فدک - دین و رسانه - سینمای «روشنفکری» و سینمای «ارزشی» ایران
آخرین تغییرات : 2020-02-14تعداد بازدید : 776

سینمای «روشنفکری» و سینمای «ارزشی» ایران


  1. هنر ارزشی و ارزش هنری
  2. هنر ارزشی و غیرارزشی از دیدگاه افلاطون
  3. سینما
    1. تاریخچه
    2. ساختار سینما
    3. اکران
    4. نقد سینما
  4. نقد فیلم
    1. نقد فیلم در ایران
  5. جشنواره-همایش روحانی در قاب سینما
  6. منتقدان سینمای ایران
  7. هنرمندان
    1. کارگردان
      1. سعید ملکان
    2. بازیگران
  8. فیلم‌های با موضوع روحانیت
  9. فیلم‌های دیدنی
    1. آثار فاخر سینمای جهان
    2. آثار فاخر سینمای ایران
  10. تهیه کنندگان

هنر ارزشی و ارزش هنری

«هنر» و «ارزش» دو واژه‌ی مشترک این سؤال است. ترکیب متفاوت این دو واژه، همانند دیگر واژه‌ها، ممکن است معانی متفاوتی را نسبت به یکدیگر افاده کنند، اما ترکیب متفاوت در این دو واژه، به‌لحاظی که بیان خواهد شد، یک «معنا» را به ذهن متبادر می‌سازد.
* تنافض جمله‌ی معروف «هنر برای هنر»
هنر ارزشی، هنری است که واجد یک یا چند ارزش فکری، فرهنگی، اعتقادی، اجتماعی و زیبایی‌شناسی است و ارزش هنری، ناظر به بیان هنرمندانه‌ی یک یا چند ارزش است. آنچه میان این دو برداشت، مشترک است، آن است که ارزش و هنر وجود دارند و هر دو با هنروری و ارزش‌مداری تحقق می‌یابند؛ تا جایی که نمی‌توان هنر را بدون ارزش و ارزش را بدون بیان هنری، محقق نمود. به عبارت دیگر، نمی‌توان این دو مقوله را از یکدیگر تفکیک نمود. البته برخی از صاحبان قلم با تأسی از گزاره‌ی «هنر برای هنر»، که در فلسفه و حکمت هنر مغرب‌زمین جریان دارد، سعی دارند القا نمایند که هر هنری لزوماً دارای ارزش نیست و با این گزاره، تفکیک هنر ارزشی و غیرارزشی را به‌طور مبنایی از موضوعیت خارج کنند. درحالی‌که منطقاً نمی‌توان بیان هنری را از مقوله‌ی ارزش (با هر معیار و مناطی) تفکیک نمود. راه دیگری که در فلسفه‌ی هنر غربی به روی خود می‌گشایند تا از مفهوم ارزش فرار کنند، واژه‌سازی‌های فرعی برای غافل نمودن ذهن از مفهوم اصلی است. به‌عنوان مثال، در رگه‌هایی از فلسفه‌ی هنر، آن‌ها «ارزش» را به «سود» تبدیل می‌کنند که به‌زعم خود، از ارزیابی‌های ایدئولوژیک! دور شوند و از سویی دیگر، به جنبه‌های سوداگرانه‌ی آن توجه نمایند.
وقتی مستندساز سوژه‌ای را می‌یابد و حدود آن را برای خود مشخص می‌سازد و حتی قاب دوربین را با زاویه‌ی خاصی تنظیم می‌کند و در تدوین نهایی آن، برخی از پلان‌ها را نادیده می‌گیرد و بعضی را برجسته‌تر می‌سازد و با استفاده از نور و موسیقی، تم خاصی به آن می‌دهد، همه و همه «ارزش‌گذاری کردن، ارزیابی، قضاوت و تحدید کردن معنایی» است که مستندساز قصد دارد آن را به مخاطب خود منتقل کند.

