فدک - مدیریت - تئوری‌های مدیریت
آخرین تغییرات : 2017-07-24تعداد بازدید : 70

تئوری‌های مدیریت


  1. فصل چهارم
  • تئوری‎های سازمان و مدیریت پیشرفته
    1. فصل هفتم (اقتضا گرایان در مدیریت)

  • فصل چهارم

    برنامه ریزی صفحه ۱۹۷ تعریف برنامه ریزی

    برنامه: تعیین هدف کوتاه و پیش بینی راه رسیدن به آن، برنامه متعهد به انجام فعالیت‌های معین برای تحقق هدف به شمار می‌آید.

    برای برنامه‌ریزی تعاریف متعددی ارائه شده است به طوری که گویا هریک از نظریه‌پردازان سعی کرده است با توجه به زمینه تخصصی خود آن را تعریف کنند در اینجا چند مورد از این تعاریف ارائه می‌شود

    یک برنامه‌ریزی عبارت است از تعیین هدف یافتن یا پیش‌بینی راه تحقق آن

    دو برنامه ریزی عبارت است از تصمیم گیری در مورد اینکه چه کارهایی باید انجام گیرد

    سه برنامه ریزی عبارت است از تصور و طراح تصور و طراحی وضعیت مطلوب و یافتن و پیش‌بینی کردن راه‎ها و وسایلی که میل به آن را میسر سازد

    چهار برنامه ریزی عبارت است از طراحی عملیات برای تغییر یک شعر یا موضوع بر مبنای الگوی پیش بینی شده

    بنابراین می‌توان نتیجه‌گیری زین را به منزله برنامه ریزی در نظر گرفت

    برای تحقق هدف اقدام به استفاده از توان فیزیکی و انجام کار باید با اقدام برنامه‌ریزی از توانایی‎های ذهنی استفاده شود برنامه ریزی کلی اهداف برنامه ریزی عبارتند از

    ۱ افزایش احتمال رسیدن به هدف از طریق تنظیم فعالیت‎ها

    افزایش منفعت اقتصادی از طریق مقرون به صرف ساختن عملیات

    ۳ متمرکز شدن بر طرق دستیابی به مقاصد و اهداف و احتراز از انحراف از مسیر

    ۴ مهیا ساختن ابزاری برای کنترل بدون برنامه‌ریزی امکان کنترل وجود ندارد

    برای دستیابی به هدف مورد نظر باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام، تلاش ذهنی یا برنامه ریزی کافی صورت گیرد و گاهی از فرصت‌ها و تهدیدهای آتی و چگونگی استفاده از پوست‎ها و مبارزه با تهدیدها قرار دارد فلسفه برنامه‌ریزی و یک راه زندگی اندیشه تفکر و مداوم باشد نیاز به برنامه‌ریزی از این واقعیت نشات می‌گیرد که همه نهادها در محیطی متحول فعالیت می‌کند عدم اطمینان ناشی از تغییرات محیطی برنامه ریزی برای تمام نهادها ضروری کرده است برنامه‌ریزی در راس همه وظایف مدیریتی قرار دارد یعنی مقدم بر تمام وظایف مدیریتی برنامه‌ریزی تشکیل‌دهنده شالوده مدیریت است

     

     

