فدک - تمدن دینی - ماهیت، ساختار و الگوشناسی بیداری اسلامی
آخرین تغییرات : 2020-11-27تعداد بازدید : 673

ماهیت، ساختار و الگوشناسی بیداری اسلامی


  1. محورها، مسائل و موضوعات پیشنهادی فصلنامه
  2. وب سایت‌ها
  3. مبانی نظری بیداری اسلامی در قرن اخیر
  4. بیداری اسلامی و علل آن با تأکید بر نظرات مقام معظم رهبری
  5. آثار مکتوب
    1. کتاب‌ها
    2. مقالات
    3. موضوعات و آرشیو دوفصلنامه بیداری اسلامی
  6. یادداشت‌ها(نیاز به بازنگری)
  7. مقالات در دست اقدام
  8. لزوم ترسیم خط راه بیداری اسلامی
  9. الباحث فی الشؤون الاقلیمیة فیصل جلول : 9 نقاط تشکل خارطة طریق التی رسمها الحوثی للخروج من الحرب الیمنیة
  10. انقلاب ایران نقشه راه بیداری اسلامی است
  11. بررسی ابعاد بیداری اسلامی؟
  12. مفهوم بیداری اسلامی و ریشه‌های آن از نگاه مقام معظم رهبری
  13. ماهیت بیداری اسلامی، بیداری اخلاقی است
  14. بررسی ماهیت بیداری اسلامی از منظر رهبر معظم انقلاب
  15. ماهیت واسطه شناخت، قضاوت و تصمیم در مورد بیداری اسلامی
  16. بیداری اسلامی در ویکی
  17. منابع بیشتر
  18. ماهیت و نقش جنبش نرم افزاری در بیداری اسلامی معاصر
  19. پاسخ رهبر انقلاب به ۲۰ پرسش درباره «بیداری اسلامی»
  20. رشته‌ها و حوزه‌های تخصصی:

محورها، مسائل و موضوعات پیشنهادی فصلنامه

ماهیت شناسی بیداری اسلامی؛ ساختار و سازمان، ایدئولوژی، پایگاه اجتماعی، اهداف و آرمان‌ها
بیداری اسلامی و عملکرد سیاست خارجی کشورهای اسلامی
بیداری اسلامی مواضع و سیاست اتحادیه اروپایی
بیداری اسلامی مواضع سازمان‌های منطقه‌ای و بین المللی
بیداری اسلامی و قدرت‌های جهانی
بیداری اسلامی، شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی
بیداری اسلامی و عملکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی در قبال آن
بیداری اسلامی و تحول در سیاست داخلی و خارجی کشورهای منطقه غرب آسیا
وضعیت شناسی بیداری اسلامی گذشته، حال و آینده
بیداری اسلامی و جنبش‌های مقاومت اسلامی
بیداری اسلامی تقریب و اتحاد اسلامی
بیداری اسلامی و فرهنگ سیاسی مقاومت
بیداری اسلامی و ژئوپلتیک مقاومت بیداری اسلامی
بیداری اسلامی و نظم منطقه‌ای در غرب آسیا
بیداری اسلامی و جایگاه ایران در منظقه‌ای غرب آسیا
بیداری اسلامی و مداخله و نفوذ کشورهای خارجی در منطقه و کشورهای غرب آسیا
بیداری اسلامی و ارائه مدل همه فراگیر و جامع‌نگر
لوازم جنبش‌های بیداری اسلامی در کشورهای عربی و آسیایی
مفهوم بیداری اسلامی و ریشه‌های آن
آسیب‌شناسی جنبش‌های بیداری اسلامی؛ چالش‌ها و فرصت‌ها
سایر موضوعات پیشنهادی

وب سایت‌ها

مطالعات بیداری اسلامی

همایش – انجمن اسلامی علوم سیاسی و روابط بین الملل

بیداری اسلامی

مبانی نظری بیداری اسلامی در قرن اخیر

اسلام و مسلمانان از زمان ظهور این دین آسمانی تا به امروز مراحل مختلفی را طی کرده‌اند که در سال‌های اخیر بعد از مدتی رکود بار دیگر بذرهای آن در دل جوانان نسل جدید اسلام در حال جوانه زدن است.
طی چند سال گذشته موجی از بیداری در بین نسل جوان کشورهای اسلامی ایجاد شد که مشنأ تحولات زیادی در منطقه و دنیای اسلام گردید.
متن زیر برگرفته از کتاب مبانی نظری بیداری اسلامی در قرن اخیر با تکیه بر اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای است که در چندین بخش به بررسی مسئله بیداری اسلامی می‌پردازد.
الف. چیستی بیداری اسلامی
پدیده‌ی بیداری اسلامی که با عبارت احیای اسلام، احیای تفکر دینی، بنیادگرایی، اصلاح‌طلب، النهضه الاسلامیه، الیقظه الاسلامیه و موارد مشابه از آن یاد شده، به عنوان یکی از مهمترین و اساسی‌ترین مسائل در سطح جهان اسلام، خاورمیانه و بین‌الملل می‌باشد. برخی این جریان اصلاح‌طلبی را «همزاد با خلقت آدمی دانسته که براساس این تلقی، اصل هبوط انسان به زمین برمبنایی اصلاح‌گرایانه در جوهره‌ تکامل انسان استوار است و ارسال رسولان و پیشوایی معصومان همگی بر همین مبنا و محور ترسیم شده است.»
به عقیده‌ صاحبنظران، ریشه‌های حرکت بیداری اسلامی به حدود دو قرن پیش بازمی‌گردد و در این دو قرن، فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است؛ در ابتدا این حرکت محدود به مناطق خاص جغرافیایی بوده، که در طول چند دهه‌ گذشته، دامنه‌ آن به سراسر دنیای اسلام کشیده شده و از شرق آسیا تا جنوب و غرب آفریقا، حتی اقلیت‌های مسلمان در کشورهای غیر مسلمان نیز گسترش یافته است.
«هرچند بیداری اسلامی امروزه سراسر جهان را، با شدت و ضعف، فرا گرفته، اما خاستگاه اصلی آن در چهار سرزمین مهم اسلامی در قرن گذشته یعنی ایران، جهان عرب (عمدتا مصر و شام)، ترکیه عثمانی و هند تشکیل می‌دهد. تعیین تاریختی دقیق برای آغاز بیداری اسلامی کاری مشکل است؛ اما در هر یک از این چهار سرزمین می‌توان از حادثه یا حوادثی به عنوان مبدا تاریخ بیداری و آشنایی با تمدن غرب یاد کرد. ناکامی دولت عثمانی در فتح وین (1094 ق/1683م) و افتادن ازف به دست روسیه (1108ق/ 1696م) و انعقاد قرارداد کارلوویتس (1111ق/1699م) میان روسیه و عثمانی - که برای نخستین بار عثمانی به عنوان دولتی شکست خورده قراردادی را امضا می‌کرد و سرانجام، از دست دادن شب جزیره‌ مسلمان نشین کریمه (1272 ق/1856م) و شکست ایران در برابر روسیه، از دست رفتن بخشی از آذربایجان و متصرفات ایران در قفقاز و امضای دو معاهده گلستان (1228ق/ 1813م) و ترکمانچای (1243ق/1828م) ؛ و حمله‌ی ناپلئون به مصر (1213ق/1798م) و شام (1799م)؛ و تسلط استعمار انگلستان بر شبه قاره هند و شکست مقاومت مسلحانه مسلمانان هند در برابر انگلستان در نبرد پلاسی (1170ق/1757م) از مهمترین حوادثی است که موجب آشنایی مردم این سرزمین‌ها با تمدن و بیداری آنان شد.»
در حقیقت از همان زمانی که سرزمین‌های اسلامی و شرقی مورد تهاجم نظامی و فرهنگی مغرب زمین قرار گرفت و تبلیغ و ترویج و نهادینه کردن اینگونه باورها - که مصداق بارز استعمار بود - آغاز شد، بزرگانی برخاستند و بانگ بیداری مشرق زمین و مسلمانان را سردادند و در برابر برتری طلبی‌های فرهنگی و تمدنی فرنگیان بر طبل بیداری اسلامی زدند.
از دیدگاه بسیاری از محققین شیعه و سنی، بیداری و بازگشت مجدد به مبانی شریعت، در حقیقت انعکاسی از پایداری و ایستادگی «اسلام» در برابر جهانشمولی و سلطه‌طلبی ایدئولوژی تمدن نوین است. هدف اساسی و بنیادین این ایستادگی را باید طرد سلطه‌طلبی این جهان بینی و اثبات توانایی شریعت اسلامی برای حل چالش‌های حیات اجتماعی مسلمانان توصیف نمود.» در مجموع بیداری اسلامی، هم پدیده‌ای اثباتی و هم واکنشی است. وقتی غرب هجوم خود را به جهان آغاز کرد، این هجوم به نحوی بود که به هویت جهان اسلام ضربه می‌زد، در مقابل مسلمانان به این اندیشه افتادند که از شخصیت، هویت و استقلال فکری خود دفاع کنند.
ب - دوره‌های تاریخی بیداری اسلامی
در این رابطه سه دیدگاه قابل بررسی است:
الف - امواج چهارگانه بیداری اسلامی
موسی نجفی از اندیشمندان بیداری اسلامی، برای این پدیده بین جهان اهل سنت و شیعه تفاوت قائل شده و چهار موج که جنبه‌ تکاملی دارد، برای جریان‌ بیداری اسلامی ایران مطرح می‌کند: «یک بیداری در دنیای اسلام داریم و به تبع آن، یک بیداری اسلامی در ایران. این دو مشابهت‌ها و اختلاف‌هایی با یکدیگر دارند. مشابهت‌های آن، این است که اصولا فراز و فرودهای جهان اسلام به دلیل دارا بودن قبله، پیامبر و کتاب واحد، یکسان است.
یکی از این مشابهت‌ها، تهاجم دنیای غرب به کشورهای اسلامی در قرن نوزدهم است، در موجی که غربی‌ها به هویت جهان اسلام وارد می‌کنند و در واقع آن را زیر سوال می‌برند و حتی به تبع آن استعمار سیاسی، فرهنگی و نظامی دارند، جهان اسلام یک کل واحد را تشکیل می‌دهد.
اما در این میان اختلاف‌هایی هم وجود دارد. یکی از بزرگترین اختلاف‌هایی که در این زمینه وجود دارد، بحث «تشیع و تسنن» است. در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، کشورهای اسلامی سنی مذهب، توجه اصلی‌شان به خلافت عثمانی بود. در واقع، خلافت عثمانی مهمترین محوریت آن‌ها برای سیاست به شمار می‌آمد. در صورتی که این محور به هیچ صورت در جهان اسلام تشیع، پایگاهی نداشته است. لذا فلسفه‌های سیاسی در جهان تسنن حول محور خلافت و فراز و فرودهای آن - حتی سرنگونی خلافت - شکل می‌گیرد. اما شیعیان نیازی به این نمی‌بینند که خود را با فراز و فرودهای خلافت هماهنگ سازند.
محوریت سیاسی تشیع، مساله‌ «ولایت» و «امامت» است. البته در آن نگاه تاریخی هم وجود دارد؛‌ به این معنا که «ولایت» و «امامت» در عصر غیبت فراز و فرودهای خاص خود را دارد. این نگاه، غیر از مثلا خلیفه‌ای است که در بغداد، قسطنطنیه یا هر جای دیگری به نام اسلام مستقیما فرمان می‌دهد. تشیع این را نقد می‌کند. دیگر آنکه؛ ایران هیچگاه برخلاف عثمانی به طور مستقیم با اروپا همسایه نبوده است. این مسئله، باعث می‌شده که ما مستقیما مورد تعرض نظامی غربی‌ها قرار نگیریم. متعاقب این مسئله، افکاری که از اروپا به ایران می‌آمد، گاهی به واسطه‌ کشورهای عربی و ترجمه‌هایی برگرفته از جاهای دیگر، وارد می‌شد. این مسئله حتی تا دوران مشروطیت ادامه داشت؛ بنابراین بیداری اسلامی در ایران، هم اشتراکاتی را به جهان اسلام دارد و هم از زمینه‌های خاص خود برخوردار است.
بیداری اسلامی در ایران پیشینه‌ مشخص خودش را دارد؛ یعنی از زمان جنگهای ایران و روس. در این دوران، ایران دارای زبان، فرهنگ واحد و حکومت یکپارچه بود. البته این وحدت در دوره‌ قاجاریه وجود دارد، اما رابطه دین و دولت رابطه‌ حسنه‌ای نیست؛ به همین دلیل، در دوران قاجار انحطاطی در مدنیت ایران حادث می‌شود، به ویژه پس از جنگ‌های ایران و روس، از سوی دیگر، نفوذ غرب در ایران بیشتر می‌شود. این دو عامل می‌تواند، نوعی رگه‌های بیداری اسلامی را در ایران پدید آورد که البته پدیده می‌آورد. به ویژه در اثر بسیجی که علمای شیعه نجف و ایران در ارتباط با مقابله با کفار روسی برای نجات قفقاز صادر می‌کنند، این شور و شوق دینی بتدریج بیشتر می‌شود.
از این‌رو، اولین حرکت‌های مقاومت و بیداری اسلامی را - ولو به طور ناقص - در قضیه‌ شورش مردم تهران علیه «گریبایدوف» روسی و اینکه روس‌ها گونه‌ای تبختر و زیاده‌خواهی را در ایران پس از پیمان «ترکمانچای» دنبال می‌کنند، می‌بینیم. مردم می‌بینند که دولت نمی‌تواند، با این مسائل برخورد مناسبی داشته باشد و لذا شخصیت دولتی‌ها زیر سوال می‌رود. این مسائل، کم‌کم آگاهی‌هایی را در جامعه ایران دامن می‌زند، اما با قیام تحریم تنباکو، یعنی اولین جرقه‌ عمومی علیه قاجاریه حدود 70 سال فاصله دارد. لذا، «اولین مرحله‌ بیداری اسلامی» از سقوط صفویه تا آغاز جنبش تنباکو تداوم پیدا می‌کند. این زمانی است که استعمار آرام آرام نفوذ پیدا می‌کند و از طرفی هم، هویت ایرانی و اسلامی در ایران از خود مقاومت نشان می‌دهد، اما این مقاومت به شکل مدنی و سیاسی نیست.
از این پس، موج بیداری اسلامی نهضت‌گونه به پیش رفت. این مرحله، اجمال بود تا زمانی که «مرحله‌ی دوم (بیداری اسلامی)»؛ یعنی قیام تحریم تنباکو و نهضت مشروطیت آغاز شد. موج دوم این بیداری، خود را در شکل یک نظام‌سازی نشان می‌دهد. از این مرحله بود که آن اجمال مرحله‌ی اول بیداری، به تفصیل رسید. در موج دوم که به ویژه مشروطیت اوج آن به شمار می‌آید، یک نظام‌سازی سیاسی را در کنار مدرنیته شاهدیم. این زمانی بود که از یک سو، مدرنیته در اوایل گسترش خود قرار دارد و از دیگر سو، اندیشه‌ اسلامی بتدریج وارد نقد و ارزیابی مدرنیته می‌شود.
در واقع، این مسئله‌ پارادوکسی را در درون خود دارد؛‌به این معنا که غرب و مدرنیته از یک طرف برای اندیشمندان بیداری اسلامی، نمایانگر تجاوز و ظلم‌غربیه است، اما از سوی دیگر، نظم، تکنیک و پیشرفت غرب هم برای آنها آشکار می‌شود. در واقع، مشروطیت هنوز به یک جمع‌بندی واحد نسبت به غرب نرسیده است. از این رو، احساس متضاد مهر و کین نسبت به غرب وجود دارد. می‌توان گفت که مواجهه غرب با جهان اسلام و از جمله ایران، گونه‌ای تکان و شوک ایجاد کرده بود. از یک سو می‌دیدند که دیگر، جهان بر مدار پشین (سنت) نمی‌‌گردد و از دیگر سو، زمینه‌های دستیابی به نظم و نظام جدید را نداشتند.
در موج دوم بیداری اسلامی، جنبه‌ ضد استبدادی خیلی پررنگ است به همین دلیل مفاهیم آزادی، عدالت، قانون، حکومت قانون، برابری و... که عمدتا مفاهیم مدرن هستند، مطرح می‌شود. البته این مفاهیم ریشه‌ اسلامی هم دارند. در واقع در زمان مشروطه، نسبت میان این دو یعنی نسبت میان این مفاهیم و اسلام و غرب سنجیده می‌شود. در این مرحله، بیداری اسلام می‌خواهد هویت خود را سامان دهد و این کار را از طریق نسبت‌سنجی این مفاهیم در مدرنیته و اسلام صورت می‌دهد.
پس از دو دهه از مشروطیت، با روی کار آمدن رضاخان و نظام پهلوی، موج سوم بیداری اسلامی آغاز می‌شود که این بار خواهان حفظ هویت اسلامی از طریق مقابله با استبداد مدرن است. پس، فرق موج اول بیداری اسلامی با موج سوم این است که در موج اول، استبداد کهن ایران و دوره تدریجی استعمار را داریم؛ اما در مرحله‌ سوم که در حقیقت اجمال بعد از تفصیل مشروطه است، استبداد مدرن و تهاجم گسترده‌تر غرب به ایران را (در زمان پهلوی) داریم؛ حتی تا دهه 20 و نهضت نفت، شاهد یک بیداری اسلامی هستیم. در این مرحله، هنوز سایه‌ مشروطیت به چشم می‌خورد، اما از قدرت آن کاسته شده است؛ یعنی هنوز به نظام جایگزین آن اندیشیده نمی‌شود. تا اینکه آغاز جدیدی را در دهه‌ 40 با نهضت امام(ره) دستاوردهای مشروطه را مطرح می‌کند؛ اما فضای جدیدی را پی می‌ریزد. تفصیل این موج نظام فعلی اسلامی است.
«انقلاب اسلامی (موج چهارم)» تفصیل آن بیداری اسلامی دوره‌ سوم است؛ یعنی دوره‌ای که در آن مشروطیت از تاب و توان می‌افتد و دیگر نظام مشروطه و بیداری اسلامی به نام مشروطه، جوابگوی مدرنیته نیست؛‌ به این معنا که نیاز به نظام پیشرفته‌تری، هم از لحاظ شکلی دارد که در نهایت در ایده‌ جمهوریت تبلور می‌یابد و هم نیازمند قوانین اسلامی و اصل ولایت‌فقیه است. که بی‌تردید، اصلی‌تر از قوانینی است که در دوره‌ مشروطین مطرح شده بود. از این رو هم شکل نظام سیاسی این دوره نسبت به دوره مشروطه متکاملتر است و هم محتوای اسلامی آن قویتر و پررنگتر است.
از این رو، این بار یک نظریه‌ اسلامی ناب سنتی - تاریخی به نام ولایت فقیه مطرح می‌شود؛ امری که در دوران مشروطه به شکل نظاموار مطرح نبود. لذا امام‌(ره) موج بیداری سوم را گرفت و با یک حرکت و نظریه‌ جدید، آن را به شکل نظام سیاسی جدیدی تفصیل داد. تفصیل این موج چهارم هنوز ادامه دارد. این فصیل آرمان تاریخی تشیع؛ یعنی مهدویت است. در تشیع ادامه‌ ولایت و مهدویت مطرح است. امروز بیداری اسلامی در موج چهارم این شعار را در جهان مطرح می‌کند که معنویت تنها یک امر شخصی نیست و انسان دارای ابعاد مختلفی است؛ یعنی معنویت در کنار مادیت. این ندای ادیان الهی است.»
ب - اوج مجدد تمدن اسلامی
گروهی از محققین، نمودار تاریخی رشد و انحطاط تمدن اسلامی را چنین ترسیم می‌کنند: «تمدن اسلامی از قرن اول تا قرن پنجم قمری رو به ترقی گذاشت، سپس رفته رفته تنزل کرد و با حمله‌ مغول با حضیض مرگباری در افتاد و اثار عمده‌ عظمت سیاسی و فرهنگی آن یکسره ویران شد؛ با این همه، این تمدن از میان نرفت و بار دیگر اوج گرفت.
در مرحله دوم ترقی که از آخرین دهه‌ قرن هفتم تا پایان قرن یازدهم ادامه یافته در سرزمین اسلام امپراتوری از بزرگترین امپراتوری‌های جهان، یعنی امپراتوری ایران، عثمانی و هند استقرار یافت. این مرحله از اعتلا بار دیگر از آغاز قرن دوازدهم تا اواسط قرن سیزدهم رو به افول گذاشت و اینکه تقریبا در همه‌ سرزمین‌های اسلامی، نشانه‌هایی از سومین موج (بیداری اسلامی) به چشم می‌خورد.»
ج - بیداری اسلامی و ظهور مجدد اسلام
دکتر علی اکبر ولایتی با ترسیم ادوار تاریخ تمدن اسلامی، بیداری اسلامی را احیای مجدد اسلام و «ظهور مجدد اسلام» می‌نامد و معتقد است: «بررسی تاریخ اسلام نشان می‌دهد که فرهنگ و تمدن اسلامی مسیری مضبوط و دقیق دارد و برپایه‌ای منطقی قابل درک و بیان شدنی شکل گرفته که احتمالا تبلور همان فلسفه‌ تاریخ است که تاریخ تکرار می‌‌شود و اگر منحنی آن را رسم کنیم، شاید در چند سده و چند هزاره به نقاط مشابه و تقریبا قابل انطباق برسیم.
مرحله‌ی اول: تاریخ اسلام با دعوت پیامبر اکرم (ص) از مکه آغاز شد و این همان آغاز حرکت در تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی بود.
مرحله دوم: این حرکت مهم تاریخ بشر، با تشکیل حکومت اسلامی در یثرب شکل گرفته و از آن پس یثرب تبدیل به مدینه‌النبی شد. از این نامگذاری می‌توان به صورت نمادین استنتاج کرد که مدنیت اسلامی پایان حرکت پایه‌گذاری شد.
مرحله‌ی سوم: گسترش اسلام بود شامل دو بخش؛ بخش اول، انتشارات دین اسلام در جزیره‌العرب و بخش دوم، گسترش آن در جهان متمدن آن روزگار، شامل بین‌النهرین، ایران، روم، مصر، حبشه، هند، ماوراءالنهر، چین و ماچین، شمال آفریقا و سرانجام جنوب اروپا بود. اوج این مرحله در سده‌های اول و دوم هجری بود.
مرحله‌ی چهارم: مجاور شدن فرهنگ و تمدن نوپای اسلامی با تمدن‌های کهن جهان و کوشش برای شناخت و انتقال آن تمدن‌ها به حوزه‌ تمدن اسلامی است. این نهضت به شکل جدی از سده دوم آغاز و تا سده‌های سوم و چهارم هجری ادامه یافت. این انتقال تمدن از چند طریق ترجمه، تاسیس کتابخانه‌ها و مدارس و انتقال کتاب‌ها از حوزه‌های تمدنی مجاور به حوزه تمدن اسلامی و انتقال دانشمندان انجام شد.
مرحله‌ی پنجم: عصر خودجوشی و شکوفایی تمدن اسلامی است که از سده‌ سوم آغاز و تا سده‌ پنجم هجری ادامه یافت.
مرحله ششم: عصر شکوفایی فرهنگ عمیق اسلامی و ادبیات عرفانی است.پیوند عمیق عرفان و ادب از شگفتی‌های فرهنگ اسلامی است، این حوزه از چنان پشتوانه‌ عظیمی برخوردار است که قابل مقایسه با هیچ فرهنگ دیگری نیست. بزرگانی از این خاستگاه به قله‌های رفیع دست یافتند و ستاره‌های قدر اول آسمان معرفت تاریخ بشر شدند. شکوفایی این مرحله از سده‌ها چهارم آغاز و در سده‌های هفتم هجری به اوج خود رسید.
مرحله‌ی هفتم: عصر هنر و معماری؛ شاید این سنت منطقی تاریخ است که تا علوم عقلی و تجربی به کمال نرسد و تا معرفت انسان نسبت به هستی و حیات عمیق نشود و تا ادب به کمال خود نرسد، هنر متعالی نشده، خط و نقاظی و معماری متجلی نخواهد شد.
شگفت اینکه پس از دو ضربه سهمگین صلیبی‌ها و مغولان و از میان ویرانه‌های به جای مانده از آن بلایای خانمان برانداز، نهضت هنری معماری قد برافراشت و مبشر آغاز تجدید حیات اسلام در عصر صفوی عثمانی گورکانی بود. از این رو، تصادفی نیست که اوج هنر اسلامی را از سده‌های نهم تا دوازدهم هجری در ایران و عثمانی و هند می‌بینیم.
مرحله‌ی هشتم: عصر رکود؛ دو جمله‌ بزرگ و طولانی صلیبی و مغول از مغرب به مشرق جهان اسلام که با آثار و پیامدهایشان یکی حدود ویست سال و دیگری حدود سیصد سال به درازا کشید توان و رمق مسلمانان را گرفت و خرابی‌های بسیاری برجای گذاشت.
با اینکه اسلام در ذات خود جوهر حرکت، پیشرفت، تحول و تکامل را دارد، ولی این دو مرحله‌ی عظیم، آثار مخرب بر پیکره‌ تمدن اسلامی برجای نهاد که سرانجام منجر به پیدایش عصر رکود شد که اوج این مرحله در سده‌های هشتم و نیمه‌ نخست سده‌ نهم هجری است.
مرحله‌ی نهم: خیزش مجدد جهان اسلام، شکست نهایی صلیبی‌ها در شام و فلسطین به دست صلاح‌الدین ایوبی (1187م، 583 ق) و مغولان در عین جالوت به دست ممالیک مصر (26م)، محیط امنی را در شام،؛ روم و شمال آفریقا به وجود آورد که بسیاری از مواریث علمی و فرهنگی باقی مانده را حفظ کرد.
در کنار شجاعت و شمشیر صلاح‌الدین ایوبی و پایداری ممالیک مصر باید از تدبیر و قلم خواجه نصیرالدین توسی، خواجه شمس‌الدین صاحب دیوان، عطا ملک جوینی و خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی نیز بود که به واقع خطر کردند و برای حفظ آنچه از ایلغار مغول باقی مانده بود، به کام اژدها رفتند و اغلب جان بر سر این کار گذاشتند و قطعا اهمیت آنها از مجاهدان مصر و شام و فلسطین کمتر نبود.
با انتقال میراث باقی مانده‌ فرهنگ و تمدن اسلامی در سرزمین‌های سوخته جهان اسلام، نهال‌های جدیدی سر برآورد و بتدریج درخت‌های تنومندی شد و امپراتوری عثمانی، سلسه‌ صفوی و پادشاهی گورکانی سر برآوردند و اوضاع سیاسی جهان اسلام سامانی گرفت.
مرحله دهم: هجوم استعمار و آغاز دومین دوره رکود: پس از رنسانس کشورهای قدرتمندی در اروپا سربرآوردند و به دنبال مواد خام ارزان و پیدا کردن بازار مصرف برای کالاهای مصنوع خود، هجوم به مناطق دیگر جهان اسلام را آغاز کردند. این پدیده از سده‌ پانزدهم میلادی آغاز شد، ولی نقطه‌ی اوج سلطه‌ غرب، سده‌های نوزدهم میلادی بود. باید از یورش دوم فرنگی‌ها به عنوان جنگ صلیبی دوم نام برد که پیچیده‌تر از اولی بود و این بار، صلیبیان بدون بیرق صلیبی آمدند و از سلاح گرم به جای شمشیر استفاده کردند و از آن مهلکتر، کوشش آنان برای استحاله‌ فرهنگی و تخریب عقیدتی مسلمانان و دیگر ملل تحت سلطه بود.
این دوره از رکود جدی‌تر از رکود پس از حمله‌ اول صلیبی و ایلغار مغول بود. در آن زمان مهاجمان زمینگیر شده، مغلوب فرهنگ مسلمانانی شدند که در عرصه‌ نظامی بر آن پیروز شده بودند. ولی در رکود دوم، در آغاز، غلبه‌ فرهنگی با مهاجمان بود؛ تکنولوژی، فرهنگ بی‌دینی را نیز با خود آورده بود. تهاجم فکری غربی برای استحاله‌ فرهنگی مسلمانان به منزله‌ یک شوک الکتریکی بر مراکز عصبی جهن اسلام بود که صرفنظر از عوارض آن یورش، این شوک موجب پدید آمدن امواجی حیایت شد که بعدها پدیدآورنده‌ یک سلسله حرکات پیوسته تاریخی در عرض جغرافیای اسلامی گردید که از آن به بیداری اسلامی تعبیر می‌کنیم.
مرحله‌ی اول: بیداری اسلامی؛ بر حسب اینکه از چه زاویه‌ای به این پدیده بنگریم، تفسیر و تحلیل ما تفاوت می‌کند... گویی که سیر منحنی فرهنگ و تمدن اسلامی تکرار می‌شود و این وضعیت یادآور نوعی از فلسفه‌ تاریخ است که تاریخ جز تکرار وقایع نیست و یا اینکه در اسلام، این ظرفیت بالقوه احیا و بازسازی از درون وجود دارد و شاهد این مدعا سرنوشت اسلام در عصر حاضر است که به اقرار همه‌ ناظران خودی و بیگانه، پرجاذبه‌ترین دین برای همه‌ ملل و اقوام جهان است و سرعت پیشرفت آن قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ادیان جهان نیست. از این پدیده می‌توان نتیجه‌گیری کرد که این دین، همچنان زنده است و همچون دیگر موجودات زنده، قدرت پالایش از درون، ترمیم عناصر پوسیده، دفع مواد فاسد کننده‌، دفاع در برابر تهاجم عناصر بیگانه موذی و مضر و رشد و بالندگی و از قوه به فعل در آوردن ظرفیت‌های موجود را دارد.
آغاز بیداری اسلامی همچون اصل اسلام به دعوت از مردم آغاز می‌گردد که چنین شد؛‌امیر عبدالقادر، سیدجمال‌الدین اسدآبادی، شیخ محمد عبده، سیداحمد خان، شیخ فضل‌الله نوری، عبدالرحمان کواکبی، شیخ شامل، رشید رضا، علامه اقبال لاهوری، سیدحسن مدرس، حسن البناء، سیدقطب، ابوالاعلا مودودی، سیدمحسن امین جبل عاملی... و سرانجام امام خمینی(ره) همگی مردم را به بازگشت و احیای اسلام دعوت کردند و مردم هم این دعوت را پذیرفتند و دسته دسته از ملل اسلامی، دوباره با اسلام بیعت کردند. نتیجه‌ آن دعوت خواص و این پذیرش عمومی مردم، شکل‌گیری یک نهضت فراگیر احیای دین و ارزش‌های دینی در سراسر جهان اسلام شد.
جستجو در تاریخ معاصر و نگاهی به دقایقی که در زمان ما اتفاق می‌افتد، کاملا این واقعیت را آشکار می‌کند که هیچ کشور اسلامی نیست، مگر اینکه در آن ردپایی از بیداری اسلامی یا نهضت بازگشت به اسلام باشد. چنین واقعیتی حکایت از کامیابی چشمگیر در نخستین مرحله از نوزایی اسلامی می‌کند. اهمیت این مرحله بقدری است که امروز طمع کنندگان به سرزمین‌های اسلامی و میراث خواران استعمار کهن، با ردای جدید حمایت از حقوق بشر و دفاع از صلح و امنیت و دموکراسی تحت پوشش تئوری برخورد تمدن‌ها، کمر به نابودی آن بسته و پس از فروپاشی شوروی با همه‌ توان نظامی خویش در برابر مسلمانان صف‌آرایی نموده‌اند.
مرحله‌ی دوم: تشکیل حکومت اسلامی؛ براساس تقسیم‌بندی اولیه، مرحله‌ی بعدی، پس از عصر دعوت (بازگشت به اسلام)، تشکیل حکومت اسلامی است. در هر دو عرصه‌ تسنن و تشیع، تلاش‌های تئوری و عملی برای تشکیل حکومت اسلامی صورت گرفت که نزدیک به صدها سال ادامه یافت. در حوزی تسنن، اقدام‌های موفق و نیمه‌موفق دیگری نیز صورت گرفت. سرانجام می‌توان از تشکیل حکومت جمهوری اسلامی ایران، به عنوان بارزترین مصداق حکومت اسلامی در عصر ما نام برد.
مرحله سوم: گسترش اسلام؛ مرحله سوم، پس از دعوت و تشکیل حکومت است که در دوره نخست تکاملی تمدن اسلامی، از همان سده‌ اول هجری آغاز شد و به سرعت پیش رفت و در تجدید حیات اسلام در عصر جدید نیز تکرار شده است. پیشرفت سریع اسلام در آمریکا، اروپا و آفریقا در دهه‌های اخیر را می‌توان از نمونه‌های بارز گسترش سریع اسلام، لیکن با اقتضائات زمان ما به حساب آورد.
مرحله‌ی چهارم: تجدید بنای فرهنگ و تمدن اسلامی؛ فرهنگ اسلامی در سایه‌ بیداری و خیزش مسلمانان در حال بازسازی خویش است. به احیا و بازسازی فرهنگ اسلامی، مشت سحره فراعنه زمان ما باز شده است. امروز دیگر ارزش‌های وارداتی فرنگ نه تنها در نزدیک فرهیختگان، بلکه نزد توده‌های میلیونی مسلمانان رنگ باخته است و مشعلداران فرهنگ اسلامی در برابر نظریه‌پردازان فرهنگی فرنگ، قد مردانگی علم کرده و با تکیه بر فرهنگ غنی اسلامی، تولیدات عقیدتی فرهنگی عظیمی را موجب شده‌اند.
تالیفات گرانسنگی چون جاهلیت قرن بیستم از محمد قطب، آینده در قلمرو اسلام از سید قطب، فلسفه‌ی ما و اقتصاد ما از آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر، ماذاخسر العالم بانحطاط المسلمین از ابوالحسن ندوی، اصلو فلسفه و روش رئالیسم از علامه طباطبایی و آیت‌الله مطهری، نمونه‌هایی از نظریه‌پردازی فرهیختگان مسلمان و شکل‌دهی و دوباره‌سازی فرهنگ اسلامی است. کوشش برخی از ملت‌های مسلمان در دستیابی به فناوری‌های پیشرفته که گاه موجب وحشت استعتمارگران غربی شده است. حکایت از طلوع مجدد تمدن اسلامی می‌کند.:
بیداری اسلامی در جهان اهل سنت
به عقیده برخی متفکران، «بیداری، در جهان اهل سنت نتیجه‌ به هم پیوستن سه جریان فکری پیروی از تمدن غربی، تجددخواهی دینی و میهن‌پرستی مصری می‌باشد. از این سه جنبش، فکر پیروی از تمدن غرب زودتر از دو جنبش دیگر پیدا شد و شاید بتوان گفت علت پیدایش در جریان دیگر بوده است. شکست‌های نظامی از غرب، وجدان ترکان عثمانی را تکان داد و رهبرانشان را که چند قرن به نیرومندی مملکت و درستی راه و رسم زندگی خویش مغرور کرده بود، به جست‌وجوی ریشه‌های ناتوانی خود وداشت.
بدیهی است که شوق و همت این رهبران برای جبران ناکامی‌هاهی نظامی، نخست در راه اصلاح نیروی نظامی خویش به کار افتاد و بزودی آشکار شد که اصلاح نیروی نظامی، بدون اصلاح وجوه دیگر زندگی اجتماعی از جمله شیوه‌ آموزش و پرورش و تقویت بنیه‌ اقتصادی و ایجاد عوامل زیربنایی پیشرفت، ممکن نیست. از این رو، موج اصلاح‌طلبی بتدریج به زمینه‌هایی دیگر زندگی اجتماعی نیز سرایت کرد؛‌ ایمان طبقات بالا و متوسط به نهادها، و سنت‌های دیرین اجتماع متزلزل شد و راه برای تجدد فکر دینی هموار گشت. همه‌ اینها به اضافه‌ نیرنگ‌ها و زمینه چینی‌های دولت‌های غربی علیه عثمانی، ملت‌های تابع عثمانی، خصوصا مصر را از بی‌خبری بیرون آورده و خواستار آزادی گردانید.» ولی هیچ یک از تلاش‌ها به اندازه‌ حمله‌ی ناپلئون در بیدار کردن غرور ملی و آرزوی پیشرفت در میان قوم عرب زبان کارگر نیفتاد. به همین دلیل، زمینه جدایی مصر از مملکت عثمانی زودتر از سرزمین‌های دیگر آماده شد.
بطور کلی بیداری اسلامی در اهل سنت سه هدف زیر را دنبال می‌کند: 1- یگانگی ملت‌های مسلمان در برابر تسلط سیاسی و فرهنگی غرب، 2- پیراستن عقیده‌ مسلمانان از خرافه و تاریک اندیشی و بازگرداندن اسلام به شیوه‌‌ پاک سلف یعنی پیشوایان صدر اسلام، 3- هماهنگ کردن رهنمودهای دین با موازین عقل و مقتضیات جهان نو
یکی از نتایج مهم واکنش جهان عرب در برابر بیگانگان «تجدد فکر دینی» بود. به واقع از دیدگاه اعتقادی و مسلکی، مهمترین انگیزه‌ بیداری، تجدد فکر دینی است. این جنبش، نخست به نام پیراستن دین اسلام از آثار فکر غیر عرب آغاز گشت و پس از چندی با آگاهی از جریانهای بزرگ فکری زمان به شکل هوشیارانه‌ای یافت. ضرورت آمیختن ایمان دینی با آگاهی عقلی و شناخت علمی جهان و نقد باورهای توده و بیکار با ناامنی و خرافه و ستم‌پذیری را شعار خود قرار داد.
«یکی از ارکان تجدد فکری اهل سنت، اعتراف به ضرورت «اجتهاد» و دوباره گشودن آن بود و اکثر رهبران نواندیش در این باره همداستانند. ولی بیشتر ذوق اجتهاد و نیروی فکری تجددخواهان سنی به جای آنکه در حل مشکلات فلسفی و فکری بسیج شود، در شؤون علمی به ویژه در نظام حقوقی و قوانین و زندگی اجتماعی به کار افتاد؛ چرا که اولا خصوصیت تدافعی جنبش تجدیدخواهی چندان فرصت تفکر فلسفی و فکری باقی نمی‌گذاشت و ثانیا تجددخواهان معتقد بودند که بسیاری از مشکلات درونی عالم اسلام از ناتوانی مکاتب فقهی کهن در مقابله با اوضاع متغیر امروز برمی‌خیزد و ثالثا انتقاد غربیان از زندگی مسلمانان بیشتر متوجه نظام‌ها و تاسیسات حقوقی و اجتماعیشان بوده و گمان می‌رفت که اگر این نظامها تاسیسات اصلاح شود شود، دیگر مخالفان اسلام بهانه‌ای برای بدگویی از آن نخواهند داشت. علاوه بر اینها از فقر سنت فلسفی در میان اهل سنت نیز نباید غافل بود که از قرن سوم تا سیزدهم دامنگیرشان بود.»
«کوشش پیشروان تجدد سنی را در یک زمینه می‌توان دارای اهمیت فکری شمرد و آن شیوه‌ تازه‌ ایشان در «تفسیر قرآن» است، زیرا همه‌ آنها پی برده بودند که پیش از رهاندن افکار مسلمانان از قید تقلید و خرافات و راه بردن معارف اسلامی در جهت اصلاح حال ایشان، باید شیوه‌ پیشینیان را در تفسیر قرآن کنار گذاشت و قرآن را به روشی مطابق با عقل و منطق امروزی دوباره تفسیر کرد تا بدینگونه نه تنها بر مقاومت مرتجعان که گاه در پناه تفسیر سطحی قرآن نظام موجود را توجیه می‌کند، چیزه شوند، بلکه به دشمنان اسلام و نیز غرب‌زدگان ایمان باخته نشان دهند که قرآن از هر عیبی پاک است و پیشرفت‌های علمی زمان به اعتبار هیچ یک از احکام آن زیان نمی‌رساند و در حقیقت موید آنهاست. به سبب همین تاکید بر اهمیت قرآن برخی از تجددخواهان را «اهل قرآن» خوانده‌اند. اما این شیوه‌ جدید آفتی هم داشت که انصراف از معنای ظاهری الفاظ قرآن، کاهش مقام آخرت و مفهوم ثواب و عقاب اخروی، انکار معجزه بودن قرآن و اصرار بیش از حد بر کارکرد اجتماعی قرآن، از جمله‌ آنهاست.»
«این جنبش با آنکه در زمینه‌ تجدد تفکر دینی آغاز شد، آثار عمیقی در زندگی سیاسی و اجتماعی مسلمانان سنی برجای گذاشت و علت آن دو امر بود؛‌ یکی آنکه علما و رهبران روحانی اهل سنت با تکلیفی که در سراسر تاریخ اسلام برای توجیه اوضاع سیاسی موجود و مخصوصا نظام حکومتی هر عصر و اثبات هماهنگی آن با احکام شریعت داشتند. عملا در شمار خدمتگزاران رسمی دولت‌ها درآمده بودند و طبعا وقتی در جمع ایشان آزادی‌خواهان و نواندیشان پدید آمدند و از روش دیرین فقیهان و متشرعان در تسلیم به انحرافات اجتماعی و انحطاط حکومت اسلامی، سخت انتقاد کردند، عامه‌ مردم هم کم‌کم بیدار شدند و به فساد اوضاع بیشتر پی بردند و به علاوه در یگانگی ارباب دین و دولت رخنه افتاد و ارکان حکومت و نظام کهن را سست‌تر کرد. علت دوم آن بود که عده‌ای از رهبران بیداری سیاسی ملت‌های عرب و هند در عصر استعماری از میان روحانیون برخاستند و تجددخواهی برخی از ایشان و نحوه‌ی پیشرفت مبارزات ملت‌هایشان و نیز ماهیت و مقاصد آنها موثر بود.»
در آخر نیز به گروه‌های انحرافی سلفی مانند طالبان، القاعده، وهابیت باید اشاره شود که داعیه‌ی احیای اسلام و بازگشت به سلف صالح را دارند، اما عنصری مانند «وحدت»‌که از محورهای اصلی بیداری اسلامی است، را نه تنها اعتقادی نداشته، بلکه در پی اخلاف نیز هستند و جریانی مانند «وهابیت» حتی شم ضداستعماری نداشته و با مستکبران جهانی که در پی سرکوت جریانهای بیداری اسلامی هستند، همکاری می‌کنند.

بیداری اسلامی و علل آن با تأکید بر نظرات مقام معظم رهبری

بهرام اخوان کاظمی، الله‌کرم مشتاقی = دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز  دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا دانشکده روابط بین‌الملل

چکیده
سؤال اصلی این نوشتار پرسش از دلایل و ریشه‌های درون‌زا و برون‌زای بیداری اسلامی از دیدگاه مقام معظم رهبری است که با استفاده از روش تحلیل اسنادی نگاشته‌شده‌است. به همین دلیل علاوه بر بررسی دیدگاه‌های ایشان، از آراء برخی از اندیشمندان اسلامی نیز بهره‌گیری‌شده‌است. از جمله نتایج این پژوهش آن است که عنوان بیداری اسلامی مفهومی است که بنا به ملاحظات تاریخی، فرهنگی و هویتی، بهتر می‌تواند حوادث و رخدادهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را تحلیل و تبیین‌کند. ضمن آنکه علل و ریشه‌های این بیداری و تحولات مرتبط در خاورمیانه و شمال آفریقا را باید در دو گروهِ عواملِ درون‌زا، یعنی"مسائلی" همچون شکست الگوهای غیراسلامی و رشد اسلام‌خواهی، احساس سرخوردگی، تحقیر تاریخی و بازگشت به هویت اسلامی، تلاش شخصیت‌های بزرگ فکری و جهادی و جریان‌ساز اسلامی و عواملِ برون‌زا، یعنی "حوادثی" از جمله وقوع انقلاب اسلامی ایران، پیشینه استعماری و حضور قدرت‌های غربی در منطقه، بحران فلسطین و وجود حکومت‌های فاسد، غرب‌گرا و غیرمردمی پی‌جویی‌کرد.

آثار مکتوب

کتاب‌ها

کتاب بیداری اسلامی از ایده تا تحقق اثر سیدمهدی طاهری ناشر: نشر امیر کبیر
کتاب مبانی نظری بیداری اسلامی در قرن اخیر با تکیه بر اندیشه‌های رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای

مقالات

بررسی ماهیت بیداری اسلامی از منظر رهبر معظم انقلاب نویسندگان: محسن کربلایی نظر حمید پارسانیا

تحلیل روند اسلام هراسی در غرب و راهبردهای مقابله با آن
مبانی و خاستگاه وحدت اسلامی
ایجاد امت اسلامی کار ویژه بنیادین انقلاب اسلامی
تهدیدهای گروه‌های تکفیری علیه محبان اهل بیت
فرهنگ اهل بیت ع در مواجهه با تروریسم رسانه ای
وحدت محبان اهل بیت علیه السلام برای تشکیل امت واحده اسلامی

موضوعات و آرشیو دوفصلنامه بیداری اسلامی

آینده روابط ایران و ترکیه در پرتو تحولات خاورمیانه: ادامه همکاری اقتصادی در سایه رقاب تهای سیاسی
ابعاد حقوقی سیاسی اعتقادی حضور ایران در سوریه
از کشور اسلامی تا امت اسلامی - واکاوی مفاهیم حقوقی- سیاسی جهان اسلام
امواج بیداری و خیزش انقلابی اسلامی
انصار مقاومت و بیداری اسلامی در اشعار معروف الرصافی و محمدحسین شهریار
انقلاب اسلامی ایران و مولفه‌های تاثیرگذار منطقه‌ای آن
انقلاب یمن؛ فرصت‌ها و چالش‌های ایران بر اساس مدل راهبردی SWOT
بررسی رابطه قومیت‌گرایی و سلفی‌گری در جهان عرب
بررسی گفتار فرقه گرایانه‌ی داعش
بیداری اسلامی در شعر معاصر یمن(مطالعه مورد پژوهش: شعر عبدالله بردونی)
بیداری اسلامی پیرامون لیبرالیسم؛ اشتراک‌ها و افتراق‌ها
تأثیر بیداری اسلامی بر اتحاد راهبردی آمریکا- اسرائیل
تأثیرِ بن لایه‌های انقلاب اسلامی ایران بر بیداری سیاسی، اجتماعی شیعیان لبنان
تبارشناسی جریانهای تکفیری بررسی موردی جنبش طالبان در افغانستان
تبیین ابعاد و مؤلفه‌های بیداری اسلامی و تحلیل جایگاه آن در کتابهای درسی تاریخ دوره دوم متوسطه ایران
تحلیل محتوای بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در زمینه فتنه: یک مطالعه کیفی
تحلیل گفتمانی بیداری اسلامی در اندیشه مقام معظم رهبری
تقابل سیاست خارجی ایران و عربستان در بحران یمن با روش سازه انگارانه
جایگاه و نقش زنان در حکومت اسلامی در دیدگاه اما م خمینی (ره)
رئوف ژئوپلیتیک و بازیگری قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای در غرب آسیا
راهبرد امنیتی قدرت‌های منطقه‌ای ایران، ترکیه و اسرائیل در قبال بحران سوریه (2011-2014 )
روند ساخت نهادهای انقلابی در دولت موقت و شورای انقلاب و تاکید امام خمینی بر الگوهای اسلامی
شور حسینی در شعر بیداری اسلامی بحرین
فرصت‌ها و تهدیدهای فراروی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه
ماهیت جنبش‌های اخیر خاورمیانه: اسلامی یا سکولار؟
مبانی نظری اقتدارگرایی در قرآن با رویکردی بر دیدگاههای امام خمینی(ره) درباره بیداری اسلامی در ایران
مبانی و مستندات " سیاست استکبار ستیزی " در دیدگاه امام خمینی ره
مطالعه تطبیقی حقوق ملت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مانیفست فکری جریان ملی گوروش ترکیه
مقاومت و بیداری اسلامی در اشعار معروف الرصافی و محمدحسین شهریار
موانع بیداری اسلامی در آیات و روایات
نقش آفرینی قطر در منطقه خلیج فارس با توجه به مناقشات اخیر خاورمیانه
نقش کشورهای غربی در چگونگی شکل گیری اندیشه سلفی
نگاهی تطبیقی به نقش طبقۀ متوسط جدید در ایجاد انقلاب در مصر و عربستان
ژئوپلیتیک و بازیگری قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای در غرب آسیا
کنشگر» و «کنش‌پذیر» در بیداری اسلامی؛ از منظر گفتمان امام خمینی
گفتمان‌سازی غرب در بهره‌گیری از؛ اتهام تروریسم دولتی علیه جمهوری اسلامی ایران

