فدک - دین و رسانه - دین رسانه‎ای
آخرین تغییرات : 2015-08-26تعداد بازدید : 351

دین رسانه‎ای



دکتر یونس نوربخش
اسماعیل شیر علی
تحولات رسانه‎ای از کتاب به مونیتور می‌تواند به عنوان انتقال از معنا به معانی توصیف شود. با توسعه صنعت رسانه و تنوع آن و افزایش کارکرد‎های آن, قدرت آن نیز در ابعاد مختلف اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به شدت افزایش یافته است. ارتباطات رسانه‎ای جهان دیگری به نام جهان ارتباطات را در پیش روی ما قرار داده است. این جهان مجازی ویژگی‎های خاص خود را دارد که نیاز به بررسی عمیق تری دارد. رسانه در عرصه دین و معنویت نیز موجب تحولات بنیادی شده است. مفاهیمی همچون «دین رسانه ای»، «ارتباطات دینی»، «تربیت رسانه ای» و «گفتمان عمومی و دین» به عنوان موضوعات علوم بین رشته‎ای جدیدی مطرح شده اند. این علوم در دپارتمان‎های مختلف به صورت بین رشته‎ای بین رشته‎های ارتباطات، خبرنگاری، الهیات و دین و رشته‎های دیگر تاسیس شده اند. در کنار آن این موضوع ارتباط و همکاری بین دانشگاه‎ها و انستیتو‎ها را در یک ارتباط فرا فرهنگی و بین مذهبی الزامی کرده است. از آنجایی که رسانه‎ها تحولات هر کدام از ادیان را تقویت می‌کند و همین طور تحولات درون مذهبی و موقعیت دین در افکار عمومی را تغییر می‌دهد لذا به این نکته توجه می‌شود که در آموزش‎های تکمیلی باید به نیاز‎های جدید و صلاحیت‎های روزنامه نگاری و کار ارتباطات توجه نمود. در دنیای امروز مسائل با انگیزه‎های دینی به دلیل سیاست جهانی و علاقه عمومی و همین طور نزاع‎های بین گروه‎های مذهبی و چالش‎های منطقه خاورمیانه شدت یافته است. از طرف دیگر روزنامه نگاری و کار رسانه‎ای به شکل قرن بیستم با تحولات جدید به پایان رسیده است. این تحولات در حوزه گفتمان‎های عمومی دینی نیز آشکار شده است و علم ارتباطات باید به این تحولات عکس العمل نشان دهد. فهم یک فرهنگ فراتر از سیستم فکری آن جامعه از طریق رسانه‎ها و گفتمان عمومی سریع تر تحقق می‌یابد و این شانس ایجاد شده است که فهم بین فرهنگی و بین دینی از طریق سیستم رسانه‎ای تقویت شود. رسانه‎ها شکل جدیدی از دینداری را تولید می‌کنند و سرعت می‌بخشند. آنها همین طور رابطه جدیدی بین دین و سیاست و زندگی و حتی اقتصاد برقرار می‌کنند. رسانه‎ها می‌توانند جهان فرهنگ دینی را به یک سمت و به سوی یک گرایش سوق دهند و حتی مورد بهره برداری سیاسی و یا بازار اقتصادی قرار دهند. دین رسانه‎ای گفتمان جدیدی است که طی آن منش ارتباطات دینی و حتی موضوع و کارکرد گفتمان دینی تغییر می‌یابد.
از دهه‎های گذشته رسانه‎ها به دلیل گسترش حرکت‎های سیاسی مذهبی، اسلام گرایی، وقوع جنگ‎های مختلف در خاورمیانه و به طور کلی به دلیل افزایش اهمیت و نقش دین در تحولات اجتماعی و سیاسی و اذعان متفکران به نوعی بازگشت مجدد دین به عرصه اجتماعی و سیاسی، به مباحث دینی علاقه نشان داده به اشکال مختلف به انعکاس اخبار و پیام‎های دینی پرداخته اند. امروزه نه تنها ده‎ها کانال رادیویی و تلویزیونی به طور خاص به مسائل دینی می‌پردازند بلکه اخبار سیاسی و اجتماعی دینی بخش قابل توجهی از برنامه‎های رسانه‎های جمعی را تشکیل می‌دهد. بنا بر این هم رسانه‎ها به دین توجه کرده‎اند و هم ادیان به استفاده حداکثری از این رسانه‎ها روی آورده اند. این پدیده آثار اجتماعی و رسانه‎ای و سیاسی خاصی را به دنبال داشته است.