    159

    فقدان دلیل کافی
    در شیوه سوم با توجه به اینکه در تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان هیچ گونه احتمالی برای شرایط محیطی در دست نیست به علت فقدان دلیل کافی احتمال برای شرایط مختلف یکسال فرض شده و براساس ارزش مورد انتظار تصمیم گیری می‌شود.
    نام دیگر این شیوه تصمیم گیری بر مبنای ارزش‎های مورد انتظار می‌باشد به دلیل عدم اطمینانی که داریم ارزش‎های مورد انتظار را از طریق احتمالات تعیین می‌کنیم و از بین ارزشهای مورد انتظار بهترین را انتخاب می‌کنیم.
    استفاده از مدل در تصمیم گیری
    مدل عبارت است از الگویی که از واقعیت گرفته شده و روابط بین متغییرها را نشان می‌دهد و می‌توان از آن برای پیش بینی در تصمیم گیری استفاده کرد. تصمیم گیرنده می‌تواند با بکارگیری مدل، بدون آنکه مخاطره تصمیم گیری در دنیای واقعی را داشته باشیم مطلوب‌ترین تصمیم را اتخاذ کنیم در اغلب اوقات غیرممکن یا مشکل است که شقوق مختلف تصمیم را عملا آزمایش کرده و از میان آنها بهترین را انتخاب کرد در حالی که این امر با استفاده از مدل به سادگی امکان پذیر است. به وسیله یک مدل آثار تغییرات مختلف می‌تواند به سرعت و با دقت مورد سنجش قرار گرفته و تصمیم گیرنده بدون مخاطره و ریسک از نتایج آنها مطلع شود.
    مشکل اصلی در مدل سازی این است که گاهی مدل گویای واقعیات نبوده و سیستم اصلی را به درستی نشان نمی‎دهند در چنین حالتی نتیجه گیری و اتکا به مدل مفید نبوده و گمراه کننده خواهد البته باید در نظر داشت که تمامی مقوله‎های مورد تصمیم را نمی‎تواند در قالب مدل نشان داد و تنها در مواردی که شناخت اجزای یکی سیستم و روابط آنها قابل بیان باشد می‌توان به طراحی مدل پرداخت. مدل ساز از سیستم و نظرجویی از افراد مطلع و آگاه ومی تواند در ساخت مدلی صحیح و مقرون به واقعیت یاری بگیرید مدل‎ها برداشت و شمایی از واقعیت هستند ولی عین واقعیت نبوده و از این رو نشان دهنده دقیق سیستم‎های واقعی نمی‎باشند. البته این خصوصیتی منفی برای مدل به شمار نمی‎آید زیرا یکی از هدفهای مدل ساده ساختن و نشان دادن اجزای اصلی و مورد نظر سیستم می‌باشد.
    مدل مطلوب مدلی است که اجزای اصلی مدل مورد نظر در تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری را دارا بوده و اگرچه درست همانند واقعیت نیست ولی با نشان دادن بین اجزاء وسیله‎ای ساده و مناسب در اختیار تحلیل گر و تصمیم گیرنده قرار دهد.

     

     

    تئوری‎های سازمان و مدیریت پیشرفته

    فصل هفتم (اقتضا گرایان در مدیریت)

    اقتضاگرایان: حد وسط میان 1. مکاتب سنتی و کلاسیک با دید خرد 2. مکتب سیستمی با دید کلان

    هدف: 1. یافتن ارتباطات میان عوامل محیط و سازمان 2. معتقد به وجود ارتباط مشخص میان متغیرها.

     پیام: محیط‌های گوناگون، نیازمند روابط سازمانی گوناگون هستند تا از این طریق بیشترین کارایی حاصل شود.

    چارچوب:

    1. محیط: محیط بیرونی سازمان را عوامل و متغیرهای محیطی تشکیل می‌دهند و مدیریت کنترلی بر آنها ندارد پس هدف مدیریت اقتضایی، تعیین و تشخیص عوامل محیطی موثر بر سازمان است.
    2. متغیرهای مدیریت:
      • متغیرهای فرآیندی: برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، ارتباط و کنترل
      • متغیرهای کمی: تصمیم گیری، برنامه ریزی خطی، تجزیه و تحلیل نقطه سربه‌سر، ارزش فعلی، طراحی و تجزیه و تحلیل سیستم‎ها، بودجه‌بندی برنامه‌ای–سیستمی، تجزیه و تحلیل شبکه، مدل‌های شبیه‌سازی
      • متغیرهای رفتاری: آموزش، تغییر رفتاری، پویایی گروهی، انگیزه، توسعه سازمانی
      • متغیرهای سیستمی: تئوری عمومی سیستم‎ها، سیستم اطلاعات مدیریت
    3. ارتباط مشروط و مقتضی میان محیط و متغیرهای مدیریتی
      ارتباط وظیفه‌ای مشخص میان متغیرهای محیطی و مدیریتی مرکز ثقل تئوری اقتضاست و هدف از این ارتباط حرکت بسوی درک، پیش بینی و کنترل مفاهیم مدیریت است.
      اگر شرایط محیطی خاص حاکم باشد، پس مفاهیم و فنون مدیریتی خاصی برای نیل به هدف، موثرتر از دیگر مفاهیم و فنون خواهد بود.

