فدک - علوم انسانی - ماهیت علوم‌شناختی
آخرین تغییرات : 2019-11-01تعداد بازدید : 368

ماهیت علوم‌شناختی


  1. چیستی علوم‌شناختی
    1. ماهیت علوم‌شناختی
    2. زیر شاخه‌های اصلی علوم شناختی
    3. کاربرد علوم شناختی
  2. آشتی علوم مختلف از طریق علوم شناختی
    1. جبران خلأهای رفتاری انسان از طریق علوم شناختی
    2. وسعت دانش علوم شناختی نسبت به علوم دیگر
    3. چرخش مالی بالای هوش مصنوعی
    4. ضرورت حرکت علوم حوزوی پا به پای پیشرفت علوم شناختی
    5. اهمیت علوم شناختی برای اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی
    6. برنامه‌هایی برای پیشرفت مؤسسات علمی
    7. ضرورت به روز رسانی نقشه جامع علمی با توجه به تغییرات و تحولات حوزه علم و فناوری جهان
    8. بررسی رشته‌ها و مشاغل جدید تحت تأثیر ایجاد فناوری اطلاعات
  3. بهره‌گیری رسانه‌های ایرانی از «علوم شناختی» برای تربیت نسل اسلامی
    1. علوم شناختی چیست
    2. رسانه‌های بیگانه و دانش‌ علوم‌شناختی
    3. ترویج علوم شناختی
    4. علوم شناختی یک شمشیر دو لبه
  4. انتقادات

چیستی علوم‌شناختی

ماهیت علوم‌شناختی

علوم شناختی شاخه‌ای میان‌رشته‌ای از رشته‌های مختلفی مانند روان‌شناسی، فلسفه ذهن، عصب‌شناسی، زبان‌شناسی، انسان‌شناسی، علوم رایانه و هوش مصنوعی است که به بررسی ماهیت فعالیت‌های ذهنی مانند تفکر، طبقه‌بندی و فرایندهایی که انجام این فعالیت‌ها را ممکن می‌کند می‌پردازد.

زیر شاخه‌های اصلی علوم شناختی

مدل‌سازی شناختی، روانشناسی شناختی، علوم‌اعصاب شناختی، زبان‌شناسی شناختی و فلسفه ذهن از زیرشاخه‌های اصلی علوم شناختی است.

مدل‌سازی شناختی، دانشی است با تمرکز بر ساخت مدل‌هایی که بتواند عملکردهای شناختی و رفتار مغز انسان را توصیف کند.

روان‌شناسی شناختی نیز به بررسی فرایندهای درونی ذهن از قبیل حل مسئله، حافظه، ادراک، شناخت، زبان و تصمیم‌گیری می‌پردازد.

علوم اعصاب شناختی به بررسی مغز و فعالیت‌های آن می‌پردازد، در حالی‌که روان‌شناسی شناختی وقایع ذهنی را مستقل از فعالیت مغزی بررسی می‌کند، رویکرد علوم‌اعصاب شناختی بر این پایه استوار است که فعالیت‌های ذهنی برخاسته از فعالیت‌های مغزی بوده و به این ترتیب توضیح فرایندهای شناختی مستلزم گردآوری اطلاعات دربارهٔ مغز است.

زبان‌شناسی شناختی نیز حوزه‌ای مبتنی بر زبان است؛ در این دانش، زبان همچون یک جزء اساسی شناخت انسان با کارکردی شناساننده تلقی می‌شود.

برخی از زیر شاخه‌های اختصاصی زبان‌شناسی شناختی، معناشناسی واژگانی، رویکرد شناختی به دستور زبان و استعاره‌های شناختی هستند.

فلسفه ذهن نیز شاخه‌ای از فلسفه است که زیرمجموعه فلسفه تحلیلی قرار دارد و به مطالعه ماهیت ذهن، فعالیت‌های ذهن، خصوصیات ذهن، هشیاری و رابطه آن‌ها با بدن می‌پردازد، نقش فلسفه در علوم شناختی فراتر از نقشی است که فلسفه در علوم دیگر دارد.

کاربرد علوم شناختی

با توجه به اینکه علوم شناختی زیرشاخه‌های بسیاری دارد، کاربردهای فراوانی نیز برای این دانش وجود دارد.