واقع‌گرایی نوکلاسیک چارچوبی برای تحلیل سیاست خارجی عربستان در قبال بیداری اسلامی
نویسنده مسئول : سیفی، عبدالمجید؛
مجله: سیاست » تابستان 1399 - شماره 54 علمی-پژوهشی/ISC ‏(17 صفحه - از 611 تا 627)
چکیده: خیزش‌هایی که از اواخر سال ۲۰۱۰ بسیاری از کشورهای خاورمیانۀ عربی و شمال آفریقا را درنوردید، تأثیر بسزایی بر جهت‌گیری سیاست خارجی دولت‌های این منطقه داشته است. سیاست خارجی عربستان سعودی به‌عنوان کنشگری مهم در منطقه نیز از این تأثیرپذیری مستثنا نبوده است. جهت‌گیری سیاست خارجی عربستان در قبال این خیزش‌ها از یک‌ سو حمایت از سرنگونی دولت‌های لیبی و سوریه و از سوی دیگر مداخله مستقیم نظامی در بحرین و یمن برای حفظ دولت‌های این کشورها بوده است. این رویکرد در سیاست خارجی عربستان سبب طرح این پرسش شده که چگونه سیاست خارجی متناقض عربستان سعودی در قبال بیداری اسلامی توجیه‌پذیر است؟ برای پاسخ به این پرسش از نظریۀ واقع‌گرایی نوکلاسیک استفاده شده است و براساس آن برای ارزیابی تناقضات موجود در تحلیل سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال بیداری اسلامی باید تهدیدها و توانمندی‌های این کشور، عوامل داخلی و خارجی در این مقطع زمانی به شکل همزمان مورد توجه قرار گیرد. این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی و تحلیلی انجام گرفته و منابع آن به شکل کتابخانه‌ای و اینترنتی جمع‌آوری شده‌ است.
راهبرد امنیتی شورای همکاری خلیج‌فارس در قبال جمهوری اسلامی ایران (2018-2011)
نویسنده : جانسیز، احمد؛ نویسنده مسئول : پیرمحمدی، سعید؛
مجله: مطالعات بنیادین و کاربردی جهان اسلام » تابستان 1399 - شماره 4 ‏(28 صفحه - از 1 تا 28)
چکیده: روابط ایران و شورای همکاری خلیج‌فارس از زمان تأسیس شورا در سال 1981 با فراز و نشیب‌های متعددی همراه شده است. از سال 2011 با آغاز تحولات انقلابی در منطقة غرب آسیا و شمال آفریقا، شورای همکاری رویکردی ستیزه‌جویانه و تهاجمی را در قبال جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت اتخاذ نموده است. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که: «در پی آغاز بیداری اسلامی، شورای همکاری چه راهبرد امنیتی را قبال جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده است؟». در مقام پاسخ به پرسش اصلی، نوشتار حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی- تحلیلی و استناد به گزاره‌های نظری واقع‌گرایی تهاجمی بر آن است که در دوره زمانی بعد از بیداری اسلامی، شورای همکاری خلیج‌فارس به‌ویژه جبهة دنباله‌رو عربستان سعودی در شورا، راهبرد امنیتی خود در قبال جمهوری اسلامی ایران را بر مبنای سازوکارهای تهاجمی از قبیل ائتلاف‌سازی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، جنگ مستقیم و نیابتی، موازنه‌سازی و احالة مسئولیت تنظیم و اجرا نموده است».
نقش داستان راستان شهید مطهری و داستان‌های کوتاه محمود تیمور در بیداری اسلامی دو انقلاب ایران و مصر
نویسنده مسئول : زهره‌ای، حمیدرضا؛ نویسنده : جوادی، سیده پروین؛ مهری، محمد؛
مجله: معرفت » خرداد 1399 - شماره 270 علمی-ترویجی/ISC ‏(8 صفحه - از 97 تا 104)
چکیده: گاهی روزگار درگردش خود به نقطه‌ای می‌رسد که حق و باطل در‌هاله‌ای ازابهام فرورفته و راه از بیراه گم می‌شود. در چنین زمانه‌ای است که روشن‌فکران دینی و غیردینی دست به قلم می‌برند تا چراغی بیافروزند در دل تاریکی‌ها. محمود تیمور و مرتضی مطهری ازجمله روشن‌فکرانی هستند که علاوه بر حضور سیاسی چشمگیر در دو انقلاب ایران و مصر، در عرصه ادب فارسی و عربی نیز خوش درخشیده‌اند؛ با ‌این تفاوت که یکی از آن دو در عصر نهضت روزگار تجدید زندگی عرب می‌زیسته؛ و تحول در ساختار زندگی سیاسی اجتماعی عرب، پس از عصر نهضت، سبب شده تا وی از مرز سنت‌ها عبور کرده، قدم به دنیای تجدد نهاده و داستان‌هایی واقعی از خرافه‌پرستی مسلمانان خلق کند؛ و دیگری با توجه به ضروریات جامعه ایران و از سر درد، نگارش آثاری همتراز «فلسفه و روش ریالیسم» را رها کرده و عالمانه داستان راستانی خلق کند که گویی در مقابل داستان‌های کوتاهی نوشته شده که به جای نمایاندن چهره واقعی اسلام، فقط و فقط بر دینی آمیخته با خرافه تاخته‌اند. علامه بزرگ شهید مطهری در این کتاب بسیاری از مبانی فکری و ریشه‌دار شیعه را در قالب داستان مطرح کرده است. هدف از این پژوهش که به شیوه تطبیقی مقایسه‌ای و به روش کتابخانه‌ای انجام شده، مقایسه تطبیقی ساختار، محتوا، تفاوت‌ها، شباهت‌‌ها و نیز نقش داستان‌های کوتاه شهید مطهری و تیمور در شکل گیری دو انقلاب ایران و مصر است.
کاشف الغطاء و مسئله فلسطین؛ ابعاد و راهکارها
نویسنده مسئول : ورعی، سیدجواد؛ نویسنده : ورعی، سید امین؛
مجله: سیاست متعالیه » زمستان 1398 - شماره 27 علمی-پژوهشی ‏(21 صفحه - از 246 تا 266)
چکیده: محمد حسین کاشف الغطاء از ابتدا به عمق فاجعه‌ای که در فلسطین در حال وقوع بود، پی برده و در موقعیتهای گوناگون، مواضعی چون شرکت در کنفرانسها، سفر به کشورهای اسلامی و فلسطین و امامت جماعت با شکوه در قدس، سخنرانی و صدور فتوای «تحریم فروش اراضی به یهودیان» را اتّخاذ نمود. از دیدگاه وی مسئله فلسطین، دارای ابعاد تاریخی، مذهبی، سیاسی ـ اجتماعی و بین المللی است. در واقع فلسطین، «سرزمین تاریخی اعراب» بوده و فلسطینیان، از سرزمین اجدادیشان دفاع می‌کنند. ایشان قدس را «امانت خدا در دستان مسلمانان» می‌دانست که باید حفظ شود. فلسطین در جغرافیای دینی «قلب جهان اسلام» بوده و «صهیونیسم زائیده استعمارِ» است. کاشف الغطاء حلّ موضوع فلسطین را در گرو «توجه حقوق بشری و جهانی به آن»، «بیداری امّت اسلامی»، «بازگشت به هویت اسلامی»، «بسیج امّت اسلامی» و «اتحاد دولت‌های عربی و اسلامی و دوری از استعمارگران» می‌دانست.
واکاوی گفتمانی انقلاب تونس
نویسنده : شاه ولی، عبدالکریم؛ یوسفی جویباری، محمد؛
مجله: پژوهش‌های روابط بین الملل » زمستان 1398 - شماره 34 علمی-پژوهشی/ISC ‏(24 صفحه - از 315 تا 338)
چکیده: چکیده انقلاب تونس در اواخر 2010 یکی از مهم‌ترین تحولات خاورمیانه در قرن بیست و یکم بوده است که علاوه بر تاثیرگذاری بر حوزه سیاست داخلی تونس بر گستره خاورمیانه نیز تاثیرگذار بوده است. اما وجه بارز انقلاب تونس و تحولات پس از آن وجود گفتمان‌های کلانی بوده که بعضاً تضادهایی نیز با همدیگر داشته‌اند. در این راستا، با توجه به اهمیت موضوع این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سوال محوری است که چه گفتمانهایی کلانی بر انقلاب تونس غالب بوده است؟ به موازت پرسش مطرح شده، این پژوهش به دنبال بررسی این فرضیه است که، با توجه به اینکه انقلاب تونس متاثر از دو فرایند جهانی شدن و اسلام‌گرایی بوده است، دو ابرگفتمان دموکراسی‌خواهی و اسلام‌گرایی به عنوان دو گفتمان غالب بر انقلاب تونس مسلط بوده است. یافته‌های تحقیق در این مقاله علاوه بر اینکه گفتمان‌های غالب را براساس مبانی مربوط در پس از انقلاب نشان می‌دهد حاکی از این موضوع مهم نیز می‌باشد که تحولات تونس به سمت یک هویتی تونسی حرکت می‌کند که نهایتاً سعی دارد در چارچوب یک دولت ملی خود را بنمایاند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و تحلیلی و روش گردآوری داده‌ها بر مبنای ابزار کتابخانه‌ای و اینترنتی است.
عوامل سیاسی- اجتماعی ناکامی‌های بیداری اسلامی در مصر (2012-2013م) براساس مکعب بحران
نویسنده : مرادپوردهنوی، امیرحسین؛ ستوده، محمد؛
مجله: سیاست متعالیه » زمستان 1398 - شماره 27 علمی-پژوهشی ‏(29 صفحه - از 268 تا 296)
چکیده: بیداری اسلامی در مصر دارای سابقه طولانی است و اوج این حرکت اسلامی را در 2011 م که منجر به سقوط مبارک دیکتاتور این کشور شد، رخ داد. ومتعاقب آن شاهد پیروزی جنبش اخوان المسلمین و انتخاب محمد مرسی به ریاست جمهوری مصر بودیم.اما عمر دولت اخوانی یکسال بیشتر دوام نیاورد. و دوره ریاست جمهوری مرسی شاهد بحران‌های سیاسی – اجتماعی و اقتصادی در این کشور بودیم که منجربه شکل گیری جنبش تمرد علیه مرسی شد و در نهایت بهانه‌ای به دست نظامیان اقتدار گرا داد و از طریق کودتا حکومت جماعت اخوان را ساقط کردند. در این تحقیق بر اساس مدل هرمن کان در نظریه مکعب بحران علل سقوط مرسی در چهار مرحله ماهیت بحران،زمینه‌های بحران،علل بحران،کنترل وخروج بررسی نمودیم .در این تحقیق بر اساس مدل هرمن کان در نظریه مکعب بحران علل سقوط مرسی در چهار مرحله ماهیت بحران،زمینه‌های بحران،علل بحران،کنترل وخروج بررسی نمودیم .
راهبردهای اتحاد جهان اسلام با ابتنای بر دیدگاه‌های مقام معظم رهبری
نویسنده : رجبی،‌هادی؛
مجله: پژوهشهای سیاسی جهان اسلام » پاییز 1398 - شماره 32 علمی-پژوهشی/ISC ‏(25 صفحه - از 61 تا 85)
چکیده: بر طبق دیدگاه مقام معظم رهبری در شرایط کنونی که نظام بین‌الملل در حال تغییر است، مسئله اتحاد جهان اسلام بسیار با اهمیت و تأثیر‌گذار بر آینده جهان اسلام خواهد بود. بنابراین، در مقالۀ حاضر سعی می‌شود تا ضمن بررسی آراء و نظرات ایشان، راهبردهای دستیابی به شکل‌گیری اتحاد دنیای اسلام، با توجه به نقاط ضعف، قوت، فرصت‌ها و تهدیدات پیش روی دنیای اسلام در آستانۀ تغییر شکل‌ و ماهیت نظام جهانی و ایجاد نظم جدید جهانی، تبیین شود. شیوۀ تحقیق، روش ترکیبی است، بدین ترتیب که از روش تحلیل محتوا برای شناسایی و دسته‌بندی کدها و مقولات و از روش SWOT به منظور شناخت و دسته‌بندی راهبردهای ارائه‌شده در بیانات مقام معظم رهبری درخصوص نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدات اتحاد جهان اسلام استفاده شده ‌است. با بررسی هرکدام از موارد اشاره‌شده در روش SWOT در بیانات مقام معظم رهبری مشخص شد که از نظر ایشان جهان اسلام دارای نقاط قوت زیادی است که در این مقاله به 11 مورد از آنها اشاره شده است. ایشان با نگاهی جامع به زوایای مختلف دنیای اسلام، فرصت‌های پیش روی جهان اسلام را نام می‌برند که به 13 مورد از آنها در این مقاله پرداخته شد. در این راستا مقام معظم رهبری طی سال‌های گذشته راهبردهایی را برای برطرف کردن نقاط ضعف، بهره‌گیری بیشتر از نقاط قوت و تبدیل تهدیدات به فرصت‌ها بیان داشته‌اند که از ویژگی‌هایی همچون واقع‌گرایی همراه با آرمان‌گرایی و عمل‌گرایی همراه با رویکرد انتقادی نسبت به وضع موجود، در آن مشاهده می‌شود.
واکاوی و تحلیل زمینه‌ها و اهداف جنگ‌طلبی آل سعود در یمن
نویسنده : عموری، عبدالحسین؛
مجله: پژوهش نامه تاریخ، سیاست و رسانه » پاییز 1398 - شماره 7 ‏(23 صفحه - از 345 تا 367)
چکیده: نقش آفرینی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بحرانی به نام تجاوز نظامی علیه یمن با محوریت آل سعود را به وجود آورده است. کشور عربستان از گذشته دور، یمن را به عنوان حوزه نفوذ و حیاط خلوت خود محسوب کرده و تسلط کاملی را بر حاکمان این کشور داشته است. در این میان پس از انقلاب مردم یمن و ناآرامی‌های سال‌های اخیر، جنبش اسلامی الحوثی با ریشه تشیع و در تقابل با سلطه دولت وهابی آل‌سعود شکل گرفت. این جنبش با بر نتافتن سلطه آل سعود و تمایل و ارتباط با جمهوری اسلامی ایران حوزه نفوذ عربستان بر یمن را به چالش کشید. بر این اساس آل سعود با حمله نظامی به یمن و متهم‌کردن ایران به حمایت‌های نظامی و سیاسی از جنبش انصار الله، رویه‌ای تقابلی به‌خود گرفت. چنان که عربستان سعودی تلاش کرده است تا با تشکیل ائتلاف و تهاجم نظامی به یمن، جنبش اسلامی انصار الله را از قدرت سیاسی حذف کند و با چینش جریان‌های هم‌سو در ساختار قدرت از نفوذ ایران در دولت جدید یمن جلوگیری کند. جمهوری اسلامی ایران نیز با حمایت و پشتیبانی معنوی و سیاسی از جنبش انصار الله و انقلابیون یمن تلاش کرده است تا موازنه قدرت منطقه‌ای را به‌نفع خویش تغییر دهد. هم چنین یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که رقابت و تعارض منافع میان آل سعود و ایران در بحران یمن، بازی با حاصل جمع جبری صفر را ایجاد کرده است. بررسی زمینه‌ها، اهداف، و برآیند حضور نظامی آل سعود در یمن رسالت اصلی این تحقیق است. چنان که به نظر می‌رسد عربستان سعودی به عنوان با نفوذ‌ترین کشور عربی در میان اعراب، به منظور حفظ وجهه سیاسی، تثبیت وبسط قدرت خود در منطقه و جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در منطقه عربی، با ائتلاف کشورهای عربی و اقدام نظامی علیه حوثی‌های طرفدار ایران، سعی به حفظ توازن در منطقه دارد.
ناکامی فرآیند دموکراسی در مصر بعد از انقلاب 2011، از منظر نظریه عجم اوغلو-رابینسون
نویسنده : شیخ‌الاسلامی، محمد حسن؛ قهرمانی، میثم؛ غریبی، محسن؛
مجله: پژوهش‌های روابط بین الملل » تابستان 1398 - شماره 32 علمی-پژوهشی/ISC ‏(26 صفحه - از 161 تا 186)
چکیده: نظریه‌پردازان در حوزه‌های گوناگون علوم اجتماعی، عوامل گوناگون و گاه متضاد را عامل شروع اعتراضات در مصر می‌دانند. اقتصاددانان بر عوامل اقتصادی و دانشمندان علوم سیاسی بر عناصر سیاسی تاکید کرده‌اند. این پژوهش به روش علّی- توصیفی و با بررسی منابع کتابخانهای و الکترونیکی به دنبال پاسخ این سوال است که چرا فرآیند دموکراسی در مصر که با انقلاب سال 2011 شروع شده بود، شکست خورد و با کودتای نظامیان مواجه شد؟ رویکرد اقتصاد سیاسی عجم اوغلو و رابینسون، برگرفته از کتاب ریشه‌های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی، به عنوان چارچوب نظری انتخاب شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که: "وابستگی ساختاری اقتصاد مصر به منابع ارزی و درآمدی خارجی و تاثیرپذیری از نوسانات آن، عدم ایفای نقش واسطه‌ای از سوی طبقه متوسط مصر به دلیل ترس از اقدامات دولت محمد مرسی و حتی گرایش بخش مهمی از جامعه مدنی به نظامیان، سیستم ریاست جمهوری مصر و جدال میان اخوان المسلمین و ارتش برای تصاحب هر چه بیشتر نهادهای سیاسی و قانونی و عدم برقراری نوعی شراکت در قدرت و نابرابری و فقر در مصر و تلاش ارتش برای بالا بردن هزینه انقلاب برای مردم؛ چهار عاملی هستند که در مجموع، موجب عدم تحقق کامل انقلاب، تهدید دموکراسی برای فرادستان و جذاب شدن کودتا برای نظامیان مصر شد.
نقش سازمان‌های مردم نهاد در دیپلماسی عمومی آمریکا: مطالعه موردی بنیاد ملی دموکراسی در مصر و نقض حق تعیین سرنوشت
نویسنده : غلامزاده، حمیدرضا؛
مجله: پژوهش نامه حقوق بشری » تابستان 1398 - شماره 16 ‏(28 صفحه - از 43 تا 70)
چکیده: بنیاد ملی دموکراسی؟ از زمان شکل‌گیری خود به دنبال پیگیری منافع ملی ایالات متحده آمریکا در سراسر جهان بوده است. این بنیاد، ترویج دموکراسی در کشورهای دیگر را به عنوان هدف اصلی خود معرفی می‌کند. در خصوص کشورهای اسلامی, بنیاد ملی دموکراسی این کشورها را رژیم‌های مستبد معرفی نموده و به دنبال حمایت از اصلاح‌طلبان داخل حزب حاکم و احزاب مخالف است. بنابر سند راهبردی سال ۲ این دو سیاست در برنامه‌های بنیاد ملی دموکراسی در کشورهای اسلامی قرار دارد: نخست گسترش ارزش‌ها و معیارهای لیبرال در مقابل ارزش‌ها و معیارهای اسلامی که حتی شامل ارائه تفاسیر جدید از قوانین اسلامی نیز می‌شود؛ دوم، تلاش برای جذب حمایت عمومی از طریق هدف‌گیری زندگی روزمره شهروندان. در این راستاء سازمان‌های مردم‌نهاد از جمله بازیگران اصلی اهداف بنیاد ملی دموکراسی هستند که توسط نهادهای وابسته به بنیاد در کشورهای اسلامی مورد حمایت قرار می‌گیرند. با توجه به اتفاقات پس از تحولات بیداری اسلامی در مصر و بازداشت فعالان سازمان‌های مردم‌نهاد وابسته به این بنیاد آمریکایی که منجر به بازداشت 19 تبعه آمریکایی -از جمله فرزند وزیر ترابری آمریکا- شد و نقش این سازمان‌های مردم‌نهاد در پیشبرد اهداف بنیاد ملی دموکراسی در هدایت. برگزاری و نظارت بر انتخابات مصر این مقاله به دنبال آن است تا نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در راهبرد بنیاد ملی دموکراسی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی مصر و سرنوشت ایشان را مورد ارزیابی قرار دهد. بنیاد ملی دموکراسی تلاش می‌کند از طریق سازمان‌های مردم‌نهادی که مورد حمایت مالی خود قرار داده با استفاده از رسانه‌هاء اعتراضات و جنبش‌های مدنی بر فضای سیاسی جامعه تاثیر گذاشته و با مداخله غیرمستقیم در انتخابات. حق تعیین سرنوشت را که جزو حقوق مسلم یک ملت است.» تضییع کند. بدین منظور منابع دست‌اول شامل اسناد راهبردی» مکتوبات» گزارش‌ها و خبرنامه‌های دوره‌ای این بنیاد و منابع دست‌دوم مشتمل بر تحلیل عملکرد نهادها و افرادی که توسط بنیاد مورد حمایت مالی قرار گرفته‌اند و مطالعات و بررسی‌های فعالیت‌های بنیاد با رویکرد کیفی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.
تحلیل بحران لیبی (بر اساس مدل مایکل برچر)
نویسنده: ایوب حیدری
منبع: فصلنامه سیاست سال سوم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۱۰
بحران پدیده‌ای است که اقشار مختلفی از سیاستمداران، روزنامه نگاران، خبرنگاران و محققان به صورت روزانه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و یا به بررسی آن می-پردازند. هر یک از کنش‌های روزمره این افراد می‌تواند جرقه یک بحران بین المللی باشد. تظاهرات مردم شهر بنغازی لیبی در اعتراض به توهین نشریه دانمارکی به پیامبر اسلام (ص) و سرکوب این اعتراضات توسط رژیم قذافی و پس از آن به راه افتادن موج تحولات موسوم به بیداری اسلامی یا بهار عربی و سرایت آن به لیبی و به دنبال آن تصمیم قذافی برای سرکوب شدید مخالفانش در سال 2011، بحرانی جدی را در لیبی رقم زد و این کشور را با مشکلات عدیده‌ای مواجه ساخت. در پژوهش حاضر برای تحلیل فراز و فرودهای این بحران از مدل تحلیل بحران مایکل برچر استفاده شده است. بر اساس این مدل، بحران لیبی پس از قذافی با تشکیل دولت موقت و انتخابات مجلس مؤسسان وارد یک دوره کاهش شد اما از سال 2014 در نتیجه اعتراض اعضای کنگره ملی به محل تشکیل پارلمان جدید و استقرار دو دولت در این کشور، مجدداً وارد مرحله افزایشی شده و تا کنون نیز به رغم تلاش‌های نماینده سازمان ملل متحد برای کاهش بحران، نشانه‌هایی از کاهش بحران مشاهده نمی‌شود.
تحلیل مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران سوریه
نویسنده: سید شمس الدین صادقی کامران لطفی
منبع: جستارهای سیاسی معاصر سال ششم بهار ۱۳۹۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
هرچند که در آغاز شکل گیری بحران سوریه که همزمان با پیدایش بهار عربی و بیداری اسلامی بود، یک این همانی برای پاره‌ای از تحلیلگران سیاسی ایجاد شده بود که بحران سوریه نیز از سنخ و جنس همان جنبش‌های انقلابیِ کشورهای منطقه است، امّا شکل گیری گروه‌های تروریستی و بنیادگرایان تکفیری- سَلفی از جمله جبهه‌ی النصره، اَحرار شام و داعش که در فعالیتی همسو با یکدیگر علیه منافع ملّت سوریه، این کشور را عرصه‌ی تاخت و تاز خود قرارداده اند، جمهوری اسلامی ایران را در موقعیتی قرارداد که با دقت و تیزبینی خاصی تحولات این کشور و منطقه را رصد نموده و در این جدال ژئوپلیتیکی، از منافع دولت و ملّت سوریه حمایت نماید. با توجه به این مطلب، فرض این پژوهش آن است که مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران سوریه، واقعگرایانه و مبتنی بر منافع ملّی ایران و دولت- ملّت سوریه است؛ امری که در این پژوهش قصد تبیین آن را داریم. هدف از انجام این پژوهش، دست یابی به درک صحیحی از رویکرد واقعگرایی جمهوری اسلامی ایران نسبت به بحران سوریه می‌باشد. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی و نوع پژوهش کاربردی است.
هویت و مبانی فکری جنبش انصارالله در یمن
نویسنده: منصور میراحمدی ولی محمد احمدوند
منبع: اندیشه سیاسی در اسلام زمستان ۱۳۹۳ و بهار ۱۳۹۴ شماره ۲ و ۳
رهبری و حفظ انقلاب در ایران و مصر؛ تحلیلی بر نقش محمد مرسی درشکست انقلاب مصر
نویسنده: اکبر اشرفی طیبه سلامت
منبع: جستارهای سیاسی معاصر سال ششم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
امام خمینی (ره) در دهه 1350 مصداق روشنی از مفهوم بیداری اسلامی از ایده تا عمل را در ایران محقق ساخت و آن را به عنوان الگویی به جهانیان عرضه داشت. پس از سه دهه از این رویداد, در ژانویه سال 2011 خیزش عمومی مردم مصر به بار نشست و حکومت سی ساله حسنی مبارک سرنگون گشت. متعاقبا طی روندی دموکراتیک, محمد مرسی به عنوان رئیس جمهور برگزیده گردید؛ اما عدم کفایت وی در پایبندی به اهداف انقلاب و تمکین از مطالبات مردمی منجر شد زمامداری وی بیش از یک سال دوام نیاورد. دغدغه اصلی نگارندگان استفاده از روش تطبیقی در مطالعه نحوه مدیریت و تدبیر امام خمینی تئوریسین و رهبر بیداری اسلامی در تثبیت انقلاب و در مقابل تشریح نحوه عملکرد منفعلانه محمد مرسی رئیس جمهور مخلوع مصر در پاسداشت آرمان‌های انقلابی مردم, اقناع اپوزوسیون, حفظ انسجام ملی در میان مردم مصر است.
انقلاب‌های عربی و شکل گیری نظم‌های جدید امنیتی در خاورمیانه
نویسنده: فاطمه قیاسوندی نبی الله ابراهیمی احمد سلطانی نژاد
منبع: پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۳۹۳ شماره ۱۶
استدلال اصلی این مقاله، واکاوی تحولات بیداری اسلامی و تأثیر این موضوع بر چگونگی تکوین نظم‌های جدید امنیتی در خاورمیانه است. از آنجا که جنبش‌های مردمی در کشورهای عربی با عنوان قیامی علیه استبداد و استعمار در منطقه شناخته می‌شود، عاملی مهم برای بازتعریف نظم نوین منطقه است، که با توجه به مؤلفه‌های مطالعات «سعیدیسم» یا «پسااستعمارگرایانه» و تطابق موجود میان این انقلاب‌ها با این مطالعات، ما شاهد شکل گیری نوعی نظم با تأکید بر بازخوانی مطالعات سعیدیسم در خاورمیانه هستیم. از این رو در این مقاله نخست، نظم از منظر مکاتب واقع گرایی، لیبرالیسم، مکتب کپنهاگ و پسااستعماری، سپس تبارشناسی نظم‌ها در خاورمیانه بررسی می‌شود. در ادامه به نقش اسلام گرایان و در پایان نیز به نظم امنیتی حاکم بر منطقه پس از انقلابات عربی پرداخته می‌شود، تا به این نتیجه برسیم که چگونه انقلاب‌های عربی بر شکل گیری نظم‌های امنیتی جدید خاورمیانه تأثیر دارد؟
آشنایی با پیشگامان بیداری اسلامی(8)؛ اقبال لاهوری
نویسنده: ابوذر قاسمی آرانی
منبع: حبل المتین سال سوم بهار ۱۳۹۳ شماره ۶
یکی از دغدغه‌های دیرینه شاعران و نویسندگان در سراسر جهان اسلام، اندیشه بیداری اسلامی در سایه تفکری وحدت آفرین است. اقبال لاهوری از جمله شاعرانی است که آثار ادبی وی به دو زبان اردو و فارسی، سرشار از پیام حیات بخش اتحاد اسلامی است. این مقاله با بررسی دیوان شعر اقبال لاهوری با رویکردی تحلیلی توصیفی به این نتیجه رسیده است که اشعار وی حکایت از آن دارد که اقبال لاهوری همه مسلمانان را همانند یک جسم و یک جان تلقی نموده و عقاید مشترکشان را به عنوان محور و ارکان بنیادین اتحاد اسلامی معرفی می‌نماید و معتقد است که معیار واقعی در اسلام، ایمان مسلمانان است و تفاوتی میان شیعه و سنی وجود ندارد.
رویکردهای امنیتی ایالات متحده در قبال جنبش‌های اجتماعی خاورمیانه
نویسنده: علیرضا قاسمی حسین تاج آبادی
منبع: مطالعات بیداری اسلامی سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۵
کاربست نماد رنگ‌ها در بیداری اسلامی مردم یمن (مطالعه مورد پژوهانه شعر شاعر نابینای یمنی «عبدالله بردونی»)
نویسنده: محسن سیفی آسیه سادات حسینیان
منبع: مطالعات بیداری اسلامی سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۵
جریان شناسی نهضت‌های اسلامی در جهان اسلام با تمرکز بر بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا
نویسنده: محسن محمدی
منبع: پژوهش‌های منطقه‌ای دوره جدید زمستان ۱۳۹۳ شماره ۱۴
تمدن اسلامی تاریخ پرفراز و نشیبی دارد. مسلمانان در صدر اسلام با تکیه بر ایمان و تلاش علمی و سیاسی خود جوامع متحد و منسجمی ایجاد کردند اما حمله مغولان و جنگ‌های صلیبی, تمدن اسلامی را با چالش جدی مواجه ساخت و شکوفایی مجدد آن در ایران, عثمانی و هند با سیاست‌های استعماری غرب متوقف شد. در مقابل این چالش, نهضت‌های اسلامی در جهان اسلام شکل گرفت. این مقاله در صدد تحلیل این نهضت‌ها در بستر تمدن اسلامی است. بر این اساس ابتدا مروری اجمالی بر سیر تمدن اسلامی داشته و سپس بیداری اسلامی را در چهار موج تحلیل نموده است. بیداری اسلامی ابتدا نخبگان جهان اسلام را در بر گرفت. آنها نظرات مختلفی برای برون رفت جهان اسلام از دوران رکود ارائه دادند. در ادامه مردم مسلمان به صحنه آمدند و بیداری اسلامی جنبه مردمی و عمومی یافت و در برخی نقاط به پیروزی رسید.
ارزیابی وضعیت سلفیه بر اساس مکعب بحران
نویسنده: سید مهدی علیزاده موسوی
منبع: علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال هفدهم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۶۸
نخستین گام برای هرگونه سیاست گذاری و مقابله با سلفیه، بررسی وضعیت سلفیه کنونی آن در جهان اسلام است. اما در بررسی علمی نیازمند مدل مناسبی هستیم که بتواند زوایاو ابعاد مختلف این وضعیت موجود را تبیین کند. در این تحقیق از مدل مکعب بحران استفاده شده است. بر اساس این چارچوب نظری هشت وضعیت از ترکیب سه عامل «میزان تهدید»، «مقدار زمان» و «مقدار آگاهی» به وجود می‌آید که با نگاهی به عملکرد سلفیه در فضای بیداری اسلامی، روشن می‌شود که میزان تهدید: زیاد، مقدار زمان: کم و از نظر آگاهی: شرایط غافلگیری، حاکم است و در میان هشت وضعیت مکعب بحران، چنین وضعیتی منطبق با شرایط بحرانی است و چنین شرایطی نیازمند، سرعت در هرگونه سیاست گذاری و تصمیم گیری است.
انقلاب‌های عربی و فرصت‌های آن برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
نویسنده:‌هادی ترکی
منبع: فرهنگ پژوهش تابستان ۱۳۹۳ شماره ۱۸ ویژه علوم سیاسی
رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تحولات نوین خاورمیانه
نویسنده: سید علی نجات
منبع: فصلنامه سیاست سال اول زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴
تحولات جهان عرب پس از سال 2011 شرایط ترتیبات سیاسی و امنیتی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را دگرگون ساخته است. این تحولات که تحلیل گران غربی آن را «بهار عربی» می‌نامند و ما آن را «بیداری اسلامی» می‌خوانیم، پدیده‌ای بی نظیر در این منطقه جغرافیای سیاسی محسوب می‌شود که سیاست خارجی تمام بازیگران منطقه‌ای از جمله جمهوری اسلامی ایران را تحت تأثیر قرار داده است. در همین راستا، این پرسش مطرح می‌گردد که عوامل تأثیرگذار بر سیاست خارجی ایران در قبال تحولات نوین خاورمیانه کدامند؟ فرضیه نوشتار این است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، در ارتباط با تحولات جدید منطقه، تحت تأثیر عوامل ایدئولوژیکی و واقع گرایی بوده است. در این نوشتار سعی بر آن است با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی و با تأکید بر گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به تبیین موضع گیری جمهوری اسلامی ایران در قبال انقلاب‌های تونس، مصر، لیبی، یمن و تحولات بحرین و سوریه پرداخته شود.
نگاهی به پیشینه جنبش اسلامی در لبنان مطالعه موردی: الجماعة الإسلامیة فی لبنان (اخوان المسلمین لبنان)
نویسنده: جمال الدین ناصری
منبع: پژوهش‌های منطقه‌ای دوره جدید پاییز ۱۳۹۳ شماره ۱۳
موضوع این مقاله بررسی و گزارش پیشینه حرکت اسلامی در لبنان است. در این نوشته ابتدا به اختصار تاریخ سیاسی لبنان، وضعیت اجتماعی و نقش احزاب فعال در حکومت لبنان مورد بحث قرار می‌گیرد. سپس فرآیند ظهور اخوان المسلمین در لبنان و چگونگی فعالیت این نهاد در طول بیش از پنجاه سال گذشته بررسی می‌گردد و نیز توصیفی مبتنی بر واقعیت تاریخی از نقش اخوانی‌ها در این کشور، برای خواننده ارائه می‌شود. حزب الجماعة الإسلامیة بزرگترین تشکل رسمی اخوان المسلمین در لبنان بوده که با تمرکز و تشریح اهداف، ساختار و چارچوب این حزب، گوشه‌ای از فعالیت‌های الجماعة الإسلامیة در حوزه‌های سیاسی و رسانه‌ای بسط داده می‌شود. الجماعة یکی از باسابقه‌ترین و پرنفوذترین احزاب اسلامی این کشور است که در طول نیم قرن گذشته یکی از بازیگران فعال عرصه سیاسی لبنان بوده است. کارنامه این حزب مجموعه‌ای از کامیابی‌ها، شکست‌ها، موفقیت‌ها و افت و خیزها را به ما نشان می‌دهد. این مقاله سعی می‌کند تا نمایی از این کارنامه تا سال‌های اخیر را بازگو نماید.
سیاست روسیه قبل و بعد از تحولات اسلامی در منطقه خاورمیانه
نویسنده: محمد سهرابی
منبع: راهبرد سال بیست و سوم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۷۱
وقوع تحولات در شمال افریقا و تسری آن به خاورمیانه سبب شد تا بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه ای، رویکردها و سیاست‌های متفاوتی را نسبت به قبل در این منطقه اتخاذ کنند. روسیه، به عنوان یکی از بازیگران فرامنطقه‌ای حاضر در منطقه خاورمیانه که تاریخچه حضور آن به دوره تزارها بازمی گردد، در جریان این خیزش‌ها، رویکرد خود را نسبت به این منطقه تغییر داده و در هر یک از کشورهای قیام کرده با توجه به منافع و ابزار خود، سیاستی متفاوت را اتخاذ نموده است. این مقاله به دنبال آن است تا با ارائه چارچوبی نظری، رویکردهای روسیه را نسبت به تحولات اسلامی تبیین نماید. بر این اساس پرسش اصلی مقاله این است که وقوع تحولات اسلامی در منطقه خاورمیانه بر سیاست روسیه در این منطقه چه تأثیری داشته است؟ یافته‌های مقاله حاکی از آن است که خیزش‌های مردمی در منطقه خاورمیانه با عنوان \""تحولات عربی\"" موجب شد تا روسیه ابتدا سیاست همراهی با این انقلاب‌ها را در قالب همکاری با غرب در پیش گیرد، اما در ادامه، به دلیل نگرانی از افزایش حضور امریکا در منطقه و تسری این جریان به منطقه اوراسیا، سیاست تقابل با این جریان‌ها و حمایت از دولت‌های حاکم را در قالب تقابل با غرب دنبال نماید. پژوهش حاضر رویکرد روسیه را نسبت به خیزش‌های مردمی و وقوع تحولات در منطقه خاورمیانه تبیین نموده است.
بیداری اسلامی ملتهای مسلمان و تغییر رژیم درکشورهای عربی
نویسنده: کاکا شمشادی
منبع: حبل المتین سال سوم بهار ۱۳۹۳ شماره ۶
این مقاله، از منظر تاریخی و جامعه شناختی به تبیین عوامل و زمینه‌های تغییر رژیم در جوامع عربی خاورمیانه در جریان تحولات بیداری اسلامی می‌پردازد. پرسش این است که تحول این جوامع که با عنوان بیداری مردم مسلمان خاورمیانه از آن یاد می‌شود، تحت تأثیر کدام عوامل و زمینه‌ها شکل گرفته است. نویسنده، این عوامل و زمینه‌ها را به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم کرده و آنها را شامل تداوم چند دهه حکومتهای نادرست، انحصار قدرت و ثروت، تحول فکری فرهنگی ملت عرب، کسری دموکراسی در کشورهای عربی، دخالت قدرتهای بزرگ در پوشش همکاری، سیاست خارجی صلح جویانه در قبال رژیم صهیونیستی و انقلاب اسلامی مردم ایران دانست.
تاثیرات بیداری اسلامی خاورمیانه و شمال آفریقا بر امنیت ملی ج.ا.ایران
نویسنده: مصطفی محمدی
منبع: مطالعات بیداری اسلامی سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۵
جایگاه سیاسی جمهوری اسلامی ایران در فضای بین الاذهانی و پسا انقلابی خاورمیانه عربی
نویسنده: عبدالله مرادی
منبع: مطالعات بیداری اسلامی سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۳ شماره ۵
بررسی تأثیرات سلفی گری تکفیری بر بیداری اسلامی
نویسنده: محمد ستوده سید مهدی علیزاده موسوی
منبع: علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال هفدهم بهار ۱۳۹۳ شماره ۶۵
چالش‌های پیش روی بیداری اسلامی
نویسنده: سید علی مرادخانی
منبع: حبل المتین سال دوم پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳ و ۴
آسیبشناسی جریان بیداری اسلامی و شناخت راهبردهای دشمنان این جریان، موجب خواهد شد تا نظام برآمده از بیداری اسلامی، اجازه بازگشت و تداوم سلطه بیگانگان را ندهد. از میان برداشتن و یا به حداقل رساندن این آسیبها برای نتیجهبخش بودن حرکتهای بیداری اسلامی ضروری است. در این تحقیق سعی شده است مهمترین چالشهای پیش روی بیداری اسلامی در عرصه داخلی و خارجی مورد بررسی قرار گرفته و به علاقهمندان به تعقیب تحولات منطقه معرفی گردد.
دیپلماسی عمومی نوین و بیداری اسلامی
نویسنده: مجید مبینی مقدس نرگس عبدسرمدی
منبع: مطالعات انقلاب اسلامی سال دهم تابستان ۱۳۹۲ شماره ۳۳
انقلاب اسلامی ایران، به عنوان سرآغاز بیداری اسلامی معاصر، رسالت آگاهی رسانی به مردم کشورهای منطقه پیرامون فرصت‌ها و چالش‌های خیزش‌های انجام شده را برعهده دارد. از سوی دیگر، آگاه سازی مردم کشورهایی که هنوز بیداری اسلامی در آنچا فراگیر نشده است، رسالت دیگری است که انقلاب اسلامی بر دوش دارد و بنیانگذار انقلاب از آن با عنوان صدور انقلاب یاد می‌کردند. ابزار برقراری ارتباط انقلاب اسلامی ایران با مردم کشورهای منطقه، دیپلماسی عمومی است. مطالعه حاضر می‌کوشد ضمن واکاوی مفهومی دیپلماسی عمومی و تبیین انواع آن، با استفاده از چارچوب مفهومی و نظری ارائه شده و با تاکید بر اندیشه مقام معظم رهبری، مدلی را برای دیپلماسی عمومی فعال مبتنی بر فضای سایبر، به منظور ارتباط موثرتر با مردم کشورهای اسلامی ارائه نماید.
بررسی گفتار فرقه گرایانه‌ی داعش
نویسندگان احمد نادری علیرضا طاقتی، محسن منجی
چکیده: پدیده داعش دارای ابعاد مختلف نظامی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی است و از آنجا که ابعاد مذکور دارای مؤلفه‌ها و تأثیرات خاص خود می‌باشند، می‌توان هر یک از این ابعاد را مورد بررسی قرار داد البته در عین حال باید به تأثیرات متقابل این ابعاد نیز توجه داشت. یکی از بحث برانگیز‌ترین پرونده‌های مربوط به دولت اسلامی عراق و شام (داعش) از زمان تأسیس و شروع فعالیت‌های نظامی خود در سوریه و عراق،شیوه برخورد و تعامل آن با ادیان، مذاهب و فرقه‌ها و اقلیت‌های قومی و مذهبی است. در این بین، بررسی ادبیات دینی حاکم بر این گروه از اهمیت زیادی برخوردار است. این گفتار دینی که ریشه در اسلام سلفی دارد نیازمند بررسی دقیق‌تری است؛
دست‌کم آنجا که پای برخورد این گروه با دیگر گروه‌های قومی و مذهبی درمیان است.در این مقاله برآنیم نگاه داعش به عنوان یک گروه منتسب به جریان سلفی- جهادی را به گروه‌های قومی و مذهبی دیگر و به طورکلی برخورد و حساسیت این گروه را را نسبت به "دیگری" و "غیرخودی‌ها" بررسی کنیم.
روند ساخت نهادهای انقلابی در دولت موقت و شورای انقلاب و تاکید امام خمینی بر الگوهای اسلامی
نویسندگان
چکیده: با پیروزی انقلاب اسلامی دولت موقت بازرگان و شورای انقلاب متصدی امور دوران انتقالی قدرت، ساخت اولیه نهادهای بوروکراتیک دولتی، سامان سیاسی - اقتصادی کشور، و نیز انتظام قوای نظامی - پلیسی گردیدند. عواملی مختلف از جمله، تعدد احزاب سیاسی با مبانی ایدئولوژیکی متفاوت، توقعات فزاینده و هیجان انقلابی، بی ثباتی دوره انتقالی، ضرورت بازگشت به روال عادی و سامان سیاسی – اقتصادی کشور را برای دولت موقت و شورای انقلاب دشوار کرده بود. لذا مقاله حاضر با هدف، بررسی نحوه ساخت نهادهای انقلابی و تصویب و اعلام مشروعیت نظام برآمده از انقلاب توسط دولت موقت و شورای انقلاب، تفاسیر ایدئولوژیکی موجودمی باشد. با روش
پژوهش توصیفی – تحلیلی تلاش بر آن است نحوه ساخت نهادهای مدنی و قانون اساسی مطابق شعایر و رسالت انقلاب اسلامی را بررسی نماید. تنوع احزاب و وجود ایدئولوژی‌های رقیب متضاد سبب تاکید امام خمینی به نیروهای طرفدار ایشان در شورای انقلاب و بعداً در مجلس خبرگان قانون اساسی بر دفاع از تصویب متمم قانون اساسی مطابق شریعت اسلامی گردید. این امر با حمایت اکثریتی مردم و هوشیاری امام و نیروهای پیرو خط ایشان در جهت رسالت انقلاب اسلامی با همه چالش‌های محیطی میسر گردید.
شور حسینی در شعر بیداری اسلامی بحرین
نویسندگان: صدیقه زودرنج1 زهرا کوچکی نیت
چکیده: خیزش و بیداری اسلامی بحر‌ین بیش از هر جنبش دیگری در جهان معاصر عرب، از آموزه-های اسلامی نهضت حسینی و حادثۀ ماندگار عاشورا تاثیر پذیرفته‌است؛ چرا که در میان این ملت، شورش امام حسین (ع) علیه بیدادگری، وجدان‌های خفته را بیدار کرد، جامعه را تشنۀ فرمانروایی صالحان نمود و به سرمشقی بی بدیل برای جنبش‌های آزادی بخش جهان به ویژه جهان تشیع شد. شاعران انقلابی و شیعی بحر‌ین در اشعار خود با الهام از این حادثۀ شورانگیز دینی و قهرمانان الهام‌‌بخش آن، اهداف والای انسانی و اسلامی قیام مردم بحر‌ین علیه ستمگری حاکمان مستبد و خودکامه را به تصویر کشیده‌‌اند. در اشعار انقلابی، مضا‌مینی چون ستم‌ستیزی و خوار‌ستیزی غریبانه، مرگ سرخ در کنار ولایت‌پذیری، شکیبایی در هنگامۀ غیبت مهد‌ى (عج(، روح پایداری و بیداری و احیاء عزت و کرامت، برگرفته از پیام عاشورا موج می‌زند. از این‌رو، چگونگی ظهور مضامین حسینی در شعر بیداری اسلامی بحرین، به عنوان مسئلۀ تحقیق حاضر مطرح است و پژوهش حاضر در تلاش است تا با روش توصیفی – تحلیلی به این پرسش‌ پاسخ دهد: مهمترین مضامین قیام امام حسین (ع) در شعر بیداری اسلامی بحرین کدام‌اند؟
ابعاد حقوقی سیاسی اعتقادی حضور ایران در سوریه
نویسنده: سوده کریمی
چکیده: لزوم توانمندی هر نظام حکومتی در عرصه بین‌المللی با توجه به عناصر اساسی تشکیل کشور مانند حاکمیت - به مفهوم حق تصمیم‌گیری و آزادی عمل کشور در کلیه امور، در چارچوب مرزهای خود و عدم وابستگی به هر قدرت داخلی یا خارجی(استقلال)- سبب می‌شود هر کشور در این موضوع، دارای ایدئولوژی منحصر به خود باشد. این ایدئولوژی در جمهوری اسلامی ایران با بررسی دیدگاه‌های بنیان‌گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و سیاست‌های ثانویه آشکار می‌گردد. در این مقاله با بررسی طرح‌های عام الشمول سال‌های گذشته برخی دولت‌ها مانند نقشه‌های خاورمیانه در ارتباط با طرح جنگ سوریه به این سؤال اساسی پاسخ داده خواهد شد که ایدئولوژی ایران برای حضور در سوریه چیست؟ واقعیت امر چنین است که حفظ بنیان‌های اساسی انقلاب در هسته‌های مقاومت خارج از ایران موجب مهار خطر تخاصم در مرزهای ژئوفیزیک داخلی خواهد شد؛ به ‌عبارت‌ دیگر با مداقه در تحولاتی کنونی آسیای غربی در صورت عدم مقابله با متخاصمان مهاجم، ایران در تعاقب اهداف پیگیری شده نقشههای کلان خاورمیانه، باید در مرزهای داخلی به مقابله با متخاصمان بپردازد؛ به‌ علاوه باید بیان نمود که اسلام در نظام حقوقی خود ماهیت جهانی دارد و منحصر به زمان و مکانی خاص نیست و بر همین اساس، یاری به «مظلومان جهان» از وظایف مسلمانان در مداخلات بشردوستانه محسوب می‌شود
مبانی نظری اقتدارگرایی در قرآن با رویکردی بر دیدگاههای امام خمینی(ره) درباره بیداری اسلامی در ایران
نجمیه گراوند 1 سهراب مروتی
چکیده: تاریخ اندیشه سیاسی در تمدن اسلامی، بیانگر تغییر و تحول در میزان اقتدارگرایی حکومت‌هاست. و از آن جایی که اسلام به اقتدارگرایی امت‌ها و جوامع اسلامی اهمیت فراوان داده است؛ لذا اتخاذ موضع معرفت شناختی نسبت به مبانی آن در قرآن، ضروری و اساسی است. تا بتوان از ورای تنوعات ملموس در جریان‌های مختلف سیاسی، به بنیاد روش شناختی مکنون در اندیشه‌های سیاسی اسلامی دست یافته و بر برخی مشکلات ناشی از سیطره‌ی دیدگاههای مستبدانه و خودکامه فائق آید. این پژوهش بر آن است تا با استفاده از روش کتابخانه‌ای و تحلیل مطالب، به بررسی و بیان مبانی اقتدار گرایی در اسلام پرداخته، سپس با در نظر گرفتن این مهمّ که بیداری اسلامی در ایران، به این کشور اقتدار ویژه‌ای در سطح منطقه‌ای و جهانی بخشیده است، به واکاوی و بازشناسی دیدگاه امام خمینی(ره) به عنوان بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران درباره اقتدارگرایی امت‌ها از طریق بیداری اسلامی خواهیم پرداخت.
نمایش ۱ تا ۱۳ مورد از کل ۱۳ مورد.
واقع‌گرایی نوکلاسیک چارچوبی برای تحلیل سیاست خارجی عربستان در قبال بیداری اسلامی
نویسنده مسئول : سیفی، عبدالمجید؛
مجله: سیاست » تابستان 1399 - شماره 54 علمی-پژوهشی/ISC ‏(17 صفحه - از 611 تا 627)
چکیده: خیزش‌هایی که از اواخر سال ۲۰۱۰ بسیاری از کشورهای خاورمیانۀ عربی و شمال آفریقا را درنوردید، تأثیر بسزایی بر جهت‌گیری سیاست خارجی دولت‌های این منطقه داشته است. سیاست خارجی عربستان سعودی به‌عنوان کنشگری مهم در منطقه نیز از این تأثیرپذیری مستثنا نبوده است. جهت‌گیری سیاست خارجی عربستان در قبال این خیزش‌ها از یک‌ سو حمایت از سرنگونی دولت‌های لیبی و سوریه و از سوی دیگر مداخله مستقیم نظامی در بحرین و یمن برای حفظ دولت‌های این کشورها بوده است. این رویکرد در سیاست خارجی عربستان سبب طرح این پرسش شده که چگونه سیاست خارجی متناقض عربستان سعودی در قبال بیداری اسلامی توجیه‌پذیر است؟ برای پاسخ به این پرسش از نظریۀ واقع‌گرایی نوکلاسیک استفاده شده است و براساس آن برای ارزیابی تناقضات موجود در تحلیل سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال بیداری اسلامی باید تهدیدها و توانمندی‌های این کشور، عوامل داخلی و خارجی در این مقطع زمانی به شکل همزمان مورد توجه قرار گیرد. این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی و تحلیلی انجام گرفته و منابع آن به شکل کتابخانه‌ای و اینترنتی جمع‌آوری شده‌ است.
راهبرد امنیتی شورای همکاری خلیج‌فارس در قبال جمهوری اسلامی ایران (2018-2011)
نویسنده : جانسیز، احمد؛ نویسنده مسئول : پیرمحمدی، سعید؛
مجله: مطالعات بنیادین و کاربردی جهان اسلام » تابستان 1399 - شماره 4 ‏(28 صفحه - از 1 تا 28)
چکیده: روابط ایران و شورای همکاری خلیج‌فارس از زمان تأسیس شورا در سال 1981 با فراز و نشیب‌های متعددی همراه شده است. از سال 2011 با آغاز تحولات انقلابی در منطقة غرب آسیا و شمال آفریقا، شورای همکاری رویکردی ستیزه‌جویانه و تهاجمی را در قبال جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت اتخاذ نموده است. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش است که: «در پی آغاز بیداری اسلامی، شورای همکاری چه راهبرد امنیتی را قبال جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده است؟». در مقام پاسخ به پرسش اصلی، نوشتار حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی- تحلیلی و استناد به گزاره‌های نظری واقع‌گرایی تهاجمی بر آن است که در دوره زمانی بعد از بیداری اسلامی، شورای همکاری خلیج‌فارس به‌ویژه جبهة دنباله‌رو عربستان سعودی در شورا، راهبرد امنیتی خود در قبال جمهوری اسلامی ایران را بر مبنای سازوکارهای تهاجمی از قبیل ائتلاف‌سازی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، جنگ مستقیم و نیابتی، موازنه‌سازی و احالة مسئولیت تنظیم و اجرا نموده است».
نقش داستان راستان شهید مطهری و داستان‌های کوتاه محمود تیمور در بیداری اسلامی دو انقلاب ایران و مصر
نویسنده مسئول : زهره‌ای، حمیدرضا؛ نویسنده : جوادی، سیده پروین؛ مهری، محمد؛
مجله: معرفت » خرداد 1399 - شماره 270 علمی-ترویجی/ISC ‏(8 صفحه - از 97 تا 104)
چکیده: گاهی روزگار درگردش خود به نقطه‌ای می‌رسد که حق و باطل در‌هاله‌ای ازابهام فرورفته و راه از بیراه گم می‌شود. در چنین زمانه‌ای است که روشن‌فکران دینی و غیردینی دست به قلم می‌برند تا چراغی بیافروزند در دل تاریکی‌ها. محمود تیمور و مرتضی مطهری ازجمله روشن‌فکرانی هستند که علاوه بر حضور سیاسی چشمگیر در دو انقلاب ایران و مصر، در عرصه ادب فارسی و عربی نیز خوش درخشیده‌اند؛ با ‌این تفاوت که یکی از آن دو در عصر نهضت روزگار تجدید زندگی عرب می‌زیسته؛ و تحول در ساختار زندگی سیاسی اجتماعی عرب، پس از عصر نهضت، سبب شده تا وی از مرز سنت‌ها عبور کرده، قدم به دنیای تجدد نهاده و داستان‌هایی واقعی از خرافه‌پرستی مسلمانان خلق کند؛ و دیگری با توجه به ضروریات جامعه ایران و از سر درد، نگارش آثاری همتراز «فلسفه و روش ریالیسم» را رها کرده و عالمانه داستان راستانی خلق کند که گویی در مقابل داستان‌های کوتاهی نوشته شده که به جای نمایاندن چهره واقعی اسلام، فقط و فقط بر دینی آمیخته با خرافه تاخته‌اند. علامه بزرگ شهید مطهری در این کتاب بسیاری از مبانی فکری و ریشه‌دار شیعه را در قالب داستان مطرح کرده است. هدف از این پژوهش که به شیوه تطبیقی مقایسه‌ای و به روش کتابخانه‌ای انجام شده، مقایسه تطبیقی ساختار، محتوا، تفاوت‌ها، شباهت‌‌ها و نیز نقش داستان‌های کوتاه شهید مطهری و تیمور در شکل گیری دو انقلاب ایران و مصر است.
کاشف الغطاء و مسئله فلسطین؛ ابعاد و راهکارها
نویسنده مسئول : ورعی، سیدجواد؛ نویسنده : ورعی، سید امین؛
مجله: سیاست متعالیه » زمستان 1398 - شماره 27 علمی-پژوهشی ‏(21 صفحه - از 246 تا 266)
چکیده: محمد حسین کاشف الغطاء از ابتدا به عمق فاجعه‌ای که در فلسطین در حال وقوع بود، پی برده و در موقعیتهای گوناگون، مواضعی چون شرکت در کنفرانسها، سفر به کشورهای اسلامی و فلسطین و امامت جماعت با شکوه در قدس، سخنرانی و صدور فتوای «تحریم فروش اراضی به یهودیان» را اتّخاذ نمود. از دیدگاه وی مسئله فلسطین، دارای ابعاد تاریخی، مذهبی، سیاسی ـ اجتماعی و بین المللی است. در واقع فلسطین، «سرزمین تاریخی اعراب» بوده و فلسطینیان، از سرزمین اجدادیشان دفاع می‌کنند. ایشان قدس را «امانت خدا در دستان مسلمانان» می‌دانست که باید حفظ شود. فلسطین در جغرافیای دینی «قلب جهان اسلام» بوده و «صهیونیسم زائیده استعمارِ» است. کاشف الغطاء حلّ موضوع فلسطین را در گرو «توجه حقوق بشری و جهانی به آن»، «بیداری امّت اسلامی»، «بازگشت به هویت اسلامی»، «بسیج امّت اسلامی» و «اتحاد دولت‌های عربی و اسلامی و دوری از استعمارگران» می‌دانست.
واکاوی گفتمانی انقلاب تونس
نویسنده : شاه ولی، عبدالکریم؛ یوسفی جویباری، محمد؛
مجله: پژوهش‌های روابط بین الملل » زمستان 1398 - شماره 34 علمی-پژوهشی/ISC ‏(24 صفحه - از 315 تا 338)
چکیده: چکیده انقلاب تونس در اواخر 2010 یکی از مهم‌ترین تحولات خاورمیانه در قرن بیست و یکم بوده است که علاوه بر تاثیرگذاری بر حوزه سیاست داخلی تونس بر گستره خاورمیانه نیز تاثیرگذار بوده است. اما وجه بارز انقلاب تونس و تحولات پس از آن وجود گفتمان‌های کلانی بوده که بعضاً تضادهایی نیز با همدیگر داشته‌اند. در این راستا، با توجه به اهمیت موضوع این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سوال محوری است که چه گفتمانهایی کلانی بر انقلاب تونس غالب بوده است؟ به موازت پرسش مطرح شده، این پژوهش به دنبال بررسی این فرضیه است که، با توجه به اینکه انقلاب تونس متاثر از دو فرایند جهانی شدن و اسلام‌گرایی بوده است، دو ابرگفتمان دموکراسی‌خواهی و اسلام‌گرایی به عنوان دو گفتمان غالب بر انقلاب تونس مسلط بوده است. یافته‌های تحقیق در این مقاله علاوه بر اینکه گفتمان‌های غالب را براساس مبانی مربوط در پس از انقلاب نشان می‌دهد حاکی از این موضوع مهم نیز می‌باشد که تحولات تونس به سمت یک هویتی تونسی حرکت می‌کند که نهایتاً سعی دارد در چارچوب یک دولت ملی خود را بنمایاند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی و تحلیلی و روش گردآوری داده‌ها بر مبنای ابزار کتابخانه‌ای و اینترنتی است.
عوامل سیاسی- اجتماعی ناکامی‌های بیداری اسلامی در مصر (2012-2013م) براساس مکعب بحران
نویسنده : مرادپوردهنوی، امیرحسین؛ ستوده، محمد؛
مجله: سیاست متعالیه » زمستان 1398 - شماره 27 علمی-پژوهشی ‏(29 صفحه - از 268 تا 296)
چکیده: بیداری اسلامی در مصر دارای سابقه طولانی است و اوج این حرکت اسلامی را در 2011 م که منجر به سقوط مبارک دیکتاتور این کشور شد، رخ داد. ومتعاقب آن شاهد پیروزی جنبش اخوان المسلمین و انتخاب محمد مرسی به ریاست جمهوری مصر بودیم.اما عمر دولت اخوانی یکسال بیشتر دوام نیاورد. و دوره ریاست جمهوری مرسی شاهد بحران‌های سیاسی – اجتماعی و اقتصادی در این کشور بودیم که منجربه شکل گیری جنبش تمرد علیه مرسی شد و در نهایت بهانه‌ای به دست نظامیان اقتدار گرا داد و از طریق کودتا حکومت جماعت اخوان را ساقط کردند. در این تحقیق بر اساس مدل هرمن کان در نظریه مکعب بحران علل سقوط مرسی در چهار مرحله ماهیت بحران،زمینه‌های بحران،علل بحران،کنترل وخروج بررسی نمودیم .در این تحقیق بر اساس مدل هرمن کان در نظریه مکعب بحران علل سقوط مرسی در چهار مرحله ماهیت بحران،زمینه‌های بحران،علل بحران،کنترل وخروج بررسی نمودیم .
راهبردهای اتحاد جهان اسلام با ابتنای بر دیدگاه‌های مقام معظم رهبری
نویسنده : رجبی،‌هادی؛
مجله: پژوهشهای سیاسی جهان اسلام » پاییز 1398 - شماره 32 علمی-پژوهشی/ISC ‏(25 صفحه - از 61 تا 85)
چکیده: بر طبق دیدگاه مقام معظم رهبری در شرایط کنونی که نظام بین‌الملل در حال تغییر است، مسئله اتحاد جهان اسلام بسیار با اهمیت و تأثیر‌گذار بر آینده جهان اسلام خواهد بود. بنابراین، در مقالۀ حاضر سعی می‌شود تا ضمن بررسی آراء و نظرات ایشان، راهبردهای دستیابی به شکل‌گیری اتحاد دنیای اسلام، با توجه به نقاط ضعف، قوت، فرصت‌ها و تهدیدات پیش روی دنیای اسلام در آستانۀ تغییر شکل‌ و ماهیت نظام جهانی و ایجاد نظم جدید جهانی، تبیین شود. شیوۀ تحقیق، روش ترکیبی است، بدین ترتیب که از روش تحلیل محتوا برای شناسایی و دسته‌بندی کدها و مقولات و از روش SWOT به منظور شناخت و دسته‌بندی راهبردهای ارائه‌شده در بیانات مقام معظم رهبری درخصوص نقاط قوت، ضعف، فرصت‌ها و تهدیدات اتحاد جهان اسلام استفاده شده ‌است. با بررسی هرکدام از موارد اشاره‌شده در روش SWOT در بیانات مقام معظم رهبری مشخص شد که از نظر ایشان جهان اسلام دارای نقاط قوت زیادی است که در این مقاله به 11 مورد از آنها اشاره شده است. ایشان با نگاهی جامع به زوایای مختلف دنیای اسلام، فرصت‌های پیش روی جهان اسلام را نام می‌برند که به 13 مورد از آنها در این مقاله پرداخته شد. در این راستا مقام معظم رهبری طی سال‌های گذشته راهبردهایی را برای برطرف کردن نقاط ضعف، بهره‌گیری بیشتر از نقاط قوت و تبدیل تهدیدات به فرصت‌ها بیان داشته‌اند که از ویژگی‌هایی همچون واقع‌گرایی همراه با آرمان‌گرایی و عمل‌گرایی همراه با رویکرد انتقادی نسبت به وضع موجود، در آن مشاهده می‌شود.
واکاوی و تحلیل زمینه‌ها و اهداف جنگ‌طلبی آل سعود در یمن
نویسنده : عموری، عبدالحسین؛
مجله: پژوهش نامه تاریخ، سیاست و رسانه » پاییز 1398 - شماره 7 ‏(23 صفحه - از 345 تا 367)
چکیده: نقش آفرینی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بحرانی به نام تجاوز نظامی علیه یمن با محوریت آل سعود را به وجود آورده است. کشور عربستان از گذشته دور، یمن را به عنوان حوزه نفوذ و حیاط خلوت خود محسوب کرده و تسلط کاملی را بر حاکمان این کشور داشته است. در این میان پس از انقلاب مردم یمن و ناآرامی‌های سال‌های اخیر، جنبش اسلامی الحوثی با ریشه تشیع و در تقابل با سلطه دولت وهابی آل‌سعود شکل گرفت. این جنبش با بر نتافتن سلطه آل سعود و تمایل و ارتباط با جمهوری اسلامی ایران حوزه نفوذ عربستان بر یمن را به چالش کشید. بر این اساس آل سعود با حمله نظامی به یمن و متهم‌کردن ایران به حمایت‌های نظامی و سیاسی از جنبش انصار الله، رویه‌ای تقابلی به‌خود گرفت. چنان که عربستان سعودی تلاش کرده است تا با تشکیل ائتلاف و تهاجم نظامی به یمن، جنبش اسلامی انصار الله را از قدرت سیاسی حذف کند و با چینش جریان‌های هم‌سو در ساختار قدرت از نفوذ ایران در دولت جدید یمن جلوگیری کند. جمهوری اسلامی ایران نیز با حمایت و پشتیبانی معنوی و سیاسی از جنبش انصار الله و انقلابیون یمن تلاش کرده است تا موازنه قدرت منطقه‌ای را به‌نفع خویش تغییر دهد. هم چنین یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که رقابت و تعارض منافع میان آل سعود و ایران در بحران یمن، بازی با حاصل جمع جبری صفر را ایجاد کرده است. بررسی زمینه‌ها، اهداف، و برآیند حضور نظامی آل سعود در یمن رسالت اصلی این تحقیق است. چنان که به نظر می‌رسد عربستان سعودی به عنوان با نفوذ‌ترین کشور عربی در میان اعراب، به منظور حفظ وجهه سیاسی، تثبیت وبسط قدرت خود در منطقه و جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در منطقه عربی، با ائتلاف کشورهای عربی و اقدام نظامی علیه حوثی‌های طرفدار ایران، سعی به حفظ توازن در منطقه دارد.
ناکامی فرآیند دموکراسی در مصر بعد از انقلاب 2011، از منظر نظریه عجم اوغلو-رابینسون
نویسنده : شیخ‌الاسلامی، محمد حسن؛ قهرمانی، میثم؛ غریبی، محسن؛
مجله: پژوهش‌های روابط بین الملل » تابستان 1398 - شماره 32 علمی-پژوهشی/ISC ‏(26 صفحه - از 161 تا 186)
چکیده: نظریه‌پردازان در حوزه‌های گوناگون علوم اجتماعی، عوامل گوناگون و گاه متضاد را عامل شروع اعتراضات در مصر می‌دانند. اقتصاددانان بر عوامل اقتصادی و دانشمندان علوم سیاسی بر عناصر سیاسی تاکید کرده‌اند. این پژوهش به روش علّی- توصیفی و با بررسی منابع کتابخانهای و الکترونیکی به دنبال پاسخ این سوال است که چرا فرآیند دموکراسی در مصر که با انقلاب سال 2011 شروع شده بود، شکست خورد و با کودتای نظامیان مواجه شد؟ رویکرد اقتصاد سیاسی عجم اوغلو و رابینسون، برگرفته از کتاب ریشه‌های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی، به عنوان چارچوب نظری انتخاب شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که: "وابستگی ساختاری اقتصاد مصر به منابع ارزی و درآمدی خارجی و تاثیرپذیری از نوسانات آن، عدم ایفای نقش واسطه‌ای از سوی طبقه متوسط مصر به دلیل ترس از اقدامات دولت محمد مرسی و حتی گرایش بخش مهمی از جامعه مدنی به نظامیان، سیستم ریاست جمهوری مصر و جدال میان اخوان المسلمین و ارتش برای تصاحب هر چه بیشتر نهادهای سیاسی و قانونی و عدم برقراری نوعی شراکت در قدرت و نابرابری و فقر در مصر و تلاش ارتش برای بالا بردن هزینه انقلاب برای مردم؛ چهار عاملی هستند که در مجموع، موجب عدم تحقق کامل انقلاب، تهدید دموکراسی برای فرادستان و جذاب شدن کودتا برای نظامیان مصر شد.
نقش سازمان‌های مردم نهاد در دیپلماسی عمومی آمریکا: مطالعه موردی بنیاد ملی دموکراسی در مصر و نقض حق تعیین سرنوشت
نویسنده : غلامزاده، حمیدرضا؛
مجله: پژوهش نامه حقوق بشری » تابستان 1398 - شماره 16 ‏(28 صفحه - از 43 تا 70)
چکیده: بنیاد ملی دموکراسی؟ از زمان شکل‌گیری خود به دنبال پیگیری منافع ملی ایالات متحده آمریکا در سراسر جهان بوده است. این بنیاد، ترویج دموکراسی در کشورهای دیگر را به عنوان هدف اصلی خود معرفی می‌کند. در خصوص کشورهای اسلامی, بنیاد ملی دموکراسی این کشورها را رژیم‌های مستبد معرفی نموده و به دنبال حمایت از اصلاح‌طلبان داخل حزب حاکم و احزاب مخالف است. بنابر سند راهبردی سال ۲ این دو سیاست در برنامه‌های بنیاد ملی دموکراسی در کشورهای اسلامی قرار دارد: نخست گسترش ارزش‌ها و معیارهای لیبرال در مقابل ارزش‌ها و معیارهای اسلامی که حتی شامل ارائه تفاسیر جدید از قوانین اسلامی نیز می‌شود؛ دوم، تلاش برای جذب حمایت عمومی از طریق هدف‌گیری زندگی روزمره شهروندان. در این راستاء سازمان‌های مردم‌نهاد از جمله بازیگران اصلی اهداف بنیاد ملی دموکراسی هستند که توسط نهادهای وابسته به بنیاد در کشورهای اسلامی مورد حمایت قرار می‌گیرند. با توجه به اتفاقات پس از تحولات بیداری اسلامی در مصر و بازداشت فعالان سازمان‌های مردم‌نهاد وابسته به این بنیاد آمریکایی که منجر به بازداشت 19 تبعه آمریکایی -از جمله فرزند وزیر ترابری آمریکا- شد و نقش این سازمان‌های مردم‌نهاد در پیشبرد اهداف بنیاد ملی دموکراسی در هدایت. برگزاری و نظارت بر انتخابات مصر این مقاله به دنبال آن است تا نقش سازمان‌های مردم‌نهاد در راهبرد بنیاد ملی دموکراسی برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی مصر و سرنوشت ایشان را مورد ارزیابی قرار دهد. بنیاد ملی دموکراسی تلاش می‌کند از طریق سازمان‌های مردم‌نهادی که مورد حمایت مالی خود قرار داده با استفاده از رسانه‌هاء اعتراضات و جنبش‌های مدنی بر فضای سیاسی جامعه تاثیر گذاشته و با مداخله غیرمستقیم در انتخابات. حق تعیین سرنوشت را که جزو حقوق مسلم یک ملت است.» تضییع کند. بدین منظور منابع دست‌اول شامل اسناد راهبردی» مکتوبات» گزارش‌ها و خبرنامه‌های دوره‌ای این بنیاد و منابع دست‌دوم مشتمل بر تحلیل عملکرد نهادها و افرادی که توسط بنیاد مورد حمایت مالی قرار گرفته‌اند و مطالعات و بررسی‌های فعالیت‌های بنیاد با رویکرد کیفی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.
تاثیر شکاف عقیدتی شیعه و سنی در روابط سیاسی میان ایران و مصر پس از سقوط مبارک
نویسنده : نساج، حمید؛ جمشیدی مهر، پرویز؛ عبدی پور، نصیبه؛
مجله: جامعه شناسی سیاسی جهان اسلام » پاییز و زمستان 1393، سال دوم - شماره 2 علمی-پژوهشی/ISC ‏(24 صفحه - از 105 تا 128)
چکیده:مهم‌ترین رخداد منطقه خاورمیانه پس از انقلاب 1979 ایران، موج خیزش بیداری کنونی در این منطقه است؛ خیزشی که ضدیت با استبداد، تقاضای بهبود وضع معیشتی مردم و اسلام گرایی، ویژگی‌های اصلی آن به شمار می‌روند. بی تردید مهم‌ترین کشوری که انقلاب در آن به وقوع پیوسته، مصر است. موقعیت استراتژیک این کشور، تلاثیر آن در تحولات منطقه و جهان اسلام و نقد آن در مسئله فلسطین، موجب شده است که نوشتار حاضر به بررسی اوضاع آن پرداخته، موانع روابط این کشور با جمهوری اسلامی ایران را مورد کنکاش قرار دهد. پرسش اصلی این است که «چرا پس از وقوع انقلاب در مصر و سقوط رژیم دیکتاتوری مبارک و دست کم تا پیش از خارج شدن قدرت از دست اخوان المسلمین، روابط سیاسی دو کشر ایران و مصر به نقطه مطلوب مد نظر نرسید؟»؛ انتظار می‌رفت با وقوع انقلاب در مصر و برکناری رژیم مبارک از یک سو و روی کارآمدن اخوان المسلمین با گرایش اسلامی از سوی دیگر، روابط دو کشور ایران و مصر پس از سی سال بهبود یابد. اگر چه مقام‌های سیاسی دو کشور، سفر‌هایی به کشورهای همدیگر داشتند، این دیدار‌ها نتوانست روابط سیاسی میان دو طرف را به نقطه مورد انتظار برساند. شکاف عقیدتی میان شیعه و سنی، نقش غرب و آمریکا در این مسئله، سلفی گری و عقاید ضد شیعه و ضد ایرانی در زمره عوامل تاثیر گذار بر عدم بهبود روابط دو کشور بودند. در این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی و با داده‌های کتابخانه‌ای استفاده شده است.
بررسی و تبیین چالش‌های دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه
بصیری، محمدعلی؛ افشاری، عبدالرحمن؛ نویسنده باوند، موسی؛ مجله: جریان شناسی دینی معرفتی در عرصه بین الملل » تابستان 1395 - شماره 12 ‏(31 صفحه - از 175 تا 205)
چکیده:دیپلماسی فرهنگی امروزه یکی از مهم‌ترین عناصر اثرگذار در سیاست خارجی کشورهاست. در دنیای سیاسی امروز از دیپلماسی فرهنگی به عنوان قدرت نرم نام برده می‌شود، که به معنای استفاده از ابزارها و سازوکارهای فرهنگی برای معرفی و انتقال فرهنگ و تمدن یک سرزمین به سرزمین و فرهنگ دیگر است. ایران به واسطه پیشینة تمدنی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی به صورت بالقوه از ابزارهای قدرت نرم برخوردار است. علی‌رغم داشتن این پتانسیل، ایران در روابط و تعاملات خود با کشورهای خاورمیانه دچار چالش‌هایی است. بنابراین پژوهش حاضر سعی دارد به این سوال اصلی بپردازد که دیپلماسی فرهنگی ایران در خاورمیانه با چه چالشهایی روبروست؟ پیش فرض مقاله این است که دیپلماسی فرهنگی ایران با چالش‌های زیادی از قبیل شیعه‌هراسی، ایران هراسی و... روبرو می‌باشد. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که ایران هراسی، شیعه هراسی، گسترش تروریسم و وهابیت، پان‌عربیسم، جهانی شدن فرهنگ، سیاسی شدن هویت، نفوذ فرهنگی ترکیه در قالب نوعثمانی‌گری وهمچنین نفوذ فرهنگی ایالات متحده آمریکااز مهم‌ترین چالش‌های دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه می‌باشند. روش تحقیق مقاله توصیفی ـ تحلیلی با استفاده از ابزار کتابخانه‌ای است.
دومینوی آمریکا و روسیه در سوریه
نویسنده : سعیدی نژاد، حمیدرضا؛ انگاشته، لمعیه؛ نویسنده مسئول : جمشیدی، محسن؛ مجله: مطالعات آسیای جنوب غربی » پاییز 1398 - شماره 7 ‏(36 صفحه - از 55 تا 90)
چکیده: اوایل سال ۲۰۱۱ میلادی یادآور آغاز شکل گیری جنبش‌های مردمی و حرکت موج ازادی خواهی‌ها در خاورمیانه و جهان عرب است. بحران سوریه ریشه‌های داخلی و خارجی متفاوتی دارد و درشکل گیری آن عوامل و دلایل داخلی و خارجی متعددی نقش افرینی نموده اند. تلاش روسیه در جهت برقراری توازن قدرت در برابر هژمونی آمریکا به شیوه قدرت نرم، از طریق سازوکارهای قانونی مانند استفاده از حق وتو در شورای امنیت صورت می‌گیرد. نتیجه این امر شکل گیری رقابت‌های استراتژیک و تقابل میان آمریکا و روسیه است، که موجب می‌گردد توافق نهایی برای حل بحران سوریه شکل نگیرد. در مورد آینده سوریه نیز از یک سو حامیان ایالات متحده آمریکا خواستار جابجایی قدرت از اسد بوده‌اند و برعکس در آن سو، روسیه و جمهوری اسلامی ایران و برخی کشورها، حامی دولت اسد می‌باشند. نگارنده برای اثبات فرضیه‌ی خود از روش کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی استفاده نموده است. هدف این پژوهش بررسی دلیل اصلی تشدید و تداوم بحران در سوریه و واکاوی ایجاد رقابت استراتژیک دو ابر قدرت است.
بررسی نقض حقوق بشر و اصل حق تعیین سرنوشت ملت‌ها توسط عربستان سعودی در یمن
نویسنده : کریمی، فرهاد؛ مجله: تحقیقات جدید در علوم انسانی » تابستان 1395 - شماره 4 ‏(18 صفحه - از 29 تا 46)
چکیده: در نظام حقوق بین الملل یکی از بنیادی‌ترین حقوق، حقوق بشر است که بر پایه برابری، آزادی و کرامت انسانی استوار شده است، در کنار این اصل، حق تعیین سرنوشت می‌باشد که به صورت گسترده‌ای به عنوان حقوق بشر توسعه یافته و در عین حال در اسناد بین المللی در ارتباط با دولت ــ ملت‌ها مورد استفاده قرار گرفته است، حق تعیین سرنوشت از جمله حقوق و آزادی‌های اساسی انسان به شمار می‌رود که بر اساس آن همه افراد ودولت‌ها می‌توانند امور خویش را در زمینه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی اداره و راهبردی کنند، با وجود اینکه حقوق بشر و حق تعیین سرنوشت از حقوق بنیادین ملت‌ها به شمار می‌رود اما در سال‌های اخیر با توجه به تحولاتی که رخ داده در بسیاری از کشورها شاهد نقض حقوق بشر و در کنار آن نادیده گرفتن اصل حق تعیین سرنوشت ملت‌ها می‌باشیم، از این رو هدف تحقیق حاضر بررسی "بررسی نقض حقوق بشر و اصل حق تعیین سرنوشت ملت‌ها توسط عربستان سعودی در یمن " را در نظر گرفته و با استفاده از روش توصیفی ــ تحلیلی به تجزیه و تحلیل آن پرداخته است، نتایج حاصل نشان می‌دهد که عربستان سعودی به لحاظ اقداماتی که در سال‌های گذشته در یمن صورت داده و اکنون نیز با مداخله نظامی در این کشور با نادیده گرفتن حق مردم یمن در تعیین سرنوشت خود ناقض حقوق بشر بوده است .
عوامل مؤثر بر سیاست‌های اخیر عربستان علیه ایران و میزان تأثیر امریکا در این رابطه
نویسنده : کریمی، خسرو؛ مجله: تحقیقات جدید در علوم انسانی » تابستان 1395 - شماره 4 ‏(13 صفحه - از 135 تا 147)
چکیده: در نظام جهانی و روابط بین الملل خاور میانه از اهمیت خاصی برخوردار است، این منطقه به لحاظ ژئوپلتیکی همواره مورد نظر جهانیان بوده و تحولات این منطقه دارای اهمیت است، در این منطقه بازیگران مهمی چون ایران و عربستان حضور دارند که می‌توانند در عرصه سیاسی به ایفای نقش‌های مهم بپردازند، در عین حال روابط این دو کشور از جایگاه ویژه‌ای در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برخوردار است، در سطح منطقه‌ای این دو کشور می‌توانند تحولاتی بسیاری ایجاد کرده و در حفظ آن بکوشند، از این رو روابط این دو کشور در طول سال‌های گذشته دچار تنش‌های بسیاری بوده و در برخی موارد تشدید یافته است، عوامل بسیاری در این تنش‌ها موثر است که می‌تواند منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای باشد؛ از این رو هدف تحقیق حاضر بررسی"عوامل موثر بر سیاست‌های اخیر عربستان علیه ایران و میزان تاثیر امریکا در این رابطه " است که با روش توصیفی- تحلیلی به امر پرداخته شده است، نتایج حاکی از آن است که منافع، ایدئولوژیک و اهداف دو کشور ایران و عربستان در سطح منطقه‌ای تعارض داشته و با عوامل فرامنطقه‌ای چون حفظ منافع امریکا توسط عربستان این تعارضات تشدید می‌یابد.
ژئوپلیتیک گاز و مداخله ترکیه در سوریه
نویسنده : موسوی شفائی، سیدمسعود؛ مجله: پژوهش‌های راهبردی سیاست » پاییز 1396 - شماره 22 علمی-پژوهشی/ISC ‏(27 صفحه - از 149 تا 175)
چکیده:انقلاب تونس در ژانویه 2011 میلادی، موجبات سرایت ناآرامی‌ها به دیگر کشورهای خاورمیانه و شمال افریقارا فراهم کرد. نارضایتی‌ها سرانجام در فوریه 2011 میلادی به سوریه رسید. و از ماه اوترقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای به منظور کسب قدرت در سوریه آغاز شد. از جمله کشورهای تاثیرگذار در بحران سوریه، ترکیه می‌باشد؛ حزب عدالت و توسعه از سال 2002 میلادی، سیاست به حداقل رساندن تنش با همسایگان را، در دستور کار خود قرار داد. اما با شروع بحران داخلی سوریه، روابط آنکارا و دمشق مجددا تیره شد و اکنون ترکیه برای برکناری بشار اسد تلاش می‌کند. این پژوهش با به کارگیری روش تحلیلی_تبیینی،به چرایی مداخله غیرسازنده ترکیه در سوریه از اوت 2011 میلادی تا سال 2015 میلادی می‌پردازد. فرضیه پژوهش به این قرار است که ترکیه برای تکمیل سیاست تبدیل شدن به کانون انرژی، به دولتی کاملا هم سو در سوریه نیاز دارد؛ زیرا سوریه دروازه ورود ترکیه به خاورمیانه است. سوریه با زمامداری بشار اسد با لغو قرارداد خط لوله انتقال گاز عرب از قطر به ترکیه و امضای قرارداد احداث خط لوله با ایران نشان داد شریک قابل اعتمادی برای ترکیه نیست و به همین جهت از شروع بحران تا پایان سال 2015، آنکارا سیاست حذف اسد را در پیش گرفت.
تحلیل ظرفیت‌های اخلاق اسلامی در جنبش‌های اعتراضی جهادگران فلسطینی بر دکترین امنیت ملی اسرائیل
نویسنده :‌هاتفی، مریم؛ نامی، محمدحسن؛ عزتی، عزت اله؛ مجله: پژوهش‌های اخلاقی » پاییز 1396 - شماره 29 علمی-پژوهشی/ISC ‏(31 صفحه - از 213 تا 243)
چکیده: صهیونیست‌ها به خوبی می‌دانند که در اخلاق اسلامی جهاد یک جنگ دفاعی است نه تهاجمی؛ مسلمانان به قصد کشورگشایی و تجاوز به حقوق غیر مسلمانان نمی‌جنگند؛ بلکه مبارزه مسلمانان برای حفظ موجودیت جامعه اسلامی و دفاع از اسلام است. این مقاله بر اساس مدل SWOT نشان خواهد داد مبارزه مسلمانان فلسطینی بر پایه اخلاق اسلامی بر علیه تجاوزهای رژیم صهیونیستی به معنی جنگ، خشونت و بد اخلاقی رایج در جنگ‌های امروزی نیست، بلکه فلسطینیان در هر حال ارزش‌های اخلاقی را طبق موازین دین مبین اسلام محترم شمرده و میدان جنگ را صحنه دفاع از حقانیت آیین اسلام و سرزمین مادری خویش می‌دانند؛ این مقاله در تلاش است تا با تحلیل ماتریس‌های بهار عربی و امنیت مسلمانان فلسطینی نگاهی جامع از تلاش‌های محور مقاومت و جنبش حماس بر پایه اخلاق اسلامی برای حفظ امنیت شهروندان فلسطینی در مقابل دکترین امنیت ملی رژیم صهیونیستی ارائه دهد
بررسی عقاید جریانات سلفی جهادی بر اساس عامل هویت
نویسنده : صفوی همامی، سیدحمزه؛ افشاری بدرلو، تورج؛ رجب زاده، نقی؛ مجله: مطالعات سیاسی جهان اسلام » تابستان 1397 - شماره 26 علمی-پژوهشی/ISC ‏(23 صفحه - از 173 تا 195)
چکیده: سلفیت به‌صورت یک جریان فکری و مذهبی و با رویکردی انتقادی در پهنه جهان اسلام شکل گرفت، اما پس از مدتی از نظر فکری و ایدئولوژیک دچار چنددستگی شد.گروهی از سلفی‌ها تحت تأثیر افکار و عقاید اشخاصی چون سید قطب، به سلفیت جهادی روی‌آورند. جریان سلفی جهادی گونه‌ای از سلفی‌ها هستند که ضمن اعتقاد به لزوم پیروی از اصول اسلام، تأکید ویژه‌ای بر جهاد به‌عنوان یکی از ارکان دین اسلام دارند. سلفی‌های جهادی فقط پیروان اصول و مبانی خود را مسلمان واقعی دانسته و افراد، گروه‌ها و مذاهبی که مبانی آنان را نمی‌پذیرند را تکفیر کرده و برای مقابله سخت و خشن با آنان برمی‌آیند. می‌توان علل و عوامل مختلفی همچون عوامل سیاسی، اجتماعی یا هویتی را در افکار، عقاید و اقدامات سلفیت جهادی مؤثر دانست. نظر به اینکه تاکنون پژوهشی در راستای تأثیر عامل هویت بر عقاید جریان سلفیت جهادی صورت نپذیرفته؛ بنابراین، این پژوهش بر این مسئله تمرکز دارد. پرسش اصلی پژوهش این است که عامل هویت چه تأثیری بر عقاید جریان‌های سلفی جهادی در سطح جهان اسلام دارد. یافته‌های این تحقیق به شیوه توصیفی-تحلیلی نشان می‌دهد که جریانات سلفی جهادی در جهان اسلام، تعاریفی بسیار ضیق از «ما»ی هویتی در کنار تعریف بسیار فراخ از «دیگری» هویتی ارائه داده و به تنش‌ها در جهان اسلام دامن می‌زنند. همچنین این گروه‌ها عامل عقب‌ماندگی و تحقیر جهان اسلام را نفوذ فرهنگ و هویت غربی و مفاهیم برآمده از آن می‌دانند و به این دلیل مقابله با جهان غرب را بر خود واجب می‌دانند.
رویکردی تلفیقی-ابتکاری به تحلیل گفتمان‌ محمدرضاشاه و امام خمینی در خطاب به مردم
نویسنده : شاه علی، ابوالفضل؛ مجله: پژوهشنامه علوم سیاسی » زمستان 1396 - شماره 49 علمی-پژوهشی/ISC ‏(35 صفحه - از 131 تا 165)
چکیده: پژوهش حاضر درصدد است با رویکردی تلفیقی به بازنمایی مفاهیم قدرت، مشروعیت و نابرابری‌های اجتماعی مطرح شده از سوی ماکس وبر (1968) در گفتمان محمدرضاشاه و امام خمینی در چارچوب دستور نقش‌گرای نظام‌مند هلیدی-متیسن (2014) بپردازد. بدین منظور، 7 نطق‌‌ و پیام از هرکدام از این دو شخصیت در خطاب به مردم به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. یافته‌ها حاکی از این است که سه فرایند اصلی مادی، ذهنی و رابطه‌ای نقش بسزایی در بازنمایی مفاهیم قدرت، مشروعیت و نابرابری‌های اجتماعی داشته-اند. توزیع پر بسامد ضمیر «من»، «ما» و «شما» گفتمان را عرصه تعامل این دو شخصیت و مردم نموده است. آغازگر مبتدایی بی‌نشان نیز مسئولیت اصلی پیام مطرح در گفتمان را برعهده دارد. در تحلیل انسجام متن نیز، عناصر انسجام دستوری بیشتر از عناصر واژگانی در سلاست و روانی کلام آن دو نقش داشته‌اند. در پایان مشخص شد که گفتمان هر دو شخصیت به دنبال کسب اقتدار بوده، مشروعیت محمدرضاشاه موروثی، لیکن در تلاش برای کسب مشروعیت کاریزماتیک است و این در حالی‌است که مشروعیت رهبری امام کاریزماتیک و مبتنی بر مشروعیت الهی است. هر دو گفتمان نیز عرصه توجه به حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مخاطب است،لیکن گفتمان محمدرضاشاه در موضوع کشف حجاب برخلاف این ادعاست.

