- دین و رسانه - رسانه دینی، دین رسانه‌ای
: 20220605 : 2617

رسانه دینی، دین رسانه‌ای


  1. هنرهای هشتگانه
  2. مبانی تبلیغ دین در رسانه‌های نوین
    1. مبانی کلامی
    2. مبانی فقهی
    3. مبانی اخلاقی
  3. معرفی سایت‌های دین و رسانه
  4. درآمدی بر ساختار روایت دینی
  5. موضوعات تحقیقاتی در حوزه دین و رسانه‌های نوین
  6. کنفرانس بین المللی «ظرفیت شناسی و تأثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزش‌های دینی»
  7. رسانه و کثرت گرایی دینی
  8. چند کتاب در حوزه دین و رسانه
  9. دین رسانه‌ای
  10. رسانه
  11. تأثیر متقابل رسانه و دین
  12. مقاله سوم
  13. نظریه هنجاری رسانه
  14. روایت دینی
  • دین و رسانه
    1. رسانه و مذهب
  • دین، جهان مجازی و عالم خیال
  • رویکردی اسلامی به سرگرمی رسانه ای
  • تبلیغ ادیان غیرتوحیدی(آئین‌های تائو، بودا و کنفسیوس) در قالب انیمیشن
  •  مبانی پژوهش
  • ادیان مردم چین
    1. کنفسیوس
    2. فیلم‌های سیاسی

  • هنرهای هشتگانه

    هنر اول) هنر موسیقی نظیر؛ نوازندگی، آهنگسازی و… هنر دوم) هنر حرکات نمایشی نظیر؛ رقص، سیرک و… هنر سوم) هنرهای ترسیمی نظیر؛ طراحی، نقاشی، عکاس، خطاطی و… هنر چهارم) هنرهای تجسمی نظیر؛ معماری و دکوراسیون، مجسمه‌سازی، خیاطی و طراحی لباس، شیشه گری و… هنر پنجم) هنر ادبیات نظیر؛ نویسندگی، شعر، داستان، فیلمنامه و… هنر ششم) هنرهای نمایشی نظیر؛ تئاتر، اجرای نمایشنامه و شعرخوانی و… هنر هفتم) هنر سینما نظیر؛ بازیگری، کارگردانی و… هنر هشتم) هنر بازی‌سازی؛ طراحی و ساخت بازی‌های ویدیویی و رایانه‌ای و…

    ) هنر موسیقی
    ۲) هنر نقاشی
    ۳) هنر نویسندگی
    ۴) هنر شاعری
    ۵) هنر پیکر تراشی
    ۶) هنر تئاتر
    ۷) هنر سینما
    ۸) بازی‌های رایانه‌ای

    مبانی تبلیغ دین در رسانه‌های نوین

    مبانی کلامی

    خاتمیت اسلام به معنای دین «جاودانه»، «جهانی» و «جامع» است پس همه انسان‌های روی زمین را خطاب قرار دهد و وظیفه مومنان رساندن این پیام بشریت است، در این راستا، تناسب تبلیغی پیام و موقعیت زمانی و مکانی آن مورد توجه اعصار مختلف بوده است. اصلی که حتی گوناگونی معجزات انبیاء الهی نیز از آن نشئت می‌گیرد. پیشوایان معصوم(ع)نیز برای تبلیغ دین به تناسب هر زمان از أشکال مختلف ارتباط «فردی» و «گروهی» به بهترین وجه بهره گرفته اند. رسانه‌های نوین و فراملی شدن پیام رسانی، باعث سهولت دسترسی مخاطبان به برنامههای مختلف و بالارفتن قدرت انتخاب آنان شده و بخش عمدهای از فرصت آنان را به بهره گیری از برنامه‌های رسانهها اختصاص داده است.
    اگر بخواهیم بین هنر شعر در صدر اسلام و هنر هفتم، یعنی سینما و تلویزیون ـ که از ظرفیت تمامی هنرها برای تولید پیامهای جذاب و مؤثر بهره میبرندـ مقایسه کنیم، با اندک تأملی پی می‌بریم که هنر شعر در عصر جاهلیت و در صدر اسلام، دقیقاً کارکرد امروزی رسانه‌ها را داشته است. زیرا شعر تمامی عناصر جذابیت اعم از جذابیت‌های کلامی، آهنگی، تصویری و صنایع ادبی، را در خود جای داده است و با ترکیب آنها انرژی و توانمندی فوق العاده‌ای در پیام ایجاد می‌کند و با شکستن تمامی مرزهای جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی سِحرگونه پیام را در دل مخاطب می‌نشاند.

    مبانی فقهی

    دین جهانی، جاودانه و جامع چنان ظرفیتی دارد که با حفظ اصول و پویایی زمانه جهت رفع نیازهای بشر قدم بر دارد. از این رو دین خاتم بر اجتهاد قاعده مند استوار است تا هدایت و نظارت بر تغییرات زمانی و مکانی را رقم زند. بنابراین ملاک‌هایی همچون: بیشتر بودن منافع آن از ضررهای آن برای فرد و جامعه، سازگاری آن با اصول اعتقادی و ارزش‌های دینی، آگاهی کامل از کج کارکردهای آن، بهره گیری از آن در راستای تعالی روحی انسان و ارتقاء جامعه اسلامی و جبران خلأهایی که تکنولوژی رسانه در روابط فردی و اجتماعی ایجاد میکند ملتزم باشیم.
    پس برای اینکه در همه زمان‌ها، مکان‌ها و عرصه‌ها عزت جامعه اسلامی و مسلمانان حفظ شود و استمرار یابد، همه لوازم و مقدماتی که این هدف را تأمین می‌کند بر مسلمانان واجب می‌شود. زیرا قرآن کریم عزت را از آنِ خدا و مؤمنان می‌داند. امروزه رسانهها، هم از جهت سختافزاری و هم نرمافزاری مظهر عزت و اقتدارند. ازاین رو مسلمانان باید آنها را در خدمت تبلیغات دینی و توزیع و توسعه معارف و ارزش‌های الهی و توانمندسازی جامعه اسلامی و حفظ و استمرار برتری اسلام در دنیای امروز به کار گیرند.
    با توجه به ویژگی‌های دین مبین اسلام، امروز قدرت پیامرسانی از اساسیترین عوامل اقتدار اجتماعی است و تولید قدرت برای مسلمانان از راه‌های مشروع، یک ضرورت است و از آنجا که امروزه رسانه‌ها علاوه بر اینکه خود از مظاهر قدرت به شمار می‌روند، ابزارهای کارآمدی برای تولید قدرت در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی،اقتصادی، علمی و حتی نظامیاند، باید مورد توجه و استفاده مسلمانان قرار گیرند.
    جوامع اسلامی همچون دیگر جوامع به سمت پیشرفت‌های علمی و تکنولوژی در حرکت هستند، امروزه رسانه‌ها مهم‌ترین ابزار و روش برای تقابل با نظام سلطه به شمار می‌روند که می‌توان از نگاه فقهی به ابوابی همچون امر به معروف و نهی از منکر، جهاد فرهنگی و رسانه ای، قاعده نفی سبیل و اصل مقابله به مثل را نام برد.

    مبانی اخلاقی

    اخلاق و منش و روش هر انسانی، در هر عرصه‌ای که به فعالیت بپردازد، جلوه‌های مبانی عقیدتی و گرایش‌های قلبی و درونی او است. بدین ترتیب شعار جدایی رسانه و عرصۀ هنر و تخیل از اخلاق و عقل و دین، جز حربه‌ای برای سکولاریزاسیون نمودن نهاد رسانه نبوده و نیست. طبق آموزه‌های اسلامی یک مسلمان متعهد در همه جا و در هر حال خود را در محضر ربوبی دیده و همۀ همّ و غمّ خود را مصروف جلب رضای إلهی و کسب توشه برای آخرت خود با تبلیغ و دفاع از حریم دین و انسانیّت می‌نماید. حال چه در فضای رسانه ایفای نقش بنماید یا هر عرصۀ دیگر فردی، خانوادگی یا اجتماعی. «رسانه» به معنی پیامی است که از طریق وسائل ارتباط جمعی به جهت اطلاع رسانی و القاء فرهنگ و معارف و اخلاق، در قالب‌های خبری، فیلم و سریال سینمایی یا مستند، مسابقات و موسیقی و مانند اینها، با محتواهای متنوع و آمیخته با نوعی زیبایی و هنر و جذّابیّت، به مخاطبان در گسترۀ جهانی، ارائه میگردد. لکن به جهت تغلیب استعمال امروزه به خود وسائل ارتباطی و پیام رسانی اعمّ از الکترونیکی مثل: سینما، رادیو و تلویزیون، ماهواره؛ یا مطبوعاتی مثل: روزنامه‌ها، مجلّات، گاهنامه‌ها اطلاق میگردد. نقش رسانه‌ها در تبلیغات، الگوسازی رفتاری، سبک زندگی، اخلاقیّات، فرهنگی و حتّی تأثیرات سیاسی در عرصۀ داخلی و بین المللی بسی برجسته شده است. سرمایه داران سودجوی غربی عمدۀ رسانه‌های غربی را تحت سیطره داشته و صهیونیزم بین الملل در پی جهانی سازی، بلکه آمریکایی سازی دنیا، یعنی سیطرۀ فرهنگ لیبرال محافظه کار آمریکایی بر سراسر جهان از طریق همین رسانه‌ها می‌باشند. از این سو جهانی شدن، یعنی بهره وری از صنایع و فنون جدید دنیا و در تعامل قرار گرفتن بین المللی، برای جهانیان یک ضرورت شده است. رسانه‌های فعّال در ایران اسلامی، به جهت نبود متون و کارگاه‌های آموزشی متناسب با فرهنگ اسلامی، در اغلب موارد با آموزه‌های غربی دم ساز شده، نظریّه‌های ارتباطی آنان را أخذ و عملکرد رسانهای غرب را الگوی خود قرار داده؛ با همان سبک به آموزش مخاطبین می‌پردازند. ثمرۀ این روند، تعارض و تضادّ داده‌ها و عملکرد رسانه‌ها با آموزه‌ها و داده‌های شیعی و فرهنگ ملّی ایرانی در بسیاری از موارد است. استفادۀ مدام و بی رویّه و الگوگیری شدید مخاطبان از رسانه‌ها، سبب خودباختگی یا دوگانگی هویّت در مخاطبان و بخصوص نسل نو، چه در حیطۀ بینش‌ها و گرایش‌ها و چه در حیطۀ عملکردها و رفتارها و حالات شده است. بدین جهت، از آنجا که فرهنگ حاکم بر نوع رسانه‌های جهان، حتّی ایران اسلامی، لیبرالیزم غربی می‌باشد، در این رساله بطور فشرده به بررسی مبانی و اصول اخلاق از منظر لیبرالیزم پرداخته شده تا با شناسایی دشمن، شاخصه‌های آن اخلاق منحطّ مثل: فردگرایی، آزادی حیوانی، اقتدار و خشونت گرایی، نژادپرستی و طبقه گرایی، انسان محوری، تجمّل گرایی و مصرف زدگی و بالاخره سکولاریزم از عرصۀ رسانۀ اسلامی زدوده شوند. سپس با شناسایی مبانی اسلامی اخلاق رسانه مانند خدامحوری، آخرت گرایی، اصالت روح و معنویّت، تمسّک به آموزه‌های وحیانی و الگوهای برین انسانیّت برای وصول به قلّۀ رفیع خلافت إلهی؛ نیز با بکارگیری اصول و قواعد اخلاق اسلامی، مثل: زهد و قناعت، رعایت حریم خصوصی افراد و مصالح امّت اسلامی و جامعۀ ایرانی، رعایت امانت و صداقت و مانند این‌ها، اخلاق کریمانه جایگزین اخلاق غربی گردد. کلید واژه‌ها: اخلاق، اسلام، رسانه، مبانی اخلاق، اصول اخلاق، اخلاق رسانه و لیبرالیزم .

    معرفی سایت‌های دین و رسانه

     خانه رسانه طلاب

     کتاب‌های مرتبط دین و رسانه - مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما

    کتاب‌های مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما

    مرکز پژوهش‌های صدا و سیما

    خانه طلاب جوان

    مدرسه اسلامی هنر

    درآمدی بر ساختار روایت دینی

    نویسنده: غلام رضا یوسف زاده
    چکیده
    پرسش اصلی در این پژوهش آن است که روایت دینی چگونه روایتی است؟ برای پاسخ گویی به این پرسش، دو بخش در این مقاله در نظر گرفته شده است. در بخش نخست، سیر بحث روایت مرور شده است. در ابتدا، ساختاری نقل می‌شود که ولادیمیر پراپ از قصه‌های روسی در قالب کارکردها و نقش‌ها استخراج کرده است. سپس ساختار «سفر قهرمان» که جوزف کمپل، اسطوره شناس آمریکایی است، ادعا می‌کند یگانه ساختار اسطوره‌های جهان است. آن گاه به تصحیحی می‌پردازیم که کریستوفر وگلر از آن به دست داده است تا ساختاری منطبق بر بسیاری از فیلم‌های سینمایی باشد. در بخش دوم، با توجه به روش پراپ و کمپل و با تأکید بر مراحل و نقش‌ها، ساختاری که از بررسی قصه‌های اسلامی استخراج شده، با نام «سفر سالک الی الله» بیان شده است. این نوشتار با تعریفی در باب روایتی دینی به پایان می‌رسد.
    کلیدواژگان: روایت، الگوی روایی، روایت دینی، قصه دینی و سینمای دینی.
    مقدمه
    بحث «سینمای دینی پس از انقلاب»، یکی از دغدغه‌های اصلی و بحثی چالش برانگیز بود که متأسفانه به نتیجه مشخصی نرسید و در حد اظهارنظرهای کلی باقی ماند. مسئولان امر هم کم کم آن را کنار گذاشتند و اصطلاحات دیگری رامطرح کردند. این در حالی است که بنیاد انقلاب اسلامی ایران بر دین استوار است و انتظار می‌رود دیدگاه اسلام و انقلاب در عرصه هنر و سینما به روشی بیان شود تا راهکاری برای حرکت سینمای ایرانی و جریان هنری باشد. این مشکل نه فقط برای فیلم داستانی به طور عام (سینمایی و سریال‌های تلویزیونی)، بلکه در زمینه تئاتر و داستان‌های مکتوب نیز مطرح است، ولی به دلیل گستردگی دامنه تأثیر سینما و تلویزیون، این پرسش در عرصه این رسانه‌ها شکل گرفته است.
    بنابراین، بهتر است این سؤال را کلی مطرح کنیم که روایت دینی چگونه روایتی است؟
    پاسخ به این پرسش می‌تواند پاسخ گوی سؤال در حوزه رسانه‌هایی مانند سینما، تلویزیون، تئاتر و رسانه‌های مکتوب باشد که با روایت داستانی سرو کار دارند. البته این تنها دلیل تغییر پرسش در این گفتار نیست، بلکه به این دلیل هم مطرح می‌شود که پاسخ به این پرسش بر کاوش در بحث روایت استوار است.
    روایت و ساختار داستان
    روایت، بحثی گسترده، پردامنه و دارای جنبه‌های گوناگون است، ولی در اینجا تنها بحث‌های مورد نیاز ارائه می‌شود.
    تعریف روایت و اجزای آن
    بوردول (1947م.) در کتاب هنر سینما، روایت را «زنجیره‌ای از رویدادهای علّی واقع در زمان و فضا» تعریف می‌کند.(1) این تعریف شامل انواعی چون فیلم داستانی، تئاتر، رمان، حکایت‌های شفاهی، اسطوره‌ها، لطیفه‌ها و حتی تاریخ و رؤیاها می‌شود؛ زیرا تعریف یادشده در تمام این موارد، صادق است.
    هر روایت از سه عنصر مؤلف، متن و مخاطب تشکیل شده است و در هر متن، سه عنصر داستان، طرح و سبک را می‌توان تشخیص داد.
    ساختار داستان
    از میان بحث‌های گوناگون روایت، آنچه بیان آن در این مقاله، ضروری است، شناسایی ساختار داستان است. از این رو، نظریه چند پژوهشگر را در این باره بیان می‌کنیم.
    الف) پراپ و ریخت شناسی قصه‌های پریان
    یکی از پربارترین تلاش‌ها در حوزه روایت شناسی، نظیریه ولادیمیر پراپ روسی (1895-1970) است. وی در کتاب ماندگار خود به نام ریخت شناسی قصه‌های پریان، به شناخت ساختار قصه‌های پریان پرداخته و تمام مراحل و روند این گونه داستانها را در 31 کارکرد و هفت نقش خلاصه کرده است. رمز کار پراپ، استفاده از دو مفهوم ثبات و تغییر است. در شناخت هر ساختار، نخستین مسئله، تشخیص واحد بنیادین آن ساختار و سپس شیوه چینش این واحدهاست. بدون این تشخیص مهم نمی‌توان به شناخت ساختاری دست یافت. این واحدهای بنیادین مانند آجرهای ساختار قصه اند. پراپ برای به دست آوردن این واحدهای بنیادین، به مفهوم ثبات و تغییر توجه کرد و با دقت در رخدادهایی که در تمام داستان‌های پریان مشترک بود، دریافت بسیاری از این رخدادها شبیه یکدیگرند. به تعبیر دیگر، رخدادها در داستان‌های گوناگون، متفاوت می‌نمایند، ولی در واقع، همه، مرحله خاصی از داستان را بیان می‌کنند و کارکردهای یکسانی دارند. به همین دلیل، او می‌نویسد:
    کارکردهای اشخاص قصه، عناصر ثابت قصه‌اند و مستقل از فاعل و چگونگی انجام آن می‌آیند. اینها سازه‌های بنیادین قصه اند.(2)
    31 کارکردی که پراپ بیان کرده، به این قرار است:

    کارکرد شرح
    وضعیت اولیه اعضای خانواده معرفی می‌شوند. قهرمان معرفی می‌شود.
    غیبت یکی از اعضای خانواده ناپدید می‌شود.
    ممنوعیت ممنوعیت به قهرمان اعلام می‌شود.
    نقض ممنوعیت نقض می‌شود.
    شناسایی ضدقهرمان می‌کوشد اطلاعاتی به دست آورد.
    تحویل ضدقهرمان اطلاعاتی درباره قهرمان به دست می‌آورد.
    حیله گری ضدقهرمان می‌کوشد قربانی را فریب دهد.
    شراکت در جرم قربانی فریب می‌خورد.
    شرارت/فقدان ضدقهرمان به یک عضو خانواده آسیب می‌رساند یا عضوی از خانواده فاقد چیزی است.
    وساطت فاجعه آشکار می‌گردد و قهرمان راهی می‌شود.
     مقابله قهرمان، مقابله را می‌پذیرد.
    عزیمت قهرمان، خانه را ترک می‌کند.
    اعطاکننده اول قهرمان آزمایش می‌شود و عامل جادویی را می‌گیرد.
    واکنش قهرمان قهرمان واکنشی نشان می‌دهد.
    دریافت عامل قهرمان کاربرد عامل جادویی را یاد می‌گیرد.
    تغییر مکانی قهرمان به سوی شیء گم شده رهنمون می‌شود.
    مبارزه نبرد قهرمان و ضد قهرمان.
    داغ بدنامی به قهرمان برچسب می‌زنند.
    پیروزی قهرمان پیروز می‌شود.
    حل و فصل بداقبالی یا فقدان اولیه برطرف می‌شود.
    بازگشت قهرمان باز می‌گردد.
    تعقیب قهرمان تعقیب می‌شود.
    نجات قهرمان نجات می‌یابد.
    ورود به طور ناشناس قهرمان به طور ناشناس باز می‌گردد.
    ادعاهای بی اساس قهرمان دروغین، ادعاهای بی اساس مطرح می‌کند.
    تکلیف دشوار امری مهم و خطرناک به قهرمان پیشنهاد می‌شود.
    راه حل امر خطیر حل می‌شود.
    تشخیص قهرمان شناخته می‌شود.
    افشاگری قهرمان دروغین یا ضد قهرمان مشخص می‌شود.
    تغییر شکل به قهرمان ظاهر تازه‌ای داده می‌شود.
    مجازات ضدقهرمان به سزای عمل خود می‌رسد.
    عروسی قهرمان ازدواج می‌کند و بر تخت شاهی می‌نشیند.