فناوری‌های برآمده از این دانش در تعامل با دانش‌ها و فناوری‌های همگرا (زیستی، نانو و اطلاعات) می‌تواند به ارتقای کیفیت زندگی بشر، رفع کاستی‌های ناشی از آسیب‌های مغزی، تولید سامانه‌های هوشمند و استفاده بهینه از ذهن و قوای فکری انسان کمک کند.

با استفاده از یافته‌های علوم شناختی می‌توان زمینه‌های بالقوه اختلالاتی مانند خوانش‌پریشی و درخودماندگی را در کودکان از طریق تصویر برداری عصبی پیش‌بینی کرد و با انجام مداخله به موقع عصب‌شناختی و تصویر برداری مجدد از آن، از ترمیم آن مطمئن شد.

هوش مصنوعی نیز به عنوان دانش ساخت رایانه‌ها تحقیقاتی متمرکز بر یادگیری، حل مسئله، ادراک، پردازش زبان دارد.

ارتقاء توانمندی‌های مغز در زمینه کارکردهای شناختی از جمله ادراک، توجه، هشیاری، حافظه، تصمیم‌گیری، تجزیه و تحلیل، استدلال، تعادل خلقی از دیگر کاربردهای علوم شناختی است.

عملکرد حوزه تشخیص در هوش مصنوعی نیز به این حوزه مرتبط می‌شود.

ساخت بازی‌های رایانه‌ای، ربات‌ها و آموزش‌های این حوزه هم می‌تواند در حوزه علوم شناختی قرار گیرد.

علوم شناختی به تحلیل و درک رویدادهای اجتماعی و رفتارهای سیاسی نیز کمک شایان توجهی می‌کند.

حتی مقوله تغییر ذهن نیز جزء کاربردهای علوم شناختی به شمار می‌رود، اینکه چگونه ما می‌توانیم در روابط شخصی و اجتماعی خود بر دیگران تأثیر بگذاریم و اساساً تحول ذهنی و فکری چگونه پدید می‌آید.

یافته‌های علوم شناختی در قلمروی دفاعی و امور امنیتی نیز میدان فعالیت وسیعی کسب کرده‌است.

علوم شناختی حتی در اقتصاد و بازرگانی نیز کاربرد دارد و اقتصاد شناختی در کنار نظریه‌های دیگر تصمیم‌گیری همچون انتخاب عقلانی موسع یا محدود، نظریه بازیها، نظریه پویایی سیستم‌ها می‌تواند به درک فرایند تصمیم‌گیری در اقتصاد و بازرگانی کمک کند.

رابطه انسان و فناوری موضوعی است که در مهندسی شناختی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

آشتی علوم مختلف از طریق علوم شناختی

جبران خلأهای رفتاری انسان از طریق علوم شناختی

علوم شناختی جزء علوم بین‌رشته‌ای محسوب می‌شود و از این نظر اهمیت دارد که انسان با یک رشد و بالندگی بیشتری در هوش و روابط اجتماعی مواجه می‌شود که نمی‌توان گفت انسان امروز مانند انسان یک قرن پیش است تفاوت‌های فاحشی بین انسان امروز و انسان سده قبل ایجاد شده است.
از طرفی فناوری‌های هوشمند که به نوعی تلاش می‌کند به سمت کپی کردن انسان حرکت کند و پدیده‌ای به نام «موجودات شبیه انسان» را دنبال می‌کند، یک عرصه بزرگ از علوم شناختی است.
از این رو آزمایشگاه‌های علوم شناختی از یک طرف آزمایشگاه‌هایی هستند که مطالعات علوم شناختی، مطالعات اجتماعی، انسان‌شناسی و عرصه‌های مرتبط با رفتار انسان را دنبال می‌کنند و از طرفی هم می‌خواهند این رفتار را به موجود شبیه‌سازی شده‌ای تبدیل کنند که همین رفتار را ادامه دهد.

