فدک - کلام و عقاید - ۱.اهم مباحث آموزه‎های شیعه ۱
آخرین تغییرات : 2015-07-13تعداد بازدید : 598

۱.اهم مباحث آموزه‎های شیعه ۱


  1. ۱. معنی و ضرورت
    1. تعریف اصطلاحات
    2. علت توجه فرق اسلامی ‌به آموزه‌های اختصاصی شیعه
    3. اولویت بحث امامت بر توحید و نبوت
    4. فرامذهبی و فرادینی بودن بحث امامت
  2. ۲. تعریف امامت
  3. ۳. خلیفه و امام
  4. ۴. اختلافات در ضرورت و وجوب امام
  5. ۵. ادله شیعه بر ضرورت امامت
  6. ۶. سید مرتضی و قاعده لطف
  7. ۷. اشکال بر قاعده لطف
  8. ۸. فلسفه امامت
  9. ۹. راه تعیین امام و نص
  10. ۱۰. عقیده نص
  11. ۱۱. بیعت
  12. ۱۲. اوصاف امام
  13. ۱۳. تعریف عصمت
  14. ۱۴. متکلمان و عصمت
  15. ۱۵. سهو النبی
  16. ۱۶. دلایل اثبات عصمت
  17. ۱۷. ادله و اشکالات عصمت
  18. ۱۸. علم و امامت
  19. ۱۹. علم امام، وحی
  20. ۲۰. مضامین روایات علم امام
  21. ۲۱. عمومیت علم
  22. ۲۲. موعود

۱. معنی و ضرورت

تعریف اصطلاحات

آموزه: مجموعه‌ای از معارف و اعتقادات منسجم و نظام‌یافته گفته می‌شود.

شیعه به معنای لغوی فرقه، حزب، گروه، پیروان و یاران است.

شیعه در اصطلاح در گذشته به سه فرقه زیدیه، اسماعیلیه و جعفریه اطلاق می‌شد، اما در دوران اخیر به فرقه اثنی‌عشریه که پیروان دوازده امام هستند گفته می‌شود. البته لفظ «امامیه» نیز درباره آنها اطلاق می‌شود.

علت توجه فرق اسلامی ‌به آموزه‌های اختصاصی شیعه

میراثی که از متکلمان اسلامی از فرقه‌های مختلف به یادگار مانده است. گواه بر اختلاف بین شیعه و سنی است. بدیهی است رسالت متکلمان اسلامی از هر فرقه و مذهب خاص دفاع از آموزه‌های اعتقادی و مقابله با مخالفان درون‌دینی و برون‌دینی در طول تاریخ بوده است و متکلمان شیعه از این قانون مستثنا نیستند.(3) اینان بیشتر توجه‌شان به آموزه‌های اختصاصی شیعه بوده است، از این رو توجه مخالفان نیز به آموزه‌های اختصاصی شیعه بیشتر معطوف شده است.

آموزه امامت فقط اختصاص به شیعه ندارد بلکه در نزد همه فرق و مذاهب اسلامی دارای اهمیت است.

در رأس مسائل مهم همه فرقه‌های اسلامی ‌بحث امامت و رهبری است. بنابراین یکی از ملاک‌های مهم تقسیم فرقه‌ها و مذاهب هم اعتقاد به امامت است.(4)
شهرستانی در کتاب «الملل و النحل» می‌نویسد: «و اعظم خلاف بین الامة خلاف الامامة، اذ ما سُلَّ سیف فی الاسلام علی قاعدة دنیّة مثل ما سُلَّ علی الامامة فی کل مکان» بزرگ‌ترین اختلاف بین امت اسلامی‌ مسأله امامت بوده است، در رابطه با هیچ مسأله و قاعده‌ای شمشیر کشیده نشده و خونی ریخته نشد مگر امامت.(5)
سامی ‌نشار یکی از نویسندگان اهل سنت می‌گوید: «الامامة جوهر العقیدة الشیعة عامة والشیعة هی التی خرجت فی فکرتها عن الامامة عن اجماع الجمهور»؛(6) جوهر و درون‌مایه عقیده شیعه، بحث امامت است و با توجه به نوع نگاه شیعه به امامت از جمهور مسلمانان فاصله گرفت.
بنابراین مسأله امامت در نزد همه فرق و مذاهب اسلامی مهم ‌بوده است و البته نزد شیعه از حساسیت ویژه‌ای برخوردار است.

اولویت بحث امامت بر توحید و نبوت

از نگاه شیعه بحث امامت نسبت به توحید و نبوت در اولویت قرار دارد؛ زیرا همه عقاید شیعه از طریق امام معصوم تبیین و تفسیر می‌شود.(توحید و نبوت از منظر امام و قرآن و سنت به وسیله امام تبیین و تفسیر می‌شود)

اهمیت و اولویت بحث امامت از توحید و نبوت از آن رو است که همه اعتقادات شیعه از طریق امام حاصل می‌شود و به عبارت دیگر اعتقادات شیعه از مسیر امامت عبور می‌کند؛ بدین جهت بر دیگر اصول اسلامی در بحث حق تقدم دارد، نه این که از نظر رتبه مقدم بر توحید و نبوت باشد. از این رو در این درس ابتدا به بحث امامت می‌پردازیم و مقدم بر توحید و نبوت مطرح می‌کنیم.
زیرا قرآن و سنت -که از منابع معرفتی و عقیدتی شیعه است- از طریق امام تبیین و تفسیر می‌شود.
شیخ طوسی در مقدمه کتاب «تلخیص الشافی» می‌گوید: «فانی رأیت اهم الامور و اولیها و اکد الفرائض و احراها للمکلف و هو الامامة التی لایتمّ التکلیف عن دونها»(7)

فرامذهبی و فرادینی بودن بحث امامت

امامت نه تنها بین مذاهب اسلامی پذیرفته شده ‌است، بلکه امری ضروری است و مورد قبول همه بشریت است. چنانچه امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه ‌فرمود: «لا بُدَّ لِلنّاسِ مِن أَمِیرٍ بَرٍّ أَو فاجِرٍ؛ همه انسان‌ها ناچارند امیری داشته باشند، خواه فاجر باشد یا نیکوکار.» بنابراین امامت به معنای عام آن امری فرادینی و فرامذهبی است.

امامت در همه فرق و مذاهب اسلامی‌مورد توجه است بلکه امامت از ضروریات زندگی بشر در طول تاریخ بوده است.
مولی الموحدین امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه می‌فرمایند: «لا بُدَّ لِلنّاسِ مِن أَمِیرٍ بَرٍّ أَو فاجِرٍ»(8) همه انسان‌ها ناچارند که یک امیری داشته باشند خواه نیکوکار باشد یا فاجر.
پس همه انسان‌ها اعم از مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و غیرشیعه ناچار از داشتن پیشوا و رهبر هستند. بنابراین امامت بحثی فرامذهبی و فرادینی است که البته بحث ما درباره امامت در حوزه اسلامی را شامل می‌شود.
برای روشن شدن جایگاه امامت در درس آینده، امامت را از دیدگاه لغوی و اصطلاحی تعریف می‌کنیم و ادله مدافعان امامت را بیان خواهیم کرد.

- آن چه باعث تمایز شیعه از فرق اسلامی ‌دیگر در مسأله امامت می‌شود این است که شیعه از منظر امام به قرآن و سنت می‌نگرد. همچنین رویکرد خاص شیعه به ضروریات وجود امام، وظایف امام، شرایط و نحوه تعیین امام و نیز اوصاف امام معصوم، شیعه را از دیگر فرق اسلامی‌ متمایز می‌کند. ( تمایز شیعه از ‌دیگر فرق اسلامی به رویکرد خاص شیعه به ضرورت امامت و نسبت به وظایف امام است)

آزمون
1. کدام گزینه نادرست است.
الف) در اصطلاح، شیعه در گذشته به سه فرقه زیدیه- اسماعیلیه- ماتریدیه اطلاق می‌شد
ب) معنای لغوی شیعه به معنای فرقه، حزب، گروه، پیروان و یاران است
ج) در دوران اخیر اصطلاح شیعه به فرقه اثنی‌عشریه گفته می‌شود
د) الف و ج غلط است*

2. بحث امامت مقدم بر توحید و نبوت است، زیرا ....... .
الف) توحید و نبوت از اصول دین هستند و امامت جزء اصول مذهب است.
ب) توحید و نبوت از منظر امام شناخته می‌شود.
ج) قرآن و سنت به وسیله امام تبیین و تفسیر می‌شود.
د) ب و ج صحیح هستند*

3. تمایز شیعه از ‌دیگر فرق اسلامی به چیست؟
الف) به رویکرد خاص شیعه به ضرورت امامت است.
ب) به رویکرد خاص شیعه نسبت به وظایف امام است.
ج) به نوع نگاه شیعه به قرآن و سنت است.
د) الف و ب صحیح است.*

۲. تعریف امامت

  • معانی که اهل لغت برای امامت بیان کردند تعریف به لفظ(پیشوا، رهبر، مقتدا، جلودار) و تعریف به مصداق غیربشری(قرآن) و مصداق بشری(پیامبر) است.
  • اقسام امامت:
    • امامت عامه به حاکمیت عامه در امور دین و دنیای مردم از سوی شخصی یا اشخاص بدون مصداق تعریف شده است.
    • امامت خاصه به حاکمیت امور دین و دنیا مردم به نیابت از نبی و خلافت بعد از رسول تعریف شده امامت و خلافتی که به امام تفویض می‌شود.
  • جامع‌ترین تعریف «امامت»: «الامامة، الرئاسة العامة فی الدین و الدنیا بالاصالة لا بالنیابة عمّن هو فی دار التکلیف» است.
    • قید «بالاصالة»(ذاتی بودن خدا) شیعه و اهل سنت را در تعریف امامت از یکدیگر جدا می‌کند.
    • «ریاست عامه» یعنی اقتدار و فراگیری ریاست و حاکمیت بر مردم
    • مصداق امامت غیربشری «ومِن قبله موسی اماما و رحمة

آزمون
1. کدام گزینه مصداق امامت غیربشری است؟
الف) کل مَن اقتدی به و قدم فی الامور فهو امام
ب) انی جاعلک للناس اماما
ج) و مِن قبله موسی اماما و رحمة*
د) و اجعلنا للمتقین اماما