    کشف مهم دیگر پراپ آن بود که با وجود تنوع شخصیت‌ها در این قصه‌ها، بر اساس کنشی که به آنها نسبت داده می‌شود، می‌توان آنها را در هفت نقش خلاصه کرد. هفت نقشی که او برمی شمرد، عبارتند از:
    1. قهرمان
    2. شرور
    3. قهرمان دروغین
    4. یاور
    5. گسیل کننده
    6. بخشنده
    7. شاهزاده خانم و پدرش
    ب) جوزف کمپبل و ساختار یگانه اسطوره
    مدتی پس از تلاش سترگ ویلیام پراپ روسی، جوزف کمپبل (1904-1987) در امریکا، کتاب ماندگار خود را به نام قهرمان هزارچهره (1949م.) در تحلیل اسطوره‌ها نگاشت و تمام اسطوره‌ها را به ساختاری یگانه نسبت داد. او مدعی شد «تمام اسطوره‌ها، حکایت‌های عامیانه و حتی رؤیاهای برگرفته از فرهنگ‌های گوناگون، الگوی واحدی را نشان می‌دهند که وی آن را اسطوره یگانه خواند و جهان شمول دانست».(3)
    پ) کریستوفر وگلر و ساختار اسطوره‌ای در فیلم نامه
    از جمله کسانی که با اثرپذیری از کمپبل، تلاش کرد دستاورد او را به حوزه نمایش بکشاند، کریستوفر وگلر (1949م.) است. وی که کارشناس و تحلیلگر فیلم نامه در‌هالیوود بود، ابتدا در جزوه‌ای مختصر به عنوان راهنمای به کارگیری قهرمان هزارچهره و سپس در کتاب ساختار اسطوره‌ای در فیلم نامه، کوشید با اصلاح ساختاری که کمپبل گفته بود، این ساختار را بر فیلم‌های‌هالیوودی تطبیق دهد و از آن برای راهنمایی در نگارش و نقد فیلم نامه، بهره گیرد. او ایده سفر قهرمان کمپبل را چنین توضیح می‌دهد:
    داستان قهرمان با وجود تنوع بی پایان، در اصل، همیشه یک سفر به حساب می‌آید. قهرمان از راحتی و آسایش محیط عادی دست می‌شوید و با وجود خطرهای دنیایی ناآشنا پا به آن می‌گذارد. گاهی این سفر، بیرونی و به مکانی واقعی است و گاهی درونی، ذهنی و قلبی.(4)
    ارزش کار وگلر، در همین گسترش ایده اسطوره یگانه و سفر قهرمان است، به گونه‌ای که بتوان هر روایتی را با آن ساخت یا نقد کرد. وی با عام تر کردن مراحل سفر قهرمان، این مراحل را چنین بیان می‌کند:
    1. قهرمان در دنیای عادی معرفی می‌شود.
    2. دعوت به ماجرا را دریافت می‌کند.
    3. ابتدا بی میل است یا دعوت را رد می‌کند.
    4. مرشدی، او را تشویق می‌کند.
    5. تشویق به عبور از آستانه اول و قدم گذاشتن به دنیایی خاص.
    6. با آزمون‌ها و پشتیبان‌ها و دشمنان روبه رو می‌شود.
    7. قهرمان با روی آوردن به درونی‌ترین غار، از آستانه دوم عبور می‌کند.
    8. آزمون سخت را از سر می‌گذراند.
    9. جایزه خود را می‌گیرد.
    10. در مسیر بازگشت به دنیای عادی، تعقیب می‌شود.
    11. از آستانه سوم می‌گذرد و تحت تأثیر تجدید حیات دگرگون می‌شود.
    12. با اکسیر بازمی گردد که نعمت یا گنجی برای خدمت به دنیای عادی است.(5)
    درآمدی بر ساختار روایت دینی
    اَبَرروایت‌ها
    با نگاهی به مباحث گذشته و ساختارهای به دست آمده مانند آنچه پراپ، کمپبل، وگلر، سام اسمایلی و تودوروف بیان کرده اند، روشن می‌شود همه این ساختارها با استقرا، کشف و روایت‌های بسیاری را شامل می‌شوند. این ساختارها را می‌توان اَبَر روایت نام نهاد. واژه «اَبَر» به فراگیری این ساختارها اشاره دارد، ولی این فراگیری همیشه یکسان نیست. از این رو، چند نوع اَبَر روایت را می‌توان تشخیص داد:
    1. ابرروایت‌هایی که هر روایتی را در بر می‌گیرند، مانند آنچه تودوروف و سام اسمایلی بیان کرده اند. در این میان، وگلر کوشیده است با اصلاح سفر قهرمان کمپبل، آن را به ساختاری برای هر روایت نزدیک کند.
    2. ابرروایت‌هایی که ژانری خاص را دربرمی گیرد، مانند ساختاری که پراپ و کمپبل ارائه کرده اند.
    3. ابرروایت‌هایی که به مکتب فکری خاصی وابسته اند.
    در ادامه مقاله، این نوع ابَرروایت توضیح داده خواهد شد.
    ساختار روایت اسلامی
    پس از بیان چگونگی به دست آمدن اَبَرروایت‌های مختلف، این بحث پیش می‌آید که آیا می‌توان به روش پراپ و با استقرا و با توجه به ایده سفر قهرمان، به ابرروایتی برای روایت‌های دینی دست یافت؟ نخستین چالش در این زمینه، مواد خام لازم است. پراپ، قصه‌های پریان و کمپبل، اسطوره‌ها را بررسی کرده است. ما باید سراغ کدام مواد برویم؟
    بی شک، از قصه‌های قرآن، حکایت‌های نقل شده از امامان معصوم علیهم السلام و تاریخ اسلام می‌توان به عنوان منابعی برای استخراج ساختار داستان و روایت دینی استفاده کرد. در کنار این منابع، ناگزیریم به حکایت‌هایی مراجعه کنیم که نخبگان مسلمان با الهام از آموزه‌های دینی ساخته‌اند و مسلمانان آنها را دینی فرض کرده و پذیرفته اند. چون این حکایت‌ها بخشی از میراث فرهنگی دینی است. افزون بر این، کشف ساختار داستانی و آشکارشدن ابعاد و گستره آن، تنها در پرتو خلاقیّت مکرر صورت می‌گیرد و آموزه‌های کلی دینی، در قالب داستانی شکل و فرم می‌یابند. در واقع، هنرمندان مسلمان آگاه به آموزه‌های دینی، این آموزه‌ها را در قالب داستانی شکل و فرم داده‌اند و بدون رجوع به این منابع، کشف ساختار داستان دینی بسیار مشکل خواهد بود.
    الگوی سفر
    به باور وگلر، داستان قهرمان با وجود تنوع بی پایان، در اصل، همیشه یک سفر به حساب می‌آید. وی می‌نویسد:
    قهرمان از آسایش محیط عادی دست می‌شوید و با پذیرش خطر چالش برانگیز دنیایی ناشناخته، پا به آن می‌گذارد. این سفر، گاه بیرونی و به مکانی واقعی و گاه درونی و ذهنی و روحانی است. شخصیت محوری هر داستان، قهرمانی مسافر است، حتی اگر مسیر این سفر در ذهن وی باشد.(6)
    الگوی سفر قهرمان که وگلر می‌گوید، جدا از جزئیات و مراحل آن، الگویی جهانی است و به بیان دیگر، ساختاری کلی ناظر به اصل روایت است. البته این الگوی واحد در هر ژانر و هر گروه از روایت‌ها، به گونه‌ای خاص ظاهر می‌شود. ساختار داستان‌های دینی هم از قواعد عام روایت جدا نیست. از این رو، بر اساس الگوی سفر، می‌توان الگوی ساختار داستان‌های دینی را مشاهده کرد.
    الف) مراحل سفر سالک الی الله
    مراحل سفر را به طور خلاصه در این نمودار می‌توان دید:
    برای درک مراحل این سیر، آن را با توجه به دو داستان قرآنی هبوط حضرت آدم علیه السلام از بهشت و سجده فرشتگان بر آدم علیه السلام بیان می‌کنیم:
    درآمدی بر ساختار روایت دینی
    1. جهان عادی:
    سالک الی الله در جهان عادی و روزمره خود به سر می‌برد که با قرارگرفتن در آزمون، به سلوک الی الله دعوت می‌شود. در قصه هبوط حضرت آدم علیه السلام آدم و حوا در بهشت زندگی می‌کنند و در داستان ابلیس، وی در میان فرشتگان به عبادت مشغول است.
    2. آزمون:
    آزمون، اساسی‌ترین مرحله سلوک است؛ چون دنیا محل آزمایش سالک الی الله یا مسافر به سوی جهان آخرت است. در این دو داستان، مواجهه با درخت ممنوعه و فرمان سجده، از مراحل آزمون است.
    3. فریب شیطان و کمک راهنما:
    در هنگامه آزمون: سالک با فریب شیطان یا کمک راهنما روبه رو می‌شود. در داستان هبوط آدم علیه السلام، خداوند متعال به آدم و حوا هشدار می‌دهد فریب شیطان را نخورند که او برای آنها دشمنی آشکار است (کمک راهنما)، ولی شیطان آن دو را فریب می‌دهد (فریب شیطان).
    4. شکست یا پیروزی:
    سالک در رویارویی با آزمون الهی، اگر بتواند با وسوسه‌های شیطانی مبارزه کند و راه اطاعت در پیش گیرد، پیروز میدان است و اگر به گناه و نافرمانی آلوده شود، شکست خورده است. آدم علیه السلام با خوردن میوه ممنوعه و ابلیس با سجده نکردن، در آزمون الهی شکست می‌خورند.
    5. هبوط:
    سالک در صورت شکست در آزمون و انجام دادن گناه، از مقام قرب الهی رانده می‌شود و این معنای هبوط است. آدم علیه السلام از بهشت و ابلیس از مقامی که داشت، هبوط کردند.
    6. توبه یا عصیان:
    سالک پس از شکست و رانده شدن از مقام قرب، می‌تواند با توبه و بازگشت به اطاعت الهی، از خداوند درخواست بخشش کند، ولی ممکن است نه تنها توبه نکند، بلکه بر سرکشی خود نیز بیفزاید. حضرت آدم علیه السلام پس از هبوط، با گریه و زاری توبه کرد، ولی ابلیس بر سرکشی خود افزود و راه سرکشی در پیش گرفت.
    7. پاداش یا مکافات:
    سالک در صورت پیروزی در آزمون یا شکست و توبه واقعی، به آمرزش و پاداش و رحمت الهی می‌رسد، ولی شکست در آزمون و خودداری از توبه، مکافات و قهر الهی را در پی دارد. آدم علیه السلام پس از توبه، از آمرزش و رحمت الهی بهره مند می‌شود، ولی ابلیس به دلیل سرکشی، با وعده جاودانگی در جهنم روبه رو می‌شود.
    8. رفتن به سیر دوم به عنوان راهنما، منجی، شیطان، طاغوت:
    بیشتر سالکان پس از رسیدن به پاداش یا مکافات عمل خود، سیر خویش را تمام می‌کنند، ولی تعدادی اندک در نقش‌هایی چون راهنما و منجی یا شیطان و طاغوت به سیر دوم می‌روند. آدم علیه السلام پس از پذیرفته شدن توبه اش، در مقام نبی به راهنمایی فرزندان خود می‌پردازد و ابلیس در مقام شیطان، بر سر راه فرزندان آدم می‌نشیند. در داستان حضرت موسی علیه السلام، موسی در نقش منجی و فرعون در نقش طاغوت ظاهر شده است.
    نقش‌ها
    با توجه به مراحلی که بیان شد، شش نقش را می‌توان برشمرد:
    1. سالک:
    همان قهرمان داستان است که در راه سلوک الی الله قرار گرفته است. این عنوان از آیه کریمه «یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاَقِیهِ‌؛‌ای انسان! تو با رنج و مشقت به سوی پروردگارت می‌روی و او را ملاقات می‌کنی» گرفته شده است. به جای سالک می‌توان مسافر هم به کار برد.
    2. شیطان:
    هر شخصیتی را در داستان که سالک را به گناه و نافرمانی وسوسه کند، می‌توان شیطان نامید. از این رو، شیطان، نقش است و هر جن و انسی را شامل می‌شود. در داستان حضرت آدم علیه السلام، ابلیس نقش شیطان را دارد و در داستان یوسف و زلیخا، زلیخا در نقش شیطان ظاهر می‌شود.
    3. راهنما:
    راهنما، هر شخصیتی است که سالک و قهرمان داستان را در رسیدن به مقام قرب الی الله یاری کند و درباره‌ی وسوسه‌های شیطان به او هشدار دهد. در داستان حضرت آدم علیه السلام، خداوند متعال، راهنمای آدم است و او را از وسوسه‌های ابلیس دور می‌سازد. در جامعه بشری، پیامبران الهی، عارفان و عالمان دینی نقش راهنما را دارند.
    4. منجی:
    همان راهنماست، زمانی که در مقام نجات برمی آید. موسی علیه السلام، نجات دهنده قوم بنی اسرائیل از دست فرعون است. منجی ممکن است برای نجات یک قوم یا یک فرد قیام کند.
    5. طاغوت:
    شخصیتی است که به مقابله و جنگ با خدا یا ولیّ الهی برخاسته است، مانند فرعون و نمرود.
    6. گسیل دارنده:
    خداوند متعال در چرخه دوم، در نقش گسیل دارنده ظاهر می‌شود. که پیامبران الهی را برای هدایت و نجات امت‌ها می‌فرستد، به علاوه خداوند متعال در نقش‌هایی چون راهنما و منجی ظاهر می‌شود. ولی در هر حال شیوه حضور خداوند متعال در چرخه و در نقش‌ها، جای تأمل و تحقیق بسیار دارد.
    بیان این نکته نیز لازم است که نقش منجی، طاغوت و گسیل دارنده در چرخه دوم می‌آیند.
    کلان روایت
    روایت افزون بر آنکه انتقال دهنده تفکر مؤلف است، دربردارنده باورهای او درباره‌ی جهان هستی و انسان نیز هست؛ زیرا هر روایت، شرح سفری انسانی است که از دالان هستی می‌گذرد و با کل هستی در تعامل است. انسان بدون داشتن دیدگاه کلی درباره‌ی انسان و هستی نمی‌تواند روایتی داشته باشد. همان طور که انسان چون عالمی صغیر آینه و بازتابی از عالم کبیر؛ یعنی کل هستی است، روایت نیز چون عالمی صغیر، می‌تواند بازتاب دهنده باورهای انسان به عنوان عالمی کبیر باشد. بنابراین، روایت مؤلف، بازتاب دهنده دیدگاه او از هستی و انسان است. از این رو، دیدگاه بشر اسطوره ساز، یکتاپرست، مدرن و پست مدرن را آشکارا در روایت‌هایی آنها می‌توان دید. اگر انسان برای هستی، مبدأ و معادی نشناسد و انسان را موجودی سرگشته بپندارد، به طور طبیعی، در روایت او، خداوندی مشاهده نمی‌شود و اول و آخر این دفتر افتاده دیده می‌شود. در صورت جدایی وی از سنت‌ها و پشت کردن به جزم اندیشی دوران مدرن و نپذیرفتن هیچ دیدگاه محکمی، طبیعی است که این سرگشتی و نسبی گرایی در روایت او هم به چشم می‌خورد.
    این دیدگاه کلی از هستی و انسان را که روایت بر آن استوار است، کلان روایتی درباره‌ی هستی و انسان می‌توان نامید. البته این کاربرد از واژه روایت با آنچه تاکنون به کار برده ایم، متفاوت است.
    از آنجا که مکتب‌های فکری متفاوت، دیدگاه‌های متفاوتی درباره‌ی هستی و انسان دارند، کلان روایت متفاوتی چون کلان روایت‌های سکولار، مسیحی، یهودی، اسلامی و بودایی خواهیم داشت. در خود کلان روایتی چون کلان روایت سکولار نیز کلان روایت فرویدی و یونگی از انسان نیز دیده می‌شود. پس حتی یک مکتب هم به تعداد گرایش‌های اصلی خود، می‌تواند کلان روایت‌هایی درباره‌ی هستی و انسان داشته باشد.
    درآمدی بر ساختار روایت دینی
    نتیجه گیری
    در بخش دوم از بررسی داستان‌ها و حکایت‌های دینی، به ساختار «سفر سالک» رسیدیم و در بخش سوم گفتیم که هیچ روایتی بدون تکیه به نوع نگاه به هستی و انسان، نمی‌تواند شکل بگیرد. این دیدگاه کلی را کلان روایتی از هستی انسان نام نهادیم. روایت هر مکتب از هستی و انسان، با روایت دیگر مکتب‌ها متفاوت است.
    اکنون در پاسخ به پرسش آغازین که روایت دینی (اسلامی) چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ می‌توان گفت: روایت اسلامی، روایتی است که بازتاب دهنده کلان روایت اسلام از هستی و انسان باشد و از عناصر پایه‌ای در «سفر سالک»( چون حضور خداوند و نوع نگاه به انسان به عنوان سالک) نیز تهی نباشد.
    با این نتیجه گیری، به این پرسش می‌توان پاسخ داد که آیا سینمای دینی داریم یا نه؟ زیرا اساس سینما، روایت است و به همان معنا که روایت دینی داریم، سینمای دینی هم داریم. تنها این مسئله می‌ماند که آیا از جهت رسانه ای، مشکل خاصی نیست؟
    ممکن است کسانی بر این عقیده باشند که رسانه سینما از نظر رسانه‌ای بودن، با روایت دینی مشکل دارد. البته نظر درست و میانه آن است که گرچه اقتضای سینما، دنیاگرایی و فساد است و هویت تاریخی آن نیز همین را نشان می‌دهد، ولی این اقتضا، به مثابه ذات این رسانه نیست و با کوشش می‌توان از این ویژگی فاصله گرفت. همین بحث درباره‌ی رسانه تئاتر و رمان نیز می‌تواند مطرح باشد.
    پی‌نوشت‌ها:
    1. دیوید بوردول، هنر سینما، ص 73.
    2. ولادیمیر پراپ، ریخت شناسی قصه‌های پریان، ترجمه: فریدون بدره ای، 1386، صص 52 و 53.
    3. نک: والاس مارتین، نظریه‌های روایت، ترجمه: محمد شهبا، ص 62.
    4. کریستوفر وگلر، ساختار اسطوره‌ای در فیلم نامه، ترجمه: عباس اکبری، ص 18.
    5. نک: همان، ص 24.
    6. ساختار اسطوره‌ای فیلم نامه، ص 18.
    فهرست منابع :
    *قرآن کریم
    1. بوردول، دیوید، هنر سینما، تهران، نشر مرکز، 1377.
    2. پراپ، ولادیمیر، ریخت شناسی قصه‌های پریان، ترجمه: فریدون بدره ای، انتشارات توس، 1386.
    3. مارتین والاس، نظریه‌های روایت، ترجمه: محمد شهبا، تهران، هرمس، 1382.
    4. وگلر، کریستوفر، ساختار اسطوره‌ای در فیلم نامه، ترجمه: عباس اکبری، تهران، نیلوفر، 1386.
    منبع مقاله :
    جمعی از نویسندگان؛ (1390)، مجموعه مقالات دومین همایش بین المللی «دین و رسانه» «رسانه دینی، دین رسانه ای»، قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما، چاپ اول
    https://rasekhoon.net/article/show/880477دین و رسانه

    با توجه به مبانی هستی شناختی و انسان شناختی، الزامات دینی رسانه را بازکاویم و با طرح چشم‌آندازهایی علمی در نظریه‌های رسانه از منظر دین و نسبت سنجی کارکردهای رسانه در حیات دینی، و حضور دین در گستره رسانه‌های جهانی مطالعات فرهنگی جدی را برگشاییم. از سوی دیگر مسئله مجازی شدن دین در رسانه و طرح معارف دینی اصیل و بروز امر قدسی در آیینه رسانه را مورد توجه قرار دادیم.

    موضوعات تحقیقاتی در حوزه دین و رسانه‌های نوین

    • آسیب‌های نهاد خانواده با تأکید بر چالش‌های آینده(خانواده و آسیب‌های نوپدید) و راهکارهای رسانه‌ای آن
    • فرا تحلیل پژوهش‌های مرتبط با رسانه و خانواده
    • رسانه،‌ فرهنگ و سبک زندگی: راهکارهای رسانه‌ای مقابله با خشونت در خانواده
    • راه‌های تعامل خانواده با فناوری‌های نوین اسمارت فون، واتس آپ و چت روم‌های چند رسانه ای
    • بررسی پدیده‌های غیر متعارف ازدواج و نقش رسانه در آگاهی بخشی به خانواده‌ها

    کنفرانس بین المللی «ظرفیت شناسی و تأثیرگذاری فضای مجازی در ارتقای آموزش‌های دینی»

    ظرفیت‌های آموزشی موجود در فضای مجازی
    ظرفیت‌های فضای مجازی در گفتگوهای ادیانی و تقریب مذاهب  
    نقش فن آوری‌های نوین در توسعه آموزش‌های دینی مجازی
    نقش متقابل آموزش حضوری و مجازی در ارتقای سطح آموزش‌های دینی
    آخرین دستاوردها در آموزش‌های دینی در فضای مجازی
    مدل‌های آموزش پژوهش محور تربیت مدار در فضای مجازی
    ارزیابی میزان تاثیر ابزارها در آموزش مجازی به ویژه نقش بانک‌های اطلاعاتی، کتابخانه دیجیتال و ...
    مزیت‌های محتوای دینی در ارتقای سطح آموزش دینی در فضای مجازی
    فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی آموزش معارف دینی با استفاده از فناوری‌های جدید ارتباطی
    متدهای ارزیابی سطح ارتقای دینی در آموزش‌های مجازی
    راهبردهای توسعه‌ای و سازمانی آموزش دینی مجازی
    نقش سازمان‌ها و مؤسسات غیر دولتی(NGO) در ارتقای سطح دانش و بینش دینی در فضای مجازی
    نقش حکومت‌ها و نهادهای دینی در آموزش مجازی
    توصیف و تحلیل وضعیت موجود آموزش دینی در فضای مجازی
    ظرفیت‌های فضای مجازی در توسعه و تقویت زیست مسالمت آمیز بین الادیانی
    تأثیرات فرهنگی آموزش مجازی در رفتار دانش‌پژوهان عرصه دین
    مطالعات آینده نگر در آموزش دینی در فضای مجازی