همچنین امروز صنایعی در واقعیت مجازی تحت عنوان واقعیت گسترده به وجود آمده است، واقعیت گسترده به دنبال این است که شبیه‌سازی را به واقعی‌ترین شکل برساند یعنی شما با یک موجود فناوری مواجه شوید که نتوانید تشخیص دهید آن موجود انسان است یا ماشین.
این پدیده با ربات‌هایی که کاملاً رباتیک بودن آن‌ها مشخص بود، متفاوت است. بنابراین علوم شناختی اولاً مربوط به خود انسان است که بدانیم چطور می‌توان رفتار مطلوبی را برای انسان دنبال کرد که احیاناً خلأ‌های رفتاری انسان هم جبران شود.

وسعت دانش علوم شناختی نسبت به علوم دیگر

شاید هیچ دوره‌ای موضوع آشتی علوم به این اندازه مطرح نبوده که کارشناسان تمام علوم بتوانند با یکدیگر کار کنند.
اگر دقت کنید می‌بینید که امروز دانش اینترنت پدیده‌ها ایجاد شده این دانش بعدها به نانو و بایو تکنولوژی در تمام پدیده‌ها تبدیل شد، یعنی مسائل مربوط به موجودات بسیار ریز هم مورد بررسی قرار گرفت و ریز شدن در پدیده‌ها ایجاد شد، از این نظر دایره علوم شناختی یک دایره بسیار بزرگ بین‌رشته‌ای است که آشتی بین حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و حوزه‌های انسانی است، نکته دیگری هم که وجود دارد بحث داده کاوی است.
علوم شناختی دانشی با دایره وسیع و پراهمیت است که سبب آشتی دانشمندان در علوم مختلف با یکدیگر می‌شود، البته لازم است ما پیشرفت در این دانش را از منظر نگرش‌های دینی و الهی نیز بررسی کنیم
داده‌ کاوی هم در دایره علوم شناختی تعریف می‌شود، در داده کاوی به مقیاس بسیار ریزی پدیده‌ها شناسایی و اولویت پدیده‌ها مشخص می‌شود.

چرخش مالی بالای هوش مصنوعی

داده کاوها می‌گویند داده کاوی دانش استخراج طلا در بیابان است، به لحاظ هوش زیاد توانایی دریافت مطالب بسیار در داده کاوی وجود دارد در حال حاضر تجارت هوش مصنوعی از ۲ تریلیون دلار هم گذشته است و چرخش مالی بسیاری دارد، از آن طرف هم حوزه کسب و کار به علوم شناختی مربوط می‌شود.
البته نکته‌ای که در این بحث وجود دارد این است که ما باید از منظر نگرش الهی اسلامی نیز علوم شناختی را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم از این منظر تا چه حد می‌توانیم در این دانش پیش برویم.

ضرورت حرکت علوم حوزوی پا به پای پیشرفت علوم شناختی

اگر ما توانایی این موضوع را پیدا کنیم که بتوانیم خوانش ذهن را به طور صنعتی انجام دهیم آیا امکان انجام این کار از نظر نگرش‌های دینی هم وجود دارد؟ آیا از نظر نگرش دینی می‌توانیم اختیارات و توانایی انسان را به یک انسان کاملاً ساختگی منتقل کنیم؟ به هر حال حتماً باید علوم حوزوی و علوم دینی پا به پای این مسیر حرکت کنند.

اهمیت علوم شناختی برای اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی

شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز بر پیشرفت علوم شناختی تأکید بسیاری دارد، تصویب سند ملی علوم و فناوری‌های سلول‌های بنیادی و سند راهبردی علوم و فناوری‌های شناختی و همچنین تشکیل ستاد فن‌آوری نانو در نتیجه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده‌ است.

