فدک - تحلیل بازی‌ها - تحقیق کیفی: نشانه شناسی
آخرین تغییرات : 2015-08-23تعداد بازدید : 1746

تحقیق کیفی: نشانه شناسی


  1. مفهوم نشانه شناسی وسابقه‎ی آن
  2. نشانه شناسی  سوسور
    1. نشانه از دید سوسور
    2. مفهوم نشانه از دیدگاه  سوسور
  3. نشانه شناسی پیرس
    1. مفهوم نشانه از دیدگاه پیرس
  4. نشانه شناسی  امبر تو اکو
  5. رویکردهای نشانه شناسی
  6. تفاوت نشانه شناسی و هرمنوتیک
  7. منابع :

مفهوم نشانه شناسی وسابقه‎ی آن

واژه «سیموتیک»ازریشه‎ی یونانی «سهم یون»(semeion) آمده است که به معنای علامت و نشانه است.نشانه شناسی درانگلیسیsemiology،همچنینsemioticsویاsemeiotics ازریشه‎ی فارسی«سیمیا»یا«سیما»در فارسی نوین و نیزدرنظری دیگر ازواژه‎ی یونانی(سمئیون) به معنی   مطالعه  نشانه‎ها و نمادها است.این رشته با سخنرانی زبان شناس سوئیس فردنیان دوسوسور  دردانشگاه  شهرژنو آغاز گشت.
تنها پس از مرگ او بود که به کوشش همکارانش  اندیشه‎های اودر کتابی با نام «درس زبان شناسی عمومی» درسال 1916به چاپ رسید.او با رد انگاره‎ی سنتی که رابطه‎ی میان واژه و شی را یک رابطه حقیقتی می‌دانست (به رساله  کراتیلوس افلاطون  رجوع کنید).
برای نخستین باربه دلخواه بودن آن اشاره کرد. او هر پیوند ذاتی  میان واژه  و شی و همچنین واژه  و مفهوم  را نادرست خواند و این پیوندرا زاده‎ی یک همگرایی وهمرایی  اجتماعی دانست.
او جستارخود را اینگونه آغاز می‌کند:درهمه‎ی دانش‎ها شی مقدم ترین بخش یک پژوهش است در حالیکه درزبان شناسی هنگامی که به سراغ واژه  می‌رویم متوجه می‌شویم که برای بررسی آن واژه نخست نیاز به شناختن دیدگاه همان داریم آیاماواژه راازدید معنایی بررسی می‌کنیم یا  دنبال ساختاری استوار به ساختارزبان می‌رسد آنچه بنیاد نشانه شناسی را خواهد ساخت.
ازدهه 1950به این سو نشانه شناسی همچون روش پژوهش به ویژه دردوقلمرو«شناخت دلالت‎ها» و«ادراک سازوکار ارتباط‎ها» به کاررفته است مفهومی که اینگونه ازنشانه ارائه می‌شود.در برگیرنده دانش بسیارگسترده‎ای است، به طوری که می‌توان گفت تقریباًتمام حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی را فرامی گیردیا بنابرتوصیف اکو، نشانه شناسی علمی است که باکل فرهنگ  انسانی سروکار دارد. اما بسیاری  از منتقدان  برچنین « دیدگاه سلطه طلبانه ای» از نشانه شناسی  شدیداً  معترض هستند و معتقدندکه «یکی از وظایف نشانه شناسان این است که نشانه ‎های مختلف را از هم متمایز کرده و شیوه‎های متفاوت مطالعه آنها را تدوین کنند چرا که  در حوزه‎های متفاوتی چون موسیقی،معماری،ادبیات،تبلیغات،تلویزیون،سینما،رادیو،آداب ورسوم،مد،آشپزی و...پدیده‎های  دلالت گر یک جور نیستند واگرهم پدیده‎ها و رفتارهاهمه نشانه باشند،نشانه‎هایی ازیک نوع  نیستند. (منبع نامشخص )
 لحظه‎ای تأمل  آشکار می‌سازد که،از طریق  نظام  علایم، پیام‎ها را به  یکدیگروبه خودمنتقل می‌کنیم.زبان، چنین نظامی است،اما موارد دیگری نیز مانند نمادهای  ریاضی،دستگاه علایم موسیقی، تصاویر، علایم جاده‎ها و اشاره‎های غیرکلامی وجود دارد.نشانه شناسی مطالعه‎ی نظام‎های علایم است، به ویژه  مطالعه‎ی اینکه چگونه اشیاء(مانند حروف الفبا)  می‌توانند انتقال   دهنده ‎ی معنی باشد و چگونه   نظام علایم به رفتار آدمی مربوط  می‌شود.
اهمیت مطالعه‎ی علایم با درک این نکته روشن می‌شود که پیام وجود ندارد، مگر اینکه به شکل   علایم رمز گذاری شود.فرایندرمز گذاری، ماهیت پیامی راکه انتقال می‌یابد،تحت تأثیر قرار می‌دهد.از این رو برای فهم هرموقعیتی که درآن،پیام‎هایی ردوبدل می‌شود(مانند آموزش کلامی )، لازم است نظام عملیاتی را که پیام‎های مذکور  در آن رمز گذاری شده، بشناسیم به عبارت دیگر   این اهمیت داردکه تنهاآنچه راگفته یا نوشته شود، بلکه این رانیزکه چگونه گفته یا نوشته می‌شود، مورد مطالعه  قرار دهیم .
طبق نظر نشانه شناسان، پیام‎ها باز نمود و اقعیتی  عینی نیستند، بلکه  آنها سازه‎هایی اجتماعی، مبتنی  براستفاده از  نظام‎های علایمند ( گال و همکاران، 1390)
نشانه به طورکلی مفهومی تحلیل  است و تحلیل گر ابتدا در هرحال با متن روبرو می‌شود و سپس   برای تحلیل  متن ممکن است به ابزاری  به نام نشانه و چگونگی همنشینی آن با نشانه‎های  دیگر در نظام‎های  نشانه‎ای دیگر  متوسل شود. ( سجودی، 1383)

