فدک - فلسفه - ادوار فلسفه غرب
آخرین تغییرات : 2017-10-28تعداد بازدید : 42

ادوار فلسفه غرب


  1. دوره‎های فلسفه غرب:

دوره‎های فلسفه غرب:

  1. دوره یونان قدیم (6 قرن قبل از میلاد تا قرن چهار میلادی): طبیعت و جهان‌شناسی محور بوده
  2. قرون وسطی (قرن پنجم تا قرن پانزده): خدا محور بوده
    انسان، سیاست، اخلاق و طبیعت از منظر خدایی می‌نگریستند و طبیعت را به عنوان مظهر غایات الهی مورد بررسی بوده
  3. دوره جدید (قرن پانزده تا اواخر قرن نوزدهم)، انسان محور بوده
    موجودی که عقل(ذهن) و اختیار دارد.
  4. دوره معاصر(قرن نوزدهم): زبان محور است

 اگر مثلثی را در رابطه با معرفت و فلسفه در نظر بگیریم  شامل فاعل شناسا، سابجکت (شناسنده) و آبجکت (عینی که می‌شناسیم)،
در دوره کلاسیک – دوره قدیم و قرون وسطی- از این سه رأس بیش از همه هستی محل بحث بوده است. این هستی شامل خدا، جهان، نفس و هر چیز دیگری می‌شود.
در دوره جدید که انسان و سوژه محوریت پیدا می‌کند، در واقع بحثها روی انسان متمرکز می‌شود به این عنوان که انسان یک ذهن دارد و با این ذهن خارج را می‌شناسد، اعمالش را تعیین می‌کند و حقیقت را با ادراک خود درمی یابد. به بیان دیگر فاعل شناسا محوریت پیدا می‌کند. به همین دلیل برخلاف دوره یونان باستان که اصل مباحث، «اپیستومولوژی» است، در دوره مدرن، عموم مباحث «انتولوژی» هستی شناسی یا یا معرفت شناسی است؛ زیرا سوژه محوریت پیدا کرد است و به این نکته رسیدند که میان ما و هستی یک حائلی به نام ذهن وجود دارد و لازم است ابتدا ذهن را بشناسیم و توان، محدودیتها و قوایش را بشناسیم سپس ببینیم به چه مقدار ما را به هستی، خدا، طبیعت و نفس می‌رساند.

در دوره معاصر قبل از ذهن یک حائل و حجاب دیگری وجود دارد که هستی، طبیعت و انسان را از ورای آن می‌شناسیم که این حجاب، زبان نام دارد. به همین دلیل است که در دوره معاصر فلسفه‎های تحلیل زبانی، هرمونوتیک و شاخه‎های گوناگون زبان شناسی گسترش پیدا کرده است و روش‎های معناشناختی و زبان شناختی در همه علوم به کار می‌رود. در دوره مدرن گفتند ذهن، حائل است و در دوره‎ی معاصر گفتند ذهن هم تحت سیطره، هیمنه و تسلط زبان است و از روزنه زبان به واقع نگاه می‌کنیم.

همان طور که در دوره مدرن گفتند ذهن یک حالت فعال دارد و در شناخت، دخل و تصرف می‌کند، در دوره معاصر گفتند زبان، یک امر منفعل نیست و بر ذهن ما چیره است و در آن دخل و تصرف می‌کند؛ همان طور که ذهن منفعل نیست و این تغییر رویکرد، به تعبیر «کوهن» یک شیفت پارادایمی و به تعبیر«فوکو» یک اپیستمه یا الگویی است که عوض می‌شود.

 هستی‌شناسی(Ontologie) مطالعه فلسفی طبیعت هستی، شدن، وجود یا حقیقت است؛ همچنین به عنوان پایه مقولات وجود و روابطشان.[۱] هستی شناسی که به طور سنتی به عنوان بخشی از شاخه‌های عمده از فلسفه، یعنی متافیزیک شناخته می‌شود، اغلب با سوالاتی از قبیل اینکه چه چیزهایی وجود دارند یا ممکن است گفته شود وجود دارند و اینکه چگونه چنین اشیایی ممکن است در یک سلسله مراتب گروه‌بندی شوند و طبق شباهت‌ها و تفاوتهایشان تقسیم‌بندی شوند. اگرچه هستی شناسی بعنوان یک امر فلسفی به شدت فرضی است، همچنین در علم اطلاعات و تکنولوژی کاربردهایی مانند مهندسی هستی شناختی دارد. یک تعریف بسیار ساده از هستی شناسی این است که ببینیم کلمه «چیز» در بافت (به انگلیسی: context) چه معنایی دارد.

 اپیستمولوژی (Epistemology) تحقیق در ماهیت شناخت./ که به آن شناخت شناسی

پدیدارشناسی یا پدیده‌شناسی فلسفهٔ مطالعهٔ ساختارِ تجربه یا آگاهی است.

اثبات‌گرایی (انگلیسی: Positivism): تنها منبع شناخت «تجربه حسی» است.Единственный источник положительного» (позитивного) знания

هر گونه فلسفه علم بر اساس این دیدگاه است که در علوم طبیعی و اجتماعی، داده‌های برگرفته شده از «تجربه حسّی » [و تلقی منطقی و ریاضی از این داده‌ها]، تنها منبع همه معرفت‌های معتبر است. داده‌هایی که می‌توان از راه حس‌ها به دست آورد را «شواهد تجربی» گویند.

پوزیتیویسم منطقی نظریه‌ای است معرفت‌شناسانه که تجربه‌گرایی قوی ــ که عبارت است از این رأی که منشأ همهٔ شناخت‌ها حواس تجربی است ــ را با منطق ریاضی ترکیب می‌کند، و معتقد است که درستی هر گزارهٔ علمی صادق باید قابل اثبات باشد.

فلسفهٔ زبان (به انگلیسی: Philosophy of language) از مهم‌ترین جریان‌های فلسفه تحلیلی است که عبارت است از این تفکر که معنا و محتوای الفاظ فلسفی با عمل زبانی تبیین می‌شوند و فیلسوف باید به استعمالات حقیقی واژه‌هایی که ملازم با مفاهیم فلسفی اند، توجه نماید.

هِرمِنوتیک:  قواعد تفسیر متن
هدفش: کشف پیام‌ها، نشانه‌ها و معانی یک متن یا پدیده
کاربرد غالب: متون دینی و حقوقی
تفاوت تفسیر با هرمنوتیک همان تفاوت زبان با دستور زبان

 


                                        

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.004 Seconds