    رسانه و کثرت گرایی دینی

    دکتر عبدالله غلامرضا کاشی

    رسانه‌ها در عصر ارتباطات تنها ابزار سرعت بخشیدن به انتقال پیام نیستند، بلکه با تحت تاثیر قرار دادن سرشت حیات فردی و اجتماعی انسان، نگرش او را نسبت به خود و جهان پیرامونش متحول می‌سازند. تغییر و تحولات ناشی از تعامل دایمی و دوسویه انسان و رسانه تمامی نهادهای موجود در جوامع بشری، از جمله دین را دربرگرفته است. انسان عصر جدید با تاثیر پذیری فوق العاده‌ای که از رسانه‌ها دارد به گونه‌ای کاملاً متفاوت از پیشینیان خود با دین آشنا می‌شود، ادراک دینی پیدا کرده و ایمان و عبودیتی متمایز را تجربه می‌کند. رسانه‌ها در عصر کنونی، به دنبال مجموعه تحولات حادث شده در جهان مدرن، و با از میان برداشتن موانع آشنایی اقوام گوناگون با یکدیگر، وضعیتی متفاوت را فرا روی متدینان به ادیان مختلف قرار داده اند. به طوری که کمتر می‌توان متون و مضامین متعلق به دین یا مذهب خاصی را از نگاه‌های کنجکاو دیگران پنهان داشت و با مسکوت گذاشتن، ذهن مخاطب را از آگاهی نسبت به پنداشته‌های سایر ادیان جهانی خالی نگاه داشت. ظهور رویکردهایی از قبیل کثرت گرایی دینی در میان اندیشمندان معاصر، محصول پیداش و گسترش رسانه‌ها و فراهم آمدن لوازم تعامل و آشنایی گسترده آنان با تعالیم دینی یکدیگر می‌باشد. این مقاله بر آن است تا نسبت میان رسانه و کثرت ادیان را مورد بررسی قرار دهد.
    رویکردهای مختلف در خصوص ادیان ـ نهاد دین از دیرباز در جوامع گوناگون ذیل عناوین متعددی مثل یهود، مسیحیت، اسلام، آیین هندو، آیین بودا و امثال آنها حضوری جدی و فعال داشته است. در قرن بیستم، مجموعه عواملی از قبیل مبادلات اقتصادی وسیع، مهاجرت و جهانگردی، همزیستی پیروان ادیان با یکدیگر، گسترش مطالعات درباره ادیان و حضور روزافزون رسانه‌های ارتباطی سبب طرح دیدگاه‌هایی در خصوص تنوع ادیان شد. جان هیک متفکر انگلیسی تبار و از پیشگامان ورود به این بحث آراء خود را در سه بخش کثرت گرایی1، شمول گرایی2 و حصرگرایی3 ارائه نمود. در همین راستا سنت گرایان پیرو رنه گنون از نظریه وحدت متعالی ادیان و مهاتما گاندی از برابری ادیان سخن گفتند.
    کثرت گرایی دینی ـ صرف نظر از بحث تفاوت میان کثرت ادیان و کثرت گرایی دینی، مدعای اصلی کثرت گرایی دینی آن است که ادیان مختلف در شرایط زمانی و مکانی مختلف ظهور کرده‌اند و با تأثر از ویژگی‌های فرهنگی گوناگون در قالب ادیان متعدد و متنوع شناخته شده اند. بنا بر این «ادیان هر یک محصول تجربه اصیل رویارویی انسان با خداوند و تفاوت‌های آنها از جنبه‌های اعتقادی و عملی ناشی از شرایط و قالب‌های فرهنگی است که بدان تجربه‌ها تشخص و تبلور بخشیده اند». پیروان تمامی ادیان خواهان و جویای حقیقت برتر و بی نهایتی هستند و قریب به اتفاق آنان دل در گرو خداوند مطلق و ناپیدایی دارند.
    دین و رسانه ـ با توجه به اینکه دین از جمله نهادهای فعال و تاثیرگذار در کلیه جوامع است و اقشار گوناگون مردم نسبت به آن حساسیت ویژه‌ای دارند، رسانه‌های کشورهای مختلف نمی‌توانند از کنار این نهاد قدرتمند همواره به صورت منفعل عبور کنند. نکته انکارناپذیر آن است که، عمل بر اساس هر یک از دو رویکرد کثرت گرایی و یا انحصارگرایی درون و برون دینی از سوی رسانه‌ها، مستلزم تاثیرات و بازخوردهای خاص به خود می‌باشد. از سوی دیگر، موفقیت هر رسانه نیز ارتباط تنگاتنگی با جذب و حفظ مخاطبان بیشتر دارد. انتقال مفاهیم دینی در میان تنوع علایق و سلایق، بدون برانگیختن حساسیت‌های منفی، نیازمند هوشمندی و توانایی خاص رسانه‌های علاقه مند به ترویج ارزش‌های دینی به ویژه رسانه‌هایی مانند رسانه ملی در ایران که خود را متعهد نسبت به تعالیم دینی و ترویج آموزه‌های آن می‌داند، است. البته تأمل در خصوص این نکته نیز خالی از لطف نمی‌باشد که برخی معتقدند که رسانه به خودی خود کثرت گراست. به طوری که مک لوهان می‌گوید: «رادیو نه تنها قدرتی است که بیدارکننده خاطرات گذشته است، بلکه نیرویی کثرت گرا و خواهان عدم تمرکز نیز به شمار می‌رود که البته این ویژگی‌ها در تمامی رسانه‌های الکترونیک به چشم می‌خورد».
    رسانه و وحدت ملی ـ در هر جامعه‌ای عملکرد رسانه‌ها و به ویژه رسانه‌های ملی ارتباط وثیقی با حفظ و تقویت وحدت ملی در آن جامعه دارد، به طوری که آنها می‌توانند به صورت مستقیم و غیرمستقیم همبستگی ملی را هم در درون جامعه و هم در مواجه با سایر ملت‌ها تحکیم و یا تضعیف کنند. اگر وحدت ملی به معنای «حفظ یکپارچگی و یگانگی چندین قوم با دولت ملی واحد، بر اساس احساس و عواطف و خصلت‌های روانی و فرهنگی مشترک بین آنها، با هدف برآورده ساختن خواسته‌ها و نیازهای هر یک از آنان، بدون توجه به قومیت آنها» باشد، و با عنایت به اینکه دین و مذهب نیز از عناصر عمده و تاریخی هویت و وحدت ملی هر سرزمینی می‌باشد، رسانه‌ها لاجرم باید ضمن حفظ حرمت آموزه‌های همه ادیان و مذاهب، زمینه‌های حضور آنان را به فراخور شرایط فراهم آورند.
    رسانه و تأمین خواست مخاطبان ـ از آنجا که، رادیو و تلویزیون در هر جامعه‌ای همانند پلیس و یا قوای مقننه، مجریه و قضائیه از محل ثروت‌های عمومی و یا مالیات ارتزاق می‌کنند به همه افراد جامعه تعلق دارند و باید نیازها و خواسته‌های تمامی مخاطبان خود را علی رغم تفاوت‌های دینی، فرقه ای، زبانی و قومی آنان شناخته و تأمین کنند، حق هر شهروندی است که شاهد انعکاس علایق و باورهایش در رسانه‌های ملی و یا محلی باشد. بنابراین، آیا ایفای چنین نقشی در حوزه دین، دست اندرکاران رسانه‌ها را ضمن احترام به باورهای اعتقادی متعدد و متنوع مخاطبان خود، ملزم به رعایت سهم همگان در برنامه‌ها و فعالیت‌های دینی خود نمی‌کند؟
    قضاوت‌های پیشینی ـ در جهان پیشامدرن بسیاری از کسانی که مدافع نظریه انحصارگرایی دینی بودند، در دفاع از رای خویش صرفا بر ادله درون دینی تکیه می‌کردند و بدون آگاهی از محتوای سایر ادیان حکم بر باطل بودن آنها صادر می‌نمودند. پیش از عصر ارتباطات بخش قابل توجهی از اطلاعات از طریق چهره به چهره انتقال پیدا می‌کرد و دانسته‌های مردم به آنچه که در محدوده زمانی و مکانی خاص آنان وجود داشت، منحصر می‌شد. گیرندگان پیام‌ها نقشی کاملاً منفعل داشتند و از مقایسه و گزینش میان نظریات رقیب، عاجز بودند. در حالی که در عصر حاکمیت رسانه‌ها و خلق دهکده جهانی چنین رفتاری شدنی نیست. اگر رسانه‌ها همچون گذشته صرفا در مقام حمایت از یک باور دینی خاص باشند، در انتقال پیام خود با مشکل مواجه خواهند شد. دفاع از حقانیت مطلق خویش و گمراهی بی چون و چرای دیگران از طریق رسانه ساده اندیشی است. اساساً مقتضیات رادیو، تلویزیون و یا اینترنت با خطابه و تعامل فرد با فرد متفاوت است و شرایط اقناع مخاطب در رسانه از سازوکار دیگری تبعیت می‌کند.
    چالش‌های دنیای مدرن ـ رسانه به عنوان یکی از شاخص‌ترین رهآوردهای جهان جدید همواره در خدمت آرمان‌های مدرنیته بوده است. مدرنیته با محوریت عقلانیت ابزاری مروج دنیاگرایی، طلسم زدایی از عالم، ماده گرایی و نفی ارزش‌های اخلاقی و دینی بود، و رسانه‌ها نیز با تمام قدرت وظیفه توزیع خواست‌های مدرنیته در سراسر جهان را به عهده داشته اند. با ورود مدرنیته به هر جامعه‌ای و فعال شدن رسانه‌ها در آن، ارزش‌های دینی و فرهنگی آن جامعه به چالش کشیده شده اند. به تعبیر دیگر، ذات دین و سنت‌های آسمانی فارغ از هر نام و نشان در معرض آماج این حملات قرار گرفته اند. در جهان جدید سخن از حذف یک دین و جایگزینی دین و مرام دیگری در میان نیست، بلکه اساساً دین زدایی و یا به حاشیه راندن ذات دین مورد نظر است.
    اعتقاد به خداوند و روز بازپسین، ایمان به غیب، پای بندی به فضایل اخلاقی و دوری گزیدن از رذایل و پلیدی‌ها از جمله مواردی هستند که همه ادیان به آنها پای بندند و در جهان امروز به مثابه اساسی‌ترین نیاز بشر مطرح اند. در نتیجه، پرداختن به چنین اموری که در واقع از جمله علل پیدایش تئوری کثرت ادیان و از خواسته‌ای اصلی کثرت گرایان دینی است، رسالت فوری و حداقل متناسب با شرایط کنونی دنیا برای رسانه می‌باشد.
    در جهان مدرن که تنوع و تکثر ذاتی آن است، انتظار وجود باورها و سلایق یکسان غیرواقعی می‌نماید. در فضایی که دائماً دیدگاه‌های متنوع مطرح می‌شود و جاذبه‌های گوناگون به طرق مختلف به سمع و نظر مردم می‌رسد، قبول و یا رد عقاید مختلف لزوماً مبتنی بر معیارهای منطقی نیست. لذا، همان گونه که نوخواهی و متفاوت خواهی در عرصه‌های مختلف فردی اجتماعی خود را به دنیای امروز تحمیل کرده و جوامع بشری ناگزیر از تحمل آنهاست، وقوع چنین واقعیتی درباره باورهای دینی نیز اجتناب ناپذیر می‌باشد.
    اسلام ستیزی- حرکت‌های اسلام خواهی در دهه‌های اخیر، به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در خاورمیانه و بعضی از نقاط جهان اوج گرفته و توده‌های مردم در کشورهای مسلمان نشین فعال شده اند. در این رابطه تعدادی از رسانه‌ها در منطقه خاورمیانه همگام با بعضی از رسانه‌های وابسته به قدرت‌های بیرون از منطقه در مقام واکنش نشان دادن به این حرکت‌ها برآمده و حجم کثیری برنامه در جهت به چالش کشیدن آموزه‌های اسلامی و حتی توهین و تمسخر پیشوایان بزرگ اسلام تدارک دیده شد. فراست رسانه‌های آگاه در ایران و دیگر کشورهای اسلامی اقتضای آن را دارد که از دست یازیدن به عکس العمل‌های نسنجیده اجتناب ورزند و هوشمندانه ضمن معرفی معارف اسلامی و به دور از اهانت به سایر ادیان و فرق دیگر مسلمان از باورهای دینی شیعیان دفاع کرده و در راستای همدلی و وحدت همه مسلمانان گام بردارند.
    غایات دینی ـ در شرایط حاضر، به نظر می‌رسد رسانه ملی ایران و سایر رسانه‌های متعهد به تعالیم الهی در هر نقطه‌ای از جهان امروز که خواهان پرداختن به آموزه‌های دینی می‌باشند باید اولویت‌های خاصی را مورد توجه قرار دهند. این اولویت همانا تأکید بر اهداف و غایات دینی است. دعوت به ایمان به خدا، روز واپسین، حقانیت فرستادگان آسمانی و نشر مکارم اخلاقی در زمره اهداف اصلی و مشترک تمام ادیان ابراهیمی و بعضی از ادیان دیگر می‌باشد. بنا بر این در قیاس با آموزه‌های انحصاری ادیان، توجه به اصول مشترک و تعالیم بنیادین دینی از اولویت‌های کار آن دسته از رسانه‌هایی است که خواهان تقویت و بقاء دین در زندگی مردم می‌باشند.
    سخن فرجامین ـ رسانه و عصر ارتباطات وضعیتی کاملاً متفاوت را بر جهان حاکم نموده و در نحوه مواجه با دین و بسیاری از نهادهای دیگر فردی و اجتماعی تفاوت‌های اساسی ایجاد کرده اند. شکل نوین همزیستی ملل، دهکده‌ای شدن جهان و دسترسی سریع و همه جانبه به علوم و معارف مربوط به همه اقوام و ملل، الزامات بسیاری را پیش روی دست اندرکاران رسانه‌هایی قرار می‌دهد که یا خود را ملزم به دفاع از تعالیم دینی می‌دانند و یا حداقل اصراری بر عناد ورزیدن نسبت به باورهای دینی مخاطبان خود ندارند. لزوم ارج نهادن به اعتقادات دینی پیروان همه ادیان و فرق موجود در جامعه و تأمین توقعات دینی آنان، آگاهی اقشار مخالف مردم نسبت به آموزه‌های سایر ادیان و سرانجام دفاع از کیان دین و ارزش‌های اخلاقی و الهی در برابر امواج بنیاد برافکن الحادی و سکولاریستی ملاحظاتی را برمی تابند که کنش رسانه‌ها را با کثرت گرایی دینی سازگارتر می‌سازد.
    1. pluralism.
    2. inclusivism.
    3. exclusivism.   

    چند کتاب در حوزه دین و رسانه

    دین در عصر رسانه
    برگزیده دانش‌نامه دین، ارتباطات و رسانه
    کتاب‌شناسی توصیفی دین و رسانه (فارسی ـ انگلیسی)
    کلید واژگانی در باب دین، رسانه و فرهنگ
    خلاصه مقالات دومین همایش بین‌المللی دین و رسانه
    مجموعه مقالات دومین همایش بین‌المللی دین و رسانه

    دین رسانه‌ای

    دکتر یونس نوربخش
    اسماعیل شیر علی
    تحولات رسانه‌ای از کتاب به مونیتور می‌تواند به عنوان انتقال از معنا به معانی توصیف شود. با توسعه صنعت رسانه و تنوع آن و افزایش کارکرد‌های آن, قدرت آن نیز در ابعاد مختلف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به شدت افزایش یافته است. ارتباطات رسانه‌ای جهان دیگری به نام جهان ارتباطات را در پیش روی ما قرار داده است. این جهان مجازی ویژگی‌های خاص خود را دارد که نیاز به بررسی عمیق تری دارد. رسانه در عرصه دین و معنویت نیز موجب تحولات بنیادی شده است. مفاهیمی همچون «دین رسانه ای»، «ارتباطات دینی»، «تربیت رسانه ای» و «گفتمان عمومی و دین» به عنوان موضوعات علوم بین رشته‌ای جدیدی مطرح شده اند. این علوم در دپارتمان‌های مختلف به صورت بین رشته‌ای بین رشته‌های ارتباطات، خبرنگاری، الهیات و دین و رشته‌های دیگر تاسیس شده اند. در کنار آن این موضوع ارتباط و همکاری بین دانشگاه‌ها و انستیتو‌ها را در یک ارتباط فرا فرهنگی و بین مذهبی الزامی کرده است. از آنجایی که رسانه‌ها تحولات هر کدام از ادیان را تقویت می‌کند و همین طور تحولات درون مذهبی و موقعیت دین در افکار عمومی را تغییر می‌دهد لذا به این نکته توجه می‌شود که در آموزش‌های تکمیلی باید به نیاز‌های جدید و صلاحیت‌های روزنامه نگاری و کار ارتباطات توجه نمود. در دنیای امروز مسائل با انگیزه‌های دینی به دلیل سیاست جهانی و علاقه عمومی و همین طور نزاع‌های بین گروه‌های مذهبی و چالش‌های منطقه خاورمیانه شدت یافته است. از طرف دیگر روزنامه نگاری و کار رسانه‌ای به شکل قرن بیستم با تحولات جدید به پایان رسیده است. این تحولات در حوزه گفتمان‌های عمومی دینی نیز آشکار شده است و علم ارتباطات باید به این تحولات عکس العمل نشان دهد. فهم یک فرهنگ فراتر از سیستم فکری آن جامعه از طریق رسانه‌ها و گفتمان عمومی سریع تر تحقق می‌یابد و این شانس ایجاد شده است که فهم بین فرهنگی و بین دینی از طریق سیستم رسانه‌ای تقویت شود. رسانه‌ها شکل جدیدی از دینداری را تولید می‌کنند و سرعت می‌بخشند. آنها همین طور رابطه جدیدی بین دین و سیاست و زندگی و حتی اقتصاد برقرار می‌کنند. رسانه‌ها می‌توانند جهان فرهنگ دینی را به یک سمت و به سوی یک گرایش سوق دهند و حتی مورد بهره برداری سیاسی و یا بازار اقتصادی قرار دهند. دین رسانه‌ای گفتمان جدیدی است که طی آن منش ارتباطات دینی و حتی موضوع و کارکرد گفتمان دینی تغییر می‌یابد.
    از دهه‌های گذشته رسانه‌ها به دلیل گسترش حرکت‌های سیاسی مذهبی، اسلام گرایی، وقوع جنگ‌های مختلف در خاورمیانه و به طور کلی به دلیل افزایش اهمیت و نقش دین در تحولات اجتماعی و سیاسی و اذعان متفکران به نوعی بازگشت مجدد دین به عرصه اجتماعی و سیاسی، به مباحث دینی علاقه نشان داده به اشکال مختلف به انعکاس اخبار و پیام‌های دینی پرداخته اند. امروزه نه تنها ده‌ها کانال رادیویی و تلویزیونی به طور خاص به مسائل دینی می‌پردازند بلکه اخبار سیاسی و اجتماعی دینی بخش قابل توجهی از برنامه‌های رسانه‌های جمعی را تشکیل می‌دهد. بنا بر این هم رسانه‌ها به دین توجه کرده‌اند و هم ادیان به استفاده حداکثری از این رسانه‌ها روی آورده اند. این پدیده آثار اجتماعی و رسانه‌ای و سیاسی خاصی را به دنبال داشته است.
    در ارتباط بین نهاد معرفتی رسانه و دین متناسب با سه فرهنگ شفاهی، چاپ و الکترونیکی سه نوع رابطه وجود دارد: نخست مرحله سلطه دین بر رسانه‌ها که در آن دین به عنوان نهاد فراگیر عمل می‌کند، قدرت فرهنگی در دست نهاد دین است و پایان آن زمانی است که گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع کرد و مرحله دوم را که چالش بین دین و رسانه است پدید آورد. ظهور رسانه چاپی در آن زمان به معنی پیدا شدن رقیبی برای نهاد دین و شکسته شدن انحصار فرهنگی گردید . صنعت چاپ به کار خود تا آنجا ادامه داد که موجب رواج خواندن و نوشتن شد و انتشار زبان‌های ملی تحت عناوین مختلف ادبیات و دانش باعث شتاب بخشیدن به مبادله اطلاعات در میان اقشار گوناگون جامعه و کشورهای اروپایی گردید و با توسعه رسانه‌ها و ارتباطات، مرحله سوم یعنی؛ عصر اطلاعات و جهانی شدن، پا به عرصه وجود نهاد. از ویژگی‌های این مرحله می‌توان به روش انتشار اطلاعات (فن آوری و سخت افزار)،گسترش جغرافیایی و اجتماعی انتشار اطلاعات، و کمیت و محتوای اطلاعاتی که منتشر می‌شود اشاره کرد. این ویژگی‌ها تفاوت‌های کمی و کیفی این دوره با دورهای قبلی را نشان می‌دهد. بسط و توسعه رسانه‌ها و فناوری‌های نوین با تحول در ساختار و روابط اجتماعی تأثیر بسزایی بر تغییرات اجتماعی معاصر ما دارند و به طور اجتناب ناپذیر بر پدیده‌های دینی نیز تأثیر گذارند. مشخصه بارز عصر اطلاعات از بین رفتن مرزهای جغرافیایی و اجتماعی و خروج اطلاعات و دانش از انحصار یک عده خاص است لذا با ایجاد پدیده‌هایی نظیر گروه‌های اجتماعی جهانی یا سازمان‌های چند ملیتی مفاهیم قبلی طبقه، گروه اجتماعی و سازمان دچار تغییر می‌شود. روند مبادله اطلاعات دارای ماهیتی متفاوت از گذشته است وشبکه‌های اجتماعی جدیدی متمایز از شبکه‌های اجتماعی سنتی ایجاد می‌شود.به عنوان مثال اگر قبلاً دین در دست طبقه‌ای خاص بود با توسعه اینترنت افرادی و طبقاتی پیدا می‌شوند که از طریق اینترنت به دانش دینی حتی بیشتر از یک کشیش یا یک روحانی معمولی دست خواهند یافت یا متخصصان جدیدی ظهور می‌یابند که تخصص حرفه‌ای پیشرفته تری از متخصصان حرفه‌ای سنتی در آن رشته دارند.
    انتقال و گسترش مفاهیم دینی از شکل محدود و سنتی آن به مقیاسی وسیع و مدرن،خود تحولاتی گسترده در قشرهای مختلف جامعه ایجاد کرده است به نوعی که مخاطبین از قشری خاص در ساختار سنتی به مخاطبین چندقشری و چندجنسیتی در تحولات رسانه‌ای مدرن تبدیل شده و تغییرات مهم و متفاوتی را در جوامع به وجود آورده است.این توسعه مخاطب در دنیای رسانه‌ای دین منجر به تأثیرات گسترده‌ای در فهم و برداشت قشرهای مختلف جامعه از دین شده است. با وجود دین رسانه‌ای در واقع نوعی ساختارشکنی از فضای سنتی آموزش و تبلیغ دین که محدود به زمان و مکان و نیز محدود به جمعی خاص (نظیر مساجد) بوده است، صورت گرفته و تحولات مدرن رسانه‌ای ضمن در هم شکستن ساختار تک بعدی سنتی، تأثیرات را بر مخاطبان متنوع خود (بزرگ وکوچک، پیر و جوان، زن و مرد، تحصیل کرده و بی سواد، عوام ونخبه) چند بعدی ساخته است.
    با ظهور مدرنیته دین به منزله یک نظام فرهنگی فراگیر جامعه در بسیاری از جوامع افول کرده است. جوامع جدید آن چنان به نهادهای مستقل تفکیک شده‌اند که به آسانی یک نظام معنایی فراگیر را که مدعی اقتدار در همه عرصه‌ها باشد نمی‌پذیرد. به نظر برگر با دنیوی شدن به عوامل رقیبی که موجد نظام‌های معنایی‌اند اجازه تکثر داده می‌شود لذا ویژگی انحصاری دین از آن سلب شده است.1 رسانه‌ها به عنوان رقبای دین در نظام اجتماعی جدید، خود در ایجاد نظام معنایی نقش ایفا می‌کنند. نیل پستمن معتقد است که فن آوری خود تبدیل به یک کیش شده که می‌کوشد همه چیز را تحت سلطه و انقیاد خود درآورد.
    گفتمان دینی از محیط سازمان‌های دینی به سوی افکار عمومی و رسانه خارج شده است. رسانه‌ها به دین قدرت سیاسی می‌بخشند چنان که ورود چاپ و استفاده پروتستانتیزم از آن موجب تضعیف قدرت رم و نشر دیدگاه‌های لوتر شد. از طریق چاپ (تنها رسانه سنتی در آن زمان) او توانست با گسترش دیدگاه‌های خود در برابر اقتدار رم بایستد و مکتب خود را گسترش دهد.در دنیای امروز نیز با گسترش ارتباطات و رسانه دین با تلویزیون وارد خانه‌ها می‌شود. در جامعه سکولار دین از خانه‌ها دور شده بود اما رسانه‌ها امروزه با پرداختن به دین آن را وارد زندگی خصوصی کردند. در حقیقت یک موضوع خصوصی در یک رسانه عمومی مطرح شده است. در واقع با ورود رسانه، جهشی در توسعه مخاطب به وقوع پیوسته است که ابعادی گسترده و گوناگون به خود گرفته و قشر‌های مختلف سنی و جنسی اعم از توده و نخبه را در خود جای داده است. به تعبیر دیگر تغییر گفتمان درون دینی با ورود رسانه به گفتمان برو ن دینی تبدیل شده است به نحوی که دین به عنوان یک موضوع شخصی و محدود در اماکن مذهبی به سوی مسئله‌ای عمومی و اجتماعی در سطح افکار عمومی گسترده شده است. دیگر آن ابزار دینی برای فهم و درک دینی کافی نیستند و گفتمان داخل دین و راجع به دین به شکل سنتی دچار بحران شده است.
    موضوع دین رسانه‌ای در حقیقت تبیین کننده تحولاتی است که در حوزه دین و دینداری با ورود رسانه‌ها به موضوع دین ایجاد می‌شود. با زوال نهادهای دینی، رسانه‌ها مهم‌ترین بازیگران حوزه عمومی شدند به نحوی که تعیین کننده دسترسی به آن حوزه‌اند و این موقعیت نهادهای دینی را همانند سایر نهادها تحت تاثیر قرار می‌دهد. زوال ساختار دینی با روند دیگری نیز مرتبط بوده است و آن روند روزافزون فردگرایی است. به همین دلیل هم اکنون در جهان غرب تعدادی سازمان «فراکلیسایی» ایجاد شده و حوزه گسترده‌ای از فعالیت‌ها، پیوند‌ها، خدمات و فراورده‌ها ایحاد شده که دلالت‌های مذهبی دارد. این مشابهت در ارزش‌ها و نمادها به زعم هوور و لاندبای یکی از کارکردهای رسانه‌ها در کالایی کردن فرهنگی است.
    در این مقاله سعی شده است مفهوم « دین رسانه ای» بیشتر شکافته شود و ارتباط بین دین و رسانه در قالب مفهوم دین رسانه‌ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
    1. برگر، 1967: 457.   

    رسانه

    تمامی رسانه‌های موجود در یک جامعه اسلامی، رسانه دینی نیستند. رسانه دینی علاوه بر رعایت هنجارهای حاکم بر جامعه اسلامی و عمل به کارکردهای تعریف شده برای تمامی رسانه‌ها، خود را در مقابل خداوند مسوول و رساندن پیامهای او را وظیفه اصلی خود می‌داند.


    باید میان رسانه دینی و رسانه‌ای که در جامعه اسلامی حضور دارد، تفکیک قائل شد. رسانه‌ای که هنجارها، قوانین و مناسبت‌های یک جامعه اسلامی را رعایت می‌کند، رسانه‌ای مجاز برای این جامعه شناخته می‌شود هرچند اسلامی و دینی نباشد. ضمن این که هیچ دلیلی وجود ندارد که تمام رسانه‌های یک جامعه اسلامی، رسانه‌های دینی و اسلامی نیز باشند.

