فدک - ولایت فقیه - کیفیت استناد به روایات در مورد حق حکومت فقها و راویان حدیث
آخرین تغییرات : 2018-02-28تعداد بازدید : 373

کیفیت استناد به روایات در مورد حق حکومت فقها و راویان حدیث



چه استدلالی برای قانع کردن کسانی که می‌گویند در زمان غیبت به ما دستور داده شده که به راویان حدیث مراجعه کنیم یعنی فقها تنها راویان حدیثند نه حاکم و حق حکومت ندارند وجود دارد؟

با سلام و تشکر از مکاتبه مجدد، به صورت خلاصه در پاسخ به این رویکرد، افزون بر دلایل نقلی و عقلی متعدد که پیرامون اثبات حکومت دینی و ولایت فقیه در عصر غیبت وجود دارد، توجه و دقت در محتوای همین احادیث نیز مبین لزوم ولایت فقیه است زیرا ؛ از یکسو فلسفه مراجعه به راویان احادیث، تحقق و عمل به احکام اسلامی است . و از سوی دیگر احکام الهی تنها در ابعاد فردی خلاصه نمی‎شود بلکه شامل ابعاد وسیع سیاسی و اجتماعی است. و تحقق آن در همه زمان‎ها نیازمند تشکیل حکومت است که دین ولایت و سرپرستى آن را بر عهده دارد و در آن قانون و هنجارهاى دینى ملاک عمل باشد لذا باید کسى در رأس آن قرار ‏گیرد که- علاوه بر دارا بودن شرایط عام لازم براى رهبرى یک جامعه - از دو ویژگى دیگر نیز برخوردار باشد 1.شناخت دقیق نظام حقوقى و احکام و هنجارهاى الهى و توان کشف و استنباط آنها از منابع و مصادر اصلى، در برخورد با مسائل گوناگون سیاسی و اجتماعی (فقاهت) 2 .پاى‏بندى به احکام الهى (عدالت)، دورى از دنیاپرستى و دیگر اوصاف نکوهیده (تقوا). که در روایات فراوان مورد تاکید قرار گرفته است. نظیر: 1 . مقبوله عمر بن حنظله: «عمر بن حنظله مى گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم درباره دو مرد از خودمان که در باب دین و میراث نزاعى دارند آن گاه به نزد سلطان یا قاضیان جهت حل آن حضور یافتند آیا این عمل جایز است؟ حضرت فرمود: هر کس در موارد حق یا باطل به آن‎ها مراجعه کند در واقع از طاغوت مطالبه قضاوت کرده است و آن چه طغیانگر به آن حکم کرده باشد به باطل اخذ نموده است اگر چه حق به نفع او باشد; زیرا به حکم طاغوت آن را گرفته است و خداوند فرموده است از کافر فرمان مبرید. پرسیدم پس چه کند؟ امام فرمود: به کسانى از شما که حدیث ما را روایت مى کنند و در حلال ما دقت مى کنند و احکام ما را مى دانند نظر کنند; پس باید او را به عنوان حاکم پذیرا باشند; زیرا من او را بر شما حاکم قرار دادم و هرگاه به حکم ما حکم کند و از او پذیرفته نشود حکم خدا کوچک شمرده شد و ما را رد کرده است و آن که ما را رد کند، خدا را رد کرده است و این به اندازه شرک به خداوند است ». (شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 18، ص 99; کلینى، پیشین، ج 1، ص 67.) این حدیث بیانگر آن است که فقیهان از سوى امامان معصوم علیهم السلام به عنوان حاکم تعیین شده‎اند و شیعیان در مورد اختلافات خود باید به افرادى مراجعه کنند که به حلال و حرام الهى آگاهى دارند. کسانى که حکم آنان را بپذیرند، حکم خدا را پذیرفته‎اند و کسانى که حکم آنان را رد کنند حکم خدا را رد کرده اند. برخى معتقدند که این حدیث صرفا ولایت فقیه بر امور قضایى را ثابت مى کند. در پاسخ باید گفت که جمله «فانى قد جعلته علیکم حاکما» کلى و مطلق است و قضاوت، امارت و حکومت را شامل مى شود. در واقع حدیث در صدد تعمیم شان فقیه در سؤال است که هم در مورد سؤال و هم فراتر از آن شامل است، به ویژه که حضرت در پاسخ تعبیر «حاکما» را به کار برده اند; از این رو اولا: آن حضرت از سویى مراجعه به سلطان ستمگر و قاضییان دولت نامشروع را مطلقا حرام کرده و احکام صادره از سوى آنان را گر چه صحیح باشد باطل و فاقد ارزش مى خوانند و از سوى دیگر شیعیان را جهت رفع نیازهاى اجتماعى و قضایى به فقهاى جامع شرایط ارجاع مى دهند. ثانیا با توجه به جمله «فانى قد جعلته علیکم حاکما» عالمان به احکام الهى یعنى فقیهان جامع شرایط را حاکم قرار داده اند. بنابراین فقها از جانب امام معصوم علیهم السلام ولى و حاکم شده‎اند و ولى فقیه در جامعه اسلامى حق حکم رانى و حکومتش مشروعیت دارد. در این صورت مردم موظف هستند از او اطاعت کنند . 2 . توقیع شریف که مرحوم صدوق در اکمال الدین از اسحاق بن یعقوب نقل مى کند که حضرت ولى عصر (عجل الله فرجه) در پاسخ وى به خط مبارکشان مرقوم فرمودند: «اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الى رواة حدیثنا فانهم حجتى علیکم و انا حجة الله علیهم » (شیخ حر عاملى، پیشین، ج 18، ص 101.) «در رخدادهایى که اتفاق مى افتد به راویان حدیث ما مراجعه کنید; زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنان هستم ». پر واضح است که مقصود از حوادث واقعه در این حدیث تنها بیان احکام نیست بلکه حوادث و پیشامدهاى اجتماعى که با مصالح عمومى جامعه ارتباط دارد و براى مردم اتفاق مى افتد منظور است; چرا که رجوع به فقیهان در احکام، از این طریق امرى بدیهى است مثلا با پیدایش مواد مخدر و در ارتباط با هجوم دشمنان به جامعه اسلامى و گرفتن امتیازاتى که به سلطه بیگانه منتهى مى شود، مانند امتیاز تنباکو، باید به فقیهان رجوع کرد. از سوى دیگر منظور از حجت بودن ایشان در همه شوؤن جامعه است و با وجود آنان براى اداره امور مردم و قضاوت، نمى توان به دیگران مراجعه کرد. منظور از راویان حدیث نیز کسانى هستند که به احادیث و حلال و حرام و... آگاهند; از این روى جمله «فانهم حجتى علیکم » بر این نکته دلالت دارد که فقیه همه شؤون امام معصوم را در جامعه اسلامى دارد. این روایت به عصر غیبت و جانشینى فقیهان شیعه در همه امور از جمله زمامدارى مردم نظر دارد. همان گونه که در عصر حضور مردم موظف به اطاعت از منصوب امام هستند و مخالفت با وى مخالفت با امام معصوم شمرده مى شود در زمان غیبت نیز مردم موظفند از فقیه که از سوى معصوم براى حاکمیت جامعه اسلامى منصوب شده است اطاعت کنند. ( ر.ک : دین و دولت در اندیشه اسلامی، محمد سروش، قم : بوستان کتاب ) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: 5/100132617)


    

2000-2016 CMS Fadak. ||| Version : 4.2-b1 ||| This page was produced in : 0.001 Seconds