نشانه شناسی  سوسور

سوسور می‌گوید:
«زبان نظامی است ازنشانه‎ها که بیانگر اندیشه‎هاست واز همین رو با نظام نوشتاری، الفبای  ناشنوایان،مناسک نمادین، اشکال وقواعد آداب ومعاشرت، علائم نظامی وغیره قابل مقایسه است. اما از همه این نظام‎ها مهمتر است می‌توان علمی  را تصور کردکه زندگی نشانه‎ها رادرون  جامعه مطالعه می‌کند. چنین  علمی بخشی از روان شناسی اجتماعی ودر نتیجه روان شناسی عمومی خواهد بود.من آن را نشانه شناسی می‌خوانم (سمیولوژی از semiom یونانی  به معنای نشانه) نشانه شناسی  به ما  می‌گوید که نشانه‎ها از چه تشکیل شده اندوچه  قوانینی بر آنها حاکم است.

این داعیه آغازین نشانه شناسی است، داعیه‎ای که راه را بر مطالعه رسانه‎ها می‌گشاید،زیرا حالا. دیگرنه تنها مناسک نمادین وعلائم نظامی بلکه آگهی‎های تجاری،سریال‎های کمدی (situation comedy) وسریال‎های احساساتی ( soap opera)و تقریباً هر چیز دیگری را می‌توان به عنوان « نظام‎های نشانه‎های » مطالعه کرد. ( آسابرگر، 1386، ص 20)

نشانه از دید سوسور

نشانه  همیشه دو رو داردحال بدون مداول، یا  به عبارتی  دالی که یه هیچ  مفهومی دلالت نکند، صدایی گنگ  بیش نیست و مدلولی که هیچ صورتی (دالی) برای دلالت برآن وجود نداشته باشد امکان  ندارد، قابل دریافت وشناخت   نیست. سوسور تاکید کرده است که  صدا و اندیشه (یا دال و مدلول) درست مانند دوروی یک برگ کاغذ از هم جدایی ناپذیرند این دو سوی نشانه به  واسطه یک پیوند  متداعی ارتباط تنگاتنگ  ذهنی دارند، « هریک آن دیگری را راه می‌اندازد»

از دید سو سور این دو وجه  نشانه وابستگی  متقابل به یکدیگر  دارند و هیچ  یک مقدم بر دیگری  نیستند.نشانه محال است که ازلفظ بدون معنی یامعنی بدون لفظ تشکیل شده باشد.
(نقل ازسجودی،1386)

فردنیانددوسوسور زبان شناس سوئیسی، فرایند گفتگو راساخته شده از دو بخش روان شناسانه و فیزیکی  می‌داند، ولی ساختار زبان را در ارتباط  با پاره‎ای از بخش روان شناسی می‌شناسد که پیوند میان الگوی آوایی ومعنا در اندیشه ی  آدمی است. نشانه شناسی او از همین  پیوند ریشه می‌گیرد. ( ضمیران، 1383)

سوسور معتقد بود که نشانگر(دال) و نشان شده(مداول ) بمانند دو رویه کاغذ  جدا  شدنی هستند.  بدون وجود نشانگر  و نشان شده با هم، نه نشانه‎ای وجود خواهد داشت و نه  معنایی .گاهی  تمایز میان نشانگرونشان شده را با دوگانگی  آشنای  میان فرم ومحتوا همانند می‌کنند.( چندلر، 1387)

مدل سوسور به مدل دوتایی یا دو بخشی  موسوم  است. وی نشانه را در برگیرنده‎ی دو بخش  می‌داند:

دال:  شکلی که نشانه  می‌گیرد                            مداول :  مفهومی که بازنمایی می‌کند  

نشانه کلیتی است که از اجتماعی دال یا مدلول حاصل می‌شود (سوسور، 1983،ص 63) رابطه‎ی بین دال و مدلول را دلالت  می‌گویند.برای ثمال، واژه‎ی «باز» (برای کسی که با درب یک مغازه روبه  رو می‌شود )  نشانه است شامل:

یک دال: کلمه‎ی باز                      یک مفهوم مداول: مغازه برای انجام خرید باز است.