هر اثر هنری منطقاً با شکل‌گیری، هدف‌گذاری و ارزیابی پدیده‌های مختلف به‌صورت نوشته و نانوشته آغاز شده و شکل می‌گیرد. اینکه گفته می‌شود «کار هنرمند روایت وقایع است، نه قضاوت» نیز دارای تناقض منطقی است. به‌عنوان مثال، در ساخت یک اثر مستند، چنین بیانی زیاد شنیده می‌شود. در پاسخ می‌توان گفت وقتی مستندساز سوژه‌ای را می‌یابد و حدود آن را برای خود مشخص می‌سازد و حتی قاب دوربین را با زاویه‌ی خاصی تنظیم می‌کند و در تدوین نهایی آن، برخی از پلان‌ها را نادیده می‌گیرد و بعضی را برجسته‌تر می‌سازد و با استفاده از نور و موسیقی، تم خاصی به آن می‌دهد، همه و همه «ارزش‌گذاری کردن، ارزیابی، قضاوت و تحدید کردن معنایی» است که مستندساز قصد دارد آن را به مخاطب خود منتقل کند. این مؤلفه‌ها در ذات اثر هنری نهفته‌اند و منطقاً نمی‌توان آن‌ها را از یکدیگر تفکیک نمود. به همین دلیل است که نمی‌توان یک اثر هنری را بدون قضاوت، ارزیابی، ارزش‌گذاری و ‌هدف، تصور نمود. این مؤلفه‌ها که توسط کارگردان و «کارگردانی» صورت می‌پذیرند، برای آثار هنری ذاتی‌اند و تعجب‌برانگیز است که چرا بعضی‌ها به بهانه‌ی هنر برای هنر، مؤلفه‌های ذاتی آثار هنری را انکار می‌کنند. نمی‌توان هنر را از ارزش و ارزش را از هنر جدا نمود.
* خاستگاه ارزش برای هنر و بالعکس
اما آنچه محل بحث است، «خاستگاه ارزش» برای هنر و هنر برای ارزش است. برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید مشخص نمود که خاستگاه ارزش یا ارزش‌های مورد نظر کجاست و در چه نظامی طبقه‌بندی می‌شوند. طبقه‌بندی «ارزش» و «غیرارزش» براساس نوع خاستگاه و «منظومه‌های فکری» صورت می‌پذیرد.
یکی از عواملی که موجد تمیزِ ارزش از ضدارزش به‌شمار می‌رود، منظومه‌ی فکری و باورهای مبتنی بر اعتقادات و فرهنگ است. به عبارت دیگر، خاستگاه‌های متفاوت، معانی متفاوتی را از ارزش به دست می‌دهند. در علم ارتباطات نیز بر این موضوع تأکید شده است که «معنی» و «مضمونِ» پیام‌ها در کلمات نیست، بلکه معنی به اعتبار اینکه انسان واجد تفکر و احساس و شخصیت است، در انسان‌هاست، نه در واژه‌ها. طبیعی است که همه‌ی انسان‌ها به یک نظام ارزشی تعلق دارند و از منظومه‌ی فکری و اعتقادی و نظام احساسی و هیجانی خاصی برای معنا دادن به پیام‌ها سود می‌جویند. پس انسان‌ها و منظومه‌ی فکری و اعتقادی آن‌هاست که به پیام‌ها معنی می‌دهد؛ یعنی برای آن‌ها ارزش‌گذاری می‌کنند.
* نسبت هنر و اخلاق از نگاه رهبر انقلاب
تفاوت اعتقادات، مبانی فکری و نظام ارزشی انسان‌ها، موجب تفاوت در ارزش‌ها می‌شود. در این صورت ممکن است یک پیام برای یک خاستگاه فکری، ارزش محسوب شود و برای دیگری ضدارزش باشد یا برعکس. اما نمی‌توان پیام هنری را بدون ارزش تصور کرد. مرور جملاتی از رهبر هنرمند و هنرشناس انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر در مردادماه ۱۳۸۰، برای این موضوع راهگشاست. ایشان فرموده‌اند:
«محل کلام، اخلاق و فضیلت است. من مطلبی را (به‌گمانم) از قول رومن رولان خواندم که گفته بود در یک کار هنری، یک درصد هنر، نودونُه درصد اخلاق یا احتیاطاً این‌گونه بگوییم: ده درصد هنر، نود درصد اخلاق [لازم است]. به نظرم رسید که این حرف، حرف دقیقی نیست. اگر از من سؤال کنند، من می‌گویم صد درصد هنر و صد درصد اخلاق. این‌ها با هم منافات ندارند. باید صد درصد کار را با خلاقیت هنری ارائه داد و صد درصد آن را از مضمون‌های عالی و تعالی‌بخشِ پیش‌برنده و فضیلت‌ساز پُر کرد و انباشت.»
«شیار۱۴۳» یک اثر هنری و ارزشی است و بیانگر ارزشی است که به زبان هنر به‌خوبی ارائه شده است. نویسنده و کارگردان این فیلم، از زبان هنر برای برجسته نمودن «ارزش‌های حماسی» با قهرمانی یک «مادر»، اثری ماندگار ساخته است. این فیلم دارای هویت است، چون دارای ارزش با تعریف خودی است.

