فدک - دین و رسانه - نقش رسانه‎ها در توسعه فرهنگ دینی (بررسی فعالیت‎های رسانه‎ای در افغانستان)
آخرین تغییرات : 2015-08-26تعداد بازدید : 984

نقش رسانه‎ها در توسعه فرهنگ دینی (بررسی فعالیت‎های رسانه‎ای در افغانستان)


  1. 1. دین، رسانه و هویت
  2. 2. دین، رسانه و آموزه‎های دینی
  3. 3. دین، رسانه و جامعه
    1. الف) همگرایی و واگرایی:
    2. ب) خشونت
  4. 4. دین، رسانه و خانواده
  5. 5. دین، رسانه و کودکان
    1. الف) اجتماعی شدن
    2. ب) آموزش
  6. 6. دین، رسانه و انسان مسلمان
    1. الف) تفکر
    2. ب) مصرف گرایی
    3. ج) از خود بیگانگی

نصرالله نظری
مقاله حاضر با در نظر گرفتن «توسعه فرهنگ دینی» به معنی «احیای تفکر دینی»، بر اساس چارچوب نظری «دکترین فرهنگ عامه»؛ نقش رسانه‎ها ـ به خصوص تلویزیون ـ را در موارد زیر بررسی می‌نماید:

1. دین، رسانه و هویت

در خصوص کارکردهای رسانه‎های افغانستان در این خصوص، باید گفت که متأسفانه خلأ ناشی از فقدان هویت ملّی و نیز وجود شکاف‎های مذهبی، بسترهای خوبی برای نفوذ هویت‎های منبعث از هویت‎های مدرن جهانیزه به وجود می‌آورد. رسانه‎های فعال در کشور و به ویژه رسانه‎های دیداری، سه رسالت عمده و اساسی در پیش دارند که به نظر می‌رسد بررسی فعالیت‎های ایشان در همین سه راستا قابل مطالعه و بررسی است: الف) پیشگری از ترویج هویت‎های دینی متعارض با دین مردم جامعه ما؛ ب) تلاش برای ایجاد هویت دینی مشترک؛ ج) پرهیز از ایجاد تفرقه مذهبی و به چالش کشیدن هویت‎های مذهبی رسمی در کشور.

2. دین، رسانه و آموزه‎های دینی

دین در دنیایی کنونی سرنوشت خویش را بسیار بیشتر از قبل در گرو فعالیت‎های رسانه‎ای می‌بیند. تبلیغات مناسبتی و مقطعی و انجام آن به شیوه‎های بعضاً ناکارا، به رسانه این امکان را می‌دهد که سیطره فعالیت‎های خویش را در حوزه‎های خصوصی افراد نیز دخیل سازد.
غرب با این باور که در جنگ تمدنی با اسلام، شکست خواهد خورد و فرهنگ دینی ـ اسلامی، انسانی غربی را از بن بست بحران معنویت نجات خواهد داد، در ضمن یک جنگ رسانه‎ای نابرابر، علاوه بر تخریب و توهین به مقدسات اسلامی، از شگردهای خاص دیگری نیز بهره می‌گیرد که از مهم‌ترین آنها، انعکاس آن دسته از فعالیت‎های نادرست و تحریفات مذهبی توسط رسانه‎هاست که برخی آن را در مراسم‎های مذهبی نظیر ماه محرم انجام می‌دهند.
برخلاف نقش منفی رسانه‎ها در توسعه فرهنگ دینی در سطح جهانی، به نظر می‌رسد عملکرد رسانه‎های کشور در خصوص ترویج برخی از آموزه‎های دینی به نسبت گذشته تا حدودی مثبت باشد.

3. دین، رسانه و جامعه

کارکردهای رسانه بر جامعه دینی مختلف و متنوع است. که مهم‌ترین آنها عبارتند از:

الف) همگرایی و واگرایی:

جامعه ایدئال در فرهنگ دینی، جامعه‎ای است که بر اساس وحدت و همبستگی اداره گردد. به همین خاطر ادبیات دینی سرشار از بایسته‎هایی است که در آنها الزام به همگرایی و همپذیری مورد تأکید واقع شده است. به طور مثال پیامبر اسلام«ص» فاصله گرفتن از جامعه اسلامی را عامل خروج از حوزه اسلام معرفی کرده و در برابر آن از همگرایی و وحدت به «رحمت» و «برکت» تعبیر نموده است.
بر اساس نتایج تحقیقات انجام شده در غرب، رسانه‎ها از خصوصیات همگرایانه و واگرایانه برخوردارند؛ به این ترتیب که اگر چنانچه رسانه‎ها از تنوع کمتری برخوردار باشند و برنامه‎های آنها تقریباً مشابه و یا ارزش‎های مشترکی را تبلیغ نمایند، سهم بسزایی در ایجاد همگرایی و وفاق اجتماعی به دوش خواهند گرفت.
در مقابل، اگر چنانچه رسانه‎ها تخصصی و متعدد شوند و از طرفی هر جمع یا گروهی وسایل ارتباطی خاص خودش را داشته باشد، موجبات احراز هویت‎های گروهی و در نتیجه تنوع و واگرایی در جامعه فراهم می‌شود.
از آنجا که اکثر رسانه‎های جدید در اختیار شخصیت‎های قومی ـ مذهبی است و ذهنیت موجود در جامعه نیز به این سمت گرایش دارد، در نتیجه بیم آن می‌رود که یافته‎های مطالعات انجام شده در غرب، در کشور ما نیز تکرار شود و رسانه‎ها به جای ایجاد هویت جمعی به تقویت هویت‎های گروهی بپردازند.

ب) خشونت

الگوی دیگری که فرهنگ دینی از جامعه ایدئال ارائه می‌دهد، الگویی است که بر اساس آن اعضای جامعه نسبت به هم مهربان هستند و به یکدیگر محبت می‌کنند. متاسفانه امروزه شخصیت‎هایی چون بروس لی، رامبو، جکی جان و... جهانی هستند و آمیتا باچان، سلمان خان و شاهرخ خان و... از آن جهت محبوب جوان‎های ما هستند که ماهرانه‌ترین صحنه‎های خشونت و درگیری را به تصویر می‌کشند. در این موضوع شکی نیست که رسانه‎های ما مروج خشونت اند، به خصوص در کشور ما، بسیاری از بازیگران، سابقه فعالیت و یا حضور در پاکستان را دارند و خواسته یا ناخواسته از فیلم‎های پاکستانی تأثیر پذیرفته اند. فیلم‎هایی که در آنها واکنش‎ها سریع و خشم آلود است؛ قهرمانان پرسر و صدا و خشن هستند و خلاف کاران همواره در حال عربده کشی و تهدیدند.

4. دین، رسانه و خانواده

از مهم‌ترین موارد نقش آفرینی رسانه‎ها بر خانواده‎ها درکشور، می‌توان به مدگرایی اشاره نمود؛ نقش رسانه‎ها در ایجاد مدهای جدید در جامعه ما به حدّی تأثیرگذار و شایع بوده و می‌باشد که حتّی بازدارنده‌ترین ابزارها نیز نتوانسته اند، خاصیت بازدارندگی داشته باشند. و متاسفانه می‌بینیم که امروزه حتی نامگذاری بسیاری از کالاهای مصرفی مردم، به نام بازیگران فیلم‎های پربیننده، صورت می‌گیرد.
یکی دیگر از نقش آفرینی رسانه‎ها بر خانواده و فرهنگ دینی حاکم بر آن، کاهش فعالیت مشترک اعضای خانواده و کمک متقابل آنها به یکدیگر می‌باشد. این اثر که در خانواده‎های پرجمعیت به مراتب بیشتر است، گفت وگوی میان اعضا را نیز کاهش می‌دهد. در حالی که بر اساس آموزه‎های دینی، اعضای خانواده به یاری و همکاری به یکدیگر سفارش شده‎اند و حتی فراتر از محیط خانواده و در جامعه به تعریف سازوکارهای همچون «صله رحم»، «عیادت از بیماران»، «دستگیری از یتیمان و بی نوایان» و... پرداخته و به عنوان مهم‌ترین دستور دینی فرموده است: «الجار ثم الدار؛ اول همسایه، سپس خانواده».

5. دین، رسانه و کودکان

به طور کلّی تأثیر رسانه‎ها بر کودکان و تضعیف فرهنگ دینی موجود درباره آنها، در محورهای ذیل قابل مطالعه و بررسی است:

الف) اجتماعی شدن

بر اساس آموزه‎های اسلامی سه نهاد خانواده، مدرسه و مسجد برای شخصیت بخشی به کودکان مأموریت دارند. همان طوری که اسلام آداب خاصی را در خانواده برای معاشرت با کودکان تعریف می‌نماید، به همان اندازه نسبت به آموزش و حضور او در میان اهل ایمان تأکید می‌ورزد. تمام این سفارش‎ها قطعاً به این خاطر صورت می‌گیرد که وقتی کودکی به بزرگ سالی می‌رسد و همزیستی اجتماعی را آغاز می‌نماید، به درستی اجتماعی شده باشد.
به نظر من رسانه‎ها در این خصوص بیش از هرچیز دیگری وظیفه دارند تا سیاست گذاری و برنامه سازی نمایند. اگر نسل فردای جامعه از امروز به درستی اجتماعی شوند و برادری با یکدیگر را به عنوان ارزش اساسی جامعه درک نمایند؛ به یقین فردای مطمئن و عاری از خشونت‎های مذهبی خواهیم داشت.