2. جامع‌ترین تعریف «امامت» کدام است؟
الف) الامامة، خلافة الرسول فی اقامة الدین بحیث یجب اتباعه علی کافة الامة
ب) الامام، هو الذی له الرئاسة العامة فی امور الدین و الدنیا نیابة عن النبی
ج) الامامة، الرئاسة العامة فی الدین و الدنیا بالاصالة لا بالنیابة عمّن من هو فی دار التکلیف*
د) الامامة، رئاسة العامة فی الدین و الدنیا لشخص من الاشخاص

3. «ریاست عامه» یعنی ...... .
الف) مرجعیت دینی و معنوی مردم
ب) حاکمیت و رهبری ذاتی بر مردم
ج) اقتدار و فراگیری ریاست و حاکمیت بر مردم*
د) ریاست و حاکمیت در امور دنیایی مردم

۳. خلیفه و امام

  • اهل سنت جانشین رسول الله(ص) را خلیفه و شیعه جانشین پیامبر(ص) را امام می‌داند.
  • بنابر نظر بعضی خلیفه کسی است که حافظ شریعت است و وراثت روحی با پیامبر ندارد ولی امام کسی است که علاوه بر حفظ شریعت، از بعد روحی و معرفتی از پیامبر ارث می‌برد.
  • واژه خلیفه و امام در احادیث شیعه بر یک مصداق منطبق است و هیچ تفاوتی با هم ندارند هر چند که در معنای واژه‌ای یکی نیستند.
  • علت عدم قداست لفظ خلیفه در نزد شیعه این است که اهل سنت پیشوایان خود را خلیفه می‌خوانند؛ در حالی که شیعیان آنها را شایسته جانشینی پیامبر نمی‌دانند.
  • همه فرق و مذاهب اسلامی بر وجوب امامت تأکید دارند.
  • اسماعیلیه علت ضرورت امامت را رسیدن به معرفت الله می‌دانند.
  • مذاهب غیرشیعه همانند معتزله، اشاعره، ماتریدیه و حتا وهابیت بر وجوب امام بر جامعه اسلامی تأکید دارند.
  • ابوبکر اصم معتزلی وجوب امام را مشروط به وجود ظلم و هشام بن عمرو معتزلی وجوب امام را منوط به وجود عدل در جامعه مسلمین می‌داند.
  • در حدیث «یوم الانذار» سخن از خلافت است که منظور امام علی(ع) است و مصداق خلیفه شمرده می‌شود.

آزمون
1. کدام گزینه نادرست است؟
الف) امام مانند خلیفه حافظ شریعت است، ولی وارث روحی پیامبر نیست.*
ب) واژه امام و خلیفه در مصداق یکی است ولی در معنای واژه‌ای یکی نیستند.
ج) وراثت امام از پیامبر فقط وراثت در شؤون معنوی، علم و معارف نیست.
د) مصداق خلیفه و امام در احادیث شیعه یکی است.

2. شیعه واژه خلیفه را به کار نمی‌برد زیرا ..... .
الف) مصداق امام و خلیفه را یکی نمی‌داند.
ب) به دلیل این که اهل سنت واژه خلیفه را درباره جانشین پیامبر به کار می‌برند.
ج) از بین رفتن قداست واژه خلیفه در نزد شیعه.
د) ب و ج صحیح است*

3. نظر ابوبکر اصم معتزلی درباره امامت چیست؟
الف) امامت را برای جامعه واجب می‌داند، زیرا معرفت خدا به واسطه امام است.
ب) وجوب امام مشروط به فراگیری ظلم در جامعه است*
ج) وجوب امام مشروط به حاکمیت عدل و داد در جامعه است.
د) امامت در جامعه واجب است وقتی جامعه آماده اطاعت از دستورهای امام است.

4. در حدیث «یوم الانذار» ..... .
الف) سخن از خلافت غیر امیرالمؤمنین است.
ب) منظور خلافت و امامت هر دو با هم است.
ج) سخن از خلافت است، ولی منظور امام علی(ع) است که مصداق خلیفه شمرده می‌شود*
د) سخن از امامت است، ولی منظور خلافت است.

۴. اختلافات در ضرورت و وجوب امام

  • اختلافات شیعه و اهل سنت درباره ضرورت امامت دو مساله است:
    • اول این که شیعه وجوب امامت را علی الله می‌داند و اهل سنت علی الناس.
    • دوم این که شیعه وجوب امام را عقلی می‌داند و اهل سنت نقلی.
  • نظریه اهل سنت بر شرعی بودن امامت به این دلیل است که اهل سنت امامت را جزو فروع دین می‌داند و شیعه امامت را از اصول اعتقادی می‌داند.
  • شیعه امامت را یک اصل اعتقادی می‌داند، زیرا امامت ادامه‌ رسالت پیامبر(ص) در حفظ شریعت است. پس همانند تعیین نبی، تعیین امام هم عقلا بر خداوند واجب است.
  • دلایل اهل سنت بر وجوب امامت:
    • الف. اجماع امت.
    • ب. وجوب اجرای حدود الاهی و حدود و حفظ نظام اسلامی.
    • ج. وجوب جلب مصالح و دفع مفاسد مردم.

آزمون
1. نظر اهل سنت بر وجوب امامت چیست؟
الف) قائل به وجوب امامت علی الله و شرعی بودن منشا آن هستند
ب) قائل به وجوب امامت علی الناس و انتصاب آن از جانب خداوند هستند
ج) قائل به وجوب امامت علی الناس و انتخاب آن از جانب مردم هستند*
د) هیچ کدام

2. دلیل عقیدتی بودن امامت از نظر شیعه چیست؟
الف) امام حافظ شریعت است.
ب) امام از جانب مردم حاکم است.
ج) امام ادامه‌دهنده رسالت پیامبر است.*
د) الف و ب صحیح است.

3. دلایل اهل سنت در وجوب امامت:
الف) دلایل نقلی نیست.
ب) دلایل عقلی است.
ج) دلایل شرعی است.*
د) الف و ج صحیح است.

4. خاستگاه نظریه اهل سنت مبتنی بر شرعی بودن امامت چیست؟
الف) معتقد به اجماع در امامت است.
ب) معتقد به وجوب علی الناس است.
ج) امامت را جز فروع دین می‌داند نه اصول اعتقادی*
د) هیچ کدام

۵. ادله شیعه بر ضرورت امامت

دلایل عقلی شیعه در اثبات وجوب امامت
در ذیل این بحث باید توجه داشت که دلائلی که به عنوان دلیل عقلی از کتب کلامی آمده است، دلیل عقلی – نقلی است و نه عقلی محض. بنابراین بیشترین دلائل شیعه را می‌توان دلائل عقلی – نقلی دانست که عبارتند از:
1. قاعده وجوب رعایت اصلح بر خداوند
این قاعده، عقلی محض نیست و نقلی- عقلی است و می‌توان خاستگاه آن را در آیات و روایات یافت. بنابراین قاعده‌ای عقلی است که نقل نیز مؤید آن است؛ طبق این قاعده خداوند حکیم است، حکمت او اقتضا می‌کند که حاکم اصلحی باشد که مردم را به خیر در امور دین و دنیا راهنمایی کند.(1)
2. حفظ و تبیین شریعت
تردیدی نیست که شریعت پیامبر(ص) جاوید و ماندگار است. برای حفظ و تبیین این شریعت نیاز به حافظ است. حافظ شریعت باید انسان اصلح و مورد اعتمادی باشد تا مردم به او اقبال کنند و دستورهای او را گوش کنند. این انسان مورد اعتماد و اصلح کسی نیست جز معصوم. از آن جایی که عصمت امری پنهانی است و خداوند از عصمت آگاه است، بنابراین بر خداوند واجب است که برای حفظ شریعت حافظی را تعیین کند.(2)
3. قاعده لطف
قاعده لطف، قاعده‌ای عقلی بلکه عقلائی است که از گذشته مورد توجه معتزله و امامیه بوده است(3) و بسیاری از مسائل کلامی‌ بر این قاعده استوار شده است و کاربرد بسیاری در مسائل اعتقادی مثل وجوب بعثت انبیا، وجوب عصمت انبیا، تکالیف شرعی، وعد و وعید و نیز مسأله امامت دارد.
3-1. تعریف لطف
لطف در لغت به معنای مهربانی(4) است. اصطلاح لطف با تعابیر و تعاریف متفاوتی بیان شده است. از جمله نوبختی می‌گوید: «اللطف امر یغفله الله تعالی بالمکلف.» لطف امری است که خداوند در حق مکلف انجام می‌دهد.(5) همین طور شیخ مفید می‌گوید: «اللطف ما یقرب المکلف معه الی الطاعة و یبعد عن المعصیة و لا حظّ له فی التمکین و لم‌یبلغ حد الالجاء.» لطف آن است که انسان مکلف را به طاعت نزدیک و از معصیت دور می‌سازد و هیچ نقشی در تمکین مکلف ندارد و به حد اجبار هم نمی‌رسد.(6) در مجموع از تعاریف چنین استفاده می‌شود که در اصطلاح لطف به فعلی گویند که انسان را به طاعت نزدیک و از گناه دور ‌سازد، مشروط به اینکه به حد الجا(جبر) نرسد. زیرا اگر به حد جبر برسد دیگر با تکلیف سازگار نیست. بر خداوند واجب است که چنین لطفی را نسبت به مکلفان داشته باشد.
3-2. لوازم قاعده لطف
اول: خداوند، فاعل لطف
فعلی که انسان‌ها را به طاعت نزدیک و از معصیت دور نگه می‌دارد، فعل خداوند است. پس لطف از جانب خداست.(7)
دوم: وجوب لطف در حق مکلَّف
یعنی لطف(فعل) شامل حال مکلفان و بندگان می‌شود، زیرا بر تکلیف‌کننده لازم است آن چه از وظایف شرعی و دینی که مکلَّف را به طاعت نزدیک و از معصیت دور می‌کند معرفی کند. معرفی این تکالیف به مکلفان خود لطف است.
سوم: دو گونه بودن لطف
لطف دو گونه است: لطف مقرِّب و لطف محصّل. لطف مقرب لطفی که مکلف را به طاعت نزدیک کند و از معصیت دور سازد؛ یعنی انسان را در آستانه کار قرار ‌می‌دهد.(8) اما لطف محصل(9) لطفی است که زمینه را برای تحقق کاری فراهم می‌کند. لطف در تحقیق، تکلیف شده است. مثل توفیق بر انجام کاری به انسان.
سیدمرتضی می‌گوید: لطف دو قسم است. یکی آن که مکلّف به واسطه آن فعل اطاعت را اختیار می‌کند و اگر آن لطف نباشد اطاعت را انجام نمی‌دهد و دیگری آنکه مکلف به واسطه آن به انجام دادن طاعت نزدیک‌تر می‌شود.(10)
به عبارت دیگر لطف مقرب آن است که زمینه انجام تکالیف را فراهم می‌کند و او را به انجام تکالیف نزدیک‌تر می‌کند. ولی لطف محصل آن است که مکلف به وسیله آن فعل را انجام می‌دهد و از قبیح یعنی آن تکلیف دوری می‌گزیند.(11)
چهارم: نرسیدن لطف به مرز الجا
نکته مهم درباره قاعده لطف این است که در لطف از انسان سلب قدرت نمی‌شود و خداوند تنها زمینه را برای انسان فراهم می‌کند. انسان نیز در اطاعت و عدم اطاعت مختار است. زیرا اختیار از شرایط تکلیف است. فلسفه تکلیف، امتحان و آزمایش افراد است تا بتوانند آگاهانه و آزادانه و با تحقق بخشیدن به تکالیف الاهی، استعدادهای خود را شکوفا سازند و به کمال مطلوب دست یابند.(12)
3-3. قاعده لطف در وجوب امامت از دیدگاه امامیه
امامیه معتقد است که امامت لطف است و این لطف عقلاً و شرعاً بر خداوند واجب است.
دو مسأله در این باره باید به اثبات برسد: الف. چرا امامت لطف است؟ ب. چرا لطف بر خداوند واجب است؟
3-3-1. اثبات مسأله اول
متکلمان امامیه اذعان می‌کنند که لطف بودن امامت از آن جهت است که با بودن امام مردم از فساد دوری می‌کنند و به صلاح نزدیک می‌شوند. پس وجود امام ‌در بین مردم لطف است، زیرا در امور دین و دنیای مردم امر به صلاح و نهی از فساد می‌کند.(13)
3-3-2. اثبات مسأله دوم
متکلمان می‌گویند که نصب امام ‌برای جامعه مسلمین از جانب خداوند برای این است که غرض الاهی حاصل شود. غرض الاهی وقتی حاصل می‌شود که انسان‌ها تکالیف خود را انجام دهند. وقتی تکالیف انجام می‌گیرد که انسان معصومی مکلفان را به طاعت نزدیک شدن و از معصیت دور شدن راهنمایی کند. پس اگر این لطف از جانب خداوند نباشد، نقض غرض است. بنابراین محقق طوسی می‌گوید: «الامام لطف فیجب نصبه علی الله تحصیلا للغرض.»(14) به عبارت دیگر باید توجه داشت که وجوب لطف بر خداوند مبتنی بر حکمت الاهی است. یعنی اول آن که؛ افعال الاهی باید حکیمانه باشد. دوم آن که؛ تکلیف کردن باید اغراض معقول داشته باشد. سوم آن که؛ غرض از تکلیف، تکامل انسان است. چهارم آن که؛ حکیم باید کاری را که در تحقق تکلیف دخالت دارد را به مقتضای حکمت انجام دهد. پس نتیجه چنین خواهد شد که نصب امام بر خداوند واجب است تا غرض او حاصل شود. اگر چنین لطفی را انجام ندهد نقض غرض می‌شود و چنین کاری از حکیم محال است.

