فدک - دین و رسانه - روایت دینی
آخرین تغییرات : 2015-08-26تعداد بازدید : 407

روایت دینی



حجت الاسلام غلامرضا یوسف زاده
1. روایت در معنای ساده خود نقل یک داستان است. نقل یک داستان به هر طریق و در هر رسانه‎ای که اتفاق افتد روایت است. روایت طریقی برای انتقال فرهنگ عقاید و دیدگاه‎های انسان‎هاست. و در این دوره تاریخی فرهنگی می‌تواند پویا باشد که بتواند هنجارهای خود را از طریق روایت‎های گوناگون به مخاطبان بیشتری برساند.
ما نیز برای انتقال فرهنگ اسلامی خود ناگزیریم تا از روایت گری، بیشترین بهره را ببریم ولی قبل از هر چیز باید بتوانیم بگوییم روایت دینی(اسلامی) چیست؟ و دارای چه مؤلفه‎هایی است؟
2. گرچه قصه گویی به قدمت خود بشر است ولی روایت شناسی علم نسبتاً جوانی است که از عمر آن، بیش از چند دهه نمی‎گذرد. یکی از تأثیرگذارترین پژوهش‎ها در این زمینه در سال 1928م. توسط ولادیمیر پراپ انجام گرفت. وی در کتاب ریخت شناسی قصه‎های پریان، یکصد داستان روسی را تحلیل کرد. اساس کار او در تحلیل این قصه‎ها این عقیده بود که، همان طور که «اسم» و «فعل» دو عنصر اساسی در یک جمله است، در یک داستان «شخصیت» و «کنش» دو عنصر اساسی می‌باشد.
او با مقایسه این تحلیل‎ها دریافت علی رغم تنوع شخصیت‎ها آنها را می‌توان به چند نقش ثابت و کنش‎ها را به عناوینی عام و مشترک تقلیل داد و در پایان نتیجه گرفت قصه‎های مورد تحلیل او همگی به 31 کارکرد و 5 نقش برمی گردند.
در امریکا جوزف کمپبل (1904 ـ 1987م.) که پژوهش‎های گسترده‎ای را درباره اسطوره سامان داده بود در کتاب ماندگار خود به نام قهرمان هزارچهره (1945م.) اسطوره‎ها را با همان دو عنصر یادشده به ساختاری یگانه برگرداند. ولی نکته قابل توجه در کار کمپبل آن بود که کارکردهای پراپ را به صورت مراحل سفری برای قهرمان خود توضیح داد. کمی بعد کریستوفر وگلر (1949) کارشناس فیلم نامه در‎هالیوود ساختار به دست آمده توسط کمپل را با تغییراتی، بر بسیاری از فیلم‎های سینمایی‎هالیوودی تطبیق داد.
3. در این پژوهش با توجه به پژوهش‎های یادشده، سعی شد تا با همان روش، قصص قرآن و حکایات دینی تحلیل شده و ساختاری استنباط شود. به این سبب پس از جمع آوری، تحلیل تک تک قصه‎ها، دسته بندی و بازخوانی‎های مکرر، ساختاری به نام سفر «سالک الی الله» به دست آمد، که این ساختار بر دو پایه مراحل سفر و نقش‎ها استوار است. ساختار به دست آمده در این شکل قابل مشاهده است.
در این شکل مراحل سفر قهرمان داستان دینی به صورت سفر، ترسیم شده است. قهرمان داستان دینی که از این پس او را «سالک الی الله» می‌خوانیم مراحل زیر را طی می‌کند:
1. جهان عادی: سالک الی الله در جهان عادی و روزمره خود به سر میبرد که با قرار گرفتن در آزمون، به سلوک الی الله دعوت میشود.
2. آزمون: آزمون، اساسیترین مرحله سلوک است؛ زیرا دنیا محل آزمایش سالک الی الله یا مسافر به سوی جهان آخرت است.
3. فریب شیطان و کمک راهنما: در هنگامه آزمون، سالک با فریب شیطان یا کمک راهنما روبهرو میشود.
4. شکست یا پیروزی: سالک در رویارویی با آزمون الهی، اگر بتواند با وسوسههای شیطانی مبارزه کند و راه اطاعت در پیش گیرد، پیروز میدان است و اگر به گناه و نافرمانی آلوده شود، شکست خورده است.
5. هبوط (در صورت شکست): سالک در صورت شکست در آزمون و ارتکاب گناه، از مقام قرب الهی رانده میشود و این معنای هبوط است.