برنامه‌هایی برای پیشرفت مؤسسات علمی

مصوبه‌ای در دیدار با رؤسای 13 دانشگاه برتر در مشهد داشتیم که این مسأله طرح بحث شد و در آن جلسه پیشنهاد کردیم که شورای معین دانشگاهی تشکیل شود و متعاقب آن جلسه هماهنگی گذاشتیم تا مکانیزم این شورا مشخص شود.
نیاز است تا تمام دانشگاه‌ها و جامعه دانشگاهی در اجرای برنامه‌ریزی‌ها در زمینه رفع نیازهای کشور سهیم باشند
تشکیل شورای معین را در ستاد نقشه علمی کشور تصویب کردیم، نحوه تشکیل کمیسیون‌ها هم از سوی ستاد نقشه علمی دنبال می‌شود.
فارس: این کار با چه هدفی صورت می‌گیرد؟
عاملی: هدف‌‌مان این است که بتوانیم مشارکت بیشتری از دانشگاه‌ها و دانشگاهیان بگیریم، زیرا اگر قرار باشد فقط دانشگاه‌های برتر کشور درگیر مسائل جامعه باشند هدفی که تمام ذینفعان به دنبال آن هستند، تأمین نمی‌شود بنابراین باید تمام دانشگاه‌ها و جامعه دانشگاهی در حل مسائل و مشکلات مشارکت داشته باشند.
حتی به تازگی رؤسای دانشگاه‌ها هم در جلسات ستاد راهبری نقشه جامع علمی کشور و شورای اسلامی دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی حضور می‌یابند تا از ظرفیت ذی‌نفعان در حوزه‌های مختلف مسؤولیت‌های شوراهای تخصصی شورای عالی انقلاب فرهنگی استفاده شود.

ضرورت به روز رسانی نقشه جامع علمی با توجه به تغییرات و تحولات حوزه علم و فناوری جهان

متغیرهای زیادی در همین چند ساله وارد حوزه علم و فناوری شده‌ است که این مسأله اقتضا می‌کند سند نقشه جامع علمی کشور به روزرسانی شود
با توجه به وجود تغییرات در حوزه علم و فناوری نیازهای جدیدی نیز ایجاد می‌شود که براین اساس نیاز به سرفصل‌ها و برنامه‌های به روز داریم، از این منظر رشته‌ها و مشاغل جدید تحت تأثیر رشد فناوری اطلاعات را مورد بررسی قرار داده‌ایم
عاملی: تحولات حوزه علم و فناوری یکی از دلایل به روزرسانی این اسناد است، از این منظر اسناد شورایعالی انقلاب فرهنگی باید به طور مداوم بازنگری شود، به طور مثال ورود اینترنت به فضاهای خانوادگی و کاری حوزه دانش را هم تغییر داد و ما با میرایی رشته‌ها مواجه شدیم که متناسب با آن مشاغل جدید هم ایجاد شد، بنابراین با وجود این تغییرات و نیازهای به وجود آمده، ما نیاز به سرفصل‌ها و برنامه‌های به روز داریم.

بررسی رشته‌ها و مشاغل جدید تحت تأثیر ایجاد فناوری اطلاعات

برای تحقق اهدافمان در این زمینه کمیسیون مشترکی با مرکز ملی فضای مجازی ایجاد کردیم که ۲ دستور کار اولیه برای آن تعریف شده که یکی از آنها بحث رسانه‌های اجتماعی است، بر این اساس مرکز ملی فضای مجازی محور تدوین سند سیاست‌گذاری رسانه‌های اجتماعی شده است که با توجه به سوابق کاری این مرکز با دبیرخانه شورا همکاری می‌کنند.
موضوع رشته‌ها و مشاغل جدید تحت تأثیر ایجاد فناوری اطلاعات و ارتباطات جدید نیز با محوریت ستاد نقشه جامع علمی کشور و با همکاری مرکز ملی فضای مجازی بررسی می‌شود، بنابراین مسیر را از این طریق طی می‌کنیم، البته این مسائل هم جنبه‌هایی است که باید به روزرسانی شود.

بهره‌گیری رسانه‌های ایرانی از «علوم شناختی» برای تربیت نسل اسلامی

تفاوت‌های رسانه‌های داخلی و رسانه‌های بیگانه در چگونگی بهره‌گیری از دانش‌ علوم‌شناختی برای تربیت نسل اسلامی