اثر هنری حاوی پیام و یا پیام‌های مختلفی است که منتقل‌کننده یک یا چند ارزش متناسب با منظومه‌ِی فکری هنرمند به مخاطبان است. به نظر من، همه‌ی آثار هنری واجد یک یا چند ارزش هستند که ممکن است در نظام فکریِ دیگر، ارزش قلمداد نشوند. وقتی می‌گوییم یک فیلم سینمایی دارای ویژگی ارزشی است، منظور ارزش‌گذاری ذاتی آن نیست (که گفتیم نمی‌توان هنر را بدون ارزش‌گذاری تصور نمود)، بلکه منظور این است که فیلم مورد نظر، واجد ارزشی است که با نظام ارزشی جامعه و اعتقادات ما متناظر است و منظومه‌ی فکری و روانی مورد نظر را تقویت می‌کند. به همین دلیل، هر فیلمی که در جغرافیای ایران ساخته می‌شود، دارای ارزش‌گذاری است، اما الزاماً واجد ارزش منطبق بر اعتقادات، مبانی فکری و حماسه‌ی یک ملت نیست. اگر آن فیلم مؤلفه‌های منظومه‌ی فکری مخالف یا مهاجم را تقویت نماید، طبیعی است که می‌توان آن را یک فیلم ایرانی، اما با ارزش‌های غیر و متضاد با ارزش‌های خودی قلمداد نمود و از سوی دیگر، ممکن است فیلمی در آن سوی جغرافیای ایران تولید شود و تقویت‌کننده‌ی ارزش‌های مورد نظر جامعه‌ی ما باشد. طبیعی است که این فیلم را می‌توان یک فیلم غیرایرانی، اما ارزشی دانست. بر این اساس، ما فیلم ارزشی و غیرارزشی داریم و منطقاً نمی‌توان فیلم و اثر هنری را بدون ارزش تصور نمود. ارزشی بودن آن را اصالت‌ها و هویت ایرانی-اسلامی و حماسه‌های مقدس تعیین می‌کنند.
* شیار ۱۴۳، امتزاج هنر و ارزش
برای نمونه، وقتی بیان می‌شود که فیلم سینمایی «شیار۱۴۳» ساخته‌ی خانم نرگس آبیار، یک فیلم ارزشی است، یعنی ارزش‌گذاری این فیلم براساس مبانی اسلامی، اصول انقلاب اسلامی، همت و غیرت‌ورزی ایرانی و حماسه‌های هشت سال دفاع مقدس و صبوری سال‌های پس از جنگ تحمیلی، طراحی و به‌خوبی ارائه شده است. «شیار۱۴۳» یک اثر هنری و ارزشی است و بیانگر ارزشی است که به زبان هنر به‌خوبی ارائه شده است. نویسنده و کارگردان این فیلم، از زبان هنر برای برجسته نمودن «ارزش‌های حماسی» با قهرمانی یک «مادر»، اثری ماندگار ساخته است. این فیلم دارای هویت است، چون دارای ارزش با تعریف خودی است.
این را هم بگوییم که هویت و ارزش حماسی، تنها به کشور و ملت ما محدود نمی‌شود، بلکه ارزش‌های حماسی و الهی، جهان‌شمول و فراگیرند. البته ممکن است دولت‌ها و یا جریان‌های فکری که با اصالت حماسه و خیزش ملت‌ها مخالف‌اند، این هویت را ضدارزش قلمداد نمایند، اما ارزش‌گذاری هنریِ خانم آبیار، مبتنی بر نظام ارزشی جامعه‌ی اسلامی و انقلابی است. پس اثر هنری ایشان، یک اثر هنریِ ارزشی است و تنها به گستره‌ی ایران محدود نمی‌شود و طبیعی است که مضمون آن منتشر خواهد شد، چون الهی و آسمانی است.