  • از دلایل عقلی شیعه در اثبات وجوب امامت، قاعده وجوب رعایت اصلح بر خداوند است. بنابراین قاعده حکمت خداوند متعال اقتضا می‌کند که حاکم اصلحی برای مردم نصب کند. بنابراین انتصاب اصلح بر خداوند واجب است.
  • بنا بر قاعده لطف، هر فعلی که انسان را به طاعت نزدیک و از گناه دور سازد مشروط به اینکه به حدالجاء(جبر) نرسد، لطف است و چنین لطفی بر خداوند واجب است.
  • فاعل لطف خداوند است و لطف در حق مکلّفان از طرف خداوند متعال واجب است.
  • لطف بر دو گونه است:
    • لطف مقرب، لطفی است که زمینه تحقق یافتن تکلیف برای مکلِّف کاملاً فراهم است، هرچند به انجام دادن تکلیف نینجامد
    • لطف محصل، لطفی است که زمینه تحقق تکلیف برای مکلِّف فراهم است و به انجام تکلیف با اختیار می‌انجامد و تکلیف از مکلِّف صادر می‌شود.
  • وجود امام لطف است زیرا با بودن امام مردم به صلاح نزدیک و از فساد دور می‌شوند و نصب امام برای حاصل شدن غرض الاهی و رسیدن انسان به تکامل بر خداوند واجب است.

آزمون
1. کدام گزینه درباره قاعده لطف نادرست است؟
الف) لطف در حق مکلفان بر مکلَّف واجب است
ب) شرط قاعده لطف رسیدن به حد الجا بوده، با تکلیف سازگار است.
ج) فاعل لطف خداست زیرا او تکلیف را به مکلّفان به واسطه امام معرفی می‌کند*
د) لطف بر خداوند واجب است زیرا با بودن آن نقض غرض حاصل نمی‌شود.

2. کدام گزینه درباره «لطف مقرب» نادرست است؟
الف) انسان را به طاعت نزدیک و از معصیت دور می‌کند
ب) زمینه و شرایط را برای مکلف کاملاً فراهم می‌کند تا فعل مکلّف به عمل منجر شود*
ج) از انسان سلب قدرت نمی‌کند
د) انگیزه انسان لطف مقرب ضعیف‌تر از لطف محصل است.

3. کدام گزینه درباره لطف محصل نادرست است؟
الف) فعل به حد الجا می‌رسد و منجر به انجام فعل می‌شود*
ب) فعل به حد الجا نمی‌رسد و برای انجام فعل آماده می‌شود.
ج) انگیزه انسان در لطف محصل شدیدتر از لطف مقرب است.
د) از انسان سلب قدرت نمی‌شود.

4. کدام گزینه در مورد وجوب لطف خداوند نادرست است؟
الف) فاعل لطف خداست و لطف از صفات فعلی خداوند متعال است
ب) عصمت امر پنهانی است و خداوند باید معصوم را معرفی کند
ج) با لطف الاهی غرض الاهی حاصل می‌شود
د) وجوب لطف بر خداوند شرعاً واجب است*

۶. سید مرتضی و قاعده لطف

  • سیدمرتضی دو شرط را برای دلیل لطف در وجوب امامت قائل است:
    • شرط اول این که؛ عقلا تکالیفی وجود داشته باشد.
    • شرط دوم این که؛ مکلفان معصوم نباشند.
  • فاعل لطف به اعتباری خداوند متعال است؛ چنانچه تشریع احکام، ارسال رسل، تعیین امام فعل مستقیم خداست و به اعتباری دیگر، لطف فعل انسان است. مثل لطفی که انسان در حق دیگران و در حق خودش انجام می‌دهد.
  • خاستگاه مخالفت اشاعره با قاعده لطف، قائل نبودن به حسن و قبح عقلی است.
  • خاستگاه اشکالات وارد بر شیعه از جانب معتزله به عدم اعتقاد معتزله به نصب امام از طرف خدا بر می‌گردد.
  • اشکال شده است مبنی بر این که تعیین حکم وجوب بر خداوند در حالی است که خداوند خود حاکم مطلق است. علامه حلی چنین پاسخ داد که منظور وجوب عن الله است و نه علی الله.
  • شبهه شده است که می‌توان برای امام جایگزین قائل شد. پاسخ هم آن است که اگر مراد از جایگزین، عقل باشد، عقل دور از خطا نیست و اگر عقل کفایت می‌کرد خداوند پیامبران را مبعوث نمی‌کرد.
  • شبهه شده است که تحقق لطف مشروط به حضور و باز بودن دست امام است. محقق طوسی پاسخ داد که «وجودهُ لطفٌ و تصرّفهُ لطفٌ آخرَ و غیبتهُ مِنّا.»

آزمون
1. شروط سید مرتضی در برهان لطف در وجوب امامت چیست؟
الف) مکلفان معصوم نباشند و تکلیف از سوی مکلّف تعیین شود
ب) لطف از انسان سلب قدرت نکند و تکلیف عقلی باشد
ج) مکلفان معصوم نباشند و تکالیفی عقلا وجود داشته باشد
د) الف و ج صحیح است*

2. فاعل لطف چه کسی است؟
الف) فاعل لطف به اعتبار فعل، خداوند یا انسان است
ب) فاعل لطف مطلقاً خداوند متعال است
ج) فاعل لطف به اعتبار فعل مستقیم خداوند، خداوند است
د) الف و ج صحیح است*

3. خاستگاه مخالفت اشاعره با قاعده لطف چیست؟
الف) این قاعده را عقلی می‌دانند در حالی که به دلیل سمعی در امامت معتقدند.
ب) امامت را دلیل سمعی می‌دانند و به حسن و قبح ذاتی معتقدند.
ج) مخالف حسن و قبح عقلی هستند و عقل را در شناخت حسن و قبح عاجز می‌دانند.*
د) الف و ج صحیح است.