یک نشانه باید هم دال و هم مدلول داشته باشد. نمی‎توانیم یک  دال کاملاً بی معنا یا مدلول کلاً بی شکل داشته باشیم .یک نشانه ترکیبی روشن از یک دال با یک مدلول خاص است. یک دال می‌تواند  گاه بر مدلول‎های متفاوت دلالت  کند. (محمد پور، 1390، ص 117)

  1. سوسور نشانه شناسی را بخشی ازروان شناسی اجتماعی می‌داند و می‌نویسد :«روان شناسان ساخت وکار نشانه را نزد فرد بررسی می‌کنند.» امادر ادامه به دیدگاه آنان اینچنین خرده می‌گیرد که ؛«ولی آنان ازمحدوده اجرای فردی پا فراتر نمیگذارندوبه خود نشانه،که ماهیتی  اجتماعی دارد، نمی‎پردازند. » (فردنیان دو سوسور، 1378، ص 33)
  2.  سوسور  نشانه شناسی را به  مثابه دانشی پیش بینی می‌کند که  به بررسی  نقش  نشانه‎ها در جامعه می‌پردازد.لازم به ذکر است که، سوسورنشانه شناسی را علم بررسی نظام نشانه‎ای می‌داند، نه بررسی نشانه‎های منفرد و نظام‎های نشانه‎ای پدیده‎ای اجتماعی اند.«نشانه بیرون از نظام نشانه‎ای بی  معنی است و تلقی کار کردی بیرون از زندگی  اجتماعی برای نظام نشانه‎ای به همان اندازه  بی ربط است » ( فرزان  سجودی، 1382، ص  25)
  3. زبان نظامی نشانه‎ای است و از این لحاظ  با دیگر نظام‎های نشانه‎ای قابل قیاس است « سوسور زبان را مهمترین نظام نشانه‎ای می‌داند و آن را «الگوی جامع»   نشانه شناسی  توصیف  می‌کند الگویی که زمینه مطالعه سایر  نظام ‎های  نشانه‎ای محسوب می‌شود ( جاناتان کالر،1379، ص  107) او براین نکته تأکید می‌کندکه «مسأله زبان برای من فراتراز تمامی مسائل  نشانه شناختی است... اگر کسی به دنبال ماهیت حقیقتی نظام زبان است، بایددرقدم اول به مطالعه وجوه مشترک این نظام  ودیگر نظام‎های  از این دست  بپردازد.(فردنیان دو سوسور، 1378،  ص  17)

اما این راهنمایی سوسور راز بان شناسان  نادیده گرفتند و در حالی که دیگر  مفاهیم  سوسوری را سرلوحه  مطالعات نشانه شناختی خود قرارداده بودندولی از مفهوم نشانه وزبان  به مثابه  نظامی از نشانه‎ها غافل شدند. هرچنددر این باره بسیار سخن گفتند اما کاربرد  قطعی آن را در تحلیل زبان جایز ندانستند . ( منبع نامشخص)

مفهوم نشانه از دیدگاه  سوسور

الگوی  سوسور از نشانه، الگویی« دووجهی» است درالگوی سوسوری هرنشانه تشکیل  شده از: دال (signifiant) «تصویر  صوتی »
مدلول (signifie) مفهومی  که دال  به آن دلالت می‌کند.
نشانه ناشی از  پیوند دال و مدلول  است که رابطه  میان دال و مدلول را اصطلاحاً دلالت می‌نامند
سوسور  متذکر  می‌شود که این دو وجه  نشانه، وابستگی  متقابل به یدکدیگردارند و هیچکدام  مقدم بر دیگری نیستند. دال بدون مدلول یابه عبارتی دالی که یه هیچ مفهومی دلالت نکند، صدایی گنگ  بیش نیست و مدلولی که هیچ  دالی (صورتی) برای دلالت  برآن وجود نداشته باشد قابل دریافت وشناخت نیست.در واقع،محال است که نشانه از لفظ بدون معنی ویا معنی بدون  لفظ، تشکیل شده  باشد.سوسور تأکید  می‌کند که دال و مدلولی (یا صدا و اندیشه ) همچون دو روی یک کاغذ از هم جدایی ناپذیر هستند.این دووجه نشانه به واسطه یک «پیوند متدایی» ارتباط  تنگاتنگ ذهنی دارند.هریک، آن دیگری را راه می‌اندازد،  به بارو سوسور، دال و مدلول جنبه روان شناختی دارند و هیچ یک  بعد مادی ندارند، هردواز نوع صورت» هستند و نه جوهر وبه نظامی  انتزاعی  و اجتماعی تعلق  دارند که سوسور آن را « لانگ »  می‌نامد.