در ارتباط بین نهاد معرفتی رسانه و دین متناسب با سه فرهنگ شفاهی، چاپ و الکترونیکی سه نوع رابطه وجود دارد: نخست مرحله سلطه دین بر رسانه‎ها که در آن دین به عنوان نهاد فراگیر عمل می‌کند، قدرت فرهنگی در دست نهاد دین است و پایان آن زمانی است که گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع کرد و مرحله دوم را که چالش بین دین و رسانه است پدید آورد. ظهور رسانه چاپی در آن زمان به معنی پیدا شدن رقیبی برای نهاد دین و شکسته شدن انحصار فرهنگی گردید . صنعت چاپ به کار خود تا آنجا ادامه داد که موجب رواج خواندن و نوشتن شد و انتشار زبان‎های ملی تحت عناوین مختلف ادبیات و دانش باعث شتاب بخشیدن به مبادله اطلاعات در میان اقشار گوناگون جامعه و کشورهای اروپایی گردید و با توسعه رسانه‎ها و ارتباطات، مرحله سوم یعنی؛ عصر اطلاعات و جهانی شدن، پا به عرصه وجود نهاد. از ویژگی‎های این مرحله می‌توان به روش انتشار اطلاعات (فن آوری و سخت افزار)،گسترش جغرافیایی و اجتماعی انتشار اطلاعات، و کمیت و محتوای اطلاعاتی که منتشر می‌شود اشاره کرد. این ویژگی‎ها تفاوت‎های کمی و کیفی این دوره با دورهای قبلی را نشان می‌دهد. بسط و توسعه رسانه‎ها و فناوری‎های نوین با تحول در ساختار و روابط اجتماعی تأثیر بسزایی بر تغییرات اجتماعی معاصر ما دارند و به طور اجتناب ناپذیر بر پدیده‎های دینی نیز تأثیر گذارند. مشخصه بارز عصر اطلاعات از بین رفتن مرزهای جغرافیایی و اجتماعی و خروج اطلاعات و دانش از انحصار یک عده خاص است لذا با ایجاد پدیده‎هایی نظیر گروه‎های اجتماعی جهانی یا سازمان‎های چند ملیتی مفاهیم قبلی طبقه، گروه اجتماعی و سازمان دچار تغییر می‌شود. روند مبادله اطلاعات دارای ماهیتی متفاوت از گذشته است وشبکه‎های اجتماعی جدیدی متمایز از شبکه‎های اجتماعی سنتی ایجاد می‌شود.به عنوان مثال اگر قبلاً دین در دست طبقه‎ای خاص بود با توسعه اینترنت افرادی و طبقاتی پیدا می‌شوند که از طریق اینترنت به دانش دینی حتی بیشتر از یک کشیش یا یک روحانی معمولی دست خواهند یافت یا متخصصان جدیدی ظهور می‌یابند که تخصص حرفه‎ای پیشرفته تری از متخصصان حرفه‎ای سنتی در آن رشته دارند.
انتقال و گسترش مفاهیم دینی از شکل محدود و سنتی آن به مقیاسی وسیع و مدرن،خود تحولاتی گسترده در قشرهای مختلف جامعه ایجاد کرده است به نوعی که مخاطبین از قشری خاص در ساختار سنتی به مخاطبین چندقشری و چندجنسیتی در تحولات رسانه‎ای مدرن تبدیل شده و تغییرات مهم و متفاوتی را در جوامع به وجود آورده است.این توسعه مخاطب در دنیای رسانه‎ای دین منجر به تأثیرات گسترده‎ای در فهم و برداشت قشرهای مختلف جامعه از دین شده است. با وجود دین رسانه‎ای در واقع نوعی ساختارشکنی از فضای سنتی آموزش و تبلیغ دین که محدود به زمان و مکان و نیز محدود به جمعی خاص (نظیر مساجد) بوده است، صورت گرفته و تحولات مدرن رسانه‎ای ضمن در هم شکستن ساختار تک بعدی سنتی، تأثیرات را بر مخاطبان متنوع خود (بزرگ وکوچک، پیر و جوان، زن و مرد، تحصیل کرده و بی سواد، عوام ونخبه) چند بعدی ساخته است.