گروه علمی و دانشگاهی خبرگزاری فارس؛ «آیا تاکنون برای شما پیش آمده که کسی را برای نخستین بار ببینید و همان لحظه اول به طور ناخودآگاه به وی علاقمند یا از او متنفر شوید؟ آیا تاکنون احساس کرده‌اید که با دیدن سریال تلویزیونی مورد علاقه‌تان به صورت ناخودآگاه از یک کالا خوش‌تان آمده است؟»
تاکنون فکر کرده‌اید که این‌ احساسات ناخودآگاه از کجا نشأت می‌گیرد و چرا شما بدون هیچ تصور قبلی از چیزی ناگهان به آن احساس پیدا می‌کنید و از آن خوشتان می‌آید یا نسبت به آن بدبین می‌شوید؟
کارشناسان و متخصصان مغز می‌گویند برای اطلاع از پاسخ این سؤالات دانشی هست که آن را «علوم شناختی» می‌دانند.
علوم شناختی یکی از دانش‌های نو است، این رشته از زیرمجموعه‌های علم اعصاب، روان‌شناسی، زبان‌شناسی، هوش مصنوعی و فلسفه ذهن تشکیل شده و کاربرد وسیعی در رشته‌های فرعی مانند پزشکی، آموزش و پرورش، جامعه شناسی، سیاست، علوم اطلاعات، ارتباطات و رسانه‌های گرهی، مهندسی پزشکی، مهندسی فرمان و کنترل و حتی علوم دفاعی پیدا کرده است.
در دنیای امروز که فضای مجازی و رسانه جایگاه مهمی در میان عموم مردم دارد، علوم شناختی نیز می‌تواند به رسانه‌ها در دستیابی به اهداف‌شان کمک کند.
صاحبان رسانه با شناخت ذهن مخاطب می‌توانند برنامه‌ها و اهداف‌شان را در چارچوب آنچه در ذهن مخاطب‌ رسانه‌شان می‌گذرد تعریف کنند.
درباره چرایی و چگونه تاثیرگذاری علوم شناختی در اهداف و راهبردهای رسانه‌ها با معصومه اسمعیل‌نژاد تهیه کننده رادیو و استاد دانشگاه به گفت‌وگو نشستیم.
اسمعیل‌نژاد، علوم شناختی را دانشی بسیار مهم و نو در جهان برشمرد که می‌تواند در عملکرد و دستیابی به اهداف یک رسانه مؤثر باشد، البته به عقیده وی برخی رسانه‌های بیگانه از این دانش نیز برای سوءاستفاده از مخاطبان بهره می‌گیرند.

علوم شناختی چیست

به طور مثال زمانی که من شما را می‌بینم ممکن است همان ابتدای دیدار بدون هیچ دلیلی احساس کنم که شما را از قبل می‌شناسم، در صورتی که بار اول است که این ملاقات صورت گرفته است، فکر می‌کنید این امر به چه دلیل است؟
به دلیل اینکه حس دیگری جز پنج حواس وجود دارد؛ یعنی به جز اینکه من صدای شما را می‌شنوم، با چشمم شما را می‌بینم و با شما دست می‌دهم، در ناخودآگاه من، مسائلی شکل می‌گیرد که نتیجه آن ایجاد یک احساس بین ماست و در ارتباطات انسانی این مسأله اهمیت دارد.
سخن از ارزیابی این حس نیست،‌ سخن در وجود این مسأله است من می‌گویم این مسأله در ارتباطات انسانی وجود دارد، اگر بخواهم مثال دیگری بزنم باید بگویم حتی عاشق شدن در یک نگاه نیز به همین دلیل است.
حتی بسیاری از پیام‌های رسانه‌ای که دریافت می‌کنیم، با ضمیر ناخودآگاه است؛ به طور مثال من برای شما تعریف می‌کنم که به بالای کوهی رفته بودم و آنجا درختان میوه بسیاری وجود داشت و بسیار سرسبز بود و نور آفتاب از لابلای درختان رد می‌شد، آیا شما جنگل را دیدید؟ با این توصیفات جنگل را تصور می‌کنی، این تصور به این دلیل است که المان‌هایی از ناخودآگاه به شما کمک می‌کند تا تصویر آنچه من می‌گویم و شما می‌شنوید را در ذهن خودتان بسازید.
این تعاریف و مثال‌ها تعریفی از ناخودآگاه به ذهن خطور می‌کند چرا که علوم شناختی همان دانش شناخت ذهن است.
علوم شناختی، به شما کمک می‌کند تا بهتر ذهن را بخوانید که البته می‌توان از آن به شکل بد نیز استفاده کرد که برخی رسانه‌ها این کار را می‌کنند.