4. ریشه اشکالات وارده توسط معتزله بر شیعه چیست؟
الف) حسن و قبح را عقلی می‌دانند در حالی که شیعه قائل به حسن و قبح عقلی نیست
ب) نصب امام و ضروری بودن امامت را عقلی نمی‌دانند
ج) به ضروری بودن امامت برای جامعه قائل هستند ولی نصب امام را امری عقلی- نقلی می‌دانند
د) امامت را برای جامعه، عقلی می‌دانند. امامت شیعی قائل نیستند*

5. پاسخ علامه حلی به شبهه قائل بودن وجوب برای خداوند در تعیین امام چیست؟
الف) منظور وجوب عن الله است نه وجوب علی الله.
ب) منظور وجوب شرعی است نه وجوب عقلی.
ج) منظور وجوب عقلی است نه شرعی.
د) الف و ج صحیح است.*

6. پاسخ به شبهه جایگزینی عقل به جای امام چیست؟
الف) عقل در شناخت مصالح و مفاسد خطابردار نیست.
ب) در کنار عقل پیامبر مبعوث شد بنابراین عقل کافی نیست.
ج) عقل توانایی شناخت مصالح و مفاسد را دارد ولی خطاپذیر است.
د) ب و ج صحیح است.*

۷. اشکال بر قاعده لطف

  • خواجه نصیرالدین طوسی در پاسخ به این شبهه که غیبت امام منافی لطف است می‌فرماید: وجود امام لطف است و غیبت امام ناشی از سوء رفتار ما است.
  • فاضل مقداد در پاسخ به اشکال مبنی بر ناسازگاری لطف بودن امام می‌گوید: لطف سه مؤلفه دارد:
    • اول، لطفی است که از جانب خداوند است.
    • دوم، لطفی است که از جانب امام مسؤولیت امامت تحقق پیدا می‌کند.
    • سوم، لطفی است که به اطاعت مردم از امام محقق می‌شود. پس عدم تحقق مؤلفه سوم، نافی دو مؤلفه دیگر نمی‌شود.
  • پاسخ به این اشکال که چرا خداوند زمینه‌های حضور امام را بین مردم فراهم نمی‌سازد این است که لطف نباید به حد الجا برسد، زیرا جبر با تکلیف ناسازگار است و اگر خداوند همه زمینه‌ها را برای حضور امام در بین مردم فراهم کند، لطف به جبر منتهی می‌شود.
  • ضرورت وجود امام همچون ضرورت بعثت پیامبر(ص) است؛ زیرا همه شؤون و اهداف پیامبر(ص) مثل تلقی و ابلاغ وحی، تبیین و تفسیر وحی و اجرای حدود الاهی جز شأن اول یعنی تلقی و ابلاغ وحی به عهده امام معصوم است.
  • شیخ طوسی نصب امام را همچون بعثت نبی ضروری و لطف می‌داند زیرا امام بازدارنده از بدی و سوق‌دهنده به نیکی، تبیین‌کننده مسائل مستحدثه و همچون پیامبر(ص) حافظ شریعت است.

آزمون
1. پاسخ خواجه طوسی به اشکال ناسازگاری غیبت امام معصوم (ع) با لطف بودن وجود امام چیست؟
الف) وجوده لطف و تصرفه لطف و غیبته من الله
ب) وجود امام لطف است و محرومیت از لطف منافی تکلیف است
ج) لطف تصرف در امور جامعه است و عدم حضور امام منافی این لطف نیست
د) وجود امام خود به خود لطف است و عدم حضور امام ناشی از سوء رفتار مردم است*

2. کدام گزینه نادرست است؟
الف) شرط لطف از نظر فاضل مقداد این است که اطاعت ربطی به لطف ندارد.
ب) در صورت فراهم بودن زمینه‌ها برای حضور امام لطف منتهی به جبر می‌شود.
ج) فراهم کردن زمینه‌های حضور امام در جامعه لطف است و واجب.
د) الف و ج صحیح است*

3. وجود امام همچون بعثت پیامبر ضروری است زیرا:
الف) وجود امام همچون بعثت پیامبر لطف است و واجب.
ب) امام تمام ابعاد رسالت را به عهده دارد.
ج) با ختم نبوت رسالت حفظ و شریعت به عهده امام است.
د) الف و ج صحیح است*

4. رابطه نبوت و امامت چیست؟
الف) امامت استمرار رسالت پیامبر(ص) در تلقی، ابلاغ، تفسیر واجرای وحی است.
ب) بر اساس آیه «فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین» شأن انذار و تبشیر خاص پیامبر نیست، بلکه وظیفه امام است
ج) تمام شؤون و وظایف پیامبر پس از رحلت پیامبر به عهده امام است حتا تلقی وحی
د) تمام شؤون و وظایف پیامبر به عهده امام است به جز دریافت و ابلاغ وحی*

۸. فلسفه امامت

  • فلسفه امامت از منظر امامیه
    • حفظ نظام اجتماعی مسلمین
    • برقراری عدالت اجتماعی
    • اجرای تکالیف اجتماعی 
    • اجرای حدود الاهی 
    • تامین سعادت دنیوی و اخروی جامعه
  • معتزله فلسفه امامت را اقامه حدود الاهی می‌دانند و برای تبیین احکام و قوانین فردی را داخل در قلمرو امامت نمی‌دانند.
  • اشاعره فلسفه امامت را اقامه حدود الاهی و برپایی عدالت در جامعه می‌دانند و جنبه عملی و اجرایی امام را موردنظر دارند و نه جنبه علمی ‌و معنوی امام را.
  • ماتریدیه اقامه حدود الاهی یا پاسداری از مرزها و جنبه حیات سیاسی و اجتماعی امام را مورد نظر قرار می‌دهند و در تبیین احکام و معارف اسلامی ‌برای امام شأنی قائل نیستند.
  • هدف از خلقت انسان رسیدن به کمال و آزمایش انسان است؛ بنابراین همه چیز برای او و در راستای این هدف آفریده شده است تا انسان به سرمنزل مقصود برسد. این امر نیز محقق نخواهد شد مگر با وجود امامی ‌که خداوند او را منصوب کند و موظف به تبیین و تشریع شریعت باشد.

آزمون
1. کدام گزینه در ارتباط با فلسفه امامت از منظر امامیه صحیح نیست.
الف) امام حافظ نظام اجتماعی مسلمین است.
ب) امام مجری حدود الاهی و حفظ نظام اسلامی است.
ج) امام فقط مسؤولیت اجتماعی و سیاسی دارد*
د) امام هم مسؤولیت اجتماعی و هم مرجعیت دینی را بر عهده دارد.

2. آیه «السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما» ناظر به کدام شأن از شؤون امام است؟
الف) جلوگیری از آشوب و بی‌نظمی در جامعه مسلمین*
ب) حاکمیت امام بر دل‌های مسلمین
ج) اقامه حدود و مرجعیت دینی در امور فردی
د) هیچ کدام

3. کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) ماتریدیه مثل اشاعره قائل به شأن اجرایی و اجتماعی امام است.
ب) ماتریدیه و معتزله قائل به شأن اجتماعی و اجرایی برای امام نیستند.
ج) اشاعره قائل به شأن و هدایت جامعه بر امام هستند*
د) هدف امامت از نظر معتزله و ماتریدیه یک چیز است

4. کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) اشاعره رسالت فکری و علمی‌ را شأن امام نمی‌دانند.
ب) امامیه برای امام شأن پاسداری از مرزها و جنبه سیاسی و اجتماعی قائل نیست*
ج) ماتریدیه شأن تبیین معارف و احکام را برای امام قائل نیست.
د) الف و ب صحیح هستند

5. هدف خلقت بشر چیست؟
الف) هدف لَعلَّکُم تتَّقون است.
ب) هدف خلقت تامین نیازهای مادی است.
ج)هدف «لنبلوهم ایهم احسن عملاً» است.
د) الف و ج صحیح است.*

۹. راه تعیین امام و نص

  • راه‌های تعیین امام،
    • انتخاب(اکثر اهل سنت)
    • نص(امامیه)
    • دعوت(زیدیه) 
    • قهر و غلبه
  • نص در لغت به معنای چیزی است که آشکار و اظهار شود و در اصطلاح به معنای دلیلی است که اختلاف در آن راه ندارد. همچنین به ادله‌ای گفته می‌شود که در قرآن و سنت بر خلافت امیرالمؤمنین و وصایت آن حضرت آمده است.
  • مهم‌ترین تقسیم نص:
    • نص قولی که خود بر دو گونه است:
      • نص جلی، نصی است که دلالت بر معنا و مراد دارد، به طوری که احتیاج به استدلال و تبیین اضافی ندارد .
      • نص خفی، نصی است که دلالتش بر معنا به نوعی محتاج استدلال و تبیین است.
    • نص فعلی
  • امامیه بر این ادعاست که هر سه نص درباره خلافت علی ابن ابی‌طالب(ع) موجود است. نص قولی و جلی که صریح در معنا است و نص خفی که با پیوست ضمیمه مقصود را می‌رساند و نص فعلی از پیامبر و اظهار معجزه به دست علی بن ابی‌طالب(ع) است.
  • دلالیل امامیه در اثبات نص و عدم صحت انتخاب، عصمت، اهمیت جایگاه امامت و سیره پیامبر(ص) در تعیین امام است.
  • عصمت، مهم‌ترین دلیل امامیه در عدم صحت انتخاب است، زیرا امری پنهانی است و نص از جانب پروردگار ضروری است.
  • به دلیل اهمیت جایگاه امامت انتخاب امام از سوی مردم موجب نقض جایگاه امام می‌شود و نیز سیره پیامبر(ص) این گونه بود که را در غیاب خود جانشینی را تعیین کند.