    به طور مثال، یک نشریه طراحی دکوراسیون داخلی را نمی‌توان نشریه دینی خواند، هرچند این نشریه موظف است به دلیل انتشار در جامعه اسلامی فرهنگ دینی را نیز رعایت کند یا یک نشریه آشپزی را نمی‌توان دینی به حساب آورد، هرچند این نشریه نیز، به دلیل انتشار در یک جامعه اسلامی نباید گوشت خوک را تبلیغ کند.

    رسانه‌های اسلامی، علاوه بر کارکردهای عمومی که تمامی رسانه‌ها دارند، از کارکردهای ویژه‌ای نیز برخوردارند. در جامعه اسلامی، رسانه می‌تواند بهترین ابزار برای امر به معروف و نهی از منکر باشد. با استفاده از قابلیت‌های خود می‌تواند معروف را بسازد، به تصویر بکشد، معروف کند و حتی امر به آن را نیز انجام دهد. یعنی هر دو نقش ساخته شدن و مشهور شدن و همچنین نقش اعمال کنترل غیررسمی را در کنار هم ایفا کند.

    با این نگاه، فعالیت در رسانه جامعه اسلامی واجب کفایی محسوب می‌شود.

    رسانه دینی رسانه‌ای که به طور مشخص و تخصصی به مسائل دینی می‌پردازد خودش را در مقابل خداوند مسوول می‌داند، نه در مقابل آگهی دهندگان، مشتریان یا دولت.چنین رسانه‌ای حتی برای جذب مخاطب هم در جهت رضایت خداوند عمل می‌کند، بنابراین مهمترین ویژگی یک رسانه دینی این است که گردانندگان این رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسوول می‌بینند و رساندن پیامهای او را به عنوان یک پیامبر و پیام آور وظیفه خود می‌دانند. رسانه دینی بر مبنای اقتصاد بازار آزاد یا رسانه تجاری عمل نمی‌کند.

    رسانه اسلامی در آگاهی بخشی و علم آموزی باید تمامی ضوابط دینی و اخلاقی بین معلم و متعلم را رعایت کند. به این ترتیب، در چنین رسانه‌ای باید علاوه بر برخورداری از آموزش برخی مسائل، به مواردی که در جامعه اسلامی به آموزش آنها تاکید شده است، مانند دانستن احکام شرعی مورد نیاز نیز بیش از پیش پرداخته شود.

    با توجه به مباحث ارائه شده، می‌توان گفت رسانه‌های اسلامی در مقایسه با دیگر رسانه‌ها، کارکردهای مشابه با مبنایی متفاوت دارند. به این معنا که در رسانه‌های اسلامی مبنای تمامی کارکردها دینی است.

    اگر دین را به معنای راه و رسم زندگی بدانیم، هیچ امری خارج از دین معنا ندارد، در این معنای اعم، اگر علوم اسلامی را به معنای تمامی علوم موردنیاز جامعه اسلامی بدانیم، آن گاه نشریه طراحی داخلی، استخوان شناسی، گل و گیاه و غیره را نیز می‌توانیم در معنای عام علوم دینی جای دهیم و بگوییم که در یک کشور اسلامی، تمام اهداف و برنامه‌ها باید حول محور دین، به معنای عام آن، شکل بگیرد. از طرفی، دین معنای خاصی نیز دارد. مانند مناسک، احکام، معارف و اخلاق دینی، در این بخش هم رسانه می‌تواند با تحقیقات، اولویت بندی‌ها و سیاست گذاری‌های مناسب، پاسخگوی نیازها و سلایق مختلف مخاطبان خود باشد. مثلا اگر در جامعه‌ای تقاضای آشنایی عمیق تر با معارف دینی وجود داشته باشد، رسانه هم باید به آن بپردازد، چه در قالب یک شبکه اختصاصی دینی، چه در قالب برنامه‌های متفاوت در شبکه‌های عمومی.

    تفاوت اصلی رسانه دینی با دیگر رسانه‌ها، در این است که رسانه دینی در اساس، با هدفگذاری و هنجاری‌های حاکم بر رسانه تعریف می‌شود. رسانه دینی رسانه‌ای که به طور مشخص و تخصصی به مسائل دینی می‌پردازد خودش را در مقابل خداوند مسوول می‌داند، نه در مقابل آگهی دهندگان، مشتریان یا دولت.

    چنین رسانه‌ای حتی برای جذب مخاطب هم در جهت رضایت خداوند عمل می‌کند، بنابراین مهمترین ویژگی یک رسانه دینی این است که گردانندگان این رسانه بالذات خودشان را در مقابل خداوند مسوول می‌بینند و رساندن پیامهای او را به عنوان یک پیامبر و پیام آور وظیفه خود می‌دانند. رسانه دینی بر مبنای اقتصاد بازار آزاد یا رسانه تجاری عمل نمی‌کند. در فرهنگ دینی همان طور که کار تجاری در مسجد معنا ندارد، رسانه را هم نمی‌توان به حوزه رقابت‌های تجاری وارد کرد. رسانه دینی باید با وقف و حمایت‌های مالی مومنان اداره شود.شکل دادن به روابط میان مومنان وظیفه اصلی رسانه دینی است و مطمئنا عمده مخاطبان یک رسانه دینی، مومنان به آن دین هستند و کارکردهای این رسانه هم باید در راستای نیازهای این افراد شکل بگیرد.

    وظیفه رسانه دینی، دیندار کردن افراد بی دین نیست ؛ بلکه وظیفه اصلی‌‌اش تامین برنامه‌های آموزشی، تفریحی، اطلاع رسانی و بسیج اجتماعی برای مومنان است.

    رسانه دینی وظیفه ترویج دین و استحکام و تثبیت عقیده مومنان را به عهده دارد و مطالعات نشان داده رسانه‌هایی که برای تبلیغ به میدان رسانه‌ای وارد شده اند، ضریب موفقیت پایینی داشته‌اند زیرا مخاطبان معمولا آن چیزی را انتخاب می‌کنند که دوست دارند. دعوت و تبلیغی که به تغییر دین بینجامد کار مبلغان رودررویی است که وارد زندگی افراد می‌شود نه رسانه‌ها.توانایی مدیریت، شناخت رسانه و اقتضاهای آن و همچنین شناخت کافی از دین، سه عنصر لازم برای مدیریت درست و موفق یک رسانه دینی است.

    رسانه‌های دینی مانند رادیو معارف، نشریات مختلف مذهبی و غیره درکشور وجود دارد. هر چند در این میان شبکه قرآن سیما نتوانسته است به دلایل مختلف به شبکه‌ای مطلوب، در حوزه رسانه‌های تصویری تبدیل شود اما به طور کلی می‌توان گفت رادیو و تلویزیون کشور ما به دلیل التزام به اصول شرعی و هدفگذاری‌های مبتنی بر عقاید دینی پاکترین، دینی‌ترین و سالمترین رسانه‌های عمومی جهان است ؛ هر چند تا رسیدن به شبکه‌های دینی مطلوب فاصله قابل توجهی دارد.

    تأثیر متقابل رسانه و دین

    «رسانه دینی» یا «دین رسانه‌ای»
    دنیای امروز به شدت سنگینی سایه رسانه‌های جهانی را در خود احساس می‌کند. نظام سلطه با در اختیار داشتن قدرت و ثروت جهانی و انحصار جهانی رسانه‌ها، یک نوع امپریالیسم فرهنگی و خبری را در جهان حاکم کرده است.

    تأثیر متقابل رسانه و دین در جامعه دینی انکارناپذیر است. هم رسانه‌ها توانسته‌اند تأثیری عمیق و گسترده بر دین بگذارند و هم از سویی دیگر، مجبورند در کارکردهای ذاتی خویش آموزه‌ها و خطوط قرمز دینی را مراعات کنند. در حوزه‌ی رسانه، سال‌هاست اندیشمندان مرتبط با رسانه، فرهنگ و دین، با علایق و انگیزه‌های متفاوت، به مسائل مشترکی رو آورده‌اند و به تأمل در باب ماهیت رسانه، فرهنگ دینی و هم‌نشینی و تضادهای احتمالی این دو پرداخته‌اند.

    در این راستا مفهوم رسانه دینی یکی از نسبت‌هایی است که بایستی دقیقاً تعریف شود تا بتوان به موضوع ویژگی‌های رسانه دینی بپردازیم. نکته مهم این است که آگاهی و ناآگاهی به ماهیت رسانه و ماهیت دین، ممکن است دین را رسانه‌ای یا رسانه را دینی کند و منتج به «رسانه‌ی دینی» یا «دین رسانه‌ای» شود. در ادامه به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.

    غلبه‌ الزامات رسانه مدرن و پیدایی «دین رسانه‌ای»
    با بررسی‌های تاریخی و تاریخچه ظهور رسانه‌‌ها و کارکردهای مذهبی آن‌ها، می‌توان به دو رویکرد اساسی در این رابطه دست یافت. یک دیدگاه که با توجه به ماهیت رسانه، نگران غلبه الزامات رسانه مدرن و به اصطلاح، پیدایی «دین رسانه‌ای» است، نگاه منفی به مسئله دارد؛ معتقد به تباین، تضاد و تقابل بین دین و رسانه است و معتقد است دین یک نهاد سنتی است که به توزیع معرفت می‌پردازد و باید به آن مثل سایر نهاد‌های سنتی نگریسته شود.

    اما رسانه‌ مفهومی مدرن است که دارای کارکردهای کاملاً جدید است و با دین تباین دارد. از این منظر، رسانه نیز همانند دین و البته در عرض آن، به توزیع معرفت می‌پردازد و به رابطه‌ی انسان با محیط پیرامون خود شکل می‌بخشد. در این رویکرد، رسانه در دنیای جدید رقیب دین است و می‌کوشد جای دین را بگیرد.

    ضرورت رسانه دینی و امکان دینی شدن رسانه
    دیدگاه دوم که از ضرورت رسانه دینی و امکان دینی شدن رسانه سخن می‌گوید، معتقد است نه تنها بین رسانه و دین ارتباط تنگاتنگی برقرار است، بلکه تحقیقات نشان داده است رسانه‌‌‌ها مقوم دین‌داری در دوره‌های مختلف بوده‌اند؛ به طوری که پیوند این دو به زمان‌های بسیار دور، یعنی نخستین روایت‌ها از اسطوره‌ها و دیوارنوشته‌ها و سنگ‌نبشته‌ها نیز برمی‌گردد.

    موقعیت مذهب در عصر رسانه‌ها نشان می‌دهد که دین با نفوذ در تمامی زوایای اندیشه و عقل آدمی، بیشترین ارزش‌های ضروری را گردآوری می‌کند تا با جذب شیوه‌های ارتباطی و فناوری‌های نوین میان انسان‌های پیرو آن، ارتباط برقرار کرده و به نوعی خود را با شرایط جدید سازگار سازد

    نگارش و قرائت‌های هنرمندانه‌ متون دینی به عنوان نماد هزاران سال پیوند میان دین و ارتباطات تلقی می‌شود. حضور دین و آثار دینی در هنر، موسیقی، نسخ خطی و نقاشی، به سال‌های بسیار دور در تمدن‌های دینی و اسلام برمی‌گردد. از این دیدگاه، موقعیت مذهب در عصر رسانه‌ها نشان می‌دهد که دین با نفوذ در تمامی زوایای اندیشه و عقل آدمی، بیشترین ارزش‌های ضروری را گردآوری می‌کند تا با جذب شیوه‌های ارتباطی و فناوری‌های نوین میان انسان‌های پیرو آن، ارتباط برقرار کرده و به نوعی خود را با شرایط جدید سازگار سازد.

    به نظر می‌رسد که دیدگاه دوم، نظر موجهی است و در عین حال، تقدیر تاریخی ادیان در نسبت با رسانه‌های جدید نیز هست. از این رو، می‌توان رسانه‌ی دینی و دین رسانه‌ای را این گونه تعریف کرد؛ دین رسانه‌ای عبارت از همان مضامین و آموزه‌های انحصاری دینی است که از رسانه صرفاً به منزله‌ی ابزار انتقال این معانی بهره می‌گیرد. رسانه‌ی دینی عبارت از بهره‌گیری از رسانه‌ها در جهت تحقق اهداف و غایات و آرمان‌های دینی است.

    اصول حاکم بر رسانه دینی
    تأثیر توحید در فعالیت‌های رسانه‌ای سبب می‌شود عدالت، احسان، دوری از گناه و تجاوز به حقوق مخاطبان، در رسانه‌ی دینی در نظر گرفته شود و دستورها و هنجارهای مورد نظر خدا و رسولان او، در فعالیت‌ها اولویت یابد. در این صورت، نظام‌سازی ارتباطی در جامعه‌ی توحیدی، بر اساس اصل توحید و مبانی و مقاصد آن شکل می‌گیرد. توجه به مبانی و مقاصد و شرایط نظام رسانه‌ی دینی، شکل و روش مخصوص خود را به صورت‌های متفاوت ارائه می‌دهد و احکام حکومتی را در نظام رسانه‌ای به میدان می‌آورد. در این صورت، تنها به وعظ، دستور و حکم منتهی نخواهد شد؛ زیرا احکام اخلاقی در این نظام، غیر از نظام اخلاقی و هنجاری غربی است.

    نقش توحید در سه سطح ارتباطی رسانه‌ها، جامعه و حاکمان، کاملاً مشهود است. توحید در میان متولیان رسانه‌ها عامل مبارزه با نفس است که در انعکاس رویدادها و اخبار و اطلاعات مورد نیاز جامعه، گرایش‌های نفسانی در آن‌ها تأثیر نمی‌گذارند و در عرصه ارتباطات رسانه‌ای بیرونی، با استقامت و پایداری در جهاد رسانه‌ای، با رسانه‌های طاغوتی مبارزه می‌کنند. در سطح جامعه، نوع ارتباطات و اطلاع‌رسانی بر اساس ارزش‌های الهی به ‌وجود می‌آید؛ توحید، در اعمال و رفتار اصحاب رسانه تجلی می‌یابد و محوریت کارهای رسانه‌ای، بر اساس نام خدا و یاد او شکل می‌گیرد.

    در سطح جامعه، نوع ارتباطات و اطلاع‌رسانی بر اساس ارزش‌های الهی به ‌وجود می‌آید؛ توحید، در اعمال و رفتار اصحاب رسانه تجلی می‌یابد و محوریت کارهای رسانه‌ای، بر اساس نام خدا و یاد او شکل می‌گیرد.

    توحید در سطح جامعه، سامان‌دهنده نظام اخلاقی و فرهنگی‌ای است که حاکمیت را تنها از آن خداوند می‌داند؛ مگر اینکه خداوند آن را برای کسی قرار دهد. از این‌ روی، اطاعت از رسول و جانشینان او، به منزله‌ی اطاعت از خداوند است و شأنی از شئون ربوبی به شمار می‌آید و حاکمیت ولی فقیه بر نظام رسانه‌ای نیز از این اصل نشئت می‌گیرد.

    در نظام ارتباطی اسلامی، بعد از توحید، اصل تقوا ملاک اصلی روابط انسانی است. این اصل بیانگر یک نظام هنجاری ارتباطی است. تقوا در فرهنگ قرآنی، همان توانایی فردی، معنوی، اخلاقی و روانی برای رسیدن به آن سطح عالی است که شخص را از تمایلات مادی دنیا تقریباً مصون می‌سازد؛ یعنی فرد مواظب است هر عملی که انجام می‌دهد، منطبق بر مصلحت و معیاری باشد که خدای متعال برای او در نظر گرفته است.

    تقوا انسان را از گرفتاری و لغزش در فعالیت‌های رسانه‌ای حفظ می‌کند؛ زیرا تنها در سایه‌ی تقواست که همه‌ گونه خیر، از طریق رسانه‌ها در جامعه منتشر می‌شود و می‌توان از کارهای حرام دوری جست و به خداوند نزدیک شد. تقوا در امر رسانه، به مثابه‌ی توشه برای آخرت اهل رسانه است و رسانه را از آلودگی‌های مختلف نجات می‌دهد؛ آلودگی‌هایی که بیشتر رسانه‌های رقیب بدان‌ها مبتلا شده‌اند.

    با توجه به اینکه مدیران رسانه‌ها در نظام اسلامی، مسئولیت افکار عمومی را بر عهده دارند، به سطح بالایی از تقوا نیازمندند تا بتوانند از عهده مسئولیت اجتماعی و الهی خود برآیند. فعالیت رسانه‌ای در اسلا‌م، که با انگیزه تقوا و اطاعت از حق و عمل به هنجارها انجام می‌گیرد، در پیشگاه شارع مقدس، جایگاه ویژه‌ای دارد.

    کار رسانه‌ای، به عنوان حرفه‌ای که بی‌تردید، خواه‌ناخواه با اجتماع و حقوق شهروندان ارتباط دارد، نیازمند ترسیم حدود و قواعدی است که مراعات آن‌ها از سویی تضمین‌کننده حقوق جامعه و از سوی دیگر، موجب فراغت خیال و آزادی عمل آن حرفه در مرزهای تعیین‌شده می‌گردد.

    در نظام اسلامی، نباید هیچ محدودیتی برای طرح افکار در رسانه‌ها وجود داشته باشد؛ بلکه همه باید آزاد باشند و حاصل اندیشه‌ها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند؛ چنان که در بند دوم از اصل سوم قانون اساسی، بر بالا بردن سطح آگاهی‌های عمومی در همه‌ی زمینه‌ها، با استفاده‌‌ی صحیح از مطبوعات و رسانه‌های گروهی، تأکید شده است. کار رسانه‌ای، به عنوان حرفه‌ای که بی‌تردید، خواه‌ناخواه با اجتماع و حقوق شهروندان ارتباط دارد، نیازمند ترسیم حدود و قواعدی است که مراعات آن‌ها از سویی تضمین‌کننده حقوق جامعه و از سوی دیگر، موجب فراغت خیال و آزادی عمل آن حرفه در مرزهای تعیین‌شده می‌گردد.

    نکته‌ی مهم این است که آزادی عقیده، غیر از آزادی توطئه و ریاکاری است؛ زیرا توطئه، اغفال و اغواکاری توأم با دروغ که با تبلیغات نادرست صورت می‌گیرد و از حق آزادی عقیده سوء‌استفاده می‌‌شود ممنوع است؛ اما عرضه‌ی اندیشه‌ها و عقاید اصیل آزاد است. بنابراین اغفال کردن نمی‌تواند و نباید آزاد باشد. اینکه در اسلام خرید و فروش کتاب‌های ضلال حرام است و اجازه‌ی فروش این کتب به مسلمانان داده نمی‌شود، به دلیل همین ضرر اجتماعی است.

    در آموزه‌های اسلامی، اصل عدالت و مساوات در ایجاد و تأمین فرصت و امکانات برابر برای همه‌ی افراد جامعه، یکی از اصول بنیادی به شمار می‌رود و معیار و مقیاسی اصلی و کارآمد در نظام سیاسی اسلام است. فقیهی همچون مرحوم نائینی، مساوات و برابری تمام افراد ملت، حتی حاکم را در برابر جمیع حقوق و احکام، از اصول اساسی سیاست اسلامی در فقه شیعه می‌داند و آن را مبنا و اساس عدالت و روح تمام قوانین اسلامی معرفی می‌کند. از منظر او، این اصل ناظر به برابری و تساوی همه‌ی افراد در مقام اجرای احکام است.

    عدالت اجتماعی در نظام اسلامی اقتضا می‌کند آحاد شهروندان در قالب نهادهای اجتماعی و سیاسی، مثل احزاب و تشکل‌ها و گروه‌ها، به نهاد اطلاع‌رسانی دسترسی داشته باشند و بتوانند در جهت عرضه‌ی آگاهی‌های مورد نظر خویش، از امکانات آن بهره بگیرند.

    بی‌گمان از اساسی‌ترین کارهایی که در استمرار جریان عادی زندگی اجتماعی و برقراری ارکان مختلف آن نقش دارد، بهره‌گیری مساوی گروه‌ها از امکانات رسانه‌ای در نظام اسلامی است. پشتوانه نظری این ضرورت این است که رسانه‌های خبری، اعم از تجهیزات و تأسیسات فنی و ظرفیت سخت‌افزاری آن و نیز توان و قدرت نرم‌افزاری این نهادها، جزء بیت‌المال محسوب می‌شود و قاعده مساوات در بهره‌مندی امکانات مادی عمومی (بیت‌المال) بر مواد این موضوع نیز منطبق است.

    از سوی دیگر، معنای استفاده همگانی این نیست که هر کس بتواند شخصاً اخبار و اطلاعات مورد نظر خویش را از طریق رسانه‌های خبری منتشر سازد که این امر نه عملی است و نه مطلوب، بلکه مقصود این است که آحاد شهروندان که در قالب نهادهای اجتماعی و سیاسی، مثل احزاب و تشکل‌ها و سندیکاهای صنفی و گروه‌ها و جمعیت‌های مختلف که بر مبنای دل‌بستگی‌ها و وابستگی‌های پیوند‌دهنده تشکل یافته‌اند، به نهاد رسانه دسترسی داشته باشند و بتوانند در جهت ارائه‌ی اخبار مورد نظر خویش از امکانات آن بهره ببرند. بدیهی است که اگر این امر مستلزم توسعه‌ی کمّی امکانات باشد، تأمین آن بر عهده‌ی دولت است. در غیر این صورت، امکانات موجود باید به صورت متناسب در اختیار قرار گیرد. عدالت اطلاعاتی در این بُعد، یکی از مصادیق بارز عدالت اجتماعی خواهد بود (2).

    معنای استفاده‌ی همگانی این نیست که هر کس بتواند شخصاً اخبار و اطلاعات مورد نظر خویش را از طریق رسانه‌های خبری منتشر سازد که این امر نه عملی است و نه مطلوب

    پنجمین اصل هدایت‌کننده‌ی فعالیت‌های رسانه‌ای در نظام ارتباطی اسلام، اصل عقیدتی امر به معروف و نهی از منکر است. این اصل به صورت یک دکترین و منشور مسئولیت فردی و اجتماعی مطرح است.

    در فرهنگ اسلامی، مسلمانان مسئول هدایت کردن یکدیگرند. ضمن اینکه افراد مسئول و صاحبان قدرت، مسئولیت ویژه‌ای دارند. اصل امر به معروف و نهی از منکر یک نوع هم‌گرایی با نظریه‌ی مسئولیت اجتماعی در نظریه‌های هنجاری دارد، اما با یک تفاوت اساسی؛ زیرا نوع مسئولیت در اسلام ریشه‌ی الهی و شرعی دارد و فرد را در برابر خداوند و هم‌نوع خود و جامعه مسئول می‌داند، در حالی که نوع مسئولیت در نظریه‌ی مسئولیت اجتماعی تنها تکیه بر نگرش مادی و قرارداد اجتماعی است (2).

    پی‌نوشت:
    1. فخارطوسی، جواد (1385)، پژوهشی فقهی در خبر و خبرگزاری، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
    2. مولانا، حمید (1382)، «رسانه‌های ارتباطی در جهان اسلام»، فصلنامه‌ی پژوهش و سنجش، سال دهم، شماره‌ی 35.

    منابع:
    - عنوان «روحانیت، رسانه و حکومت دینی»(1) گروه فرهنگی‌اجتماعی اندیشکده برهان/ عبدالله جلالی
    - عنوان «روحانیت، رسانه و حکومت دینی»(2) گروه فرهنگی‌اجتماعی اندیشکده برهان/ عبدالله جلالی

    مقاله سوم

    نگاه دینی به رسانه یا نگاه رسانه‌ای به دین؟

    "رسانه دینی"، رسانه‌ای است که دارای کارکرد دینی می‌باشد . یعنی حوزه‌های دینی در آن انعکاس یافته و جامعه را به سوی دینی شدن حرکت می‌دهد . به عبارتی رسانه‌ی دینی، رسانه‌ای است که از خاستگاه نظری و مبانی تا برنامه سازی و تکنولوژی و تأثیربخشی اجتماع بر مبنای آموزه‌های دینی استوار باشد .