نشانه زبانی رابطه بین یک شی و یک  نام نیست، بلکه رابطه‎ای است بین یک مفهوم و یک الگوی  صوتی . الگوی صوتی به  واقع از نوع صوت نیست؛ چرا که  صوت مادی  (فیزیکی) است در حالی که  الگوی صوتی، پنداشت (impression)روان شناختی  شنونده ازصوت است آنگونه که ازطریق  حواس  دریافت می‌کند. الگوی صوتی را تنها از آن جهت می‌توان « مادی» تلقی کرد که بازنمود دریافت‎های حسی ما هستند بدین ترتیب، الگوی صوتی را می‌توان از «مفهوم» باز شناخت. مفهوم  نسبت به الگوی  صوتی از نوع انتزاعی تر است . ( فردنیان دو سوسور،  1378، ص 66)

درالگویی که سوسوراز نشانه ارائه می‌دهد، «مصداق» جایی ندارد. به بیانی دیگر،دردیدگاه سوسور، ارجاع به اشیای موجود در جهان خارج  در نظام زبان و فرایند  دلالت جایگاهی  ندارد و در این الگو  مداول  برابر با مصداقی مادی در جهان خارج نیست، بلکه  مفهومی ذهنی است. درچنین  نظام زبانی، نشانه‎ها  به مفاهیم دلالت می‌کنند و نه به چیزها،  وزمانی که درباره چیزها صحبت می‌کنیم، در سطح  مقوله‎های مفهومی آن « چیزها»  با هم ارتباط برقرار  می  کنیم.

بنابراین، در دیدگاه سوسور  نشانه به طور کلی « غیر مادی»  است و این نکته‎ای است که باید به آن توجه  داشت.  (منبع نامشخص)

نشانه شناسی پیرس

پیرس طوردیگری به نشانه شناسی می‌نگرد.وی معتقدبودهرچیزی که به هر شکل  به چیزدیگری دلالت کند،فارغ از طبیعی یا قرار دادی بودن آن، نشانه تعریف می‌شود پس  بر خلاف  الگوی دو وجهی  سوسور،  پیرس الگوی  سه وجهی خود را معرفی کرد.

1)باز نمود: صورتی که  نشانه به خود  می‌گیرد و الزاماً مادی نیست در این معنا، نشانه  چیزی  است که از نظر فرد به جای چیز  دیگری می‌نشیند . این صورت همان دال سوسوری  است
2) تفسیر: عبارت است از معنایی که از نشانه حاصل می‌شودنه تفسیرگر، این همان مدلول سوسور است .
3) ابژه یا مرجع: نشانه به آن ارجاع می‌دهد.
پیرس تعامل  بین بازنمود، ابژه وتفسیررا « نشانه گی»یا کلیت فرایند دلالت نامید. براساس الگوی پیرس از نشانه، چراغ قرمز راهنمایی که سر چهار  راه قرار دارد، بازنمود است . توقف  خودروها ابژه  ی  آن است و این فکر که چراغ قرمز به معنا آن است که  خودروها باید متوقف شوند، تفسیر  آن است در ضمن، معنای یک نشانه  محتوای  آن نیست،  بلکه ازتفسیر آن نشانه حاصل می‌شود. چه الگوی  دو وجهی را بپذیریم وچه الگوی سه وجهی، باید نقش تفسیرگر مورد توجه قرار گیرد. (  محمد  پور، 1390،  ص 118)

پیرس به نه جنبه از نشانه‎ها اشاره کرده است که  سه  مورد اهمیت  بیشتری دارند.

  • نمادین : حالتی که  درآن نشانگر به نشان شده شباهتی  ندارد.و آن را تداعی  نمی‎کند، مگر در حالتی فردی  یا کاملاً قرار دادی  باشد  بدین منظور است که رابطه را باید  آموخت ( مانند:تابلوی   ایست، چراغ قرمز، پرچم اصلی)
  • شمایلی : حالتی که در آن نشانگر  از نظر ظاهری  یا مفهومی به نشان شده شباهت  دارد یا آن را تداعی  می‌کند ( نگاه ،صدا،  احساس )
  • نمایه‎ای : حالتی که در آن نشانگر به  صورت مستقیم یا به نوعی ( ظاهری و یا تصادفی) به نشان شده متصل است. این اتصال می‌تواند مشاهده یا استنباط شود. (دماسنج، دود، ساعت) (  آسابرگر، 1379)

مفهوم نشانه از دیدگاه پیرس

چارلز سندرس پیرس، منطقی دان و فیلسوف  پراگماتیست آمریکایی، تقریباً همزمان  باسوسور، الگوی متفاوتی  از نشانه تدوین کرد.  اودر مقابل الگوی دو وجهی سوسور از نشانه الگوی  سه وجهی  را ارائه  کرد :

  • صورتی که نشانه  به خود به گیرد  و الزاماً  مادی نیست  .  (representamen)
  • نه تفسیر  گر، بلکه  معنایی  که از نشانه حاصل  می‌شود . تفسیر (interpretant)
  • که نشانه  به آن ارجاع می‌دهد. موضوع  (opject)