آزمون
1. نظریه خاص زیدیه در تعیین امام چیست؟
الف) انتخاب بوده، تعیین امام به عهده مردم است
ب) قهر وغلبه؛ امام سید فاطمی‌است که با شمشیر از مردم بیعت می‌گیرد
ج)نص است؛ امام از جانب پروردگار منصوب می‌شود
د) دعوت است؛ امام سید فاطمی ‌است که قیام می‌کند و مردم با او بر شمشیر کشیدن برای جهاد بیعت می‌کنند*

2. مفهوم لغوی نص چیست؟
الف) دلیلی است که اختلافی در آن نیست
ب) به معنای اظهار و آشکار است*
ج) دلایلی که قرآن و سنت برخلافت امیرالمؤمنین وارد شده است
د) الف و ب صحیح است

3. نص مورد قبول امامیه چیست؟
الف) نصی است که فرد و افراد معین به اسم یا وصف از طرف پیامبر(ص) به پیشوای مسلمانان برگزیده شوند.
ب) نص جلی، خفی و نص فعلی است.
ج) نصی است بالضروره دلالت بر معنا کند، به طوری که احتیاج به استدلال و تبیین اضافی ندارد.
د) ب و ج صحیح است*

4. کدام گزینه از دلایل عدم صحت انتخاب نیست؟
الف) عصمت، زیرا امری پنهانی است
ب) اظهار معجزه به دست امام علی(ع)*
ج) انتخاب امام از سوی مردم جایگاه امامت را نقض می‌کند
د) سیره پیامبر(ص) تعیین جانشین در غیاب خود بوده است

۱۰. عقیده نص

  • دلایل صحت نص از نگاه شیعه عصمت و معجزه است؛ عصمت مهم‌ترین دلیل امامیه در صحت نص است.
  • عصمت: امر پنهانی است تشخیص آن از جانب پروردگار صورت می‌پذیرد، از این رو ناگزیر از نصب امام به واسطه نص است.
  • برخی از متکلمان امامیه، معجزه را نص فعلی دانسته، معتقدند که وقتی خداوند معجزه و کرامت را در اختیار کسی که مدعی نبوت یا امامت است قرار می‌دهد تا ادعای او را تأیید کند.
  • دلایل اهل سنت در اثبات نظریه انتخاب:
    • الف. اجماع و بیعت،
    • ب. اثبات نظریه انتخاب به وسیله نفی نظریه نص است.
  • دلایل اهل سنت درباره اجماع بر خلافت ابوبکر قابل خدشه است، زیرا همه صحابه در سقیفه حضور نداشتند و نیز می‌توان به سخن معترضان به اجماع و احتجاج حضرت زهرا(س) و امیرالمؤمنین را در این جریان استناد کرد.
  • سید مرتضی در پاسخ اشکال مقایسه نص در امامت با فرائض اسلامی‌(نماز، روزه و...) می‌گوید در مورد فرائض اسلامی ‌انگیزه کتمان وجود نداشت، در حالی که درباره وجود نص امامت حضرت علی(ع) انگیزه کتمان وجود داشته است.
  • سید مرتضی در پاسخ به اشکال وجود اختلاف بر نص امامت امیرالمؤمنین می‌نویسد: با وجود نص در فرائضی چون وضو باز هم اختلاف وجود دارد.
  • سید مرتضی در پاسخ به اشکال عدم احتجاج امام علی(ع) بر نص و قیام می‌گوید: احتجاج نکردن دلیل بر عدم وجود نص نیست، زیرا
    • اول آن که؛ امام در سقیفه حضور نداشت.
    • ثانیا مهاجرین و انصار و حضرت زهرا(س) به امامت امام علی (ع) احتجاج کردند.
    • ثالثا امام علی (ع) برای حفظ وحدت امت و حاکمیت نوپای اسلامی‌ قیام نکردند.

آزمون

1. دلایل صحت نص بر امامت از منظر شیعه چیست؟
الف) حدیث یوم الانذار و یوم الدار است
ب) نص جلی و عصمت و معجزه انبیا
ج) عصمت امامان و معجزه انبیا
د) عصمت و کرامت امامان*

2. کدام گزینه صحیح است؟
الف) عصمت امر پنهانی است بنابراین نمی‌توان دلیل محکمی ‌در اثبات وجود نص بر امامت باشد
ب) عصمت امام از سوی خداوند و یا امام قبلی مشخص می‌شود؛ بنابراین دلیل محکمی ‌در اثبات امامت نیست
ج) معجزه انبیا همان کرامت امام است.
د) معجزه همان نص فعلی است که خداوند در اختیار امام و پیامبران قرار می‌دهد*

3. کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) سدید‌الدین حمصی راه تعیین امام را نص و معجزه می‌داند
ب) عصمت نص قولی و معجزه نص فعلی است
ج) اجماع و بیعت دلایل اهل سنت در انکار نص است
د) ب و ج غلط است*

4. روش اهل سنت در اثبات نظریه انتخاب..... .
الف) اجتماع صحابه در سقیفه است
ب) بیعت صحابه با ابوبکر و انکار نص به امامت شیعه است
ج) الف و ب صحیح است*
د) انکار ولایت با احتجاج به حدیث غدیر و عدم احتجاج امام علی(ع)

5. کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) بنا بر دیدگاه اهل سنت نص جلی بر امامت وجود ندارد
ب) نص خفی وجود دارد ولی قابل احتجاج نیست
ج) نص خفی قابل تأویل است پس دلیل محکمی‌نیست
د) نص خفی به دلیل عدم آگاهی همگان وجود ندارد*

6. اشکال اهل سنت بر عدم وجود نص چیست؟
الف) نص در امامت نص خفی است و فرائض(نماز و روزه و...) نص جلی است
ب) امامت قابل کتمان است ولی درباره فرائض نیست
ج) درباره نص در امامت اختلاف است ولی درباره فرائض نیست
د) الف و ج صحیح است*

7. کدام پاسخ بر عدم وجود نص از جانب اهل سنت صحیح نیست؟
الف) احتجاج نکردن دلیل بر عدم وجود نص نیست.
ب) احتجاج توسط امام و اصحاب امام صورت گرفت.
ج) امامت انگیزه کتمان دارد ولی فرائض دیگر ندارد.
د) نص بر امامت علت وجوب قیام است*

۱۱. بیعت

  • بیعت عهد پیمانی است که پیامبر و امامان جهت اطاعت از یاران‌شان می‌گرفتند و آنها را ملزم به متابعت می‌ کردند.
  • بیعت به حاکمیت امام معصوم مشروعیت نمی‌بخشد؛ حاکمیت امامان منصوص از طریق وحی تعیین شده و مشروعیت آنها الاهی است و بیعت مردم نیز به منزله حمایت و پشتیبانی از امام در مقابل دشمنان است.
  • بیعت به حاکمیت در زمان غیبت امام عصر مشروعیت نمی‌بخشد. امامیه بر این باوراست که حاکمیت الاهی در زمان غیبت استمرار دارد. فقیه با اوصافی که شارع تعیین کرده است، شناسایی می‌شود و مردم با او بیعت می‌ کنند و بدین ترتیب، بیعت نیز از طرف شرع تایید می‌شود.

آزمون
1. کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) بیعت حمایت و پشتیبانی مردم از امام در مقابل دشمنان است
ب) بیعت عینیت بخشیدن شأن حاکمیت برای امام است
ج) بیعت عهد و پیمانی است که مردم را ملزم به اطاعت می‌‌کند
د) بیعت به حاکمیت مشروعیت می‌بخشد نه به منصب امامت*

2. مردم مکلف به اطاعت در تمام عرصه‌ها از امام هستند، زیرا........ .
الف) خلافت و حاکمیت امام بر اساس نص ثابت است
ب) مردم با بیعت متعهد به اطاعت می‌شوند
ج) بیعت مشروعیت‌بخش حکومت امام نیست،اما به حکومت امام فعلیت می‌بخشد
د) الف و ب صحیح است*

3. ولایت فقیه...........
الف) با بیعت مردم به فعلیت می‌رسد ولی مشروعیت پیدا نمی‌ کند*
ب) منشا مشروعیت حاکمیت الاهی امامان اذن خداست، ولی منشا مشروعیت فقیه شایستگی اوست
ج) حاکمیت او صرفاً بر اساس فقاهت اوست
د) الف و ب صحیح است

۱۲. اوصاف امام

  • تفتازانی متکلم اهل سنت اوصافی را برای امام برشمرده است که عبارتند از: بلوغ، عدالت، حریت، مرد بودن، اجتهاد، قریشی بودن، صاحب رأی بودن و شجاعت است.
  • بعضی از اهل سنت به عدالت ظاهری اکتفا می‌‌کنند و علم امام را نیز در حد علم قاضی می‌‌دانند. برخی اجتهاد را برای امام کافی می‌‌دانند ولی بعضی دیگر نیز علم به حلال و حرام را برای امام کافی می‌‌دانند.
  • اکثر اهل سنت افضل بودن امام را به ترتیب خلفا می‌‌دانند به جز معتزله بغداد که معتقدند امامت افضل بر غیرافضل به شرط مواجه نشدن با مانعی ارجح است.
  • علت تفاوت دیدگاه امامیه و اهل سنت در اوصاف امام به این دلیل است که جایگاه امام نزد اهل سنت در حد یک حاکم اسلامی ‌‌است.
  • اوصاف امام از نظر متکلمان شیعه:
    • کمال
    • عصمت
    • شجاعت
    • افضل بودن در صفات
    • علم به احکام شریعت
    • روش سیاست و مدیریت
    • نداشتن عیوب جسمی، روحی، و نسَبی
  • عصمت در لغت به معنی منع است و عصمت خداوند نسبت به بنده خود، به این معنی است که او را از آنچه موجب هلاکت او است باز می‌‌‌دارد.
  • عصمت در اصطلاح
    • امامیه به معانی ملکه و لطف
    • در مکتب بغداد به معنای ملکه
    • در مکتب حلّه و در نظر حکما به معنای قدرت عقل، عدالت و علم

آزمون
1. علت عدم پذیرش صفات اجتهاد، شجاعت و باکفایت بودن امام از نظر برخی متکلمان اهل سنت چیست؟
الف) زیرا صفت حاکمیت اسلامی ‌‌برای امام کفایت می‌‌کند و این صفات لازم نیست.
ب) زیرا این صفات کمیاب است و شرط کردن آنها موجب تکلیف مالایطاق خواهد بود.*
ج) این صفات لازم نیست زیرا امام هم‌عصر با مجتهدان باکفایت است.
د) ب و ج صحیح است.

2. دیدگاه معتزله بغداد درباره افضل بودن چیست؟
الف) امامت افضل بر غیر افضل واجب است.
ب) امامت غیر افضل بر افضل به شرط وجود موانع واجب است.
ج) امامت افضل بر غیر افضل به شرط نبود اختلاف بین امامت ارجح است.*
د) خلافت امیرالمؤمنین در رتبه چهارم واجب است هرچند افضل بر سه خلیفه دیگر باشد.