با ظهور مدرنیته دین به منزله یک نظام فرهنگی فراگیر جامعه در بسیاری از جوامع افول کرده است. جوامع جدید آن چنان به نهادهای مستقل تفکیک شده‎اند که به آسانی یک نظام معنایی فراگیر را که مدعی اقتدار در همه عرصه‎ها باشد نمی‎پذیرد. به نظر برگر با دنیوی شدن به عوامل رقیبی که موجد نظام‎های معنایی‎اند اجازه تکثر داده می‌شود لذا ویژگی انحصاری دین از آن سلب شده است.1 رسانه‎ها به عنوان رقبای دین در نظام اجتماعی جدید، خود در ایجاد نظام معنایی نقش ایفا می‌کنند. نیل پستمن معتقد است که فن آوری خود تبدیل به یک کیش شده که می‌کوشد همه چیز را تحت سلطه و انقیاد خود درآورد.
گفتمان دینی از محیط سازمان‎های دینی به سوی افکار عمومی و رسانه خارج شده است. رسانه‎ها به دین قدرت سیاسی می‌بخشند چنان که ورود چاپ و استفاده پروتستانتیزم از آن موجب تضعیف قدرت رم و نشر دیدگاه‎های لوتر شد. از طریق چاپ (تنها رسانه سنتی در آن زمان) او توانست با گسترش دیدگاه‎های خود در برابر اقتدار رم بایستد و مکتب خود را گسترش دهد.در دنیای امروز نیز با گسترش ارتباطات و رسانه دین با تلویزیون وارد خانه‎ها می‌شود. در جامعه سکولار دین از خانه‎ها دور شده بود اما رسانه‎ها امروزه با پرداختن به دین آن را وارد زندگی خصوصی کردند. در حقیقت یک موضوع خصوصی در یک رسانه عمومی مطرح شده است. در واقع با ورود رسانه، جهشی در توسعه مخاطب به وقوع پیوسته است که ابعادی گسترده و گوناگون به خود گرفته و قشر‎های مختلف سنی و جنسی اعم از توده و نخبه را در خود جای داده است. به تعبیر دیگر تغییر گفتمان درون دینی با ورود رسانه به گفتمان برو ن دینی تبدیل شده است به نحوی که دین به عنوان یک موضوع شخصی و محدود در اماکن مذهبی به سوی مسئله‎ای عمومی و اجتماعی در سطح افکار عمومی گسترده شده است. دیگر آن ابزار دینی برای فهم و درک دینی کافی نیستند و گفتمان داخل دین و راجع به دین به شکل سنتی دچار بحران شده است.
موضوع دین رسانه‎ای در حقیقت تبیین کننده تحولاتی است که در حوزه دین و دینداری با ورود رسانه‎ها به موضوع دین ایجاد می‌شود. با زوال نهادهای دینی، رسانه‎ها مهم‌ترین بازیگران حوزه عمومی شدند به نحوی که تعیین کننده دسترسی به آن حوزه‎اند و این موقعیت نهادهای دینی را همانند سایر نهادها تحت تاثیر قرار می‌دهد. زوال ساختار دینی با روند دیگری نیز مرتبط بوده است و آن روند روزافزون فردگرایی است. به همین دلیل هم اکنون در جهان غرب تعدادی سازمان «فراکلیسایی» ایجاد شده و حوزه گسترده‎ای از فعالیت‎ها، پیوند‎ها، خدمات و فراورده‎ها ایحاد شده که دلالت‎های مذهبی دارد. این مشابهت در ارزش‎ها و نمادها به زعم هوور و لاندبای یکی از کارکردهای رسانه‎ها در کالایی کردن فرهنگی است.
در این مقاله سعی شده است مفهوم « دین رسانه ای» بیشتر شکافته شود و ارتباط بین دین و رسانه در قالب مفهوم دین رسانه‎ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
1. برگر، 1967: 457.   


                        

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.002 Seconds