پیرس  تعامل  بین نمود، ابژه وتفسیررا « نشانگی» می‌نامند. (که می‌توان آنرا کلیت فرایند  معنا سازی نامید). وی می‌نویسد: «نشانه...(درشکل نمود) چیزی است که از جهتی یا بر حسب ظرفیت خود به جای چیز دیگری  می  نشیند. کسی را مخاطب   قرار می‌دهد یعنی، درذهن آن شخص  نشانه‎ای برابر یا شاید نشانه‎ای بسط  یافته تر به وجود می‌آورد آن نشانه‎ای را که  نمود در ذهن  مخاطب می‌آفریند،تفسیر نخست نامیده ام. نشانه به جای چیزی قرار می‌گیرد،  که همان موضوع  یا ابژه  نشانه است. نشانه از همه جهات به جای موضوع یا ابژه نمی  نشیند، بلکه در ارجاع به نوعی  اندیشه ( ایده) که من گاهی زمینه نمود نامیده ام، جانشین ابژه می‌شود. (چارلز ساندرس پیرس، 1380، ص  57)
درچارچوب الگوی پیرسی ازنشانه،چراغ قرمزراهنمایی ورانندگی درحکم نموداست وتوقف   خودروها،ابژه (موضوع)آن محسوب می‌شود و تفسیر آن این است که چراغ قرمز بر سر چهار راه به این معناست که خودرو باید متوقف شوند.درالگوی  پیرس، نمود کما بیش شبیه دال سوسوری است و تفسیر نیز  بی شباهت به مدل سوسوری نیست. هر چند تفسیر کیفیتی دارد کمی متفاوت  با مدلول : تفسیر  پیرسی   خود نشانه‎ای است در ذهن تفسیر گر
( فرزان سجودی، 1382، ص 31.  تأکید‎ها  از نگارنده است ).
در واقع ما با چرخه‎ای ازتفسیر مواجه هستیم که این تفسیر‎های پیاپی و (بالقوه  نامحدود را اکو «نشانگی نامحدود».می نامد که بعدها این مفهوم، به صورت افراطی  تر درتفکر  پسا ساختارگرایی بسط داده شد).اما وجه تمایز الگوی سوسوری نشانه باالگوی پیرس درعنصرمصداق است.  همانطور  که پیش تر اشاره شد، مصداق  درالگوی  سوسور  جایگاهی ندارد،درحالی که پیرس ابژه (که چیزی  شبیه مصداق است ) رادر الگوی  خود لحاظ می‌کند.      
سوسور و پیرس  واژه « نماد» را به دو معنای  متفاوت به کار می‌گیرند براساس رویکرد پیرسی، زبان  یک نظام نشانه‎ای نمادین است. سجودی در کتاب  نشانه شناسی  کاربردی  خود به نقل از کتاب مجموعه آثار collected writing پیرس می‌نویسد،«نماد نشانه‎ای است که به موجب یک قانون بر ابژه خود دلالت می‌کند».(ص35) نمادها بر منبای «یک قاعده» یا «یک ارتباط   همیشگی ( مبتنی بر عادت) » تفسیر می‌شوند.  نماد به موجب  این حیوان  نمادساز، به ابژه‎‎اش مربوط می‌شود وبدون آن هیچ ارتباطی  بین نماد وابژه‎‎اش وجود ندارد نماد صرفاً از آن جهت نشانه است به مثابه  یک نشانه دریافت و به کاربرده می‌شود. اگر تفسیری درکار نبود نماد ویژگی نشانه‎ای خود را از دست می‌داد. نماد یک نشانه قراردادی  است، یا نشانه‎ای که به عادت ( اکتسابی  یا فطری) وابسته است همه واژه‎ها،جمله‎ها، کتاب‎ها و دیگر نشانه‎های قرار دادی، نمادهستند.
اماسوسور  برای نشانه‎های  زبانی  واژه «نماد»رابه کار نمی‎برد، چرا که  از نظر  او این واژه در اصطلاح عامیانه برای نمونه‎هایی  چون «ترازو نماد عدالت است » به کار می‌رودبه عقیده سوسور نشانه‎های  نمادین هرگز به طور کامل دلبخواهی نیستند  ودست کم نشانی از ارتباط  طبیعی را با خود دارند که سوسور این ارتباط طبیعی بین دال و مدلول را « پیوند عقلانی » می‌نامد.
پیرس  در خصوص  کیفیت قراردادی  بودن نمادها بر  این باور است که نمادها عمدتاً قراردادی  یا دلبخواهی هستند. نماد فارغ از هر نوع تشابه یا قیاس  با ابژه‎‎اش و هم چنین فارغ از هر نوع ارتباط  واقعی با آن،صرفاً به دلیل آنکه در حکم یک نشانه تفسیرمی شود،  به نقش خود عمل می‌کند ودر این مورد این گونه مثال می‌آورد.که واژه  «مرد» تشکل از سه حرف«م رد» هیچ شباهتی به یک مرد  ندارد وصدای  این حروف  نیز به هیچ وجه تداعی گر جنس مذکر  نیست. بعدها بسیاری از نظریه پردازان از این دیدگاه پیرس تأثیر پذیرفتند و الگوهای متفاوتی را با توجه به آن ارائه کردند. از جمله آگدن  وریچاردزکه نظریه خود را تحت عنوان «مثلث معنایی » مطرح  کردند، به نظر  می‌رسد  تنها واژگان  پیرس راتغییر  داده است.