یادداشت‌ها(نیاز به بازنگری)

آن چه پیوسته باید رصد شود این است که:
- هر چند این کار در آغاز راه است و هنوز خوب شناخته نشده است تا چه اندازه مورد توجه نخبگان قرار گرفته است؟
- تأثیرهای نظری و عملی آن بر نخبگان (در راستنای اهداف متعالی دست اندرکاران این مجموعه) تا چه اندازه بوده است؟
- عوامل مثبت و منفی کارآمدی دو بند اخیر چه می‌تواند باشد؟
- بر اساس آن عوامل، راه‌های میانبر برای دستیابی به اهداف مقدس مجموعه چیست؟
شمول برای همه جامعه، فراگیری در تمامی ابعاد جامعه است. نه بخش خاص جامعه
مستضعفین در مقابل مستکبرین
چگونگی بهرمندی از رسانه و هنر در بیداری اسلامی (بیداری انسانی)
نگاه نخبگانی به بیداری اسلامی
بنیادهای دین: فلسفه(منطق) کلام عرفان
منطق فهم عام و منطق فهم دین
دین آمده انقلاب کند و چه نوع لوازمی
چگونگی نگاه به دین در قالب یک سیستم واحد متشکل از بنیادهای آن در جهت بیداری اسلامی
تغییر تمامی ساحت‌ها(اقتصادی، سیاسی، مدیریتی و ...) با توسل بر آموزهای دینی
شکستن شیفتگی غربی، غرب‌زدگی و هژمونی غرب در میان نخبگان خود باخته
راهکارهایی جهت ایجاد باور و انگیزه همزمان
ترسیم مدینه فاضله بیداری اسلامی پس از پنجاه سال
نهضت‌ها و اندیشه و تفکر بیداری اسلامی با شکل گیری اتحاد اسلامی
الگویی برای پایداری در مسیر بیداری اسلامی و مقتضیات آن
 
 
 
 
 
 

حمایت کردن در مقابل کار کردن

 


طلاب خارج
۱. هم با سواد هم زمینه کار فراهم است.
۲. کم سواد هستند اما زمینه کار فرهنگی ندارد یعنی حقوق بیشتر می‌گیرند.
۳. حمایت شوند کار می‌کنند. زمینه کار دارند.

 

راه اندازی مدرسه
حضوری و غیرحضوری


دکتر شعبان نیا

 


نعمیان شرکت
آقای رهدار نقل می‌کرد که نمی‎خواهد در تلویزیون برنامه داشته باشد.


نگاه راهبردی که نیاز به عملیاتی ما بچه بایند باشند.
نقشه راه دشمن را شناسایی شود
بعد از شناسایی با یک مدیرت قوی علمی مقابله و گفتمان برای مبارزه با آن


در دو ساحت
ساحت سلبی مبارزه با توطئه بین المللی
ساحت ایجابی طیف‎های مردمی برای یک قیام و انقلابی جمعی جهت دهی شود.

مد نظر حضرت امام بود جمهوری اسلامی
جماهیر اسلامی و حاکمیت اسلامی
در قیام امام زمان اتفاق باشد.


جهت گیری و سو گیری به چه سمتی باید هدایت شود.
چه چیزهایی مد نظر داریم بیداری اسلامی اتفاق نمی‎افتد

 

دکتر سیدیان

 


منویاتی مد نظر داشته اند.
فلسفه شکل گیری دو فصلنامه چیست؟
برنامه‎هایی که دکتر ولایتی و همایش‎های که برگزار شده است.
خط مشی که مقام معظم رهبری برای تمدن اسلامی مولفه‎هایی همچون
نظام سیاسی
جامعه سیاسی

 

محورهای اساسی انقلابی
بحث مکتب
امام انقلاب
و مردم.


وحدت مردم و اتحاد مردم.
انقلاب در برابر مکاتب انحرافی بشری
ایدئولوژی‎های بشری
رهبرهای فاسد در رأس این موضوعات
جریان‎های استبداد گر و استعماری


مکتب در برابر ائدئولوژی
بحث انقلاب اسلامی است.


بازیابی هویت

هر سه اینها در قالب هویت قابل تعریف است.


بازیابی هویت و تاثیر انقلاب اسلامی ایران برای جهان
انقلاب اسلامی جهان ادیان الهی

 


انقلاب اسلامی و آرامان‎ها
بر می‌گردد به فلسفه انقلاب اسلامی است.

 

اهداف انقلاب:
عدالت
پیشرفت
عزت و افتخاز
استقامت و مقاومت
تولید علم اسلامی است
کادر سازانقلاب اسلامی


هویت انقلاب اسلامی و احیاء هویت دینی
مقابله با جریان‎های مسلط طاغوت

 

 

 

مقالات در دست اقدام

نقش ایران در سازماندهی نیروهای نخبه در جنبش‌های بیداری اسلامی
نقش فناوری اطلاعات در سرعت بخشی به جریانات بیداری اسلامی با تمرکز بر شبکه‌های اجتماعی
فرصت‌ها و تهدیدات فناوری اطلاعات به ویژه شبکه‌های اجتماعی در افزایش تحرک جریانات بیداری اسلامی
معیارهای عینی و ذهنی داوران در داوری مقالات منتشر شده و یا رد شده در دو فصلنامه مطالعات بیداری اسلامی
امکان سنجی بیداری اسلامی در کشورهای پساشوروی

لزوم ترسیم خط راه بیداری اسلامی

تحول هندسه قدرت جهانی و نقش علم در قدرت
در شرایط حاضر ناشی از بیداری اسلامی موجی جدید و به نوعی قوی‌ترین موج در طول 150 تا 200 سال اخیر است.
تفاوت‌های جوهری بسیار زیادی بین اسلام و دیدگاههای غرب بعد از رنسانس در رابطه با علم وجود دارد به نوعی که در اسلام علم نتیجه ایمان و قدرت تولید کننده علم و علم کمک کننده به قدرت است. قدرت همواره موجب توسعه و گسترش ایمان بشریت در اسلام شده است و علم همواره به این موضوع کمک کرده است.
هیچ گاه علم و ایمان در تاریخ اسلام روبروی یکدیگر نبوده‌اند و همواره علم و عمل و قدرت مکمل یکدیگر بوده‌اند البته در غرب هیچ گاه شاهد چنین موضوعی نبوده ایم . چرا که علم مقابل کلیسا ایستاد و لیبرالیسم و مارکیسیم حاصل آن بودند.
معنای ایستادن علم در مقابل ایمان و به خدمت گرفتن آن برای قدرت در غرب چنین است که اگر صاحبان قدرت امکاناتی فراهم کنند با پول و سرمایه آنان علم رونق می‌گیرد. اگر فردی نبوغی داشته باشد بورسیه می‌شود اما در خدمت خواسته‌های قدرتمندان. ساخت بمب اتمی و کاربرد آن در ژاپن نشان داد علم در خدمت قدرت خبیث غرب قرار گرفت و این موضوع بارزترین نمونه علم در خدمت قدرت بود.
امروز اتحادیه اروپا گوش به فرمان کاخ سفید است و به نوعی استعمار سیاسی در این اتحادیه حاکم شده است گفت: به غیر از چند کشور اتحادیه اروپا مابقی گوش به فرمان آمریکا هستند. اروپای شرقی از استعمار روسیه درآمد و در چنگال اتحادیه اروپا اسیر شد.
امروزه اوضاع یونان و رسیدن بیکاری در برخی نقاط اسپانیا تا 40 درصد نشان دهنده وضعیت اتحادیه اروپاست مگر کشورهای اروپایی جرات می‌کنند در مقابل تصمیماتی که برای آنان گرفته می‌شود حرفی بزنند. امروز کدام کشور می‌تواند در اتحادیه اروپا بر اساس مصالح ملی خود تصمیم بگیرد و استقلال داشته باشد.
ایران امروز به لحاظ وجود مقالات علمی دارای رتبه شانزدهم دنیاست که این موضوع ناشی از استقلال و به برکت اسلام است البته قبل از انقلاب هم ایران در جهان شناخته می‌شد اما صرفا به عنوان محلی که دارای فرش، زعفران و خاویار است.

الباحث فی الشؤون الاقلیمیة فیصل جلول : 9 نقاط تشکل خارطة طریق التی رسمها الحوثی للخروج من الحرب الیمنیة

اکد الباحث فی الشؤون الاقلیمیة الدکتور فیصل جلول ان السید عبد الملک الحوثی قائد انصار الله فی الیمن دعا فی خطابه الاخیر الى طی صفحة الماضی المؤلم بین کل الیمنیین وفتح صفحة جدیدة للیمن الحر، و رسم خارطة طریق من 9 نقاط للخروج من الحرب الیمنیة حیث شدد على اعتماد کل الوسائل المتاحة لتحقیق هذه الخارطة واعدا السعودیة بالهزیمة و حل القضیة الجنوبیة بما یرضی الجنوبیین و رافضا أی حل یمنی یقوم على فکرة الاقالیم .

و اعرب هذا الخبیر فی حدیثه لوکالة تسنیم الدولیة للانباء عن اعتقاده بان السید عبد الملک الحوثی قائد انصار الله فی الیمن، کان حریصا على توقیت خطابه بعد الحدیث الاعلامی لجماعة عاصفة الحزم عن تحقیق انتصارات قالوا انها شملت عدن و وصلت الى لحج و الى الضالع وتعز فی عمق المناطق الیمنیة الوسطى .. فکانت الرسالة الاولى للحوثی هی وضع ما حصل فی حجمه الصحیح‌ای تحقیق اختراق فی بعض واجهة عدن البحریة و حدد کلفة هذا الاختراق بملیارات الدولارات التی صرفها الغزاة على حد تعبیره للتحقیق هدف زائل .

و اضاف الدکتور جلول ان السید الحوثی وصف الاختراق بـ"العارض" وقا ل انه زائل ووضع فرضیات احتلال واسع بالقول ان انصار الله لن یکونوا اقل شانا من الفیتنامیین الذی حرروا ارضهم واللبنانیین الذی واجهوا احتلالا مزمنا اندثر وکانه لم یکن، و وعد "المحتلین السعودیین" على تعبیره، بمثل هذا المصیر .
و قال الدکتور جلول ان الرسالة الثانیة للسید الحوثی، تحدث فیها صراحة على وجوب تدعیم الجبهات الداخلیة والعسکریة مع المحتل ودعا الناس الى تدعیم هذه الجبهات، کی یعیشوا احرارا ولا معنى برایه لحیاة محکومة بالعبودیة وغطرسة المحتل .
اما الرسالة الثالثة فهی للسعودیة حیث وعدهم فیها بالهزیمة کما هزمت الدول المحتلة وبعضها اهم من المملکة فقد "دحر الیمنیون الامبراطوریة العثمانیة فی شمال البلد والبریطانیة فی جنوبه" .
واردف هذا الخبیر ان الحوثی اعلن ان ما تسمیه السعودیة انتصارا فی الجنوب، هو بؤرة انزلاق نحو المستنقع الیمنی الذی ینطوی على"موتکم" .. وعاد للتشدید على انه عارض زائل .
و اعتبر الدکتور جلول ان تشدید الحوثی فی خطابه على وجوب انشاء حکومة یمنیة حرة ومستقلة تعبر عن ارادة الیمنیین ویموت الناس ویضحون من اجل قیامها لا یتعارض مع المبادرات السیاسیة التی تطرح هنا و هناک من اجل حل المشکلة الیمنیة على تعبیره، لکنه حذر الجنوبییین من الانصات للمحتل الذی"یعد فریق منکم" بالانفصال، کما یعد فریقا اخر بـ"الوحدة" .
و تابع قائلا : ما من شک فی ان قائد انصار الله یملک ارادة قویة لتحریر بلده من الغزو الخارجی .. لکن الیمن المحرر یحتاج الى تضحیات ابناء هذا البلد من هنا دعوته الى الحشد الشعبی على جبهات القتال .
و اردف القول : تبقى اشارة الى رسالة ایجابیة وجهها الحوثی الى السعودیة بالقول انه لو کان الامر یتصل بتوفیر امن المملکة "لکنا انجزناه بسرعة ودون تعقید"، و هذه طریقة للقول ان الهواجس الامنیة للمملکة السعودیة قد تؤخذ بعین الاعتبار اذا ما قررت طی صفحة الحرب .
ولفت الخبیر الستراتیجی جلول الى ان السید عبدالملک الحوثی اعتقد شخصیا ان المخرج المناسب من الحرب الیمنیة یستند الى العناصر التالیة :
اولا : اجراء مصالحة تشمل کل القوى الیمنیة على ان یکون لکل طرف منها دورا واضحا فی مستقبل الیمن
ثانیا : ان یتم التفاوض بشکل سری بین کل المکونات وان یعلن الاتفاق بعد موافقة المعنیین به و ان یفرض بوصفه خارطة الطریق التی تجعل الیمن بلدا حریا وسیدا ومستقلا
ثالثا : عدم التعویل على الامم المتحدة من اجل حل المشکلة الیمنیة لان الامم المتحدة اداة بید عاصفة الحزم، ولیست طرفا محایدا .
رابعا : رفض‌ای حل یمنی یقوم على فکرة الاقالیم التی کانت سببا فی اشعال هذه الحرب فالاقلمة هی الطریق الاسهل لتخریب الیمن و القضاء علیه ککیان مستقل .
خامسا : حل القضیة الجنوبیة بما یرضی الجنوبیین .
سادسا : طمانة الدول الاجنبیة والعربیة التی لدیها مصالح اقلیمیة فی المنطقة الى ان الحکومة الیمنیة الحرة ستضمن هذه المصالح وستحترمها
سابعا : طی صفحة الماضی المؤلم بین کل الیمنیین و فتح صفحة جدیدة للیمن الحر
ثامنا : اعتماد کل الوسائل المتاحة لتحقیق هذه الخارطة وکل اسالیب العمل والقتال والمواجهة
تاسعا : اعتماد شعار یکون الیمن حرا سیدا مستقلا او لا یکون

بیداری اسلامی - نقشه راه

انقلاب ایران نقشه راه بیداری اسلامی است

شرکت کنندگان در اجلاس جهانی اساتید دانشگاه‌ها و بیداری اسلامی که با حضور 600 نفر از اساتید دانشگاه‌های داخلی و خارجی در سالن همایش‌های بین المللی صدا و سیما در حال برگزاری است، مهم‌ترین تحولات حوزه بیداری اسلامی و ضرورت تشکیل دولت‌های اسلامی در منطقه و شمال آفریقا را مورد بررسی قرار داده و تأکید کردند که انقلاب اسلامی ایران نقشه راه بیداری اسلامی در عصر کنونی است.
«علی اکبر ولایتی» دبیر کل مجمع جهانی بیداری اسلامی در مراسم افتتاحیه این اجلاس با بیان اینکه امروز در آستانه ورود به سومین سال آغاز موج بیداری اسلامی قرار داریم یادآور شد: این جنبش به مرحله‌ای از رشد رسیده که می‌توان از ورود به مرحله تازه‌ای از الگوسازی و تکمیل حیات تمدن اسلامی سخن گفت. وی افزود: در این بخش اساتید جامعه اسلامی مسئولیت سنگین تعمیق دانش‌های اسلامی را به عهده دارند. دبیر کل دبیرخانه بین المللی بیداری اسلامی با بیان اینکه آنچه امروز امت اسلامی بیش از هر چیز دیگر نیازمند آن است دستیابی به الگوهای حکومت اسلامی می‌باشد که به دنبال عدالت و صلح بین المللی و پیشرفت باشد.ولایتی با اشاره به ترفندهای مختلف استکبار جهانی برای مقابله با این موج اظهار داشت: اسلام هراسی، توهین به مقدسات و نهادهای دینی مسلمانان به بهانه آزادی بیان از جمله این راه‌هاست.وی افزود: موج جدید بیداری اسلامی که از اواخر 2010 آغاز شد اکنون به مرحله مهم و سرنوشت ساز خود نزدیک شده و جنبش بیداری اسلامی که با مشارکت مستقیم مردم و احزاب اسلامی و نخبگان ظهور کرد از مرزهای ملی فراتر رفته و به دنبال خلق واقعیت‌های بین المللی و رسیدن به مرحله دولت سازی است.ولایتی در بخشی دیگر از سخنان خود گشوده شدن فضای جدید فکری و فرهنگی و عرصه جدید برای نقش آفرینی احزاب اسلام گرا را از دستاوردهای دیگر بیداری اسلامی خواند و اظهار داشت: به رغم تأثیرگذاری‌ها و موفقیت‌های این جنبش باید گفت که این موفقیت‌ها نه پایان راه بلکه آغاز راه جنبش بیداری اسلامی است و تلاش بی وقفه برای تثبیت این موفقیت‌ها و مقابله با آسیب‌ها و تهدیدات این جنبش مورد نیاز است.
دبیرکل دبیرخانه بین المللی بیداری اسلامی فرقه گرایی، عدم تساهل و تسامح، ترویج ایده‌های افراط گرایی و منازعات منفی منطقه‌ای را از جمله مهمترین چالش‌های بیداری اسلامی خواند و خاطرنشان کرد: بردباری در قبال مشکلات، حضور مستمر در صحنه تأکید بر مطالبات و درک چالش‌ها از عوامل مهم مردمی در پیشبرد این جنبش می‌باشد.
«بیداری اسلامی» متعلق به تمام بشریت است
همه عالم یعنی انسان و انسان یعنی فطرت الهی انسان است نه بستر تکوین مادی آن و از این بستر مادی باید حقیقت انسان طلوع کند و به آسمان‌ها پر بکشد.
این هدف در سایه عدالت، آزادی و عشق است و این سه در سایه عبودیت و حاکمیت صالحان تحقق می‌یابد. رئیس جمهور، مأموریت پیامبران را دعوت به حقیقت انسان و استقرار حاکمان صالح دانست و تأکید کرد: نقطه مشترک جامعه بشری، تحقق حاکمیت عدالت و آزادی در جهان است و این هدف زمانی محقق می‌شود که انسان کامل بر عالم حاکم شود. آقای احمدی نژاد، انسان کامل را محور وحدت جامعه بشری، پیروان انبیای الهی، عدالت طلبان و آزادی خواهان برشمرد و گفت: پیش به سوی بیداری همه انسان‌ها برای رسیدن به اهداف انسانی یعنی کمال، عدالت، عشق و آزادی. وی در بخش دیگری از سخنانش گفت: بیداری اسلامی تنها مخصوص مسلمانان نیست بلکه متعلق به تمام بشریت است. عشق، عدالت و آزادی برای تمام انسان‌هاست. وی افزود: اگر مسلمانان جهانی فکر نکنند نمی‌توانند برای خود کاری انجام دهند. اسلام تفکر طایفه‌ای و قومی برای مسلمانان نیست. رئیس جمهور ادامه داد: همانقدر که برای ملت فلسطین و غزه دل مان می‌سوزد باید از ظلم‌هایی که در آفریقا و آمریکای لاتین می‌شود به خشم بیاییم، اسلام برای هدایت تمام انسان‌هاست تا همه به کمال برسند.
برخی به بیداری اسلامی نگاه طایفه‌ای و قومی دارند در حالی که بیداری اسلامی دعوت به فطرت مشترک تمام انسان‌هاست تا عدالت، آرامش و عشق در دنیا حاکم شود. وی افزود: مشکل بشر در طول تاریخ غفلت از حقیقت انسانی خود بوده است، اصلاً همه عالم یعنی انسان و مهمترین موضوع عالم انسان است و اگر انسان را از هستی برداریم بقیه موجودات بی معنی هستند.
انسان بالاترین مخلوق خداست، کدام انسان؛ انسان سیاسی، اقتصادی، ناطق و لذت جو یا انسان فطری و حقیقت انسان؟ آقای احمدی نژاد گفت: اعتقاد من این است همه پیامبران برای بیداری آمده‌اند و بیداری یعنی اینکه انسان به حقیقت و ماموریت خود در این عالم آگاهی و احاطه یابد.
پیشنهاد جدید ایران برای حل بحران سوریه
نظام سلطه تلاش می‌کند تا با سیاست‌های بینابینی و حمایت از برخی کشورهای منطقه بر موج تحولات سوار شده و آن را هدایت کند اما بیداری اسلامی تاثیرات خود را گذاشته است.
وی به حمایت جمهوری اسلامی از این تحولات اشاره کرد و افزود: اساتید در آگاه سازی افکار عمومی نقش فراوانی دارند که این نقش در دوره کنونی بیش از هر زمانی متجلی شده است. وی در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت اتخاذ راهکار سیاسی در قبال سوریه تاکید کرده و یادآور شد: تروریست‌ها در این کشور مردم و دولت را به طور همزمان هدف حملات مسلحانه خود قرار داده اند. وزیر خارجه کشورمان یادآور شد: این افراد بی مسئولیت با سرمایه‌های خارجی، زیرساخت‌ها و سرمایه‌های سوریه را مورد هدف قرار داده و امنیت منطقه را نیز با مشکل روبرو کرده اند. صالحی با اشاره به پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران برای حل بحران سوریه اظهار داشت: ما پیشنهاد خود را به کشورهای مصر، ترکیه، عربستان، روسیه و سوریه ارائه داده ایم که محتوای آن توقف خشونت و آغاز گفت وگوی ملی می‌باشد.
انقلاب ایران الگوی بیداری اسلامی
شرکت کنندگان و اساتید خارجی شرکت کننده در این اجلاس انقلاب اسلامی ایران را الگو و نقشه راه بیداری اسلامی برای ملت‌های منطقه و شمال آفریقا دانستند. «ابراهیم اسکندر» استاد دانشگاه فدرالی در برزیل انقلاب ایران را نقشه راه انقلاب عربی‌ها دانست و گفت: امروز تمام کشورهای جهان عرب به تبعیت از ایران انقلاب کرده‌اند و ایران توانسته اهداف انقلاب‌های اسلامی و عربی را مشخص کند.
امروز تمام دنیا به جمهوری اسلامی ایران چشم دوخته و استقلال کشورهای عربی به دنبال بیداری اسلامی ایران بوده است. «عدنان سراج» استاد دانشگاه از عراق نیز تجربه انقلابی ایران را تجربه ارزنده‌ای دانست و اظهار داشت که انقلاب ایران به ملت خودش اکتفا کرده و ما تلاش داریم تا این تجربه را مورد بررسی قرار دهیم. میرتاج الدین استاد دانشگاه نیجریه هم در اجلاس جهانی اساتید دانشگاه‌ها و بیداری اسلامی اظهار داشت که مردم نیجریه از ایران الگو و انگیزه می‌گیرند و ما معتقدیم که ایران با وجود مشکلات به پیروزی خواهد رسید.
«محی الدین خبیری» استاد تاجیکستانی نیز در سخنانی در افتتاحیه اجلاس جهانی اساتید دانشگاه‌ها و بیداری اسلامی هدف این نشست را درک شرایط حساس و سرنوشت ساز کنونی دانست. وی با اشاره به تجربیات انقلاب اسلامی در 30 سال گذشته تصریح کرد، چه کشورهایی که به آزادی رسیدند و چه آنهایی که در مسیر دستیابی به آنها هستند به این تجربیات نیاز دارند. خبیری ابراز داشت: کشوری همچون مصر با تاریخ بزرگ امروز در مسیر رسیدن به آزادی و رسیدن به پیروزی انقلاب با چالش روبرو است و اگر برادران مصری بخواهند این مسئولیت ایران است که در کنار آنها قرار گیرد.وی اظهار داشت: ایران نه تنها انقلاب کرد بلکه توانست انقلاب خود را حفظ کند اما امروز سرنوشت انقلاب‌های منطقه هنوز نامشخص است.
آقایان لک زایی، استاد دانشگاه باقرالعلوم، ملکوتیان و ناظمی اردکانی اساتید دانشگاه‌های تهران، نیز در سخنانی در حاشیه این اجلاس تاکید کردند که بیداری اسلامی در منطقه، تداوم انقلاب اسلامی ایران است.
ادای احترام شرکت کنندگان در اجلاس جهانی اساتید به شهدای هسته‌ای شرکت کنندگان در اجلاس جهانی اساتید مسلمان دانشگاه‌ها و بیداری اسلامی با دو دقیقه سکوت به مقام شهدای هسته‌ای ایران ادای احترام کردند.
بهجت قاسمی، همسر شهید شهریاری که به عنوان سخنران در اجلاس جهانی اساتید دانشگاه‌ها و بیداری اسلامی حضور داشت با اظهار امیدواری از اینکه دستاوردهای دانشمندان و دانشگاهیان در تحقق جریان بیداری اسلامی به کار گرفته شود و با ناکام خواندن تلاش دشمنان گفت: من هم مانند شما معلم هستم و به عنوان شاهدی در یک حادثه تروریستی که یکی از نخبگان کشور را هدف قرار داد، در این اجلاس حضور پیدا کرده ام.
قاسمی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص شهید شهریاری گفت: او علاوه بر مقام علمی دارای فضایل اخلاقی بود و اقدام ایادی استکبار باعث محروم شدن ما از وجود این دانشمند فرزانه گردید اما وی تنها کسی نبود که استکبار برای از بین بردن او تلاش کرد و استاد علی محمدی، داریوش رضایی نژاد و مصطفی احمدی روشن و فریدون عباسی از جمله کسانی بودند که استکبار برای حذف این افراد نیز تلاش کرد.
اجلاس جهانی اساتید دانشگاه‌ها و بیداری اسلامی که صبح دیروز (دوشنبه) با حضور 250 استاد خارجی و 350 نفر از اساتید داخلی در سالن همایش‌های صداوسیما آغاز شده است، عصر امروز با صدور بیانیه‌ای به کار خود پایان خواهد داد.