3. علت تفاوت امامت بین شیعه و اهل سنت چیست؟
الف) امامت نزد اهل سنت در حد یک قاضی و حاکم اسلامی‌‌است امّا حاکمیت برای امام نزد امامیه شرط نیست.
ب) مهم‌ترین مشخصه امامت نزد شیعه عصمت و علم و افضل بودن است، امّا امامت نزد اهل سنت کفایت سیاسی است.
ج) مهم‌ترین شرط امامت نزد اهل سنت علم به حلال و حرام است، امّا شرط امامت نزد امامیه توانایی ارائه معجزه است.
د) الف و ب صحیح است*

4. عصمت از نظر چه کسانی به معنای ملکه است؟
الف) مکتب بغداد
ب) مکتب حله و حکما*
ج) فاضل مقدادو علامه طباطبایی
د) ابن‌ ابی ‌جمهور احسایی

5. عصمت از دیدگاه علامه طباطبایی وفاضل مقداد چیست؟
الف) ملکه و علم است
ب) لطف و علم است
ج) عدالت و علم است
د) علم است*

۱۳. تعریف عصمت

  • عصمت لطف و موهبتی الاهی است که طبق آیات و روایات عوامل بیرونی و درونی در تحقق لطف مؤثر است. عوامل درونی مثل علم، روح القدس و روح الإیمان و عوامل بیرونی مثل محافظت ملائکه از انبیا و ائمه از گناه است.
  • عصمت مراتب دارد که بنابر ظرفیت و استعداد افراد، هر شخص در مرتبه‌ای از عصمت قرار دارد. ائمه در بالاترین مرتبه عصمت هستند.
  • به عقیده علامه طباطبایی عصمت علمی است که نمی‌گذارد صاحبش مرتکب معصیت و خطا شود.
  • فلاسفه علم را به دو علم اکتسابی و علم موهبتی تقسیم می‌کنند اگر عصمت را علم موهبتی بدانیم با لطف سازگار است و اگر علم اکتسابی بدانیم با لطف سازگار نیست.
  • علامه بین علم و عدالت در معنای عصمت فرق قائل شده و معتقد است که با ملکه عصمت(علم) صدور معصیت ممتنع می‌شود ولی با عدالت ممتنع نمی‌شود به عبارت دیگر چون عدالت امر اکتسابی است با عدالت می‌توان گناه کرد، ولی با ملکه عصمت گناه ممتنع است
  • از دیدگاه متکلمان مکتب بغداد عصمت لطفی است که با اختیار منافاتی ندارد و مانع از قدرت بر قبیح از فرد معصوم نمی‌شود.
  • طبق نظر علامه طباطبایی عصمت علمی است که اثرش در بازداری امام از کار زشت دائمی است در عین حال طبیعت انسانی را که ـ همان مختار بودن در افعال ارادی خویش است ـ تغییر نداده و او را مجبور و مضطر به عصمت نمی‌کند.
  • به اعتقاد خواجه نصیرالدین طوسی عصمت با قدرت مناقاتی ندارد. عصمت یعنی بنده خدا قادر بر انجام معصیت است وقوع معصیت با توجه به قدرتش ممکن است ولی اراده به انجام معصیت نمی‌ کند.

آزمون
1. کدام گزینه صحیح نیست.
الف) عصمت موهبتی الاهی است در حق شخص
ب) عصمت دارای مراتب است که در حد ظرفیت و استعداد افراد به انسانها داده می‌شود
ج) عوامل درونی در تحقق لطف(عصمت) اکتسابی است که امامان آن را درطول حیات کسب می‌ کنند*
د) طبق روایات روح‌القدس عامل درونی است که امام و نبی را از معصیت و خطا دور می‌‌کند

2. عصمت از دیدگاه علامه طباطبایی .... .
الف) علم اکتسابی و موهبتی است که به وسیله وحی به انبیاء و ائمه القا شده است
ب) علم موهبتی است چون نوعی الهام و القا قلبی است
ج) لطف است چون صدور گناه به وسیله آن ممتنع است
د) علم اکتسابی و موهبتی الاهی است چون هم به وسیله وحی تعلیم داده می‌شود هم القای قلبی است*

3. رابطه عصمت و عدالت چیست؟
الف) عدالت ملکه عاصمه است که معصومان را از گناه و خطا حفظ می‌‌کند
ب) عدالت امری موهبتی است که صدور معصیت با آن ممتنع می‌شود
ج) عدالت با عصمت فرق دارد چون با عدالت صدور معصیت ممتنع نیست و با عصمت ممتنع است*
د) عدالت با عصمت تفاوت دارد زیرا عدالت امری اکتسابی است و علم(عصمت) صرفا امری موهبتی است

4. کدام گزینه درباره سازگاری عصمت با اختیار صحیح نیست؟
الف) عصمت لطف است و لطف به مرز الجاء نمی‎رسد و سلب قدرت از انسان نمی‎‌کند
ب) عصمت موهبتی الهی است که به معصوم شده و معصوم را خودبه خود از صدور معصیت باز می‌دارد*
ج) عصمت علم موهبتی و اکتسابی است که مانع اراده و اختیار انسان نمی‌شود
د) پاسخ الف و ب صحیح نیست

۱۴. متکلمان و عصمت

  • اهل سنت به جز پیامبران الاهی به عصمت شخص دیگر اعتقاد ندارند. آنها معتقدند که نمی‌توان برای امام با ویژگی عصمت مصداق پیدا کرد، زیرا عصمت امری پنهانی است.
  • در نگاه شیعه عصمت پیامبر(ص) و معصومان(ع) را می‌توان از سه جهت زمان، متعلق و مرتبه عصمت مورد بررسی قرار داد. از حیث زمان و قلمرو عصمت و اینکه امامان همه عمر معصوم بودند؛ از حیث متعلق عصمت و بررسی گناهان کبیره و صغیره، خطا و نسیان و عصمت عملی و علمی، عیوب جسمانی و نفسانی؛ از جهت اینکه امام در چه مرتبه از عصمت قرار دارد.
  • شیخ صدوق امامان را از گناه کبیره و صغیره پس از تصدی منصب امامت معصوم می‌داند و با استناد به منابع او می‌توان دریافت که امامان لزوما از برخی از گناهان صغیره پیش از منصب امامت معصوم نیستند.
  • سید مرتضی در آثار خود، پیامبران و به تبع امامان را از ارتکاب هرگونه گناه کبیره و صغیره پیش و پس از تصدی نبوت و امامت پاک می‌داند.
  • شیخ طوسی همچون شیخ مفید براین باورند که همه گناهان بزرگند و صغیره نامیدن برخی از آنها به منزله کوچک بودن‌شان نیست، بلکه در مقایسه با گناهان کبیره است. شیخ طوسی بین پیش و پس از آن تفاوتی قائل نیست و امام را از آغاز تا پایان عمر معصوم می‌داند.
  • لاهیجی علاوه بر عصمت از گناه، عصمت از عیوب جسمانی و نفسانی و عیوب عقلانی را برای امام شرط می‌داند.
  • متکلمان امامیه هیچ تفاوتی بین عصمت پیامبر و امامان قائل نیستند.
  • شیخ مفید معتقد است امام همچون پیامبر(ص) مجری احکام، حافظ شریعت و تربیت‌کننده بشر است؛ پس همچون او معصوم است. کاشف الغطاء نیز می‌گوید او همچون پیامبر مصون از خطاست، زیرا عهده‌دار وظایف نبی بعد از نبی است.

آزمون
1.«فخر رازی می‌گوید از آن جایی که ما پس از رسول خدا(ص) انسان معصومی را نمی‌شناسیم که در میان ما باشد، بنابراین باید مجموع امت را معصوم بدانیم.»
درست*
نادرست
2. عیوب جسمانی و نفسانی امام از کدام جهت مورد بررسی قرار می‌ گیرد؟
الف) از حیث زمان و قلمرو عصمت
ب) از حیث مرتبه و گستردگی عصمت
ج) از حیث متعلَّق عصمت*
د) از حیث متعلق و قلمرو عصمت
3. نظر شیخ صدوق درباره قلمرو عصمت امامان چیست؟
الف) صدور گناه صغیره پیش از امامت به شرط اینکه فاعل را خوار نکند و عمدا انجام نشود جایز است
ب) امامان از هرگونه گناه کبیره و صغیره پیش از منصب امامت معصوم هستند
ج) امامان از هرگونه گناه کبیره و صغیره پیش و پس از منصب امامت معصوم هستند
د) امامان از برخی گناهان صغیره پیش از منصب امامت معصوم نیستند*
4. دیدگاه شیخ مفید درباره عصمت امام چیست؟
الف) همه گناهان بزرگ هستند و صغیره نامیدن برخی از آنها، در مقایسه با گناهان کبیره است
ب) به عصمت امامان پیش از منصب امامت از گناه صغیره معتقد نیست
ج) صدور گناه صغیره پیش از امامت به شرط خوار نکردن فاعل و اینکه عمدا انجام نشود ممکن است
د) الف و ب صحیح است*
5. دلیل شیخ مفید مبنی بر عدم تفاوت بین عصمت پیامبر و امامان چیست؟
الف) خداوند امام را همچون پیامبر و امامان با نص و معجزه تأیید کرده است
ب) امام مانند پیامبر حافظ شرع و تربیت‌کننده بشر است
ج) امام همچون پیامبر مجری احکام و اقامه‌کننده حدود الاهی است
د) ب و ج صحیح است*

۱۵. سهو النبی

  • خاستگاه نظریه سهوالنبی دو روایت خواب و فراموشی تعداد رکعات پیامبر ص است به روایت امام صادق ع خداوند خواب را بر پامبرش چیره ساخت و نماز صبح پیامبر ص قضا شد و پیامبر ص برخاست و نماز را ادا فرمود به روایت‎های متخلف پیامبر ص نماز چهار رکعتی را دو رکعت خواند و ذوالیدین(ذوالشمالین) پیامبر ص را متوجه سهوشان کرد و پیامبر ص برخاست و دو رکعت دیگر را تمام کردند و بعد از نماز دو سجده سهو به جا آوردند.
  • مرحوم صدوق سهو پیامبر ص را منافی عصمت او نمی‎داند او معتقد است که با پذیرش سهو النبی دیگر کسی نمی‎تواند پیامبر ص را در حد خدا بالا ببرد و جایگاه فرابشری به او بدهد. ایشان منکر سهو النبی را غالی و مفوضه می‌داند و معتقد است که پیامبر ص در بیان و تبلیغ احکام دین دچار سهو نمی‎شود و سهو پیامبر در عمل عبادی او مثل نماز و امور شخصی است. او سهو پیامبر را از ناحیه خداوند می‌داند و آن را اسها می‌داند. او معتقد است سهو غیرمعصومان سهو از ناحیه شیطان است.
  • شیخ مفید با دیدگاه مرحوم صدوق مخالف است. اشکالات شیخ مفید به شیخ صدوق از این قرار است:
    • یک. مبهم بودن نوع نماز(واجب و مستحبی) ابهام تعداد رکعات.
    • دو. عدم اعتبار روایت.
    • سه. نداشتن دلیل عقلی و نقلی متقن در سهو دیگران از ناحیه شیطان.
    • چهار. مجهول الهویه بودن ذوالیدین
    • پنج. همچنین اشکال مهمتر این است که اگر سهو نماز پیامبر را بپذیریم،‌مستلزم سهو در تمام امور عبادی پیامبر ص است و مهمترین پیامد نیز بی اعتمای به نبی در تبلیغ احکام است.
  • ابن طاووس در جواب اربلی که می‌پرسد چرا ائمه اطهار با وجود عصمت استغفار می‌کنند می‌گوید: استغفار ائمه ع در ادعیه از باب تعلیم به دیگران است و بعد در جای دیگری می‌گوید: استغفار ایشان از باب تواضع است. اربلی می‌گوید: بعد به این نتیجه رسیدم که استغفار ائمه به خاطر بازماندی از ذکر خداوند است و خداوند است و مرحوم مجلسی می‌گوید: استغفار ائمه به خاطر ماندن در درجه قبلی است.

