو همان حقیقت کائنات می‌باشد. در واقع taoism به بیان ساده، درک حقیقت کائنات و پذیرش آن است که بر زندگی هماهنگ با تائو تمرکز دارد.
دایره نماد وحدت است، در حالی که تاریکی و نور نماد ازدواج از مخالفت‌ها می‌باشد مانند مرد و زن، تاریکی و نور است.
دایره‌های کوچک به صورت رنگ مخالف در طرفهای رنگی بزرگتر نشان می‌دهند که همه چیز کمی از ویژگی متضاد آنها است. غیرممکن است که نماد تائوئیسم را بدون درک نقش در نماد مذهبی Taoist Taiji که دوگانگی را نشان می‌دهد متوجه شد.
- نماد مذهبی زرتشتیان فروهر
نماد فروهر یا نماد اهورا مزدا از نشانه‌های ایران باستان مربوط به آیین زرتشتی است. دو دست زرتشتی به یکی از رایج‌ترین نمادهای امپراتوری ایران که در آن دین تاسیس شد، باز می‌گردد. نماد فر کیانی از آیین زرتشتیان دارای یک پیکر بالدار است که بال آن تقریبا نزدیک به خدا است. دایره یک نماد رایج از یکپارچگی و جامعیت را نشان می‌دهد.
مردی که در نماد برجسته شده است به عنوان یک مرد عاشوری می‌باشد. این مرد دارای تعظیم و فلش است تا روحیه رزمندگان ایرانی را نشان دهد. این نماد تاریخ سابقه این دین را با نمادهای آرشیو پاتی (نماد حیوانات در ایران باستان) ترکیب می‌کند.
برای مطالعه بزرگ‌ترین و قدرتمندترین دین‌های جهان و شناخت خدا در ادیان مختلف پیشنهاد می‌شود کتاب سیری در ادیان جهان اثر کریستوفر پارتریج را بخوانید. با انواع مذاهب گوناگون آشنا بشد و نظرات خود را به اشتراک بگذارید.

سینما و مستند دینی

مستند دینی: فیلمی واقعی با خصوصیات نمایشی و مضمون دینی است.
تجربه نزدیک مرگ: به معنای تجربه کردن حوادث یا بیماریهای خطرناکی است که فرد را به حالت مرگ (و نه خطر مرگ) بسیار نزدیک می‌کند.

انواع شیوه‌ها در فیلم مستند
شیوه شاعرانه
شیوه توضیحی
شیوه مشاهدهای
شیوه مشارکتی
شیوه انعکاسی
شیوه اجرایی

انواع مستند:
- مستند ترکیبی (Hybrid documentary)
- مستندسازی(Docufiction)
- تخیلی جعلی(Fake-fiction)
- DVD مستند (DVD documentary)
- فیلم‌های تلفیقی (Compilation films)
- مشاهده ای(Observational)
- انواع (Types)
- فیلم آموزشی(Educational films)

مستند دینی: فیلمی واقعی با خصوصیات نمایشی و مضمون دینی است.
تجربه نزدیک مرگ (به انگلیسی: Near-death Experience) (به‌صورت مخفف: NDE) به معنای تجربه کردن حوادث یا بیماریهای خطرناکی است که فرد را به حالت مرگ (و نه خطر مرگ) بسیار نزدیک می‌کند. این تجربه ممکن است شامل تجربه مثبت و آرامبخش یا تجربه منفی و اضطراب آور یا بدون هیچ حسی باشد. در تجربه مثبت احساساتی مانند احساس خروج از بدن، احساس شناور بودن، سکوت کامل، احساس امنیت و گرما، تجربهٔ از هم پاشیدگی، دیدن تونل، دیدن نور، دیدن بستگان فوت‌شده و غیره باشد و در تجربه منفی ممکن است شامل احساس درد و اضطراب باشد. توضیحات در مورد این تجربه از نظر علمی و مذهبی بسیار متفاوت است. تحقیقات علمی اعصاب شناختی نشان می‌دهد که این تجربه یک پدیده ذهنی که ناشی از ادغام بدنی مختل شده و چند حسی است که در هنگام وقایع تهدید کننده زندگی مانند هنگام تصادف رخ می‌دهد.
آیه ایمان به غیب:
ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین / الذین یؤمنون بالغیب
زندگی پس از زندگی
- مستند ایکسونامی (خاطرات یک پورن استار) - Xsunami Movie کاری از کارگروه تخصصی زنان و خانواده سفیرفیلم (safirfilm. ir)
- ستند‌هایی مثل کاسموس Cosmos A Spacetime Odyssey) )، لایف (Life)، یونیورز (The Universe) و … در عین داشتن جذابیت‌های مسحور کننده هنری و سینمایی، قابل نقدهای جدی علمی و معرفتی هستند. از داستان همیشگی و اسف بار نگاه مغرضانه غرب به "تمدن اسلامی" و حذف علوم اسلامی از تاریخ علم که بگذریم؛ متاسفانه کسانی مثل ساگان و داوکینز از مستندهای علمی برای ترویج فرهنگ و سیاست غرب و گسترش الحاد و شرک، پل ساخته‌اند.

رمان دینی

*تعریف رمان دینی:
- ماهیت دینی دارد یا معطوف و برآمده از آن
- واجد مفاهیم ضمنی دینی‌ درحالی که پوشیده بیان می‌شوند.
- در عمل و تفکر شخصیت‌های داستان بروز می‌یابند،
- در تلاش در پند و اندرز غیرمستقیم
- به همین دلیل شاید با نگاه سطحی، نتوان به مضمون دینی رمان پی‌برد.
* ویژگی‌های رمان و داستان‌های دینی: ۱. زبان رمان دینی، زبان اشارت است؛ ۲. توجه به مفاهیم اساسی و ماندگار در حیات انسان است.
- تفاوت رمان دینی با غیر دینی: رمان غیر دینی، تنها به عالم واقعی و محسوس باور دارد و رؤیاپردازی نویسنده نیز در چهارچوب همین عالم خاکی محدود و محصور است؛ درحالی‌که نویسنده‌ی رمان دینی با عوالم سه‌گانه (عالم طبیعت، عالم مثال، عالم عقل) سروکار دارد و همین امر گستردگی عجیبی برای خلق رمان در پیش روی رمان‌نویس قرار می‌دهد.

رمان دینی: رمانی است که دین، آداب، تعالیم و آنچه را مربوط به مذهب و دین است، مضمون خود قرار می‌دهد. به عبارت دیگر رمانی است که ماهیت دینی دارد یا معطوف و برآمده از آن است.
- رابطه دین با رمان: در نگاه اول به تاریخ داستان و رمان‌نویسی، چنین به نظر می‌آید که میان دین و رمان ارتباط چندانی نیست. ولی باید گفت که بین رمان و دین ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. رمان‌نویسان بزرگ چه‌بسا مضمون‌هایی اختیار می‌کنند که واجد مفاهیم ضمنی دینی‌اند؛ ولی این مفاهیم ضمنی، پوشیده بیان می‌شوند و در عمل و تفکر شخصیت‌های داستان بروز می‌یابند، نه در پند و اندرز مستقیم، به همین دلیل شاید با نگاه سطحی، نتوان به مضمون دینی رمان پی‌برد.
- بهره‌گیری از قصه با هدف القای مفاهیم دینی
-- دوران عهد جدید: بهره‌گیری از قصه و داستان با هدف القا و آموزش مفاهیم دینی، سابقه‌ای طولانی و کارنامه‌ای درخشان دارد؛ زیرا در عهد جدید، قصه و قصه‌واره‌های بسیاری وجود دارد که بن‌مایه‌های قصه‌پردازی دینی، به ویژه در جامعه‌ی مذهبی غرب را به‌وجود آورده و ادبیات داستانی دین‌محور را جانشین داستان‌های مبتنی بر اساطیر کرده است. در ادبیات غرب، به ویژه در جهان مسیحیت، رمان‌های مسیحی یا دست‌کم رمان‌های تألیف شده از سوی مسیحیان معتقد در اروپا از سابقه و سنتی غنی برخوردار است که به قرن‌های گذشته و به ادبیات تمثیلی آنجا باز می‌گردد. آثاری مثل "کمدی الهی" اثر دانته، نویسنده‌ی ایتالیایی، از این دسته‌اند.
-- ادبیات ایران: حضور دین در ادبیات ایران از سابقه‌ی بسیار طولانی برخوردار است. جامعه‌ی ما جامعه‌ی دینی است. ادبیات ایران در تمام طول تاریخ کهن خود، ابتدا تحت آموزه‌های دین زردشت و بعد از آن آموزه‌های دین اسلام، بوده است. با مراجعه به متون ادبی، چه متون ایران باستان و چه متون ادبی بعد از ورود اسلام، حضور پررنگ دین را می‌توان دید. ادبیات در دوره‌ی اسلامی تا قبل از مشروطه در حوزه‌ی داستانی‌اش، قبل از هر چیز روایت‌کننده‌ی باورهای دینی، مذهبی و اعتقادات آدم‌هاست. کمتر می‌توان حکایت، روایت و افسانه‌ای را یافت که ریشه در این مؤلفه‌ی مهم نداشته باشد. در ادبیات داستانی بعد از مشروطه، باورها و اعتقادات و فرهنگ مردمان به‌گونه‌ای دیگر بازتاب داده می‌شود و محصول تجددخواهی و فاصله گرفتن از گذشته‌ای است که آن‌ را مایه‌ی عقب‌ماندگی خود می‌داند. در این میان داستان‌نویس طالب تجدد و نوخواهی‌های نوین، بخشی از وظیفه و رسالت نوشتاری خود را در نفی باورهای مردم کوچه و بازار می‌دانستند؛ از‌این‌روست که در اغلب آثار داستان‌نویسان ایران در دهه‌های نخست شکل‌گیری ادبیات داستانی بعد از مشروطه، باورهای دینی و مذهبی شخصیت‌های داستانی به سخره گرفته می‌شود و کمتر اثری همانند رمان "سووشون" از سیمین دانشور، می‌توان پیدا کرد که با باورهای مذهبی و دینی همراه باشد.
-- ادبیات پس از انقلاب اسلامی در ایران
پس از انقلاب اسلامی، بخشی از جریان داستان‌نویسی از سلطه‌ی جریان چپ خارج شد و به نوعی آرمان عمیق دینی رسید و این نگاه اصیل، به آرمان‌های عمیق و باطنی دینی، ناظر است. در واقع پس از انقلاب اسلامی، دین به شکلی نهادینه شد که خود را از حیطه‌ی ارزش‌های فردی به ارزش‌های اجتماعی رساند و برای خویش غیر از مسئولیت‌های فردی، مسئولیت‌های اجتماعی نیز، قائل بود. در این مسیر، نویسندگانی از جمله امیرحسین فردی، محسن مخمل‌باف، داوود غفارزادگان، محمدرضا کاتب، رضا رهگذر، ابراهیم حسن‌بیگی و... داستان نوشتند.
- ویژگی‌های ممتاز ادبیات دفاع مقدس: یکی از ویژگی‌های ممتاز ادبیات دفاع مقدس، حضور اندیشه‌ها و احساسات دینی در آن است. تا آنجا که می‌توان ادبیات جنگ را ادبیات دینی نیز نامید. در چنین ادبیاتی، اندیشه‌ها و احساسات دینی، جای اندیشه‌های مادی‌انگارانه را می‌گیرد. یعنی آنچه باعث و انگیزه‌ی حرکت و عمل قهرمان می‌شود، اعتقاد به باورهای دینی و مذهبی است. از رمان‌های دینی بعد از انقلاب می‌توان به رمان "باغ بلور" از محسن مخمل‌باف، رمان "هفتاد و سومین" نوشته علی مؤذنی و رمان "روی ماه خداوند را ببوس" از مصطفی مستور، می‌توان اشاره کرد.
- ویژگی‌های رمان و داستان‌های دینی:
-- زبان رمان دینی، زبان اشارت است و برخلاف گفته‌ی بالزاک، رمان‌نویس فرانسوی، که معتقد است، تنها شرح و جزئیات می‌تواند به آثاری که رمان خوانده می‌شود، ارزش لازم را بدهد. حکایتگر و رمان‌نویس دینی، به دلیل حفaظ حرمت انسان، از نفوذ در عمق و زوایای پنهانی زندگی شخصیت‌های رمانش می‌پرهیزد و می‌خواهد اسرار را نگاه دارد.
-- رمان دینی، رمان عرضه‌ی مفاهیم اساسی و ماندگار در حیات انسان است. اخلاق و اصول پایدار در آن نمی‌تواند فارغ از اندیشه‌ی مذهبی باشد. باید و نباید‌های اخلاقی، حفظ حرمت و رعایت احکام شرعی از جمله محدودیت‌هایی است، همچون محدودیت وزن و قافیه در شعر که می‌تواند رمان‌نویس مذهبی را به خلق زیبایی‌هایی در خور بشر وادارد. اما لاجرم محدودیت‌های موجود در این نوع رمان، عرصه‌ی جولان شخصیت‌های داستان را اندکی محدود می‌کند.
- تفاوت رمان دینی با غیر دینی: رمان غیر دینی، تنها به عالم واقعی و محسوس باور دارد و رؤیاپردازی نویسنده نیز در چهارچوب همین عالم خاکی محدود و محصور است؛ درحالی‌که نویسنده‌ی رمان دینی با عوالم سه‌گانه (عالم طبیعت، عالم مثال، عالم عقل) سروکار دارد و همین امر گستردگی عجیبی برای خلق رمان در پیش روی رمان‌نویس قرار می‌دهد.
- رمان؛ راهب و جین ایر
در رمان جین ایر به دخترکی آشنا می‌شویم به نام جین که با از دست دادن خانواده‌‌اش مجبور به زندگی با دایی و زن دایی‌‌اش می‌شود. با فوت کردن دایی جین، وی با زن دایی و فرزندان او روزگار می‌گذراند. روزگاری که با بدجنسی‌های آن‌ها به سختی می‌گذرد.
جین به یک مدرسه‌ی شبانه روزی با شرایطی بد فرستاده می‌شود و در آن جا نیز تالمات روحی زیادی را پشت سر می‌گذارد که به دلیل شخصیت قوی و روح آزاده‌ای که دارد، به خوبی از پس آن‌ها برمی آید.
جین پس از اتمام تحصیل و در جوانی به ثورنفیلد می‌آید تا به عنوان معلم سرخانه مشغول تدریس به دخترکی شود. و ماجرای اصلی داستان در این عمارت انگلیسی اتفاق می‌افتد.
آقای راچستر به عنوان کارفرمای جین به وی دل می‌بندد و جین ایر نیز به صورت متقابل عاشق کارفرمای خویش است. بدون آن که باور داشته باشد مردی صاحب مقام، ثروت و دریافت توجهات زیاد از سوی بانوان زیبا و جوان دیگر، توجهی به او بنماید.
در واقع داستان هم تا زمانی همین طور پیش می‌رود که جین تصور می‌کند ارباب راچستر قصد ازدواج با بلانش زیباروی را داشته و به او که بهره‌ی چندانی از زیبایی نبرده، توجهی نخواهد نمود.
در این رمان به نقش دین و افراد دین دار اشاره دارد، چرا که ادوارد با لحن تمسخر امیزی به جین میگه: شما زندگی راهبه‌ها رو داشتید و به نظر میاد که اعتقادات مذهبی در جان شما رخنه داشته و باید به کشیش ( فردی که موسسه خیریه‌ای که جین قبلا در انجا ساکن بوده) علاقه مند بودی مثل باقی دختران!!!
در جواب ادوارد جین میگه: که برعکس من و باقی دختران از او بیزار بودیم، چرا که او پیرمردی غرغرو و عصبانی بود و موهای ما رو می‌کشید و از ما می‌خواست که کتاب‌هایی در مورد روز رستاخیز و مرگ‌های ناگهانی بخونیم. ما رو گشنه نگه می‌داشت و...
از طرفی در جای دیگه جین حاضر به همکاری و همیاری با کشیشی که بهش پیشنهاد میده تا به او در کار تبلیغات دین کمک کنه، نمیشه و دائما در تردید هست. این نشون میده که او در کمک کردن به افراد هیچ مصمم نبوده و فقط آنچه که باعث میشه جین صدای کمک ادوارد و بشنوه، قدرت عشق و علاقه‌ای بوده که به ادوارد داشته و بس.

نقش رسانه‌ها در توسعه فرهنگ دینی

۱. دین، رسانه و هویت

سه رسالت عمده و اساسی رسانه که بررسی فعالیت‌های ایشان در همین سه راستا قابل مطالعه و بررسی است: الف) پیشگیری از ترویج هویت‌های دینی متعارض با دین مردم جامعه ما؛ ب) تلاش برای ایجاد هویت دینی مشترک؛ ج) پرهیز از ایجاد تفرقه مذهبی و به چالش کشیدن هویت‌های مذهبی رسمی در کشور.