    نظریات جدید مکتب اقتضاگرایان

    1. تئوری تحلیل‎های تطبیقی ساختاری
      در این تئوری، ساختار رسمی بعنوان متغیر وابسته تلقی می‌شود که باید ویژگی‎های آن اندازه گیری و تشریح شود. در این تحلیل سازمان‎ها به منزله سیستم‎های باز تلقی شده اند. سازمان‎ها برای توسعه ساختارهای اثربخش و کارا تلاش می‌کنند.
    2. تئوری کارگزاری
      وقتی یکی از شرکا که رئیس نامیده می‌شود، برای انجام فعالیت‎های ضروری در دستیابی به محصول معینی به یاری شریک دیگر نیاز دارد، فرد دیگر را عامل گویند. کارگزاران تقریباً همیشه بیش از روسا درباره منافع کارگزاران با منافع روسا مطابقت نداشته باشد، روسا در جست‌و‌جوی گردآوری اطلاعات هستند. مسئله اصلی طراحی که نظریه پردازان کارگزاری با آن مواجه هستند، عبارت است از طراحی سیستم‎های موثری که این هزینه‎ها را به حداقل برسانند. این نظریه با نظریه داد و ستد ارتباط نزدیکتری دارد. هر دو نظریه به حداکثر رساندن تاثیر ساختارهای اجتماعی تاکید دارند ولی نظریه کارگزاری بر تنظیم پاداش‎های پیشگیرانه تمرکز دارد.
      مفروضات اساسی مدل ویلیامسون صاحبنظر این تئوری عبارتند از :
      1.   رقابت ناقص در بازار است.
      2. مالکیت و مدیریت جداست.
      3. محدودیت حداقل سود برای شرکت‎ها وجود دارد تا قادر به پرداخت سود سهام به سهامداران خود باشد.
    3. تئوری اقتضای استراتژیک
      دیدگاه استراتژیک به پیروی از تئوری اقتضایی فرض می‌کند که سازمان‎ها باید برای مواجهه و واکنش‎ها در برابر رقبا و فرصت‎های متغیر در محیط خود باز باشند. این تئوری پردازان معتقدند که اداره کنندگان بیش از مجبور بودن می‌توانند انتخاب کنند. آنها به آزادی عامل در مقابل محدودیت‎های ساختار تاکید میکنند. در حالیکه قدرت، منابع بسیاری دارد،
      این دیدگاه تاکید می‌کند که منبع عمده آن عدم قطعیتی است که از محیط اعمال می‌شود.
      ساختارهای سازمانی حاصل کشمکش‎های سیاسی در سازمان‎هاست؛ یعنی اینکه گروه‎های مختلف گرد هم می‌آیند و بدلیل اینکه برخی قادرند مشارکت بیشتری در زمینه ثبات و تبادل سازمان نسبت به دیگران داشته باشند، قدرت را بدست می‌آورند و قدرت نه تنها حاصل کشمکش‎های سیاسی بلکه تعیین کننده آن نیز هست.
    4. تئوری اکولوژی جمعیت
      اکولوژی جمعیت یا مدل انتخابی طبیعی سازمان‎ها، ریشه در زیست شناسی و کار داروین دارد. این مدل برای جمعیت سازمان‎ها بکار می‌رود نه سازمان‎های منفرد. این دیدگاه برای توضیح این مسئله طراحی شده که چرا بعضی از انواع سازمان‎ها بقا و توسعه می‌یابند درحالیکه برخی دیگر تحلیل رفته و از بین می‌روند. در این راستا روی سه فرآیند در تحلیل تکامل تاکید شده است:
      1. ایجاد تنوع : از طریق چند فرآیند برنامه ریزی شده و برنامه ریزی نشده
      2. انتخاب برخی اشکال از میان بقیه: فرایندی که از طریق آن اشکال سازمانی برتر برای بقا انتخاب می‌شوند.
      3. حفظ آن اشکال : اشکال انتخابی بشکلی از طریق تکثیر یا تولید مجدد محافظت می‌شوند.
        در این میان بر انتخاب به عنوان فرایند اصلی تاکید می‌شود که از طریق آن در سازمان‎ها تغییر صورت می‌گیرد.
        اکولوژی جمعیت با مدل سیستم‎های باز تطابق دارد . در این مدل اهمیت محیط به سختی می‌تواند از اهمیتی که محیط در چارچوب اکولوژی جمعیت دارد، بیشتر باشد.
    5. تئوری وابستگی منابع
      این تئوری بر تطبیق تاکید می‌کند . تاکید عمده‎ای بر کل سازمان، رفتار سازمان و ارتباطاطش با دیگر سازمان‎ها تا واحدهای اجزای آن دارد. در این دیدگاه سازمان‎ها در تغییر سرنوشت خود نه عنصر بی تفاوت بلکه عنصر فعال تلقی می‌شوند. افراد سازمانی بخصوص مدیران، محیط را بررسی، فرصت‎ها و تهدیدات را جست و جو و برای بدست آوردن داد و ستدهای مطلوب از گرفتاری‎های پرهزینه اجتناب می‌کنند. همه سازمان‎ها به عرضه کنندگان و مشتریان وابسته هستند .

    نتیجه

    • سه عمده محیط، مفاهیم مدیریت و ارتباط مشروط و مقتضی بین آنها چارچوب تئوری اقتضا را شکل می‌دهد.
    • دو متغیر برای تعیین مناسب‌ترین نوع ساختار معرفی کردند: تفکیک و تمایز ؛ تلفیق و هماهنگی
    • این تئوری تاکید دارد یک رهبر موثر باید روش خود را با مقتضیات موقعیت تطبیق دهد.

           

    2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.002 Seconds