آزمون

1. دیدگاه شیخ صدوق درباره سهو النبی چیست؟
الف) سهو در امور عادی پیامبر(ص) است .
ب) سهو در برخی اعمال عبادی پیامبر است.
ج) سهو پیامبر در هر امری از ناحیه خداست.
د) الف و ب صحیح است*

2. اسها یعنی ...... .
الف) سهو از ناحیه خداوند است و سهو دیگران از ناحیه شیطان است
ب) خدا پیامبر(ص) را دچار فراموشی کرد تا بندگان را تعلیم دهند*
ج) خدا پیامبر(ص) را دچار فراموشی می‌کند، زیرا عصمت او موهبتی است
د) گزینه الف و ب صحیح است

3. شیخ مفید اعتقاد به سهوالنبی را مستلزم چه می‌ داند؟
الف) مستلزم اعتقاد به آنکه سهو دیگران را از ناحیه شیطان بدانیم
ب)مستلزم پذیرش حدیثی که القای شیطان در نماز به پیامبر است
ج) مستلزم پذیرش سهو یا اسهای پیامبر(ص) در تمام امور عبادی حتا امر تبلیغ دین است*
د) مستلزم پذیرش همه روایات سهو در مورد پیامبر(ص) است

4. دلایل شیخ مفید در مخالفت با صدوق در مسأله سهوالنبی چیست؟
الف) ابهام در تعداد رکعات؛ مجهول الهویة بودن ذوالیدین؛ بی‌اعتمادی مردم به نبی در تبلیغ احکام
ب) بعید بودن سخن گفتن پیامبر میان نماز؛ ابهام رکعات؛ عدم پشتوانه عقلی و نقلی سهو دیگران از شیطان
ج) عدم سهو نبی در امور شخصی؛ بی‌اعتمادی مردم به نبی در تبلیغ احکام
د) الف و ج صحیح است*

5. از دیدگاه ابن‌طاووس علت استغفار امام معصوم چیست؟
الف) از باب تعلیم است
ب) از باب تواضع است و باز ماندن در رتبه قبلی است
ج) از باب تعلیم و تواضع است*
د) بازماندن از ذکر قلبی و لسانی است و به خاطر ماندن در درجه قبلی است

۱۶. دلایل اثبات عصمت

  • اگر امام معصوم نباشد، وجود امامان غیر متناهی می‌شود و یا تسلسل در امامت به وجود می‌آید.
  • انسان‎ها مکلف و غیر معصوم نیازمند به امام هستند و خداوند وجود امام را به جامعه لطف می‌ کند. اگر چه امام مکلف است ولی معصوم است، زیرا اگر امام مانند دیگران مکلفان معصوم نباشد، نیازمند امامی دیگر خواهد بود و اگر امام نیز معصوم نباشد، نیازمند معصوم دیگری است اگر این مجموعه این گونه ادامه یابد مستلزم تسلسل است و تسلسل نیز محال است. از این رو لازم است که این مجموعه به امام معصوم ختم شود.
  • حفظ شریعت جز با امام معصوم امکان پذیر نیست، شریعت پیامبر ابدی است و عمل به آن بر مکلفان واجب است. ملتزم بودن به شریعت نیازمند حفظ است و حفظ آن نیز نیازمند حافظ است و حافظ شریعت معصوم است. زیرا غیر معصوم شریعت را به طور کامل حفظ نخواهد کرد. حافظ شریعت،‌ امت و جامعه نخواهند بود زیرا آنها خطاپذیر و غیر معصوم هستند. پس تنها فرض برای حفظ شریعت، امام معصوم است.
  • اگر امام معصوم نباشد. پیامدهای ذیل را به دنبال دارد:‌
    • یک. اگر امام منکری انجام دهد. بنابر واجب بودن فریضه نهی از منکر بر مسلمین، برهمگان لازم است که او را نهی کنند و این عمل نیز با وجوب اطاعت از امام ناسازگار است.
    • دو. ارتکاب خطا و گناه از امام به وثاقت و اعتبار او زیان می‌رساند و در نتیجه اطاعت کامل از امام و هدف از امامت به صورت کامل محقق نخواهد شد.
  • از دلایل نقلی شیعه در اثبات عصمت امام آیات ۱۲۴ بقره است که عهد امامت نصیب ظالم نمی‎شود و ظالم کسی است که گناه می‌کند و به حدود الاهی تعدی می‌کند. بنابراین شایسته امامت نیست. فخررازی در تفسیر این آیه امام و رهبری معصوم می‌داند که امت را به خیر و سعادت راهنمایی می‌کند و بر امت واجب است او را اطاعت کنند. اگر امام معصوم نباشد مردم را گمراه خواهد کرد.
  • آیه اولی الامر آیه دیگری است که دلالت بر عصمت دارد. مفسران اولی الامر را حکام و زمامداران، فرماندهان سپاه، علمای دین و بعضی اهل حل و عقد می‌دانند. اما از دیدگاه شیعه، اولی الامر اهل بیت پیامبر هستند؛ زیرا اولی الامر به روسل عطف شده است و گویای اطاعت بی قید و شرط از امام معصوم است. لازمه اطاعت نیز عصمت است که مصداقی جز اهل بیت ع ندارد.

آزمون
1. کدام گزینه درباره برهان امتناع تسلسل صحیح است؟
الف) اثبات این برهان نیازمند اثبات نیازمندی جامعه به امام است.*
ب) غیرمعصوم بودن امام مستلزم داشتن امامان متناهی استب) غیرمعصوم بودن امام مستلزم داشتن امامان متناهی است.
ج) امام مانند سایر بندگان مکلف و معصوم است.
د) اثبات لطف بودن امام، مبتنی بر دو مطلب مکلف بودن افراد و معصوم بودن امام است.

2. کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) حفظ شریعت واجب است؛ زیرا ابدی و نسخ‌ ناپذیر است.
ب) امت اجماع دارند که حافظ شریعت اهل حل و عقد است*
ج) اطاعت در امام و نهی کردن او از منکر جمع بین امر و نهی است.
د) ارتکاب خطا و گناه از امام به اعتبار و جایگاه او زیان می‌رساند.

3. ظالم در آیه «و لاینال عهدی الظالمین» چه کسی است؟
الف) «من یتعدَّ حدود الله»
ب) کسی است که گناه می‌ کند.
ج) کسی است که وعده خدا شامل حالش می‌‌شود.
د) الف و ب صحیح است*

4. کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) نظر فخررازی اولی الامر اهل حل و عقدند و اطاعت آنها واجب است.
ب) از نظر زمخشری اولی الامر حکام هستند و اطاعت آنها واجب است.
ج) از نظر زمخشری امامیه اولی الامر اهل بیت هستند.
د) از نظر زمخشری قرطبی، اولی الامر فرماندهان سپاه‌اند و اطاعت آنها واجب است*

5. دیدگاه امامیه درباره اولی الامر چیست؟
الف) عطف اولی الامر به رسول گویای اطاعت بی ‌قید و شرط است.
ب) امر همان کل جامعه است که حاکمان عادل بر آن ولایت دارند.
ج) عطف اولی الامر به رسول گویای عصمت اولی الامر است.
د) گزینه الف و ج صحیح است*

۱۷. ادله و اشکالات عصمت

  • منظور از رجس در آیه تطهیر مطلق گناه است و اراده خداوند، اراده تکوینی است نه تشریعی یعنی خداوند دوری اهل بیت از رجس را اراده کرده است و مراد از رجس دفع است و رفع رجس؛ همچنین مراد از اهل بیت فقط چهارده معصوم هستند.
  • اهل بیت در حدیث ثقلین همتای قرآن ذکر شده است بنابراین مانند قرآن از هر گونه خطا و باطلی به دور است و همانگونه که قرآن انسان را از گمراهی نجات می‌دهد اهل بیت نیز مانع گمراهی انسان‎ها هستند بنابراین در حدیث آمده «فتمسکوا لن تضلوا أبدا» اگر تمسک کنید هرگز به لغزش و گمراهی دچار نشوید.
  • در پاسخ به اشکال مطرح نشدن عصمت از ابتدا و در سقیفه،‌ می‌توان گفت که استناد برخی از اصحاب به روایات پیامبر ص در مورد جایگاه امیرالمؤمنین حاکی از عصمت ضمنی در روایات است.
  • در پاسخ به اشکال عدم نیازمندی امت به امام مبنی بر این که در صورت خطای امام، مردم او را از خطا باز می‌دارند، می‌توان گفت که تبعیت امام از امت خلاف فلسفه امامت است.
  • در پاسخ به اشکال عدم نیازمندی فرد معصوم و صالح به امام در جامعه، در حالی که امام وجود دارد زیرا افراد امت یا امامند یا مأموم، می‌توان گفت که تنها ملاک نیازمندی به امام معصوم، معصوم نبودن مکلفان نیست، بلکه فرد معصوم در امور دیگر مانند کسب معارف، نیازمند امام معصوم است.

آزمون

1.کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) منظور از رجس، مطلق گناه و پلیدی است.
ب) اراده مورد نظر آیه شامل اراده تکوینی و تشریعی می‌شود *
ج) مراد از اذهاب رجس دفع است نه رفع رجس
د) اراده تکوینی خداوند یعنی خواست حتمی‌ بر گناه نکردن اهل بیت(ع) است.