رسانه‌های بیگانه و دانش‌ علوم‌شناختی

ما معتقدیم مخاطبان رسانه‌ها ۸۵ درصد از پیام‌های رسانه‌ای را با ناخودآگاهشان دریافت می‌کنند و مابقی پیام‌ها با پنج حواس دریافت می‌شود که می‌توان از این دریافت ناخودآگاه به نفع اهداف رسانه بهره برد.
علوم شناختی یک دانش فوق‌العاده است، اما اقناع مخاطب از طریق علوم شناختی نیز باید به صورت برابر و در یک محیط واقعی صورت بگیرد و می‌توانیم از آن استفاده صحیح داشته باشیم، در برخی رسانه‌ها از علوم شناختی به شکل مفید استفاده می‌شود در صورتیکه برخی رسانه‌ها از این دانش سوءاستفاده می‌کنند
نخستین بار علوم شناختی به این صورت استفاده شد که گفتند یک فریم از فریم‌های میانی یک فیلم را برداریم و به جای آن تصویر کالای مورد تبلیغ‌مان را قرار دهیم تا این کالای مورد نظر به صورت ناخودآگاه در ذهن مخاطب بماند و این مسأله  در بیشتر مردم تاثیرگذار است.
خداوند ذهن ما، چشم ما و تمام حواس ما را بسیار پیچیده و پیشرفته خلق کرده، شاید ما به صورت خودآگاه ندانیم که یک کالایی را به صورت تبلیغ در میان فریم‌های یک فیلم به ذهن ما القا می‌کنند، اما در ناخودآگاه این عمل صورت می‌گیرد و مغز ما آن تصویر را که آنها می‌خواهند، می‌بیند و حتی از آن تاثیر می‌پذیرد، این مسأله آنقدر تاثیرگذار است که صاحبان کالا و صنایع برای فروش بیشتر کالای موردنظر خود از این تکنیک استفاده می‌کنند.

علوم شناختی و رسانه‌های شنیداری

این کار در رادیو نیز صورت می‌گیرد، ما در مورد آستانه شنوایی می‌گوییم انسان یک آستانه شنوایی مشخصی دارد و صداهایی را در یک محدوده می‌شود که این مسأله به صورت خودآگاه صورت می‌گیرد، اما ناخودآگاه انسان‌ها صداهای فراتر از آستانه شنوایی خاص انسان‌ها را می‌شنود؛ به طور مثال شما وقتی در یک محیط کاری در اطراف خیابان‌های شلوغ قرار دارید، صداهای خیابان شما را در داخل محیط کار خودتان اذیت نمی‌کند، زیرا ذهن شما صداهای خارج از محدوده شنوایی را حذف می‌کند، یعنی اگر فردی بخواهد صدایی را در آستانه شنوایی شما پخش کند شاید در واقعیت شما احساس کنید که چیزی نشنیدید اما ناخودآگاه شما آن صدا را شنیده است.
علم شناخت این مسائل ذهنی همان علوم شناختی است که در رسانه‌ها و علوم ارتباطات نیز کاربرد دارد، اما در برخی رسانه‌ها از این دانش نو و با اهمیت به شکل مفید استفاده می‌شود در صورتیکه برخی رسانه‌ها از این دانش سوءاستفاده می‌کنند.
علوم شناختی یک دانش فوق‌العاده است، اما اقناع مخاطب از طریق علوم شناختی نیز باید به صورت برابر و در یک محیط واقعی صورت بگیرد و می‌توانیم از آن استفاده صحیح داشته باشیم.