۲. دین، رسانه و آموزه‌های دینی

دین در دنیایی کنونی سرنوشت خویش را بسیار بیشتر از قبل در گرو فعالیت‌های رسانه‌ای می‌بیند. تبلیغات مناسبتی و مقطعی و انجام آن به شیوه‌های بعضاً ناکارا، به رسانه این امکان را می‌دهد که سیطره فعالیت‌های خویش را در حوزه‌های خصوصی افراد نیز دخیل سازد.
غرب با این باور که در جنگ تمدنی با اسلام، شکست خواهد خورد و فرهنگ دینی ـ اسلامی، انسانی غربی را از بن بست بحران معنویت نجات خواهد داد، در ضمن یک جنگ رسانه‌ای نابرابر، علاوه بر تخریب و توهین به مقدسات اسلامی، از شگردهای خاص دیگری نیز بهره می‌گیرد که از مهم‌ترین آنها، انعکاس آن دسته از فعالیت‌های نادرست و تحریفات مذهبی توسط رسانه‌هاست که برخی آن را در مراسم‌های مذهبی نظیر ماه محرم انجام می‌دهند.
برخلاف نقش منفی رسانه‌ها در توسعه فرهنگ دینی در سطح جهانی، به نظر می‌رسد عملکرد رسانه‌های کشور در خصوص ترویج برخی از آموزه‌های دینی به نسبت گذشته تا حدودی مثبت باشد.

۳. دین، رسانه و جامعه

کارکردهای رسانه بر جامعه دینی مختلف و متنوع است. که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

الف) همگرایی و واگرایی:

جامعه ایدئال در فرهنگ دینی، جامعه‌ای است که بر اساس وحدت و همبستگی اداره گردد. به همین خاطر ادبیات دینی سرشار از بایسته‌هایی است که در آنها الزام به همگرایی و همپذیری مورد تأکید واقع شده است. به طور مثال پیامبر اسلام«ص» فاصله گرفتن از جامعه اسلامی را عامل خروج از حوزه اسلام معرفی کرده و در برابر آن از همگرایی و وحدت به «رحمت» و «برکت» تعبیر نموده است.
بر اساس نتایج تحقیقات انجام شده در غرب، رسانه‌ها از خصوصیات همگرایانه و واگرایانه برخوردارند؛ به این ترتیب که اگر چنانچه رسانه‌ها از تنوع کمتری برخوردار باشند و برنامه‌های آنها تقریباً مشابه و یا ارزش‌های مشترکی را تبلیغ نمایند، سهم بسزایی در ایجاد همگرایی و وفاق اجتماعی به دوش خواهند گرفت.

ب) خشونت

الگوی دیگری که فرهنگ دینی از جامعه ایدئال ارائه می‌دهد، الگویی است که بر اساس آن اعضای جامعه نسبت به هم مهربان هستند و به یکدیگر محبت می‌کنند. متاسفانه امروزه شخصیت‌هایی چون بروس لی، رامبو، جکی جان و... جهانی هستند و آمیتا باچان، سلمان خان و شاهرخ خان و... از آن جهت محبوب جوان‌های ما هستند که ماهرانه‌ترین صحنه‌های خشونت و درگیری را به تصویر می‌کشند. در این موضوع شکی نیست که رسانه‌های ما مروج خشونت اند، به خصوص در کشور ما، بسیاری از بازیگران، سابقه فعالیت و یا حضور در پاکستان را دارند و خواسته یا ناخواسته از فیلم‌های پاکستانی تأثیر پذیرفته اند. فیلم‌هایی که در آنها واکنش‌ها سریع و خشم آلود است؛ قهرمانان پرسر و صدا و خشن هستند و خلاف کاران همواره در حال عربده کشی و تهدیدند.

۴. دین، رسانه و خانواده

از مهم‌ترین موارد نقش آفرینی رسانه‌ها بر خانواده‌ها درکشور، می‌توان به مدگرایی اشاره نمود؛ نقش رسانه‌ها در ایجاد مدهای جدید در جامعه ما به حدّی تأثیرگذار و شایع بوده و می‌باشد که حتّی بازدارنده‌ترین ابزارها نیز نتوانسته اند، خاصیت بازدارندگی داشته باشند. و متاسفانه می‌بینیم که امروزه حتی نامگذاری بسیاری از کالاهای مصرفی مردم، به نام بازیگران فیلم‌های پربیننده، صورت می‌گیرد.
یکی دیگر از نقش آفرینی رسانه‌ها بر خانواده و فرهنگ دینی حاکم بر آن، کاهش فعالیت مشترک اعضای خانواده و کمک متقابل آنها به یکدیگر می‌باشد. این اثر که در خانواده‌های پرجمعیت به مراتب بیشتر است، گفت وگوی میان اعضا را نیز کاهش می‌دهد. در حالی که بر اساس آموزه‌های دینی، اعضای خانواده به یاری و همکاری به یکدیگر سفارش شده‌اند و حتی فراتر از محیط خانواده و در جامعه به تعریف سازوکارهای همچون «صله رحم»، «عیادت از بیماران»، «دستگیری از یتیمان و بی نوایان» و... پرداخته و به عنوان مهم‌ترین دستور دینی فرموده است: «الجار ثم الدار؛ اول همسایه، سپس خانواده».

۵. دین، رسانه و کودکان

به طور کلّی تأثیر رسانه‌ها بر کودکان و تضعیف فرهنگ دینی موجود درباره آنها، در محورهای ذیل قابل مطالعه و بررسی است:

الف) اجتماعی شدن

بر اساس آموزه‌های اسلامی سه نهاد خانواده، مدرسه و مسجد برای شخصیت بخشی به کودکان مأموریت دارند. همان طوری که اسلام آداب خاصی را در خانواده برای معاشرت با کودکان تعریف می‌نماید، به همان اندازه نسبت به آموزش و حضور او در میان اهل ایمان تأکید می‌ورزد. تمام این سفارش‌ها قطعاً به این خاطر صورت می‌گیرد که وقتی کودکی به بزرگ سالی می‌رسد و همزیستی اجتماعی را آغاز می‌نماید، به درستی اجتماعی شده باشد.
به نظر من رسانه‌ها در این خصوص بیش از هرچیز دیگری وظیفه دارند تا سیاست گذاری و برنامه سازی نمایند. اگر نسل فردای جامعه از امروز به درستی اجتماعی شوند و برادری با یکدیگر را به عنوان ارزش اساسی جامعه درک نمایند؛ به یقین فردای مطمئن و عاری از خشونت‌های مذهبی خواهیم داشت.

ب) آموزش

در فرهنگ دینی، یکی از مهم‌ترین حقوق فرزند بر والدین آموزش اوست. پیامبر اکرم«ص» می‌فرماید: «فرزند سه حق اساسی بر پدرش دارد: نامگذاری نیکو، آموزش خواندن و نوشتن و ازدواج».
نقش رسانه‌ها بر امر آموزش بسیار قابل تأمل و توجه است. در کشورهای پیشرفته به دلیل اهمیت این موضوع، تحقیقات بسیار گسترده و وسیعی انجام پذیرفته است. بر اساس یکی از آنها که توسط فورو در ژاپن به انجام رسیده است، کودکانی که اغلب تلویزیون تماشا می‌کنند، در مقایسه با دیگران درخشش کمتری از نظر تحصیلی دارند.
در یکی دیگر از تحقیقات انجام شده توسط کولینز، آشکار گردیده است که کودکان در تکرار اعمال خشونت آمیز که به تقلید از فیلم‌ها انجام می‌دهند از درک و حسن و قبح عمل عاجزند، زیرا فقط عمل و اعمال خشونت آمیز در ذهن آنان و در حافظه آنان نقش بسته است.

۶. دین، رسانه و انسان مسلمان

الف) تفکر

در نگاه دین وجه تمایز انسان از سایر موجودات، قدرت تعقل و اندیشه اوست؛ رسانه‌ها که در پی خلق عالم انتزاعی هستند و همواره در این راستا سیاست گذاری می‌شوند، تلاش وافری دارند که این ویژگی منحصر به فرد انسانی را از او گرفته و فرصت تفکر و اندیشیدن را از او سلب نماید.
در کشور ما، تجاری بودن اکثر رسانه‌ها و نگاه درآمد زایی به برنامه‌های روی آنتن، رویکرد تأسف باری را به وجود آورده است. چنین رویکردی به فعالیت‌های رسانه‌ای و نگاه صرفاً تجارتی به برنامه‌ها، نه تنها زمینه تفکر را فراهم می‌آورد بلکه با سلب امکان اندیشیدن از افراد، آنان را در دنیایی غوطه ور می‌سازند که فاقد عناصر اندیشه‌ای و متناسب با فرهنگ توده‌ای است.

ب) مصرف گرایی

فرهنگ برساخته بر باورهای دینی به انسان یادآور می‌شود که او برای تأمین معیشت خانواده خود مسئول و تلاش او در این جهت بسان مبارزه و جهاد در راه خداست. ولی با این همه، چنین نیست که او همه چیز را برای خود و خانواده‌‌اش بخواهد، بلکه دین به او الزام می‌کند که قسمتی از درآمدهای مازاد خویش را در قالب «انفاق»، «زکات»، «خمس» و.... به هم نوعان خود بپردازد و علاوه بر دریافت پاداش معنوی در ساختن جامعه عاری از فقر و تهیدستی شریک باشد. در حالی که برخلاف این نگرش، رسانه‌ها با پخش پیام‌های پی در پی تجاری، تلاش می‌کنند تا درآمدهای مخاطبین خویش را به سمت کالاهای تولیدی صاحبان سرمایه و تکنولوژی جذب کنند.

ج) از خود بیگانگی

اهل سلطه برای تسخیر دیگران، از طریق ضعف‌ها و نقص‌ها و نیازهای آنان وارد عمل می‌شوند. شکی نیست که رسانه‌های کشور به دلیل انتقال پیام‌های رسانه‌های مبدا و پخش فیلم‌های تولید شده در بستر فرهنگ‌های بی دینی، از پتانسیل بسیار بالایی در ایجاد ازخودبیگانگی مخاطبان خود برخوردار است. این ظرفیت از طریق پخش برنامه‌هایی به کار می‌رود که براثر آنها انسان با ارزش‌های انسانی خود بیگانه می‌گردد. و در واقع خوی انسانی خود را که بر بنای فطرتش استوار گردیده، به فراموشی می‌سپارد.

فهرست منابع

1. اردستانی، احمد صادقی، ‌ 1370، روش‌های تبلیغ و سخنرانی، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم.
2. سعیدی، محمد حسن، 1382، تبلیغ دینی، تهران، اداره­ی کل پژوهش‌های سیما.
3. سلاحی، عزیز و تکیه، عباس، 1351، تبلیغات بازرگانی، انتشارات مدرسه­ی عالی بازرگانی.
4. حسینی پاکدهی، ‌ علی، 1381، مبانی اقناع و تبلیغ، ‌تهران، ‌انتشارات آن.
5. خندان، ‌محسن، 1374، تبلیغ اسلامی و دانش ارتباطات اجتماعی، تهران.
6. خندان، محسن، ‌1382، جزوه­ی درسی کارشناسی ارشد رشته تبلیغات، تهران، دانشکده­ی صدا و سیما.
7. فرشیدفر، ‌ ابوالقاسم، 1372، روان‌شناسی تبلیغ، ‌ تهران، مؤلف.
8. کریم‌زاده، ‌ اسماعیل، 1373، اصول و مبانی تبلیغ، قم، معاونت پروهشی آموزش و پرورش منطقه یک قم.
9. محمدیان، محمود، 1386، مدیریت تبلیغات، تهران، انتشارات حروفیه، چاپ سوم.
10. مطهری، مرتضی، 1364، حماسه­ی حسینی، تهران، انتشارت، ‌صدرا، چاپ چهارم.
11. مودودی، ابوالقاسم، 1381، ‌ آسیب‌شناسی مبلغین دینی پس از انقلاب اسلامی، روزنامه­ی همبستگی، ‌ شماره 15.
12. چهار ویژگی از مقاله­ی N. Birbaum در بخش دین از فرهنگ علوم اجتماعی، انتشارات مازیار، تهران، 1376 نقل شده است.
[1]. مجموعه‌ی آماری و تحلیلی فرهنگی و هنری شاخص‌های فرهنگی، وضعیت مطبوعات در کشور، 1382
[2]. محمدیان، 1382-کاتلرو آرمسترانگ، 2000

 

 

منوگرافی فضای سایبر شیعی

عیسی جهانگیر
کمی بیشتر از یک دهه است که شیعه در فضای سایبر حضور پیدا کرده است؛ ولی تا کنون تحقیقات علمی درخوری نسبت به این موضوع انجام نگرفته است. این حضور سایبری را میتوان از زوایای مختلف نگریست. این نوشتار در قالب مطالعهای بین رشتهای، (جامعه شناسی، وب شناسی و علوم ارتباطات) می‌کوشد تا اولاً: با واکاوی مفهومی فضای سایبر شیعی، منوگرافی و تصویر روشنی از این پدیده به دست دهد؛ و ثانیاً: با تکیه بر رویکرد نظری خاص موج‌های تحول فضای سایبر شیعی را از منظری اجتماعی و اطلاع رسانی بررسی کرده و در نهایت راهبردهایی برای رسانش مذهبی مطلوب ارائه دهد.
آنچه از منابع مختلف استنباط می‌شود این است که اصطلاح سایبر اسپیس (فضای سایبر)، از رمان معروف نورومانسر1 اثر ویلیام گیبسون2 که در سال 1984م. منتشر شد، اقتباس شده است و منظور از آن فضایی است که در آن ارتباطات و کنش متقابل انسان‌ها از طریق شبکه‌های رایانه ای، از جمله اینترنت، شکل می‌گیرد.
1. Neuromancer
2. William Gibson  

پیشینیه فضای سایبر شیعی در ایران

در سال 1377 شبکه اطلاع رسانی نور1 وابسته به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی2، که یکی از پیشگامان به کارگیری رایانه در تحقیقات علوم اسلامی است، در شهر قم راه اندازی شد و سایت حوزه3 به عنوان اولین پایگاه فارسی شیعی افتتاح و عهده دار ارائه مطالب اسلامی بر روی اینترنت گردید. مطابق با آمار سایت الکسا تاریخ شروع فعالیت سایبر سایت شیعه به دوم سپتامبر سال 1998برمی گردد.
پس از مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، به تدریج مراکز دیگر قم نیز به شبکه اینترنت پیوستند. شبکه جهانی اطلاع رسانی آل البیت (خاصه سایت الشیعه) وابسته به دفتر آیه اللّه سیستانی و دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، از جمله مراکزی است که در سرعت بخشیدن به اطلاع رسانی پایگاه‌های متعدد سهم بسزایی را ایفا نمود.
با نگاهی در نسل اول سایت‌های شیعی ایرانی نام برده می‌توان استنباط کرد که درصد قابل توجهی از آنها متعلق به شهر قم بودند، چنان که در حال حاضر هم اوضاع چنین است. ازاین رو، می‌توان مدعی شد که قم و برخی از مراکز و مؤسسات حوزوی و دینی آن، و به دین سان طلاب، علما و دفاتر مراجع تقلید از پیشتازان تولید محتوا و اطلاع رسانی در فضای سایبر شیعی به شمار می‌روند.
1. www. noornet. net
2. www. noorsoft. com
3. www. hawzah. net  