2. کدام گزینه درباره رجس صحیح نیست؟
الف) نفی رجس نفی تمام مراحل گناه و پلیدی است.
ب) نفی رجس با جمله یطهرکم تطهیرا مؤکد شده است.
ج) نفی پلیدی و گناه مطلق به گناهان کبیره و برخی گناهان صغیره است. *
د) نفی رجس به معنی دفع است نه رفع.

3. همتایی اهل بیت با قرآن در حدیث ثقلین نشانه چیست؟
الف) نشانه عصمت و دوری اهل بیت(ع) از هر گونه گناه مانند قرآن است.
ب) قرآن شأن و منزلت قرآن را از اهل بیت(ع) اخذ می‌ کند.
ج) هر دو امت را از ضلالت دور می‌‌کنند.
د) الف و ب صحیح است. *

4. پاسخ به اشکال مطرح نشدن عصمت در زمان سقیفه چیست؟
الف) با ادعای عصمت مخالفت کردند.
ب) استناد به عصمت ضمنی در روایات که گویای جایگاه امیرالمؤمنین بود، وجود داشت. *
ج) اجماع امت بر عصمت به طور ضمنی وجود داشت.
د) ب و ج صحیح است.

۱۸. علم و امامت

  •  دو قسم علم را می‌توان در نظر گرفت:
    • علوم عادی که به وسیله اسباب و وسایل عادی کسب می‌شود. که همه انسان‎ها می‌توانند از آن برخوردار شوند .
    • علوم غیرعادی(علم لدنی، علم موهبتی، علم کشفی و علم غیب): علم ویژه‎ای است که خداوند به پیامبران و ائمه معصوم ع عنایت می‌کند.
  • امام ادامه دهنده رسالت پیامبر ص است؛ بنابراین همانند پیامبر ص از علم و عصمت بهره مند است؛ عمر امام جهت دریافت همه علوم محدود است و از این رو امام نیز همانند پیامبر ص از علم غیب بهره مند است.
  • مراحل بیان علم امام
    • اولین مرحله در بیان علم امام را می‌توان به زمان نزول آیات و زمان پیدایش و تکوین مسائل کلامی دانست. دسته‎ای از آیات به علم غیب انبیا اشاره دارند که می‌توان از آن علم غیب امام معصوم را نیز نتیجه گرفت.
    • روایات متعددی که دلالت بر جایگاه امیرالمؤمنین و علم ویژه ایشان است وجود دارد، می‌توان طرح بحث علم امام را از زمان سقیفه دانست. همچنین بیشترین روایات، علم امام از زبان امام باقر ع و امام صادق ع نقل شده است.
  • در دوران غیبت امام عصر عج کتب روانی بسیاری همچون «کافی» مرحوم کلینی و «بصائر الدرجات» تدوین شد و همچنین مناظراتی در زمینه علم امام صورت گرفت.
  • علم امام در مکتب بغداد، ری، قم، حله، اصفهان با رویکردهای متفاوت عقلی، حدیثی، عرفانی، فلسفی و کلامی مطرح شد.

آزمون

1. کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) علم به دو قسم علم عادی و غیرعادی تقسیم می‌ شود.
ب) علم غیرعادی همان علم لدنی و علم غیب امام است.
ج) امام و انسان‌های دیگر در کسب علم عادی مساوی نیستند.*
د) علوم غیرعادی همان علوم موهبتی از جانب خداوند است.

2. امام همانند پیامبر(ص) از علم غیب بهره‌مند است، زیرا ...... .
الف) او همانند پیامبر(ص) دریافت‌کننده وحی است.
ب) او ادامه‌دهنده رسالت پیامبر(ص) است.
ج) فراگیری همه علوم با توجه به عمر او امکان‌پذیر نیست.
د) ب و ج صحیح است*

3. پیشینه علم امام را می‌توان مربوط به چه زمانی دانست؟
الف) زمان نزول وحی و ریشه در آیات دارد.
ب) زمان نقل روایات از سوی صادقین(ع) دانست.
ج) زمان سقیفه و بیان جایگاه علمی ‌امیرالمؤمنین دانست.
د) الف و ج صحیح است.*

۱۹. علم امام، وحی

  • علم امام از دو طریق منتقل می‌شود:
    • وراثت یعنی پیامبر ص علوم وحیانی را به امام منتقل می‌کرد.
    • الهام نوعی از وحی است که خداوند به بندگان برگزیده خود از جمله معصومان ع عطا می‌کند. همانند وحی به مادر موسی ع
  • وحی به معنای اصطلاحی(وحی تشریعی): نزول قرآن و خاص پیامبر ص است.
  • تفاوت‎های وحی تشریعی با الهام:
    • وحی تشریعی مختص پیامبر ص است اما الهام عمومیت دارد.
    • وحی به پیامبر ص جهت ابلاغ پیام به مردم است اما الهام لزوما این شرط را ندارد.
    • نزول وحی بر پیامبر ص که جنبه ابلاغ به همه بشریت را دارد برای همه انسان‎ها حجت است ولی الهام تنها برای شخص حجت است البته الهام امام برای همه حجیت دارد.
  • تقسیم مفاد آیات درباره علم غیب:
    • آیاتی که علم غیب را مختص خداوند می‌دانند «و عنده مفاتح الغیب لایعلمها إلا هو» و «قل لایعلم من فی السماوات و الارض الغیب إلا الله»
    • آیاتی که برای انبیاء و غیر انبیا علم غیب را ثابت می‌کند:‌ «و علم آدم الأسماء کلها» و «عالم الغیب فلایظهر علی غیبه أحدا إلا من ارتضی من رسول»
      جمع بین این دو دسته آیات:
      • علم ذاتی: به این است که علم مختص به خداوند
      • علم غیب غیرذاتی: علم غیب انبیاء و امامان است. علم امامان ع موهبتی از جانب خداوند است و هیچ تعارضی با آیات دسته اول ندارد.

۲۰. مضامین روایات علم امام

  • تقسیم بندی روایات علم امام  براساس مضامین:
    • روایاتی که بر عمومیت علم امام دلالت می‌کند.
    • روایاتی که نشان از محدودیت علم امام دارد.
  • روایاتی که بر عمومیت علم امام دلالت می‌کند عبارتند از: امام خلیف خدا و مرجع مردم در همه اموردند، وارث نبی و جمیع انبیاء است. قلب او مخزن همه معارف الاهی است و علام به همه آنچه که انسان‎ها به آن نیازمندند، همه علوم انبیاء و اسم اعظم نزد امام است. قلب او پر از علم و حکمت بوده، راسخ در علم است. هر گاه اراده کند می‌تواند هر آنچه که بخواهد بداند و هر لحظه به علم او افزوده می‌شود. امام آگاه به ضمائر انسان‎ها و گذشته، آینده و حال است. همچنین او آگاه به زبان پرندگان است. امام آگاه به ظاهر و باطن، هر آنچه در آسمان‎ها و زمین و حتا به پشت سرش و نیز آگاه به علم غیب و همه زبان‎ها و حتا عالم به زمان شهادتش است. برای او هیچ مشابهتی نیست و هیچ کس با او قابل مقایسه نیست.

۲۱. عمومیت علم

  •  روایات معارض با عمومیت علم امام روایاتی هستند که به محدودیت علم امام اشاره دارند عبارتند از:
    • روایاتی که علم را مختص خداوند می‌داند و غیر خداوند از آن آگاهی ندارد و از آن تعبیر به علوم مستأثره کرده اند.
    • روایاتی که برای علم خداوند علم خاص و عام قائل هستند.
      • علم خاص: علوم مختص به خداوند
      • علوم عام: علومی که اولیا و امامان از آن باخبرند
    • روایاتی که دو گونه علم برای خداوند قائل است
      • علم مکفوف: علمی است سر به مهر که کسی از آن مطلع نیست.
      • علوم مبذول: علومی است که انبیاء و اولیا و ملائکه از آن باخبرند.
    • روایاتی که تفاوت علمی امامان و انبیا را نشان می‌دهد.
    • روایات سهو النبی که محدودیت علم پیامبر ص و به تبع امامان را نشان می‌دهد.
    • روایاتی که امامان از خود علم غیب را نفی کرده‎اند نشان دهنده مقید و محدودیت علم امام است.
  •  این دسته از روایات را، این چنین می‌توان با هم جمع کرد:
    • روایات دال بر محدودیت علم پیامبر و امامان ع
      • اندک هستند.
      • برخی ضعف سندی دارند
      • برخی اخبار آحاد هستند.
  • در نهایت می‌توان گفت علم امام نسبت به علم خداوند مقید و محدود بوده، نسبت به علم بقیه انسان‎ها عالم است.

۲۲. موعود

  •  باور موعودباوری با بحث مهدویت در شیعه متفاوت است. تلفی و نگرش هر یک از ادیان و مذاهب درباره موعود و منجی متمایز از یکدیگر است.
  • مهدویت مورد بحث شیعه آموزه اختصاصی شیعه است.
  • اهل سنت بر خلاف شیعه که معتقد به مهدی شخصی هستند معتقد به مهدی نوعی است. برخی از آنها معتقدند که مهدی موعود هنوز متولد نشده است و در آخر الزمان به دنیا خواهد آمد.
  • مهدی موعود نزد اهل سنت خلیف و حاکم مسلمانی از نسل پیامبر ص است که بعدها متولد می‌شود و عدل را در سراسر جهان خواهد گستراند.
  • مهدی موعود از نظر شیعه شخصیتی از پیش تعیین شده با پدر و مادر، نسب، لقب، کنیه و تبار معلوم بوده،‌ که زنده است. او از نسل حضرت فاطمه س و نهمین فرزند حسین ع است که در غیبت طولانی به سر می‌برد.
  • به دلیل اهمیت باور مهدویت در طول تاریخ،‌ عده‎ای با انگیره‎های سودجویانه ادعای مهدویت کرده‎اند یا برخی از عوام از روی نادانی و یا شدت ستم حکومت‎ها و یا برخی از نشانه‎ها و مشخصات آن حضرت را به اشتباه با مدعیان تطبیق می‌کردند. گستردگی این ادعا به کشورهای اسلامی عراق، مراکش،‌ مصر،‌ هند، سودان و حجاز و ترکیه و ... کشیده شده است.

        

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.023 Seconds