تربیت نسل اسلامی و علوم شناختی

این سوء استفاده به این دلیل که برخی رسانه‌ها حاضرند مخاطب به هر قیمتی آنچه به نفع رسانه است را انجام دهد، البته تفاوت بسیار مهمی بین صدا و سیمای ما با رسانه‌های بیگانه وجود دارد و آن این است که آنها می‌گویند ما یک سازمان رسانه‌ای پخش خبر هستیم و خبر را می‌فروشیم؛ بنابراین هر کس پول مدنظر ما را بدهد، در قبال دریافت آن مبلغ کاری که از ما بخواهد را انجام می‌دهیم، آنها سازمان صنعتی هستند که در راستای کسب منافع و سود کار می‌کنند، اما فلسفه وجودی صدا و سیمای ایران این است که صدا و سیمای کشور ما دانشگاه تربیت نسل اسلامی است.
این که ما بتوانیم با روش‌های معمول در رقابتی برابر و در دنیای واقعی به مخاطب بگوییم که برنامه‌ای را برای تبلیغ پخش می‌کنیم حتی اگر میان پخش یک فیلم باشد، بسیار منصفانه‌تر است؛ کسی دوست ندارد که از ذهنش سوءاستفاده شود، کسی علاقه ندارد که چیزی به او تحمیل شود، بنابراین ما می‌توانیم در تبلیغات سیاسی و تجاری همه چیز را به صورت واقعی به مخاطب عرضه کنیم.
در رسانه‌های داخلی این کار در یک عملکرد اسلامی و ایرانی صورت می‌گیرد که زمان تبلیغ  را به صورت واقعی به مردم می‌گوییم و تصمیم با خودشان است که تماشا کنند یا نه زیرا اگر تهیه‌کننده‌ای بخواهد از ذهن مخاطبان سوءاستفاده کند، خیانت محض است، ما نباید کسی را مجبور به انجام کاری کنیم، ما حق نداریم مخاطب را گول بزنیم.
رسانه‌های غربی از دانش علوم شناختی سوءاستفاده می‌کنند و تصویرها را به گونه‌ای میکس می‌کنند که ناخودآگاه انسان می‌بیند اما خودآگاه فرد این دیدن را متوجه نمی‌شود و مهم‌ترین اختلاف ما با رسانه‌های بیگانه در همین است، من بارها گفته‌ام اگر بخواهیم در حوزه رسانه کسی با علوم شناختی همکاری کند،‌ باید همکاری مثبت باشد تا هم‌افزایی‌ها صورت بگیرد. قطعا باید از علوم شناختی استفاده کرد، اما باید یکسری محدودیت‌هایی باشد که بدانیم این استفاده در چه جهت صورت می‌گیرد.
من تلاش برای پیشرفت در حوزه علوم شناختی را صد در صد ضروری می‌دانم، من به این حوزه بسیار علاقمندم و در این زمینه فعالیت‌ها و تحقیقاتی داشته‌ام و می‌دانم کشورهای دیگر پژوهش‌های بسیاری در حوزه علوم شناختی انجام داده‌اند اما این پژوهش‌ها را منتشر نمی‌کنند و هیچ اطلاعاتی از تحقیقات انجام شده‌شان به ما نمی‌دهند بنابراین ما باید خودمان به پیشرفت برسیم و بدانیم که آن‌ها چه می‌کنند.
به نظر من نه تنها در حوزه رسانه بلکه در حوزه‌های دیگر مانند حقوق شهروندی نیز نیاز است که از دانش علوم شناختی استفاده کنیم، به طور مثال برای فرهنگ‌سازی در زمینه حفظ محیط زیست یا رعایت ایمنی رانندگی می‌توانیم از این دانش بهره‌گیری کنیم.
به نظر من علوم شناختی یکی از علوم به روز دنیاست که تحقیقات و پیشرفت ما در این حوزه بسیار عالی و مثمر ثمر برای کشور است.