موج‌های تحول فضای سایبر شیعی در ایران

مواجهه مسلمان و شیعیان با رایانه به طور عام و اینترنت به طور خاص را می‌توان در قالب چند مرحله یا موج اصلی زیر بیان کرد:
1. متن محور 2. نهادمحور 3. مناسک محور 4. مواجهه محور 5. گفت وگومحور 6. اجتماع محور و 7. آموزش محور.
1. موج متن محوری
تلاش‌های اولیه مسلمانان در فضای دیجیتال و سایبر معطوف بر این بود که حجم عظیمی از داشته‌های مکتوب خویش را تایپ کرده، بر مبنای محیط دیجیتال باز ساماندهی کنند. در نتیجه این تلاش‌ها، حجم عظیمی از کتاب خانه‌های کاغذی به فرمت‌های دیجیتال و قابل بازیابی و جست وجو تبدیل شد.
شاخص اصلی متن محوری، غلبه متون دینی (اطلاعات ذخیره شده و به اشتراک گذاشته شده) بر سایر گونه‌های ارتباطات دینی فضای سایبر بود که برآیند آن ظهور سایت‌هایی متن محور با طراحی و ظاهر گرافیکی بسیار ساده بود.
2. موج نهادمحوری
در موج دوم، نهاد‌ها محور شدند. در این دوره کسانی که احساس تعهد شخصی می‌کردند، برای وارد کردن متون به محیط دیجیتال به تدریج مورد حمایت نهاد‌ها قرار گرفتند. در این دوره مراجع و علما سعی کردند حضور در محیط سایبر را برای خودشان تثبیت کنند و خدمات دینی خودشان را که پیش تر در بیتشان انجام می‌شد، توسط امکانات جدید توسعه دهند.
3. موج مناسک محوری
در موج بعدی سایت‌ها فعالیت‌هایی یافتند که محور اصلی آنها، مناسک، شعائر و مراسم است. در مناسک محوری مسئله صرفا متون خشک و صامت نیست. گردانندگان این گونه سایت‌ها هم، صرفاً نخبگان، پژوهشگران و طلاب علوم دینی نیستند، بلکه به گونه‌ای عموم مردم دخیل اند. تأکید بر عواطف دینی در جامعه به جای تأکید بر شناخت مستدل و منطقی، خصیصه بارز اغلب این گونه سایت‌هاست.
سایت‌هایی که حاوی اطلاعاتی در خصوص مدیحه و مرثیه سرایی‌های مداحان، سخنرانی‌های مذهبی، ادعیه و زیارات چند رسانه ای، زیارت خانه خدا از طریق اینترنت1 (حج مجازی) و زیارت امام رضا2 (ع) از طریق اینترنت (زیارت از راه دور)، سایت‌های متعلق به هیئت‌ها، حسینیه‌ها و مراسم‌های انجام شده در مناسبت‌های مذهبی، می‌توانند به عنوان سایت‌های مناسک محور نام گیرند.
مناسک محوری در پایگاه‌های اسلامی موجب شد تا واژگان جدید چون «عبادت برخط» یا «عبادت آنلاین»3 و منبر دیجیتال وارد حوزه ارتباطات سایبری دینی شود و نوشته‌هایی در این زمینه نگاشته شود.
4. موج مواجهه محوری
موج بعدی، موج مواجهه با رقیبان است. در این دوره مسلمانان و دینداران، علاوه بر فعالیت پیشین خود نگاهی هم به دیگران دارند؛ دیگرانی که از نظر اعتقادی با آنها تفاوت دارند؛ دیگرانی که فعال هستند و خود را در رویارویی با برخی دیگر می‌بینند. در نتیجه آزادی بیان در فضای سایبر می‌توان حتی سایت‌هایی را به زبان فارسی مشاهده کرد که در پی اثبات خداناوری و ابطال براهین اثبات وجود خداوند هستند.
محصول مواجهه محوری در فضای سایبر دینی طراحی و تولید سایت‌هایی است که در پی رد و نقض دیگران است. در همین مرحله هست که مباحث و موضوعاتی مثل تکفیر اینترنتی، تروریسم سایبر، جهاد الکترونیکی و موضوع هک کردن متقابل سایت‌های دینی مطرح می‌شود.
5. موج گفت وگو محوری
گفت وگومحوری نقطه مقابل مواجهه محوری است. سایت‌های گفت وگو محور سایت‌هایی هستند که به جای تلاش برای مواجهه، این امکان را فراهم می‌کنند که انواع مختلف نگرش‌های دینی در یک محیط گفت وگو کنند.
6. موج اجتماع محوری
اجتماع محوری، دوره‌ای که ما در آن به سر می‌بریم، دوره‌ای است که مخاطب سایت‌های دینی تنها نخبگان و علما و دانش پژوهان نیستند و صرفاً بر عواطف و احساسات تأکید نمی‌شود و همه چیز رویکرد مواجهه با دیگران ندارد؛ بلکه بر اساس اجتماع گرایی مسئله اساسی این می‌شود که چگونه زندگی دینی را در محیط سایبر ساماندهی کنیم. یعنی چگونه متدینین با مراجعه به سایت‌های اسلامی بتوانند کلیه نیاز‌های روزمره خودشان را برطرف کنند.
به تعبیر دیگر مسئله این است که امکانات و سرویس‌هایی که در محیط اینترنت برای همگان فراهم است، در محیط سایبر دینی برای متدینین با حذف جنبه‌های غیر اخلاقی‌‌اش فراهم باشد. پس مسئله خرید از راه دور4 در سایت اسلامی هم به وجود می‌آید. نه فقط سی دی‌های اسلامی و کتاب‌های اسلامی، که در صورت امکان، پوشاک، خوراک و دیگر نیازمندهای یک مسلمان هم در آن به فروش می‌رسد.
مباحثی چون کار از راه دور، 5 شغل یابی، سرگرمی و... به میان می‌آید. در موج جدید سایت‌های اسلامی که چندان به سرگرمی توجه نمی‌کردند، بخشی را برای کودکان باز می‌کنند؛ و نیازمندی‌های کودکان و نوجوانان مانند لطیفه، داستان، مسابقه، نقاشی و... در سایتشان می‌گذارند. برخی دیگر از سایت به حسب نوع فعالیت خود، استخاره آنلاین را در دسترس مخاطبان قرار می‌دهند. بدین ترتیب، اجتماع محوری هم معنای زندگی محوری می‌شود و محور اجتماعی آن را اجتماع مسلمانان تشکیل می‌دهد. در واقع در سایت‌های اجتماع محور تلاش بر این است که اجتماعی در اطراف یک سایت ایجاد شود؛ لذا سایت‌ها عضوگیری کرده و روز به روز بر اعضای ثبت نام شده خود می‌افزایند. چنین ثبت نامی صرفاً به معنای عضویت در یک محیط مجازی نیست. آنها اعضای خویش را عضو واقعی گروه خود تلقی می‌کنند و افزون بر تلاش بر نگه داری اعضا از طریق ارائه خدمات، سعی می‌کنند تا در غیر محیط مجازی هم با اعضا در ارتباط باشند.
7. موج آموزش محوری
چند سالی است که شیوههای مختلف آموزش از راه دور (به ویژه آموزش مجازی) در دانشگاه‌ها و مراکز مختلف، به کالای پرزرق و برق بازار علمی کشورمان مبدل شده است، اما به جهت نو بودن این پدیده و پیچیدگی‌های خاص آن، بسیاری از مراکز مشتاق به دارا بودن این نظام نوین آموزشی، با صرف بودجههای زیاد، موفقیت کمتری در راه اندازی روشمند، استاندارد و کارآمد آن داشته اند؛ با این حال از سال 1380 تعداد انگشتشماری از مراکز و دانشگاه‌ها شروع به ایجاد مقدمات استفاده از آموزش مجازی کردند.
1. http://www. islamonline. net
2. http://www. imamreza. net/per/imamreza. php?id=194
3. Online worship
4. E-Shopping
5. E-Working

نتیجه گیری و پیشنهاد

با تکیه بر بررسی‌های انجام شده می‌توان گفت که شیعیان حضور در فضای سایبر را به خوبی پذیرفته‌اند و به لحاظ کمی، فعالیت‌های چشمگیری در چند سال گذشته داشته اند؛ هر چند که شاخص کمی دقیقی برای سنجش این فرضیه کیفی نمی‌توان به دست داد؛ لکن نگاهی به آمارهای موجود در خصوص تعداد سایت‌های شیعیان و تنوع اطلاعات موجود در آنها می‌تواند مؤید این مدعا باشد. با این وجود، به لحاظ کیفی این حضور سایبری، با حضور موثر و کارآمد کمی فاصله دارد. برای برون رفت از چالش‌های موجود در فضای سایبر و بالا بردن غنای کیفی آن راهبردهای زیر پیشنهاد می‌گردد:
1. اهتمام به محتوای فضای سایبر شیعی؛
2. اهتمام به ابعاد ارتباطی و تعاملی؛
3. اهتمام به رویکرد اجتماع محور؛
4. توجه به ابعاد بین المللی فضای سایبر اسلامی.

  •  

کتابشناسی

پایگاه و فصنامه‌ها

دوفصلنامه علمی ـ تخصصی مطالعات هنر و رسانه

Journal of Cyberspace Studies

دانشکده هنر مدرس | اعضای هیأت علمی

Religion, Management, & Governanc

مجله ایرانی مطالعات مدیریت

Hamid Reza Irani | سایت شخصی دکتر حمیدرضا ایرانی

Journal Publishing Guide: DOI instructions | Journal Publishing Guide

راهنمای مطالعاتی دین، رسانه و هنر

راهنمای مطالعاتی دین و رسانه

آفتاب و آیینه: بررسی نسبت دین و سینما/ محمدصادق کوشکی؛[برای] سازمان توسعه سینمایی سوره. - تهران: سوره مهر، ‌۱۳۹۴.
ارتباط عفیفانه در تلویزیون و سینما/ تالیف سیدعبدالرسول علم الهدی. - تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، ‌۱۳۹۱.
اسلام و هنرهای زیبا/ سید ابوالحسن عمرانی. - قم: بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، ‌۱۳۹۰.
اصول اخلاقی حاکم بر رسانه از دیدگاه اسلام با تاکید بر سیمای جمهوری اسلامی ایران/ محمد فولادی وندا. - قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ‌۱۳۹۳.
اصول برنامه سازی دینی کودک (در گفتگو با کارشناسان حوزه دین، رسانه و کودک)/ به کوشش محمد صادق نصراللهی. - تهران: اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی، ‌۱۳۸۹.
الگوی مطبوعات و رسانه‌های اسلامی/ حمید مولانا. - تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ‌۱۳۸۲.
امام خمینی و رسانه‌های گروهی: مبانی فقهی و حقوقی/ مولف جواد فخار طوسی. - [تهران]: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)؛ ستاد بزرگداشت یکصدمین سال میلاد امام خمینی (س)، ‌۱۳۸۱.
امانتداری و راهکارهای ترویج آن در رسانه ملی/ مرتضی اسکندری؛ تهیه کننده مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۲.
بازاندیشی درباره رسانه، دین و فرهنگ/ استوارت ام. هوور، نات لاندبای ؛ترجمه مسعود آریایی نیا ؛ویراستار محمد مظاهری. - تهران: سروش (انتشارات صدا و سیما)؛ صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز تحقیقات، مطالعات سنجش برنامه ای، ‌۱۳۸۲.
بررسی شبکه‌های ماهواره‌ای دینی (مطالعه موردی شبکه‌های تله اونجلیسم)/ گردآوری احمد شاکرنژاد. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۸۹.
بررسی و تبیین معیارهای سکولاریسم برای ارزیابی برنامه‌های سیما/ پژوهشگر سید محمد مهدی موسوی مهر؛ [به سفارش] اداره کل مطالعات رسانه و ارتباطات، گروه فرهنگ و رسانه. - تهران: مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ‌۱۳۹۰.
برگزیده دانش نامه دین، ارتباطات و رسانه/ ویراسته دانیل استوت؛ به کوشش سیدحمیدرضا قادری؛ گروه مترجمین؛ تهیه شده در مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، خانه هنر و اندیشه؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها. - قم: دفتر عقل، ‌۱۳۸۸.
پدیدار و معنا در سینمای ایران/ میراحمد میراحسان؛ ویراستار اکرم السادات ساکت. - تهران: بنیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۸۳.
تاملاتی در باب سینما و دین/ جان ر. می، مایکل برد؛ ترجمه محمد شهبا. - تهران: بنیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۷۵.
تاملاتی در دین و رسانه/ کمال اکبری. - کرج: ارمغان حیات، ‌۱۳۹۳.
تبلیغات (هنر و رسانه‌ها) از دیدگاه امام خمینی(س)/ تدوین علی اصغر دباغ ؛استخراج معاونت پژوهشی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س). - [تهران]: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، ‌۱۳۸۱.
تبلیغ اسلامی و دانش ارتباطات اجتماعی/ مولف محسن خندان. - [تهران]: سازمان تبلیغات اسلامی، مرکز چاپ و نشر، ‌۱۳۷۴.
تعامل دین، فرهنگ و ارتباطات: نگاهی مردم شناختی/ ابراهیم فیاض. - تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل، ‌۱۳۸۹.
تعامل دین و ارتباطات/ به اهتمام حسن بشیر. - تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی؛ دانشگاه امام صادق، مرکز تحقیقات، ‌۱۳۸۷.
تعامل دین و رسانه در فضای نوین رسانه ای/ عبدالله بیچرانلو، علی حاج محمدی. - قم: مرکز پژوهش و سنجش افکار صدا و سیما، اداره کل پژوهش‌های اسلامی، ‌۱۳۹۴.
تلویزیون و دین: شبکه‌های دینی در یک نگاه/ مترجم لیلی کافی ؛ویراستار زکیه معین. - تهران: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، اداره کل پژوهش‌های سیما، ‌۱۳۸۲.
جایگاه فقهی و حقوقی فیلترینگ (محدودیت) در رسانه‌های مجازی از دیدگاه مذاهب خمسه/ تالیف محمدرضا روزبهانی. - تهران: کتاب آوا، ‌۱۳۹۳.
جستارهایی در رسانه/ مولفان جمعی از نویسندگان؛ مترجمان مراد فرهادپور... [و دیگران]؛ گردآورنده سید حمیدرضا قادری، حسین عمید. - قم: دانشگاه ادیان و مذاهب، ‌۱۳۸۸
جست و جوی نگره‌های دینی در سینما: ‌۳۳ فیلم از سینمای دینی/ نویسندگان کاترین ام. بارسوتی و رابرت کی. جانستن ؛برگردان مهناز باقری ؛[برای] حوزه سینمای معنا گرا. - تهران : بنیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۸۵.
حکمت سینما/ سید مرتضی آوینی؛ ویرایش سیدمحمد آوینی، مسعود ترقی جاه. - تهران: بنیاد سینمای فارابی، ‌۱۳۷۵.
خلاصه مقالات دومین هم اندیشی رسانه تلویزیون و سکولاریسم: اردیبهشت ‌۱۳۸۷/ به کوشش سید حمید رضا قادری، جواد قطمیری، روح الله شمشیری. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۸۷.
خلاصه مقالات دومین همایش بین المللی دین و رسانه/ به کوشش مهدی احمدی... [و دیگران]؛ تهیه کننده خانه هنر و اندیشه مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۸۸.
درآمدی بر ارتباطات و اطلاعات در اسلام/ کمال اکبری؛ با همکاری عبدالله جلالی... [و دیگران]؛ تهیه کننده دانشکده صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران - قم. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۲.
درآمدی بر تبلیغ دین در رسانه ملی (گونه شناسی و بررسی مجموعه‌های تلویزیونی در تبلیغ آموزه‌های دینی)/ مریم بصیری. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۲.
درس گفتارهای رسانه و نهج البلاغه/ محمد منصورنژاد. - تهران: جوان پویا، ‌۱۳۹۱.
دیده و ایده: جایگاه مذهب و ارزش‌ها در فیلم‌های سینمایی/ نویسنده مارگاریت آر. میلس ؛برگردان حسن بلخاری ؛[تدوین] بنیاد سینمایی فارابی، حوزه سینمای معناگرا. - تهران: بنیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۸۵.
دین در عصر رسانه/ نوشته استوارت هوور؛ ترجمه علی عامری مهابادی، فتاح محمدی، اسماعیل اسفندیاری؛ به کوشش سید حمید رضا قادری؛ تهیه کننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها. - قم: دفتر عقل، ‌۱۳۸۸.
دین در قاب تلویزیون/ سخنرانان اسماعیل بنی اردلان... [و دیگران]؛ [برای] پژوهشکده هنر و رسانه. - تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، ‌۱۳۹۰.
دین، رسانه، ارتباطات جمعی: پیش درآمدی بر نظریه ارتباطات اسلامی/ حسن خیری؛ تهیه گروه تبلیغ و رسانه. - قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ‌۱۳۸۹.
دین، رسانه و کودک/ مولف ناصر باهنر؛ [به سفارش اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی]. - تهران: نهج، ‌۱۳۹۰.
دین، رسانه و کودک از دیدگاه امام (ره) و رهبری/ مولف ناصر باهنر. - تهران: اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی، ‌۱۳۸۹.
دین و ارتباطات/ مجید محمدی. - تهران: کویر، ‌۱۳۸۲.
دین و رسانه/ مهری بهار. - تهران: نشر علم، ‌۱۳۹۳.
دین و رسانه/ به کوشش محمد رضا جوادی یگانه، حمید عبداللهیان؛ برای دفتر پژوهش‌های رادیو. - تهران: طرح آینده، ‌۱۳۸۶.
دین و رسانه: مفاهیم بنیادین یک رشته مطالعاتی نوظهور/ نویسنده دنیل ای. استوت؛ مترجم امیر یزدیان. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۳.
دین و رسانه‌های نوین/ اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اسلامی. - تهران: اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، ‌۱۳۸۹.
دین و سینما/ محمد مددپور؛ [برای] پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی. - تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، انتشارات سوره مهر، ‌۱۳۸۷.
دین و سینما، آموزه‌های اخلاقی و ارزشی: تحلیل و بررسی بیش از سیصد فیلم/ جواد امین خندقی. - قم: ولاء منتظر (عج)، ‌۱۳۹۱.
دین و سینما، گزاره‌های اعتقادی: بررسی و تحلیل بیش از سیصد فیلم/ جواد امین خندقی. - قم: ولاء منتظر (عج)، ‌۱۳۹۱.
رادیو، دین و زندگی روزمره/ مهری بهار؛ با همکاری علی حاجی محمدی، حسن بخشی؛ [به سفارش] دفتر پژوهش‌های رادیو. - تهران: طرح آینده، ‌۱۳۹۰.
راهکارهای برگردان مفاهیم معنوی به فیلم نامه (مجموعه مقاله‌ها و گفت وگوها)/ ویراستاران محمدصادق دهقان، رقیه چاووشی. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۰.
رسانه، آینه اسوه‌ها/ اکبر ساجدی. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۸۱.
رسانه و دین (اسلام و تشیع)/ محمد منصورنژاد. - تهران: جوان پویا، ‌۱۳۹۳.
رسانه و زمینه سازی ظهور حضرت حجت (عج)/ مولف حسین عصاریان نژاد، مهدی رضائیان؛ ویراستار علمی سعدی؛ [با گفتاری از سیدحسن فیروزآبادی]. - تهران: دانشگاه عالی دفاع ملی، ‌۱۳۹۰ -.
رسانه و نخبگان دولت زمینه ساز ظهور حضرت حجت (عج)/ مولف حسین عصاریان نژاد، عباسعلی حاجی پروانه. - تهران: دانشگاه عالی دفاع ملی، ‌۱۳۹۰.
رسانه‌ها و باز تولید جامعه منتظر/ سید محمد میرتبار. - [تهران]: دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها، ‌۱۳۹۰.
رسانه‌ها و دین: از رسانه‌های سنتی اسلامی تا تلویزیون/ ناصر باهنر. - تهران: مرکز تحقیقات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ‌۱۳۸۷.
سایه‌های متحرک: دین و فیلم به مثابه‌ی محصولات فرهنگی/ به اهتمام شاپور عظیمی ؛[برای] پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی. - تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، سوره مهر، ‌۱۳۸۴.
سبک استعلایی در سینما: ازو، برسون، درایر/ پل شرایدر ؛ترجمه محمد گذرآبادی. - تهران: نیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۷۵.
سیاست، دین و فرهنگ؛ مطالعه‌ای بین رشته ای/ تدوین اصغر افتخاری. - تهران: دانشگاه امام صادق (ع)؛ پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، ‌۱۳۸۹.
سینما از نگاه اندیشه (مقالات دومین هم اندیشی دین از چشم سینما). - تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، ‌۱۳۷۷.
سینما در آینه فقه: درس خارج فقه حضرت آیت الله مروجی/ نگارش محمدرضا جباران. - تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، ‌۱۳۷۸.
سینما در حوزه معارف دینی/ عبدالله اسفندیاری ؛[برای] پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی. - تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، سوره مهر، ‌۱۳۸۴.
سینما دین ایران: سینمای دینی از نگاه سینماگران/ به کوشش پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی. - تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، سوره مهر، ‌۱۳۸۰.
سینمای اشراقی: سینمای دینی و هنر اشراقی شهید آوینی با نظری به عکاسی اشراقی/ نوشته محمد مددپور. - تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، سوره مهر، ‌۱۳۸۴.
سینمای دینی از تئوری تا عمل: مجموعه مقالات برگزیده و چکیده پژوهشهای جشنواره سراسری فیلم دینی رویش/ گردآوری علی صداقت کریمی. - مشهد: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری (خراسان رضوی)؛ جشنواره سراسری فیلم رویش، کمیته علمی و پژوهشی، ‌۱۳۸۷.
فرهنگ و رسانه‌های نوین/ محمد حسنی؛ تهیه کننده مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما. - قم: دفتر عقل، ‌۱۳۸۵.
فلسفات الاعلام المعاصره: قراءه فی ضوء المنظور الاسلامی/ محمود یوسف السماسیری. - ایالات متحده: المعهد العالمی للفکر الاسلامی، ‌۱۴۲۹ ق. = ‌۲۰۰۸ م. = ‌۱۳۸۷.
کاوش در الهیات و سینما/ ؛ویراسته کلایو مارش وگی ارتیز ؛ترجمه امیراحمدی آریان... [و دیگران]. - تهران: بنیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۸۴.
کتاب شناسی توصیفی دین و رسانه (فارسی- انگلیسی)/ عیسی زارعی. - قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۰.
کلید واژگانی در باب دین، رسانه و فرهنگ/ زیر نظر دیوید مورگان؛ به کوشش امیر یزدیان؛ ترجمه گروه مترجمان؛ [تهیه کننده مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، گروه هنر، ارتباطات و رسانه]. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۱.
ماخذشناسی حوزه مطالعات دین، رسانه و کودک/ ناصر باهنر. - تهران: اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های اسلامی، ‌۱۳۹۰.
ماوراء الطبیعه در هنر و فیلم/ ابراهیم رحیمی بندرآبادی؛ [تهیه کننده] مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما. - قم: دفتر عقل، ‌۱۳۸۷.
مجموعه مطالعات رسانه/ سید حسن حسینی و همکاران؛ با آثاری از غلامرضا آذری... [و دیگران] ؛ و ترجمه آثاری از ورنر رامرت، دنیس مک کوایل، براد ملو. - تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ‌۱۳۹۱.
مجموعه مقالات دومین هم اندیشی سراسری رسانه تلویزیون و سکولاریسم/ نویسندگان جمعی از پژوهشگران؛ [تهیه کننده] مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما. - قم: دفتر عقل، ‌۱۳۸۸.
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی دین و رسانه: رسانه دینی، دین رسانه ای/ [تدوین جمعی از نویسندگان]؛ تهیه کننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما. - قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۰.
مجموعه مقالات همایش رسانه تلویزیون و سکولاریسم/ [تهیه کننده] مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما. - قم: دفتر عقل، ‌۱۳۸۶.
محدودیت‌های پیام رسانی در قوانین دینی و بشری/ احمدعلی قانع. - قم : موسسه بوستان کتاب (مرکز چاپ و نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، ‌۱۳۸۵.
مطالعات دینی فیلم/ حمید میرخندان (مشکوه) ؛ [با همکاری مریم رهبر]. - تهران: بنیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۹۲.
نامه‌های معنوی: مجموعه مقالات نویسندگان مختلف درباره سینمای معناگرا/ تالیف و گردآوری بنیاد سینمایی فارابی، حوزه سینمای معناگرا. - تهران: بنیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۸۴.
نشانه‌های معنوی در سینما/ گروه مترجمان؛ به کوشش فرهاد ساسانی. - تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، سوره مهر، پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، ‌۱۳۸۰ -.
نکته‌های قرآنی درباره رسانه‌های جمعی/ عباسعلی کامرانیان. - قم: نشر نور قرآن و اهل بیت (ع)، ‌۱۳۹۳.
هنر و زیبایی از منظر دین در محضر حضرت آیت الله جوادی آملی. - تهران: بنیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۷۵.