بررسی ابعاد بیداری اسلامی؟

بیداری اسلامی تلاش جوامع در راستای احقاق حقوق از دست رفته‌ی خود و ایجاد تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی با محوریت اسلام است. این حرکت عظیم که در آغاز شکوفایی خود قرار دارد در پی احیای تمدن اسلامی با آسیب‌ها و تهدیدهایی روبه‌رو است که خواص جامعه می‌توانند در هدایت این حرکت‌ها نقش اساسی را ایفا کنند.
حقیقت و ماهیت بیداری اسلامی چیست؟
بیداری اسلامی تلاش جوامع در راستای احقاق حقوق از دست رفته‌ی خود و ایجاد تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی با محوریت اسلام است. این حرکت عظیم که در آغاز شکوفایی خود قرار دارد در پی احیای تمدن اسلامی با آسیب‌ها و تهدیدهایی روبه‌رو است که خواص جامعه می‌توانند در هدایت این حرکت‌ها نقش اساسی را ایفا کنند.
حقیقت و ماهیت بیداری اسلامی چیست؟
بیداری اسلامی در حقیقت زنده شدن دوباره‌ی یک ملت در پرتوی اسلام اصیل و تجدید حیات اسلام است که در پناه آن، استقلال، عدالت و همه‌ی آموزه‌ها و ارزش‌های متعالی الهی، بار دیگر زنده می‌شود و حیات می‌یابد. در واقع ماهیت بیداری اسلامی بر محوریت اسلام است و در این فرآیند، ملت‌ها در پی پیدا کردن نقش واقعی خود و پاسخ دادن به ندای فطری خود هستند. آن‌ها می‌خواهند در سرنوشت‌شان تصمیم‌گیر باشند و در حقیقت حس استکبارستیزی، استقلال‌طلبی، عدالت‌خواهی و خداجویی سبب آغاز این حرکت عظیم در کشورهای منطقه شده است.
هدف غایی بیداری اسلامی چیست و چه اندازه تا تحقق اهداف آرمانی بیداری اسلامی فاصله است؟
هدف اصلی حرکت بیداری در تمام این کشورها تشکیل حکومت دینی و اجرای شریعت است و در واقع هر ملتی، به اندازه‌ی درکی که از اسلام دارد، آن ایده‌آل را دنبال می‌کند. این مسئله بستگی به رهبران آن جنبش‌ها دارد. برای مثال، ایده‌آل‌ها و هدف انقلاب اسلامی ایران تأسیس حکومت اسلامی بر اساس نظریه‌ی ولایت فقیه بود که با رهبری صحیح امام راحل (رحمت الله علیه) و حمایت مردم ایران محقق شد. اما در کشورهایی که به این درک عمیق نرسیده‌اند، مسلماً اهداف و ایده‌آل‌ها در این سطح بالا نیست. به هر حال، همه‌ی این کشورها، از جمله مصر، به دنبال پیاده کردن اسلام هستند؛ اما با توجه به شرایط و درکشان، با یکدیگر متفاوت هستند.
کشورهای منطقه چه اندازه در رسیدن به اهداف آرمانی جنبش بیداری اسلامی موفق بوده‌اند و چه اندازه با آن فاصله دارند؟
همان طور که عرض کردم، هدف اصلی این انقلاب‌ها تأسیس حکومت اسلامی است، اما درجه و چگونگی رسیدن به این هدف به رهبران جنبش‌ها بستگی دارد. البته این اهداف مرحله به مرحله محقق می‌شود. برای مثال، در حال حاضر ساختار ولایت فقیه در قانون اساسی ما نهادینه شده و مادیت و معنویت و در واقع مصالح دنیا و آخرت در آن لحاظ شده است. این طور نبوده است که از همان ابتدا تمام مشکلات و نیازها دیده شود. این سیر تکاملی تا همین امروز هم ادامه دارد. کشورهایی که به تازگی این حرکت را آغاز کرده‌اند و در حقیقت در حال انتقال از حالت بیداری به سمت نظام‌مند کردن انقلاب خود هستند، تا رسیدن به بلوغ کامل، مسیری طولانی را پیش رو دارند. البته آن‌ها به دلیل تفاوت نگاهشان به حکومت اسلامی و نداشتن تفکر ولایت‌مداری و اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) که حضرت امام (رحمت الله علیه) مد نظرشان بود و انقلاب ما نیز بر اساس آن آرمان‌ها بنا شد، با ما تفاوت دارند و این مسئله مشکلاتی را پیش روی انقلاب‌های منطقه قرار داده است.
هدف اصلی حرکت بیداری در تمام این کشورها تشکیل حکومت دینی و اجرای شریعت است و در واقع هر ملتی، به اندازه‌ی درکی که از اسلام دارد، آن ایده‌آل را دنبال می‌کند. اما این مسئله بستگی به رهبران آن جنبش‌ها دارد. برای مثال، ایده‌آل‌ها و هدف انقلاب اسلامی ایران تأسیس حکومت اسلامی بر اساس نظریه‌ی ولایت فقیه بود اما در کشورهایی که به این درک عمیق نرسیده‌اند، مسلماً اهداف و ایده‌آل‌ها در این سطح بالا نیست.
انقلاب اسلامی به عنوان آغازگر و هدایت‌گر جریان بیداری اسلامی در دنیا، چه نقشی در جهت‌دهی فکری و ایدئولوژیک به این جریان می‌تواند داشته باشد؟
بله، ما معتقدیم جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (رحمت الله علیه) آغازگر بیداری اسلامی در جهان بود و اشتراکات موجود بین انقلاب اسلامی ایران و انقلاب‌های منطقه دلیل این مدعاست. اگر به انقلاب‌هایی که قبل از انقلاب اسلامی ایران در جهان اتفاق افتاده است نگاه کنید، مانند انقلاب بلشویکی روسیه یا انقلاب چین و الجزایر، می‌بینید که همه بر یک ارتش آزادی‌بخش تکیه دارند.
البته ماهیت این ارتش‌ها تفاوت داشت. برای مثال، در روسیه جبهه‌ی کارگران، نخبگان جامعه را تشکیل می‌دادند و در ارتش سرخ دوره می‌دیدند. زمانی که ارتش سرخ بر ارتش تزاری پیروز شد، انقلاب آ‌ن‌ها به پیروزی رسید. همچنین در چین وقتی ارتش کشاورزها پیروز شد، انقلاب به پیروزی رسید. اما انقلاب ایران با آن انقلاب‌ها بسیار متفاوت بود. این اولین دوره‌ای بود که به راستی مردم نقش پیدا می‌کردند و حضرت امام (رحمت الله علیه) تنها مرجعی بود که با انگیزه‌ی الهی و تدبیر لازم، هر زمانی که نیاز بود، مردم را به میدان فرامی‌خواند.
انقلاب اسلامی ایران، با رهبری مقتدرانه‌ی امام خمینی و حضور جدی همه‌ی اقشار مردم در میدان به پیروزی رسید و سبب شد تا شعار «توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد» به واقعیت برسد. در این انقلاب این طور نبود که یک ارتش آزادی‌بخش پیروز شود. انقلاب ایران با حضور مردم، سیاست و دیانت را در هم آمیخت و مصالح دنیا و آخرت را در نظر گرفت و این مسئله بسیار زیباتر در قانون اساسی ایران متبلور شده است.
همین ماهیت اسلامی به نوعی در انقلاب‌های منطقه و حرکت بیداری اسلامی متبلور شده است. به همین دلیل، مردم با اینکه احتمال می‌دهند در تیراندازی‌ها به شهادت برسند، با شجاعت در صحنه حاضر می‌شوند و این مسئله سبب تکامل وجودشان می‌شود. تظاهرات مردم از مسجد یا نماز جمعه شروع و به آن‌ها ختم می‌شود. همچنین وقتی رأی‌گیری می‌شود، اسلام‌گراها رأی می‌آورند.
ما معتقدیم جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (رحمت الله علیه) آغازگر بیداری اسلامی در جهان بود و اشتراکات موجود بین انقلاب اسلامی ایران و انقلاب‌های منطقه دلیل این مدعاست.
امام خمینی (رحمت الله علیه) روش به میدان آوردن مردم و نشان دادن اینکه مردم قدرت اصلی هستند را قبل و بعد از انقلاب در عرصه‌های مختلف به کار بردند، مثلاً در قضیه‌ی جنگ، بسیج مستضعفین را به میدان آوردند یا راهپیمایی روز قدس را پایه‌گذاری کردند و هر سال مردم روزه‌دار با آن حالت معنوی در جمعه‌ی آخر ماه مبارک رمضان در این راهپیمایی شرکت می‌کنند. همه‌ی این‌ها در هم آمیخته شده‌اند. حضرت امام برای اینکه بتواند این حرکت و روش را در همه‌ی کشورها گسترش بدهد، مراسم برائت از مشرکین در مکه را پایه‌گذاری کردند و همین مسئله زمینه‌ی انتقال این روش شد.
البته این روش با توجه به شرایط متفاوت کشورها، بروز و ظهور مختلفی دارد. مثلاً انتفاضه‌ی فلسطین از مراسم برائت ما آغاز شد و امروز این حرکت فلسطین را به این عظمت رسانده است. اقدام حضرت امام در برابر کشتار حجاج در سال ۶۷ نمونه‌ی دیگری در همین زمینه‌ است. در آن زمان، ایشان مانع از حضور مردم کشور ما در مراسم حج شدند و پیامی به حجاج دادند و در قسمتی از آن، به مسئله‌ی فلسطین پرداختند، چون اهمیت این مسئله را می‌دانستند. در واقع شروع انتفاضه در فلسطین این گونه بود که گروهی از فلسطینی‌ها در سال ۶۶ با ما در مراسم برائت شرکت کرده و شهید داده بودند و در داخل فلسطین چهلم گرفتند. این چهلم به صورت تظاهرات از داخل مسجد بیرون آمد و اساس حرکت انتفاضه شکل گرفت.
برای اینکه عمق این مسئله را درک کنیم، به پیام حضرت امام اشاره می‌کنم که اتفاقاً هم‌زمان با پیام ایشان پیرامون قطعنامه‌ی ۵۹۸ است. حضرت امام، در قسمتی از پیام که مربوط به فلسطین است، از آیه‌ی نور در سوره‌ی نور (الله نور السموات و الارض) برداشت بسیار زیبایی مطرح کردند. ایشان با آن آیه شروع می‌کنند که خداوند به پیامبر قول می‌دهد امن و امان وارد مسجدالحرام شود.
شرح این موضوع مفصل است و در این گفت‌وگو نمی‌گنجد. در مجموع می‌خواهم به این مسئله اشاره کنم که بیداری اسلامی به اندازه‌ی درک ملت‌ها و با توجه به شرایط تمدنی و فرهنگی آن‌ها شکل‌های مختلفی پیدا می‌کند، ولی اصل همه‌ی آن‌ها بر خداوند و حضور مردم در صحنه تکیه دارد. در واقع بیداری اسلامی برآمده از این دیدگاه است که مردم تصمیم می‌گیرند قدرت را خودشان به دست بگیرند و علیه استکبار و صهیونیست قیام کنند. این حرکت بسته به تمدن، فرهنگ و رهبری آن‌ها متفاوت است. نتیجه این حرکت و سازندگی در ایران منجر به انقلاب اسلامی شد، چون رهبری آن کاملاً دقیق و حساب‌شده بود؛ طوری که امام قبل از اینکه به تهران برسند، مقدمات تدوین قانون اساسی را نیز فراهم کرده بودند.
یکی از نکاتی که در انقلاب مصر پیش آمد این بود که انقلاب مصر رهبر نداشت و امروز همین مسئله آن‌ها را با مشکلاتی مواجه کرده است. حضرت امام وقتی به کشور بازگشتند، همه‌ی چیزهایی را که لازم بود به هم ریختند و قوانین صحیح را جایگزین آن‌ها کردند. برای مثال، یکی از مشکلات انقلاب مصر این است که همان سیستم قضایی که مبارک ساخته بود او را محاکمه کرد؛ ولی حضرت امام در ایران دادگاه‌های انقلاب را مطابق با شرع ایجاد کردند تا مطابق با نظریه‌‌ی انقلاب احکام قضایی صادر شود.
بیداری اسلامی به اندازه‌ی درک ملت‌ها و با توجه به شرایط تمدنی و فرهنگی آن‌ها شکل‌های مختلفی پیدا می‌کند، ولی اصل همه‌ی آن‌ها بر خداوند و حضور مردم در صحنه تکیه دارد. در واقع بیداری اسلامی برآمده از این دیدگاه است که مردم تصمیم می‌گیرد قدرت را خودشان به دست بگیرند و علیه استکبار و صهیونیست قیام کنند.
همچنین ایشان کمیته‌های انقلاب اسلامی را ‌ساختند و بعدها این کمیته‌ها در ساختار نیروی انتظامی ادغام شدند. سپاه پاسداران هم به همین صورت تشکیل شد. در حقیقت حضرت امام درباره‌ی همه‌ی بخش‌های انقلاب فکر کرده بودند و بر اساس تفکر اسلامی، انقلاب را ساختند. تسخیر لانه‌ی جاسوسی نیز در همین راستا قرار می‌گیرد. این حرکت تأثیر بسزایی در تثبیت خط انقلاب داشت؛ در حالی که در مصر این طور نیست.
رهبری نیز در فرمایشات اخیرشان به این موضوع اشاره کردند و فرمودند که آن‌ها باید تکلیف خودشان را با استکبار روشن کنند.
در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران در جهت‌دهی فکری و ایدئولوژیک به این جریان چه میزان ایفای نقش می‌کند؟
مسلما ما به طور مستقیم دخالت نمی‌کنیم چون قانون اساسی ما این اجازه را به ما نمی‌دهد و هیچ کس نباید در امور داخلی دیگر ملت‌ها دخالت کند. ولی خود آن ملت‌ها باید از ما الگو بگیرند. در حقیقت خود جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک مدل موفق در کنار ملت‌های منطقه، بخشی از جبهه جهانی بیداری اسلامی محسوب می‌شود و لذا باید نقش خود را به خوبی ایفاء کند. مقام معظم رهبری فرمودند ملت ایران این تجربه بزرگ را امروز در مقابل ملت‌های دیگر قرار داده است و فرمودند در این اوضاع حساس، دستگاه سیاست خارجی کشور باید حرف نویِ جمهوری اسلامی را برای ملت‌های جهان تبیین کند؛ و البته در این خصوص باید مراقب باشیم تا با رفع نقایص موجود راه دشمن را در تضعیف الگو شدن ایران ببندیم.
مقام معظم رهبری در فرمایشات اخیرشان بر لزوم گفتمان‌سازی بیداری اسلامی تأکید کردند و در این راستا به نقش خواص هم اشاره فرمودند. به نظر شما، خواص جهان اسلام در برابر حرکت بیداری اسلامی چه تکلیفی دارند؟
اصولا خواص شکل دهنده فکر و جهت دهنده این حرکت‌ها هستند رهبری نیز در اجلاس بیداری اسلامی بر اهمیت نقش نخبگان در حرکت بیداری اسلامی تاکید کردند و فرمودند ایجاد یک فکر و گفتمان به دست خواص جامعه است. در واقع این خواص جامعه هستند که می‌توانند ملت‌ها را به سمت سعادت و یا شقاوت هدایت کنند.
اما متأسفانه آن‌ها در این انقلاب‌ها به وظایف خود به خوبی عمل نکردند و سردرگم بودند. برای مثال، هرچند اخوان المسلمین سابقه‌ای طولانی دارد، ولی در انقلاب مصر و مسائل اخیر سردرگم است و متأسفانه آن طور که باید نتوانسته است مسائل را از هم تفکیک کند. این موضوع علی‌الخصوص در قضایای سوریه، منطقه و فلسطین دیده می‌شود. در قضیه درگیری غزه هم مصر حکم یک میانجی را داشت و در واقع بی‌طرف بود، در حالی که اخوان سال‌ها راهنمای فلسطین بوده است. بنابراین، آن‌ها به عنوان خواص در جهان اسلام نتوانستند مردم مصر را خوب رهبری کنند. خواص وظایف خطیری دارند، اما متأسفانه تا به حال آن طور که باید نقش ایفا نکرده‌اند.
جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک مدل موفق در کنار ملت‌های منطقه، بخشی از جبهه جهانی بیداری اسلامی محسوب می‌شود و لذا باید نقش خود را به خوبی ایفاء کند.
آسیب‌های پیش روی حرکت بیداری اسلامی چیست؟
مهم‌ترین مسئله این است که فریب آمریکا و استکبار را نخورند، چون آن‌ها خیلی زیرکانه برای انحراف این انقلاب‌ها تلاش می‌کنند. یکی از حربه‌های دشمنان اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی و تفکیک این دو گروه است. به نظر بنده، در حقیقت این آمریکاست که اخوان را منحرف کرده است. اخوان المسلمین فریب غربی‌ها را خورده است و مسائل را طایفه‌ای و مذهبی می‌بیند. اخوان به وحدت اسلامی توجه نمی‌کند، در حالی که مسائل قومی سم مهلکی برای بیداری اسلامی به شمار می‌رود.
مهم‌ترین مسئله این است که مردم از دین و قرآن جدا نشوند. تا زمانی که مردم پیوند خود را با این دو حفظ کنند، آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. رهبران کشورها باید به مردم خودشان و تعلیمات اسلامی متکی باشند.
برگرفته از:تبیین بیانات مقام معظم رهبری در اجلاس اساتید و بیداری اسلامی (۱؛
تبلور روح انقلاب اسلامی در بیداری اسلامی، گفتگوی برهان با «حسین شیخ الاسلام»؛ مشاور ریاست مجلس در امور بین الملل، تهیه و تنظیم: مریم عسگری‌پرور، ۱۳۹۱/۹/۲۸ .
تبیین بیانات مقام معظم رهبری در اجلاس اساتید و بیداری اسلامی(۲)؛
درباب رابطه‌ی اسلام امریکایی و بیداری اسلامی
با افزایش موج بیداری اسلامی در جهان اسلام به وضوح شاهد دست‌پاچگی غرب از افزایش پایگاه‌های اسلامی در منطقه هستیم . در راستای جبران این خسران، ابرقدرت‌ها سعی دارند تا با نفوذ در مراکز اندیشه‌ای بیداری اسلامی در مسیر دست‌یابی جهانی به اسلام ناب انحراف ایجاد کنند.
گرو ه فرهنگی-اجتماعی برهان؛ بیداری اسلامی امروزه از مهم‌ترین مسائل بین‌المللی است. از یک سو کشورهای اسلامی با شنیدن نوای آزادی و رهایی از اسارت در سایه سار اسلام با روحیه و انگیزه‌ی انقلابی در برابر ظلم و جور ایستاده‌اند و از سویی دیگر ابر قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی سعی در سرکوب و یا بعضاً ایجاد انحراف در این موج عظیم مسلمین دارند. مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه‌های جهان اسلام در اجلاس اساتید و بیداری اسلامی ضمن تأکید بر لزوم مرجعیت اسلام عمل و اقدام فرمودند:« دشمنان از کلمه‌ى "بیدارى اسلامى"می‌ترسند[...]چرا؟ چون وقتى اسلام در هیئت حقیقى خود، در قواره‌ى واقعى خود بروز و ظهور پیدا می‌کند، تن این‌ها می‌لرزد. اینها از اسلامِ برده‌ى دلارنمی‌ترسند؛ از اسلامِ غرق در فساد و اشرافی گری نمی‌ترسند؛ از اسم اسلامى که امتداد و انتهائى در عمل و در توده‌ى مردم نداشته باشد، نمی‌ترسند؛ اما از اسلام عمل، اسلام اقدام، اسلام توده‌ى مردم، اسلام توکل به خدا، اسلام حسن ظن به وعد الهىکه فرمود: «و لینصرنّ اللّه من ینصره»،(۱) می‌ترسند.». در این ارتباط با دکتر «محمد علی آذرشب» استاد دانشگاه تهران و رئیس مرکز مطالعات فرهنگی ایران و عرب به گفتگو نشسته‌ایم.
بیداری اسلامی معلول چه قرائتی از اسلام است؟
قطعاً قرائت محمدی و علوی از اسلام به بیداری اسلامی منتج می‌شود. در واقع اسلام با هدف بیداری و احیاگری آمده است. آیه‌ی مبارکه می‌فرماید: «یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ» بنابراین ماهیت اسلام احیاگری است. به عبارت دیگر، بیداری اسلامی قرائت احیاگری جامعه‌ی اسلامی از اصول مسلم اسلام است؛ البته اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) که پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، پرچم‌دار آن اهل بیت (علیهم السلام) هستند. در واقع قرآن، پیامبر و ائمه (علیهم السلام) همگی به دنبال یک هدف هستند که همانا بیداری امت اسلام است.
تداوم بیداری اسلامی در گرو چه عواملی است؟
تداوم بیداری اسلامی در گرو فهم صحیح، همت، آگاهی و آشنایی با تجربیات سایر احیاگران است؛ چرا که بیداری اسلامی موضوع تازه‌ای نیست. سال‌های زیادی است که جهان اسلام در حال حرکت به سمت بیداری است. در طول این چند سال، تجربیات زیادی کسب شده است، افراد خبره و تأثیرگذار جهانی شده‌اند و امروز بیداری اسلامی به شکل فعلی تجلی یافته است. بنابراین ملت‌های مسلمان باید از تجربیات سایرین بهره‌ی کامل را ببرند. این راه توسط سید جمال‌الدین اسدآبادی، کواکبی، فعالان نهضت مشروطه، نهضت ملی کردن صنعت نفت در ایران، انقلاب اسلامی، نهضت انتفاضه در فلسطین و... پیگیری شده است و این‌ها تجربیاتی هستند که ملل مسلمان باید به آن‌ها بیش از پیش توجه داشته باشند و در ادامه‌ی مسیر از اندوخته‌های آنان بهره بگیرند.
نکته‌ی مهم دیگر در این امر شناخت دشمن است. امروزه بدون مبالغه، یکی از مهم‌ترین توجهات دشمن به دام انداختن بیداری اسلامی است و آن‌ها با هر وسیله‌ای سعی در به انحراف کشاندن جریان بیداری اسلامی دارند. با توجه به بیانات رهبر معظم انقلاب، استفاده از تجربیات جمهوری اسلامی ایران در مواجهه‌ی با دشمن، در فراز و نشیب‌هایی که در این ۳ دهه با آن روبه‌رو بوده است، می‌تواند راهگشا باشد.
انحراف در بیداری اسلامی چگونه شکل می‌گیرد؟
اگر ملت‌های مسلمان راه را برای نفوذ مزدوران استعمار باز بگذارند، قطعاً جنبش به انحراف کشیده می‌شود. مزدوران قدرت‌های بزرگ جهانی، که در صدد به انحراف کشیدن این جنبش هستند، چندین چهره دارند؛ چهره‌های لیبرال دمکرات و آزادی‌خواه، اسلام‌گرایان متحجر و... آن‌ها در واقع با این مواضع سعی در تخریب جریان بیداری دارند. بنابراین باید مسلمان آگاه و به‌روز، به دور از تحجر، اسلام واقعی را به نمایش بگذارند و با خودداری از افراط و تفریط، خود را در جامعه معرفی کنند و طرح و ایده‌ی اصیل اسلام را ارائه دهند.
امروزه بدون مبالغه، یکی از مهم‌ترین توجهات دشمن به دام انداختن بیداری اسلامی است و آن‌ها با هر وسیله‌ای سعی در به انحراف کشاندن جریان بیداری اسلامی دارند.
آیا می‌توان میان اسلام حداقلی یا به تعبیر حضرت امام، اسلام آمریکایی، با ظهور حرکت‌هایی نظیر بیداری اسلامی رابطه برقرار نمود؟
ما اسلام حداقلی و حداکثری نداریم، اسلام متعادل داریم؛ «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّه وَسَطًا» در واقع اسلام یعنی دروی از افراط و تفریط. اسلام همواره به اعتدال دعوت می‌کند. بنابراین اسلام حداقلی و حداکثری بی‌معناست. حدود و ثغور اسلام نیز کاملاً مشخص است. بنابراین نتیجه‌ی بیداری اسلامی همان اسلام حقیقی خواهد بود که می‌توان آن‌ را‌ به تمام دنیا، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، عرضه کرد.
برخی از سران استعمار سعی دارند که بیداری اسلامی در نهایت به اسلام سکولار منتج شود. نظر حضرت‌عالی راجع به این نوع گرایش به بیداری اسلامی چیست؟
این یکی از شگردهای نظام‌‌های استعماری برای از بین بردن اسلام واقعی است. نظام‌‌های سلطه، برای ارائه‌ی اسلام سکولار در مقابل اسلام اصیل، که منادی آن جمهوری اسلامی ایران است، سعی می‌کنند طرحی ارائه دهند که ضمن سازگاری با اسرائیل با آمریکا، ظاهر اسلامی نیز داشته باشد. در واقع آن‌ها سعی دارند از اسلام آمریکایی دفاع کنند.
البته اگر مسلمانان با آگاهی کامل، مرز اسلام اصیل و ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) را مشخص کنند، این تز آمریکا شکست‌ می‌خورد.
هر کشوری شرایط خاص خود را دارد و نمی‌توان یک نسخه برای تمام کشورها ارائه داد، ولی فصل مشترک تمام این برنامه‌ها اسلام است که باید کامل و جامع اجرا گردد.
تبعیت از الگوی انقلاب اسلامی تا چه اندازه می‌تواند متضمن تداوم بیداری اسلامی در جهان اسلام باشد؟
حتماً لزومی ندارد از الگوی انقلاب اسلامی تبعیت کنند، زیرا هر کشوری شرایط خاص خود را دارد و نمی‌توان یک نسخه برای تمام کشورها ارائه داد، ولی فصل مشترک تمام این برنامه‌ها اسلام است که باید کامل و جامع اجرا گردد. البته همان طور که عرض شد، استفاده از تجربیات انقلاب اسلامی، قطعاً به عبور کم‌خطر سایر کشورها از فراز و نشیب‌های مقاومت کمک شایانی خواهد کرد.
سخن پایانی
دو مطلب با توجه به بیانات رهبری بسیار مهم به نظر می‌رسد. ابتدا آنکه بیداری اسلامی، بیداری و آگاهی ملت‌های مسلمان را به دنبال دارد. دوم اینکه این حرکت کاملاً اسلامی است و ایدئولوژی اسلامی حامی آن است. بیداری اسلامی امری اتفاقی نبوده و از بطن تجربیات و انگیزه‌های اعتقادی مردم برآمده است.(*)
با تشکر از فرصتی که در اختیار «برهان» قرار دادید./۱۳۹۱/۹/۳۰
تبیین بیانات مقام معظم رهبری در اجلاس اساتید و بیداری اسلامی(۳)؛
بیداری اسلامی در چه مرحله‌ای است؟
در واکنش به رفتار حاکمان در جهان اسلام گفتمان اسلام‌گرایی محور قرار می‌گیرد، چرا که هویت مردمان خاورمیانه با اسلام قوام یافته است. گفتمان بیداری اسلامی به این جهت هم قابلیت پذیرش و اعتبار دارد و هم در دسترس است که سابقه‌ی طولانی حضور در عرصه‌های فکری و سیاسی جوامع اسلامی را دارد.
گروه بین‌الملل برهان/ عبداله مرادی؛ امروز دنیا با یک حادثه‌ى عظیم مواجه است. این حادثه‌ى عظیم عبارت است از بیدارى اسلامى. این یک حقیقت است. ملت‌هاى مسلمان و امت اسلامى به تدریج بیدار شده‌اند. امروز اگر مستکبرین عالم بخواهند بر ملت‌هاى مسلمان مسلط شوند، کار دشوارى دارند. بیدارى وارد امت اسلامى شده و رسوخ و نفوذ کرده است. در بعضى از کشورها هم این بیدارى به انقلاب تبدیل شد و رژیم‌هاى فاسد و وابسته را تغییر داد. لیکن این، بخشى از بیدارى اسلامى است؛ همه‌ى بیدارىِ اسلامى نیست. بیدارى اسلامى گسترده است، عمیق است.
رهبر معظم انقلاب در جمع اساتید جهان اسلام، ۲۱ آذر ۹۱
شکل‌گیری گفتمان بیداری اسلامی
گفتمان ناسیونالیسم عربی به واسطه‌ی جمال عبدالناصر، که حدود ۲ دهه در جهان عرب یکه‌تاز بود، بر ۳ بنیان «مبارزه با اسرائیل، گرایش به سوسیالیسم و پان‌عربیسم» قرار داشت. این گفتمان سکولار توانست مبارزه با استعمار غرب، نفی رژیم‌های پادشاهی، تحقق آزادی‌های اجتماعی و سیاسی و حل معضل توسعه‌نیافتگی را با ادعای تحقق آرمان‌های ملت عرب پیگیری نماید؛ اما پس از شکست‌های ۱۹۶۷ از اسرائیل و صلح مصر با اسرائیل، گفتمان ناسیونالیسم عربی دچار واگرایی معنایی شد، چرا که مفاهیم مفصل‌بندی‌شده در آن گفتمان با حذف دال مبارزه با اسرائیل و امپریالیسم‌ستیزی دچار بی‌قراری شدند، اما گفتمان ناسیونالیسم عربی با طرح دگرسازی از ایران به مفصل‌بندی جدیدی دست زد.
به ویژه با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و اندیشه‌ی شیعی آن، این جبهه‌گیری عربی علیه ایران تشدید شد. گفتمان ناسیونالیسم عربی با ارائه‌ی «اعتدال عربی» به عنوان دال مرکزی توانست عناصری نظیر لیبرالیسم اقتصادی، توسعه، سکولاریسم، امنیت و صلح خاورمیانه را در طول زمان به وقفه‌هایی در گفتمان خود تبدیل کند. بنابراین کرامت انسانی، اندیشه‌های آرمان‌خواهانه‌ی اسلامی مردم و غرور ملی به مثابه‌ی کالای قاچاق در زیر پوست جوامع عربی پنهان شد.
پس از آن، دیکتاتورهای کشورهای عربی تلاش کردند، همچون محمدرضا پهلوی، برای فرار از خواست‌های ملت و سرکوب آنان و حفظ اقتدار خود، مشروعیت و امنیت خود را در پیوند با غرب و حمایت آمریکا تعریف کنند. نتیجه این می‌شود که فقدان حکمرانی خوب، خودکامگی و سرکوب سیاسی به علاوه‌ی فقر و نابرابری لایه‌های زیرین جوامع عربی را به واکنش وامی‌دارد. این واکنش با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مقاومت پیروزمندانه‌ی حزب‌الله در لبنان و پیروزی حماس در جنگ ۲۲ روزه تقویت شد. در این واکنش البته گفتمان اسلام‌گرایی محور قرار می‌گیرد، چرا که هویت مردمان خاورمیانه با اسلام قوام یافته است. گفتمان بیداری اسلامی به این جهت هم قابلیت پذیرش و اعتبار دارد و هم در دسترس است که سابقه‌ی طولانی حضور در عرصه‌های فکری و سیاسی جوامع اسلامی را دارد (حقیقت، ۱۳۸۵، ۲ تا ۲۳). از سوی دیگر، به دلیل سرکوب شدید توسط حکومت‌های ناسیونالیستی وابسته به آمریکا، بیش از همه‌ی گفتمان‌ها، استحقاق و مشروعیت لازم برای کسب قدرت سیاسی را دارد.
آنچه صحت قدرت نظریه‌پردازی بیداری اسلامی را آشکار می‌سازد، پس از قدرت استدلالی، تأیید تجربی است؛ امری که تا کنون با پیروزی اسلام‌گرایان در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری مصر، پیروزی اسلام‌گرایان در تونس و همچنین جهت‌گیری‌های اسلامی لیبی و مراکش محقق گردیده و بیش از همه باعث نگرانی اسرائیل و آمریکا شده است. تأکیدات جدی بر اسلام‌خواهی در قانون اساسی پیشنهادی مصر و لیبی، بی‌توجه به پیشنهاد‌های سکولاریستی اردوغان، دلیلی دیگر بر اسلامی بودن تحولات خاورمیانه و پیوستگی این تحولات با مبارزات بیداری اسلامی در تقابل با بحران خلافت، استعمار خارجی و... در قرن گذشته است.
بنابراین هنگامی که گفتمان ناسیونالیسم عربی با ارائه‌ی دال مرکزی اعتدال عربی در خود عناصر، صلح با اسرائیل، پیوند با غرب، سکولاریسم، استبداد سیاسی، لیبرالیسم اقتصادی را تعریف می‌کند؛ در مقابل، بیداری اسلامی هویت خود را در اسلام‌خواهی، دمکراسی‌خواهی و استقلال جست‌وجو می‌کند. در واقع با توجه به نتایج انتخابات‌های اخیر در کشورهای اسلامی، دریافتیم که گفتمان بیداری اسلامی بیشترین توانمندی معنایی در مفصل‌بندی معناهای سرگردان در خواست‌های مردم را دارد.
بنابراین گفتمان بیداری اسلامی یک منظومه‌ی معنایی وسیع است که تلاش می‌کند ارزش‌های عمیق اسلامی، مفاهیم و خواست‌های مردمی را در یک چارچوب منسجم معنایی گرد هم آورد و با تکیه بر دال مرکزی مردم‌سالاری دینی، به بقیه‌ی عناصر بیداری اسلامی معنابخشی و آن‌ها را مبدل به وقته در گفتمان خود کند. لذا این گفتمان، هم به لحاظ نظری و هم در عمل، طیف وسیعی از مطالبات مردم در کشورهای مسلمان را نمایندگی می‌کند.
در بررسی خاستگاه بیداری اسلامی، یکی از نکاتی که کمتر محل مناقشه است خاستگاه ضداستعماری بیداری اسلامی است. گفتمان اسلام‌گرایی، هرچند داعیه‌دار دمکراسی‌خواهی در روش‌هاست، ولیکن مسئولیت تبعات گذشته را صرفاً متوجه استبداد داخلی نمی‌کند، بلکه عوامل خارجی را نیز نشانه می‌رود و یقیناً روند حمایت‌های آمریکا از اسرائیل و دشمنی با اسلام، استکبار جهانی را به تقابل جدی‌تر و واضح‌تر با بیداری اسلامی خواهد کشاند.مراحل تحولات بیداری اسلامی
در مورد ریشه‌ها و گفتمان غالب تحولات انقلابی خاورمیانه، هر چه از روزهای آغازین اعتراضات فاصله می‌گیریم، بیشتر درمی‌یابیم که این تحولات ماهیتی اسلامی دارند و واقعیات به نحو فزاینده‌ای از نگرش مبتنی بر بهار عربی ‌ـ‌که مبنای تحولات کشورهای عربی را سرریز فرآیندهای عرفی شدن و سکولاریسم از عرصه‌های عمومی کشورهای فراصنعتی به کشورهای در حال توسعه نظیر جوامع خاورمیانه می‌دانند و بهار عربی را فرآیند جهانی شدن فرهنگ لیبرال دمکراسی و سرمایه‌داری ارزیابی می‌کنند‌ـ‌ به دور است.
لذا پس از مطالعه‌ی ماهیت تحولات اخیر، باید دانست که بیداری اسلامی، به مثابه‌ی یکی از انواع مدل‌های انقلاب در جامعه‌شناسی سیاسی، دارای ریشه‌ها، اهداف، ابعاد و مراحل سیر مخصوص به خود است. بیداری اسلامی، به مثابه‌ی یک انقلاب اجتماعی، عبارت است از حرکتی مردمی در جهت تغییر سریع و بنیانی ارزش‌ها و باورهای مسلط، نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی و رهبری جامعه که می‌تواند با گرد هم آوردن مردم بر مبنای ارزش‌های اسلامی، به سامان سیاسی جامعه بر مبنای اسلام بپردازد.
لذا در اندیشه‌ی راهبردی مقام معظم رهبری، می‌توان به یک خط سیر در جنبش بیداری اسلامی از عوامل شکل‌گیری تا تثبیت و نیل به اهداف غایی اشاره نمود. این اندیشه‌ی راهبردی، به اقتضای زمانه، مسیر گام به گام انقلاب را مورد تأکید قرار داده و بر آسیب‌های خاص هر مقطع و فراموش نکردن اهداف غایی تأکید نموده است. لذا می‌توان مراحل نظری تحولات بیداری اسلامی را در اندیشه‌ی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به شکل زیر تبیین نمود.
الف) تزلزل در ارزش‌های حاکم بر رژیم‌های طاغوتی‌ ـ‌ استبدادی
بی‌گمان اولین مرحله‌ی آغاز هر دگرگونی سیاسی اجتماعی الهام‌بخش نبودن، بی‌فایده قلمداد شدن و عقلانی نبودن ساختار ارزشی حاکم بر جامعه است. این ساختار ارزشی به ویژه اگر از ماهیتی تحمیلی و اقتدارگرا نیز برخوردار باشد، نمی‌تواند خود را بر ساختارهای عمیق فرهنگی سنتی گذشته و همچنین خواسته‌های فزاینده‌ی جدید تطبیق دهد. لذا بسیاری استحاله‌ی ارزش‌ها را مهم‌ترین و اساسی‌ترین مشخصه‌ی یک انقلاب می‌دانند. در کنار زیر سؤال رفتن ارزش‌های حاکم، البته نارضایتی عمیق از شرایط موجود، فقر و شکاف اجتماعی، فاصله‌ی طبقاتی، بی‌اعتمادی مردم به آینده، گسترش و پذیرش اندیشه یا اندیشه‌های جدید جایگزین و گسترش روحیه‌ی انقلابی در افراد جامعه، متضمن شکل‌گیری انقلاب است.
این تغییر ارزشی در حوزه‌ی نظریه‌ی بیداری اسلامی با زیر سؤال رفتن ارزش‌های حکومتی ناسیونالیسم عربی نظیر وفاداری به حاکمیت موروثی آغاز گردید، چه اینکه این امر هم با ارزش‌ها و فرهنگ اسلامی و هم با خواست مشارکت‌جویانه‌ی مردمی و احساس کرامت و عزت انسانی در تضاد بود. اندیشه‌های اسلام‌گرا به مدت ده‌ها سال الگوی ناسیونالیسم عربی حاکم را به عنوان نظم قلابی تحمیلی رد می‌کردند و حتی بسیاری اساساً نظم مدرنیسم را مورد نقادی قرار می‌دادند. لذا بیداری اسلامی با تکیه بر «بازگشت به اسلام ناب»، متضمن پذیرفتن غفلت تاریخی و‌ یک‌ نوع «توبه‌ی‌ اجتماعی» است.
ب) معرفی نظم ارزشی جدید بر مبنای اسلام
دومین بُعد تحول انقلابی، تغییر، شورش و جایگزینی نظم ارزشی جدیدی است که خود را برآمده از فرهنگ جامعه، منطبق با عقلانیت و پاسخ‌گوی تحولات جدید می‌داند. به گفته‌ی بسیاری، هیچ انقلابی بدون ظهور ایدئولوژی و نظم ارزشی جدید شکل نمی‌گیرد و هر چه این ایدئولوژی به آرمان‌های آن جامعه نزدیک‌تر باشد پیروزی نزدیک‌تر و موفق‌تر است.
ما نمی‌خواهیم عزتمان را با تکیه بر نژاد و نـاسـیـونالیسم و حرف‌هایی که متأسفانه همه‌ی دنیا با تکیه به آن‌ها دور خودشان یک حصار می‌کشند ثابت کنیم (بیانات مقام معظم رهبری در ۱۸ تیر ۷۰).
اسلام در این بیان، تبدیل به درونی‌ترین احساسات و اندیشه‌ها می‌شود و با جهت‌دهی به رفتار انسانی، خود را در قالب هویت نشان می‌دهد. این هویت اسلامی در گام اول خود را در نمادها، رفتارهای فردی و سپس حوزه‌های اخلاقی و اجتماعی نشان می‌دهد. سید محمد قطب می‌نویسد: «امروز بیداری اسلامی مدیون کسانی است که عاشق اسلام‌اند و ایمان مشعل راه آن‌هاست. آن‌ها به سوی مقابله با دشمن می‌روند، فریاد برمی‌آورند که قرآن، کتاب و سنت رسول خدا برنامه‌ی زندگی ماست. آن‌ها کسانی‌اند که حاضرند در این راه از جانشان بگذرند و به دعوت الهی لبیک گویند (قطب، ۱۳۷۰، ۵۲).
ریشه‌ی حوادث اخیر خاورمیانه را نیز باید در لگدمال شدن حس کرامت و عزت مردم جست‌وجو نمود؛ امری که در بسیاری از تحلیل‌های سیاسی‌ـ‌اقتصادی مورد غفلت قرار گرفته است و البته این هویت و این کرامت جز در سایه‌ی تکیه بر مبانی اسلامی حاصل نمی‌گردد.
ج) دوران قیام و اعتراض
نتیجه‌ی تزلزل ارزش‌های حاکم و ظهور ایدئولوژی‌های جدید، گسترش روحیه‌ی انقلابی یک انقلاب است. شورش‌ها، انتقادهای مستقیم و خالی از کنایه، تظاهرات‌ آرام و غیرآرام و... همه و همه از نشانه‌های رسیدن جامعه به این سطح از نارضایتی است. در مرحله‌ی دوم، یعنی بروز ایدئولوژی و ارزش‌های جایگزین، هنوز مردم عامی نوعی پشیمانی، برای مقابله با تغییرات در آینده و حفظ وضع موجود را با خود همراه دارند، ولی در مرحله‌ی گسترش روحیه‌ی انقلابی، دیگر این محافظه‌کاری به تدریج از بین می‌رود. ورود به دوره‌ی آنارشیستی، بازگشت به عقب را ناممکن می‌کند و ادامه‌ی سرکوب منجر به تسریع در انقلاب می‌گردد. این در حالى است که یکی دیگر از عمده‌ترین تفاوت‌های دگرگونی حاصل از بیداری اسلامی با تجربه‌های کلاسیک انقلاب‌، در حرکت‌هاى آرام، نفى خشونت و توسل به روش‌هاى مسالمت‌آمیز بود. این دگرگونی نتیجه‌ی حضور گسترده‌ی مردمی با تأکید بر اعتراضات مدنی و مشروعیت‌زدایی از حاکمیت طاغوتی با توسل به ابزار نرم قدرت بود. در اندیشه‌ی مقام معظم رهبری، حضور مردمی نه تنها ویژگی یک انقلاب، که ضامن تحقق اهداف انقلاب نیز هست:
من وقتى پیکر دلاور ملت پرافتخار مصر را از تلویزیون در میدان تحریر دیدم، یقین کردم که این انقلاب پیروز خواهد شد. در چنین انقلاب‌هایى، اصول و ارزش‌ها و هدف‌ها نه در مانیفست‌هاى پیش‌ساخته‌ى گروه‌ها و حزب‌ها، بلکه در ذهن و دل و خواست آحاد مردمِ حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهاى آنان اعلام و تثبیت می‌شود (بیانات مقام معظم رهبری در اجلاس بین‌المللی بیدارى اسلامى،‌ ۲۶ شهریور ۱۳۹۰).
اندیشه‌های اسلام‌گرا به مدت ده‌ها سال الگوی ناسیونالیسم عربی حاکم را به عنوان نظم قلابی تحمیلی رد می‌کردند و حتی بسیاری اساساً نظم مدرنیسم را مورد نقادی قرار می‌دادند. لذابیداری اسلامی با تکیه بر «بازگشت به اسلام ناب»، متضمن پذیرفتن غفلت تاریخی و‌ یک‌ نوع «توبه‌ی‌ اجتماعی» است.
د) تغیر نخبگان حاکم
تغییر نخبگان یکی دیگر از مراحل تحول انقلابی است. گسترش انقلابی‌گری و اعتراضات مردمی، نخبگان حاکم را در معرض سقوطی قرار می‌دهد که جز با سرکوب گسترده و حمایت خارجی، آن هم برای کوتاه‌مدت، گریزی از آن نیست؛ اما پس از سقوط نخبگان حاکم و منسوخ شدن نهادهای حاکم، جامعه‌ی انقلابی به سوی دورانی از نزاع گفتمانی میان اندیشه‌های جدید کشانده می‌شود. گفتمان بیداری اسلامی وارد نزاعی معنایی با بقایایی اندیشه‌ی ناسیونالیسم عربی و اندیشه‌های لیبرال‌ـ‌دمکراسی می‌گردد تا بتواند به خواست‌های مردمی و بحران‌های فکری جامعه پاسخ‌های بهتری بدهد.
بُعد دیگر این مرحله انتقال قانونی قدرت و مشروعیت نظام سیاسی جدید است. واقعیت این است که مرحله‌ی تغییر نخبگانی، عمدتاً با پیروزی اسلام‌گراها در انتخابات کشورهای مسلمان به پایان رسیده است، چه اینکه دیدیم اسلام‌گرایی با برخورداری از ویژگی‌های در دسترس بودن، قابلیت پذیرش، هماهنگی با سنت‌ها و... توانسته است نزاع معنایی پس از انقلاب را با پیروزی سپری نماید و عمده‌ی نخبگان سکولار و لیبرال‌ـ‌دمکرات را در حاشیه قرار دهد. لذا انتخابات در کشورهای اسلامی متضمن پیروزی اسلام‌گرایان خواهد بود.
خود غربى‌ها و مستکبران عالم هم به این اعتراف مى کنند که در هر کشورى از کشورهاى اسلامى اگر انتخابات آزادى انجام بگیرد، منتخبان ملت، عناصر معتقد و پایبند به اسلام و مروج اسلام خواهند بود. براى همین است که ادعاى دمکراسى خواهى غرب امروز دچار تناقض است. از یک طرف پرچم دمکراسى و مردم سالارى را در دست گرفته اند، از سوى دیگر جرئت نمى کنند این پرچم را در دنیاى اسلام به معناى واقعى کلمه برافرازند، چون مى دانند در هر کشورى از کشورهاى اسلامى اگر آرا و انتخاب مردم در آن نقش پیدا کند، بدون تردید اسلام خواهان زمام قدرت و حکومت را در دست خواهند گرفت و منتخبان ملت، مسلمان‌ها خواهند بود (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، ۱۱ شهریور ۱۳۸۴).
هـ) نهادسازی
دستاوردهای هر انقلاب بایستی با گذر از مرحله‌ی جنبشی بودن به مرحله‌ی ساختاری شدن، تثبیت گردد. در واقع در آخرین گام یک انقلاب، ارزش‌های آن انقلاب در یک ساختار سیاسی‌ـ‌حقوقی نهادینه می‌شود که باعث می‌گردد کارکرد نهادهای جدید به بازتولید و تعمیق ارزش‌های انقلاب منجر شود. در واقع باید گفت اینک مردم‌سالاری دینی، به عنوان جمع میان ارزش‌های اسلامی و روش‌هایی با حضور مردم در تصمیم‌گیری سیاسی الگویی جامع از خواست ملت‌های منطقه را نشان می‌دهد. لذا هر گونه نهادسازی انقلابی مبتنی بر اسلام بایستی مردم‌سالاری دینی را مد نظر قرار دهد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باب می‌گویند:
یکى از مهم‌ترین خواسته‌های مردم حضور و نقش قاطع مردم و آرایشان در مدیریت کشور است و چون مؤمن به اسلام‌اند، پس مطلوب آنان «نظام مردم‌سالارى اسلامى» است؛ یعنى حاکمان با رأى مردم برگزیده می‌شوند و ارزش‌ها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنى بر معرفت و شریعت اسلامى است (بیانات مقام معظم رهبری در اجلاس بین‌المللی بیدارى اسلامى‌، ۲۶ شهریور ۹۰).
در این میان، الگوی انقلاب اسلامی و توان نظری آن در تلفیق سنت و مدرنیته، جمهوریت و اسلامیت، دین و سیاست، پیوند معنویت و حکومت و به طور کلی ایجاد یک نظام مردم‌سالار دینی که بر پایه‌های جامعه‌ی مدنی دینی و خاستگاه‌های نواندیشانه‌ی اسلامی توانست یک تحول فکری در جهت بیداری اسلامی ایجاد کند. پس نکته‌ی اساسی بهره‌گیری از اسلام در سامان سیاسی جامعه است و اساساً از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، ضرورتی در استفاده از الگوی جمهوری اسلامی در کشورهای حوزه‌ی بیداری اسلامی وجود ندارد:
ملت‌هاى مسلمان ‌ـ‌از آفریقا تا شرق آسیا‌ـ‌ به فکر ایجاد نظام اسلامى و حکومت اسلامى افتادند با فرمول‌هاى گوناگون، نه لزوماً با همان فرمول نظام جمهورى اسلامى ما، اما به فکر حاکمیت اسلام بر کشورشان افتادند. بعضى از کشورها موفق هم شدند، بعضى هم آینده‌ى نویدبخشى در انتظارشان هست از حرکت‌هاى اسلامى (بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی، ۱۴ خرداد ۸۸).
آنچه اهمیت دارد لزوم نظام‌سازی و نهادینه نمودن ارزش‌های اسلامی در حکومت است، چه اینکه ایشان در یک نگاه آسیب‌شناسانه، عدول از ارزش‌های انقلاب پس از امثال جمال عبدالناصر را در همین نکته تحلیل می‌کنند:
یکى دیگر از هدف‌ها نظام‌سازى است. اگر در این کشورهایى که انقلاب کردند نظام‌سازى نشود، آن‌ها را خطر تهدید می‌کند. در همین کشورهاى شمال آفریقا ما یک تجربه‌اى داریم مربوط به شصت هفتاد سال پیش؛ اواسط قرن بیستم... در همین مصر انقلاب شد، کودتا شد، نهضت شد، کسانى آمدند سر کار ‌ـ‌در جاهاى دیگر هم همین طور‌ـ‌ اما نتوانستند نظام‌سازى کنند. نظام‌سازى که نکردند، این موجب شد که نه فقط آن انقلاب‌ها از بین رفت، بلکه حتى آن کسانى که به نام آن انقلاب‌ها سر کار آمده بودند خودشان از این رو به آن رو شدند... عبدالناصر که از دنیا رفت، دیدید جانشین‌هایش چه کردند... خود آن انقلاب‌ها هم عوض شدند؛ هم فکر نداشتند، هم نتوانستند نظام‌سازى کنند. باید در این کشورهایى که انقلاب کردند، نظام‌سازى شود. باید یک قاعده‌ى مستحکمى به وجود بیاید (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاه‌های جهان اسلام، ۲۱ آذر ۹۱).
جمع‌بندی
گفتمان بیداری اسلامی به عنوان طلایه‌دار سومین موج تغییر سیاسی در جوامع عربی حاصل شکل‌گیری گفتمان مقاومت در برابر گفتمان قدرت ناسیونالیسم عربی و نفی لیبرال‌ـ‌دمکراسی است. با توجه به بیانات مقام معظم رهبری، گفتمان بیداری اسلامی بیشترین توانمندی را در ایجاد فضای استعاری هژمون در کشورهای خاورمیانه عربی داراست و با استفاده از دال مرکزی مردم‌سالاری دینی به این مهم دست می‌زند. لذا توانسته است در عمده‌ی انتخابات‌های کشورهای عربی خود را حائز اکثریت آرا نماید. اما درباره‌ی روند تحولات و مراحل انقلاب در نظریه‌ی بیداری اسلامی باید گفت که این انقلاب با ایجاد تزلزل در ارزش‌های حاکمیت‌های استبدادی و استعماری در جوامع عربی آغاز شده است و اینک در مرحله‌ی تغییر نخبگان حاکم قرار دارد.
لذا جهت نیل به هدف غایی نهادسازی بر مبنای اسلام و تأمین سعادت انسانی، الزاماتی وجود دارد و البته این سیر تکاملی را آسیب‌هایی تهدید می‌کند. از جمله الزامات اساسی این روند تکیه بر حضور مردمی است، چرا که در بیان مقام معظم رهبری خطاب به اساتید دانشگاه‌های جهان اسلام، قدرت حقیقى در اختیار مردم است. با وجود مردمی آگاه و بابصیرت هیچ صدمه‌اى به بیداری اسلامی وارد نمی‌شود.
الزام دیگر، توجه به دشمن و استکبار جهانی است. در بررسی خاستگاه بیداری اسلامی، یکی از نکاتی که کمتر محل مناقشه است خاستگاه ضداستعماری بیداری اسلامی است. گفتمان اسلام‌گرایی، هرچند داعیه‌دار دمکراسی‌خواهی در روش‌هاست، ولیکن مسئولیت تبعات گذشته را صرفاً متوجه استبداد داخلی نمی‌کند، بلکه عوامل خارجی را نیز نشانه می‌رود و یقیناً روند حمایت‌های آمریکا از اسرائیل و دشمنی با اسلام، استکبار جهانی را به تقابل جدی‌تر و واضح‌تر با بیداری اسلامی خواهد کشاند.
منابع:
۱. آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، مجموعه‌ی بیانات، پایگاه اینترنتی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله العظمی خامنه‌ای: www.khamenei.ir
۲. سید محمد قطب، بیداری اسلامی، ترجمه‌ی صباح زنگنه، تهران، انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۰.
۳.صادق حقیقت، تحلیل گفتمانی انقلاب اسلامی، مجموعه‌ی مقالات کنفرانس بین‌المللی انقلاب اسلامی و چشم‌انداز آینده، تهران، انتشارات بین‌المللی الهدی، ۱۳۸۵.

