فدک - روش‌شناسی - اجزا چهارچوب نظری
آخرین تغییرات : 2018-03-23تعداد بازدید : 88

اجزا چهارچوب نظری



چارچوب نظری (Theoretical Framework) یا چارچوب مفهومی (Conceptual Framework) – که کم و بیش مترادفند - همچون دریچه است که محقق از آن منظر به پدیدهء مورد بررسی نگاه می‌کند. وجود کلمهء چارچوب (Framework) در این ترکیب برگرفته از همین واقعیت است. گویی محقق در ابتدای مطالعهء خود، لنز مشخصی را انتخاب کرده و بر اساس آن به پدیدهء مورد نظر می‌نگرد و بر اساس آن داوری می‌کند. بر این اساس، به آن «چارچوب مرجع» (Frame of Reference) نیز می‌گویند. گاهی این لنز یک نظریه (Theory) مشخص و گاه مجموعه‎ای از نظریه‎های به هم مرتبط است که یک گفتمان علمی (Scientific Discourse) را می‌سازد.
چهارچوب نظری خوب متغیرهای مهم را در وضعیتی که مرتبط با مسأله پژوهش است شناسایی و مشخص می‌کند و پیوند این متغیرها را به گونه‎ای منطقی ارائه می‌دهد. روابط موجود میان متغیرهای مستقل، متغیرهای وابسته و متغیرهای تعدیل کننده و مداخله گر(چنانچه حضور داشته باشند) روشن می‌شود اگر متغیر تعدیل کننده وجود داشته باشد باید چگونگی و نوع روابط ویژه‎ای را که تعدیل می‌کند تشریح شود.
همچنین باید بیان کرد چرا آنها به عنوان تعدیل کننده عمل می‌کنند. اگر متغیرهای مداخله گری وجود دارد بحثی نیز درباره اینکه چرا و چگونه باید با آنها به عنوان مداخله گر برخورد کرد ارائه شود. در عین حال هرگونه پیوند و رابطه‎ای که میان متغیرهای مستقل یا میان متغیر‎های وابسته ( در صورتی که بیش از یک متغیر وابسته مورد نظر پژوهشگر باشد) وجود دارد باید به روشنی و به قدر کافی تشریح شود.
بدین ترتیب روشنی و بسندگی چهارچوب نظری نشان می‌دهد که چرا و چگونه انتظار داریم روابط خاصی وجود داشته باشد و ماهیت و جهت روابط موجود میان متغیرهای مورد نظر ما چیست . ترسیم مدل مفهومی نیز که در چهارچوب نظری توصیف شده باشد به خواننده کمک میکند تا روابط را مشاهده کند.
توجه داشته باشید که ما واژه‎های چهارچوب نظری و مدل را همسان در نظر گرفته ایم. البته دیدگاهها درباره آنچه مدل واقعاً ارائه می‌کند متفاوت است برخی مدل را به منزله شبیه سازی توصیف می‌کنند و برخی دیگر، آن را نمودی از روابط میان مفاهیم می‌دانند ما مدل را به معنای دوم و به منزله یک طرح مفهومی به کار می‌بریم.
پنج ویژگی بنیادی وجود دارد که باید در چهارچوب نظری در آمیخته شود:
1-     متغیرهای مرتبط با موضوع پژوهش باید به روشنی شناسایی و مشخص شوند.
2-     در بحث‎ها باید بیان کرد که چگونه دو یا چند متغیر به یکدیگر مرتبط اند. این کار را باید برای روابط مهمی انجام داد که بر پایه نظریه‎های تصور می‌رود میان متغیرها وجود دارد.
3-     اگر بتوان ماهیت و جهت روابط را بر پایه یافته‎های پژوهشهای پیشین به صورت نظریه بیان کرد آگاه در بحث‎ها باید اشاراتی مبنی بر مثبت یا منفی بودن روابط وجود داشته باشد.
4-     باید به روشنی تشریح شود که چرا انتظار داریم این روابط وجود داشته باشد. استدلالها را می‌توان بر یافته‎های پژوهشهای پیشین استوار کرد.
5-     باید یک نمودار نیز که نشان دهنده چهارچوب نظری باشد ترسیم کرد تا خواننده بتواند روابط مبتنی بر نظریه را تجسم کند.
منبع اصلی مطلب :روش‎های تحقیق درمدیریت،  نوشته اوماسکاران، ۱۳۸۸.


          

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.002 Seconds