گروه آموزشی فرهنگ و ارتباطات

ارتباط شناسی: ارتباطات انسانی (میان فردی، گروهی، جمعی)/ مهدی محسنیان راد. - تهران: سروش (انتشارات صدا و سیما)، ‌۱۳۶۹.
ارتباطات توسعه در جهان سوم/ ترجمه و تالیف علی‌اکبر فرهنگی، ابوالفضل دانایی، رقیه جامع. - [تهران]: موسسه خدمات فرهنگی رسا، ‌۱۳۹۰.
بازاندیشی در سیاست فرهنگی/ جیم مک‌گوییگان ؛مترجمان نعمت‌الله فاضلی، مرتضی قلیج. - تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، ‌۱۳۸۸.
برگزیده دانش‌نامه دین، ارتباطات و رسانه/ ویراسته دانیل استوت؛ به کوشش سیدحمیدرضا قادری؛ گروه مترجمین؛ تهیه شده در مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، خانه هنر و اندیشه؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها. - قم: دفتر عقل، ‌۱۳۸۸.
تحقیق در رسانه‌های جمعی/ راجردی. ویمر، جوزف آر. دومینیک؛ ترجمه کاووس سید امامی. - تهران: سروش (انتشارات صدا و سیما)؛ صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامه‌ای، ‌۱۳۸۴.
تعامل دین و ارتباطات/ به اهتمام حسن بشیر. - تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی؛ دانشگاه امام صادق، مرکز تحقیقات، ‌۱۳۸۷.
تعامل دین، فرهنگ و ارتباطات: نگاهی مردم‌شناختی/ ابراهیم فیاض. - تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، ‌۱۳۸۹.
جستارهایی در رسانه/ مولفان جمعی از نویسندگان؛ مترجمان مراد فرهادپور... [و دیگران]؛ گردآورنده سید حمیدرضا قادری، حسین عمید. - قم: دانشگاه ادیان و مذاهب، ‌۱۳۸۸
درآمدی بر ارتباطات جمعی از منظر اسلام: الگوی رسانه مطلوب/ حسن یوسف‌زاده، اصغر اسلامی‌تنها و سیدمحمدعلی غمامی. قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)‏‫، ۱۳۹۴.
درآمدی بر ارتباطات و اطلاعات در اسلام/ کمال اکبری؛ با همکاری عبدالله جلالی... [و دیگران]؛ تهیه‌کننده دانشکده صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران - قم. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۲.
درآمدی بر تحقیق کیفی/ اووه فلیک؛ ترجمه‌هادی جلیلی. - تهران: نشر نی، ‌۱۳۹۱.
درآمدی بر مطالعات ارتباطی/ جان فیسک؛ [ترجمه] مهدی غبرایی. - تهران: دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها، ‌۱۳۸۶.
درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی/ دنیس مک کوایل ؛ترجمه پرویز اجلالی. - تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، ‌۱۳۸۵.
درآمدی بر نظریه رسانه‌ها/ نویسنده دن لافی؛ مترجم رضا جلیلی‌سه‌بردان. - اصفهان: جهاد دانشگاهی (واحد اصفهان)، ‌۱۳۹۳.
درآمدی بر نظریه فرهنگی معاصر/ اندرو میلنر و جف براویت ؛ترجمه جمال محمدی. - تهران: ققنوس، ‌۱۳۸۷.
درآمدی بر نظریه فرهنگی/ فیلیپ اسمیت؛ ترجمه حسن پویان. - تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، ‌۱۳۸۷.
روانشناسی اجتماعی/ تالیف الیوت ارونسون ؛ترجمه حسین شکرکن. - [تهران]: رشد، ‌۱۳۶۷.
روش تحقیق در علوم اجتماعی (نظری و عملی)/ تالیف ریمون کیوی و لوک وان کامپنهود ؛ترجمه عبدالحسین نیک گهر. - [تهران]: نشر توتیا، ‌۱۳۷۹.
روشهای تحقیق در علوم اجتماعی/ ارل ببی ؛ترجمه رضا فاضل. - تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی و دانشگاه‌ها (سمت)، ‌۱۳۸۶.
سیاست، دین و فرهنگ؛ مطالعه‌ای بین‌رشته‌ای/ تدوین اصغر افتخاری. - تهران: دانشگاه امام صادق (ع)؛ پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، ‌۱۳۸۹.
شاخص‌های ارتباطات اجتماعی در جامعه اسلامی. / مؤلف حسن یوسف‌زاده و دیگران. قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ‏‫۱۳۹۴
شناخت ارتباطات جمعی (مبانی - تاریخچه - نظریه‌ها)/ نویسندگان ملوین دیفلور، اورت دنیس؛ مترجم سیروس مرادی؛ زیر نظر (و با مقدمه) ناصر باهنر. - تهران: دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ‌۱۳۸۳.
ضد روش/ تالیف احمد محمدپور. - تهران: جامعه شناسان، ۱۳۸۹ - ‌۱۳۹۰.
فرا روش: بنیان‌های فلسفی و عملی روش تحقیق ترکیبی در علوم اجتماعی و رفتاری/ تالیف احمد محمدپور. - تهران: جامعه شناسان، ‌۱۳۸۹.
کاربرد نظریه‌های ارتباطات/ سون ویندال، بنوسیگنایتزر، جین تی اولسون؛ مترجم علیرضا دهقان. - تهران: جامعه‌شناسان، ‌۱۳۸۷.
مبانی ارتباطات جمعی/ تالیف سید محمد دادگران. - تهران: فیروزه، ‌۱۳۷۹.
مدل‌های ارتباطات جمعی/ دنیس مک‌کوایل، سون ویندال؛ مترجم گودرز میرانی؛ [به سفارش] دفتر پژوهش‌های رادیو. - تهران: طرح آینده، ‌۱۳۸۸.
مفاهیم و نظریه‌های فرهنگی/ سیدرضا صالحی امیری. - تهران: ققنوس، ‌۱۳۸۶.
نظریه رسانه‌ها (جامعه‌شناسی ارتباطات)/ نظام بهرامی کمیل. - تهران : کویر، ‌۱۳۸۸.
نظریه علمی فرهنگ و چند مقاله دیگر/ برانیسلاو مالینوفسکی ؛ترجمه منوچهر فرهومند. - تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی، ‌۱۳۸۷.
نظریه و روش در تحلیل گفتمان/ ماریان یورگنسن، لوئیز فیلیپس؛ ترجمه‌هادی جلیلی. - تهران: نشر نی، ‌۱۳۹۱.
نظریه‌سازی در علوم اجتماعی/ پاملا جی. شومیکر، جیمز ویلیام تانکارد، دومینیک ال. لاسورسا ؛ترجمه‌ی محمد عبداللهی. - تهران: جامعه‌شناسان، ‌۱۳۸۷.
نظریه‌های ارتباطات اجتماعی/ افشین رزاقی؛ با مقدمه علی‌اکبر فرهنگی. - تهران: نشر آسیم، ‌۱۳۸۵.
نظریه‌های ارتباطات/ نوشته استیفن لیتل جان؛ ترجمه مرتضی نوربخش، سید اکبر میرحسنی؛ ویراسته علی قاسم‌نژاد جامعی. - تهران: نشر جنگل، ‌۱۳۸۴.
نظریه‌های ارتباطات/ ورنر جی سورین، جیمز دبلیو تانکارد؛ ترجمه علیرضا دهقان. - تهران: دانشگاه تهران، ‌۱۳۸۴.
نظریه‌های ارتباطات: مفاهیم انتقادی در مطالعات رسانه‌ای و فرهنگی/ ویراستار انگلیسی پل کوبلی؛ سرویراستار فارسی سعید رضا عاملی؛ ترجمه شاهو صبار... [و دیگران]. - تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، ‌۱۳۸۷.
نظریه‌های رسانه: اندیشه‌های رایج و دیدگاه‌های انتقادی/ سید محمد مهدی‌زاده. - تهران: همشهری، ‌۱۳۸۹.
وسایل ارتباط جمعی/ تالیف کاظم معتمدنژاد؛ زیر نظر معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی. - [ویراست ‌۲؟] با اصلاحات و اضافات. - تهران: دانشگاه علامه طباطبایی، ‌۱۳۸۵