مفهوم بیداری اسلامی و ریشه‌های آن از نگاه مقام معظم رهبری

چکیده:
تحولات گسترده سیاسی و اجتماعی که در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا رخ داده و ابعاد آن به صورت روز افزون در حال گسترش است ریشه در واقعیات تاریخی، تمدنی، فرهنگی و اجتماعی این منطقه دارد که در حال حاضر در قالب طیفی از تجمعات اعتراضی مسالمت آمیز تا درگیری‌ها و مبارزات مسلحانه از شمال آفریقا تا جنوب خلیج فارس را در برگرفته است.
عنوان بیداری اسلامی مفهومی است که بنا به ملاحضات تاریخی،فرهنگی و هویتی بهتر میتواند حوادث و رخدادهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را تحلیل و تبیین نماید،از میان رهیافتهای سیاسی نیز نظریه سازه انگاری به دلیل توجه ویژه به فرهنگ،هویت و تعاملات بین اذهانی به صورت جامع تری قادراست تحولات این منطقه را تحلیل و بررسی کند.
پژوهش حاضر ریشه‌های تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا را در دو گروهِ عواملِ درونزا،یعنی"مسائلی" همچون شکست الگوهای غیر اسلامی و رشد اسلام خواهی، احساس سرخوردگی، تحقیر تاریخی و بازگشت به هویت اسلامی، تلاش شخصیتهای بزرگ فکری و جهادی و جریان ساز اسلامی و عواملِ برونزا یعنی "حوادثی" از جمله وقوع انقلاب اسلامی ایران، استعمار و حضور قدرتهای غربی در منطقه، بحران فلسطین و وجود حکومتهای فاسد، غربگرا و غیر مردمی از نگاه مقام معظم رهبری مورد بررسی قرار میدهد.
واژه‌های کلیدی:بیداری اسلامی، آیت الله خامنه ای، هویت اسلامی، انقلاب اسلامی ایران، بحران فلسطین، استعمار و قدرتهای غربی، شخصیتهای فکری،جهادی و جریانساز اسلامی
مقدمه
تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی ریشه در واقعیات تاریخی، تمدنی و فرهنگی دارند، این مساله در دنیای اسلام و خصوصا منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به دلیل برخورداری از سابقه تمدنی و هویت اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این منطقه علاوه بر آنکه محل تلاقی تمدنهای کهن باستانی و ادیان بزرگ توحیدی می‌باشد به دلیل مسائل ژئواستراتژیک، ژئوپولیتیک و ژئواکونومیک و مساله انرژی از دیرباز کانون تحولات و توجهات قدرتهای بزرگ بوده است.
آنچه امروز پهنه وسیعی از خاورمیانه و شمال آفریقا را در برگرفته و با عنوان بیداری اسلامی از آن یاد میشود بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب،حوادثی بریده از ریشه‌های تاریخی و زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و فکری نیستند. لذا بررسی و ارائه تحلیل صحیح از رخدادهای اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا مستلزم مطالعه دقیق تاریخ تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی این منطقه خصوصا در قرن اخیر است. برخی از اندیشمندان رخدادهای کنونی را حاصل شکافهایی میدانند که قدمت آنها به چند قرن پیش باز میگردد.
با توجه به مباحث فوق به نظر می‌رسد از میان رویکردهای سیاسی موجود، رهیافت «سازه‌انگاری» از قابلیت بیشتری برای تحلیل و تبیین تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برخوردار است، چه آنکه رویکردهای لیبرالیستی و رئالیستی و شئون مختلف آنها اگر چه برای تحلیل برخی از رخدادهای جهانی مناسب به نظر می‌رسند اما به دلیل نقش برجسته مفاهیمی همچون هویت، فرهنگ، ایدئولوژی، تاریخ و تمدن و تاثیر آنها در تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و توجه ویژه رویکرد سازه ‌نگاری به این مفاهیم،به نظر می‌رسد این روش، رهیافتی مناسب برای تحلیل صحیح رخدادهای منطقه باشد.
پژوهش حاضر که از روش کتابخانه‌ای و با رویکرد تحلیلی-تاریخی نگاشته شده است، سعی دارد به بررسی ریشه‌های تحولاتِ اخیرِ خاورمیانه و شمال آفریقا از منظر مقام معظم رهبری بپردازد به همین لحاظ علاوه بر بررسی سخنرانی‌های معظم له طی ۲۲سال رهبری ایشان، کتابها، مقالات و سایتهای فارسی و غیر فارسی متعددی مورد بررسی قرار گرفته اند.
ریشه‌های بیداری اسلامی از منظر مقام معظم رهبری را به چند روش میتوان مورد بررسی قرار داد؛ که از آن جمله میتوان به تقسیم‌بندیِ مبتنی بر عوامل سیاسی، فرهنگی،تاریخی و...غیره اشاره کرد، همچنین می‌توان آنها را به علل و عوامل طولانی مدت (تاریخی)، میان مدت(معاصر) و کوتاه مدت(جاری) تفکیک کرد، علاوه بر این می‌توان آنها را به دو دسته عوامل ارزشی- هویتی و محیطی- تاریخی نیز تقسیم بندی کرد. با وجود نقاط مثبتی که هر یک از تقسیم بندی‌های ذکر شده از آن برخوردار می‌باشند، نگارنده، بنابر دلایلی از جمله تداخل موضوعی و هم پوشانی تقسیم بندی‌های فوق، پژوهش حاضر را برحسب عوامل و ریشه‌های درونزا و برون زای بیداری اسلامی مورد مطالعه قرار داده است.
منظور از عوامل درون زا عواملی هستند که با فردِ انسانی و خود و ناخودآگاه انسانِ مسلمان در ارتباط بوده و طی فرایندی از نسلهای گذشته به او منتقل شده است و ماهیت حادث شدن(مثل وقوع یک انقلاب)را ندارد بلکه از انباشت اندیشه‌ها، خاطرات تاریخی، هویت‌ها و آرمانها تشکیل می‌گردد و مراد از عوامل برون زا حوادثی هستند که از خارج از فرد و اندیشه‌ی او نشات می‌گیرد و یک حادثه مشخص می‌تواند آن را ایجاد کند.ناگفته نماند که برخی از مسائل همچون بحران فلسطین، وقوع انقلاب اسلامی ایران و شکست الگوهای غیر اسلامی با وجود آنکه تحت عنوان یکی از عوامل درون یا برونزا مورد بررسی قرار گرفته‌اند اما به دلیل برخورداری همزمان از بُعد تاریخی و هویتی، قابلیت بررسی ذیل عنوان مجزای درون- برون زا را نیز داشته‌اند که نگارنده به جهت اجتناب از پراکندگی پژوهش از آن خود داری کرده و تنها با بیان توضیحات فوق،ترکیب آنرا به عهده مخاطب گذاشته است.
در نوشتار حاضر مواردی همچون شکست الگوهای غیر اسلامی و رشد اسلام خواهی، احساس سرخوردگی، تحقیر تاریخی و بازگشت به هویت اسلامی، تلاش شخصیتهای بزرگ فکری و جهادی و جریان ساز اسلامی ذیلِ عنوان عوامل درون‌زا مورد کنکاش قرار گرفته‌اند و مواردی از جمله وقوع انقلاب اسلامی ایران، استعمار و حضور قدرتهای غربی در منطقه، بحران فلسطین و وجود حکومتهای فاسد، غربگرا و غیر مردمی تحت عنوان ریشه‌های برون زای بیداری اسلامی از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله خامنه‌ای مورد بررسی قرار گرفته اند.
پژوهش پیش رو تلاش دارد تا ضمن پاسخ به سوال اصلی این نوشتار یعنی "دلایل و ریشه‌های درونزا و برونزای بیداری اسلامی از نگاه حضرت آیت الله خامنه‌ای چیست"، و سوالات فرعی از جمله اینکه هویت اسلامی مردم منطقه و تحقیر‌های وارده از سوی استعمار و حکومتهای دست نشانده چه تاثیری بر نزج و رشد قیامهای اسلامی اخیر داشته است، بحران فلسطین و وقوع انقلاب اسلامی چه نقشی در استمرار جریانهای اسلامی داشته اند، قدرتهای مداخله گر به چه میزان موجبات تسریع روند اسلام گرائی و احساسات ضد غربی-ضد صهیونیستی را فراهم آورده‌اند و اینکه بین حکومتهای دست نشانده غیر مردمی، تجمیع سرخوردگی‌ها و نهایتا تلاش برای بازگشت به هویت اسلامی چه پیوندی وجود دارد، مورد بررسی قرار گیرد.
بیداری اسلامی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری
فلسفه سیاسی حضرت آیت الله خامنه ای، تاملاتی عقلانی است که ریشه در مبانی و بنیادهای معرفت دینی ایشان دارد که دو ویژگی بارز آن عبارتند از تلخیص از منابع دینی و سیره رسول الله (ص)و اهل بیت علیه السلام و دوم جنبه پاسخگوئی به مسائل عینی جامعه [۱]، مقام معظم رهبری در بُعد فلسفی ازجمله فیلسوفان غایت گرائی هستند که مفاهیمی همچون سعادت و کمال اخروی،حیات طیبه و هدایت، اساس فلسفه سیاسی ایشان را تشکیل می‌دهند. از نگاه معظم له هیچ مقوله‌ای اگر به موارد مذکور منتهی نشود اصالت ندارد و حتی مباحثی همچون عدالت خواهی و مبارزه با استکبار نیز در صورتی مورد تائید هستند که در مسیر رسیدن به حیات طیبه و علی الله باشند[۲] .
مقام معظم رهبری در تعریف مفوم سیاست معتقدند که تدبیر(سیاست)با وصف اسلامی صرفاً بر مدار حیات مادی و هدف و انگیزه‌های ظاهری در محدوده انتظار بشر و در عرصه رقابت برای تحصیل قدرت نیست، بلکه سخن از جلب رضایت خدا و ادای تکلیف، تحقق حیات طیبه، نیل به سعادت ابدی و رسیدن به کمال است[۳].
ایشان در مورد اهمیت به کار بردن واژه‌ها و مفاهیم مناسب و جامع برای توضیح و تحلیل صحیح مسائل و تحولات می‌فرمایند: یکی از چیزهائی که در هر حرکت عمومی و در هر نهضت لازم است، این است که بر اساس تفکرات و مبانی پایه‌ای این نهضت و این جریان، هم بایستی واژه‌سازی بشود، هم بایستی نهادسازی بشود. وقتی یک فکر جدید - مثل فکر حکومت اسلامی و نظام اسلامی و بیداری اسلامی - مطرح می‌شود، مفاهیم جدیدی را در جامعه القاء می‌کند؛ لذا این حرکت و این نهضت باید واژه‌های متناسب خودش را دارا باشد؛ اگر از واژه‌های بیگانه وام گرفته شود، فضا آشفته خواهد شد، مطلب ناگفته خواهد ماند[۴].
بیداری اسلامی در اندیشه سیاسی حضرت آیت الله خامنه‌ای مفهومی جدید محسوب نمی‌گردد و ماحصل تحولات اخیر نمی‌باشد، معظم له پیش از این در سخنان خود بارها این واژه را تکرار کرده اند. بیداری اسلامی به صورت موجز و مختصر در نگاه مقام معظم رهبری عبارت است از، ایجاد یک حالت برانگیختگی و آگاهی‌ای در امت اسلامی که به تحولات و دگرگونی‌های بیرونی منجر میشود [۵]. در نگاه ایشان سخن از بیداری اسلامی سخن از یک مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تأویل و تفسیر نیست؛ بلکه این مفهوم به معنای یک واقعیت خارجیِ مشهود و محسوس است که فضا را انباشته و قیامها و انقلابهای بزرگی را پدید آورده و مهره‌های خطرناکی از جبهه‌ی دشمن را ساقط کرده و از صحنه بیرون رانده است [۶].
۱- عوامل درونزای بیداری اسلامی
۱-۱: شکست الگوهای غیر اسلامی و رشد اسلام خواهی
موج اسلام خواهی که ذیل عوامل درون زای بیداری اسلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد با مساله شکست الگوهای غیر اسلامی و بحران هویت در میان مسلمانان خصوصاً پس از احساس تحقیر ناشی از مساله اشغال فلسطین و شکستهای پیاپی حکومتهای عرب از رژیم صهیونیستی(به عنوان عامل برون زا)ارتباط منطقیِ موثری دارد.
زوال فزاینده امپراطوریهایِ اسلامیِ عثمانی و ایران، باعث ظهور ایدئولوژی‌های ناسیونالیستی رقیبی شد که هویت نژادی و زبانی داشتند، در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا سه نوع ناسیونالیسم ترکی،ایرانی و عربی به جای امت اسلامی ظهور کرد[۷].
هر سه الگو که با اصول سکولاریسم، لائیسم، ملی‌گرائی و شوئینیسم افراطی، شبه‌مارکسیسم و تفاسیر سوسیالیستی از اسلام در هم آمیخته و آتاتورک، سلسله پهلوی و جمال عبدالناصر در ترکیه، ایران و مصر داعیه‌دار آن بودند در طول زمان نارسائی خود را در اداره جامعه و تحقق شعارهای خود نمایان ساخت و یکی پس از دیگری به شکست انجامید.
همچنین تلاشهائی که در قالب سوسالیسم انقلابی، لیبرالیسم غربی و بنیادگرائی اسلامی صورت گرفت نیز نتوانستند به الگوهائی موفق برای حکومت داری در خاورمیانه مبدل شوند.
سرانجام در طول سالهای دهه۱۹۸۰ شیوه اسلامی به عنوان جانشینی پرقدرت و مهم جلوه گر شد[۸]، در حقیقت اسلامگرایان در تعیین چارچوب گفتمان سیاسی موفق شدند و ایدئولوژی‌های غیر مذهبی نظیر ناسیونالیسم، سوسیالیسم و لیبرالیسم دموکراتیک را از صحنه حذف نمودند[۹]، محدود کشورهائی نیز که پس از شکست سوسیالیسم و ناسیونالیسم هم اکنون با الگوی ترکیبی سوسیالیسم ملی اداره میشوند، به گفته برنارد لوئیس در هر آزمونی جز آزمون بقا شکست خورده‌اند [۱۰]، شکستهائی که می‌توان از آنها به عنوان زمینه‌های رشد، نمو و بازگشت به اندیشه‌های اسلامی یاد کرد.
محمد حسنین هیکل اندیشمند نامدار مصری، فضای یاس آلود ناشی از شکست ایدئولوژی‌های غیر اسلامی پس از جنگ سوم اعراب و اسرائیل را چنین توصیف میکند: پس از جنگ ۱۹۶۷ تمام مردم خاورمیانه ناچار شدند یک سری از اصول را مورد تجدید نظر قرار دهند، تمام آرمانهائی که پرورانده شده بود به سراب و یقینیات قبلی به دروغ تبدیل شده بود، آیا چیزی مانده بود که بتوان به آن دل بست؟ مذهب تنها پاسخ موجود بود[۱۱].
مقام معظم رهبری درخصوص شکست الگوهای مادی و جایگزینی اسلام به جای آنها می‌فرمایند: همچنان که تحولات دهه۵۰ و ۶۰ میلادی در تعدادی از این کشورهائی که به رژیم‌های غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی‌های مادی منتهی شد و به اقتضای طبیعت خود پس از چندی در دام قدرتهای استکباری و استعماری غرب گرفتار آمد، تجربه‌های درس آموزی هستند که سهم وافری در شکل دادن به اندیشه‌ی عمومی و عمق کنونی دنیای اسلام دارند [۱۲].
در واقع ناکامی نیروهای فکری- سیاسیِ مادی در ایجاد نظامهای پویای ملی و منطقه‌ای و شکست در برابر قدرت‌های بزرگ موجب شد که اسلامگرائی مجددا توان و نیروی نهفته خود را که در سالهای پیشین توسط رقبا سرکوب شده بود، به نمایش بگذارد و به عنوان تنها نیروی موثر در منطقه پدیدار شود [۱۳].
مقام معظم رهبری پیرامون گرایشات اسلامی و ناامیدی از الگوهای مادی در دنیای اسلام می‌فرمایند: امروز روشنفران دنیای اسلام،دلزده از سوسیالیسم و مکاتب غربی به سمت اسلام گرایش پیدا کرده‌اند و ... علاج دردهای بشریت را از اسلام می‌طلبند [۱۴].
ایشان تحولات کشورهای شمال آفریقا و منطقه خاورمیانه را همان استفاده و استضائه‌ی از نور اسلام و استفاده از جهتگیری دست مبارک نبی اکرم (ص) دانسته [۱۵]و معتقدند که این تحولات تلاشی است از سوی مسلمانان برای بازگشت به هویت اصیل و اسلامی خود [۱۶].
ملتهای منطقه تمامی شکست‌ها، ناکامی‌ها و تحقیرها را در فاصله گرفتن از اصول اسلامی میدانند، برخی از تحلیلگران اسلام سیاسی و تمایلات اسلام‌گرائی را محور چالشهای امروز خاورمیانه و شمال آفریقا دانسته[۱۷] و معتقدند به رغم تمامی تنوعاتی که میان گروه‌های اسلام گرا وجود دارد،همه این گروه‌ها در یک نکته اشتراک دارند و آن عبارت است از خواست و تمایل آنها برای اسلامی کردن جامعه و تغییر بنیادین حوزه سیاست این جوامع[۱۸] .
حضرت آیت الله خامنه‌ای تلاش گروه‌های اسلامی را حرکتی در راستای برافراشتن پرچم اسلام که عقیده عمیق و دلبستگی دیرین مردم بوده می‌دانند [۱۹]و معتقدند از نگاه آنان برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفائی‌ای که جز در سایه شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد [۲۰].
با وجود تحلیلهای مادی در تبیین تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا توسط برخی از تحلیلگران، مقام معظم رهبری ضمن تائید وجود بحران‌های اقتصادی در این کشورها آن را دلیل اصلی و ریشه‌ای این تحولات نمی‌دانند، ایشان ضمن آنکه یکی از انگیزه‌های ریشه‌ای و مسلّم قیام ملتهای منطقه را اسلام خواهی می‌دانند[۲۱]، معتقدند که این بیداری به استناد واقعیات گسترده و تردید ناپذیر،صبغه اسلامی دارد[۲۲] و می‌فرمایند: امروز قدرتهای مستکبر غربی نمی‌خواهند در مقابل این واقعیت بزرگ و غیر قابل انکار تسلیم شوند که ملتهای منطقه بیدار شده اند... و به اسلام برگشته‌اند[۲۳].
:۲-۱ احساس سرخوردگی، تحقیر تاریخی و بازگشت به هویت اسلامی
دومین عنصری که می‌توان از آن به عنوان عامل درون‌زای بیداری اسلامی در نگاه مقام معظم رهبری یاد کرد احساس حقارتی است که به واسطه تحولات تاریخی و روندهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تاریخ معاصر خاورمیانه و شمال آفریقا بر مسلمانان تحمیل و آنان را به تامل در هویت اصلی خود و قیام برای بازگشت به دوران مجد و عظمت اسلامی خویش واداشته است.
هویت، کلیدی‌ترین مفهوم تئوری سازه‌انگاری را در علوم سیاسی و روابط بین الملل تشکیل می‌دهد. سازه انگاران بر این اعتقادند که آنچه کنش‌ها و واکنش‌های ملی، منطقه‌ای و بین المللی را تشکیل می‌دهد هویت، فرهنگ، جامعه و روابط بین اذهانی است، مسائلی که در رهیافتهای لیبرالیستی و رئالیستی مورد غفلت واقع شده اند. به عبارتی سازه انگاران هویت‌ها را عامل شکل دادن و تعریف منافع می‌دانند و معتقدند تعاملات کنشگران به صورت بین الاذهانی هنجارها و انگاره‌های مشترکی را به وجود می‌آورند، این هنجارها قوام دهنده هویت‌ها هستند و هویت‌ها منافع کنشگران را تعریف می‌کنند[۲۴] .
شهید آیت الله مطهری هویت اسلامی را عامل خیزش و بیداری مسلمانان در برابر شرق و غرب می‌دانند،ایشان در کتاب نهضتهای صد ساله اخیر چنین آورده اند: مسلمانان پس از یک دوره فروخفتگی و از هم پاشیدگی ذهنی باردیگر در جستجوی هویت اسلامی خود در برابر غرب سرمایه داری و شرق کمونیستی بر آمدند[۲۵] .
رهبر معظم انقلاب یکی از علل عمده قیام ملتهای منطقه را احساس سرخوردگی و تحقیری میدانند که توسط استعمارگران و حکومتهای دست نشانده بر آنها تحمیل شده است، ایشان در این باره می‌فرمایند:در طول سالهای متمادی دشمنان و مستکبران و اشغالگران و مداخله گران، ملتها را استثمار کردند، در عین حال آنها را تحقیر و ذلیل کردند، ملتهای مظلوم به دنبال کرامت خود هستند [۲۶]،آن چیزی که مردم را به صحنه کشاند، به صورت واضحی مساله عزت و کرامت انسانی آنها بود[۲۷] . به همین دلیل معظم له قیام مردم مصر را دفاع این ملت ازکرامت خود می‌دانند[۲۸] .
ساموئل‌هانتینگتون و برنارد لوئیس به عنوان دو تن از مشهورترین شرق شناسان غربی معتقدند که اسلام گرائی مردم خاورمیانه و شمال آفریقا واکنشی در برابر تهاجم همه جانبه غرب به این منطقه بوده است،‌هانتینگتون بر آن است که اسلام گرائی ریشه در ناخورسندی مسلمانان از تهاجم و سلطه‌ی بی رحمانه‌ی فرهنگی بر کشورهای اسلامی دارد[۲۹].
در هشتمین اجلاس خاورمیانه‌ای موسسه علمی تحقیقاتی کوربرکه در۱۲آوریل۲۰۱۱ در شهر برلین برگزار شد، اولین علت حوادث فراگیر دنیای عرب را "تجمیع سرخوردگی‌ها و تحقیرها" تشخیص داده‌اند [۳۰]. بازگشت به خویشتن اسلامی فوری‌ترین عکس العمل مسلمانان به این سرخوردگی‌ها بود.
در جهان اسلام و در میان عمده مسلمانان جهان نخستین و عمده‌ترین تعریف از خود، چنانچه از تاریخ مکتوب بخش اعظم اسلام بر می‌آید،نه از طریق کشور یا ملت و نه از طریق نژاد یا طبقه بلکه از طریق مذهب صورت می‌گیرد[۳۱].
مقام معظم رهبری با اشاره به تاریخ طولانی استبداد و استعمار در کشورهای منطقه این مساله را چنین تبیین میکنند: ما معتقدیم حرکتهائی که امروز در بعضی از کشورهای اسلامی مشاهده میشود،عکس العمل و واکنش ملتهاست به تحقیر طولانی که قدرتهای استکباری به اینها روا داشته اند[۳۲]، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در دورانی طولانی و بیش از یک قرن به دست دولتهای غربی و فرانسه و دیگران و سپس به دست آمریکا استثمار و اشغال و تحقیر شدند[۳۳]، لذا عامل اصلی این حرکت عظیم مردم، احساس تحقیری است که درآنها از وضعیت سران خود به وجود آمده است،مردم تحقیر شدند و احساس کردند که به آنها توهین شده است [۳۴].
به همین لحاظ هرگونه تحلیلی از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به دلیل برخورداری این منطقه ازسابقه فرهنگی- تمدنی و اهمیت مساله هویت و مذهب، بدون لحاظ داشتن بُعد تمدنی-تاریخی و دینی نارسا خواهد بود. مقام معظم رهبری با عنایت به همین مولفه‌ها،بنیاد و معنای حرکت مردم منطقه را حرکتی در مسیر هویت،کرامت و عزت بر می‌شمارند. [۳۵]
۱-۳ تلاش شخصیتهای بزرگ فکری، جهادی و جریان‌ساز اسلامی
در کنار شکست الگوهای غیر اسلامی، احساس تحقیر، سرخوردگی و ایجاد بحران هویت در میان ملل اسلامی-عربی خاورمیانه و شمال آفریقا و متعاقب آن بازگشت به هویت دینی و خویشتن اسلامی، سومین عامل ریشه‌ای و درون زای مساله بیداری اسلامی در منطقه از نگاه مقام معظم رهبری وجود شخصیتهای فکری، فرهنگی، جهادی و جریانساز در دنیای اسلام خصوصاً در صد ساله اخیر می‌باشد.
مساله بازگشت به تعالیم دینی و هویت اسلامی، مبارزه با استعمار خارجی و استبداد داخلی و تلاشهای اصلاح گرایانه در دنیای اسلام همواره از سوی نخبگان مسلمان خصوصا پس از آغاز دوره استعمار جوامع اسلامی و رویاروئی با فرهنگ و تمدن غرب دنبال شده است.
اگر چه موج بیداری اسلامی امروزه سراسر جهان اسلام را فراگرفته است، اما خاستگاه اصلی آن را چهار سرزمین مهم اسلامی در سده‌ی گذشته یعنی ایران،دنیای عرب(عمدتا مصر و شام)، ترکیه عثمانی و هند تشکیل می‌دهد.[۳۶]
علاوه بر نوع واکنش نخبگان اسلام گرا که در چهار گروه عمده واکنشهای سیاسی، نظامی، فکری- فرهنگی و نهضتهای ترکیبی تقسیم بندی می‌شوند، نحوه‌ی این مواجهه نیز طیفی از اصلاح گری، احیاء و بازسازی، اصولگرائی و بنیادگرائی را شامل می‌گردد.
جنبش شاه ولی الله در هند، سنوسی در لیبی، مهدی السودانی در سودان،نهضتها و جریانهای اسلامی-اصلاحی در اندونزی[۳۷]، اخوان المسلمین در مصر، جنبش امل و حزب الله در لبنان، انقلاب اسلامی در ایران و جنبش‌های اسلامی در تونس، الجزایر، مراکش، عربستان، عراق، بحرین، کویت، یمن، فلسطین و سوریه توسط نخبگانی بنیانگذاری، هدایت و رهبری شده‌اند که در حال حاضر نیز نقش عمده‌ای را از طریق آثار نوشتاری به جا مانده، پرورش شاگردان و بنیان نهادن نهضتهای فکری-فرهنگی،سیاسی و نظامی در بیداری اسلامی داشته اند.
مقام معظم رهبری حضور شخصیتهای فکری و جهادی بزرگ و جریانسازِ اسلامی در مصر، عراق، ایران، هند و کشورهای دیگری از آسیا و آفریقا در صد و پنجاه سال اخیر را پیش زمینه‌های وضع کنونی دنیای اسلام می‌دانند[۳۸]. ایشان علت قیام و خیزش اسلامی مصر و نقش تاثیر گزار این کشور در بیداری اسلامی را وجود شخصیتهای فکری،فرهنگی و جهادی مصری می‌دانند [۳۹].
رهبر معظم انقلاب وجود متفکران، مبارزان و بیدارگران اسلامی را در قرن گذشته بستر ساز بیداری اسلامی و اجرای عملی اصول اسلامی دانسته و می‌فرمایند: قرن گذشته ـ یعنی قرن سیزدهم هجری ـ قرن فریادگری فریادگران اسلام بود. از اوایل قرن که میرزای شیرازی ـ مرجع تقلید بزرگ اسلام ـ در برخورد با کمپانی انگلیسی، آن فتوای قاطع را داد و یک ملّت را به حرکت درآورد، تا واقعه‌ی مشروطیت در ایران، تا حرکتهای اسلامی در هند، تا بیداری اسلامی در غرب دنیای اسلام ـ در خاورمیانه و در منطقه‌ی شمال آفریقا ـ و بزرگانی که سخن گفتند و سیّد جمال الدین‌ها و دیگران و دیگران، تقریباً قرن فریاد و قرن مبارزات بود، و قرن بعد، قرن تجربه است. این قرنی که ما امروز در آن قرار داریم، قرن تجربه است [۴۰].
تبلور نقش اندیشمندانی همچون میرزای شیرازی، سید جمال الدین اسد آبادی، حسن البنا، امام خمینی، سید قطب، محمد باقر صدر، مودودی، امام موسی صدر، شیخ احمد یاسین، عمرعبدالرحمن و دیگر رهبران فکری، فرهنگی و سیاسی دنیای اسلام در تهییج و بسیج توده‌های مردم در قالب حکم جهاد عمومی، تحریم اقتصادی، مقابله فرهنگی، تهدید و مرعوب کردن دشمنان و مبارزه سیاسی و مسلحانه، نقشی فراطبقه ای، فرار زمانی و فرا مکانی بوده است، هرایر دکمجیان نویسنده مسیحی کتاب جنبشهای اسلامی معاصر در جهان عرب معتقد است: ایمان تمام عیار و تعهد مطلق مردانی همچون حسن البنا، سید قطب، محمد باقر صدر و آیت الله خمینی نسبت به آرمان اسلام گرائی را نمی‌توان به سادگی با توجه به ریشه‌های طبقاتی آنها تبیین کرد، چالش بسیاری از اسلامگرایان در برابر مقامات سیاسی تنها از منابع مادی طبقات خاص ناشی نمی‌گردد،بلکه از آنجا ریشه می‌گیرد که آنها اطمینان قاطع دارند که ابزارهای اراده خداوند هستند [۴۱].
از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی نقش روحانیت یا شیوخ- اعمه و علماء – در بخش سنی جنبش‌های اسلامی بسیار برجسته تر شده است، هر چند که نقش آنها به میزان همتای شیعه آنها نیست. این برجستگی نقش علما را می‌توان به چند دلیل خلاصه کرد،اول آنکه رهبری روحانی که در مسجد پایگاه دارد از مشروعیت اجتماعی و حمایت مردمی و مذهبی بیشتری در مقایسه با ایدئولوژی‌های کاریزماتیک جوان دهه ۱۹۷۰ برخوردار می‌باشد.دوم اینکه شیوخ به عنوان مسئولان شناخته شده‌ی برخوردار از حمایت مردمی،در اسلامی کردن نظام اجتماعی – سیاسی توان و ظرفیت منحصر به فردی را از خود نشان داده است و همچنین اینکه علماء که محصول پرورش سنتی اسلامی هستند کمتر مایل بوده‌اند عقاید و مکاتب خاص گرایانه، تفرقه افکن و فرقه گرایانه را ارائه دهند که در داخل صفوف اسلامگرایان جناح بندی و اختلاف ایجاد می‌کند [۴۲].
حضرت آیت الله خامنه‌ای با عنایت به اهمیت فوق‌العاده علما، شیوخ و روحانیون در شکل دهی، حمایت و هدایت جنبشهای اسلامی نقش آنها را در پیشبرد اهداف این جنبشها چنین تبیین می‌کنند:وظیفه عالمان دین،نخبگان سیاسی و نخبگان علمی و دانشگاهی خیلی سنگین است، امروز مردم منطقه احتیاج دارند به هدایت این نخبگان...اینها نباید بگذارند دستگاه استکبار با وسایل گوناگونی که دارد، این حرکت عظیم ملتها را مصادره کند،انقلاب مردم را از آنها سرقت کند، باید مراقب باشند. [۴۳]
عوامل برون زای بیداری اسلامی:
۲-۱: انقلاب اسلامی ایران
بدون اغراق تقریبا هیچ منبع و اثری پیرامون جنبش‌های اسلامی معاصر در دنیای اسلام چه منابع فارسی و چه منابع لاتین و عربی را نمی‌توان یافت(یا حد اقل نگارنده نیافته است)که در آن از تاثیر انقلاب اسلامی ایران در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دنیای اسلام خصوصا منطقه عربی – اسلامی سخن به میان نیامده باشد، تحولی با تاثیر گذاری عمیق که بنا به گفته یکی از پژوهشگران آنچنان آشکار است که تصور آن موجب تصدیق آن میگردد[۴۴]، بنا به گفته راشد الغنوشی متفکر تونسی و رهبر حزب اسلامگرای النهضه این کشور،انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی(ره)نمایانگر تحولی بزرگ در سطح بین المللی و منطقه بوده که حقِ پدیده‌ای به این گستردگی را نمی‌توان با سخنانی کوتاه ادا کرد[۴۵] .
فهمی هویدی، متفکر مصری در این باره می‌نویسد:در منطقه یک تغییر استراتژیک رخ داده که آغازگر روند آن پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بوده است، این انقلاب نقشی اساسی را در تزریق اعتماد به نفس به مسلمانان، فارغ از ملیت و نگرش سیاسی آنها داشته است، پیروزی انقلاب ایران برای مسلمانان جهان به معنی پیروزی اسلام بود و توانائی‌های شناخته نشده اسلام را برای رهبری توده‌ها برای مقابله با رژیم‌های استبدادی و استعمار خارجی روشن ساخت [۴۶].
انقلاب اسلامی ایران را نباید تنها یک جریان محدود انقلابی در قالب انقلاب شیعی قلمداد کرد [۴۷]،راشد الغنوشی بر این اعتقاد است که با وجود اینکه پایگاه اصلی انقلاب اسلامی را مذهب تشیع شکل میدهد، ولی این انقلاب وابسطه به یک جریان جهانی فراگیر است که هدف آن برانگیختن روح اسلامی،بیداری اُمت و هدایت آن تا مرحله رهبری تمدن جهانی است [۴۸].
وقوع انقلاب اسلامی باعث شد تا اسلام سیاسی به عنوان ایدئولوژی رقیب در منطقه‌ی خاورمیانه بیش از گذشته مطرح گردد، در واقع انقلاب اسلامی نه تنها به برتری نهضتهای اسلامی بر نهضتهای غیر مذهبی منطقه منجر شد بلکه دو تحول اساسی دیگر نیز در پی داشت، اول اینکه احزاب ملی گرا و چپ گرا را به تفکر در زمینه مدد گیری از موج اسلام گرائی و یا همراهی با آن وادار کرد و دوم اینکه به آن دسته از نهضتهای اسلامی که کمتر به عملگرائی اسلامی نزدیک بودند فشار تا با این تغییر در اندیشه‌های خود عملگرائی بیشتر و پرهیز از تقیه سیاسی را مورد توجه قرار دهند [۴۹].
مقام معظم رهبری بیشترین تاکید را به تاثیر انقلاب اسلامی به عنوان یکی اصلی‌ترین عامل ریشه‌ای برون‌زای بیداری اسلامی دارند، ایشان در این مورد می‌فرمایند: ثبات و استمرار و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران از مهمترین عواملی بوده است که ملتهای منطقه و ملتهای مسلمان را امیدوار کرده و میتوان گفت نقش موثری در ایجاد حرکت عظیم اسلامی منطقه و آزادی و بیدرای ایفاء کرده است[۵۰]،تا کنون نیز حرکت رو به جلو نظام اسلامی موجب احیای مجدد اسلام و اراده ملتهای منطقه شده است [۵۱].
مقام معظم رهبری معتقد است پیروزی انقلاب اسلامی، حکومت جمهوری اسلامی ایران را به الگو برای جریانهای اسلام‌خواه مبدل کرده است[۵۲]. برنارد لوئیس شرق شناس و ایران شناس مشهور، در مقدمه‌ای که بر کتاب پیامبر و فرعون نوشته ژیل کِپِل نوشته است به اهمیت یافتن نیروی اسلام، رشد و قدرت گیری جریانهای اسلام گرا و ورود اسلام سیاسی به تعاملات بین المللی پس از پیروزی انقلاب در ایران اذعان داشته است [۵۳].
رهبر معظم انقلاب، با عنایت به همین ملاحضات و آنچه در عرصه عمل پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در منطقه رخ داده است پیروزی انقلاب اسلامی را عاملی هویت بخش برای جامعه اسلامی قلمداد می‌کنند [۵۴]و معتقدند که قیام دولت اسلامی در ایران،امت اسلامی را به هیجان آورده و به آنها اعتماد به نفس بخشیده است [۵۵].
جان ال اسپوزیتو مهمترین تاثیر ایران انقلابی بر جهان اسلام را در سطح افکار و ایدئولوژی می‌داند، او معتقد است نسل مسلمان پس از انقلاب اسلامی در سراسر جهان پذیرفتند که اسلام برای اصلاح سیاسی و اجتماعی برنامه دارد [۵۶].
دکتر علی اکبر ولایتی تاثیر انقلاب اسلامی ایران در تولد و تحرک جنبشهای اسلامی را در سه محور مورد بررسی قرار داده است: اول تاثیر در گروه‌هائی که با الگو قرار دادن انقلاب اسلامی رسماً خواهان سرنگونی رژیم‌های سیاسی حاکم بر کشور خود شدند، حزب الدعوه و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق در این گروه قرار دارند،دوم گروه‌هائی که انقلاب اسلامی ایران را در اجرای شریعت اسلامی و به کارگیری شریعت در اداره جامعه الگو گرفته‌اند که از آن جمله می‌توان به جمعیت ارشاد اسلامی مصر و جبهه نجات اسلامی الجزایر اشاره کرد، گروه سوم جریانهائی بودند که خود را از دایره ملی گرائی خارج کرده و خواهان تشکیل امت واحده اسلامی گردیدند این دسته خود به دو گره عمده تقسیم میشود،دسته‌ای که فقط از لحاظ عقیدتی و مذهبی خود را پیرو الگوی انقلاب اسلامی میداند و جریان دوم گروه‌هائی هستند که هم از لحاظ عقیدتی و هم از لحاظ سیاسی خود را ملزم به پیروی از انقلاب اسلامی می‌دانند[۵۷].
دکتر کلیم صدیقی در کتاب نهضتهای اسلامی و انقلاب اسلامی ایران، زمینه‌های تاثیر انقلاب اسلامی بر جنبشها و جریانهای اسلامی را در شش موضوع مورد بررسی قرار داده است که عبارتند از نقش برجسته رهبری در جنبش، روش مبارزه، نقش علماء، حضور و نقش پررنگ دانشجویان و جوانان در جنبشهای اسلامی و نگاه جهانی و بین المللی [۵۸].
پیروزی انقلاب اسلامی، جنبش‌های اسلامی را با یک الگوی زنده معاصر روبرو ساخت و در تقابل تئوری‌های صرف فرهنگی،تبلیغی و عملگرائی کفه را به نفع الگوهای عملگرایانه تغییر داد.مقام معظم رهبری معتقدند تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مفهوم بیداری اسلامی به این شکل و با این سبک و سیاق به وجود نیامده بود [۵۹].
به هر تقدیر تاثیر ژرف پیروزی انقلاب اسلامی در قدرت بخشیدن به جنبشهای اسلامی و جریان بیدرای اسلامی تاثیری است - بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب- در خورد بحث و تحقیق[۶۰] که با وجود تولید آثار فراوان داخلی و خارجی در این زمینه به دلیل پویائی جریان بیداری اسلامی جای تحقیق، بررسی و کنکاش بیشتری دارد.
۲-۲ استعمار و حضور قدرتهای غربی در منطقه
استعمار به همراه شئون مختلف آن، یکی از منفورترین مفاهیم در ذهن تاریخی مسلمانان از هند، آسیای مرکزی و ایران گرفته تا شامات و ملل مسلمان آفریقا را تشکیل می‌دهد. به نظر خورشید احمد، متفکر مسلمان پاکستانی، ریشه‌های رستاخیز اسلامی معاصر را باید در میراث استعمار یا به عبارتی، در آثار و عوارضی که قدرتهای استعماری در جوامع اسلامی برجای گذاشته‌اند جستجو کرد [۶۱].شهید مطهری نیز بیداری اسلامی را عکس العملی در مقابل هجوم استعمار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی غرب عنوان داشته‌اند [۶۲].
حضور گسترده نظامی غرب، خصوصاً آمریکا، در منطقه، تلاش آنها برای ترویج فرهنگ غربی در قالب طرح‌های اروپائی(برنامه همسایگی اروپا، طرح بارسلون و طرح کشورهای اروپائی- مدیترانه ای) و آمریکا(خاورمیانه بزرگ) برای ایجاد تغییرات بنیادین فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا و همچنین حمایت گسترده از رژیم‌های غربگرای این مناطق در ذهنیت مسلمانان احساس نوعی تحقیر همراه با تلاش برای کسب هویت اسلامی و ایجاد جامعه‌ای عاری از نفوذ وسیطره غرب ایجاد کرده است که در قالب جنبشهای اسلامی، ضد غربی و ضد حکومتهای غربگرا آشکار میشود.
جستارهای تاریخی نشان داده است که حضور قدرتهای استعماری شرق و غرب در منطقه با گسترش و نوع حرکتها و جنبشهای اسلامی رابطه مثبت دارد[۶۳] بدین ترتیب که هرچه حضور قدرتهای مداخله گر در منطقه بیشتر باشد شکل گیری، دوام و استمرار گروه‌های اسلامی نیز بیشتر و عمیقتر میشود، به همین ترتیب حضور نظامی موجب تشکیل گروه‌های اسلامگرای مسلحانه و حضور فرهنگی غرب و شرق در مناطق اسلامی موجبات نزج و شکل گیری جریانهای فکری و فرهنگی را فراهم می‌آورد. دکتر علی اکبر ولایتی نیز پدیده بیداری اسلامی را واکنش دنیای اسلام به عقب ماندگیهای خود و برخورد با فرهنگ و تمدن غربی می‌داند.
در مطالعه سیر اندیشه‌ها و آثار مقام معظم رهبری از میان ریشه‌های بیرونی و درونی شکل گیری بیداری اسلامی، پس از مساله اسلام خواهی، احساس تحقیر و عقب ماندگی مسلمانان و جستجوی خویشتن اسلامی و مساله انقلاب اسلامی، عاملِ نقش استعمار و حضور قدرتهای مداخله گر از اهمیت و جایگاه بالائی برخوردار است.
مقام معظم رهبری حضور استعمار و قدرت‌های مداخله گر را به سه شیوه موجب بیداری اسلامی میدانند، اول دخالت نظامی در منطقه که موجب شکل گیری گروه‌های مبارز اسلامی میشود،دوم احساس تحقیری که به مسلمانان به واسطه تسلط بیگانه و حضور متفرعنانه آنان در سرزمین‌های اسلامی دست داده است و سوم حمایت قدرتهای غربی از رژیم‌های سکولار و غیر مردمی است.
رهبر معظم انقلاب در این مورد می‌فرمایند :ملتها فقط مشکلشان این نیست که با این دیکتاتور مواجه اند[یا فقط]با یک آدم مستبد مواجه اند، مشکلشان این است که این دیکتاتور عقبه‌ای از قدرتهای بین المللی دارند،آنها هستند که دارند منافع این کشور و این ملت را پایمال و نابود میکنند، مشکل دوران استعمار است،با این دید که نگاه کنیم، همه مسائل درست تحلیل می‌شوند،قضایای امروز هم همین جور است [۶۴]. حضرت آیت الله خامنه‌ای معتقدند که آمریکا و اروپا طی دو قرن بیشترین لطمه‌ها و خسارت‌ها و تحقیرها را بر مردم کشورهای منطقه وارد آورده‌اند [۶۵]، تجمیع تحقیرها به واسطه استعمار طولانی مدت ملتها به اشکال گوناگون ذهنیت مسلمانان از غرب را ذهنیتی مقابله جویانه همراه با تنفر را ایجاد کرده است به همین دلیل معظم له تسلیم نشدن در برابر استکبار و استعمار را یکی از ارکان نهضتهای امروز کشورهای اسلامی می‌دانند [۶۶].
بسیاری از اندیشمندان تحولات اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا را شورش بر مدرنیته وارداتی قلم داد کرده، نفوذ گسترده کشورهای غربی در شکل دادن به امور داخلی کشورهای عربی را پایه خشم و ناآرامی در این سرزمین‌ها دانسته [۶۷]و همچنین پیامد تلاش غرب برای جا انداختن ارزشهای لیبرال در خاورمیانه عربی را چیزی جز بی ثباتیدر منطقه نمی‌دانند [۶۸].
آمریکا با ایجاد بی ثباتی در خاورمیانه و شمال آفریقا با تضعیف بیداری اسلامی و کشورهای مسلمان، امواج اسلام گرائیِ در حال رشد را در منطقه ضعیف می‌کند تا از این طریق،بقایای نظام‌های لیبرال دموکراسی غربی و حامیان دیکتاتور آنها را در منطقه تضمین نماید و این مهمترین چالش بیدرای اسلامی در دهه‌های آتی در کشورهای مسلمانان خواهد بود[۶۹].
برناردلوئیس در مورد عامل حضور غرب در منطقه به عنوان یکی از ریشه‌های شکل گیری و تداوم جریانهای اسلامی می‌نویسد: این خود به اندازه کافی برای مسلمانان ناخوشایند است که ببینند پس از قرنها ثروت و قدرت، رهبری‌ای را که حق خود می‌دانند از دست بدهند و به نقش دنباله رو غرب تنزل یابند [۷۰]، آمریکا با حضور گسترده در منطقه و اشغال نظامی دو کشور عراق و افغانستان هم اکنون به عنوان نماد استعمار جدید در چشم مسلمانان قلمداد می‌شود به همین لحاظ این کشور منبع مهم انگیزه تشکیل و استمرار جریانهای اسلامی قلمداد میشود [۷۱]،جریانهائی که با با نظم دلخواه غرب و دولتهای غربگرای عربی در منطقه مخالف هستند[۷۲] .
مقام معظم رهبری در تبیین قیام و برانگیخته شدن مسلمانان منطقه علیه قدرتهای مداخله گر و تاثیر آنها در نزج و رشد و استحکام جریانهای اسلامی می‌فرمایند:کجای دنیا جوانان و مردان و زنان شجاع یک جامعه حضور اشغالگران را تحمل میکنند که اینها(مردم عراق)تحمل کنند؟هیچ جا تحمل نکردند،این مخصوص عراق هم نیست،امروز در هرجای دنیای اسلام،آمریکائی‌ها و انگلیسی‌ها و امثال اینها حضور یابند و خود را با مردم مواجه سازند،موج عظیم نهضت و بیداری اسلامی را لمس خواهند کرد[۷۳] .
هرایر دکمجیان در کتاب جنبشهای اسلامی معاصر در دنیای عرب می‌نویسد: افکار عمومی و مردمی عرب، آمریکا را در وقوع هرگونه حادثه ناگوار در منطقه، از شکستهای نظامی گرفته تا مصیبتهای اقتصادی،شریک می‌دانند[۷۴] .مقام معظم رهبری دلیل این تنفر را از سوی ملتهای مسلمان منطقه چنین عنوان می‌دارند: ملتهای منطقه خاورمیانه، منطقه اسلامی و شمال آفریقا از ته دل از آمریکا متنفرند، چون در طول سالهای متمادی از آمریکا در این منطقه خشونت دیده اند، دخالت نظامی دیده اند،حق کشی دیده اند[۷۵]،امروز ملتها می‌دانند که حضور نظامی و مسلح بیگانگان در هر منطقه‌ای مایه ناامنی آن منطقه است[۷۶] .
۲-۳: بحران فلسطین
فلسطین، یکی از عناصر تشکیل دهنده هویت مسلمانان در خاورمیانه است[۷۷]، پس زمینه منفی مسلمانان از یهودیان، نحوه ظالمانه شکل گیری رژیم صهیونیستی، رفتار تجاوزگرانه آن، ایدئولوژی افراط گرایانه صهیونیسم و پی بردن به اهداف غربی‌ها از تاسیس چنین رژیمی در همسایگی آنها موجب شده است تا زمانی که راه حلی عادلانه برای مساله فلسطین به اجرا در نیامده است،این موضوع همچنان یکی از ریشه‌ها و انگیزه‌های بیداری اسلامی و گرایش به اسلام گرائی است.
اگر چه مساله بیداری اسلامی قبل از ایجاد بحران فلسطین و اشغال این کشور نشو و نمو یافته است اما پس از جنگ جهانی اول و اعلام تاسیس کشور یهودی در سرزمین‌های اسلامی،بحران فلسطین به نمونه‌ای عینی و زنده در مقابل چشم مسلمانان به عنوان نماد ضعف آنان،بی کفایتی حکام محافظه کار در حل مساله بخشی از مسمانان و تحقیر آنان توسط غرب تبدیل شده است.
جمهوری اسلامی ایران از بدو تاسیس ضمن قطع مطلق روابط با رژیم صهیونیستی، به صورت رسمی خود را حامی ملت فلسطین می‌داند و سعی کرده است مساله فلسطین را از حالت اختلاف اعراب - اسرائیل به نزاع دنیای اسلام – رژیم اشغالگر تبدیل کند که نمونه عینی آن اعلام روز جهانی قدس در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان از سوی حضرت امام خمینی بوده است.
مقام معظم رهبری از مساله فلسطین با عنوان جراحت عمیق بر پیکر امت اسلامی[۷۸] و خنجری در پهلوی کشورهای مسلمان منطقه یاد کرده‌اند [۷۹].ایشان یکی از مبادی اصلی طغیان مسلمانان، رشد و گسترش حرکتهای اسلام گرایانه و موج جدید بیداری اسلامی را همین مساله می‌دانند [۸۰].
هرایر دکمجیان، ناتوانی آشکار رهبران عرب در پایان دادن به اشغال سرزمین‌های عرب توسط اسرائیل را عامل تضعیف مشروعیت فرمانروائی حکام عرب و سرخوردگی، اضطراب، ناامیدی گسترده و احساسا حقارت مسلمانان در مقابل سلطه اروپا، آمریکا و اسرائیل می‌داند[۸۱] .
بسیاری از اندیشمندانی که بحران فلسطین و جنبشها و جریانهای اسلامی را مورد مداقّه قرار داده‌اند به درستی میان بحران فلسطین با مساله هویت مسلمانان پیوند برقرار کرده‌اند. اگر چه فلسطین اشغالی تنها ۱/۰% از وسعت سرزمینهای اسلامی در سرایر دنیا را شامل می‌شود، اما آنچه از اهمیت ویژه‌ای برای مسلمانان برخوردار است، علاوه بر بُعد مذهبی و فرهنگی سرزمین فلسطین، مساله حیثیت و هویت مسلمانان است که با بحران در این سرزمین گره خورده است. بر همین اساس برناردلوئیس از مساله فلسطین به عنوان سرشکستگی تحمل ناپذیر برای دنیای عرب و اسلام یاد می‌کند[۸۲] .
مقام معظم رهبری تاثیر بحران فلسطین را در بیداری اسلامی چنین بیان داشته اند: ظلم و زور گوئی روز افزون رژیم صهیونیستی و همراهی برخی حکام مستبد و فاسد و مزدور آمریکا با آن از یک سو و سر بر آوردن مقاومت جانانه فلسطینی و لبنانی و پیروزی معجزه آسای جوانان مومن در جنگهای لبنان ۳۳و۲۲ روزه غزه از سوی دیگر،از جمله‌ی عوامل مهمی بودند که اقیانوس به ظاهر آرام ملتهای مصر و تونس و لیبی و دیگر کشورهای منطقه را به تلاطم در آوردند،انتفاضه اقصی حتی در خارج از مرزهای جغرافیائی فلسطین،عموم ملتهای مسلمان و عرب را به صحنه بکشاند[۸۳] .
به هرتقدیر فلسطین یکی از محرکهای اصلی نزج تفکر ایجاد امت واحده اسلامی است و این باور را ایجاد کرده است که آن کسی که بر مسجد الاقصی تسلط دارد، مسجد الحرام را نیز در تسلط خواهد داشت، برخی از نویسندگان همچنین مساله فلسطین را سر آغاز موج دوم بیداری اسلامی(۱۹۴۵-۱۹۷۹)می دانند[۸۴] .
۲-۴: وجود حکومتهای فاسد، غربگرا و غیر مردمی
تاسیس و حمایت همه جانبه از حکومتهای دست نشانده در تاریخ معاصر اسلام از سوی قدرتهای استعماری دارای سابقه مشخصی است، پس از جنگ جهانی دوم و به دنبال آن فروپاشی امپراطوری عثمانی، دولتهای انگلستان و فرانسه سعی در تقسیم قلمرو از هم پاشیده عثمانی نموده و تلاش کردند مهره‌های دست نشانده خود را در این منطقه حیاتی به قدرت برسانند که بسیاری از حکومتهای امروزی از عربستان سعودی گرفته تا دولت‌هاشمی اردن و بسیاری از سرزمین‌های شمال آفریقا از جمله آن کشورها محسوب می‌گردند.
وجود چنین حکومتهائی از سه جهت موجبات قیام ملتها و بیداری اسلامی را فراهم آورده است، اول ماهیت غیر مردمی این نوع حکومت‌ها که نهایتا آنها را با بحران مشروعیت روبروگردانده است، دوم وابستگی این حکومتها به قدرتهای غربی و شرقی که بحران هویت و تحقیر تاریخی را به توده‌های مردم وارد آورده و سوم فساد گسترده‌ی سیاسی، اقتصادی و اخلاقی که دامنگیر چنین نظامهایی گردیده است.
مقام معظم رهبری اگر چه بسیاری از حکومتهای منطقه را رژیمهای وابسته، فاسد و غیر مردمی میدانند اما منشاء اصلی این مساله را عقبه‌ی بین المللی این رژیم‌ها می‌دانند، و نوک پیکان انتقادات خود را متوجه دست‌های آشکار و نهان بین المللی حامی چنین رژیم‌هائی کرده اند،ایشان در این مورد می‌فرمایند: ملتها فقط مشکلشان این نیست که با این دیکتاتور مواجه اند[یا فقط] با یک آدم مستبد مواجه اند، مشکلشان این است که این دیکتاتور عقبه‌ای از قدرتهای بین المللی دارند،آنها هستند که دارند منافع این کشور و این ملت را پایمال و نابود میکنند[۸۵]، ببینید امروز در دنیا علیه مسلمانان چگونه عمل می‌شود! این به خاطر آن است که در هر نقطه، جلادان مسلمانان فهمیده‌اند که دستگاه استکبار از فشار بر مسلمانان و قتل عام آنها خشنود می‌شود؛ لذا آزادانه به مسلمین آسیب می‌رسانند،این وضعیت مسلمانان انقلابی در الجزایر است...در کدام نقطه‌ی عالم است که مسلمانان از قبل خباثت استکبار جهانی و دستگاه سلطه‌ی جهانی به نحوی آسیب نبینند و فشار بر آنها وارد نشود؟ علاج چیست جز ایستادگی خود مسلمانان [۸۶].معظم له وجود شکاف عمیق بین دولت و ملت‌های غربگرای منطقه را نیز پدیده‌ای میدانند که به واسطه وابستگیی این حکومتها به غرب ایجاد شده است[۸۷] .
حضرت آیت الله خامنه‌ای بر این اعتقادند که احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی مسلمانان در طول زمان توسط دیکتاتوریِ حاکمان فاسد منطقه و سلطه سیاسی آمریکا و غرب و حمایت آنها از حکومتهای دست نشانده پایمال شده است[۸۸].
مردمی بودن قیامهای اسلامی منطقه یکی از محوری‌ترین شاخصه‌هائی است که مقام معظم رهبری در اکثر سخنرانی‌های خود به آن اشاره کرده اند[۸۹]، معظم له در این مورد می‌فرمایند: مردمی بودن این انقلابها مهمترین عنصر در تشکیل هویت آنها است. قدرتهای خارجی با آخرین توانائیها و شگردهای خود سعی میکردند حکام مستبد و فاسد و وابسته را در این کشورها حفظ کنند و تنها هنگامی از حمایت آنها دست برداشتند که قیام و عزم مردم، هیچگونه امیدی برای آنها باقی نگذاشت[۹۰]، آنچه که شما ملاحظه میکنید در مصر، در تونس، در لیبی، در یمن، در بحرین و در برخی از کشورهای دیگر اتفاق افتاده است، که مردم خودشان وارد صحنه شده‌اند، ملتها خودشان همت گماشته‌اند بر اینکه سرنوشت خودشان را در دست بگیرند[۹۱] .
دست نشاندگی حکومتهای اکثر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا نیز مساله‌ای است که مقام معظم رهبری در تحلیل چرائی اوج گیری بیداری اسلامی بر آن تاکید داشته اند، ایشان این مساله را چنین بیان میدارند: وابستگی و حکام دست نشانده آمریکا و غرب با ملتها کاری کردند که این ملتها احساس کردند جز قیام، جز حرکت عظیم عمومی، جز انقلاب، راهی در مقابل آنها نیست[۹۲] .
وابستگی مفرط حکومتهای عربی- خاورمیانه‌ای به غرب علاوه بر تحقیری که به ملتهای این منطقه وارد آورده است، به واسطه نوع حکومتی بسته، غیر مردمی و غیر پاسخگو با فسادهای گسترده مالی و اقتصادی همراه بوده است که به دنبال آن موجب گسترش فقر،بیکاری و افزایش شکاف بین توده‌های فقیر و غنی شده است، تحلیلگران بر این اعتقادند که در کارنامه رژیم‌های اقتدارگرا از زمان استقلال تا کنون در بیشتر کشورهای عربی خاورمیانه، چیزی جز فقر گسترده، شکاف ژرف طبقاتی، کمبود نهادهای سیاسی، ضعف جامعه مدنی، کمرنگی حضور فرد در جامعه و بی ثباتی فراگیر به چشم نمی‌خورد[۹۳]، دکمجیان معتقد است عدم صلاحیت و سوء حکومت نخبگان، توزیع بد ثروت در تقریبا تمامی کشورهای عربی، فراهم بودن پول حاصل از فروش نفت، شکاف میان طبقات اجتماعی را وسیع کرده و در همان حال فساد و مصرفگرائی بی حد و حصری را میان فرمانروایان و عوامل آنها رواج داده است [۹۴].
دکتر حسن نافعه پژوهشگر و استاد دانشگاه قاهره سه مشخصه استبداد، فساد و وابستگی به آمریکا و اسرائیل را با درجات مختلف وجه مشترک بسیاری از حکومتهای عرب می‌داند[۹۵] .
از لحاظ سیاسی نیز منطقه خاورمیانه عربی به شدت اقتدارگرائی، سلطانیسم و نظام موروثی را تجربه میکند، مطالعات نشان می‌دهند که کشورهای این منطقه هنوز حتی با وضعیت نیمه دموکراتیک[۹۶] فاصله قابل توجهی دارند تا چه رسد به تثبیت یافتگی دموکراتیک. همچنین بخش اعظم احزاب فعال سیاسی ماهیت شکلی دارند، تا کنون در هیچ انتخاباتی یک رئیس جمهور عرب از قدرت کنار نرفته، همچنان موانع آشکاری در برابر مجالس این کشورها پیش بینی نشده و فرد محوری در فرایند تصمیم گیری در جهان عرب همچنان غلبه دارد[۹۷] .
بر اساس همین معیارها مقام معظم رهبری ضدیت با استبداد و تسلیم نشدن در مقابل آن را یکی از ارکان قیام‌های اسلامی منطقه میدانند [۹۸] و می‌فرمایند: ملتهای انقلاب کرده و آزاد شده، یکی از مهمترین خواسته‌هایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مدیریت کشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان نظام مردمسالاری اسلامی است؛ یعنی حاکمان با رأی مردم برگزیده میشوند و ارزشها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است[۹۹] .
نتیجه:
بیداری اسلامی عنوانی است که بنا به دلایل فرهنگی، تمدنی، هویتی، اجتماعی و دینی به حوادثی که منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را دستخوش تحولات و دگرگونی‌های گسترده‌ای کرده و ابعاد آن به صورت روز افزون در حال گسترش است اطلاق میگردد.
تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا مانند تمامی تحولات بزرگ سیاسی و اجتماعی ریشه در واقیات تاریخی، تمدنی، فرهنگی و هویتی دارند.
در پژوهش حاضر ریشه‌های تحولات منطقه را در دو گروه عمده عوامل درون زا یعنی عواملی که با فردِ انسانی، خود و ناخودآگاه انسانِ مسلمان در ارتباط بوده، طی فرایندی از نسلهای گذشته به وی منتقل شده است و از انباشت اندیشه‌ها، خاطرات تاریخی، هویت‌ها و آرمانها تشکیل میشود و عوامل برونزا یعنی عواملی که از خارج از فرد و اندیشه او نشات می‌گیرد و یک حادثه مشخص میتواند آن را ایجاد کند، از نگاه مقام معظم رهبری با روشی تحلیلی-تاریخی مورد بررسی قرار گرفت، همچنین مشخص شد که برخی از عوامل همچون وقوع انقلاب اسلامی،شکست الگوهای غیر اسلامی و بحران فلسطین قابلیت بررسی ذیل هر دو گروه از عوامل درون زا و برونزا را دارند.
همچنین در مقاله حاضر ضمن تبیین مفهوم بیداری اسلامی از نگاه مقام معظم رهبری عواملی همچون شکست الگوهای غیر اسلامی و رشد اسلام خواهی، احساس سرخوردگی، تحقیر تاریخی و بازگشت به هویت اسلامی، تلاش شخصیتهای بزرگ فکری و جهادی و جریان ساز اسلامی ذیل ریشه‌ها و عوامل درونزا و مواردی از جمله وقوع انقلاب اسلامی ایران، استعمار و حضور قدرتهای غربی در منطقه، بحران فلسطین، وجود حکومتهای فاسد، غربگرا و غیر مردمی تحت عنوان عوامل برون زا مورد بررسی قرار گرفتند.
منابع:
الف:کتابهای فارسی و انگلیسی
- اسپوزیتو،جان.ال،انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن،ترجمه محسن مدیر شانه چی،تهران:انتشارات باز،چ۱۳۸۶،۲.
- اسماعیلی،حمیدرضا،القاعده از پندار تا پدیدار،تهران:اندیشه سازان نور،۱۳۸۶.
- الغنوشی،راشد،حرکت امام خمینی و تجدید حیات اسلامی،ترجمه‌هادی خسرو شاهی،تهران:موسسه اطلاعات،چ اول،۱۳۷۲.
- پاشاپور،حمید،نهضتهای اسلامی؛بازیگران جدید نظام بین الملل،تهران:موسسه اندیشه سازان نور،۱۳۸۲.
- حسنین هیکل،محمد،ایران:روایتی که ناگفته ماند،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات الهام،چاپ اول،۱۳۶۲.
- حشمت زاده،محمد باقر،تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی،تهران:پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،چاپ چهارم، ۱۳۸۷.
- دکمجیان، هرایر،اسلام در انقلاب:جنبشهای اسلامی در دنیای عرب،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات کیهان،چاپ سوم،۱۳۷۷.
صدیقی،کلیم،نهضت‌های اسلامی و انقلاب اسلامی ایران،ترجمه‌ی سید‌هادی خسروشاهی،تهران:انتشارات موسسه اطلاعات، ۱۳۷۴.
- عنایت،حمید،سیری در اندیشه سیاسی عرب،تهران:امیر کبیر،چ۱۳۸۹،۱۱.
- قوام، عبدالعلی، روابط بین الملل، نظریه‌ها و رویکرد‌ها، تهران:سمت،۱۳۸۴.
- کپل،ژیل،پیامبر و فرعون،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات کیهان،چاپ سوم،۱۳۸۲.
- گارودی،روژه، پرونده اسرائیل و صهیونیسم سیاسی، ترجمه نسرین حکمی،تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۹.
- گنجی،عبدالله،موج سوم بیداری اسلامی،تهران: موسسه مطالعات اندیشه سازان نور،۱۳۸۸.
- لوئیس،برنارد،مشکل از کجا آغاز شد؟تاثیر غرب و واکنش خاورمیانه،ترجمه شهریار خواجیان،تهران:نشر اختران،چاپ اول،۱۳۸۴.
- مطهری،مرتضی،نهضت‌های صد ساله اخیر،تهران:انتشارات صدرا،چاپ۱۳۷۷.
- مهاجر نیا، محسن،اندیشه‌های سیاسی متفکران اسلامی،جلد سوم، تهران:سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۹.
- موثقی، احمد،جنبشهای اسلامی معاصر،تهران:سمت،چ۱۳۸۹،۱۱.
- ولایتی،علی اکبر،بیداری اسلامی،تهران:بی نا،۱۳۹۰.
- Amir arjomand,said, The Turban for the Crown: The Islamic Revolution in Iran,New York –Oxford,۱۹۸۸.
- Esposito،John،Political Islamic،Rienner Publishers،New York.
- Kamrava,Mehran , Iran's Intellectual Revolution , Cambridge University Press,۲۰۰۸.
- Menashri،David،The Iranian Revolution and the Muslim World،West view Press،England،۱۳۹۰.
-P.Entelis،John and others، Islam, Democracy, and the State in North Africa،Indiana University press،۱۹۹۰.
ب: مقالات)
- اسدی،علی و طهمورث غلامی،واکاوی بنیادگرائی اسلامی در خاورمیانه،فصلنامه اطلاعات سیاسی واقتصادی، سال۲۵، شماره۲۸۳، بهار۱۳۹۰.
- امه طلب،مصطفی،غفلت غربی و بیداری اسلامی:دو حرکت متعارض در دنیای معاصر،فصلنامه ۱۵ خرداد، سال۴،دوره ۳، تابستان۱۳۸۶.
- سردار نیا،خلیل الله، موانع عدم پیشبرد دموکراسی سازی در شیخ نشینهای خلیج فارس،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال۱۶،شماره۳و۴،پائیز و زمستان۱۳۸۸.
- سجادپور،محمد کاظم،گزارش هشتمین اجلاس خاورمیانه موسسه کوربر،ماهنامه رویدادها و تحلیل‌ها، سال۲۵،شماره۲۵۵.
- دهشیار،حسین،بهار عربی:شورش بر مدرنیته وارداتی، اطلاعات سیاسی اقتصادی،سال۲۵،بهار۱۳۹۰،شماره۲۸۳.
- دهشیار،حسین،جهان عرب:بنیادهای داخلی و بین المللی؛ بی ثباتی پر دامنه،اطلاعات سیاسی و اقتصادی، سال۲۵، ۲۸۴، تابستان۱۳۹۰، شماره۲۸۴.
- نجاتی حسینی، محمود، جهانی شدن امپریالیسم فرهنگی و اسلام سیاسی در خاورمیانه،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال۱۵، شماره۳و۴،پائیز و زمستان۱۳۸۷.
- یوسف احمد،احمد،جهان عرب در ابتدای قرن بیست و یکم،ترجمه محمود موسوی بجنوردی،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال۸، شماره۳، پائیز۱۳۸۰.
ولترنیگ،رابرت،ریشه‌های محبوبیت اسلامگرایان،ترجمه سعید گلکار،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال۱۱، شماره۲، تابستان۱۳۸۴.
[۱] - مهاجر نیا،محسن، نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیت الله خامنه ای، مراجعه به سایت:آذرماه ۱۳۹۰
http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=
- بیانات به مناسبت عید مبعث۱۹/۹/۱۳۷۵.[۲]
[۳] - مهاجر نیا، محسن،اندیشه‌های سیاسی متفکران اسلامی،جلد سوم، تهران:سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۹، ص۴۳۶.
- بیانات در جمع بسیجیان استان کرمانشاه۲۲/۷/۱۳۹۰.[۴]
- اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.[۵]
- همان.[۶]
- دکمجیان، هرایر،اسلام در انقلاب:جنبشهای اسلامی در دنیای عرب،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات کیهان،چاپ سوم،۱۳۷۷،ص۶۰.[۷]
- همان،ص۶۳.[۸]
- همان،ص۳۷۹.[۹]
[۱۰] - لوئیس،برنارد،مشکل از کجا آغاز شد؟تاثیر غرب و واکنش خاورمیانه،ترجمه شهریار خواجیان،تهران:نشر اختران،چاپ اول،۱۳۸۴، ص۲۲۳.
حسنین هیکل،محمد،ایران:روایتی که ناگفته ماند،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات الهام،چاپ اول،۱۳۶۲،صص۲۳۰-۲۳۱. - [۱۱]
بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.- [۱۲]
پاشاپور،حمید،نهضتهای اسلامی؛بازیگران جدید نظام بین الملل،تهران:موسسه اندیشه سازان نور،۱۳۸۲،ص۱۳۰.- [۱۳]
بیانات در دیدار با کارگزاران نظام و قشرهای مختلف مردم۱۱/۶/۱۳۸۴. - [۱۴]
بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز عید مبعث۹/۴/۱۳۹۰. - [۱۵]
بیانات در دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی۹/۶/۱۳۹۰. - [۱۶]
[۱۷] - نجاتی حسینی،محمود،جهانی شدن امپریالیسم فرهنگی و اسلام سیاسی در خاورمیانه،فصلنامه مطالعات خاورمیانه،سال۱۵،شماره۳و۴،پائیز و زمستان۱۳۸۷،ص۸۴.
- ولترنیگ،رابرت،ریشه‌های محبوبیت اسلامگرایان،ترجمه سعید گلکار،فصلنامه مطالعات خاورمیانه،سال۱۱،شماره۲،تابستان۱۳۸۴،ص۱۱۲.[۱۸]
- بیانات در اجلاس بیدرای اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.[۱۹]
- همان.[۲۰]
- خطبه‌های‌های نماز جمعه۱۵/۱۱/۱۳۸۹[۲۱]
- بیانات در جمع سفرا و نمایندگی‌های سیاسی ایران در خارج از کشور۷/۱۰/۱۳۹۰. [۲۲]
- بیانات در بین مسئولین نظام در عید مبعث۹/۴/۱۳۹۰.[۲۳]
- قوام، عبدالعلی، روابط بین الملل، نظریه‌ها و رویکرد‌ها، تهران:سمت،۱۳۸۴،ص۱۲۲.[۲۴]
- مطهری،مرتضی،نهضت‌های صد ساله اخیر،تهران:انتشارات صدرا،چاپ۲۵،۱۳۷۷،ص۶۱.[۲۵]
- بیانات در دیدار با مسئولین نظام در عید مبعث۹/۴/۱۳۹۰.[۲۶]
- بیانات در حرم مطهر رضوی۱/۱/۱۳۹۰.[۲۷]
- خطبه نماز جمعه(خطبه عربی،خطاب به ملتهای منطقه)۱۵/۱۱/۱۳۸۹.[۲۸]
[۲۹] - اسدی،علی و طهمورث غلامی،واکاوی بنیادگرائی اسلامی در خاورمیانه،فصلنامه اطلاعات سیاسی واقتصادی، سال۲۵، شماره۲۸۳، بهار۱۳۹۰،صص۴۶-۴۷
[۳۰] - سجادپور،محمد کاظم،گزارش هشتمین اجلاس خاورمیانه موسسه کوربر،ماهنامه رویدادها و تحلیل‌ها،سال۲۵،شماره۲۵۵،ص۱۷.
[۳۱] - کپل،ژیل،پیامبر و فرعون،ترجمه حمید احمدی،تهران:انتشارات کیهان،چاپ سوم،۱۳۸۲،ص۷.
[۳۲] - بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز میلاد پیامبر اکرم اسلام(ص)۲/۱۲/۱۳۸۹.
[۳۳] - پیام به کنگره عظیم حج۵/۹/۱۳۸۸.
[۳۴] - خطبه‌های نماز جمعه۱۵/۱۱/۱۳۸۹.
[۳۵] - بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز عید مبعث۹/۴/۱۳۹۰.
[۳۶] - ولایتی،علی اکبر،بیداری اسلامی،تهران:بی نا،۱۳۹۰،صص۱۳-۱۴.
[۳۷] - برای آگاهی بیشتر از جنبشهای ذکر شده و زمینه‌های تاریخی و تحلیل نظری این جنبش‌ها رجوع شود به کتاب جنبشهای اسلامی معاصر نوشته سید احمد موثقی.
[۳۸] - بیانات در اجلاس بین المللی بیدرای اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.
[۳۹] - خطبه‌های نماز جمعه۱۵/۱۱/۱۳۸۹.
[۴۰] - سخنرانی در دیدار با مسئولان نظام و میهمانان خارجی شرکت کننده در مراسم دهه فجر در سالروز عید مبعث۱۳/۱۱/۱۳۷۰.
[۴۱] - دکمجیان،همان،ص۳۹۱.
[۴۲] - همان،صص۳۸۰-۳۸۲.
[۴۳] - بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز میلاد پیامبر اکرم(ص)۲/۱۲/۱۳۸۹.
[۴۴] - امه طلب،مصطفی،غفلت غربی و بیداری اسلامی:دو حرکت متعارض در دنیای معاصر،فصلنامه ۱۵ خرداد،سال۴،دوره ۳، تابستان۱۳۸۶،ص۱۳۹.
[۴۵] - الغنوشی،راشد،حرکت امام خمینی و تجدید حیات اسلامی،ترجمه‌هادی خسرو شاهی،تهران:موسسه اطلاعات،چ اول،۱۳۷۲،ص۶۵.
[۴۶] - Menashri،David،The Iranian Revolution and the Muslim World،West view Press،England،۱۹۹۰،p۸.
[۴۷] --Esposito،John،Political Islamic،Rienner Publishers،New York،P۱۲۲.
[۴۸] - الغنوشی،همان،ص۶۹.
[۴۹] - حشمت زاده،محمد باقر،تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر کشورهای اسلامی،تهران:پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،چاپ چهارم،۱۳۸۷،صص۷۳-۷۴.
[۵۰] - بیانات در دیدار با جمعی از دانشجویان ۱۹/۵/۱۳۹۰.
[۵۱] - دیدار با کارکنان و خانواده نیروهای دریائی ارتش و سپاه در بندر عباس۱/۵/۱۳۹۰.
[۵۲] - بیانات در دیدار با جمعی از شعرا۲۴/۵/۱۳۹۰.
[۵۳] - کپل،همان،ص۱۱.
[۵۴] - بیانات در بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی(ره)۱۴/۳/۱۳۸۸.
[۵۵] - بیانات در دیدار با کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی۶/۲/۱۳۸۴.
[۵۶] - اسپوزیتو،جان.ال،انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن،ترجمه محسن مدیر شانه چی،تهران:انتشارات باز،چ۲،۱۳۸۶،ص۳۳۲.
[۵۷] - ولایتی،همان،ص۳۸.
[۵۸] - صدیقی،کلیم،نهضتهای اسلامی و انقلاب اسلامی ایران،ترجمه‌هادی خسرو شاهی،تهران :انتشارات اطلاعات،۱۳۷۹،صص۶۶-۶۷.
[۵۹] - بیانات در جمع مسئولان وزارت امور خارجه۲۵/۵/۱۳۸۳.
[۶۰] - بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.
[۶۱] - گنجی،عبدالله،موج سوم بیداری اسلامی،تهران: موسسه مطالعات اندیشه سازان نور،۱۳۸۸،ص۱۵.
[۶۲] - مطهری،همان،ص۱۳.
[۶۳] - ولایتی،همان،ص۱۳.
[۶۴] - بیانات در دیدار با مردم فارس۳/۲/۱۳۹۰.
[۶۵] - بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۳/۲/۱۳۹۰.
[۶۶] - بیانات در جمع مسئولان نظام در روز میلاد پیامبر اکرم(ص)۲/۱۲/۱۳۹۰.
[۶۷] - دهشیار،حسین،بهار عربی:شورش بر مدرنیته وارداتی، اطلاعات سیاسی اقتصادی،سال۲۵،بهار۱۳۹۰،شماره۲۸۳،ص۹.
[۶۸] - دهشیار،حسین،جهان عرب:بنیادهای داخلی و بین المللی؛ بی ثباتی پر دامنه،اطلاعات سیاسی و اقتصادی، سال۲۵، ۲۸۴، تابستان۱۳۹۰، شماره۲۸۴، ص۱۶.
[۶۹] - امه طلب،همان.
[۷۰] - لوئیس،همان،ص۲۲۰.
[۷۱] - دکمجیان،همان،ص۴۱۴.
[۷۲] - پاشاپور،همان،ص۱۳۹.
[۷۳] - بیانات در دیدار با معلمان و کارگران۱۰/۲/۱۳۸۲.
[۷۴] - دکمجیان،همان،ص۴۰۷.
[۷۵] - بیانات به مناسبت بیستمین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی۱۴/۳/۱۳۸۸.
[۷۶] - بیانات در دیدار پایگاه نیروی دریائی ارتش در بندرعباس۱/۵/۱۳۹۰.
[۷۷] - اسماعیلی،حمیدرضا،القاعده از پندار تا پدیدار،تهران:اندیشه سازان نور،۱۳۸۶،ص۴۱.
[۷۸] - خطبه نماز عید فطر۱۰/۷/۱۳۸۷.
[۷۹] - بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.
[۸۰] - بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز میلاد پیامبر اکرم (ص)۲/۱۲/۱۳۸۹.
[۸۱] - دکمجیان،همان،ص۶۶.
[۸۲] - لوئیس،همان،ص۲۲۳.
[۸۳] - بیانات در کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین۹/۷/۱۳۹۰.
[۸۴] - گنجی،همان،صص۹۲-۹۴.
[۸۵] - بیانات در دیدار با مردم فارس۳/۲/۱۳۹۰.
[۸۶] - بیانات ‌در دیدار مهمانان خارجی شرکت کننده در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام(ره)۱۳/۳/۱۳۷۱.
[۸۷] - بیانات در دیدار با مسئولان در میلاد پیامبر اکرم(ص)۲/۱۲/۱۳۸۹
[۸۸] - بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.
[۸۹] - بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰،بیانات در حرم مطهر حضرت امام خمینی۱۴/۳/۱۳۹۰وبیانات در حرم مطهر رضوی۱/۱/۱۳۹۰.
[۹۰] - بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی۲۶/۶/۱۳۹۰.
[۹۱] - بیانات در جمع مسئولین نظام و سفرای کشورهای اسلامی۹/۶/۱۳۹۰.
[۹۲] - بیانات در دیدار با مسئولان نظام در روز مبعث پیامبر اکرم(ص)۹/۴/۱۳۹۰.
[۹۳] - دهشیار، جهان عرب:بنیادهای داخلی و بین المللی؛ بی ثباتی پر دامنه،همان،ص۱۵.
[۹۴] - دکمجیان،همان،ص۶۴.
[۹۵] - سجادپور،همان.
[۹۶] - سردار نیا،خلیل الله، موانع عدم پیشبرد دموکراسی سازی در شیخ نشینهای خلیج فارس،فصلنامه مطالعات خاورمیانه،سال۱۶،شماره۳و۴،پائیز و زمستان۱۳۸۸،ص۷-۸.
[۹۷] - یوسف احمد،احمد،جهان عرب در ابتدای قرن بیست و یکم،ترجمه محمود موسوی بجنوردی،فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال۸، شماره۳، پائیز۱۳۸۰،ص۱۱۵.
[۹۸] - بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی.
[۹۹] - همان.

ماهیت بیداری اسلامی، بیداری اخلاقی است

8 / 10 / 90- در مراسم ویژه‌ی تجدید بیعت وزیر و معاونان وزارت امور خارجه و همچنین، سفرا و روسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی با آرمانهای امام خمینی که با اهدای تاج گل به پیشگاه رهبر کبیر انقلاب و اقامه نماز مغرب و عشاء به امامت یادگار امام همراه بود، حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی، سخنرانی بسیار مهمی درباره شرایط فعلی خاورمیانه و جایگاه ایران ایراد کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، یادگار امام در این سخنان، به تبیین مبسوط دیدگاه‌های خود درباره نسبت انقلاب اسلامی و بیداری معنوی در جهان معاصر پرداخت و اظهار داشت: روزهای بزرگی پیش رو داریم و روزهای بزرگی را نیز، پشت سر گذاشتیم. سال جاری، یک سال استثنایی در چند دهه اخیر در جهان اسلام است که بیداری معنوی یکی از مهمترین وجوه آن است.
یادگار امام در تبیین سخنان خود، به گونه شناسی انقلاب‌های بزرگ پرداخت و اظهار داشت: بطورکلی انقلاب‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند. برخی تنها، وجهه سیاسی دارند. انقلاب‌های سیاسی انقلاب‌هایی هستند که تنها به تغییرات سیاسی در نظام منجر می‌شوند. البته این انقلاب‌ها با کودتا تفاوت بسیاری دارند. نهضت ملی شدن نفت را می‌توان انقلاب سیاسی دانست که در آن تنها، مدیران سیاسی عوض شدند و تغییری در سطوح اجتماعی رخ نداد. سید حسن خمینی نوع دوم انقلاب‌ها را، انقلاب اجتماعی خواند و گفت: برخی انقلاب‌ها، علاوه بر بعد سیاسی، بعد اجتماعی هم دارند و فراتر از تغییرات سیاسی، ساختار نهادهای قدرت را در حوزه‌های سیاسی، فکری، آموزشی و اقتصادی تغییر می‌دهند. تغییرات در انقلاب اجتماعی، بسیار فراتر و عمیق تر از انقلاب سیاسی است.
یادگار امام، انقلاب مشروطه را از نوع انقلاب‌های اجتماعی دانست و یادآور شد: انقلاب مشروطه از آن رو که تأثیر بسیار شگرف و دگرگون کننده‌ای در تحولات اجتماعی جامعه گذاشت، می‌تواند به عنوان یک انقلاب اجتماعی مطرح شود، انقلابی که نظام‌های اجتماعی دوران قاجار را به شدت متحول کرد.
وی افزود: بعد از انقلاب مشروطه، تعبیر جدیدی از منزلت‌های اجتماعی مطرح شد طیف جدیدی از تحصیل کرده‌های غربی وارد کشور شدند. اشراف سالاری نظام قاجار را دستخوش تغییر شد. نظام نوین آموزشی که با همت میرزا حسن خان رشدیه بنا نهاده شد، بر نهاد آموزش و به تبع آن بر متن بسیاری از نهادهای دیگر اجتماعی، تأثیر شگرفی گذاشت و در یک کلام، با ورود نیروهای اجتماعی جدید، تعریف نوینی از سیاست و نخبگی در ایران ارائه شد. وی افزود: انقلاب سال 57 از یک سو، قطعا یک انقلاب سیاسی است چون نظام سیاسی را در تمام سطوح تغییر داد و از سوی دیگر، قطعا، انقلاب اجتماعی است، چون در مقیاسی بسیار وسیع تر از مشروطه، منزلت‌های اجتماعی نیز به شدت دستخوش تغییر کرد و فراتر از آن، نهادهای اجتماعی جدیدی ساخت، نهادهایی که به جرات باید گفت، پیوند عمیقی با نظام فکری امام داشتند.
یادگار امام، نوع سوم انقلاب‌ها را انقلاب‌های تاریخی عنوان کرد و گفت: انقلاب‌های تاریخی، تاریخ ساز هستند، انقلاب‌هایی که پیام‌های فرامرزی و فرازمانی دارند. این انقلاب‌ها، علاوه بر تأثیر در بافت سیاسی و اجتماعی جامعه ماصر و درگیر انقلاب، آثار عمیق و سیال بر جوامع غیر در زمان‌های مختلف و چه بسا دورتر دارند.
وی به پیام‌های تاریخی انقلاب‌های بزرگ اشاره کرد و گفت: انقلاب فرانسه نظام سلطنت مطلقه را از بین می‌برد و به جای آن یک جمهوری می‌آورد. در انقلاب فرانسه، که با استبداد و جمهوری بارها دست به دست شد، انقلابی سیاسی، اجتماعی و تاریخی است چون این انقلاب، علاوه بر تغییرات سیاسی و اجتماعی، پیام آزادی و دموکراسی برای تاریخ ارائه کرد. وی افزود: نمونه دیگر انقلاب‌های تاریخی، انقلاب آمریکا بود. انقلاب آمریکا با همه مسائل خود، از جنگ‌های جنوب و شمال عبور کرد این انقلاب به دلیل تغییر در حوزه سیاست و جامعه، سیاسی و اجتماعی بود اما چون پیام ضدبرده داری را به جهان اعلام نمود، انقلاب تاریخی است. سیدحسن خمینی انقلاب شوروی را نمونه دیگر انقلاب‌های تاریخی عنوان کرد و اظهار داشت: انقلاب شوروی نیز، یقیناً انقلاب سیاسی است چون تزار رفته و لنین با خشونت‌هایی، به جای او آمده است. و انقلاب اجتماعی هم هست چون نهادهای اجتماعی را به شدت تغییر داده و سیستم‌های خاص متفاوتی ایجاد کرده است اما فراتر از این دو، یک انقلاب اجتماعی است چون پیامی تاریخی بنام سوسیالیسم به دنیا ارائه کرد.
یادگار امام، انقلاب اسلامی ملت ایران را نمونه موفق انقلاب‌های تاریخ ساز عنوان کرد و گفت: انقلاب ما سیاسی است چون نظام سیاسی و مدیران آن را تغییر داد. و یک انقلاب اجتماعی است چون تغییرات اجتماعی وسیعی ایجاد کرد. و در گام سوم خود، یک انقلاب تاریخ سازاست چون یک پیام مهم و روشن برای دنیا صادر کرد و آن بیداری معنویت بود. سیدحسن خمینی اظهار داشت: پیام تاریخی انقلاب امام، با همه انقلاب‌های دیگر فرق می‌کند. برخلاف دیگر انقلاب‌ها، که پیام شان ناقص یا ناموفق به دنیا عرضه شد، پیام انقلاب ایران، چنان عمیق و مؤثر بود که پژواک آن، این روزها به روشنی، در جهان شنیده می‌شود، پیامی که در یک کلام، بیداری اسلامی یا به عبارت دیگر، بیداری معنوی است.
وی ادامه داد: پیام انقلاب ما حاکم کردن معنویت توأم با عدالت در مدیریت جهانی است که هم اکنون در جهان دیده می‌شود. امروز، بیداری اسلامی، تذکار پیام انقلاب اسلامی است. یادگار امام در ادامه به آفت‌ها و آسیب‌های اجتماعی بیداری اسلامی پرداخت و اظهار داشت: اگر مانند همه مسائل دیگر، از این بیداری بزرگ، مراقبت نشود، آفت زده می‌شود. بزرگترین آفت هر چیزی، در درون خود آن است. برای اینکه چیزی زمین بخورد، کافی است در آن افراط شود.
وی با اشاره به انتخابات اخیر مصر گفت: ترس از قبضه انقلاب توسط سلفی‌ها، نکته درستی است. ویژگی افراطی‌ها این است که یک مرتبه خود را در بالاترین نقطه مدیریت می‌نشاند. یادگار امام با تأکید بر به کار بردن طالبانیسم به جای سلفی گری اظهار داشت: طالبانی گری یک آفت است. اگر مراقب نشویم، مدعیان این روش، با توسط به شیوه‌های خاص، به معنویت و بیداری تیر خلاص می‌زنند.
سیدحسن خمینی تاکید کرد: یک اندیشه وقتی سر کار می‌آید، بزرگترین لطمه را از افراطیون داخلی می‌خورد. این مساله، دلیل فلسفی دارد. دست انسان در اوج سرما می‌سوزد. هر چیزی اگر از حد خود فراتر رود، به ضد خود تبدیل می‌شود. آفت درونی هر چیزی، افراط در آن است.
یادگار امام با بیان اینکه ائمه الگوی انقلاب و مظهر تعادل هستند، گفت: مذهب اهل بیت، بویژه امامیه در میان تمام فرق اسلامی، نقطه تعادل است. در همه دوره‌های اسلامی، هیچ نحله‌ای به اندازه شیعه، در نقطه اعتدال نایستاده است. انقلاب اسلامی به عنوان نماینده مذهب اهل بیت، بزرگترین پایگاه و ویژگی خود را در تعادل می‌داند.
وی افزود: امروز با گام سوم پیام تاریخی امام مواجه هستیم. این جریان از دو ناحیه لطمه می‌خورد. یکی از طرف کسانی که از بیخ، معنویت و دین را رد می‌کنند و دیگری از سوی کسانی است که افراط گری می‌کنند.
یادگار امام گفت: پیام تاریخی انقلاب امام، بیداری اخلاق اسلامی در جهان بی اخلاق کنونی است. امروز باید همه هوشیار باشیم و در بزنگاه زندگانی انقلاب با ارایه‌ی اندیشه ضد افراطی اهل بیت، پیام انقلاب تاریخی امام را یاداور شویم.
سیدحسن خمینی تأکید کرد: اگر جهان اسلام، بخواهد این مسیر را ادامه دهد، باید تحت هر شرایطی از طالبانیسم مبرا باشد. باید دقت کنیم که روح بیداری اسلامی و روح دین، چیزی جز اخلاق نیست. همه دین به این است که انسان‌ها اخلاقی تر شود. پیامبر می‌گوید؛ انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق. فلسفه وجودی بعثت و اساس تدین، اخلاق است.
یادگار امام اظهار داشت: شاکله بیداری، دین و شالوده آن اخلاق است. اخلاق همان چیزی است که دنیا به شدت از نبود آن، لطمه دیده است. واقعیت این است که دنیا، از حیث اخلاق، فروکاسته و همه جوامع فعلی، از نظر اخلاقی، عقب گرد دارند. جهان تشنه معارف اهل بیت است چرا که جهان به تمام معنی، محتاج به خوبی ودرستی است و این از راه پیامبر و آل ایشان حاصل می‌شود.
سیدحسن خمینی در پایان گفت: ماهیت بیداری اسلامی، بیداری اخلاقی است. اگر این بیداری اخلاقی به ظاهرِ سلفی گری خود غلبه کند، باقی می‌ماند. اگر بتوانیم به دنیا ثابت کنیم که اخلاق مدار هستیم، دنیا حرف‌های ما را گوش می‌کند. چشم جهانی به آرمان ملت ایران است که عبارت است از معنویت همراه با پیشرفت.
پیش از سخنان یادگار امام، علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه کشورمان در سخنان کوتاهی، با تاکید بر ادامه راه امام و حفط میراث بنیانگذار جمهوری اسلامی گفت: سی سال پیش نهالی به دست امام کاشته شد که امروز در سراسر جهان ریشه دوانده و شمیم بیداری اسلامی جان مسلمین را در به وجد آورده است.
این مراسم با نثار تاج گل به پیشگاه رهبر کبیر انقلاب و اقامه نماز مغرب و عشاء به امامت یادگار امام همراه بود.