    رسانه و دین

    از آغاز به کار اولین رسانه‌ها در غرب تا به امروز، موضوعی به نام "رسانه‌ی دینی" به صورت جدی و تخصصی وجود نداشته و ما تنها با یک مفهوم کلی مواجه بوده ایم و آن "رسانه" بوده است . خاستگاه رسانه اساساً در مغرب زمین می‌باشد و رسانه از جمله ابزارهای ساخته دنیای به اصطلاح مدرن تلقی می‌گردد . دنیای مدرن همزمان با فرآیند سکولار شدن غرب متولد شد و از این رو ابزارها و تکنیک‌های این دنیای مدرن نیز ماهیت و طبیعتی و عرفی دارند . "دین زدایی" ماهیت اصلی دنیای مدرن بود که باعث شد تا افراد فارغ از نگاه دینی و ارزشی و معنویت، به جهان اطراف بنگرند و صرفاً برداشتی مادی از رخدادها داشته باشند . رسانه‌ها نیز در این بین کارگزاران این نگاه عرفی به جهان بودند و با داعیه‌ی نقش آینه وار بودن، این گونه القا می‌کردند که واقعیت تنها همین چیزی است که توسط رسانه‌ها بازنمایی می‌شوند و هیچ بُعد معنوی و روحانی در کار نیست. (رسانه‌ی دینی علاوه بر رعایت هنجارهای حاکم بر جامعه‌ اسلامی‌ و عمل به کارکردهای تعریف ‌شده برای تمامی ‌رسانه ‌ها، خود را در مقابل خداوند مسئول دانسته و رساندن پیام‌های او را وظیفه‌ اصلی خود می‌‌داند.)

    در این میان انقلاب اسلامی، بنا به تبع دینی و معنوی خود از ماهیت و طبیعت مدرنیته عبور نمود و نشان داد که فرهنگ سکولار که مدعی افسون زدایی از همه امور است خود افسونی بیش نیست در قرنی که انتظار می‌رفت تا لیبرال سرمایه داری، سکولاریسم و لائیسیته به عنوان فاتحین فرهنگی و ارزشی معرفی شوند، انقلاب اسلامی طرحی دیگر در انداخت و مسیری دیگر را پیمود و نشان داد که دین همچنان یک نیروی مقاوم و قدرتمند است و توانایی تنظیم و اداره امور انسانی را دارد . متعاقب استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی، فرهنگ دینی در گستره جامعه شکل گرفت و اشاعه یافت . در سایه سار این فرهنگ دینی، ما شاهد تعریف مجددی از رسانه‌ها بودیم و متعاقب این باز تعریف، رسانه‌ی دینی تکوین یافت . رسانه‌ها امروز نقش اساسی در شکل گیری معرفت و نگرش انسان به زندگی و جهان و هستی دارند.

    هر رسانه‌ای اساسا به دنبال جذب مخاطب و ارتباط با افراد است. امروزه با فزایندگی و تکثیر سرسام آور وسایل ارتباط جمعی و همزمان سوء استفاده غرب برای جذب مخاطبان در آموزه‌ها و فرهنگ سکولار خود، ما در وضعیتی "رقابتی" به سر می‌بریم

    "رسانه دینی"، رسانه‌ای است که دارای کارکرد دینی می‌باشد . یعنی حوزه‌های دینی در آن انعکاس یافته و جامعه را به سوی دینی شدن حرکت می‌دهد . به عبارتی رسانه‌ی دینی، رسانه‌ای است که از خاستگاه نظری و مبانی تا برنامه سازی و تکنولوژی و تأثیربخشی اجتماع بر مبنای آموزه‌های دینی استوار باشد . رسانه‌ها در یک جامعه دینی باید عاملی در جهت اعتلای ارزش‌های دینی و انسانی باشند و نه صرفاً ابزاری برای گذران اوقات فراغت. اگر ماهیت دین به سلول‌ها و بنیادهای رسانه وارد نشود، رسانه‌ی ما رسانه‌ی دینی نخواهد بود و اگر رسانه دینی نباشد، جامعه‌ای دینی نخواهیم داشت . رسانه دینی با توجه به توانایی به تصویر کشیدن وقایع، محاسن ویژه‌ای دارد و می‌تواند بیشترین حد اِعمال نفوذ را بر مخاطب داشته باشد، مخاطبان را ترغیب به معروف و یا نهی از منکر نماید، آنها را از کژراهه به راه راست هدایت کند.
    رسانه و دین

    رسانه‌ی دینی، در فرایند اطلاع رسانی راستگوست و تصویر درستی از اندیشه‌ها و رویدادها ارائه می‌کند، برخی از نشانه‌های دور از واقعیت را برای دستکاری تصویر بر آن نمی‌افزاید و برخی از خطوط را آن نمی‌کاهد، چون که این مسائل ذهن مخاطب را آلوده می‌سازد. ارزش راستگویی در کار اطلاع رسانی از آن روست که اطمینان را در جان‌های مردم می‌کارد و گونه‌ای از ارتباط و همبستگی را میان اسلام، به مثابه‌ی سمت و سوی حرکت اطلاع رسانی، و مردم که از حرکت آگاه می‌شوند و آن را امانتدار مصالح در زندگی حال و آینده خود می‌یابند، ایجاد می‌کند زیرا هدفی جز بیان حقیقت ندارد.

    توسعه، ترویج و تعمیق فرهنگ دینی با رویکردی جدید از تبلیغ، یعنی تلفیقی از روش‌های سنتی موثر با روش‌های نوین و تکنولوژی روز در امر اطلاع رسانی میسر است. درست است که رسانه‌هایی چون تلویزیون، روزنامه یا سینما در غرب خلق شدند ولی نباید از این نکته عافل شویم که دین اسلام همواره ارتباطی خاص با رسانه‌ها داشته و از این ابزار ارتباطی برای انتقال مفاهیم خود سود می‌جسته است. مسجد، منبر، قرآن کریم، عالمان دین و... از جمله این رسانه‌ها هستند. از این رو ما که امروزه با شیوع رسانه‌های دیجیتال مواجه هستیم، می‌توانیم با قلب ماهیت غربی آنها، ماهیتی دینی به آنها ببخشیم و از آنها در جهت مقاصد دینی خود سود بجوییم . آگاهی بخشی نسبت به مسائل از منظری الهی و ربانی یکی از اهداف رسانه‌های دینی است. آگاهی دقیق از مسائل دینی و رخدادهای جهان دینی، مبانی دینی و اعتقادات، مسائلی که در این حوزه چه در داخل و چه در خارج رخ می‌دهد، می‌تواند جامعه را در رسیدن به اهداف بلند و پیش بینی شده کمک کرده و روند رسیدن به این اهداف را تسریع کند، اگر جامعه‌ای بر مبنا و ملاک دین پیش رود، ضریب اطمینان بیشتر است، زیرا ما برخلاف افرادی که دین را عامل محدودکننده می‌دانند، دین را عامل پیشرفت و ترقی، رشد و بالندگی، شکوفایی استعدادها و توانمندی‌های نهفته در انسان قلمداد می‌کنیم.

    توسعه، ترویج و تعمیق فرهنگ دینی با رویکردی جدید از تبلیغ، یعنی تلفیقی از روش‌های سنتی موثر با روش‌های نوین و تکنولوژی روز در امر اطلاع رسانی میسر است

    هر رسانه‌ای اساسا به دنبال جذب مخاطب و ارتباط با افراد است. امروزه با فزایندگی و تکثیر سرسام آور وسایل ارتباط جمعی و همزمان سوء استفاده غرب برای جذب مخاطبان در آموزه‌ها و فرهنگ سکولار خود، ما در وضعیتی "رقابتی" به سر می‌بریم . عقب نشینی در این عرصه و غفلت از تأثیر رسانه‌ها در دنیای جدید به معنای واگذاشتن آینده به دست امپریالیسم رسانه‌ای غربی است . در نتیجه با توجه به اینکه دین حنیف اسلام، دینی جهان شمول است باید تمام همت خود را برای رساندن پیام خود به جهانیان به کار ببندیم، و لازمه این کار در وهله نخست خلق رسانه‌ای دینی است که از آلودگی‌ها و هرزه گی‌های رسانه‌های مدل غربی مبرا باشد تا بتوان از طریق آن سخن حق را به گوش مردمان رساند. از این رو نیاز است ما و مسئولین فرهنگی و رسانه‌ای کشور مصرانه در عرصه تبلیغ و تولید برنامه‌هایی با ماهیتی دینی بکوشیم . لازمه این کار نیز فعالیتی جهادی می‌باشد، تنها با تلاشی جهادگرانه می‌توان در برابر شگردها و توطئه‌های دشمنان مقاومت کرد.

    فرآوری : آزاده مرنی

    بخش ارتباطات تبیان

    فصلنامه دین و رسانه، شماره 106

    نظریه هنجاری رسانه

    نظریه هنجارى رسانه به دو قسم سکولار و دینى تقسیم می‌شود و هر یک از آن دو به نظام‌هاى بسته و آزاد تقسیم می‌گردد.
    نظام سکولار بسته ‏، به نظامهای اقتدار گرا و کمونیستی و سکولار آزاد به نظامهای لیبرالی، توسعه گرا، نظریه مسئولیت اجتماعی و مشارکت دموکراتیک تقسیم می‌شود اما نظریه هنجاری دینی بسته، به نظامهای مسیحی قرون وسطی و اسلامی سلفی تقسیم می‌شود.
    اما آنچه مورد نظر است نظریه هنجاری دینی آزاد می‌باشد که به اسلامی شیعی، اسلامی سنی اعتزالی و مسیحی جدید تقسیم می‌شود. عقلانیت دینی در اطلاع رسانی جمهوری اسلامی ایران، با محوریت حق می‌باشد . تدریس و تعلیم، متقاعد کردن، ترغیب و مذاکره برای اجماع با محوریت انتقال باور به دیگران صورت می‌گیرد همه این موارد، به قصد تعالی بخشیدن به انسان در جهت حق، پاسداری از ارزشهای حق، دفع و محو حداکثری باطل، دعوت به حق و ترغیب عمل به آن، تثبیت حق صورت می‌گیرد لذا می‌توان کارکردهای اصلی رسانه‌ها برای یک جامعه دینی شیعی را به بخشهای زیر تقسیم کرد :
    1. اطلاع رسانی : این کارکرد برای تامین اطلاعات درباره رویدادها و شرایط موجود در جامعه صورت می‌گیرد و به منظور تسهیل نوآوری سازگاری و پیشرفته است .
    2 . همبستگی : در همبستگی، تبیین، تفسیر و اظهار نظر درباره رویدادها و اطلاعات صورت می‌گیرد برای جلب حمایت برای قدرت و هنجارهای موجود و جاافتاده . اجتماعی کردن، هماهنگ کردن فعالیتهای پراکنده، ایجاد وفاق جمعی و تنظیم اولویت و اشاره به منزلت نسبی مردم از دیگر زیر شاخه‌های این کارکرد می‌باشد .
    3 . پیوستگی و تداوم : بین فرهنگ مسلط و به رسمیت خورده فرهنگها و تحولات جدید و همچنین تحکیم و حفظ ارزشهای مشترک به کار می‌رود .
    4 . تفریح و سرگرمی : تامین سرگرمی، انحراف توجه از واقعیت و آرامش و همچنین کاستن از تنشهای اجتماعی از دیگر شاخصه‌های این کارکرد است .
    5 . بسیج : که برای تبلیغ و ترویج اهداف جامعه در زمینه سیاست، جنگ، توسعه، کار و مذهب می‌باشد . همانطور که در بالا اشاره شد رسانه در جامعه اسلامی با محوریت عدالت می‌باشد مصادیق عدل عبارتند از کمال، تحقق نفس، لذّت، معرفت، قدرت و …. می‌باشند که همگی به حق برمیگردد پس در واقع رسانه می‌بایست با محوریت حق باشد در تعریف عدالت گفته‌اند : وضع الشی فی موضعه یا اعطاء کل ذی حق حقّه که اگر چیزی را در جایگاه سزاوارش یعنی در جایگاهی که حق آن است بگذاری به عدالت رفتار کردی یا اگر حق صاحب حقی را به او بدهی عدالت است .

    روایت دینی

    1. روایت در معنای ساده خود نقل یک داستان به هر طریقی و در هر رسانه‌ای. روایت طریقی برای انتقال فرهنگ عقاید و دیدگاه‌های انسان‌هاست. برای انتقال فرهنگ اسلامی نیز از روایت گری و روایت دینی(اسلامی)،  مؤلفه‌هایی آن بحث است.
    2. گرچه قصه گویی به قدمت خود بشر است ولی روایت شناسی علم نسبتاً جوانی است که از عمر آن، بیش از چند دهه نمی‌گذرد. یکی از تأثیرگذارترین پژوهش‌ها در این زمینه در سال 1928م. توسط ولادیمیر پراپ انجام گرفت. وی در کتاب ریخت شناسی قصه‌های پریان، یکصد داستان روسی را تحلیل کرد. اساس کار او در تحلیل این قصه‌ها این عقیده بود که، همان طور که «اسم» و «فعل» دو عنصر اساسی در یک جمله است، در یک داستان «شخصیت» و «کنش» دو عنصر اساسی می‌باشد.
    او با مقایسه این تحلیل‌ها دریافت علی رغم تنوع شخصیت‌ها آنها را می‌توان به چند نقش ثابت و کنش‌ها را به عناوینی عام و مشترک تقلیل داد و در پایان نتیجه گرفت قصه‌های مورد تحلیل او همگی به 31 کارکرد و 5 نقش برمی گردند.
    در امریکا جوزف کمپبل (1904 ـ 1987م.) که پژوهش‌های گسترده‌ای را درباره اسطوره سامان داده بود در کتاب ماندگار خود به نام قهرمان هزارچهره (1945م.) اسطوره‌ها را با همان دو عنصر یادشده به ساختاری یگانه برگرداند. ولی نکته قابل توجه در کار کمپبل آن بود که کارکردهای پراپ را به صورت مراحل سفری برای قهرمان خود توضیح داد. کمی بعد کریستوفر وگلر (1949) کارشناس فیلم نامه در‌هالیوود ساختار به دست آمده توسط کمپل را با تغییراتی، بر بسیاری از فیلم‌های سینمایی‌هالیوودی تطبیق داد.
    3. در این پژوهش با توجه به پژوهش‌های یادشده، سعی شد تا با همان روش، قصص قرآن و حکایات دینی تحلیل شده و ساختاری استنباط شود. به این سبب پس از جمع آوری، تحلیل تک تک قصه‌ها، دسته بندی و بازخوانی‌های مکرر، ساختاری به نام سفر «سالک الی الله» به دست آمد، که این ساختار بر دو پایه مراحل سفر و نقش‌ها استوار است. ساختار به دست آمده در این شکل قابل مشاهده است.
    در این شکل مراحل سفر قهرمان داستان دینی به صورت سفر، ترسیم شده است. قهرمان داستان دینی که از این پس او را «سالک الی الله» می‌خوانیم مراحل زیر را طی می‌کند:
    1. جهان عادی: سالک الی الله در جهان عادی و روزمره خود به سر میبرد که با قرار گرفتن در آزمون، به سلوک الی الله دعوت میشود.
    2. آزمون: آزمون، اساسیترین مرحله سلوک است؛ زیرا دنیا محل آزمایش سالک الی الله یا مسافر به سوی جهان آخرت است.
    3. فریب شیطان و کمک راهنما: در هنگامه آزمون، سالک با فریب شیطان یا کمک راهنما روبهرو میشود.
    4. شکست یا پیروزی: سالک در رویارویی با آزمون الهی، اگر بتواند با وسوسههای شیطانی مبارزه کند و راه اطاعت در پیش گیرد، پیروز میدان است و اگر به گناه و نافرمانی آلوده شود، شکست خورده است.
    5. هبوط (در صورت شکست): سالک در صورت شکست در آزمون و ارتکاب گناه، از مقام قرب الهی رانده میشود و این معنای هبوط است.
    6. توبه یا عصیان (در صورت هبوط): سالک پس از شکست و رانده شدن از مقام قرب، میتواند با توبه و بازگشت به اطاعت الهی، از خداوند درخواست بخشش کند، ولی ممکن است نه تنها توبه نکند، بلکه بر سرکشی خود نیز بیفزاید.
    7. پاداش یا مکافات: سالک در صورت پیروزی در آزمون یا شکست و توبه واقعی، به آمرزش و پاداش و رحمت الهی میرسد، ولی شکست در آزمون و خودداری از توبه، مکافات و قهر الهی را در پی دارد.
    8. رفتن به سیر دوم به عنوان راهنما، منجی، شیطان، طاغوت: بیشتر سالکان پس از رسیدن به پاداش یا مکافات عمل خود، سیر خویش را تمام میکنند، ولی تعدادی اندک در نقشهایی چون راهنما و منجی یا شیطان و طاغوت به سیر دوم میروند.
    در این سفر «نقش‌ها» به قرار زیر است:
    1. سالک: همان قهرمان داستان است که در راه سلوک الی الله قرار گرفته است. این عنوان از آیه کریمه «یا أَیّهَا اْلإِنْسانُ إِنّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلاقیهِ؛‌ای انسان! تو با رنج و مشقت به سوی پروردگارت میروی و او را ملاقات میکنی» گرفته شده است. به جای سالک میتوان مسافر هم به کار برد.
    2. شیطان: هر شخصیتی را در داستان که سالک را به گناه و نافرمانی وسوسه کند، میتوان شیطان نامید. ازاین رو، شیطان، نقش است و هر جن و انسی را شامل میشود.
    3. راهنما: راهنما هر شخصیتی است که سالک و قهرمان داستان را در رسیدن به مقام قرب الی الله یاری کند و درباره وسوسههای شیطان به او هشدار دهد.
    4. منجی: همان راهنماست، زمانی که در مقام نجات برمیآید. موسی(ع)، نجاتدهنده قوم بنیاسرائیل از دست فرعون است. منجی ممکن است برای نجات یک قوم یا یک فرد قیام کند.
    5. طاغوت: شخصیتی است که به مقابله و جنگ با خدا یا ولیّ الهی برخاسته است، مانند فرعون و نمرود.
    6و 7و 8: فرستنده، پاداشدهنده و عقابکننده: در بیشتر قصص انبیا در قرآن کریم، خداوند متعال، رسول را برای هدایت قوم میفرستد (فرستنده). در صورت عصیان قوم نیز بر آنها عذاب نازل میکند (عقابدهنده). خداوند به آن دسته از مردم که از پیامبران پیروی میکنند، وعده بهشت میدهد (پاداشدهنده).
    برای درک بهتر ساختار ذکر شده داستان قرآنی «هبوط حضرت آدم(ع) از بهشت» را با توجه به مراحل و نقش‌های ذکر شده مرور می‌کنیم.
    قصه هبوط از اینجا شروع می‌شود که: آدم و حوا در بهشت زندگی می‌کنند: (جهان عادی). خداوند متعال به آنها هشدار می‌دهد که به درخت ممنوعه نزدیک نشوند: (آزمون). ابلیس به آن دو می‌گوید که از خوردن آن درخت نهی نشده‌اند تا مگر دو ملک یا جاودان نشوند: (فریب شیطان). خداوند به آن دو هشدار می‌دهد که ابلیس دشمن آنهاست: (کمک راهنما). از درخت ممنوعه می‌خورند: (شکست در آزمون). خداوند دستور می‌فرماید که به زمین هبوط کنند: (هبوط). آدم(ع) توبه می‌کند: (توبه). خداوند توبه را می‌پذیرد: (پاداش).
    آدم به عنوان پیامبر مأمور است تا خانواده خود را راهنمایی کند: (رفتن به سیر دوم به عنوان راهنما).
    در این داستان، آدم(ع) «سالک»، ابلیس «شیطان» و خداوند متعال «راهنما» و «پاداش دهنده» است.
    در پایان در یک جمع بندی کلی در پاسخ به این پرسش که روایت دینی (اسلامی) چیست؟ می‌توان گفت روایت اسلامی روایتی است که بازتاب دهنده دیدگاه اسلام، از هستی و انسان باشد (و در صورتی که ساختار سفر سالک را ساختار یگانه روایت اسلامی بدانیم) با این ساختار قابل تفسیر باشد.

    دین و رسانه

    رسانه و مذهب

    رسانه و مذهب

    ظهور رسانه‌های جمعی در اواخر قرن نوزدهم نقش مهمی در زندگی اجتماعی و فرهنگی ایفا کردند. قبل از آن زمان، حتی رسانههایی که از طریق آن دانش اجتماعی و فرهنگی به اشتراک گذاشته و چاپ میشدند حیاتی بود؛ آنها برای پروسههایی که فعال شده بودند، مات و مبهم بودند. امروزه رسانه‌ها در طیف وسیعی از زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی پیشرو هستند و حتی تعیین کننده هستند.

    رسانه‌های جمعی ناشی از تحولات تکنولوژیکی و اجتماعی بودند. چاپ مکانیکی که با انقلاب صنعتی ایجاد شد و در دهه 1870 به بازار ارتباطات در بریتانیا رسید و تغییرات مهمی در تولید، پذیرش و اقتصاد سیاسی رسانه‌ها ایجاد کرد. تولید انبوه رسانه‌ها به صورت مالی از طریق تبلیغات به جای فروش مستقیم روزنامه‌ها یا مجلات حمایت می‌شد. نتیجه منطق اقتصادی، خوانندگان را به عنوان مخاطبان مشاهده کرد و به دنبال افزایش تعداد آنها بود. این همزمان با افزایش تمرکز جمعیت در مناطق شهری، از حمایت اجتماعی و فرهنگی روستا و شهر حذف شد. این مخاطبان به عنوان مخاطب «توده ای» در نظر گرفته شدند و محتوای رسانه‌ها منعکس کننده انواع طعم‌های طبقه بندی عمومی بود.

    از آن زمان تا کنون بحث بر سر نحوه ارتباط بین مخاطبین جرم و رسانه‌های جمعی دیده شده است. به بعضی از ناظران، رسانه‌ها به لحاظ ایدئولوژیک مخاطبان را غالب می‌کنند. به دیگران، رسانه‌ها به عنوان نوعی بوم فرهنگی عمل می‌کنند که در آن موضوعات، ایده‌ها و گفتمان‌های فرهنگی و اجتماعی بیشتر یا کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. به دیگران، رسانه‌ها به عنوان پالیسی‌ها مهم هستند، و جایگزین ارتباطات از دست رفته از زندگی روستایی پیش از صنعتی است. برای اکثر اوقات، جهت گیری رسانه‌های جمعی و به معنای آن است که حداقل زمینه ارتباطات ترجیحی برای کسب و کار معتبر، فرهنگ نیستند.

    این واقعیت‌های ساختاری و مفروضات اجتماعی به شرایطی بستگی دارد که رسانه‌ها در رابطه با فرهنگ و عملکردی دینی دارند. آنها صنعتی و فنی هستند و به این ترتیب به عنوان مصنوعی دیده می‌شوند و توانایی‌های آنها در فرهنگ و اجتماع، نمادها و ارزش‌ها مشکوک است. آنها تجاری هستند و بنابراین لزوما ترافیکی در فرهنگ کالا و تجربه فرهنگی دارند. در عین حال، آنها به طور ذاتی به روش مدرنیته در روش‌های در حال توسعه عمیق تر تعریف می‌شوند. بنابراین، در حالی که ساختارها و نهادهای اجتماعی و فرهنگی ممکن است بخواهند خارج از محدوده فرهنگ رسانه‌ای قرار گیرند، این امر به طور فزاینده‌ای برای آنها سخت است. این واقعیت‌ها نقش رسانه‌ای که در تکامل نهادها و شیوه‌های مدرن و مدرن دینی مدرن نقش دارد، تعریف می‌کنند.