گروه آموزشی هنرهای رسانه‌ای

تاریخ سینمای مستند/ اریک بارنو؛ ترجمه احمد ضابطی جهرمی. - تهران: سروش (انتشارات صدا و سیما)؛ اداره کل پژوهشهای سیما، کانون اندیشه، ‌۱۳۸۰2
تلویزیون: شیوه‌های نقد و کاربردها/ جرمی ج. باتلر؛ مترجم مهدی رحیمیان. - تهران: دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ‌۱۳۸۸.
تهیه کنندگی برای تلویزیون: با نگاه سیستمی/ تالیف محمدرضا پاسدار. - تهران: دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ‌۱۳۸۷.
تئوری‌های اساسی فیلم/ نویسنده دادلی اندرو؛ مترجم مسعود مدنی. - تهران: رهروان پویش، ‌۱۳۸۷.
حکمت هنر: هنر از منظر سنت و مدرنیته/ سید رضی موسوی؛ [تهیه کننده دانشکده صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران - قم]. - قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۰
داستان و گفتمان: ساختار روایی در داستان و فیلم/ نوشته سیمور چتمن؛ ترجمه راضیه سادات میرخندان. - قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۰.
داستان، ساختار، سبک و اصول فیلمنامه نویسی/ رابرت مک کی؛ ترجمه محمد گذرآبادی. - تهران: شهر کتاب، هرمس، ‌۱۳۸۲.
دانشنامه زیبایی شناسی/ بریس گات، دومینیک مک آیورلوپس؛ گروه مترجمان. - تهران: فرهنگستان هنر، ‌۱۳۸۶.
درک فیلم/ آلن کیسبی یر؛ ترجمه بهمن طاهری. - تهران: نشر چشمه، ‌۱۳۷۳.
راهنمای بررسی تلویزیون/ نوشته کیت سلبی و ران کاودری؛ ترجمه علی عامری مهابادی. - تهران: سروش (انتشارات صدا و سیما)؛ اداره کل پژوهشهای سیما، کانون اندیشه، ‌۱۳۸۰.
راهنمای شناخت تلویزیون/ دیوید مک کوئین؛ مترجمان عصمت گیویان، فاطمه کرمعلی. - تهران: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، اداره کل پژوهشهای سیما، ‌۱۳۸۴.
راهنمای نظریه و نقادی فیلم برای تماشاگران/ رابرت تی. ابروین؛ مترجم فواد نجف زاده. - تهران: بنیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۷۳.
روایت شناسی سینما و تلویزیون/ مسعود اوحدی. - تهران: دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ‌۱۳۹۱.
رویکردهای انتقادی در فیلم: فرمالیسم و نوفرمالیسم/ سید حمید مشکوه؛ [تهیه کننده] مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، خانه هنر و اندیشه. - قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۸۵.
رویکردهای انتقادی در فیلم: نقد مولف/ وحید حیاتی و سید حمید مشکات؛ تهیه کننده مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما. - قم: دفتر عقل، ‌۱۳۸۸.
ریشه‌های انتقادی در مطالعات تلویزیونی/ نویسنده جان کرنر؛ مترجم مهدی رحیمیان. - تهران: دانشگاه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ‌۱۳۹۲.
زیبایی شناسی تلویزیون؛ مبانی ادراکی، شناختی و ترکیبی/ نیکوس متالینوس؛ ترجمه جمال آل احمد. - تهران: صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، اداره کل پژوهشهای سیما، ‌۱۳۸۴
زیبایی شناسی، تاریخ و نظریه‌های تدوین فیلم (۱۸۹۵ - ‌۱۹۳۰)/ تالیف احمد ضابطی جهرمی. - [ویراست ‌۲]. - تهران: دانشکده صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران، ‌۱۳۸۴.
شکل شناسی و گونه شناسی فیلم مستند/ تالیف احمد ضابطی جهرمی؛ [برای] مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی. - تهران: نشر رونق، ‌۱۳۹۳.
شناخت سینما/ نویسنده لوییس جانتی؛ مترجم ایرج کریمی. - تهران: نشر روزنگار، ‌۱۳۸۱.
عناصر روایتدر مجموعه‌های تلویزیونی/ محمد شهبا، با همکاری مجدالدین محمودی ارسنجانی. - تهران: مرکز تحقیقات صدا و سیما، ‌۱۳۹۳.
فیلمنامه نویسی برای سینما و تلویزیون/ نوشته آلن آرمر؛ ترجمه عباس اکبری. - تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزه هنری، دفتر مطالعات سینمائی، ‌۱۳۷۵.
فیلمنامه‌های الگو، الگوهای فیلمنامه/ فرانسیس وانوا؛ ترجمه داریوش مودبیان. - تهران: سروش (انتشارات صدا و سیما)؛ دفتر هماهنگی پژوهشهای برنامه‌ای معاونت سیما)، ‌۱۳۷۹.
مبانی سینما/ ویلیام فیلیپس؛ ترجمه‌ی رحیم قاسمیان. - تهران: نشر ساقی، ۱۳۸۶ - ‌۱۳۹۱.
مجموعه مقالات دومین هم اندیشی سراسری رسانه تلویزیون و سکولاریسم/ نویسندگان جمعی از پژوهشگران؛ [تهیه کننده] مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما. - قم: دفتر عقل، ‌۱۳۸۸.
مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی دین و رسانه: رسانه دینی، دین رسانه ای/ [تدوین جمعی از نویسندگان]؛ تهیه کننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما. - قم: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ‌۱۳۹۰.
مجموعه مقالات رادیو چیست؟: جامعه شناسی رادیو/ حسن خجسته. - تهران: دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها، ‌۱۳۹۲.
مجموعه مقالات همایش رسانه تلویزیون و سکولاریسم/ [تهیه کننده] مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما. - قم: دفتر عقل، ‌۱۳۸۶.
مستند تلویزیونی در آستانه قرن ‌۲۱/ نویسنده ابوالحسن قاسمی. - تهران: دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ‌۱۳۹۱.
مطالعات دینی فیلم/ حمید میرخندان (مشکوه)؛ [با همکاری مریم رهبر]. - تهران: بنیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۹۲.
مقدمه‌ای بر روایت در ادبیات و سینما/ نویسنده یاکوب لوته؛ مترجم امید نیک فرجام. - تهران: مینوی خرد، ‌۱۳۸۶.
نظریه‌های روایت/ والاس مارتین؛ ترجمه محمد شهبا. - تهران: شهر کتاب، هرمس، ‌۱۳۸۲.
نقد چیست، منتقد کیست؟ (مجموعه مقالات)/ به کوشش مسعود فراستی. - تهران: فرهنگ کاوش، ‌۱۳۷۸.
نقدی بر سیر تحول گفتار در سینمای مستند ایران/ نویسنده همایون امامی. - تهران: دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، ‌۱۳۸۹.
ویژه نامه روایت و ضد روایت/ زیرنظر محمدحسن پزشک؛ سردبیر داریوش نوروزی. - تهران: بنیاد سینمایی فارابی، ‌۱۳۷۷.
هنر سینما/ دیوید بوردول، کریستین تامسون؛ ترجمه فتاح محمدی؛ ویراستار حسن افشار. - تهران: نشر مرکز، ‌۱۳۷۷.

جزوه کامل

مقدمه
رابطه متقابل فرهنگ و رسانه ریشه در تاریخ حیات بشر دارد و میتوان گفت پیدایش رسانه همزاد جامعه بوده است. در طول تاریخ، انسان برای انتقال پیام خود، رسانه‌ها را به کار گرفته و فرهنگ خود را نیز با آن گسـترش داده اسـت. لـذا بحث فرهنگ رسانه هم نوعی بحث تاریخی به شمار میرود. انقلاب ارتباطات در دنیای جدید، مولد انقلاب فرهنگـی 
هم بوده و رسانه به همراه خود، فرهنگ جدیدی را تولید نموده که متعلق است بـه جـوامعی کـه انقـلاب ارتباطـات را تجربه کردهاند. این فرهنگ؛ خاص، پویا(Dynamic)، تداومی(Continual) و کاملاً جدیـد بـوده و باعـث تولـد همگرائی(Congruence) فرهنگی شده است. در واقع فرهنگ رسـانه‌ای ناشـی از انقـلاب ارتباطـات، نویـدبخش فرهنگی جهانی است که تجمیع ملتها و اندیشه‌ها را در برخواهد داشت. به بیان مک لوهان در این دهکده جهـانی، ملتها چنان به یکدیگر نزدیک میشوند که به فرهنگی مشترک دست مـی یابنـد و زبـان مشـترک جهـانی را شـکل می‌دهند. منظور، پیدائی زبان نمادین جهانی است. نمادهای منفرد، تکافتاده و ملی، در پرتو انقلاب ارتباطات، به حریم جهانی وارد میشوند و مورد فهم و درک انسانها قرار میگیرند. جابجائی نمادها و ورود آنان بـه عرصـه جهـانی سـطح تازهای در ارتباطات انسانی فراهم میآورد. (ساروخانی: 1385)
در عصر ارتباطات، کشورهای بسیار دوردست همسایه نزدیک هم شدهاند و برای اولین بـار در تـاریخ بشـر، جامعـه‌ای فرازمان و فرامکان در حال شکوفائی است. انسان در دوران حیات خود، همـواره اسـیر زمـان و مکـان بـوده و دنیـای رسانهای او را از این بندرها کرده است، وی میتواند در کمترین زمان ممکن پیـام خـود را بـه دورتـرین نقـاط جهـان برساند. فرهنگ رسانهای، نویدبخش آزادی آنان از مکان و زمان است.
در درون فرهنگ رسانهای، مفاهیم اجتماعی نظیر فقر و غنا در کنار هم قرار می‌گیرند. فقرا که تا پیش از این از اغنیـا بیخبر بودند، هماکنون سینه به سینه آنان حرکت میکنند. این پدیده فقط مربـوط بـه مفـاهیم درون جوامـع نبـوده و گستره آن نیز به جامعه جهانی کشیده شده است. کشورهای در حال توسعه نیز با اطلاع کامـل و بـه واسـطۀ فرهنـگ 
نوین رسانه‌ها، دوشادوش کشورهای توسعه یافته قدم برمیدارند. فرهنگ رسانه، جهانی را متولد ساخته که در درونـش 
نابرابریها برجسته است. خوبیها هم برجسته است.
 تقسیم بندی هنر از لحاظ پیشینه 
1. هنرهای سنتی: مثل نقاشی، خط و هنرهای دستی که از پیدایش بشر با وی همراه بوده‌اند و در طی 
قرون و اعصار تکامل یافته و عمدتاً شامل مفاهیم فرهنگی و مـذهبی و آداب و رسـوم را در بـر مـی 
گیرند.
2. هنرهای مدرن: باید هنرمند قالب‌های نو و جدیدی پیدا کند، به نحوی هنرمند را وادار به نـوگرایی 
می کند. مثل شعر نو در برابر شعر کلاسیک، هدف آن مثل هنرهای سنتی فقط ارائه‌ی لذت بـرای 
مخاطب نیست بلکه اهداف دیگری را در نظر دارد. هنر مدرن با مسایل مذهبی به شـدت مخالفـت 
دارد، هنری است عقل گرا و خردگرا و معتقد است عقل و خرد می‌تواند انسان را بـه خوشـبخ تی و 
سعادت برساند. به موضوعات اومانیسم (انسان گرایی) خیلی اعتقاد دارد و انسان را در صدر همـه ی 
کارهای خود قرار می‌دهد و انسان را موضوع مطلب و تجزیه و تحلیل خود قرار می‌دهد.
3. هنرهای پست مدرن: این مکتب، مکتب مدرن را قبول ندارد و مخالف شدید آنست چرا کـه معتقـد 
است خرد و عقل بشر را به خوشبختی و سعادت نرسانده است. معتقد است چیزی به نـام حقیقـت،
جامعیت و عینیت وجود ندارد و مخالف آنست. این مکتب نسـبی گراسـت و معتقـد اسـت کـه هـر 
موضوع را باید در ظرفیت خود بررسی کرد. پست مدرنیسم مخـالف سـلطه‌ی انسـان روی محـیط 
زیست است، و نیز مخالف برتری گرایی است و می‌گوید هر چیزی را بایـد بـومی و محلـی بررسـی 
کرد.