بررسی ماهیت بیداری اسلامی از منظر رهبر معظم انقلاب

محسن کربلایی نظر: سطح سه حوزه و دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی / حمید پارسانیا: دانشیار دانشگاه باقرالعلوم - چکیده: گروه دیدگاه- شناخت دقیق و جامع از ماهیت هر مسئله ای، از مهم‌ترین امور مربوط به آن قلمداد می‌شود تا به واسطه این شناخت، قضاوت و تصمیم در مورد آن امر بهتر صورت پذیرد. این امر در ارتباط با مسئله بیداری اسلامی به دلیل وجود تحلیل‌های متعدد و بعضاً متضاد از آن ( نظیر عربی، آمریکایی و یا اسلامی بودن ماهیت آن) اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند، لذا در این متن به ماهیت شناسی این جریان از منظر رهبر انقلاب پرداخته شده است. این ماهیت شناسی به واسطه بررسی سه ساحت پیش زمینه‌ها، عنصر میدان دار و عوامل معارض و مزاحم با این جریان بررسی شده است. واژگان کلیدی: اسلام، رهبر معظم انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی، انقلاب اسلامی، مردم، استکبار. مقدمه: سخن از بیداری اسلامی، سخنی ناآشنا و جدید نیست؛ زیرا سالیان سال و قرون متمادی است که این بحث در میان اندیشمندان مطرح بوده و مصلحان بزرگی دغدغه چنین امر خطیری را داشته‌اند و در این راه خطرپذیری کرده و هزینه‌هایی را نیز به جان خریده اند؛ اما مشیت الهی بر آن تعلق گرفت که تجلی آن زحمات و سختی‌ها در عصر حاضر نمایان گردد و رستاخیز عظیم اسلامی همگان را متحول سازد و روحی دوباره بر پیکر امت اسلامی دمیده شود.
پایگاه بصیرت
این نعمت بزرگ برای به ثمر نشستن و به نتیجه نهایی رسیدن، نیازمند شناسایی دقیق و همه جانبه است تا به واسطه آن بتوان راهکارهای متناسب با آن طراحی شود. طبیعتاً بهترین راه برای دستیابی به این ماهیت شناسی، مراجعه به متخصصان و صاحب نظران در این زمینه است. در میان تمامی آنها نیز، مسلماً بهترین مصداق برای این امر کسی است که از طرفی فکر و جانش با دستمایه‌های اسلامی نضج گرفته باشد و از سوی دیگر آشنای با مسائل باشد و بتواند عرصه را خوب تشخیص دهد و از افقی گسترده به تحلیل شرایط بپردازد؛ و مهم تر آنکه در میدان تصمیم گیری و تصمیم سازی نیز حضوری کاملاً جدی داشته باشد تا براساس آن اولاً تحلیل وی از اوضاع و شرایط تحلیلی صرفاً انتزاعی نباشد و ثانیاً، به واسطه رفت و آمد بین عرصه علم و میدان عمل بتواند راهکار و مدلی مناسب و کارآمد عرضه کند.
با توجه به ویژگی‌های مذکور و دیگر ملاک‌ها می‌شود گفت بهترین کسی که در عصر حاضر مجمع فضایل و کمالات مطلوب در این وادی است، رهبری معظم انقلاب اسلامی است که علاوه بر ویژگی‌های مذکور، متصف به بسیاری دیگر از صفات لازم برای این امر می‌باشند؛ بر این اساس رجوع به بیانات معظم له در این زمینه از اهمیت چندانی برخوردار خواهد بود.
اما نکته در این است که برای استفاده از نظریات ایشان و دست یافتن به خطوط کلی و منظومه فکری معظم له در این خصوص، علاوه بر محتوا، نیازمند روشی جامع برای استخراج نظریه ایشان هستیم.
در زمینه محتوا باید گفت ایشان برای اولین بار، به طور منسجم و منظم، دیدگاه خود در خصوص بیداری اسلامی و انقلاب‌های منطقه را در «اجلاس بین المللی بیداری اسلامی» مطرح کردند و از آنجا که این اجلاس برای اولین بار تشکیل می‌شد و ایشان نیز درصدد طرح مباحث کلیدی و اولویت دار در این راستا بودند، لذا پرداختن به این سخنرانی به عنوان سخنرانی محوری، مطلوب به نظر می‌رسد.
در ارتباط با روش هم، از آنجا که مسئله بیداری اسلامی حادثه و پدیده‌ای در عالم خارج و واقع است، لذا از جوانب مختلف قابل بررسی است و از شیوه‌های متعددی برای تحلیل آن می‌شود استفاده کرد که در این میان می‌توان به برخی الگوهای تحلیلی مثل «swot» (نقاط قوت، ضعف و فرصت، تهدید)، یا تحلیل سیستمی (بررسی زمینه‌ها، فرآیندها و سپس برآیندها) و همین طور روش تحلیل بحران (پاسخ به چهار سؤال بحران چیست، ریشه‌‌اش کجاست، وضعیت مطلوب چیست و راه گذر از وضع موجود به مطلوب چیست) اشاره کرد. اما با کنکاش در بیانات معظم له در می‌یابیم که خود ایشان برای تحلیل حوادث، الگویی را پیشنهاد می‌دهند که به واسطه آن، تحلیل حوادث و وقایع منسجم تر انجام می‌شود.
از خصوصیات این مدل آن است که در نوع خود مدلی بدیع به شمار می‌رود؛ زیرا دیگر الگوها نظیر روش تحلیل سیستمی، تحلیل گفتمان و یا تحلیل شبکه و ...، الگوهای عامی هستند که به عنوان راه حل عمومی برای تحلیل و بررسی موارد مختلف از آنها استفاده می‌شود، اما مدل ایشان به طور خاص و مشخص ناظر به تحلیل حوادث و جریانات است؛ و از همه مهم تر اینکه با مراجعه به فرمایشات خود ایشان ـ از جمله متن سخنرانی ایشان در اجلاس بیداری ـ درمی یابیم که خود معظم له نیز ناظر بدین شیوه بوده اند. (که تأییدات آن در ضمن مطالب نیز خواهد آمد) بر این اساس می‌توان گفت که این شیوه و روش، دقیق تر از دیگر موارد محسوب میشود و بدین سبب مقاله حاضر براساس آن پی ریزی می‌شود. (1)
اما مدل و نظر مقام معظم رهبری برای تحلیل حوادث این چنین است که می‌فرمایند:
در همه حوادث عالم چند عنصر را باید در کنار هم دید: یکی نگاه به عوامل اولی، یعنی عوامل بالادستی حادثه است: انگیزه‌ها، هدف‌ها، زمینه‌های تاریخی، زمینه‌های جغرافیایی و جغرافیای سیاسی؛ اینها چیزهایی است که در شناخت حادثه تأثیر دارد ... این، آن پیش زمینه است. عنصر دوم نگاه کردن به میدان دار و صاحب حادثه است ... عنصر سوم در هر حادثه ای، عوامل معارض و مزاحم با آن حادثه یا با آن حرکت است که هزینه‌هایی را تحمیل می‌کند. (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با مردم شیراز، 11 / 02 / 1387)
همان طور که ملاحظه می‌شود این روش مشخصاً و مستقیماً به بررسی ابعاد مختلف یک پدیده و انقلاب و جریان اجتماعی می‌پردازد و به واسطه این روش می‌توان به آن مطالب کلیدی و بزنگاه‌های حساس یک جریان و حرکت و انقلاب دست یافت و بر اساس آن به تحلیل صحیح آن جریان رسید.
بنابراین، با تکیه بر بیانات معظم له در اجلاس بیداری اسلامی و براساس مدل برگرفته از فرمایشات خودشان، به تحلیلی کلی از موضوع «ماهیت شناسی بیداری اسلامی» از منظر ایشان می‌پردازیم.
پیش‌زمینه‌ها
در مورد اهمیت این قسمت می‌توان گفت، این بخش جزو مهم‌ترین قسمت‌های تحلیل یک حادثه است؛ زیرا اساساً در شکل گیری یک حادثه و انقلاب نیز این بخش، عنصری کلیدی و محوری به حساب می‌آید و بر اساس همین پیش زمینه‌هاست که یک جریان، صاحبان و متصدیان واقعی و معارضان اصلی خود را شناسایی می‌کند.
1. پیش‌زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، فکری، فرهنگی
در تبیین نیاز به بررسی ریشه‌های تاریخی و زمینه‌های شکل گیری انقلاب‌ها می‌توان گفت:
جایگاه نخست انقلاب در قلب انسان‌هاست ...، بدین بیان انقلاب در نفس و قلب انسان‌ها در قالب باور و معرفتی نوین نسبت به هستی جوانه می‌زند و از آن پس در قلمرو آرمان اجتماعی خاصی مراتب ظهور خود را تا مرحله حذف نظام موجود و تحقق نظام مطلوب ادامه می‌دهد. بنابراین، هرچند انقلاب اجتماعی در مقطع زمانی خاصی در سطح جامعه روی می‌دهد اما در گذشته تاریخی نیرو‌هایی ریشه دارد که در تحقق آن سهیم اند. (پارسانیا، 1389: 20 ـ 19)
لذا پرداختن به این اثر بسیار ضروری به نظر می‌رسد. اما همان طور که گذشت سیر سخنان ایشان در اجلاس می‌تواند مؤید خوبی بر صحت انتخاب روش تحلیل ما در این مسئله باشد؛ زیرا خود ایشان در گام اول به بررسی این امر مهم می‌پردازند و به بررسی ریشه‌های تاریخی این جریان اشاره کرده و می‌فرمایند:
شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعی، همواره متکی به پشتوانه‌های تاریخی و تمدنی و محصول تراکم معرفت‌ها و تجربه‌ها است. در صد و پنجاه سال اخیر حضور شخصیت‌های فکری و جهادی بزرگ جریان ساز اسلامی در مصر و عراق و ایران و هند و کشورهای دیگری از آسیا و آفریقا، پیش زمینه‌های وضع کنونی دنیای اسلامند. همچنان که تحولات دهه‌های پنجاه و شصت میلادی در تعدادی از این کشورها که به رژیم‌های غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی‌های مادی منتهی شد و به اقتضای طبیعت خود پس از چندی در دام قدرت‌های استکباری و استعماری غرب گرفتار آمد، تجربه‌های درس آموزی‌اند که سهم وافری در شکل دادن به اندیشه عمومی و عمیق کنونی دنیای اسلام دارند. ماجرای انقلاب کبیر اسلامی در ایران که در آن به تعبیر امام خمینی عظیم، خون بر شمشیر پیروز شد و تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیش رونده جمهوری اسلامی و تأثیر آن در بیداری اسلامی امروز نیز، خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقیقی است که یقیناً فصل مشبعی در تحلیل و تاریخ نگاری وضعیت کنونی دنیای اسلام را به خود اختصاص خواهد داد. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26 / 06 / 1390)
بر اساس فرمایشات ایشان در این قسمت، توجه به چند موضوع قابل بررسی است: اولاً، نقش حضور شخصیت‌های فکری و جهادی بزرگ جریان ساز اسلامی در صد و پنجاه سال اخیر؛ ثانیاً، به وجود آمدن انقلاب اسلامی ایران و ثالثاً، وجود تحولاتی در برخی از این کشورها که به رژیم‌های غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی‌های مادی منتهی شد.
یک. حضور شخصیت‌های فکری و جهادی بزرگ جریان‌ساز اسلامی
در خصوص اهمیت این عامل، باید گفت سکان داران و‌هادیان اصلی یک امت و جامعه، نخبگان علمی، معنوی و سیاسی آن جامعه می‌باشند که نقشی بسیار مهم و تأثیرگذار در جهت گیری‌های آن جامعه دارند، لذا هر اندازه به تحلیل شخصیت، بینش و گرایشات آنها پرداخته شود، بهتر به زوایای مختلف آن جامعه و انقلاب می‌توان دست یافت.
در خصوص بیداری اسلامی هم می‌توان به شخصیت‌های برجسته و تأثیرگذاری نظیر سید جمال الدین اسدآبادی یا اقبال لاهوری و محمد عبده و از علمای شیعه به مرحوم شرف الدین عاملی و بزرگان دیگری اشاره کرد که با زحمات خود در زمینه‌های مختلف نهال بیداری را در دل امت اسلامی غرس کردند و برای به ثمر نشستن آن رنج‌های بیشماری متحمل شدند.
دو. تشکیل انقلاب اسلامی ایران
عامل دوم، عبارت است از تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیش رونده جمهوری اسلامی. در این زمینه تردیدی نیست که انقلاب اسلامی، هیمنه پوشالی استکبار را بر جهان آشکار کرد و اثبات نمود که قدرت ایمان بر قوت ابزار و سلاح برتری دارد. تا قبل از اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی برسد، هیچ ملتی باور نداشت که با دستانی خالی اما با دلی مملو از ایمان و اتکا به خداوند متعال، می‌توان با تمام دنیای غرب و بلوک شرق مبارزه کرد و به خواست خداوند به پیروزی رسید. البته اهمیت تشکیل جمهوری اسلامی ایران، فقط منحصر در این یک بُعد نمی‌شود و از دیگر جهات نیز قابل بررسی است؛ زیرا یکی از بزرگترین آفت‌هایی که دچار امت اسلامی شده بود، از بین رفتن اعتماد به نفس و روحیه خودباوری آنها بود؛ اگرچه از نقش پنهان استکبار در ترویج این روحیه در بدنه جامعه مسلمین نباید غافل بود.
این جمله از رهبر حکیم انقلاب شاهد خوبی بر این مدعاست که:
بزرگترین جنایت استعمار و ایادی خائن آن که در طول سال‌های متمادی بر کشورهای اسلامی حکومت کردند این بود که روح دفاع و سلحشوری را در ملت‌ها کشتند و آنان را به شعارهای پوچ، مثل قومیت و ملیت‌های افراطی سرگرم کردند؛ لذا می‌بینید که تقریباً از دو قرن پیش، دشمنان ملت‌های اسلامی به کشورهای آنها سرازیر شدند و هر وقت به نحوی آنها را تحقیر و ذلیل و غارت کردند و رفتند و ملت‌ها همین طور آنها را تماشا و تحمل کردند. کار به آنجا رسید که امروز می‌بینید ملت‌های مسلمان، جزو ضعیف‌ترین ملت‌های جهان هستند؛ درحالی که اسلام در بطن خود، دارای قدرت و عزت و کرامت است. اسلام که ذلت پذیر نیست؛ چرا مسلمانان این طور شدند؟! این همان کاری است که حکومت‌های دست نشانده با ملت‌های مسلمان انجام دادند؛ آنها را سرکوب و ذلیل و ذلت پذیر کردند؛ هر وقت هم عده‌ای خواستند با الهام گیری از روح اسلام کاری بکنند، از همه طرف آنها را محاصره کردند. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از شعرا، 24 / 5 / 1390)
در چنین فضایی بود که تشکیل جمهوری اسلامی همچون برهان قاطع و ید بیضایی، خط بطلانی بر تمامی این اعتقادات و پندارها کشید و بی پایه بودن آنها را به تمامی دنیا و خصوصاً دنیای اسلام نشان داد. بر این اساس این انقلاب، الهام بخش تمامی مردم و ملت‌های آزادی خواه می‌شود و می‌توان به آن لقب مادرِ انقلاب‌های اخیر و بیداری اسلامی را داد.
رهبر انقلاب می‌فرمایند:
امروز شما چه بخواهید، چه نخواهید؛ چه خودتان بدانید، چه ندانید؛ چه تصدیق بکنید یا نکنید، برای بسیاری از ملت‌ها الگو و اسوه شده اید. این بیداری اسلامی که مشاهده می‌کنید، چه بگوئیم، چه نگوئیم؛ چه به رو بیاوریم، چه نیاوریم؛ چه دیگران به رو بیاورند، چه نیاورند، اثر گرفته از حرکت عظیم ملت ایران است. این انقلاب عظیم، این انقلاب بزرگ، این تحول بنیان برافکنِ سنت‌های طاغوتی و نظام طاغوتی و نظام سلطه، ملت ایران را به یک اسوه تبدیل کرد. (بیانات در دیدار جمعی از شعرا، 24 / 05 / 1390)
از دیگر ثمرات بسیار بزرگ انقلاب اسلامی این بود که به مسلمانان عالم عزت بخشید و روحیه امید را در دل آنها زنده کرد. این مطلب این قدر حائز اهمیت است که رهبر انقلاب از آن به عمق استراتژیک انقلاب تعبیر می‌کنند:
انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد و با پیروزی آن، در هر جای دنیا که مسلمان هشیار و آگاهی بود، احساس کرد عزت و قدرت یافته است ...، هر مسلمانی، هرجای دنیا بود، احساس کرد پیروز شد و عزت و قدرت پیدا کرد ... مقصود این است که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اعتزاز و افتخار و مباهات به اسلام در مسلمانان زنده شد. اسلام، عزیز شد و مسلمان احساس کرد که اسلام مایه سربلندی اوست. این هم از برکات انقلاب اسلامی بود. اصلاً یکی از ابعاد این انقلاب و به قول معروف «عمق استراتژیک انقلاب ما» همین است. (بیانات در خطبه‏های نماز جمعه، ‏14/ 11/ 1373)
سه. تجربه تلخ از انقلاب‌های گذشته
تجربه تلخ کشورهای اسلامی از انقلاب‌های صوری و ظاهری گذشته که در این قرون و سالیان اخیر در آنها رخ داده است، سومین رکن از مسائلی است که در تحلیل پیش زمینه‌ها باید لحاظ شود.
در تبیین این گذشته تلخ به بسیاری از کشورهای اسلامی در آفریقا، در آسیا و در خاورمیانه می‌توان اشاره کرد که در آنها چه نظام‌هایی رفتند و نظام‌های دیگری آمد؛ اما با این وجود بازهم همه جا مسلمانان در انزوا و عزلت بودند. مثلاً کشوری مثل عراق، رژیم سلطنتی داشت؛ رژیم سلطنتی رفت، رژیم دیگری بر سرِ کار آمد و چند تغییر دیگری انجام شد تا اینکه نوبت به بعثی‌ها رسید. اما نکته این است که در تمام این نقل و انتقال‌ها، کسانی که جایشان خالی بود، مسلمانان بودند. (اقتباس از بیانات رهبر انقلاب در خطبه‏های نماز جمعه، ‏14/ 11/ 1373)
اما پاسخ به این سؤال لازم است که اساساً تحلیل زمینه‌های تاریخی، سیاسی، اجتماعی و ... چه ثمره و اهمیتی دارد؟ و چه افق و ابعادی را برای ما شکوفا می‌سازد؟
بررسی زمینه‌های شکل گیری یک انقلاب و نهضت از جوانب مختلف قابل تحلیل است؛ اولین ثمره آن مربوط به تحلیل صحیح از خود آن انقلاب است؛ زیرا از بهترین راه‌ها برای شناسایی اینکه یک حرکت، به تمام معنا یک انقلاب است یا اینکه صرفاً موجی زودگذر می‌باشد، مراجعه به شواهد مختلف تاریخی و فکری و ریشه‌های آن جریان است. ثمره دیگر مربوط به خود انقلابیان است که اگر پس از تحلیل پیش زمینه‌ها دریابند که نه تنها انقلابشان حرکتی گذرا و موجی زودگذر نیست، بلکه مطالبه‌ای فراگیر، عمومی و تاریخی است، آنها که میدان دار این انقلاب هستند دلشان گرم تر می‌شود و آنها که می‌خواهند به این انقلاب بپیوندند، اعتمادشان بیشتر می‌گردد. آخرین نکته هم مربوط به نحوه برخورد با جبهه معارض و مزاحم است که می‌تواند یکی از بزرگترین سیاست‌ها و حربه‌هایشان را خنثی سازد؛ زیرا اگر مردمی، انقلاب خود را خوب شناختند و از عمق تاریخی و فکری آن مطلع شدند و به آن اعتماد کردند، دیگر دشمنان آنها به راحتی نمی‌توانند آن مردم را از انقلاب خود مأیوس کنند و بدین واسطه آنها را از انقلاب خود دور و ناامید سازند. رهبر فرزانه انقلاب هم در این زمینه می‌فرمایند:
حاصل آنکه حقایق رو به افزایش کنونی در دنیای اسلام، حوادث بریده از ریشه‌های تاریخی و زمینه‌های اجتماعی و فکری نیستند تا دشمنان یا سطحی نگران بتوانند آن را موجی گذر و حادثه‌ای در سطح بینگارند و با تحلیل‌های انحرافی و غرض آلود، مشعل امید را در دل ملت‌ها خاموش سازند. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26 / 06 / 1390)
2. اصول، اهداف و انگیزه‌ها
از دیگر ارکان مهم در ماهیت شناسی انقلاب‌ها (بعد از بیان ریشه‌های مختلف)، توجه به اصول، اهداف و انگیزه‌های آن انقلاب است. رهبر فرزانه انقلاب در این مورد معتقدند:
اصول انقلاب‌های کنونی منطقه ...؛ در درجه اول اینهاست: احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی که در طول زمان با دیکتاتوری حاکمان فاسد و با سلطه سیاسی آمریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است، برافراشتن پرچم اسلام که عقیده عمیق و دلبستگی دیرین مردم است و برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفایی‌ای که جز در سایه شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد، ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه آمریکا و اروپا که در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آورده اند. مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست که استعمار چون خنجری در پهلوی کشورهای منطقه فرو برده و وسیله‌ای برای ادامه سلطه اهریمنی خود ساخته و ملتی را از سرزمین تاریخی خود بیرون رانده است. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26 / 06 / 1390)
براساس این فرمایش، اهم اصول و انگیزه این قیام‌ها و انقلاب‌ها را می‌توان در این امور برشمرد:
یک. احیا و تجدید عزت و کرامت ملی
برخورداری از عزت و کرامت انسانی نه تنها یکی از اولی‌ترین نیازهای اساسی افراد است، بلکه اساساً اگر جامعه‌ای احساس کند عزت، شرافت و کرامت او خدشه دار شده است، از حرکت به سمت اهداف خود مأیوس می‌گردد و یا اینکه نهایتاً نسبت به آن نظام و تفکرِ حاکم عکس العمل نشان می‌دهد. به همین سبب یکی از اهداف و رسالت‌های هر انقلاب و مکتبی باید حفاظت و صیانت از عزت و کرامت ملی مردمشان باشد. جامعه‌ای که در یک مجموعه جغرافیایی و سیاسی زندگی می‌کند، کرامتش اقتضا می‌کند که آزاد و مستقل باشد و استعداد او شکوفا شود؛ بر سرنوشت خود مسلط باشد؛ مورد تحقیر و اهانت قرار نگیرد و شخصیت ذاتی او بروز کند.
حکومت‌های استبدادی شاید گاهی خدمات بزرگی هم از قبیل فتوحات و عمران و آبادی داشته باشند، اما بزرگترین ارزش انسانی هر انسان را که عبارت است از آزادی، اختیار، استقلال و در اختیار داشتن سرنوشت خویش، از ملت‌ها می‌ربایند. آنها که شعار لیبرالیسم و دفاع از حقوق مردم و اکثریت جامعه را سرلوحه برنامه‌های ظاهری خود قرار داده‌اند نیز عملکردشان چندان متفاوت با حکومت‌های دیکتاتوری نیست؛ زیرا آنچه که در مکاتب مختلف غربی، غریب و بی معناست توجه و ارزش دادن به کرامت انسانی است. (البته شاید این مطلب با شعارها و سیاست‌های نمایش گونه آنها متضاد باشد، اما با تحلیلی عمیق تر و دقیق تر پذیرش آن خیلی سخت نیست)
برافراشتن پرچم اسلام
ازآنجا که ماهیت و هویت بنیادین این انقلاب‌ها اسلامی است، طبیعتاً باید آنچه که به عنوان محوری‌ترین پیام از این انقلاب‌ها شنیده شود، اسلام خواهی و گرایش به سمت پیاده کردن احکام اسلامی در جامعه باشد؛ همان واقعیتی که از سال‌ها قبل رهبر انقلاب به آن اشاره کردند. ایشان در زمانی که کسی باور نداشت چنین سیل خروشانی به تلاطم درخواهد آمد و شکوفه‌های این نهال زیبا روزی به ثمر خواهد نشست، فرمودند:
امروز اوضاع در دنیای اسلام تفاوت کرده است؛ بیداری اسلامی در سرتاسر دنیای اسلام محسوس است؛ حرکت و نهضت عظیمی در مراحل مختلف در همه دنیای اسلام مشاهده می‌شود؛ میل برگشت به مبانی اسلامی که مایه عزت و پیشرفت و ترقی است. روشنفکران، علما و سیاسیون دنیای اسلام این حرکت را باید تقویت کنند. خطاست اگر کسانی در دنیای اسلام تصور کنند که حرکت بیداری اسلامی در بین جوانان، به ضرر دولت‌های اسلامی است؛ نه، دولت‌های اسلامی به برکت بیداری اسلامی می‌توانند عزتی را که قدرت‌های استکباری از آنها گرفته اند، به خودشان برگردانند. (بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، 29 / 02 / 1382)
اما سرّ اینکه چرا باید به این امر واضح، به عنوان یکی از اصول اشاره شود را باید در رفتار و حرکت‌های جبهه مقابل این بیداری اسلامی جستجو کرد؛ زیرا:
غربی‌ها خیلی تلاش می‌کنند. امروز همه دستگاه‌های تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی آمریکا و بعضی از مزدورانشان در این منطقه به کار افتاده است تا این انقلاب‌های مردمی را، این قیام‌های بزرگ را از مسیر اصلی منحرف کنند؛ جنبه اسلامی آن را مخفی کنند، مکتوم کنند، انکار کنند؛ کسانی را پیدا کنند که با فریب مردم بر سر کار بیایند و همه معادله‌ها را باز دوباره به نفع غرب برگردانند. این تلاش‌ها را دارند می‌کنند، لیکن فایده‌ای ندارد؛ ملتها بیدار شده اند، وقتی ملتی بیدار شد، وقتی ملتی وارد عرصه شد، جان خود را کف دست گرفت و آمد، دیگر نمی‌شود او را برگرداند، نمی‌شود او را فریب داد. (بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث، 09 / 04 / 1390)
دو. برخورداری از امنیت روانی و عدالت
از دیگر اصول اولیه این انقلاب‌ها مطالبه امنیت روانی و عدالت است که البته این امر تنها مربوط به این خیزش‌ها و جریانات نمی‌شود؛ زیرا:
عدالت، خواسته یک جماعت خاصی از مردم یا اهل یک کشور و اهل یک ملت نیست؛ عدالت خواسته طبیعی و تاریخی همه آحاد بشر در طول تاریخ بشریت است. همان چیزی است که بشر تشنه آن است و جز در حکومت انبیاء عظام الهی ـ آنهایی که به حکومت رسیدند ـ یا اولیاء برجسته مثل امیرالمؤمنین، عدالت به معنای واقعی کلمه اجرا نشده است. (دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت علی(علیه السلام)، 6 / 04 / 1387)
در طول تاریخ که نگاه کنید، بشریت از نبود عدالت می‌نالیده است؛ یعنی عدالت، خواسته بزرگ همه آحاد بشر در طول تاریخ است. امروز اگر کسی پرچم عدالت را به دست بگیرد، در حقیقت یک خواسته تاریخی طولانی طبیعی فطری انسان را مطرح کرده است. آئین اسلام، حرکت اسلام، بعثت نبی مکرم، در وهله اول و جزو فهرست اولین هدف‌ها، به دنبال عدالت است؛ مثل همه پیغمبران دیگر. یک خواسته مهم بزرگِ اساسی دیگرِ بشر، صلح و امنیت و آرامش است. انسان‌ها برای زندگی، برای پرورش فکر، برای پیشرفت عمل، برای آسایش روان، احتیاج دارند به آرامش، به محیط و فضای امن و آرام؛ چه در درون خودشان، چه در محیط خانواده، چه در محیط جامعه، چه در محیط بین الملل. آرامش و امنیت و سلامت و صلح، یکی از خواسته‌های اساسی بشر است. اسلام، پیام آور امنیت و صلح و سلامت است. اینکه ما به تبع قرآن و با تعلیم قرآن می‌گوییم اسلام دین فطرت است، یعنی این. آن راهی را که اسلام در مقابل بشر می‌گذارد، راه فطرت است. (بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث، ‏19 / 04 / 1389)
سه. ایستادگی در برابر نفوذ آمریکا و اروپا و مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صیهونیسم
از دیگر اصول قطعی این انقلاب‌ها می‌توان به ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه آمریکا و اروپا و همچنین به مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست اشاره کرد.
در مورد ضرورت توجه به اصول، شعارها و اهداف یک انقلاب باید گفت که آنها شکل دهنده ماهیت واقعی یک جریان و تعیّن بخش آن انقلاب هستند، لذا جزو نوامیس هر انقلابی به شمار می‌آیند. بنابراین، به هر میزان که از آنها صیانت و حراست شود، در واقع از انقلاب و ارزش‌های آن بیشتر حفاظت شده است. به دلیل همین امر، همیشه یکی از راه‌های ایجاد انحراف در انقلاب‌ها و جریانات اجتماعی از طریق تغییر در اصول و شعارهای آنهاست. لذاست که مقام معظم رهبری پرداختن به این امر مهم را به همگان متذکر می‌شوند و برای پیشگیری از این آفت می‌فرمایند:
توصیه دیگر، بازخوانی دائمی اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانی و محکمات اسلام تطبیق داده شوند ... اصولتان را روی کاغذ بنویسید؛ اصالت‌های خود را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آینده شما را دشمنان شما بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود. انحراف در انقلاب‌ها، از انحراف در شعارها و هدف‌ها آغاز می‌شود. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26 / 06 / 1390)

 

اسلام تایمز: شناخت دقیق و جامع از ماهیت هر مسئله ای، از مهم‌ترین امور مربوط به آن قلمداد می‌شود تا به واسطه این شناخت، قضاوت و تصمیم در مورد آن امر بهتر صورت پذیرد.
عنصر میدان دار و صاحب حادثه
دیگر از ارکان بسیار مهم برای ماهیت شناسی حوادث و انقلاب‌ها، شناخت آن عنصر میدان دار و صاحبان اصلی آن جریان و انقلاب است؛ زیرا این رکن می‌تواند به بقیه ابعاد آن انقلاب نیز جهت دهد و آنها را تحت تأثیر قرار دهد؛ لذا همیشه یکی از اصلی تری سرمایه گذاری‌های جبهه مخالف، جهت دهی به این قسمت از بدنه انقلاب‌هاست. بنابراین، شناخت این رکن در هر انقلابی، قطعاً سهمی تعیین کننده در تحلیل و بررسی از اوضاع آن دارد. اما سؤال این است که عنصر میدان دار حوادث و انقلاب‌های اخیر چه عده و گروهی هستند؟
دیدگاه رهبر انقلاب در این زمینه این است که: «مردمی بودن این انقلاب‌ها مهم‌ترین عنصر در تشکیل هویت آنها است» و یا اینکه می‌فرمایند:
به نظر من مهم‌ترین عنصر در این انقلاب‌ها، حضور واقعی و عمومی مردم در میدان عمل و صحنه مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ایمانشان، بلکه علاوه بر آن، با جسم و تنشان. (همان)
لازم به ذکر است که بحث در این زمینه بسیار مبسوط و نیازمند بیان نکات مختلف است، نظیر اینکه اصولاً شاخصه‌های یک نظام مردمی چیست؟ مبانی خود را از چه منبعی اخذ می‌کند؟ اهدافش چیست؟ تمایزش با دیگر نظام‌های موجود به چه عنصر یا عناصری است؟ و دیگر سؤالاتی که باعث می‌شود به واسطه آن، یک نظام از نظامی دیگر شناخته شود. این سؤالات با بحثی است که مقام معظم رهبری در اجلاس بیداری اسلامی با عنوان «نظام سازی» مطرح کردند و بحثی بسیار دامنه دار و عمیق است، مرتبط می‌باشد؛ زیرا همان طور که خود ایشان هم اشاره کردند یکی از راه‌های تغییر در یک انقلاب به واسطه تغییر در ساختار و نظام حاکم بر آن است. ایشان می‌فرمایند:
نظام سازی کار بزرگ و اصلی شما است. این کاری پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی، یا گرایش‌های چپ مارکسیستی، خود را بر شما تحمیل کند ... باحساسیت کامل باید مراقب بود که این با دموکراسی لیبرال غربی اشتباه نشود. دموکراسی لائیک و در مواردی ضد مذهب غربی با مردم سالاری اسلامی که متعهد به ارزش‌ها و خطوط اصلی اسلامی در نظام کشور است، هیچ نسبتی ندارد. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)
البته همان طور که خود ایشان نیز متذکر می‌شوند لازم نیست که همه کشور‌ها از یک الگوی واحد در این زمینه تبعیت کنند، بلکه با حفظ اصولِ واحدِ متخذ از دینِ واحد، هر یک از کشورها براساس مذهب و شرایط و ویژگی‌های خاص خودشان لازم است الگوی بومی متناسب با ظرفیت‌های خود را طراحی کنند.
باوجوداین امر، پرداختن به دو نکته محوری (برای تبیین بیشتر مسئله) ضروری به نظر می‌رسد. اولین نکته مربوط به ساختار حکومت‌هاست؛ بدین معنا که آیا حکومت‌هایی که از ساختاری به ظاهر مردمی برخوردارند، لزوماً در اصول و اهدافشان نیز یکسانند یا خیر؟ و اگر یکسان نیستند میزان تفاوتشان تا چه حد است؟ سؤال دوم اینکه ثمرات انقلاب به واقع مردمی چیست؟
در پاسخ به پرسش نخستین باید گفت، قطعاً هر دولت و حکومتی که ادعای مردم سالاری می‌کند، لزوماً اعتقاد و التزام عملی به آن ندارد و عملکرد آنها نیز در بسیاری از مواقع، مؤید خوبی برای این مدعاست. رهبر انقلاب در تحلیل رژیم‌های کمونیستی و شرقی می‌فرمایند:
رژیم‌های کمونیست، رژیم‌های مستبدی بودند که با شعار حکومت مردمی سرِ کار آمده بودند؛ اما اشرافی هم بودند! با اینکه دم از ضدیت با اشرافی گری می‌زدند، اما عملاً حکومت‌های اشرافی بودند. از لحاظ استبداد، در نهایت درجه استبداد بودند و حاکمیت مطلق دولت بر اقتصاد، بر فرهنگ، بر سیاست و بر فعالیت‌های گوناگون اجتماعی و غیره به چشم می‌خورد! در رژیم‌های شرقی، مردم هیچ کاره محض بودند.
ایشان در تحلیل نظام‌های غربی نیز اشاره می‌کنند که در غرب؛
اسم دموکراسی و مردم سالاری بود، اما در حقیقت سرمایه سالاری بود، نه مردم سالاری؛ امروز هم همین طور است. این مطلبی که عرض می‌کنم، ادعای من نیست. من از قول فلان نویسنده مسلمانِ متعصب نقل نمی‌کنم؛ از قول خود غربی‌ها نقل می‌کنم. امروز در کشورهای غربی و در خود آمریکا، آن چیزی که به نام دمکراسی و انتخابات وجود دارد، صورت انتخابات است. باطن آن، حاکمیت سرمایه است. (بیانات در خطبه‏های نماز جمعه تهران، ‏23/ 02/ 1379)
در مقابل این حکومت‌ها، در آنجا که می‌خواهند توضیحی از حکومت مردمی به تمام و حقیقت را ارئه دهند، به تبیین حکومت حضرت ولی عصر(عج) می‌پردازند و می‌فرمایند:
حکومت آینده حضرت مهدی موعود أرواحنا فداه، یک حکومت مردمی به تمام معناست. مردمی یعنی چه؟ یعنی متکی به ایمان‌ها و اراده‌ها و بازوان مردم است. امام زمان، تنها دنیا را پُر از عدل و داد نمی‌کند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار می‌بخشد و یک حکومت صددرصد مردمی تشکیل می‌دهد؛ اما این حکومت مردمی با حکومت‌های مدعی مردمی بودن و دمکراسی در دنیای امروز از زمین تا آسمان تفاوت دارد. آنچه امروز در دنیا اسم دموکراسی و مردم سالاری را روی آن گذاشته اند، همان دیکتاتوری‌های قدیمی است که لباس جدید بر تن کرده است؛ یعنی دیکتاتوری گروه‌ها. اگر رقابت هم وجود دارد، رقابت بین گروه‌هاست و مردم در این میان هیچ کاره اند. یک گروه به قدرت دست پیدا می‌کند و در سایه قدرت سیاسی‌ای که همه زمام‌های امور را در کشور در اختیار او می‌گذارد و با سوءاستفاده از این قدرت، ثروت و پول و سرمایه به نفع خود گردآوری می‌کند و آنها را در راه به دست آوردن دوباره قدرت مصرف می‌کند. دمکراسی‌های امروز دنیا بر پایه تبلیغات دروغ و فریبنده و مسحور کردن چشم‌ها و دل‌هاست. امروز در دنیا هر جا شعار دمکراسی می‌دهند، شما ببینید برای تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری و یا نمایندگان مجلس چه کار می‌کنند! پول خرج می‌کنند. دمکراسی در پنجه اقتدار پول اسیر است. مردم سالاری امام زمان ـ یعنی مردم سالاری دینی ـ با این روش، به کلی متفاوت است. (بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلای تهران، ‏30/07/1381)
تمایز در انقلاب‌های مردمی
اما در پاسخ به پرسش دوم (که مربوط به ثمرات انقلاب‌های مردمی است)، باید گفت اگر ملتی حقیقتاً و با تمام اعتقاد به میدان آید، دارای آثاری و برکات فراوانی است؛ آثاری نظیر بیرون راندن دشمن از صحنه، تعیین اهداف و شعارها، شناسایی و تعقیب دشمن، ترسیم اجمالی از آینده مطلوب و سازش نکردن با دشمنان. در حرکت مردمی ممکن است کار انقلاب با تأخیر انجام گیرد، ولی از سطحی گری و ناپایداری به دور است.
کلمه طیبه‌ای است مصداق کلام خداوند که فرمود: «ألم تر کیف ضرب اللَّه مثلاً کلمه طیّبه کشجره طیّبه اصلها ثابت و فرعها فی السّماء». در چنین انقلاب‌هایی، اصول و ارزش‌ها و هدف‌ها، نه در مانیفست‌های پیش ساخته گروه‌ها و حزب‌ها، بلکه در ذهن و دل و خواست آحاد مردمِ حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهای آنان اعلام و تثبیت می‌شود. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)
بر این اساس حضور واقعی مردم را می‌توان چنان اکسیری دانست که به واسطه آن، یک ملت می‌تواند بر تمام خواسته‌هایش دست یابد و بر تمام مشکلاتش فائق آید. لذا عنصر میدان دار یک جریان و حادثه جزو یکی از مهم‌ترین ارکان تحلیل در ماهیت شناسی آن انقلاب قرار می‌گیرد.
عوامل معارض و مزاحم با انقلاب
از آنجا که «هر جا بیداری بیشتر باشد، دشمنان بشریت احساس خطر بیشتری می‌کنند؛ لذا دشمنی بیشتری می‌کنند»؛ (بیانات در دیدار مسئولان نظام، 19/04/1389) و بیداری اسلامی هم به تعبیر مقام معظم رهبری:
اکنون به تحولی بزرگ در میان ملت‌های این منطقه انجامیده و قیام‌ها و انقلاب‌هایی را پدیدآورده که هرگز در محاسبه شیاطین مسلط منطقه‌ای و بین المللی نمی‌گنجید؛ خیزش‌های عظیمی که حصارهای استبداد و استکبار را ویران و قوای نگهبان آنها را مغلوب و مقهورساخته است. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)
لذا نباید طرح و نقشه دشمنان را نادیده گرفت و از آن غافل بود؛ به همین سبب در بخش نهایی و برای شناخت هر چه بیشتر یک جریان لازم است عوامل معارض به خوبی شناسایی و سیاست‌های آنها تحلیل شود.
در گام نخست باید بپذیریم که اگر قرار است بیداری‌ای رخ دهد که با هویت و دسایس و سیاست‌های مزورانه چندین ساله استکبار جهانی در تعارض باشد، آنها نیز ساکت نخواهند نشست و به مبارزه برمی خیزند و در این میان، قطعاً نبرد سختی را به چشمان خود خواهیم دید. البته این مطلب تازگی ندارد، بلکه به فرموده مقام معظم رهبری:
معلوم است که جامعه سازی و مدنیت سازی ـ که یکی از بزرگترین هدف‌های اسلام است ـ بدون دشمنی ممکن نیست. در صدر اسلام هم با تشکیل نظام و جامعه اسلامی دشمنی شد؛ امروز هم همین طوراست. امروز در دنیای اسلام، ملت‌های مسلمان روح اعتزاز به اسلام را در خود می‌یابند و به خاطر اسلام احساس عزت می‌کنند. بیداری اسلامی حقیقتی است که به وجود آمده است؛ چه دشمنان امت اسلامی بخواهند، چه نخواهند. (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، 02/07/1382)
البته درک سرّ این مسئله نیز چندان مشکل به نظر نمی‌رسد؛ زیرا هر جا حقی رخ می‌نماید، جریان باطل و شیطانی نیز در برابر آن قد علم می‌کند تا بلکه آن را از پای در آورد؛ بی خبر از آنکه به فرمایش امام علی(علیه السلام) : «للحق دوله و للباطل جوله؛ برای حق، دولتی پایدار و برای باطل، جولانی زودگذر است». (تمیمی آمدی، 1410 ق: 544)
1. اصلی‌ترین دشمن
بعد از پذیرش این مطلب که وجود دشمن و مبارزه جدی، برای رسیدن به اهداف مورد نظر در این انقلاب‌ها امری بدیهی است، سؤال این است که دشمن اصلی این قیام‌ها چه کسانی هستند؟
برای پاسخ به این پرسش باید به شناسایی دشمن اصلی نظام جمهوری اسلامی، به عنوان الگو و پیشرو در این انقلاب‌ها بپردازیم. رهبر معظم انقلاب در این خصوص می‌فرمایند:
دشمن نظام جمهوری اسلامی، یعنی شبکه استکبار جهانی، نه فقط حکومت آمریکا یعنی آن مجموعه سردمداران قدرت اقتصادی ظالمانه امروز دنیا که دولت‌ها را می‌آورند و می‌برند؛ در همین کشورهایی که به نام دموکراسی معروف شده اند، در خود آمریکا و در بعضی ازکشورهای دیگر که با شبکه صهیونیستی پیوند استوار دارند، اینها هستند. دولت‌هایی که با این شبکه پرنفوذ و پرقدرت مستکبر جهانی در ارتباطند، منافع خودشان را در برابر نهضت اسلامی و بیداری اسلامی در خطر می‌بینند؛ این منافع نامشروع را در تهدید می‌بینند. دشمن، آنهایند. (بیانات در دیدار مردم شهرستان کازرون، 16/02/1387)
برای روشن شدن هر چه بیشتر مقصود ایشان از شبکه استکبار جهانی، توجه به این فرمایش ایشان لازم است که می‌فرمایند:
استکبار جهانی یعنی شبکه در هم تنیده کارتل‌های نفتی و اسلحه سازی و صهیونیسم جهانی و دولت‌های وابسته به آنان، با خطری که از سوی بیداری امت اسلامی، احساس می‌کنند با تلاشی سراسیمه در حال تهاجم اند. مظهر این تهاجم که دارای ابعاد سیاسی و تبلیغی و نظامی و تروریستی است، امروز در رفتار و گفتار خشونت بار و صریح نظامیان حاکم بر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به وضوح دیده می‌شود. (پیام به حجاج بیت‏الله الحرام در موسم حج، 18/11/1381)
2. علت دشمنی‌ها
طبیعتاً هر آنکه به جدال و مخاصمه بر می‌خیزد، از جهت یا جهات متعددی احساس خطر کرده است که متحمل هزینه‌های این مبارزه می‌شود و الّا بدون وجود این دلایل، مبارزه و ایجاد مزاحمت امری بی معناست. دراین میان، مبارزه و دشمنی‌های اخیر نیز از این قاعده مستثنی نیست که به اهم آنها اشاره می‌کنیم.
یک. دشمنی با اسلام و معارف آن
مهم‌ترین عامل این دشمنی را باید در اسلامی بودن این انقلاب‌ها جستجو کرد؛ زیرا این دین اسلام و معارف اسلامی است که هرگونه تبعیت و سلطه پذیری از کفار را بر پیروان خود حرام و ناصواب دانسته است. قرآن کریم در این ارتباط بیان می‌دارد: «لَنْ یَجْعَلَ اللّه لِلْکِافر ینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبیلاّ»؛ (نساء / 141) پیامبر اکرم| نیز دراین باره می‌فرمایند: «اَلإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَی عَلَیْهِ». (حر عاملی، 1409 ق: 26 / 14) لذا در واقع باید گفت اصل دشمنی با اسلام است نه مسلمین.
دو. توجه به ثمرات گسترده این بیداری و تعارض با منافع
از دیگر عوامل دشمنی جبهه استکبار علیه این انقلاب‌ها این است که از طرفی آنها سالیان زیادی خود را مالک این منطقه حساس و سوق الجیشی می‌دانستند و برای حال و آینده آن طرح و نقشه ریخته بودند، اما به یکباره تمام آنها را نقش برآب یافتند؛ و از طرف دیگر توجه جوامع اسلامی به اهمیت نظام اسلامی، پیدایش شناخت صحیح تر از جبهه استکبار، درک ضرورت اتحاد بین مسلمین و نهایتاً حرکت ملت‌های اسلامی به سمت نظام اسلامی و تشکیل امت واحده اسلامی، از ثمرات اصلی این انقلاب‌هاست؛ (اقتباس از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی، 10/04/1378) که کاملاً مغایر با اهداف نظام‌های سرمایه سالار غربی است، لذا برای حفظ منافع خود چاره‌ای جز دشمنی و دامن زدن به جنگ و تفرقه ندارند، در توضیح این وجه از علت دشمنی آنها رهبر انقلاب می‌فرمایند:
امروز هم برای این منطقه، پیش خودشان منافعی تعریف کرده اند. بیداری اسلام، درست نقطه مقابل خواسته‌های آنهاست؛ لذا با همه وجود با آن مخالفند و مخالفت سیاسی و تبلیغاتی می‌کنند. (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در دیدار کارگزاران نظام و قشرهای مختلف مردم، 11/06/1384)
سه. ایستادگی مردم و غافلگیری آنها
از دیگر عوامل مؤثر در دشمنی شبکه استکبار جهانی این است که از قدرت اراده مردم و ایستادگی آنها غافل شده بودند و با توجه به محاسبات خودشان و با تکیه به امکانات ظاهری و مسئولان دست نشانده شان، بروز چنین قیام‌هایی را اصلاً ارزیابی نمی‌کردند. به همین دلیل است که برای حفظ قدرت پوشالی خودشان نیز مجبورند بر سر راه این انقلاب‌ها موانعی ایجاد کنند. مقام معظم رهبری می‌فرمایند:
آمریکا در این قضایا غافلگیر شد، ضربه به او ناگهانی وارد شد؛ صهیونیست‌ها همین جور، دولت‌های مستعمرِ پرمدعای اروپایی همین جور ـ اینها غافلگیر شدند ـ اما می‌خواهند هر جور ممکن است، بر صحنه مسلط شوند ...؛ هر کاری بکنند، این حرکت نهایت خوبی دارد به نفع مردم و به زیان قدرت‌ها. البته ملت‌ها باید به هوش باشند، بدانند که دشمن کمین کرده است. (بیانات در دیدار هزاران نفر از مردم استان فارس، 03/02/1390)
سؤال اساسی دیگر این است که هدف نهایی نظام سلطه و شبکه استکبار جهانی از این همه دشمنی و معارضه و مبارزه چیست ؟ پاسخ به این پرسش نیز دارای ابعاد گسترده‌ای است، اما به نحو مختصر و با اشاره به اصلی‌ترین هدفشان می‌توان گفت:
مقصود آنان ازاین همه، خسته و نومید کردن مردم و مردد و پشیمان کردن مبارزان است، که می‌دانند دراین صورت، شکست دادن انقلاب، ممکن و آسان خواهد شد ...، برای آنان بازگرداندن ارتجاع و استبداد و حاکمیت وابسته در کشورهای انقلابی، اصلی است که همه این روش‌های کثیف را تجویز می‌کند. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)
اما در بیان تحلیل اوضاع دشمنان بیداری باید گفت، امروز جبهه معارض و معاند دیگر از آن توان لازم برای رویارویی با این حرکت عظیم مردمی برخوردار نیست، و نقشه‌هایش، نقش بر آب گشته و آبرویش از بین رفته و با مشکلات عدیده‌ای از درون و بیرون مواجه است؛ اما در مقابل
امروز دنیای اسلام افق روشنی در مقابل خود مشاهده می‌کند. دشمنان بزرگ و مستکبران گردن کلفت عالم که همه دنیا در اختیار آنها هست، امروز در مقابل خیزش امت‌های مسلمان و بیداری ملت‌های مسلمان احساس ناتوانی می‌کنند؛ راه بر روی آنها بسته است و این نشان دهنده وعده الهی است که فرمود: «و لینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز»؛ (حج / 40) و فرمود: «وَ نُر یدُ أ نْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فی الأَرْض وَ نَجْعَلَهُمْ أ ئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَار ثِینَ»؛ (قصص / 5) اینها وعده الهی است. و فرمود: «وَ اللَّهُ غَالِبٌ عَلَی أ مْر هِ»؛ (یوسف / 21) این وعده‌های الهی به برکت بیداری و حرکت مسلمان‌ها به تدریج خود را نشان میدهد. (بیانات در دیدارمسئولان نظام به مناسبت عید فطر، 10/07/1387)
ولی با این حال توجه به این تذکر بسیار مهم رهبر انقلاب لازم است که می‌فرمایند:
باید همه هوشیار باشند؛ هم ما هوشیار باشیم، هم ملت‌ها هوشیار باشند؛ بدانند دسائس و حیله‌های دشمنان متنوع است، پیچیده است. بصیرت را معیار کار خودمان قرار بدهیم. ملت‌ها توجه داشته باشند؛ آمریکائی‌ها و صهیونیست‌ها و مزدورانشان و همراهانشان سعی می‌کنند انقلاب‌ها را منحرف کنند؛ کشورهایی را که در آنها بیداری به وجود آمده است، مورد توجه قرار می‌دهند؛ هرچه می‌توانند، تلاش می‌کنند حرکت این ملت‌ها را منحرف کنند؛ (بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث، 09/04/1390)
و آنکه همگان بدانیم که:
البته دشمنان ملت‌های مسلمان ـ یعنی نظام سلطه، آمریکای شیطان بزرگ، صهیونیست‌های غدار و حیوان صفت ـ مشغول فعالیتند و دارند تلاش می‌کنند؛ می‌خواهند نگذارند این پیروزی‌ها به کام مردم شیرین بیاید و به معنای واقعی کلمه به پیروزی نهایی برسد؛ اما اگر ما ملت‌های مسلمان بیدار باشیم، به ندای قرآن ـ که ما را به صبر و استقامت و ثبات امر می‌کند، به ما امید می‌دهد ـ گوش کنیم، به خدای متعال سوء ظن نداشته باشیم، به وعده الهی امیدوار باشیم و برای آن تلاش و کار کنیم، بدون شک این ملت‌ها به پیروزی می‌رسند. (بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی(رحمه الله علیه)، 14/03/1390)
نتیجه
از آنچه گذشت می‌توان نتیجه گرفت که ماهیت این انقلاب‌ها کاملاً اسلامی و مردمی است؛ زیرا با مراجعه به عوامل بسترساز (به عنوان اولین رکن از ارکان تحلیل)، می‌بینیم که اشخاص و نظام‌هایی که بسان الگو در مقابل این جریان‌ها قرار گرفته‌اند تماماً اسلامی هستند؛ از طرف دیگر وقتی به شعارها و اهداف این انقلاب‌ها نظر می‌اندازیم پررنگ‌ترین خواسته و مطالبه این انقلاب‌ها را اسلام و معارف اسلامی می‌یابیم. وقتی دیگر رکن تحلیل، یعنی عنصر میدان دار را نیز مورد مداقه قرار می‌دهیم درمی یابیم که مردم، محوری‌ترین و اصلی‌ترین صاحبان این انقلاب‌ها هستند؛ در نهایت آنگاه که نظر به عوامل معارض با این انقلاب‌ها نیز می‌اندازیم، مشاهده می‌کنیم که اسلام و اسلام خواهی این انقلاب‌ها از مهم‌ترین عوامل دشمنی با آنهاست. بنابراین به عنوان کلام آخر باید بگوییم که ماهیت این انقلاب‌ها را باید در دو قید «اسلامی» و «مردمی» بودن لحاظ کنیم.
منابع و مآخذ
قرآن کریم.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی از سال‌های 92 ـ 68.
پارسانیا، حمید، 1389، حدیث پیمانه، قم، دفتر نشر معارف.
تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، 1410 ق، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دار الکتاب الاسلامی.
حر عاملی، محمد بن حسن، 1409 ق، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(علیه السلام).