بسیاری زا نظریه پردازان ارتباطات ورسانه‎هاکه بر نقش فعال تفسیر تأکید دارند و برابری «معنا» و «محتوا» را نمی‎پذیرند. مثلث معنایی را پیشنهاد می‌کنند که در آن تفسیر گر یا کاربرد نشانه، به جای تصور ذهنی یا «تفسیر» می‌نشیند و بدین ترتیب فرایند « نشانگی» را (که  مفهومی پیرسی  است ) برجسته می‌کنند . به عقیده این گروه از تئوریسین، معنای یک نشانه، را محتوای درون آن  نمی‎سازد بلکه از تفسیر آن نشانه است که معنایش حاصل می‌شود . پس، چه در الگوی دو وجهی نشانه وچه درالگوی سه وجهی، هیچگاه نمی‎توان تفسیرگریا کاربرد نشانه‎هارا از و ارجاعات نشانه‎ها جدا کرد و نادیده گرفت. سخن گفتن درباره یکی از این مؤلفه‎ها، بی تردید پای آن دو مورد دیگر را به میان می‌کشد. به عقیده پل تیبو،حتی در  الگوی دو وجهی  سوسور نیز تفسیر گر  حضوری   ضمنی دارد( فرزان سجودی، 1382، ص  32)

نشانه شناسی  امبر تو اکو

به باور امبر تواکو، ما واقعیتی به  نام نشانه نداریم بلکه  هر آن چه که هست فقط نقش  نشانه‎ای است اکو در توضیح  وتبیین  نقش نشانه‎ای بیان می‌کند نقش رسانه ‎ای زمانی متحقق  می‌یابد که«بیانی» به « محتوایی» مرتبط شود و این دو «نقشگرهای » (عوامل نقشی) این ارتباط به شمارمی روند نقش نشانه‎ای زمانی حاصل می‌شودکه محتوای بیان ( نقشگرها) به رابطه  همبسته دوسویه برقرار کند وبه این ترتیب  نقش  نشانه‎ای تازه‎ای بیافریند. به این اعتبار می‌توان گفت  که  نشانه‎ها نتیجه مشروط قوانین رمز گردانی هستند که همبستگی‎های گذروناپایدار بین عناصر را موجب می‌شوند و هریک ازاین عناصر می‌تواننددر رابطه  همبسته دیگری وارد شوند تا  نشانه ای   تازه شکل گیرد ( اکو، 1979، ص 36) به این ترتیب اکو، نشانه دومفهوم کلاسیک  آن را نفی می‌کند و عنصر گذرا و پویاتر « نقش نشانه ای» را جایگزین آن می‌کند. این نظریه اکو همسویی او را با دیدگاه  یلمسلو  نشان می‌دهد چرا که  او نیز معتقد به نقش رسانه‎ای است  . یلمسلو در این زمینه می‌نویسد: بهتر است واژه نشانه را به مثابه نامی برای واحدی به کار بریم که خود  حاوی صورت محتوایی وصورت بیانی است وبه موجب  نوعی  به هم پیوستگی که ما  آن را نقش رسانه‎ای می‌نامیم، تحقق  یافته است.(فرزان سجودی، 1382، ص  44)

تقسیم بندی دیگری که اکو در حزه نشانه شناسی ارائه می‌کند، تمایزبین «دلالت»و« ارتباط» است. به باور او نشانه شناسی  ارتباط ونشانه شناسی  دلالت، هرچندکه متفاوتند اما مانع الجمع نیستند ومی توان نشانه شناسی دلالت را مستقل از نشانه شنای ارتباط بنانهاد هر چند که مطلوب  نیست،  اما بنانهادن نشانه شناسی ارتباط بدون نشانه شناسی دلالت  امکان ندارد، نشانه شناسی  می‌تواند   دانش نشانه‎ها یا نظام ‎های نشانه‎ای باشد درتعریفی دیگرآن را کاربردروش‎های زبان شناسی برای موضوعاتی فراتر از زبان کلام میدانند ( امبرتواکو، 1979، ص  9)