ترویج علوم شناختی

به نظر من همکاری و هم‌افزایی باید بین رسانه و دانشمندان، محققان و متخصصان حوزه علوم شناختی وجود داشته باشد یعنی همانطور که کشورهای بیگانه مرکز علوم شناختی‌شان را در رسانه‌های سی ان ان و بی بی سی قرار داده‌اند ما نیز ارتباط میان کارشناسان رسانه و کارشناسان حوزه علوم شناختی را تقویت کنیم.
آن‌ها با خودشان فکر کرده‌اند که ما می‌خواهیم از علوم شناختی در رسانه استفاده کنیم پس مرکز علوم شناختی را در قلب رسانه قرار می‌دهیم؛ چرا ما این کار را نمی‌کنیم؟ چرا یک مرکز علوم شناختی در رسانه‌های ما تشکیل نمی‌شود؟ چرا از تخصص رسانه‌ای‌ها در این حوزه استفاده نمی‌کنیم؟ چرا از متخصصان رسانه در تحقیقات علوم شناختی بهره‌گیری نمی‌کنیم؟ چرا این ارتباط میان متخصصان 2 حوزه تا این حد محدود است، اگر این هم‌افزایی و همکاری شکل بگیرد هم در رسانه به پیشرفت می‌رسیم و هم در حوزه علوم شناختی پیشرفت بهتری را تجربه می‌کنیم.
علوم شناختی یک شمشیر دو لبه است که هم می‌توان برای کمک به بشریت و هم برای تخریب از آن استفاده کرد
البته من عقیده دارم که در این حوزه باید سیاست هم تعریف شود، یعنی از همان اول بگویند که چه چارچوبی برای بهره‌گیری صحیح و منصفانه از دانش علوم شناختی وجود دارد و در چه حوزه‌هایی می‌توان از این دانش استفاده کرد.

علوم شناختی یک شمشیر دو لبه

نباید در دست هر کسی قرار گیرد زیرا کسی که این قدرت در دستش باشد در عین حال که کارهای فوق‌العاده و مفیدی می‌تواند برای بشریت انجام دهد، همچنین می‌تواند از این دانش برای انجام کارهای مخرب هم استفاده کند به همین دلیل می‌گویم که قبل از همه چیز باید سیاست مدونی برای این موضوع تدوین شود یعنی یک سری سیاستگذار و برنامه‌ریز در یک تشکیلات منسجم باید برای این موضوع سیاستگذاری کنند.

انتقادات

بعد از داروین کسانی مثل اسپنسر تلاش کردند که علوم انسانی را هم مثل زیست شناسی تبدیل به یک علم ماتریالیستی کنند که چیزی فراتر از جسم و ماده را مورد بررسی قرار ندهد و آن بعد فراتر انسانی را به فراموشی بسپارد. این بر خلاف زحمات افرادی مثل دکارت بود که سعی داشتند علوم انسانی را مانند ریاضی با عقل جزئی تحلیل کنند. حقیقت انسان این چیزی نیست که در علوم شناختی مطرح می‌شود. انسان فقط مغز نیست روح و نفس ناطقه است. دلیل این که شما ناخودآگاه از چیزی خوشتان می‌آید به دلیل سنخیت روح شما با آن موضوع است. مثنوی معنوی مولانا جلال الدین رومی بارها و بارها این مساله را با زبان‌های مختلف مطرح کرده است. مثلا در داستانی می‌گوید اگر انسان در مواجهه با شهوات مختلف نتوانست خود را کنترل کند ریشه در افکار او دارد که این قدر روی این موضوع فکر کرده و به قلب خود خطور داده تا روی لوح نفسش حک شده است لذا به صورت ناخودآگاه کنترل (تقوی) خود را از دست می‌دهد.

جواب: باید دید کدام نظریه جواب مسائل و مشکلات را می‌دهد. این دقیقا معادل این است که بگویید یکی میگوید سرطان را با چای گیاهی درمان کنید و یکی دیگر می‌گوید با شیمی درمانی! هردو ممکن است نظر درستی داشته باشند ولی احتمال کدام بیشتر است که به سرطان کمک کند. در ضمن اعتقاد یا عدم اعتقاد به روح کمکی به علوم شناختی نمیکنه. مثلا وقتی کسی از کمبود هرمون دوپامین رنج می‌برد دچار افسردگی می‌شود ولی مانند کسی است که کمبود هرمون انسولین است و دچار اختلات جسمی بیماری قند است. مورد قند را کسی به روح ربط نمی‌دهد چون همه انرا قبول کرده‌اند و مشکلات بیماران واضح است ولی مشکلات مغز رو چون کمبود مواد شیمیایی نشانه بدنی واضح ندارد را کمتر کسی باور دارد. این مشکل ایران نیست در همه جای دنیا قبول کردن عوامل بیماری مغزی بشدت کار سخت و دشواری است و بیماران براحتی قبول نمیکنند که بیماری مغزی دارند.


                                                                                         

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.426 Seconds