ماهیت واسطه شناخت، قضاوت و تصمیم در مورد بیداری اسلامی

اسلام تایمز: شناخت دقیق و جامع از ماهیت هر مسئله ای، از مهم‌ترین امور مربوط به آن قلمداد می‌شود تا به واسطه این شناخت، قضاوت و تصمیم در مورد آن امر بهتر صورت پذیرد.
چکیده
شناخت دقیق و جامع از ماهیت هر مسئله ای، از مهم‌ترین امور مربوط به آن قلمداد می‌شود تا به واسطه این شناخت، قضاوت و تصمیم در مورد آن امر بهتر صورت پذیرد. این امر در ارتباط با مسئله بیداری اسلامی به دلیل وجود تحلیل‌های متعدد و بعضاً متضاد از آن ( نظیر عربی، آمریکایی و یا اسلامی بودن ماهیت آن) اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند، لذا در این متن به ماهیت شناسی این جریان از منظر رهبر انقلاب پرداخته شده است. این ماهیت شناسی به واسطه بررسی سه ساحت پیش زمینه‌ها، عنصر میدان دار و عوامل معارض و مزاحم با این جریان بررسی شده است.
مقدمه
سخن از بیداری اسلامی، سخنی ناآشنا و جدید نیست؛ زیرا سالیان سال و قرون متمادی است که این بحث در میان اندیشمندان مطرح بوده و مصلحان بزرگی دغدغه چنین امر خطیری را داشته‌اند و در این راه خطرپذیری کرده و هزینه‌هایی را نیز به جان خریده اند؛ اما مشیت الهی بر آن تعلق گرفت که تجلی آن زحمات و سختی‌ها در عصر حاضر نمایان گردد و رستاخیز عظیم اسلامی همگان را متحول سازد و روحی دوباره بر پیکر امت اسلامی دمیده شود.
این نعمت بزرگ برای به ثمر نشستن و به نتیجه نهایی رسیدن، نیازمند شناسایی دقیق و همه جانبه است تا به واسطه آن بتوان راهکارهای متناسب با آن طراحی شود. طبیعتاً بهترین راه برای دستیابی به این ماهیت شناسی، مراجعه به متخصصان و صاحب نظران در این زمینه است. در میان تمامی آنها نیز، مسلماً بهترین مصداق برای این امر کسی است که از طرفی فکر و جانش با دستمایه‌های اسلامی نضج گرفته باشد و از سوی دیگر آشنای با مسائل باشد و بتواند عرصه را خوب تشخیص دهد و از افقی گسترده به تحلیل شرایط بپردازد؛ و مهم تر آنکه در میدان تصمیم گیری و تصمیم سازی نیز حضوری کاملاً جدی داشته باشد تا براساس آن اولاً تحلیل وی از اوضاع و شرایط تحلیلی صرفاً انتزاعی نباشد و ثانیاً، به واسطه رفت و آمد بین عرصه علم و میدان عمل بتواند راهکار و مدلی مناسب و کارآمد عرضه کند.
با توجه به ویژگی‌های مذکور و دیگر ملاک‌ها می‌شود گفت بهترین کسی که در عصر حاضر مجمع فضایل و کمالات مطلوب در این وادی است، رهبری معظم انقلاب اسلامی است که علاوه بر ویژگی‌های مذکور، متصف به بسیاری دیگر از صفات لازم برای این امر می‌باشند؛ بر این اساس رجوع به بیانات معظم له در این زمینه از اهمیت چندانی برخوردار خواهد بود.
اما نکته در این است که برای استفاده از نظریات ایشان و دست یافتن به خطوط کلی و منظومه فکری معظم له در این خصوص، علاوه بر محتوا، نیازمند روشی جامع برای استخراج نظریه ایشان هستیم.
در زمینه محتوا باید گفت ایشان برای اولین بار، به طور منسجم و منظم، دیدگاه خود در خصوص بیداری اسلامی و انقلاب‌های منطقه را در «اجلاس بین المللی بیداری اسلامی» مطرح کردند و از آنجا که این اجلاس برای اولین بار تشکیل می‌شد و ایشان نیز درصدد طرح مباحث کلیدی و اولویت دار در این راستا بودند، لذا پرداختن به این سخنرانی به عنوان سخنرانی محوری، مطلوب به نظر می‌رسد.
در ارتباط با روش هم، از آنجا که مسئله بیداری اسلامی حادثه و پدیده‌ای در عالم خارج و واقع است، لذا از جوانب مختلف قابل بررسی است و از شیوه‌های متعددی برای تحلیل آن می‌شود استفاده کرد که در این میان می‌توان به برخی الگوهای تحلیلی مثل «swot» (نقاط قوت، ضعف و فرصت، تهدید)، یا تحلیل سیستمی (بررسی زمینه‌ها، فرآیندها و سپس برآیندها) و همین طور روش تحلیل بحران (پاسخ به چهار سؤال بحران چیست، ریشه‌‌اش کجاست، وضعیت مطلوب چیست و راه گذر از وضع موجود به مطلوب چیست) اشاره کرد. اما با کنکاش در بیانات معظم له در می‌یابیم که خود ایشان برای تحلیل حوادث، الگویی را پیشنهاد می‌دهند که به واسطه آن، تحلیل حوادث و وقایع منسجم تر انجام می‌شود.
از خصوصیات این مدل آن است که در نوع خود مدلی بدیع به شمار می‌رود؛ زیرا دیگر الگوها نظیر روش تحلیل سیستمی، تحلیل گفتمان و یا تحلیل شبکه و ...، الگوهای عامی هستند که به عنوان راه حل عمومی برای تحلیل و بررسی موارد مختلف از آنها استفاده می‌شود، اما مدل ایشان به طور خاص و مشخص ناظر به تحلیل حوادث و جریانات است؛ و از همه مهم تر اینکه با مراجعه به فرمایشات خود ایشان ـ از جمله متن سخنرانی ایشان در اجلاس بیداری ـ درمی یابیم که خود معظم له نیز ناظر بدین شیوه بوده اند. (که تأییدات آن در ضمن مطالب نیز خواهد آمد) بر این اساس می‌توان گفت که این شیوه و روش، دقیق تر از دیگر موارد محسوب میشود و بدین سبب مقاله حاضر براساس آن پی ریزی می‌شود. (1)
اما مدل و نظر مقام معظم رهبری برای تحلیل حوادث این چنین است که می‌فرمایند:
در همه حوادث عالم چند عنصر را باید در کنار هم دید: یکی نگاه به عوامل اولی، یعنی عوامل بالادستی حادثه است: انگیزه‌ها، هدف‌ها، زمینه‌های تاریخی، زمینه‌های جغرافیایی و جغرافیای سیاسی؛ اینها چیزهایی است که در شناخت حادثه تأثیر دارد ... این، آن پیش زمینه است. عنصر دوم نگاه کردن به میدان دار و صاحب حادثه است ... عنصر سوم در هر حادثه ای، عوامل معارض و مزاحم با آن حادثه یا با آن حرکت است که هزینه‌هایی را تحمیل می‌کند. (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با مردم شیراز، 11/02/1387)
همان طور که ملاحظه می‌شود این روش مشخصاً و مستقیماً به بررسی ابعاد مختلف یک پدیده و انقلاب و جریان اجتماعی می‌پردازد و به واسطه این روش می‌توان به آن مطالب کلیدی و بزنگاه‌های حساس یک جریان و حرکت و انقلاب دست یافت و بر اساس آن به تحلیل صحیح آن جریان رسید.
بنابراین، با تکیه بر بیانات معظم له در اجلاس بیداری اسلامی و براساس مدل برگرفته از فرمایشات خودشان، به تحلیلی کلی از موضوع «ماهیت شناسی بیداری اسلامی» از منظر ایشان می‌پردازیم.
پیش زمینه‌ها
در مورد اهمیت این قسمت می‌توان گفت، این بخش جزو مهم‌ترین قسمت‌های تحلیل یک حادثه است؛ زیرا اساساً در شکل گیری یک حادثه و انقلاب نیز این بخش، عنصری کلیدی و محوری به حساب می‌آید و بر اساس همین پیش زمینه‌هاست که یک جریان، صاحبان و متصدیان واقعی و معارضان اصلی خود را شناسایی می‌کند.
1. پیش زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، فکری، فرهنگی
در تبیین نیاز به بررسی ریشه‌های تاریخی و زمینه‌های شکل گیری انقلاب‌ها می‌توان گفت:
جایگاه نخست انقلاب در قلب انسان‌هاست ...، بدین بیان انقلاب در نفس و قلب انسان‌ها در قالب باور و معرفتی نوین نسبت به هستی جوانه می‌زند و از آن پس در قلمرو آرمان اجتماعی خاصی مراتب ظهور خود را تا مرحله حذف نظام موجود و تحقق نظام مطلوب ادامه می‌دهد. بنابراین، هرچند انقلاب اجتماعی در مقطع زمانی خاصی در سطح جامعه روی می‌دهد اما در گذشته تاریخی نیرو‌هایی ریشه دارد که در تحقق آن سهیم اند. (پارسانیا، 1389: 20 ـ 19)
لذا پرداختن به این اثر بسیار ضروری به نظر می‌رسد. اما همان طور که گذشت سیر سخنان ایشان در اجلاس می‌تواند مؤید خوبی بر صحت انتخاب روش تحلیل ما در این مسئله باشد؛ زیرا خود ایشان در گام اول به بررسی این امر مهم می‌پردازند و به بررسی ریشه‌های تاریخی این جریان اشاره کرده و می‌فرمایند:
شک نیست که تحولات بزرگ اجتماعی، همواره متکی به پشتوانه‌های تاریخی و تمدنی و محصول تراکم معرفت‌ها و تجربه‌ها است. در صد و پنجاه سال اخیر حضور شخصیت‌های فکری و جهادی بزرگ جریان ساز اسلامی در مصر و عراق و ایران و هند و کشورهای دیگری از آسیا و آفریقا، پیش زمینه‌های وضع کنونی دنیای اسلامند. همچنان که تحولات دهه‌های پنجاه و شصت میلادی در تعدادی از این کشورها که به رژیم‌های غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی‌های مادی منتهی شد و به اقتضای طبیعت خود پس از چندی در دام قدرت‌های استکباری و استعماری غرب گرفتار آمد، تجربه‌های درس آموزی‌اند که سهم وافری در شکل دادن به اندیشه عمومی و عمیق کنونی دنیای اسلام دارند. ماجرای انقلاب کبیر اسلامی در ایران که در آن به تعبیر امام خمینی عظیم، خون بر شمشیر پیروز شد و تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیش رونده جمهوری اسلامی و تأثیر آن در بیداری اسلامی امروز نیز، خود داستان مفصل و در خور بحث و تحقیقی است که یقیناً فصل مشبعی در تحلیل و تاریخ نگاری وضعیت کنونی دنیای اسلام را به خود اختصاص خواهد داد. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)
بر اساس فرمایشات ایشان در این قسمت، توجه به چند موضوع قابل بررسی است: اولاً، نقش حضور شخصیت‌های فکری و جهادی بزرگ جریان ساز اسلامی در صد و پنجاه سال اخیر؛ ثانیاً، به وجود آمدن انقلاب اسلامی ایران و ثالثاً، وجود تحولاتی در برخی از این کشورها که به رژیم‌های غالباً متمایل به تفکرات و ایدئولوژی‌های مادی منتهی شد.
یک. حضور شخصیت‌های فکری و جهادی بزرگ جریان ساز اسلامی
در خصوص اهمیت این عامل، باید گفت سکان داران و‌هادیان اصلی یک امت و جامعه، نخبگان علمی، معنوی و سیاسی آن جامعه می‌باشند که نقشی بسیار مهم و تأثیرگذار در جهت گیری‌های آن جامعه دارند، لذا هر اندازه به تحلیل شخصیت، بینش و گرایشات آنها پرداخته شود، بهتر به زوایای مختلف آن جامعه و انقلاب می‌توان دست یافت.
در خصوص بیداری اسلامی هم می‌توان به شخصیت‌های برجسته و تأثیرگذاری نظیر سید جمال الدین اسدآبادی یا اقبال لاهوری و محمد عبده و از علمای شیعه به مرحوم شرف الدین عاملی و بزرگان دیگری اشاره کرد که با زحمات خود در زمینه‌های مختلف نهال بیداری را در دل امت اسلامی غرس کردند و برای به ثمر نشستن آن رنج‌های بیشماری متحمل شدند.
دو. تشکیل انقلاب اسلامی ایران
عامل دوم، عبارت است از تشکیل نظام ماندگار و مقتدر و شجاع و پیش رونده جمهوری اسلامی. در این زمینه تردیدی نیست که انقلاب اسلامی، هیمنه پوشالی استکبار را بر جهان آشکار کرد و اثبات نمود که قدرت ایمان بر قوت ابزار و سلاح برتری دارد. تا قبل از اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی برسد، هیچ ملتی باور نداشت که با دستانی خالی اما با دلی مملو از ایمان و اتکا به خداوند متعال، می‌توان با تمام دنیای غرب و بلوک شرق مبارزه کرد و به خواست خداوند به پیروزی رسید. البته اهمیت تشکیل جمهوری اسلامی ایران، فقط منحصر در این یک بُعد نمی‌شود و از دیگر جهات نیز قابل بررسی است؛ زیرا یکی از بزرگترین آفت‌هایی که دچار امت اسلامی شده بود، از بین رفتن اعتماد به نفس و روحیه خودباوری آنها بود؛ اگرچه از نقش پنهان استکبار در ترویج این روحیه در بدنه جامعه مسلمین نباید غافل بود. این جمله از رهبر حکیم انقلاب شاهد خوبی بر این مدعاست که:
بزرگترین جنایت استعمار و ایادی خائن آن که در طول سال‌های متمادی بر کشورهای اسلامی حکومت کردند این بود که روح دفاع و سلحشوری را در ملت‌ها کشتند و آنان را به شعارهای پوچ، مثل قومیت و ملیت‌های افراطی سرگرم کردند؛ لذا می‌بینید که تقریباً از دو قرن پیش، دشمنان ملت‌های اسلامی به کشورهای آنها سرازیر شدند و هر وقت به نحوی آنها را تحقیر و ذلیل و غارت کردند و رفتند و ملت‌ها همین طور آنها را تماشا و تحمل کردند. کار به آنجا رسید که امروز می‌بینید ملت‌های مسلمان، جزو ضعیف‌ترین ملت‌های جهان هستند؛ درحالی که اسلام در بطن خود، دارای قدرت و عزت و کرامت است. اسلام که ذلت پذیر نیست؛ چرا مسلمانان این طور شدند؟! این همان کاری است که حکومت‌های دست نشانده با ملت‌های مسلمان انجام دادند؛ آنها را سرکوب و ذلیل و ذلت پذیر کردند؛ هر وقت هم عده‌ای خواستند با الهام گیری از روح اسلام کاری بکنند، از همه طرف آنها را محاصره کردند. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از شعرا، 24/5/1390)
در چنین فضایی بود که تشکیل جمهوری اسلامی همچون برهان قاطع و ید بیضایی، خط بطلانی بر تمامی این اعتقادات و پندارها کشید و بی پایه بودن آنها را به تمامی دنیا و خصوصاً دنیای اسلام نشان داد. بر این اساس این انقلاب، الهام بخش تمامی مردم و ملت‌های آزادی خواه می‌شود و می‌توان به آن لقب مادرِ انقلاب‌های اخیر و بیداری اسلامی را داد.
رهبر انقلاب می‌فرمایند:
امروز شما چه بخواهید، چه نخواهید؛ چه خودتان بدانید، چه ندانید؛ چه تصدیق بکنید یا نکنید، برای بسیاری از ملت‌ها الگو و اسوه شده اید. این بیداری اسلامی که مشاهده می‌کنید، چه بگوئیم، چه نگوئیم؛ چه به رو بیاوریم، چه نیاوریم؛ چه دیگران به رو بیاورند، چه نیاورند، اثر گرفته از حرکت عظیم ملت ایران است. این انقلاب عظیم، این انقلاب بزرگ، این تحول بنیان برافکنِ سنت‌های طاغوتی و نظام طاغوتی و نظام سلطه، ملت ایران را به یک اسوه تبدیل کرد. (بیانات در دیدار جمعی از شعرا، 24/05/1390)
از دیگر ثمرات بسیار بزرگ انقلاب اسلامی این بود که به مسلمانان عالم عزت بخشید و روحیه امید را در دل آنها زنده کرد. این مطلب این قدر حائز اهمیت است که رهبر انقلاب از آن به عمق استراتژیک انقلاب تعبیر می‌کنند:
انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد و با پیروزی آن، در هر جای دنیا که مسلمان هشیار و آگاهی بود، احساس کرد عزت و قدرت یافته است ...، هر مسلمانی، هرجای دنیا بود، احساس کرد پیروز شد و عزت و قدرت پیدا کرد ... مقصود این است که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اعتزاز و افتخار و مباهات به اسلام در مسلمانان زنده شد. اسلام، عزیز شد و مسلمان احساس کرد که اسلام مایه سربلندی اوست. این هم از برکات انقلاب اسلامی بود. اصلاً یکی از ابعاد این انقلاب و به قول معروف «عمق استراتژیک انقلاب ما» همین است. (بیانات در خطبه‏های نماز جمعه، ‏14/ 11/ 1373)
سه. تجربه تلخ از انقلاب‌های گذشته
تجربه تلخ کشورهای اسلامی از انقلاب‌های صوری و ظاهری گذشته که در این قرون و سالیان اخیر در آنها رخ داده است، سومین رکن از مسائلی است که در تحلیل پیش زمینه‌ها باید لحاظ شود.
در تبیین این گذشته تلخ به بسیاری از کشورهای اسلامی در آفریقا، در آسیا و در خاورمیانه می‌توان اشاره کرد که در آنها چه نظام‌هایی رفتند و نظام‌های دیگری آمد؛ اما با این وجود بازهم همه جا مسلمانان در انزوا و عزلت بودند. مثلاً کشوری مثل عراق، رژیم سلطنتی داشت؛ رژیم سلطنتی رفت، رژیم دیگری بر سرِ کار آمد و چند تغییر دیگری انجام شد تا اینکه نوبت به بعثی‌ها رسید. اما نکته این است که در تمام این نقل و انتقال‌ها، کسانی که جایشان خالی بود، مسلمانان بودند. (اقتباس از بیانات رهبر انقلاب در خطبه‏های نماز جمعه، ‏14/ 11/ 1373)
اما پاسخ به این سؤال لازم است که اساساً تحلیل زمینه‌های تاریخی، سیاسی، اجتماعی و ... چه ثمره و اهمیتی دارد؟ و چه افق و ابعادی را برای ما شکوفا می‌سازد؟
بررسی زمینه‌های شکل گیری یک انقلاب و نهضت از جوانب مختلف قابل تحلیل است؛ اولین ثمره آن مربوط به تحلیل صحیح از خود آن انقلاب است؛ زیرا از بهترین راه‌ها برای شناسایی اینکه یک حرکت، به تمام معنا یک انقلاب است یا اینکه صرفاً موجی زودگذر می‌باشد، مراجعه به شواهد مختلف تاریخی و فکری و ریشه‌های آن جریان است. ثمره دیگر مربوط به خود انقلابیان است که اگر پس از تحلیل پیش زمینه‌ها دریابند که نه تنها انقلابشان حرکتی گذرا و موجی زودگذر نیست، بلکه مطالبه‌ای فراگیر، عمومی و تاریخی است، آنها که میدان دار این انقلاب هستند دلشان گرم تر می‌شود و آنها که می‌خواهند به این انقلاب بپیوندند، اعتمادشان بیشتر می‌گردد. آخرین نکته هم مربوط به نحوه برخورد با جبهه معارض و مزاحم است که می‌تواند یکی از بزرگترین سیاست‌ها و حربه‌هایشان را خنثی سازد؛ زیرا اگر مردمی، انقلاب خود را خوب شناختند و از عمق تاریخی و فکری آن مطلع شدند و به آن اعتماد کردند، دیگر دشمنان آنها به راحتی نمی‌توانند آن مردم را از انقلاب خود مأیوس کنند و بدین واسطه آنها را از انقلاب خود دور و ناامید سازند. رهبر فرزانه انقلاب هم در این زمینه می‌فرمایند:
حاصل آنکه حقایق رو به افزایش کنونی در دنیای اسلام، حوادث بریده از ریشه‌های تاریخی و زمینه‌های اجتماعی و فکری نیستند تا دشمنان یا سطحی نگران بتوانند آن را موجی گذر و حادثه‌ای در سطح بینگارند و با تحلیل‌های انحرافی و غرض آلود، مشعل امید را در دل ملت‌ها خاموش سازند. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)
2. اصول، اهداف و انگیزه‌ها
از دیگر ارکان مهم در ماهیت شناسی انقلاب‌ها (بعد از بیان ریشه‌های مختلف)، توجه به اصول، اهداف و انگیزه‌های آن انقلاب است. رهبر فرزانه انقلاب در این مورد معتقدند:
اصول انقلاب‌های کنونی منطقه ...؛ در درجه اول اینهاست: احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی که در طول زمان با دیکتاتوری حاکمان فاسد و با سلطه سیاسی آمریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است، برافراشتن پرچم اسلام که عقیده عمیق و دلبستگی دیرین مردم است و برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفایی‌ای که جز در سایه شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد، ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه آمریکا و اروپا که در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آورده اند. مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست که استعمار چون خنجری در پهلوی کشورهای منطقه فرو برده و وسیله‌ای برای ادامه سلطه اهریمنی خود ساخته و ملتی را از سرزمین تاریخی خود بیرون رانده است. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)
براساس این فرمایش، اهم اصول و انگیزه این قیام‌ها و انقلاب‌ها را می‌توان در این امور برشمرد:
یک. احیا و تجدید عزت و کرامت ملی
برخورداری از عزت و کرامت انسانی نه تنها یکی از اولی‌ترین نیازهای اساسی افراد است، بلکه اساساً اگر جامعه‌ای احساس کند عزت، شرافت و کرامت او خدشه دار شده است، از حرکت به سمت اهداف خود مأیوس می‌گردد و یا اینکه نهایتاً نسبت به آن نظام و تفکرِ حاکم عکس العمل نشان می‌دهد. به همین سبب یکی از اهداف و رسالت‌های هر انقلاب و مکتبی باید حفاظت و صیانت از عزت و کرامت ملی مردمشان باشد. جامعه‌ای که در یک مجموعه جغرافیایی و سیاسی زندگی می‌کند، کرامتش اقتضا می‌کند که آزاد و مستقل باشد و استعداد او شکوفا شود؛ بر سرنوشت خود مسلط باشد؛ مورد تحقیر و اهانت قرار نگیرد و شخصیت ذاتی او بروز کند.
حکومت‌های استبدادی شاید گاهی خدمات بزرگی هم از قبیل فتوحات و عمران و آبادی داشته باشند، اما بزرگترین ارزش انسانی هر انسان را که عبارت است از آزادی، اختیار، استقلال و در اختیار داشتن سرنوشت خویش، از ملت‌ها می‌ربایند. آنها که شعار لیبرالیسم و دفاع از حقوق مردم و اکثریت جامعه را سرلوحه برنامه‌های ظاهری خود قرار داده‌اند نیز عملکردشان چندان متفاوت با حکومت‌های دیکتاتوری نیست؛ زیرا آنچه که در مکاتب مختلف غربی، غریب و بی معناست توجه و ارزش دادن به کرامت انسانی است. (البته شاید این مطلب با شعارها و سیاست‌های نمایش گونه آنها متضاد باشد، اما با تحلیلی عمیق تر و دقیق تر پذیرش آن خیلی سخت نیست)
برافراشتن پرچم اسلام
ازآنجا که ماهیت و هویت بنیادین این انقلاب‌ها اسلامی است، طبیعتاً باید آنچه که به عنوان محوری‌ترین پیام از این انقلاب‌ها شنیده شود، اسلام خواهی و گرایش به سمت پیاده کردن احکام اسلامی در جامعه باشد؛ همان واقعیتی که از سال‌ها قبل رهبر انقلاب به آن اشاره کردند. ایشان در زمانی که کسی باور نداشت چنین سیل خروشانی به تلاطم درخواهد آمد و شکوفه‌های این نهال زیبا روزی به ثمر خواهد نشست، فرمودند:
امروز اوضاع در دنیای اسلام تفاوت کرده است؛ بیداری اسلامی در سرتاسر دنیای اسلام محسوس است؛ حرکت و نهضت عظیمی در مراحل مختلف در همه دنیای اسلام مشاهده می‌شود؛ میل برگشت به مبانی اسلامی که مایه عزت و پیشرفت و ترقی است. روشنفکران، علما و سیاسیون دنیای اسلام این حرکت را باید تقویت کنند. خطاست اگر کسانی در دنیای اسلام تصور کنند که حرکت بیداری اسلامی در بین جوانان، به ضرر دولت‌های اسلامی است؛ نه، دولت‌های اسلامی به برکت بیداری اسلامی می‌توانند عزتی را که قدرت‌های استکباری از آنها گرفته اند، به خودشان برگردانند. (بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، 29/02/1382)
اما سرّ اینکه چرا باید به این امر واضح، به عنوان یکی از اصول اشاره شود را باید در رفتار و حرکت‌های جبهه مقابل این بیداری اسلامی جستجو کرد؛ زیرا:
غربی‌ها خیلی تلاش می‌کنند. امروز همه دستگاه‌های تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی آمریکا و بعضی از مزدورانشان در این منطقه به کار افتاده است تا این انقلاب‌های مردمی را، این قیام‌های بزرگ را از مسیر اصلی منحرف کنند؛ جنبه اسلامی آن را مخفی کنند، مکتوم کنند، انکار کنند؛ کسانی را پیدا کنند که با فریب مردم بر سر کار بیایند و همه معادله‌ها را باز دوباره به نفع غرب برگردانند. این تلاش‌ها را دارند می‌کنند، لیکن فایده‌ای ندارد؛ ملتها بیدار شده اند، وقتی ملتی بیدار شد، وقتی ملتی وارد عرصه شد، جان خود را کف دست گرفت و آمد، دیگر نمی‌شود او را برگرداند، نمی‌شود او را فریب داد. (بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث، 09/04/1390)
دو. برخورداری از امنیت روانی و عدالت
از دیگر اصول اولیه این انقلاب‌ها مطالبه امنیت روانی و عدالت است که البته این امر تنها مربوط به این خیزش‌ها و جریانات نمی‌شود؛ زیرا:
عدالت، خواسته یک جماعت خاصی از مردم یا اهل یک کشور و اهل یک ملت نیست؛ عدالت خواسته طبیعی و تاریخی همه آحاد بشر در طول تاریخ بشریت است. همان چیزی است که بشر تشنه آن است و جز در حکومت انبیاء عظام الهی ـ آنهایی که به حکومت رسیدند ـ یا اولیاء برجسته مثل امیرالمؤمنین، عدالت به معنای واقعی کلمه اجرا نشده است. (دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت علی(علیه السلام)، 6/04/1387)
در طول تاریخ که نگاه کنید، بشریت از نبود عدالت می‌نالیده است؛ یعنی عدالت، خواسته بزرگ همه آحاد بشر در طول تاریخ است. امروز اگر کسی پرچم عدالت را به دست بگیرد، در حقیقت یک خواسته تاریخی طولانی طبیعی فطری انسان را مطرح کرده است. آئین اسلام، حرکت اسلام، بعثت نبی مکرم، در وهله اول و جزو فهرست اولین هدف‌ها، به دنبال عدالت است؛ مثل همه پیغمبران دیگر. یک خواسته مهم بزرگِ اساسی دیگرِ بشر، صلح و امنیت و آرامش است. انسان‌ها برای زندگی، برای پرورش فکر، برای پیشرفت عمل، برای آسایش روان، احتیاج دارند به آرامش، به محیط و فضای امن و آرام؛ چه در درون خودشان، چه در محیط خانواده، چه در محیط جامعه، چه در محیط بین الملل. آرامش و امنیت و سلامت و صلح، یکی از خواسته‌های اساسی بشر است. اسلام، پیام آور امنیت و صلح و سلامت است. اینکه ما به تبع قرآن و با تعلیم قرآن می‌گوییم اسلام دین فطرت است، یعنی این. آن راهی را که اسلام در مقابل بشر می‌گذارد، راه فطرت است. (بیانات در دیدار مسئولان نظام در روز عید مبعث، ‏19/04/1389)
سه. ایستادگی در برابر نفوذ آمریکا و اروپا و مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صیهونیسم
از دیگر اصول قطعی این انقلاب‌ها می‌توان به ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه آمریکا و اروپا و همچنین به مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست اشاره کرد.
در مورد ضرورت توجه به اصول، شعارها و اهداف یک انقلاب باید گفت که آنها شکل دهنده ماهیت واقعی یک جریان و تعیّن بخش آن انقلاب هستند، لذا جزو نوامیس هر انقلابی به شمار می‌آیند. بنابراین، به هر میزان که از آنها صیانت و حراست شود، در واقع از انقلاب و ارزش‌های آن بیشتر حفاظت شده است. به دلیل همین امر، همیشه یکی از راه‌های ایجاد انحراف در انقلاب‌ها و جریانات اجتماعی از طریق تغییر در اصول و شعارهای آنهاست. لذاست که مقام معظم رهبری پرداختن به این امر مهم را به همگان متذکر می‌شوند و برای پیشگیری از این آفت می‌فرمایند:
توصیه دیگر، بازخوانی دائمی اصول انقلاب است. شعارها و اصول باید تنقیح و با مبانی و محکمات اسلام تطبیق داده شوند ... اصولتان را روی کاغذ بنویسید؛ اصالت‌های خود را با حساسیت بالا حفظ کنید؛ نگذارید اصول نظام آینده شما را دشمنان شما بنویسند؛ نگذارید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود. انحراف در انقلاب‌ها، از انحراف در شعارها و هدف‌ها آغاز می‌شود. (بیانات در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی، 26/06/1390)
پی نوشت:
[1]. لازم به ذکر است که خود این مدل به عنوان چارچوب نظری و شیوه تحلیل حوادث، احتیاج به بررسی‌های دقیق علمی دارد، تا ابعاد آن بیشتر باز شود و بهتر در اختیار متفکران قرار گیرد.
منابع و مآخذ
قرآن کریم.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی از سال‌های 92 ـ 68.
پارسانیا، حمید، 1389، حدیث پیمانه، قم، دفتر نشر معارف.
تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، 1410 ق، غرر الحکم و درر الکلم، قم، دار الکتاب الاسلامی.
حر عاملی، محمد بن حسن، 1409 ق، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت(علیه السلام).
محسن کربلایی نظر: سطح سه حوزه و دانشجوی دکتری دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی.
حمید پارسانیا: دانشیار دانشگاه باقرالعلوم.
فصلنامه علمی ـ پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی 33

بیداری اسلامی در ویکی

بیداری اسلامی عنوان سلسله قیام‌هایی است که در کشورهای عربی رخ داد. این قیام‌ها از نیمه دوم سال ۱۳۸۹ شمسی شروع شد. اولین آن در تونس بود و پس از آن در مصر، لیبی، یمن و بحرین ادامه یافت. این قیام‌ها در تونس، مصر، لیبی و یمن منجر به سرنگونی حکومت شد و در بحرین، نبرد میان مردم و حکومت هم‌چنان ادامه دارد. آیت الله خامنه‌ای رهبر ایران با تحلیل ماهیت این قیام‌ها آن را بیداری اسلامی نامیدند زیرا مردم این کشورها به دنبال تحقق خواسته‌های خود بر اساس اسلام هستند و مبنای حرکت خود را اسلام قرار داده‌اند. چهره‌های سکولار از این حرکت‌ها با تعابیری همچون بهار عربی یاد می‌کنند.
محتویات
۱ بیداری اسلامی در تونس
۲ بیداری اسلامی در مصر
۳ بیداری اسلامی در لیبی
۴ بیداری اسلامی در یمن
۵ بیداری اسلامی در بحرین
۶ بیداری اسلامی یا بهار عربی
۷ پانویس
۸ پیوند به بیرون
بیداری اسلامی در تونس
اینفوگرافی: هندسه بیداری اسلامی
تونس کشوری اسلامی در شمال آفریقاست که در کنار دریای مدیترانه واقع شده است و به‌ دلیل موقعیت جغرافیایی، سیاسی، تجاری و سوق‌الجیشی، نقش مهی را در سیاست کلی آفریقا و کشورهای عربی برعهده دارد.
تونس سال‌ها در استعمار فرانسه بود تا اینکه سرانجام مردم این کشور توانستند در سال ۱۳۳۳ش/۱۹۵۴م از فرانسه مستقل شودند. با این حال مردم تونس، حتی پس از استقلال هم نتوانستند حکومتی دلخواه روی کار بیاورند و به جای حکومت مردمی، نظامی دیکتاتوری در پوشش حکومت جمهوری بر آن کشور حاکم شد. در طول این سال‌ها تنها دو رئیس جمهور زمام امور را در تونس به دست گرفتند. اولی حبیب بورقیبه ودومی زین‌العابدین بن علی بود. بن‌علی در سال ۱۳۶۶ش/۱۹۸۷م از طریق کودتای نظامی به قدرت رسید و در سال ۱۳۷۳ش/۱۹۹۴م تنها کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بود و با ۹۹/۹۱ درصد آرا انتخاب شد و به مدت ۲۳ سال بر تونس حکومت کرد.
علاوه بر این استبداد، نیروهای حکومت تونس رفتارهای ظالمانه‌ای را با مردم داشتند که همین رفتارهای ظالمانه سبب شد که طارق الطیب محمد البوعزیزی دست به خودسوزی بزند.
خودسوزی این جوان تونسی باعث شد که ابتدا دوستان و نزدیکان وی و سپس مردم دیگر دست به اعتراض بزنند. اعتراضات خیابانی اوج گرفت و در چندین شهر تونس مردم دست به تظاهرات زدند.
راشد الغنوشی رهبر حزب النهضه بزرگ‌ترین حزب اسلام‌گرای تونس. وی سال‌ها در تبعید بود و پس از سرنگونی زین‌العابدین بن علی به تونس بازگشت. حزب وی در انتخابات تونس توانست رأی بالایی کسب کند
پلیس تونس برخورد سختی با این اعتراضات کرد که منجر به کشته شدن شماری از مردم شد و همین امر خشم مردم را افزایش داد و اعتراضات ادامه یافت.
مردم که در آغاز اعتراضات خواستار حل مشکل بیکاری و بهبود وضعیت معیشتی بودند با مشاهده این برخورد خشن پلیس سطح مطالبات خود را بالا بردند و در نهایت مردم به چیزی کمتر از کناره‌گیری رئیس جمهور راضی نشدند.
عمده‌ترین مطالبات مردم تونس را در سه عنوان زیر می‌توان خلاصه کرد:
الف ـ مطالبات اقتصادی: تونس با این که از نظر اقتصادی در وضعی بسیار بهتر از دیگر کشورهای عربی و شمال آفریقا قرار داشت اما توزیع ثروت در این کشور عادلانه نبود و مردم نسبت به این بی‌عدالتی شکایت داشتند.
ب ـ مطالبات سیاسی: دولت تونس در پنج دهه گذشته تقریباً به هیچ سازمان مردم‌نهادی اجازهٔ رشد نداده بود و احزاب و جمعیت‌های مستقل در این کشور اجازه فعالیت نداشتند.
ج ـ مطالبات مذهبی: یکی از مطالبات مردم تونس، داشتن آزادی انجام شعائر دینی و مذهبی بود. بن علی در طول سال‌های حکومت خود سعی کرد جلوی رشد اسلام را در این کشور بگیرد و بر همین اساس، بیانیهٔ ۱۰۸ را که داشتن حجاب را در داخل سازمان‌های دولتی ممنوع می‌کرد، در طول این سال‌ها اجرا کرد[۱]. در دانشگاه‌های تونس نیز بر اساس دستور وزارت آموزش این کشور موظف بودند تا از دختران تعهد بگیرند که در دانشگاه از پوشش اسلامی استفاده نکنند و پسران نیز از گذاشتن ریش بپرهیزند. این تعهدنامه هم‌چنین دانشجویان را از پوشیدن هرگونه لباس محلی منع می‌کرد. و هر کس که با این تعهدات مخالفت می‌کرد از تحصیل محروم می‌شد و در صورت ضرورت به دستگاه قضایی معرفی می‌گردید.
در دوران وی جوانان حق حضور در مساجد را نداشتند و شرکت مردم در نماز جمعه پس از اخذ مجوز از ادارات دولتی بود.[۲]
به هر حال بن علی بعد از گسترش اعتراضات سعی کرد امتیازهایی را به معترضان بدهد اما این امتیازات همگی دیرهنگام و بی‌فایده بودند.
انقلاب تونس از آغاز تا پیروزی کمتر از یک ماه طول کشید. این انقلاب در روز ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰(۲۶ آذر ۱۳۸۹)با خودسوزی بوعزیزی آغاز و در جمعه ۱۴ژانویه ۲۰۱۱ میلادی(۲۴ دی ۱۳۸۹) با فرار رئیس جمهور بن‌علی و خانواده‌اش به عربستان سعودی به پیروزی رسید.
بعد از گریختن بن‌علی، محمد الغنوشی نخست‌وزیر وی اداره امور کشور را به عهده گرفت اما اعتراضات به الغنوشی و نیز مغایرت ریاست موقت وی با قانون اساسی تونس سبب شد که محمد فؤاد المبزع ریاست جمهوری کشور را به طور موقت و تاهنگام برگزاری انتخابات زودهنگام بر عهده گیرد.
همین تغییر اصلاحات سریعی را در تونس ایجاد کرد؛ یعنی منجر به آزادی رسانه‌ها، مشارکت سیاسی مردم، بازگشت رهبران تبعیدی از جمله راشد الغنوشی و خلع ید جمعی از مفسدان اقتصادی از منابع و ثروت‌های عمومی شد. هم‌چنین نگاه دولت را به سمت کاهش بیکاری و رسیدگی به وضعیت اقتصادی بخش مهمی از مردم جلب کرد.
با این حال هم‌چنان طیف وسیعی از نیروهای وابسته به حکومت سابق در قدرت هستند و مردم نیز به این وضع معترضند.
تونس تا رسیدن به وضع مطلوب هنوز راه بسیاری دارد و رسیدن به آن به هوشنمدی و درایت و ایستادگی مردم آن کشور نیاز دارد.
بیداری اسلامی در مصر
مصر در شمال قارهٔ آفریقا و در کنار دریای مدیترانه و دریای سرخ قرار دارد. موقعیت جغرافیایی و سوق‌الجیشی این کشور به ویژه کانال سوئز در آن و هم‌چنین همجواری با فلسطین اشغالی و کشورهای لیبی و سودان باعث شده است که مصر در جغرافیای سیاسی منطقه نقش حساس و مؤثری را ایفا کند.
در سال ۱۲۶۰ ش/۱۸۸۱م انگلیسی‌ها مصر را اشغال کردند. از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۱/۱۹۱۸-۱۹۲۲م تحت تأثیر تحولات ناشی از جنگ جهانی اول، کوشش مصری‌ها برای رهایی از سلطهٔ استعماری انگلستان بیشتر شد و در اسفند ۱۳۲۰ش/فوریه۱۹۲۲م، انگلیس به وضعیت تحت الحمایگی این کشور پایان دادو در این کشور نظام سلطنتی مشروطه اعلام کرد. سرهنگ جمال عبدالناصر در ۳۱ تیر ۱۳۳۱/۲۳ جولای ۱۹۵۲ به کمک ژنرال نجیب و همکاری اخوان المسلمین قدرت را به دست گرفت و نظام مصر را جمهوری اعلام کرد و ناسیونالیسم عربی را ایدئولوژی حکومتی خود قرار داد. بعد از او انور سادات و به میزانی بسیار کمتر حسنی مبارک برای کنار زدن ناسیونالیسم عربی یا پان‌عربیسم و جایگزینی آن با میهن‌پرستی مصری، تلاش کردند. در زمان سادات، مصر به کشوری تبدیل شد که در عین ارائه تصویری از یک دموکراسی چندحزبی در خارج، دارای ریاست جمهوری مادام‌العمر شبیه پادشاه بود. پس از آن، نظامی تقریباً سکولار بر مصر حاکم شد که در طول چندین دهه تلاش کرد جنبش‌ها و نیروهای اسلام‌گرا را دور از قدرت نگه دارد.
اخوان المسلمین بزرگ‌ترین حزب اسلام‌گرای مصر؛ این حزب هر چند در دوران پس از مبارک توانست قدرت را در دست بگیرد اما به دلایل مختلف نتوانست قدرت را در اختیار خود نگه دارد و بسیاری از سران این حزب بازداشت شدند
علیرغم این تلاش طولانی مدت، بیداری اسلامی در مصر ریشه‌دار بود و به همین دلیل شعله‌های انقلاب مردم مصر با یک تظاهرات زبانه کشید و به‌سرعت به مناطق دیگر هم سرایت کرد و در نهایت به سرنگونی مبارک منجر شد.
خیزش مردم مصر در روز ۵ بهمن ۱۳۸۹(۲۵ ژانویه ۲۰۱۱) آغاز شد. ده‌ها هزار مصری در چارچوب حرکتی که فعالان اینترنتی آن را روز خشم نامیدند علیه دولت تظاهرات کردند. تظاهرکنندگان در مقابل شورای عالی قضایی شعار مرگ بر حسنی مبارک سر می‌دادند.
نیروهای پلیس تظاهرکنندگان را محاصره کردند و تدابیر امنیتی را در سراسر قاهره تشدید کردند تا از مشارکت مردم جلوگیری شود اما مردم در روزهای بعد به اعتراضات خود ادامه دادند و با این که دولت وعده اصلاح و تغییر می‌داد اما مردم در ۸ بهمن یعنی در جمعه خشم در میدان التحریر قاهره جمع شدند و علیه مبارک شعار دادند.
نیروهای پلیس در آن روز ۹۵ نفر را در سراسر مصر از جمله سوئز و اسکندریه کشتند و شامگاه همان شب حسنی مبارک دولت را منحل کرد و در سخنانی ضمن این که خود را حامی مردم مصر خواند و خبر از تشکیل دولت جدید داد از جوانان مصری نیز خواست که به حفظ امنیت کشور پایبند باشند و تهدید کرد که بی‌نظمی‌های بیشتر را تحمل نخواهد کرد.
این سخنرانی از میزان حضور مردم در میدان التحریر کم نکرد. مردم که از تعلل مبارک در کناره‌گیری خشمگین بودند به مراکز پلیس در شهرهای مختلف حمله کردند و حتی در روز ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ توانستند شهر سوئز را از کنترل دولت خارج کنند.
در روز ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ بیش از دو میلیون نفر در میدان التحریر فریاد می‌زدند: « یا مبارک صح النوم... الیوم آخر الیوم» اما مبارک در واکنش به همه این اعتراضات فقط اعلام کرد که در انتخابات آتی کاندیدا نخواهد شد اما تا زمان انتخابات ـ هشت ماه دیگر ـ در پست خود باقی خواهد ماند.
این برخورد مبارک خشم مردم را بیشتر کرد و باعث شد که دولت برای جلب افکار عمومی در روز ۱۳ بهمن خواستار گفت‌وگوی ملی برای خروج از بحران شود. برخی گروه‌های مصری با این پیشنهاد مخالفت کردند و شرط خود را برای مذاکره برکناری مبارک اعلام کردند. اما اخوان المسلمین در اقدامی عجیب با این درخواست موافقت کرد؛ اقدامی که با اعتراض مردمی مواجه شد و چند روز بعد اخوان مجبور شد از میز گفت‌وگو با دولت خارج شود و شروع به توجیه عملکرد خود نماید.
روز جمعه ۱۵ بهمن مردم مصر در شهرهای مختلف راهپیمایی جمعة الرحیل را برگزار کردند.
در روزهای بعدی نیز همین اعتراضات ادامه یافت تا این که در روز ۲۲ بهمن ۱۳۸۹(۱۱فوریه۲۰۱۱)، عمر سلیمان معاون حسنی مبارک از تلویزیون اعلام کرد: « محمد حسنی مبارک رسماً از منصب ریاست جمهوری کناره‌گیری کرد و شورای عالی ارتش را موظف نمود که قدرت را در دست بگیرد.»
خبر سقوط مبارک موجی از شادی را در بین مردم حاضر در میدان التحریر و دیگر نقاط مصر ایجاد کرد اما اقدامات ارتش مصر و عملکرد اخوان المسلمین و دیگر گروه‌های فعال در عرصه سیاسی مصر اجازه نداد که خیزش مردم مصر به نتایج مد نظر خویش دست یابد.
بیداری اسلامی در لیبی
لیبی در شمال آفریقا واقع شده است. حکومت لیبی به رغم داشتن شالوده‌های اولیهٔ اسلامی، دارای نوعی ایدئولوژی سیاسی سکولار بوده است. در سال ۱۳۵۷ش/۱۹۷۸م معمر قذافی اعلام کرد که سنت و احادیث نبوی یه خاطر شبهات وارد شده از حجیت ساقط است. این نظریهٔ رسمی در سکولار کردن قدرت سیاسی بسیار مؤثر بود به گونه‌ای که در این کشور مبدأ تاریخ از زمان هجرت به زمان ارتحال پیامبر اکرم(ص) تغییر یافت در مجموع تأکید اصلی قذافی بر پان‌عربیسم بود.
اولین جرقه‌های قیام مردم لیبی علیه حکومت معمر قذافی به شکل مجموعه‌ای از راهپیمایی‌های خیابانی از ۲۳ دی ۱۳۸۹(۱۳ ژانویه ۲۰۱۱) زده شد. اما قیام گسترده از روز خشم لیبی در ۲۸ بهمن ۱۳۸۹(۱۷ فوریه ۲۰۱۱) آغاز شد. مردم در این روز خواستار پایان یافتن دوران حکومت ۴۲ساله قذافی و برکناری وی و تمام اعضای خانواده‌اش از پست‌های سیاسی و امنیتی و نظامی و بازگشت حق تعیین سرنوشت به خودشان شدند.
امام موسی صدر؛ وی از مخالفان سیاست‌های قذافی در مورد لبنان و فلسطین بود. وی در سال ۱۳۵۷ به دعوت قذافی به لیبی سفر کرد اما در آنجا ربوده شد و هیچ خبر دقیقی از سرنوشت وی در دست نیست
پاسخ قذافی به این اعتراضات بسیار سخت بود. هواپیماهای جنگی قذافی از آسمان و نیروهای مسلح وی در زمین با گلوله‌های مستقیم به خواسته‌های مردم پاسخ دادند که نتیجه این برخورد خشن تا روز سوم اسفند ۱۳۸۹، ۸۰۰ کشته و ۵۰۰۰ نفر زخمی بود.
قذافی هرچند این اقدامات را در جهت سرکوب قیام مردم انجام داد اما مردم مصمم‌تر به حرکت خود ادامه دادند و توانستند تا ۶ اسفند ۱۳۸۹، بر شهرهای شرق لیبی و شهر بنغازی و بر مرزهای این کشور با مصر و لیبی مسلط شوند.
قذافی البته این وضع را تحمل نکرد و نیروی هوایی قذافی این شهرها را بمباران می‌کرد که منجر به کشته شدن شمار بسیاری از مردم شد.
این وضعیت سبب شد که نهادهای بین المللی واکنش نشان دهند و تصمیم به حمله نظامی به لیبی بگیرند. این تصمیم در ۲۸ اسفند ۱۳۸۹ اجرایی شد و هواپیماهای ناتو وارد حریم هوایی لیبی شدند حمله نظامی آغاز شد که در اثر آن شماری از افراد غیر نظامی و حتی انقلابیون نیز کشته شدند.این امر سبب شد که شورای انتقالی موقت لیبی از طرفین بخواهد که تن به آتش‌بس بدهند؛ درخواستی که نه از سوی دولت قذافی و نه از سوی نیروهای خارجی پذیرفته نشد
علاوه بر اقدام نظامی علیه لیبی، دادگاه بین‌المللی لاهه نیز در ۲۹ خرداد ۱۳۹۰ حکم بازداشت معمر قذافی، پسرش، سیف‌الاسلام و رئیس سازمان اطلاعات لیبی را صادر کرد. در صحنه تحولات میدانی نیز نیروهای انقلابی توانستند روز ۳۱ مرداد۱۳۹۰ وارد طرابلس پایتخت لیبی شونداما معمر قذافی فرار کرده بود. سرانجام پرونده زندگی قذافی نیز در ۲۸ مهر ۱۳۹۰ در شهر سرت بسته شد و وی کشته شد.
لیبی هر چند از دست قذافی راحت شد اما نزاع‌های داخلی و حضور نیروهای خارجی و هم‌چنین وابسته به القاعده در این کشور، مانع از آن شده است که این کشور به سمت آبادانی و بازسازی ویرانه‌های دوران قذافی حرکت کند.
بیداری اسلامی در یمن
جمهوری یمن در جنوب شبه جزیرهٔ عربستان واقع است. حدود ۵۰ درصد یمنی‌ها شیعی مذهب‌اند که غالباً در منطقهٔ صعده و شمال یمن ساکن‌اند. البته عمدهٔ شیعیان یمن زیدی‌اند.
مردم یمن در پی انقلاب‌های گوناگون در کشورهای اسلامی، اعتراضات و تظاهرات گسترده‌ای را در شهرهای مختلف علیه رژیم علی عبدالله صالح آغاز کردند. اولین قدم‌های قیام مردم یمن علیه علی عبدالله صالح از روز ۷ بهمن ۱۳۸۹(۲۷ ژانویه ۲۰۱۱) برداشته شد. در آن روز هزاران یمنی در صنعاء تظاهرات کردند و با سردادن شعارهایی علیه علی عبدالله صالح خواستار کناره‌گیری وی از قدرت شدند. آنان هم‌چنین به فقر روزافزون و شرایط بد اقتصادی نیز اعتراض داشتند. اعتراضات علیه دولت ادامه داشت و پلیس نیز علیه معترضان واکنش نشان داد.
در جریان این اعتراضات شماری از مردم دستگیر، گروهی مجروح و تعدادی نیز کشته شدند. برخورد دولت با معترضان در طول اعتراضات روزبه‌روز خشن‌تر می‌شد تا جایی که در اعتراضات روز ۱۹ اسفند ۱۳۸۹، دولت یمن از بمب‌های مسموم و گازی علیه معترضان استفاده کرد. مردم با وجود برخورد خشن حکومت علیه آنان به اعتراضات خود ادامه دادند تا این‌که در روز چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰، حزب حاکم یمن با کناره‌گیری علی‌عبدالله صالح موافقت کرد اما علی عبدالله صالح هم‌چنان در قدرت باقی ماند تا این‌که معترضان روز ۱۳ خرداد ۱۳۹۰ با خمپاره به کاخ ریاست‌ جمهوری حمله کردند که طی آن علی عبدالله صالح به‌شدت مجروح شد و وی برای معالجه به عربستان منتقل شد و به مدت یک ماه در بیمارستان‌های عربستان تخت درمان قرار گرفت.
در طی این مدت مردم یمن خواستار به رسمیت یافتن شورای انتقالی یمن از سوی شورای همکاری خلیج فارس شدند. این درخواست مورد موافقت قرار نگرفت و علی عبدالله صالح نیز در روز ۱۶ تیر ۱۳۹۰ پس از غیبت یک‌ماهه با حالی وخیم بر صفحه تلویزیون دولتی یمن ظاهر شد و دوباره مخالفانش را تهدید کرد و فقط اعلام نمود که حاضر است قدرت را درچارچوب قانون اساسی تقسیم کند. اما سرانجام از قدرت کناره‌گیری کرد. [۳]
پس از برکناری علی عبدالله صالح، دولت یمن کوشید طی اصلاحاتی مردم را راضی نماید اما این اتفاق نیفتاد و مردم یمن مجدداً دست به اعتراض زدند. این اعتراضات که با رهبری حوثی‌‌های یمن پیگیری می‌شد در تابستان ۱۳۹۳ به اوج خود رسید. مردم سه خواسته اساسی داشتند که عبارت بودند از «سرنگونی دولت فاسد، لغو دستور آزادسازی حامل‌های سوخت و اجرای نتایج کنفرانس گفت‌وگوی ملی». سرانجام حوثی‌ها توانستند پس از تصرف بخش‌های مهمی در صنعا پایتخت یمن، دولت را به پای میز مذاکره بکشانند.
توافق نهایی برای حل بحران در یمن میان رئیس جمهوری و رهبران انصارالله یمن در صنعا روز شنبه (۲۹ شهریور ۱۳۹۳) با نظارت «جمال بن عمر»، فرستاده ویژه سازمان ملل به یمن صورت گرفت. بر اساس این توافق، دولت «باسندوه» برکنار شد و با روی کار آمدن انصارالله در صحنه سیاسی یمن قرار است دولت جدیدی در این کشور تشکیل شود.[۴]
بیداری اسلامی در بحرین
بحرین کوچک‌ترین کشور خاورمیانه و جهان اسلام است. اکثر جمعیت بحرین شیعه‌اند اما حاکمیت سیاسی به خاندان آل خلیفه سنی مذهب تعلق دارد. این خاندان از سال ۱۱۶۱ش/۱۷۸۲م به کمک استعمار خارجی خاک بحرین را به اشغال خود در آورده و یک حکومت مطلقه و دیکتاتوری را در این کشور پایه‌‌گذاری کرد.
آیات القرمزی شاعر بحرینی؛ وی پس از قرائت شعر علیه حکومت بحرین در میدان اللؤلؤه دستگیر و شکنجه شد.
سابقهٔ جنبش‌ها و فعالیت‌های سیاسی در بحرین به سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، خصوصاً به اوایل دههٔ ۱۹۶۰ بر می‌گردد. اما بروز انقلاب اسلامی در ایران را باید منشأ تحولات و دگرگونی‌های جدید سیاسی در بحرین به حساب آورد که منجر به گسترش روند آزادسازی سیاسی در این کشور شد. دست‌کم از دو دهه پیش تاکنون مردم بحرین به طور جدی خواستار انجام اصلاحات اساسی و برکناری حکومت آل خلیفه هستند و در این راه شهدای زیادی را تقدیم کرده‌اند.
دور جدید خیزش مردم بحرین در دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ آغاز شد؛ روزی که به تأسی از انقلاب‌های تونس و مصر، از سوی جوانان بحرینی به عنوان روز خشم اعلام شده بود. خواسته‌های مردمی در این تظاهرات عبارت بودند از:
ایجاد تغییرات و اصلاحات اساسی
آزادی فعالان زندانی
بازگشت فعالان تبعیدی
توقف اعطای تابعیت سیاسی(دولت بحرین با هدف شکستن اکثریت شیعی، به اتباع بیگانه تابعیت سیاسی اعطا می‌کرد)
مردم در این این تظاهرات مسالمت‌آمیز با برخورد خشن پلیس مواجه شد و طی آن یک جوان ۲۱ ساله به نام عبدالهادی علی المشیمع شهید و ۲۰ تن دیگر زخمی شدند.
میدان اللؤلؤه مرکز تجمع مردم علیه حکومت بحرین
این برخورد خشن سبب شد که سطح مطالبات مردم بالا رود و آنان در میدان اللؤلؤه بحرین خواستار تغییر رژیم شوند. هم‌چنین بسیاری از مردم از حضور در محل کار خود خودداری کردند و در میدان اللؤلؤه حضور یافتند.
مردم معترض بحرین در شعارهای خود تأکید داشتند که اعتراضاتشان طایفه‌ای و مذهبی نیست و برای منافع و حقوق همه مردم بحرین قیام کرده‌اند.
برخورد خشن دولت بحرین با مردم ادامه داشت. ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ نیروهای امنیتی و پلیس بحرین میدان اللؤلؤه را بست و به سمت تحصن‌کنندگان حمله کرد که در اثر این هجوم چهار نفر کشته و بیش از یکصد نفر زخمی شدند که دوتن از این مجروحین به علت شدت جراحات از دنیا رفتند.
با این که شیخ خالدبن احمد آل خلیفه، وزیر خارجهٔ بحرین، پس از این برخورد خشن با مردم، آن را اقدامی لازم خواند اما این رفتار با واکنش منفی هم در سطح جهان و هم در داخل بحرین مواجه شد. آیت الله شیخ عیسی قاسم در سخنان شدیداللحنی رفتار حکومت را محکوم کرد و مسؤولیت این کشتار را متوجه دولت دانست و اعلام کرد که این برخوردهای خشن نمی‌تواند ملت را ساکت کند. در سطح بین‌المللی نیز کشورهای مختلف، رفتار حکومت بحرین را محکوم کردند. سطح بالای این اعتراضات باعث شد که ولیعهد بحرین ضمن درخواست از مردم برای بازگشت به منازلشان، خواهان گفت‌وگو با مخالفان شد و قول داد که ارتش از خیابان‌ها عقب‌نشینی خواهد کرد.
۳۰ بهمن ۱۳۸۹، ارتش از میدان اللؤلؤه عقب نشست و مردم به میدان بازگشتند و دست به تحصن زدند. سخنران آغاز این تحصن شیخ علی سلمان بود. خواستهٔ اصلی مردم تبدیل پادشاهی خاندان آل خلیفه به پادشاهی مشروطه، آزادی زندانیان سیاسی و محاکمه عاملان کشتار مردم بود.
دولت بحرین حدود سه هفته با مردم مماشات کرد اما ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ صدها تن از نیروهای امنیتی سعودی برای سرکوب مردم وارد منامه شدند و ۲۴ اسفند ۱۳۸۹، شاه بحرین به مدت ۳ ماه در این کشور حالت فوق‌العاده اعلام کرد.
با این اعلام قلع و قمع آغاز شد و در همان روز چهار نفر از شهروندان بحرینی در هجوم نیروهای سعودی به منطقه الستره به شهادت رسیدند و حدود دویست نفر مجروح شدند.
۲۵ اسفند ۱۳۸۹ تانک‌ها با حمله مجدد به میدان اللؤلؤه مردم متحصن را قلع و قمع و چادرهای آنان را آتش زدند. هم‌چنین ارتش بحرین به مدت یک ماه حکومت نظامی اعلام کرد که بر مبنای آن، ایجاد هرگونه تجمع ممنوع بوده و از ساعت ۱۶ تا ۴ بامداد منع آمد و شد برقرار است.
۲۶ اسفند ۱۳۸۹ بولدوزرها و ماشین‌های سنگین دولتی اقدام به تخریب میدان و لوازم و نمادهای متحصنین کردند.
از آن تاریخ تاکنون حکومت بحرین به برخوردهای خشن خود با معترضان ادامه داده و بسیاری از معترضان را دستگیر و به‌شدت شکنجه کرده است و می‌کوشد با اعمال فشار روزافزون صدای هر مخالفی را خاموش کند و با توجه به تبلیغات گسترده‌ای که در سطح جهانی انجام داده و اعتراض مردم را اعتراضی طایفه‌ای جلوه داده است، جریان بیداری اسلامی در بحرین با مظلومیتی مضاعف مواجه است.
بیداری اسلامی یا بهار عربی
آیت الله سید علی خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه خود در تاریخ ۱۵/۱۱/۱۳۸۹ ماهیت انقلاب در کشورهای عربی را از جنس بیداری اسلامی دانست. او در آن خطبه گفت: « حوادث امروز شمال آفریقا،مصر،تونس، برخی کشورهای دیگر، برای ما ملت ایران معنای دیگری دارد، معنای خاصی دارد؛ این همان چیزی است که همیشه به عنوان حدوث بیداری اسلامی، به مناسبت پیروزی انقلاب بزرگ اسلامی ملت ایران گفته میشد؛ امروز خودش را دارد نشان میدهد»[۵]
او اصول این انقلاب‌ها را احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی، برافراشتن پرچم اسلام، برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفائی‌، ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه‌ی آمریکا و اروپا و مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست دانست [۶] و تهدیدهای متوجه این انقلاب‌ها را، اختلافات داخلی، مصادره انقلاب‌ها و سلب مرجعیت فکری علما و تراشیدن مراجع فکری جدید [۷] می‌دانند.