امرتواکومی گوید از نشانه‎ها هم می‌توان برای گفتن حقیقت  استفاده کردو هم برای دروغ  گفتن در نظریه  نشانه شناسی می‌نویسد نشانه شناسی  با آنچه  می‌تواند نشانه تلقی  شود سروکار دارد نشانه  هر چیزی  است که بتوان آن را به عنوان جانشین چیز  دیگری به کار  برد این چیز  دیگر لازم  نیست موقعی که نشانه‎ای رابه جای آن می‌گذاریم الزاماً وجود داشته ودر جایی  قرار گرفته باشد.بنابراین  اصولاً نشانه شناسی علم مطالعه همه چیزهایی  است که  می‌توان برای دروغ گفتن به کار برد. اگر  از چیزی  نتوان برای دروغ گفتن استفاده کرد، از آن نمی‎توان برای گفتن حقیقت هم استفاده کرد.درواقع برای گفتن هیچ  چیز نمی‎توان آن را به کار برد. به نظر  من تعریف نشانه شناسی برمبنای  نظریه  دروغ گفتن را می‌توان برنامه‎ای کاملاً جامع برای علمی  به نام نشانه شناسی   عمومی به شمار آورد.

بعضی راه‎هایی  را که به کمک آنها می‌توانیم دروغ بگوییم یا مودبانه تر بگوییم دیگران را با نشانه‎ها گمراه می‌کنیم  نام  ببرم:
کلاه گیس: شخص  کچل  یا دارای مویی به رنگ دیگر
کفش پاشنه بلند:  کوتاه قدها را بلند قد می‌کند
موی رنگ کرده : بلوندهایی که در واقع خرمایی‎اند و نظایر اینها
تمارض: تظاهر می‌کند به این که مریض است
خالی بندی : دروغ‎هایی  که به مردم ضرری  نمی‎رساند... ( آسابرگر،1386، ص  27)

رویکردهای نشانه شناسی

آثار نشانه شناسی را در سه رویکرد  اصلی  می‌توان دنبال کرد:
1)سنت فکری لاک  پیرسن و چارلز  موریس ( 1983)، که نقطه شروع آن یک نظریه‎ی عمومی در باب  نشانه‎هاست (نشانه‎هایی که می‌توانندطبیعی یا قرار دادی، انسانی یا غیر انسانی باشند). آرمان نهایی این سنت، پی ریزی یک نظریه عمومی در باب پدیده‎های ارتباطی است در این چشم انداز، زبان انسانی همچون یکی از چندین  نظام زیستی دلالتی  ارتباطی جلوه  می‌کند.

2) سیبرنتیک و نظریه اطلاع: این رویکرد درفرانسه در آثار آمول  بازنمود شده است. اما به ویژه در دهه‎های شصت و هفتاددرشوروی تکوین یافته است در این چارچوب، لوتمن  نوعی سنخ شناسی  راپیشنهاد می‌کند، که در آن فرهنگ ‎های خاستگاه  گرا امر مقبال آینده گرا، نشانه گرا در مقابل نشانه ستیز، متن گرادر برابر رمز گرا و فرهنگ اسطوره گرا در برابر فرهنگ علم گرا قرار می‌دهند.

3)سنت زبان شناختی : که به ویژه در فرانسه چیرگی داشت، در واقع کمابیش  با جنبش  ساختار گرایی یکی است.  برخی برای آن که  به  ویژگی خاص آن اشاره کند؛ از اصطلاح  سمیولوژی  دو سوسور و نه  سمیوتیک  استفاده می‌کنند. وجه مشخصه اصلی نشانه شناسی فرانسوی  این است که به طور تنگاتنگی  به الگوی زبان  شناسی ساختاری وابسته است، حتی تا آن جا پیش  می‌رود  که رابطه میان نشانه شناسی وزبان شناسی  را واژگون کرده و نشانه شناسی  را فقط جنبه‎ای از زبان شناسی  می‌داند، زیرا این سنت معتقد است که در واقع همه ی  نظام‎های غیر نشانه‎ای را زیان مقدر کرده است ونشانه در ذهن، همچون زبان،بازشناسی  می‌شود.( گیرو، ص  154-152)

تفاوت نشانه شناسی و هرمنوتیک

از زاویه‎ای دیگر، نشانه شناسی عبارت است ازمطالعه‎ی نشانه‎ها و فرایندهای تأویل،  با توجه به این که یک چیز، فقط هنگامی  نشانه است،که یک  تأویل گرآن را به عنوان نشانه‎ی چیزی تأویل  کرده باشد. بنابراین روابط ژرفی میان نشانه شناسی و هرمنوتیک وجود دارداما نشانه شناسی معاصر به طور کامل  مستقل از هرمنوتیک  تحول یافته است. نشانه شناسی مدعی است، پیش  از آنکه نظریه‎ای در باب تأویل باشد، نظریه‎ای در باب  نشانه‎ها ورده بندی آن‎ها و تحلیلی در  باب  واژگان ودستورهای زبان و نظام‎ها و قراردادهاست. البته به تازگی تأکید بر مسائل مربوط به تأویل  نحوی گسترده تر، بر کاربرد شناسی نشانه‎ها معطوف شده است. به دلیل اهمیت نشانه‎های زبان و ارتباطات انسانی، دیر زمانی است مباحث ارتباطات، با تفکر  در باب زبان در آمیخته است. ( گیرو، ص 149-143)