    نقش رسانه‌ها نه تنها اجتماعی و ساختاری است، بلکه جغرافیایی و معنوی/زیبا شناختی است. و همانطور که مطالعه علمی تعامل بین دین و رسانه در سال‌های اخیر توسعه یافته است، مشخص شده است که این جنبه رسانه سازی در شیوه‌های جالبی در شکل گیری چشم انداز دینی رسانه‌ها متجلی می‌شوند. یک پدیده شناسی رسانه و دین در قرن بیست و یکم رسانه‌ها و دین را در تعدادی از روابط متفاوت می‌بیند.

    استفاده دین از رسانه

    البته یک تاریخ طولانی و عمیق میانجیگری دین و رسانه وجود دارد. در واقع ادیان مختلف به وسیله ارتباط آنها با رسانه‌های مختلف شناخته می‌شوند. به طور معمول، توسعه ادیان غربی مدرن به گونه‌ای است که از طریق روش‌های متحرکی منتشر شده است. در قرن بیستم، تعدادی از ادیان ارتباطات خاصی با رسانه‌های جمعی ایجاد کردند. در اغلب موارد، این روابط با فرض نوعی دوگانگی تعریف شده است، جدا کردن حوزه "مقدس" تاریخ مذهبی معتبر، ادعاهایی، ایمان و عمل، از یک حوزه "غیر اخلاقی" که توسط رسانه‌ها نمایان می‌شود. به عنوان مثال، اسلام به طور گسترده‌ای در نظر گرفته شده است که از واسطه گری توده‌ای و به ویژه تصویربرداری بصری میانجیگری اجتناب می‌کند. به نظر می‌رسد طغیان بودیسم نیز آن را از یک حوزه رسانه‌ای تحت سلطه نگرانی‌های مادی جدا می‌کند. یهود نیز بر اهمیت «کتاب» تأکید داشته است، اما تمایل داشت که دیگر شیوه‌های ارتباط کمتر ارزش داشته باشد.

    در عین حال که اندیشه مسیحیت به دوگانگی مقدس و عرفانی برمی‌خورد، مسیحیت در مدرنیته غربی به نمایش گذاشتن طیف وسیعی از پاسخ‌ها و روابط به رسانه‌های جمعی رسیده است و رابطه‌ی که تنها راه‌ و دلیل قطعی است. واقعیت است که رسانه‌های غربی مسیحی مسلط بر رسانه‌ها در سرتاسر جهان (وضعیتی که به شیوه‌های کوچک تغییر کرده است) در آمده‌اند. گروه‌های مسیحی یکی از اولین ناشران در اروپا و آمریکای شمالی بودند. انگیزه انجیلی در مسیحیت، به نظر می‌رسد، در طول زمان، علاقه خاص فرهنگی به انتشار آن داده است. تمام گروه‌های مسیحی (و اغلب گروه‌های غیر مسیحی و سایر جنبش‌های مذهبی در اروپا و آمریکای شمالی) از لحاظ تاریخی مواد چاپی مانند مصور، جزوه، خبرنامه، مجله، مواد آموزشی روز یکشنبه و کتاب را تولید کرده اند. برنامه‌های مأموریت، از جمله جوامع کتاب مقدس، نیز ناشران فراوانی بوده اند.

    با این حال، رسانه‌های غیر چاپی برای اغلب ادیان، زمینه راحت‌تری برای آنها شده‌اند. در قرن بیستم، به عنوان ادیان ایجاد اتحادیه اروپا و آمریکای شمالی در مواجهه با ظهور رسانه‌های جمعی، این گروه‌ها برای مبارزه برای تعریف و ارتقاء فرهنگی که همچنان ادامه دارد، آغاز شد. فرض دوگانه آن، سوء ظن رسانه‌ها از حوزه «غیر اخلاقی» است. در حالی که رسانه‌های چاپی به دقت ادیان را درک کرده‌اند تا زمینه مناسب برای انتقال ایده‌ها و ارزش‌های مذهبی فراهم آورند، موج‌های بعدی رسانه‌های غیررسمی جدید متفاوت به نظر می‌رسد. احتمالا در نتیجه ارتباط آنها با سرگرمی‌های سکولار و در نتیجه ارزش‌های سکولار، فیلم، پخش، تلویزیون و رسانه‌های دیجیتال به نوبه خود با سوء ظن در مورد مذهب و مقامات مذهبی مواجه شده است.
    مهمترین استثناء این مورد پروتستانتیسم انجیلی است. با شروع اولین روزهای رادیویی، بنیادگرایان و افراد و گروه‌های انجیلی بعد از این فناوری‌های جدید، وعده‌های زیادی دیده اند. حتی می‌توان گفت که از طریق استفاده دقیق از فیلم، رادیو و تلویزیون، آنچه که در حال حاضر به عنوان «نئو اوانجلیسم» شناخته می‌شود، جای خود را در چشم انداز مذهبی پیدا کرده است. به عنوان مثال، بیلی گراهام، که یکی از مهمترین رهبران انجیلی قرن بیستم بود، تولید کننده فعالانه انواع رسانه‌ها بود، و به طور گسترده‌ای به عنوان یک رسانه‌ای شناخته شده است. این بیشتر نشان می‌دهد نقش مرکزی رسانه‌های جمعی در تکامل مذهب، به عنوان میانجی گراهام و جنبش انجیلی به طور کلی در ایجاد مشروعیت خود نقش مهمی ایفا کرد. پدیده تلونگیز، که در دهه 1970 در آمریکای شمالی ظهور کرد و سپس به عنوان یک شکل، به بسیاری از جهان گسترش یافت، بیشتر به تعریف مناظر دینی و سیاسی کمک کرد. با این وجود استفاده از رسانه‌ها از طریق مذهب بدون خطرات آن نیست. همانطور که تعدادی از محققان اشاره کرده‌اند، دین مجبور به سازش شده است تا با شرایط و محدودیت‌های ساختاری و دیگر محدودیت‌های رسانه‌ها سازگار باشد.

    استفاده رسانه از دین

    به طور سنتی، رسانه‌ها در ارائه دین از طریق روزنامه نگاری بیشتر درگیر شده اند. دوران رسانه‌های جمعی با توسعه یک مطبوعات توده‌ای آغاز شد و علاوه بر ایجاد مخاطبان جدید و اقتصادهای جدید، محتوای جدیدی نیز ایجاد کرد. قبل از مطبوعات توده ای، اکثر مطبوعات در اروپا و آمریکای شمالی در یک جهت یا به نوعی حزبی بودند، و به نظم سیاسی، روحانی و حتی مسئولیت‌های شرکتی نیز توجه می‌شد. اقتصاد جدید انتشارات تودهای به این معناست که مطبوعات میتوانند از حمایت از آزادی آزاد شوند و خوانندگان و مخاطبان جدید به طیف وسیعی از مواد از مطبوعات میرسند تا از گذشته. در نتیجه، مفهوم روزنامه‌ها و مجلات به عنوان پرونده‌های عمومی، احتمالا از موضع گیری خارج از دیدگاه‌های باریک منافع خاص است. این نوع از روزنامه نگاری برای پیدا کردن صدای خود، و مدل‌های جدید روزنامه نگاری و نقش‌های جدید برای روزنامه نگاری در زندگی عمومی و سیاسی ظاهر شد.

    در مورد آمریکای شمالی، دین لزوما جزئی از این ترکیب نیست. برای اکثر قرن بیستم، دین توسط روزنامه نگاری دیده می‌شود که داستان نهادهای مذهبی و شیوه‌ها و اختیارات آنهاست. در عین حال، این نهادها با هماهنگی رفتار می‌کردند، در حالی که همه آنها مورد درمان قرار گرفتند. شواهد فراوانی وجود داشت که نهادهای مذهبی حداقل از قرن پیش به اهمیت محو شدند، و روزنامه نگاری به طور کلی فرض بر این بود که سکولاریزمینی در حال پیشرفت است. تا اواخر قرن، دین به عنوان "اخبار سخت" شناخته شد، عمدتا به عنوان نتیجه رویدادهای خبری مانند انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، افزایش جنبش‌های مذهبی سنتی در سراسر جهان و ظهور انجیلیسم به عنوان یک نیروی سیاسی در آمریکای شمالی. حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 در نیویورک، واشنگتن، دی.سی. و پنسیلوانیا، مذهب را به طور دقیق تر بر روی "دستور کار خبری" قرار داد و با توجه به گسترش روحیه‌ی روزنامه نگاری اروپایی و آمریکای شمالی، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.

    ادغام رسانه و دین

    رسانه‌های سرگرمی ارتباط مستقل با دین و محتوای مذهبی داشته اند. تمایل به این رسانه‌ها برای دیدن رابطه در شرایط دوگانه وجود دارد، که نشان دهنده‌ی مواردی مانند فهرست‌های فروشندگان جداگانه‌ای است که برای عناوین کتاب مذهبی و غیر مذهبی نگهداری می‌شوند. بازار "مذهبی" برای فیلم‌های تجاری، مجلات و کتاب‌های تجاری در حال حاضر یک صنعت چند میلیون دلاری در سراسر جهان است، اما همچنان به عنوان یک میدان جداگانه از بازار غالب و بزرگ و "سکولار" فکر می‌کند.

    در این بازار سکولار، در اکثر رسانه‌های اصلی و در بیشتر قرن‌ها، نمونه‌های مهمی وجود دارد. در اوایل قرن، به اصطلاح "حماسه‌های کتاب مقدس" مانند ده فرمان و رب فیلم بزرگ موفقیت آمیز شد، جذب تعداد زیادی از مسیحیان محافظه کار و یهودیان برای تئاتر برای اولین بار. در اواخر قرن، انفجار انتشار کتاب و مجله اختصاص یافته به معنویت، درمان و کمک به خود را تبدیل به یکی از روند عمده در آن صنعت شد.
    در تلویزیون‌های سرگرمی، طیف وسیعی از برنامه‌ها و مجموعه‌های جدید در دهه 1990 ظاهر شد، که مفهوم آن به صراحت و به طور ضمنی مذهبی بود. برنامه‌های ایالات متحده در سطح جهانی، مانند لمس شده توسط یک فرشته، X-Files، Buffy: قاتل خون آشام، سیمپسون‌ها و نوردهی شمالی، طیف وسیعی از احساسات مذهبی را از سنتی، روحانی، عصر نو، به Pagan و Wiccan یکپارچه کرده است. این وضعیت حتی در رسانه‌های دیجیتال اینترنت نیز متفاوت بود.
    این روند ناشی از تغییرات در دین و رسانه بود. برای رسانه‌ها، تغییر سریع ساختار و تنظیم رسانه‌های الکترونیکی و دیجیتال منجر به افزایش چشمگیر در همه جا و تعدادی از کانال‌هایی که به خانه‌ها در سراسر جهان خورده می‌شود. افزایش همزمان تمایز رسانه‌های چاپی به بازار‌های کوچکتر و کوچکتر، به این معنی است که رسانه‌ها هر دو انگیزه‌ای برای جستجوی محتوا و مخاطبان جدید بوده و به طور فزاینده‌ای قادر به ارائه سلیقه‌های متداول متناسب با مواد هستند. در عین حال، مذهب نیز تحت تاثیر تغییرات بزرگ قرار گرفت، در مورد آمریکای شمالی به عنوان یک "بازسازی" که بر نهادهای مذهبی سنتی تأکید داشت، توضیح داده شد. در عین حال، دین به طور فزاینده‌ای در فعالیت‌های مذهبی و به معنی مأموریت افراد متمرکز شده است.
    این فردگرایی مذهبی جدید و مستقل تر، به نام "جستجو" یا "تلاش" توسط جامعه شناسان، به طور طبیعی با فرهنگ میانجی که می‌تواند و به طور فزاینده‌ای منابع مربوط به این پروژه را فراهم می‌کند، بیان می‌کند. بنابراین، یک بازار برای نمادهای مذهبی کالا، آیین‌های مذهبی و سایر منابع بوجود می‌آید، که با نگرش‌های نوظهور به مسائل مذهبی و معنوی و سیستم رسانه‌ای که می‌تواند به سلیقه‌های متداول متخصص و متمرکز ارائه دهد، امکان پذیر است. نتیجه فرسایش تدریجی هر خط روشن ممکن است یکبار بین دنیای "مقدس" رسانه‌های مذهبی مشروع و یک دنیای "سکولار" رسانه‌های سکولار وجود داشته باشد. در آغاز قرن بیست و یکم، این تقسیم کمتر و کمتر آشکار است. برای همه اهداف عملی، یک فرهنگ رسانه‌ای تبدیل شده است.
    پیشینه‌های مهم این همگرایی دین و رسانه‌ها وجود دارد. در مورد آمریکای شمالی که عمدتا این تحولات را به دنبال داشت، پروتستانتیسم مدتهاست تحرک، حتی کالاهای مذهبی، بازارهای مذهبی و عینک‌های مذهبی را تحسین کرده است. بنابراین مسیحیت آمریکایی تا به حال دارای یک فرهنگ نوپا از کالاهای مذهبی میانجی است و در سنین مختلف، سلیقه‌ها و منافع در چنین روش‌هایی برای ایمان و معنویت رشد کرده است.

    تعامل دین و رسانه‌ها

    رابطه بین دین و رسانه را تعاملی دانسته، نه اثر یا نفوذ که ممکن است یکی بر دیگری داشته باشد. دانشمندان دین و رسانه‌ها به طور چشم گیر این تعامل در پذیرش و تجربیات افراد و گروه‌ها را با فرهنگ رسانه‌ای روبه رو می‌کنند و به زندگی دینی در ارتباط با آن می‌پردازند. این را می‌توان در سطوح رادیکال محلی و رادیکال جهانی مشاهده کرد. در سطح محلی، در طیف وسیعی از زمینه‌ها، تعامل میان فرهنگ رسانه‌ای و فرهنگ دینی در روش‌هایی است که افراد و گروه‌ها از منابع فرهنگی مختلف و در دسترس برای ایجاد معنی در زندگی خود استفاده می‌کنند. در سطح جهانی، رسانه‌ها و ادیان در حوادثی مانند تجربیات ملی و بین المللی از حملات 11 سپتامبر و پیامدهای آنها در تعامل هستند. تجربه مستقیم این حملات میانجی بود، و این واقعیت که حملات در نیویورک در مرکز رسانه‌ای پیشرو در جهان صورت گرفت، تصاویر را در دسترس و قابل دسترس، زنده و در زمان واقعی ساخته بودند. هر فرآیند ملی و بین المللی از انعکاس وجودی و عزاداری آیینی، این فرآیندها به طور وسیعی نیز متاثر شدند. رسانه‌ها نیز در تصور گسترده‌ای از فاصله و سوء تفاهم که مورد حمله قرار گرفتند، دخیل بودند. رسانه‌ها باید ابزار اصلی باشند که غرب توسعه یافته از شرق اسلامی می‌داند و بالعکس. این که شرق اسلامی به وضوح به واسطه هویت دینی خود تعریف شده است، رسانه‌ها را در مرکز هر گونه سوء تفاهم ممکن می‌سازد و یا باعث تشدید حملات می‌شود. علاوه بر این، اندازه گیری انتقاد اسلامی از فرهنگ غربی، به یک واکنش اخلاقی فریبکارانه و غفلت در فرهنگ عموم مردم آمریکا که در حال گسترش سیل است، ریشه دارد. به این ترتیب، رسانه‌ها برای نشان دادن فرهنگ دینی مورد استفاده قرار می‌گیرند. در نهایت، رسانه‌ها، زمینه و اهداف اصلی مراسم ملی و جهانی مراسم یادبود و عزاداری در اطراف این رویداد را تشکیل می‌دهند و در نتیجه نقش را بر خلاف «دین مدنی» در این زمینه در نظر می‌گیرند.

    هویت، بازاندیشی و جهانی شدن

    فراتر از تکامل رسانه‌ها و مذهب مورد بحث قرار گرفته است، همگرایی و تعامل میان دین و رسانه در اواخر مدرنیته به تعدادی از رویکردهای اجتماعی و فرهنگی واکنش نشان می‌دهد. سه ایستادگی کردن اول، همگرایی و تعامل در واژگان خود و هویت دینی به شدت احساس می‌شود. همانطور که نظریهپردازان اجتماعی اجتماعی دیرین مدرن پیشنهاد کردهاند، پروژهی خود، شاید نگرانی غالب سن است. به عنوان زندگی اجتماعی تبدیل شده است پیچیده تر و منطقی تر، ابزار حمایت در دسترس در حوزه‌های اجتماعی از بین برده است، افراد را به طور فزاینده‌ای به دستگاه خود را ترک. این افراد را به سوی درون خود هدایت کرده است، تا تلاش خود را انجام دهد. با این وجود، این تلاش به نظر می‌رسد که به دنبال منابع مناسب و مناسب برای کار خود باشد و کالاهای رسانه‌ها از جمله منابع آشکار و قابل دسترس هستند. تا آنجا که پروژه‌ی خود یک پروژه مذهبی است، این نقش مهم برای رسانه‌ها در شکل گیری و شکل دادن به هویت دینی است.
    دومین این روند، بازاندیشی است. نظریهپردازان برجسته مدرنیته اواخر، نقش میانجیگری را در تشویق حالت بازخوردی از آگاهی به رسمیت میشناسند. بازتابی از نتایج دسترسی به منابع و زمینه‌های دانش است که به مردم خودخواهی می‌کند که از لحاظ تاریخی بی سابقه است. با استفاده از این دانش بازتابی، احساس خودمختاری در حوزه فعالیت‌های هنجاری، از جمله خود و هویت، به دست می‌آید. در اواخر مدرنیته، میانجیگری نقش مهمی در شناخت ما از محل و مکان دارد، و به این ترتیب در شیوه‌های مهم تفکر بازتابی که امروزه بسیاری از تلاش‌های مذهبی برای خود و هویت را تعریف می‌کند، متاثر می‌شود.
    در نهایت، جهانی شدن و آنچه که در حال آمدن است به عنوان "glocalization" نامیده می‌شود، ترکیب یک مفهوم جهانی به یک برنامه محلی، روند قطعی است. البته رسانه‌ها مهمترین صنایع جهانی و جهانی هستند، اما پیامدهای آنها فراتر از روابط ساختاری و اقتصادی آنها است. تا آنجا که جهانی شدن یک واقعیت است، به اندازه‌ای وسیع از توانایی‌های رسانه‌ها برای ایجاد همبستگی جهانی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی حاصل می‌شود. رسانه‌ها پس از همه، "صنایع آگاهی" هستند و در میان توانایی‌های آنها انتقال نمادهای فرهنگی، اشکال و متون مربوط به عمیق‌ترین خواسته‌های انسانی برای ارتباط و تعلق است. آنها می‌توانند فضا و زمان را فراتر گذاشته و اغلب برای انواع "جوامع تصور"، ارتباطی در فضا و زمان فراهم می‌کنند که در عمق و سرعت بی سابقه‌ای است.

    به طور فزاینده، رسانه‌ها می‌توانند در چارچوب‌های مذاکره‌ای که درخشان نیز هستند نیز فعال باشند. همانطور که اشاره شد، رسانه‌ها دیگر به عنوان تعیین کننده یا غالب شناخته نمی‌شوند. در عوض، آنها به افراد و جوامع انعکاس دهنده، روابط ساختاری زندگی در سطح محلی، ملی و جهانی و منابع سمبلیک و دیگر مربوط به حس کردن آن زندگی را ارائه می‌دهند. این شامل مذاکره سازنده‌ای از این آگاهی، آن زمینه‌ها و منابع است. نتایجی که از آن به دست می‌آید، جهانی شدن و محلی است، آگاهی بازتابی از مکان در آن چارچوب‌ها، و حس‌های خود و هویت گروهی مربوط به این آگاهی است. دین یک تلاش اساسی است و همچنین یک بعد مهم این روابط است. بنابراین مذهب و واسطه گری در راه‌های بنیادین در توسعه مستمر آگاهی جهانی و عالم گرا متوسل می‌شوند.

    اما جهان جهانی نه تنها جایگاه هماهنگی است، بلکه جایی برای درگیری و مبارزه است. در میان روابط اجتماعی و فرهنگی که امروزه به طور فزاینده‌ای در دسترس می‌باشند، کسانی هستند که بین دیدگاه‌های متضاد درگیرند. در مورد مذهب، رسانه‌ها می‌توانند اطلاعات زیادی در مورد مذهب "دیگر" ارائه دهند، اما لزوما منجر به افزایش درک نمی‌شود. برای مثال، کلیسای آنجلیکان، در طول مبارزات خود در مورد هماهنگی همجنسگرایان در اوایل قرن بیست و یکم، یاد می‌گیرد که یک رسانه رسانه‌ای جهانی، این بحث‌ها را در سراسر جهان در دسترس قرار می‌دهد و تنش درون جمعی را افزایش می‌دهد، زیرا Anglicans‌های آفریقایی می‌توانند زمان واقعی داشته باشند دسترسی به بحثهایی که در میان آنگلیکاناهای آمریکای شمالی برگزار می‌شود. همانطور که جهانی شدن و شکوفایی پیش می‌رود، رسانه‌های بین المللی قبل از اینکه مذهب به خود درک و درک بین مذاهب به چالش کشیده شود، ادامه خواهد یافت.