هنر ارزشی و غیرارزشی از دیدگاه افلاطون

از آنجا که افلاطون اولین فیلسوفِ آغازگر تألیف در حوزۀ زیبایی و بر زیبایی‌شناسی هنری بعد از خود بسیار تأثیر‌گذار بوده است، بررسی دیدگاه وی در خصوص زیبایی‌های هنری اهمیت بسیاری دارد. البته هرچند هنرهای زیبا، به‌نحوی که در عصر حاضر مصطلح است، در دوران افلاطون مطرح نبوده، اما می‌توان از مطالب و آرایی که افلاطون به‌طور پراکنده در باب هنرهای زیبا بیان کرده است، نظر وی را کشف کرد. راجع به دیدگاه افلاطون پیرامون هنرهای زیبا دو نظر وجود دارد. برخی او را موافق هنر دانسته‌اند و در صدد توجیه مخالفت‌های صریح وی برآمده‌اند و برخی نیز او را ضدّ و مخالف هنر دانسته‌اند. در این پژوهش فارغ از نظر موافقان و مخالفان به بررسی هنر از دیدگاه افلاطون پرداخته می‌شود و نتیجه آنکه وی را نه می‌توان مخالف و نه موافق مطلق هنرهای زیبا دانست. بلکه افلاطون به دو نوع هنر معتقد است؛ هنر ارزشی و غیرارزشی و برای هر یک از این انواع ویژگی‌هایی ذکر می‌کند؛ که اساسی‌ترین وجه ممیزۀ این دو هنر، بهره‌مندی از زیبایی مطلق؛ یعنی منشأ الهی داشتن است.

سینما

سینما یک رسانه دیداری شنیداری مبتنی بر فناوری است که به وسیله آن فعالیت اقتصادی صورت می‌گیرد و همچنین قابلیت استفاده هنری را داراست. یک اثر سینمایی که فیلم سینمایی نامیده می‌شود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعه‌ای از فریم‌ها) و صدا (گفتگو، صدا و موسیقی) تشکیل شده‌است. یک فیلم بر اساس فیلمنامه و توسط کارگردان، با هزینه تهیه‌کننده و مجموعه‌ای از بازیگرها، فیلم‌بردار و عوامل دیگر ساخته می‌شود. سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ترین و محبوب‌ترین تولیدات هنری را ارائه می‌کند. سینما همچنین به محل پخش عمومی فیلم سینمایی نیز گفته می‌شود.

در ایران هر ساله روز ۲۱شهریور به عنوان روز سینما گرامی داشته می‌شود و جشن خانه سینما هر ساله در این روز برگزار میشود که در سال 1398 آخرین دوره یعنی بیست و یک امین جشن سینمای ایران برگزار شد.

واژه سینما از واژه یونانی به معنای جنبش گرفته شده‌است.