مثال‎هایی از نشانه شناسی در تعلیم وتربیت
پیتر مانینگ  کار نشانه شناسی را با انجام یک  تحلیل نشانه‎ای غیر رسمی در مورد یک جشن فارغ التحصیل  که در آن حاضر شده  بود، توضیح  داده است او بر  نشانه‎های این جشن که برای انتقال معانی مختلف وسازماندهی رفتارهای مردم مورد استفاده قرا می‌گرفت، تأکید کردونشانه‎هایی که او متذکرشد، به این قرار است و نظم رویدادها لباس‎های متفاوت،رمز فضا  (شنوندگان،  اعضای هیأت علمی، دانشجویان فارغ التحصیل)نشانه‎های مقام ومرتبه (کلاههای افتخار، کلاههای متصل به لباس رنگارنگ، رداهایی با شکل‎ها و اندازه‎های متفاوت )، آداب صحبت کردن (شکل ‎های بیانی همچون خوش آمد گفتن،دعا، سخنرانی اصلی،  تشکر وقدردانی دانشجویان ونظیر آنها)
نمونه‎ای ازپژوهش نشانه شناسی درتعلیم وتربیت رامی توان درپژوهش رابرت اورهات (roberteverhart) درباره  ایدئولوژی در سه دبیرستان پیشرفت  گرا ملاحظه کرد. اورهات در فرایند انجام  یک سال  کار میدانی عمقی در این مدارس، مشاهده کرده که یکی از نشانه‎های اصلی مورد استفاده‎ی کارکنان مدرسه،مفهوم گشاده نظری یا آزاد اندیشی (openness) بود او هم چنین  مشاهده کرد که  دال‎ها یادلالت‎های  مختلفی برای این نشانه  وجود داشت :اجازه دادن به دانش آموزان برای انتخاب برنامه درسی، دخالت دادن نظردانش آموزان در تصمیم گیری واستفاده از قراردادهای یادگیری  که دانش آموزان وضع کرده‎اند معنای  مورد نظر ( مدلول) برای این دال‎ها اعتقادی بود مبنی بر اینکه این اقدام‎ها تعهد دانش آموزان رابرای یادگیری  افزایش  خواهد داد. اورهات در مشاهده‎های میدانی خود به این یافته نایل شد که رفتار معلمان ودانش آموزان به درجات مختلفی از بیانیه‎های سیاست اعلام شده مدرسه در مورد آزاد اندیشی و تسلط بر خویش فاصله دارد.
نشانه شناسی، سنت پژوهشی قدرتمندی دررشته‎های مختلف علمی است اما تاکنون درتعلیم وتربیت، به نحوگسترده مورد استفاده قرار نگرفته است با این حال به نظر می‌رسدکه نوید در  خور توجهی برای تحقیق  در تعلیم وتربیت داشته باشد، زیرا پدیده‎های تربیتی  فراوانی وجود دارد که متضمن نظام‎های نشانه‎ای است وبرای انتقال  اطلاعات  مورد استفاده قرار می‌گیرد  وبر موضوع  وشیوه  یادیگری  دانش آموزان تأثیر  می‌گذراد. (گان، 1382،  ص  1108-1104)

منابع :

1)آسا برگر،  آرتور، روش‎های تحلیل رسانه‎ها ترجمه  پرویز اجلالی، تهران، 1386
2)آسابرگر،آرتور، نقد فرهنگی،ترجمه  حمیرا مشیرزاده، تهران، انتشارات باز، 1379
3) دوسوسور، فردنیان، زبان شناسی ساختاری، نشانه شناسی، جاناتان کالر،مترجم  کوروش  صفوی، نشر هرمس ، 1378
4) چندلر،دانیل مبانی نشانه  شناسی، ترجمه  مهدی پارسا، تهران، انتشارات سوره مهر، چاپ اول، 1386
5)  سجودی، فرزان، نشانه شناسی کاربردی، تهران،  نشر قصه، 1383
6) ضمیران، محمد، درآمدی برنشانه شناسی هنر، تهران،  نشر  قصه، 1383
7) گال،مریدت ودیگران،روش‎های تحقیق کمی و کیفی در علوم تربیتی  وروان شناسی، ترجمه احمد رضا نصر  ودیگران، تهران،  انتشارات  سمت و دانشگاه شهید بهشتی،  چاپ  دوم،  جلد دوم، 1384
8) گیرو، پی یر، نشانه شناسی، ترجمه محمد نبوی،  تهران، نشر  آگه، چاپ دوم، 1383
9) محمد پور،احمد، روش تحقیق  کیفی، تهران،  انتشارات جامعه شناسان، چاپ  اول، 1390

منبع:http://amozesh1391mordad.blogfa.com/post/5


     

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.024 Seconds |||