6. توبه یا عصیان (در صورت هبوط): سالک پس از شکست و رانده شدن از مقام قرب، میتواند با توبه و بازگشت به اطاعت الهی، از خداوند درخواست بخشش کند، ولی ممکن است نه تنها توبه نکند، بلکه بر سرکشی خود نیز بیفزاید.
7. پاداش یا مکافات: سالک در صورت پیروزی در آزمون یا شکست و توبه واقعی، به آمرزش و پاداش و رحمت الهی میرسد، ولی شکست در آزمون و خودداری از توبه، مکافات و قهر الهی را در پی دارد.
8. رفتن به سیر دوم به عنوان راهنما، منجی، شیطان، طاغوت: بیشتر سالکان پس از رسیدن به پاداش یا مکافات عمل خود، سیر خویش را تمام میکنند، ولی تعدادی اندک در نقشهایی چون راهنما و منجی یا شیطان و طاغوت به سیر دوم میروند.
در این سفر «نقش‎ها» به قرار زیر است:
1. سالک: همان قهرمان داستان است که در راه سلوک الی الله قرار گرفته است. این عنوان از آیه کریمه «یا أَیّهَا اْلإِنْسانُ إِنّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلاقیهِ؛‎ای انسان! تو با رنج و مشقت به سوی پروردگارت میروی و او را ملاقات میکنی» گرفته شده است. به جای سالک میتوان مسافر هم به کار برد.
2. شیطان: هر شخصیتی را در داستان که سالک را به گناه و نافرمانی وسوسه کند، میتوان شیطان نامید. ازاین رو، شیطان، نقش است و هر جن و انسی را شامل میشود.
3. راهنما: راهنما هر شخصیتی است که سالک و قهرمان داستان را در رسیدن به مقام قرب الی الله یاری کند و درباره وسوسههای شیطان به او هشدار دهد.
4. منجی: همان راهنماست، زمانی که در مقام نجات برمیآید. موسی(ع)، نجاتدهنده قوم بنیاسرائیل از دست فرعون است. منجی ممکن است برای نجات یک قوم یا یک فرد قیام کند.
5. طاغوت: شخصیتی است که به مقابله و جنگ با خدا یا ولیّ الهی برخاسته است، مانند فرعون و نمرود.
6و 7و 8: فرستنده، پاداشدهنده و عقابکننده: در بیشتر قصص انبیا در قرآن کریم، خداوند متعال، رسول را برای هدایت قوم میفرستد (فرستنده). در صورت عصیان قوم نیز بر آنها عذاب نازل میکند (عقابدهنده). خداوند به آن دسته از مردم که از پیامبران پیروی میکنند، وعده بهشت میدهد (پاداشدهنده).
برای درک بهتر ساختار ذکر شده داستان قرآنی «هبوط حضرت آدم(ع) از بهشت» را با توجه به مراحل و نقش‎های ذکر شده مرور می‌کنیم.
قصه هبوط از اینجا شروع می‌شود که: آدم و حوا در بهشت زندگی می‌کنند: (جهان عادی). خداوند متعال به آنها هشدار می‌دهد که به درخت ممنوعه نزدیک نشوند: (آزمون). ابلیس به آن دو می‌گوید که از خوردن آن درخت نهی نشده‎اند تا مگر دو ملک یا جاودان نشوند: (فریب شیطان). خداوند به آن دو هشدار می‌دهد که ابلیس دشمن آنهاست: (کمک راهنما). از درخت ممنوعه می‌خورند: (شکست در آزمون). خداوند دستور می‌فرماید که به زمین هبوط کنند: (هبوط). آدم(ع) توبه می‌کند: (توبه). خداوند توبه را می‌پذیرد: (پاداش).
آدم به عنوان پیامبر مأمور است تا خانواده خود را راهنمایی کند: (رفتن به سیر دوم به عنوان راهنما).
در این داستان، آدم(ع) «سالک»، ابلیس «شیطان» و خداوند متعال «راهنما» و «پاداش دهنده» است.
در پایان در یک جمع بندی کلی در پاسخ به این پرسش که روایت دینی (اسلامی) چیست؟ می‌توان گفت روایت اسلامی روایتی است که بازتاب دهنده دیدگاه اسلام، از هستی و انسان باشد (و در صورتی که ساختار سفر سالک را ساختار یگانه روایت اسلامی بدانیم) با این ساختار قابل تفسیر باشد.


                        

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.003 Seconds