تاریخچه

برادران لومیر در سال ۱۸۹۵ سینماتوگراف را اختراع کردند. هرچند نمی‌توان این دو برادر فرانسوی را یگانه افرادی دانست که به پیدایش هنر سینما کمک کردند. پیدایش سینما و فن فیلمبرداری خود مرهون پیشرفت‌های بسیار زیادی هم در عرصهُ تکامل نگاتیو بود و هم تکامل دستگاه‌های اولیه عکاسی. به‌طوری‌که نمی‌توان قاطعانه از یک نفر به‌عنوان مخترع سینما نام برد. دستگاه‌هایی همچون کینتوسکوپ (ساخته توماس ادیسون)، ویتاسکوپ و بایوسکوپ همگی در پیدایش دستگاه سینماتوگراف مؤثر بوده‌اند.
برادران لومیر خود ده‌ها فیلم کوتاه ساختند که همهُ آن‌ها صرفاً از یک نما تشکیل می‌شد و قطع و وصل و تدوین در آن‌ها وجود نداشت. از جملهٔ این فیلم‌ها می‌توانیم به «ورود قطار به ایستگاه» (که به عنوان اولین فیلم ساخته شده به دست بشر محسوب می‌شود)، «خروج قایق از لنگرگاه»، «غذا خوردن کودک» و «خروج کارگران از کارخانه» اشاره کنیم.
پس از لومیرها، ژرژ مه‌لیس باعث تکامل فن سینما شد. دیدگاه مه‌لیس نسبت به سینما یک دیدگاه تئاتری بود. او پرده‌های گوناگونی از نمایش را فیلمبرداری می‌کرد و سپس این پرده‌ها را به یکدیگر متصل می‌کرد. ژرژ مه‌لیس همچنین پدیدآورنده فن تروکاژ در سینماست.
پس از مه‌لیس، ادوین اس پورتر باعث تکامل بنیادین و ساختاری سینما شد. او با ساختن فیلم‌های «زندگی آتش‌نشان آمریکایی» و «سرقت بزرگ قطار» سینما را به عنوان پدیده‌ای که امروزه می‌شناسیم معرفی کرد. سینمای پورتر دیگر ارتباطی به تئاتر نداشت، بلکه به هنری مستقل و جدید تبدیل شده بود. پورتر، پیشگام فن تدوین فیلم نیز است. راهی که او در سینما آغاز کرد در نهایت به سینمای داستان‌گوی‌‌هالیوود منجر شد.

ساختار سینما

در آغاز سینما را بیشتر یک پدیده علمی صنعتی می‌دانستند. در سال‌های جنگ جهانی اول سینما، به عنوان یک وسیله نمایشی و سرگرمی، رونق تجاری یافت. سپس قابلیت‌های هنری آن توسط فیلم سازان اروپایی و آمریکایی کشف شد. در همین سال‌ها ریچیوتو کانودو منتقد و نظریه‌پرداز ایتالیایی، سینما را «هنر هفتم» معرفی کرد. زیرا به عقیده او سینما هنری ترکیبی است که در آن همهٔ هنرها حضور دارند.

سینما به معنی ثبت حرکات است و همان‌طور که در مباحث قبل گفتیم، پیدایش تصویر متحرک در نتیجهٔ تکامل تکنولوژی ابزارهای عکاسی بود. به همین سبب شیوهٔ ضبط تصویر (فیلمبرداری) آن، عکسبرداری پشت سر هم، البته با فواصل زمانی ثابت و متوالی است. هیچ هنری به استثنای رسانهٔ تلویزیون، نتوانسته از لحاظ محبوبیت، فراگیری و نیروی تأثیر بر عواطف و افکار مخاطب، با سینما رقابت کند. به همین دلایل و همچنین به آن علت که سینما به صنعت فن و ابزارهای فنی اتکای زیادی دارد، آن را «هنر قرن بیستم» نامیده‌اند. منشأ اصطلاح سینماتوگرافی واژه‌ای یونانی (کینه ما) به معنای حرکت است. سینماتوگرافی به معنای «حرکت نگاری» یا فن ضبط حرکت است. تاریخ تکامل و تحول سینما را به‌طور کلی می‌توان به سه دورهٔ عمده (با تأکید بر فنون و تکنیک‌های سینمایی) تقسیم‌بندی کرد:

  • دورهٔ سینمای صامت: در سال ۱۸۹۵ دورهٔ سینمای صامت آغاز شد. این دوره به زمان سینمایی بدون صدا و ساخت فیلم سیاه و سفید مربوط می‌شود.
  • دورهٔ سینمای ناطق: در سال ۱۹۲۷ (اکتبر۱۹۲۷، فیلم خواننده جاز) عصر فیلم صدادار آغاز شد و عامل صدا، عملاً سینما را به صورت یک هنر سمعی-بصری درآورد.
  • دورهٔ سینمای رنگی: از اواخر دههٔ ۱۹۳۰ میلادی با اختراع فیلم رنگی آغاز شد.
  • دوره سینمای دیجیتال

اکران

اِکران واژه‌ای فرانسوی به معنای پردهٔ سینما است که در فارسی هم استفاده می‌شود. در فارسی، واژهٔ اکران معنی «به نمایش درآوردن» نیز گرفته‌است. چنان‌که می‌گویند «روز اکران این فیلم نزدیک است».

نقد سینما

تعریف نقادی فیلم یعنی تحلیل و ارزیابی فیلم‌ها. به صورت کلی، این کارها را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد؛ نقادی فیلم توسط افراد صاحب‌نظر در رشتهٔ فیلم‌سازی و نقادی روزنامه‌ای که به صورت روزمره در روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌ها دیده می‌شود.

منتقدین فیلم که برای روزنامه‌ها، مجلات و رسانه‌های گروهی کار می‌کنند، به‌طور عمده بر روی فیلم‌های جدید نظر می‌دهند. آن‌ها به صورت عادی فقط یک بار فیلم مورد نظر را دیده و فقط یک یا دو روز وقت دارند تا نظر خود را ارائه نمایند. علی‌رغم این موضوع، منتقدین تأثیری عمده بر فیلم‌ها دارند. به‌خصوص آن‌هایی که دارای یک نوع خاص هستند. نشریات تخصصی زیادی در زمینهٔ نقد فیلم در جهان وجود دارند. به عنوان مثال کایه دو سینما (به فرانسوی:Cahiers du cinéma، به معنی دفترچه‌های سینما) یک مجله سینمایی تأثیرگذار و معتبر فرانسوی است که در سال ۱۹۵۱ توسط آندره بازن، ژاک دونیول-والکروز و ژوزف-ماری لودوکا بنیان گذاشته شد. ماهنامه فیلم مجله تأثیرگذار و معتبر ایرانی. این ماهنامه از سال ۱۳۶۰ شروع به فعالیت کرد. صاحب امتیاز و مدیر مسئول این نشریه مسعود مهرابی است.

نقد فیلم

این نوشتار به هیچ منبع و مرجعی استناد نمی‌کند. لطفاً با افزودن یادکرد به منابع قابل اعتماد برطبق اصول تأییدپذیری و شیوه‌نامهٔ ارجاع به منابع، به بهبود این نوشتار کمک کنید. مطالب بدون منبع ممکن است به چالش کشیده و حذف شوند.

نقد فیلم تحلیل و بررسی همه‌جانبه یک اثر سینمایی یا تلویزیونی است. نقد فیلم عمدتاً بر دو نوع است: نقد ژورنالیستی که توسط روزنامه‌نگاران و دیگر خروجی‌های رسانه‌های عمومی انجام می‌شود و نقد آکادمیک که از طرف محققان و پژوهندگان فیلم و سینما که از اصول نظری نقد فیلم آگاهند انجام می‌شود.

نقد فیلم : بررسی میزان سازگاری میان فرم و محتوای کلامی فیلم و بررسی میزان سازگاری میان فرم‌های فیلم

تفسیر فیلم : بررسی محتوای غیر کلامی فرم فیلم به کمک دانش و قواعد سینمایی، اظهارات و سوابق کارگردان

تحلیل فیلم : بررسی فرم فیلم به کمک دانش و قواعد سینمایی

نقد فیلم در ایران

منتقدان صاحب‌نامی از ادوار مختلف در ایران نقد فیلم نوشته‌اند که از میان برجسته‌ترینِ آن‌ها می‌توان به کیومرث وجدانی، مهدی تهرانی، مهرزاد دانش، اکبر عالمی، شمیم بهار، پرویز دوایی، کامبیز کاهه،مسعود فراستی، امیر قادری، مجید اسلامی، سعید عقیقی و هوشنگ گلمکانی اشاره کرد.