    تاثیر رسانه بر دین

    راه‌های تاثیر رسانه‌ها بر دین:

    1. رسانه‌ به طور فزاینده­ای زمینه‌ را برای دین و معنویت مشخص می‌کند و به تعریف شرایط در زندگی معاصر کمک می‌کند. به عنوان مثال، فیلم «مصائب مسیح» ساخت ۲۰۰۴ منجر به توجه به ایمان و دین در دنیای معاصر و همچنین ورود تصاویر و نماد­ها از طریق این روایت به جامعه غربی شد.
    2. رسانه زمینه ساز ارائه کالاهای فرهنگی است. حوزه رسانه­ای نقش مهمی در این روند ایفا می‌کند که تاریخچه طولانی و عمیق آن در برخی سنت­ها وجود دارد. مثلا فروشگاه‌های محصولات مذهبی همچون صلیب و .. که اغلب توسط راهبه‌ها اداره می‌شود.
    3. رسانه باعث پذیرش نمادها و گفتمان‌های مذهبی است. مثل همخوانی در فیلم محمد رسول الله و یا موسیقی کاتولیک
    4. ادیان توانایی نظارت بر داستان­های خود را ندارد چون از طریق رسانه در عرصه عمومی و در گفتمان عمومی حضور تبلور پیدا نموده است. شرایط مرجع، زبان، نمادهای بصری و زبانی و شرایطی حاکم بر دین عمومی می‌شوند، پس همه این موارد توسط عمل رسانه‌ای تعیین می‌شود. ممکن است نهادهای دینی و افراد مذهبی به هر دلیلی خود را از این روند جدا نمایند اما به هر صورت این امر توسط عموم ظهور پیدا خواهد نمود.
    5. عدم امکان حفظ حد و مرز برای ادیان. وقتی که نهادها و جنبش­های دینی با حوزه­های تجارتی و دولتی همکاری می‌کنند، شروع به پذیرش ویژگی­های عمومی می‌کنند مثلا در مورد بحران‌های رسوایی و اخلاقی کلیسای آنگلیکان و پروتستان­ها) و مواجه آنها با مسائل حقوق همجنسگرایان، به این برداشت می‌رسیم که مخاطب فقط یک شخص در محیط خصوصی نیست.
    6. رسانه‌ دین و معنویت دیگری را به ارمغان می‌آورد. در چارچوب جهانی شدن / جلال زدایی، این در تبادل بین اطلاعات و نشانه‌ها، تصاویر و ایده‌هایی که از طریق روزنامه نگاری، از طریق فرهنگ مردمی و رسانه‌های شخصی عصر دیجیتال گسترش می‌یابد، احساس می‌شود. در زمینه رو به افزایش جریان بین‌المللی افراد، هم از طریق سفر و هم از طریق مهاجرت، رسانه‌ها در ارائه اطلاعات در مورد "دیگران" که در حال حاضر در کنار یا در شهر بعدی وارد می‌شوند فعال شده­اند. در عین حال، آنها می‌توانند اطلاعاتی در مورد بعضی از سنت‌هایی که سنت‌های دیگر گمراه کننده هستند را فراهم کند.
    7. اثر هفتم رسانه‌ها را می‌توان ماخذ اصلی منابع دینی برای جستجوی مباحث دینی بر شمرد که این روند به طور روزافزونی دین در حال افزایش است.
    8. اثر هشتم مربوط به پیش بینی‌ها در این حوزه است که رسانه‌ها توانایی حمایت از توسعه ادیان «جدید» یا «جایگزین» را دارند. بعضی از این‌ها بعنوان یک پتانسیل خاص از رسانه‌های دیجیتال جدید شناخته شده اند.
    9. رسانه فرصت برای روابط تعاملی بین شبکه‌های متمرکز از افراد همفکر. به این ترتیب رسانه ممکن است زمینه‌ای برای این شبکه‌ها فراهم آورد که به جنبش‌های مذهبی خود بپردازند.
    10. رسانه فرصتی برای مدیریت تعامل دینی بجای تقابل شبکه‌های متمرکز از افراد همفکر را فراهم می‌کند.
    11. رسانه‌ها در حال تبدیل شدن به زمینه معتبر برای تماس و گفت و گو بین مذهبی هستند.
    12. نقش رسانه بر دین مرکزی است و در واقع امروزه رسانه‌ها در آیین‌های ملی و جهانی نقش دارند.

    رابطه میان رسانه‌ها و مذاهب، عمیق، پیچیده و ظریف است. در حالی که رسانه‌ها در طول قرن‌های گذشته اهمیت فرهنگی را به نمایش گذاشته‌اند از این رو نهادهای مذهبی و جنبش‌ها در نظر داشتند که چگونه با روش‌های خود، با این واقعیت جدید منطبق گردند بنابراین روابطی توسعه یافته را تجربه نموده‌اند که در حال حاضر با اهداف و چشم اندازها، اولویت‌هایی را در قرن بیست و یکم تعیین نموده‌اند.

    دین، جهان مجازی و عالم خیال

    از آنجا که دین، حول محور قدسی شکل می‌گیرد، دینداری نیز با حقیقت قدسی پیوند می‌یابد و ویژگی‌های امر قدسی در دینداری تجلی پیدا میکند. مهم‌ترین ویژگی امر قدسی، تعالی است که از آن دو صفت بارز تجلی می‌یابد: جمال و جلال. مجموعه معارف قدسی، راهنمای به سوی امر متعالی اند. دین، تجلیگاه صفات جمال و جلال خدا یا زیبایی و عظمت اوست. دین داری نیز حرکت به سمت امر متعالی است. دینداری، واکنشی انسانی به تجلی الهی است. از آنجا که دینداری حقیقی رو به سوی امر متعالی دارد, می‌توان آن را تعالیجویی دانست؛ یعنی به دنبال امر متعالی بودن و تلاش برای فراروی از فردیت و خودیت و مادیت و محدودیت زمان و مکان.
    این بیان از دین و دین داری چیزی است که در مقاله «جهان مجازی تلویزیون» در همایش اول رسانه تلویزیون و سکولاریسم عرضه شد.1 بر این اساس، دین داری در تلویزیون همراه تعالی جویی و سوگیری به امر قدسی است. اینک باید دید این کار با چه سازوکاری صورت تحقق به خود می‌پذیرد.
    عالم خیال عالمی میانه عالم حس و شهادت و عالم غیب است. این عالم از اجتماع آن دو عالم پدید می‌آید؛ یعنی با ظهور معانی در قوالب حسی.
    از آنجا که تلویزیون با قوه خیال سروکار دارد، می‌تواند با اتکا به قواعد عالم خیال نقش واسطه را برای انتقال از عالم حس به عالم غیب ایفا کند؛ زیرا خیال قنطره معناست، چنان که مجاز قنطره حقیقت است.
    باید از خیال مقید آغاز کرد تا از طریق آن به اصل، یعنی خیال مطلق پی برد؛ زیرا خیال مقید برای هر کسی حاصل است.
    یکی از قواعد عالم خیال مقید آگاهی از علم تعبیر است. با علم تعبیر می‌توان صور مناسب حسی برای معانی عقلی پیدا کرد.
    یک راه دیگر در عالم خیال استفاده از تشبیه و تمثیل است و این در واقع همان کار اصلی خیال مقید است.
    عالم غب چنان که می‌تواند رحمانی باشد، می‌تواند شیطانی نیز باشد. بسته به این است که ولایت کدام پذیرفته شود. عالم خیال تجلی گاه اراده خداست. خدا میدانی برای دو فاعلیت درست کرده است: فاعلیت انبیا و اولیا و فاعلیت ابلیس و یارانش و در این میدان هر دو گروه را امداد می‌کند تا صور مطلوب خود را بیافرینند.
    بنا بر این، در خیال مقید احتمال خطا هست؛ زیرا اراده انسان می‌تواند تابع ولایت ابلیس باشد، چنان که می‌تواند تابع ولایت پیامبر صلی الله علیه و آله باشد.
    برای درستی خیال معیارها و ضوابطی وجود دارد، چنان که برای درستی تصویر تلویزیونی نیز معیارهایی لازم است. در آنجا از صحت جسم و جان گفت و گو می‌شود و در اینجا از صحت قالب و محتوا.
    قوه مصوره انسان تابع میزان نورانیت روح اوست. به هر اندازه به عالم حس نزدیک باشد، احتمال خطایش بیشتر است.
    تلویزیون در نقش قوه مصوره جمعی است. بنا بر این در میزان نورانیت تابع میزان نزدیکی به عالم عقل یا عالم طبیعت است و هر اندازه که بتواند از عالم طبیعت فاصله بگیرد و خود را نزدیک به عالم عقل کند، احتمال خطایش کمتر می‌شود.
    تلویزیون‌ها در دینی شدن مراتبی دارند: از دینی شدن یک برنامه تا دینی شدن برآیند برنامه‌ها و بالاتر از آن دینی شدن کل آن.
    در هر برنامه‌ای که ظهور معنی (خدا) و تجلی اسم یا صفتی از آن بیشتر باشد، دینی تر است. قالب‌های مختلف نمایشی، مستند، گزارش، میزگرد و حتی خبر می‌توانند در این ظهور و تجلی سهیم باشند.
    جهان مجازی تلویزیون می‌تواند بر سازنده جهان خیال صاعد باشد، چنان که می‌تواند سازنده جهان خیال نازل گردد. اگر خیال صاعد بسازد شریک در سلوک بشر در قوس صعود او خواهد گردید.
    ملاک خیال صاعد ذکر است و ملاک خیال نازل غفلت. در خیال صاعد سمت و سوی حرکت قوه مصوره عالم قدس است و در خیال نازل سمت و سوی آن عالم رجم شدگان و پرتاب یافتگان در هپروت مادون ناسوت است.
    ذکر یا غفلت در همه قالب‌های تلویزیونی و در همه برنامه‌ها می‌تواند تحقق یابد. شدت و ضعف آن متفاوت می‌شود.
    اگر سرگرمی به عنوان یک کارکرد اصیل در تلویزیون به حساب آید، آن تلویزیون جهان خیالی نازل را می‌سازد و سمت و سوی هپروتی می‌یابد. اما اگر سرگرمی به عنوان کارکردی واسطه برای اشاره به عوالم قدس به کار گرفته شود، در این صورت جهان خیالی صاعد ساخته می‌شود.
    سایر کارکردهای تلویزیون نیز مشمول همین حکم اند.
    صرف حضور دین در تلویزیون، نمیتواند امری دینی باشد. ممکن است نام یا نمادهای دینی به وفور در تلویزیون به کار بروند، ولی در خدمت اهداف دنیوی یا شیطانی باشند.
    بدیهی است که رعایت شریعت برای برساختن خیال صاعد ضروری است و بدون آن تنها تخیل خیال صاعد می‌شود و در حقیقت پوسته‌ای از خیال صاعد برای خیال نازل درست می‌شود.
    1‌.‌هادی صادقی، "جهان مجازی تلویزیون" در مجموعه مقالات همایش سراسری رسانه تلویزیون و سکولاریسم، قم: دفتر عقل، 1386، ص 47   

    رویکردی اسلامی به سرگرمی رسانه ای

    تمدن صنعتی مدرن، به دلیل ویژگی‌ها و اقتضائات منحصر به فرد، تحولات متنوع، گسترده و عمیقی را در ساحت‌های مختلف زندگی بشر موجب گشت. از جمله پی آمدهای ناشی از این تحولات زیرساختی، ایجاد و بسط روزافزون «اوقات فراغت» با دو وصف بالقوه و متضاد فرصت و تهدید است. برخی جامعه شناسان نظر به محوریت این مقوله در تمدن جدید آن را تمدن اوقات فراغت نام نهاده اند. از سوی دیگر، جامعه معاصر به دلیل کثرت جمعیت، زندگی شهری، فاصله گزینی از طبیعت و قابلیت‌های متنوع آن، فشردگی جمعیت، تقسیم کار شدید، ماشینی شدن بیشتر فعالیت‌ها، غلبه عقلانیت ابزاری، تکاپوی روانی زیاد، آهنگ نسبتاً متوازن زندگی، تک ساحتی شدن، زندگی در قفس آهنین بوروکراسی، در معرض هیجانات و شوک‌های مستمربودن، تلاش خستگی ناپذیر برای تبدیل وضعیت موجود به وضع مطلوب، کاهش معنویت، آلودگی محیط به انواع آسیب‌ها و انحرافات، کاهش ارتباطات اولیه، آپارتمان نشینی، و صدها عامل ریز و درشت دیگر؛ به رغم وفور امکانات زیستی و قدرت فوق العاده در مهار و کنترل عوامل ناهمسو، به شدت در معرض ملالت، فرسودگی و بحران‌های ذهنی روانی قرار دارد. ترکیب این دو پی آمد تمدنی، تفریح و سرگرمی را به یکی از کانونی‌ترین نیازها و ضرورت‌های فردی و اجتماعی بشر معاصر تبدیل کرده است.
    نیاز به تفریح و سرگرمی و پرکردن اوقات فراغت، اگر چه یک نیاز دیرپا است و عمری به درازای عمر بشر دارد، اما همواره در ضمن و به صورتی در آمیخته با روند معمول زندگی بدون نیاز به تمهیدات و چاره اندیشی‌های ویژه متناسب با ظرفیت‌ها و امکانات عصری، پاسخ یافته است. موقعیت راهبردی این نیاز در جهان معاصر، آن را به یکی از جدی‌ترین دغدغه‌های اندیشمندان، برنامه ریزان و کارگزاران اجتماعی تبدیل کرده است. همگانی بودن (به خلاف جوامع گذشته که این نیاز بیشتر از سوی طبقات ممتاز یا بچه‌ها مطرح می‌شد)، جدایی و ارتباط پیوستاری با فعالیت‌ها و اشتغالات جدی (به خلاف جوامع گذشته که تفریحات آن در ضمن کارهای جدی تعبیه شده بود)، وابستگی به برنامه ریزی‌ها و سیاست گذاری‌های فرهنگی اجتماعی، هزینه بر بودن، تنوع بی حد و حصر، غلبه گونه‌های فردی بر اشکال جمعی، هویت بخشی از جمله ویژگی‌هایی است که تفریح و سرگرمی در جامعه معاصر را از قرینه‌های سنتی آن متمایز ساخته است.
    یکی از زمینه‌هایی که در تولید، توسعه و جهت گیری کارکردی رسانه‌های جمعی مدرن به ویژه تلویزیون نقش تعیین کننده داشته و تا حدی فلسفه وجودی این رسانه‌ها را توجیه و تبیین می‌کند، پاسخ دهی به این نیاز اساسی و محوری است.
    ازاین رو، یکی از کارکردهای چندگانه رسانه‌های مدرن ازجمله تلویزیون، ایجاد سرگرمی از طریق تولید و پخش برنامه‌های متنوع و مفرح با هدف پرکردن اوقات فراغت افراد، شکوفایی استعدادها، ارضا حس لذت جویی، تأمین نشاط و شادابی، رهانیدن موقت از فعالیت‌ها و دغدغه‌های فرساینده روزمره، مهارت افزایی، انتقال فرهنگ، و... است. از ابتدای ظهور رسانه‌های تصویری همواره کارکرد سرگرمی در جهت تأمین اهداف منظور، جزو برجسته ترین، مهم ترین، موثرترین و پر رونق‌ترین کارکردهای این رسانه‌ها به شمار آمده و حتی برخی اندیشمندان از موضعی افراطی، فلسفه وجودی این رسانه‌ها را به تأمین همین کارکرد محدود و منحصرکرده اند.
    از سوی دیگر، فعالیت‌ها و برنامه‌های دارای کارکرد سرگرمی در هر شکل و قالب اعم از رسانه‌ای و غیررسانه ای، همواره به دلیل غفلت زایی و انصراف توجه از امور مهم و احیاناً آثار تخریبی خاص مورد نکوهش تعالیم دینی بوده و اسلام نیز مومنان را از اشتغال به دست کم برخی از گونه‌های آن تحت عنوان لهو و لعب برحذر داشته است .
    حال اگر کارکرد سرگرمی را کارکرد ضروری و اجتناب ناپذیر رسانه‌های جمعی به اقتضای ماهیت، نیاز، ضرورت‌های کارکردی و مطالبات جمعی بدانیم؛ یک رسانه دینی [یا منسوب به دین یا فعال در جامعه دینی بر حسب تلقی‌های مختلفی که از رسانه دینی وجود دارد] همچون تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، چگونه می‌تواند ضمن تبعیت از ارزش‌ها و هنجارهای دینی و ضرورت اقدام در جهت اشاعه، تقویت و تعمیق فرهنگ دینی و همچنین همسویی همه فعالیت‌های رسانه‌ای با معیارهای دینی؛ در فرایند تولید و عرضه برنامه‌های سرگرم کننده متعارف نیز که به اقتضایشان رسانه‌ای و انتظارات نهادی شده بدان ناگزیر است؛ درگیر شود؟ با محوریت این کارکرد، ظاهراً تعابیری همچون «تلویزیون دینی» ترکیباتی متناقض به نظر می‌رسند. بی شک، این مشکل بیش از خود رسانه به زمینه‌های ساختاری، استراتژی‌ها و سیاست‌های فرهنگی و نظام هنجاری هدایت گر آن مربوط می‌شود.
    این نوشتار درصدد است تا اولاً مقوله سرگرمی و از جمله سرگرمی رسانه‌ای را از منظرهای مختلف علمی با هدف شناخت حوزه مفهومی، تنوع مصداقی، جایگاه وموقعیت فرهنگی ـ اجتماعی، علل و زمینه‌های رونق یابی و آثار و کارکردهای متنوع آن را به اجمال، مورد بررسی و تحلیل قرار داده و در ادامه نیز با تامل در آموزه‌های کلان و راهبردهای فرهنگی ـ تربیتی اسلام، گونه‌های مجاز و ممنوع این پدیده را با ذکر شاخص‌هایی تعیین کند و مواضع مختلف آن در مواجهه با مقوله سرگرمی و اشکال و مظاهر آن را تحلیل کند.

    تبلیغ ادیان غیرتوحیدی(آئین‌های تائو، بودا و کنفسیوس) در قالب انیمیشن

     با مهندسی معکوس روایت و بررسی روساخت که شامل سبک، داستان، طرح، احساسی که به مخاطب منتقل می‌شود و مفاهیم مطرح شده، به ژرف‌ساخت انیمیشن‌ها که تهیه کننده بر مبنای آن اثرش را تولید نموده است، انیمیشن‌های: «مولان 1و2»، «ماجراهای تن تن و میلو» (قسمت تن تن در تبت)، مجموعه «ایکیوسان»، مجموعه «دوقلو‌های افسانه ای» و  «پاندای کونگ‌فوکار 1» فیلم‌هایی هستند که بر اساس روایتی که خود ارائه می‌نمایند در این پژوهش ما را به این نتیجه می‌رسانند که با بهره‌گیری از ظرفیت‌های انیمیشن در صدد تبلیغ آئین‌های فوق الذکر می‌باشند.

     مبانی پژوهش

    تحلیل روایت: روایتگری، زنجیره‌ای از رخداد‌های داستانی است. (1) بیان کنش و واکنش‌هایی که در قالب پیام، رمزگذاری شده، با نشانه‌هایی جهت رمزگشایی برای مخاطب ارسال می‌گردد. آن‌چه در این پژوهش مبنا قرار گرفته، عبارت از این است که روایت از دو سطح روساخت شامل 5 بخش: سبک، طرح، داستان، احساس و معانی منتقله و سطح دوم، ژرف ساخت که شامل مبانی‌ای است که بر مبنای آن سازنده فیلم و انیمیشن و یا روایت گر، داستان خود را بنا می‌کند، می‌باشد.
    بخش اول سبک کار است. این‌که کار از کدام‌ یک از گونه‌های تولید برخوردار می‌باشد: اگر پویانمایی است دوبعدی است یا سه‌بعدی.
    بخش دوم طرح داستان است که چگونه روابط علی و معلولی و با چه توالی برای مخاطب نمایش داده می‌شود. این طرح همان چینشی است که قصه گو یا کارگردان در این اثر برای انتقال مفاهیم استفاده می‌کند. (اولین بار شکل گرایان روسی بین طرح و داستان تفاوت قائل شدند. آنها داستان را شرح ساده رویداد‌های اصلی و طرح را چگونگی ارائه بوسیله راوی می‌دانند.(2) یعنی چینشی که قصه‌گو یا راوی بر می‌گزیند).(3)
    در مرتبه بعد احساسی است که به مخاطب منتقل می‌گردد. و همین‌طور در مورد معانی منتقله که بخش پنجم روکار را تشکیل می‌دهد. (البته احساس و معانی که به مخاطب از درون متن منتقل می‌گردد، رابطه تنگاتنگی دارد با ذهنیت مخاطب، چه اینکه بسیار پیش آمده است به خاطر ذهنیت افراطی و یا اشتباه، مخاطب از المان‌هایی که چارچوب و معنای مشخصی دارند معانی دیگری برداشت کرده است).
    روایتگر اساس کار خود را از مبانی در ژرف‌ساخت شروع می‌کند و برای بعث معانی و احساس در ذهن مخاطب بواسطه داستان، در مرحله بعد طرح و در انتها سبک روایتی یا نمایشی خود اقدام می‌کند. حال آنکه ما برای پی بردن به مقصود راوی که در انیمیشن‌های مورد بحث آمده، با مهندسی معکوس از سبک داستان شروع کرده تا به مبانی که سازنده در صدد القای آن است برسیم.
    انیمیشن(4)  (پویا نمایی):
    واژه انیمیشن مشتق شده است از واژه لاتین «انیما» (anima) یعنی «نفس زندگی».
    هنر حرکت بخشیدن به اشیای بیجان را انیمیشن گویند. انیمیشن را در اصطلاح "The Illusion of Life" به معنی « توهم زندگی» نیز می‌نامند. امروزه انیمیشن با پیشرفت علوم مختلف، بخصوص رایانه (کامپیوتر) دچار دگرگونی‌های شگرفی شده است و در وجوه مختلف زندگی انسان راه یافته است.
    انیمیشن دیگر محدود به کارتون‌های کودکانه نمی‌باشد و در بسیاری از فیلم‌های فاخر سینمایی از این ابزار برای هرچه جذاب‌تر نمودن محصول، ایجاد جلوه‌های ویژه و بهره‌گیری از شخصیت‌های انیمیشنی به جای عروسک‌ها و گریم استفاده شده است.
    انیمیشن‌ها امروزه به دو بعدی و سه بعدی تقسیم شده اند. اقسام تکنیک‌های پویا نمایی در پانوشت (5) آمده است. البته انیمیشنی که ما در این پژوهش از آنها می‌گوئیم دو یا سه بعدی آن مد نظر نیست بلکه آنچه برای ما مهم است این است که تهیه کنندگان در قالب برنامه‌های جذابی که ظرفیت‌های ویژه‌ای دارند به شخصیت‌ها بگونه‌ای مجازی جان بخشیده‌اند که در صدد بیان مرام و یا تبلیغ درست یا اشتباه شیوه‌های زندگی خود هستند. ضمن اینکه در برخی موارد با مقاصد شیطانی شیوه زندگی درست را باطل نشان می‌دهند تا مقصودشان را  بیشتر و نزدیکتر به حق نشان دهند.