پیشینه هنر و مهم‌ترین مکاتب هنری

تقسیم بندی گفته شده در قسمت قبل بسیار کلی بود. در این فصل ابتدا به صـورت اجمـالی پیشـینه هنـر بررسی می‌شود و سپس به تفکیک به مهم‌ترین مکتب‌ها اشاره می‌شود.
هنرمندان در طول تاریخ اغلب آثار هنری خود را بر زمینه‌هایی چون دیوار غارها سخره‌های سنگی ظـروف سفالی و غیره ثبت می‌کردند. مشاهدات هنرمندان گاه به صورت دید عینی یا طبیعت گرا بـود و گـاهی بـه 
صورت تصاویر ذهنی که اغلب در دنیای تخیل شکل می‌گرفت.
اولین گرایش نقاشی با دید عینی در یونان باستان بوجود آمد هنرمندان یونـانی بـه نمـایش طبیعـت علاقـه 
خاصی داشتند تجربیات یونانیان بعدها به دست رومیان کاملتر شد. رومیان به نقاشـی صـحنه هـای روزمـره 
علاقه خاصی داشتند نقاشان رومی با کوچک کردن پیکره و عناصر درون تصویر به نقاشـی عمـق بخشـیدن 
سپس به شبیه سازی چهره پرداختند. سپس با ظهور مسیحیت گرایش به نقاشی‌های مذهبی بیشتر شـد. و 
بیشتر آثار به عالم معنویت و بزرگان دینی می‌پرداختند
با ورود هنرمندان به دوران رنسانس قوانین پرسپکتیو و استفاده از ترکیب بندی‌های هندسی مانند مثلـث 
حالت تعادل را بوجود آوردند. و همچنین تأکید برحجم‌های سه بعدی در این آثار بیشتر شد. تابلوی مونالیزا 
و نقاشی شام آخر از داوینچی از آثار این دوره است.
پس از دوره رنسانس نقاشان سبک باروک برای مشاهده بهتر به سـایه روشـن و بافـت و رنـگ و آثـار خـود 
اهمیت دادند. گاهی اصول و قواعد علمی، زمینه ایجاد آثار طبیعت گرا بود مانند آثـار نئـو کلاسـیک و گـاه 
نمایش احساسات و عواطف درونی و خیالپردازی‌های شاعرانه مورد توجه هنرمند قرار می‌گرفت همانند آثار 
رومانتیسم، پس از تحولات اجتماعی و اقتصادی علاوه بـر کلیسـا قشـر متوسـط جامعـه نیـز جـزو سـفارش 
دهندگان آثار هنری بودند به این ترتیب توجه نقاشان به موضوعات دیگری همجون امور زندگی و مسائل روز 
مره جلب شد. و هنرمندان سبک رئالیسم پدیدار شدند در سبک رئالیسم دیگـر از شـاهزادگان در حالتهـای 
تفصیلی خبری نبود و معمولا کشاورزان و کارگران و مردم فقیر موضوع نقاشی بودند.
گروهی از نقاشان به نقاشی در فضای باز طبیعت پرداختند. هنرمندان این سبک لحظاتی از تصـاویر طبیعـی 
که به سرعت انجام می‌شد را ثبت می‌کردند. و تفاوت نور در سـاعتهای مختلـف و ابـر، روی یـک موضـوع 
بررسی می‌کردند وبه این ترتیب قواعد رنگ آمیزی را دگرگون کرده رنگ سیاه را از کار خود حذف نموده و آثاری غرق در لکه‌های رنگ با ضربه‌های قلمو بوجود آوردند. هنرمندان این سبک را امپرسیونیسم‌ها مـی 
نامند، ادوارد مانه و کلود مانه از هنرمندان این سبک می‌باشند.
پس از امپرسیونیسم روش‌های جدیدی همچون کوبیسم به بیان جدیدی از واقعیت دست یافتند. هنرمندان 
از دید عینی رها شده و در جستجوی واقعیت در دید ذهنی خود بودند. ابتدا نقاشان نئوامپرسیونیسم با دقت 
رنگ‌ها را کنار همدیگر قرار داده به صورت نقطه به نقطه تا بیننده رنگ ترکیبی مورد نظر خود را دریابد در 
این دوره دقت و سنجش جایگزین سرعت، هیجان و قلـم زنـی شـد. پـس اکسپرسیونیسـم هـا بـرای بیـان 
تجربیات خود به جای رنگ‌های طبیعی، رنگهای ذهنی را برای بیان احساسات و عواطـف بکـار بردنـد. آنهـا 
علاوه بر رنگ در ابعاد و واقعیت شکل‌ها نیز اغراق می‌کردند. مثل تابلوی فریاد اثر ادوارد مونش به مـوازات 
این تجربیات پیکاسو در جستجوی یـافتن زوایـای دیگـر در نقاشـی سـبک کوبیسـم را بنیـاد نهـاد. سـپس 
نقاشان سور رئالیسم با بیان احساسات و برداشت‌های شخصی بتدریج از عـالم واقعـی بـه عـالم مـاورا ء روی 
آورده و دنیای نا خود آگاه درون را به نمایش گذاشتند. از هنرمندان این دوره سالوادور دالی را می‌توان نـام 
برد.
 واقعیت‌های مهم در باره هنر 
1. هنر در زمان شکل میگیرد و وابسته به زمان است.
2. نیروهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی، فرهنگی، اقتصادی در هنر تأثیر شگرف دارند.
3. هنر هدف دارد و مانند آینه تلاش میکند تا برگردان تصویری از جامعه و تاریخ باشد. روابط عمومی 
نیز تلاش میکند تا آیینه تمام نمای بیرون برای داخلیها و داخـل بـرای بیرونـی هـا باشـد و کلیـه 
نیروهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی، فرهنگی و... بر آن تأثیر دارد.
4. جامعه بدون هنر پژمرده و مرده است.
5. روابط عمومی از دل هنر پدید می‌آید و هر دو از یک جنس بشمار می‌روند. روابط عمومی شاخهای 
از هنر نیست، بلکه روابط عمومی عین هنر است.
6. آنچه جامعه‌ای از آثار هنری خالی باشد، در زندگی فردی و اجتماعی آن خـلاء عظیمـی بـه وجـود 
خواهد آمد. همانگونه کـه اگـر روابـط عمـومی را حـذف کنـیم، زنـدگی موازنـه خـود را از دسـت 
میدهد. زندگی بدون رنگ، بدون شعر، بدون معماری، بدون نقاشی، بدون موسیقی، سینما و تئاتر 
و دیگر ابزارهای هنری ناقص خواهد بود. کمبود آن انسان را در خلاء رها خواهد کرد.
7. هنر ضرورت یک جامعه است. ضرورتی است که در جهت رشد و بـاروروی اندیشـه هـا و فرهنـگ و 
زندگی، جاری و ساری است.
8. هر نوع هنری حتی اگر از نوع سطحیترین هنرها باشد، در صورتی کـه در خـدمت فکـر و اندیشـه 
درآید قابل توجه است. اما اگر هنر در خدمت فکر و اندیشه نباشد، باید آن را فراموش کرد.
9. نر را نمیتوان در قرنطینه نگه داشت. هنر همیشه پابرجاست. مثل یک کوه مقاوم و استوار اسـت و 
فرهنگسازی میکند و زایش دارد.
10. هنر باید ضمن حفظ جنبه‌های هنری خود، پیشگام مردم و جامعه حرکـت کنـد. هنـر نمـی توانـد 
پسگام مردم باشد. حتی هنری که همگام با مردم باشد هنر واقعی نیست. هنرمنـد بایـد بتوانـد از 
مردم پیشی بگیرد و به جامعه نگاه کند، او باید پیشقراول باشد. خطر کند و جان ببازد و لذت جـان 
باختن را در آگاه کردن مردم پیدا کند و جامعه را بسوی بالا و بالاتر هدایت کند. هنرمندی که گام 
به گام با مردم حرکت مـی کنـد، هنرمنـد نیسـت. دسـتگاه ضـبط کننـده اسـت. تکنولـوژی اسـت.  
تصویربردار و صدابردار است. صنعت است. هنر مند باید خلاقیت داشته باشد.
11. هنر از دل مردم میجوشد. اما هنرمند چیزی به مردم میدهد که یا نمیدانند یا کمتر مـی داننـد و 
معمولاً بیتوجه از آن عبور کردهاند. هنرمند در دل مـردم مکـث ایجـاد مـی کنـد. آنهـا را متوقـف 
میسازد. آنها را به تفکر دوباره وامیدارد. آنها را به خانه تکانی فکر و اندیشه و دل وا میدارد.
12. آثار هنری تجارب انسانی است که شکل گرفتهاند و ما از دریچه حواسمان به آنها مینگریم و لـذت 
میبریم. هر اثری براساس قواعد زمان و مکان و تمدنی خاصبنا شده است.
 انواع هنر 
از نظر ارتباط با مخاطبین هنر به سه دسته تقسیم می‌شود:
1. هنر متعالی: هنری است که مربوط به جوشش اسـتعدادهای درونـی یـک هنرمنـد مـی شـود، دارای 
پیچیدگی است و برای همه قابل فهم نیست، پیروان آن کمتر است، گرانقیمت است، محـدود اسـت،
قابل دسترسی نیست، مخاطب کمتری از آن لذت می‌برد، بیشتر مربوط به قشـر نخبـه، دانشـمند،
هنرمند و پولدار جامعه است، تخصص و انفرادی است.
2. هنر عامه پسند: مربوط به قشر متوسط به بالای جامعه است، سـرگرم کننـده اسـت، مردمـی اسـت، مخاطب را ارضاء می‌کند، هزینه‌ی کمی دارد، قابل دسترسی است، نیـاز بـه جمـع مخاطبـان دارد، تخصص نیاز ندارد.
3. هنر مبتذل: فقط و فقط تجاری است، سطح بسیار پایینی دارد، از لحاظ مخاطـب بعـد از هنـر عامـه پسند قراردارد، رسانه‌ها برای بدست آوردن منابع مالی و استمرار آن وابسـته بـه آگهـی، تبلیغـات و بازخورد هستند بنابراین نیاز دارند که مخاطبانشان زیاد شوند، بنابراین روی بـه هنـر مبتـذل و هنـر عامه پسند می‌آورند.
 هنرهای هفتگانه 
1. هنر‌های دستی: مثل مجسمه سازی، قالی بافی، منبت کاری، شیشه گری و...
2. هنرهای ترسیمی: مثل خط و نقاشی 
3. هنر موسیقی: چهار عنصر مهم در هنر موسیقی شامل: سازنده‌ی ساز، خواننـده، رهبـر گـروه و آهنگساز.
4. هنر معماری: هنری است که از طراحی، نقشه کشی، تا اجرای یک اثر هنری را شامل می‌شـود و می‌خواهد فضا را در سه بعد برای بیننده به ترسیم کند.
5. هنر حرکات نمایشی: مثل حرکات آکروباتیک، رقص و...
6. هنرهای ادبیاتی: مثل شعر، داستان، فیلم نامه، نمایشنامه و...
7. هنر سینما، فیلم و تئاتر: فیلم این قابلیت را دارد که تمام هنرهای ششگانه‌ی قبلی را مـی تـوان در آن نمایش داد به همین دلیل تأثیر بیشتری از سایر هنرها دارد.
 ویژگیهای هنر از نظر ویکتوریا الکساندر
1. یک فرآورده است، ملموس، شنیدنی و یا دیدینی است.
2. دارای هستی ارتباط است. یعنی هر هنر دارای مخاطب است.
3. برای لذت تجربه می‌شود. لذت زیباشناختی تا سرگرمی و....
4. هنر یک قالب بیانگرانه است. هنرهنگامی که با زندگی واقعی مرتبط می‌شود تفسیری را عرضه می‌کند.
5. هنر بر اساس زمینه موقعیت، خواه مادی و خواه اجتماعی‌‌اش شکل می‌گیرد.
 روند فعالیت‌های جامعه شناسی هنر
1. بررسی نقش نهادها و فرایندها در برآمدن آثار هنری(تأثیر مثبت و منفی آن)
2. عملکرد هنری آفرینشگران، الگوهای شناخت واکتساب حامیان ومجموعه داران
3. درباره درجات مخاطبان جدید و مختلف به آثارهنری مسائل دریافت و مصرف آثارهنری، نقش هنر در بازتولید منزلت اجتماعی
4. برای پروراندن یک جامعه شناسی زیبایی شناسانه، ریشه‌های اجتماعی معیارهای ذوق را به تحلیل می‌گیرند.
 هنرایدئولوژیک
ایدئولوژی مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها و نگرش‌های فرهنگی است که تحکیم کننـده، توجیـه کننـده و 
مشروعیت بخش وضعیت موجود و یاجنبش‌هایی برای دگرگون ساختن آن است.
هدف ایدئولوژی حفظ یا دگرگونی وضع موجود است.
هنرایدئولوژیک هنری است که می‌خواهد باورهای مخاطبان را برای تثبیت هر چه بیش تر وضع موجـود و 
یا به عکس دگرگون ساختن و حتی بر انداختن آن تحکیم و تقویت کند.
هنرها ایدئولوژی یک جامعه را باز می‌تاباند و خود آن ناشی ازعوامل اقتصادی تعیین کننده وضـع موجـود 
است.
هنرمند کیست؟
در حالت کلی انسان‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند:
1- عده‌ای که نگاه می‌کنند و درک می‌کنند.
2- عده‌ای که نگاه می‌کنند و از درک عاجزند.
شاید تعریف اول برای هنرمند درست تر باشد ولی باید از این موضوع آگاه باشیم که هنرمند عـلاوه برمنـابع 
زمینی و ارتباط حسی و تعامل با آن‌ها به منبع دیگری از کمال و فهم متصل می‌باشد که موجب می‌شـود 
یک هنرمند با سایر انسان‌ها متمایز شود. یک هنرمند خودخواه است، خودخواهی و غرور هنرمند را باید در 
آن لحظه که مشغول خلق یک اثر است در چشمهایش مشاهده نمود. یک هنرمند همیشه فقیر است، شـاید 
او زندگی شاهانه‌ای داشته باشد اما او تشنه‌ی کمال، کشف و انتقال نشانه هـا و معناهـای آفـرینش اسـت. هنرمند یک مبارز انقلابی است، او روحیه تجدد خواه و ساختار شکن دارد و هدف او این است که با شکستن 
سنت‌ها و گاه ترمیم و پیوند آن‌ها به هم دریچه‌ای از شعور و آگاهی را به جامعه‌ی بشری بگشـاید. بـرای 
هنرمند اصلا مهم نیست که اثری را که آفریده مورد پذیرش مردم است یا نه؟ و این به خاطر غرور و تعصب 
بیش از اندازه‌‌اش می‌باشد در عین حال که او خود را هیچ کس می‌داند. هنرمند شهرت و دوامـش را از راه نفوذ در مردم دارد نه با تبلیغات توخالی و گذرا. مهم نیست هنرمند چه لباسی بپوشد بلکه وجود اوست کـه 
به لباس شخصیت و ارزش می‌دهد. هنرمند عشق است و تنها زیبایی را دوست ندارد بلکه او بـ ه زشـتی هـا 
هم عشق می‌ورزد چون او می‌خواهد واقعیت‌ها را نشان داده و با عشـق خـود آن هـا را بپوشـاند. هنرمنـد 
تحمل پذیرفتن حرفی از روی اجبار را ندارد و اگر کاری را به او تحمیل کنند افسرده می‌شود. او همیشه در 
اداره کردن زندگی خود دچار مشکل است و نیازمند حمایت دیگران. هنرمندان انـدازه هـای متفـاوتی دارنـد 
بعضی غول پیکرند و بعضی کوچکتر...
شاملو میگفت: هنرمندان را سلسله جبالی بدانید که بعضی قله‌های آن از ابرها بیرونند، بالاترند؛ اما همـواره 
باید یادمان باشد که هنرمندان وجودی معصومانه و کودکانه دارند. اگر همه اینها بود و بـی ش از اینهـا آنگـاه 
ممکن است که او را بشناسیم.
در آخر برای اینکه هنرمند شوید باید حس دیوانگی درون خود را بیدار کنید تا بتوانید در مقابل عادت هـا و 
رفتارهایی که شما را از انجام کارهای مخالف خواسته‌هایتان باز می‌دارد بایستید....
برای هنرمند شدن هیچوقت دیر نیست به قول: لئوناردو بیکنهر هنرمندی در ابتدا مبتدی بوده است
به نظر فیخته( 1814ــ 1761) آگاهی بر شئی زیبا ناشی از موارد زیر است:
جهان ـ یعنی طبیعت، دو سو دارد، این دو سو، نتیجه حاصل دو امر، یکی محدودیت مـا و دیگـری فعالیـت 
آزاد و نامحدود تصور ماست. به معنای اول جهان محدود است و به معنای دوم، آزاد و نامحـدود. بـه معنـای 
نخستین: هر کس محدود ـ مسخ شده ـ محصور و در تنگناست و در این مرحلـه، زشـتی را مـی بینـیم/ بـه 
معنای دوم: کمال درونی ـ حیات ـ رشد و نمو ـ خلاقیت و شکفتن یعنی: زیبایی را مشاهده می‌کنیم. بنـابر 
این، زشتی و زیبایی شئی، به عقیده‌ی "فیخته" وابسته به دیدگاه بیننده دارد. از این رو زیبـایی در جهـان 
وجود ندارد بلکه در روح زیبا جا دارد. هنر، ظهور و بروز این روح زیباست و مقصدش آگاهی دادن است.
به عقیده شلگل( 1829ـ 1778) زیبایی در هنر، به شیوه‌ای بس ناقص و یک جانبه و نامربوط ادراک شـده 
است، زیبایی، نه فقط در هنر یافت میشود بلکه در طبیعت و در عشق نیز به دست می‌آید. چنان که زیبایی 
حقیقی در اتحاد هنر ـ طبیعت و عشق، خودنمایی میکند و به این دلیل، شلگل هنر اخلاقـی و فلسـفی را از هنر وابسته به زیبایی شناسی جدا نمیداند. به نظر آدام مولر( 1829ـ1779) دو زیبایی وجود دارد: یکی هنر
اجتماعی است که انسان را چون آفتاب که سیارات را جذب میکند، به خود فرا میخواند و ایـن، مسـلما هنـر
عتیق است، دیگری زیبایی فردی است و تصویر آن چنانست که فـرد در حـین نظـاره و مراقبـه‌ی خـویش 
آفتابی میگردد که زیبایی را جذب میکند و این زیبایی از آن هنر جدید است.
به عقیده "کراوزه" (1832ـ 1781) زیبایی حقیقی و واقعی، تجلی تصور در صورت ـ Form ــ فـرد اسـت 
ولی هنر تحقق زیبایی در قلمرو روح آزاد انسانی است. عالی‌ترین درجـه‌ی هنـر، هنـر زنـدگانی اسـت کـه 
فعالیت خویش را متوجه آرایش حیات می‌کند تا برای انسان زیبا شود.
به عقیده‌ی "ورون" (1889ـ 1825) هنر تجلی احساس(Emotion) است که از خارج به وسیله ترکیـب 
خط‌ها ـ شکل‌ها ـ رنگها و یا از راه توالی اشارات و حرکات، صداها یا الفاظ اوزان (ریتم) معینی انتقـال مـی 
یابد.
و یا از زبان دیگر صاحب نظران: هنر زبانی ست که یکی از چندین و چند احساس انسانی را با لحـن زیبـایی 
بیان می‌کند.
لوکاچ معتقداست: آرمان هنر خودآگاهی نوع بشر است. شاملو(شاعر) می‌گوید: آرمان هنر تعالی تبـار انسـان 
است. و یا نوشته اند: لازمه هنرمند بودن اینست که انسان احساس را بگیرد، نگاه دارد، به خاطر بسپارد و در 
قالب بیان ابراز کند. برخورد احساسی یا عاطفی برای هنرمند کافی نیست. هنرمند باید پیشه و یا کار خود را 
بشناسد، عشق بورزد و از آن لذت برد و تمام قواعد و فنون و تمام قراردادهایی را بفهمـد کـه بـدان وسـیله،
طبیعت را میتوان تسخیر و تابع میثاق بشری نمود.
و یا گفته اند: که هنر از یک نیاز جمعی مایه می‌گیرد ـ حتی در عصر حجر فرد جادوگر و یا پزشک ساحری 
بود که نیازمندی جمع را به قالب کلمات یا اشکال در می‌آورد. اکنون فهرسـت وار از دوران اولیـه یـا پـیش 
قبیله‌ای بشر به موارد مهم پیدایی و رشد هنر می‌پردازیم.
 شیوه‌های مختلف نگاه به هنر
هنر را از منظرها و به شیوه‌های مختلفی میتوان نگاه کرد:
الف ـ زیباشناختی
یکی از این شیوه‌های بررسی هنر نگاه زیبا شناختی است. مثلاً در ادبیات و هنر، ما میتـوانیم در مـورد آثـار 
نقد فنی یا ذوقی داشته باشیم. منظور از نقد فنی در ادبیات این است که ما یک اثر ادبی را از منظـر صـنایع 
ادبی یا از لحاظ تکنیکهای فنی که در تولید یک اثر هنری به کار میرود بررسی کنیم. به عنوان مثال فرض 
کنید یک شعر را از لحاظ سبک بررسی میکنیم، میبینیم این شعر غزل و کلاسیک است، غـزل آن سـبک 
خراسانی است، سبک خراسانی این ویژگیها را دارد، چهره‌های شاخص یا ایدهآل سبک خراسانی ایـن افـراد 
هستند. در واقع میخواهیم ببیینم این شعر در نوع خود تا چه اندازه موفق بـوده اسـت و آن اسـتانداردها و 
معیارهای ایدهآل در غزل مثلاً در سبک خراسانی را تا چه اندازه تامین کرده است. صنایع ادبی در شعر، نثر،
داستان و رمان بسیار گسترده است که در واقع این صنایع ادبی را میتوان نقد فنی نامید. یعنی اینکه چقدر 
اصول و اسلوب شعری را رعایت کرده است.
همچنین نقد ما میتواند یک نقد ذوقی باشد، یعنی اینکه چه مقدار نو آوری در نقد شده است واز چه میزان 
قریحه و استعداد و خلاقیت در نقد استفاده شده است. از لحاظ معیارهای نوآورانه و خلاقه یـک اثـر هنـری،
قضاوتهای مختلفی میتواند وجود داشته باشد.
ب ـ مطالعه روانکاوانه
ما میتوانیم یک مطالعه روانکاوانه در مورد نقد اثر هنری داشته باشیم. یعنی یک اثر هنری بـه مثابـه یـک 
پدیده روانی تا چه میزان با خصوصیات ذهنی، شخصیتی، تربیتی، عاطفی، فردی و ویژگیهای زیستی انسان 
خلق کننده اثر هنری و مخاطب اثر هنری قابل سنجش، درک و فهم است؟
به طور کلی از نگاه روانکاوانه به هنر میتوان گفت شعر، داستان، طنـز یـا هـر اثـر هنـری از جملـه نقاشـی،
مجسمه سازی و... به یک نوعی برخاسته از ویژگیها و انرژیهای درونی انسان اسـت. انسـان هنرمنـد الهـام میگیرد و این الهام گرفتن یک منشا درونی دارد. یعنی چیزی به نام نفس در درون هنرمند وجود دارد کـه
این نفس میتواند از محیط، متافیزیک، طبیعت و دیگران چیزهایی را تحت عنوان الهام دریافت کند. از یـک
طرف در فرایند دریافت الهام یک سری سازوکارهای درونی اتفاق میافتد و از طرف دیگر خود اثر هنری بـه 
یک سری ابعاد روانکاوانه انسان بر میگردد یعنی نه تنها خود هنرمند دارای یک نفـس الهـام پـذیری اسـت،
بلکه محتوای اثر هنری نیز بازتاب یک مجموعه پدیده‌های هنری است، زیرا اثر هنـری بـرای انسـان نوشـته 
میشود و برگرفته از ویژگیهای انسانی است. بنابراین ابعاد فـردی و روانکاوانـه مـا در نقـد یـک اثـر هنـری 
دخالت دارد. در نقد روانکاوانه از جمله میتوان به بحثهای فرویدیسم توجه کنیم، اینکه چقـدر غریـزه هـا و 
امیال ما در نقد اثر هنری دخالت دارند. مثلاً یک نگاه این است که هنر برخاسته از غریزه ماست، نگاه دیگـر 
این است که هنر در نتیجه سرکوب شدن غرائز به صورت تخیلهای زیباشناسانه تصعید میشود یا اینکه هنر 
از جنس تخیل است و چون از جنس تخیل است بنابراین با ابعاد روانی ما خیلی سر و کار دارد. شناخت ساز 
و کار یا طرز عمل تخیل آدمی در حوزه هنر و میزان بازتابش و بازنماییاش در خود آثار هنری، یا اینکـه بـه 
چه مقدار ویژگیهای روانکاوانه ذهن جمعی جامعه هنرمند وارد اثر هنری میشود از جمله مباحثی است که 
در حوزه نقد روانکاوانه جای میگیرد. ما گاهی اوقات روانکاوی را در سطح فردی میبینیم، و گاهی روانکاوی 
میتواند دارای ویژگی روانکاوی ذهن جمعی باشد. مثلاً ایرانیها در دنیای امروز دارای یک سری ویژگیهایی 
هستند که آن ویژگیها به صورت عام در تک تک ما مشترک است و مـا بـه آن ویژگـی هـای ذهـن جمعـی 
ایرانیان میگوییم. آن ویژگیها در واقع بر تک تک ما قابل اطلاق است.
بحث جنسیت و روابط جنسی، خوراک و اشکال گوناگون لذتها، غرائز و... میتواند در حوزه نقد روان کاوانه 
جای گیرد.
ج ـ شناخت تاریخی
ما میتوانیم یک نقد و شناخت تاریخی از اثر هنری نیز داشته باشیم. یعنی اینکه همه هنرها و آثار هنری در 
یک بستر اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... شکل میگیرد که این بستر در طول زمـان یـک فراینـد تاریخی را طی میکند، به این معنا که با تحول و تغییر تاریخی بستر، سبکها و محتواهای آثار هنری یعنی
مضامین و فرمها دستخوش دگرگونیهایی میشوند به همین دلیل وقتی که آثار هنری را بـه طـور تـاریخی
مشاهده میکنیم، میبینیم که یک فرایند و تحول تاریخی اتفاق افتاده است که هنرهـا در آن بسـتر شـکل 
گرفتهاند. در یک نگاه دیگر میتوان گفت نه تنها تحول سبکهای هنری در بستر تاریخی قابل مطالعه است 
بلکه در درون آثار هنری میتوانیم ویژگیهای تاریخی جوامع را نیز ببینیم. مقوله هنر و زمان بسیار بـه هـم 
آمیخته هستند، به طوری که بدون در نظر گرفتن عنصر زمان نمیتوان به فهم درستی از اثر هنـری دسـت 
یافت. یعنی نه تنها در شرایط تولید و تکوین اثر هنری بلکه در شـرایط درک و فهـم اثـر هنـری نیـز تـاریخ 
دخالت دارد.
مثلاً قرائتهایی که از آثار شکسپیر وجود دارد نشان میدهد که فهم آثار شکسپیر در طی چهـار صـد سـال 
گذشته در دوره‌های تاریخی مختلف به گونه‌های مختلف بوده است و پنج قرائت از آثار شکسـپیر بـه وجـود 
آمده است. یا قرائتهای تاریخی مختلفی که از آثار حافظ شده است نشان دهنده این است که در دورههـای 
تاریخی مختلف دریافت ما از حافظ یکسان نیست. حافظ رند، حافظ سیاسی متشرع، حافظ ادیب و اهل ذوق 
و حافظ بیبند وبار لاقید و بیدین که هر چهار قرئت وجود دارد و انتخاب هر یـک از ایـن چهـار قرائـت بـه 
دوره‌های تاریخی مختلف بستگی دارد.
بنابراین ما میتوانیم یک شناخت تاریخی از هنر داشته باشیم که خاستگاه‌های تاریخی هنر، بازنمای تـاریخ 
در هنر و خوانشهای تاریخی از هنر و هنرها را در آن میتوانیم ببینیم.
د ـ درک فلسفی از هنر
ما میتوانیم یک درک فلسفی از هنر نیز داشته باشیم. فلسفه کلیترین ادراک ما از هسـتی و وجـود اسـت. فلسفه تلاشی است برای ادراک مفهومی عالم. اینکه عالم چیست؟ ما دراین عالم کیستیم؟ و نسبت بین مـا،
عالم و هستی چیست؟ و مقولات کلانی مثل زمان و مکان چیست؟ و اینکه هنر به مثابه یک مقولـه فلسـفی 
چیست. تلاش برای فهم چیستی و جوهر هنر از جمله مباحث مطرح شده در نگاه‌های فلسفی به هنر است. هنر به مثابه یک نوع معرفت، ابزاری برای انسان بوده تا بـین خـود و هسـتی نسـبت هـایی را یرقـرار کنـد و
سبکها و مضامین هنری مختلف را در همین نگاه‌های فلسـفی قـرار مـی دهـیم و از طریـق آنهـا مکاتـب و
نحله‌های هنری را تجزیه و تحلیل میکنیم و پرسشهای کلی در باره هنر و هنرمند مطرح میکنیم.
هـ ـ نگاه جامعهشناختی (علوم اجتماعی) به هنر
یکی دیگر از شیوه‌های نگریستن به هنر، نگاه جامعهشناسانه به هنر است. منظور از نگاه جامعهشناسانه، فقط 
نگاه جامعهشناسی نیست بلکه نگریستن از منظر علوم اجتماعی است که جامعـه شناسـی، اقتصـاد، حقـوق،
مطالعات فرهنگی و... را در بر میگیرد. نگاه جامعهشناسانه دارای بحثهای مختلفی است. یکی از بحثها در 
مورد خاستگاه اجتماعی هنر است، یعنی تبیینهای تاریخی اجتماعی که از سبکها و مضامین هنـری ارائـه 
میدهد.
بحث دیگرش در مورد تبیین علی هنرهاست. یعنی اینکه چه تحولی رخ داده که در یک دوره شـعر فارسـی،
مهمترین قالب هنری در جامعه ایران بوده در حالی که امروزه این طور نیست. اگر به طـور تـاریخی بررسـی 
کنیم میبینیم در طی همین 40-30 سال اخیر شعر مهمترین قالبی بوده است که انسان ایرانی به کمک آن 
میاندیشید و احساسات خود را بیان میکرد، شکل میداد و خواسته‌ها و نیازهای عقلی و احساسـی خـود را 
در قالب شعر میریخت، اما در حال حاضر شعر دیگر جایگاه تاریخی خود را ندارد و بـه جـای آن نثـر یعنـی 
داستان و رمان و متنهای رسانهای مثل فیلمنامه و نمایشنامه اهمیت پیدا کرده است. بنـابراین یـک تحـول 
تاریخی رخ داده که در نتیجه آن متنهای بصری و تصویری جایگزین شعر که یک متن کلامی اسـت شـده 
است.
اگر کلیت هنر را بررسی کنیم میبینیم به طور تاریخی ابتدا اسـطوره در جامعـه مـا اهمیـت داشـته و بعـد 
حماسه و بعد از آن سبکهای روایی و تغزلی اهمیت پیدا کرده است. یعنی اگر ایران باستان و قبل از اسلام 
را بررسی کنیم اسطوره‌هایی مثل گیلگمش را که صورت هنری دارد را میبینیم که ما ایرانیان به کمک آن 
میاندیشیم. بعد از اسلام، حماسه سرایی که اوج آن در شاهنامه فردوسی تبلور پیدا کرده قالب هنری ماست به تدریج حماسه تنزل پیدا میکند و به جای آن تغزل اهمیت پیدا میکند که ابتدا در سبک خراسانی و بعد
در سبک عراقی تبلور مییابد که اوج آن در شعر سعدی و حـافظ اسـت. شـکل هنـری تغـزل در ایـن دوره
اهمیت دارد و بعد از این دوره است که شاهد هستیم یک شکل روایی که درقالب مثنوی ظـاهر مـی شـود و 
مولانا در اوج آن قرار میگیرد به وجود میآید. هر چه به دوران معاصر نزدیک میشویم شعر تحول مییابد و 
شعر نو پدید میآید که بر یک نوع آزادی و رهایی از صنایع ادبی از جملـه نداشـتن قافیـه و ردیـف تاکیـد 
میکرد و به جای همه اینها یک نوع از گونه اجتماعی شعر متولد میشود که نه تغزل و نه روایت، حماسـه و 
اسطوره است بلکه معطوف به زندگی جمعی انسانهاست. بنابراین ما در حـوزه هنـر فراینـدهای تـاریخی را 
میبینیم که این هنرها از لحاظ سبک و صورت تغییر کردهاند و برای فهم این تغییر در فراینـدهای تـاریخی 
باید به سراغ خاستگاه‌های اجتماعی آنها رفت. در خاستگاه‌های اجتماعی هنر به صورتهای هنر توجه داریم 
نه به محتوا در حالیکه در تبیینهای علی هنرها ما به محتوا و مضامین هنری توجه داریم و اینکه چـرا ایـن 
مضامین و محتواها به وجود آمدهاند. در تبیینهای علی هنرها ما یک نگاه همزمانی داریم. مسائلی از جملـه 
فردیت، زنان هیچ وقت در دوره‌های تاریخی مختلف مضمون هنر نبوده است در حالی که امروزه این مسـائل 
از عمدهترین مسائل مطرح شده در هنر است و در این نوع موارد تبیینهای علی هنرها کمک کننده است.
در این زمنیه دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. نگاه‌های هگلی به هنر اساساً معتقدند که جامعه با هنر کـاری 
ندارد. رمانتیستها در هنر معتقدند هنر محصول نبوغ و خلاقیت فردی است و جامعه با هنر کاری ندارد. در 
مقابل مارکسیستهایی مثل لوسین گلدمن، لوکاچ و... معتقدند جامعه علت تامه تولید هنر است به این معنا 
که چگونه ارزشهای کاپیتالیستی در نظام سرمایهداری تولید هنر را سامان میدهند و سبکهـای هنـری را 
به وجود میآورند.
نگاه سوم، نگاه مارکس شلر است. او معتقد است جامعه شرط تحقق هنر‌هاست، اما علت تامه هنرها نیسـت 
به این معنا که اگر بین یک صورت هنری به عنوان عامل ایدهای و یک وضعیت اجتمـاعی بـه عنـوان عامـل 
واقعی یک نوع همخوانی و سازگاری به وجود آید در آن موقع یک شاهکار هنری شکل میگیرد. بنا بـر ایـن 
نظر جامعه شرط لازم تحقق هنر‌هاست ولی شرط کافی نیست، یعنی علاوه بر شرایط اجتمـاعی، اقتصـادی خاص باید استعداد، نبوغ و عامل ایدهای هم وجود داشته باشد. بنابراین از نگاه شـلر در واقـع یـک تعامـل و
دیالکتیک بین جامعه و هنر وجود دارد و آن این است که هر دو بر هم تأثیر میگذارند. اینگونـه نیسـت کـه
لزوماً اگر عامل ایدهای نباشد فقط وضعیت اقتصادی، سیاسی بتواند هنری را خلق کند و اینگونه هم نیسـت 
که اگر عامل ایدهای به تنهایی باشد ولی شرایط اجتماعی، اقتصادی نباشـد، اسـتعدادهای درخشـان بوجـود 
بیایید. از نگاه شلر این دو لازم و ملزوم یکدیگر هستند.
البته جامعه شناسی هنر تنها منوط به توضیح خاستگاه اجتماعی و علیت اجتماعی هنر هـ ا نیسـت بلکـه بـا 
مسائل دیگری نیز سر وکار دارد که مهمترین این مسائل عبارتند از:
1. خاستگاه اجتماعی هنر 
2. تبیین علی هنر 
3. کارکردهای اجتماعی هنر
4. شناخت اجتماعی هنر مندان به مثابه یک گروه اجتماعی
5. شناخت ماهیت اجتماعی سبکها و صورتهای هنری
6. شناخت نحوه در یافت و پذیرش اجتماعی هنر یا شیوه درک اجتماعی هنر
7. شناخت سازمان توزیع و اشاعه هنرها.
 زیبایی و زیبا شناسی
در جهان امروز سه هزار زبان وجود دارد ولی زبان تصویر و موسیقی یکی است فلاسفه اعتقاد دارند. زیبـایی 
خاطره‌ای است ازلی که ما در کودکی یاد گرفته ایم و حال هرچه را می‌بینیم و درک میکنیم فکر میکنـیم 
زیباست. عده‌ای اعتقاد دارند چیزی زیباست که در سرجای خود باشد. بنابر این نظم را زیبایی میدانند. امـا 
زیبایی و زیبایی شناسی امری است نسبی و بستگی به برداشت انسان دارد و طی قرون و اعصار درکشورهای 
مختلف و با شرایط آب و هوایی متفاوت و نیز تحت تأثیر شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسـی آثـار هنـری 
بزرگی بوجود آمده اند، که شبیه به یکدیگر نبوده‌اند ولی تمام آنها را آثار بصری نامیده اند.
در تقسیم انواع زیبایی می‌توان گفت زیبایی به شش گونه وجود دارد:
1. زیبایی مطلق:که جزو ذات خداوند است و کانون تمام زیبایی‌هاست.
2. زیبایی آرمانی: که به ادارک نبوغ بشری که موجودات را آنگونه که باید باشند در نظر می‌گیرد.
3. زیبایی طبیعی:که اغلب در طبیعت یافت می‌شود.
4. زیبایی جسمی: مانند چهره زیبا.
5. زیبایی عقلی: مانند فکر و اندیشه زیبا.
6. زیبایی اخلاقی: مانند خلق و خوی زیبا.
 اصول زیباشناختی هنر
1. ترکیب بندی یا کمپوزوسیوم: در ترکیب بندی عناصر بصری ما معمولا اجـزاری مـورد نظـر را میتـوانیم در 
نقاط طلایی کادر قرار دهیم تا از زیبایی و پویایی بیشتر در قاب تصویر استفاده کنیم. یکـی از ایـن روشـها 
روش نقاط طلای کادر است. در این شیوه کادر مورد نظر را به سه ردیف عمودی و افقی تقسیم کرده محـل 
تلاقی هر یک از خطوط نقاط طلایی کادر ما خواهند بود. همچنـین بـرای تاکیـد بیشـتر بـر روی موضـوع 
میتوانیم از نقطه تأکید که معمولا برآیند قطبهای هر شکل بوجود می‌آید استفاده کنیم.
2. ‌هارمونی یا تعادل:‌هارمونی و تعادل برای بوجود آمدن هماهنگی بین اجزا استفاده می‌شود.
3. تضاد و کنتراست: معنی تضاد در هنر ضدیت نیست بلکه تفاوت برای رسیدن به یک هدف است.
4. تکرار و تأکید: اغلب آثار هنری از تکرار برای ماندگار شدن استفاده میکنند. مانند اشعار کـه اغلـب دارای 
ابیات تکرار شونده هستند.
آوانگارد چیست؟ آوانگارد در هنر به معنی ظهور کردن است. آوانگاردها در کار پیشـروی مـی کننـد، کـار را شروع می‌کنند مثلا یک سبک هنری را ایجاد می‌کنند بدون اینکه بدانند آینده‌ی آن چه می‌شود یا برای آن برنامه‌ای داشته باشند.
 