جشنواره-همایش روحانی در قاب سینما

به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری و حمایت بنیاد سینمایی فارابی و حوزه هنری

اهداف جشنواره در راستای تحقق اندیشه‌های حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری در خصوص نهادینه شدن مفایم دینی در سینما و با توجه به نقش روحانیت در تحکیم مبانی انقلاب اسلامی، بررسی وضعیت حضور روحانی در قاب سینما و تلویزیون به صورت نظری و آسیب شناسی حضور آن‌ها در فیلم‌های تولید شده تا به الان و همچنین ایجاد الگویی برای حضور روحانی در قاب سینما و تلویزیون به عنوان محتوای برنامه مذکور تعیین شده است. برهمین اساس اهداف این جشنواره به شرح ذیل است:

  1. ایجاد الگویی در خور نظام جمهوری اسلامی از حضور روحانیت در سینمای ایران.
  2. آسیب شناسی حضور روحانیت و واکاوی دیدگاه اهالی حوزه و رسانه به شخصیت روحانی در فیلم از طریق حضور روحانیون برجسته و فعال در زمینه‌های فرهنگی و دست اندرکاران حوزه فیلمسازی در برنامه مذکور.
  3. ایجاد ارتباط میان مجامع سینمایی و روحانیت در فعالیتهای اجتماعی و به تصویر کشیدن تاثیرات ارزشمند آنها برای ترویج اخلاق انسانی.
  4. نمایش نقش پر رنگ روحانیت در فعالیتهای اجتماعی و به تصویر کشیدن تاثیرات ارزشمند آنها در جه ترویج مبانی دینی.
  5. باز سازی حضور روحانیت در آثار تصویری از طریق رسیدن به نگاهی علمی، نظام مند، باقاعده و اصولی به این موضوع.

جشنواره روحانی و سینما

منتقدان سینمای ایران

حمیدرضا مدقق

منصور ضابطیان

مسعود فراستی

محمود کبرلو

خسرو نقیبی

فریدون جیرانی

بهروز افخمی

حسین معززی‌نیا

سیدناصر‌هاشم زاده
درباره ناصر‌هاشم زاده متولد 1333 تهران و فارغ التحصیل فلسفه، دانشگاه تهران است. وی نویسنده مقالات فلسفی ـ هنری در مجلات و مطبوعات هنری می‌باشد. آثار تحقیقی و ترجمه: 1ـ انصارالحسین 2ـ عیار دانش 3ـ فرمان (عهدنامه) آثار ادبی: 1ـ رویای گمشده 2ـ ایمان یک غریب وی در سالهای اخیر به دلیل علاقه به فعالیت‌های سینمایی به ویژه در زمینه فیلمنامه پرداخته است که به صورت مشاور و نویسنده در فیلمنامه‌های آثاری چون بید مجنون، رنگ خدا،‌ زیر نور ماه و آواز گنجشکها و... شرکت داشته است.