ب) آموزش

در فرهنگ دینی، یکی از مهم‌ترین حقوق فرزند بر والدین آموزش اوست. پیامبر اکرم«ص» می‌فرماید: «فرزند سه حق اساسی بر پدرش دارد: نامگذاری نیکو، آموزش خواندن و نوشتن و ازدواج».
نقش رسانه‎ها بر امر آموزش بسیار قابل تأمل و توجه است. در کشورهای پیشرفته به دلیل اهمیت این موضوع، تحقیقات بسیار گسترده و وسیعی انجام پذیرفته است. بر اساس یکی از آنها که توسط فورو در ژاپن به انجام رسیده است، کودکانی که اغلب تلویزیون تماشا می‌کنند، در مقایسه با دیگران درخشش کمتری از نظر تحصیلی دارند.
در یکی دیگر از تحقیقات انجام شده توسط کولینز، آشکار گردیده است که کودکان در تکرار اعمال خشونت آمیز که به تقلید از فیلم‎ها انجام می‌دهند از درک و حسن و قبح عمل عاجزند، زیرا فقط عمل و اعمال خشونت آمیز در ذهن آنان و در حافظه آنان نقش بسته است.

6. دین، رسانه و انسان مسلمان

الف) تفکر

در نگاه دین وجه تمایز انسان از سایر موجودات، قدرت تعقل و اندیشه اوست؛ رسانه‎ها که در پی خلق عالم انتزاعی هستند و همواره در این راستا سیاست گذاری می‌شوند، تلاش وافری دارند که این ویژگی منحصر به فرد انسانی را از او گرفته و فرصت تفکر و اندیشیدن را از او سلب نماید.
در کشور ما، تجاری بودن اکثر رسانه‎ها و نگاه درآمد زایی به برنامه‎های روی آنتن، رویکرد تأسف باری را به وجود آورده است. چنین رویکردی به فعالیت‎های رسانه‎ای و نگاه صرفاً تجارتی به برنامه‎ها، نه تنها زمینه تفکر را فراهم می‌آورد بلکه با سلب امکان اندیشیدن از افراد، آنان را در دنیایی غوطه ور می‌سازند که فاقد عناصر اندیشه‎ای و متناسب با فرهنگ توده‎ای است.

ب) مصرف گرایی

فرهنگ برساخته بر باورهای دینی به انسان یادآور می‌شود که او برای تأمین معیشت خانواده خود مسئول و تلاش او در این جهت بسان مبارزه و جهاد در راه خداست. ولی با این همه، چنین نیست که او همه چیز را برای خود و خانواده‎‎اش بخواهد، بلکه دین به او الزام می‌کند که قسمتی از درآمدهای مازاد خویش را در قالب «انفاق»، «زکات»، «خمس» و .... به هم نوعان خود بپردازد و علاوه بر دریافت پاداش معنوی در ساختن جامعه عاری از فقر و تهیدستی شریک باشد. در حالی که برخلاف این نگرش، رسانه‎ها با پخش پیام‎های پی در پی تجاری، تلاش می‌کنند تا درآمدهای مخاطبین خویش را به سمت کالاهای تولیدی صاحبان سرمایه و تکنولوژی جذب کنند.

ج) از خود بیگانگی

اهل سلطه برای تسخیر دیگران، از طریق ضعف‎ها و نقص‎ها و نیازهای آنان وارد عمل می‌شوند. شکی نیست که رسانه‎های کشور به دلیل انتقال پیام‎های رسانه‎های مبدا و پخش فیلم‎های تولید شده در بستر فرهنگ‎های بی دینی، از پتانسیل بسیار بالایی در ایجاد ازخودبیگانگی مخاطبان خود برخوردار است. این ظرفیت از طریق پخش برنامه‎هایی به کار می‌رود که براثر آنها انسان با ارزش‎های انسانی خود بیگانه می‌گردد. و در واقع خوی انسانی خود را که بر بنای فطرتش استوار گردیده، به فراموشی می‌سپارد.

 


                        

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.003 Seconds