دسته بندی هنر از لحاظ تأثیرگذاری و ارزش
1. هنر برای اجتماع
2. هنر برای هنر: یعنی هدف هنرمند از خلق آثار هنری اعتلای هنر خویش و تنهـا بـر اسـاس حـس درونـی است که دارد بدون اینکه به مخاطب یا خواسته‌های آن توجه داشته باشد یا آنرا مدنظر قرار بدهد.
 خصوصیات پیام‌های بصری
1. پیام‌های بصری اغلب به صورت رمز و نماد هستند و در واقع معنا و مفهومی را جدای از معنای ذاتی خود 
تلقین می‌کنند. مثل صلیب که نشانه مسیحیت است.
2. ساختار بعضی از پیام‌های بصری باز سازی شده و برگرفته از دنیای خارج است کـه مـا در طبیعـت مـی 
بینیم مانند برگ زیتون که سنبل صلح است.
3. به صورت انتزاعی است که به آنها پیام‌های قراردادی می‌گویند. مثل چراغ راهنمایی قرمز یا سبز کـه در 
تمام دنیا یک معنی می‌دهد.
 قالب‌های برنامه سازی
نمایشی و داستانی که خود به سه بخش سینمایی و تله فیلم، سریال و تله تئاتر تقسیم می‌شود.
الف) سینمایی و تله فیلم: در کار سینمایی معمولا از نگاتیو استفاده می‌شود و با دوربین‌های فـیلم بـرداری 
انجام می‌گیرد و برای مخاطب خاص تهیه می‌شود. اما کار تله فیلم معمولا با دوربین‌های ویـدئویی ضـبط 
میشود و اغلب برای پخش از تلویزیون ساخته می‌شود.
‌ب) سریال ـ کار نمایشی است، مجموعه‌ای است که به صورت زنجیره وار بـه لحـاظ موضـوع و محتـوی بـا 
قسمت‌های بعد در ارتباط است.
‌ج) تله تئاتر: با این تفاوت که در تئاتر مخاطب از یک زاویه به تئاتر نگاه می‌کند ولی در تله تئـاتر انتخـاب 
زاویه دید با کارگردان است. مخاطب می‌تواند نمادها بسته تری را از تئاتر ببیند.
قالب برنامه سازی کار مستند 
در کار مستند شیوه‌های مختلفی وجود دارند که عبارتند از:
مستند محض: عبارت از مستندی است که بازی کننده عین واقعیت است و دوربین در جایگاه مخاطـب قـرار 
می گیرد بدون اینکه قضاوتی بکند و یا تصمیم گیری خاص داشته باشد.
مستند باز سازی شده: که اقلب برای کارهای تاریخی اتفاق می‌افتـد کـه بـر اسـاس اسـناد موجـود نماهـا و 
شخصیت‌ها بوسیله دکور و گریم باز سازی می‌شوند.
مستند نمایشی: در مستند نمایشی با وارد کردن شخصیت‌های نمایشی و بـازیگران قصـد بیـان اتفـاقی ر ا از 
زاویه دید بازیگر داریم.
مستند ترکیبی: در مستند ترکیبی معمولا هر بخش شیوه خاصی از مستند را دارا می‌باشد.
نماهنگ یا کلیپ: د ر نماهنگ و کلیپ اغلب بر اساس قطعه موسیقی ساخته شده تصـاویر انتخـاب میونـد از 
ویژگی‌های نماهنگ و کلیپ ریتم تند و شیوه تصویر برداری آن می‌باشد.
برنامه‌های ترکیبی یا جنگ: که اغلب برنامه‌های تلویزیون در این قالب ساخته می‌شـود. مثـل برنامـه هـای 
گفتگو محور، برنامه‌های آموزشی و جنگ‌های شبانه.
 دلایل روی آوری انسان به هنر
1. فطرت انسان: فطرت انسان زیباست و زیبایی را دوست دارد.
2. رسایی: یعنی هنر چیز سخت و پیچیده‌ای نیست و به راحتی می‌توان آن را درک کرد.
3. جهانی بودن: با وجود تفاوت فرهنگ‌ها و زبان‌های متعدد در جهان، این هنر است که در همه‌ی جهان 
ملموس و قابل فهم است و در حقیقت هنر زبان مشترک تمام انسانهاست.
4. ماندگاری: به دلایلی که در موارد فوق اشاره شد می‌توان گفت هنر ماندگار است.
5. سرعت انتقال پیام در هنر
دلایلی که در بالا بدانها اشاره شد با هم همپوشانی دارند و هر کدام جداگانه نمی‌توانند دلیل این امر باشند.