وی در سالهای اخیر به دلیل علاقه به فعالیت‌های سینمایی به ویژه در زمینه فیلمنامه پرداخته است که به صورت مشاور و نویسنده در فیلمنامه‌های آثاری چون بید مجنون، رنگ خدا،‌ زیر نور ماه و آواز گنجشکها و... شرکت داشته است و این جشنواره فرصتی بود تا ما از سخنان و تجربیات این هنرمند نامی استفاده کنیم .
در آیین پایانی اولین جشنواره سراسری فیلم نامه نویسی " معنویت در زندگی مدرن " با سید ناصر‌هاشمزاده، فیلم نامه نویس مطرح کشور گفت و گویی انجام داده ایم:
- آقای‌هاشم زاده وضعیت فیلم نامه و فیلم نامه نویسی را درایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟
وضعیت فیلم نامه و فیلم نامه نویسی در ایران چندان خوشایند و خوشحال کننده نیست و ما در مسئله‌ی فیلم نامه نویسی ضعف‌های زیادی داریم . در حالی که یکی از ارکان اصلی در سینما، فیلم نامه است . اما نمی‌توان گفت که تمامی ضعف‌ها به فیلم نامه بر می‌گردد، ضعف در کارگردانی یکی دیگر از عوامل ضعف در فیلم و فیلم نامه است . اما چون فیلم نامه بستر اصلی قضیه در سینما است پس تمام توجهات به فیلم نامه می‌رود .
- علل اصلی این ضعف چیست ؟
1 – نویسنده‌ها دانش کافی برای نوشتن ندارند . 2 – علاقه کافی به آن موضوع ندارند . 3 – تلاششان کم است، مشاهدات و تتحقیقاتشان در آن زمینه به اندازه کافی نیست که بتوانند مسئله را به خوبی بیان کنند . اینها عوامل کلی است، مثلاً بعضی از نویسنده‌ها ممکن است دانش داشته باشند اما فیلم نامه آنگونه که نوشته شده ساخته نمی‌شود یا آنطور که باید مورد حمایت قرار نمی‌گیرد .
- به نظر شما فیلم نامه‌های رسیده به جشنواره در چه سطحی بودند ؟
قسمتی تکرارو مکررات بود . بخشی با عجله نوشته شد و مشخص است که طرحی به ذهن شخص رسیده، اما نتوانسته آن را بپروراند . قسمتی از آثار هم قابل اعتنا بود که مورد تقدیر و توجه قرار گرفتند که در صد کمی را شامل می‌شود . اصولاً ازبین 420 فیلم نامه نمی‌توان از همه انتظار فیلم نامه خوب را داشت . چون قرار نیست همه فیلم نامه نویس شوند . ایده‌ها خوب بود اما خوب پرورش نیافته بود یا با عجله انجام گرفته بود و این تعجیل برای این است که گاهی نمی‌دانیم برای چه می‌نویسیم و هدفی نداریم، یا اینکه تشویق نمی‌شویم .
- آقای‌هاشم زاده این جشنواره‌ها تا چه میزان می‌تواند در روند فیلم نامه نویسی اثر گذار باشد ؟

همه‌ی مسابقات و جشنواره‌ها می‌توانند مؤثر باشند . البته بستگی دارد که مجریان چه هدفی از برگزاری این جشنواره‌ها برای آینده داشته باشند . اگر صرف کار اداری نباشد وبا برنامه ریزی کامل صورت گیرد مسلماً استعداد‌هایی شناخته و رشد می‌کنند . در واقع جشنواره‌ها محل شناخت این استعداد‌ها است .

هنرمندان

کارگردان

هادی حجازی فر

ابراهیم حاتمی‌کیا

مرتضی آوینی

نادر طالب‌زاده

ابوالقاسم طالبی

بهروز شعیبی

کمال تبریزی

مسعود ده‌نمکی

سعید ملکان

فارغ التحصیل رشته هنرهای تجسمی از هنرستان صداوسیما است. فعالیت حرفه‎ای را در سینما از سال 1373 همزمان با تحصیل، در گروه گریم شبکه اول سیما زیر نظر مرتضی اردستانی آغاز کرد. از سال 1375 تا سال 1377 بعنوان مجری چهره پردازی با بیژن محتشم به همکاری پرداخت و پس از آن بطور مستقل در عرصه سینما و تلویزیون مشغول بکار شد.

بازیگران

بابک حمیدیان

فیلم‌های با موضوع روحانیت

روز بلوا

طلا و مس

فیلم رسوایی

فیلم طلا و مس

فیلم مارمولک

فیلم زیر نور ماه

فرشته‌ها با هم می‌آیند

فیلم‌های دیدنی

آثار فاخر سینمای جهان

فروشگاه کنار خیابان (انگلیسی: The Shop Around the Corner) فیلمی در ژانر کمدی رمانتیک به کارگردانی ارنست لوبیچ

آثار فاخر سینمای ایران

ایستاده در غبار - متوسلیان

لباس شخصی - درباره حزب توده

فیلم چ - شهید چمران

ماجرایی واقعی - در خلال بمباران شیمیایی سردشت

تهیه کنندگان

حوزه هنری

                    

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.028 Seconds |||