منابع بیشتر

افزایش چشمگیر حجاب اسلامی بعد از انقلاب در تونس

کادر سازی انقلابیون در مسجد «سیدی یوسف»

علی عبدالله صالح؛ پدیده‌ای نادر در جهان عرب

رئیس‌جمهور یمن ۲ عضو جنبش انصارالله را به عنوان مشاور‌ خود انتخاب کرد

پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله خامنه‌ای

بیانات آیت الله خامنه‌ای در اجلاس بین‌المللی بیداری اسلامی‌

پایگاه تبیینی تحلیلی بیداری اسلامی

پایگاه الصحوه الاسلامیه

صفحه بیداری اسلامی سایت موسسه پژوهش‌های انقلاب اسلامی

مقاله بیداری اسلامی در دائرة المعارف بزرگ اسلامی

ماهیت و نقش جنبش نرم افزاری در بیداری اسلامی معاصر

براندازی نظام خلافت در ترکیه توسط مصطفی کمال(آتاترک) در سال 1924 سه نوع واکنش مختلف را از سوی مسلمانان جهان برانگیخت. در هنر تحت سلطه انگلیس با یک جمعیت عمده مسلمان‏، یک خشم فراگیر ایجاد شد و تلاش‌های پرشوری برای نجات نظام خلافت شکل گرفت. اگر چه این نهضت با انگیزه‌های نجات خلافت اسلامی شکل گرفت. اما بعدها رنگ و بو و محتوای ناسیونالیسم هندی به خود گرفت. تا آنجا که مهندس کرمچاند گاندی که یک هندوی ضد اسلام بود، نیز به قطار مدافعان نظام خلافت پیوست.
در خاورمیانه یک واکنش کاملا عجیب انجام گرفت. شریف حسین، مأمور انگلیس در مکه، خود را خلیفه خواند. اما بجز رژیم‌های عراق،‌ اردن و یمن هیچ کس به این عامل انگلیس اعتنایی نکرد. اردن و عراق که در آن زمان تحت سلطه پسران شریف حسین قرار داشتند، هدیه‌هایی بودند از سوی انگلیس به خانواده شریف حسین به خاطر خوش خدمتی آنها در راستای تجزیه خاورمیانه به ‹‹دولت- ملت››‌‌ها.
در قاهره یک گردهمایی با حضور تعدادی از نخبگان مسلمان تشکیل شد تا به بررسی آینده امت در فقدان نظام خلافت و چگونگی احیای آن بپردازند. ریاست جلسه بر عهده رییس دانشگاه الازهر شیخ ابو الفضل الجیزاوی به همراه رییس دادگاه عالی شرع مصر محمد مصطفی المراقی بود.در این جلسه، نخبگان به شکلی کسالت آور مساله را مورد بحث قرار دادند، اما به هیچ نتیجه معینی نرسیدند. آنچه که از این جلسه بدست آمد، منعکس کننده رکود شدید اندیشه سیاسی مسلمانان در طول قرن‌ها بود. پیکر، اصلی نخبگان و آگاه‌ترین افراد امت بعد از یک مشورت دقیق، تنها توانستند نتیجه بحث را به نظریه‌های سه تن از علمای پیشین تاریخ اسلام ارجاع دهند: ابوالحسن الماوردی، ابوحامد محمد غزالی و ابن تیمیه. به نظر می‌رسد اندیشه سیاسی مسلمانان تنها اندکی بیشتر از ششصد سال قبل پیشرفت داشته است. اگرقلت اندیشه تنها ضعف آنها بود باز قابل تحمل می‌نمود، اما نخبگانی که در قاهره جمع شده بودند، همچنین به این نتیجه رسیدند که اصلاً ترک‌ها غاصب خلافت بوده‌اند و خلافت متعلق به اعراب است. بنابراین سرنگونی خلافت عثمانی که غاصب در دست غیر اعراب بود، چندان ضربه‌ای برپیکر امت وارد نساخته است. بروز این چنین گراسشات ناسیونالیستی در میان نخبگانی که برجسته ترننهادهای فکری امت را ریاست می‌کنند، در حقیقیت یک انحطاط غم انگیز بود.
این سه عالم سنتی مذکور در زمانی آثار خود را نوشنتند که نظام سیاسی خلافت به ملوکیت(پادشاهی موروثی) تبدیل شده بودند و هر کدام ادعای شایستگی برای رهبری کل امت را داشتند. این علما در شرایطی آثار خود را(احکام السلطانیه الماوردی، احیا علوم دین غزالی و سیاست الشریعه ابن تیمیه) نوشتند که کمترین نقش و کنترل را برنظام سیاسی داشتند چه برسد به تأثیر و تغییر.
آنچه آنها انجام دادند فقط دامنه خسارت را محدود می‌کرد و حتی این یه مورد به ابزار و روکشی برای توجیه مشروعیت آن واقعیت سیاسی تبدیل شد که تا آن زمان از حقیقت اسلام دور شده بود، در این دوره نیز نخبگانی مشابه برای درمان سرنگونی نظام خلافت در سال 1924 متوسل به آثاری می‌شوند که در 600تا 900 سال قبل و تحت آن شرایط نوشته شده بود.این هر دو حرکت غیر واقع بینانه و انعکاسی از بعد مسافت مسلمانان از اسلام و آموزه‌های آن است.
تلاش مصطفی کمال برای براندازی خلافت، کمیته ضد اسلامی او را منعکس می‌کرد. او نه تنها از اینکه ترکیه به تنهایی بار حکومت(مسلمانان) را به دوش می‌کشد، شکایت داشت، بلکه معتقد بود«آنان که از یک خلافت جهانی حمایت می-کنند تاکنون از کمک برای حفظ و نگهداری آن سرباز زده اند.» او اصرار داشت که اکنون خلافت معنای حد اقلی خود را از دست داده و به عقیده وی «ایده خلافت واحد، که همه مسلمانان را دربرمی گیرد، چیزی است در کتاب‌ها و واقعیت خارجی ندارد.»
مصطفی کمال یکی از سربازان مدرن جنگ‌های صلیبی علیه اسلام بود؛ اما دیگر مسلمانان که تا آن زمان با تبدیل الگوی سیاسی امت به امپراطوری‌هایی با پادشاهان رقیب یکدیگر منار آمده بودند، اکنون می‌دیدند که این امپراطوری‌ها به نظام‌های «دولت- ملت» تکه تکه می‌شوند. به عبارت دیگر آخرین مرحله از فرایند طولانی انحراف امت از اسلام ناب بود.
این مرحله همچنین نتیجه تأثیر غرب و اندیشه‌های بیگانه‌ای بود که همچون ویروسی از اروپا منتشر شد. تمدن مهاجم غرب نه فقط قدرت مسلمانان را به چالش کشید بلکه برای تخریب کامل اسلام برنامه ریزی و اقدام کرد.
اروپاییها مسلح به سلاح‌های تخریب اجتماعی شدند؛ آن سلاح مخرب ایدئولوژی ناسیونالیسم و بذرهای آن بود. غرب به شکل نظام همه نهاد‌ها و ساختارهایی را که برای سلطه او خطرناک نشان می‌داد، تخریب کرد. از اولین قربانیان آن، زبان مخاطبان بود. تا وقتی که اندیشمندان مسلمان به زبان قرآن(عربی) آشنایی داشتند، قادر به لرتباط با سنت و تاریخ اسلام از سویی و ارتباط با توده مسلمانان از سوی دیگر بودند.با ظهور استعمار یک تغییر جهت و انحراف بزرگ رخ داد. نتیجه آن پرورش دسته‌ای از مسلمانان بود که با زبان‌های اروپایی تحصیل کرده و نسلی کاملاً رویگردان نه فقط از توده‌های مسلمان بلکه ریشه‌های خود شده بود. گسست میان نسل‌ها و اقشار مختلف مسلمان، شرایط غم باری را برای امت اسلامی پدید آورد. طبقه تحصیل کرده مسلمانان، با انقطاع از منابع اندیشه دینی، در گفتمان ایده‌ها و علوم غربی می-اندیشند و به دروازه گسیل این اندیشه‌ها به جهان اسلام تبدیل شدند.
این گزار بود که پیکره ضعیف نظام سیاسی مسلمانان را به کلی نقش بر زمین کرد. از این پس نخبگان مسلمان تنها می-توانستند در چارچوب نظری و فضایی که اساتید اروپایی آنها ترسیم کرده بودند، تفکر و تحلیل کنند. این نوع اندیشه‌ها بخش قابل توجهی از خواص مسلمانان را مورد همهمه قرار می‌داد.از این رو زمانی که نزاع برای استقلال بالا گرفت، طرح استقلال بر پایه مدل و الگوهای اندیشه غرب پی ریزی شد. از این روست که حتی یکی از این نخبگان حاکم در هیچ یک از جوامع اسلامی نتوانست مسائل کشور خود را طی مدت بیش از پنجاه سال پس از استقلال حل کند. تنها استثناء، ایران بود که بار یک انقلاب اسلامی را تحمل کرد تا اختناق و سیطره غرب را بشکند و اکنون در حال مبارزه و تلاش برای ایجاد یک نظام اسلامی در جامعه خود می‌باشد.
نمونه ایران عبرت انگیز است. این امام خمینی بود که از طریق اجتهاد خود بر اندیشه قدیمی کناره گیری از حضور مستقیم در سیاست و حکومت در غیاب امام دوازدهم فائق آمد و در پیش روی اندیشه سیاسی شیعه افق نوینی گشود. به محض اینکه اندیشه سیاسی شیعه از این تنگنا رهایی یافت به سوی یک انقلاب خیز برداشت. از آنجا که اندیشه سیاسی امام خمینی ریشه در اسلام داشت، تأثیر انقلاب اسلامی و عمیق و ماندگار شد و تلاش‌های گسترده دشمنان برای توقف و نابودی آن ناکام مانده است.
دو جنبش اسلامی عمده که در بخش‌های دیگر جهان اسلام به دنبال سرنگونی نظام خلافت پدید آمد، همان طور که انتظار می‌رفت، در باتلاق ناسیونالیسم گیر کرد. اخوان المسلمین در مصر و جماعت اسلامی در پاکستان نتوانستند بر حصارهای ناسیونالیسم فائق آیند. جماعت اسلامی علی رغم تبحر ابوالاعلی مودودی قربانی ساختارگرایی حزب سیاسی شد و حتی کمتر از اخوان المسلمین در جهان عرب تأثیر سیاسی داشت. گرچه رژیم‌های عربی در به بند کشیدن اخوان المسلمین درنده خوتر از رژیم‌های پاکستان نسبت به جماعت اسلامی بودند.
آنچه هر دو جنبش را به دام انداخت ساختار نظام‌های حاکم و متداول در این جوامع بود که به شکل بنیادین با اسلام ناسازگار بود. تنها سید قطب توانست این واقعیت را ببیند، اما به قلم کشیدن این نگاه،(در کتاب العالم فی الطریق) به قیمت جان او تمام شد و توسط رژیم ناصر در آگوست 1996 اعلام شد. دکتر کلیم صدیقی به شکلی مسبوط این پدیده را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. او همواره برناسازگاری نظام سیاسی – اجتماعی موجود در جوامع اسلامی کنونی با آموزه‌های اسلام تأکید داشت و معتقد بود که سرنگونی کامل سیستم تحمیلی غرب پیش شرط گزار و تحول امت است.
کلیم صدیقی در آخرین کتاب خود(مراحل انقلاب اسلامی) که چند روز قبل از وفات وی در آوریل 1996، منتشر شد، به مراحلی رسید که نهضت‌های اسلامی برای دستیابی موفقیت آمیز به حکومت اسلامی باید طی کند اشاره داشت. یکی از لوازم اولیه، طبق نظر وی، انقلاب نرم افزاری در اندیشه سیاسی مسلمانان است. او براین نکته اصرار داشت که با زدودن نفوذ خرد کننده اندیشه سکولاریسم از تاروپود اندیشه مسلمانان، هیچ تحول و پیشرفتی در جامعه مسلمانان شکل نخواهد گرفت. دکتر صدیقی ضمن تمجید انقلاب اسلامی ایران به آسیب شناسی جدی آن نیز می‌پرداخت. او از همان روزهای اولیه انقلاب بر لزوم بازسازی ساختاری حکومت و یک انقلاب فرهنگی تأکید داشت و معتقد بود در غیر این صورت ایران همچنان در برابر نفوذ شکننده غرب آسیب پذیر می‌ماند. بوروکراتیزه شدن ساختار حکومت و بازگشت ارزش‌های غربی به ایران از جمله نگرانی‌ها و خطرهایی بود که دکتر صدیقی علیه آنها هشدار می‌داد.
انقلاب نرم افزاری در اندیشه سیاسی مسلمین بهترین راهکاری است که باقی مانده و یک اندیشمند مسلمان ارائه کرده است. اما به هر حال مشکلات و موانع پیش روی نخبگان مسلمانی که درصدد کمک به این انقلاب نرم افزاری هستند فراوان است.دو نکته اساسی باید روشن شود. نکته اول اینکه ضرورت این انقلاب باید برای همه روشن شود. اندیشه سنتی مسلمانان نه فقط نیازمند تصفیه از رسوبات اندیشه غرب است بلکه باید از خطاها و کج‌هایی که در گذشته تاریخ مسلمانان یعنی از همان سالهای اولیه پس از رحلت پیامبر(ص) پدید آمد، پالایش شود. تأثیر غرب بدون شک کشنده و خسارت بار بوده، اما اگر اصلاح همه جانبه نباشد و این مشکلات برطرف شود به بحرانی درآینده منجر خواهد شد.
دومین نکته این است که حرکت نرم افزاری نمی‌تواند خارج از چارچوب مبارزات سیاسی نهضت اسلام، تعریف شود. در حقیقت جنبش نرم افزاری تنها به شرطی موفق می‌شود که توأم با نهضتی سیاسی باشد. منعم دشمنی غرب با اسلام و نهضت بیداری اسلامی، نقطه جوهری برای آغاز حرکت است. هر تلاشی برای تحقق انقلاب نرم افزاری در اندیشه اسلامی، مادامی که موضع سیاسی آن در برابر دشمنان خنثی و بی طرفانه و یا حتی تحت اشراف موسسه‌های آکادمیک غرب انجام می‌شود، نه فقط پرونده نهضت بیداری را می‌بندد بلکه در خدمت اهداف غرب برای اسلام ستیزی در خواهد آمد.
هیچ جامعه‌ای برپایه اندیشه‌های بیگانه پیشرفت نکرده است، چه رسد به جامعه اسلامی که خود صاحب ارزش‌های بنیادینی است که نه فقط با سیطره تمدن غرب انکار شده بلکه هدف جنگ صلیبی نوین آنان نیز قرار گرفته است.
برای مسلمانان تنها یک راه مانده است: «بازگشت به سیره و سنت پیامبر خدا(ص) و بازسازی تمدن اسلامی از طریق ارزش‌های اسلامی»

پاسخ رهبر انقلاب به ۲۰ پرسش درباره «بیداری اسلامی»

رهبر معظم انقلاب اسلامی اما در خطبه‌های تاریخی خود در نیمه بهمن 1389، مبارک را خائن به ملت مصر معرفی کرده و از «تجربیات انقلاب کبیر اسلامی ایران» برای ملت مصر سخن گفتند. تنها گذشت یک هفته کافی بود که همگان سقوط مبارک را به چشم خود ببینند. از آن پس بود که اصطلاح «بیداری اسلامی» بر سر زبان‌ها افتاد. با تشدید این موج در منطقه، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای زوایای بیشتری از این حرکت ملت‌های مسلمان را در سه سطح توصیف حوادث، راهبری بیداری اسلامی و آسیب‌شناسی مورد تحلیل و بررسی قرار دادند.
اسخ رهبر انقلاب به ۲۰ پرسش درباره «بیداری اسلامی»
هنوز چند روز بیشتر از آغاز قیام ملت مصر علیه حسنی مبارک نگذشته بود و از نظر بسیاری از تحلیل‌گران و کارشناسان، تکرار اتفاق تونس در مصر بسیار بعید می‌نمود. رهبر معظم انقلاب اسلامی اما در خطبه‌های تاریخی خود در نیمه بهمن 1389، مبارک را خائن به ملت مصر معرفی کرده و از «تجربیات انقلاب کبیر اسلامی ایران» برای ملت مصر سخن گفتند. تنها گذشت یک هفته کافی بود که همگان سقوط مبارک را به چشم خود ببینند. از آن پس بود که اصطلاح «بیداری اسلامی» بر سر زبان‌ها افتاد. با تشدید این موج در منطقه، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای زوایای بیشتری از این حرکت ملت‌های مسلمان را در سه سطح توصیف حوادث، راهبری بیداری اسلامی و آسیب‌شناسی مورد تحلیل و بررسی قرار دادند.
متنی که پیش رو دارید پاسخ به برخی سؤالات رایج در زمینه‌ی بیداری اسلامی است که پاسخ آن‌ها از بیانات رهبر انقلاب اسلامی استخراج شده است. این بیانات عمدتاً در دیدار با شرکت‌کنندگان سلسله همایش‌های جهانی بیداری اسلامی در دو سال و نیم اخیر بیان شده‌ است؛ اجلاس‌هایی که با حضور رهبران، زنان، جوانان، شاعران، اساتید دانشگاه‌های جهان اسلام و علمای امت اسلامی برگزار شد.
۱- ریشه شکل‌گیری بیداری اسلامی چیست؟
بیداری اسلامی یک حقیقتی است که اتفاق افتاده است. بعد از دهها سال متمادی تسلط دشمنان اسلام و دشمنان مسلمین بر جوامع اسلامی، چه به شکل استعمار مستقیم، چه به شکل استعمار جدید و استعمار غیر مستقیم، چه به صورت سلطه‌ی فرهنگی یا سلطه‌ی اقتصادی یا سلطه‌ی سیاسی؛ بعد از سالهای متمادی که ملتهای مسلمان فشرده شدند در زیر این فشارهای عظیم سلطه‌ی غربی و دولتهای اروپائی و آمریکائی بر کشورهاشان، بتدریج هسته‌ی بیداری، یقظه‌ی اسلامی رشد کرده، ثبت شده است و دارد خود را نشان میدهد. مردم دنیای اسلام امروز احساس میکنند که وسیله‌ی عزتشان، وسیله‌ی سربلندی‌شان، وسیله‌ی استقلالشان، اسلام است. ۱۳۹۱/۱۱/۱۰
این جنبشها و انقلابهای منطقه را که نگاه کنید، می‌بینید همه مرتبط با عزت ملت است. این انقلابها، از یمن و بحرین بگیرید تا مصر و لیبی و تونس و همچنین کشورهائی که هنوز آتش زیر خاکسترند و یک روزی شعله‌ور خواهند شد، همه‌ی اینها انگیزه‌شان بازگشت به عزت ملی و عدالت اجتماعی و آزادی، و همه در سایه‌ی اسلام است. ۱۳۹۰/۰۳/۱۴
مردم هم آمدند توی صحنه. این، خصوصیت این قضیه است. چرا آمدند؟ آن چیزی که آنها را کشاند، به صورت واضحی مسئله‌ی عزت و کرامت انسانی آنها بود. در مصر، در تونس و همچنین در کشورهای دیگر، غرور مردم به دست این حاکمان ظالم جریحه‌دار شده بود. ۱۳۹۰/۰۱/۰۱
۲- چرا قیام‌های منطقه، اسلامی هستند؟
اینکه میگوئیم بیداری اسلامی، این حرف پایه‌دار است، ریشه‌دار است. ملتهای مسلمان عدالت را میخواهند، آزادی را میخواهند، مردم‌سالاری را میخواهند، اعتنای به هویت انسانها را میخواهند؛ اینها را در اسلام می‌بینند، نه در مکاتب دیگر؛ چون مکاتب دیگر امتحان‌داده و شکست‌خورده‌اند. بدون مبنای فکری هم که نمیشود به این اهداف بلند دست پیدا کرد. آن مبنای فکری بر حسب ایمان و اعتقاد ملتهای منطقه عبارت است از اسلام و بیداری اسلامی. ماهیت جنبشها این است. ۱۳۹۱/۰۳/۱۴
دشمنان از کلمه‌ی «بیداری اسلامی» میترسند؛ سعی میکنند عنوان «بیداری اسلامی» برای این حرکت عظیم به کار نرود. چرا؟ چون وقتی اسلام در هیئت حقیقی خود، در قواره‌ی واقعی خود بروز و ظهور پیدا میکند، تن اینها میلرزد. اینها از اسلامِ برده‌ی دلار نمیترسند؛ از اسلامِ غرق در فساد و اشرافیگری نمیترسند؛ از اسم اسلامی که امتداد و انتهائی در عمل و در توده‌ی مردم نداشته باشد، نمیترسند؛ اما از اسلام عمل، اسلام اقدام، اسلام توده‌ی مردم، اسلام توکل به خدا، اسلام حسن ظن به وعد الهی که فرمود: «و لینصرنّ الله من ینصره»، میترسند. وقتی اسم این اسلام می‌آید، نشانی از این اسلام پیدا میشود، مستکبرین عالم به خودشان میلرزند - «کأنّهم حمر مستنفرة. فرّت من قسورة» - لذا نمیخواهند عنوانِ بیداری اسلامی باشد. ولی ما معتقدیم نخیر، این یک بیداری اسلامی است، بیداری حقیقی است، و رسوخ پیدا کرده است، امتداد پیدا کرده است، به این آسانی‌ها هم دشمنان نمیتوانند آن را از راه خودش منحرف کنند. ۱۳۹۱/۰۹/۲۱
۳- راهبرد دشمن در برابر بیداری اسلامی چیست؟
امروز مهمترین دستاویز دشمن برای مقابله‌ی با بیداری اسلامی، ایجاد اختلاف است. مسلمان را در مقابل مسلمان قرار دادن، مسلمان را به دست مسلمان از بین بردن، اینها را به هم مشغول کردن؛ چه چیزی بهتر از این برای دشمنان استقلال اسلامی که مسلمانان را به هم مشغول کنند؟ ۱۳۹۱/۱۱/۱۰
غربیها و آمریکا بعد از آنکه عوامل خود را در این کشورها از دست دادند، دو تا ترفند را در پیش گرفتند: یکی فرصت‌طلبی، یکی شبیه‌سازی. فرصت‌طلبی‌شان این بود که خواستند این انقلابها را مصادره کنند؛ یعنی سر مردم را کلاه بگذارند، با آنها اظهار همراهی کنند، افراد طرفدار خودشان را سر کار بیاورند. آنها در این کار شکست خوردند. دوم، شبیه‌سازی بود. شبیه‌سازی یعنی شبیه آنچه را که در مصر و در تونس و در لیبی و در بعضی از کشورهای دیگر اتفاق افتاده است، مثلاً بتوانند در ایران - ایرانِ مردم‌سالاری دینی، ایرانِ ملت - پیاده کنند! عواملشان در داخل کشور، مردمان ضعیف، فرومایه، حقیقتاً دستخوش هوی‌های نفسانی، سعی کردند شاید بتوانند این کار را بکنند. خواستند در اینجا حرکتِ شکست‌خورده، حرکت کاریکاتوریِ مضحک به وجود بیاورند؛ اما خب، ملت ایران توی دهنشان زد. ۱۳۹۰/۰۱/۰۱
روحانیان و رجال دین‌‌شناس کمابیش در همه جا مرجع فکری و سنگ صبور روحی مردم بوده‌‌اند و هرجا که در هنگامه‌‌ی تحولات بزرگ، در نقش هدایتگر و پیشرو ظاهر شده و در پیشاپیش صفوف مردم در مواجهه با خطرات حرکت کرده‌‌اند، پیوند فکری میان آنان و مردم افزایش یافته و انگشت اشاره‌‌ی آنان در نشان دادن راه به مردم، اثرگذارتر بوده است. این به همان اندازه که برای نهضت بیداری اسلامی دارای سود و برکت است، برای دشمنان امت و کینه‌‌ورزان با اسلام و مخالفان حاکمیت ارزشهای‌‌اسلامی، دغدغه‌‌آفرین و نامطلوب است و سعی میکنند این مرجعیت فکری را از پایگاه‌‌های دینی سلب کرده و قطبهای جدیدی برای آن بتراشند؛ که به تجربه دریافته‌‌اند که با آنان میتوان بر سر اصول و ارزشهای ملی براحتی معامله کرد! چیزی که در مورد عالمان باتقوا و رجال دینیِ متعهد هرگز اتفاق نخواهد افتاد. ۱۳۹۲/۰۲/۰۹
۴- انقلاب‌های منطقه بر چه اصولی متکی است؟
در چنین انقلابهائی، اصول و ارزشها و هدفها، نه در مانیفستهای پیش‌ساخته‌ی گروهها و حزبها، بلکه در ذهن و دل و خواست آحاد مردمِ حاضر در صحنه، نگاشته و در قالب شعارها و رفتارهای آنان اعلام و تثبیت میشود. با این محاسبه بروشنی میتوان تشخیص داد که اصول انقلابهای کنونی منطقه، مصر و دیگر کشورها، در درجه‌ی اول اینها است:
احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی که در طول زمان با دیکتاتوری حاکمان فاسد و با سلطه‌ی سیاسی آمریکا و غرب، در هم شکسته و پایمال شده است.
برافراشتن پرچم اسلام که عقیده‌ی عمیق و دلبستگی دیرین مردم است و برخورداری از امنیت روانی و عدالت و پیشرفت و شکوفائی‌ای که جز در سایه‌ی شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد.
ایستادگی در برابر نفوذ و سلطه‌ی آمریکا و اروپا که در طول دو قرن بیشترین لطمه و خسارت و تحقیر را بر مردم این کشورها وارد آورده‌اند.
مبارزه با رژیم غاصب و دولت جعلی صهیونیست که استعمار چون خنجری در پهلوی کشورهای منطقه فرو برده و وسیله‌ای برای ادامه‌ی سلطه‌ی اهریمنی خود ساخته و ملتی را از سرزمین تاریخی خود بیرون رانده است. ۱۳۹۰/۰۶/۲۶
۵- نقش خواص در هدایت جریان بیداری اسلامی چیست؟
ایجاد یک فکر، یک گفتمان، یک جریان فکری در جامعه، به دست خواص جوامع است؛ به دست اندیشمندان جامعه است؛ آنها هستند که میتوانند فکر ملتها را به یک سمتی هدایت کنند که مایه‌ی نجات ملتها شود؛ همچنان که خدای نخواسته میتوانند به سمتی ببرند که مایه‌ی بدبختی و اسارت و تیره‌روزی ملتها شود.این دومی متأسفانه در طول هفتاد هشتاد سال اخیر در برخی از کشورها، از جمله در کشور خود ما اتفاق افتاد. روایتی است از رسول مکرم اسلام، حضرت محمدبن‌عبدالله، که میفرماید: «لا تصلح عوامّ هذه الأمّة الاّ بخواصّها قیل یا رسول‌الله و من خواصّها قال العلماء»؛ اول علما را ذکر کرد، بعد چند دسته‌ی دیگر را. بنابراین اساتید دانشگاه، فرزانگان و نخبگان علمی در هر کشوری میتوانند سررشته‌دار حرکت مردم شوند؛ البته به شرط اخلاص، به شرط شجاعت، به شرط نترسیدن از دشمنان. اگر ترس آمد، اگر طمع آمد، اگر غفلت آمد، اگر تنبلی آمد، کار خراب خواهد شد. اگر ترس نبود، شجاعت بود، اگر طمع نبود، اگر غفلت نبود، هوشیاری و بیداری بود، آن وقت کار درست خواهد شد. ۱۳۹۱/۰۹/۲۱
۶- بیداری اسلامی از نظر تاریخی برای ما چه اهمیتی دارد؟
مسیری که ما حرکت میکنیم، مسیر مهمی است؛ یک مسیری است که میتواند تاریخ جهان را متحول کند؛ کمااینکه دارد تاریخ منطقه را متحول میکند؛ می‌بینید. کی خیال میکرد که در منطقه‌ی مهمِ حساسِ شمال آفریقا و غرب آسیا - همین منطقه‌ای که اروپائی‌ها دوست دارند به آن «خاورمیانه» بگویند - این حوادث مهم اتفاق بیفتد؟ اتفاق افتاده است، تمام هم نشده است. حوادثی هم که اتفاق می‌افتد، به زیان غرب و بخصوص به زیان آمریکا و تهدید رژیم صهیونیستی است. ۱۳۹۱/۰۷/۱۹
ما در طول تاریخمان، چنین وضعیتی را در کشورهای اسلامی نداشتیم. اینکه احساس هویت، احساس بیداری، نه در یک ملت، بلکه در کشورهای متعددی از کشورهای اسلامی پدید بیاید و این احساس بیداری، این احساس هویت، متکی به اسلام باشد، این را ما در گذشته هرگز نداشتیم؛ این مال امروز است؛ این یک نشانه است، نشانه‌ی تحول است. چون مسلمانها یک میلیارد و نیم از جمعیت دنیا را تشکیل میدهند، ده‌ها کشور شامل اکثریتهای مسلمان هستند و کشورها هم جاهای حساسی قرار دارند، بنابراین این بیداری یک امر عادی نیست؛ نشان‌دهنده‌ی یک تحول در ساخت و نقشه و هندسه‌ی جدید دنیاست. ۱۳۹۱/۰۵/۲۲
۷- ارتباط جنبش وال استریت با بیداری اسلامی چیست؟
امروز جوانان نیویورک و کالیفرنیا هم شعارهای مردم مصر و تونس را تکرار میکنند، از آنها الهام میگیرند؛ انکار هم نمیکنند. جوانان مصر و تونس هم از حزب‌الله و حماس و جهاد اسلامی الهام گرفته‌اند و فرا گرفته‌اند و پنهان نکردند. و معلم اول در عصر جدید، بسیجیِ امام بزرگوار ما بود؛ که همه از بسیجیِ امام بزرگوار فراگرفتند و از جانبازان و سربازان و فداکاران این انقلاب یاد گرفتند که چگونه میتوان اسطوره‌های قدرت مادی را شکست، چگونه میتوان به نام خدا بتها را شکست، چگونه میتوان ایستاد، چگونه میتوان مقاومت کرد. ۱۳۹۰/۰۹/۰۶
۸- آیا انقلاب‌های منطقه توطئه‌ای امریکایی است؟
تفسیرهای وهم‌آلودی وجود دارد که تصور میکنند آنچه که در مصر یا در لیبی یا در تونس اتفاق افتاد، پشت سرش آمریکاست که دارد مدیریت میکند. اینجور نیست، اینها توهم است. بله، آمریکائی‌ها بدشان نمی‌آمد که به جای عنصری مثل مبارک، یک عنصر دموکراتِ مردمی‌ای داشته باشند که به قدر مبارک تابع آنها باشد - این برایشان بهتر بود - اما چنین چیزی امکان نداشت و ندارد. اگر یک عنصر دموکراتِ میهن‌دوستی باشد، مثل مبارک امکانات کشور را در اختیار آمریکا نمیگذارد؛ موضعش در مقابل اسرائیل، موضع یک صهیونیست نمیشود. بنابراین، این عملی نبود.
این که ما تصور کنیم اینها برای آنکه وجهه‌ی خودشان را درست کنند، مبارک را کنار زدند تا یکی دیگر را سر جایش بیاورند، یک توهم محض است. آمریکائی‌ها اگر مدیریت این حرکتها را به عهده داشتند، نمیگذاشتند مبارک به این وضع رقتبار دچار شود - این برای آنها خیلی ضرر داشت - نمیگذاشتند مردم بیایند توی میدان. مگر وقتی مردم آمدند توی خیابان، دیگر میشود آنها را برگرداند؟ حالا به تعبیر رایج - که اهانت‌آمیز است، نمیخواهم - مگر میشود این غول را دوباره به شیشه برگرداند؟ امکان ندارد. آنها اگر میتوانستند یک حرکت طبق میل خودشان انجام بدهند، جور دیگری انجام میدادند.
البته شکی نیست که دستگاه‌های دیپلماسی فعال دنیا، سیاستهای فعال دنیا، در رأسشان آمریکا - که در امر دیپلماسی، مثل بقیه‌ی عرصه‌های دیگر، فعالیتش خیلی زیاد است - سعی میکنند بر این موج سوار بشوند، دارند تلاش میکنند؛ نباید گذاشت موفق شوند. میخواهند سوار شوند، اما بعید هم هست که بتوانند؛ لذا عقب‌نشینی میکنند. سر قضیه‌ی مبارک، شما دیدید؛ خود رئیس جمهور آمریکا در همان ده بیست روز، چند جور موضع متناقض گرفت: یک بار حمایت کرد، یک بار رد کرد؛ دوباره حمایت کرد، دوباره رد کرد! نمیدانستند چه اتفاقی دارد می‌افتد. بنابراین، این فکرهای توهم‌آمیز را باید کنار گذاشت. ۱۳۹۰/۱۰/۰۷
۹- مردم یا احزاب، کدامیک مهمترند؟
به نظر من مهمترین عنصر در این انقلابها، حضور واقعی و عمومی مردم در میدان عمل و صحنه‌ی مبارزه و جهاد است، نه فقط با دل و خواست و ایمانشان، بلکه علاوه بر آن، با جسم و تنشان. فاصله‌ی عمیقی است میان چنین حضوری با قیامی که به وسیله‌ی یک جمع نظامی یا حتی یک گروه مبارز مسلح در برابر چشمان بی‌تفاوت مردم یا حتی مورد رضایت آنان انجام میگیرد. در حوادث دهه‌ی پنجاه و شصت در تعدادی از کشورهای آفریقا و آسیا، بار سنگین انقلاب را نه قشرهای گوناگون مردم و جوانان از همه جای کشورها، که دستجات کودتاگر یا هسته‌های کوچک و محدود مسلح بر دوش داشتند. آنها تصمیم گرفتند و عمل کردند و آنگاه که خودشان یا نسل پس از آنها بر اثر انگیزه‌ها و عوامل قابل شمارش، راه خود را عوض کردند، انقلابها به ضد خود تبدیل شد و دشمن بار دیگر بر آن کشورها تسلط یافت. ۱۳۹۰/۰۶/۲۶
۱۰- مهم‌ترین اولویت انقلاب‌های پیروز شده چیست؟
نظام‌سازی کار بزرگ و اصلی شما است. این کاری پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی، یا گرایشهای چپ مارکسیستی، خود را بر شما تحمیل کند.
ملتهای انقلاب کرده و آزاد شده، یکی از مهمترین خواسته‌هایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان در مدیریت کشور است، و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالاری اسلامی» است؛ یعنی حاکمان با رأی مردم برگزیده میشوند و ارزشها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است. این خود میتواند در کشورهای گوناگون به اقتضای شرائط، با شیوه‌ها و شکلهای گوناگون تحقق یابد، ولی با حساسیت کامل باید مراقب بود که این با دموکراسی لیبرال غربی اشتباه نشود. دموکراسی لائیک و در مواردی ضد مذهب غربی با مردمسالاری اسلامی که متعهد به ارزشها و خطوط اصلی اسلامی در نظام کشور است، هیچ نسبتی ندارد. ۱۳۹۰/۰۶/۲۶
اگر در این کشورهائی که انقلاب کردند، نظام‌سازی نشود، آنها را خطر تهدید میکند... باید در این کشورهائی که انقلاب کردند، نظام‌سازی شود؛ باید یک قاعده‌ی مستحکمی به وجود بیاید. این هم یکی از مسائل مهم است. ۱۳۹۱/۰۹/۲۱
۱۱- درستی مسیر نهضت‌های بیداری اسلامی را چگونه باید فهمید؟
درستی مسیر نهضتهای بیداری اسلامی را از جمله باید در موضعگیری آنان در قبال مسئله‌‌ی فلسطین جستجو کرد. از 60 سال پیش تاکنون داغی‌‌بزرگتر از غصب کشور فلسطین بر دل امت اسلامی نهاده نشده است. فاجعه‌‌ی فلسطین از روز اوّل تاکنون، ترکیبی از کشتار و ترور و ویرانگری و غصب و تعرض به مقدسات اسلامی بوده است. وجوب ایستادگی و مبارزه در برابر این دشمن حربی و غاصب، مورد اتفاق همه‌‌ی مذاهب اسلامی و محلّ اجماع همه‌‌ی جریانات صادق و سالمِ ملّی بوده است. هر جریانی در کشورهای اسلامی که این وظیفه‌‌ی دینی و ملی را به ملاحظه‌‌ی خواست تحکّم‌‌آمیز آمریکا یا به بهانه‌‌ی توجیه‌‌های غیرمنطقی، به دست فراموشی بسپارد، نباید انتظار داشته باشد که به چشم وفاداری به اسلام یا صداقت در ادعای میهن‌‌دوستی به او نگریسته شود. این یک محک است. هر کس شعار آزادی قدس شریف و نجات ملت فلسطین و سرزمین فلسطین را نپذیرد یا به حاشیه ببرد و به جبهه‌‌ی مقاومت پشت کند، متهم است. امت اسلامی باید در همه جا و همه وقت، این معیار و شاخصِ نمایان و اساسی را در مدنظر داشته باشد. ۱۳۹۲/۰۲/۰۹
۱۲- چشم انداز پیش روی بیداری اسلامی چیست؟
ترسیم هدف بلندمدت برای بیداری اسلامی در کشورهای مسلمان، نقطه‌‌ی است متعالی و والائی که بیداری ملتها را باید سمت و سو دهد و آنان را به آن نقطه برساند. با شناسائی این نقطه است که میتوان نقشه‌‌ی راه را ترسیم کرد و هدفهای میانی و نزدیک را در آن مشخص نمود.
این هدف نهائی نمیتواند چیزی کمتر از «ایجاد تمدن درخشان اسلامی» باشد. امت اسلامی با همه‌‌ی ابعاض خود در قالب ملتها و کشورها، باید به جایگاه تمدّنیِ مطلوب قرآن دست یابد. شاخصه‌‌ی اصلی و عمومی این تمدن، بهره‌‌مندی انسانها از همه‌‌ی ظرفیتهای مادی و معنوی‌‌ای است که خداوند برای تأمین سعادت و تعالی آنان، در عالم طبیعت و در وجود خود آنان تعبیه کرده است. آرایش ظاهری این تمدن را در حکومت مردمی، در قوانین برگرفته از قرآن، در اجتهاد و پاسخگوئی به نیازهای نوبه‌‌نوی بشر، در پرهیز از تحجر و ارتجاع و نیز بدعت و التقاط، در ایجاد رفاه و ثروت عمومی، در استقرار عدالت، در خلاص شدن از اقتصاد مبتنی بر ویژه‌‌خواری و ربا و تکاثر، در گسترش اخلاق انسانی، در دفاع از مظلومان عالم، و در تلاش و کار و ابتکار، میتوان و باید مشاهده کرد. نگاه اجتهادی و عالمانه به عرصه‌‌های گوناگون، از علوم انسانی تا نظام تعلیم و تربیت رسمی، و از اقتصاد و بانکداری تا تولید فنی و فناوری، و از رسانه‌‌های مدرن تا هنر و سینما، و تا روابط بین‌‌الملل و غیره و غیره، همه از لوازم این تمدن‌‌سازی است.
تجربه نشان داده است که اینها همه، کارهای ممکن و در دسترس توانائیهای جوامع ما است. نباید با نگاه شتابزده یا بدبینانه به این چشم‌‌انداز نگریست. بدبینی به توانائیهای‌‌خود، کفران نعمت الهی است؛ و غفلت از امداد الهی و کمک سنتهای آفرینش، فرو لغزیدن به ورطه‌‌ی: «الظّانّین باللَّه ظنّ السّوء» است. ما میتوانیم حلقه‌‌ی انحصارات علمی و اقتصادی و سیاسیِ قدرتهای سلطه‌‌گر را بشکنیم و امت اسلامی را پیشروِ احقاق حق اکثریت ملتهای جهان که اینک مقهور اقلیت مستکبرند، باشیم.
تمدن اسلامی میتواند با شاخصه‌‌های ایمان و علم و اخلاق و مجاهدت مداوم، اندیشه‌‌ی پیشرفته و اخلاق والا را به امت اسلامی و به همه‌‌ی بشریت هدیه دهد و نقطه‌‌ی رهائی از جهان‌‌بینی مادی و ظالمانه و اخلاقِ به لجن کشیده‌‌ای که ارکان تمدن امروزیِ غربند، باشد. ۱۳۹۲/۰۲/۰۹
۱۳- نقش انقلاب اسلامی در شکل‌گیری بیداری اسلامی چه بوده است؟
بعد از انقلاب، عزت و عظمت این ملت در چشم ملتهای جهان، تأثیرش در قضایای منطقه، دشمنان را مبهوت کرده؛ دشمنان به اقرار و اعتراف وادار شدند. امروز شما نگاه کنید؛ توی این سایتهائی که خبرهای خارجی را می‌آورند، دائم از نفوذ ایران، از تسلط ایران، از حضور ایران در قضایای منطقه ذکر میشود؛ حتّی با انگیزه‌های مغرضانه، اما اعتراف میکنند.
من یک جمله‌ای را از یک مقام غربی نقل کنم. بنده دأبم نیست از قول این سیاستمدارها و معاریف غربی چیزی بگویم؛ اما این جمله‌ی جالبی است. او میگوید: دو چیز است که اگر در میان مسلمانها دست به دست بگردد و ملتهای مختلف مسلمان از این دو چیز آگاه شوند، دیگر همه‌ی تابوهای غرب - یعنی اصول جزمی غرب - در هم خواهد شکست و باطل خواهد شد. این دو چیز چیست؟ این متفکر غربی میگوید: یکی قانون اساسی جمهوری اسلامی است؛ که این قانون اساسی، یک حکومت مردمی و پیشرفته‌ی امروزی و در عین حال دینی را در چشم مسلمانان جهان ممکن میسازد. این قانون اساسی نشان میدهد که میتوان یک حکومتی داشت که هم متجدد باشد، امروزی باشد، پیشرفته باشد و هم کاملاً دینی باشد. قانون اساسی این را تصویر میکند. میگوید چنین چیزی ممکن است. این یک. دوم، کارنامه‌ی موفقیتهای علمی و اقتصادی و سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی است؛ که اگر این دست مسلمانها برسد، می‌بینند که آن امرِ ممکن اتفاق افتاده است، واقع شده است. او میگوید اگر ملتهای مسلمان از این امکان و وقوع نسبی که هم ممکن است، هم در ایرانِ امروزِ اسلامی به طور نسبی واقع شده است، مطلع شوند، این نظام‌سازی را پیش چشم داشته باشند، دیگر جلوی سلسله‌ی انقلابها را نمیتوان گرفت.
امروز این اتفاق افتاده است. البته این اتفاق، امروز نیفتاده است؛ سی سال است. یک مطلبی تدریجاً و آرام آرام در ذهن ملتها جا میگیرد، رشد میکند، پخته میشود، بعد به این صورتی که امروز در شمال آفریقا و در مناطق دیگر مشاهده میکنید، بروز میکند. ۱۳۸۹/۱۱/۱۵
۱۴- ارتباط پیشنهاد مذاکره با ایران از طرف امریکا و حوادث بیداری اسلامی چیست؟
غرض آنها حل مشکلات و مسائل نیست غرضشان یک کار تبلیغاتی است برای اینکه به ملتهای مسلمان نشان دهند که ببینید این نظام جمهوری اسلامی بود با آن سرسختی، با آن ایستادگی، اما عاقبت مجبور شد بیاید باب مصالحه و گفتگو را با ما باز کند. وقتی ملت ایران اینجور است، شماها چه میگوئید دیگر؟ این را برای خاموش کردن و ناامید کردن ملتهای سربرافراشته‌ی مسلمان که امروز در بسیاری از کشورهای اسلامیِ اینها نسیم بیداری وزیده است و به خاطر اسلام احساس عزت میکنند، لازم دارند. از اول انقلاب، این یکی از هدفها بود. از سالهای اول انقلاب، یکی از هدفهای آنها همین بود که ایران را پای میز مصالحه و بده‌بستان بکشانند؛ بگویند بالاخره دیدید ایران هم که ادعا میکرد مستقل است، ایستاده است، نترس است، شجاع است، مجبور شد بیاید بنشیند پای میز مذاکره؟ امروز هم همین هدف را دنبال میکنند. این، مطلب مهمی است. ۱۳۹۱/۱۱/۲۸
۱۵- تجربیات انقلاب اسلامی ایران که می‌تواند به نهضت اسلامی کشورهای دیگر کمک کند چیست؟
ما با خطرهایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی روبه‌رو شدیم و آنها را شناختیم و تجربه کردیم و به خواست خدا و رهبری امام خمینی و بصیرت و فداکاری مردممان، از بیشتر آنها بسلامت گذشتیم. البته توطئه‌ها از سوی دشمن و عزم راسخ از سوی ملت ما همچنان ادامه دارد.
من این آسیبها را به دو قسم میکنم: آنها که در درون خود ما ریشه دارد و از ضعفهای ما بر میخیزد، و آنها که دشمن به طور مستقیم آن را برنامه‌ریزی میکند.
دسته‌ی اول، چیزهائی از این قبیل است: احساس و گمان اینکه با سقوط حاکم وابسته و فاسد و دیکتاتور، کار تمام شد. راحتیِ خیالِ ناشی از احساس پیروزی و به دنبال آن کم شدن انگیزه‌ها و سست شدن عزمها، نخستین خطر است. و آنگاه این خطر مهیبتر میشود که اشخاص در صدد تصاحب سهم ویژه در غنیمتِ به دست آمده باشند.
ماجرای جنگ اُحد و غنیمت‌جوئی مدافعان تنگه که به شکست مسلمانان انجامید و مجاهدان از سوی خداوند متعال سرزنش شدند، یک نمونه‌ی نمادین است که هرگز نباید از یادها برد. مرعوب شدن از هیمنه ظاهری مستکبران و احساس ترس از آمریکا و دیگر قدرتهای مداخله‌گر، آسیب دیگری از این دسته است که باید از آن پرهیز کرد. نخبگان شجاع و جوانها باید این ترس را از دلها بیرون کنند. اعتماد به دشمن و در دام لبخندها و وعده‌ها و حمایتهای آنها افتادن نیز آسیب بزرگ دیگری است که به طور ویژه باید پیشروان و نخبگان از آن بر حذر باشند. دشمن را با علاماتش در هر لباس باید شناخت و از کید او که در مواردی در پسِ ظاهرِ دوستی و کمک پنهان میشود، باید ملت و انقلاب را مصون ساخت. روی دیگر این صفحه، مغرور شدن و دشمن را غافل دانستن است؛ شجاعت را باید با تدبیر و حزم در هم آمیخت. در مقابل شیطان جن و انس، باید همه‌ی ذخائر الهی در وجود خود را به کار گرفت. ایجاد اختلاف و به جان هم انداختن انقلابیون و رخنه در پشت جبهه‌ی مبارزه، نیز آفتی بزرگ است که با همه‌ی توان باید از آن گریخت.
آسیبهای دسته‌ی دوم را غالباً ملتهای این منطقه در حوادث گوناگون آزموده‌اند. نخستین آسیب، بر روی کار آوردن عناصری است که خود را متعهد به آمریکا و غرب میدانند. غرب میکوشد پس از سقوط ناگزیر مهره‌های وابسته، اصل سیستم و اهرمهای اصلی قدرت را حفظ کند و سر دیگری را بر روی این بدن بگذارد و بدین وسیله سلطه‌ی خود را همچنان ادامه دهد. این به معنای هدر رفتن همه‌ی تلاشها و مجاهدتها است. در این مرحله اگر با مقاومت و هشیاری مردم مواجه شوند، میکوشند تا بدیلهای انحرافی گوناگون در پیش پای نهضت و مردم بگذارند. این سناریو میتواند پیشنهاد مدلهای حکومتی و قانون اساسی‌هائی باشد که کشورهای اسلامی را بار دیگر در دام وابستگی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به غرب بیفکند، و میتواند نفوذ میان انقلابیون و تقویت مالی و رسانه‌ای یک جریانِ نامطمئن و به حاشیه راندن جریانهای اصیل در انقلاب باشد. این نیز به معنی بازگرداندن سلطه‌ی غرب و تثبیت مدلهای نوسازی شده‌ی غربی و بیگانه از اصول انقلاب و در نهایت، تسلط آن‌ها بر اوضاع است.
اگر این تاکتیک نیز به نتیجه نرسد، تجربه‌ها به ما میگوید که آنگاه روشهائی چون هرج و مرج و تروریزم و جنگ داخلی میان پیروان ادیان یا قومیتها یا قبائل و احزاب و یا حتی میان ملتها و دولتهای همسایه، و همراه با آن، حصر اقتصادی و تحریم و بلوکه کردن سرمایه‌های ملی و نیز هجوم همه جانبه‌ی تبلیغاتی و رسانه‌ای را در پیش خواهند گرفت. مقصود آنان از این همه، خسته و نومید کردن مردم و مردد و پشیمان کردن مبارزان است، که میدانند در این صورت، شکست دادن انقلاب، ممکن و آسان خواهد شد. ترور نخبگان صالح و مؤثر یا بدنام کردن برخی از آنان و از سوئی خریدن کسانی از سست‌عنصران، نیز در شمار روشهای متداول قدرتهای غربی و مدعیان تمدن و اخلاق است.
در ایران اسلامی، اسناد لانه‌ی جاسوسی که به دست انقلاب افتاد، نشان داد که همه‌ی این توطئه‌ها، بدقت از سوی رژیم ایالات متحده‌ی آمریکا برای ملت ایران برنامه‌ریزی شده بود. برای آنان بازگرداندن ارتجاع و استبداد و حاکمیت وابسته در کشورهای انقلابی، اصلی است که همه‌ی این روشهای کثیف را تجویز میکند. ۱۳۹۰/۰۶/۲۶
۱۶- سیاست ایران در قبال نهضت‌های بیداری اسلامی چیست؟
ایران به دنبال ایرانی کردن اعراب یا شیعی کردن سایر مسلمین نیست؛ ایران به دنبال دفاع از قرآن و سنت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و احیاء امت اسلامی است. برای انقلاب اسلامی، کمک به مجاهدان اهل سنت سازمانهای حماس و جهاد و مجاهدان شیعی حزب‌اللّه و امل، به یک اندازه واجب شرعی است و احساس تکلیف میکند. ملت و حکومت ایران با صدای بلند و قاطع اعلام میکند که به قیام ملتها و نه به ترور، به وحدت اسلامی نه غلبه و تضاد مذاهب، به برادری مسلمین نه به برتری قومی و نژادی، به جهاد اسلامی نه خشونت علیه بی‌گناهان، ان‌شاءاللّه معتقد و ملتزم است.
برای سعادت همه‌ی ملتهای مسلمان دعا کنیم و در کنار آن، وظیفه‌ی سنگین خود را بشناسیم و به آن عمل کنیم و بدانیم که «و اللّه غالب علی امره». ۱۳۹۰/۱۱/۱۴
۱۷- آیا تحولات سوریه انقلاب است؟
امروز آمریکا برای شبیه‌سازی کاری که در مصر و در تونس و در یمن و در لیبی و امثال اینها انجام گرفته است، متوجه شده است که سوریه را - که در خط مقاومت است - دچار مشکل کند. ماهیت قضیه در سوریه با ماهیت قضیه در این کشورها متفاوت است. در این کشورها حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم بود، اما در سوریه دست آمریکا آشکار و مشهود است؛ صهیونیستها دنبال قضیه هستند. ما نباید اشتباه کنیم. ما نباید معیار را فراموش کنیم. آنجائی که حرکت ضد آمریکا و ضد صهیونیسم است، آن حرکت، حرکت اصیل و مردمی است؛ آنجائی که شعارها به نفع آمریکا و صهیونیسم است، آنجا حرکت انحرافی است. ما این منطق را، این بیان را، این روشنگری را حفظ خواهیم کرد. ۱۳۹۰/۰۴/۰۹
تبلیغات غرب و رسانه‌‌های منطقه‌‌ایِ وابسته و مزدور، جنگ ویرانگر در سوریه را نزاع شیعه و سنّی وانمود میکنند و حاشیه‌‌ی امنی برای صهیونیستها و دشمنان مقاومت در سوریه و لبنان پدید می‌‌آورد. این در حالی است که دو طرف نزاع در سوریه، نه سنّی و شیعه، بلکه طرفداران مقاومت ضدصهیونیستی و مخالفان آنند. نه دولت سوریه یک دولت شیعی، و نه معارضه‌‌ی سکولار و ضد اسلامِ آن یک گروه سنّی‌‌اند. تنها هنر گردانندگان این سناریوی فاجعه‌‌آمیز آن است که توانسته‌‌اند از احساسات مذهبیِ ساده‌‌اندیشان در این آتش‌‌افروزی مهلک استفاده کنند. نگاه به صحنه و دست‌‌اندرکاران سطوح مختلف آن، میتواند مسئله را برای هر انسان منصفی روشن کند. ۱۳۹۲/۰۲/۰۹
آنان با کمک عوامل خود در منطقه، در سوریه بحران می‌آفرینند تا ذهن ملتها را از مسائل مهم کشورهای خود و خطراتی که در کمین آنها است، منصرف ساخته و به ماجرای خونینی که خود تعمداً به‌وجود آورده‌اند، معطوف کنند. جنگ داخلی در سوریه و کشتار جوانان مسلمان به دست یکدیگر، جنایتی است که به‌وسیله‌ی آمریکا و صهیونیسم و دولتهای مطیع آنان آغاز شده و در آتش آن دمیده میشود. ۱۳۹۱/۰۸/۰۴
واقعیت قضایای سوریه یک جنگ نیابتی با دولت سوریه از طرف برخی دولت‌ها به سردمداری امریکا و برخی قدرت‌های دیگر و با هدف تأمین منافع رژیم صهیونیستی و ضربه زدن به مقاومت در منطقه است. در این میان، مردم سوریه وجه‌المصالحه و قربانی این توطئه شده‌اند که این وضعیت باید هرچه زودتر متوقف شود. ۱۳۹۱/۰۶/۱۰
۱۸- راه حل ایران برای مسئله سوریه چیست؟
چه کسی میتواند باور کند که دولتهای حامی دیکتاتوریهای سیاه در مصر و تونس و لیبی، اکنون حامی دموکراسی‌خواهی ملت سوریه شده‌اند؟ ماجرای سوریه، ماجرای انتقامگیری از حکومتی است که سه دهه به‌تنهائی در برابر صهیونیستهای غاصب ایستاده و از گروههای مقاومت در فلسطین و لبنان دفاع کرده است.
ما طرفدار ملت سوریه و مخالف هرگونه تحریک و دخالت خارجی در آن کشوریم. هرگونه اصلاح در آن کشور باید به‌وسیله‌ی خود ملت و با روشهای کاملاً ملّی‌صورت گیرد. اینکه سلطه‌طلبان بین‌المللی به کمک دولتهای منطقه‌ایِ گوش‌به‌فرمان، در کشوری به بهانه‌ای بحران بیافرینند و آنگاه به دستاویز وجود بحران، خود را به ارتکاب هر جنایتی در آن کشور مُجاز شمارند، خطری جدی است که اگر دولتهای منطقه بدان نپردازند، باید منتظر فرارسیدن نوبت خود از این خدعه‌ی استکباری باشند. ۱۳۹۱/۰۸/۰۴
هرگونه اصلاح در آن کشور باید به‌وسیله‌ی خود ملت و با روشهای کاملاً ملّی‌صورت گیرد. ۱۳۹۱/۰۸/۰۴
جمهوری اسلامی ایران بر اساس اعتقادات و آموزه‌های دینی خود، آماده‌ی هرگونه تلاش برای حل بحران سوریه است. اما حل بحران سوریه یک شرط طبیعی دارد که عبارت است ازجلوگیری از ارسال سلاح به گروه‌های بی‌مسئولیت داخل سوری.وضعیت کنونی سوریه نتیجه‌ی ارسال سیل‌گونه‌ی سلاح از بیشتر مرزهای سوریه به داخل این کشور و برای گروه‌های مخالف است. ۱۳۹۱/۰۶/۰۸
دولت سوریه در قضایای کنونی مورد ظلم واقع شده است و این دولت باید ضمن گرفتن هرگونه بهانه از مخالفان و بهانه‌جویان و ادامه‌ی اصلاحات سیاسی، واقعیت شرایط و پشت پرده‌ی توطئه در سوریه را برای افکار عمومی ملت‌های عرب تشریح و افشاء کند. ۱۳۹۱/۰۶/۱۰
۱۹- آیا ایران در پی صدور الگوی ولایت فقیه است؟
بوقهای تبلیغاتی دشمن مانند همیشه فریاد خواهند کرد که ایران میخواهد دخالت کند، میخواهد مصر را شیعه کند، میخواهد ولایت فقیه را به مصر صادر کند و میخواهد و میخواهد... این دروغها را سی سال است میگویند تا ملتهای ما را از یکدیگر جدا و از کمک یکدیگر محروم کنند ومزدوران آنها هم آن را تکرار میکنند. «یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ». با این ترفند‌ها، هرگز وظائفی را که اسلام بر دوش ما گذاشته است رها نخواهیم کرد. و الله من وراء القصد. ۱۳۸۹/۱۱/۱۵
۲۰- آیا حمایت ایران از انقلاب مردم بحرین حمایتی شیعی است؟
مسئله‌ی بحرین از لحاظ ماهیت، درست مثل مسائل دیگر کشورهای منطقه است. یعنی مسئله‌ی بحرین با مسئله‌ی مصر، با مسئله‌ی تونس، با مسئله‌ی لیبی هیچ فرقی ندارد؛ ملتی هستند، حکومتی بر سر آنهاست که حقوق آنها را نادیده میگیرد. ملت بحرین با این قیامشان چه میخواستند؟ خواسته‌ی اساسی آنها این است که انتخابات انجام بگیرد، هر یک نفر آدم یک رأی داشته باشد؛ این چیز زیادی است؟ این توقع زیادی است؟
اینجا غربی‌ها فرصت را مغتنم شمردند، برای اینکه در قضایای منطقه دخالت کنند، با طرح یک مسئله‌ی جدید؛ مسئله‌ی شیعه و سنی. چون مردم بحرین بیچاره‌ها شیعه‌اند، بنابراین هیچ کس در دنیا نباید از آنها حمایت کند! تلویزیونهائی که جزئیات قضایای منطقه را پخش میکردند، نسبت به قضایای بحرین سکوت کنند، کشتار مردم بحرین را منعکس نکنند؛ یک عده‌ای هم دربیایند در کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس - چه سیاستمدار، چه روزنامه‌نگار - گزافه‌گوئی کنند، بگویند مسئله‌ی بحرین جنگ بین شیعه و سنی است! چه جنگ بین شیعه و سنی؟ اعتراض یک ملت است به ظلمی که دارد به او میشود؛ درست همان جوری که در تونس بود، همان جوری که در مصر بود، همان جوری که در لیبی است، همان جوری که در یمن است؛ فرقی ندارد.
متأسفانه بعضی از کسانی که آدم خیال میکند انگیزه‌ی سوئی هم ندارند، در این دام افتادند. اگر خیرخواهانی در این بین وجود دارند، من به آنها اعلام میکنم: مسئله را مسئله‌ی شیعه و سنی نکنید؛ این بزرگترین خدمت به آمریکاست؛ این بزرگترین خدمت به دشمنان امت اسلامی است که حرکت عمومیِ ضد استبدادی یک ملت را حمل میکنند به دعوای شیعه و سنی؛ دعوای شیعه و سنی وجود ندارد.
ما بین غزه و فلسطین و تونس و لیبی و مصر و بحرین و یمن تفاوتی نمیگذاریم. در همه جا ظلم به ملتها محکوم است. حرکت ملتها با شعار اسلام و در جهت آزادی، مورد تأیید ماست. اوج وقاحت آمریکائی‌ها آنجائی است که دخالت تانکهای دولت سعودی را که آمدند توی خیابانهای منامه‌ی بحرین، دخالت نمیدانند؛ اما وقتی مراجع تقلید ما، علمای ما، خیرخواهان ما میگویند مردم را نکُشید، میگویند شما دخالت کردید! این دخالت است؟! اینکه ما به یک دولتی، یک رژیم ظالمی خطاب کنیم، بگوئیم مردمِ خودتان را نکُشید، این دخالت است؛ اما آمدن تانکهای بیگانه توی خیابانهای بحرین، دخالت نیست! این اوج وقاحت آمریکائی‌ها و اذنابشان در منطقه است که اینجور حرکت میکنند، اینجور حرف میزنند، اینجور تبلیغات میکنند. ۱۳۹۰/۰۱/۰۱

تدوین: سرکار خانم نجمه همتیان

رشته‌ها و حوزه‌های تخصصی:

علوم سیاسی اصول روابط بین الملل مفاهیم پایه‌ای روابط بین الملل امنیت
علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی آثار واندیشمندان سیاسی مسلمان
علوم سیاسی مطالعات منطقه‌ای منطقه خاورمیانه بیداری اسلامی
علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در اسلام تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی در جهان اسلام
علوم سیاسی نظریه‌های روابط بین الملل نظریه‌های واقع گرا
علوم سیاسی سیاست خارجی ایران مسایل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مسایل منطقه ای
علوم سیاسی جامعه شناسی سیاسی
علوم سیاسی مطالعات منطقه‌ای منطقه خاورمیانه بیداری اسلامی
علوم سیاسی جامعه شناسی سیاسی
علوم سیاسی مطالعات منطقه ای
علوم سیاسی مطالعات منطقه‌ای منطقه خاورمیانه
علوم سیاسی مطالعات منطقه‌ای منطقه خاورمیانه بیداری اسلامی
علوم اسلامی فقه و اصول فقه کلیات کتابشناسی فقهی
علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی اندیشه سیاسی اسلام فلسفه سیاسی
علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی اندیشه سیاسی اسلام تاریخ سیاسی
علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی اندیشه سیاسی اسلام مسائل عام اندیشه سیاسی اسلام
علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی حکومت اسلامی وظایف و اختیارات داخلی
علوم سیاسی مطالعات منطقه‌ای منطقه خاورمیانه بیداری اسلامی


          

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.049 Seconds |||