    ادیان مردم چین

    مردم چین بیشتر پیرو مرام چینی هستند تا دینی خاص، آنها بیشتر از اینکه دیندار باشند، اخلاق مدارند و و دلبستگی به حیات و ادامه زندگی، هدف نهایی در معتقدات ایشان می‌باشد. اما در حوزه دین در مقایسه با ممالک دیگر کمتر علاقه مندی نشان می‌دهند. چینی‌ها مردمانی نیستند که اندیشه‌ها و فعالیت‌های دینی، بخش مهمی از زندگی ایشان را تشکیل دهد .(6) با این حال چند اصل در ادیان اهالی چین مشترک است که برای تقریب ذهن اینگونه می‌توان گفت که به عنوان مثال راست گویی و عبادت خدا و نماز خواندن، مرام مشترکی بین دین اسلام و مسیحیت است، حال مردم چین نیز اینگونه اند.
    عناصری چون:
    1. طبیعت محوری: معتقدند عالی‌ترین پیشرفت از لحاظ فرهیختگی روحی، یکی شدن با طبیعت است. برکات زندگی خود را از طبیعت می‌دانند و برایش احترام قائلند.
    2. یانگ و یین: در هر شئ دو عامل محرک به هم آمیخته و ممزوج شده است. یکی را یانگ و دیگری را یین می‌نامند. دقیق سخن آنکه، یانگ نیروی فاعلیت، مذکر و مثبت دارد و بر عکس یین نیروی انفعال و جنبه منفی و مؤنث دارد. البته باید اشاره کرد که تباین اشیاء ذاتی نیست و بسته به عرض آنهاست. یعنی یانگ و یین عینا و هم زمان موجودند اما بسته به عرض، متجلی می‌شوند (7) و این نشانه ایست برای حفظ تعادل در زندگی بشر.
    نماد یانگ و یین
     3. نظریه تائو: قانون چگونگی تناسب و نظم موجودات عالم را تائو گویند. حسن تناسب "شکل گیری و جایگاه موجودات خلقت" و کمال انتظام "رابطه علی و معلولی حاکم بر جهان" که از آسمان و زمین نمودار است نتیجه قوه کیهانی تائو است.
    4. نظریه باستانی تاریخ چین: به باور مردمان چین پادشاه مانند پیامبران در اعتقادات ما مسلمانان، از سوی خدا یا ماوراء آمده اند. از سوی خدا برای حکم رانی. البته به شکل گیری این باور کمک کرده‌اند پادشاهانی که از خود افسانه‌ها ساخته اند.
    5. پرستش زمین،آسمان، اجداد و ارواح نیز از اعتقادات مشترک ادیان مردم چین است.
    تائو :
    تائوئیسم (Taoism)(Dao Jiao 道教)یا فلسفه تائو، روش فکری منسوب به لائوتسه (Laozi 老子) فیلسوف چینی، که مبتنی است بر اداره مملکت، بدون وجود دولت و بدون اعمال فرم‌ها و اشکال خاص حکومت.
    اما مکتب تائو اولین دینی است که در تاریخ برای چینیان ذکر شده است. درباره منشأ و زمان پیدایش این مکتب دو نظر وجود دارد. نخست آنکه به وجود آورنده این مکتب، فردی است به نام «لائو- تزو » متولد سال 604 ق.م. وی در دربار متصدی امور بایگانی بود و بعد به خاطر ظلم دربار و اینکه آن گونه شغل‌ها را مغایر با پاکی روح خود می‌دانست آن رها کرد. بعد‌ها بخاطر آوازه مذهبی که پیدا می‌کند مشتاقان وی از سراسر چین برای زیارتش گسیل می‌شوند.(8) وی از ملاقات‌ها خسته شده و راه سفر در پیش می‌گیرد. در راه، مرزدار که یکی از شاگردانش بود از او درخواست کرد تا رساله‌ای برایش بنگارد تا در غیاب استاد راهنمایش باشد. این رساله در حال حاضر با نام «تائو ته چینگ»، کوچکترین کتاب مذهبی جهان است. او بعد از رفتن از منطقه لو ناپدید شد و خبری از آن پس از وی در دسترس نیست.
    برخی گفته‌اند که وی در سال 517 ق.م در گذشت . نظر دوم این است که اساسا وجود " لائو تزو " در پرده‌ای از ابهام قرار دارد. کسانی که نظریه دوم را قبول دارند تولد آیین تائو را قدیمی تر از سال 604 می‌دانند و کتاب را به حکیمان باستانی منسوب می‌کنند.
    به طور کلی تائوئیزم را دو معنا کرده اند[ منظور تائو خاص به معنای مکتب است] اول: دستگاه مرکزی فکر که مبادی تائو را مرکز کلیه افکار خود قرار داده. دوم: آمیزه‌ای از عقاید و اوهام دینی به انضمام سحر و جادو .
    تائو

    کنفسیوس

    این نام برگرفته از نام شخصی است که پس از مرگش هواداران او نامش را بر روی مرامی که از او بر جای مانده بود، نهادند. از کتاب آنالوکت و روایاتی که بعدها درباره او وضع شد این چنین بر می‌آید: کنفسیوس در خانواده‌ای تهیدست ولی محترم در ولایت قدیمی لو در شبه جزیره " شان تونگ" بدنیا آمد. اجدادش از اشراف قدیم بودند که با انقلاب در ایالت سونگ از آن دیار فرار کرده و به لو مهاجرت نموده بودند.
    کنفسیوس در 551 ق.م به دنیا آمد. سه سال بعد پدر او درگذشت و با مادرش به سختی روزگار گذراند. بر اثر دلسوزی و فداکاری مادر، در طلب تحصیل شعر، تاریخ و موسیقی چین، تعلیمی شایسته که در خور مردمانی شریف بود را کسب کرد. همچنین وقتی بسیار در فرا گرفتن موسیقی اصیل چین صرف کرد.
     کنفسیوس
    کنفسیوس از عبارت لاتین شده‌ی کونگ-فو- تسو  گرفته شده که به معنای استاد کونگ می‌باشد. او در سن بیست سالگی شغل دیوانی را برگزید. در همان زمان ازدواج کرد و دارای فرزندی شد. پس از اندکی، مادرش از دنیا رفت و او 27 ماه (سه سال چینی) به سوگ نشست که همین کار بعدها جزء آداب کنفسیوسی شد و همزمان مطالعات فراوانی داشت. بعد از آن سه سال، آموزگاری را پیشه‌ی خود ساخت. وی تا سن 34 سالگی شهرت آموزگار «لی» به معنای آموزگار مراسم را کسب کرد. بطور کلی مکتب کنفسیوس مکتبی است که ناشی از نحوه زندگی و روش اخلاقی وی در طول حیاتش می‌باشد که بعدها به آئین و مکتب بدل شد.
    بودا:
    آیین بودا، دین و فلسفه‌های مبتنی بر آموزه‌های سیدارتا گوتاما یا همان شخص بودا است که در حدود ۵۶۶ (پیش از میلاد) تا ۴۸۶ (پیش از میلاد) می‌زیسته است. آیین بودا تاریخی دو هزار و پانصد ساله دارد. این آیین در هند متولد شد و در بسیاری از مناطق قاره آسیا انتشار یافت. همچنین شعبه‌هایی از بودا امروزه در مناطقی از آمریکا و اروپا نیز رواج یافته است. نکته جالب توجهی که در آیین بودا به چشم می‌خورد، تأثیر گذاری آن بر فرهنگ‌های گوناگون در طول سالیان متمادی است.
    مجسمه بودا در نپال، نزدیکی تبت
    آیین بودا در کشور هند توسط یکی از شاهزادگان که متعلق به صنف کشتریه‌ها بود در اعتراض به نظام طبقاتی " کاست " ترویج گردید. اساس آن اعتراص به عقاید هندوها و برهمنان بود. مهم‌ترین عقیده آنان عدم ارتقاء درجه در یک حیات بود. آنها معتقد بودند انسانها از 5 طبقه کلی تشکیل شد‌اند که در یک زندگی و حیات ممکن نیست که از طبقه‌ای به طبقه دیگر روند.
    بالا‌ترین آن رسیدن به نیروانا بود و پست‌ترین آن رسیدن به حیوانیت. هندوها معتقد به تناسخ بودند و می‌گفتند انسان در تناسخ است که ارتقا یا تنزیل درجه می‌یابد، در مقابل بودا معتقد بود که در یک حیات هم، چنین امکانی نهفته است و یک انسان از پست‌ترین درجه می‌تواند حتی به مقام ارهت نیز دست یابد و محض در فنا گردد. بودیسم دارای 3 شاخه است که معروف‌ترین و پر طرفدار‌ترین آن لامائیسم است در ادامه بیشتر به این شاخه می‌پردازیم. / ادامه دارد.....................
     تبلیغ ادیان غیرتوحیدی در قالب انیمیشن (2) +تصاویر
    مبلغی که در مکتب انیمیشن نه تنها صدای رسای تائو و کنفسیوس بوده بلکه با به تصویر کشیدن زیبایی‌ها و نهان کردن نقصان‌ها در تدلیس این آیین نزد افکار عمومی تلاش بسیار نموده است. مولان یکی از انیمیشن‌هائی است که هم در داستان اصلی و هم در خرده روایات به اصول مردمان چین نه تنها پایبند است بلکه مبلغی کوشا است.
    به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران،پس از تبیین اساس و مبانی پژوهش، اکنون نوبت به بررسی انیمیشن‌هایی می‌رسد که به ظرافت در صدد تبلیغ سبک زندگی و نوع جهان بینی خود هستند.

    حال برای آشنائی هرچه بیشتر، روند حضور ادیان و مرام‌های چینی را در انیمیشن‌هایی که تلاش دارند آنها را معرفی و تبلیغ نمایند بررسی کرده و ذیل هر عنوان انیمیشن به بحث می‌پردازیم.

    1. مولان (1)
    انیمیشن مولان (2) در دو قسمت تولید شده است. قسمت اول آن ۹۰ دقیقه‌ و به کارگردانی "تونی بنکرافت و باری کوک "، (3) تولید شرکت والت دیزنی پیکچرز (4) در سال 1998 با بودجه‌ای بیش از 90 میلیون دلار می‌باشد.
    قسمت دوم این انیمه که داستان آن در چین باستان می‌گذرد در سال 2004، در همان کمپانی و به کارگردانی "دارل رونی و لین استرالد " (5) ساخته شد. لازم به ذکر است در امتیاز دهی سایت " آ ام دی " این انیمه از 10 امتیاز، حائز 7.5 امتیاز شده است که با توجه به سال تولید و نحوه استقبال مخاطب از آن، امتیاز بالایی بشمار می‌آید.
    این انیمه را باید جزء انیمه‌هایی برشمرد که به دنبال راهیابی انیمه‌های شرقی به آمریکا و اروپا بود. انیمیشنی که با رواج طرز تفکر تائویی خود سعی در برطرف کردن عطش جامعه غرب به معنویت داشت. معنویتی که در مولان 2، کاملا مطابق میل و طرز تفکر غرب ترسیم شده است و در ادامه آن را واکاوی می‌نمائیم.
    مولان شخصیت اول این پویانمایی دو قسمت، تک فرزند خانواده است. او که علاقه زیادی به خصلت‌های زنانگی از جمله زیبایی - در ابتدای انیمه شاهدیم در مراسم انتخاب زیباترین دختر چین شرکت کرده است- دارد مجبور می‌شود تا با مخفی نگه داشتن جنسیتش مانع از پاشیدگی در خانواده‌‌اش گردد.
    در ابتدای این پویانمایی متوجه می‌شویم که مغول‌ها در صدد حمله به چین هستند و هر خانواده باید یک نفر را به ارتش چین ملحق کند. مولان بعلت کهولت سن و بیماری پدرش بجای او به ارتش ملحق می‌شود.
    پس از اینکه خانواده مولان و همچنین ارواح گذشتگان خاندان او متوجه این قضیه می‌شوند، ارواح جلسه می‌گیرند و روح بزرگ خاندان، محافظی برای او می‌فرستند. مولان قبل از گرفتن این تصمیم مهم، ساعت‌ها به صحبت با ارواح خیر و همچنین ارواح گذشتگان که معبدی کنار خانه شان دارند، می‌پردازد. او با مدد گرفتن از ارواح و روح اجداد در جنگ موفق می‌شود و ارتش چین در نبرد پیروز می‌گردد.
    در قسمت دوم پس از پیروزی، مولان و ژنرال ارتش تصمیم به ازدواج می‌گیرند. از طرفی پدر مولان هنگام ازدواج گردنبند " یانگ " خود و " یین " همسرش را به مولان می‌دهد و او را راهنمائی می‌کند تا در مسیر طبیعت گام بردارد. او هنگام هدیه دادن این دو گردنبند به مولان و همسرش، اشاره به زایندگی دو جنس مخالف با همه تفاوتهایشان می‌کند و مولان در جواب پدر می‌گوید: " من درس یانگ و یین رو خوب یاد گرفتم ".
    در این انیمه شمایل امپراطور بسیار شبیه به تائو در تصاویر چینی‌هاست و از سوی دیگر نحوه اداره دربار، گذشته از تعالیم تائویی در مناسبت‌های خود، نظم کنفسیوسی را نیز دارد.
    در این بین، سبک کارگردان در انتقال مفاهیم بواسطه نماها و نواها با تاکید بر دیالوگ‌ها تنظیم شده است. چرا که بسیاری از احساس منتقله، ریشه در ترانه‌هایی دارد که جای جای انیمیشن مولان را پر کرده است، ترانه‌هایی که بر مبنای اعتقادات چینی استوار شده است. طرحی که بواسطه آن در مولان، داستان روایت شده طرحی خطی (6) است که با تدوین موازی، پیش برنده روایت است. در زیر برخی از معانی‌ای که از این راه به مخاطب انتقال داده می‌شوند را مرور می‌کنیم:
    • تبدیل شدن دختری با تمام عواطف دخترانه‌‌اش به مبارزی سخت کوش، درام‌ترین موضوع در مولان است. ناممکنی که بواسطه داستان برای مخاطب روایت می‌شود. و این نشات گرفته است از نوع کارگردانی که توانسته است غیر محسوسات را در قالب انیمیشن محسوس کرده و برای مخاطب باور پذیر نماید. موضوعی که از روابط علی و معلولی نظام فکری تائو و انتظام درونی کنفسیوس حاصل شده است. تبدیل شدن دختری احساساتی و دوستدار زیبایی به جنگ جویی افسانه‌ای و تنها مدد کار مولان در این مسیر دراماتیک، اعتقادات اوست که به نیروی جادویی تائو و انتظام درونی کنفسیوس متکی است.
    • به تصویر کشیدن اصالت اعتقاد به " یانگ و یین "، تاکید پدر مولان هنگام ازدواج دخترش و هدیه دادن گردنبند " یانگ و یین " که در بالا اشاره شد، روایت اصالت و کاربرد این اعتقاد در انیمیشن مولان است. در این مورد گویا سازنده در صدد است که به مخاطب گوشزد نماید تا برای پیشرفت در زندگی باید به فکر تکامل بخشیدن به قوای خود با استمداد از نیروی مخالف باشند.
    • مردمان چین برای اجداد خویش احترام زیادی قائل بودند و در کار‌های مهم از آنان کمک می‌طلبیدند. این امر بطور محسوس در انیمیشن مولان به چشم می‌خورد، مولان و شخصیت‌های انیمه مولان برای خانواده، درگذشتگان خاندان و اجداد احترامی خاص و قدرتی ما فوق تصور قائل بودند. در هر خانه ضریحی به یاد نیاکان بنا می‌کردند. در نقش و نگار‌هایی نام اجداد را حک می‌کردند، حتی در زمان ازدواج که سکانس پایانی مولان 2 می‌باشد آنها پیوندشان را در کنار ضریح اجداد رسمیت می‌بخشند. چنان که گویی در مولان بند بند کتاب تاریخ جامع ادیان، بخش دین چینیان تصویر شده است، جان بایر ناس در این کتاب، صفحه 335 آورده است: « در هر خانه و خاندان رسم آن است که ضریحی به یادگار نیاکان و رفته گان قائم میسازند و بر فراز آن صفایح چوبی با نقش و نگار‌ها می‌نگارند و نام گذشتگان را بر آن می‌نویسند، در پیشگاه آنها اشربه لذیذ و مشروبات گوارا هدیه میکنند و همچنین در برابر آن ضریح‌ها مراسم عقد و زناشویی و نامزدی انجام میگیرد.»
    ژرف ساخت
    مولان مبلغی است که در مکتب انیمیشن نه تنها صدای رسای تائو و کنفسیوس بوده بلکه با به تصویر کشیدن زیبایی‌ها و نهان کردن نقصان‌ها در تدلیس این آیین نزد افکار عمومی برآمده است. مولان یکی از انیمیشن‌هائی است که هم در داستان اصلی و هم در خرده روایات، نه تنها به اصول مردمان چین پایبند است بلکه مبلغی کوشا است.
    مردمان شرق آسیا و به خصوص اهالی کشور چین که در انیمه مورد بحث، مولان نماینده خاص آن است برای کانون خانواده احترام زیادی قائل بودند. و اگر کسی احترام به خانواده را رعایت نمی‌کرد او را طرد می‌کردند. همان‌طورکه گفتیم برای خانواده، درگذشتگان خاندان و اجداد، احترامی خاص و قدرتی ما فوق تصور قایل بودند و در هر خانه ضریحی به یاد نیاکان بنا می‌کردند.

    به‌هرحال در ابتدای این پویانمایی پدر خانواده در معبد و محراب اجداد - که برای هر جد سنگی با نشانه‌ای بنا کردند و اژدهایی کوچک بر سقف آن آویختند - خارج از خانه مشغول عبادت و دعا است. همچنین زمانی که پدر متوجه می‌شود مولان جهت اعزام به نبرد با مغول‌ها خود را به ارتش معرفی نموده بلافاصله به معبد نیاکان می‌رود و دعا می‌کند. ارواح اجداد جلسه می‌گیرند و اژدها (موشو) را مأمور می‌کنند تا از مولان [دختر خانواده] محافظت کند.
    در مذهب کنفسیوس، نفسی که به زینت کمال آراسته شود پسر فرزندی است که محبت والدین را همواره در دل دارد، ماموری است که نسبت به فرمانده خود وفادار و امین است. انسان کامل در مکتب کنفسیوس 5 خصلت مهم دارد. عزت نفس، علو حکمت، خلوص نیت، شوق عمل و نیکی در سلوک (7). معیارهائی که در وجود مولان ترسیم شده، تا او را از لحاظ حسن تناسب به استاندارد کهن مکاتب چین نزدیک کرده و با پیروی از قوه " یانگ و ئین " به کمال، انتظام دست یابد. دو اصلی که شکیل دهنده نظریه تائو و مقوم نظریه کنفسیوس اند.
    از بین بردن مشکلات و کمک به کشور در مقابل تهدید خطر سقوط، حفظ و نگهداری از خانواده و حسن خلق، پازل‌هایی است که شخصیت قهرمان داستان را قوام می‌بخشد. داستانی که سالها پیش از میلاد مسیح در چین اتفاق افتاده است و راوی، آن را با طرحی که برگزیده، برای مخاطب روایت می‌کند.
    روایت در مولان پیرامون شخصیت دراماتیک مولان است. شخصیتی که در تکوین آن اجداد نیاکان، ارواح، اله گان و همسو شدن با یانگ و یین و تلاش برای یاد گیری کنگ فو که همانا به معنای نظم بخشیدن به روان و جسم است نقش بسزائی داشتند.
    آنچه در انتها به نظر می‌رسد، مخاطبی که از هر دینی خالی الذهن باشد، المان‌های موفقیت مولان که عموما المان‌های اخلاقی، مذهبی هستند را دوست داشته و به آنها علاقه مند می‌شود و در راستای حس هم‌ذات پنداری، از خودش قرائتی چون مولان قهرمان ارائه می‌کند. قرائتی که در آن برجسته‌ترین نشانه‌ها، نشانه‌ها و مرام‌های ادیان مردم کشور چین است./ ادامه دارد.
    پی نوشت‌ها:
    1. تعریف ریمون کنان. درآمدی بر روایت دینی، نوشته غلامرضا یوسف زاده، صفحه 11
    2. دیوید بورد ول، هنر سینما، ترجمه فتاح محمدی، صفحه 78
    3. غلامرضا یوسف زاده، درآمدی بر روایت دینی در سینما و داستان، صفحه 16
    4. Animation: واژه انیمیشن در زبان فارسی تاکنون به واژگان "جان بخشی" - "متحرک سازی" - "پویانمایی" و "زنده نگاری" ترجمه شده‌ است.
    5. پویانمایی محض: به روشی از تولید پویانمایی سنتی با کیفیت بالا گفته می‌شود، که طرح‌های پرجزئیات و حرکات پذیرفتنی دارد، که شامل سبک واقعی مانند کارهای دیزنی و سبک کارتونی مانند آثار استودیو وارنر بروز می‌نماید.
     روتوسکوپی: تکنیکی است که در آن طرح هر فریم از روی حرکات عکس‌های واقعی ترسیم می‌شود. (مانند ارباب حلقه‌ها ۱۹۷۸). اساس بسیاری از حرکات حیوانات در اکثر کارهای دیزنی نیز همین روش است.
     استاپ موشن: در این روش هر فریم، عکسی از اجسام واقعی است، پویانما، اجسام و یا شخصیت‌های درون صحنه را فریم به فریم به صورت ناچیزی حرکت می‌دهد، و عکس می‌گیرد. هنگامی که فریم‌های فیلم به صورت متوالی نمایش داده شوند توهم حرکت اجسام ایجاد می‌شود. مانند عروس مرده به کاگردانی تیم برتون.
     زنده نگاری خمیری: پیکره شخصیت‌ها و اجسام متحرک از ماده‌ای نرم ساخته می‌شود که ممکن است اسکلت هم داشته باشند تا فیگور آنها را ثابت نگه دارد. روش فیلمبرداری هم مانند استاپ موشن است.
     کات اوت: نوعی از زنده نگاری استاپ موشن است که بوسیله قطعات مسطحی مانند کاغذ ساخته می‌شود. پویانما هر فریم، قطعات را کمی جا به جا می‌کند.
      زنده نگاری سیلوئت: نوعی زنده نگاری کات اوت بدون رنگ که کاراکترها به صورت سیلوئت سیاه نمایان می‌شوند. (شبیه به عکس‌های ضد نور)
    موشن گرافیک: از تصاویر مسطح گرافیکی، عکس، قطعات روزنامه یا مجله و غیره همراه با تایپ (نوشته) ساخته می‌شود که سابقا با حرکت دادن فریم به فریم انیمیت می‌شد.
    زنده نگاری عروسکی: به پویانمایی استاپ موشنی گفته می‌شود که شامل پیکره‌های عروسکی است که در تعامل با فضاهای شبیه واقعیت انیمیت می‌شوند. عروسکها درونشان اسکلت دارد که به ایستایی آنها کمک می‌کند و همچنین مفصل‌هایی که در محورهای خاصی می‌چرخند. مانند کابوس قبل از کریسمس، ساخته تیم برتون.
    6. فانگ یو-لان، تاریخ فلسفه چین، ترجمه فرید جواهر کلام، صفحه6و7
    7. نینیان اسمارت، تجربه دینی بشر، مترجم: مرتضی گودرزی، جلد اول، صفحه 326
    8. آمده است که کنفسیوس هم با او ملاقات داشته و بعد از ملاقات برای شاگردانش از لائو تزو تعریف می‌نماید و درباره شمایل ظاهری او می‌گوید: مرد کهن سالی دیدم که سری تاس و ریشی دراز دارد. جالب آنجاست که اکثر استادان ورزش‌های رزمی در آثار سینمای چین شکلی مشابه با " لائو تزو " دارند.
    پی نوشت:
    1. Mulan

    2. صفحه مربوط به این انیمیشن و امتیاز دهی به آن در سایت آی ام دی: http://www.imdb.com/title/tt0120762

    3. Tony Bancroft, Barry Cook

    4. شرکت والت‌دیزنی (The Walt Disney Company) یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های رسانه‌ای و سرگرمی جهان است. این شرکت در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۳ به وسیله دو برادر، «والت» (Walt) و «روی او.» (.Roy O) دیزنی، به عنوان یک استودیو کوچک انیمیشن‌سازی تأسیس شد و چندی بعد به یکی از بزرگ‌ترین استودیوهای‌هالیوود، صاحب یازده شهر بازی و چند شبکه تلویزیونی از جمله ای‌بی‌سی تبدیل شد. این شرکت در سال ۱۹۳۰ با کمک شرکت کلمبیا پیکچرز، موفق به عرضه مجموعه تلویزیونی کارتونی میکی ماوس شد.
    دفتر مرکزی شرکت دیزنی و امکانات اصلی تولید آن در کالیفرنیا، در استودیوی والت دیزنی (بربنک) قرار دارند. این شرکت یکی از اعضای میانگین صنعتی داو جونز است و در سال ۲۰۰۶، مبلغ ۳۴٫۳ میلیارد دلار درآمد داشته‌است. تا سال ۱۹۵۵، شرکت دیزنی فقط روی فیلم‌های کارتون کار می‌کرد.
    5. Darrell Rooney, Lynne Southerland
    6. منظور از طرح خطی در روایت این است که زمان در روایت شکسته نمی‌شود و بطور طبیعی و بصورت خطی ممتد در حال گذر است. در مقابل طرح خطی، شکست زمان مطرح می‌شود.
    7. تاریخ جامع ادیان، جان بایر ناس، مترجم: علی اصغر حمکت. صفحه 384و385
    محمدسعید قشقایی/ دانشجوی کارشناسی ارشد تولید سیما - دانشکده صداوسیمای قم

    فیلم‌های سیاسی

    Camp X-Ray Official   (2014) - Kristen Stewart Movie HD
    دین و ارتباطات: Religion and Communications - Majid Mohammadi مجید محمدی - Google Книги
    Lucy (2014)
    Unlawful Killing (film)

               

    2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b2 ||| This page was produced in : 0.003 Seconds