 

موسیقی دینی

مطالعه فرهنگی موسیقی و اسلام از منظر مردم شناسی موسیقی (از عصر باستان تا دوره اسلامی)

وب سایت رسمی روزنامه مستقل

بررسی رابطۀ دینداری و گرایش به موسیقی مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه حکیم سبزواری

نگاهی گذرا به سیر تحول کارکرد موسیقی در حیات دینی یهود

موسیقی  و شریعت

«موسیقی» یا «موسیقیا» واژه‌ای یونانی است که در فرهنگ لغت، معادل «غنا» است ولی در حوزه‌ی مفاهیم دینی و اصطلاح فقه، این دو کلمه با یکدیگر تفاوت دارند.
آیا موسیقی و غنا مترادف است یا هر یک معنایی متفاوت از دیگری دارد در این زمینه بحث‌های متفاوتی در بین اندیشمندان دینی مطرح شده است که به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌نماییم.
۱ - غنا: آوازی که از حنجره‌ی آدمی بیرون آمده و در گلو چرخانده شود (چهچهه) و در شنونده، حالت طرب ایجاد کند و مناسب با مجالس لهو و خوش‌گذرانی باشد.
۲ - موسیقی: به صوت و آهنگی گفته می‌شود که از آلات موسیقی پدید آید. بر این اساس دایره‌ی موسیقی از دایره‌ی غنا بزرگتر است. در قرآن چند آیه در این مورد نازل شده است که با توجه به بعضی از آیات قرآن و احادیث حرمت غنا و موسیقی لهوی، به خوبی ثابت می‌شود. افزون بر آن، تمامی فقیهان شیعی نیز بر حرمت موسیقی و غنا اتفاق نظر دارند.
۳ - غنا درآیات قران:
آیه اول: «ذلک و من یعظم حرمات الله خیرٌ له عند ربه واحلت لکم الانعام الاماتتلی علیکم فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور؛ [۱]
این است ـ آن‌چه مقرر شده ـ و هر کس مقررات خدا را بزرگ دارد، آن برای او نزد پروردگارش بهتر است و برای شما دام‌ها ( چهارپایان ) حلال شده است، مگر آن‌چه بر شما خوانده می‌شود پس از پلیدی بت‌ها و از گفتار باطل اجتناب ورزید».
آیه دوم: «و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم و یتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین؛ [۲]
بعضی از مردم، سخنان باطل و بیهوده می‌خرند تا مردم را از روی جهل و نادانی گمراه سازند و آیات الهی را به استهزاء گیرند، پس برای آنها عذابی خوارکننده است.» [۳]
۴ - غنا در روایات
روایت اول: امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: «غنا» از مسائلی است که خداوند متعال وعده‌ی عذاب بر آن داده است و سپس آیه‌ی ۶، سوره‌ لقمان را تلاوت فرمود. [۴]
روایت دوم: امام صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید: «الغنا یورث النفاق؛ [۵][۶] غنا نفاق را به ارث می‌گذارد.»
روایت سوم: در حدیثی از جابر بن‌ عبدالله از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نقل شده که فرمود: «کان ابلیس اوّل من تغنی» [۷]
شیطان اوّلین کسی بود که غنا خواند.»
روایت چهارم : امام صادق (علیه‌السلام) فرمود:«خانه‌ای که در آن غنا باشد، ایمن از مرگ و مصیبت دردناک نیست و دعا در آن به اجابت نمی‌رسد و فرشتگان وارد آن نمی‌شوند.» [۸]
روایت پنجم: پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمود: «الغناء ینبت النفاق فی القلب کما ینبت الماء البقل؛ [۹][۱۰] غناء روح نفاق را در قلب پرورش می‌دهد همان‌گونه که آب گیاهان را پرورش می‌دهد.»
۵ - طرب و لهو: طرب و لهو، دو واژه‌ی کلیدی است که در باب غنا و موسیقی به کار می‌رود.
۶ - طرب: به حالت سبک وزنی و سبک عقلی طرب گفته می‌شود که در اثر شنیدن آواز یا آهنگ، در روان و نفس آدمی پدید می‌آید و او را از حد اعتدال، خارج می‌کند. این امر تنها به حالت شادی اختصاص نمی‌یابد بلکه ممکن است ازآهنگ‌های غمگین و حزن‌آور نیز به دست آید.
۷ - لهو: لهو، سازگاری و هم نوایی آواز و آهنگ نواخته شده با مجالس فساد و خوش‌گذرانی است، بدین معنا که ممکن است نغمه‌ای طرب‌انگیز نباشد ولی از نغمه‌هایی باشد که فقط در جلسات فاسقان و هواپرستان رایج باشد. به این آهنگ لهوی می‌گویند .
۸ - مطرب لهوی: اگر آهنگی از هردو مشخصه (طرب و لهو) برخوردار باشد، به آن مطرب لهوی می‌گویند.
۹ - آلات موسیقی: آلات مختص:
به آلاتی از موسیقی گفته می‌شود که نوعاً در لهو و لعب به کار می‌روند و نمی‌توان از این آلات استفاده‌ی حلالی کرد.
آلات مشترک: به آلاتی از موسیقی گفته می‌شود که هم می‌‌توان از این آلات استفاده‌ی حلال و مشروع کرد و هم استفاده‌ی حرام و نامشروع.
۹.۱ - حکم آلات مختص: استفاده از آلات مختص به هیچ وجه جایز نیست.
۹.۲ - حکم آلات مشترک: آلات مشترک بستگی به کیفیت نواختن آن دارد. بیشتر مراجع تقلید استفاده از آلات مشترک را به طور مطلق حرام نکرده‌اند بلکه بر اساس کیفیت نواختن آن فتوی داده‌اند.
۹.۳ - تشخیص نوع آلات موسیقی: در مورد تعیین آلات مشترک و مختص برخی از مراجع معتقدند که تشخیص این موضوع با خود مکلف است و نظر دیگر این است که باید بررسی شود که استفاده‌ی غالب از فلان آلت موسیقی در عرف، استفاده‌ی حرام است یا حلال، یعنی مثلا بیشتر برای نواختن آهنگ لهوی از آن استفاده می‌شود یا خیر.
۱۰ - نتیجه گیری: هر نوع آواز و آهنگی، حرام شمرده نمی‌شود بلکه تنها آهنگ‌های مناسب با مجالس لهو و فساد، حرام است و گوش دادن به آهنگ‌هایی که این مشخصه را ندارند و یا مشکوک به نظر می‌رسند، اشکال ندارد.
۱۱ - پانویس
۱.    ↑ سوره حج(۲۲)،آیه ۳۰.    
۲.    ↑ سوره لقمان(۳۱)،آیه ۶.    
۳.    ↑ طباطبایی،محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن،ج۱۶،ص۲۰۹.    
۴.    ↑ الحسینی البحرانی، سید‌هاشم البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسه البعثه، ج۳،ص ۸۸۱ ـ ۸۸۲.
۵.    ↑ وسائل الشیعه، آل البیت،ج۱۷،ص۳۰۹.    
۶.    ↑ محمدی ری‌شهری،محمّد، میزان الحکمة، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، ج ۷،ص۳۰۶.
۷.    ↑ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه،آل البیت، قم، ج۱۷،ص۳۱۰    
۸.    ↑ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه،آل البیت، قم، ج۱۷،ص۳۱۵.    
۹.    ↑ میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسائل،ج۱۳،ص۲۱۵.    
۱۰.    ↑ آیت الله فاضل لنکرانی، جامع المسائل (استفتائات)،مطبوعاتی امیر، چاپ دوم، ص ۲۵۲.

 

موسیقی مقدس در ویکی

 
 
 
 

https://www.youtube.com/@awakeningrecords

 

 

موشن کمیک (Motion Comic)

موشن کمیک (Motion Comic) یک تکنیک نوظهور انیمیشنی از تلفیق و ترکیب تصاویر کتاب‌های کمیک یا تصاویر فیلم‌ها و هنر پویانمایی است که با استفاده از جلوه‌های صوتی و انیمیشن، داستانی را روایت می‌کند. حباب‌های گفتگو و توضیحات متنی بنا بر سلیقه سازندگان یا حذف می‌شوند و جای خود را به نریشن و دوبله می‌دهند یا به همراه نریشن در پروژه قرار می‌گیرند و در برخی موارد هم به تنهایی در پروژه استفاده می‌شود که هرکدام از این موارد چاشنی به خصوصی را به کار نهایی می‌دهند.

از این تکنیک پرطرفدار برای ساختن سینماتیک‌های بازی‌های کامپیوتری و سریال‌های جذاب نیز استفاده می‌شود که همین امر موجب شدت گرایش تهیه کنندگان و کارگردانان بزرگ به تولید اثرات بی نظیر خود به روش موشن کمیک شده است و هر ساله به تولید کنندگان و طرفداران آن اضافه می‌شود. هدف از این آموزش، یادگیری تکنیک‌های اصولی ساخت موشن کمیک یا کمیک استریپ متحرک است که کاربران بعد فراگیری و مسلط شدن به آن توانایی ساخت انواع موشن کمیک‌ها با موضوعات مختلف را دارند.

همچنین از این تکنیک برای ساخت تیزرهای تبلیغاتی فانتزی و آلبوم‌های دیجیتال حرفه‌ای هم استفاده می‌شود که دارای بازار کار مناسب است. ما در این آموزش تکنیک ساخت صفر تا صد یک موشن کمیک را به کمک نرم افزارهای فتوشاپ، افترافکت (After Effects) و ادیوس (Grass Valley EDIUS Pro) آموزش می‌دهیم. از نرم افزار فتوشاپ برای ادیت و ساختن تصاویر اولیه، از نرم افزار افترافکت برای جلوه‌های تصویری و حرکات دوربین و از نرم افزار ادیوس برای اضافه کردن جلوه‌های صوتی و هماهنگی آن با تصاویر استفاده می‌کنیم. این آموزش بدون پیش نیاز بوده و موارد اولیه کار با نرم افزارهای استفاده شده در آموزش بیان شده است.

زمانی بود که کمیک بوک‌ها فلسفه ساده‌ای را دنبال می‌کردند. با طراحی‌هایی ساده و یک طیف رنگی محدود روی کاغذ چاپ، از کمیک فروش‌ها خریداری می‌شدند و قرار بود که سرگرمی اوقات فراغت باشند.
کمیک بوک‌ها علاوه بر شیوه سنتی و دو بعدی، به نحو جدیدی در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرند و با پدیده‌ای به اسم موشن کمیک مواجه شده‌ایم. موشن کمیک فرایندی است که در آن به طراحی‌ها و تصویرسازی‌های دو بعدی هنرمندان عرصه کمیک بوک، زندگی متحرک دمیده می‌شود و آن‌ها را از چارچوب و مرز کمیک بوک‌های دو بعدی خارج می‌کند.
نمایی از موشن کمیک Superman: Red Son
در این روند، طراحی‌های موجود از کمیک بوک‌ها (که اکثراً هم از بین کمیک بوک‌های مشهور و محبوب انتخاب می‌شوند) یا داستان‌هایی که به صورت اختصاصی برای متحرک شدن خلق می‌شوند، به صورت لایه‌بندی درمی‌آیند تا بتوان داستان را با عمق بیش‌تری روایت کرد. اضافه کردن افکت‌های صوتی، موزیکی مناسب در پس زمینه روایت و همچنین تغییر زاویه دوربین، باعث می‌شود تا با دیدی متفاوت خواندن کمیک بوک‌ها را که روزی فقط یک سرگرمی ایستا بودند، بتوان تجربه کرد.
بعضی از موشن کمیک‌ها پا را فراتر از افکت‌های صوتی، موزیک و تغییر زاویه دوربین گذاشته‌اند و حتی با استخدام گویندگانی برای صداگذاری شخصیت‌های داستان، دنیای کمیک بوک‌ها را هر چه بیش‌تر شبیه به انیمیشن‌های دو و نیم بعدی کرده‌اند.
همان طور که روایت‌ها و داستان‌های کمیک بوک‌های امروزی از دنیای کلاسیک خودشان فاصله گرفته و به سراغ ماجراهایی پخته‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر رفته‌اند، طبیعی است دنیای دیجیتال هم بستری پخته‌تر و به‌روزتر برای تجربه‌ای دیداری و شنیداری به منظور تکمیل کردن تجربه این نوع از هنر را فراهم کند.
با این تفاسیر می‌توان این گونه بیان کرد که موشن کمیک در واقع نوعی سرگرمی است که بین مرز کاغذ کمیک بوک‌ها و انیمیشن‌های کامل قرار دارد. با خلق موشن کمیک‌ها، قدم‌های اولیه برای این نوع از سرگرمی برداشته شده تا از محدوده همیشگی در دنیای چاپ خارج شود و عرصه‌ای جدید را که با قابلیت‌ها و نوآوری‌های نو همراه است، ارائه کند.
تصویری متحرک از آغاز موشن کمیک واچمن
با وجود این که حس و حال ورق زدن صفحات یک کمیک بوک کاغذی چیز دیگری است اما نوآوری‌های این گونه هم می‌توانند به صورت موازی و در کنار تجربه‌های کلاسیک، حیات خود را ادامه دهند و دریچه‌های جدیدی برای مخاطبان به دنیای سرگرمی باز کنند.
هر چند دنیای موشن کمیک‌ها دنیایی تازه‌پا با کلی تجربه شکست قبلی محسوب می‌شود و اکثر طرفداران دنیای کمیک بوک‌ها می‌توانند تجربه‌های ناکامی را در این زمینه به یاد آورند. با این وجود به تازگی آثاری در این حوزه دوباره خودنمایی کرده‌اند (چه به صورت رسمی و چه به صورت فن مِید) و می‌توانند نوید موج جدیدی از موشن کمیک‌ها را بدهند.


           

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b2 ||| This page was produced in : 0.006 Seconds